1
00:01:41,820 --> 00:01:43,910
‫سـ-سطحی؟

2
00:01:44,490 --> 00:01:45,910
‫به عبارت دیگه، سرمازدگی.

3
00:01:46,470 --> 00:01:49,330
‫چیزی نمونمده بود یخ بزنی.

4
00:01:50,030 --> 00:01:53,260
‫،اگه با همچین اتومیلی تو این توفان و برف زیاد بمونی

5
00:01:53,260 --> 00:01:55,960
‫اون قسمت از بدنت که به اتومیل وصله دچار سرمازدگی میشه.

6
00:01:55,960 --> 00:01:58,840
‫،تا وقتی هم که روغنش رو عوض نکردی
‫نمیتونی راحت حرکت کنی.

7
00:01:59,410 --> 00:02:02,470
‫اتومیل اون یارو باکانر فرق داره؟

8
00:02:02,980 --> 00:02:06,480
‫فایده نداره دکتر. نمیتونم این کلاه خود رو جدا کنم.

9
00:02:06,680 --> 00:02:08,740
‫اه! اون سر منه!

10
00:02:10,670 --> 00:02:17,250
‫،همه اتومیلهای اینجا باید انعطاف پذیر
‫سبک و مقاوم دربرابر سرما ساخته بشن.

11
00:02:17,820 --> 00:02:24,740
‫،واسه همین با آزمون و خطا اتومیلی از دورالمین
‫فیبر کربن، نیکل و مس ساخته شد.

12
00:02:26,530 --> 00:02:28,800
‫فکر میکردم فقط از آهنه.

13
00:02:28,800 --> 00:02:31,110
‫بیخود نیست نتونستم خرابش کنم.

14
00:02:31,840 --> 00:02:35,970
‫هی دکتر، تو که خیال نداری همه اسرار رو فاش کنی؟

15
00:02:35,970 --> 00:02:37,260
‫چه عیب داره؟

16
00:02:37,540 --> 00:02:40,110
‫اون یک کیمیاگر دولتی معروفه.

17
00:02:41,030 --> 00:02:42,390
‫مطمئنی راست میگه؟

18
00:02:43,590 --> 00:02:45,410
‫ساعت جیبی نقره رو داره.

19
00:02:46,990 --> 00:02:49,210
‫همچین آدمی در حد یک سرگرده؟

20
00:02:51,030 --> 00:02:55,640
‫،اگه میخوای حالا حالاها اینجا تو شمال بمونی
‫باید اتومیل مخصوص هوای سرد رو بذاری.

21
00:02:56,890 --> 00:02:57,900
‫مکانیک اتومیلت کجا کار میکنه؟

22
00:02:58,430 --> 00:03:00,320
‫راش ولی.

23
00:03:01,200 --> 00:03:04,830
‫میدونسته مشتریش داره میاد شمال و اصلاً به خودش
‫زحمت نداده بهت اخطار بده و یک جایگزین واست بسازه؟

24
00:03:05,270 --> 00:03:09,300
‫خوب... من بهش نگفتم که دارم میام شمال.

25
00:03:10,800 --> 00:03:14,710
‫اگه نمیخوای بمیری، باید عوضش کنی؛
‫حتی اگه مکانیکت مجبور شه پاشه بیاد اینجا.

26
00:03:16,170 --> 00:03:17,440
‫باشه.

27
00:03:17,440 --> 00:03:19,230
‫قهوه میشه ۱۰۰ سنز.

28
00:03:20,700 --> 00:03:22,050
‫چه حقه پستی...

29
00:03:22,330 --> 00:03:24,860
‫تازه مزه این قهوه از مال
‫ستاد فرماندهی شرق هم بدتره.

30
00:03:24,860 --> 00:03:26,460
‫تقصیر خودته که حواست نبود.

31
00:03:26,820 --> 00:03:31,990
‫خوب؟ واسه چی اومدی شمال، با اون اتومیل معمولیت؟

32
00:03:31,990 --> 00:03:34,120
‫همینطوری اومدی بدون اینکه حتی از ستاد فرماندهی اجازه بگیری.

33
00:03:34,120 --> 00:03:35,440
‫راستی!

34
00:03:35,440 --> 00:03:39,500
‫ما با یک معرفینامه اومدیم اینجا ببینیم
‫،آیا سرلشگر آرمسترانگ بهمون کمک میکنه

35
00:03:39,500 --> 00:03:44,410
‫اما اون اصلاً گوش نداد ببینه من چی دارم میگم و
‫همش اراجیف میگفت که آنتنهای من رو میکنه...

36
00:03:45,520 --> 00:03:47,200
‫چیزی گفتی بچه فسقلی؟

37
00:03:47,720 --> 00:03:49,230
‫"فـ-فسقلی"...

38
00:03:49,230 --> 00:03:50,030
‫چیه؟

39
00:03:50,030 --> 00:03:51,730
‫اگه حرفی داری، بگو.

40
00:03:52,230 --> 00:03:54,210
‫مو-موهام...

41
00:04:02,140 --> 00:04:03,710
‫مسخره شدم...

42
00:04:09,260 --> 00:04:14,860
‫خوب... شنیدم شماها با برادر کوچیکم آلکس صمیمی هستین.

43
00:04:15,890 --> 00:04:16,860
‫حالش خوبه؟

44
00:04:18,080 --> 00:04:19,000
‫بله.

45
00:04:19,000 --> 00:04:21,080
‫عضلانی مثل همیشه.

46
00:04:21,080 --> 00:04:22,610
‫شاد و سرحال تا جائیکه میتونه.

47
00:04:24,030 --> 00:04:25,280
‫چه"؟"!

48
00:04:25,550 --> 00:04:26,830
‫ولش کن.

49
00:04:26,830 --> 00:04:30,790
‫بریم سر اصل مطلب، بگین چرا شماها اومدین اینجا دیدن من
‫بدون اینکه اول از ستاد فرماندهی اجازه بگیرین.

50
00:04:31,100 --> 00:04:34,580
‫درضمن، توضیح اینکه چرا اون زره خالیه، فراموش نشه.

51
00:04:36,530 --> 00:04:40,000
‫راستش... ترجیح میدم آدمهای زیادی از این موضوع بااطلاع نشن.

52
00:04:40,300 --> 00:04:42,170
‫نمیخواد نگران باشی.

53
00:04:42,170 --> 00:04:44,670
‫بیشتر افراد اینجا شرایط ویژه خودشون رو دارن.

54
00:04:44,670 --> 00:04:48,010
‫واسه ما هم خیلی مسایل پیش اومده که
‫نمیخوایم دیگران ازشون خبردار بشن.

55
00:04:48,470 --> 00:04:53,090
‫آخه موضوعیه که اگه دیگران بو ببرن
‫ممکنه من رو بفرسته دادگاه نظامی...

56
00:04:53,090 --> 00:04:55,480
‫من هم همچین جرم هایی انجام دادم.

57
00:04:56,350 --> 00:04:57,900
‫داداش، گوش کن.

58
00:04:58,660 --> 00:05:01,090
‫فکر نکنم تا حقیقت رو بهش نگفتیم، ازمون بگذره.

59
00:05:01,090 --> 00:05:03,360
‫اما وینری این وسط گروگانه.

60
00:05:03,790 --> 00:05:04,820
‫من یک فکری دارم.

61
00:05:04,820 --> 00:05:08,300
‫اون قسمتی که مربوط به فرمانده پیشوا
‫و همونکولوسهاست رو نمیگیم.

62
00:05:08,300 --> 00:05:09,720
‫دارین چی پچ پچ میکنین؟!

63
00:05:09,720 --> 00:05:10,780
‫تمام روز رو وقت ندارم!

64
00:05:11,380 --> 00:05:15,160
‫،پس فکر کنم بهتره اینطوری بگیم
‫"ما واسه پس گرفتن بدنهامون در سفریم".

65
00:05:24,630 --> 00:05:29,300
‫که اینطور. پس واسه همینه دنبال دختری میگردین
‫که این گربه رو با خودش این ور اون ور میبره.

66
00:05:31,210 --> 00:05:32,220
‫متوجه شدم.

67
00:05:32,580 --> 00:05:34,040
‫-پس به ما کمک می

68
00:05:34,040 --> 00:05:41,150
‫چیزی که من متوجه شدم اینه که شماها کله پوکهای بی مغزی هستین که بدون فکر
‫عمل میکنین و آخرش به خاطر بی دقتی هاتون باعث دردسر بیشتری میشین.

69
00:05:41,640 --> 00:05:44,150
‫دلم نمیخواد احمقهایی مثل شماها رو اینجا تو قلعه ام داشته باشم.

70
00:05:44,150 --> 00:05:49,160
‫واقعاً که... چرا افسرهای ارشد سنترال ابله هایی مثل شماها رو به زنجیر نمیکشن؟

71
00:05:49,670 --> 00:05:50,910
‫همین الآن از اینجا برین!

72
00:05:54,700 --> 00:05:58,750
‫چیزیه که دوست دارم بگم، اما من به کیمیاگری شرقی شدیداًعلاقمندم....

73
00:05:58,750 --> 00:06:02,670
‫شماها این دختره اهل زینگ رو میشناسین، نه؟

74
00:06:02,930 --> 00:06:04,670
‫آره... میشه اینطور گفت...

75
00:06:04,670 --> 00:06:07,010
‫این فن آوری ایه که تو این کشور نداریم.

76
00:06:07,010 --> 00:06:08,180
‫میخوامش.

77
00:06:08,520 --> 00:06:11,050
‫نیاز ما به فن آوری تمومی نداره.

78
00:06:11,050 --> 00:06:15,180
‫مخصوصاً تو این منطقه که مدام با ملت بزرگ دوراکما جنگ داریم.

79
00:06:15,470 --> 00:06:19,440
‫بسته به نحوه استفادمون، کیمیاگری شرقی
‫میتونه واسه جنگمون ابزار بسیار مفیدی باشه.

80
00:06:19,440 --> 00:06:20,690
‫یک لحظه صبر کنین!

81
00:06:21,030 --> 00:06:24,160
‫ویژگی اصلی کیمیاگری شرقی تخصصش در مصارف پزشکیه.

82
00:06:24,160 --> 00:06:24,690
‫-استفاده از اون واسه جنگ

83
00:06:24,850 --> 00:06:26,020
‫من بهت اجازه اظهار نظر دادم؟

84
00:06:26,020 --> 00:06:29,260
‫شماها هیچی نیستین جز سگهایی که غیر از پارس کردن
‫داخل مرزهای کشور، کار دیگه ای ازشون ساخته نیست.

85
00:06:29,750 --> 00:06:35,490
‫یک لحظه هم فراموش نکن که شما ابله ها دارین در آرامش
‫زندگی میکنین چون کسایی دارن از مرزها مراقبت میکنن.

86
00:06:35,950 --> 00:06:38,340
‫من مسئول حفاظت از مرزهای شمالی هستم.

87
00:06:38,340 --> 00:06:41,740
‫اگر فنی تو کارم بدرد بخوره، ازش استفاده میکنم.
‫حالا هرچی که میخواد باشه.

88
00:06:44,250 --> 00:06:46,950
‫پیدا کردن اون دخترکیمیاگره با ما.

89
00:06:47,450 --> 00:06:49,590
‫نمیخوام شماها از دژ خارج بشین.

90
00:06:51,450 --> 00:06:52,910
‫و، سرگرد مایلز.

91
00:06:52,910 --> 00:06:53,660
‫قربان؟

92
00:06:53,660 --> 00:06:55,100
‫به این دوتا یک وظیفه ای محول کن.

93
00:06:55,100 --> 00:06:55,890
‫ها-هان؟!

94
00:06:56,960 --> 00:06:59,390
‫".اگر کسی کار نکنه، غذا هم گیرش نمیاد"

95
00:07:00,310 --> 00:07:02,030
‫تو این حرفی نیست...

96
00:07:03,660 --> 00:07:06,900
‫ماجراهای سختی رو پشت سر گذاشتن.

97
00:07:07,120 --> 00:07:13,410
‫،هرچند به نظر میاد تو جنگیدن با تجربه ان
‫اما حالا مطمئنم در اصل چیزی جز بچه نیستن.

98
00:07:13,700 --> 00:07:14,910
‫یک چیز دیگه...

99
00:07:15,570 --> 00:07:19,410
‫ظاهراً اسراری دارن که نمیخوان با ما درمیون بذارن.

100
00:07:27,110 --> 00:07:30,740
‫ام، قراره ما چه کاری انجام بدیم؟

101
00:07:33,350 --> 00:07:38,350
‫اون دکتره گفت افراد زیادی اینجا شرایط خاص
‫خودشون رو دارن. شما هم همینطوری؟

102
00:07:41,250 --> 00:07:45,150
‫،شماها تمام چیک و پوک زندگمون رو ازمون پرسیدین
‫حالا بیخیالمون شدین؟ بنازم انصاف رو!

103
00:07:47,920 --> 00:07:49,150
‫واقعاً میخوای بدونی؟

104
00:07:53,740 --> 00:07:54,900
‫چشم قرمز؟!

105
00:07:54,900 --> 00:07:55,910
‫ایشبالی؟!

106
00:07:56,380 --> 00:07:57,540
‫چرا...

107
00:07:57,540 --> 00:08:02,340
‫من شنیدم تمام سربازهایی که از ایشبالی ها بودن
‫قبل از ویرانی ایشبال از ارتش پاکسازی شدن...

108
00:08:03,320 --> 00:08:07,010
‫من خون ایشبالی در رگهام دارم.

109
00:08:07,010 --> 00:08:11,620
‫اما مادربزرگم، پدرم، و همسرم اینطور نیستن.

110
00:08:12,990 --> 00:08:17,050
‫رنگ پوست و چشمهام از پدربزرگم بهم رسیده.

111
00:08:19,850 --> 00:08:21,280
‫آمستریها...

112
00:08:21,720 --> 00:08:25,330
‫شماها خوب با سرزمین اجدادی من
‫هر کاری دلتون خواست کردین، نه؟

113
00:08:32,720 --> 00:08:40,080
‫،شما ایشبالیها زادگاه من رو هم سوزوندین
‫حتی پدر مادر دوستم رو هم کشتین.

114
00:08:40,260 --> 00:08:41,580
‫بسه داداش!

115
00:08:52,490 --> 00:08:53,670
‫ببخشید.

116
00:08:54,180 --> 00:08:57,550
‫تو اولین کسی هستی که بعد از اینکه
‫این حرف رو بهش زدم، تو روی من وایسادی.

117
00:08:58,450 --> 00:08:59,970
‫داشتی من رو امتحان میکردی، آره؟

118
00:09:00,130 --> 00:09:01,610
‫معذرت میخوام.

119
00:09:02,070 --> 00:09:06,810
‫،مسئله اینه که بعد از اون جنگ
‫مردم به من به دیده ترحم نگاه میکنن.

120
00:09:06,810 --> 00:09:09,130
‫راستش رو بخواین، دیگه حالم داشت از این وضعیت بهم میخورد.

121
00:09:09,130 --> 00:09:10,610
‫ولی تو فرق داشتی.

122
00:09:12,590 --> 00:09:19,120
‫،خوب، من با ایشبالی هایی مواجه شدم که خواستن من رو بکشن
‫بعضی ها خواستن من رو بدزدن، با بعضی ها هم دوست شدم.

123
00:09:19,770 --> 00:09:22,310
‫واسه همین خیلی مسائل رو پشت سر گذاشتم.

124
00:09:23,940 --> 00:09:29,370
‫و تازه، من معتقدم آدمها باید بتونن بدون توجه به
‫نژادشون، مثل دو تا هم نوع با هم حرف بزنن.

125
00:09:38,600 --> 00:09:43,010
‫سرگرد مایلز شما زمان نسل کشی به ارتش ملحق شدین؟

126
00:09:43,010 --> 00:09:44,020
‫آره.

127
00:09:45,000 --> 00:09:48,200
‫اون موقع هم دستیار سرلشگر آرمسترانگ بودم.

128
00:09:49,100 --> 00:09:51,920
‫،نسل کشی درست بعد از اینکه اینجا مستقر شدم، شروع شد

129
00:09:52,280 --> 00:09:56,300
‫و تمام خویشاوندان ایشبالیم، از پدربزرگم
‫گرفته، همه تو شرق کشته شدن.

130
00:09:56,800 --> 00:10:00,700
‫من هم نزدیک بود گیر این آیین نامه پاکسازی بیفتم
‫اما جون سالم بدر بردم.

131
00:10:01,250 --> 00:10:03,700
‫از ارتش متنفر نشدین؟

132
00:10:03,910 --> 00:10:06,710
‫هر سؤالی میخوای میپرسی، هان؟

133
00:10:08,370 --> 00:10:10,490
‫دوست ندارم ناآگاه باشم.

134
00:10:11,410 --> 00:10:13,460
‫معذرت میخوام اگه زیاده روی کردم.

135
00:10:14,370 --> 00:10:17,380
‫یک کیمیاگر دولتی ناآگاه باشه، ها...

136
00:10:21,860 --> 00:10:24,260
‫از کاری که ارتش کرد، متنفر شدم.

137
00:10:24,260 --> 00:10:29,350
‫و درعین حال نسبت به سرلشگر واسه اینکه
‫من رو به عنوان دستیارش نگه داشته بود، مشکوک شدم.

138
00:10:30,210 --> 00:10:36,280
‫بودن کسی مثل من، یک ایشبالی، این اطراف
‫میتونست با سربازهای دیگه مشکل به بار بیاره.

139
00:10:36,520 --> 00:10:41,760
‫،با اینحال سرلشگر من رو اخراج نمیکرد
‫واسه همین من عصبانی شدم و دلیلش رو ازش پرسیدم.

140
00:10:43,580 --> 00:10:47,540
‫بریگز سقوط نمیکنه، حالا هر اتفاقی که میخواد بیفته.

141
00:10:48,310 --> 00:10:54,020
‫همه سربازان اینجا باید قوی، انعطاف پذیر و کاملاً فرمانبردار باشن.

142
00:10:54,020 --> 00:10:58,540
‫اونها باید ارتش محکمی بسازن که تحت هر شرایطی آرامشش رو حفظ کنه.

143
00:10:59,160 --> 00:11:02,890
‫به بیان دیگه، جایی واسه نژاد پرستی وجود نداره.

144
00:11:04,730 --> 00:11:12,270
‫،از اونجائیکه خون نژادهای مختلفی در رگهاته
‫این کشور رو از زوایای مختلف و با ارزشهای متفاوت میبینی.

145
00:11:12,630 --> 00:11:18,840
‫چون من یک آمستری متولد و بزرگ شدم، به کسی
‫مثل تو در کنارم احتیاج دارم تا بتونم به اوج برسم.

146
00:11:18,840 --> 00:11:22,580
‫از دستورات من بدون کوچکترین شکایتی پیروی کن، مایلز!

147
00:11:23,330 --> 00:11:25,320
‫کاملاً منطقی.

148
00:11:25,320 --> 00:11:27,540
‫لازم به گفتن نیست که هیچ فریبی تو حرفهاش نبود.

149
00:11:28,390 --> 00:11:35,190
‫بعدش من ازش پرسیدم: "با این حال، اگه خون ایشبالی من
‫"نتونست ارتش رو ببخشه و بر من مسلط شد چی؟.

150
00:11:35,640 --> 00:11:37,550
‫فکر میکنی اون چه جوابی داد؟

151
00:11:37,550 --> 00:11:39,800
‫خیلی خوب. بیا جلو.

152
00:11:39,800 --> 00:11:43,050
‫به عنوان نماینده ارتش، هر وقت خواستی باهات دوئل میکنم.

153
00:11:43,270 --> 00:11:44,480
‫این چیزیه که گفت.

154
00:11:44,480 --> 00:11:46,360
‫چه زن شیطانی ای.

155
00:11:46,360 --> 00:11:48,560
‫البته وقتی یک گردان پشتشه، گفتن این حرف معلومه که آسونه.

156
00:11:48,560 --> 00:11:50,560
‫نه، من کاملاً مطمئنم...

157
00:11:50,560 --> 00:11:52,710
‫توی یک دوئل تک به تک نصفت میکنم!

158
00:11:52,710 --> 00:11:54,480
‫چشمهاش داشتن این رو میگفتن....

159
00:12:00,980 --> 00:12:02,890
‫قانون جهانی این پایگاه رو میدونین؟

160
00:12:02,890 --> 00:12:05,070
‫بقای اصلح"، آره؟"

161
00:12:05,260 --> 00:12:06,340
‫درسته.

162
00:12:06,340 --> 00:12:10,070
‫،کسانیکه قدرت نداشته باشن میمیرن
‫و کسانیکه قدرت داشته باشن، زنده میمونن.

163
00:12:10,070 --> 00:12:14,390
‫این همیشه درسته، تحت هر شرایطی.

164
00:12:14,390 --> 00:12:15,830
‫خیلی ساده اس.

165
00:12:16,070 --> 00:12:21,260
‫هیچ زیردستی، بالادستی، و هیچ تفاوتی
‫بین نژادها، ملیت ها و جنس زن و مرد وجود نداره.

166
00:12:26,430 --> 00:12:28,500
‫نمونه خوبی از مفهوم بقای اصلح.

167
00:12:28,500 --> 00:12:30,930
‫تو جون سالم بدر بردی چون شانس آوردی.

168
00:12:33,160 --> 00:12:35,830
‫مثل اینکه افرادی که مسئول تمیزکاری
‫قندیلهای یخ بودن، تنبلی کردن.

169
00:12:36,240 --> 00:12:37,830
‫این الآن وظیفه شماست.

170
00:12:38,200 --> 00:12:41,320
‫به یکی از افرادم میگم وقتی کارتون تموم شد
‫ببرتتون داخل رو یک دور نشونتون بده.

171
00:12:45,740 --> 00:12:47,680
‫من قدم به اون بالا نمیرسه!

172
00:12:47,680 --> 00:12:49,300
‫هان؟ نکنه که...

173
00:12:51,650 --> 00:12:53,060
‫ستوانیار فالمن!

174
00:12:53,060 --> 00:12:54,580
‫برادران الریک!

175
00:12:54,580 --> 00:12:56,270
‫شما ها اینجا چیکار میکنین؟

176
00:12:56,270 --> 00:12:59,670
‫خودتون چی؟ من فکر میکردم شما به ستاد فرماندهی شمال منتقل شدی؟

177
00:12:59,910 --> 00:13:04,170
‫دراصل از ستاد فرماندهی شمال به اینجا فرستاده شدم.

178
00:13:04,450 --> 00:13:06,210
‫شما به درجه ستوان دومی ترفیع پیدا کردین؟!

179
00:13:06,210 --> 00:13:07,180
‫آره.

180
00:13:07,370 --> 00:13:09,900
‫-اوه! تبریک میگم واسه ترفیع د

181
00:13:09,900 --> 00:13:12,320
‫اما چرا شما مسئول قندیلهای یخین؟

182
00:13:12,320 --> 00:13:15,790
‫اگه دارین اینجا کارهای افسرهای وظیفه رو انجام میدین...

183
00:13:16,930 --> 00:13:19,690
‫مثل اینکه این آخرین ترفیع درجه تون بوده.

184
00:13:19,880 --> 00:13:21,570
‫ساکت شین!

185
00:13:25,350 --> 00:13:27,050
‫اینجا محل پیشرفت و توسعه مونه.

186
00:13:28,100 --> 00:13:28,950
‫وای! اون دیگه چیه؟

187
00:13:29,600 --> 00:13:36,460
‫اونها دارن به دستور سرلشگر آرمسترانگ سلاحهایی
‫با استفاده از پیشرفته ترین فن آوری کشور میسازن.

188
00:13:37,120 --> 00:13:39,130
‫حتی اتومیل مخصوص مبارزه؟

189
00:13:39,130 --> 00:13:39,760
‫آره.

190
00:13:39,760 --> 00:13:40,880
‫بیاین یک چیز دیگه هم نشونتون بدم.

191
00:13:50,120 --> 00:13:52,810
‫اینجا پایینترین سطح بریگزه.

192
00:13:53,550 --> 00:13:55,130
‫اینجا واقعاً گرمه.

193
00:13:55,130 --> 00:13:56,560
‫با وضعیت اون بالا زمین تا آسمون فرق میکنه.

194
00:13:57,180 --> 00:14:00,160
‫شاهرگ بریگز اینجا میاد.

195
00:14:00,160 --> 00:14:04,680
‫،حتی اگه هم بالای قلعه مورد حمله قرار بگیره
‫بخش مرکزی زیرزمین دست نخورده باقی میمونه.

196
00:14:06,570 --> 00:14:08,280
‫از سر راهم برین کنار!

197
00:14:08,540 --> 00:14:10,310
‫راه رو سد نکنین!

198
00:14:10,950 --> 00:14:11,660
‫ببخشید.

199
00:14:11,660 --> 00:14:13,910
‫آهای بابی، بیا اینجا!

200
00:14:13,910 --> 00:14:15,110
‫این لوله اس.

201
00:14:21,150 --> 00:14:22,170
‫این صدا...

202
00:14:25,370 --> 00:14:26,610
‫داره از زیر زمین میاد.

203
00:14:26,610 --> 00:14:26,920
‫چی؟!

204
00:14:28,110 --> 00:14:30,680
‫انگار که... یک نفر داره زمین رو میکنه.

205
00:14:31,170 --> 00:14:35,100
‫نکنه که دوراکما ها دارن راه زیرزمینی از زیر قلعه درست میکنن؟!

206
00:14:35,100 --> 00:14:37,260
‫خیلی نزدیکه!

207
00:14:38,610 --> 00:14:39,810
‫چه دردسری...

208
00:14:40,320 --> 00:14:42,430
‫جداً، چه دردسری...

209
00:14:42,900 --> 00:14:46,040
‫اینقدر دردسره که ممکنه بمیرم.

210
00:14:46,890 --> 00:14:50,200
‫اما مردن هم دردسره.

211
00:15:10,900 --> 00:15:12,800
‫سُلف ج.کیمبلی؟

212
00:15:13,250 --> 00:15:19,150
‫اون تو یک ترن باری به سمت اینجا
‫بدجوری زخمی شد و پایین کوه بستری شد.

213
00:15:19,150 --> 00:15:21,810
‫تقاضا کرده که بریگز ازش حمایت کنه.

214
00:15:22,270 --> 00:15:25,700
‫کیمیاگر سرخ تو زندان آب خنک نمیخورد؟

215
00:15:26,130 --> 00:15:29,820
‫ظاهراً مرخص شده.
‫به دستور فرمانده پیشوا.

216
00:15:30,390 --> 00:15:31,770
‫مشکوکه.

217
00:15:34,060 --> 00:15:35,300
‫چی شده؟!

218
00:15:35,300 --> 00:15:37,330
‫مهاجمها قربان! از زیر زمین!

219
00:15:37,630 --> 00:15:39,000
‫چی؟!

220
00:15:55,010 --> 00:15:56,390
‫همونکولوس!

221
00:15:59,420 --> 00:16:00,710
‫لعنتی!

222
00:16:00,710 --> 00:16:05,900
‫پس اونها فهمیدن که ما برای پیداکردن راهی
‫واسه شکست همونکولوسها اومدیم اینجا؟!

223
00:16:17,720 --> 00:16:19,540
‫خوابت نبره!!!

224
00:16:22,350 --> 00:16:23,750
‫چیه؟

225
00:16:23,750 --> 00:16:25,820
‫خوب، میدونی.

226
00:16:25,820 --> 00:16:29,000
‫تو جریان ما رو از پدرت تو سنترال شنیدی، آره؟

227
00:16:29,000 --> 00:16:30,560
‫آ-آره.

228
00:16:30,560 --> 00:16:34,760
‫ما اومدیم اینجا فقط دنبال راهی واسه پس گرفتن بدنهامون...

229
00:16:34,760 --> 00:16:36,930
‫شماها... کی هستین؟

230
00:16:38,890 --> 00:16:41,150
‫من... باید بِکنم.

231
00:16:41,150 --> 00:16:43,120
‫چه دردسری...

232
00:16:43,120 --> 00:16:45,440
‫چه دردسری...

233
00:16:46,030 --> 00:16:48,210
‫یک لحظه، نکنه که اون...

234
00:16:48,210 --> 00:16:52,940
‫آره. ممکنه نه پدر و نه فرمانده پیشوا
‫چیزی از ما بهش نگفتن.

235
00:16:56,450 --> 00:17:00,030
‫عوضیها! پس شماها جاسوس دوراکما هستین!

236
00:17:00,030 --> 00:17:01,690
‫نه نیستیم!

237
00:17:01,690 --> 00:17:04,540
‫پس چرا دارین با مهاجم مثل یک دوست حرف میزنین؟!

238
00:17:04,540 --> 00:17:06,400
‫ما دوست نیستیم!

239
00:17:06,400 --> 00:17:07,430
‫نمیتونین به من کلک بزنین!

240
00:17:07,430 --> 00:17:08,560
‫جلو راهه.

241
00:17:08,560 --> 00:17:10,290
‫ما دروغ نمیگیم!

242
00:17:10,290 --> 00:17:11,090
‫ما فقط...

243
00:17:18,950 --> 00:17:21,560
‫اینجا... خیلی جا هس.

244
00:17:21,900 --> 00:17:23,980
‫من کجام؟

245
00:17:25,200 --> 00:17:29,400
‫دیگه مجبور نیستم بکنم؟

246
00:17:29,400 --> 00:17:30,600
‫آتش!

247
00:17:34,930 --> 00:17:36,780
‫گلوله ها اثر ندارن؟!

248
00:17:39,860 --> 00:17:42,450
‫من... کجام؟

249
00:17:48,670 --> 00:17:51,240
‫خیلی بد شد! داره میره سمت محل پیشرفت و توسعه!

250
00:17:51,240 --> 00:17:51,960
‫برین دنبالش!

251
00:17:52,120 --> 00:17:53,350
‫با افراد اونجا تماس بگیر!

252
00:17:53,350 --> 00:17:54,590
‫ما هم باید دنبالش بریم!

253
00:17:54,590 --> 00:17:55,410
‫آره!

254
00:18:22,260 --> 00:18:23,280
‫گُنده اس...

255
00:18:25,880 --> 00:18:27,910
‫اینجا... گرمه...

256
00:18:28,240 --> 00:18:29,080
‫تکون نخور!

257
00:18:38,030 --> 00:18:38,880
‫آتیش رو خاموش کن.

258
00:18:38,880 --> 00:18:39,770
‫اطاعت!

259
00:18:50,450 --> 00:18:52,110
‫مطمئنم زدمش...

260
00:18:53,200 --> 00:18:54,230
‫فایده نداره رئیس!

261
00:18:54,230 --> 00:18:56,550
‫گلوله بهش کارگر نیست!

262
00:18:56,550 --> 00:18:57,650
‫چی گفتی؟!

263
00:18:58,440 --> 00:19:00,540
‫تمام غیر رزمی ها سریعاً از اینجا برن بیرون.

264
00:19:00,950 --> 00:19:02,070
‫آژیر رو هم خاموش کن.

265
00:19:02,620 --> 00:19:05,470
‫نذارین دوراکما ها بفهمن اینجا خبریه.

266
00:19:05,960 --> 00:19:07,710
‫آوردمش رئیس!

267
00:19:08,790 --> 00:19:10,680
‫قبلاً تست شده؟

268
00:19:11,100 --> 00:19:12,840
‫همین چیزی لازم نیست.

269
00:19:13,280 --> 00:19:15,460
‫این شاهکار با افتخار ما توسعه گرهاست!

270
00:19:15,670 --> 00:19:17,640
‫چاشنی گلوله رو بردار!

271
00:19:17,640 --> 00:19:18,760
‫اطاعت قربان!

272
00:19:28,890 --> 00:19:30,890
‫گلوله اول، آماده!

273
00:19:31,090 --> 00:19:32,230
‫آتش!

274
00:19:34,520 --> 00:19:35,730
‫خورد به هدف!

275
00:19:42,930 --> 00:19:45,740
‫اویی...

276
00:19:49,500 --> 00:19:53,790
‫درد کشیدن هم دردسریه...

277
00:19:57,150 --> 00:19:58,390
‫بیکار وای نستا!

278
00:19:58,390 --> 00:19:59,130
‫گلوله بعدی رو بذار!

279
00:20:02,570 --> 00:20:03,380
‫آتش!

280
00:20:17,780 --> 00:20:18,860
‫اویی...

281
00:20:20,090 --> 00:20:22,860
‫راستی، کارم رو یادم رفته بود.

282
00:20:24,270 --> 00:20:26,780
‫من باید بکنم.

283
00:20:46,870 --> 00:20:48,330
‫فایده نداره ژنرال!

284
00:20:48,330 --> 00:20:50,220
‫هر کاری هم کنیم، نمیمیره!

285
00:20:50,450 --> 00:20:51,680
‫نمیمیره؟!

286
00:20:52,290 --> 00:20:54,000
‫منظورت چیه؟!

287
00:20:54,000 --> 00:20:56,190
‫چرا تو اینقدر راجع به اون موجود میدونی؟!

288
00:20:57,770 --> 00:20:59,190
‫مـ- من...

289
00:21:00,210 --> 00:21:01,930
‫از مِن مِن کردن خوشم نمیاد!

290
00:21:01,930 --> 00:21:04,810
‫به هرچی که میتونی جواب بده!

291
00:21:04,810 --> 00:21:07,730
‫چطوری اون موجود رو میشناسی؟!

292
00:21:07,730 --> 00:21:09,160
‫جاسوس دوراکما یی؟!

293
00:21:09,350 --> 00:21:10,330
‫نه!

294
00:21:10,560 --> 00:21:12,470
‫پس اون موجود یک جاسوسه؟!

295
00:21:12,470 --> 00:21:14,140
‫فکر نمیکنم.

296
00:21:14,140 --> 00:21:16,010
‫اون شماها رو میشناسه؟!

297
00:21:16,010 --> 00:21:17,760
‫احتمالاً نه.

298
00:21:17,760 --> 00:21:19,840
‫اون چیه؟!

299
00:21:21,840 --> 00:21:23,460
‫نمیتونم جواب بدم.

300
00:21:23,460 --> 00:21:25,510
‫کی بهش دستور میده؟!

301
00:21:25,670 --> 00:21:26,970
‫نمیتونم جواب بدم!

302
00:21:28,010 --> 00:21:29,470
‫و چرا نمیتونی جواب بدی؟

303
00:21:31,310 --> 00:21:32,970
‫خواهش میکنم درک کنین...

304
00:21:36,980 --> 00:21:38,700
‫این آخرین سؤالمه.

305
00:21:38,700 --> 00:21:41,230
‫شماها میخواین با ما همکاری کنین؟

306
00:21:41,820 --> 00:21:44,440
‫من نمیخوام ببینم آدمهای اینجا بمیرن.

307
00:21:46,590 --> 00:21:48,240
‫بگو بدنش از چی ساخته شده.

308
00:21:49,030 --> 00:21:53,240
‫تقریباً مطمئنم که ساختار بدنش درست مثل آدمهاست.

309
00:21:53,980 --> 00:21:55,790
‫مثل آدمها، هان...

310
00:21:57,480 --> 00:22:00,830
‫باکانر برام سوخت تانک بیار.

311
00:22:00,830 --> 00:22:02,020
‫میخوام اون رو بریزم روش.

312
00:22:02,020 --> 00:22:02,700
‫اطاعت!

313
00:22:02,700 --> 00:22:04,350
‫دارم بهتون میگم، فایده ای نداره!

314
00:22:04,350 --> 00:22:06,220
‫حتی اگر آتیشش هم بزنین اون...

315
00:22:06,490 --> 00:22:09,470
‫از شلیکهای قبلی فهمیدم که نمیمیره.

316
00:22:09,900 --> 00:22:12,350
‫واسه همین بدنش رو از کارمیندازم.

317
00:22:12,970 --> 00:22:15,220
‫چیزی خیلی بدتر از شعله آتش نصیبش میکنم.

318
00:22:20,280 --> 00:22:22,560
‫بهتون نشون میدم ما چطوری تو بریگز عمل میکنیم.

319
00:22:25,000 --> 00:22:30,600
‫forums.animparadise.com
‫maloose

319
00:23:58,060 --> 00:23:59,870
‫تنه هایی که به هم برخورد میکنند..

320
00:23:59,870 --> 00:24:01,710
‫گلوله هایی که در هوا منفجر میشوند...

321
00:24:01,950 --> 00:24:06,230
‫نبرد با همونکولوسی که دفاع شمال رو با تهدید مواجه کرده.

322
00:24:06,230 --> 00:24:10,550
‫آیا ما برنده این نبرد هستیم؟ یا شاید...

323
00:24:11,370 --> 00:24:15,340
‫:قسمت بعدی، کیمیاگر تمام فلزی

324
00:24:15,340 --> 00:24:18,990
‫قسمت ۳۵، شکل این کشور.

325
00:24:19,960 --> 00:24:21,930
‫هر چیزی که سر راهمون قرار بگیره، از بین میره.

326
00:24:22,570 --> 00:24:24,750
‫این قانون شماله.