‫﻿۱
00:01:31,930 --> 00:01:34,280
‫همراه با لان فان بهبود یافته

2
00:01:34,280 --> 00:01:37,500
‫اد با هومونکلوسی به نام پراید در حال جنگ بود

3
00:01:38,600 --> 00:01:41,490
‫وقتی جراتش در حال محک خوردن بود اون نقشه ای کشید

4
00:01:41,700 --> 00:01:45,370
‫و با موفقیت آل رو نجات دادن

5
00:01:46,250 --> 00:01:50,130
‫اما پراید، گلاتونی یکی از رفیقهاش رو خورد

6
00:01:50,130 --> 00:01:52,420
‫و توانایی هاش رو بدست آورد

7
00:01:54,870 --> 00:01:58,790
‫در جای دیگر، موستانگ با هاوک آی و افرادش دوباره متحد شدن

8
00:01:59,400 --> 00:02:03,910
‫اونها همسر پیشوا رو به عنوان گروگان دزدیدن

9
00:02:09,730 --> 00:02:11,400
‫بیدار شو آل

10
00:02:12,150 --> 00:02:13,230
‫هی ، آل

11
00:02:13,230 --> 00:02:14,490
‫صدای من رو میشنوی؟

12
00:02:14,490 --> 00:02:15,980
‫آلفونس

13
00:02:18,020 --> 00:02:19,300
‫این بو...

14
00:02:20,980 --> 00:02:22,620
‫ادوارد الریک

15
00:02:23,660 --> 00:02:28,420
‫مطمئنم که هوهنهایم اگه تو رو بگیرم خودش رو نشون میده

16
00:02:49,430 --> 00:02:50,190
‫اد

17
00:03:04,580 --> 00:03:05,640
‫ارباب

18
00:03:05,640 --> 00:03:06,950
‫میبخشی

19
00:03:07,250 --> 00:03:08,600
‫من الان گرید هستم

20
00:03:09,630 --> 00:03:10,740
‫عوضی...

21
00:03:10,740 --> 00:03:12,380
‫بدن ارباب رو پس بده

22
00:03:12,380 --> 00:03:14,650
‫نمیشه

23
00:03:15,720 --> 00:03:16,720
‫اومدش

24
00:03:24,770 --> 00:03:25,470
‫تو خوبی؟

25
00:03:33,990 --> 00:03:35,630
‫به کمکت احتیاج ندارم

26
00:03:35,630 --> 00:03:36,700
‫خفه شو

27
00:03:36,700 --> 00:03:39,180
‫دستت هنوز کامل بهبود پیدا نکرده، درسته؟

28
00:03:40,190 --> 00:03:41,400
‫که چی؟

29
00:03:41,600 --> 00:03:44,670
‫الان فقط نگران خودت باش

30
00:03:44,670 --> 00:03:46,840
‫بعدا به کمکت احتیاج دارم

31
00:03:51,930 --> 00:03:53,340
‫برید

32
00:03:53,340 --> 00:03:55,580
‫میبخشی، نتونستم کارش رو تموم کنم

33
00:03:55,780 --> 00:03:57,790
‫خودت رو زیاد ناراحت نکن

34
00:03:58,060 --> 00:04:00,300
‫نمیتونم به خاطر اینکه نتونستی بکشیش سرزنشت ات کنم

35
00:04:01,030 --> 00:04:03,560
‫حتی از نظر من هم اون یه هیولا هست

36
00:04:10,780 --> 00:04:11,700
‫بیدار شو

37
00:04:12,710 --> 00:04:13,860
‫آلفونس

38
00:04:17,850 --> 00:04:18,880
‫ها؟

39
00:04:18,880 --> 00:04:20,030
‫بابا؟

40
00:04:20,550 --> 00:04:21,550
‫چطوری

41
00:04:25,410 --> 00:04:26,430
‫خوب...

42
00:04:26,430 --> 00:04:28,240
‫اگه تو اینجایی...

43
00:04:28,240 --> 00:04:29,650
‫من تو کاناما هستم؟

44
00:04:29,650 --> 00:04:30,660
‫اره

45
00:04:31,290 --> 00:04:32,720
‫چرا من...

46
00:04:32,720 --> 00:04:34,120
‫از کی..

47
00:04:35,430 --> 00:04:36,920
‫الان یادم اومد، پراید

48
00:04:37,500 --> 00:04:41,400
‫بابا، پراید هومونکلو داخل بدنم بود

49
00:04:41,400 --> 00:04:44,460
‫آره، همه چیز رو از گوریلوس شنیدم

50
00:04:44,460 --> 00:04:45,550
‫داریوشه بابا

51
00:04:45,980 --> 00:04:47,470
‫کثافت...

52
00:04:47,470 --> 00:04:51,470
‫خیلی چندش آور بود، مثل اینکه جلوی روحم رو میگرفت

53
00:04:51,760 --> 00:04:56,810
‫اونها مثل شخصیت دوم من هستن

54
00:04:57,590 --> 00:05:01,750
‫چون تو پسر من هستی، باید براشون راحت باشه که درون روحت نفوذ کنن

55
00:05:05,080 --> 00:05:06,360
‫فوی پیر

56
00:05:10,430 --> 00:05:12,910
‫لطفا جراحت هاش رو  معالجه کنید

57
00:05:13,870 --> 00:05:15,420
‫اونطرف اوضا چطوره؟

58
00:05:15,820 --> 00:05:18,290
‫تو پدر ادوارد هستی؟

59
00:05:18,290 --> 00:05:19,330
‫آره

60
00:05:22,270 --> 00:05:26,880
‫اون هیولای سایه ای گلاتونی رو خورد و ما هیچ زور جلوش وایسادیم

61
00:05:27,410 --> 00:05:31,710
‫گرید و ادوارد دارن باهاش میجنگم اما مثل اینکه اوضاع زیاد خوب نیست

62
00:05:33,960 --> 00:05:35,520
‫تقصیر منه...

63
00:05:35,520 --> 00:05:38,940
‫همه تو خطر افتادن به خاطر اینکه پراید من رو دستگیر کرد...

64
00:05:41,310 --> 00:05:45,630
‫اونحا به خاطر آتش منبع بینهایت از نور هست،  و من هم از تمام منور هام استفاده کردم

65
00:05:45,630 --> 00:05:47,490
‫نمیتونیم از اون حقه دوباره استفاده کنیم

66
00:05:48,510 --> 00:05:50,120
‫خوب نیست

67
00:05:50,980 --> 00:05:54,560
‫با این وضعیت مردم تو زاغه ها هم پاشون تو این قضیه کشیده میشه

68
00:05:56,710 --> 00:05:57,330
‫بابا

69
00:05:58,940 --> 00:06:01,710
‫تو کیمیاگر ورزیده ای هستی، درسته؟

70
00:06:03,210 --> 00:06:04,180
‫البته

71
00:06:04,180 --> 00:06:05,710
‫شاخ در میاری

72
00:06:06,510 --> 00:06:09,720
‫یه چیزی هست که با توجه به مهارتت میخوام انجامش بدی

73
00:06:14,530 --> 00:06:15,810
‫خوب...

74
00:06:16,570 --> 00:06:19,160
‫منظره نسبتا پاک شد

75
00:06:25,410 --> 00:06:27,920
‫مخفی شدن بی فایدست

76
00:06:27,920 --> 00:06:29,860
‫نمیتونی از شامه ی من فرار کنی

77
00:06:30,490 --> 00:06:31,910
‫لعنتی...

78
00:06:31,910 --> 00:06:33,750
‫زنده ای؟

79
00:06:33,750 --> 00:06:35,470
‫کم و بیش...

80
00:06:35,860 --> 00:06:39,260
‫گرید، تو واقعا باید الان نگران کس دیگه ای باشی؟

81
00:06:39,260 --> 00:06:42,830
‫نمیدونم با این وضعیت چقدر دیگه میتونی ادامه بدی

82
00:06:43,830 --> 00:06:45,340
‫هیولا

83
00:06:45,750 --> 00:06:50,090
‫یه روش نسبتا بی ادبانه که یکی از اعضای فامیلت رو صدا بزنی، اینطور فکر نمیکنی؟

84
00:06:50,810 --> 00:06:52,340
‫عیب نداره اگه بخورمت؟

85
00:06:52,340 --> 00:06:56,100
‫من رو بخوری دل درد میگیری، داداش بزرگه

86
00:07:01,280 --> 00:07:03,650
‫بالاخره تصمیم گرفتی خودت رو نشون بدی؟

87
00:07:04,000 --> 00:07:05,550
‫هوهنهایم

88
00:07:06,160 --> 00:07:10,070
‫قهرمانها همیشه دیر به صحنه میرسن

89
00:07:10,540 --> 00:07:11,750
‫قهرمانها؟

90
00:07:11,750 --> 00:07:14,700
‫پس فکر میکنی میتونی شکست ام بدی؟

91
00:07:15,900 --> 00:07:18,120
‫نه، غیر ممکنه

92
00:07:18,120 --> 00:07:21,120
‫تو هیچی نباشه خیلی ترسناکی

93
00:07:29,260 --> 00:07:31,030
‫چه نقشه ای داره؟

94
00:07:32,060 --> 00:07:33,810
‫نقشه ی چیزی رو کشیده؟

95
00:07:50,150 --> 00:07:50,890
‫داره میاد

96
00:07:55,950 --> 00:07:59,370
‫نقشه ی نا امید کننده ای بود

97
00:08:01,340 --> 00:08:03,210
‫نمیدونی کی باید تسلیم بشی

98
00:08:09,130 --> 00:08:10,150
‫آل

99
00:08:16,160 --> 00:08:19,600
‫پس برگشت که باز هم گروگان گرفته بشه؟

100
00:08:20,680 --> 00:08:23,100
‫پسرت واقعا عجیبه

101
00:08:26,070 --> 00:08:28,230
‫جراتش رو نداری...

102
00:08:28,790 --> 00:08:30,410
‫که پسرم رو مسخره کنی

103
00:08:49,990 --> 00:08:53,100
‫هوهنهایم

104
00:09:05,580 --> 00:09:06,900
‫شگفت انگیزه...

105
00:09:07,160 --> 00:09:09,440
‫واقعا زندانیش کرد

106
00:09:18,730 --> 00:09:20,280
‫منظورت از این کار چیه؟

107
00:09:20,280 --> 00:09:22,400
‫آل رو هم اون تو گیر انداختی

108
00:09:22,400 --> 00:09:24,640
‫چه فکر کردی؟

109
00:09:24,640 --> 00:09:26,580
‫فکر من نبود

110
00:09:27,190 --> 00:09:29,080
‫برای آل بود

111
00:09:33,250 --> 00:09:34,710
‫کار کرد

112
00:09:34,710 --> 00:09:36,970
‫نمیتونی از تواناییت در اینجا استفاده کنی

113
00:09:37,220 --> 00:09:39,290
‫این واقعا دلیلی برای جشن گرفتنه؟

114
00:09:39,290 --> 00:09:41,370
‫تو هم نمیتونی فرار کنی

115
00:09:41,810 --> 00:09:44,770
‫اگه حتی برای یه لحظه شکافی رو باز کنی.....

116
00:09:44,770 --> 00:09:46,230
‫- از سایه ام استفاده میکنم و....

117
00:09:46,230 --> 00:09:48,230
‫من کمترین قصدی برای بیرون رفتن از اینجا ندارم

118
00:09:50,470 --> 00:09:53,180
‫چرا یه آزمایش اراده  انجام ندیم، سلیم؟

119
00:09:53,180 --> 00:09:56,060
‫نه، پراید هومونکلوس

120
00:09:56,460 --> 00:10:00,620
‫بدن من به اکسیژن، نور و یا حتی غذا احتیاجی نداره

121
00:10:01,140 --> 00:10:04,440
‫برای تمام روز اینجا پیش من مثل یه بچه ی آدمیزاد میشینی

122
00:10:04,440 --> 00:10:07,870
‫تا زمانی که روز موعود تموم بشه

123
00:10:09,770 --> 00:10:12,630
‫شکست پراید با این وضعیتی که داره سخت هست

124
00:10:13,090 --> 00:10:16,860
‫و اگه آزادش کنیم و بره، باعث خسارت هنگفتی به اطراف میشه

125
00:10:16,860 --> 00:10:21,640
‫برای همین بود که آل پیشنهاد داد  که از خودش به عنوان یه تله استفاده کنیم و بدون جنگ گیرش بندازیم

126
00:10:22,310 --> 00:10:25,840
‫با این کار یه مدت وقت داریم که در مورد یه نقشه فکر کنیم

127
00:10:25,840 --> 00:10:27,990
‫- اما شما حتی با من هم صحبت نکردین

128
00:10:27,990 --> 00:10:29,480
‫او گفت

129
00:10:30,210 --> 00:10:32,810
‫" اگه به داداش بگم، اون حتما مخالفت میکنه"

130
00:10:35,780 --> 00:10:40,660
‫اون نهایت سعی اش رو کرد تا همه رو بتونه سالم نگه داره

131
00:10:40,660 --> 00:10:41,970
‫از دستش عصبانی نشو

132
00:10:44,780 --> 00:10:47,540
‫خوب، بیاید این آتش رو خاموش کنیم

133
00:10:53,860 --> 00:10:54,550
‫آل

134
00:10:55,370 --> 00:10:56,340
‫داداش

135
00:10:59,290 --> 00:11:00,320
‫آل

136
00:11:00,980 --> 00:11:03,950
‫میبخشی که بعد از دیدن دوباره هم این کار رو کردم

137
00:11:06,100 --> 00:11:09,720
‫اما باید اینکارو میکردم، چون من باعثش شده بودم

138
00:11:10,560 --> 00:11:14,210
‫تازه،فقط برای یه روز این تو میمونم

139
00:11:14,210 --> 00:11:16,520
‫داداش، من خوبم

140
00:11:21,960 --> 00:11:25,700
‫لاست مرده،انوی مرده، و حالا هم گلاتونی

141
00:11:26,550 --> 00:11:28,450
‫راث هم تو تمریت مشترک در شرق هست

142
00:11:28,450 --> 00:11:30,370
‫و پراید الان نمیتونه تکون بخوره

143
00:11:34,080 --> 00:11:38,170
‫تنها کسانی که الان در مرکز هستن اسلاث و پدر هستن

144
00:11:38,410 --> 00:11:41,420
‫گرید، به چی فکر میکنی؟

145
00:11:42,650 --> 00:11:43,930
‫بهت قبلا گفتم، مگه نه؟

146
00:11:44,340 --> 00:11:46,640
‫میخوام پادشاه دنیا یشم

147
00:11:55,580 --> 00:12:00,190
‫فکر نمیکنی اخیرا تو مرکز یه عالمه ایشبالی وجود داره؟

148
00:12:00,410 --> 00:12:01,740
‫آره

149
00:12:01,740 --> 00:12:05,720
‫شنیدم یه گروه از اونها نزدیک ساختمونهای زها شده در غرب هستن

150
00:12:05,720 --> 00:12:07,560
‫حالا که گفتی ایشبالی ها...

151
00:12:07,560 --> 00:12:10,550
‫اون جوونه رو که یه زخم ضربدری داشت رو اینجا زندگی میکرد یادته؟

152
00:12:10,550 --> 00:12:11,620
‫نمیدونم چکار میکنه

153
00:12:14,040 --> 00:12:16,420
‫اسم سگ بیار چو بگیر دستت

154
00:12:16,420 --> 00:12:18,840
‫همین الان داشتیم در مورد تو صحبت میکردیم

155
00:12:19,140 --> 00:12:22,090
‫دنبال یه حلبی آباد به نام کاناما میگردم

156
00:12:23,770 --> 00:12:27,920
‫کاناما در سمت جنوبکنار شهر قرار گرفته

157
00:12:27,920 --> 00:12:29,940
‫فهمیدم، ممنون

158
00:12:30,710 --> 00:12:33,180
‫راستی، دختر کوچیکه همراهت نیست؟

159
00:12:34,420 --> 00:12:37,690
‫همونی که یه گربه ی سیاه سفید همراهش داشت

160
00:12:37,690 --> 00:12:40,690
‫یه چند وقت قبل برگشت اینجا

161
00:12:40,690 --> 00:12:41,580
‫چی؟

162
00:12:41,580 --> 00:12:44,070
‫به کشورش بر نگشته؟

163
00:12:44,070 --> 00:12:45,980
‫میخواد چکار کنه؟

164
00:12:47,650 --> 00:12:49,870
‫بالاخره کار خودتون رو کردید

165
00:12:50,780 --> 00:12:51,960
‫منظورت چیه؟

166
00:12:51,960 --> 00:12:53,640
‫کار خودتون بود، درسته؟

167
00:12:53,640 --> 00:12:56,870
‫کسانی که قطار برادلی رو فرستادن رو هوا دیگه

168
00:12:56,870 --> 00:12:57,580
‫فرستادن هوا؟

169
00:12:57,790 --> 00:13:00,150
‫ها؟ اشتباه میکنم؟

170
00:13:00,150 --> 00:13:01,380
‫ما تازه خبرش رو از شما شنیدیم

171
00:13:01,380 --> 00:13:07,340
‫خوب، فکر میکردم با بقیه ی ایشبالی ها دست به یکی کردین و اینکارو کردید

172
00:13:07,340 --> 00:13:12,070
‫خوب همه دارن میگن که اونها میخوان که کارهای تروریستی انجام بدن

173
00:13:12,070 --> 00:13:15,600
‫اونها برای اینکار اینجا جمع نشدن

174
00:13:16,280 --> 00:13:21,370
‫اونها دوستان خوب ما هستن که میخوان این کشور رو به جز راهی از سریق تروریسم تغییر بدن

175
00:13:41,640 --> 00:13:45,230
‫باید شور و شوق به کارم رو متوقف کنم

176
00:13:45,650 --> 00:13:49,680
‫به خاطرش لباش جدیدم خاکی شد

177
00:13:50,800 --> 00:13:54,000
‫کار واقعی بعد از سپیده دم شروع میشه

178
00:14:03,120 --> 00:14:04,150
‫بیفایدست

179
00:14:04,850 --> 00:14:08,860
‫غیر ممکنه بابام انقدر شل بسازش که یه بچه بتونه بشکنش

180
00:14:14,870 --> 00:14:18,770
‫این اتفاق برای این افتاد که آدمها رو خیلی مسخره کردی

181
00:14:19,290 --> 00:14:22,950
‫شماها هیچ چیزی در مورد ما نمیدونید

182
00:14:23,530 --> 00:14:26,570
‫نباید فکر کنی که همه چیز مطابق خواسته ی شما پیش بره

183
00:14:28,000 --> 00:14:29,930
‫درست مثل نقشه تون

184
00:14:29,930 --> 00:14:32,220
‫از دید من برنامه ریزی بدی بود

185
00:14:33,350 --> 00:14:34,350
‫بد؟

186
00:14:34,820 --> 00:14:36,010
‫درسته

187
00:14:36,010 --> 00:14:37,860
‫شما ها به ما آدمها گفتید قربانی

188
00:14:37,860 --> 00:14:42,060
‫و به نظر میرسید که میخواید با استفاده از ما چیزی بدست بیارید

189
00:14:42,060 --> 00:14:46,350
‫چی میشد اگه ما از ترس جونمون از کشور فرار میکردیم؟

190
00:14:46,350 --> 00:14:49,730
‫با اون وضعیت نقشه ی شما کاملا از بین میرفت

191
00:14:52,060 --> 00:14:57,820
‫همونطور که گفتی،آدمهایی هستن که اول به فکر امنیت خودشون هستن

192
00:14:58,690 --> 00:14:59,870
‫اگرچه...

193
00:15:00,470 --> 00:15:03,490
‫آره، برای مثالهمسر راث

194
00:15:04,430 --> 00:15:09,040
‫یه بار تو شهر نزدیک بود من با یه ماشین تصادف کنم

195
00:15:09,480 --> 00:15:15,370
‫اون آماده بود به قربانی کردن خودش من رو نجات بده

196
00:15:16,530 --> 00:15:20,040
‫اگرچه اون نمیدونست من هومونکلوس هستم

197
00:15:20,580 --> 00:15:24,440
‫من به وسیله ی اون کار خطرناکش شگفت زده شدم

198
00:15:27,920 --> 00:15:33,190
‫همیشه پدر داشتم اما مادر نداشتم

199
00:15:33,190 --> 00:15:36,700
‫برای همین، راستش رو بخوای وجودش افسون کننده بود

200
00:15:37,240 --> 00:15:39,900
‫شروع کردم به اینکه فکر کنم مادر داشتن چطوری هست

201
00:15:41,080 --> 00:15:42,780
‫همسر راث..

202
00:15:43,250 --> 00:15:45,370
‫خانم برادلی، درسته؟

203
00:15:45,950 --> 00:15:47,090
‫درسته

204
00:15:49,740 --> 00:15:52,380
‫باورم نمیشه تو چه موجود کثیفی هستی که ایشون رو فریب دادی...

205
00:15:52,720 --> 00:15:55,490
‫راست میگ، مثل این بود که داشتیم بازی میکردیم

206
00:15:58,440 --> 00:16:01,520
‫اما زندگی با اون جالب بود

207
00:16:01,830 --> 00:16:03,060
‫و من هم دوستش داشتم

208
00:16:04,160 --> 00:16:04,900
‫- پس

209
00:16:04,900 --> 00:16:05,840
‫آدمهایی...

210
00:16:08,900 --> 00:16:16,510
‫آدمهایی مثل همسر راث هستن که برای حفاظت از چیزی که براشون عزیزه میتونن زندگیشون رو فدا کنن

211
00:16:17,750 --> 00:16:20,960
‫و شما دو تا که برای قربانی شدن انتخاب شدید

212
00:16:20,960 --> 00:16:25,160
‫قلب بزرگی داشتید

213
00:16:25,710 --> 00:16:28,700
‫غیر ممکن بود که از این کشور بزارید و فرار کنید

214
00:16:29,200 --> 00:16:32,380
‫برای مثال ، برای جنگ برگشتی اینجا

215
00:16:34,850 --> 00:16:38,840
‫تو نقشمون حتی یه ذره بی دقتی نکردیم

216
00:16:51,210 --> 00:16:52,090
‫کلنل

217
00:16:54,730 --> 00:16:56,280
‫تقریبا وقتشه

218
00:16:58,400 --> 00:16:59,240
‫درسته

219
00:17:07,410 --> 00:17:09,400
‫بریم ستوان

220
00:17:23,840 --> 00:17:25,440
‫به حق چیزای نشنیده...

221
00:17:25,980 --> 00:17:28,990
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

222
00:17:29,370 --> 00:17:32,090
‫این بر آمدگی چیه؟

223
00:17:33,510 --> 00:17:35,690
‫خوب ، اینا جرسو و زامپانوی خودمون نیستن؟

224
00:17:36,710 --> 00:17:37,570
‫داریوش

225
00:17:39,440 --> 00:17:43,970
‫نگو که کیمبلی فرستادتون اینحا تا ما رو از بین ببرید؟

226
00:17:43,970 --> 00:17:44,720
‫ها؟

227
00:17:44,720 --> 00:17:46,170
‫چی میگی خشن؟

228
00:17:46,170 --> 00:17:48,910
‫از چند ماه قبل دیگه برای کیمبلی کار نمیکنم

229
00:17:48,910 --> 00:17:52,240
‫این حرف رو داری میزنی که ما رو خر کنی و بعدش نقشه ات اینه که سر ما رو گوش تا گوش ببری

230
00:17:52,240 --> 00:17:53,340
‫اینطور نیست

231
00:17:53,520 --> 00:17:55,380
‫نمیتونم بهت اطمینان کنم

232
00:17:55,380 --> 00:17:59,090
‫هینکل حتما این دور و برها پنهان شده تا بهمون مخفیانه حمله کنه

233
00:17:59,090 --> 00:18:00,420
‫خرها، سمج بازی بسه

234
00:17:59,130 --> 00:18:00,430
‫دکتر مارکو

235
00:18:00,420 --> 00:18:01,560
‫چی گفتی؟

236
00:18:01,560 --> 00:18:02,700
‫میخوای بجنگی، خوک چاقالو؟

237
00:18:01,560 --> 00:18:02,700
‫ادوارد

238
00:18:02,700 --> 00:18:03,840
‫ایول زامپانو

239
00:18:03,840 --> 00:18:04,570
‫- تو

240
00:18:03,840 --> 00:18:05,560
‫پس اسکار همراه شماها بود

241
00:18:04,580 --> 00:18:05,550
‫چی گفتی؟

242
00:18:05,560 --> 00:18:07,540
‫گوریل

243
00:18:06,790 --> 00:18:09,850
‫- میبخشید که سریع باعث زحمتتون میشم اما همه چیز آمـ

244
00:18:11,840 --> 00:18:12,930
‫هی

245
00:18:12,930 --> 00:18:15,640
‫چرا خوک ها ، چاقالو ها و گوریلها نمیتونن با هم کنار بیان؟

246
00:18:15,640 --> 00:18:17,410
‫جوجه ، میخوای بجنگی؟

247
00:18:20,210 --> 00:18:24,530
‫پس شما واقعا دیگه برای کیمبلی کار نمیکنید؟

248
00:18:25,160 --> 00:18:29,890
‫اگه براش کار میکردیم حتما ما رو سر به نیست میکرد

249
00:18:29,890 --> 00:18:31,420
‫صد در صد

250
00:18:31,650 --> 00:18:35,110
‫به خاطر اون الان فراری هستیم

251
00:18:35,110 --> 00:18:36,620
‫اما خیلی فاز میده

252
00:18:36,620 --> 00:18:37,790
‫آره

253
00:18:38,490 --> 00:18:39,560
‫همینطور

254
00:18:39,950 --> 00:18:43,270
‫اونها حتما ما رو رها نمیکنن

255
00:18:48,880 --> 00:18:51,870
‫بالاخره خورشید شروع به در اومدن کرد

256
00:18:52,620 --> 00:18:53,770
‫اره

257
00:18:54,140 --> 00:18:57,000
‫امیدوارم فردا هم زنده باشیم و ببینیمش

258
00:18:58,840 --> 00:19:00,630
‫مثل اینکه دارن مقدمات رو آماده میکنن

259
00:19:03,100 --> 00:19:04,980
‫اون پیز مرده کجا رفت؟

260
00:19:07,350 --> 00:19:08,870
‫رفت تا شهر رو بررسی کنه

261
00:19:09,150 --> 00:19:10,430
‫تنها؟

262
00:19:10,430 --> 00:19:11,400
‫آره

263
00:19:11,790 --> 00:19:15,320
‫گفت که اینطوری راحت تره

264
00:19:15,320 --> 00:19:18,010
‫چون اون تنها کسی هست که دشمن نمیشناسش

265
00:19:18,620 --> 00:19:23,050
‫گفت میره و یه چیزهایی رو مثل کارهای موستانگ بررسی میکنه

266
00:19:24,290 --> 00:19:27,570
‫اما فکر کنم بیشترین قسمت نگرانیش ابن بود که مکان لین رو بفهمه

267
00:19:27,570 --> 00:19:29,720
‫منطقیه

268
00:19:30,090 --> 00:19:32,620
‫با اسکار  وبقیه همه چیز رو برنامه ریزی کردید؟

269
00:19:33,100 --> 00:19:33,940
‫اره

270
00:19:34,980 --> 00:19:36,970
‫نقشه قطعی هست

271
00:19:37,560 --> 00:19:38,780
‫که اینطور

272
00:19:38,780 --> 00:19:40,080
‫پس بالاخره وقتش شد

273
00:19:47,760 --> 00:19:50,650
‫داداشت واقعا خیلی جیگر داره

274
00:19:50,650 --> 00:19:53,710
‫هیچ چی نباشه با یه هیولا تو تاریکی مطلق گیر افتاده

275
00:19:54,520 --> 00:19:57,190
‫اگه من بودم الان فاتحه ام خوانده شده بود

276
00:19:57,190 --> 00:19:58,090
‫اره

277
00:19:59,510 --> 00:20:02,050
‫ال تمام کاراش رو انجام داده

278
00:20:03,310 --> 00:20:04,340
‫حالا بقیه اش...

279
00:20:05,150 --> 00:20:06,900
‫به عهده ی ما هست

280
00:20:25,130 --> 00:20:26,820
‫روز موعود...

281
00:20:27,350 --> 00:20:28,560
‫الان هست

282
00:20:29,000 --> 00:20:39,000
‫forums.animparadise.com
‫Madman

283
00:22:01,310 --> 00:22:03,670
‫دنی، دنی

284
00:22:03,670 --> 00:22:06,160
‫هی دنی

285
00:22:06,160 --> 00:22:07,550
‫خفه شو...

286
00:22:08,560 --> 00:22:09,960
‫چی میخوای؟

287
00:22:09,960 --> 00:22:11,250
‫باید بیدار بشی

288
00:22:11,250 --> 00:22:13,170
‫یا شروع میشه

289
00:22:13,170 --> 00:22:15,850
‫چی شروع میشه؟

290
00:22:15,850 --> 00:22:17,150
‫خورشید گرفتگی

291
00:22:17,150 --> 00:22:18,600
‫خورشید گرفتگی؟

292
00:22:19,400 --> 00:22:23,190
‫فکر میکنی کی شروع میشه؟

293
00:22:23,550 --> 00:22:26,270
‫برای شروع خورشید گرفتگی هنوز خیلی زوده

294
00:22:26,710 --> 00:22:28,340
‫با اون به خورشید نگاه نکن

295
00:22:28,340 --> 00:22:29,610
‫کور میشی

296
00:22:29,820 --> 00:22:31,940
‫میدونم

297
00:22:34,030 --> 00:22:35,510
‫داداش بیا اینجا

298
00:22:35,510 --> 00:22:37,080
‫از شهر داره دود بلند میشه

299
00:22:45,990 --> 00:22:48,350
‫امروز از خونه نرید بیرون، باشه؟

300
00:22:55,000 --> 00:22:58,820
‫سدی از منطقه ی غربی گزارش میده، ما موستانگ  افرادش رو در بخش سی ۷۵ پیدا کردیم

301
00:22:58,820 --> 00:23:00,190
‫فعلا درگیر هستیم

302
00:23:00,190 --> 00:23:04,070
‫اگرچه اونها همسر پیشوا رو گروگان گرفته ان

303
00:23:04,070 --> 00:23:06,310
‫و برای ما حمله سخت هست....

304
00:23:06,310 --> 00:23:08,310
‫برام مهم نیست، حمله کنید

305
00:23:08,310 --> 00:23:09,200
‫ها؟

306
00:23:12,360 --> 00:23:15,150
‫تا زمانی که روی موستانگ زنده بمونه مشکلی نیست

307
00:23:15,150 --> 00:23:17,080
‫زن هیچ ارزشی نداره

308
00:23:17,800 --> 00:23:20,940
‫اون رو با افراد موستانگ بکشید

309
00:23:26,710 --> 00:23:27,610
‫ایست

310
00:23:36,370 --> 00:23:37,720
‫شلیک میکنید؟

311
00:23:42,300 --> 00:23:45,770
‫به همه جز کلنل موستانگ شلیک کنید

