﻿1
00:00:09,180 --> 00:00:19,180
سی‌نما تقدیم میکند
www.30nama.blue

2
00:00:32,040 --> 00:00:35,480
‫یه نفر پسرم رو اجیر کرده بود تا پدرت رو بکُشه.

3
00:00:37,160 --> 00:00:39,560
‫- میخوای نجاتش بدی!
‫- دارم حقیقت رو میگم.

4
00:00:40,595 --> 00:00:41,875
‫لعنتی!

5
00:00:42,240 --> 00:00:45,320
‫هر کسی دستور اون قتل رو داده...

6
00:00:45,360 --> 00:00:47,300
‫-...خیلی خطرناک‌تر از اونیـه که ماشه رو کشیده.
‫- گوه توش!

7
00:00:47,310 --> 00:00:48,326
‫قضاوت این موضوع با منه.

8
00:00:48,827 --> 00:00:52,350
‫بهم قول میدی به پسرم کاری نداشته باشی؟

9
00:00:52,380 --> 00:00:54,780
‫بهت قول میدم وقتی از اینجا میری بیرون
‫از پشت بهت شلیک نمی‌کنم.

10
00:00:55,580 --> 00:00:59,460
‫من...پسرم رو بهت نمیدم!

11
00:01:14,420 --> 00:01:17,200
‫- من متاسف نیستم...
‫- اون در لعنتی رو باز کن.

12
00:01:17,201 --> 00:01:18,540
‫...چون اونی که باید متاسف باشه، من نیستم.

13
00:01:22,500 --> 00:01:24,510
‫برو سمت غرب...

14
00:01:24,611 --> 00:01:25,660
‫پیشِ «ایوی».

15
00:01:27,900 --> 00:01:32,140
‫وقتی که دیگه خسته شدن از بس دنبالش گشتن،
‫اون یه قایق آماده میکنه.

16
00:01:32,180 --> 00:01:35,100
‫- بخاطر من مواظبش باش، مَل.
‫- حتماً.

17
00:02:02,660 --> 00:02:07,620
‫15تا به سمت شمال، 30 تا بالای رودخونه،
‫دوباره 15 تا شمال.

18
00:02:07,660 --> 00:02:09,660
‫بعدش شروع میکنیم به کَندن.

19
00:02:12,420 --> 00:02:15,180
‫- بزرگ یا کوچیک؟
‫- چی؟

20
00:02:16,340 --> 00:02:19,300
‫خب بین 15 قدمِ بچگونه با 15 قدمِ باباگونه،

21
00:02:19,340 --> 00:02:21,740
‫- خیلی فاصله‌ست!
‫- قدمِ باباگونه؟

22
00:02:21,780 --> 00:02:24,620
‫15 قدمِ باباگونه؟! دیوث من دارم به متر میگم.

23
00:02:26,540 --> 00:02:30,620
‫- ریدم بهش، دَرن.
‫- چیه؟ چی شده؟

24
00:02:31,060 --> 00:02:33,060
‫حتماً باید حرف اول اسمت می‌بود؟

25
00:02:33,100 --> 00:02:35,740
‫گمشو بابا اصلاً مهم نیست.
‫مهم اینه که اول خودمون پیداش کردیم.

26
00:03:13,580 --> 00:03:15,580
‫اون یارو یه بچه‌بازِ لعنتی ـه.

27
00:03:17,100 --> 00:03:20,780
‫یه شلیک...بعدش پول همه چیزمون در میاد.

28
00:03:20,820 --> 00:03:23,580
‫می‌تونیم از دست همه‌شون...فرار کنیم.

29
00:03:25,362 --> 00:03:27,362
‫فقط خودمون.

30
00:03:32,643 --> 00:03:34,643
‫پرش کن.

31
00:04:09,980 --> 00:04:12,420
‫هوی! هوی! از اون پنجره فاصله بگیر.

32
00:04:12,460 --> 00:04:14,580
‫خواهش میکنم، مَل.
‫چندین روزه که این تو گیر افتادم.

33
00:04:14,620 --> 00:04:15,720
‫نمیشه برم یه خورده هوای تازه بخورم؟

34
00:04:15,721 --> 00:04:17,500
‫- فقط یه دقیقه.
‫- نه، نمی‌تونی.

35
00:04:17,540 --> 00:04:19,780
‫همینجا می‌مونی تا اون قایق برسه.

36
00:04:19,820 --> 00:04:21,660
‫- نمیشه که همینجوری مجبورم کنی سوار یه قایق لعنتی بشم.

37
00:04:21,684 --> 00:04:23,684
‫چرا می‌تونم و خواهم کرد.

38
00:04:25,020 --> 00:04:27,020
‫حالا بگیر بشین.

39
00:04:30,070 --> 00:04:32,510
‫اون یارو و خانواده‌ش میخوان تو بمیری.

40
00:04:33,203 --> 00:04:35,610
‫هر روز که میگذره، احتمالش بیشتر میشه که
‫بیان دنبالت بگردن.

41
00:04:36,450 --> 00:04:38,450
‫باباتم همینطور.

42
00:04:38,490 --> 00:04:41,289
‫فکر میکنی اون دیوث به تخمم ـه؟
‫اونم بعد از اون کاری که با یوآن کرد.

43
00:04:41,350 --> 00:04:42,910
‫اگه اون کسی رو که کُشتی، نمی‌کُشتی...

44
00:04:42,911 --> 00:04:45,350
‫اون هیچ دلیلی برای انجام اون کار نمیداشت،
‫مگه نه؟

45
00:04:46,192 --> 00:04:49,301
‫هی، این قضیه خیلی بزرگ ـه، دَرن.
‫بزرگتر از این حرفاست که بخواد درست بشه.

46
00:04:49,637 --> 00:04:52,710
‫بخاطر اون کاری که توئه لعنتی کردی،
‫خیلی‌هامون داریم صدمه می‌بینیم.

47
00:04:52,750 --> 00:04:56,510
‫ولی من هنوز اینجام، تو هم هنوز زنده‌ای.
‫پس حداقل کاری که می‌تونی بکنی...

48
00:04:56,550 --> 00:04:58,950
‫اینه که خاطرجمع بشی، بیشتر از اینی که
‫مجبور هستیم، صدمه نبینیم!

49
00:04:58,990 --> 00:05:00,870
‫متوجه میشی؟

50
00:05:05,610 --> 00:05:09,730
‫- واقعاً اینجا وایفای نداره؟
‫- هنوزم داری درباره‌ش غُرغُر میکنی؟

51
00:05:09,770 --> 00:05:13,621
‫اینجا وایفای نیست، هفته‌ی پیش نبوده،
‫دیروز هم نبوده...

52
00:05:13,770 --> 00:05:15,020
‫امروزم نخواهد بود!

53
00:05:15,021 --> 00:05:17,850
‫و فردا هم که دوباره می‌پرسی، وایفایی نخواهد بود!

54
00:05:18,090 --> 00:05:19,560
‫هفته‌ی بعد چی؟

55
00:05:19,561 --> 00:05:21,970
‫خب، تا اونموقع قایق میاد و تو هم میری.

56
00:05:22,010 --> 00:05:25,530
‫- ایشالا!
‫- خدا رو شکر. اینجا که هیچ گوهی نمیشه خورد.

57
00:05:25,570 --> 00:05:27,490
‫حتی نمیذاره از اون پنجره‌ی لعنتی به بیرون
‫نگاه کنم.

58
00:05:27,530 --> 00:05:31,370
‫یه کتاب بخون، پیانو بزن.
‫یه کاری بجز آیه‌ی یأس خوندن بکن.

59
00:05:32,370 --> 00:05:35,570
‫ببین، مَل. ازت میخوام بری مسافرخونه‌ی بالا.

60
00:05:35,610 --> 00:05:39,090
‫یه سری جنس واسم اومده.
‫بچه‌ها هم ماشین رو برداشتن.

61
00:05:39,130 --> 00:05:41,930
‫- اونا محصولات منو میفروشن.
‫- خودت پا نداری، مگه نه؟

62
00:05:41,970 --> 00:05:46,570
‫چی؟ با این زانوها برم روی اون تپه؟
‫مثل خودکشی می‌مونه.

63
00:05:46,610 --> 00:05:48,770
‫- خب من میرم.
‫- غلط میکنی بری!

64
00:05:51,192 --> 00:05:53,112
‫اوه!

65
00:05:53,450 --> 00:05:55,970
‫حتماً کار خیلی بدی کردی. ها؟

66
00:05:56,010 --> 00:05:58,090
‫بدونِ اینکه حواست مدام به پشت سرت نباشه....

67
00:05:58,130 --> 00:06:01,050
‫- حتی نمیتونی بری نون و لوبیاهای منو بگیری.
‫- نه، اشکالی نداره. خودم میرم.

68
00:06:04,090 --> 00:06:06,642
‫- فقط نون‌ها و لوبیاها دیگه؟
‫- فرانک یه جعبه واست میاره.

69
00:06:06,667 --> 00:06:09,107
‫- یه جعبه؟ اوه عالی شد!
‫- سنگین نیست.

70
00:06:10,290 --> 00:06:12,250
‫بهت قول میدم.

71
00:06:12,872 --> 00:06:16,010
‫- گفتی تا اون قهوه‌خونه چقدر راهه؟
‫- اگه از توی جنگل و اون تپه بری...

72
00:06:16,050 --> 00:06:18,050
‫تقریباً یک مایل!

73
00:06:18,090 --> 00:06:20,598
‫نگران نباش. پولش رو هم میدم.

74
00:06:20,623 --> 00:06:22,634
‫اوه، خیلی ممنون!

75
00:07:16,970 --> 00:07:18,970
‫بکستر، بیا اینجا.

76
00:08:13,430 --> 00:08:16,200
‫دور تا دور اینجا رو محصور کن.
‫میخوام همه جا رو پوشش بدیم.

77
00:08:16,201 --> 00:08:19,020
‫اون پیرمرد نمی‌تونه خیلی دور شده باشه.

78
00:08:19,150 --> 00:08:23,230
‫درخواست می‌کنم تمام تیم‌های شناسایی
‫روی دوربین‌های امنیتی کار کنن،

79
00:08:23,270 --> 00:08:25,270
‫پمپ بنزین‌ها، مسیرهای حمل و نقل، جاده‌ها...

80
00:08:25,310 --> 00:08:28,230
‫بزرگراه‌ها، همه‌ی نواحیِ اطراف اینجا.
‫کد مظنون:

81
00:08:28,270 --> 00:08:31,190
‫آلفا-فاکسترات-اکو-7-3-8-4

82
00:08:31,230 --> 00:08:33,230
‫کینی ادواردز.

83
00:08:38,631 --> 00:08:40,331
‫تماس دریافتی==> مَل

84
00:08:43,649 --> 00:08:45,123
‫لاف؟

85
00:08:45,242 --> 00:08:46,422
‫کیه؟

86
00:08:47,152 --> 00:08:52,200
‫دَرن...پسر همین یارو...
‫میدونم کجا قایم شده.

87
00:08:52,201 --> 00:08:53,901
‫به اولریچ بگو یه تیم آماده کنه.

88
00:09:22,854 --> 00:09:24,487
‫کاپیتان...

89
00:09:24,961 --> 00:09:27,321
‫باید بریم

90
00:10:46,710 --> 00:10:50,190
‫هی! بهت گفته بودن اینجا نیای!

91
00:10:50,230 --> 00:10:52,870
‫قسم میخورم اگه گلوله‌ای کِش رفته باشی...

92
00:10:52,910 --> 00:10:56,510
‫- کِش نرفتم. نمیرم. قول میدم.
‫- خب، اگه هم برداشتی...

93
00:10:56,550 --> 00:10:58,710
‫خیلی اذیت میشی تا با اون شلیک کنی.

94
00:10:58,750 --> 00:11:01,950
‫کالیبر این گلوله داخل هفت تیر تو
‫جا نمیشه، پسر جون.

95
00:11:07,710 --> 00:11:09,950
‫عجب تفنگ جالبی داری!

96
00:11:10,990 --> 00:11:12,657
‫کی اونو بهت داده، ها؟

97
00:11:12,935 --> 00:11:18,554
‫طرفای تو، من فقط «مایکی کارترایت» رو میشناسم...

98
00:11:18,630 --> 00:11:21,350
‫که همچین اسباب‌بازی‌ای میسازه که میتونه
‫جونِ یه مرد رو بگیره.

99
00:11:21,390 --> 00:11:23,390
‫میدونی که نمی‌تونم بهت بگم.

100
00:11:24,990 --> 00:11:27,550
‫به اونایی که الان دارن پرس و جو میکنن
‫که من کجا هستم هم نمی‌تونم بگم!

101
00:11:29,820 --> 00:11:31,648
‫جواب خوبی بود!

102
00:11:35,830 --> 00:11:38,790
‫- بابت اینا چقدر پول در میاری؟
‫- اونقدری که دیگه نگران چیزی نباشم.

103
00:11:38,830 --> 00:11:40,990
‫اونقدری که اینجا رو سر و پا نگه دارم.

104
00:11:41,030 --> 00:11:43,830
‫ولی با این وجود هنوز اونقدری نیست که
‫بتونی پول یه اینترنتِ لعنتی بدی؟

105
00:11:44,270 --> 00:11:46,470
‫پدرسوخته‌ی زبون‌دراز!

106
00:11:49,590 --> 00:11:51,990
‫اصلاً چی شد که همچین کاری رو شروع کردی؟

107
00:11:57,810 --> 00:11:59,810
‫آدم چیزی که باهاش آشناست رو میسازه!

108
00:12:02,782 --> 00:12:05,422
‫وقتی همچین چیزی رو از نزدیک می‌بینی...

109
00:12:06,510 --> 00:12:07,987
‫آره...

110
00:12:09,614 --> 00:12:11,614
‫خب...

111
00:12:12,310 --> 00:12:14,630
‫کِی میخوای بهم بگی کیو کُشتی؟

112
00:12:58,310 --> 00:13:00,310
‫فرانک؟

113
00:13:02,750 --> 00:13:04,710
‫فرانک!

114
00:13:04,750 --> 00:13:06,990
‫سرعت ارائه‌ی خدمات... پایین ـه.

115
00:13:07,030 --> 00:13:09,030
‫جدی؟

116
00:13:09,070 --> 00:13:11,350
‫- فرانک، اونجایی؟
‫- دارم میام.

117
00:13:15,390 --> 00:13:17,390
‫- کمکی از دستم بر میاد؟
‫- ببخشید؟

118
00:13:17,430 --> 00:13:19,950
‫گاز نوشیدنیت داره میره.
‫چرا مشغول به خوردنش نمیشی؟

119
00:13:24,790 --> 00:13:27,270
‫- ممنونم.
‫- خواهش میکنم.

120
00:13:29,007 --> 00:13:31,967
‫برای بکستر. خب؟

121
00:13:41,990 --> 00:13:46,990
‫خدای من! چندین ساله که ندیدمت.
‫ایندفعه چی شده؟

122
00:13:49,310 --> 00:13:51,310
‫«ایوی» منو فرستاده.

123
00:13:51,350 --> 00:13:54,110
‫امیدوارم که با ماشین اومده باشی.
‫به اندازه‌ی یه هفته واسش جنس دارم.

124
00:13:54,150 --> 00:13:56,150
‫میدونی که ایویِ خودمون
‫چقدر مشروب خوردن رو دوست داره.

125
00:13:56,190 --> 00:13:58,190
‫چون اینجا زندگی میکنه، اصلاً نمیشه سرزنشش کرد.

126
00:13:58,503 --> 00:14:00,903
‫تاحالا به این فکر کردی که پستِ درب منزل بذاری؟

127
00:14:00,970 --> 00:14:03,970
‫در فاصله‌ی پنج مایلیِ اینجا،
‫فقط پنج تا خونه وجود داره.

128
00:14:04,010 --> 00:14:07,410
‫در ضمن توی این 15 سال، تو اولین کسی هستی
‫که از این موضوع ناراضی ـه.

129
00:14:07,450 --> 00:14:10,376
‫- بچه‌شهری‌های لعنتی!
‫- درتو بذار! باشه؟

130
00:14:11,378 --> 00:14:14,610
‫خب حالا بهش بگو این هفته،
‫گوشت کنسرو شده نداشتم...

131
00:14:14,650 --> 00:14:17,130
‫ولی یه چندتا پودر گوشت گاوِ اضافی انداختم توش.

132
00:14:17,878 --> 00:14:19,770
‫شوهرش، آلبرت، عاشق ایناست.

133
00:14:19,810 --> 00:14:21,810
‫- عالیه! بگذریم...
‫- باشه.

134
00:14:21,850 --> 00:14:25,970
‫بغیر از این، دقیقاً همون چیزایی که خواسته رو دادم.

135
00:14:26,010 --> 00:14:29,970
‫خب، البته الان شکم دو نفر دیگه هم باید سیر کنه!
‫<font color=#ffff00>کمک‌های اولیه</font>

136
00:14:31,850 --> 00:14:33,890
‫راستی...

137
00:14:34,965 --> 00:14:37,645
‫چند وقت قراره اینجا بمونه؟
‫پسره رو میگم.

138
00:14:41,813 --> 00:14:46,690
‫گفتم که...پنج تا در...پنج مایل...15 سال!

139
00:14:47,230 --> 00:14:51,150
‫هممون توی هر مشکلی که داشته باشیم
‫به همدیگه کمک می‌کنیم.

140
00:14:51,190 --> 00:14:53,430
‫منو بگو فکر می‌کردم اینجا هیچ سوالی پرسیده نمیشه.

141
00:14:54,410 --> 00:14:56,810
‫- خیلی زر میزنی، میدونستی؟
‫- هوی!

142
00:14:56,850 --> 00:14:59,730
‫امشب وقتی آلبرت لب اسکله لنگر بندازه،
‫قسم میخورم اون کسی که...

143
00:14:59,770 --> 00:15:03,010
‫بهش کمک میکنه تا اون قایق بنزین بزنه، منم.
‫تا شماها سر صبح آماده باشید تا برید.

144
00:15:03,050 --> 00:15:04,735
‫حالا با یه خورده احترام و اعتماد،
‫به جایی بر نمیخوره! مگه نه؟

145
00:15:05,036 --> 00:15:06,450
‫متاسفم.

146
00:15:07,970 --> 00:15:12,570
‫ببین، اگه چیزی میخوای...
‫یا اگه اون پسر چیزی میخواد...

147
00:15:12,610 --> 00:15:14,303
‫اون پسر فقط یه وایفایِ لعنتی میخواد.

148
00:15:14,328 --> 00:15:16,528
‫آره ولی خب اصلاً وایفای نداریم.

149
00:15:18,770 --> 00:15:20,770
‫گُم شدی؟

150
00:15:20,810 --> 00:15:23,670
‫- توالت؟
‫- دقیقاً بغلت...همونجا که نوشته توالت!

151
00:15:23,671 --> 00:15:25,050
‫فقط می‌تونی بشاشی!

152
00:15:25,090 --> 00:15:27,339
‫- حق ریدن نداری.
‫- پس شانس آوردم.

153
00:15:27,364 --> 00:15:29,364
‫جفتمون شانس آوردیم!

154
00:15:32,770 --> 00:15:34,610
‫بیا، همه‌ی اینا رو ببر.

155
00:15:34,650 --> 00:15:37,090
‫- عالی شد!
‫- آره. می‌تونی ببریشون؟

156
00:17:26,246 --> 00:17:29,347
‫<font color=#ffff00>میدلندز-ولز شمالی</font>

157
00:18:13,890 --> 00:18:15,890
‫- کارت دیگه تموم شد؟
‫- تقریباً.

158
00:18:21,705 --> 00:18:24,062
‫عزیزم برو میز رو بچین.

159
00:18:24,087 --> 00:18:26,367
‫باشه.

160
00:19:13,830 --> 00:19:15,830
‫همینجا بمون.

161
00:20:02,350 --> 00:20:04,350
‫کاری باهات ندارم.

162
00:20:05,670 --> 00:20:07,670
‫فقط ماشین جیپ و تفنگت رو میخوام.

163
00:20:10,070 --> 00:20:12,070
‫معامله‌ی کالا به کالا که نیست!

164
00:20:12,410 --> 00:20:15,170
‫لولِ تفنگت رو خم کن و بدش به من.

165
00:20:27,602 --> 00:20:29,682
‫بیا.

166
00:20:30,050 --> 00:20:32,050
‫باکش پُره؟

167
00:20:33,090 --> 00:20:37,210
‫دو سومش پُره.
‫قبل از اینکه وایسه یه چند صد مایلی میره.

168
00:20:37,250 --> 00:20:39,700
‫- بیشتر از اونی ـه که من نیاز دارم.
‫- بابایی؟

169
00:20:39,701 --> 00:20:40,780
‫- جولز، همونجا بمون!
‫- هی!

170
00:20:40,781 --> 00:20:41,890
‫بابایی؟

171
00:20:41,930 --> 00:20:44,250
‫خواهش می‌کنم...این کار رو نکن.

172
00:20:44,290 --> 00:20:48,730
‫قصد نداشتم کاری بکنم.
‫ولی اگه یه قدم دیگه برداری، میکنم!

173
00:20:48,770 --> 00:20:51,850
‫حالا من باید یه جایی برم.
‫ولی فردا می‌تونی زنگ بزنی به پلیس...

174
00:20:51,890 --> 00:20:54,290
‫و گزارش دزدیده شدنِ ماشین رو بدی.
‫زودتر از اون نباید بگی!

175
00:20:54,694 --> 00:20:56,536
‫باور کن دلت نمیخواد من دشمنت باشم.

176
00:20:57,010 --> 00:21:00,410
‫متوجهی؟ حالا برو.

177
00:21:00,450 --> 00:21:02,450
‫برو با خانواده‌ت باش.

178
00:21:13,450 --> 00:21:15,930
‫- شماره‌ای که با آن تماس گرفته‌اید...
‫- لعنت بهش!

179
00:21:15,970 --> 00:21:18,577
‫لطفاً بعد از صدای بوق، پیغام بگذارید.

180
00:21:18,602 --> 00:21:20,125
‫مَل...

181
00:21:20,414 --> 00:21:23,450
‫پسر والاس بهمون حمله کرد...

182
00:21:23,451 --> 00:21:25,600
‫خیلی هم بد حمله کرد!

183
00:21:27,901 --> 00:21:29,900
‫حالا آنجلا چیزی نیست...

184
00:21:30,801 --> 00:21:33,741
‫ولی یه نفر دیگه همراهش بود...یه گرگ!

185
00:21:34,142 --> 00:21:36,191
‫فکر کنم داره میاد سراغ تو و دَرن.

186
00:21:36,216 --> 00:21:38,115
‫من تو راهم.

187
00:21:39,506 --> 00:21:41,183
‫خیلی زود میرسم اونجا.

188
00:21:41,208 --> 00:21:44,158
‫اگه قایق آلبرت قبل از من رسید اونجا...

189
00:21:45,203 --> 00:21:47,703
‫فقط مطمئن شو پسره سوارش میشه.

190
00:22:20,570 --> 00:22:22,570
‫مگه تو نباید داخل باشی؟

191
00:22:23,147 --> 00:22:25,029
‫مَل گفت می‌تونم...

192
00:22:25,054 --> 00:22:27,054
‫اگه تو بهش نگی منم نمیگم.

193
00:22:40,925 --> 00:22:42,925
‫نمیخوای تاشون کنی؟

194
00:22:42,950 --> 00:22:46,790
‫من و آلبرت از روز اولی که همدیگه رو دیدیم
‫پر از چین و چروک بودیم.
‫(هم لباس، هم پوست)

195
00:22:46,830 --> 00:22:49,550
‫یکی از وجه اشتراک‌های دیگه‌مون، تنبلی‌مونه.

196
00:22:49,590 --> 00:22:51,630
‫و البته بچه‌ها!

197
00:22:52,631 --> 00:22:55,358
‫من و آلبرت بخاطر وجود اونا در اینجا زنده‌ایم!

198
00:22:55,383 --> 00:22:59,143
‫هر کدومشون یه جور اومدن توی زندگی‌مون.
‫ولی همشون رو مثل هم دوست داریم.

199
00:22:59,670 --> 00:23:01,870
‫خب این قایقه کِی میرسه؟

200
00:23:01,910 --> 00:23:05,230
‫- قبل از تاریک شدنِ هوا.
‫- چی؟ امروز؟

201
00:23:05,270 --> 00:23:07,270
‫خب...

202
00:23:07,710 --> 00:23:11,289
‫آلبرت که دلش نمیخواد حداقل تا یکی دو روز آینده
‫سفر خودشو شروع کنه.

203
00:23:11,330 --> 00:23:14,770
‫و اگه مَل زودتر اون تنِ لشش رو بیاره اینجا،
‫و غذا و نوشیدنی بیاره...

204
00:23:14,810 --> 00:23:17,690
‫می‌تونیم درست و حسابی بدرقه‌ت کنیم.

205
00:23:17,715 --> 00:23:21,075
‫میشه بمونم؟ نمی‌تونید منو هم مثل بقیه
‫به فرزند خوندگی قبول کنید؟

206
00:23:21,570 --> 00:23:25,450
‫- آه عزیزم...
‫- می‌تونم کار کنم. هر کاری که بخواین میکنم.

207
00:23:25,490 --> 00:23:29,539
‫میدونم که همینطوره.
‫ولی تو یه نفر رو کُشتی دَرن.

208
00:23:29,659 --> 00:23:34,339
‫اینکه بیشتر از این، اینجا بمونی...
‫نه برای خودت امنه نه برای ما.

209
00:24:39,831 --> 00:24:41,871
‫گُم شدی؟

210
00:24:42,610 --> 00:24:45,690
‫- توالت؟
‫- دقیقاً بغلت...همونجا که نوشته توالت!

211
00:24:45,730 --> 00:24:48,490
‫فقط شاش! حق ریدن نداری!

212
00:24:49,970 --> 00:24:52,290
‫- پس شانس آوردم!
‫- جفتمون شانس آوردیم!

213
00:28:12,423 --> 00:28:14,423
‫کاپیتان؟

214
00:28:37,330 --> 00:28:39,170
‫چی براتون بیارم؟

215
00:28:43,630 --> 00:28:45,630
‫اوه، نه، نه، نه.

216
00:31:18,061 --> 00:31:19,126
‫هوی، یالا!

217
00:31:19,151 --> 00:31:20,967
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، خوبم.

218
00:31:20,992 --> 00:31:23,192
‫- تو کی هستی؟
‫- هیچکس.

219
00:31:23,500 --> 00:31:26,980
عضو جدیده، مامان؟ -
نه. فقط رد میشده. تا صبح میره -

220
00:31:27,020 --> 00:31:30,060
‫هی، قضیه چیه؟
‫شوخیتون گرفته دیگه، آره؟

221
00:31:30,100 --> 00:31:32,051
‫هوی! دیگه نزدیک نشو، پیرمرد!

222
00:31:32,052 --> 00:31:33,662
‫- ایوی...
‫- حرف نباشه!

223
00:31:33,700 --> 00:31:36,740
‫پسر، جدی میگم،
‫اگه اون خریدهای من از دستش بیوفته...

224
00:31:36,780 --> 00:31:39,380
‫عواقب خیلی ناخوشایندی داره!
‫اون همراهِ اون پسره‌ست.

225
00:31:39,420 --> 00:31:42,580
‫- برو جلو یه کمکی بهش بکن.
‫- نه، لازم نکرده!

226
00:31:42,620 --> 00:31:44,620
‫همین الان با ماشین، از بغل من
‫و این همه کیسه رد شدید!

227
00:31:44,660 --> 00:31:46,980
‫می‌تونم از همینجا اینا رو پرت کنم تو خونه!

228
00:31:47,020 --> 00:31:48,400
‫وقتی که بهت نیاز داشتم کجا بودی؟

229
00:31:48,401 --> 00:31:51,380
‫- پاره شدم تا رفتم و برگشتم!
‫- تو پدرشی؟

230
00:31:52,540 --> 00:31:55,260
‫دَرن، برگرد داخل!

231
00:31:56,660 --> 00:31:59,940
‫هوی! خیلی اینجا که کلی جنس باقی مونده.
‫یه هفته‌ای هست رفته بودید!

232
00:31:59,980 --> 00:32:01,310
‫انتظار داشتم خیلی بیشتر از اینا بفروشید.

233
00:32:01,311 --> 00:32:03,211
‫نتونستیم چیزی به «میکی کارترایت» تحویل بدیم.

234
00:32:03,412 --> 00:32:05,780
‫به این زودی‌ها هم نمی‌تونیم!

235
00:32:05,820 --> 00:32:07,820
‫یه نفر توی کیوسکش آتیشش زده!

236
00:32:07,860 --> 00:32:10,980
‫- آتیشش زده؟
‫- آره، خودش و همه‌ی جنس‌هاشو!

237
00:32:11,020 --> 00:32:13,260
‫قبل از اینکه برسیم اونجا، پلیس محدوده رو بسته بود.

238
00:32:14,392 --> 00:32:16,220
‫- تو!
‫- ایوی.

239
00:32:16,260 --> 00:32:18,340
‫- میدونستم یه کار بدی کردی.
‫- ایوی!

240
00:32:18,380 --> 00:32:22,140
‫اون تفنگ رو بده من.
‫اون تفنگ لعنتی رو بده به من.

241
00:32:25,060 --> 00:32:29,220
‫این...این از اسلحه‌های مایکی ـه.
‫اینم گلوله‌ی منه.

242
00:32:31,487 --> 00:32:33,140
‫راستش رو بهم بگو.

243
00:32:33,180 --> 00:32:35,860
‫- کدوم خری رو کُشتی؟
‫- ایوی.

244
00:32:35,900 --> 00:32:38,180
‫- منو ببین! منو ببین!
‫- ایوی.

245
00:32:38,220 --> 00:32:39,250
‫- بهم بگو!
‫- ایوی.

246
00:32:39,251 --> 00:32:42,340
‫- کدوم خری رو کُشتی؟
‫- فین والاس.

247
00:32:48,300 --> 00:32:49,780
‫فین؟

248
00:32:49,820 --> 00:32:51,780
‫آره.

249
00:32:52,535 --> 00:32:53,560
‫فین؟

250
00:32:53,561 --> 00:32:56,820
‫- نه، نه، نه.
‫- گوش کن...نمی‌تونستم بهت بگم. می‌تونستم؟

251
00:32:56,860 --> 00:33:00,340
‫چون میدونستی در اونصورت، هیچوقت قایمش نمی‌کنم.

252
00:33:00,380 --> 00:33:03,460
‫- از پنجره فاصله بگیر.
‫- چرا؟ چرا؟

253
00:33:03,500 --> 00:33:06,620
‫فقط یه چیز رو بهم بگو.
‫چرا اونو کُشتید؟

254
00:33:06,660 --> 00:33:08,820
‫ما نکُشتیمش. اون هدفش رو نمیشناخت.

255
00:33:08,860 --> 00:33:12,780
‫دَرن! میشه از اون پنجره‌ی لعنتی فاصله بگیری؟

256
00:33:14,017 --> 00:33:16,017
‫بابا...

257
00:34:31,340 --> 00:34:33,620
‫یالا!

258
00:34:55,100 --> 00:34:57,100
‫برو کمک دَرن.

259
00:35:19,100 --> 00:35:21,820
‫مامان، خواهش می‌کنم...

260
00:35:25,922 --> 00:35:29,482
‫لیام! نذار خونه رو محاصره کنن.

261
00:36:18,982 --> 00:36:20,982
!محاصره کنین

262
00:37:15,505 --> 00:37:17,505
‫ایوی!

263
00:38:17,500 --> 00:38:19,860
‫خدای من...سقف!

264
00:38:21,160 --> 00:38:23,760
‫همین الان...برید روی سقف.

265
00:38:24,661 --> 00:38:26,800
‫اگه بغیر از ما، پای کسِ دیگه‌ای رو دیدی...

266
00:38:26,840 --> 00:38:29,040
‫بهشون شلیک میکنی! میشنوی؟

267
00:38:32,700 --> 00:38:35,820
‫دَرن، دَرن!

268
00:38:45,900 --> 00:38:48,260
‫ولم کن!

269
00:41:14,140 --> 00:41:16,140
‫برو، برو، برو.

270
00:41:41,240 --> 00:41:43,240
در رو منفجر کنین

271
00:42:35,140 --> 00:42:37,140
‫منو پوشش بده.

272
00:46:15,426 --> 00:46:17,340
‫یالا.

273
00:46:19,191 --> 00:46:21,100
‫دستات رو از روی من بردار.

274
00:46:21,140 --> 00:46:24,020
‫لعنتی، تو کُشتیش.
‫یوآن رو کُشتی!

275
00:46:24,060 --> 00:46:28,260
بدذات لعنتی.
‫از روی من بلند شو. از روی من بلند شو.

276
00:46:38,260 --> 00:46:41,780
‫- تا جایی که بتونم معطلشون میکنم.
‫- ممنونم.

277
00:46:41,820 --> 00:46:46,060
‫نه، نه، ایوی، خواهش می‌کنم،
‫همراهمون بیا. ایوی! نه!

278
00:46:46,856 --> 00:46:48,740
‫کاری بکن که ارزش این کارها رو داشته باشی، پسر.

279
00:46:48,780 --> 00:46:50,749
‫نه، نه، نه. لطفاً باهامون بیا.
‫لطفاً ایوی!

280
00:46:50,774 --> 00:46:53,554
‫نه، ولم کن...خواهش میکنم ایوی باهامون بیا.

281
00:46:53,660 --> 00:46:57,660
‫نه! ایوی! نه! ایوی!

282
00:47:12,620 --> 00:47:14,140
‫آخرش کجاست؟

283
00:47:41,258 --> 00:47:42,758
‫اسلحه رو بده من.

284
00:47:43,883 --> 00:47:46,403
‫بدش به من. اون واسه خودمه.

285
00:47:47,740 --> 00:47:49,740
‫بیا.

286
00:48:00,940 --> 00:48:04,580
‫بیا...الان دیگه به یه دردی میخوره.

287
00:48:08,180 --> 00:48:10,340
‫آلبرت باید اینجا باشه.

288
00:48:10,796 --> 00:48:12,796
‫بریم.

289
00:48:13,007 --> 00:48:15,207
‫هنوزم می‌تونیم موفق بشیم.

290
00:48:45,860 --> 00:48:49,420
‫چندین هفته بود که توی این اسلحه
‫فقط یه گلوله داشتم.

291
00:48:50,420 --> 00:48:53,100
‫هر روز که بهش نگاه می‌کردم، قسم میخوردم
‫که ازش روی تو استفاده کنم.

292
00:48:54,980 --> 00:48:57,740
‫با این چیزا نمی‌تونی منو از پا در بیاری.

293
00:49:00,553 --> 00:49:02,673
‫قبلاً هم انجامش دادم.

294
00:49:03,400 --> 00:49:05,720
‫فقط یه ثانیه طول کشید.

295
00:49:05,760 --> 00:49:10,920
‫نه، پسرم... خیلی بیشتر از این حرفا طول کشید.
‫(خیلی گرون‌تر از این حرفا واسمون تموم شد)

296
00:49:15,746 --> 00:49:17,820
‫بیا...

297
00:49:18,152 --> 00:49:21,460
‫اگه بذاری سوار اون قایق کنمت...

298
00:49:21,500 --> 00:49:23,540
‫میذارم اون ماشه‌ی لعنتی رو بکِشی.

299
00:49:23,580 --> 00:49:27,260
‫یالا...یالا...

300
00:49:27,598 --> 00:49:29,300
‫یالا...

301
00:49:33,340 --> 00:49:35,060
‫یالا.

302
00:49:56,560 --> 00:49:59,468
‫- نه، نه، نه، ایوی!
‫- آلبرت، روشن نگهش دار، لعنتی!

303
00:49:59,493 --> 00:50:03,757
‫- با هم قرار گذاشته بودیم، لامصب!
‫- کینی، همسر من کدوم گوریه؟

304
00:51:09,555 --> 00:51:11,840
‫باید سوار اون قایق بشی.

305
00:51:11,880 --> 00:51:13,760
‫- همینجوری مستقیم برو.
‫- بابا...خواهش میکنم!

306
00:51:16,280 --> 00:51:18,280
‫هیس!

307
00:51:24,480 --> 00:51:26,480
‫تا جایی که می‌تونی ادامه بده.

308
00:51:28,620 --> 00:51:30,640
‫تا جایی که میره، دور شو.

309
00:51:31,940 --> 00:51:33,400
‫یالا پسر.

310
00:51:34,840 --> 00:51:36,840
‫قوی بمون!

311
00:51:41,560 --> 00:51:43,560
‫بابا...

312
00:51:43,600 --> 00:51:45,600
‫پسر...

313
00:52:22,400 --> 00:52:24,400
‫چرا اونو انتخاب کردی؟

314
00:53:05,400 --> 00:53:07,840
‫سلام، دفتر آقای کاپادی!

315
00:53:07,880 --> 00:53:11,560
‫- زرد 6-4-2
‫- بله، جناب. فوراً وصل میشه.

316
00:53:16,338 --> 00:53:19,098
‫- اینجا کارمون تموم شد.
‫- همه؟

317
00:53:20,674 --> 00:53:23,474
‫- بیشتر از همه!
‫- همه‌ی ردها رو پاک کن و برگرد لندن.

318
00:53:24,040 --> 00:53:26,040
‫همین الان دستور رسید.

319
00:53:26,385 --> 00:53:29,000
‫یه هدف جدید داریم.

320
00:53:29,040 --> 00:53:31,040
‫یه پسرِ دیگه!

