‫﻿۱
00:01:46,540 --> 00:01:48,420
‫پیشوا برگشته؟

2
00:01:50,520 --> 00:01:53,250
‫شنیدم که یه تانک بریگزی رو در دروازه ی اصلی نابود کرده

3
00:01:53,480 --> 00:01:56,560
‫پس به بوزینه های بریگزی درس حسابی داده

4
00:01:56,560 --> 00:01:58,250
‫بریم بقیه ی سربازها رو جمع کنیم

5
00:01:58,250 --> 00:01:59,760
‫باید دوباره اتاق فرماندهی رو در کنترل بگیریم

6
00:02:00,200 --> 00:02:01,040
‫آره

7
00:02:01,880 --> 00:02:03,760
‫پیشوا در دروازه ی صلی هست؟

8
00:02:07,930 --> 00:02:08,980
‫اوه

9
00:02:09,880 --> 00:02:12,440
‫اولین بارمه که با چشمهام میبینمش

10
00:02:16,220 --> 00:02:21,160
‫پس ایشون دست نوه ی من رو قطع کردن...

11
00:02:26,670 --> 00:02:27,970
‫که اینطور

12
00:02:28,510 --> 00:02:33,570
‫پس شما افراد رده ی بالا قصد دارید ملت رو قربانی کنید تا عمر جاودان پیدا کنید

13
00:02:33,570 --> 00:02:36,260
‫و تمام نیا رو یکی کنید

14
00:02:38,480 --> 00:02:42,150
‫پیشوا اینکار ها رو انجام میداد  و میدونست که شما چه قصدی دارید؟

15
00:02:42,150 --> 00:02:45,080
‫اون رهبر این کشوره و برای همین منظور ساخته شده

16
00:02:47,150 --> 00:02:48,570
‫برای چی دودلی؟

17
00:02:48,570 --> 00:02:50,560
‫ما قصد داریم دنیایی بدون جنگ بسازیم

18
00:02:50,560 --> 00:02:53,190
‫پس داری میگی برای رسیدن به اون هدف باید دنیا نابود بشه؟

19
00:02:57,660 --> 00:02:59,780
‫این نابودی نیست، از نوسازی هست

20
00:03:00,170 --> 00:03:03,660
‫بازسازی" چیزی که شما کیمیاگرها مینامیدش

21
00:03:04,260 --> 00:03:06,990
‫ملت نمیمیرن

22
00:03:07,340 --> 00:03:10,160
‫اونها افتخار این رو پیدا میکنن که برای همیشه با ما زندگی کنن

23
00:03:10,460 --> 00:03:13,170
‫و ما تمام دنیا رو یکی میکنیم

24
00:03:13,790 --> 00:03:15,670
‫همه در یکی و یکی در همه

25
00:03:16,510 --> 00:03:20,380
‫- ما منتخب های آمستریس یکی میشویم و

26
00:03:24,520 --> 00:03:26,170
‫شنیدید

27
00:03:26,170 --> 00:03:27,570
‫چکار میکنید؟

28
00:03:28,240 --> 00:03:30,560
‫اونها قصد دارن همه چیز رو تحت کنترل خودشون بگیرن

29
00:03:31,210 --> 00:03:32,570
‫میزارید که اینکار رو بکنن؟

30
00:03:32,570 --> 00:03:35,600
‫همه ی شما با من بیاید

31
00:03:35,600 --> 00:03:38,530
‫- اگه بیاید، از اون مرد میخوام که

32
00:03:44,480 --> 00:03:49,780
‫من یه سربازم پس باید از دستورات مافوقم اطاعت کنم

33
00:03:50,510 --> 00:03:53,940
‫اما رایستش دیگه نمیدونم چی رو باور کنم...

34
00:03:54,800 --> 00:03:57,910
‫حتی تو این وضعیت هم دودلی؟

35
00:03:58,540 --> 00:04:03,130
‫اطاعت از مافوقی که اعتقادی بهش نداری باعث نمیشه که وظیفه شناس بشی

36
00:04:03,740 --> 00:04:05,390
‫فقط داری خودت رو خر میکنی

37
00:04:08,430 --> 00:04:09,810
‫خودت رو باور داشته باش

38
00:04:11,420 --> 00:04:16,080
‫راهی رو انتخاب کن که باعث ننگت نشه

39
00:04:28,450 --> 00:04:30,990
‫من خانواده ای در شهر دارم

40
00:04:32,190 --> 00:04:33,640
‫من هم همینطور

41
00:04:33,640 --> 00:04:34,780
‫منم همینطور

42
00:04:52,590 --> 00:04:53,670
‫ژنرال

43
00:04:54,760 --> 00:04:56,810
‫این جواب ما هست

44
00:05:03,300 --> 00:05:05,110
‫اتاق فرماندهی، موقیعت چیه؟

45
00:05:05,490 --> 00:05:07,250
‫خیلی خوب نیست

46
00:05:07,250 --> 00:05:10,270
‫سربازهای مرکز در چند جا شروع کردن به برگشتن

47
00:05:10,270 --> 00:05:11,450
‫ژنرال، الان کجا هستید؟

48
00:05:11,870 --> 00:05:13,840
‫دفتر پیشوا

49
00:05:13,840 --> 00:05:14,800
‫و نجات یافته ها؟

50
00:05:15,930 --> 00:05:18,960
‫نمیتونیم با افرادمون که در اطراف دفتر هستن ارتباط برقرار کنیم

51
00:05:19,520 --> 00:05:22,850
‫امکان زیادی هست که سربازهای زیادی اطراف مرکز رو محاصره کرده باشن

52
00:05:23,660 --> 00:05:24,990
‫دریافت شد

53
00:05:24,990 --> 00:05:26,840
‫اگه اونجا موقعیت خراب شد، فرار کن

54
00:05:28,000 --> 00:05:29,680
‫من رو رها کنید

55
00:05:32,010 --> 00:05:33,060
‫بله قربان

56
00:05:34,590 --> 00:05:37,740
‫حالا اینجا دوباره پر از دشمن میشه

57
00:05:38,300 --> 00:05:42,770
‫فقط بستگی به زمان داره تا  مرکز مثل مور و ملخ برین تو

58
00:05:43,270 --> 00:05:44,650
‫که یعنی...........

59
00:05:53,870 --> 00:05:55,420
‫از اینکه کمی پائین رفتیم

60
00:05:55,420 --> 00:05:58,000
‫تونل فرار مثل اونی که باهاش اومدیم اینجا میسازم

61
00:05:58,370 --> 00:05:59,980
‫فرار....

62
00:05:59,980 --> 00:06:01,060
‫برای چی با هم فرار کنیم؟

63
00:06:01,790 --> 00:06:05,090
‫احتمالا میتونی کمی وقت استفاده کنی و با نقشه ای دوباره برگردی  درسته؟

64
00:06:26,020 --> 00:06:27,460
‫اون نزدیکه

65
00:06:27,460 --> 00:06:29,670
‫تو هم اینطوری فکر میکنی؟

66
00:06:29,670 --> 00:06:32,330
‫شما دو تا  میتونید حسش کنید؟

67
00:06:32,330 --> 00:06:34,080
‫از یه احساس ناخوش آینده

68
00:06:35,690 --> 00:06:38,960
‫مثل حسی هست که زخم بدی که داره شروع به  درد گفتن میکنه

69
00:07:00,710 --> 00:07:04,740
‫مهمان برام اومده؟

70
00:07:04,740 --> 00:07:06,940
‫یه کمی عصبی ام

71
00:07:12,390 --> 00:07:13,110
‫تو کی هستی؟

72
00:07:13,720 --> 00:07:15,030
‫من؟

73
00:07:15,970 --> 00:07:17,640
‫هممم...

74
00:07:17,640 --> 00:07:20,290
‫شاید مردی که کینگ برادلی

75
00:07:22,630 --> 00:07:24,420
‫رو ساخته؟

76
00:07:25,440 --> 00:07:26,920
‫پیشوا....

77
00:07:30,840 --> 00:07:33,890
‫یعنی اینکه تو طرف اونها هستی

78
00:07:34,690 --> 00:07:37,150
‫ها؟ تو یی...

79
00:07:37,150 --> 00:07:42,390
‫فکر میکردم تو ایستگاه رادیو هستی  اما واقعا زحمت کشیدی اومدی اینجا

80
00:07:42,390 --> 00:07:46,400
‫موستانگ  ممنون که باعث شدی بخوام کمتر زحمت بکشم

81
00:07:49,920 --> 00:07:53,280
‫ها یه کم ازشون پذیرایی کنید

82
00:07:56,900 --> 00:07:58,640
‫اینها دیگه کی هستن؟

83
00:07:58,640 --> 00:08:00,410
‫عروسک؟

84
00:08:00,410 --> 00:08:01,510
‫نه.....

85
00:08:01,510 --> 00:08:04,420
‫حرکاتشون کاملا با عروسک ها فرق داره

86
00:08:04,420 --> 00:08:08,670
‫اینها کسانی هستن که شاید کینگ برادلی میشدن

87
00:08:11,130 --> 00:08:13,220
‫تا به دنیا اومدن سریع جمع شدن

88
00:08:13,560 --> 00:08:17,030
‫و آموزش و تمرینات مخصوص دیدن

89
00:08:17,030 --> 00:08:20,620
‫فقط برای یک هدف که پیشوا بشن

90
00:08:21,790 --> 00:08:27,200
‫و در دوازدهمین آزمایش کینگ برادلی به دنیا اومد

91
00:08:28,780 --> 00:08:30,730
‫پس اینها....

92
00:08:31,380 --> 00:08:33,540
‫باقی مانده ها هستن

93
00:08:34,040 --> 00:08:38,370
‫با وجود این  تمامشون در تمام این مدت برای جنگ تمرین میدیدن

94
00:08:43,570 --> 00:08:47,100
‫اگرچه به اندازه ی کینگ برادلی قوی نیستن

95
00:08:47,100 --> 00:08:48,840
‫خیلی کارشون خوبه

96
00:09:14,480 --> 00:09:15,190
‫لعنت...

97
00:09:15,870 --> 00:09:17,450
‫اون شورشی ها.......

98
00:09:19,550 --> 00:09:21,910
‫لعنتی  از هوش رفتم

99
00:09:25,230 --> 00:09:26,050
‫کاپتان

100
00:09:26,050 --> 00:09:27,670
‫درسته...

101
00:09:28,890 --> 00:09:31,590
‫اگه بکشمش بیرون احتمالا با خاطر از دست دادن خون میمیرم

102
00:09:38,030 --> 00:09:39,180
‫برادلی....

103
00:09:48,710 --> 00:09:50,570
‫پیرمدر نزدیک بود ها

104
00:09:50,570 --> 00:09:52,090
‫- اتفاقی بود ارباب

105
00:09:52,090 --> 00:09:52,980
‫از قصد نبود

106
00:09:57,030 --> 00:09:57,700
‫- تو

107
00:10:11,010 --> 00:10:15,000
‫همونطور که فکر میکردم  شکاری مثل تو باعث میشه ضربان قلبم افزایش پیدا کنه

108
00:10:23,420 --> 00:10:27,180
‫واقعا شگفت زده شدم که با اینکه سن تو از من بیشتره اینطوری میجنگی

109
00:10:27,540 --> 00:10:28,730
‫اما....

110
00:10:28,910 --> 00:10:30,730
‫اینجا آخرشه

111
00:10:36,890 --> 00:10:37,530
‫پیری

112
00:10:47,810 --> 00:10:49,460
‫شاهزاده ای از ژِنگ، ها؟

113
00:10:50,210 --> 00:10:51,710
‫لعنت، لین

114
00:10:51,710 --> 00:10:53,710
‫دیگه بدون سوال بدن رو در اختیار نگیر

115
00:10:54,670 --> 00:10:59,040
‫تو درست کثل دختره هستی که دست خودش رو قطع کرد

116
00:10:59,040 --> 00:11:04,470
‫درست مثل اون جونت رو به خاطر چیزی که نمیتونی رهاش کنی در خطر میندازی

117
00:11:05,000 --> 00:11:06,590
‫ارباب...

118
00:11:06,590 --> 00:11:09,810
‫دیگه نمیتونم بجنگم، من روول کنید....

119
00:11:09,810 --> 00:11:11,140
‫چرت نگو

120
00:11:11,140 --> 00:11:13,350
‫داری بهم میگی آدمی مثل اون بشم؟

121
00:11:14,350 --> 00:11:16,670
‫یه پادشاه به خاطر مردمش وجود داره

122
00:11:16,670 --> 00:11:19,200
‫بدون مردم، پادشاهی هم وجود نداره

123
00:11:19,200 --> 00:11:22,740
‫اون قصد داره مردم این کشور رو رها کنه

124
00:11:23,210 --> 00:11:26,780
‫این چیزی نیست که من بخوام بشم

125
00:11:28,230 --> 00:11:31,770
‫مردی که ارزش نداره بهش بگن پادشاه...

126
00:11:32,440 --> 00:11:34,920
‫پس ما باید شکستش بدیم

127
00:11:35,730 --> 00:11:36,860
‫حرف نزن

128
00:11:36,860 --> 00:11:37,830
‫استراحت کن

129
00:11:50,120 --> 00:11:51,730
‫باشه

130
00:11:51,730 --> 00:11:52,980
‫یه استراحتی میکنم...

131
00:11:52,980 --> 00:11:54,980
‫استراحت میکنم

132
00:11:57,610 --> 00:11:59,530
‫محکم شو گرید

133
00:11:59,530 --> 00:12:00,860
‫از بدن ارباب محافظت کن

134
00:12:00,860 --> 00:12:02,260
‫باشه

135
00:12:05,120 --> 00:12:05,910
‫ارباب...

136
00:12:06,530 --> 00:12:08,510
‫پادشاه شو

137
00:12:11,120 --> 00:12:15,670
‫وقتشه که این پیر به خواب ابدی بره

138
00:12:17,130 --> 00:12:20,380
‫احمق

139
00:12:17,130 --> 00:12:20,380
‫احمق

140
00:12:22,820 --> 00:12:25,010
‫تو با من میای جهنم

141
00:12:25,740 --> 00:12:27,650
‫برادلی

142
00:12:42,540 --> 00:12:47,910
‫حتی با اینکه جونم رو در خطر انداختم نتونستم زخمی اش کنم؟

143
00:12:50,590 --> 00:12:51,720
‫ارباب...

144
00:12:52,440 --> 00:12:55,760
‫خیلی متاسفم....

145
00:12:59,730 --> 00:13:03,460
‫حتی اگه چشم خدا رو هم داشته باشی

146
00:13:03,800 --> 00:13:08,970
‫ممکن نیست بتونی از حمله ای که از جایی میاد که نمیبینیش جاخالی بدی

147
00:13:11,730 --> 00:13:15,370
‫پیرمرد...من با تو...

148
00:13:15,370 --> 00:13:19,770
‫میام جهنم...

149
00:13:22,120 --> 00:13:25,690
‫خیلی ممنونم...

150
00:13:53,020 --> 00:13:55,060
‫پدربزرگ

151
00:14:07,750 --> 00:14:10,600
‫اولش رفتی تو یه گودال و بعدش خوردی یه یه تیر چراغ برق؟

152
00:14:10,600 --> 00:14:12,730
‫واقعا با این رانندگیت خودت رو کشتی

153
00:14:12,730 --> 00:14:13,910
‫گواله رو ببند

154
00:14:13,910 --> 00:14:17,730
‫خوشحال باش با ماشینی به اون داغونی تونستیم تا اینجا بیایم

155
00:14:17,730 --> 00:14:20,040
‫تا اینجا اومدبم، دعوا نکنید

156
00:14:20,700 --> 00:14:23,990
‫به هرحال باید عجله کنیم و جایی رو پیدا کنیم ک بشه رفت زیرزمین

157
00:14:26,580 --> 00:14:27,670
‫اون...

158
00:14:31,900 --> 00:14:34,590
‫کلنل موستانگ؟

159
00:14:34,590 --> 00:14:36,390
‫امیدوارم حالشون خوب باشه

160
00:14:37,350 --> 00:14:38,360
‫داداش..

161
00:14:40,390 --> 00:14:41,380
‫عجله کنید

162
00:14:50,400 --> 00:14:56,830
‫چطوری اینها اینطوری حرکت میکنن؟

163
00:15:32,280 --> 00:15:34,600
‫کلنل، پشتتون آسیب پذیره

164
00:15:34,600 --> 00:15:37,530
‫اینجا یه نفر هست که من محافظت از پشتم رو بهش سپردم

165
00:15:41,910 --> 00:15:43,410
‫دروازه ی حقیقت

166
00:15:44,710 --> 00:15:47,540
‫تبدیل انسان، کار ممنوعه در کیمیاگری

167
00:15:48,230 --> 00:15:52,810
‫کیمیاگرهایی که دروازه ی حقیقت رو باز میکنن

168
00:15:53,500 --> 00:15:55,760
‫بهایی در خور پرداختن

169
00:15:57,430 --> 00:16:03,000
‫پس اینطوری برادران الریک بدنشون رو قربانی کردن؟

170
00:16:03,870 --> 00:16:04,440
‫تو هم اینکارو کردی؟

171
00:16:08,140 --> 00:16:10,060
‫اونها کمی از داخل بدنم رو بردن

172
00:16:11,340 --> 00:16:13,860
‫اما چیزی که من یاد گرفتم

173
00:16:14,370 --> 00:16:20,120
‫اینه که تبدیل انسان هیچوقت کار نمیکنه

174
00:16:23,790 --> 00:16:28,160
‫سربازهای مثل شما احتمالا به همچین داستانهایی علاقه ای ندارن

175
00:16:28,870 --> 00:16:30,040
‫درست نیست

176
00:16:30,950 --> 00:16:36,610
‫کسانی که دروازه ی حقیقت رو باز کردن اونهایی هستن که بهشون میگن "قربانی انسانی

177
00:16:37,400 --> 00:16:40,810
‫شاید نشونه ای داشته باشید که بشه فمید اونها میخوان چکار کنن

178
00:16:41,460 --> 00:16:44,900
‫پس همه ی شما کسانی رو دارید که دوست دارید باز ببینید

179
00:16:44,900 --> 00:16:50,730
‫حتی اگه دروازه حقیقت رو باز کنید و بدنتون رو قربانی کنید

180
00:16:54,610 --> 00:16:55,530
‫تو چطور؟

181
00:16:56,760 --> 00:17:00,520
‫تو کسی رو داری که حاظری به خاطر یکبار دیدنش از همه چیز دست بکشی؟

182
00:17:02,080 --> 00:17:04,600
‫این حرف برای یه سرباز بی معنی هست

183
00:17:05,400 --> 00:17:07,540
‫غصه خوردن برای یه مرده بی فایدست

184
00:17:08,070 --> 00:17:10,540
‫ما میجنگیم که اونها زنده بمونن

185
00:17:11,820 --> 00:17:13,430
‫درسته

186
00:17:13,960 --> 00:17:15,020
‫اما...

187
00:17:16,560 --> 00:17:18,640
‫حس میکنم حالا میفهمم

188
00:17:20,930 --> 00:17:23,140
‫ادوارد الریک

189
00:17:23,140 --> 00:17:28,030
‫موقعی که اولین بار دیدمش تهدیدش کردم که هرچیزی رو که میدونه بهم بگه

190
00:17:28,030 --> 00:17:33,660
‫اما اون پسر یه کلمه در مورد دوست قدیمی اش که گروگان گرفته شده مگفت

191
00:17:34,230 --> 00:17:35,320
‫فقط یه خط

192
00:17:36,580 --> 00:17:38,300
‫"سعی کنید درک کنید"

193
00:17:39,280 --> 00:17:42,840
‫اون چشم ها با چشمهای ماسربازها فرق داشت

194
00:17:42,840 --> 00:17:48,080
‫حتی با چشمهای کیمیاگران ایالتی که به عنوان سگ نظامی شناخته میشن فرق داشت

195
00:17:49,770 --> 00:17:55,690
‫اگه بخوام بگم، اون چشم ها نمیخواستن چیز مهم دیگه ای رو به هر قیمتی که شده از دست بدن...

196
00:17:58,530 --> 00:18:00,430
‫چشمهای یه بچه ی غیرمنطقی؟

197
00:18:03,420 --> 00:18:07,140
‫اگه بگم که اون چشمهای راست گو روم تاثیر نداشت دروغ گفتم

198
00:18:08,130 --> 00:18:15,090
‫اما اون احساس پاک و بی آلایش اون پسر میتونه برای راهی رو در این جنگ سخت باز کنه

199
00:18:15,090 --> 00:18:17,150
‫و یا اینکه ضررش بهش میرسه؟

200
00:18:19,720 --> 00:18:21,350
‫خوب

201
00:18:21,970 --> 00:18:24,390
‫بیاید شروع کنیم

202
00:18:29,940 --> 00:18:31,460
‫شماره ی شانزده

203
00:18:31,460 --> 00:18:32,710
‫شماره ی هفده

204
00:18:32,930 --> 00:18:34,710
‫شماره ی بیست و یک

205
00:18:34,890 --> 00:18:38,220
‫شماره ی ۲۳، شماره ی بیست و شش

206
00:18:38,490 --> 00:18:39,830
‫بیاید اینجا

207
00:18:42,760 --> 00:18:43,720
‫چی؟

208
00:18:47,930 --> 00:18:50,980
‫بزن بریم

209
00:19:03,860 --> 00:19:05,150
‫چکار کردی؟

210
00:19:05,150 --> 00:19:08,730
‫این فقط قدم اوله

211
00:19:08,730 --> 00:19:15,380
‫میدونی چند تا آزمایشگاه کیمیاگری در مرکز زیر نظر پیشوا هست؟

212
00:19:16,900 --> 00:19:20,130
‫الان باید ۴ تا باشه که در حال کار کردنه...

213
00:19:20,380 --> 00:19:21,300
‫نه

214
00:19:24,800 --> 00:19:26,480
‫آزمایشگاه شماره ی پنج..

215
00:19:27,030 --> 00:19:28,140
‫چنج تا هست

216
00:19:28,910 --> 00:19:32,780
‫یه دایره ی تبدیل با پنج نقطه

217
00:19:33,480 --> 00:19:39,820
‫یعنی ممکنه اون راه زیرزمینی کنده شده دایره ای بوده که ساختمان های آزمایشگاه ها رو به هم وصل میکرده؟

218
00:19:54,550 --> 00:19:55,380
‫چی؟

219
00:19:59,520 --> 00:20:01,720
‫چی شده آقای هاینکل؟

220
00:20:23,030 --> 00:20:24,170
‫ایزومی

221
00:20:24,170 --> 00:20:24,990
‫آره

222
00:20:25,810 --> 00:20:28,110
‫مثل اینکه اینجا جای خوبیه

223
00:20:30,570 --> 00:20:33,680
‫تو این دیوار یه راه فرار حفر میکنم

224
00:20:33,680 --> 00:20:35,130
‫عقب وایسید

225
00:20:35,130 --> 00:20:36,670
‫پس اینجا از هم خداحافظی میکنیم

226
00:20:38,820 --> 00:20:42,600
‫ما هنوز باید اینجا بمونیم و بجنگیم

227
00:20:43,290 --> 00:20:47,010
‫اینجا باید استحکامات دشمن باشه

228
00:20:47,010 --> 00:20:50,810
‫نمیتونیم بزاریم شانسی که برای حمله بهشون داریم از بین بره

229
00:20:51,730 --> 00:20:53,190
‫تو....

230
00:20:59,840 --> 00:21:01,330
‫بابت همه چیز ممنون

231
00:21:03,360 --> 00:21:05,450
‫بهت خیلی مدیونیم ایزومی کورتیس

232
00:21:05,980 --> 00:21:08,240
‫- من باید این حرف رو بزنم ژنرال آرمسترانگ

233
00:21:39,240 --> 00:21:40,110
‫چی؟

234
00:21:54,420 --> 00:21:55,620
‫آلفونس

235
00:21:57,310 --> 00:21:58,290
‫ایزومی

236
00:22:00,620 --> 00:22:02,440
‫ایزومی

237
00:22:10,970 --> 00:22:13,140
‫تمام فلزی...

238
00:22:21,650 --> 00:22:26,150
‫لعنت

239
00:22:26,160 --> 00:22:31,160
‫forums.animparadise.com
‫Madman

240
00:23:57,910 --> 00:24:02,330
‫قسمت بعد کیمیاگر تمام فلزی

241
00:24:02,330 --> 00:24:06,520
‫قسمت ۵۸» قربانی انسانی

