‫﻿۱
00:01:34,490 --> 00:01:38,820
‫پس تو میگی که ژنرال آرمسترانگ در ناپدید شدن ریون دست داره؟

2
00:01:38,820 --> 00:01:39,990
‫تقریبا مطمئنم

3
00:01:39,990 --> 00:01:43,540
‫اما مطمئنم که هیچ مدرکی باقی نذاشته

4
00:01:44,070 --> 00:01:44,950
‫راست میگی

5
00:01:45,350 --> 00:01:50,160
‫خوب، کار ما در اختیار گرفتن این دژ هست.....

6
00:01:50,160 --> 00:01:55,270
‫موقعی که اون روباه داره توسط چند تا ببر تو مرکز بازخواست میشه

7
00:02:03,100 --> 00:02:05,350
‫این ژنرال آرمسترانگ خودمون نیست

8
00:02:06,420 --> 00:02:08,770
‫هنوز باورم نمیشه که تو به مرکز منتقل شدی

9
00:02:08,770 --> 00:02:10,150
‫از چه رابطه ای استفاده کردی؟

10
00:02:10,460 --> 00:02:12,770
‫من اعتقاد دارم که توانایی هام باعثش بوده

11
00:02:18,430 --> 00:02:20,780
‫چی شده که امروز اومدید اینجا؟

12
00:02:21,160 --> 00:02:23,320
‫توسط پیشوا احظار شدم

13
00:02:23,320 --> 00:02:25,700
‫ممکنه نتونم برای مدتی به بریگز برگردم

14
00:02:27,060 --> 00:02:28,240
‫برای مدتی؟

15
00:02:28,690 --> 00:02:31,470
‫پس برای یه بار هم شده با شام دعوتت میکنم

16
00:02:31,470 --> 00:02:32,580
‫این یه دعوته؟

17
00:02:33,290 --> 00:02:36,130
‫اگه تا ورشکست بشی بزاری بخورم ، مشکلی نمیبینم که نیام

18
00:02:36,550 --> 00:02:38,580
‫پس فکر کنم بی خیال غذا بشم...

19
00:02:38,580 --> 00:02:41,920
‫هم جیبت و هم تخمات اندازه ی نخود هست

20
00:02:42,590 --> 00:02:45,160
‫نظرت در مورد چند شاخه گل چیه؟

21
00:02:47,090 --> 00:02:50,070
‫تو مرکز پر از گلفروشی هست

22
00:02:50,810 --> 00:02:51,600
‫که اینطور

23
00:02:56,820 --> 00:02:58,110
‫میتونی بیای تو

24
00:02:58,110 --> 00:02:59,110
‫بله قربان

25
00:03:08,810 --> 00:03:12,120
‫ژنرال آرمسترانگ.....

26
00:03:12,120 --> 00:03:16,500
‫بیا بگو ببینم ستوان ریون چطور غیبش زده

27
00:03:17,280 --> 00:03:18,760
‫چکار کردی؟

28
00:03:19,400 --> 00:03:21,440
‫نمیتونم این رو مخفی کنم

29
00:03:22,390 --> 00:03:28,770
‫چرا مردی به بزرگی شما یه آدم ابله مثل ریون رو در کنار خودش داره؟

30
00:03:30,750 --> 00:03:33,400
‫پس خلاصش کردی

31
00:03:33,400 --> 00:03:35,120
‫به اون احتیاج ندارید

32
00:03:35,580 --> 00:03:39,320
‫همچین زیردستی با این دهن لقی به هیچ کارتون نمیاد

33
00:03:40,270 --> 00:03:43,530
‫ستوان ریون چی بهتون گفت؟

34
00:03:43,530 --> 00:03:45,410
‫یه چیزی در مورد ارتش جاویدان....

35
00:03:45,410 --> 00:03:48,880
‫تاریخ این کشور و  هویت اصلی شما

36
00:03:49,550 --> 00:03:52,790
‫اون چیزهای زیادی بهم گفت حتی اونهایی که ازش نپرسیدم

37
00:03:54,500 --> 00:03:59,040
‫پس با اینحال به احضار من جواب مثبت دادی؟

38
00:03:59,040 --> 00:04:03,300
‫بله، برای درخواست اون صندلی که برای اون ابله بوده

39
00:04:05,750 --> 00:04:09,010
‫جالبه، همونطور که ازت انتظار داشتم

40
00:04:10,300 --> 00:04:13,650
‫بسیار خوب، میتونی مقام رو بدست بیاری

41
00:04:13,650 --> 00:04:18,650
‫در عوض یکی از افرادم رو برای کنترل کردن بریگز قرار میدم، مشکلی نداری؟

42
00:04:19,180 --> 00:04:20,860
‫هر طور میلتان هست، قربان

43
00:04:21,360 --> 00:04:24,400
‫اونها سربازهای قدرتمندی هستن که خودم با دقت فراوان آموزش دادم

44
00:04:24,400 --> 00:04:27,030
‫مطمئنم که از اونها راضی میشید

45
00:04:27,730 --> 00:04:32,790
‫جالبه، سعی ات رو بکن انسان

46
00:04:38,060 --> 00:04:40,670
‫نابرده رنج گنج میسر نمیشود

47
00:04:41,060 --> 00:04:43,920
‫پس ژنرال با خواست خودش درون لونه ی دشمن رفت

48
00:04:44,360 --> 00:04:47,430
‫آره، اینجا هم الان برای اونهاست

49
00:04:47,430 --> 00:04:50,080
‫اما اونها خبر ندارن...

50
00:04:50,430 --> 00:04:59,900
‫بریگز مثل سنگی بزرگ میمونه که میتونه با اراده ای یک دست عمل کنه، حتی اگه رئیس اش اونجا نباشه

51
00:05:00,770 --> 00:05:04,690
‫از الان، جنگی هست بین ببر و خرس

52
00:05:12,490 --> 00:05:14,490
‫اون صندلی برای کسی نیست؟

53
00:05:16,780 --> 00:05:17,620
‫نه

54
00:05:20,560 --> 00:05:22,210
‫کارها چطوره؟

55
00:05:22,210 --> 00:05:23,760
‫همونطور که میبینید

56
00:05:24,670 --> 00:05:27,610
‫نمیتونم کارهام رو انجام بدم مگر اینکه در حال غذا خوردن هم کار کنم

57
00:05:28,770 --> 00:05:29,760
‫و تو؟

58
00:05:30,310 --> 00:05:33,500
‫خیلی چیزها برای به خاطر سپردن هست، کاملا سرم شلوغه

59
00:05:34,080 --> 00:05:37,130
‫اما پیشوا کارهاش رو خیلی سریع انجام میده، برای همین لازم نیست که زیاد نگران باشم

60
00:05:37,130 --> 00:05:38,650
‫اون بیخودی وقت طلف نمیکنه، بر عکس بعضی ها

61
00:05:40,030 --> 00:05:42,320
‫فکر کنم این بحث داره به راهی میره که من اصلا ازش خوشم نمیاد

62
00:05:49,200 --> 00:05:50,320
‫یادم اومد...

63
00:05:53,860 --> 00:05:55,960
‫مثل اینکه اسکار تو شماله

64
00:05:57,380 --> 00:05:59,250
‫همینطور برادران الریک

65
00:06:01,010 --> 00:06:02,170
‫که اینطور

66
00:06:04,100 --> 00:06:07,260
‫همکلای هایم لوسی و یان هم در شمال هستن

67
00:06:07,260 --> 00:06:08,880
‫بهم خیلی چیزا رو گفتن

68
00:06:10,610 --> 00:06:14,040
‫اگه درست یادم باشه، شمال و شرق میخوان که در بهار تمرین مشترک انجام بدن

69
00:06:14,040 --> 00:06:19,640
‫بله، ما خیلی اوقات بوسیله ی ستوان مایلز و کاپتان بوکانیر شکست خوردیم

70
00:06:20,220 --> 00:06:22,740
‫مایلز...بوکانیر....

71
00:06:23,260 --> 00:06:27,520
‫یورک، ایدا، اسکار و همینطور.....

72
00:06:28,990 --> 00:06:35,680
‫هاووک، اوسکار، میکی، یونی، نورا، چارلی....

73
00:06:35,680 --> 00:06:38,040
‫باز هم یونی، بعد لوسی....

74
00:06:39,960 --> 00:06:42,950
‫باز هم یونی، بعدش ...استرلینگ

75
00:06:44,800 --> 00:06:47,950
‫سلیم برادلی هومونکلوس هست

76
00:06:52,530 --> 00:06:55,670
‫فکر کنم این امکان نداره

77
00:06:58,550 --> 00:07:02,340
‫چه اتفای قراره در مرکز بیفته؟

78
00:07:13,130 --> 00:07:14,260
‫پسر

79
00:07:16,660 --> 00:07:18,450
‫هی، تو که اونجایی

80
00:07:19,040 --> 00:07:20,160
‫لعنت

81
00:07:20,160 --> 00:07:21,670
‫نگران نباش

82
00:07:23,450 --> 00:07:24,790
‫اینجا

83
00:07:27,600 --> 00:07:28,640
‫چیه؟

84
00:07:28,640 --> 00:07:30,090
‫بیا

85
00:07:30,090 --> 00:07:34,550
‫کمی تعجب نکردی؟

86
00:07:34,550 --> 00:07:37,060
‫اگه تعجب کنم بهم چیزی میدی؟

87
00:07:37,060 --> 00:07:40,520
‫فکر کنم همیشه بیخیالی، ازت خوشم میاد

88
00:07:40,520 --> 00:07:42,570
‫اسمت چیه؟

89
00:07:42,940 --> 00:07:44,350
‫برده ی شماره ی ۲۳

90
00:07:44,350 --> 00:07:48,370
‫من که عددت رو نپرسیدم، اسم اصلی ات رو میخوام

91
00:07:48,670 --> 00:07:50,790
‫اسمی ندارم، یه برده هستم

92
00:07:50,790 --> 00:07:51,980
‫برده؟

93
00:07:51,980 --> 00:07:58,060
‫مردمی که حقشون و آزادیشون گرفته شده و مثل یه وسیله مبادله میشن؟

94
00:07:58,060 --> 00:07:59,160
‫مبادله؟

95
00:07:59,160 --> 00:08:03,220
‫برای جابه جایی درست و از این چیزها

96
00:08:04,650 --> 00:08:07,210
‫خیلی باهوش نیستی، مگه نه؟

97
00:08:07,210 --> 00:08:08,530
‫خفه شو

98
00:08:08,530 --> 00:08:13,260
‫نمیفهمم چطور از کسی مثل تو به دنیا اومدم

99
00:08:14,350 --> 00:08:17,220
‫تو کسی بودی که بهم خون داد، درسته؟

100
00:08:19,860 --> 00:08:23,030
‫ازم یه عالمه خون گرفتن برای استفاده در تحقیقات...

101
00:08:23,430 --> 00:08:27,730
‫من به دنیا اومدم چون تو بهم خون دادی

102
00:08:28,710 --> 00:08:31,820
‫ممنون.مممم....

103
00:08:32,190 --> 00:08:35,280
‫برده ی شماره ی ۲۳ خیلی ناجوره

104
00:08:35,280 --> 00:08:37,640
‫پس بهت یه اسم میدم

105
00:08:37,640 --> 00:08:39,490
‫فکر میکنی که چه خری هستی؟

106
00:08:39,490 --> 00:08:43,380
‫یه اسم باحال نمیخوای؟ بزار ببینم....

107
00:08:43,380 --> 00:08:47,860
‫تئو...تئوفراستوس بومباستوس

108
00:08:46,820 --> 00:08:47,860
‫خیلی بلنده

109
00:08:49,020 --> 00:08:54,210
‫خیلی بلند نباید باشه، یا تو نمیتونی به خاطر بسپاریش، هیچ چی نباشه یه ابله تمام عیاری

110
00:08:54,210 --> 00:08:55,430
‫دیگه اون کلمه رو نگو

111
00:08:56,120 --> 00:08:57,710
‫نظرت در مورد "ون" چیه؟

112
00:08:57,710 --> 00:09:00,780
‫ون هوهنهایم

113
00:09:01,120 --> 00:09:02,720
‫ون هوهنهایم، ها؟

114
00:09:03,200 --> 00:09:05,540
‫باید بتونم این رو به خاطر بسپارم

115
00:09:05,540 --> 00:09:07,130
‫یه جوری هجی میکنی انگار...

116
00:09:07,130 --> 00:09:09,910
‫وایسا، نمیتونی چطور بخونی و بنویسی؟

117
00:09:09,910 --> 00:09:12,730
‫احتیاج ندارم بدونم چطور کار میکنه

118
00:09:12,730 --> 00:09:14,570
‫کار برای برده، درسته؟

119
00:09:16,860 --> 00:09:19,350
‫تو آزادی و حقوق نمیخوای؟

120
00:09:19,350 --> 00:09:25,230
‫میخوای که عمرت رو به سر برسونی بدون اینکه این حقوق طبیعی انسانی رو بدست بیاری؟

121
00:09:26,770 --> 00:09:31,120
‫درست مثل این ظرف گیر افتادن میمونه

122
00:09:32,970 --> 00:09:36,340
‫میخوام اطلاعاتم رو با تو شریک بشم، ون هوهنهایم

123
00:09:38,620 --> 00:09:43,270
‫هی...تو چی هستی؟

124
00:09:44,200 --> 00:09:45,540
‫باید چی صدات کنم؟

125
00:09:46,020 --> 00:09:51,690
‫کوچولوی توی فلاسک. پس صدام کن....هومونکلوس

126
00:10:04,720 --> 00:10:09,170
‫همه جیز از یکی ساخته شده و بالاخره یه مبدا برمیگرده

127
00:10:10,260 --> 00:10:12,670
‫به معنی دیگه، یکی همه چیزه

128
00:10:12,670 --> 00:10:15,360
‫همه چیز به حاطر یک یگانه وجود دارن...

129
00:10:15,360 --> 00:10:17,760
‫و همه چیز درون یگانه هست

130
00:10:17,760 --> 00:10:21,440
‫اگه همه چیز رو شامل نشه، پس هیچ چیزی وجود نداره

131
00:10:23,040 --> 00:10:24,090
‫قبول شدی

132
00:10:24,870 --> 00:10:28,700
‫الان یه کیمیاگری کاملی، هوهنهایم

133
00:10:29,890 --> 00:10:32,030
‫هنوز به اندازه ی کافی خوب نشدم که روی پای خودم وایسم

134
00:10:32,510 --> 00:10:35,550
‫استاد، توانایی من خیلی از شما کمتره

135
00:10:38,820 --> 00:10:40,290
‫میدونی، واقعا ممنونم

136
00:10:40,290 --> 00:10:41,690
‫برای چی؟

137
00:10:41,690 --> 00:10:45,910
‫به خاطر اینکه بهم آموزش دادی، من میتونم همچین زندگی راحتی داشته باشم

138
00:10:46,370 --> 00:10:48,570
‫خوشحال هم هستم که شاگرد محبوب استادم

139
00:10:49,280 --> 00:10:53,580
‫حتی ممکنه که با کسی در آینده ازدواج کنم و خانواده ی خودم رو داشته باشم

140
00:10:53,890 --> 00:10:55,920
‫یه خانواده، ها؟

141
00:10:55,920 --> 00:10:58,160
‫آدمها موجودات غیر طبیعی هستن، مگه نه؟

142
00:10:58,160 --> 00:11:02,930
‫گونه ای که تا جامعه ای نسازن و گسترشش ندن نمیتونن زندگی کنن

143
00:11:02,930 --> 00:11:04,810
‫اونطوری صحبت نکن

144
00:11:05,210 --> 00:11:10,440
‫شاید به نظرت ایلهانه باشه، اما داشتن دوست و خانواده....

145
00:11:10,880 --> 00:11:14,140
‫ممکنه باعث خوشحالی بشه

146
00:11:14,440 --> 00:11:15,850
‫برای ما آدمها

147
00:11:15,850 --> 00:11:17,670
‫واقعا؟

148
00:11:17,670 --> 00:11:20,200
‫پس تو خوشحالی رو در چی میدونی؟

149
00:11:20,890 --> 00:11:22,150
‫بزار ببینم...

150
00:11:22,760 --> 00:11:28,930
‫نمیخاوم که طماع باشم، اما خارج شدن از این فلاسک میتونه خوشحالم کنه

151
00:11:38,100 --> 00:11:39,800
‫ابدیت...

152
00:11:40,260 --> 00:11:45,490
‫نمیدونم چرا ابله هایی که نهایت قدرت و توانایی رو بدست آوردن دنبال همچین چیزی هستن

153
00:11:45,490 --> 00:11:46,810
‫حرف دهنت رو بفهم

154
00:11:46,810 --> 00:11:48,520
‫داری با پادشاه صحبت میکنی

155
00:11:49,310 --> 00:11:52,530
‫اگه به جسارتت ادامه بدی، فلاسک رو میشکنم

156
00:11:52,530 --> 00:11:56,400
‫میخوای منبع دانش رو از بین ببری که نمیشناسی؟

157
00:11:57,510 --> 00:11:59,400
‫حرف زدن بسه

158
00:12:00,120 --> 00:12:03,410
‫میتونی من رو جاودانه کنی یا نه؟

159
00:12:03,410 --> 00:12:05,780
‫تو این سن عجول شدی، ها؟

160
00:12:05,780 --> 00:12:08,940
‫چه غم انگیز، پادشاه زرزس

161
00:12:11,700 --> 00:12:15,840
‫باشه، بهت میگم چطور جاویدان بشی

162
00:12:19,730 --> 00:12:21,740
‫این یعنی چی؟

163
00:12:21,740 --> 00:12:23,580
‫آبراه برای آبیاری داریم میسازیم

164
00:12:23,580 --> 00:12:27,400
‫پادشاه دستور داده که آبراه در سرتاسر کشور توسعه پیدا کنه

165
00:12:27,400 --> 00:12:29,850
‫کمتر از این هم از پادشاه انتظار نمیرفت

166
00:12:29,850 --> 00:12:33,440
‫اون حتی به فکر روستائی هایی مثل ما هم هست

167
00:12:33,440 --> 00:12:34,690
‫درسته

168
00:12:40,930 --> 00:12:43,540
‫همشون رو بکشید، فهمیدید؟

169
00:12:43,540 --> 00:12:44,450
‫بله قربان

170
00:12:56,630 --> 00:12:59,420
‫عجله کن، وقت تلف نکن

171
00:13:00,240 --> 00:13:03,130
‫عجله کنید و در سرزمین تاج خون رو نقش ببندید

172
00:13:09,010 --> 00:13:10,910
‫به روستائی در شمال حمله شده؟

173
00:13:10,910 --> 00:13:12,470
‫شنیدم همه کشته شدن

174
00:13:12,470 --> 00:13:14,110
‫آخرین بار روستایی در غرب این اتفاق افتاده بود

175
00:13:14,110 --> 00:13:15,750
‫نمیدونم کی پشت این قضایاست...

176
00:13:16,250 --> 00:13:17,850
‫چه وحشتناک

177
00:13:17,850 --> 00:13:19,770
‫آره، وحشتناکه

178
00:13:40,170 --> 00:13:44,760
‫عالیجناب، دایره ی تبدیل بالاخره کامل شد

179
00:13:46,710 --> 00:13:50,030
‫خیلی وقت هست که گذشته

180
00:13:52,120 --> 00:13:54,570
‫این تمام کاری هست که باید بکنیم، درسته؟

181
00:13:54,870 --> 00:13:57,640
‫اره، میتونی جاودان بشی

182
00:14:16,290 --> 00:14:17,660
‫خارق العادست

183
00:14:18,500 --> 00:14:20,670
‫پادشاه داره جاودان میشه

184
00:14:25,060 --> 00:14:27,900
‫فکر کنم به این میگن نقطه ی تحول در قرن

185
00:14:44,500 --> 00:14:46,970
‫پس این جاودانی هست...

186
00:14:52,090 --> 00:14:53,520
‫این چیه؟

187
00:14:55,630 --> 00:14:59,820
‫گفتی که تا زمانی که در مرکز باشیم بهمون آسیبی وارد نمیشه

188
00:15:05,610 --> 00:15:06,420
‫چی؟

189
00:15:07,250 --> 00:15:08,620
‫چه اتفاقی افتاده؟

190
00:15:08,620 --> 00:15:10,430
‫هی هومونکلوس

191
00:15:12,110 --> 00:15:17,240
‫مرکز واقعی دایره ی تبدیل جایی هست که تو الان وایسادی

192
00:15:17,240 --> 00:15:18,060
‫چی؟

193
00:15:18,510 --> 00:15:23,350
‫با خون تو که درون من هست دروازه رو باز کردم

194
00:15:23,990 --> 00:15:27,110
‫هوهنهایم، تو خویشاوند من هستی که با خون من شریک هست

195
00:15:27,770 --> 00:15:31,790
‫الان، تو و من در مرکز دنیا قرار داریم

196
00:16:44,200 --> 00:16:44,990
‫عالیجناب

197
00:16:51,560 --> 00:16:52,700
‫استاد

198
00:16:55,700 --> 00:16:56,920
‫مرده

199
00:17:04,760 --> 00:17:06,950
‫کسی اینجاست؟

200
00:17:08,730 --> 00:17:09,960
‫ویلارد

201
00:17:10,820 --> 00:17:11,900
‫متچید

202
00:17:12,620 --> 00:17:13,740
‫لاین مایل

203
00:17:14,430 --> 00:17:15,300
‫تونی

204
00:17:15,800 --> 00:17:17,120
‫می یو

205
00:17:28,380 --> 00:17:31,810
‫لطفا...یه نفر چیزی بگه

206
00:17:32,990 --> 00:17:36,430
‫بیفایدست، روح همه ازشون گرفته شده

207
00:17:38,360 --> 00:17:39,870
‫عالیجناب

208
00:17:41,270 --> 00:17:42,840
‫شما حالتون خوبه...

209
00:17:42,840 --> 00:17:43,830
‫خوب...

210
00:17:46,390 --> 00:17:49,790
‫بدن جدیدت رو چقدر دوست داری؟

211
00:17:49,790 --> 00:17:52,250
‫من هستم......

212
00:17:52,250 --> 00:17:57,140
‫بدنی برای خودم ساختم با اطلاعاتی که درون خون تو ذخیره شده بود

213
00:17:58,820 --> 00:18:03,040
‫بالاخره میتونم روی دو تا پای خودم قدم بزنم

214
00:18:04,460 --> 00:18:08,060
‫تو...هومونکلوسی؟

215
00:18:08,690 --> 00:18:10,690
‫این چیه؟ چه کار کردی؟

216
00:18:10,690 --> 00:18:15,690
‫در عوض این که بهم خون دادی من به تو آموزش و اسم دادم

217
00:18:15,690 --> 00:18:19,950
‫همینطور بدن جاودانی بهت دادم

218
00:18:21,130 --> 00:18:22,620
‫جاودان؟

219
00:18:22,620 --> 00:18:26,040
‫سعی کن که تمام فکرت رو روی خودت متمرکز کنی

220
00:18:30,940 --> 00:18:32,610
‫نمیتونی صداها رو بشنوی؟

221
00:18:32,610 --> 00:18:39,430
‫صداهای تمام مردم، که درون این کشور زندگی میکردن، به خاطر بدن جاوان تو قربانی شدن

222
00:18:40,090 --> 00:18:43,670
‫خوب، نصفشون شدن برای من

223
00:18:45,550 --> 00:18:48,700
‫ممنون بابت کمکت، هوهنهایم

224
00:19:00,510 --> 00:19:01,780
‫آقای هوهنهایم؟

225
00:19:03,450 --> 00:19:04,570
‫واقعا خودتی

226
00:19:10,970 --> 00:19:14,780
‫فکرش رو نمیکردم پدر اد و آل باشی

227
00:19:14,780 --> 00:19:17,960
‫من هم فکر نمیکردم تو استاد پسرهام باشی....

228
00:19:19,090 --> 00:19:21,260
‫شنیدم خیلی براشون زحمت شیدی

229
00:19:21,260 --> 00:19:23,350
‫نه، اصلا

230
00:19:24,480 --> 00:19:25,220
‫ایزومی؟

231
00:19:25,220 --> 00:19:27,390
‫خوبی ایزومی؟

232
00:19:28,120 --> 00:19:29,830
‫بهت داروهات رو میدم...

233
00:19:29,830 --> 00:19:31,200
‫بزار بهش یه نگاهی بندازم

234
00:19:31,950 --> 00:19:34,530
‫یه چیزایی در مورد پزشکی میدونم

235
00:19:40,790 --> 00:19:43,390
‫نگران نباش، این چیز جدیدی نیست

236
00:19:44,300 --> 00:19:45,760
‫این چیزی هست که حتما باید نگرانش باشی

237
00:19:46,080 --> 00:19:48,740
‫سیگ، لطفا برو یه تاکسی بگیر

238
00:19:49,680 --> 00:19:50,530
‫تند باش

239
00:19:50,530 --> 00:19:52,250
‫باشه

240
00:19:56,730 --> 00:19:57,770
‫ایزومی....

241
00:19:59,430 --> 00:20:02,110
‫تو حقیقت رو دیدی، درسته؟

242
00:20:03,100 --> 00:20:04,860
‫چی رو قربانی کردی؟

243
00:20:06,990 --> 00:20:08,470
‫لطفا سعی نکن مخفی اش کنی

244
00:20:13,290 --> 00:20:15,730
‫چند تا از اندامهای داخلی ام رو بردن

245
00:20:16,640 --> 00:20:19,180
‫سعی کردن بدن بچه ی مرده ام رو زنده کنم

246
00:20:21,190 --> 00:20:22,740
‫فهمیدم

247
00:20:25,670 --> 00:20:27,250
‫بزار ببینم.....

248
00:20:29,330 --> 00:20:30,700
‫ببخشید

249
00:20:49,090 --> 00:20:50,930
‫ایزومی، طاقت بیار

250
00:20:50,930 --> 00:20:52,200
‫ایزومی

251
00:20:52,530 --> 00:20:55,140
‫آروم باش عزیزم، من حالم خوبه

252
00:20:55,480 --> 00:20:56,940
‫معده ات سوراخ شد

253
00:20:57,590 --> 00:21:00,260
‫اما الان میتونم خیلی راحتتر نفس بکشم

254
00:21:00,960 --> 00:21:01,940
‫زخمت رو بهم نشون بده

255
00:21:03,480 --> 00:21:04,990
‫هیچ زخمی نیست

256
00:21:05,450 --> 00:21:07,550
‫امکان نداره

257
00:21:09,870 --> 00:21:14,880
‫اندامهایی که برده شدن مدرک گناهکاری تو هستن برای همین نمیتونم برگردونمشون

258
00:21:10,000 --> 00:21:20,000
‫forums.animparadise.com
‫Madman

259
00:21:14,880 --> 00:21:18,960
‫اما کمی داخل بدنت رو دوباره چیدم که گردش خون راحت تر باشه

260
00:21:18,960 --> 00:21:23,340
‫ایزومی، هنوز نمیتونی بمیری

261
00:21:25,410 --> 00:21:26,630
‫هوهنهایم...

262
00:21:27,440 --> 00:21:30,110
‫تو واقعا چی هستی؟

263
00:21:31,870 --> 00:21:37,770
‫من آدمی هستم به نام ون هوهنهایم....

264
00:21:39,150 --> 00:21:40,840
‫یه سنگ کیمیا در شکل انسان

265
00:23:12,270 --> 00:23:16,240
‫سنگ کیمیا، سنگ آسمانی، اکسیر کامل

266
00:23:16,750 --> 00:23:19,250
‫درست مثل خود سنگ کیمیا که یه اسم نداره

267
00:23:19,250 --> 00:23:21,540
‫شکل اش همیشه به صورت سنگ نیست

268
00:23:23,000 --> 00:23:25,960
‫اونی که دکتر مارکو  داشت مثل ژلاتین میموند

269
00:23:26,930 --> 00:23:31,060
‫برای کیمبلی مثل کریستال بود، و تقریبا انقدر بود

270
00:23:31,060 --> 00:23:35,550
‫چون انرژِ بیشتری داره، فکر کنم بزرگ تر هست..

271
00:23:35,550 --> 00:23:39,350
‫هیچ وقت بزرگتر از یه ریگ رو ندیدم

272
00:23:40,290 --> 00:23:46,740
‫اگه چیزی بزرگتری باشه، معنی اش اینه که از تعداد زیادی انسان ساخته شده

273
00:23:47,670 --> 00:23:51,050
‫ترجیح میدم نبینمش

274
00:23:58,230 --> 00:24:02,500
‫اگه کسی بخواد چیزی رو بدست بیاره باید چیزی به همون ارزش رو بده

275
00:24:03,410 --> 00:24:06,440
‫این قاعده ی اصلی کیمیاگری هست

276
00:24:06,440 --> 00:24:09,380
‫همینطور اصلو قاعده ی تمام چیزهای دیگه

277
00:24:10,460 --> 00:24:15,050
‫قسمت بعد کیمیاگر تمام فلزی

278
00:24:15,050 --> 00:24:18,110
‫قسمت ۴۱: جهنم

