‫﻿۱
00:00:01,950 --> 00:00:06,650
‫forums.animparadise.com
‫Madman

2
00:01:50,550 --> 00:01:52,110
‫آروم باش.......

3
00:01:53,110 --> 00:01:55,700
‫مبخوام باهات حرف بزنم.....

4
00:01:57,320 --> 00:01:59,540
‫لطفا،فقط بهم گوش کن....

5
00:02:01,280 --> 00:02:04,100
‫و تو هم همینطور، باهام حرف بزن....

6
00:02:04,550 --> 00:02:05,600
‫آره....

7
00:02:05,600 --> 00:02:06,920
‫درسته...

8
00:02:08,050 --> 00:02:10,720
‫تو تنها نیستی.....

9
00:02:42,910 --> 00:02:44,320
‫موی طلائی

10
00:02:44,820 --> 00:02:46,210
‫باید از غرب اومده باشه

11
00:02:46,790 --> 00:02:50,090
‫خوب اقلا باید خاکش کنیم

12
00:02:52,510 --> 00:02:53,670
‫زنده هست

13
00:02:53,940 --> 00:02:54,880
‫شوخی میکنی

14
00:02:54,880 --> 00:02:56,180
‫طاقت بیار

15
00:02:56,180 --> 00:02:56,680
‫هی، خوبی؟

16
00:02:57,260 --> 00:02:58,850
‫آب، یه کم آب براش بیار

17
00:03:04,180 --> 00:03:05,620
‫سریع نخور

18
00:03:05,620 --> 00:03:07,050
‫آروم بفرست پائین

19
00:03:08,490 --> 00:03:09,810
‫زبون ما رو میفهمی؟

20
00:03:10,210 --> 00:03:12,170
‫ما بازرگانهای ژینگی هستیم

21
00:03:17,060 --> 00:03:18,950
‫کجا میرفتی؟

22
00:03:21,120 --> 00:03:23,340
‫جایی ندارم که فرار کنم...

23
00:03:23,840 --> 00:03:25,570
‫همینطور جایی رو ندارم که برم....

24
00:03:26,970 --> 00:03:31,270
‫میترسیدم که تو زرزس بمونم، برای همین فرار کردم...

25
00:03:33,850 --> 00:03:35,210
‫راست میگید

26
00:03:36,080 --> 00:03:37,200
‫متاسفم

27
00:03:38,260 --> 00:03:40,220
‫نتونستم جلوش رو بگیرم...

28
00:03:41,780 --> 00:03:42,750
‫متاسفم

29
00:03:44,050 --> 00:03:46,560
‫متاسفم، سرجنس...

30
00:03:46,980 --> 00:03:49,940
‫قسمت ۵۶

31
00:03:46,980 --> 00:03:49,940
‫قسمت ۵۶

32
00:03:46,980 --> 00:03:49,940
‫قسمت ۵۶

33
00:03:46,980 --> 00:03:49,940
‫بازگشت پیشوا

34
00:03:46,980 --> 00:03:49,940
‫بازگشت پیشوا

35
00:03:46,980 --> 00:03:49,940
‫بازگشت پیشوا

36
00:04:00,090 --> 00:04:02,780
‫سرجنس یه نجار ماهر بود

37
00:04:04,310 --> 00:04:06,750
‫اغلب برای تعمیرات به قصر میومد

38
00:04:06,930 --> 00:04:07,960
‫اون رو یادته؟

39
00:04:08,820 --> 00:04:14,800
‫و پسرش دازل، به پدرش نگاه میکرد و سخت کار میکرد تا جای پدرش رو بگیره

40
00:04:16,230 --> 00:04:18,130
‫و کایا دختر گل فروش

41
00:04:18,550 --> 00:04:20,730
‫خیلی مهربون و باملاحظه بود

42
00:04:22,480 --> 00:04:25,650
‫ساری مالک اسب، واقعا عاشق مست کردن بود

43
00:04:25,960 --> 00:04:27,350
‫واقعا با هم خوب بودیم

44
00:04:29,040 --> 00:04:32,480
‫و تامی کوچولو که آرزو داشت یه محقق بشه

45
00:04:33,810 --> 00:04:35,640
‫گیدالوش یه آشپز بود

46
00:04:35,980 --> 00:04:40,650
‫یه بار به خاطر اینکه به یه مسافر که پولی نداشت غذای مجانی داد اخراج شد

47
00:04:42,050 --> 00:04:44,260
‫آندل، یه برده

48
00:04:44,260 --> 00:04:48,540
‫که به خاطر اینکه ارباب بهم توجه میکرد ازم متنفر بود

49
00:04:49,320 --> 00:04:54,040
‫زول یه تبهکار شریر که منتظر حکم اعدامش بود

50
00:04:54,730 --> 00:04:57,880
‫اما ظاهرا اون میخواد قبل از اون پیش تو برگرده

51
00:04:58,550 --> 00:05:00,400
‫پیش من برگرده؟

52
00:05:02,230 --> 00:05:06,010
‫اون ها روح هایی هستن که به بدن تو نفوذ کردن

53
00:05:20,840 --> 00:05:24,620
‫اونها فقط برای یک هدف که شکست دادن تو هست

54
00:05:25,010 --> 00:05:27,260
‫با من همکاری کردن

55
00:05:28,210 --> 00:05:32,100
‫داری میگی که سنگ های کیمیا همراه با تو کار میکنن، هر کدومشون اراده ای جدا بدست اورده؟

56
00:05:32,580 --> 00:05:34,630
‫وقتی که اونها چیزی به جز یه شکل انرژِی نیستن؟

57
00:05:36,510 --> 00:05:38,900
‫فکر میکنی غیر ممکنه؟

58
00:05:40,700 --> 00:05:46,060
‫تقریبا داشتم به خاطر سر و کله زدن با اون روح های دیوانه عقلم رو از دست میدادم

59
00:05:46,870 --> 00:05:50,580
‫اما وقت زیادی داشتم که باهاشون صحبت کنم

60
00:05:51,660 --> 00:05:55,020
‫به خاطر این بدن نامیرایی که تو بهم دادی

61
00:05:58,220 --> 00:06:00,060
‫با اون ها حرف زدی؟

62
00:06:00,830 --> 00:06:02,100
‫درسته

63
00:06:02,100 --> 00:06:04,570
‫و اون دقیقا کاری هست که تو نکردی

64
00:06:06,630 --> 00:06:15,920
‫خیلی وقت هست که با تک تک ۵۳۶۳۲۹ آدمی که داخلم هست صحبت مردم

65
00:06:33,440 --> 00:06:35,160
‫لعنت به تو...

66
00:06:38,060 --> 00:06:40,130
‫برگرد به اونجایی که ازش اومدی

67
00:06:41,200 --> 00:06:44,580
‫هومونکلوس، فسقلی داخل فلاسک

68
00:06:45,430 --> 00:06:48,120
‫میبخشی، اما من ظرف(کانتینر) تو رو از بین میبرم

69
00:06:54,360 --> 00:06:58,020
‫پاره کردن پوست تو مثل شکستن فلاسکت هست

70
00:06:58,300 --> 00:07:00,130
‫تبدیل به خاکستر میشی

71
00:07:03,760 --> 00:07:07,170
‫اراده ی کسی که حقیر میشمردیش رو تجربه کن

72
00:07:37,920 --> 00:07:43,660
‫هوهنهایم، تو نیستی که کسی رو حقیر میدونی؟

73
00:07:44,650 --> 00:07:47,170
‫حتی بعد از اینکه پوستت رو رها کردی میتونی رنده بمونی؟

74
00:07:47,380 --> 00:07:51,220
‫فکر نکن که توی احمق تنها پیشرفت کردی

75
00:07:56,350 --> 00:07:59,560
‫بهت نگفتم که موجود کامل میشم؟

76
00:08:11,640 --> 00:08:12,570
‫چی؟

77
00:08:12,570 --> 00:08:13,870
‫یه حمله ی مستقیم؟

78
00:08:14,460 --> 00:08:20,120
‫چرا باید از در غقب وارد قلعه ام بشم؟

79
00:08:22,420 --> 00:08:23,250
‫پیاده نظام ، عقب نشینی کنید

80
00:08:28,210 --> 00:08:28,920
‫غیر ممکنه

81
00:09:07,450 --> 00:09:08,360
‫زدیمش؟

82
00:09:15,700 --> 00:09:17,040
‫فرمان رو بگیر

83
00:09:17,730 --> 00:09:18,600
‫بله قربان

84
00:09:27,790 --> 00:09:29,950
‫لعنتی، کجایی؟

85
00:10:02,910 --> 00:10:06,090
‫لعنت به تو....تنهایی یه تانک رو داغون کردی؟

86
00:10:19,160 --> 00:10:20,170
‫کاپتان

87
00:10:34,650 --> 00:10:35,690
‫کاپتان بوکانیر

88
00:10:38,340 --> 00:10:39,610
‫چی شده؟

89
00:10:39,610 --> 00:10:41,460
‫رئیس برگشته

90
00:10:42,150 --> 00:10:43,680
‫دروازه رو باز کن

91
00:10:47,690 --> 00:10:50,320
‫فالمن، دروازه رو باز کن

92
00:10:55,410 --> 00:10:57,990
‫متاسفم.....کلنل موستانگ...

93
00:10:58,660 --> 00:11:01,540
‫این شاید قبر من بشه...

94
00:11:04,400 --> 00:11:08,790
‫هی، دیگه با اون قیافه ی داغون خونسرد رفتار نکن

95
00:11:12,240 --> 00:11:16,190
‫اگه قضیه ی مردونگیه، نمیتونم به هیچکس ببازم

96
00:11:16,840 --> 00:11:18,890
‫هنوز میتونم بجنگم

97
00:11:22,450 --> 00:11:23,600
‫مهمل

98
00:11:23,980 --> 00:11:27,050
‫این چیزیه که مردم بهش میگن" بی ملاحظگی

99
00:11:27,570 --> 00:11:28,820
‫دقیقا

100
00:11:29,580 --> 00:11:33,960
‫احساساتی و وحشی شدن به هیچ جا نمیرسونت

101
00:11:36,040 --> 00:11:37,680
‫اما به دلایلی....

102
00:11:38,670 --> 00:11:42,610
‫نمیتونم آدمهایی مثل اون رو همینطوری  ول کنم

103
00:11:55,400 --> 00:11:56,510
‫لعنت

104
00:11:56,510 --> 00:11:59,700
‫حالا که پیشوا برگشته اونها هم شروع به بازگشت کردن

105
00:12:00,580 --> 00:12:03,340
‫اگه از اینجا بگذرن، دروازه ی اصلی رو در اختیار میگیرن

106
00:12:03,340 --> 00:12:04,710
‫هر طوری شده اینجا رو نگه دارید

107
00:12:11,870 --> 00:12:13,630
‫بله، چی؟

108
00:12:14,070 --> 00:12:15,480
‫جدی میگی؟

109
00:12:17,000 --> 00:12:18,550
‫خانم برادلی

110
00:12:18,550 --> 00:12:19,980
‫پیشوا حالش خوبه

111
00:12:20,420 --> 00:12:22,030
‫اون زنده هست

112
00:12:34,320 --> 00:12:35,710
‫خیلی خوحالم...

113
00:12:36,730 --> 00:12:38,030
‫شما خوب هستید؟

114
00:12:38,850 --> 00:12:39,860
‫بله

115
00:12:40,290 --> 00:12:41,910
‫خوبم

116
00:12:42,670 --> 00:12:46,780
‫خیلی خوشحالم، اون زنده است

117
00:12:48,220 --> 00:12:50,170
‫زخمی شده؟

118
00:12:50,850 --> 00:12:52,560
‫هنوز از این جزئیات خبر ندارم

119
00:12:53,260 --> 00:12:57,780
‫تمام چیزی که میدونم اینه که تمام سربازهای بریگز که در مرکز بودن رو از بین برده

120
00:12:58,760 --> 00:13:00,670
‫باید همه چیز رو بندازیم گزدن بریگزی ها؟

121
00:13:00,670 --> 00:13:01,980
‫اما...

122
00:13:01,980 --> 00:13:03,980
‫به خاطر محافظت از کلنل موستانگ هست

123
00:13:13,030 --> 00:13:15,530
‫برای شروع، عالیه که پیشوا سالم هست

124
00:13:16,070 --> 00:13:17,010
‫بله

125
00:13:17,490 --> 00:13:20,040
‫امیدوارم که سلیم هم سالم باشه...

126
00:13:20,530 --> 00:13:23,600
‫اگه با سربازهای بریگز داره میجنگه

127
00:13:23,600 --> 00:13:27,360
‫بعنی اینکه مغز متفکر پشت این کودتا ژنرال آرمسترانگ هست

128
00:13:27,360 --> 00:13:29,590
‫آرمسترانگ؟

129
00:13:29,590 --> 00:13:33,270
‫ژنرال مونثی که چند وقت پیش به مرکز اومده

130
00:13:33,270 --> 00:13:37,280
‫حالا مشکل این هست که چند نفر از افراد رده بالا در اینکار دخالت دارن؟

131
00:13:41,510 --> 00:13:42,870
‫پس زنده است...

132
00:13:43,530 --> 00:13:46,490
‫نمیتونیم یه هومونکلوس رو دست کم بگیریم

133
00:13:51,650 --> 00:13:55,870
‫باید ژنرال آرمسترانگ رو آدم رذل نشون بدیم...

134
00:14:01,280 --> 00:14:04,180
‫اینجا هم داره خطرناک میشه

135
00:14:04,180 --> 00:14:05,320
‫آره

136
00:14:07,950 --> 00:14:09,640
‫نمیدونم برای ما چه اتفاقی میفته

137
00:14:10,120 --> 00:14:11,820
‫نمیدونم

138
00:14:11,820 --> 00:14:15,390
‫میگیم که طرف پیشوا هستیم

139
00:14:16,030 --> 00:14:19,520
‫برای همین شک دارم که به راحتی بهمون شلیک کنن

140
00:14:20,510 --> 00:14:23,530
‫اما اگه برادلی دوباره قدرت رو بدست گرفتی چی؟

141
00:14:25,930 --> 00:14:28,070
‫احتمالا مثل یه پشه له میشیم

142
00:14:28,070 --> 00:14:29,800
‫حتی اگه خانم برادلی اینجا باشه؟

143
00:14:30,350 --> 00:14:32,800
‫تو واقعا فکر میکنی اونها رحم میکنن؟

144
00:14:42,890 --> 00:14:44,680
‫خیلی وقته ندیدمت

145
00:14:45,120 --> 00:14:48,300
‫بعد از اون ماجرا یه دفعه غیبت زد

146
00:14:49,350 --> 00:14:52,560
‫بدبختانه من خیلی طماع هستم

147
00:14:53,770 --> 00:14:57,270
‫راث، میخوام جون تو رو هم بگیرم

148
00:15:10,190 --> 00:15:12,610
‫نیروی کمکی...فکر کنم

149
00:15:13,210 --> 00:15:17,250
‫همه در شهر میگفتن تو در حادثه ی قطار مردی

150
00:15:17,250 --> 00:15:19,410
‫چطور نجات پیدا کردی؟

151
00:15:20,170 --> 00:15:22,500
‫چشم هام خیلی تیزه

152
00:15:26,160 --> 00:15:33,210
‫فقط یه ثانیه وقت میخواست که تصمیم بگیرم از کجای خرابی ها فرار کنم

153
00:15:35,930 --> 00:15:38,940
‫اما واقعا پیر شدم

154
00:15:40,250 --> 00:15:43,070
‫بدنم دیگه مثل قدیم ها نمیتونه عمل کنه

155
00:15:44,460 --> 00:15:47,570
‫با اینکه بدنش آماده نیست تونسته این کارها رو بکنه؟

156
00:15:50,700 --> 00:15:53,010
‫لینگ یائو...درسته؟

157
00:15:53,010 --> 00:15:57,710
‫پسر، از آخرین باری که گذاشتی توی خونه ی داغونت بمونم ندیدمت

158
00:15:57,710 --> 00:15:59,670
‫تو آسمون هت دنبالت میگشتم گوهبان یکم فالمن

159
00:15:59,670 --> 00:16:00,950
‫الان گروهبان دوم هستم

160
00:16:01,560 --> 00:16:04,390
‫بهت یه شب کرایه ی اطاق و غذا بدهکارم

161
00:16:04,390 --> 00:16:06,080
‫بزار بهت کمک کنم

162
00:16:07,010 --> 00:16:12,170
‫اون این حرف رو زد، اما هر دوی ما در اصل به خاطر خودمون اینکارو میکنیم

163
00:16:28,800 --> 00:16:31,320
‫سعی میکنی که در نقظه ی کور من بری؟

164
00:16:32,710 --> 00:16:37,850
‫شریک داخلم بهم نشون داده چطور با تو بجنگم

165
00:16:37,850 --> 00:16:38,830
‫که اینطور

166
00:16:39,910 --> 00:16:42,010
‫پس من اینکارو میکنم

167
00:16:49,680 --> 00:16:51,340
‫شروع کرده به عقب رفتن

168
00:16:51,340 --> 00:16:52,970
‫براش بد نیست؟

169
00:17:03,810 --> 00:17:05,930
‫آتش، آتش

170
00:17:07,510 --> 00:17:09,280
‫احمق ها، دخالت نکنید

171
00:17:16,970 --> 00:17:20,620
‫لعنت به تو

172
00:17:22,570 --> 00:17:24,130
‫کاپتان

173
00:17:39,670 --> 00:17:42,020
‫مثل اینکه ماهیچه های قدرتمندی داری

174
00:17:43,900 --> 00:17:46,820
‫حالا نمیتونی از شمشیرت استفاده کنی

175
00:17:47,150 --> 00:17:49,140
‫احمق، بی فکر نباش

176
00:17:49,140 --> 00:17:49,860
‫اما...

177
00:17:51,150 --> 00:17:52,610
‫کارت خوب بود

178
00:18:01,350 --> 00:18:04,870
‫عادت ندارم که این اسلحه ها رو بدست بگیرم

179
00:18:05,160 --> 00:18:07,460
‫بد نیست پیر مرد

180
00:18:26,530 --> 00:18:28,610
‫پیشوا برگشته؟

181
00:18:28,610 --> 00:18:32,660
‫بله قربان

182
00:18:39,080 --> 00:18:43,580
‫افراد بیشتری جمع میکنیم، تمام بریگزی ها رو از بین میبریم

183
00:18:43,580 --> 00:18:45,620
‫و پیشوا رو نجات میدیم

184
00:18:46,060 --> 00:18:48,090
‫اسلحه ها و جای خالی ها رو پر کنید

185
00:18:48,090 --> 00:18:49,740
‫دروازه ی اصلی رو دوباره در کنتل بگیرید

186
00:18:49,750 --> 00:18:50,710
‫بله قربان

187
00:18:50,710 --> 00:18:53,050
‫برید،برید،برید

188
00:18:58,630 --> 00:18:59,710
‫این خیلی بده

189
00:19:01,270 --> 00:19:03,430
‫سربازهای مرکز برگشتن

190
00:19:08,170 --> 00:19:11,560
‫لعنت ،خودم  الان سرم شلوغه

191
00:19:11,560 --> 00:19:13,550
‫بقیش رو میسپارم به شماها

192
00:19:14,550 --> 00:19:15,790
‫چی؟ ما باید چکار کنیم

193
00:19:15,790 --> 00:19:17,520
‫وقتی تعداد افراد اونها بیشتر از ما هست

194
00:19:19,450 --> 00:19:20,780
‫یه کاری بکنید

195
00:19:21,810 --> 00:19:23,780
‫یه کاری بکنیم؟

196
00:19:22,340 --> 00:19:24,220
‫کاپیتان طاقت بیار

197
00:19:27,570 --> 00:19:29,540
‫باید یه کاری بکنیم...

198
00:19:30,020 --> 00:19:33,930
‫هی، کاپتان بوکانیر رو ببرید یه جای امن

199
00:19:34,370 --> 00:19:35,230
‫باشه

200
00:19:35,230 --> 00:19:36,740
‫ما اون رو تکون میدیم

201
00:19:37,400 --> 00:19:38,100
‫باشه

202
00:19:55,600 --> 00:19:56,700
‫لعنتی

203
00:19:56,700 --> 00:20:00,180
‫با دو تا مسلسل جلومون رو گرفتن؟

204
00:20:00,180 --> 00:20:01,950
‫چون در ارتفاع هستن، نسبت به ما برتری دارن

205
00:20:04,760 --> 00:20:06,790
‫تونستیم با گروهی در مرکز تماس بگیریم؟

206
00:20:07,340 --> 00:20:09,580
‫بگو که دروازه رو از داخل باز کنن

207
00:20:09,580 --> 00:20:10,310
‫بله قربان

208
00:20:10,810 --> 00:20:13,000
‫اینجا سومین گردان نگهبانی

209
00:20:13,000 --> 00:20:15,040
‫پادگان مرکز فرماندهی جواب بده

210
00:20:15,400 --> 00:20:17,600
‫هنوز در دروازه ی شرقی عروسک هست...

211
00:20:17,600 --> 00:20:19,880
‫دارن چی میگن؟

212
00:20:19,880 --> 00:20:20,950
‫اینو بده من

213
00:20:22,900 --> 00:20:24,610
‫من گاملان از گردان  نگهبانی هستم

214
00:20:24,980 --> 00:20:27,020
‫ما جلوی دروازه هستیم

215
00:20:27,020 --> 00:20:29,600
‫میتونی از داخل دروازه ی مرکز رو باز کنی؟

216
00:20:29,980 --> 00:20:33,810
‫غیر ممکنه، اونجا عروسک مخفی شدن، برای همین نمیتونیم دروازه رو باز کنیم

217
00:20:33,810 --> 00:20:35,360
‫عروسک؟

218
00:20:35,360 --> 00:20:36,860
‫در مورد چی حرف میزنی؟

219
00:20:42,240 --> 00:20:43,100
‫چی شده؟

220
00:20:43,100 --> 00:20:44,300
‫چه اتفاقی افتاده؟

221
00:20:44,300 --> 00:20:45,680
‫چی؟ دشمن بیشتر؟

222
00:20:59,300 --> 00:21:02,080
‫چه اتفاقی اونجا داره میفته؟

223
00:21:29,820 --> 00:21:31,680
‫بد نبود پیری

224
00:21:33,140 --> 00:21:35,820
‫ممنون که نجاتم دادی

225
00:21:35,820 --> 00:21:37,830
‫من تو رو نجات ندادم

226
00:21:37,830 --> 00:21:39,950
‫بدن ازباب رو نجات دادم

227
00:21:40,800 --> 00:21:41,880
‫هر چی تو بگی

228
00:21:42,300 --> 00:21:45,650
‫تششع زننده ای از بدن ارباب میاد...

229
00:21:46,140 --> 00:21:49,520
‫خوب، در غیر اینصورت نمیتونستم پیدات کنم

230
00:21:50,370 --> 00:21:56,770
‫خوب این یارو کی هست که با اینکه ما قدرتمون رو ترکیب کردیم صدمه ندیده؟

231
00:21:57,400 --> 00:21:59,280
‫کینگ برادلی

232
00:22:08,540 --> 00:22:11,120
‫اولین بارمه که با چشمهام میبینمش

233
00:22:15,880 --> 00:22:20,670
‫پس این کسی هست که دست نوه ام رو قطع کرده...

234
00:22:20,670 --> 00:22:25,670
‫forums.animparadise.com
‫Madman

