‫﻿۱
00:22:22,850 --> 00:22:32,850
‫forums.animparadise.com
‫Madman

2
00:01:34,090 --> 00:01:36,700
‫بهت نشون میدم که کارها رو تو بریگز چطوری انجام میدیم

3
00:01:37,020 --> 00:01:38,500
‫کارها رو تو بریگز چطور انجام میدین؟

4
00:01:39,280 --> 00:01:40,200
‫درسته

5
00:01:40,880 --> 00:01:43,080
‫کیمیاگر، باهامون همکاری کن

6
00:01:44,220 --> 00:01:45,300
‫داداش

7
00:01:45,300 --> 00:01:46,710
‫تو هم همینطور

8
00:01:47,060 --> 00:01:49,460
‫وایسا، من....

9
00:01:50,000 --> 00:01:52,510
‫تو تهدید شدی و مجبور شدی کمک کنی

10
00:01:52,880 --> 00:01:54,960
‫هیچکس به این خاطر نمیتونه سرزنش ات کنه، درسته؟

11
00:01:56,420 --> 00:01:57,540
‫این کیه؟

12
00:01:57,540 --> 00:01:59,240
‫اونم داداش ما هست

13
00:01:59,240 --> 00:02:00,820
‫خوب، تو هم کمک میکنی

14
00:02:02,450 --> 00:02:03,970
‫تند باشید راه برین مرده ها، تنبل بازی در نیارید

15
00:02:04,520 --> 00:02:06,830
‫بوکانیر، اونها رو ببر دروازه ی شماره ی هشت

16
00:02:06,830 --> 00:02:07,480
‫بله قربان

17
00:02:10,190 --> 00:02:11,280
‫حمله

18
00:02:11,280 --> 00:02:13,110
‫هلش بدید تو آسانسور

19
00:02:25,450 --> 00:02:28,410
‫چه...بد بختی ای...

20
00:02:30,850 --> 00:02:32,570
‫هل بدید ! هل بدید

21
00:02:34,680 --> 00:02:36,260
‫خوبه، میتونیم انجامش بدیم

22
00:02:36,420 --> 00:02:37,880
‫لوله ی تانک رو بچرخون

23
00:02:37,880 --> 00:02:39,590
‫بله قربان...

24
00:02:44,160 --> 00:02:45,470
‫مایلز، بفرستش بره

25
00:02:45,710 --> 00:02:46,930
‫بله قربان

26
00:02:53,630 --> 00:02:55,110
‫خوبه، تونستیم

27
00:03:04,990 --> 00:03:07,370
‫من..کجام؟

28
00:03:13,760 --> 00:03:15,330
‫حالا، بریزید

29
00:03:20,930 --> 00:03:22,050
‫خوبه

30
00:03:23,240 --> 00:03:24,970
‫حالا چی؟

31
00:03:25,180 --> 00:03:28,270
‫چطور از دورازه بندازیمش بیرون؟

32
00:03:26,410 --> 00:03:28,270
‫بو میده

33
00:03:42,320 --> 00:03:43,820
‫برو کنار فسقلی

34
00:03:56,000 --> 00:03:57,730
‫هی، یه بار دیگه

35
00:03:57,730 --> 00:03:58,670
‫مهماتمون تموم شد

36
00:03:58,830 --> 00:04:00,550
‫در این صورت...

37
00:04:04,650 --> 00:04:05,720
‫درد داشت..

38
00:04:13,600 --> 00:04:14,880
‫خوب

39
00:04:15,280 --> 00:04:18,360
‫سوخت ترکیبی شمالی هست

40
00:04:19,040 --> 00:04:24,780
‫حتی در دماهای پائین هم تبخیر میشه و همراه با این کار در عرض چند لحظه دمای بدن رو جذب میکنه

41
00:04:25,480 --> 00:04:27,450
‫بعلاوه، ما الان وسط زمستون هستیم

42
00:04:27,840 --> 00:04:30,350
‫تا مغز استخوانش یخ میزنه

43
00:04:32,980 --> 00:04:34,520
‫خیلی سرده...

44
00:04:35,630 --> 00:04:37,290
‫بدنم...

45
00:04:37,870 --> 00:04:41,980
‫تکون نمیخوره

46
00:04:46,330 --> 00:04:48,870
‫خیلی سخته..

47
00:04:57,690 --> 00:05:00,830
‫ابله، تا بهار به خواب زمستونی برو

48
00:05:01,760 --> 00:05:04,180
‫بوکانیر، این سه تا رو ببر

49
00:05:04,180 --> 00:05:05,090
‫بله قربان

50
00:05:05,090 --> 00:05:06,110
‫چی؟

51
00:05:08,120 --> 00:05:09,900
‫چـ-چرا؟

52
00:05:09,900 --> 00:05:11,240
‫ما کمکتون کردیم

53
00:05:10,500 --> 00:05:12,110
‫مجبور شدید

54
00:05:12,120 --> 00:05:14,120
‫این شکلی براتون راحتتر نیست؟

55
00:05:15,020 --> 00:05:20,880
‫و تا زمانی که هویت اون هیولا مشخص نشه ولتون نمیکنم، پس آماده باشید

56
00:05:29,770 --> 00:05:31,140
‫سرده

57
00:05:33,250 --> 00:05:34,320
‫دست بند؟

58
00:05:34,990 --> 00:05:36,960
‫صبح بخیر داداش

59
00:05:37,870 --> 00:05:40,220
‫درسته

60
00:05:40,220 --> 00:05:42,690
‫خوب کپه گذاشتی؟

61
00:05:43,430 --> 00:05:45,120
‫آره، اما..

62
00:05:49,550 --> 00:05:51,580
‫شنیدم افرادمون رو نجات دادی

63
00:05:52,640 --> 00:05:53,850
‫ممنون

64
00:05:53,850 --> 00:05:55,090
‫میشه ۱۰۰ چوق

65
00:05:56,300 --> 00:05:58,270
‫این برای سپاسگذاری نبود؟

66
00:05:58,270 --> 00:06:00,870
‫خبر جدیدی شده؟

67
00:06:00,870 --> 00:06:03,590
‫گروه پیشروی رفتن تا به اون سوراخ یه نگاهی بکنن

68
00:06:03,590 --> 00:06:05,590
‫باید دیگه سر و کلشون پیدا بشه

69
00:06:05,790 --> 00:06:08,950
‫و ستوان مایلز هم در بیمارستانه

70
00:06:08,950 --> 00:06:10,090
‫بیمارستان؟

71
00:06:10,250 --> 00:06:13,890
‫رفته اونجا تا یه بابایی رو ببینه که در جنگ با اسکار زخمی شده

72
00:06:14,510 --> 00:06:16,060
‫اسکار هم در شمال هست؟

73
00:06:16,700 --> 00:06:18,250
‫اینجایی

74
00:06:18,860 --> 00:06:20,170
‫بیداره

75
00:06:20,170 --> 00:06:21,480
‫بابت دیروز ممنون

76
00:06:22,060 --> 00:06:23,910
‫زندگی رفقامون رو نجات دادی

77
00:06:25,370 --> 00:06:29,240
‫شما ها خیلی به رفیقهاتون اهمیت میدین، درسته؟

78
00:06:29,930 --> 00:06:32,290
‫ما همه در بریگز خودمون رو یکپارچه احساس میکنیم

79
00:06:32,290 --> 00:06:35,190
‫و چون تو یکی از رفقامون رو نجات دادی، الان تو هم یکی از ما هستی

80
00:06:35,190 --> 00:06:37,220
‫- پس شما میتونید یکی از رفقاتون رو

81
00:06:37,220 --> 00:06:39,000
‫نه نمیتونیم

82
00:06:40,410 --> 00:06:42,660
‫شماها واقعا یکپارچه هستید...

83
00:06:44,180 --> 00:06:47,510
‫ظاهرا بدن اسکار در محل تصادف پیدا نشده

84
00:06:48,300 --> 00:06:50,920
‫امکانش هست که در منطقه داره میچرخه

85
00:06:51,350 --> 00:06:52,510
‫آره

86
00:06:52,930 --> 00:06:54,260
‫پسر...

87
00:06:54,260 --> 00:06:58,520
‫اول گربه، حالا هم باید دنبال اسکار بگردیم؟

88
00:06:59,480 --> 00:07:00,490
‫فهمیدم

89
00:07:02,060 --> 00:07:05,300
‫اسکار رو بسپر به ما و فقط روی خوب شدن تمرکز کن

90
00:07:05,300 --> 00:07:06,730
‫یه ثانیه وایسا

91
00:07:07,380 --> 00:07:09,650
‫میخوام که شما همه پاتون رو از این قضیه بزارید بیرون

92
00:07:09,950 --> 00:07:13,160
‫اون  ایشبالی شکار خودمه

93
00:07:14,120 --> 00:07:19,290
‫متاسفانه برای تو، ما تو بریگز انقدر هم مهربون نیستیم که بزاریم یه قاتل روانی هر کاری دلش میخواد بکنه

94
00:07:20,010 --> 00:07:22,770
‫ما به اصل  بقای برتر پایبندیم

95
00:07:24,990 --> 00:07:28,220
‫اگه یه لحظه دیر بجنبی میمیری، فهمیدی؟

96
00:07:28,970 --> 00:07:32,010
‫یه بار دیگه مزخرف بگو تادیگه نتونی پات رو از بیمارستان بزاری بیرون

97
00:07:34,630 --> 00:07:38,270
‫در بریگز بهمون دستور داده شده که مراقبت باشیم

98
00:07:39,070 --> 00:07:40,620
‫پس اینجا بمون

99
00:07:45,400 --> 00:07:48,300
‫همونطور که یادم میاد، ایشبالی ها خیلی جالب هستن

100
00:07:51,780 --> 00:07:54,360
‫کیمبلی، چطوری؟

101
00:07:55,050 --> 00:07:58,880
‫زودتر از اون چیزی که انتظار داشتم اینجا اومدید سرتیپ ریون

102
00:07:58,880 --> 00:08:01,370
‫بعد از اینکه در مورد جراحتت شنیدم سریع اومدم اینجا

103
00:08:01,370 --> 00:08:03,380
‫نگرانم کردی

104
00:08:03,790 --> 00:08:07,590
‫این چیزی که نگرانشی ، درسته؟

105
00:08:10,710 --> 00:08:12,280
‫بسیار خوب

106
00:08:12,280 --> 00:08:13,720
‫وقت رفتن سر کار هست

107
00:08:14,040 --> 00:08:16,690
‫اما همونطور که میبینی من...

108
00:08:18,090 --> 00:08:20,970
‫یه دکتر آوردم که تو کیمیاگری مهارت داره

109
00:08:21,170 --> 00:08:22,970
‫و سنگ رو هم داریم

110
00:08:23,490 --> 00:08:25,500
‫خیلی سریع خوب میشی

111
00:08:35,190 --> 00:08:38,490
‫کیمیاگری شرقی واقعا سخته

112
00:08:38,750 --> 00:08:42,250
‫به خصوص این مفهوم"رگهای اژدها

113
00:08:42,720 --> 00:08:44,500
‫برای توصیف قدرتی که درون زمین جریان داره به کار میره

114
00:08:45,210 --> 00:08:46,500
‫قدرتی که درون زمین جریان داره؟

115
00:08:48,070 --> 00:08:49,640
‫راحتش رو بخوای توضیح بدی

116
00:08:49,640 --> 00:08:55,720
‫قدرتی هست که بعد از در آمدن قله ی کو ها به زمین برمیگرده و زمین رو حاصلخیز میکنه

117
00:08:55,720 --> 00:08:59,510
‫به عنوان رودخانه ای در نظر بگیر که درون زمین هست

118
00:09:00,000 --> 00:09:04,350
‫فهمیدن اون چرخش قدرت، ورودی و خروجی هست

119
00:09:08,100 --> 00:09:11,400
‫میتونی برای هر چیزی بکارش ببری

120
00:09:12,180 --> 00:09:14,900
‫وقتی میگی هر چیزی ، بدن انسان رو هم شامل میشه؟

121
00:09:15,600 --> 00:09:16,920
‫آره، میشه

122
00:09:16,920 --> 00:09:18,820
‫برای مثال...کمرتون

123
00:09:20,180 --> 00:09:21,620
‫پاهام...

124
00:09:22,070 --> 00:09:23,650
‫یا ، درست اینجا

125
00:09:25,400 --> 00:09:28,750
‫چرا بعد از اینکه گردنم بهش فشار اومد حس کردم تو چشمام هست؟

126
00:09:28,750 --> 00:09:31,840
‫دکتر مارکو، باید مراقب بدنتون باشید

127
00:09:31,840 --> 00:09:34,420
‫قدرت درون بدنتون در خیلی جاها ایستاده

128
00:09:35,220 --> 00:09:37,030
‫حالا فهمیدم...

129
00:09:37,030 --> 00:09:39,930
‫پس اینه که تبدیل از راه دور رو ممکن میسازه

130
00:09:41,680 --> 00:09:44,680
‫پس کیمیاگری شما از رگهای اژدها استفاده نمیکنه؟

131
00:09:44,920 --> 00:09:48,880
‫اره، ما از انرژِی حرکات پوسته ی زمین استفاده میکنیم

132
00:09:48,880 --> 00:09:53,940
‫انرژِ بی اندازه بزرگی که توسط زمین  لرزه و آتش فشان آزاد میشه

133
00:09:54,200 --> 00:09:57,730
‫کیمیاگری این کشور از این انرژیِ استفاده میکنه

134
00:09:58,300 --> 00:09:59,950
‫اما این نیست

135
00:10:01,840 --> 00:10:04,840
‫از وقتی پام رو تو این کشور گذاشتم حس میکنم یه جای کار میلنگه

136
00:10:05,450 --> 00:10:08,080
‫وقتی رفتم زیرزمین مرکز فهمیدم چی هست...

137
00:10:08,640 --> 00:10:11,570
‫اما این قدرت، که در زیرپاهامون جریان داره...

138
00:10:12,360 --> 00:10:15,180
‫بیشتر شبیه اینه که از حرکتهای هزاران آدم به وجود میاد

139
00:10:17,580 --> 00:10:22,280
‫تا انرژی ای که توسط حرکات پوسته زمین

140
00:10:31,800 --> 00:10:32,690
‫بزرگه

141
00:10:33,310 --> 00:10:35,940
‫یه گروه باید بتونه از بینش بگذره

142
00:10:35,940 --> 00:10:39,200
‫تونل به صورت منحنی هست

143
00:10:40,000 --> 00:10:42,450
‫اما هیچ نشانی ای از آدم اونجا نیست

144
00:10:44,250 --> 00:10:45,510
‫اسبها رو ببرید پائین

145
00:10:45,510 --> 00:10:46,650
‫بله قربان

146
00:10:46,650 --> 00:10:48,280
‫و اون سه تا رو هم بیارید اینجا

147
00:10:52,720 --> 00:10:56,460
‫پسر..خیلی بزرگه

148
00:10:56,720 --> 00:11:00,950
‫باورم نمیشه که بدون اینکه ما فهمیده باشیم تونسته باشه نفوذ کنه

149
00:11:00,950 --> 00:11:03,930
‫پس این اولین باری هست که به بریگز نفوذ شده؟

150
00:11:04,470 --> 00:11:06,220
‫آره، از وقتی که من اینجا اومدم

151
00:11:06,900 --> 00:11:12,230
‫اما تقریبا ۲۰ سال پیش در اواسط زمستان به یه نگهبان حمله شد

152
00:11:12,930 --> 00:11:17,390
‫ظاهرا یه زن مرموز غذا و وسایل ازشون میدزدیده

153
00:11:18,310 --> 00:11:21,490
‫یه ماه کامل در زمستون در بریگز بودم

154
00:11:21,490 --> 00:11:23,110
‫باید اون بوده باشه...

155
00:11:26,090 --> 00:11:27,620
‫فکر کنم تا اینجا کافیه

156
00:11:28,240 --> 00:11:29,470
‫بیاید پائین

157
00:11:31,690 --> 00:11:32,620
‫حالا...

158
00:11:32,970 --> 00:11:35,620
‫لازم نیست که اینجا نگران باشی که کسی گوش وایساده باشه

159
00:11:36,200 --> 00:11:38,650
‫تمام چیزی رو که میدونی بهم بگو

160
00:11:39,330 --> 00:11:40,630
‫منظورم همه چیز هست

161
00:11:42,140 --> 00:11:43,720
‫چیزی رو مخفی نکن

162
00:11:44,410 --> 00:11:49,760
‫وقتی ازت پرسیدم که درباره ی هیولا بهم بگی ، گفتی موقعیتت رو درک کنم، درسته؟

163
00:11:50,890 --> 00:11:55,350
‫کم و بیش باور کردی که من موقعیتت رو درک کردم

164
00:11:55,920 --> 00:12:01,400
‫ممکن بود هر لحشه کشته بشی با اینحال اون کلمه ها رو گفتی

165
00:12:01,830 --> 00:12:05,410
‫پس فهمیدم که چیزی رو داری که باید ازش محافظت کنی حتی اگه به قیمت جونت تموم بشه

166
00:12:05,590 --> 00:12:07,410
‫برای مثال، یه گروگان

167
00:12:10,080 --> 00:12:12,410
‫میخوام که مزخرف گفتن رو قطع کنی

168
00:12:12,710 --> 00:12:14,200
‫حقیقت رو بهم بگو

169
00:12:19,080 --> 00:12:20,780
‫به کمکت احتیاج داریم

170
00:12:24,570 --> 00:12:27,930
‫سنگ فلاسفه...هومونکلوس...

171
00:12:28,510 --> 00:12:32,630
‫کینگ برادلی، و مردی که به نام پدر هست....

172
00:12:32,630 --> 00:12:34,920
‫و تمام مقامهای بالا گناهکار هستن

173
00:12:35,350 --> 00:12:37,600
‫پس همونطور که فکر میکردیم، مردم گروگان گرفته شدن

174
00:12:38,440 --> 00:12:42,000
‫یکی از دوستهات که مکانیک اتومیل هست و  افراد موستانگ...

175
00:12:42,670 --> 00:12:48,380
‫ما با شرق تمرینهای مشترک زیادی انجام میدیم، پس هاووک و هاوک آی رو میشناسم

176
00:12:49,040 --> 00:12:51,110
‫از دست دادن اونها خیلی بده

177
00:12:51,480 --> 00:12:52,810
‫دوست داشتم میتونستم کاری کنم

178
00:12:53,250 --> 00:12:56,080
‫کلنل موستانگ چی؟

179
00:12:57,100 --> 00:12:59,710
‫زیاد به اون اهمیت نمیدم

180
00:13:00,230 --> 00:13:04,500
‫اگه بمیره برای من بهتر میشه، دیگه نگران رقیب نمیشم

181
00:13:05,960 --> 00:13:09,040
‫چیزی که مهمه، باید فکر کنیم که چکار باید بکنیم

182
00:13:09,520 --> 00:13:12,750
‫شما کیمیاگرها این راه زیرزمینی رو چطور میبینید؟

183
00:13:21,650 --> 00:13:25,780
‫فکر نکنم این تونل از دراکما کنده شده باشه

184
00:13:26,600 --> 00:13:32,540
‫این فقط یه فرضیه هست، اما مثل اینکه این تونل برای ساخت یه دایره ی بزرگ درست شده

185
00:13:32,540 --> 00:13:33,330
‫یه دایره؟

186
00:13:34,200 --> 00:13:39,330
‫یه دایره که گردش قدرت در کیمیاگری رو کنترل میکنه و عامل خیلی مهمی هست

187
00:13:40,460 --> 00:13:42,100
‫حالا برای برابر کردنش...

188
00:13:44,160 --> 00:13:49,850
‫ستوان فالمن، تو حادثه های بزرگی رو که باعث کشتار زیادی شد رو بلدی؟

189
00:13:49,850 --> 00:13:50,970
‫کشتار؟

190
00:13:52,840 --> 00:13:54,310
‫اون چطور...

191
00:13:59,960 --> 00:14:03,730
‫حادثه ی ریویره در جولای هزاره پانصد و پنجاه و هشت

192
00:14:03,730 --> 00:14:06,000
‫بزار ببینم...ریویره

193
00:14:07,390 --> 00:14:11,140
‫جنگ داخلی در کامورن در اکتر سال هزارو ششصد و شصت و یک

194
00:14:11,970 --> 00:14:15,790
‫حادثه ی ثوپ من در فبریه ی هزارو هفتصد و نود و نه

195
00:14:15,790 --> 00:14:17,210
‫تو فسک اتفاق افتاد

196
00:14:18,200 --> 00:14:21,790
‫در ۱۸۱۱ در نبرد ویزلی

197
00:14:22,340 --> 00:14:28,760
‫اولین جنگ در مرزهای جنوبی در اکتر سال ۱۸۳۵ اتفاق افتاد، شما جایی که شهر جنوبی الان هست

198
00:14:29,580 --> 00:14:34,660
‫دومین جنگ در مرزها در می ۱۹۱۱ اتفاق افتاد، در جنوب فورست

199
00:14:35,340 --> 00:14:36,770
‫پندلتون در غرب چی؟

200
00:14:37,530 --> 00:14:41,280
‫یه عالمه سرباز در جنگ با کرتها، کشور همسایه کشته شدن

201
00:14:41,660 --> 00:14:45,920
‫و در ۱۹۱۴ شورش لیور

202
00:14:45,920 --> 00:14:47,280
‫تلفات شدیدی داشت

203
00:14:47,510 --> 00:14:48,520
‫- وایـ

204
00:14:48,520 --> 00:14:50,610
‫یه شورش؟ چرا؟

205
00:14:51,110 --> 00:14:57,060
‫مگه ما موقعیت رو به پایگاه شرقی بعد از فاش کردن روحانی تقلبی اطلاع ندادیم؟

206
00:14:57,060 --> 00:14:58,460
‫ارتش مرکز بود

207
00:14:59,050 --> 00:15:02,690
‫اونها اومدن و ارتش شرق رو مجبور به کناره گیری کردن

208
00:15:02,690 --> 00:15:06,000
‫لیور بعد از اون آشفته بازی شد

209
00:15:06,000 --> 00:15:07,310
‫امکان نداره..

210
00:15:07,310 --> 00:15:08,200
‫لعنتی

211
00:15:08,200 --> 00:15:10,780
‫تمام فلزی، کاری رو که داشتی انجام میدادی ادامه بده

212
00:15:13,140 --> 00:15:14,180
‫میدونم

213
00:15:17,360 --> 00:15:20,540
‫حالا این نقطه ها رو بهم وصل میکنیم

214
00:15:23,620 --> 00:15:24,810
‫چطور ممکنه؟

215
00:15:25,030 --> 00:15:29,150
‫درست شبیه اون دایره ی تبدیلی هست که در آزمایشگاه شماره ی پنج پیدا کردیم

216
00:15:30,190 --> 00:15:33,870
‫یه دایره برای ساخت سنگ کیمیا، که از آدم استفاده میکنه...

217
00:15:34,140 --> 00:15:39,090
‫چقدر آدم با همچین دایره ی بزرگی میمیرن؟

218
00:15:40,100 --> 00:15:46,090
‫یه بار از انوی پرسیدم میخوان که از این کشور استفاده کنن و سنگ کیمیا بسازن

219
00:15:46,590 --> 00:15:52,090
‫اما اون خندید و گفت که نزدیک هستم

220
00:15:52,670 --> 00:16:00,100
‫در گذشته به اد گفتم که اون حتما میتونه حقیقت واقعی رو بفهمه، که در فرای حقیقت هست

221
00:16:00,770 --> 00:16:05,630
‫منظور من از حقیقت سنگ بود که از آدمهای زنده ساخته میشد

222
00:16:06,210 --> 00:16:10,740
‫و منظورم از فرای حقیقتریال وجود کسانی هست که پشت قضیه هستن

223
00:16:10,960 --> 00:16:16,740
‫و حقیقت فرای حقیقت ساخت سنگ کیمیا از تمام این کشور هست

224
00:16:16,740 --> 00:16:19,690
‫اما این آخرش نیست

225
00:16:19,690 --> 00:16:23,470
‫نمیدونیم اونها قصد دارن که آخرش چکار کنن

226
00:16:24,120 --> 00:16:26,750
‫همینطور جاودانگی رو هم نمیدونیم، چیزی که تو دنبالشی

227
00:16:27,400 --> 00:16:30,530
‫پس نباید دنبال سنگ کیمیا باشی

228
00:16:31,290 --> 00:16:38,310
‫باید با استفاده از دانش من در کیمیاگری  و تو در کیمیاگری شرقی این پژوهش ها رو رمزگشایی کنیم

229
00:16:38,310 --> 00:16:39,260
‫درسته

230
00:16:43,910 --> 00:16:47,270
‫قدیمیترینش ۱۵۵۸ هست...

231
00:16:47,870 --> 00:16:50,250
‫درست بعد از پایه گذاری آمستریس

232
00:16:50,700 --> 00:16:55,620
‫بدون اعلام جنگ، آمستریس به ریوره یورش میبره، کشوری که همسایه بوده

233
00:16:56,300 --> 00:16:57,030
‫وایسا

234
00:16:58,670 --> 00:17:00,030
‫این...

235
00:17:00,480 --> 00:17:03,450
‫ارتش در تمام اینها دست داشته

236
00:17:04,660 --> 00:17:08,400
‫کودتا...جنگ داخلی....همینطور لیور

237
00:17:08,840 --> 00:17:11,940
‫ارتش مرکزی میومده و آتش جنگ رو شعله ورتر میکرده

238
00:17:12,580 --> 00:17:14,260
‫از موقعی که کشور به وجود اومده؟

239
00:17:15,430 --> 00:17:22,560
‫کشور ما به عنوان یه ملت کوچیک شروع کرد اما با ضمیمه کردن کشورهای کوچیک اطراف بزرگ شد

240
00:17:23,590 --> 00:17:25,300
‫پس برای ساختن این دایره بوده؟

241
00:17:26,630 --> 00:17:35,570
‫پس اونها نمیخوان که از این کشور استفاده کنن، این کشور رو ساختن که نقششون رو تحقق بدن

242
00:17:36,690 --> 00:17:38,000
‫کشور ما...

243
00:17:41,310 --> 00:17:43,410
‫پس آقای هیوز...

244
00:17:43,410 --> 00:17:47,830
‫آره، اون دایره ی تبدیل رو قبل از مرگش دید

245
00:17:48,620 --> 00:17:53,680
‫چون اون در ساختمونی بود که در اونجا ملاقات برای لشکر کشی انجام میشد بیشتر از همه به منابع اطلاعاتی دسترسی داشت

246
00:17:54,070 --> 00:17:57,560
‫- اون اولین نفری بود که این کشور یه مشکلی داره

247
00:17:58,650 --> 00:18:01,760
‫کیمیاگر ایالتی، سگ ارتش

248
00:18:01,760 --> 00:18:05,930
‫اصلا میدونید این کشور چه کاری میخواد بکنه؟

249
00:18:05,930 --> 00:18:11,310
‫فکر میکنی تمام این موفقیت ها فقط به وسیله ی آدمها به وجود اومده؟

250
00:18:11,310 --> 00:18:15,360
‫اگه میدونستی، میفهمیدی برای چی اینکارو میکنم

251
00:18:17,720 --> 00:18:19,030
‫اصلا خوشم نمیاد

252
00:18:20,260 --> 00:18:23,580
‫به نقشه نگاه کنید، مکان بعدی که کشتار میشه....

253
00:18:23,920 --> 00:18:28,260
‫تنها منطقه ی باقی مونده بریگز هست

254
00:18:28,260 --> 00:18:32,790
‫اون خوکهای توی مرکز برای قلعه ی من چه نقشه ای کشیدن؟

255
00:18:32,790 --> 00:18:34,210
‫فرمانده

256
00:18:34,690 --> 00:18:36,560
‫لطفا سریع به پایگاه برگردید

257
00:18:36,560 --> 00:18:39,230
‫سرتیپ ریون از مرکز برای بازدید اومده

258
00:18:41,080 --> 00:18:42,970
‫پس بهمون وقتی برای فکر کردن ندادن، ها؟

259
00:18:44,440 --> 00:18:45,840
‫ژنرال آرمسترانگ

260
00:18:47,200 --> 00:18:49,230
‫یه چیزی هست که میخوام برام انجامش بدید

261
00:18:51,210 --> 00:18:54,730
‫میتونید سعی کنید و ریون رو فریب بدید؟

262
00:18:57,660 --> 00:19:01,590
‫متاسفم که منتظرتون گذاشتم سرتیپ ریون

263
00:19:02,120 --> 00:19:03,760
‫نه، نباش

264
00:19:04,240 --> 00:19:06,380
‫تقصیر من هست که بدون خبر دادن اومدم اینجا

265
00:19:07,270 --> 00:19:09,790
‫ژنرال آرمسترانگ به زودی میان

266
00:19:09,790 --> 00:19:10,750
‫- لطفا دنبال من بیاید

267
00:19:10,500 --> 00:19:11,660
‫درسته

268
00:19:12,030 --> 00:19:13,630
‫یه مهمان براتون آوردم

269
00:19:14,030 --> 00:19:18,370
‫ستوان مایلز، میتونید دژ رو به ایشون نشون بدید؟

270
00:19:19,610 --> 00:19:22,470
‫از ملاقاتتون خوشبختم ستوان مایلز

271
00:19:28,520 --> 00:19:30,340
‫کیک سیب وینری

272
00:19:31,710 --> 00:19:34,600
‫چیزی بود که کفتم وقتی میخوام بدنم برگشت بخورم

273
00:19:34,600 --> 00:19:39,320
‫فکر کنم چیزهای مهمتری دایرم که دربارشون فکر کنیم

274
00:19:40,130 --> 00:19:42,770
‫نگران نباش، میتونی یه روز بخوری

275
00:19:43,950 --> 00:19:50,450
‫بعد از اینکه بدنمون رو پس گرفتیم و اون عوضی ها رو یه حال اساسی بهشون دادیم که میخوان از این کشور برای کارهی خودشون استفاده کنن

276
00:19:51,150 --> 00:19:52,170
‫آره

277
00:19:53,490 --> 00:19:56,170
‫بایت شلوغی متاسفم سرتیپ

278
00:19:56,410 --> 00:19:58,620
‫توسط دشمن مورد حمله قرار گرفتیم

279
00:19:58,620 --> 00:19:59,670
‫حمله؟

280
00:20:00,330 --> 00:20:05,490
‫تونستیم از پسش بر بیایم، اما اون چیز.....چیزیه که بهش میگن هیولا

281
00:20:05,930 --> 00:20:08,260
‫منظورتون از هیولا چیه؟

282
00:20:09,230 --> 00:20:11,430
‫هر کاری میکردیم نمیمرد

283
00:20:11,430 --> 00:20:13,070
‫اوه

284
00:20:13,860 --> 00:20:15,940
‫به نظر دردسرسازه

285
00:20:17,180 --> 00:20:22,690
‫شخصا فکر میکنم اسلحه ی زیستی از دراکما هست اما برادران الریک...

286
00:20:24,120 --> 00:20:28,540
‫اتفاقی کیمیاگر تمام فلزی و برادر کوچیکش رو گیر انداخیتم

287
00:20:29,500 --> 00:20:34,420
‫مثل اینکه چیزی در مورد هیولا میدونن اما هیجی نمیگن

288
00:20:35,350 --> 00:20:42,990
‫باعث مصیبت میشد که کیمیاگر ایالتی ای که با پیشوا کار میکنه یه جاسوس دراکمایی باشه برای همین ما دستگریش کردیم

289
00:20:42,990 --> 00:20:44,560
‫میخواید ببینیدشون؟

290
00:20:46,040 --> 00:20:46,930
‫اره

291
00:20:48,140 --> 00:20:49,910
‫واقعا چیزی نمیگن؟

292
00:20:50,310 --> 00:20:50,930
‫آره

293
00:20:51,510 --> 00:20:55,690
‫حتی ادعا میکنن که برای تحقیق در مورد تبدیل ارگانیسم زنده و یا همچین چیزی اومدن

294
00:20:55,690 --> 00:20:59,930
‫واقعا مرموز هستن، بیشتر از این نمیشه شک کرد

295
00:21:04,500 --> 00:21:09,680
‫حتی به فکر شکنجشون هم افتادم اما من در اصل یه زن هستم

296
00:21:10,190 --> 00:21:12,080
‫نمیتونم یه بچه رو اینطوری اذیت کنم

297
00:21:12,080 --> 00:21:14,600
‫قلبم جریحه دار میشه...

298
00:21:15,070 --> 00:21:16,240
‫اره، درسته

299
00:21:16,240 --> 00:21:19,110
‫هسته ی ملکه از یخ ساخته شده

300
00:21:21,180 --> 00:21:26,520
‫پس حتی تو که لقب "دیوار شمالی بریگز"رو داری در برابر بچه ها مهربونی نشون میدی، ها؟

301
00:21:28,280 --> 00:21:35,600
‫عجیب نیست اگه تو این سن یکی دوتا بچه داشته باشم اما در این کارها خیلی دیر جنبیدم

302
00:21:36,070 --> 00:21:37,300
‫در مورد چی صحبت میکنی؟

303
00:21:37,300 --> 00:21:39,300
‫تو باید خیلی خاطر خواه داشته باشی

304
00:21:39,660 --> 00:21:40,610
‫نه، نه

305
00:21:41,450 --> 00:21:45,110
‫پیر شدن تجربه ی ناخوش آیندی هست، درسته؟

306
00:21:45,580 --> 00:21:48,360
‫کاملا از پیر شدن میترسم

307
00:21:49,040 --> 00:21:53,630
‫اسلحه ی زیستی دراکما بدن شگفت انگیزی داشت

308
00:21:54,750 --> 00:21:56,330
‫یه بدن جاودان

309
00:21:56,960 --> 00:21:58,730
‫مثل رویا نیست؟

310
00:22:01,980 --> 00:22:06,840
‫چی میگی اگه بهت بگم که زیاد از دور از واقعیت نیست؟

311
00:22:14,760 --> 00:22:16,180
‫بگو ببینم ژنرال...

312
00:22:17,310 --> 00:22:21,190
‫به بدنی کامل و حاودان علاقه ای داری؟

313
00:22:21,420 --> 00:22:22,850
‫گیر افتاد

