﻿1
00:00:01,400 --> 00:00:02,935
<font color="#ff0000"><i>پيش از اين در
"Hannibal"</i></font>

2
00:00:02,937 --> 00:00:04,950
<i>ميشه بهم بگيد اون مرد اونجا چي‌كار مي‌كنه ؟</i>

3
00:00:04,953 --> 00:00:06,651
<i>ايشون به نوعي مشاور مخصوص "اف.بي.آي" هستن</i>

4
00:00:06,653 --> 00:00:08,153
<i>ازت خواستم درگير پرونده‌ي "هابز" بشي</i>

5
00:00:08,153 --> 00:00:11,027
<i>بايد خاطر جمع بشم كه خيلي درگيرش نشدي</i>

6
00:00:11,029 --> 00:00:12,602
<i>چيزي كه تو نياز داري پيدا كردن يه راه خروج
از جاي تاريكي هست كه</i>

7
00:00:12,602 --> 00:00:14,004
<i>جَك " تو رو به اونجا مي‌فرسته "</i>

8
00:00:14,004 --> 00:00:16,443
<i>آخرين‌باري كه اون منو به يه جاي تاريك فرستاد</i>

9
00:00:16,445 --> 00:00:19,583
<i>من يه چيزي با خودم برگردوندم -
يه دختر جايگزين رو ؟ -</i>

10
00:00:19,585 --> 00:00:22,657
<i>ابيگِيل هابز" مظنون ـه ؟ " -
اون طعمه‌ي خوبي مي‌شده -</i>

11
00:00:22,659 --> 00:00:26,100
<i>اينطور نيست ؟ -
يه لحظه لطفاً . بابا ؟ -</i>

12
00:00:26,102 --> 00:00:29,309
<i>با تو كار دارن -
بله ؟ -</i>

13
00:00:29,311 --> 00:00:31,116
<i>اونا ميدونن</i>

14
00:01:06,010 --> 00:01:08,415
صبور باش . منتظر هدفت باش

15
00:01:49,967 --> 00:01:52,205
آماده‌اي ؟ سه ، دو ، يك

16
00:01:52,207 --> 00:01:54,411
برو

17
00:01:56,986 --> 00:01:58,991
اون خيلي زيبا بود

18
00:01:58,993 --> 00:02:01,163
اون خيلي زيباست

19
00:02:01,165 --> 00:02:03,169
آهوي كوهي جزو

20
00:02:03,171 --> 00:02:06,878
مخلوقات احساساتي هستش ؟ -
درسته -

21
00:02:06,880 --> 00:02:11,959
من يه جايي خوندم كه اونا مثل
يه آدم چهار ساله هستن

22
00:02:11,961 --> 00:02:14,032
اونا از يه آدم چهار ساله باهوش‌ترن

23
00:02:15,471 --> 00:02:18,546
اونا به همديگه اهميت ميدن

24
00:02:18,548 --> 00:02:21,119
به محيط زيستشون اهميت ميدن

25
00:02:21,121 --> 00:02:23,125
اونا به آرومي روي بوته‌ها قدم برميدارن

26
00:02:23,127 --> 00:02:26,434
چون نمي‌خوان به گياهان صدمه بزنن

27
00:02:26,436 --> 00:02:28,573
اونا مثل ما نيستن

28
00:02:28,575 --> 00:02:31,749
و هر قسمت از بدن اون براي ما باارزشه

29
00:02:31,751 --> 00:02:34,823
با پوست اون ميشه قاليچه‌هاي زيبايي درست كرد

30
00:02:34,825 --> 00:02:37,698
از استخون‌هاي پاي اون ميشه
براي حكاكي روي چاقو استفاده كرد

31
00:02:37,700 --> 00:02:40,707
هيچ قسمتي از بدنش بي‌استفاده نمي‌مونه

32
00:02:46,690 --> 00:02:48,829
دقيقاً همونطوري كه درباره ـش حرف زده بوديم

33
00:02:48,831 --> 00:02:51,002
از جناغ سينه ـش شروع كن

34
00:02:51,004 --> 00:02:53,007
سَر چاقو رو بگير بالا

35
00:02:53,009 --> 00:02:56,081
صدمه زدن به هر عضوش
باعث از بين رفتن گوشت ميشه

36
00:03:02,166 --> 00:03:05,943
نميدونم بعد از انجام اين‌كارها چه حسي
از خوردن اون بهم دست ميده

37
00:03:11,860 --> 00:03:13,865
خوردن اون يعني ارزش دادن بهش

38
00:03:13,867 --> 00:03:18,209
...در غير اينصورت اين فقط

39
00:03:18,211 --> 00:03:21,217
ميشه يه قتل ساده

40
00:03:25,999 --> 00:03:27,535
خيلي خب

41
00:03:27,537 --> 00:03:30,175
خيلي آروم و ظريف يه نفس قوي بكش

42
00:03:42,878 --> 00:03:44,682
خوبه

43
00:04:26,900 --> 00:04:27,900
: ارائه‌اي مشترك از تيم‌هاي ترجمه
<font color="red">9movie </font> , <font color="#0054ff">TvCenter </font>
<font color="#ae00ff">PersianTrans </font>

44
00:04:28,900 --> 00:04:29,900
<font color="#00d2ff">: مترجمين
( Amirex ) و اميرحسين ( Crissangel ) عرفان.س.ا</font>

45
00:04:30,900 --> 00:04:34,100
<font color="#ff0000">"Hannibal"
فصل 1
قسمت 3 : سوپ</font>

46
00:04:35,100 --> 00:04:41,100
<font color="#ff0000">" ولف تِرَپ ، ويرجينيا "</font>

47
00:04:47,757 --> 00:04:49,827
صبح بخير

48
00:04:52,202 --> 00:04:54,808
صداي ماشينت رو نشنيدم -
قاطر -

49
00:04:54,810 --> 00:04:57,984
بهترين ماشين براي مخفيانه اومدنه

50
00:04:57,986 --> 00:05:00,022
مجبورم برم يه چيزي بپوشم

51
00:05:00,024 --> 00:05:02,028
من برادر دارم -
خب پس يه لباس ساده تنم مي‌كنم -

52
00:05:02,030 --> 00:05:04,033
يه فنجون قهوه مي‌خواي ؟

53
00:05:04,035 --> 00:05:06,039
و مهم‌تر از همه چرا اينجايي ؟

54
00:05:06,041 --> 00:05:09,047
قهوه مي‌خورم و همينطور بگم كه
ابيگِيل هابز " بهشون اومد "

55
00:05:12,324 --> 00:05:14,496
خب ، خيلي خوب بلدي كه
چطوري سَر صحبت رو باز كني

56
00:05:14,498 --> 00:05:16,836
ازم مي‌خواي برات به فنجون قهوه بگيرم ؟

57
00:05:16,838 --> 00:05:18,372
نه . مي‌خوام برم كُتم رو بپوشم

58
00:05:18,374 --> 00:05:21,013
بيا يه فنجون قهوه باهم بخوريم

59
00:05:34,585 --> 00:05:36,589
اون همينطوري مي‌خواد به زنگ زدن ادامه بده ؟

60
00:05:36,591 --> 00:05:38,595
جَك " مي‌خواد كه بري اون دختر رو ببيني "

61
00:05:38,597 --> 00:05:40,935
و تو نمي‌خواي

62
00:05:40,937 --> 00:05:42,539
تحت شرايطي آره

63
00:05:42,541 --> 00:05:44,544
"جَك " فكر مي‌كنه كه "ابيگِيل "

64
00:05:44,546 --> 00:05:47,052
توي جرم‌هاي پدرش دست داشته

65
00:05:47,054 --> 00:05:50,027
من نمي‌خوام بين تو و " جَك " قرار بگيرم

66
00:05:50,029 --> 00:05:53,101
اما اگه به عنوان يه ميانجي مي‌تونم
...به‌درد تو بخورم

67
00:05:53,103 --> 00:05:55,308
به عنوان يه ميانجي ازت خوشم مياد

68
00:05:55,310 --> 00:05:59,519
و همينطور اين حقيقت كه تو " جَك " رو
تحريك مي‌كني رو هم دوست دارم

69
00:05:59,521 --> 00:06:02,060
تو انقدر براي اون محترمي كه سَرت داد بزنه

70
00:06:02,062 --> 00:06:04,199
مهم نيست كه چقدر دلش مي‌خواد اين‌كار رو بكنه

71
00:06:04,201 --> 00:06:05,569
و منم از اين موضوع سود مي‌برم

72
00:06:10,316 --> 00:06:14,159
ابيگِيل هابز " هيچ‌كس رو نداره "

73
00:06:17,403 --> 00:06:19,474
تو نمي‌توني اون دختر رو با همه مقايسه كني

74
00:06:21,681 --> 00:06:24,388
وقتي مي‌خواستم چيزي كه توي سَرم مي‌گذره رو بگم

75
00:06:24,390 --> 00:06:26,427
به نظرم يه‌جورايي توهين‌آميز اومد
پس مي‌خوام

76
00:06:26,429 --> 00:06:30,203
يه راه ديگه براي بيان كردنش بيان كنم -
همونطوري توهين‌آميز بگو -

77
00:06:32,577 --> 00:06:35,518
سگ‌ها به عهدي وفا مي‌كنن كه
آدم‌ها نمي‌تونن به اون وفا كنن

78
00:06:35,520 --> 00:06:39,630
من ديگه حيوون‌هاي بي‌صاحب رو جمع نمي‌كنم

79
00:06:39,632 --> 00:06:43,106
اولين نفري كه " ابيگِيل " باهاش درباره‌ي
اين اتفاق صحبت مي‌كنه

80
00:06:43,108 --> 00:06:45,646
نمي‌تونه كسي باشه كه زمان وقوع حادثه اونجا بوده

81
00:06:45,648 --> 00:06:47,618
پس يعني اينكه با دكتر " لِكتر " هم صحبت نمي‌كنه

82
00:06:47,620 --> 00:06:51,495
درسته . اونم كم و بيش تو قتل پدرش مقصره

83
00:06:51,497 --> 00:06:53,701
جَك " درباره‌ي "ابيگِيل" اشتباه مي‌كنه "

84
00:06:53,703 --> 00:06:55,577
بذار به روش خودم باهاش صحبت كنم

85
00:06:56,400 --> 00:07:01,400
<font color="#ff0000">" مركز روانپزشكي 'پورت هَوِن' - بالتيمور ، مريلند "</font>

86
00:07:12,990 --> 00:07:16,131
سلام

87
00:07:16,133 --> 00:07:18,805
من "آلانا بلوم" هستم

88
00:07:18,807 --> 00:07:21,078
دكتري ؟

89
00:07:21,080 --> 00:07:24,421
پزشك نيستم . روانپزشكم

90
00:07:26,427 --> 00:07:28,699
تخصصت چيه ؟

91
00:07:30,438 --> 00:07:32,844
از هر چيزي به مقداري بلدم

92
00:07:32,846 --> 00:07:34,916
" اما بيشتر " ضربه‌هاي روحي خانوادگي

93
00:07:37,256 --> 00:07:40,130
از پرستار پرسيدم كه خانوادم مُردن يا نه

94
00:07:40,132 --> 00:07:42,203
و اونم جوابي به من نداد

95
00:07:44,142 --> 00:07:47,350
گفت بايد منتظر تو بمونم

96
00:07:47,352 --> 00:07:49,857
متأسفم كه مجبور بودي صبر كني

97
00:07:52,298 --> 00:07:54,369
ميدونم اونا مُردن

98
00:07:59,317 --> 00:08:02,191
چه كسي دفنشون كرد ؟

99
00:08:02,193 --> 00:08:04,497
هنوز دفن نشدن

100
00:08:04,499 --> 00:08:07,973
فكر نمي‌كني بايد دفن بشن ؟

101
00:08:07,975 --> 00:08:11,449
مادرت بر طبق خواسته‌ي خودش در زماني كه
زنده بود سوزونده شد

102
00:08:13,390 --> 00:08:16,162
پدرم چي ؟

103
00:08:19,206 --> 00:08:21,878
داستان پدرت يه ذره پيچيده‌ترـه

104
00:08:23,617 --> 00:08:26,257
چون اون ديوونه بود ؟

105
00:08:26,259 --> 00:08:29,499
پرستار گفت تو يادت نمياد

106
00:08:29,501 --> 00:08:32,507
يادمه . فقط نمي‌خواستم راجع بهش حرف بزنم

107
00:08:36,219 --> 00:08:38,023
مي‌خوام خونه رو بفروشم

108
00:08:38,025 --> 00:08:40,028
فكر كنم ديگه الان به من تعلق داره

109
00:08:40,030 --> 00:08:42,268
مي‌تونم از پول فروش خونه خرج دانشگاهم رو بدم
و يه آپارتمان بگيرم

110
00:08:44,208 --> 00:08:47,348
اونا چي هستن ؟

111
00:08:47,350 --> 00:08:50,023
يه سري لباس برات آوردم

112
00:08:50,025 --> 00:08:52,161
فكر كردم يه تغيير ممكنه حالت رو بهتر بكنه

113
00:08:52,163 --> 00:08:54,301
من سايزت رو دقيق نميدونستم
پس هر كدومش رو كه نمي‌خواي

114
00:08:54,303 --> 00:08:57,376
برچسب روي اون رو جدا نكن
منم مي‌برم پس ميدم

115
00:08:57,378 --> 00:08:59,348
و همينطور برات يه چندتا آهنگ هم خريدم

116
00:08:59,350 --> 00:09:02,423
آهنگ خودت ؟ -
اگه چيزي هست كه ازش خوشت نمياد -

117
00:09:02,425 --> 00:09:05,197
من يه مشت "كارت هديه آيتونز" دارم
<font color="#ff8000">(كارت هديه آيتونز : كارت خريد از فروشگاه اَپل)</font>

118
00:09:05,199 --> 00:09:07,203
من يه مشت " كارت هديه " دارم

119
00:09:07,205 --> 00:09:08,975
كه هنوز كاملاً از اونا استفاده نكردم

120
00:09:11,215 --> 00:09:14,055
احتمالاً يه‌جورايي شخصيتت رو توضيح ميدن

121
00:09:14,057 --> 00:09:15,525
احتمالاً

122
00:09:21,200 --> 00:09:25,300
<font color="#ff0000">" بي.اِي.يو ، كوانتيكو ، ويرجينيا "</font>

123
00:09:23,615 --> 00:09:26,122
<i>7تا خانواده منتظر خبر من هستن</i>

124
00:09:26,124 --> 00:09:28,599
: نه . بذار حرفمو اصلاح كنم
اونا تقاضا كردن هر چي كه

125
00:09:28,599 --> 00:09:30,101
از دخترهاشون باقي مونده رو پيدا كنيم

126
00:09:30,101 --> 00:09:32,439
ابيگِيل هابز " ممكنه تنها كسي باشه كه "
حقيقت رو ميدونه

127
00:09:32,441 --> 00:09:35,347
" نمي‌توني الان ازش سؤال كني " جَك

128
00:09:35,349 --> 00:09:37,820
اول از همه بايد يه فضاي امن رو براي اون ايجاد كنيم

129
00:09:37,822 --> 00:09:40,096
وگرنه هيچ جوابي نمي‌گيري -
حس همدردي شما -

130
00:09:40,098 --> 00:09:44,672
"با اون دختر براي من محترمه دكتر "بلوم
اميدوارم يه روزي هم شما به حرف من برسين

131
00:09:44,674 --> 00:09:48,349
واقعاً فكر مي‌كني كه "ابيگِيل هابز" به پدرش
كمك كرده تا اون دخترها رو به قتل برونه

132
00:09:48,351 --> 00:09:50,656
من فكر مي‌كنم كه اين يه احتمال هستش
كه براي رَد كردنش به مدرك نيازه

133
00:09:50,658 --> 00:09:53,464
اگه " ابيگِيل " به پدرش كمك نكرده
شايد بدونه چه كسي كمك كرده

134
00:09:53,466 --> 00:09:57,441
وقتي اونو ديدي چطور به نظر ميومد ؟

135
00:09:57,443 --> 00:09:59,513
به طرز شگفت‌انگيزي كارشو بلده

136
00:09:59,515 --> 00:10:02,221
يعني مشكوكه ؟ -
بايد اشاره كنم كه -

137
00:10:02,223 --> 00:10:04,227
اون بدون اينكه يه قاتل باشه هم
مي‌تونه كار خودش رو بلد باشه

138
00:10:04,229 --> 00:10:06,600
فكر مي‌كنم داره يه چيزي رو مخفي مي‌كنه

139
00:10:06,602 --> 00:10:10,644
خيلي ساده ـس . ممكنه به‌خاطر ضربه روحي باشه -
درسته اما ممكنه بيشتر از حرف‌ها باشه -

140
00:10:10,646 --> 00:10:12,682
اون ميل شديدي به فريب دادن داره

141
00:10:12,684 --> 00:10:15,190
انكار اطلاعات به منظور سود بردن از اونا

142
00:10:15,192 --> 00:10:17,563
اون فقط به اندازه‌ي كافي
احساساتش رو بروز ميده تا

143
00:10:17,565 --> 00:10:20,471
بگه كه بي‌احساس نيست -
يواش يواش داري به حرف من ميرسي ؟ -

144
00:10:20,473 --> 00:10:23,647
شما گفتي ممكنه موضوع بيشتر از يه ضربه‌‌ي روحي باشه
پس اين براي شما هم

145
00:10:23,649 --> 00:10:25,953
سؤاله كه آيا اون در اين قتل‌ها با پدرش همدست بوده ؟

146
00:10:25,955 --> 00:10:29,529
چيزي كه براي من سؤاله
اينه كه تو ذهن اون چي مي‌گذره

147
00:10:29,531 --> 00:10:33,239
مي‌خوام كه " ويل گراهام " باهاش حرف بزنه

148
00:10:33,241 --> 00:10:35,680
جَك " ، هنوز نه "

149
00:10:37,485 --> 00:10:40,860
" شما روانپزشك " ويل گراهام " نيستيد دكتر " بلوم

150
00:10:40,862 --> 00:10:43,567
دكتر " لكتر " روانپزشك اونه

151
00:10:43,569 --> 00:10:45,907
<i>"گَرِت جِيكوب هابز"</i>

152
00:10:45,909 --> 00:10:50,754
همون "شرايك‌" اهل "مِينِسوتا"ي ما
در مدت هشت ماه

153
00:10:50,756 --> 00:10:55,067
هشت دختر رو ربوده و به قتل رسونده

154
00:10:55,069 --> 00:10:57,908
همشون رنگ موي مشابه ، رنگ چشم مشابه

155
00:10:57,910 --> 00:11:00,148
سِن مشابه ، قَد مشابه ، وزن مشابه

156
00:11:00,150 --> 00:11:02,622
با دخترش "ابيگِيل" رو داشتن

157
00:11:02,624 --> 00:11:05,397
يه قرباني نُهم هم وجود داشت

158
00:11:05,399 --> 00:11:07,603
كه مشخصات اون هم شبيه به دختر "ابيگِيل" بود

159
00:11:07,605 --> 00:11:10,879
اما "گَرِت جِيكوب هابز" اون رو به قتل نرسونده

160
00:11:13,420 --> 00:11:15,826
قاتلي كه اين‌كار رو كرده
مي‌خواسته به ما بفهمونه كه

161
00:11:15,828 --> 00:11:18,333
يه "شرايك" اهل " مِنسوتا " نبوده

162
00:11:20,072 --> 00:11:22,978
مي‌خواسته بگه از اون بهتره

163
00:11:27,124 --> 00:11:30,566
اون يه بيمار رواني باهوشه . اون ساديسميه

164
00:11:30,568 --> 00:11:32,772
اون ديگه هرگز به اين سبك كسي رو نمي‌كشه

165
00:11:32,774 --> 00:11:35,546
پس چطوري اون رو گير بندازيم ؟

166
00:11:35,548 --> 00:11:38,019
داره درباره ي مُقلد "هابز" سخنراني مي‌كنه ؟

167
00:11:38,021 --> 00:11:41,028
خب ، ما به هر كسي كه بتونه تو اين قضيه
بهمون كمك كنه نياز داريم

168
00:11:41,030 --> 00:11:44,838
اين مُقلد علاقه‌ي زيادي به خوندن مطالب

169
00:11:44,840 --> 00:11:48,047
داره TattleCrime.Com فِرِدي لَوندز" و سايت"

170
00:11:48,049 --> 00:11:51,724
اون آگاهي كاملي از

171
00:11:51,726 --> 00:11:55,066
قتل‌ها ، انگيزه‌ها و الگوهاي
گَرِت جِيكوب هابز" داره"

172
00:11:55,068 --> 00:11:57,674
تا حدي كه اونا رو بازسازي بكنه و مسلماً

173
00:11:57,676 --> 00:12:00,916
اونا رو به يه اثر هنري تبديل بكنه

174
00:12:00,918 --> 00:12:03,757
اون چطوري همچين اطلاعات كاملي
از "گَرِت جِيكوب هابز" داره ؟

175
00:12:03,759 --> 00:12:05,763
آيا مي‌خواد از راه دور

176
00:12:05,765 --> 00:12:08,737
ازش قدرداني بكنه يا با اون همدسته ؟

177
00:12:08,739 --> 00:12:12,515
آيا مي‌خواسته خودش رو تو شرايط
زندگي " هابز " قرار بده ؟

178
00:12:12,517 --> 00:12:15,223
آيا همونطوري كه اون مُقلد "هابز" رو مي‌شناخته

179
00:12:15,225 --> 00:12:16,758
هابز" هم اون مُقلد رو مي‌شناخته ؟"

180
00:12:21,106 --> 00:12:23,745
"قبل از اينكه "گَرِت جِيكوب هابز
همسرش رو به قتل برسونه

181
00:12:23,747 --> 00:12:26,286
و تلاش بكنه كنه همين بلا رو سَر دخترش بياره

182
00:12:26,288 --> 00:12:28,927
اون يه تماس غيرقابل رديابي دريافت كرده

183
00:12:28,929 --> 00:12:31,132
من معتقدم كه

184
00:12:31,134 --> 00:12:34,241
اون تماس گيرنده‌ي ناشناس

185
00:12:34,243 --> 00:12:37,884
همون مُقلد ما هستش

186
00:12:43,100 --> 00:12:48,200
<font color="#ff0000">" مركز روانپزشكي 'پورت هَوِن' - بالتيمور ، مريلند "</font>

187
00:12:48,910 --> 00:12:53,623
پس تو يه دكتر يه پرستار
يا يه روانپزشك نيستي

188
00:12:53,725 --> 00:12:55,729
من روزنامه‌نگارم

189
00:12:55,731 --> 00:12:58,103
مي‌خوام حقيقت رو بگم
حقيقت راجع به خودت رو

190
00:12:58,105 --> 00:13:00,777
بعضي وقت‌ها پيش اومده كه فريب‌كاري كردم

191
00:13:00,779 --> 00:13:02,782
: اما اينو بدون كه
من هيچ‌وقت به تو دروغ نميگم

192
00:13:02,784 --> 00:13:05,323
يه آدم دروغگو همچين حرفي رو ميزنه

193
00:13:05,325 --> 00:13:07,528
اگه بهم بگي كه چي ميدوني

194
00:13:07,530 --> 00:13:09,534
من مي‌تونم كمكت كنم كه ابهامات رو برطرف كني

195
00:13:09,536 --> 00:13:12,710
نظرت چيه كه تو به من بگي كه چي ميدوني ؟

196
00:13:14,649 --> 00:13:17,389
پدرت تو همون "شرايك" اهل "مينِسوتا " بود

197
00:13:17,391 --> 00:13:20,464
مادرت اولين كسي نبود كه پدرت به قتل رسوند

198
00:13:20,466 --> 00:13:22,670
اون 8تا دختر رو به قتل رسوند

199
00:13:22,672 --> 00:13:26,681
...8تا دختر كه شبيه -
درست شبيه من -

200
00:13:26,683 --> 00:13:28,686
درسته

201
00:13:28,688 --> 00:13:30,692
چرا اونا بهش ميگن "شرايك" ؟

202
00:13:30,694 --> 00:13:33,700
اون يه پرنده‌ست كه شكار خودش رو آويزون مي‌كنه

203
00:13:33,702 --> 00:13:37,778
اعضاي بدنشون رو جمع مي‌كنه
تا بعداً اونا رو بخوره

204
00:13:37,780 --> 00:13:40,285
اون يه آدم مريض بود

205
00:13:40,287 --> 00:13:44,597
يعني منم مثل اون مريضم ؟

206
00:13:44,599 --> 00:13:47,504
تو بايد با اين حس مبارزه كني

207
00:13:47,506 --> 00:13:50,880
در حال حاضر احساس

208
00:13:50,882 --> 00:13:53,555
مهم‌ترين چيز توي زندگي توئه -
اهميتي نميدم كه ديگران چي فكر مي‌كنن -

209
00:13:53,557 --> 00:13:55,728
"بهتره كه درمان رو شروع كني "ابيگِيل

210
00:13:55,730 --> 00:13:57,967
چيزي كه به ياد مياري
چيزي كه به ديگران ميگي

211
00:13:57,969 --> 00:13:59,972
بقيه زندگي تو رو تعيين مي‌كنه

212
00:13:59,974 --> 00:14:02,747
بذار كمكت كنم

213
00:14:08,029 --> 00:14:10,301
اونا چطوري گرفتنش ؟

214
00:14:12,341 --> 00:14:15,983
يه مرد به اسم "ويل گراهام" كه براي اف.بي.آي كار مي‌كنه
اما مأمور اف.بي.آي نيست

215
00:14:15,985 --> 00:14:19,894
اونا آدم‌هاي ديوونه رو گير ميندازه
چون مي‌تونه مثل اونا فكر بكنه

216
00:14:19,896 --> 00:14:23,503
چون اون يه ديوونه ـس

217
00:14:25,744 --> 00:14:28,016
ميشه ما رو ببخشيد لطفاً ؟

218
00:14:30,624 --> 00:14:34,367
من مأمور ويژه " ويل گراهام " هستم -
مأمور ويژه يعني اينكه اون يه مأمور واقعي نيست -

219
00:14:34,369 --> 00:14:36,373
اون قبلاً نتونسته دوره‌هاي غربالگري رو بگذرونه

220
00:14:36,375 --> 00:14:38,612
خيلي بي‌ثباته

221
00:14:40,485 --> 00:14:44,093
بايد ازتون بخوام كه اتاق رو ترك كنيد -
...اگه مي‌خواي حرف بزني -

222
00:14:51,983 --> 00:14:55,859
"ابيگِيل"

223
00:14:55,861 --> 00:14:59,804
ايشون دكتر " لكتر " هستن

224
00:14:59,806 --> 00:15:01,809
ما رو يادت مياد ؟

225
00:15:01,811 --> 00:15:05,084
تو رو يادم مياد

226
00:15:07,025 --> 00:15:10,165
تو پدرم رو كشتي

227
00:15:13,709 --> 00:15:16,048
" تو چند روزي تو تخت بودي " ابيگِيل

228
00:15:16,050 --> 00:15:19,123
چرا نريم يه قدمي بزنيم ؟

229
00:15:21,831 --> 00:15:25,541
متأسفم كه نتونستيم مادرت رو نجات بديم

230
00:15:25,543 --> 00:15:29,819
ما تمام تلاشمون رو كرديم اما اون مُرده بود -
ميدونم -

231
00:15:32,795 --> 00:15:35,568
ديدمش كه مادرم رو كشت

232
00:15:37,943 --> 00:15:41,318
اون تا چند ثانيه قبلش عاشق ما بود
و بعد يهو عوض شد

233
00:15:41,320 --> 00:15:44,091
همينطوري بهم مي‌گفت كه شرمنده ـس

234
00:15:44,093 --> 00:15:47,902
تا كارش رو ماست‌مالي كنه

235
00:15:47,904 --> 00:15:51,947
مي‌خواست كاري كنه كه همه چيز فراموش بشه

236
00:15:51,949 --> 00:15:54,086
" پدرت مشكلات زيادي داشت " ابيگِيل

237
00:15:54,088 --> 00:15:56,159
اما تو مشكلي نداري

238
00:15:58,098 --> 00:16:00,704
تو گفتي خيلي دوستتون داشت
من باور مي‌كنم

239
00:16:00,706 --> 00:16:03,044
اين همون ويژگي هست كه
تو از اون به ارث بردي

240
00:16:03,046 --> 00:16:05,818
اين همه‌ي چيزي نيست كه
من از اون به ارث بردم

241
00:16:08,058 --> 00:16:11,701
منم مثل اون اين‌كارها رو انجام ميدم

242
00:16:11,703 --> 00:16:15,344
اينطور نيست ؟

243
00:16:15,346 --> 00:16:17,717
من نگران كابوس‌ها هستم

244
00:16:17,719 --> 00:16:21,996
ما كمكت مي‌كنيم تا با كابوس‌ها كنار بياي

245
00:16:21,998 --> 00:16:25,104
چنين چيزي وجود نداره كه

246
00:16:25,106 --> 00:16:29,015
تو حتماً چيزهايي كه ياد گرفتي رو
ازشون استفاده مي‌كني

247
00:16:29,017 --> 00:16:32,458
اين خيلي اذيتم مي‌كنه

248
00:16:32,460 --> 00:16:35,166
منم نگران كابوس‌ها هستم

249
00:16:37,105 --> 00:16:40,748
...پس كشتن يه نفر

250
00:16:40,750 --> 00:16:43,923
...حتي اگه مجبور به اين‌كار بشي

251
00:16:43,925 --> 00:16:45,995
احساس بدي داره ؟

252
00:16:52,447 --> 00:16:55,521
اين زشت‌ترين كار توي دنياست

253
00:17:00,236 --> 00:17:02,306
مي‌خوام برم خونه

254
00:17:06,920 --> 00:17:09,326
" مأمور ويژه " گراهام

255
00:17:09,328 --> 00:17:11,866
تا حالا به صورت رسمي خودم رو معرفي نكرده بودم

256
00:17:11,868 --> 00:17:15,276
من "فِرِدي لَوندز" هستم -
داري سعي مي‌كني اون مسخره‌بازيت رو ماست‌مالي كني ؟ -

257
00:17:15,278 --> 00:17:18,518
خواهش مي‌كنم بذارين به‌خاطر رفتاري كه
اونا انجام دادم عذرخواهي كنم

258
00:17:18,520 --> 00:17:20,523
خيلي غيرمنطقي و بي‌مورد

259
00:17:20,525 --> 00:17:22,863
و آزار دهنده بود -
"خانم "لَوندز -

260
00:17:22,865 --> 00:17:24,936
الان وقت اين‌كار نيست

261
00:17:25,275 --> 00:17:28,615
ببين ، من و تو ممكنه كه دلايل خودمون رو
براي بودن در اينجا داشته باشيم

262
00:17:29,517 --> 00:17:33,426
اما همينطور فكر مي‌كنم كه اتفاقي كه
براي ابيگِيل هابز" افتاده"

263
00:17:33,428 --> 00:17:36,267
برامون مهم هستش -
تو به اون گفتي كه من ديوونه ـم -

264
00:17:36,269 --> 00:17:39,375
نمي‌تونم حرفمو پس بگيرم

265
00:17:40,015 --> 00:17:43,889
تو به "ابيگِيل" كمك كردي كه به عنوان يه شخصي
حتي بدتر از قاتل پدرش به من نگاه بكنه

266
00:17:44,591 --> 00:17:47,364
و با فروش تبليغات آنلاين

267
00:17:47,366 --> 00:17:51,308
من بهت كمك مي‌كنم ؟ -
نمي‌تونم حرفي كه زدم رو پس بگيرم -

268
00:17:51,310 --> 00:17:53,614
حتي مي‌تونم اوضاع رو بدتر هم بكنم

269
00:17:53,616 --> 00:17:56,622
"خانم "لَوندز

270
00:17:56,624 --> 00:18:00,700
حركت هوشمندانه‌اي نيست كه كسي كه

271
00:18:00,702 --> 00:18:04,511
به كشتن افراد براي زندگي كردن
فكر مي‌كنه رو عصباني بكنيد

272
00:18:04,513 --> 00:18:07,019
<i>خيلي هوشمندانه نيست كه كسي كه"</i>

273
00:18:07,021 --> 00:18:09,893
به كشتن آدم‌ها براي زندگي كردن
"فكر مي‌كنه رو عصباني بكني

274
00:18:10,834 --> 00:18:13,640
ميدوني چه چيز ديگه‌اي هوشمندانه نيست ؟

275
00:18:14,142 --> 00:18:16,145
تو اونجا با اون باشي

276
00:18:16,147 --> 00:18:19,087
و بهش اجازه بدي كه اون كلمات
از دهنش بياد بيرون

277
00:18:19,089 --> 00:18:22,162
من معتقدم كه "ويل" خودش مي‌تونه حرفش رو بزنه

278
00:18:22,164 --> 00:18:24,167
بديهي هستش كه نبايد باشي

279
00:18:24,169 --> 00:18:26,775
فقط خوشحالم كه داستان درباره‌ي
ابيگِيل هابز " نبود "

280
00:18:26,777 --> 00:18:28,680
خب ، اين يه پيروزيه

281
00:18:28,682 --> 00:18:32,189
" پس " ابيگِيل هابز

282
00:18:32,191 --> 00:18:34,797
مي‌خواد بره خونه
بياين ببريمش خونه

283
00:18:34,799 --> 00:18:37,370
چيزي كه " ابيگِيل " مي‌خواد و بهش نياز داره

284
00:18:37,372 --> 00:18:41,114
چيزهاي ديگه‌اي هستن . خارج شدن اون
از محدوده ي كنترل ما حركت شجاعانه‌اي هست

285
00:18:41,116 --> 00:18:43,687
تو گفتي كه اون كارش رو بلده -
خب ، اين يعني -

286
00:18:43,689 --> 00:18:46,062
اون مشكل اختلالات تجزيه و تحليل داره -
تو اونو مي‌بري خونه -

287
00:18:46,064 --> 00:18:49,471
بعدش ممكنه به واسطه‌ي تجربه‌ي سختي كه داشته
واكنش پرخاشگرانه نشون بده

288
00:18:49,473 --> 00:18:52,846
يا شايدم نسبت به اتفاق ناگواري كه براش افتاده
واكنش بدي نشون بده حتي بدون اينكه خودش بفهمه

289
00:18:52,848 --> 00:18:54,618
شما اين موضوع رو چطوري مي‌سنجيد دكتر ؟

290
00:18:54,620 --> 00:18:57,158
حق با دكتر " بلوم " ـه

291
00:18:59,399 --> 00:19:02,707
اما يه سناريو هم هست كه ميگه ملاقت مجدد
افرادي مثل "ابيگِيل" كه صدمه روحي ديدن
مي‌تونه باعث بهبودشون بشه

292
00:19:02,709 --> 00:19:06,852
و در واقع باعث ميشه چيزي رو انكار نكنند

293
00:19:06,854 --> 00:19:09,125
پس اينجا با دو ايده‌ي مختلف روبرو هستيم بنابراين

294
00:19:09,127 --> 00:19:11,866
مي‌خوام ايده ايشون رو انتخاب كنم

295
00:19:11,868 --> 00:19:13,770
كه با موارد مورد بحث تطابق بيشتري داره

296
00:19:13,772 --> 00:19:15,743
ويل"  ، اگه چيزي درباره‌ي"

297
00:19:15,745 --> 00:19:19,754
اون مقُلد ميدوني منم بايد بدونم -
ما نميدونيم -

298
00:19:19,756 --> 00:19:22,461
وقتي اون دختر بره خونه چه چيزي
اونجا در انتظارشه

299
00:19:26,406 --> 00:19:28,946
بازم ممنون به‌خاطر ملاقات دوباره

300
00:19:28,948 --> 00:19:31,954
ميدونم كه اصلا برات راحت نبوده

301
00:19:31,956 --> 00:19:34,227
جداً؟ از كجا ميدوني؟

302
00:19:34,229 --> 00:19:36,968
من درباره‌ي "گَرِت جِيكوب هابز" مي‌نويسم

303
00:19:36,970 --> 00:19:40,611
با اقوام بعضي از قرباني‌هاي
ديگه‌ـش هم صحبت داشتم

304
00:19:40,613 --> 00:19:42,750
هابز" مرده"

305
00:19:42,752 --> 00:19:45,390
حقش بود بدتر از اينا به سر
خودش و خونواده‌ـش ميومد

306
00:19:45,392 --> 00:19:49,436
بايد يه چيزي مايه تسلي خاطرت مي‌شد

307
00:19:49,438 --> 00:19:52,677
كه يه‌جورايي عدالت برقرار بشه

308
00:19:52,679 --> 00:19:54,750
مايه‌ي تسلي خاطر؟

309
00:19:55,988 --> 00:19:59,931
بدن خواهرمو با شاخ گوزن سوراخ سوراخ كردن

310
00:19:59,933 --> 00:20:02,504
و درحاليكه نفس مي‌كشيده ريه‌هاشو درآوردن

311
00:20:02,506 --> 00:20:06,716
اون‌وقت حرف از تسلي خاطر ميزني؟ -
واقعا متاسفم -

312
00:20:06,718 --> 00:20:09,724
ولي بهتره سعي كني
اين صحنه رو فراموش كني

313
00:20:11,898 --> 00:20:14,437
تو چي از من مي‌خواي؟

314
00:20:16,844 --> 00:20:18,849
فكر كردم شايد بايد بدوني كه

315
00:20:18,851 --> 00:20:21,457
ابيگِيل هابز" از كما در اومده"

316
00:20:26,100 --> 00:20:30,900
<font color="#ff0000">" محل اقامت هابز - بلومينگتون ، مينِسوتا "</font>

317
00:20:45,400 --> 00:20:49,100
<font color="#808080">" آدمخوار "</font>

318
00:21:07,379 --> 00:21:09,718
اينجا همونجاييه كه مادرم مرد؟

319
00:21:09,720 --> 00:21:12,694
آره

320
00:21:15,536 --> 00:21:21,451
فكر مي‌كردم جاي بدنش رو با گچ علامت بذارن -
فقط در صورتيكه -

321
00:21:21,453 --> 00:21:23,757
طرف زنده باشه و بتونن به بيمارستان منتقلش كنن

322
00:21:23,759 --> 00:21:27,668
اين‌كار رو مي‌كنن و البته قبلش لازمه
صحنه‌ي جرم رو پاكسازي بشه

323
00:21:31,212 --> 00:21:33,584
روحت شاد مامان

324
00:22:05,573 --> 00:22:07,578
اگه يه وقت حس كردي مي‌خواي بري

325
00:22:07,580 --> 00:22:10,452
بگو تا از اينجا بريم -
كجا برم؟ -

326
00:22:10,454 --> 00:22:12,624
بيمارستان؟

327
00:22:12,626 --> 00:22:15,533
فعلا آره

328
00:22:21,583 --> 00:22:23,922
كي اينا رو اينجوري گذاشته؟

329
00:22:23,924 --> 00:22:28,368
ماموران پاكسازي درستش مي‌كنن

330
00:22:28,370 --> 00:22:32,212
كار خيلي خوبي كردن

331
00:22:32,214 --> 00:22:35,187
همينجا خون من ريخته شد؟

332
00:22:37,627 --> 00:22:39,632
آره

333
00:22:39,634 --> 00:22:42,942
زياد اينور و اونور ميري

334
00:22:42,944 --> 00:22:46,484
و فكر آدمكشي به سرت ميزنه؟

335
00:22:48,925 --> 00:22:51,699
كم و بيش

336
00:22:51,701 --> 00:22:54,005
پس مي‌توني جاي پدرم باشي

337
00:22:54,007 --> 00:22:56,946
و همينطور

338
00:22:56,948 --> 00:22:58,952
امثال پدرت

339
00:22:58,954 --> 00:23:02,462
...جاي اون بودن

340
00:23:02,464 --> 00:23:04,533
چه حسي داره؟

341
00:23:06,907 --> 00:23:09,414
انگار كه

342
00:23:09,416 --> 00:23:12,723
دارم با سايه‌ي مرگش حرف ميزنم

343
00:23:12,725 --> 00:23:16,868
پس معلومه زياد كابوس مي‌بيني

344
00:23:21,047 --> 00:23:24,054
نحوه‌ي حمله به تو با مادرت متفاوت بود

345
00:23:24,056 --> 00:23:26,394
البته شديد بودن

346
00:23:26,396 --> 00:23:29,669
پدرت ميدونسته كه فرصت زيادي نداره

347
00:23:29,671 --> 00:23:33,347
چون يه نفر بهش گفته بوده كه ما داريم ميايم -
همون مردي كه اون تماس رو گرفت؟ -

348
00:23:33,349 --> 00:23:36,355
ميدونم شماره‌ـش نيفتاده
ولي صداش برات آشنا نبود؟

349
00:23:36,357 --> 00:23:38,661
تا به‌حال نشنيده بودم

350
00:23:38,663 --> 00:23:41,937
پدرت با شخص جديدي آشنا نبود؟

351
00:23:41,939 --> 00:23:43,942
كه احياناً ديده باشيش
يا خودش چيزي راجبش بهت بگه؟

352
00:23:46,015 --> 00:23:48,019
ابيگِيل" ، اون ممكنه با"

353
00:23:48,021 --> 00:23:50,460
يه قاتل ديگه ارتباط داشته

354
00:23:50,462 --> 00:23:53,468
يه مقلّد

355
00:23:53,470 --> 00:23:55,507
يكي كه هنوز هست و به كارش ادامه ميده؟

356
00:23:55,509 --> 00:23:58,148
آره

357
00:24:05,870 --> 00:24:07,874
تو مي‌توني يه ديوونه رو گير بندازي ؟

358
00:24:07,876 --> 00:24:10,482
جنون دو سويه

359
00:24:10,484 --> 00:24:12,187
چي؟

360
00:24:12,189 --> 00:24:14,994
يه اصطلاح روانشناختيه

361
00:24:14,996 --> 00:24:18,871
نوعي جنون كه دو نفر بهش مبتلا ميشن

362
00:24:18,873 --> 00:24:20,977
<i>مي‌بيني؟</i>

363
00:24:20,979 --> 00:24:23,818
فردي كه به يه مساله اعتقاد راسخ داشته باشه

364
00:24:23,820 --> 00:24:25,891
و اطرافيان و خانواده‌ـش هم

365
00:24:25,893 --> 00:24:28,832
به اون معتقد باشن

366
00:24:28,834 --> 00:24:30,269
نمي‌تونه توهمي باشه

367
00:24:30,271 --> 00:24:34,581
پدرم توهمي نبود

368
00:24:34,583 --> 00:24:36,653
اون يه آدم كمال‌گرا بود

369
00:24:38,793 --> 00:24:41,534
پدرت تقريبا هيچ مدركي به‌جا نذاشته

370
00:24:41,536 --> 00:24:44,141
براي همينم گفتي بيام اينجا؟

371
00:24:44,143 --> 00:24:45,745
كه مدرك جرم پيدا كنيم؟

372
00:24:45,747 --> 00:24:49,187
اين يكي از دلايل اومدنت بود

373
00:24:49,189 --> 00:24:51,895
مي‌خوايد صحنه‌ي جرم رو بازسازي كنيد؟

374
00:24:51,897 --> 00:24:54,636
حتما تو ميشي در نقش پدرم

375
00:24:54,638 --> 00:24:58,747
تو هم مادرم و توئم اوني ميشي
كه اون تماس رو مي‌گيره

376
00:24:58,749 --> 00:25:00,753
ابيگِيل" ، ما آورديمت خونه"

377
00:25:00,755 --> 00:25:02,892
تا كمكت كنيم بتوني بيخيال خونه بشي

378
00:25:06,369 --> 00:25:08,608
شما هيچ‌كدوم از اون دخترا رو پيدا نمي‌كنيد

379
00:25:08,610 --> 00:25:12,619
چطور مگه؟ -
اون براي اعضاي بدنشون احترام قائل بوده -

380
00:25:12,621 --> 00:25:14,891
اون هميشه

381
00:25:14,893 --> 00:25:17,967
از استخون‌هاي گوزن‌ها ماده‌اي
براي بَتونه كردن مي‌ساخت

382
00:25:17,969 --> 00:25:20,240
هر چند كه استخون‌هاي باقيمانده

383
00:25:20,242 --> 00:25:24,418
از اون دخترها احتمالاً تا الان از بين رفتن

384
00:25:24,420 --> 00:25:26,189
كجا اون ماده رو مي‌ساخت ؟

385
00:25:26,191 --> 00:25:28,329
تو كلبه

386
00:25:28,331 --> 00:25:30,334
مي‌تونم فردا نشونتون بدم

387
00:25:30,336 --> 00:25:32,675
ابيگِيل" ، يه نفر اومده اينجا"

388
00:25:35,184 --> 00:25:37,254
"سلام "ابيگِيل

389
00:25:41,634 --> 00:25:44,241
هنوزم درد مي‌كنه؟

390
00:25:44,243 --> 00:25:46,379
گاهي اوقات

391
00:25:48,553 --> 00:25:50,658
همه‌ي افراد ساختمون

392
00:25:50,660 --> 00:25:53,499
و همينطور بچه‌هاي مدرسه سر از اخبار درآوردن

393
00:25:53,501 --> 00:25:55,973
عوضي‌ها

394
00:25:55,975 --> 00:25:59,917
تو به خبرنگارا چيزي گفتي؟ -
نه ، نه به خدا -

395
00:25:59,919 --> 00:26:03,761
مامانم نميذاره با تو حرف بزنم
چه برسه با خبرنگار

396
00:26:03,763 --> 00:26:06,602
از كي تا حالا گوش به حرف مامانت ميدي؟

397
00:26:06,604 --> 00:26:08,842
خب ، راستش

398
00:26:08,844 --> 00:26:11,014
من الان دارم باهات حرف ميزنم

399
00:26:12,954 --> 00:26:15,961
همه فكر مي‌كنن كار تو بوده

400
00:26:18,302 --> 00:26:20,674
تو هم همين فكر رو مي‌كني؟

401
00:26:20,676 --> 00:26:24,050
ميدونم تو از اوناش نيستي

402
00:26:24,052 --> 00:26:26,490
پدرتم از اون آدما نبود

403
00:26:26,492 --> 00:26:29,565
كه دست به قتل يا خودكشي بزنه

404
00:26:29,567 --> 00:26:33,443
گر چه شكارهاتون مي‌تونست سرنخ باشه

405
00:26:33,445 --> 00:26:35,448
من يا اون؟

406
00:26:35,450 --> 00:26:37,955
به نظرم جفتتون

407
00:26:37,957 --> 00:26:41,498
من كه گفتم كار تو نبوده

408
00:26:41,500 --> 00:26:44,105
كار منه

409
00:26:44,107 --> 00:26:47,481
اينجا ملك خصوصيه

410
00:26:47,483 --> 00:26:50,155
تو دست‌آويزش بودي . درسته؟

411
00:26:50,157 --> 00:26:53,966
روشتون اين بود؟ تو به عنوان طعمه اونا
رو مينداختي تو تله‌ي بابا جونِ آدمخوارت

412
00:26:53,968 --> 00:26:56,037
بگو بببينم خواهرمو چطوري گير انداختيد؟

413
00:26:56,039 --> 00:26:59,012
با دروغ دغل سرشو شيره ماليدي؟ -
هي ، گورتو گم كن -

414
00:27:00,952 --> 00:27:03,558
وقتي پدر عوضيت داشت زنده زنده
ريه‌هاي خواهرمو

415
00:27:03,560 --> 00:27:06,467
درمياورد كمكش مي‌كردي؟

416
00:27:13,889 --> 00:27:17,029
گفت برادر يه نفره

417
00:27:17,031 --> 00:27:20,773
ماريسا" ، بريم خونه"

418
00:27:20,775 --> 00:27:22,578
نه -
بريم خونه -

419
00:27:22,580 --> 00:27:27,224
ميشه انقدر جلف‌بازي درنياري؟

420
00:27:27,226 --> 00:27:29,697
مي‌بينمت -
خداحافظ -

421
00:27:40,026 --> 00:27:43,201
اون رفته

422
00:27:45,173 --> 00:27:48,715
تا به‌حال ديده بوديش؟

423
00:27:48,717 --> 00:27:50,788
نه

424
00:27:50,790 --> 00:27:54,231
بيا برگرديم به هتل
فردا قراره بريم به كلبه

425
00:27:54,233 --> 00:27:56,905
اينو بايد گزارش داد . آره؟

426
00:27:56,907 --> 00:27:58,910
آره

427
00:28:14,755 --> 00:28:16,860
<i>متاسفم عزيزم</i>

428
00:28:16,862 --> 00:28:18,898
<i>الان همه چيز تموم ميشه</i>

429
00:28:18,900 --> 00:28:21,005
<i>يه كاري مي‌كنم همه چيز تموم بشه</i>

430
00:29:18,031 --> 00:29:21,739
اون همه چيز رو پاك كرده

431
00:29:21,741 --> 00:29:24,447
مي‌گفت از كثيفي بدش مياد

432
00:29:24,449 --> 00:29:28,057
ولي الان مي‌فهمم كه ترسش از
دستگير شدن بوده

433
00:29:28,059 --> 00:29:31,566
هيچ‌كس غير از خودت و پدرت

434
00:29:31,568 --> 00:29:34,642
اينجا نيومده

435
00:29:34,644 --> 00:29:38,352
اون همه كاراشو تنها مي‌كرد

436
00:29:38,354 --> 00:29:42,029
چسب‌زني و روغن‌مالي

437
00:29:42,031 --> 00:29:45,572
ميرفت تو شهر پوست حيوانات مي‌فروخت

438
00:29:45,574 --> 00:29:48,613
يا باهاش بالشت درست مي‌كرد

439
00:29:48,615 --> 00:29:50,986
هيچ قسمتيش رو حروم نمي‌كرد

440
00:29:50,988 --> 00:29:53,427
وگرنه قتل به‌حساب ميومد

441
00:30:01,149 --> 00:30:03,889
اون اونا رو به ما مي‌خورونده

442
00:30:03,891 --> 00:30:06,028
مگه نه؟

443
00:30:06,030 --> 00:30:09,638
احتمالش زياده

444
00:30:12,447 --> 00:30:15,788
قبل از اينكه گلوم رو پاره كنه

445
00:30:15,790 --> 00:30:19,699
بهم گفت كه اون دخترا رو كشته
پس ديگه نبايد منو مي‌كشت

446
00:30:19,701 --> 00:30:23,677
"تو به‌خاطر كاراي پدرت جوابگو نيستي "ابيگِيل

447
00:30:23,679 --> 00:30:26,150
اگه منو مي‌كشت

448
00:30:26,152 --> 00:30:28,991
هيچ‌كدوم از اون دخترا نمي‌مردن

449
00:30:28,993 --> 00:30:30,929
از كجا معلوم؟

450
00:30:30,931 --> 00:30:33,002
...شايد پدرت

451
00:30:54,829 --> 00:30:56,901
يه تيم اضطراري به كلبه‌ي "هابز" اعزام كنيد

452
00:31:05,224 --> 00:31:08,031
"ابيگِيل"

453
00:31:08,714 --> 00:31:09,914
"ماريسا"

454
00:31:28,854 --> 00:31:32,529
فكر مي‌كني پسره كنار رودخونه رو مي‌شناخته؟

455
00:31:32,531 --> 00:31:34,535
همون كه گفت برادر يه نفره -
يه نفر نه -

456
00:31:34,537 --> 00:31:37,075
ابيگِيل" گفت پسره ازش پرسيده كه"

457
00:31:37,077 --> 00:31:39,548
موقعي كه پدرش ريه‌هاي خواهرشو
درمياورده كمكش مي‌كرده

458
00:31:39,550 --> 00:31:41,955
يعني خواهرش اون دختريه
كه رو سر گوزن گذاشته بودنش

459
00:31:41,957 --> 00:31:44,161
"كسي بويل"

460
00:31:44,163 --> 00:31:47,035
برادري به اسم "نيكولاس" داشته

461
00:31:47,037 --> 00:31:50,144
"ولي "گَرِت جِيكوب هابز
كسي بويل" رو نكشته"

462
00:31:50,146 --> 00:31:52,384
ميدونم

463
00:31:54,323 --> 00:31:56,996
گَرِت جِيكوب هابز" به اعضاي بدن"
مقتولينش احترام ميذاره

464
00:31:56,998 --> 00:31:59,603
"پاي "ابيگِيل هابز" رو كشونديد به "مينِسوتا

465
00:31:59,605 --> 00:32:02,177
كه بفهميد تو قتل‌هاي پدرش

466
00:32:02,179 --> 00:32:04,985
دست داشته يا نه
و حالا با يه قتل ديگه مواجه شديد

467
00:32:04,987 --> 00:32:08,160
مشخصه لثه‌هاشو خراش داده

468
00:32:08,162 --> 00:32:10,601
يه چيز ديگه تو دهنش گذاشته

469
00:32:10,603 --> 00:32:14,310
كه اين همه خون از دهنش اومده -
تو گفتي اون مقلد -

470
00:32:14,312 --> 00:32:17,954
"يه قاتل خيلي زيركه "ويل
و اينكه هيچ سرنخ و الگوي قتلي وجود نداره

471
00:32:17,956 --> 00:32:20,896
و شايد ديگه به اين روش قتلي انجام نده

472
00:32:20,898 --> 00:32:23,102
تو اينا رو گفتي

473
00:32:23,104 --> 00:32:26,043
شايد اشتباه كردم

474
00:32:26,045 --> 00:32:28,549
آره چون "گَرِت جِيكوب هابز" هيچ‌وقت
قرباني‌هاشو به اين طريق نمي‌كشه

475
00:32:28,551 --> 00:32:32,059
چرا بايد اون مقلد اين‌كار رو كرده باشه؟ -
به نظرم تحريك شده -

476
00:32:32,061 --> 00:32:34,265
"ممكنه خود "نيكولاس بويل

477
00:32:34,267 --> 00:32:36,973
خواهرش و همينطور اين دختر رو كشته باشه

478
00:32:36,975 --> 00:32:41,352
با همكاري "ابيگِيل هابز"؟ -
نه -

479
00:32:41,354 --> 00:32:43,590
"تو فكر مي‌كني "ابيگِيل هابز

480
00:32:43,592 --> 00:32:46,031
نيكولاس" يا "كسي بويل" رو مي‌شناخته؟"

481
00:32:46,033 --> 00:32:48,170
فكر نمي‌كنم

482
00:32:50,110 --> 00:32:52,215
فكر نمي‌كني

483
00:32:52,217 --> 00:32:54,755
يا نمي‌خواي اينطور فكر كني؟

484
00:32:54,757 --> 00:32:58,031
خودش گفت نمي‌شناختتشون

485
00:32:58,033 --> 00:33:00,537
"دكتر "بلوم" ميگه "ابيگِيل

486
00:33:00,539 --> 00:33:02,543
دوست داره سر آدمو شيره بماله

487
00:33:02,545 --> 00:33:04,715
احياناً سر تو رو شيره نماليده؟

488
00:33:04,717 --> 00:33:06,521
"آقاي "كرافورد

489
00:33:06,523 --> 00:33:08,493
همين الان گفت در مورد
اون مقلد اشتباه كرده

490
00:33:08,495 --> 00:33:10,732
مي‌خوام ببينم ديگه چه اشتباهاتي كرده

491
00:33:10,734 --> 00:33:12,737
چيزي كه در موردش هيچ اشتباهي نمي‌كنم

492
00:33:12,739 --> 00:33:15,278
اينه كه هموني كه اون دختر رو توي مزرعه كشت
اين دختر رو كشته

493
00:33:15,280 --> 00:33:17,785
اون بلده چطوري بدن مقتولينش رو سوراخ كنه

494
00:33:17,787 --> 00:33:21,161
سوراخ‌هاي ايجاد شده رو بدنش
با "كسي بويل" مطابقت داره

495
00:33:21,163 --> 00:33:24,470
طرح مشابه و تحقير مشابه مقتولين

496
00:33:24,472 --> 00:33:26,776
به وضوح ديده ميشه

497
00:33:26,778 --> 00:33:28,816
ابيگِيل هابز" قاتل نيست"

498
00:33:28,818 --> 00:33:32,392
ولي مي‌تونه هدف يه قتل قرار گرفته باشه

499
00:33:35,501 --> 00:33:38,408
"به نظرم وقتشه كه "ابيگِيل هابز
براي هميشه خونه رو ترك كنه

500
00:33:38,410 --> 00:33:40,547
دكتر ميشه شما زحمت

501
00:33:40,549 --> 00:33:42,553
"جمع‌آوري اسباب اثاثيه‌ي "ابيگِيل

502
00:33:42,555 --> 00:33:44,793
رو بكشيد و تا "مينِسوتا" همراهيش كنيد لطفا؟

503
00:33:51,145 --> 00:33:54,318
"تو جايي نميري "ويل
مي‌خوام اينجا باشي

504
00:33:57,762 --> 00:34:01,572
"ابيگِيل" ، "ابيگِيل"

505
00:34:17,952 --> 00:34:21,860
تو دخترمو كشتي -
"ابيگِيل" -

506
00:34:21,862 --> 00:34:23,766
چرا برگشتي اينجا؟

507
00:34:23,768 --> 00:34:27,744
چرا برگشتي؟ -
همينجا بمون -

508
00:34:45,527 --> 00:34:47,531
"ابيگِيل"

509
00:34:47,533 --> 00:34:50,607
"خانم "لَوندز

510
00:34:50,609 --> 00:34:52,780
نبايد وارد محدوده‌ي غير انوني پليس مي‌شديد

511
00:34:52,782 --> 00:34:55,821
من خيلي قبل‌تر از شما درگير قتل‌هاي
شرايك" "مينِسوتا" شده بودم"

512
00:34:55,823 --> 00:34:58,996
دلم مي‌خواد تو اين قضيه كمكت كنم
الان بيشتر از هر وقت ديگه‌اي بهم نياز داري

513
00:34:58,998 --> 00:35:02,506
مي‌خوام باهاش صحبت كنم -
نه ، لازم نيست . برو تو ماشين -

514
00:35:02,508 --> 00:35:05,414
خوبه كه فقط من دور و بر
خونه‌ي "هابز" نمي‌پلكيدم

515
00:35:05,416 --> 00:35:08,589
بد نيست شما هم يه‌كم به محدوده‌ي
غيرقانوني پليس احترام بذاريد

516
00:35:10,596 --> 00:35:13,971
شما يه مرد جوون با قد متوسط

517
00:35:13,973 --> 00:35:17,046
موهاي جو گندمي نديديد؟

518
00:35:17,048 --> 00:35:19,152
وقتي ميگم ديدم يا نديدم

519
00:35:19,154 --> 00:35:21,859
كه دليل اهميتشو بگيد

520
00:35:45,459 --> 00:35:48,532
<i>هيچ عضوي از بدنش نبايد حروم بشه</i>

521
00:36:11,864 --> 00:36:14,638
نمي‌خوام آسيبي بهت برسونم

522
00:36:14,640 --> 00:36:17,244
باشه؟ فقط مي‌خوام گوش به حرفام بدي

523
00:36:19,184 --> 00:36:22,058
من اون دختره رو نكشتم . فهميدي؟

524
00:36:22,060 --> 00:36:23,696
من نكشتمش

525
00:36:23,698 --> 00:36:24,765
صبر كن

526
00:36:26,772 --> 00:36:28,810
...گوش كن . من

527
00:36:48,365 --> 00:36:50,703
ابيگِيل"؟"

528
00:36:56,019 --> 00:36:57,087
ابيگِيل"؟"

529
00:37:02,403 --> 00:37:04,274
چيزيش نميشه

530
00:37:08,788 --> 00:37:11,360
"ابيگِيل"

531
00:37:11,362 --> 00:37:13,466
نشونم بده چي شد

532
00:37:25,234 --> 00:37:28,508
مي‌خواست منو بكشه -
مطمئني؟ -

533
00:37:47,328 --> 00:37:50,670
"اين دفاع شخصي محسوب نميشه "ابيگِيل
عملا تيكه‌پاره‌ـش كردي

534
00:37:50,672 --> 00:37:53,009
نه

535
00:37:55,317 --> 00:37:57,522
اونا مي‌فهمن چي‌كار كردي

536
00:37:57,524 --> 00:37:58,958
و تو رو شريك جرم

537
00:37:58,960 --> 00:38:01,666
جنايت‌هاي پدرت خواهند دونست

538
00:38:03,605 --> 00:38:05,610
من كاري نكردم

539
00:38:11,694 --> 00:38:13,365
اگه دلت بخواد

540
00:38:13,367 --> 00:38:16,039
مي‌تونم كمكت كنم

541
00:38:16,041 --> 00:38:19,950
حتي به قيمت به خطر افتادن جونم

542
00:38:23,160 --> 00:38:25,164
خودت انتخاب كن

543
00:38:25,166 --> 00:38:28,507
مي‌توني بگي به‌خاطر دفاع از خودت

544
00:38:28,509 --> 00:38:32,418
مجبور شدي بهش چاقو بزني

545
00:38:32,420 --> 00:38:34,824
يا مي‌تونيم جسدشو مخفي كنيم

546
00:38:50,534 --> 00:38:53,542
بعد از اون ديگه چيزي يادم نمياد

547
00:38:53,544 --> 00:38:56,717
شايد يه سياهي از گوشه‌ي اتاق رو ديدم

548
00:38:56,719 --> 00:39:00,561
و بعدش همه چيز تاريك شد

549
00:39:00,563 --> 00:39:04,104
"فرضمون اينه كه "نيكولاس بويل
به "ابيگِيل" حمله كرده

550
00:39:04,106 --> 00:39:08,249
و دكتر "لكتر" به پشت سرت ضربه زده

551
00:39:08,251 --> 00:39:11,591
راستي "ابيگِيل" كجاست؟ -
لكتر" به هتل بردش" -

552
00:39:11,593 --> 00:39:14,032
وقتي "نيكولاس" داشته
فرار مي‌كرده زخميش كرده

553
00:39:14,034 --> 00:39:17,274
نمونه‌ي خون روي دستش با بافتي كه از دهان

554
00:39:17,276 --> 00:39:19,246
ماريسا شور" درآورديم مطابقت داره"

555
00:39:19,248 --> 00:39:22,923
بعدش چي شد؟ پسره فرار كرد؟

556
00:39:22,925 --> 00:39:24,995
هر جور شده گيرش ميندازيم

557
00:39:27,737 --> 00:39:29,808
كجا داري ميري؟

558
00:39:29,810 --> 00:39:32,349
ميرم خونه

559
00:39:42,310 --> 00:39:44,382
"سلام "ابيگِيل

560
00:39:46,321 --> 00:39:50,733
از كجا فهميدي منم؟ -
از بيمارستان زنگ زدن -

561
00:39:52,672 --> 00:39:54,944
تو از ديوار بالا رفتي

562
00:39:59,190 --> 00:40:01,294
ديگه كجا رو داشتي بري؟

563
00:40:01,296 --> 00:40:04,303
خونه كه گزينه‌ي خوبي نبود

564
00:40:04,305 --> 00:40:06,943
از اونجا بيا پايين

565
00:40:24,125 --> 00:40:26,330
نمي‌خوام بخوابم

566
00:40:26,332 --> 00:40:29,105
نمي‌توني خواب‌هاتو پيش‌بيني كني

567
00:40:31,312 --> 00:40:33,851
هيچ جور نمي‌توني جلوشو بگيري

568
00:40:33,853 --> 00:40:35,990
من به اعضاي بدنش هيچ احترامي نشون ندادم

569
00:40:35,992 --> 00:40:38,931
پس فقط يه قتل به‌حساب مياد
نه چيز ديگه

570
00:40:38,933 --> 00:40:42,307
ميشه به نوعي دفاع شخصي حسابش كرد

571
00:40:42,309 --> 00:40:45,182
چرا حقيقت رو نگم؟

572
00:40:45,184 --> 00:40:47,421
ممكنه فكر كنن داري

573
00:40:47,423 --> 00:40:49,494
جنايت‌هاي پدرت رو ادامه ميدي

574
00:40:52,202 --> 00:40:55,143
تو از اينكه اونو كشتم خوشحالي

575
00:40:56,082 --> 00:40:59,321
حالت ديگه‌ـش چي بود؟
غير از اينه كه اون تو رو كشته بود؟

576
00:40:59,323 --> 00:41:01,326
مطمئن نيستم كه مي‌خواست اين‌كار رو بكنه

577
00:41:01,328 --> 00:41:03,097
ميدونم كه نيستي

578
00:41:04,038 --> 00:41:07,245
شما بودي كه اون تماس رو گرفتي

579
00:41:07,247 --> 00:41:10,187
قبل از مرگ پدرم باهاش صحبت كرده بودي

580
00:41:11,189 --> 00:41:14,997
چي بهش گفتي؟

581
00:41:16,437 --> 00:41:19,378
يه مكالمه‌ي معمولي

582
00:41:19,380 --> 00:41:22,586
براي اينكه مطمئن بشم براي
بازجويي خونه هست

583
00:41:25,159 --> 00:41:28,200
چه لزومي داري دروغ بگم؟

584
00:41:29,140 --> 00:41:32,982
به نظرم تماس شما مثل يه قاتل زنجيره‌اي بود

585
00:41:33,984 --> 00:41:36,222
درست مثل پدرم

586
00:41:39,767 --> 00:41:42,574
من شباهتي به پدرت ندارم

587
00:41:42,576 --> 00:41:44,747
شايد اشتباهي كردم

588
00:41:44,749 --> 00:41:47,789
كه ازش بد برداشت شده
تقريبا مثل خودت

589
00:41:54,511 --> 00:41:56,583
رازتو مخفي نگه ميدارم

590
00:41:58,222 --> 00:41:59,957
و منم راز شما رو

591
00:42:02,500 --> 00:42:05,073
"ديگه از هيچ ديواري بالا نرو "ابيگِيل

592
00:42:19,200 --> 00:42:20,200
<font color="#00d2ff">: مترجمين
( Amirex ) و اميرحسين ( Crissangel ) عرفان.س.ا</font>

593
00:42:21,000 --> 00:42:22,000
: ارائه‌اي مشترك از تيم‌هاي ترجمه
<font color="red">9movie </font> , <font color="#0054ff">TvCenter </font>
<font color="#ae00ff">PersianTrans </font>

