﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,264
 

2
00:00:09,197 --> 00:00:16,201
‫‫‫ترجمه از « مـحـمـدعـلـی و آیـدا »
<font color="#ffa240">::.. mml.moh & Ayda.NDR ..::</font>

3
00:00:17,017 --> 00:00:20,186
‫با هم بزرگ شدیم،
‫خودمون دوتا در برابر این دنیای وحشی.

4
00:00:23,148 --> 00:00:24,566
‫خیلی خوشگل بود،

5
00:00:25,942 --> 00:00:27,694
‫همه اون چهره زیبا رو می‌شناختن،

6
00:00:28,611 --> 00:00:29,821
‫و اون هم لبخند می‌زد،

7
00:00:29,904 --> 00:00:32,240
‫و این رو می‌دونستم که 
‫تمام و کمال متعلق به منه

8
00:00:33,199 --> 00:00:34,284
‫همه‌چیز بین‌مون مثل یه راز بود

9
00:00:36,369 --> 00:00:39,247
‫وقتی بچه بودم...فکرمی‌کردم
‫فرشته‌ای چیزیه!

10
00:00:43,251 --> 00:00:46,004
‫البته که «خطر» همیشه از قبل هشدار می‌ده

11
00:00:52,343 --> 00:00:53,261
‫چی می‌خونی؟

12
00:00:53,344 --> 00:00:55,346
‫یه کتاب احساسی و پر از چسناله؟

13
00:00:55,430 --> 00:00:57,474
‫«ضرب‌المثل‌های بذرپاش» ؟

14
00:00:58,349 --> 00:01:01,644
‫والا نمی‌فهمم یعنی چی، ولی انگار
‫مربوط به کارهای مزرعه‌ست!

15
00:01:01,728 --> 00:01:07,025
‫مثلاً، ایزیکل کشاورز از گیاه کاشتن‌هاش
‫ضرب‌المثل گفته؟

16
00:01:07,108 --> 00:01:09,903
‫- مال اکتویا باتلره!
‫- همون که تو اون فیلم عِلمی‌ایه بود، عاشقشم

17
00:01:09,986 --> 00:01:11,654
‫- اون اکتویا اسپنسره بود
‫- بیخیال بابا

18
00:01:11,738 --> 00:01:14,949
‫مطمئنم خودتم نمی‌دونی یعنی چی،
‫«بذرپاش» چیه اصلاً؟

19
00:01:15,033 --> 00:01:16,868
‫- باهاش جمله بساز ببینم
‫- کاری داشتی؟

20
00:01:16,951 --> 00:01:18,787
‫- چرا قیافه‌ت رو اینطوری کردی؟
‫- همیشه اینطوریه!

21
00:01:18,870 --> 00:01:20,830
‫" همیشه اینطوریه! "

22
00:01:20,914 --> 00:01:24,125
‫درمورد نابودی آمریکا
‫ بر اثر فاشیسم‌های سرمایه‌داریه

23
00:01:24,209 --> 00:01:25,543
‫آهان، اصطلاحات اقتصادی.

24
00:01:25,627 --> 00:01:27,295
‫- هـوم
‫- اوهوم!

25
00:01:27,879 --> 00:01:31,091
‫- توروخدا تنهام بذار
‫- فقط نگرانتم، هلوی من

26
00:01:31,174 --> 00:01:33,134
‫واسه همین صورت‌ت پُر چین و چروک شده؟

27
00:01:33,218 --> 00:01:35,386
‫مامانی رو اذیت نکن،
‫اون برات لباس می‌خره و غذا درست می‌کنه

28
00:01:35,470 --> 00:01:37,680
‫اینکه از «مامان» برای اشاره به
‫خودت استفاده می‌کنی عجیبه!

29
00:01:39,265 --> 00:01:40,225
‫- چته!
‫- یالا

30
00:01:40,308 --> 00:01:42,435
‫خیلی‌خب، کافیه
‫مگه بچه شدی؟

31
00:01:42,519 --> 00:01:44,604
‫- اونی که بچه‌ست تویی! بچه‌ی من
‫- چی؟

32
00:01:44,687 --> 00:01:46,439
‫- بس‌کن!
‫- از ضرب‌المثل‌ها درس بگیر!

33
00:01:46,981 --> 00:01:51,152
‫- به صدای فرشته‌ها گوش کن
‫- ضرب‌المثل‌ها به آدم درس اخلاق می‌دن

34
00:01:51,236 --> 00:01:53,446
‫- برو دنبال نور!
‫- مامان!

35
00:01:53,530 --> 00:01:55,698
‫مامان بسه، نمی‌تونم نفس بکشم

36
00:01:57,283 --> 00:01:59,160
‫طوری‌ت نیست، شنیدی؟

37
00:01:59,869 --> 00:02:01,371
‫اشکالی نداره!

38
00:02:02,163 --> 00:02:03,748
‫بسپارش به مامانی

39
00:02:03,832 --> 00:02:06,668
‫- مامان؟
‫- دوستت دارم هلوی من، طوری‌ت نمیشه

40
00:02:06,751 --> 00:02:08,962
‫هیچی نمیشه!

41
00:02:14,968 --> 00:02:15,844
‫جینی؟

42
00:02:18,388 --> 00:02:19,764
‫حالت خوبه خرس پاستیلی؟

43
00:02:20,974 --> 00:02:21,808
‫آره.

44
00:02:22,892 --> 00:02:24,352
‫مطمئنی؟

45
00:02:26,521 --> 00:02:28,106
‫آره. آره. خوبم

46
00:02:30,859 --> 00:02:31,734
‫باشه پس

47
00:02:40,994 --> 00:02:42,453
‫درست می‌شه...

48
00:02:44,727 --> 00:02:48,760
‫«جــینی و جـورجیا»
‫[فصل دوم - قسمت اول]

49
00:02:50,336 --> 00:02:52,046
‫خوش اومدین جنده‌ها!

50
00:02:52,630 --> 00:02:56,050
‫مکسین! به مامان‌بزرگ و بابابزرگت نگو جنده!

51
00:02:56,134 --> 00:02:57,260
‫سلام عزیزم

52
00:02:57,760 --> 00:02:59,721
‫- سلام عزیزدلم!
‫- سلام

53
00:02:59,804 --> 00:03:01,264
‫ببینش چقدر بزرگ شده!

54
00:03:01,973 --> 00:03:02,891
‫چطوری تو؟

55
00:03:02,974 --> 00:03:04,809
‫دلم خیلی برات تنگ شده بود

56
00:03:04,893 --> 00:03:07,770
‫ازش بپرس واسه باخت امروز 
‫«پتس» آماده‌ست یا نه؟

57
00:03:04,893 --> 00:03:07,693
‫{\an8}[پتس: تیم محبوب فوتبال در آمریکا]

58
00:03:09,731 --> 00:03:11,357
‫کور خوندی پیرمرد!

59
00:03:11,441 --> 00:03:14,235
‫به من گفتی «پیر» ؟

60
00:03:14,319 --> 00:03:17,030
‫اینا پای کدوتنبل‌ان دیگه نه؟

61
00:03:17,697 --> 00:03:19,157
‫آره، همینطوره

62
00:03:19,240 --> 00:03:20,200
‫آخ‌جون!

63
00:03:20,867 --> 00:03:23,953
‫الن، مارکوس کجاست؟

64
00:03:26,915 --> 00:03:28,082
‫آه...

65
00:03:28,166 --> 00:03:30,251
‫حالش زیاد خوب نیست

66
00:03:31,044 --> 00:03:32,003
‫- آره
‫- آخی

67
00:03:32,086 --> 00:03:33,963
جدیداً یه سگی شده که
نگو و نپرس

68
00:03:34,589 --> 00:03:35,882
‫یکم دیگه میادش!

69
00:03:43,139 --> 00:03:44,766
‫مامان‌بزرگ و بابابزرگ اومدن!

70
00:03:46,976 --> 00:03:48,937
‫مامان پاره‌ت می‌کنه اگه روز عیدشکرگزاری
‫نشئه کنی!

71
00:03:49,020 --> 00:03:50,939
‫- منکه باهاتون جشن نمی‌گیرم!
‫- باشه

72
00:03:51,522 --> 00:03:53,650
‫مارکوس، مامان‌بزرگ و بابابزرگت اومدن

73
00:03:54,609 --> 00:03:55,526
‫حالم خوب نیست...

74
00:03:55,610 --> 00:03:57,862
‫یکم خستشه! 
‫نمی‌بینی چشماش قرمز شده

75
00:03:57,946 --> 00:03:59,489
‫می‌دونی چی خوب نیست؟

76
00:03:59,572 --> 00:04:02,158
‫که مامانم یه‌بار دیگه بپرسه کجایی و
‫تو پایین نباشی!

77
00:04:02,242 --> 00:04:03,618
‫حوصله شکرگزاری و
‫این کارها رو ندارم

78
00:04:03,701 --> 00:04:06,579
‫اع! خب حالا که اینطوریه همه
‫جمع کنیم بریم.

79
00:04:06,663 --> 00:04:10,083
‫ما عیدی رو جشن می‌گیریم که موفقیت
‫ما توی نسل‌کشی حیوانات رو تمجید می‌کنه

80
00:04:10,166 --> 00:04:13,336
‫مثل یه جشن سفید استعمارگرایانه،
‫اونقدرها برامون لذت‌بخش نیست،

81
00:04:13,419 --> 00:04:15,797
‫برای همین با یه بوقلمون شاد و خندان،
‫گندکاری‌مون رو محو می‌کنیم

82
00:04:15,880 --> 00:04:19,300
‫نماد این تعطیلات، حیوانیه که دسته‌جمعی
‫سلاخی‌ش می‌کنیم

83
00:04:19,384 --> 00:04:21,719
‫- واقعاً ترسناکه
‫- اگه دوست نداری می‌تونی نخوری

84
00:04:21,803 --> 00:04:23,471
‫- موضوع اصلاً بوقلمون نیست
‫- این رو به خودش بگو

85
00:04:23,554 --> 00:04:26,599
‫- نکنه تو هم نمی‌خوای بیای؟
‫- معلومه که میام. پای کدوتنبل می‌خوام

86
00:04:27,350 --> 00:04:29,644
‫تا ده دقیقه دیگه میای،
‫وگرنه گوشیت رو می‌گیرم

87
00:04:29,727 --> 00:04:33,106
‫بهتر! برای یه مشت لذت گذرا زندگی‌هامون رو
‫درگیر این صفحه‌ نمایش‌ها کردیم!

88
00:04:33,189 --> 00:04:35,483
‫اصلاً گوشی‌ها ما رو خوشحال‌تر می‌کنن؟ نه!

89
00:04:35,566 --> 00:04:38,569
‫اگه می‌تونستم گوشیم رو با عمل جراعی
‫توی دستم تعبیه کنم، آره واقعاً

90
00:04:38,653 --> 00:04:39,696
‫درسته،
‫یه لحظه اشتباه شد

91
00:04:39,779 --> 00:04:42,824
‫میای وگرنه دیوارهای اتاقت رو سفید می‌کنم
‫و خرت و پرت‌های هنری‌ت رو جمع می‌کنم

92
00:04:42,907 --> 00:04:46,035
‫«هنرمندان تحت فشار رژیم‌های فاشیستی
‫بیشتر پیشرفت می‌کنن - پراگ اسپرینگ»

93
00:04:46,119 --> 00:04:47,537
‫خیلی‌خب، من روانشناس نیستم

94
00:04:47,620 --> 00:04:50,456
‫اما کاملاً واضح مشخصه که
‫مارکوس یه مرگیش هست

95
00:04:50,540 --> 00:04:52,959
‫- باید ردش کنیم بره!
‫- راستش کاملاً باهات موافقم

96
00:04:53,042 --> 00:04:54,002
‫ده دقیقه...

97
00:04:56,462 --> 00:04:58,840
‫هنوز باهاش حرف نزدی؟

98
00:05:00,425 --> 00:05:01,301
‫کی؟

99
00:05:02,051 --> 00:05:04,721
‫- می‌دونی کی رو می‌گم
‫- آهان اون راز کوچولوت رو می‌گی، نه

100
00:05:05,305 --> 00:05:08,599
‫- بیشتر از یه هفته‌ست که مدرسه نیومده
‫- خدایا، اونقدرا هم نگران‌کننده نیست

101
00:05:08,683 --> 00:05:11,227
‫وقتی کلاس هفتم بودم 3 هفته مدرسه نرفتم،
‫چون «تب غده‌دار» گرفته بودم

102
00:05:11,311 --> 00:05:12,395
‫اون اتفاق جداً نگران‌کننده بود،

103
00:05:12,478 --> 00:05:14,480
‫چون مایک کیتس با من، ابی و نورا لب گرفت

104
00:05:14,564 --> 00:05:16,190
‫و فقط من تب غده‌دار گرفتم!

105
00:05:17,025 --> 00:05:20,320
‫- پس احتمالاً ازت تب غده‌دار گرفته، یا زگیل تناسلی
‫- مریض نیست

106
00:05:22,488 --> 00:05:23,865
موتوروم رو برداشت برد

107
00:05:24,657 --> 00:05:25,742
‫- چی؟
‫- موتورم

108
00:05:26,451 --> 00:05:28,202
‫نیست‌ش. جینی بردش!

109
00:05:28,286 --> 00:05:31,456
‫شد مثل بازی سرقت بزرگ اتوموبیل،
‫نسخه سرقت موتور! [جی‌تی‌ای]

110
00:05:31,539 --> 00:05:34,000
‫- یه جرم قانونی!
‫-  واسه‌ت مهم نیست که خبری ازش نیست؟

111
00:05:34,083 --> 00:05:36,127
‫نه، برام مهم نیست

112
00:06:16,125 --> 00:06:18,211
‫- حالت خوبه؟
‫- چی؟ آره

113
00:06:18,961 --> 00:06:21,172
‫پدرسوخته لباسم رو دزدیده بوده!

114
00:06:21,255 --> 00:06:24,634
‫- آهان، این لباس توئه یعنی؟
‫- آره

115
00:06:24,717 --> 00:06:25,593
‫آره.

116
00:06:27,929 --> 00:06:30,264
‫- دلت براشون تنگ شده
‫- نه، نشده

117
00:06:30,973 --> 00:06:32,016
‫خیلی خوبه که رفتن!

118
00:06:32,100 --> 00:06:34,894
‫همه‌چی آروم و بی‌دردسره
‫دیگه کسی نیست مدام منو تحت نظر داشته باشه

119
00:06:34,977 --> 00:06:38,272
‫منکه در جریان نیستم، ولی خودم عاشق اینم
‫که تحت نظر داشته باشمت!

120
00:06:38,356 --> 00:06:39,857
‫که اینطور...

121
00:06:39,941 --> 00:06:40,817
‫بیا ببینم...

122
00:06:41,442 --> 00:06:43,236
‫ببین، تو

123
00:06:43,319 --> 00:06:44,821
‫قراره...

124
00:06:44,904 --> 00:06:46,614
‫با من ازدواج کنی.

125
00:06:46,697 --> 00:06:49,659
‫- یکم دودل شدم....
‫- نمی‌تونی جا بزنی! باهام ازدواج می‌کنی

126
00:06:49,742 --> 00:06:51,202
‫خیلی‌خب، باشه پس!

127
00:06:51,285 --> 00:06:55,248
‫و به عنوان نامزدت، می‌خوام فکرکنم
‫که انگار خیلی خوب می‌شناسمت

128
00:06:55,957 --> 00:06:57,917
‫کمتر از بعضی‌ها، بهتر از خیلی‌ها

129
00:06:59,669 --> 00:07:00,503
‫دلت براشون تنگ شده...

130
00:07:00,586 --> 00:07:04,257
‫دو هفته‌ست اصلاً باهاشون حرف نزدی،
‫داری اذیت می‌شی و این...

131
00:07:04,340 --> 00:07:06,134
‫خب که اینطور!

132
00:07:08,136 --> 00:07:10,471
‫فقط می‌خواستم لباسم رو عوض کنم

133
00:07:12,682 --> 00:07:13,891
‫می‌دونم که ناراحتی!

134
00:07:14,934 --> 00:07:15,810
‫من خوبم

135
00:07:15,893 --> 00:07:18,312
‫اگه می‌خواد اینطوری قیافه بگیره
‫و بی‌خبر بذاره بره،

136
00:07:18,396 --> 00:07:19,939
‫هیچ اشکالی نداره!

137
00:07:20,022 --> 00:07:24,068
‫یه مدت زمان می‌خوان،
‫حله. هرچقدر بخوان اشکالی نداره

138
00:07:24,152 --> 00:07:26,112
‫خب، ظاهراً که حالت خوبه

139
00:07:26,195 --> 00:07:29,115
‫چطور تونست اینطوری ول کنه بره؟
‫اونم بعد همه کارایی که براش کردم؟

140
00:07:29,198 --> 00:07:31,617
‫نمی‌دونم، ولی بیا عصبانیت‌مون رو 
‫روی اون ماهیتابه خالی نکنیم

141
00:07:31,701 --> 00:07:34,620
‫چون ماهیتابه همین الانشم که می‌ذاریمش
‫توی ماشین‌ظرف‌شویی، ازمون عصبانیه!

142
00:07:34,704 --> 00:07:37,498
‫الان تایم استراحتِ ماهیتابه‌ست،
‫باشه...

143
00:07:38,458 --> 00:07:41,878
‫گوش‌کن، مامان‌شون دوباره
‫می‌خواد ازدواج کنه

144
00:07:41,961 --> 00:07:43,588
‫پذیرفتن‌ش یکم سخته!

145
00:07:43,671 --> 00:07:45,798
‫و با این حال، جینی هم نوجوانه بلاخره

146
00:07:46,382 --> 00:07:48,551
‫می‌خواد خودشو خالی کنه،
‫می‌خوان خودشون رو خالی کنن، اوکی؟

147
00:07:48,634 --> 00:07:51,012
‫و واسه همینه که اصلاً ناراحت نیستم،
‫فقط...

148
00:07:51,095 --> 00:07:53,097
‫اشکالی نداره، باشه؟

149
00:07:53,848 --> 00:07:57,351
‫چون قراره مامان بابات رو ببینم استرس دارم

150
00:07:57,435 --> 00:07:59,479
‫چرا؟ اونا آدمای خیلی خوبی‌ان.

151
00:08:00,605 --> 00:08:02,857
‫یه‌جورایی، ببین
‫ عاشقت می‌شن

152
00:08:02,940 --> 00:08:04,942
‫از منِ بیوه‌حال و مادر دوتا بچه؟

153
00:08:05,026 --> 00:08:06,986
‫اونا عاشقت می‌شن، چون من عاشقتم

154
00:08:07,069 --> 00:08:10,156
‫وای! عجب دروغ قشنگی...

155
00:08:25,963 --> 00:08:28,174
‫مامان، عید شکرگزاریه!

156
00:08:28,257 --> 00:08:30,134
‫منم بابت داشتن تو شکرگزارم

157
00:08:30,885 --> 00:08:32,345
‫سوییچ ماشین کو؟

158
00:08:36,307 --> 00:08:38,935
‫زیون یکم دیگه میاد دنبالت و 
‫می‌بردت پیش مامان‌بزرگ و بابا‌بزرگ

159
00:08:39,018 --> 00:08:40,436
‫فردا هم برمی‌گردین، باشه؟

160
00:08:40,520 --> 00:08:44,315
‫بقیه بچه‌ها روز عیدشکرگزاری هم
‫پیش مامان‌شونن، هم باباشون

161
00:08:44,899 --> 00:08:46,400
‫اگه روز عیدشکرگزاری برم سرکار،
‫اضافه‌حقوق می‌گیرم

162
00:08:46,484 --> 00:08:50,112
‫و با اضافه حقوق می‌تونیم کلی چیز خوب
‫مثل غذا داشته باشیم و پول برق رو بدیم

163
00:08:56,118 --> 00:08:59,163
‫عیدشکرگزاری کَشکیه بابا،
‫می‌دونی تعطیلات واقعی کِیه؟

164
00:08:59,247 --> 00:09:01,040
‫جمعه بعد از عیدشکرگزاری،
‫می‌دونی چرا؟

165
00:09:01,123 --> 00:09:02,875
‫چون همه غذاها تخفیف خوردن!

166
00:09:02,959 --> 00:09:04,877
‫چون همه غذاها تخفیف خوردن!

167
00:09:04,961 --> 00:09:07,421
‫- هرچی هست می‌خریم سرخ می‌کنیم
‫- همه‌چی؟

168
00:09:08,256 --> 00:09:10,216
‫- مثلاً؟
‫- پای کدوتنبل

169
00:09:10,299 --> 00:09:12,009
‫پای کدوتنبل چیه بابا. 
‫یه‌چیز سخت بگو

170
00:09:12,093 --> 00:09:13,177
‫شیرینی «تویینکی»

171
00:09:13,261 --> 00:09:15,012
‫تویینکی سوخاری خیلی خوشمزه‌ست!

172
00:09:15,096 --> 00:09:17,640
‫تویینکی رو که نمی‌شه سرخ کرد

173
00:09:17,723 --> 00:09:20,309
‫خدا مرگم بده، معلومه که می‌شه

174
00:09:20,393 --> 00:09:24,397
‫چون بهش می‌گن «جمعه‌خاری»
‫همه‌چی رو می‌کنیم، سوخاری!

175
00:09:24,480 --> 00:09:25,481
‫آخ‌جون!

176
00:09:25,565 --> 00:09:27,066
‫- آره
‫- آخ‌جون

177
00:09:29,757 --> 00:09:32,757
‫[این نوع گل ظاهر بسیار زیبایی دارد، 
‫اما خوردن هر قسمت از آن، سبب مرگ می‌شود]

178
00:09:33,656 --> 00:09:35,992
‫<i>این خربق زمستونیه</i>

179
00:09:37,702 --> 00:09:40,871
‫<i>خیلی سمیه و باعث حمله قلبی میشه</i>

180
00:09:43,499 --> 00:09:45,418
‫<i>چرا مامانت باید این گیاه رو پرورش بده؟</i>

181
00:09:46,919 --> 00:09:50,423
‫ چرا کنی درکسل مردی که 
‫در سلامت کامل جسمی به سر میبرده

182
00:09:50,506 --> 00:09:52,216
‫خیلی یهویی دچار حمله قلبی بشه؟

183
00:09:58,723 --> 00:10:00,141
‫ اگه مادرت اینکارو کرده

184
00:10:02,268 --> 00:10:03,769
‫ اگه یکی رو کشته

185
00:10:08,149 --> 00:10:09,567
‫کاری که درسته رو انجام بده جینی

186
00:10:12,236 --> 00:10:13,988
‫جینی، چیکار می‌کنی؟

187
00:10:16,532 --> 00:10:20,036
‫داشتم فکر می‌کردم حمله‌قلبی
‫و خفگی چه حسی می‌تونه داشته باشه!

188
00:10:21,704 --> 00:10:22,705
‫اوه!

189
00:10:24,081 --> 00:10:25,625
‫فکرنکنم حس خیلی خوبی داشته باشه!

190
00:10:26,626 --> 00:10:27,710
‫نه، حس مزخرفیه!

191
00:10:28,502 --> 00:10:30,171
‫دیگه هیچوقت برنمی‌گردیم خونه‌مون؟

192
00:10:31,130 --> 00:10:32,089
‫می‌خوای برگردیم؟

193
00:10:34,300 --> 00:10:36,719
‫چرا واسه مامان مهم نیست که ما رفتیم؟

194
00:10:36,802 --> 00:10:39,180
‫براش مهمه. باور کن. مهمه...

195
00:10:39,263 --> 00:10:40,348
‫حتی زنگ هم نزده

196
00:10:40,431 --> 00:10:45,478
‫خب، مگه هنوز به‌خاطر نفرستادن
‫نامه‌هات به گیل ازش عصبانی نیستی؟

197
00:10:46,520 --> 00:10:47,688
‫پس «جمعه‌خاری» چی می‌شه؟

198
00:10:48,439 --> 00:10:50,024
‫اگه دلت می‌خواد برگردی، برگرد

199
00:10:50,107 --> 00:10:53,778
‫تو و مامان و پائول می‌تونید مثل یه خانواده
‫خوشحال و خندان در کنار هم زندگی کنید

200
00:10:55,821 --> 00:10:57,073
‫اما خانواده من تویی...

201
00:11:01,077 --> 00:11:02,078
‫می‌دونم،

202
00:11:03,371 --> 00:11:04,538
‫ببخشید!

203
00:11:06,624 --> 00:11:08,751
‫خب، هنوز کُلی کار ریخته روی سرم!

204
00:11:08,834 --> 00:11:11,003
‫و می‌دونم که معمولاً آدم آروم، باحال
‫و خونسردی هستم

205
00:11:11,087 --> 00:11:13,464
‫اما مامانم تا حالا هیچوقت تو جاهایی
‫که زندگی می‌کردم، پا هم نذاشته

206
00:11:13,547 --> 00:11:15,633
‫چون اوضاع‌شون داغون بوده

207
00:11:15,716 --> 00:11:18,761
‫و 45 دقیقه دیگه می‌رسن اینجا،
‫و ازتون یکوچولو کمک می‌خوام

208
00:11:18,844 --> 00:11:20,846
‫آستین، می‌شه اسباب‌بازی‌هات
‫رو از وسط اتاق نشیمن جمع کنی؟

209
00:11:23,349 --> 00:11:24,183
‫ممنون

210
00:11:24,850 --> 00:11:27,144
‫جینی، تو می‌شه...از سرجات پاشی؟

211
00:11:29,230 --> 00:11:30,231
‫چیزی شده؟

212
00:11:32,024 --> 00:11:33,359
‫نه، خوبم

213
00:11:34,485 --> 00:11:36,570
‫می‌دونم به‌خاطر اینکه مامانت 
نامزد کرده ناراحتی!

214
00:11:36,654 --> 00:11:38,948
‫و می‌دونم با خودت می‌کردی قراره
‫دوباره یه خانواده باشیم

215
00:11:39,031 --> 00:11:40,658
‫چون خودت بهم گفتی!

216
00:11:40,741 --> 00:11:44,120
‫- جینی، من نمی‌تونم کارای...
‫- بابا من خوبم!

217
00:11:45,037 --> 00:11:47,790
‫بهتره قبل از اینکه مامان‌بزرگ و بابابزرگت
‫بیان یکم تمرین کنی!

218
00:11:47,873 --> 00:11:50,042
‫یکم طبیعی‌تر و قابل‌باورتر بگی خوبم...

219
00:11:50,626 --> 00:11:52,503
‫- یکم دیگه میام
‫- باشه

220
00:11:52,586 --> 00:11:55,339
‫پس زودباش، وگرنه هیچی از پای سیب‌زمینی
‫شیرین گیرت نمیاد!

221
00:11:55,423 --> 00:11:58,217
‫- باشه
‫- خیلی‌خب پس

222
00:12:16,444 --> 00:12:18,070
‫مامان، غذا چی داریم؟

223
00:12:18,654 --> 00:12:21,031
‫سلام. کلوچه می‌خوری؟

224
00:12:22,074 --> 00:12:25,536
‫- کُلی کلوچه داریم
‫- بوقلمون نداریم یعنی؟

225
00:12:27,580 --> 00:12:29,415
‫بابا هرسال بوقلمون رو
‫برامون تیکه‌تیکه می‌کرد

226
00:12:41,343 --> 00:12:43,679
‫اینجا حتی از صف مرغ و گوشت هم شلوغ‌تره!

227
00:12:43,763 --> 00:12:44,764
‫آره.

228
00:12:44,847 --> 00:12:47,725
‫البته اگه کارمندهام یهویی غیب‌شون نمی‌زد 
‫و می‌اومدن سرکار، اینطوری نمی‌شد

229
00:12:48,309 --> 00:12:50,394
‫اینطوری نگاه نکن،
‫فقط اومدم سفارش بدم

230
00:12:50,478 --> 00:12:53,230
‫یدونه از اون خوراک‌های کورن‌بِری
‫خوشمزه و خونگی‌ات می‌خوام

231
00:12:53,314 --> 00:12:55,107
‫پائول توی ماشین منتظره،
‫داریم میریم خونه مامان باباش.

232
00:12:55,191 --> 00:12:56,484
‫قراره پدرشوهر، مادرشوهر آینده‌ام رو ببینم

233
00:12:56,567 --> 00:12:58,319
‫آخ‌جون!

234
00:12:58,944 --> 00:13:00,112
‫وای! اون پای کدوتنبله؟

235
00:13:00,196 --> 00:13:02,281
‫آره. آخرین دونشه
‫خواستی بگو پادما بهت بده

236
00:13:02,364 --> 00:13:06,535
‫آه آره، جو اسکنر دوباره هنگ کرده و فکرکنم...

237
00:13:06,619 --> 00:13:07,828
‫- باشه
‫- تو چه‌خبرها جو؟

238
00:13:07,912 --> 00:13:09,663
‫واسه عیدشکرگزاری برنامه‌ریزی کردی؟

239
00:13:09,747 --> 00:13:10,956
‫درست شد

240
00:13:13,250 --> 00:13:14,376
‫خب، سفارش‌هات تموم شد؟

241
00:13:14,460 --> 00:13:16,462
‫هی ناخدا، دو دقیقه آروم بگیر

242
00:13:21,091 --> 00:13:23,177
‫یا خدا. حالش خیلی بده...

243
00:13:23,260 --> 00:13:24,261
‫آدم باش

244
00:13:25,012 --> 00:13:27,014
‫اگه شوهر خودتم دم مرگ بود،
‫حالت اینطوری می‌شد

245
00:13:28,057 --> 00:13:29,266
‫والا منکه روی ابرها بودم...

246
00:13:29,350 --> 00:13:30,601
‫سلام، می‌دونم خیلی دیره

247
00:13:30,684 --> 00:13:32,853
‫اما می‌تونم از منوی عیدشکرگزاری
‫سفارش بدم؟

248
00:13:32,937 --> 00:13:35,981
‫یادم نبود و یهو دیدم امروزه
‫و زک هوس بوقلمون کرد...

249
00:13:36,065 --> 00:13:37,525
‫معلومه که آره.
‫هرچی می‌خواید امر کنید

250
00:13:38,901 --> 00:13:40,694
‫خب...

251
00:13:42,947 --> 00:13:44,156
‫- پادما؟
‫- جان؟

252
00:13:44,740 --> 00:13:46,951
‫دو پرس بوقلمون، خوراک کرن‌بری

253
00:13:47,034 --> 00:13:50,246
‫هرچی سیب‌زمینی شیرین مونده
‫و آخرین تیکه پای کدوتنبل!

254
00:13:50,329 --> 00:13:51,205
‫چشم

255
00:13:52,957 --> 00:13:55,334
‫کلوچه‌هایی که من و پائول
‫فرستادیم به دستت رسید؟

256
00:13:59,255 --> 00:14:00,422
‫خدمت شما.

257
00:14:01,006 --> 00:14:02,299
‫نه نمی‌خواد. مهمون ما

258
00:14:02,383 --> 00:14:03,717
‫نیازی نیست واقعاً.

259
00:14:04,260 --> 00:14:05,386
‫اشکال نداره بابا.

260
00:14:07,847 --> 00:14:08,681
‫ممنون

261
00:14:17,523 --> 00:14:19,984
‫ای خدا! ویرجینیا کوچولوم.

262
00:14:20,067 --> 00:14:21,777
‫خدایا دختره بیچاره رو خفه کردی.

263
00:14:21,861 --> 00:14:23,821
‫نگاهش کن. چقدر خوشگله

264
00:14:25,072 --> 00:14:27,074
‫عزیزم شلوارت رو سگ گاز گرفته؟

265
00:14:27,157 --> 00:14:28,784
‫کوربن، مدلش اینطوریه. اینطوری نگو

266
00:14:28,868 --> 00:14:30,911
‫به حرف‌هاش گوش نکن. 
‫چیزی بارش نیست...

267
00:14:30,995 --> 00:14:32,663
‫اندازه مامان بزرگت آدم خفن و پایه‌ای نیست

268
00:14:32,746 --> 00:14:34,623
‫صبح تا شب با بچه‌های موسسه 
‫«جک و جیل» بازی می‌کنم

269
00:14:34,707 --> 00:14:36,542
‫جیک و جیل اصلاً جای خوبی نیست

270
00:14:36,625 --> 00:14:39,670
‫اصلاً تا حالا سیاه‌پوستی به اسم
‫جک یا جیل دیدی؟

271
00:14:39,753 --> 00:14:41,088
‫جک و جیل دیگه چیه؟

272
00:14:39,753 --> 00:14:41,747
‫{\an8}[یه موسسه خیریه برای بچه‌های سیاه‌پوست بی‌سرپناه]

273
00:14:41,171 --> 00:14:43,632
‫وقتی مامانت سفید پوسته 
‫نباید هم بدونی.

274
00:14:43,716 --> 00:14:46,218
‫بیا عمه رینا بغلت کنه ببینم!

275
00:14:46,302 --> 00:14:48,512
‫گُل‌پسرم اومد،
‫بیا این وسایل‌ها رو از دست رینا بگیر

276
00:14:48,596 --> 00:14:50,180
‫- سلام عزیزم
‫- سلام مامان

277
00:14:50,264 --> 00:14:51,265
‫سلام

278
00:14:52,808 --> 00:14:55,144
‫- سلام مامان‌بزرگ
‫- این آقا پسر قدبلند دیگه کیه؟

279
00:14:55,811 --> 00:14:57,646
‫- قدت چنده؟
‫- نمی‌دونم

280
00:14:57,730 --> 00:14:59,106
‫- نمی‌دونی؟
‫- نمی‌دونه؟

281
00:14:59,189 --> 00:15:00,149
‫بیا بغلت کنم

282
00:15:00,232 --> 00:15:01,275
‫- سلام پسرم
‫- سلام

283
00:15:04,069 --> 00:15:05,905
‫سلام! یادته اون‌سری چی بهت یاد دادم؟

284
00:15:05,988 --> 00:15:09,325
‫همینه! دست دادن مردونه
‫محکم و مَشتی

285
00:15:09,408 --> 00:15:11,076
‫چرا یه‌طوری‌ای؟ حالت خوبه؟

286
00:15:11,160 --> 00:15:12,286
‫آره، خوبم

287
00:15:12,369 --> 00:15:14,705
‫مامان، بیا بریم خونه رو بهت نشون بدم

288
00:15:15,456 --> 00:15:16,332
‫باشه

289
00:15:17,458 --> 00:15:20,628
‫- عالیه!
‫- عالیه عزیزم. کارت حرف نداره

290
00:15:20,711 --> 00:15:22,713
‫از خوب هم بهتره!

291
00:15:22,796 --> 00:15:26,050
‫بالا بالا ها می‌بینمت،
‫ماشاالله زیون!

292
00:15:26,133 --> 00:15:27,676
‫اوه! سقف‌ش رو نگاه کن!

293
00:15:27,760 --> 00:15:30,429
‫به‌به! مشخصه خوب ساخته شده
‫خیلی خونه قشنگیه زیون!

294
00:15:30,512 --> 00:15:32,306
‫ممنون بابا. حتماً به صاحب‌خونه‌ام می‌گم

295
00:15:32,389 --> 00:15:35,225
‫ببین زیون کوچولو ام چقدر بزرگ شده!

296
00:15:35,309 --> 00:15:36,894
‫البته یه مدت خیلی روعصاب بود

297
00:15:36,977 --> 00:15:39,438
‫که نمی‌خواست بره دانشگاه و هنرمند بشه...

298
00:15:39,521 --> 00:15:41,899
‫خب راستش الان که یه هنرمنده، پس...

299
00:15:41,982 --> 00:15:44,068
‫- اوهوم
‫- که اینطور.

300
00:15:44,944 --> 00:15:49,406
‫بخند، وگرنه مامان‌بزرگ 
‫دست از سرت برنمی‌داره

301
00:15:50,199 --> 00:15:52,117
‫لطفاً انگلیسی حرف بزنید!

302
00:15:52,201 --> 00:15:55,037
‫- کُره‌ای بود مامان‌بزرگ
‫- آره، حرکت قشنگی نبود

303
00:15:55,621 --> 00:15:57,539
‫- جورجیا هم میاد؟
‫- نه

304
00:15:57,623 --> 00:16:00,668
‫نامه‌هایی که برای بابام توی زندان می‌نوشتم
‫رو براش نمی‌فرستاد و دعوامون شد

305
00:16:00,751 --> 00:16:01,627
‫ما هم فرار کردیم

306
00:16:01,710 --> 00:16:03,671
‫خیلی‌خب آقا کوچولو...

307
00:16:03,754 --> 00:16:06,590
‫چند روزیه پیش من می مونن،

308
00:16:06,674 --> 00:16:10,094
‫جورجیا فعلاً سرش با نامزد جدیدش پائول، گرمه

309
00:16:11,178 --> 00:16:12,179
‫که اینطور

310
00:16:12,262 --> 00:16:14,598
‫لنت، خونسردی‌ات رو حفظ کن

311
00:16:14,682 --> 00:16:16,642
‫منکه حرفی نزدم، چیزی گفتم؟

312
00:16:16,725 --> 00:16:18,769
‫هرچی دلت می‌خواد درموردش بگو،
‫دلم نمی‌خواد ریخت‌ش رو ببینم

313
00:16:18,852 --> 00:16:22,022
‫عذر می‌خواهم، آدم درمورد مادرش
‫اینطوری حرف می‌زنه؟

314
00:16:24,149 --> 00:16:25,234
‫نه خانم...

315
00:16:25,317 --> 00:16:26,527
‫پائول شهرداره!

316
00:16:28,654 --> 00:16:29,947
‫شهردار، واقعاً؟

317
00:16:32,241 --> 00:16:33,659
‫خب من خیلی گشنمه،
‫کس دیگه‌ای گشنه‌ش نیست؟

318
00:16:34,284 --> 00:16:35,494
‫فکرکنم مشروب‌نیازم!

319
00:16:38,872 --> 00:16:39,957
‫وای برگام!

320
00:16:40,666 --> 00:16:42,501
‫- چی شد؟
‫- تو توی «زیلو» بزرگ شدی

321
00:16:45,004 --> 00:16:47,506
‫ اضطراب به صورت زیبات نمیاد،
‫حس خوبی ندارم

322
00:16:47,589 --> 00:16:48,674
‫مضطرب نیستم...

323
00:16:49,633 --> 00:16:50,509
‫منم باور کردم

324
00:16:51,135 --> 00:16:52,720
‫هیجان ‌زده‌ام

325
00:16:53,220 --> 00:16:54,888
‫بزن بریم ننه بابای پولدارت رو ببینیم

326
00:17:00,686 --> 00:17:02,021
‫می‌ترکونیم

327
00:17:03,355 --> 00:17:04,189
‫حتماً

328
00:17:04,982 --> 00:17:06,734
‫بریم که داشته باشیم

329
00:17:08,485 --> 00:17:09,319
‫می‌ترکونیم

330
00:17:15,743 --> 00:17:18,120
‫یه‌روز یه خونه مثل این برات می‌خرم

331
00:17:22,416 --> 00:17:24,293
‫- جورجیا
‫- سلام

332
00:17:24,376 --> 00:17:26,003
‫- از دیدن‌تون...
‫- حلقه‌ت رو ببینم

333
00:17:28,630 --> 00:17:30,924
‫به‌به پائول

334
00:17:31,008 --> 00:17:32,760
‫بیا داخل. نوشیدنی برات بیارم؟

335
00:17:32,843 --> 00:17:34,803
‫- بله خانم
‫- هرچی بخوای داریم

336
00:17:37,848 --> 00:17:40,768
‫جورجیا، این خوراک کرن‌بری حرف نداره!

337
00:17:40,851 --> 00:17:42,853
‫ممنون. دستورپخت خانوادگی‌مونه...

338
00:17:42,936 --> 00:17:44,271
‫به‌به آشپزی هم که می‌کنه

339
00:17:44,354 --> 00:17:47,274
‫آره ظاهراً، آشپزی می‌کنه

340
00:17:47,357 --> 00:17:49,943
‫- کریس یکم می‌خوری؟
‫- نه، من خوراک اینا دوست ندارم

341
00:17:50,027 --> 00:17:51,653
‫از بافت‌ش خوشم نمیاد،

342
00:17:51,737 --> 00:17:54,490
‫- ببخشید جورجیا، یه چیزی مربوط به حسمه.
‫- فدای سرت

343
00:17:54,573 --> 00:17:56,366
‫خوراک کرن‌بری مثل فِرنیه!
‫[هرکسی دوست نداره]

344
00:17:58,285 --> 00:18:02,039
‫جورجیا یه سوال، خودِ بوقلمون
‫واسه روز عیدشکرگزاری چه می‌خوره؟

345
00:18:02,748 --> 00:18:03,624
‫هـوم....

346
00:18:03,707 --> 00:18:05,084
‫- نمی‌دونم
‫- چیزی نمی‌تونه بخوره

347
00:18:05,167 --> 00:18:07,920
‫چون شکمش پُره!

348
00:18:08,003 --> 00:18:10,589
‫عجب!

349
00:18:10,672 --> 00:18:11,840
‫طنز تلخ بود.

350
00:18:11,924 --> 00:18:14,009
‫طنز خیلی خیلی تلخ!

351
00:18:14,093 --> 00:18:17,054
‫ویت، شنیدم که با آرنولد پالمر گلف بازی کردی!
‫[بازیکن معروف گلف]

352
00:18:17,137 --> 00:18:19,473
‫آره راستش. بذار یه‌چیزی تعریف کنم

353
00:18:19,973 --> 00:18:24,228
‫بعد مسابقه، روش رو کرد سمت من و این
‫عین جمله‌ای بود که گفت

354
00:18:24,311 --> 00:18:26,980
‫" بازی خوبی بود، ویت "

355
00:18:27,064 --> 00:18:28,982
‫بازی خوبی بود، ویت...

356
00:18:29,066 --> 00:18:30,818
‫وای، چه جالب!

357
00:18:30,901 --> 00:18:33,654
‫تشویق‌ش نکن بابا،
‫کسی بازم نوشیدنی می‌خواد؟

358
00:18:34,238 --> 00:18:35,405
‫مامان آرومتر...

359
00:18:35,489 --> 00:18:37,574
‫اگه عیدشکرگزاری مست نکنیم
‫که عید شکرگزاری نیست

360
00:18:38,242 --> 00:18:40,119
‫<i>ای پروردگار ما، امروز
‫تو را شکر می‌کنیم</i>

361
00:18:40,202 --> 00:18:42,538
‫<i>بابت تمام نعمت‌ها و عشق فراوانی
‫که به ما عطا کردی،</i>

362
00:18:42,621 --> 00:18:45,582
‫<i>تو را بابت این غذاهای لذیذ که پیش روی ماست،</i>

363
00:18:45,666 --> 00:18:48,252
‫<i>و عزیزانی که دور تا دور میز برای لذت
‫بردن از آن جمع شده اند، شکر می‌کنیم</i>

364
00:18:49,253 --> 00:18:52,131
‫<i>تو رو برای اینکه ما را زیر این سقف،
‫گرد هم آوردی شکر می‌کنیم</i>

365
00:18:52,214 --> 00:18:54,716
‫<i>می‌دانیم که هر نعمت و اتفاق خوشی که
‫برای ما رقم می‌خورد، از سوی توست</i>

366
00:18:54,800 --> 00:18:57,344
‫<i>و بابت آن، تا ابد شکرگزار تو هستیم</i>

367
00:18:57,427 --> 00:18:58,679
‫هـوم!

368
00:18:58,762 --> 00:19:00,681
‫- آمین
‫- آمین

369
00:19:00,764 --> 00:19:02,724
‫خیلی‌خب آستین، «مک اند چیز» می‌خوای؟

370
00:19:02,808 --> 00:19:05,352
‫بله. و همینطور سالاد سیب‌زمینی
‫بدون نخود سبز لطفاً

371
00:19:05,435 --> 00:19:08,147
‫- نخود سبز که خیلی خوشمزه‌ست
‫- وقتی خوشمزه‌ست که سرخ‌شون کنی

372
00:19:08,230 --> 00:19:10,107
‫مامان همیشه سرخ‌شون می‌کنه،
‫مگه نه جینی؟

373
00:19:10,190 --> 00:19:11,567
‫«جمعه‌خاری» روز مورد علاقه منه!

374
00:19:11,650 --> 00:19:14,027
‫شراب کجاست؟

375
00:19:14,111 --> 00:19:16,280
‫به‌اندازه کافی مشروبات الکلی رو میز نمی‌بینم

376
00:19:16,363 --> 00:19:17,865
‫اینجاست عمه‌خانم

377
00:19:17,948 --> 00:19:20,909
‫خب جینی، دوست پسر نداری؟

378
00:19:20,993 --> 00:19:23,287
‫مامان، دست از سرش بردار

379
00:19:23,370 --> 00:19:25,914
‫آره دست از سرش بردار مامان،
‫بگو ببینم دوست پسر نداری؟

380
00:19:27,124 --> 00:19:27,958
‫نه

381
00:19:28,041 --> 00:19:30,961
‫نه چون هنوز مرد رویاهات رو پیدا نکردی
‫یا نه چون سرت گرم درس و مشقته؟

382
00:19:31,044 --> 00:19:32,713
‫درس و مشق‌ام

383
00:19:32,796 --> 00:19:36,466
‫دیدی؟ دختر من باهوشه! همیشه نمره اول

384
00:19:36,550 --> 00:19:39,636
‫زیون، بزن بازی رو ببینیم
‫می‌خوام ببینم «عقاب‌ها» تا الان چیکار کردن

385
00:19:36,550 --> 00:19:39,617
‫{\an8}[عقاب‌ها: تیم محبوب فوتبال در آمریکا]

386
00:19:39,720 --> 00:19:42,890
‫بابا، نیازی نیست بزنیم بازی رو ببینیم
‫تا بدونیم عقاب‌ها چیکار کردن...

387
00:19:42,973 --> 00:19:45,684
‫دارن می‌بازن بابا. همیشه می‌بازن

388
00:19:45,767 --> 00:19:48,270
‫باشه حله. رد دادی تو

389
00:19:48,353 --> 00:19:50,272
‫باشه

390
00:19:50,355 --> 00:19:51,440
‫این لوبیاسبزها خوشمزه‌ان

391
00:19:51,523 --> 00:19:53,692
‫آره، باید هم باشن

392
00:19:53,775 --> 00:19:58,030
‫چون هیچ سس خامه و قارچی بهش اضافه نشده!

393
00:19:58,864 --> 00:20:00,115
‫کسی لوبیاسبز با سس خامه نمی‌خواد؟

394
00:20:00,199 --> 00:20:02,618
‫- چیکار می‌کنی آخه؟ بابا...
‫- یا...

395
00:20:02,701 --> 00:20:03,952
‫بازی...

396
00:20:04,036 --> 00:20:06,038
‫پتس اصلاً دل به بازی نداده!

397
00:20:06,121 --> 00:20:08,332
‫یادته گفتی بلیچک بدون بردی فاتحه‌ش خونده‌ست؟

398
00:20:06,121 --> 00:20:08,291
‫{\an8}[بیل بلیچک: مربی معروف تیم فوتبال]
‫[تام بردی: بازیکن معروف فوتبال]

399
00:20:08,415 --> 00:20:11,084
‫آره بعدشم برنده لیگ قهرمانان شرق شدن،
‫چندتا بُرد توی کارنامه‌ش داره؟

400
00:20:11,168 --> 00:20:12,336
‫280 تا بُرد.

401
00:20:12,419 --> 00:20:14,796
‫کریس و آمار دقیق‌ش! آفرین

402
00:20:16,089 --> 00:20:18,550
‫خیلی دوست داشتنیه که می‌بینم
‫همچین خانواده گرم و صمیمی‌ای دارین

403
00:20:18,634 --> 00:20:19,927
‫و همینطور خونه‌تون...

404
00:20:20,010 --> 00:20:22,304
‫توی راه داشتم به پائول می‌گفتم،

405
00:20:22,387 --> 00:20:25,265
‫بزرگ شدن تو همچین خونه‌ای حتماً
‫یه عالم دیگه بوده

406
00:20:25,349 --> 00:20:27,935
‫خب، اگه پسرها رو ول کنی
‫اینجا تبدیل می‌شه آشغال‌دونی

407
00:20:28,018 --> 00:20:29,686
‫واقعاً؟

408
00:20:29,770 --> 00:20:31,688
‫پائول گفت خودتم 2 تا بچه داری

409
00:20:31,772 --> 00:20:34,650
‫آره خانم، یکی‌شون 16 سالشه و اون یکی 9
‫امروز پیش باباشون‌ هستن

410
00:20:34,733 --> 00:20:35,859
‫کدوم باباشون؟

411
00:20:39,655 --> 00:20:41,448
‫هـوم...بابای دخترم

412
00:20:44,952 --> 00:20:46,578
‫جورجیا، بذار یه جُک دیگه بگم

413
00:20:46,662 --> 00:20:50,874
‫اگه گفتی مامان بوقلمون وقتی بچه‌هاش
‫خیلی اذیت می‌کردن، چی بهشون گفت؟

414
00:20:50,958 --> 00:20:51,792
‫نمی‌دونم

415
00:20:51,875 --> 00:20:54,461
‫اگه باباتون الان می‌تونست شما رو ببینه،

416
00:20:54,544 --> 00:21:00,008
‫تن‌ش توی گور می‌لرزید!

417
00:21:00,884 --> 00:21:03,428
‫- خدایا بازم
‫- اوه

418
00:21:03,512 --> 00:21:04,388
‫نترکی!

419
00:21:04,471 --> 00:21:07,140
‫- این یکی رو دوست داشتم
‫- وای خدایا خیلی خوب بود

420
00:21:07,224 --> 00:21:09,476
‫جورجیا، تو پیش پائول کار می‌کنی درسته؟

421
00:21:09,559 --> 00:21:12,187
‫الان وقت خیلی خوبی برای
‫حضور زنان توی سیاسته

422
00:21:12,271 --> 00:21:14,481
‫- یعنی...یعنی چی بابا؟
‫- چی؟

423
00:21:14,564 --> 00:21:15,691
‫من فمنیست‌ام

424
00:21:15,774 --> 00:21:18,151
‫بهتره یه سر بری به دیدن
‫یکی از دوست‌هام،

425
00:21:18,235 --> 00:21:20,821
‫آرتی کلاس، توی کنگره‌ست
‫می‌تونه کمکت کنه

426
00:21:20,904 --> 00:21:23,198
‫نیازی نیست بابا، تازه دوباره
‫انتخابات رو برنده شدم

427
00:21:23,282 --> 00:21:25,534
‫باید قدم‌های بلندتری برداری پسرم،

428
00:21:26,034 --> 00:21:28,245
‫تا آخر عمرت که نمی‌تونی توی ولزبری بمونی!

429
00:21:28,328 --> 00:21:31,373
‫کل شهر عاشق پائول‌ان، مخصوصاً
‫الان که مرد خانواده شده

430
00:21:34,001 --> 00:21:38,130
‫جورجیا، می‌شه خوراک رو بدی؟ خیلی خوشمزه بود
‫بازم می‌خوام

431
00:21:44,553 --> 00:21:46,763
‫نصفه شبی اومدن در خونه و
‫خیلی ناراحت بودن

432
00:21:46,847 --> 00:21:49,224
‫به جورجیا زنگ زدم، گفت 
‫چند شب بمونن اشکال نداره

433
00:21:49,308 --> 00:21:51,018
‫چند روز پیش بود؟

434
00:21:51,101 --> 00:21:52,519
‫نامزد کرده نه؟

435
00:21:53,228 --> 00:21:56,773
‫یه سال نشده شوهرش مُرده و
‫با یکی دیگه ریخته رو هم

436
00:21:56,857 --> 00:22:00,819
‫- ولی می‌دونی از کدومشون خیلی خوشم میاد؟
‫- باز شروع شد، درست به موقع

437
00:22:00,902 --> 00:22:03,071
‫ببین مامان، من و راکوئل دیگه با هم نیستیم

438
00:22:03,155 --> 00:22:05,449
‫باید بری یه زن مثل اون واسه خودت پیدا کنی!

439
00:22:05,532 --> 00:22:08,201
‫مدرک از بهترین دانشگاه، تحصیل‌کرده...

440
00:22:08,285 --> 00:22:10,412
‫وجه اشتراک‌های زیادی با هم دارین

441
00:22:10,495 --> 00:22:13,206
‫- حالا اینجا توی بوستون از کسی خوشت نیومده؟
‫- مامان، تازه اومدم اینجا

442
00:22:13,290 --> 00:22:15,542
‫خب عزیزم. باید برگردی به روال عادی زندگی‌ات

443
00:22:15,625 --> 00:22:18,003
‫یعنی...یکی رو در خور خودت پیدا کنی.

444
00:22:18,086 --> 00:22:20,839
‫- یکی که بتونه درمورد جینی هم بهت کمک کنه
‫- منظورت چیه؟

445
00:22:21,423 --> 00:22:23,300
‫جینی باید بره توی جامعه...

446
00:22:23,383 --> 00:22:25,177
‫- درسته
‫- باید سر و سامون بگیره

447
00:22:25,677 --> 00:22:27,929
‫با جورجیا که باشه همینطوری ول می‌چرخه

448
00:22:28,013 --> 00:22:30,849
‫مخصوصاً الان که توی اون شهر خراب‌شده‌ان...

449
00:22:30,932 --> 00:22:33,685
‫جینی حتی نمی‌دونه «جک و جیل» چیه!

450
00:22:34,353 --> 00:22:37,439
‫فکرکردی جورجیا اصلاً می‌دونه اوضاع
‫برای جینی چطور می‌گذره؟

451
00:22:37,522 --> 00:22:39,149
‫روحشم خبر نداره

452
00:22:39,232 --> 00:22:41,860
‫کاملاً واضحه که جینی اصلاً حالش خوب نیست

453
00:22:41,943 --> 00:22:44,029
‫سرِ شام یه کلمه هم حرف نزد، عزیزم

454
00:22:44,112 --> 00:22:46,656
‫- یه چیزی شده
‫- داره یه تغییر رو می‌گذرونه

455
00:22:46,740 --> 00:22:49,576
‫و جورجیا، اون خیلی خودبینه

456
00:22:49,659 --> 00:22:52,037
‫- اوهوم.
‫- اصلا نمی‌دونه نیازهای جینی چیه

457
00:22:53,163 --> 00:22:55,540
‫متاسفم، عزیزم

458
00:23:05,008 --> 00:23:06,051
‫پائول...

459
00:23:06,635 --> 00:23:09,429
‫دوستان، روز خیلی خوبی بود.
‫می‌شه بی‌خیال بشیم؟

460
00:23:09,513 --> 00:23:11,431
‫اون مشکلاتی از گذشته داره

461
00:23:12,265 --> 00:23:15,352
‫- شما دو تا گذشته‎تون زمین تا آسمون تفاوت داره
‫- چقدر ثبات داره؟

462
00:23:15,435 --> 00:23:18,563
‫همه‌اش میره اینور اونور،
‫چند تا پدر در میونه...

463
00:23:18,647 --> 00:23:19,773
‫این رفتارتون رو باورم نمیشه

464
00:23:19,856 --> 00:23:21,942
‫اون زنیه که نهایت یکی دو شب باهاش باشی

465
00:23:22,025 --> 00:23:23,235
‫نه این‌که باهاش ازدواج کنی

466
00:23:23,318 --> 00:23:25,195
‫بچه‌هاشو برای روز شکرگزاری نمیاره؟

467
00:23:25,278 --> 00:23:27,239
‫پس یه کاسه‌ای زیر نیم کاسه‌ست

468
00:23:27,322 --> 00:23:28,907
‫مامان، بس کن، لطفا

469
00:23:28,990 --> 00:23:31,868
‫بچه‌های اون قراره بچه‌های تو بشن.
‫به این فکر کردی؟

470
00:23:31,952 --> 00:23:34,788
‫آره، مامان. فکر کردم.
‫به همه‌چیزش فکر کردم

471
00:23:34,871 --> 00:23:37,791
‫من دوستش دارم، بچه‌هاشو دوست دارم.
‫باهاش ازدواج می‌کنم

472
00:23:37,874 --> 00:23:40,794
‫قضیه ازدواجه، و مسئله بزرگیه،

473
00:23:40,877 --> 00:23:43,547
‫و داری تا ابد خودتو با اون زن گیر می‌ندازی

474
00:23:43,630 --> 00:23:45,757
‫من باهاش سر ناسازگاری ندارم،

475
00:23:45,841 --> 00:23:48,260
‫اما این، این زن مناسب تو نیست

476
00:23:49,344 --> 00:23:52,347
‫- اون خیلی خوشگله، قبول دارم
‫- صحبت ما تموم شد

477
00:23:52,431 --> 00:23:54,724
‫- مریدیث چی شد؟ همیشه ازش خوشم میومد
‫- مامان...

478
00:23:54,808 --> 00:23:57,727
‫- سلام
‫- از دیدنتون خیلی خوشحال شدم

479
00:23:57,811 --> 00:24:00,730
‫جدا میگم. بی‌صبرانه منتظرم
‫جزوی از خانواده قشنگتون بشم

480
00:24:04,317 --> 00:24:05,277
‫خیلی‌خب

481
00:24:05,861 --> 00:24:07,737
‫روز شکرگزاری مبارک

482
00:24:07,821 --> 00:24:08,905
‫- خداحافظ
‫- همچنین

483
00:24:08,989 --> 00:24:10,740
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

484
00:24:13,493 --> 00:24:14,536
‫خب، ازش خوشم میاد

485
00:24:20,584 --> 00:24:22,586
‫فکر می‌کنم مامانت خطرناکه

486
00:24:27,090 --> 00:24:30,302
‫دلم نمی‌خواد بچه‌ها زیر سقف خونه‌ی آدمی
‫زندگی کنن که توانایی قتل داره

487
00:24:34,514 --> 00:24:35,849
‫اگه مامانت این‌کار رو کرده،

488
00:24:36,558 --> 00:24:38,393
‫اگه کسی رو کشته...

489
00:24:47,861 --> 00:24:49,237
‫کار درست رو انجام بده، جینی

490
00:25:08,256 --> 00:25:12,969
‫یک، دو، سه، چهار...

491
00:25:44,543 --> 00:25:46,962
‫ای خدا

492
00:25:48,088 --> 00:25:51,424
‫حس می‌کنم پشت فرمون ماشینی‌ام
‫که از قبل بزرگ‌تره،

493
00:25:51,508 --> 00:25:53,927
‫انگار که به این اندازه و ابعاد عادت ندارم

494
00:25:54,803 --> 00:25:56,805
‫- الان واست آب میارم
‫- باشه

495
00:26:08,525 --> 00:26:10,860
‫سلام، هلوی من.
‫روز شکرگزاری خوش گذشت؟

496
00:26:10,944 --> 00:26:12,946
‫به من نگو روز خوشگزاری خوش گذشت

497
00:26:13,822 --> 00:26:14,656
‫چی؟

498
00:26:15,240 --> 00:26:17,784
‫آدم کدوم مادری روز شکرگزاری
‫رو بدون بچه‌هاش می‌گذرونه؟

499
00:26:17,867 --> 00:26:19,744
‫جورجیا، فکر خودت بود.

500
00:26:19,828 --> 00:26:22,497
‫منو سرزنش نکن.
‫همیشه منو سرزنش می‌کنی

501
00:26:22,581 --> 00:26:25,709
‫من هیچ‌وقت تو رو سرزنش نکردم. جـ...
‫جریان چیه؟ چی شده؟

502
00:26:25,792 --> 00:26:28,003
‫من مادر بدی نیستم.
‫مادر بدی نیستم

503
00:26:28,712 --> 00:26:30,505
‫- به نظر من تو مامان خیلی خوبی هستی
‫- اوه

504
00:26:30,589 --> 00:26:32,340
‫حالا تحقیرم می‌کنی

505
00:26:32,424 --> 00:26:33,925
‫اوه! اوه فهمیدم.
‫پس زدیم تو فاز شوخی و مسخره؟

506
00:26:34,009 --> 00:26:37,012
‫می‌خوای چون دلت واسه بچه‌هات تنگ شده
‫به من بپری و باهام دعوا کنی؟

507
00:26:40,056 --> 00:26:41,308
‫می‌خوای باهاشون حرف بزنی؟

508
00:26:41,391 --> 00:26:43,143
‫نه، و نگو زنگ زدم

509
00:26:44,394 --> 00:26:47,981
‫یکی‌تون باید تسلیم بشه

510
00:26:50,400 --> 00:26:52,360
‫امشب چه اتفاقی افتاد؟
‫مشخصه یه چیزی ناراحتت کرده

511
00:26:53,069 --> 00:26:55,113
‫اوه، چقدر منو خوب می‌شناسی،
‫حرف دیگه‌ای نداری؟

512
00:26:55,196 --> 00:26:58,199
‫نه، در حال حاضر، با اطمینان می‌تونم بگم
‫یه ذره هم تو رو نمی‌شناسم

513
00:26:58,700 --> 00:26:59,784
‫پائول کاری کرده؟

514
00:27:00,702 --> 00:27:03,079
‫خانواده‌ها باید روز شکرگزاری
‫دور همدیگه جمع بشن

515
00:27:04,372 --> 00:27:05,248
‫درسته؟

516
00:27:06,875 --> 00:27:09,294
‫اون‌موقع‌ها که از روی اجبار
‫دو شیفت برمی‌داشتم رو می‌دونم، ولی...

517
00:27:11,296 --> 00:27:12,881
‫شیفت تو چطور بود؟

518
00:27:12,964 --> 00:27:15,091
‫بابا و مامانم سلام رسوندن

519
00:27:15,175 --> 00:27:16,635
‫باشه

520
00:27:19,012 --> 00:27:20,180
‫جینی ناراحته

521
00:27:20,263 --> 00:27:22,766
‫آره. خب، برو تو صف

522
00:27:23,433 --> 00:27:24,601
‫می‌خوای باهاش حرف بزنی؟

523
00:27:25,435 --> 00:27:26,936
‫اون می‌خواد با من حرف بزنه؟

524
00:27:27,020 --> 00:27:28,104
‫چقدر بالغ

525
00:27:28,188 --> 00:27:30,315
‫آستین درباره جمعه‌خاری حرف میزد

526
00:27:30,815 --> 00:27:31,900
‫جدا؟

527
00:27:32,525 --> 00:27:34,361
‫واقعا؟

528
00:27:37,280 --> 00:27:39,407
‫اون جمعه‌خاری رو یادت میاد
‫که آبجوی سرخ‌شده امتحان کردیم؟

529
00:27:39,491 --> 00:27:40,533
‫احمق بودیم

530
00:27:40,617 --> 00:27:42,369
‫مست بودیم

531
00:27:42,452 --> 00:27:46,331
‫بی‌خیال، جمعه‌خاری بگیر.
‫تو مامانشون هستی. دوستت دارن

532
00:27:46,414 --> 00:27:48,166
‫اما فرار کردن

533
00:27:49,292 --> 00:27:51,002
‫مثل من

534
00:27:51,544 --> 00:27:52,879
‫نه مثل تو

535
00:27:52,962 --> 00:27:55,507
‫هیچی مثل فرار تو نباشه

536
00:27:59,469 --> 00:28:01,971
‫ببین، تو باید آدم بالغ‌تر و بزرگ‌تری باشی

537
00:28:02,055 --> 00:28:03,682
‫خیلی رو مخی

538
00:28:05,141 --> 00:28:08,186
‫پس جمعه‌خاری به راهه؟ ردیفه؟

539
00:28:10,772 --> 00:28:12,607
‫به راهه. ردیفه

540
00:28:13,400 --> 00:28:16,027
‫- خوبه. فردا میارمشون
‫- تو هم می‌تونی بیای

541
00:28:16,111 --> 00:28:18,071
‫بیا یه مشت آت و آشغال رو سرخ کنیم

542
00:28:18,154 --> 00:28:20,824
‫فـ... فکر نکنم

543
00:28:20,907 --> 00:28:21,908
‫خیلی‌خب. باشه

544
00:28:21,991 --> 00:28:23,493
‫خب، فردا می‌بینمت

545
00:28:23,576 --> 00:28:24,452
‫هی

546
00:28:25,412 --> 00:28:26,830
‫هر چی این همه ناراحتت کرده،

547
00:28:28,665 --> 00:28:29,582
‫بره به درک

548
00:28:30,750 --> 00:28:32,085
‫ممنون که جواب دادی

549
00:28:34,671 --> 00:28:35,588
‫مامان بود؟

550
00:28:36,631 --> 00:28:38,174
‫دل‌تنگت شده

551
00:28:39,467 --> 00:28:40,552
‫واسم مهم نیست

552
00:28:41,136 --> 00:28:42,512
‫آره، منم.
‫واسم مهم نیست

553
00:28:46,141 --> 00:28:48,601
‫دلش واسه این‌که کنترل‌مون کنه تنگ شده.
‫دل تنگ ما نمیشه

554
00:28:48,685 --> 00:28:50,103
‫منصفانه نیست، یا درست نیست

555
00:28:50,186 --> 00:28:53,606
‫- تو اونو نمی‌شناسی، بابا
‫- راستش فکر کنم خیلی خوب می‌شناسمش

556
00:28:55,734 --> 00:28:56,943
‫خب به کی زنگ زده بودی؟

557
00:28:58,111 --> 00:29:02,198
‫به اون اندازه‌ای که فکر می‌کنی آب‌زیرکاه نیستی، جورجیا میلر.
‫یادت باشه، من می‌شناسمت

558
00:29:02,282 --> 00:29:03,241
‫اوه، جدا؟

559
00:29:03,324 --> 00:29:04,868
‫- اوهوم
‫- به زیون زنگ زدم

560
00:29:04,951 --> 00:29:07,078
‫اوه، آقای پنگوئن. شخصیت محبوبم

561
00:29:07,162 --> 00:29:09,330
‫فردا بچه‌ها رو واسه جمعه‌خاری میاره

562
00:29:09,414 --> 00:29:10,248
‫واقعا؟

563
00:29:10,915 --> 00:29:12,292
‫خوبه

564
00:29:12,375 --> 00:29:15,920
‫وقتش بود. این بلاتکلیفی
‫کم‌کم داشت یه کوچولو مسخره می‌شد

565
00:29:16,755 --> 00:29:17,589
‫چی؟

566
00:29:17,672 --> 00:29:19,716
‫- بابا، نه
‫- جینی، بس کن، وقتشه

567
00:29:19,799 --> 00:29:22,302
‫نه، تو اصلا نمی‌دونی.
‫هیچ... هیچ درکی نداری

568
00:29:22,385 --> 00:29:24,554
‫- خب بهم بگو
‫- جوری وانمود می‌کنه انگار هیچ اتفاقی نیفتاده

569
00:29:24,637 --> 00:29:28,641
‫قراره بخنده و جوری رفتار کنه
‫که انگار نه انگار دنیای من از هم باز شده

570
00:29:28,725 --> 00:29:29,768
‫من اونو می‌شناسم، بابا

571
00:29:29,851 --> 00:29:31,519
‫من اونو می‌شناسم، پائول

572
00:29:31,603 --> 00:29:33,354
‫قراره قهر کنه و ننر بازی در بیاره

573
00:29:33,438 --> 00:29:35,398
‫جوری واکنش نمیدم
‫که دلش خنک بشه

574
00:29:35,482 --> 00:29:37,609
‫نخیر. فقط لبخند میزنم
‫و درست رفتار می‌کنم

575
00:29:37,692 --> 00:29:41,029
‫روالِ خانواده‌ها تو تعطیلاته.
‫وانمود می‌کنن از هم خوششون میاد، لعنتی

576
00:29:41,112 --> 00:29:43,948
‫کم‎کم دارم حس می‎کنم
‫واسه روز غذای سرخ‌کردنی نباید بیام خونه

577
00:29:44,532 --> 00:29:45,450
‫جمعه‌خاری

578
00:29:45,533 --> 00:29:46,618
‫جمعه‌خاری. ببخشید

579
00:29:51,331 --> 00:29:53,792
‫می‌دونم به اندازه‌ی مراسم
‫روز شکرگزاری رندولف باکلاس و تجملی نیست

580
00:29:54,334 --> 00:29:55,835
‫مسئله این نیست

581
00:29:56,878 --> 00:29:59,756
‫مسئله زیونه؟ اون نمی‌مونه.
‫فقط میاد می‌رسونتشون

582
00:29:59,839 --> 00:30:01,174
‫مسئله زیون نیست

583
00:30:01,966 --> 00:30:07,972
‫ببین، اگه بچه‌ها انقدر
‫از رابطه‌ی ما ناراحت هستن، شاید بهتر باشه

584
00:30:08,056 --> 00:30:10,850
‫تا سنت خانوادگی‌تون رو بدون من برگزار کنید،
‫فقط همین یه بار

585
00:30:10,934 --> 00:30:12,894
‫گفتم مسئله تو نیستی

586
00:30:12,977 --> 00:30:14,646
‫البته که هست.
‫مسئله درباره‌ی ماست

587
00:30:14,729 --> 00:30:17,857
‫داره خیلی سریع پیش میره.
‫درک می‌کنم

588
00:30:17,941 --> 00:30:19,400
‫منظورم اینه، چیزه... باید...

589
00:30:20,693 --> 00:30:22,237
‫باید شوکه کننده باشه، می‌دونی؟

590
00:30:23,655 --> 00:30:25,490
‫آره، درسته

591
00:30:25,573 --> 00:30:27,867
‫شوکه کننده‌ست

592
00:30:29,953 --> 00:30:32,497
‫خرس پاستیلی من،
‫می‌دونم نامزدی‌شون خیلی سریع اتفاق افتاده، خب؟

593
00:30:32,580 --> 00:30:34,874
‫اگه بخوام باهات روراست باشم
‫برای منم راحت نیست،

594
00:30:34,958 --> 00:30:38,002
‫ولی مامانت لیاقت خوشحالی رو داره،
‫و پائول اونو خوشحال می‌کنه

595
00:30:38,086 --> 00:30:39,796
‫مسئله پائول نیست، بابا

596
00:30:39,879 --> 00:30:41,464
‫مامان همیشه یه دوست‌پسر جدید داره

597
00:30:41,548 --> 00:30:43,967
‫می‌گوزه و هشت نفر به پاش میفتن

598
00:30:44,467 --> 00:30:47,554
‫اگه هر بار که مامان دوست‌پسر جدید پیدا می‌کرد
‫مضطرب می‌شدم، باید قرص و دارو می‌خوردم

599
00:30:47,637 --> 00:30:50,181
‫دارم عشق می‌کنم،
‫حرف‌هات بهم انرژی میده

600
00:30:50,265 --> 00:30:52,600
‫از پائول خوش میاد،
‫که همین قضیه رو بدتر می‌کنه

601
00:30:52,684 --> 00:30:54,811
‫مسئله پائول نیست، مسئله مامانه

602
00:30:54,894 --> 00:30:57,063
‫نمی‌دونم تو و مامانت
‫سر چی دعوا دارید،

603
00:30:57,146 --> 00:30:59,941
‫ولی مامانت دل‌تنگت شده.
‫اون آسیب دیده

604
00:31:00,024 --> 00:31:02,652
‫این سنت براش خیلی ارزشمنده،
‫و قرار نیست اونو ناراحت کنی

605
00:31:02,735 --> 00:31:04,654
‫دلم نمی‌خواد مامان عزیزمو ناراحت کنم

606
00:31:04,737 --> 00:31:05,780
‫جینی

607
00:31:05,864 --> 00:31:07,198
‫بابا، بهش بگو مریض شدم، باشه؛؟

608
00:31:07,282 --> 00:31:09,200
‫بگو مخملک گرفتم
‫یا یه چیزی از خودت در بیار

609
00:31:09,284 --> 00:31:10,618
‫می‌خوای به مامانت بگم نمی‌تونی بری

610
00:31:10,702 --> 00:31:12,203
‫چون همون بیماری بث
‫تو کتاب زنان کوچک رو داری؟

611
00:31:12,287 --> 00:31:14,122
‫آره

612
00:31:24,007 --> 00:31:26,342
‫هی. هی، چیزی نیست

613
00:31:26,426 --> 00:31:29,596
‫نه. نه، چیزی هست.
‫چی چیو چیزی نیست...

614
00:31:29,679 --> 00:31:32,056
‫من حالم خوب نیست.
‫واقعا حالم نیست

615
00:31:32,140 --> 00:31:33,558
‫متوجه نیستی؟

616
00:31:45,278 --> 00:31:49,157
‫هی، هی، هی. چیزی نیست.
‫چیزی نیست. نفس بکش، نفس بکش

617
00:31:50,033 --> 00:31:52,160
‫چیزی نیست.
‫من همین‌جام

618
00:31:52,243 --> 00:31:55,163
‫باشه؟ من همین‌جام.
‫بهم تکیه بده

619
00:31:56,039 --> 00:31:58,541
‫بهم تکیه بده، باشه؟
‫من همین‌جام، خب؟ نفس بکش

620
00:31:58,625 --> 00:32:01,002
‫چیزی نیست.
‫منو نگاه کن. چیزی نیست

621
00:32:01,085 --> 00:32:02,629
‫باشه؟

622
00:32:02,712 --> 00:32:04,380
‫خیلی‌خب، دستتو بذار رو سینه‌ات

623
00:32:05,548 --> 00:32:06,758
‫نفس بکش.

624
00:32:06,841 --> 00:32:10,303
‫نفس بکش. من همین‌جام.
‫من واقعی‌ام

625
00:32:10,386 --> 00:32:11,804
‫جایی نمیرم

626
00:32:12,555 --> 00:32:13,514
‫حواسم بهت هست

627
00:32:14,807 --> 00:32:17,852
‫چیزی نیست. چیزی نیست

628
00:32:19,228 --> 00:32:20,688
‫حالت خوب میشه

629
00:32:21,564 --> 00:32:23,691
‫حالت خوب میشه

630
00:32:27,737 --> 00:32:30,198
‫- چی بود؟
‫- حمله عصبی

631
00:32:31,282 --> 00:32:32,450
‫تا حالا اینطوری شده بودی؟

632
00:32:34,577 --> 00:32:36,829
‫از کجا می‌دونستی این کار رو کنی؟

633
00:32:38,122 --> 00:32:39,457
‫مامانت هم اینطوری می‌شد

634
00:32:40,041 --> 00:32:42,335
‫جینی، قضیه چیه؟

635
00:32:42,418 --> 00:32:43,628
‫چیزی نیست

636
00:32:44,128 --> 00:32:46,714
‫من همیشه سمت توام.
‫می‌تونی بهم بگی

637
00:32:47,298 --> 00:32:48,591
‫عصبانی نشو

638
00:32:48,675 --> 00:32:50,093
‫عصبانی نمیشم

639
00:32:50,176 --> 00:32:51,135
‫قول میدی؟

640
00:32:51,219 --> 00:32:53,012
‫جینی، قضیه چیه؟

641
00:33:01,312 --> 00:33:02,480
‫یه کاری کردم...

642
00:33:06,067 --> 00:33:08,027
‫خودمو زخمی کردم

643
00:33:13,032 --> 00:33:15,868
‫منـ...

644
00:33:16,744 --> 00:33:19,455
‫منظورت چیه خودتو زخمی کردی؟
‫چطوری خودتو زخمی کردی؟

645
00:33:29,882 --> 00:33:31,509
‫بعضی‌وقت‌ها خودمو می‌سوزونم

646
00:33:36,180 --> 00:33:37,682
‫ببخشید، بابا

647
00:33:38,808 --> 00:33:40,309
‫ببخشید

648
00:33:40,393 --> 00:33:42,979
‫هی، هی، هی.
‫چیزی نیست. چیزی نیست

649
00:33:43,062 --> 00:33:44,022
‫چیزی نیست

650
00:33:44,522 --> 00:33:47,066
‫می‌خوام خوب بشم

651
00:33:47,150 --> 00:33:49,277
‫خیلی خوشحالم بهم گفتی، باشه؟

652
00:33:50,028 --> 00:33:52,071
‫بدتر شده

653
00:33:52,155 --> 00:33:55,700
‫خیلی متاسفم، عزیزم.
‫نمی‌دونستم

654
00:33:57,201 --> 00:33:59,412
‫می‌خوام بس کنم

655
00:33:59,495 --> 00:34:01,998
‫می‌برمت دکتر، باشه؟
‫قول میدم

656
00:34:03,916 --> 00:34:07,587
‫می‌شه اینجا پیش تو زندگی کنم؟

657
00:34:08,588 --> 00:34:10,590
‫آره. آره، البته

658
00:34:12,425 --> 00:34:14,761
‫غصه نخور.
‫یه کاریش می‌کنیم، باشه؟

659
00:34:15,470 --> 00:34:17,263
‫فردا، درباره این مسئله
‫با مامانت حرف میزنیم

660
00:34:17,847 --> 00:34:19,474
‫بابا، نه.
‫نه، تو رو خدا

661
00:34:19,557 --> 00:34:21,225
‫عزیزم، نمی‌تونیم این موضوع رو ازش قایم کنیم

662
00:34:22,518 --> 00:34:24,645
‫باشه؟ باید ببریمت دکتر.
‫ببریمت مشاوره

663
00:34:24,729 --> 00:34:27,732
‫تنها کمکی که احتیاج دارم
‫اینه که منو نفرستی پیش مامان

664
00:34:27,815 --> 00:34:30,860
‫تو رو خدا. همینو می‎خوام.
‫نـ... نمی‌خوام اون بفهمه

665
00:34:30,943 --> 00:34:33,362
‫عزیزم، اگه داری به خودت صدمه میزنی
‫اون باید بدونه

666
00:34:35,114 --> 00:34:38,951
‫گفتی سمت منی
‫و بعدش می‌خوای منو به مامان تحویل بدی.

667
00:34:39,744 --> 00:34:43,831
‫می‌دونی، هر وقت بخواد
‫تو رو روی انگشت کوچیکه‌اش می‌چرخونه، مثل همیشه

668
00:34:44,582 --> 00:34:47,168
‫می‌دونم نمی‌تونم به اون اعتماد کنم،
‫ولی به تو اعتماد کردم، بابا

669
00:34:47,251 --> 00:34:49,879
‫بهت اعتماد کردم،
‫و الان ازت می‌خوام بابا باشی،

670
00:34:49,962 --> 00:34:51,339
‫و حتی همین‌کار رو هم نمی‌تونی بکنی

671
00:34:52,090 --> 00:34:53,841
‫- دارم همین‌کار رو می‌کنم
‫- نه، نمی‌کنی

672
00:34:55,218 --> 00:34:56,427
‫خدای من، بابا

673
00:34:57,678 --> 00:34:59,305
‫شاید اگه بیشتر بودی...

674
00:34:59,388 --> 00:35:01,974
‫متوجه این اتفاق می‌شدی

675
00:35:02,058 --> 00:35:05,311
‫می‌دیدی اون چه شخصیتی داره.
‫چه کارهایی ازش برمیاد

676
00:35:05,937 --> 00:35:07,396
‫اما نبودی

677
00:35:11,400 --> 00:35:13,069
‫نمی‌دونم چرا فکر کردم
‫می‌تونی کمک کنی

678
00:35:13,152 --> 00:35:15,613
‫می‌تونم کمک کنم.
‫بهت کمک می‌کنم

679
00:35:15,696 --> 00:35:17,657
‫کاش هیچ‌وقت بهت نگفته بودی

680
00:35:18,699 --> 00:35:19,575
‫جینی

681
00:35:30,128 --> 00:35:31,754
‫عاشق جمعه‌خاری‌ام

682
00:35:31,838 --> 00:35:33,131
‫جونم روحیه

683
00:35:38,553 --> 00:35:40,805
‫چهل ساعته نخوابیدم

684
00:35:40,888 --> 00:35:43,766
‫دارم فعالیت می‌کنم،
‫تویینکی خامه‌ای می‌پزم و رویابافی می‌کنم

685
00:35:44,892 --> 00:35:47,145
‫مامان خیلی خوبی هستی. می‌دونی؟

686
00:35:47,728 --> 00:35:49,564
‫خودتم همچین بدک نیستی

687
00:36:36,694 --> 00:36:37,528
‫سلام

688
00:36:37,612 --> 00:36:38,571
‫خوش برگشتی

689
00:36:40,948 --> 00:36:42,033
‫موتورتو قرض گرفتم

690
00:36:43,451 --> 00:36:44,327
‫آره، فهمیدم

691
00:36:50,082 --> 00:36:50,917
‫حالت چطوره؟

692
00:36:52,376 --> 00:36:54,086
‫بهت کلی پیام دادم...

693
00:36:54,587 --> 00:36:55,713
‫خونه‌ی بابام بودم

694
00:36:57,590 --> 00:36:58,466
‫باشه

695
00:36:59,842 --> 00:37:01,344
‫ببخشید بی اجازه برداشتم

696
00:37:03,095 --> 00:37:04,972
‫و ببخشید پیام‌هاتو جواب ندادم

697
00:37:06,349 --> 00:37:07,183
‫همین؟

698
00:37:10,728 --> 00:37:12,021
‫منو می‌بخشی؟

699
00:37:13,898 --> 00:37:15,107
‫هی، چیزی نشده

700
00:37:20,238 --> 00:37:22,365
‫ببین، مارکوس،
‫مسئله تو نیستی

701
00:37:22,949 --> 00:37:23,908
‫فکر هم نمی‌کردم به خاطر من باشه

702
00:37:24,492 --> 00:37:26,202
‫جینی.
‫اینجا چیکار می‎کنی؟

703
00:37:29,080 --> 00:37:30,748
‫اومدم موتور مارکوس رو پس بدم

704
00:37:33,334 --> 00:37:37,088
‫موتور برگشته
‫چون جینی پسش آورده

705
00:37:37,171 --> 00:37:41,425
‫اطلاعات تازه‌ست.
‫کی می‌خواستی بهم بگی؟

706
00:37:42,385 --> 00:37:45,930
‫خیلی‌خب.
‫فکر کنم باید با مامانت حرف بزنم

707
00:37:46,555 --> 00:37:47,682
‫باشه؟ بیاید تو

708
00:37:48,266 --> 00:37:50,893
‫شما دو تا می‌تونید بعدا به هم زل بزنید

709
00:38:04,407 --> 00:38:05,616
‫آستین!

710
00:38:11,122 --> 00:38:12,248
‫باشه

711
00:38:12,331 --> 00:38:13,916
‫اینطوریه؟
‫عصبانی هستیم؟

712
00:38:14,542 --> 00:38:16,085
‫- آره
‫- خب، من خیلی عصبانی‌ام

713
00:38:16,752 --> 00:38:18,337
‫خشمگینم

714
00:38:18,963 --> 00:38:22,383
‫انقدر عصبانی‌ام که می‌خوام

715
00:38:24,677 --> 00:38:26,345
‫مامان، بس کن

716
00:38:26,429 --> 00:38:28,848
‫خدای من، ازت بدم میاد.
‫برو پی کارت. تنهام بذار

717
00:38:28,931 --> 00:38:31,767
‫- خودت گرفتیم
‫- گفتم برو پی کارت!

718
00:38:31,851 --> 00:38:33,769
‫خدای من، جدی میگم

719
00:38:41,694 --> 00:38:45,072
‫خدای من، نگاهش کن.
‫حداقل شصت سانت بلند شدی

720
00:38:45,156 --> 00:38:47,908
‫- زیون چی می‌ده بخوری؟
‫- تازه دو هفته شده

721
00:38:47,992 --> 00:38:49,577
‫هی، ممنون که آوردی‌شون

722
00:38:50,286 --> 00:38:51,495
‫باید حرف بزنیم

723
00:38:51,579 --> 00:38:54,957
‫- باشه. به نظر جدی میاد
‫- جدیه

724
00:38:55,958 --> 00:38:57,585
‫- پائول
‫- چه خبر، رفیق؟

725
00:38:58,961 --> 00:39:00,254
‫زیون می‌مونه

726
00:39:01,172 --> 00:39:02,048
‫عالیه

727
00:39:02,798 --> 00:39:04,133
‫صبر کن.
‫تویینکی‌ها هم سرخ می‌کنیم؟

728
00:39:04,216 --> 00:39:06,385
‫تا تویینکی سرخ نکنی بخوری
‫انگار که زندگی نکردی

729
00:39:06,469 --> 00:39:08,554
‫حکاکیش کن،
‫بزن رو سنگ قبرم

730
00:39:10,556 --> 00:39:13,559
‫دخترت الان موتور پسر منو برگردوند

731
00:39:13,642 --> 00:39:14,727
‫ظاهرا، قرض گرفته بود

732
00:39:14,810 --> 00:39:17,313
‫ولی احتمالا خبر داشتی
‫و بهم چیزی نگفتی

733
00:39:19,148 --> 00:39:20,983
‫نوچ، نمی‌دونستم

734
00:39:21,067 --> 00:39:22,443
‫کلاه کاسکت می‌ذاشتیم

735
00:39:22,526 --> 00:39:23,361
‫خوبه

736
00:39:24,362 --> 00:39:25,404
‫ایمنی خیلی مهمه

737
00:39:26,280 --> 00:39:27,656
‫همیشه با بابا موتور سواری می‌کنم

738
00:39:27,740 --> 00:39:30,117
‫فرق داره. اون میرونه و تو پشت سرشی

739
00:39:32,161 --> 00:39:34,789
‫پشت سرش نیستی.
‫می‌ذاره برونی. البته

740
00:39:34,872 --> 00:39:36,248
‫فقط تو پارکینگ

741
00:39:36,332 --> 00:39:37,917
‫- جریان چیه؟
‫- جمعه‌خاری

742
00:39:38,501 --> 00:39:40,753
‫باشه، حالا هرچی

743
00:39:41,754 --> 00:39:43,798
‫فقط اجازه نده
‫جینی نزدیکِ پارکینگ من بشه

744
00:39:43,881 --> 00:39:46,425
‫الن، مشخصه نمی‌تونم
‫دخترمو کنترل کنم

745
00:39:51,305 --> 00:39:52,139
‫کت قشنگی پوشیدی

746
00:40:12,701 --> 00:40:14,412
‫می‌دونی، می‌خوام موز رو سرخ کنم

747
00:40:14,495 --> 00:40:17,081
‫زیر سوال نمی‌برمش.
‫چون بعد اورئو درسمو یاد گرفتم

748
00:40:17,164 --> 00:40:18,416
‫کسی می‌خوره؟

749
00:40:19,083 --> 00:40:20,292
‫- آستین؟
‫- آره

750
00:40:20,376 --> 00:40:21,752
‫عالیه. جینی؟

751
00:40:23,170 --> 00:40:25,506
‫جینی، پائول ازت سوال پرسید

752
00:40:39,979 --> 00:40:43,441
‫خب... شما دو تا الان با هم هستید یا...

753
00:40:44,942 --> 00:40:46,402
‫نه، با هم نیستیم

754
00:40:52,116 --> 00:40:54,410
‫حالا که فکرشو می‌کنم،
‫می‌خوام برم اینا رو آب کنم

755
00:40:54,493 --> 00:40:57,163
‫- دوست داری توپ شوت بزنی؟
‫- آره

756
00:40:57,246 --> 00:40:58,747
‫باشه. بیا بریم

757
00:41:45,920 --> 00:41:49,131
‫مکس، ابی واسه برانچ اومده

758
00:41:53,552 --> 00:41:54,386
‫هی.

759
00:41:57,014 --> 00:41:58,516
‫پیتزا بیگل آوردم

760
00:42:00,434 --> 00:42:01,519
‫چیکار می‌کنی؟

761
00:42:02,102 --> 00:42:04,438
‫بی‌خیال، مکس، همیشه
‫برانچ بعد از شکرگزاری انجام می‎دادیم،

762
00:42:04,522 --> 00:42:06,315
‫از وقتی که کلاس پنجم بودیم

763
00:42:06,398 --> 00:42:07,983
‫باور نکردنی هستی

764
00:42:11,278 --> 00:42:13,822
‫واقعا متاسفم، مکس

765
00:42:13,906 --> 00:42:15,574
‫احساس خیلی بدی دارم

766
00:42:15,658 --> 00:42:17,326
‫واقعا متاسفی؟

767
00:42:17,409 --> 00:42:19,787
‫- احساس خیلی بدی داری؟
‫- معذرت می‌خوام

768
00:42:19,870 --> 00:42:21,914
‫- به اون نگاه کن. به من نگاه کن
‫- مکس...

769
00:42:21,997 --> 00:42:23,832
‫قرار بود یکی از بهترین دوست‌های من باشی

770
00:42:23,916 --> 00:42:26,585
‫اونوقت رازی به این بزرگی
‫رو درباره قلِ دیگه‌ام ازم مخفی کردی،

771
00:42:26,669 --> 00:42:28,671
‫و بعدش پا میشی سر زده
‫پیتزا بیگل به دست میای اینجا،

772
00:42:28,754 --> 00:42:29,964
‫انگار که نه انگار اتفاقی افتاده؟

773
00:42:30,047 --> 00:42:32,883
‫- نورا؟
‫- از خیانتت ناراحتم

774
00:42:32,967 --> 00:42:35,219
‫- از قایم کردن راز ناراحتم
‫- بچه‌ها

775
00:42:35,302 --> 00:42:37,388
‫نه، نمی‌دونم.
‫شاید تو یه آدم فیک باشی

776
00:42:38,180 --> 00:42:39,014
‫حال بهم زه

777
00:42:39,598 --> 00:42:41,850
‫نمی‎‎فهمم.
‫شاید شخصیتت همین باشه

778
00:42:41,934 --> 00:42:45,312
‫نمی‎دونم، واسم مهم نیست،
‫من بی حسم. من کلا بی‌حسم.

779
00:42:45,396 --> 00:42:47,439
‫پس دوستت دارم، جدی گفتم،
‫ازت بدم میاد، شوخی کردم، خداحافظ

780
00:42:58,200 --> 00:42:59,118
‫باشه

781
00:43:03,747 --> 00:43:06,792
‫- خدای من، یه‌کم بی‌رحمی بود
‫- شوخی می‌کنی؟ حقش بود

782
00:43:06,875 --> 00:43:09,920
‫ببین، می‌دونم حق داری عصبانی باشه،
‫ولی آخه یه‌کم زیادی بود

783
00:43:10,879 --> 00:43:12,423
‫واقعا زیادی بود، نبود؟

784
00:43:13,215 --> 00:43:14,508
‫خدای من، تو خیلی خبیثی

785
00:43:14,592 --> 00:43:17,720
‫آره، قدرت رو حس می‌کنم
‫که تو رگ‌هام جاری میشه

786
00:43:17,803 --> 00:43:19,847
‫من یه هیولام
‫که با انتقام تغذیه میشه

787
00:43:19,930 --> 00:43:22,808
‫- روز شکرگزاری مبارک
‫- کاش پیتزا بیگل‌ها رو نمی‌برد

788
00:43:22,891 --> 00:43:24,310
‫خدای من، بس کن

789
00:43:31,275 --> 00:43:34,069
‫- ابی چه‌ش شده؟
‫- بابا و مامانش دارن طلاق می‌گیرن

790
00:43:34,987 --> 00:43:37,031
‫مشکلات زیادی رو پشت سر می‌ذاره.
‫سر همین قضیه میره پیش مشاوره

791
00:43:37,114 --> 00:43:38,991
‫خیلی هم مفیده

792
00:43:40,159 --> 00:43:41,619
‫به نظرت مشاوره کمک نمی‌کنه؟

793
00:43:41,702 --> 00:43:44,413
‫به نظر من مشاوره کلاهبرداریه.
‫مسئله پول به جیب زدنه

794
00:43:44,997 --> 00:43:47,291
‫غر زدن درباره بدبختی‎هات هیچ‌وقت
‫به آدم‌هایی که من می‌شناسم کمک نکرده

795
00:43:49,835 --> 00:43:50,669
‫چیه؟

796
00:43:54,381 --> 00:43:56,050
‫جینی، بیا آشپزخونه کمک بده

797
00:44:09,980 --> 00:44:13,233
‫فکر می‌کنی من مادر خبیثی هستم، درسته؟
‫مثل بابات نیستم

798
00:44:13,317 --> 00:44:15,611
‫می‌بینم که به‌همدیگه نگاه می‌کنید

799
00:44:15,694 --> 00:44:18,322
‫«اوه، مامان دیوونه‌ست. اون شیطانه،» درسته؟

800
00:44:18,864 --> 00:44:20,616
‫برای همین بدو بدو فرار کردی
‫رفتی پیش بابا جونت

801
00:44:21,575 --> 00:44:22,826
‫منصفانه نیست

802
00:44:22,910 --> 00:44:25,162
‫من همه‌چیز رو فدا کردم

803
00:44:26,080 --> 00:44:28,707
‫هر چقدر می‌خوای قضاوتـم کن،
‫ولی من اونجا بودم

804
00:44:28,791 --> 00:44:32,086
‫وقتی فقط من و تو بودیم
‫و آه در بساط نداشتیم اون کجا بود؟

805
00:44:32,169 --> 00:44:34,963
‫اوه، میرفت جاهای عجیب و غریب،
‫عشق زندگی رو می‌کرد

806
00:44:35,047 --> 00:44:35,881
‫اما من نه

807
00:44:35,964 --> 00:44:37,549
‫این مادر خبیث بودنه، ها؟

808
00:44:38,842 --> 00:44:39,885
‫کجایی؟

809
00:44:39,968 --> 00:44:42,429
‫کجایی، زیون؟ زیون؟

810
00:44:42,513 --> 00:44:43,972
‫بله؟

811
00:44:44,723 --> 00:44:46,600
‫خیلی‎خب، زمان‌بندیت خیلی بد بود

812
00:44:46,684 --> 00:44:48,894
‫- جریان چیه؟
‫- گفتی می‌خوای حرف بزنی

813
00:44:48,977 --> 00:44:49,978
‫حرف بزن

814
00:44:54,733 --> 00:44:56,110
‫جینی...

815
00:44:58,153 --> 00:44:59,905
‫می‌خواد یه مدت با من زندگی کنه

816
00:45:02,825 --> 00:45:03,992
‫البته

817
00:45:04,827 --> 00:45:07,162
‫- البته که می‌خواد
‫- به نظرم فکر بدی نیست

818
00:45:07,246 --> 00:45:09,540
‫- جدا؟
‫- یه مدت کوتاهه

819
00:45:09,623 --> 00:45:11,291
‫بهتون فضا میده

820
00:45:13,252 --> 00:45:15,754
‫- می‌خوای بری؟
‫- تا وقتی تو و پائول سر سامون بگیرید و جا بیفتید

821
00:45:16,797 --> 00:45:19,258
‫چون مسئله درباره پائوله، درسته؟

822
00:45:23,804 --> 00:45:25,180
‫- نه
‫- چی؟

823
00:45:25,264 --> 00:45:26,390
‫گفتم نه

824
00:45:26,473 --> 00:45:27,725
‫من مادرتم

825
00:45:27,808 --> 00:45:31,520
‫و خدا، با خرد بیکرانش،
‫منو مسئول سلامتی تو کرده

826
00:45:31,603 --> 00:45:34,064
‫- منم حق و حقوقی دارم. گفتم نخیر
‫- جورجیا...

827
00:45:34,148 --> 00:45:35,065
‫آستین چی میشه؟

828
00:45:37,609 --> 00:45:40,487
‫هی، آستین. می‌خوای بیای اینجا بمونی؟
‫می‌تونیم کلی بستنی بخوریم

829
00:45:40,571 --> 00:45:41,447
‫آره!

830
00:45:41,530 --> 00:45:42,531
‫آره!

831
00:45:43,949 --> 00:45:45,242
‫آستین می‌خواد اینجا زندگی کنه

832
00:45:49,246 --> 00:45:50,414
‫بابا، نه

833
00:45:50,998 --> 00:45:52,624
‫- نه
‫- ببین، مسئله فراتر از اینه

834
00:45:52,708 --> 00:45:54,001
‫جدا میگم، بس کن

835
00:45:54,585 --> 00:45:55,753
‫- جینی...
‫- بس کن

836
00:45:55,836 --> 00:45:57,337
‫- جینی، باید بگیم
‫- نه!

837
00:45:57,421 --> 00:45:59,339
‫- بابا، نه. بس کن
‫- جینی.. نه...

838
00:45:59,423 --> 00:46:00,841
‫میام خونه!

839
00:46:01,925 --> 00:46:03,051
‫می‌خوام بیام خونه

840
00:46:05,387 --> 00:46:07,097
‫فقط هیچی نگو

841
00:46:09,641 --> 00:46:11,769
‫انگار به توافق مشترک رسیدیم

842
00:46:28,452 --> 00:46:30,287
‫جینی، توله سگ

843
00:46:32,080 --> 00:46:34,333
‫بزرگ‌ترین شب زندگیمو از دست دادی

844
00:46:34,416 --> 00:46:35,542
‫پائول برد

845
00:46:36,043 --> 00:46:37,669
‫حدس بزنم کی بانوی اولِ...

846
00:47:18,627 --> 00:47:21,964
‫قطعه پازلی که گم شده بود
‫یه دفعه رفت سر جاش

847
00:47:22,464 --> 00:47:23,423
‫و من دیدمش

848
00:47:25,509 --> 00:47:26,426
‫من اونو دیدم

849
00:47:29,638 --> 00:47:30,931
‫که واقعا کیه

850
00:47:34,071 --> 00:47:36,423
‫[ گواهی ازدواج ایالت لوییزیانا ]

851
00:47:39,189 --> 00:47:40,482
‫چطور قبلا ندیده بودم؟
‫[ مری رایلی ]

852
00:47:41,733 --> 00:47:43,610
‫همیشه چنین آدمی بود
‫[ آنتونی گرین ]

853
00:47:43,694 --> 00:47:47,155
‫ته‌مونده‌ی ساندویچ رو خوردم
‫و آماده‌ام سرمو بذارم بمیرم

854
00:47:47,239 --> 00:47:48,156
‫کارت تموم نیست؟

855
00:47:48,240 --> 00:47:50,367
‫روی طرح درس هفته آینده کار می‌کنم

856
00:47:50,450 --> 00:47:52,703
‫طرح درس؟ اون‌ها کلاس سومن.
‫چی درس بدی؟

857
00:47:52,786 --> 00:47:54,496
‫قافیه گربه با قافیه خفاش با قافیه پشه؟

858
00:47:55,497 --> 00:47:57,249
‫کلاس سوم بودی اینو یاد گرفتی؟

859
00:47:57,332 --> 00:47:59,167
‫و رفتی دانشگاه آیوی لیگ؟

860
00:47:59,251 --> 00:48:01,336
‫- اوهوم
‫- زود تموم میشه

861
00:48:05,799 --> 00:48:07,384
‫این صورت زیبا

862
00:48:32,075 --> 00:48:34,995
‫مثل گذشته‌ست
‫چون همون آدم گذشته‌ست

863
00:48:37,623 --> 00:48:39,124
‫منم که تغییر کردم

864
00:48:51,720 --> 00:48:54,222
‫صورت خودمه که نمی‌شناسم

865
00:49:06,412 --> 00:49:08,412
‫[ برای دوشنبه واست نوبت مشاوره گرفتم  ]

866
00:49:08,436 --> 00:49:09,745
‫[ دوستت دارم خرس بادکنکی من ]

867
00:49:20,540 --> 00:49:21,833
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

868
00:49:23,085 --> 00:49:24,753
‫- برم؟
‫- آره

869
00:49:27,255 --> 00:49:28,090
‫نه

870
00:49:44,147 --> 00:49:44,982
‫سلام

871
00:49:48,402 --> 00:49:49,277
‫سلام

872
00:49:55,305 --> 00:50:02,305
‫‫‫ترجمه از « مـحـمـدعـلـی و آیـدا »
<font color="#ffa240">::.. mml.moh & Ayda.NDR ..::</font>

873
00:50:09,089 --> 00:50:10,132
‫ببخشید

874
00:50:10,841 --> 00:50:12,217
‫- نباید...
‫- ایرادی نداره

875
00:50:14,177 --> 00:50:15,053
‫منم

876
00:50:19,725 --> 00:50:20,851
‫باید برم

877
00:50:21,518 --> 00:50:23,103
‫نمی‌تونم کنارش باشم

878
00:50:25,939 --> 00:50:26,773
‫کنار مامانت؟

879
00:50:28,775 --> 00:50:29,776
‫چی شده؟

880
00:50:31,486 --> 00:50:32,487
‫بده

881
00:50:33,488 --> 00:50:36,742
‫- خیلی بده، مارکوس. نمی‌دونم چیکار کنم
‫- باشه. چیزی نیست

882
00:50:39,119 --> 00:50:40,912
‫کل خانواده‌ام از هم پاشیده

883
00:50:41,705 --> 00:50:43,040
‫- من از هم پاشیدم
‫- هی

884
00:50:47,502 --> 00:50:48,462
‫منم از هم پاشیدم

885
00:50:51,423 --> 00:50:52,883
‫درک نمی‌کنی

886
00:50:54,301 --> 00:50:55,302
‫من خیلی چیزا نمی‌دونم

887
00:50:57,054 --> 00:50:58,680
‫من هیچی نمی‌دونم، ولی...

888
00:51:00,640 --> 00:51:01,767
‫برای من منطقی هستی

889
00:51:03,894 --> 00:51:05,520
از این دست برنمی‌دارم

890
00:51:09,816 --> 00:51:11,234
‫می‌شه امشب بمونی؟

891
00:51:12,736 --> 00:51:14,362
‫آره، حتما

892
00:51:15,655 --> 00:51:16,490
‫بیا

893
00:51:57,489 --> 00:52:00,200
‫جورجیا!

894
00:52:01,326 --> 00:52:02,452
‫در رو باز کن!

895
00:52:05,539 --> 00:52:07,707
‫در رو باز کن، جورجیا!

896
00:52:09,417 --> 00:52:10,544
‫جورجیا!

897
00:52:12,879 --> 00:52:16,258
‫فکر می‌کنی می‌تونی با من این کار رو کنی؟
‫می‌کشمت، جورجیا میلر

898
00:52:17,968 --> 00:52:19,761
‫می‌کشمت!
‫میزنم می‌کشمت!

899
00:52:22,160 --> 00:52:29,424
 