﻿1
00:00:01,125 --> 00:00:02,125
شرمنده بابانوئل

2
00:00:04,968 --> 00:00:06,335
...آنچه گذشت

3
00:00:06,406 --> 00:00:09,875
ناتانیئل؟ چی‌کارا می‌کنی رفیق؟
هی، همه‌چی ردیفه؟

4
00:00:11,049 --> 00:00:13,308
میگه عیب نداره اگه نمی‌تونی ]
[ خودتـو برای کریسمس برسونی خونه

5
00:00:13,333 --> 00:00:16,314
،هی. می‌دونی که خودمـو می‌رسونم
سر حرفم هستم

6
00:00:17,250 --> 00:00:19,875
،پس رونین مُرده
و کسی که اونو کشته هم مرده

7
00:00:19,958 --> 00:00:22,000
!عجب
تو اینو از کجا می‌دونی؟

8
00:00:22,083 --> 00:00:23,361
چون با چشم‌های خودم دیدم

9
00:00:24,000 --> 00:00:25,458
مورد بعدی، وسیله‌ای که

10
00:00:25,750 --> 00:00:29,250
در خرابه‌های پایگاه انتقام‌جویان کشف شده

11
00:00:29,625 --> 00:00:30,666
جنس‌ها

12
00:00:34,375 --> 00:00:36,125
<i>،جسد آرماند دوکین
از اشخاص برجستۀ نیویورک</i>

13
00:00:36,208 --> 00:00:38,537
<i>دیشب در منزل وی کشف شد</i>

14
00:00:38,562 --> 00:00:41,125
کارآگاه کادل هستم، از ادارۀ پلیس نیویورک

15
00:00:41,208 --> 00:00:44,166
خانم بیشاپ، می‌تونید یه سر بیاید پاسگاه
یه صحبتی با هم بکنیم؟

16
00:00:45,208 --> 00:00:46,416
گفتی آرماند رو چطوری کشتن؟

17
00:00:46,541 --> 00:00:47,625
به ضرب شمشیر

18
00:00:47,750 --> 00:00:49,333
ببین چیزی از کازی پیدا می‌کنی

19
00:00:49,416 --> 00:00:52,991
خب، این شرکتـه چیه، اسلون لیمیتد؟
کازی کارمندشونـه؟

20
00:00:53,375 --> 00:00:55,208
بذار ببینم از جک چی پیدا می‌کنم

21
00:00:56,625 --> 00:00:58,139
و الانم دسترسیم رو بست
[ حساب شما غیر فعال شد ]

22
00:00:59,375 --> 00:01:00,375
جُم نخور

23
00:01:01,429 --> 00:01:11,429
<font color=#ff8000>« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »</font>
:.: Bia2Movies.bid :.:

24
00:01:12,000 --> 00:01:17,000
<font color=#ff0000>« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین »</font>
:.: WwW.Bia2Movies.App :.:

25
00:01:40,916 --> 00:01:43,875
از سر جات تکون نخور

26
00:01:43,958 --> 00:01:45,416
!جک، نه

27
00:01:45,583 --> 00:01:47,375
جریان چیه؟

28
00:01:48,458 --> 00:01:50,750
و چرا یکی از اعضای انتقام‌جویان
الان تو پذیرایی خونۀ منه؟

29
00:01:51,083 --> 00:01:52,166
سلام

30
00:01:52,250 --> 00:01:55,458
وای خدا. شما.. «کماندار» هستی

31
00:01:55,583 --> 00:01:56,958
هاک‌آی -
کلینت هستم -

32
00:01:57,041 --> 00:01:59,791
به‌خاطر همون مشکل برندینگیـه که بهت میگم -
آره باشه -

33
00:02:01,796 --> 00:02:07,059
:تـــرجـــمـــه
« ســــروش و کــیــارش »
<font color=#0ec5c5>:.:.: Ki@RaSh & SuRouSH_AbG :.:.:</font>

34
00:02:08,083 --> 00:02:11,708
،من و هاک‌آی داریم رو یه پرونده کار می‌کنیم
و اومدیم بریم دستشویی

35
00:02:11,791 --> 00:02:15,333
،یعنی اون. دم خونه بودیم
و اومدیم همین‌جا. داستان خاصی نبود

36
00:02:15,500 --> 00:02:17,416
دوتایی دارید روی یه پرونده کار می‌کنید؟ -
چه عالی -

37
00:02:18,416 --> 00:02:19,958
اون همکارمـه

38
00:02:20,291 --> 00:02:21,583
ما همکار نیستیم

39
00:02:21,666 --> 00:02:24,125
خب، «دوست و همکار» هستیم

40
00:02:24,208 --> 00:02:25,833
بعید می‌دونم دوست هم باشیم

41
00:02:28,166 --> 00:02:32,916
یکی همین ده دقیقۀ پیش
با لپتاپ من وارد حساب کاریم شده

42
00:02:33,000 --> 00:02:34,583
تو نظری نداری، کیت؟

43
00:02:36,458 --> 00:02:37,708
هاک‌آی؟

44
00:02:37,791 --> 00:02:40,416
این که نَم پس نمی‌ده

45
00:02:40,500 --> 00:02:42,583
آخه می‌دونی «سی‌بی یک» سخت حرف می‌زنه
[ سی‌بی: کلینت بارتون ]

46
00:02:42,666 --> 00:02:43,958
کسی به من «سی‌بی یک» نمی‌گه

47
00:02:44,125 --> 00:02:45,666
خواستم یه لحظه امتحانش کنم

48
00:02:45,750 --> 00:02:49,604
احتمالاً به دوران بچگیش برمی‌گرده
،خودش فکر می‌کنه چیز زیادی بهم نمی‌گه

49
00:02:49,629 --> 00:02:51,791
ولی آخرش همه رو برام تعریف می‌کنه -
من هیچی بهش نمی‌گم -

50
00:02:51,875 --> 00:02:54,052
فکر کنم به‌خاطر اینه که
در کل آدم رِله و خونسردی‌ام

51
00:02:54,077 --> 00:02:56,204
«!مثلاً نمیام بگم: «وای خدا، هاک‌آی

52
00:02:57,291 --> 00:02:58,704
دوبار خونسردی

53
00:03:01,000 --> 00:03:04,375
...راستی، ازتون ممنونیم
بابت نجات دنیا

54
00:03:05,833 --> 00:03:06,833
قابل شما رو نداشت

55
00:03:06,916 --> 00:03:09,833
حالا دوست دارم دخترم
حقیقت ماجرا رو برام تعریف کنه

56
00:03:11,458 --> 00:03:14,458
من وارد حسابت شدم چون
یه اطلاعاتی می‌خواستم

57
00:03:14,541 --> 00:03:18,916
راجع‌به یه پروندۀ واقعی با آدم‌های واقعی
که جون‌شون تو خطر واقعیـه

58
00:03:19,000 --> 00:03:22,916
یعنی کیت داره توی یه مورد امنیتی
در سطح انتقام‌جویان بهتون کمک می‌کنه؟

59
00:03:23,083 --> 00:03:24,416
خب، نه دقیقاً

60
00:03:24,500 --> 00:03:26,493
ولی دارید همکاری می‌کنید دیگه؟

61
00:03:31,541 --> 00:03:35,650
،آره. عجیب به‌نظر میاد
چون عجیب هم هست

62
00:03:37,875 --> 00:03:39,125
باشه

63
00:03:40,392 --> 00:03:45,017
خب، گمونم باید اعتماد کنم که
هر کی سر این میزه کار درستـو انجام بده

64
00:03:45,541 --> 00:03:46,625
هوم

65
00:03:48,333 --> 00:03:50,416
حله. خوشحال شدم دیدم‌تون

66
00:03:50,500 --> 00:03:51,833
لطفاً بشین -
...ما باید -

67
00:03:55,301 --> 00:03:56,658
تا بیرون همراهی‌تون کنم؟

68
00:03:57,291 --> 00:03:58,916
میرم کت‌مـو بیارم. جک

69
00:04:14,666 --> 00:04:16,000
بذار یه مسئله‌ای رو روشن کنم

70
00:04:16,083 --> 00:04:17,083
باشه

71
00:04:18,375 --> 00:04:19,958
دختر من ابرقهرمان نیست

72
00:04:20,666 --> 00:04:22,166
آره بابا. بی‌خیال، خودم اینو می‌دونستم

73
00:04:23,250 --> 00:04:24,833
...اون مهارت خوبی تو این کارا داره، ولی

74
00:04:24,916 --> 00:04:27,791
ناتاشا رومانوف هم
مهارت زیادی داشت، مگه نه؟

75
00:04:29,916 --> 00:04:32,333
ولی مهارت همیشه برای
زنده نگه‌داشتنت کافی نیست

76
00:04:36,041 --> 00:04:37,041
متوجه‌ام

77
00:04:37,125 --> 00:04:38,166
کلینت -
بله؟ -

78
00:04:38,250 --> 00:04:39,250
تو بچه داری؟

79
00:04:40,333 --> 00:04:42,041
آره، حدس می‌زنم داشته باشی

80
00:04:43,041 --> 00:04:45,291
این هفته واسه خونوادۀ من
هفتۀ سختی بوده

81
00:04:46,625 --> 00:04:50,460
ولی الان می‌خوام بهت بگم
که من طاقتِ از دست دادن کیت رو ندارم

82
00:04:51,541 --> 00:04:55,384
من قبلاً چند نفرو از دست دادم و می‌دونم
تو هم به اقتضای شغلت، عزیزانی رو از دست دادی

83
00:04:56,791 --> 00:04:59,208
متوجه هستم. خیله‌خب

84
00:05:02,166 --> 00:05:03,583
پس بی‌خیال این پرونده میشی؟

85
00:05:04,375 --> 00:05:05,375
نمی‌تونم همچین کاری بکنم

86
00:05:06,375 --> 00:05:10,181
ولی می‌تونم تضمین کنم که
خطری دخترتون رو تهدید نکنه. خب؟

87
00:05:28,311 --> 00:05:32,451
پیام به لارا: می‌تونی ته‌توی ]
[ شرکت «اسلون لیمیتد» رو برام در بیاری؟

88
00:05:40,166 --> 00:05:42,541
...النور هستم. آم

89
00:05:43,250 --> 00:05:46,041
می‌تونی باهام تماس بگیری؟
مورد اورژانسیـه

90
00:05:48,932 --> 00:05:50,807
سلام. چیزی دستگیرت شد؟

91
00:05:51,375 --> 00:05:55,000
با اون رفیقت صحبت کردم
سرش خیلی شلوغـه

92
00:05:55,083 --> 00:05:58,416
چندوقتیه داره روسی یاد می‌گیره
و کلی هم پیاده‌روی می‌کنه

93
00:05:59,166 --> 00:06:01,541
گرم‌کن‌پوش‌ها
پس اسلون پوشش‌شونـه؟

94
00:06:01,625 --> 00:06:05,541
،آره. اون گفت که رئیسش، جک دوکین
یه روز مرخصی هم بهش نمی‌ده

95
00:06:05,625 --> 00:06:09,103
جک مدیرعاملـه؟
داره برای آقا بالاسر پولشویی می‌کنه؟

96
00:06:09,586 --> 00:06:11,752
،بذار حدس بزنم
یه روز دیگه کار داری

97
00:06:12,083 --> 00:06:15,797
آره، ببین.. این دختره که دارم کمکش می‌کنم
،پاش وسط این ماجرا گیره

98
00:06:15,822 --> 00:06:17,832
واسه همین تا مطمئن نشم
خطری تهدیدش نمی‌کنه نمی‌تونم بیام

99
00:06:18,000 --> 00:06:19,416
...می‌خواستم بدونم

100
00:06:19,606 --> 00:06:21,489
چیز دیگه‌ای هم از پایگاه‌تون
به سرقت رفته؟

101
00:06:21,923 --> 00:06:23,212
ساعت رولکس‌ـه رو میگی؟

102
00:06:23,416 --> 00:06:24,463
دقیقاً

103
00:06:25,250 --> 00:06:26,250
بابائه

104
00:06:28,041 --> 00:06:30,541
فکر... فکر نکنم

105
00:06:32,500 --> 00:06:35,208
چرا؟ مگه اون چند سال پیش به‌فنا نرفت؟

106
00:06:35,291 --> 00:06:39,267
،خب، منم همچین فکری می‌کردم
ولی راجع‌به اون لباس خفنتم همین فکرو می‌کردم

107
00:06:41,166 --> 00:06:42,666
خب می‌ارزه ته‌توشـو در بیاریم، نه؟

108
00:06:43,100 --> 00:06:45,766
اگه تونستی، سیگنال فرستنده رو چک کن

109
00:06:45,791 --> 00:06:48,772
باشه. صدات یه‌جوریـه که انگار
کل روز رو دوندگی داشتی. خسته‌ای؟

110
00:06:49,045 --> 00:06:51,750
،آره، یه‌کم کوفته‌ام
ولی هیچ‌جام نشکسته

111
00:06:51,833 --> 00:06:53,833
باشه. خب، بشین ریلکس کن

112
00:06:53,916 --> 00:06:57,166
اگه لازم بود یخ بذار رو پاهات. خب؟
دوسِت دارم

113
00:06:57,250 --> 00:06:58,708
دلم.. برات یه‌ذره شده

114
00:07:00,416 --> 00:07:02,458
زودی می‌بینمت. قول میدم

115
00:07:02,541 --> 00:07:03,541
خدافظ

116
00:07:04,500 --> 00:07:08,416
وای بچه‌ها، انگار بابایی
یه‌کم دیرتر از سر کارش برمی‌گرده

117
00:07:12,541 --> 00:07:16,958
<i>دیوونه‌ش شده. کلینت بارتون
...شده تمام فکر و خیالش، بعد از</i>

118
00:07:17,291 --> 00:07:19,208
<i>خب، بعد از حمله</i>

119
00:07:19,333 --> 00:07:21,875
<i>خودشـو جلوی الگوش
خیلی خونسرد نشون می‌ده</i>

120
00:07:21,958 --> 00:07:24,416
<i>،منم اگه هوی لوئیس رو می‌دیدم
قاطی می‌کردم</i>

121
00:07:25,458 --> 00:07:27,333
<i>،کیت همیشه دختر بااعتمادبنفسی بوده</i>

122
00:07:27,416 --> 00:07:30,014
<i>هیچ‌وقت لازم نبوده نگرانِ اینش باشم</i>

123
00:07:34,291 --> 00:07:37,750
فکر کنم دوباره داری سردرد می‌گیری، عزیزم
بذار یه لیوان چای برات بیارم

124
00:07:39,416 --> 00:07:40,541
تو چیزی نمی‌خوری، کیت؟

125
00:07:41,083 --> 00:07:42,541
نه. مرسی

126
00:07:47,208 --> 00:07:49,166
مامان، جدی باید درمورد جک
باهات صحبت کنم

127
00:07:49,250 --> 00:07:52,291
هی، می‌شه... موضوع رو عوض کنیم؟

128
00:07:52,375 --> 00:07:54,250
بی‌خیالِ این بنده‌خدا شو. بسه دیگه

129
00:07:54,333 --> 00:07:58,583
می‌خوام برای یه‌سری از تصمیمات دربارۀ
مهمونی کریسمس بیشاپ ازت مشورت بگیرم

130
00:07:58,666 --> 00:08:01,083
ببین.. فکر نکنم الان حالشـو داشته باشم

131
00:08:01,166 --> 00:08:03,887
لوس نشو دیگه، کیت
تو متخصص این‌کارایی

132
00:08:04,958 --> 00:08:06,375
مهمونی‌مون غیرفرقه‌ایـه

133
00:08:06,458 --> 00:08:09,500
و مشوق رفاقت بین اعضای شرکت
با روحیۀ کریسمسی

134
00:08:10,166 --> 00:08:11,916
مشخصه خیلی خوش می‌گذره

135
00:08:12,000 --> 00:08:14,000
حرف از مهمونی شنیدم؟

136
00:08:15,166 --> 00:08:17,704
فقط برنامۀ رقصِ زیاد بچینید

137
00:08:17,824 --> 00:08:19,486
خب، مادر من که اهل رقص نیست

138
00:08:20,208 --> 00:08:24,041
جدی؟ من نظر دیگه‌ای دارم. عزیزم؟

139
00:08:26,500 --> 00:08:30,458
♪ شاه بلوط‌ها روی آتش سرخ می‌شن ♪

140
00:08:33,333 --> 00:08:36,375
♪ به آهنگ «جک فراست» گوش می‌دیم ♪

141
00:08:41,458 --> 00:08:46,416
♪ ...و بااین‌که این بارها و به اشکال مختلف گفته شده ♪

142
00:08:46,500 --> 00:08:53,166
♪ کریسمست... مبارک ♪

143
00:08:54,333 --> 00:08:56,333
فکر نکنم تا حالا این‌شکلی دیده باشمت

144
00:08:58,375 --> 00:08:59,916
!خدایا

145
00:09:00,458 --> 00:09:04,458
،یه مهمون ابرقهرمان و یه آهنگ عاشقانه
همه توی یه روز

146
00:09:04,541 --> 00:09:07,875
...خب، می‌دونی که چی میگن
زندگی دو روزه

147
00:09:08,833 --> 00:09:10,876
هیچ‌وقت نمی‌دونی چی در انتظارتـه

148
00:09:14,625 --> 00:09:19,000
چیه؟ چی گفتم؟
...چیز اشتباهی گفتم یا

149
00:09:19,083 --> 00:09:23,666
،هر دفعه میای یه جملۀ قصار بگی
اشتباهی میگی‌شون

150
00:09:24,583 --> 00:09:29,208
چی؟ نه بابا. امکان نداره، داره؟
عزیزم. جون من

151
00:09:30,583 --> 00:09:35,340
:چند روز پیش هم گفتی
«غیبت دل آدمی رو پیر می‌کنه»
[ عبارت صحیح: غیبت دل آدمی رو تنگ می‌کنه ]

152
00:09:35,666 --> 00:09:38,083
خب همینه دیگه

153
00:09:38,916 --> 00:09:42,708
آره عزیزم. بیا اینجا -
نه. واقعاً؟ -

154
00:09:42,791 --> 00:09:45,166
آخی. تویی که دل منو پیر می‌کنی

155
00:09:50,500 --> 00:09:53,541
گمونم این‌که خونواده‌ت بهت بخندن

156
00:09:53,625 --> 00:09:56,500
بهتر از اینه که دم سال نو تنها باشی، نه؟

157
00:09:56,983 --> 00:10:01,441
چی از این بهتر که کنار خانواده‌ت باشی؟
خیلی خوشحالم که جفت‌تون اینجایید

158
00:10:09,291 --> 00:10:11,208
ببین، بیاید یه بُردگیم بازی کنیم

159
00:10:11,291 --> 00:10:12,750
چه فکر قشنگی

160
00:10:12,833 --> 00:10:15,250
ریسک، یاتزی، استراتیگو

161
00:10:50,083 --> 00:10:53,041
منم. پیتزا و نوشیدنی‌های کریسمسی
با خودم آوردم. باز کن

162
00:10:53,791 --> 00:10:54,791


163
00:10:56,791 --> 00:10:59,166
...برو، سگ پیتزایی
خب

164
00:11:00,750 --> 00:11:02,291
!سلام -
سلام -

165
00:11:03,000 --> 00:11:05,208
یه دستی می‌رسونی؟ -
هی، برو پی کارت -

166
00:11:06,000 --> 00:11:09,291
خیله‌خب، این همون لباس کلاسیک
هاک‌آی‌ـه که منتظرش بودیم

167
00:11:09,375 --> 00:11:10,458
داستان چیه؟

168
00:11:10,541 --> 00:11:14,208
داستان اینه که من اومدم کریسمس رو نجات بدم

169
00:11:14,583 --> 00:11:15,708
نه بابا؟

170
00:11:15,791 --> 00:11:17,625
واسه روز موعد
سر وقت می‌فرستمت خونه

171
00:11:17,833 --> 00:11:19,708
و گفتم تا اون‌موقع
می‌تونیم جشن بگیریم

172
00:11:20,250 --> 00:11:25,041
امشب شب ماراتون تماشای فیلمـه دیگه؟
اینجا رو داشته باش. کلی فیلم گرفتم

173
00:11:26,791 --> 00:11:28,458
واقعاً لطف کردی

174
00:11:29,304 --> 00:11:30,304
مرسی

175
00:11:31,458 --> 00:11:35,458
ولی آره، می‌شه یه لحظه استوپ کنی
تا درمورد «پسر شمشیرباز» صحبت کنیم؟

176
00:11:36,041 --> 00:11:38,375
غریزۀ قوی‌ای داری، دختر -
منظورت چیه؟ -

177
00:11:38,833 --> 00:11:41,376
خب، من یه تحقیقاتی انجام دادم
و کاشف به عمل اومد که

178
00:11:41,500 --> 00:11:44,541
اسلون یه شرکت پوششی‌ـه
که برای گرم‌کن‌پوش‌ها پولشویی می‌کنه

179
00:11:44,625 --> 00:11:47,375
و مدیرعاملش هم جک دوکین‌ـه

180
00:11:47,791 --> 00:11:48,833
مطمئنی؟

181
00:11:49,790 --> 00:11:50,790
هوم

182
00:11:52,250 --> 00:11:56,125
باشه، پس باید یه طرحی بریزیم که
حلقۀ جرائم سازمان‌یافته‌ی

183
00:11:56,208 --> 00:11:57,958
نامزد مامانم رو بیاریم پایین

184
00:11:58,041 --> 00:12:01,666
و در عین حال یه مهمونی
کریسمس قشنگ هم بگیریم

185
00:12:06,250 --> 00:12:07,833
بازم از اون نوشیدنی‌ها داری؟

186
00:12:07,916 --> 00:12:09,291
تو آشپزخونه‌ست -
خب -

187
00:12:14,250 --> 00:12:18,083
خب پلیس‌ها
باید شرّ پلیس‌ها رو از سر من کم کنیم

188
00:12:18,166 --> 00:12:20,500
،مافیای گرم‌کن‌پوش
شرّ اونا رو هم باید کم کنیم

189
00:12:20,583 --> 00:12:25,666
و باید ببینیم جک، چه و چطور ارتباطی
با تمام این ماجراها داره

190
00:12:25,750 --> 00:12:27,291
آره درسته

191
00:12:27,375 --> 00:12:29,791
الان باید جملۀ منو
با یه نقشه تموم کنی

192
00:12:29,875 --> 00:12:33,195
نقشه‌ریختن خیلی تو حوزۀ تخصصی من نیست
مطمئنی اون ماژیک دائمی نیست؟

193
00:12:37,015 --> 00:12:38,015
پسر خوب

194
00:12:43,166 --> 00:12:44,625
تیر ویژۀ بیشتر از کجا بیاریم؟

195
00:12:44,708 --> 00:12:46,583
خب، دیگه تیر ویژه نداریم

196
00:12:46,666 --> 00:12:47,750
یعنی تو کل دنیا؟

197
00:12:47,833 --> 00:12:50,708
آره عملاً. من چند سر تیر ویژه دارم

198
00:12:51,000 --> 00:12:52,583
ولی روی هر تیری قابل نصب نیستن

199
00:12:52,900 --> 00:12:54,400
پس باید اینا رو برگردونیم

200
00:12:55,083 --> 00:12:56,208
داری چی‌کار می‌کنی؟

201
00:12:56,291 --> 00:12:59,291
می‌بینی؟ درخت روی نوشته‌ها پوشوند

202
00:12:59,833 --> 00:13:01,375
خب، خوب داری همه‌چی رو حل می‌کنیـا

203
00:13:02,250 --> 00:13:04,692
چیزی از تیرهای بومرنگی شنیدی؟ -
چی؟ -

204
00:13:05,041 --> 00:13:08,041
آخه چرا باید از تیرهای بومرنگی استفاده کنم؟

205
00:13:08,125 --> 00:13:10,875
چون برمی‌گردن -
خب دیگه -

206
00:13:10,958 --> 00:13:15,041
آره، خب اگه همه‌ی تیرهای ویژه‌مون
بومرنگی بودن، همه‌شون برمی‌گشتن

207
00:13:15,666 --> 00:13:17,125
برمی‌گشتن تو صورت‌مون

208
00:13:17,317 --> 00:13:19,942
خب باید... باید جاخالی بدی دیگه

209
00:13:21,375 --> 00:13:23,000
نه، غیرممکن هم نیست

210
00:13:23,083 --> 00:13:25,208
فقط اولین تیری که پرتاب می‌کنی
باید چوبی باشه

211
00:13:25,291 --> 00:13:28,083
که وقتی تیر دوم رو زدی
از وسط نصفش کنه

212
00:13:28,166 --> 00:13:31,583
چرت میگی. قبلاً امتحان کردم -
خب، خودم چندبار این‌کارو کردم -

213
00:13:33,583 --> 00:13:35,329
تکنیک‌های باحال دیگه‌ای هم بلدی؟

214
00:13:36,166 --> 00:13:40,125
خب، می‌تونم یکی رو با این
از فاصلۀ پنج، شش متری بی‌هوش کنم

215
00:13:40,333 --> 00:13:41,333
برو بابا

216
00:13:41,416 --> 00:13:44,083
از سکۀ 25 سنتی یا 5 سنتی استفاده می‌کنم
ده سنتی سبکـه

217
00:13:44,988 --> 00:13:46,071
ثابت کن

218
00:13:46,875 --> 00:13:47,916
یعنی چی، بی‌هوشت کنم؟

219
00:13:48,256 --> 00:13:50,666
نه، می‌خوام یه‌چیزی رو بزنی

220
00:13:51,166 --> 00:13:52,958
باشه، این‌طوری تا آخر عمرت
حرفاتـو باور نمی‌کنم

221
00:13:53,041 --> 00:13:56,431
به هر غریبه‌ای که سر راهم دیدم
...میگم هاک‌آی فقط گنده‌گوزی

222
00:13:57,958 --> 00:13:59,000
!اوه

223
00:14:02,265 --> 00:14:04,015
باید این حرکتـو بهم یاد بدی

224
00:14:10,791 --> 00:14:11,916
باشه، حاضری؟

225
00:14:12,000 --> 00:14:13,000
آره

226
00:14:13,250 --> 00:14:15,791
خوب پرتش می‌کنی
فقط باید بهش کات بدی

227
00:14:15,875 --> 00:14:17,708
فقط یه‌خرده
خب، تو می‌تونی، باشه؟

228
00:14:19,791 --> 00:14:20,791
ای خدایا

229
00:14:22,867 --> 00:14:24,034
تو چی‌کار می‌کنی؟

230
00:14:24,059 --> 00:14:25,059
انگشت حلقه

231
00:14:26,083 --> 00:14:27,333
سفت بگیرش -
خب -

232
00:14:28,583 --> 00:14:29,666
این بهتر بود

233
00:14:29,791 --> 00:14:31,166
این دفعه که می‌زنی

234
00:14:31,250 --> 00:14:32,333
خیله‌خب

235
00:14:36,875 --> 00:14:38,041
!خدای من -
چی!؟ -

236
00:14:38,416 --> 00:14:40,583
پشمام، واقعاً تونستم -
آره -

237
00:14:42,208 --> 00:14:43,458
واقعاً دیوانه‌وار بود

238
00:14:44,541 --> 00:14:45,750
هی، بدک نبود دختر

239
00:14:45,833 --> 00:14:50,536
آره والا. خیله‌خب
ماجرای بهترین شلیکت رو تعریف می‌کنی؟

240
00:14:51,500 --> 00:14:54,500
وقتی که شلیک نکردم -
منظورت چیه؟ -

241
00:14:55,708 --> 00:15:00,041
منظورم اینه که... هیچی، نباید می‌گفتم

242
00:15:00,125 --> 00:15:02,583
اَه بگو دیگه، نامردی نکن -
بی‌خیال، چیزی نیست -

243
00:15:02,666 --> 00:15:04,947
چی؟ جون من، فکر کن کادوی کریسمس‌مـه

244
00:15:05,000 --> 00:15:06,500
نه، الان وقتش نیست -
چرا -

245
00:15:06,583 --> 00:15:10,958
...ببین، مطمئنم داستان خوبیه -
این صرفاً یه داستان خوب نیست، خب؟ -

246
00:15:14,583 --> 00:15:15,708
...داستانِ

247
00:15:18,824 --> 00:15:20,741
داستان آشناییم با یه نفره

248
00:15:23,833 --> 00:15:25,569
منو فرستاده بودن اونـو بُکشم

249
00:15:28,208 --> 00:15:30,833
،و موقعی که رسیدم اونجا
...وقتش که رسید

250
00:15:32,541 --> 00:15:33,666
...آم

251
00:15:34,992 --> 00:15:36,033
نتونستم انجامش بدم

252
00:15:40,125 --> 00:15:43,340
یه حسی تهِ دلم می‌گفت که
اون می‌خواد از این کار بزنه بیرون

253
00:15:45,916 --> 00:15:47,694
بعداً معلوم شد که درست حدس زدم

254
00:15:49,071 --> 00:15:50,238
منظورت ناتاشاـه

255
00:15:51,250 --> 00:15:52,250
آره

256
00:15:57,945 --> 00:15:59,153
رو دستش نبود

257
00:16:07,320 --> 00:16:08,320
متأسفم

258
00:16:08,750 --> 00:16:12,533
طوری نیست. خب.. وقتی
...شغلی مثل شغل من داشته باشی

259
00:16:14,583 --> 00:16:18,583
فقط باید غم‌واندوهت رو مدیریت کنی، مگه نه؟
...و خب

260
00:16:26,250 --> 00:16:28,791


261
00:16:31,583 --> 00:16:34,083


262
00:16:35,083 --> 00:16:37,458


255
00:16:37,541 --> 00:16:39,166
‫تو خانواده‌ات رو بعد از بشکن تانوس از دست دادی؟

256
00:16:41,083 --> 00:16:43,875
‫آره. مثل نصف دنیا

257
00:16:46,500 --> 00:16:48,125
‫خدایا، باید خیلی داغون‌ات کرده باشه

258
00:16:50,500 --> 00:16:52,083
‫آره نمی‌شه با کلمات توصیف‌اش کرد

259
00:16:58,291 --> 00:16:59,791
‫اونجا با رونین آشنا شدی؟

260
00:17:12,125 --> 00:17:13,250
‫خودت رونین هستی، مگه نه؟

261
00:17:16,833 --> 00:17:18,875
‫هر کسی با بشکن تانوس به روش خودش کنار اومد

262
00:17:21,791 --> 00:17:23,958
‫من به کاری که براش آموزش دیده بودم، ادامه دادم

263
00:17:25,291 --> 00:17:26,458
‫محافظت از مردم

264
00:17:26,625 --> 00:17:29,500
‫آسیب زدن به مردم.
‫اول ازشون بازجویی می‌کردم،

265
00:17:29,583 --> 00:17:32,958
‫ولی آخر سر کار من این بود که بهشون آسیب بزنم

266
00:17:33,041 --> 00:17:34,208
‫تو یه قهرمان بودی

267
00:17:34,291 --> 00:17:35,500
‫من یه سلاح بودم

268
00:17:37,208 --> 00:17:41,291
‫یه سلاح که توسط افراد درست،
‫به سمت اهداف درست نشونه گرفته می‌شد پس...

269
00:17:41,375 --> 00:17:44,000
‫ببین، تو اشتباهاتی کردی
‫ولی اون‌ها رو پشت سر گذاشتی

270
00:17:44,083 --> 00:17:45,208
‫نه، اون اشتباهات با من هستن

271
00:17:48,208 --> 00:17:49,416
‫با خانواده‌ام هستن

272
00:17:52,791 --> 00:17:57,708
‫برای همین اینجام.
‫و تا وقتی که درست نشه، نمی‌تونم برم خونه

273
00:18:08,000 --> 00:18:10,291
‫بابت کاری که امشب کردی واقعاً ممنونم

274
00:18:12,083 --> 00:18:13,083
‫برام خیلی ارزش داشت

275
00:18:16,333 --> 00:18:21,208
‫می‌دونی، باید یکم استراحت کنی.
‫فردا روز بزرگی پیش رو داری

276
00:18:25,000 --> 00:18:29,041
‫- چشم رئیس. شب بخیر.
‫- شب بخیر

277
00:18:29,375 --> 00:18:30,875
‫بیا!

278
00:18:52,458 --> 00:18:53,541
‫الان چی؟

279
00:18:53,625 --> 00:18:56,708
‫کشتن این آدم‌ها، خانواده‌ات رو برنمی‌گردونه

280
00:19:05,083 --> 00:19:06,375
‫چیزی نیست

281
00:19:06,458 --> 00:19:07,458
‫لطفاً

282
00:19:09,041 --> 00:19:10,041
‫نه!

283
00:19:15,166 --> 00:19:16,958
‫سه روز تا کریسمس باقی مونده

284
00:19:17,083 --> 00:19:19,625
‫و ما موسیقی مربوط به تعطیلات شما رو آماده کردیم

285
00:19:19,708 --> 00:19:23,458
‫شما به رادیو نیویورک گوش می‌کنید،
‫موج اف‌ام، ردیف 107.6 مگا هرتز

286
00:19:27,583 --> 00:19:29,125
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر

287
00:19:30,458 --> 00:19:32,708
‫- قهوه می‌خوای؟
‫- خدا رو شکر

288
00:19:33,041 --> 00:19:35,500
‫خب امروز من باید یه صحبتی
‫با دوستمون کازی داشته باشم

289
00:19:35,666 --> 00:19:38,583
‫ازت می‌خوام که به کمک دوست‌هامون،
‫بازیکنان بازی نقش‌آفرینی،

290
00:19:38,666 --> 00:19:39,916
‫رد تیرهای وِیژه رو بگیری

291
00:19:41,125 --> 00:19:43,958
‫- صبر کن چی؟
‫- تیر ردیاب دیگه حرکت نکرده

292
00:19:44,041 --> 00:19:46,458
‫و توی یه تجهیزات نزدیک پل
‫و متعلق به پلیس نیویورک‌ـه

293
00:19:46,541 --> 00:19:49,416
‫بازیکنان بازی نقش‌آفرینی اکثراً
‫عضو نیروهای اضطراری هستن، یکی‌شون پلیس‌ـه

294
00:19:49,500 --> 00:19:52,041
‫ببین می‌تونن به اون تجهیزات پلیس دسترسی پیدا کنن یا نه

295
00:19:52,166 --> 00:19:53,166
‫دوستان‌مون که بازیکنان بازی نقش‌آفرینی هستن

296
00:19:53,250 --> 00:19:56,125
‫آره، همه جور آدمی بین‌شون هست.
‫عاشق‌شون می‌شی

297
00:19:56,291 --> 00:19:59,958
‫می‌دونی، من دوست دارم
‫به اون‌ها به چشم تیرهامون نگاه کنم

298
00:20:00,625 --> 00:20:02,375
‫خیلی خب. برو تیرهامون رو پس بگیر

299
00:20:02,458 --> 00:20:03,583


300
00:20:07,541 --> 00:20:08,541
‫پرتاب!

301
00:20:08,625 --> 00:20:10,500
‫رعد و برق!
‫یک، دو، سه، چهار، پنج

302
00:20:10,583 --> 00:20:15,666
‫عقب نشینی! آرایش تیمی. حمله!

303
00:20:17,333 --> 00:20:18,625
‫دیوار یخی!

304
00:20:21,541 --> 00:20:22,875
‫ضربه ابرقدرتی!

305
00:20:24,333 --> 00:20:27,791
‫هی، من... نمی‌خوام مزاحم‌تون بشم

306
00:20:29,541 --> 00:20:31,291
‫- شما خیلی...
‫- عقب نشینی!

307
00:20:31,875 --> 00:20:32,958
‫خودتون رو وقف این کار کردید

308
00:20:33,041 --> 00:20:34,041
‫تو کی هستی؟

309
00:20:34,833 --> 00:20:37,666
‫هاک‌آی منو فرستاده تا
‫یه کار رسمی انتقام‌جویان رو انجام بدم

310
00:20:37,750 --> 00:20:39,916
‫من همکار و بهترین دوست‌اش، کیت هستم

311
00:20:40,458 --> 00:20:42,750
‫گفت که شما می‌تونید
‫بهمون کمک کنید. یکی از شما پلیس‌ـه؟

312
00:20:42,875 --> 00:20:46,791
‫منم، افسر وندی کانرد.
‫بهتره بگم الیزابت از دیپدِیل

313
00:20:47,916 --> 00:20:51,333
‫افسر. کاری که ما لازم داریم

314
00:20:51,416 --> 00:20:53,416
‫یه دستکاری ساده و عادی مدارک‌ـه

315
00:20:53,666 --> 00:20:57,166
‫تیرهای ویژه‌ی هاک‌آی توی
‫یه ساختمون پلیس نیویورک نزدیک پل منهتن‌ـه

316
00:20:59,166 --> 00:21:00,916
‫احتمالاً می‌تونم کمک‌تون کنم

317
00:21:01,041 --> 00:21:03,000
‫اگه تو هم کاری کنی که ارزش وقت منو داشته باشه

318
00:21:03,625 --> 00:21:05,500
‫ارزش وقت ما رو داشته باشه

319
00:21:07,416 --> 00:21:12,041
‫آره. آره حتماً.
‫هر کاری که بخواید. خیلی خب

320
00:21:12,916 --> 00:21:14,625
‫همه هستن؟ خیلی خب. عالی شد

321
00:21:14,708 --> 00:21:18,375
‫شما بی‌نظیر هستید، لباس‌هاتون... واقعاً بی‌نظیره

322
00:21:37,791 --> 00:21:40,500
‫سورپرایز. فقط می‌خوام حرف بزنیم

323
00:21:42,625 --> 00:21:44,250
‫من باید از شهر خارج بشم

324
00:21:44,333 --> 00:21:47,416
‫ولی قبل از اینکه برم،
‫باید این قضیه رونین رو خاتمه بدم

325
00:21:47,500 --> 00:21:49,458
‫ببین، من می‌دونم که تو نقش گوش مایا رو بازی می‌کنی

326
00:21:49,666 --> 00:21:53,166
‫و به نظر میاد احمق هم نیستی

327
00:21:53,291 --> 00:21:56,750
‫اگه می‌خوای ازم تعریف کنی،
‫خیلی داری اشتباه می‌زنی

328
00:21:56,833 --> 00:21:58,750
‫اشتباه برداشت نکن،
‫من فکر می‌کنم تو نقش پادو رو داری

329
00:21:59,875 --> 00:22:01,166
‫ببین، تو زیر نظر ویلیام لوپز

330
00:22:01,250 --> 00:22:04,000
‫به عنوان رئیس چند سال کار کردی؟ چهار سال؟

331
00:22:05,000 --> 00:22:07,083
‫و الان زیر نظر مایا چند سالی هست داری کار می‌کنی

332
00:22:08,708 --> 00:22:10,583
‫تو بهتر از هر کسی این عملیات رو می‌شناسی

333
00:22:11,958 --> 00:22:14,166
‫تو می‌دونی رئیس مایا چی می‌خواد

334
00:22:14,958 --> 00:22:17,208
‫و می‌دونی که همین الان هم
‫برای رسیدن بهش چه کارهایی کرده

335
00:22:19,333 --> 00:22:20,458
‫خب تو چی می‌دونی؟

336
00:22:20,541 --> 00:22:22,958
‫می‌دونم که قطعاً از این همه توجه خوشش نمیاد

337
00:22:24,125 --> 00:22:30,416
‫می‌دونم که وسواس مایا
‫نسبت به کشتن رونین، خیلی خطرناکه

338
00:22:31,416 --> 00:22:33,333
‫جلوی تصمیم‌گیری درستش 
رو می‌گیره، مگه نه؟

339
00:22:33,791 --> 00:22:38,583
‫پس تو نگران سازمانی؟
‫و... و نگران درجه‌ی من توی سازمان؟

340
00:22:40,416 --> 00:22:41,416
‫چی می‌خوای؟

341
00:22:42,583 --> 00:22:44,000
‫نمی‌خوام دیگه کسی بمیره

342
00:22:46,750 --> 00:22:49,458
‫ولی میل مایا به گرفتن انتقام، اونو به کشتن می‌ده

343
00:22:50,875 --> 00:22:51,916
‫نقطه سر خط

344
00:22:55,541 --> 00:22:59,458
‫دنبال این می‌گردی؟
‫یا شاید دنبال کاتر زیر صندلی می‌گردی

345
00:22:59,625 --> 00:23:00,791
‫ببین، حرف‌هات تموم شد؟

346
00:23:02,250 --> 00:23:03,500
‫اون داره دنبال یه روح می‌گرده

347
00:23:05,750 --> 00:23:09,166
‫فکر کنم تو اینو می‌دونی.
‫ولی من نمی‌تونم کاری کنم این حرفو باور کنه

348
00:23:10,250 --> 00:23:12,500
‫و به گمونم تو تنها کسی باشه که می‌تونه

349
00:23:14,083 --> 00:23:17,875
‫این آخرین هشدار بود. فقط تمومش کن

350
00:23:19,916 --> 00:23:21,541
‫هی، می‌تونم تفنگ‌ام رو داشته باشم؟

351
00:23:21,916 --> 00:23:23,333
‫آره، خودت چی فکر می‌کنی؟

352
00:23:28,166 --> 00:23:29,500
‫بیخیال

353
00:23:39,958 --> 00:23:41,625
‫- اینم از رفیق‌مون.
‫- هی

354
00:23:41,708 --> 00:23:43,666
‫کوکی می‌خوری؟ هنوز گرم‌ـه

355
00:23:43,750 --> 00:23:45,583
‫- باشه.
‫- هی، بیا تو

356
00:23:45,666 --> 00:23:48,375
‫- هی کلینت. روزت چطور بود؟
‫- سلام

357
00:23:48,541 --> 00:23:52,458
‫روز من خوب بود. روز تو چطور بود؟

358
00:23:52,541 --> 00:23:55,166
‫عالی، آره. باید بگم بهتر از روز تو بوده

359
00:23:56,708 --> 00:23:59,583
‫خب تیرهای من رو گرفتی؟

360
00:23:59,666 --> 00:24:01,250
‫آره، آره. تو راه هستن

361
00:24:01,333 --> 00:24:03,666
‫دیگه الاناس که برسن. آره، آروم باش

362
00:24:04,208 --> 00:24:05,458
‫- چی؟
‫- اونو ببین

363
00:24:07,541 --> 00:24:09,750
‫از حق نگذریم، وایکینگ بودن بهم میاد

364
00:24:09,875 --> 00:24:13,375
‫- من... می‌دونی، خودم درستش کردم.
‫- امکان نداره!

365
00:24:13,458 --> 00:24:16,250
‫- با دست.
‫- می‌تونم استخدام‌ات کنم که لباس بعدی رو برام درست کنی؟

366
00:24:16,333 --> 00:24:18,375
‫آره. خیلی دوست دارم اینکارو بکنم

367
00:24:18,458 --> 00:24:21,833
‫هی، یه لحظه صبر کنید.
‫اگه این قرار ما باشه چی؟

368
00:24:21,916 --> 00:24:25,333
‫- چه قراری؟
‫- ما تیرها و اطلاعات رو بهتون می‌دیم،

369
00:24:25,416 --> 00:24:27,916
‫و شما مواد لازم برای لباس جدید بهمون می‌دید

370
00:24:28,000 --> 00:24:33,666
‫خیلی خب، چطوره مواد لازم
‫برای دو تا لباس اضافه هم بهتون بدیم؟

371
00:24:35,250 --> 00:24:37,708
‫من یکی رو می‌شناسم که
‫توی انتخاب لباس واقعاً نیاز به کمک داره

372
00:24:39,208 --> 00:24:40,416
‫- من هستم.
‫- عالی!

373
00:24:40,583 --> 00:24:43,458
‫هی، اُروال، شنیدی؟
‫قراره لباس جدید داشته باشیم

374
00:24:43,958 --> 00:24:48,125
‫کیت، من خیلی ساده ازت خواستم که
‫تیرها رو برگردونی، نه اینکه تیم نمایش جمع کنی

375
00:24:48,250 --> 00:24:49,791
‫ما یه... ما یه انجمن هستیم

376
00:24:52,000 --> 00:24:56,500
‫ساعت رولکس توی ساختمون انتقام‌جویان نابود نشده.
‫فرستنده داره از این موقعیت، سیگنال می‌فرسته:
‫«خیابان گادفری، شماره 3715»

377
00:24:57,000 --> 00:24:59,166
‫خیلی خب، من باید برم

378
00:25:00,166 --> 00:25:02,125
‫ما باید بریم.
‫با هم باید انجامش بدیم، درسته؟

379
00:25:02,208 --> 00:25:04,000
‫- ببخشید، متاسفم.
‫- باید لباس عوض کنی

380
00:25:04,083 --> 00:25:05,125
‫- هاک‌آی.
‫- سلام

381
00:25:05,416 --> 00:25:07,125
‫ماموریت برگردوندن تیرها با موفقیت انجام شد

382
00:25:07,458 --> 00:25:09,583
‫آره. ممنون. ازت تشکر می‌کنم

383
00:25:09,666 --> 00:25:10,750
‫این کیف منه

384
00:25:13,000 --> 00:25:14,833
‫- خیلی خب.
‫- خودت کیف نیاوردی؟

385
00:25:15,791 --> 00:25:16,916
‫نه، منظورم اینه که...

386
00:25:17,000 --> 00:25:20,750
‫همسرم این کیف رو بهم داده.
‫قلاب دوزی شده. روش نوشته، "بمب"

387
00:25:20,916 --> 00:25:23,458
‫متوجهم که خیلی برات اهمیت داره

388
00:25:23,541 --> 00:25:25,958
‫کیف رو بهت برمی‌گردونه.
‫آره، من مطمئن می‌شم که اینکارو می‌کنه

389
00:25:26,708 --> 00:25:27,916
‫- باشه؟
‫- قول می‌دم

390
00:25:28,000 --> 00:25:29,041
‫- بریم.
‫- درسته. باشه

391
00:25:29,125 --> 00:25:30,375
‫- ممنون. می‌بینمت.
‫- خیلی خب پس

392
00:25:30,458 --> 00:25:32,041
‫- خیلی ممنون.
‫- خیلی کیف قشنگیه

393
00:25:32,125 --> 00:25:33,125
‫ممنون

394
00:25:42,416 --> 00:25:44,125
‫می‌خوای بهم بگی اینجا داریم چیکار می‌کنیم؟

395
00:25:44,625 --> 00:25:47,625
‫یک وسیله خیلی مهم
‫داره از توی اون آپارتمان سیگنال می‌فرسته

396
00:25:47,708 --> 00:25:50,583
‫از یک حراج بازر سیاه دزدیده شده. باید اونو پس بگیرم

397
00:25:51,208 --> 00:25:53,666
‫هیچ نوری نیست، هیچ تحرکی نیست

398
00:25:55,791 --> 00:25:56,875
‫الان وقتشه

399
00:25:57,583 --> 00:26:00,041
‫اگه یه پشت‌بوم بالاتر بودیم، خیلی برامون راحت‌تر بود

400
00:26:00,166 --> 00:26:01,166
‫این فکر توـه

401
00:26:02,208 --> 00:26:04,458
‫آره دقیقاً. برای همین گفتم دیگه

402
00:26:04,541 --> 00:26:08,125
‫کیت، همیشه باید
‫خروج سریع رو به ورود سریع اولویت بدی

403
00:26:08,291 --> 00:26:10,958
‫تا وقتی اوضاع خراب شد که معمولاً می‌شه،

404
00:26:11,708 --> 00:26:12,875
‫نقشه خروج داشته باشی

405
00:26:12,958 --> 00:26:14,750
‫برای همین این نقطه رو انتخاب کردم

406
00:26:14,833 --> 00:26:17,041
‫به تمام خروجی‌های من دید عالی داره

407
00:26:17,708 --> 00:26:18,958
‫ورود راحته

408
00:26:19,041 --> 00:26:22,083
‫فکر کنم سه دقیقه و نیم طول بکشه تا برم تو

409
00:26:22,166 --> 00:26:25,833
‫پس اگه چیزی دیدی، فقط بهم علامت بده کیت. باشه؟

410
00:26:28,416 --> 00:26:29,416
‫کیت؟

411
00:26:31,875 --> 00:26:33,625
‫داری چیکار می‌کنی؟

412
00:26:36,125 --> 00:26:37,750
‫کیت؟ کیت؟

413
00:26:37,833 --> 00:26:40,500
‫- اونجایی.
‫- گفتم که تو باید مراقب باشی

414
00:26:40,583 --> 00:26:43,833
‫آره ولی بین ما دو تا،
‫کی ممکنه اون بالا حواسش کمتر پرت بشه؟

415
00:26:43,916 --> 00:26:45,750
‫منصفانه نیست، عدم توانایی تو

416
00:26:45,833 --> 00:26:48,916
‫در عمل کردن به عنوان یک آدم بزرگ، بهت کمک می‌کنه

417
00:26:49,166 --> 00:26:52,333
‫نه اینطور نیست.
‫ولی خب همینه که هست

418
00:26:53,458 --> 00:26:56,375
‫باید از تیر لنگردار استفاده کنی که بری داخل

419
00:26:56,458 --> 00:26:58,625
‫از کنار ساختمون به پنجره برس

420
00:26:58,708 --> 00:27:01,416
‫اگه قفل بود، خیلی آروم بشکونش و وارد شو

421
00:27:01,500 --> 00:27:04,875
‫آره، عاشق‌اش شدم.
‫نقشه خوبیه، فقط یکم پیچیده‌ست

422
00:27:04,958 --> 00:27:07,541
‫عصر بخیر آقا.
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

423
00:27:07,625 --> 00:27:08,958
‫- ممنون.
‫- حتماً

424
00:27:09,041 --> 00:27:10,875
‫داری چیکار... نه، نه، نه

425
00:27:11,000 --> 00:27:13,166
‫نه، نه، نه.
‫وارد... وارد نشو

426
00:27:13,250 --> 00:27:15,583
‫- کرفس گرفتید، یکم کدو گرفتید.
‫- کیت

427
00:27:15,666 --> 00:27:16,875
‫خیلی خب، یکم "پرتزل"؟

428
00:27:17,958 --> 00:27:19,000
‫کجایی؟

429
00:27:19,083 --> 00:27:20,958
‫آروم باش. دارم با آسناسور می‌رم بالا

430
00:27:21,458 --> 00:27:22,708
‫ببخشید، چی گفتی؟

431
00:27:24,458 --> 00:27:27,333
‫متاسفم، با شما حرف نزدم

432
00:27:30,875 --> 00:27:32,208
‫می‌تونم یه رازی بهت بگم؟

433
00:27:32,666 --> 00:27:33,791
‫لطفاً اینکارو نکن

434
00:27:33,875 --> 00:27:35,875
‫داشتم با یه انتقام‌جو حرف می‌زدم

435
00:27:36,875 --> 00:27:37,916
‫اون توی گوش‌ منه

436
00:27:38,000 --> 00:27:39,541
‫شاید بهتر باشه دیگه حرف نزنی

437
00:27:39,833 --> 00:27:41,333
‫آره، من همکارش هستم

438
00:27:41,416 --> 00:27:42,916
‫من اینو پس می‌گیرم

439
00:27:43,000 --> 00:27:45,166
‫می‌تونم تا در خونه براتون بیارم، مشکلی نداره

440
00:27:45,250 --> 00:27:47,708
‫نه، مشکلی نیست. خودم از اینجا می‌برم

441
00:27:47,791 --> 00:27:50,125
‫خیلی خب، مطمئنی؟
‫واقعاً مشکلی نداشتا

442
00:27:51,375 --> 00:27:52,791
‫خیلی خب، مراقب باش

443
00:27:54,125 --> 00:27:57,000
‫توی نقشه‌ات کمان بزرگ رو چیکار می‌کردی؟

444
00:27:57,083 --> 00:27:58,416
‫یه کمان جدا شدنی دارم

445
00:27:58,500 --> 00:28:00,250
‫منطقی شد

446
00:28:02,375 --> 00:28:05,250
‫خیلی خب، من دم در هستم

447
00:28:06,250 --> 00:28:07,250
‫همه چیز مرتبه

448
00:28:32,125 --> 00:28:35,500
‫خیلی خب. اتاق نشیمن خالیه

449
00:28:37,250 --> 00:28:38,416
‫لعنتی

450
00:28:42,750 --> 00:28:43,791
‫چی بود؟

451
00:28:44,750 --> 00:28:47,375
‫نمی‌دونم.
‫روی دیوار چراغ چشمک‌زن بود

452
00:28:47,500 --> 00:28:50,083
‫- منظورت از چراغ چشمک‌زن چیه؟
‫- نمی‌دونم

453
00:28:51,375 --> 00:28:52,666
‫آره، چی می‌بینی؟

454
00:28:53,333 --> 00:28:55,250
‫خیلی خب، دنبال چی بگردم؟

455
00:28:55,958 --> 00:28:58,625
‫یک ساعت، رولکس قدیمی

456
00:28:59,625 --> 00:29:01,375
‫برای کسیه که قبلاً باهاش کار می‌کردم

457
00:29:01,916 --> 00:29:03,458
‫داستان اینه کلینت؟

458
00:29:03,541 --> 00:29:05,416
‫خیلی وقته دیگه تو بازی نیستن

459
00:29:05,500 --> 00:29:07,833
‫ولی هویت اون‌ها به ساعت متصله

460
00:29:07,916 --> 00:29:10,250
‫و اگه گرم‌کن پوش‌ها بفهمن؟

461
00:29:12,000 --> 00:29:14,125
‫پوشش اون‌ها از بین می‌ره.
‫خداحافظ رفیق

462
00:29:22,250 --> 00:29:23,375
‫ساعت رو پیدا کردم

463
00:29:25,041 --> 00:29:26,041
‫عالیه

464
00:29:29,916 --> 00:29:31,166
‫یک دقیقه صبر کن

465
00:29:33,375 --> 00:29:35,750
‫کلینت، یکی راجع به خانواده‌ی تو یادداشت کرده

466
00:29:35,833 --> 00:29:36,875
‫چی؟

467
00:29:36,958 --> 00:29:39,416
‫کلینت بارتون، همسر، لارا،
‫دختر، لایلا، چهارده ساله،

468
00:29:39,500 --> 00:29:42,333
‫پسر، کوپر، شانزده ساله،
‫پسر، نیت...

469
00:29:42,416 --> 00:29:44,291
‫کیت، همین الان از اونجا خارج شو

470
00:29:44,375 --> 00:29:46,083
‫چی؟ چرا؟

471
00:29:46,166 --> 00:29:49,541
‫اون چراغ یک آژیره.
‫یک آزیر بی‌صدا برای افراد ناشنوا

472
00:29:49,625 --> 00:29:50,791
‫خدای من

473
00:29:50,875 --> 00:29:51,958
‫اونجا آپارتمان مایاـه

474
00:29:52,041 --> 00:29:53,416
‫خیلی خب، دارم میام...

475
00:29:55,041 --> 00:29:56,625
‫کلینت، چه خبر شده؟

476
00:29:57,833 --> 00:29:58,916
‫کلینت؟

477
00:30:04,708 --> 00:30:05,708
‫مایا اینجاست

478
00:30:05,791 --> 00:30:06,875
‫آره، دارم می‌بینم

479
00:30:08,000 --> 00:30:09,416
‫پس چرا بهم نگفتی؟

480
00:30:10,166 --> 00:30:12,458
‫گفتم. مایا روی پشت بوم پیش منه

481
00:30:12,833 --> 00:30:14,833
‫نه، مایا قطعاً اینجاست

482
00:30:18,958 --> 00:30:20,750
‫خب، پس من داریم با کی مبارزه می‌کنم؟

483
00:30:23,791 --> 00:30:25,500
‫یه کمک کوچک نمی‌دی؟

484
00:30:27,041 --> 00:30:30,666
‫یه لحظه صبر کن. داره می‌رسه

485
00:30:34,041 --> 00:30:35,083
‫سوار زیپ لاین شو

486
00:30:53,708 --> 00:30:55,625
‫عالیه

487
00:30:57,250 --> 00:30:59,125
‫یالا. یالا

488
00:31:07,666 --> 00:31:09,333
‫درد داشت

489
00:31:49,250 --> 00:31:52,208
‫نه، نه، نه!

490
00:32:04,583 --> 00:32:05,583
‫منو بکش بالا!

491
00:32:09,583 --> 00:32:10,583
‫از اینجا برو

492
00:33:32,090 --> 00:33:34,298
‫اون دیگه کی بود؟

493
00:33:34,583 --> 00:33:36,000
‫نمی‌خوای بدونی کیت

494
00:33:36,083 --> 00:33:39,166
‫اگه بهم نگی چه خبره، نمی‌تونم همکارت باشم

495
00:33:40,000 --> 00:33:42,333
‫تو همکار من نیستی. فهمیدی؟

496
00:33:42,416 --> 00:33:43,416
‫هیچ وقت نبودی

497
00:33:45,291 --> 00:33:48,250
‫یکی یه بیوه سیاهِ قاتل استخدام کرده

498
00:33:49,958 --> 00:33:52,750
‫این قضیه خیلی سریع جدی شده

499
00:33:54,041 --> 00:33:55,458
‫پس خودم تنها انجامش می‌دم

500
00:33:57,583 --> 00:33:59,033
‫نه، تنها انجامش نمی‌دی

501
00:34:00,875 --> 00:34:04,000
‫ببین، می‌دونم که امشب طبق نقشه
‫پیش نرفت ولی من خودم انتخاب کردم که اینجا باشم

502
00:34:04,083 --> 00:34:06,916
‫من ریسک‌اش رو می‌دونم، همه چیز رو متوجه می‌شم

503
00:34:07,000 --> 00:34:08,291
‫من اینکارو نمی‌کنم

504
00:34:09,083 --> 00:34:10,083
‫شنیدی؟

505
00:34:12,500 --> 00:34:13,500
‫شنیدی چی گفتم؟

506
00:34:17,958 --> 00:34:19,458
‫برو خونه کیت

507
00:34:21,080 --> 00:34:22,372
‫همه چیز تموم شد

515
00:34:25,382 --> 00:34:31,079
:تـــرجـــمـــه
« ســــروش و کــیــارش »
<font color=#0ec5c5>:.:.: Ki@RaSh & SuRouSH_AbG :.:.:</font>

516
00:34:31,132 --> 00:34:41,132
<font color=#ff8000>« ارائه‌ای از وب‌سایت بیاتوموویز »</font>
:.: Bia2Movies.bid :.:

