‫﻿۱
00:01:39,610 --> 00:01:41,360
‫تقریبا مثل یه هزار تو میمونه

2
00:01:41,770 --> 00:01:43,330
‫سعی کن گم نشی

3
00:01:43,330 --> 00:01:44,430
‫باشه

4
00:01:48,220 --> 00:01:49,430
‫آخ...

5
00:01:48,820 --> 00:01:50,030
‫خوبی؟

6
00:01:50,260 --> 00:01:51,590
‫میبخشید

7
00:01:55,820 --> 00:01:56,900
‫این چیه؟

8
00:01:57,510 --> 00:01:59,220
‫دینامیت

9
00:01:59,220 --> 00:02:00,210
‫جدا؟

10
00:02:02,470 --> 00:02:04,650
‫همشون کاملا مرطوب هستن

11
00:02:05,100 --> 00:02:07,460
‫نگران نباشید، منفجر نمیشن

12
00:02:08,520 --> 00:02:10,800
‫بیاید، حرکت کنید

13
00:02:11,520 --> 00:02:13,610
‫نمیدونیم که دشمن کی میاد دنبالمون

14
00:02:14,510 --> 00:02:15,420
‫درسته

15
00:02:21,580 --> 00:02:23,240
‫مثل اینکه کولاک تموم شده

16
00:02:25,150 --> 00:02:26,190
‫آماده بشید

17
00:02:26,190 --> 00:02:27,100
‫بله قربان

18
00:02:29,320 --> 00:02:34,590
‫تا موقعیتی گیر آوردیم کیمبلی و دو تا آدمی که از مرکز هستن رو ناکار میکنیم

19
00:02:36,910 --> 00:02:37,840
‫بله قربان

20
00:02:52,600 --> 00:02:55,710
‫ما با افراد کنونی که داریم ماموریت رو ادامه میدیم

21
00:02:56,170 --> 00:02:58,560
‫به هیچکس نگید، حتی سربازهای قرارگاه شکالی

22
00:02:58,560 --> 00:02:59,110
‫-هی

23
00:02:59,110 --> 00:03:00,780
‫ستوان مایلز

24
00:03:00,780 --> 00:03:02,870
‫منظورت از ناکار کردن که کشتنشون نبود؟

25
00:03:03,510 --> 00:03:04,870
‫البته

26
00:03:05,410 --> 00:03:07,340
‫من کشتن رو تصدیق نمیکنم

27
00:03:07,650 --> 00:03:10,530
‫بهتره که جلوی توانائیشون رو بگیریم و ازشون اطلاعات در بیاریم

28
00:03:10,530 --> 00:03:13,060
‫واقعا فکر میکنی که اون واقعیت رو میگه؟

29
00:03:13,060 --> 00:03:15,000
‫زنده گذاشتنش خطرناکه

30
00:03:15,000 --> 00:03:16,750
‫پس افرادش چی؟

31
00:03:16,750 --> 00:03:21,680
‫شاید اونها هم بعد از اینکه به کیمرا تبدیل شدن هیچ حق انتخابی نداشتن

32
00:03:22,220 --> 00:03:26,180
‫درست میگی اما کلمه ی کلیدی اینجا "شاید" هست

33
00:03:26,730 --> 00:03:29,350
‫پس به خاطر اینکه بهشون مشکوکی میخوای بکشیشون؟

34
00:03:29,350 --> 00:03:32,820
‫- درست مثل مورد ریون، هزار تا راه دیگه وجود داشت

35
00:03:32,820 --> 00:03:34,860
‫قانون بریگز رو فراموش نکن

36
00:03:35,370 --> 00:03:36,820
‫اگه شل بازی در بیاری، میمیری

37
00:03:37,650 --> 00:03:43,090
‫سستی تو شاید یه روز باعث مرگ خودت و یا یکی از دوستهات بشه

38
00:03:46,740 --> 00:03:49,410
‫به افراد بی دقت در اینجا احتیاج نداریم

39
00:03:49,410 --> 00:03:52,700
‫میریم که کیمبلی و اون دو تا رو بکشیم

40
00:03:58,570 --> 00:04:00,680
‫فکر کنم اون هنوز یه بچه هست

41
00:04:00,680 --> 00:04:01,920
‫آره

42
00:04:01,920 --> 00:04:05,610
‫سعی کنی که مسئله ها رو بدون مرگ و میر حل کنی خیال خامی هست

43
00:04:06,010 --> 00:04:08,720
‫اما زمانی بود که من هم اونطوری بودم

44
00:04:09,860 --> 00:04:11,220
‫منم همینطور

45
00:04:11,830 --> 00:04:15,470
‫بعد از اینکه به این سن رسیدی و یه عالمه جنگ رو پشت سر گذاشتی این رو میفهمی.....

46
00:04:15,850 --> 00:04:19,730
‫زنده نگه داشتن یه نفر سخت تر از زنده نگه داشتنش هست

47
00:04:20,590 --> 00:04:24,200
‫برادران الریک راه سخت تر رو انتخاب کردن

48
00:04:25,310 --> 00:04:27,190
‫آدمهای عجیبی هستن، درسته؟

49
00:04:27,190 --> 00:04:27,840
‫آره

50
00:04:28,300 --> 00:04:30,480
‫اما کمی بهشون حسودی میکنم

51
00:04:38,480 --> 00:04:40,960
‫این "راسایانا " که اینجا نوشته یعنی چی؟

52
00:04:40,960 --> 00:04:43,220
‫برای نشون دادن دارویی استفاده میشه که طول عمر رو زیاد میکنه

53
00:04:44,850 --> 00:04:47,160
‫یعنی اون در مورد سنگ کیمیا صحبت میکنه؟

54
00:04:47,160 --> 00:04:48,370
‫بزار ببینم...

55
00:04:48,370 --> 00:04:56,250
‫این "ائورلیان"  که همه ی فلزها رو به طلا تبدیل میکنه و پیرمردها رو جوون میکنه چی هست؟

56
00:04:56,800 --> 00:04:58,040
‫کلمه ای برای طلا هست

57
00:04:58,450 --> 00:05:01,670
‫بیشتر این در مورد طلا و ابدیت صحبت میکنه

58
00:05:01,670 --> 00:05:07,360
‫یعنی ممکنه که برادر آقای اسکار خیلی تحت تاثیر کیمیاگری شرقی قرار گرفته باشه؟

59
00:05:07,790 --> 00:05:09,030
‫منظور؟

60
00:05:09,030 --> 00:05:13,980
‫در کشور ما به جاودان، موجود راستین میگن

61
00:05:13,980 --> 00:05:19,120
‫در حقیقت "موجود کامل" ، اما چون طلا فلز کامل هست

62
00:05:19,120 --> 00:05:22,270
‫بعضی مواقع هست که ما موجود راستین رو موجود طلادی مینامیم

63
00:05:24,680 --> 00:05:29,490
‫که اینطور، پس موجود کامل یه موجود طلائی هست

64
00:05:29,800 --> 00:05:33,860
‫بعضی ها به اونها اشاره میکنن چون کسی که به ژینگ کیمیاگری رو یاد داد

65
00:05:33,860 --> 00:05:39,740
‫مردی بود جاویدان که موها و چشمان طلائی داشت

66
00:05:41,960 --> 00:05:45,950
‫مو و چشم طلائی؟ مثل اد و آل میمونه

67
00:05:46,930 --> 00:05:48,400
‫هی بچه ها بیاید اینجا

68
00:05:48,400 --> 00:05:49,220
‫راه خروج رو پیدا کردم

69
00:05:57,750 --> 00:05:59,250
‫خورشید خیلی درخشانه

70
00:05:59,720 --> 00:06:01,920
‫مثل اینکه میتونیم از کوهستان رد بشیم

71
00:06:02,250 --> 00:06:03,700
‫هوا خوبه

72
00:06:04,060 --> 00:06:06,340
‫بیاید تا وقت هست بریم به سمت بریگز

73
00:06:06,340 --> 00:06:08,760
‫- خوّ همه بیاید دنبال

74
00:06:10,070 --> 00:06:11,930
‫مثل اینکه برف خیلی عمیقه

75
00:06:11,930 --> 00:06:13,930
‫دختر کوچولو میتونی روی کول من سوار بشی

76
00:06:14,500 --> 00:06:18,810
‫ما تو برف یه راه درست میکنیم، پس شما دنبال ما بیاید

77
00:06:18,810 --> 00:06:20,270
‫ممنون

78
00:06:10,270 --> 00:06:11,430
‫کمکم کنید

79
00:06:11,430 --> 00:06:12,900
‫هی!هی!هی!هی

80
00:06:12,900 --> 00:06:14,370
‫کمکم کنید

81
00:06:14,690 --> 00:06:16,320
‫گوش میکنید؟

82
00:06:16,320 --> 00:06:17,780
‫هی!هی!هی

83
00:06:17,780 --> 00:06:20,270
‫کمکم کنید

84
00:06:29,490 --> 00:06:31,620
‫هی!

85
00:06:31,620 --> 00:06:34,760
‫هی! کمکم کنید

86
00:06:35,070 --> 00:06:37,200
‫کسی اونجاست

87
00:06:37,200 --> 00:06:38,160
‫آل؟

88
00:06:38,460 --> 00:06:40,290
‫آقای آل؟

89
00:06:40,780 --> 00:06:41,810
‫نه،نه،نه

90
00:06:41,810 --> 00:06:43,250
‫خوبی آل؟

91
00:06:45,390 --> 00:06:46,670
‫نجاتم دادید...

92
00:06:47,060 --> 00:06:50,170
‫تو یه چاله ی عمیق افتادم و  آخرش تو برف گیر کردم

93
00:06:50,170 --> 00:06:51,840
‫آل ، برای چی اینجائی؟

94
00:06:53,080 --> 00:06:55,560
‫از کوهستان رد شدم که قبل از شما بیام اینجا

95
00:06:55,560 --> 00:06:58,720
‫تو اون کولاک از کوهستان رد شدی؟

96
00:07:01,210 --> 00:07:04,900
‫فهمیدم، به جای اینکه اینجا بپیچی از یه خط مستقیم رد شدی

97
00:07:04,900 --> 00:07:07,400
‫اما چرا همچین سفر خطرناکی رو اومدی؟

98
00:07:07,400 --> 00:07:09,280
‫خبرهای فوری دارم

99
00:07:09,280 --> 00:07:10,800
‫خبر فوری؟

100
00:07:11,760 --> 00:07:14,910
‫ارتش مرکز به بریگز نفوذ کرده

101
00:07:16,440 --> 00:07:20,660
‫ظاهرا، ژنرال آرمسترانگ هم به مرکز فراخوانده شده

102
00:07:20,660 --> 00:07:24,010
‫برای همین رفتن به اونجا خطرناکه

103
00:07:26,030 --> 00:07:27,250
‫باید چکار کنیم؟

104
00:07:27,250 --> 00:07:29,540
‫نمیتونیم برگردیم

105
00:07:30,100 --> 00:07:33,050
‫باید برید جای دیگه ای رو برای مخفی شدن پیدا کنید

106
00:07:33,050 --> 00:07:35,100
‫آره، اما کجا؟

107
00:07:40,940 --> 00:07:41,990
‫بیاید دنبالم

108
00:07:42,400 --> 00:07:43,940
‫کجا میریم؟

109
00:07:44,480 --> 00:07:48,440
‫باید یه روستائی که زیاد از اینجا دور نیست به نام آسبک باشه

110
00:07:49,110 --> 00:07:53,360
‫یه شایعه هایی شنیدم که هم میهنانم در زاغه های اونجا پناه گرفتن

111
00:07:53,360 --> 00:07:55,650
‫زاغه های ایشبالانی ها، ها؟

112
00:07:55,650 --> 00:07:58,060
‫مثل اینکه حق انتخاب زیادی نداریم

113
00:07:58,410 --> 00:08:00,450
‫ارباب حرف نداری، بزن بریم

114
00:08:05,310 --> 00:08:07,180
‫اما مشکلی نیست؟

115
00:08:07,180 --> 00:08:08,200
‫چی؟

116
00:08:08,200 --> 00:08:12,050
‫کیمبلی مشکوک نمیشه که تو یه دفعه غیبت زده؟

117
00:08:12,050 --> 00:08:15,950
‫چیزی برای نگرانی نیست، داداش همه چیز رو تحت کنترل داره

118
00:08:17,520 --> 00:08:19,010
‫سه نفر از دسته ی سوم

119
00:08:19,560 --> 00:08:21,020
‫پنج نفر از دسته ی چهارم

120
00:08:21,630 --> 00:08:23,080
‫مثل اینکه هممون اینجائیم

121
00:08:23,420 --> 00:08:26,610
‫حالا میخوام که مناطقی که بهتون واگذار شده رو بگردید

122
00:08:26,610 --> 00:08:27,070
‫بله قربان

123
00:08:27,070 --> 00:08:27,980
‫دریافت شد

124
00:08:32,560 --> 00:08:33,390
‫بریم

125
00:08:33,390 --> 00:08:34,700
‫بله قربان

126
00:08:34,780 --> 00:08:37,770
‫بیخیال آلفونس

127
00:08:37,770 --> 00:08:39,830
‫اینجا نباید بگی"باشه"؟

128
00:08:40,700 --> 00:08:45,320
‫اما حرکت کردن تو این واقعا سخته، ادوارد

129
00:08:45,320 --> 00:08:47,390
‫برای همین احتیاج دارم که سعی خودت رو بکنی

130
00:08:47,390 --> 00:08:49,110
‫تند باش، کیمبلی داره نگاه میکنه

131
00:08:50,220 --> 00:08:51,950
‫وایسا داداش

132
00:08:51,950 --> 00:08:53,260
‫سریعتر راه برو

133
00:09:01,980 --> 00:09:04,970
‫کیمبلی و همراهاش کجا رو میگردن؟

134
00:09:04,970 --> 00:09:07,770
‫در مرکز شهر یه میله ی حفر معدن هست، درسته؟

135
00:09:07,770 --> 00:09:10,770
‫مثل اینکه میخوان برن داخلش و اونجا رو بگردن

136
00:09:13,060 --> 00:09:18,030
‫گفت که سربازهائی رو که از مرکز آورده میبره چون به سربازهای اینجا اطمینان نداره

137
00:09:19,700 --> 00:09:21,950
‫باید فهمیده باشه

138
00:09:22,450 --> 00:09:23,410
‫معطلشون میکنیم

139
00:09:23,810 --> 00:09:26,400
‫در محلی نزدیک مکان میله ی حفاری  قرار بگیرید

140
00:09:26,400 --> 00:09:26,960
‫بله قربان

141
00:09:37,100 --> 00:09:39,610
‫ورودی اون معدن رو بگردید

142
00:09:39,610 --> 00:09:42,320
‫اگه چند تا جای پا پیدا کردید، هیچ شکی نیست

143
00:09:42,320 --> 00:09:42,850
‫بله قربان

144
00:09:47,790 --> 00:09:48,720
‫میتونی انجامش بدی؟

145
00:09:48,720 --> 00:09:50,770
‫از این فاصله، بله

146
00:09:55,640 --> 00:09:56,260
‫چی شده؟

147
00:09:56,820 --> 00:09:58,280
‫ادوارد...

148
00:09:58,280 --> 00:09:59,000
‫چی؟

149
00:10:04,870 --> 00:10:10,450
‫کیمبلی، نباید بزاری سربازهای بریگز معدن رو بگردن؟

150
00:10:10,450 --> 00:10:12,980
‫شنیدم اون پائین پیچ در پیچه

151
00:10:13,470 --> 00:10:18,940
‫حالا مه میبینم انقدر زحمت میکشی که  من رو معطل کنی ،باید همینجا باشه

152
00:10:18,940 --> 00:10:20,380
‫درباره ی چی صحبت میکنی؟

153
00:10:20,990 --> 00:10:22,850
‫- من فقط میخوام اسکار رو گیر

154
00:10:22,050 --> 00:10:26,560
‫یا میخوای که وقت بخری برای قرار گرفتن تک تیرانداز در موقعیت؟

155
00:10:27,970 --> 00:10:29,560
‫پس فهمیدی؟

156
00:10:30,140 --> 00:10:33,610
‫تو هوا اشتیاق برای کشتن خیلی زیاده، اگه نفهمی عجیبه

157
00:10:34,020 --> 00:10:36,860
‫به خاطر هیچ و پوچ که در ایشبال زنده نموندم

158
00:10:36,860 --> 00:10:40,700
‫مثل اینکه دارن در مورد چیزی صحبت میکنن، چکار کنم قربان؟

159
00:10:41,500 --> 00:10:43,280
‫میتونی نشونه ات رو روی کیمبلی تنظیم کنی؟

160
00:10:43,280 --> 00:10:44,120
‫بله

161
00:10:44,120 --> 00:10:46,420
‫انجامش بده، خیلی مراقب باش

162
00:10:46,420 --> 00:10:47,250
‫بله قربان

163
00:10:58,220 --> 00:11:01,490
‫حرومزاده خودش رو تو برف پنهان کرد

164
00:11:01,490 --> 00:11:02,850
‫لعنتی

165
00:11:05,060 --> 00:11:06,190
‫کیمبلی

166
00:11:08,100 --> 00:11:09,430
‫لعنت به تو...

167
00:11:26,370 --> 00:11:28,950
‫پس شما دو تا هم کیمرا هستین، آره؟

168
00:12:02,950 --> 00:12:06,030
‫لعنتی، نمبتونم چیزی ببینم

169
00:12:06,030 --> 00:12:08,490
‫خوب اونها هم نمیتونن من رو ببینن....

170
00:12:08,490 --> 00:12:09,830
‫فکر کنم برابر شدیم

171
00:12:11,300 --> 00:12:14,540
‫کیمیاگر تمام فلزی، جون کندن کافیه

172
00:12:15,320 --> 00:12:19,950
‫غیر ممکنه که بتونی فرار کنی وقتی میتونیم از روی بو بفهمیم کجائی

173
00:12:19,950 --> 00:12:21,800
‫خفه شو

174
00:12:30,620 --> 00:12:31,560
‫تمام فلزی

175
00:12:33,560 --> 00:12:34,730
‫چی شده؟

176
00:12:35,460 --> 00:12:37,190
‫کجائی؟ جواب بده

177
00:12:37,310 --> 00:12:38,940
‫توئی ستوان مایلز

178
00:12:38,940 --> 00:12:40,530
‫کیمرا اینجاست

179
00:12:40,530 --> 00:12:43,400
‫و دارن سعی میکنن در جائی با دامنه ی دید کم مبارزه کنن

180
00:12:43,400 --> 00:12:46,160
‫از مه برو بیرون

181
00:12:56,350 --> 00:12:58,300
‫آخخخ...

182
00:12:58,300 --> 00:13:01,210
‫لعنتی.....اینطوری باعث شد کوتاهتر بشم

183
00:13:03,140 --> 00:13:04,670
‫دینامیت؟

184
00:13:04,670 --> 00:13:06,890
‫تو معدن هستیم، خوب

185
00:13:11,720 --> 00:13:14,270
‫حالا نزدیک نشید

186
00:13:14,270 --> 00:13:16,100
‫شما نمیدونی  اینها چی هستن، درسته؟

187
00:13:16,100 --> 00:13:17,390
‫احمقی؟

188
00:13:17,390 --> 00:13:20,430
‫اونها برای استفاده خیلی مرطوب هستن

189
00:13:20,430 --> 00:13:23,990
‫میدونی دینامیت از چی ساخته شده؟

190
00:13:25,210 --> 00:13:26,700
‫نیتروگلیسیرین؟

191
00:13:26,700 --> 00:13:30,220
‫نیتروگلوکول، تکه های چوب و...

192
00:13:30,220 --> 00:13:32,290
‫شاید نیترات آمونیوم؟

193
00:13:32,290 --> 00:13:36,590
‫خوب نیترات آمونیوم از چی ساخته شده؟

194
00:13:36,590 --> 00:13:39,210
‫راحته، از نیتریک و آمونیا

195
00:13:42,130 --> 00:13:44,050
‫آمونیا؟

196
00:13:46,260 --> 00:13:49,340
‫بو

197
00:13:55,790 --> 00:13:57,230
‫چه بوئی هست؟

198
00:13:57,230 --> 00:13:58,760
‫آمونیا

199
00:13:58,760 --> 00:14:01,700
‫فکر کنم این هم بدبختی داشتن یه شامه ی تیز هست

200
00:14:01,700 --> 00:14:04,250
‫اینها دیگه به ملکوت پیوستن

201
00:14:05,020 --> 00:14:09,530
‫خوب تا گروگانت آزاد شده اینطوری رفتار میکنی؟

202
00:14:09,530 --> 00:14:11,830
‫نمیدونم درباره ی چی صحبت میکنی

203
00:14:11,830 --> 00:14:16,240
‫من فقط اومدم اینجا که هر چی میدونی رو ازت بکشم بیرون

204
00:14:17,120 --> 00:14:19,510
‫پسر، تو خیلی آتشی هستی

205
00:14:19,880 --> 00:14:23,880
‫جنگ کردن با مرد جوانی مثل تو در دوره ی نقاهتم میتونه باعث شکسته شدن استخوانهام بشه

206
00:14:24,700 --> 00:14:27,470
‫و وقت بازی کردن با تو رو هم ندارم

207
00:14:29,150 --> 00:14:31,640
‫فکر کنم که از این استفاده میکنم

208
00:14:32,090 --> 00:14:34,560
‫من رو از بدبختی گشتن نجات داد

209
00:14:39,100 --> 00:14:39,980
‫سریعه

210
00:14:49,110 --> 00:14:49,700
‫خیلی کندی

211
00:14:53,990 --> 00:14:57,910
‫سنگ کیمیاش رو از دست داد ، و دایره ی تبدیلش هم دیگه قابل استفاده نیست

212
00:14:58,390 --> 00:14:59,080
‫- من

213
00:14:59,080 --> 00:15:00,160
‫بردم

214
00:15:00,890 --> 00:15:02,140
‫این چیزی هست که فکر میکنی؟

215
00:15:03,090 --> 00:15:05,070
‫مصممی که نکشی

216
00:15:05,400 --> 00:15:07,460
‫خط مشی قابل تحسینی هست

217
00:15:07,460 --> 00:15:11,630
‫اما این یعنی از دشمن ات بخوای که در جنگ برتری داشته باشه

218
00:15:12,230 --> 00:15:16,680
‫باید تو اون لحظه میکشتیم

219
00:15:20,150 --> 00:15:23,440
‫اون مهربانی باعث شکست ات شد

220
00:16:01,930 --> 00:16:03,850
‫از میله ی حفر معدن افتادم؟

221
00:16:07,860 --> 00:16:10,690
‫خیلی نامرده....حتی به ما هم رحم نکرد

222
00:16:10,690 --> 00:16:12,290
‫آخخخ...

223
00:16:12,290 --> 00:16:13,660
‫لعنت...

224
00:16:13,660 --> 00:16:15,790
‫کیمبلی کجا رفت...

225
00:16:22,050 --> 00:16:23,490
‫حتما شوخی میکنی....

226
00:16:23,490 --> 00:16:24,550
‫هی

227
00:16:48,260 --> 00:16:50,110
‫آل! چی شده؟

228
00:16:50,110 --> 00:16:51,890
‫آقای آل

229
00:16:51,890 --> 00:16:52,680
‫آل؟

230
00:16:54,430 --> 00:16:55,410
‫این خوب نیست

231
00:16:55,870 --> 00:16:57,620
‫باز هم داخلش کشیده شدم...

232
00:16:58,640 --> 00:17:01,220
‫منظورت از "کشیده شدن" چیه؟

233
00:17:01,750 --> 00:17:02,410
‫آل؟

234
00:17:00,390 --> 00:17:02,410
‫هی، چی شده؟

235
00:17:03,330 --> 00:17:04,540
‫روح ام...

236
00:17:06,260 --> 00:17:07,480
‫داره به سمت...

237
00:17:10,500 --> 00:17:11,480
‫آل

238
00:17:11,480 --> 00:17:12,320
‫آل؟

239
00:17:12,320 --> 00:17:14,450
‫روح اش کشیده شده؟

240
00:17:14,450 --> 00:17:18,100
‫این قبلا اتفاق افتاده بود؟

241
00:17:18,100 --> 00:17:19,160
‫نمیدونم

242
00:17:19,870 --> 00:17:20,720
‫آل؟

243
00:17:12,890 --> 00:17:14,450
‫آل؟

244
00:17:14,450 --> 00:17:17,590
‫آل، خودت رو جمع و جور کن

245
00:17:19,160 --> 00:17:20,720
‫ال

246
00:17:20,720 --> 00:17:23,310
‫بیدار شو آل

247
00:17:23,750 --> 00:17:24,640
‫نه....

248
00:17:24,640 --> 00:17:25,340
‫آل

249
00:17:25,710 --> 00:17:26,810
‫آل

250
00:17:27,680 --> 00:17:28,890
‫چه...

251
00:17:29,290 --> 00:17:29,940
‫چه کار باید بکنم؟

252
00:17:32,110 --> 00:17:33,460
‫اد

253
00:17:43,310 --> 00:17:48,630
‫نمیتونم....اجازه بدم سر همچین چیز چرتی گریه کنه

254
00:18:05,830 --> 00:18:08,190
‫لعنت به کیمبلی....

255
00:18:12,720 --> 00:18:14,660
‫تمام فلزی

256
00:18:14,660 --> 00:18:15,770
‫زنده ای؟

257
00:18:16,480 --> 00:18:18,520
‫چرا نجاتمون دادی؟

258
00:18:18,520 --> 00:18:20,700
‫خودت بدتر از ما صدمه دیدی

259
00:18:21,450 --> 00:18:24,450
‫فکر اشتباهی نکنید

260
00:18:24,940 --> 00:18:29,430
‫به یه نفر احتیاج دارم تا

261
00:18:29,430 --> 00:18:32,720
‫این چیز رو از شکمم بکشه بیررون

262
00:18:33,080 --> 00:18:35,890
‫از ما میخوای که اون چیز آهنی رو از تو شکمت بکشیم بیرون؟

263
00:18:35,890 --> 00:18:37,540
‫میدونی ما دشنمت هستیم

264
00:18:37,540 --> 00:18:39,690
‫آره...لطفا

265
00:18:43,700 --> 00:18:47,600
‫خوب، به ما دستور داده نشده که بکشیمت

266
00:18:47,600 --> 00:18:49,720
‫بزار ببینم

267
00:18:49,720 --> 00:18:54,540
‫اما اگه بکشیمش بیرون، تو یه لحظه شروع میکنی به خون ریزی کردن

268
00:18:54,990 --> 00:19:01,620
‫تا از بدنم اومد بیرون......زخم رو میبندم....قبل از اینکه بمیرم

269
00:19:02,520 --> 00:19:06,060
‫اصلا در کیمیاگری پزشکی تجربه ای داری؟

270
00:19:06,370 --> 00:19:13,270
‫در گذشته سعی کردم تبدیل انسان رو انجام بدم.....برای همین چیزهای اصل کاری رو بلدم

271
00:19:13,270 --> 00:19:17,700
‫اصل کاری؟ مطمئنم که عضوهای بدنت داغون شده

272
00:19:17,700 --> 00:19:20,880
‫اگه مثل کیمبلی سنگ کیمیا رو نداری...

273
00:19:21,760 --> 00:19:26,350
‫برای همینه که میخوام از جونم به جای سنگ کیمیا استفاده کنم...

274
00:19:26,350 --> 00:19:27,370
‫چی؟

275
00:19:28,410 --> 00:19:32,110
‫ممکنه که طول عمرم رو کمی کم کنه، اما....

276
00:19:32,110 --> 00:19:33,080
‫عیبی نداره؟

277
00:19:33,560 --> 00:19:35,970
‫وقتی برای هدر دادن ندارم

278
00:19:35,970 --> 00:19:42,350
‫اگه این آسیب به خاطر حساس بدنم اتفاق افتاده باشه....پس باید خودم بعدا از بین ببرمش

279
00:19:44,710 --> 00:19:48,240
‫اصلا نمیفهمم، اما وقت زیادی برای از دست دادن نداری

280
00:19:49,160 --> 00:19:50,130
‫میکشمش بیرون

281
00:19:57,250 --> 00:19:58,410
‫- انجامش بده، لطفا

282
00:19:59,510 --> 00:20:03,660
‫باید زندگی ام رو مثل یه شکل انرژی در نظر بگیرم...

283
00:20:09,340 --> 00:20:11,770
‫مثل...سنگ کیمیا

284
00:20:15,740 --> 00:20:16,900
‫درسته

285
00:20:16,900 --> 00:20:20,890
‫الان چیزی بیشتر از یه سنگ کیمیا که از یک روح ساخته شده باشه نیستم

286
00:20:25,360 --> 00:20:29,950
‫فکر کن، و سعی کن اون احساس رو به یاد بیاری

287
00:20:31,280 --> 00:20:32,620
‫اون احساس...

288
00:20:32,790 --> 00:20:34,620
‫استفاده از........

289
00:20:35,540 --> 00:20:38,290
‫زندگی

290
00:20:56,850 --> 00:20:58,010
‫مرده؟

291
00:21:00,790 --> 00:21:02,860
‫من رو دست کم نگیر...

292
00:21:02,860 --> 00:21:05,100
‫کار کرد؟

293
00:21:05,650 --> 00:21:08,000
‫کاملا خوب نشده

294
00:21:08,560 --> 00:21:16,210
‫فقط یه متصل کردن بافتهای آسیب ندیده به صورت موقت هست....برای جلوگیری از خونریزی

295
00:21:16,510 --> 00:21:18,840
‫پس باید ببریمت پیش یه دکتر

296
00:21:18,840 --> 00:21:22,770
‫نه، وقت ندارم...برای اون کار....

297
00:21:22,770 --> 00:21:24,400
‫هی

298
00:21:24,400 --> 00:21:26,540
‫باید برم دنبال کیمبلی....

299
00:21:26,890 --> 00:21:30,260
‫یا بقیه..تو دردسر میفتن

300
00:21:33,220 --> 00:21:34,530
‫پسر...

301
00:21:34,530 --> 00:21:35,810
‫احمق

302
00:21:35,810 --> 00:21:38,600
‫غیر ممکنه که با این وضعیت در برابر اون موفق بشه

303
00:21:42,610 --> 00:21:43,730
‫چیه؟

304
00:21:44,810 --> 00:21:46,110
‫اوهو...

305
00:21:46,110 --> 00:21:48,120
‫یه سنگ کیمیا، ها؟

306
00:21:48,120 --> 00:21:50,180
‫همونی که آقای کیمبلی داشت، درسته؟

307
00:21:50,180 --> 00:21:52,170
‫لازم نیست که "اقای" رو در مورد اون مادر به خطا به کار ببری

308
00:21:52,170 --> 00:21:55,450
‫اون ما رو تو این بدبختی کشوند

309
00:21:55,450 --> 00:21:57,090
‫راست میگی

310
00:21:57,090 --> 00:21:59,660
‫فکر کنم آخرین بار بود که اون حرومزاده رو میبینیم

311
00:21:59,660 --> 00:22:00,840
‫آره

312
00:22:00,840 --> 00:22:04,230
‫فکر میکنن که ما اینجا مردیم، پس آزادیم

313
00:22:05,060 --> 00:22:07,690
‫خوب این رو چکارش کنیم؟

314
00:22:09,170 --> 00:22:11,580
‫نمیتونیم بزاریم بمیره

315
00:22:11,580 --> 00:22:13,870
‫زندگیمون رو نجات داد

316
00:22:15,050 --> 00:22:16,400
‫خوب گفتی

317
00:22:17,210 --> 00:22:20,060
‫تا از اینجا رفتیم بیرون باید یه دکتر پیدا کنیم

318
00:22:20,060 --> 00:22:21,100
‫آره

319
00:22:21,100 --> 00:22:31,100
‫forums.animparadise.com
‫Madman

