1
00:00:00,049 --> 00:00:01,049
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::> WWW.۹Movie.CO <::..

2
00:00:02,049 --> 00:00:05,049
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۱
‫قسمت ۱ : آغاز</font>

3
00:00:06,049 --> 00:00:07,049
‫(Miami Vice) مـــتـــرجـــم : مـیـــلاد

4
00:00:07,649 --> 00:00:10,049
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" بغداد "</font>

5
00:00:12,018 --> 00:00:13,319
‫مهم نیست کجاست . پیداش کن

6
00:00:13,353 --> 00:00:14,586
‫اضطراریه

7
00:00:14,621 --> 00:00:16,221
‫آره . گوشی دستمه

8
00:00:23,930 --> 00:00:27,232
‫اون حدود ۱ ساله که زندانی‌ـه

9
00:00:27,267 --> 00:00:31,170
‫و اونا یک شبه تصمیم گرفتن حکم رو
‫صادر کنن و محکوم به مرگش بکنن؟

10
00:00:31,204 --> 00:00:32,938
‫چی انتظار داری؟

11
00:00:32,972 --> 00:00:35,207
‫حسن» ۱۲۹تا غیرنظامی رو توی»
‫یه بازار توی "رمادی" منفجر کرده

12
00:00:35,241 --> 00:00:36,742
‫میدونم چی‌کار کرده

13
00:00:36,776 --> 00:00:39,678
‫اینم میدونم که توی یک حمله
‫قریب‌الوقوع به آمریکا دست داشته

14
00:00:39,713 --> 00:00:40,946
‫و این به اصطلاح حمله

15
00:00:40,980 --> 00:00:42,848
‫- تو ۳ ماه گذشته بهش نسبت داده شده
‫- بله

16
00:00:42,882 --> 00:00:45,084
‫و اگر محاکمه رو لغو کنیم اون درست میشه

17
00:00:45,118 --> 00:00:47,686
‫ما دیگه قانونی به عراقی‌ها تحمیل نمی‌کنیم

18
00:00:47,721 --> 00:00:49,154
‫این اختیار قانونی خودشونه

19
00:00:49,189 --> 00:00:50,322
‫و «حسن» هم زندانی اون‌هاست

20
00:00:50,357 --> 00:00:52,391
‫«دیوید»

21
00:00:59,833 --> 00:01:01,033
‫گوشی دست‌ـت

22
00:01:02,969 --> 00:01:06,038
‫اون بمب‌ساز "ابونظیر" بوده

23
00:01:06,072 --> 00:01:08,440
‫اگر اعدام بشه هر چیزی
‫که میدونه باهاش میره

24
00:01:08,475 --> 00:01:10,242
‫تو شانس خودت رو داشتی
‫دیگه تموم شده

25
00:01:10,276 --> 00:01:12,511
‫من دارم میرم به زندان
‫حداقل به واحد عملیاتی خبر بده

26
00:01:12,545 --> 00:01:14,546
‫- بندازشون به جون ارتش عراق
‫- واحد عملیاتی هم هیچ‌کاری نمی‌تونه بکنه

27
00:01:14,581 --> 00:01:17,791
‫دیوید» ، تو نائب رئیس سازمان سی‌آی‌اِی هستی»
‫این‌کار ازت برمیاد

28
00:01:18,406 --> 00:01:20,810
‫- بهت که گفتم تمومه
‫- خواهش می‌کنم مأیوسم نکن

29
00:01:20,811 --> 00:01:23,028
‫دیوید» ، سناتور «فِلدمن» دنبال تو می‌گرده»

30
00:01:23,089 --> 00:01:24,490
‫- بگو الان میام
‫- دیوید» ، خواهش می‌کنم»

31
00:01:24,524 --> 00:01:26,091
‫این آخرین شانس من برای رسیدن به «حسن»‌ــه

32
00:01:26,126 --> 00:01:28,026
‫- کری» ، باید برم»
‫- «دیوید»

33
00:01:28,061 --> 00:01:29,561
‫تلفن رو قطع می‌کنم

34
00:01:42,208 --> 00:01:46,345
‫کاری از پیش نبرد
‫میدونستم کاری نمی‌کنه

35
00:01:49,449 --> 00:01:51,316
‫خودشه؟

36
00:01:51,351 --> 00:01:53,385
‫آره

37
00:01:53,420 --> 00:01:56,422
‫مطمئن نیستم بتونیم بهش اعتماد کنیم

38
00:01:56,456 --> 00:01:57,890
‫می‌تونه من رو ببره تو یا نه؟

39
00:01:57,924 --> 00:01:59,224
‫میگه که می‌تونه

40
00:02:04,264 --> 00:02:07,399
‫فقط ۲ دقیقه وقت داری
‫فهمیدی چی گفتم؟ ۲ دقیقه

41
00:02:07,434 --> 00:02:08,700
‫«ابراهیم»

42
00:02:08,735 --> 00:02:13,739
‫سعی کردم پای آژانس رو وسط بکشم
‫ولی کاری از دست‌شون برنیومد

43
00:02:13,773 --> 00:02:15,207
‫متأسفم

44
00:02:15,241 --> 00:02:17,276
‫پس حرفی برای گفتن ندارم

45
00:02:17,310 --> 00:02:21,246
‫ابراهیم» ، گفتی که خانواده‌ات»
‫از ترس جون‌شون مخفی شدن

46
00:02:21,281 --> 00:02:22,881
‫«می‌تونم ببرم‌شون به «عَمان

47
00:02:22,916 --> 00:02:24,750
‫بهم بگو چی میدونی

48
00:02:24,784 --> 00:02:28,086
‫و من شخصاً امنیت‌شون رو تضمین می‌کنم

49
00:02:28,121 --> 00:02:30,956
‫چرا باید حرف‌هات رو باور کنم؟

50
00:02:30,990 --> 00:02:32,758
‫- باید بری
‫- گفتی ۲ دقیقه

51
00:02:32,792 --> 00:02:34,760
‫نگهبانا دارن میان

52
00:02:34,794 --> 00:02:36,528
‫وقت بیشتری می‌خوام

53
00:02:40,366 --> 00:02:41,934
‫حرفم رو باور نداری؟

54
00:02:41,968 --> 00:02:44,336
‫پس شاید اشتباه کردم
‫که حرف‌هات رو باور کردم

55
00:02:44,370 --> 00:02:45,337
‫تو گفتی که فرد مهمی بودی

56
00:02:45,371 --> 00:02:48,607
‫گفتی که درباره حمله
‫ابونظیر» اطلاعات داری»

57
00:02:48,641 --> 00:02:50,609
‫- دارم
‫- ثابت کن

58
00:02:50,643 --> 00:02:54,680
‫چون غیر از این باشه من از
‫خانواده‌ات محافظت نمی‌کنم

59
00:03:00,954 --> 00:03:02,955
‫خواهش می‌کنم . داریم وقت رو از دست میدیم

60
00:03:07,527 --> 00:03:08,560
‫خانواده‌ام...

61
00:03:09,996 --> 00:03:12,531
‫خانواده‌ام...قول دادی که ازشون محافظت کنی

62
00:03:15,049 --> 00:03:17,049
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۱۰ماه بعد "</font>

63
00:04:39,252 --> 00:04:43,455
‫دیشب یکی از عامل‌هامون
‫سرنخی بدست اورد

64
00:04:43,489 --> 00:04:46,124
‫که به پایگاه عملیاتی دشمن
‫در «دره‌ی کورِنگال» ختم می‌شد

65
00:04:46,159 --> 00:04:47,593
‫«خوب شد که تو هم رسیدی «کری

66
00:04:47,627 --> 00:04:51,863
‫چطوره که تنها تحلیل‌گر این قسمت هستی
‫که نمی‌تونه سر موقع برسه؟

67
00:04:51,898 --> 00:04:53,932
‫می‌خوام که همه گروه این رو بشنون

68
00:04:55,134 --> 00:04:58,437
‫در ظرف یک ساعت
‫تیم «دلتا» در محل حاضر شد

69
00:04:58,471 --> 00:05:00,939
‫که تونستن چندتا از شورشی‌های
‫سابقه‌دار رو شناسایی کنن

70
00:05:00,974 --> 00:05:06,745
‫«چند دقیقه بعد ۲تا هلیکوپتر «اچ‌یو-۶۰
‫هدف رو با ۸هزار گلوله منهدم کردند

71
00:05:06,779 --> 00:05:08,880
‫همه ۱۳تا دشمن کشته شدن

72
00:05:08,915 --> 00:05:13,919
‫اما در حین ادامه عملیات یکی از
‫افراد یه چیزی دیگه‌ای پیدا کرد

73
00:05:13,953 --> 00:05:17,422
‫یک درب مهر و موم‌شده در داخل خونه

74
00:05:17,457 --> 00:05:19,558
‫می‌خوام که خودتون ببینید

75
00:05:26,566 --> 00:05:27,532
‫بخواب روی زمین

76
00:05:27,567 --> 00:05:29,601
‫بلندش کنید

77
00:05:32,538 --> 00:05:34,039
‫چی گفتی؟

78
00:05:36,009 --> 00:05:38,877
‫من آمریکایی هستم

79
00:05:40,680 --> 00:05:42,748
‫معلوم شد که اون یکی از ماست

80
00:05:42,782 --> 00:05:45,384
‫گروهبان نیروی دریای
‫"نیکلاس برودی"

81
00:05:45,418 --> 00:05:49,721
‫از سال ۲۰۰۳ گمان بر این
‫میرفت که مُرده تا الان

82
00:05:49,756 --> 00:05:51,990
‫دستیارش چی شده؟

83
00:05:52,025 --> 00:05:53,925
‫برودی» دیده‌بان تک‌تیرانداز بوده»
‫اون‌ها باهم کار می‌کردن

84
00:05:53,960 --> 00:05:56,094
‫سرجوخه "توماس واکِر" هم همون روز مفقود شده

85
00:05:56,129 --> 00:05:59,364
‫«طبق گفته‌های گروهبان «برودی
‫واکِر» در حین اسیر شدن‌شون کشته شده»

86
00:05:59,399 --> 00:06:01,099
‫ولی نباید ناراحت بشید

87
00:06:01,134 --> 00:06:02,901
‫این برای آژانس و همه افراد داخل این اتاق

88
00:06:02,935 --> 00:06:05,237
‫یه پیروزی حساب میشه
‫همه‌تون یه لحظه وقت بذارید

89
00:06:05,271 --> 00:06:07,406
‫و واسه خودتون یه کف بلند بزنید

90
00:06:07,440 --> 00:06:10,042
‫به‌خاطر شماست که این آمریکایی قهرمان
‫داره به خونه برمیگرده

91
00:06:10,076 --> 00:06:12,344
‫آفرین

92
00:06:51,617 --> 00:06:53,652
‫دقیقاً جملاتش چی بود؟

93
00:06:53,686 --> 00:06:56,922
‫یه اسیر جنگی آمریکایی تغییر کرده

94
00:06:56,956 --> 00:06:58,156
‫به انگلیسی گفت؟

95
00:06:58,191 --> 00:07:00,792
‫آره . در گوشم گفتش قبل از
‫اینکه نگهبان‌ها من رو بگیرن

96
00:07:00,827 --> 00:07:02,461
‫"و دقیقاً منظورش از کلمه "تغییر کرده...

97
00:07:02,495 --> 00:07:06,098
‫منظورش اینه که عوض شده
‫واسه «ابونظیر» کار می‌کنه

98
00:07:06,132 --> 00:07:07,656
‫چرا الان دارم این رو می‌شنوم؟

99
00:07:07,681 --> 00:07:09,081
‫چون تا ۱۰ دقیقه پیش

100
00:07:09,135 --> 00:07:12,304
‫نمیدونستم که هنوز اسیر جنگی
‫در عراق یا افغانستان زنده مونده باشه

101
00:07:12,338 --> 00:07:13,672
‫«پس فکر می‌کنی که «ابونظیر...

102
00:07:17,777 --> 00:07:22,848
‫فکر می‌کنی که «ابونظیر» یه نقشه
‫زیرکانه توی خانه امن خودش کشیده

103
00:07:22,882 --> 00:07:25,350
‫که ما می‌تونستیم گروهبان
‫برودی» رو نجات بدیم؟»

104
00:07:25,384 --> 00:07:27,452
‫میدونم که قضیه بو داره

105
00:07:27,487 --> 00:07:30,122
‫گفتنش راحته

106
00:07:30,156 --> 00:07:33,391
‫چرا اون رو نزدیک یه پایگاه ننداخته
‫و وانمود نکرده که انگار اون فرار کرده؟

107
00:07:33,426 --> 00:07:34,793
‫چرا باید ۱۳تا سرباز آموزش‌دیده رو قربانی کنه؟

108
00:07:34,827 --> 00:07:37,295
‫چون «ابونظیر» داره بازی
‫صبورانه‌ای رو انجام میده

109
00:07:37,330 --> 00:07:38,630
‫اینطوری هیچ‌کس به چیزی مشکوک نمی‌شد

110
00:07:38,664 --> 00:07:40,698
‫- به غیر از تو
‫- آره . به غیر از من

111
00:07:41,467 --> 00:07:44,035
‫گروهبان «برودی» فردا صبح از
‫آلمان داره میاد به وطن برمیگرده

112
00:07:44,070 --> 00:07:46,329
‫که بهمون ۲۲ ساعت وقت میده

113
00:07:46,354 --> 00:07:47,505
‫که چی‌کار کنیم؟

114
00:07:47,827 --> 00:07:51,190
‫تا اجازه تحت‌نظر گرفتنش رو بگیریم

115
00:07:51,191 --> 00:07:53,341
‫که تلفنش رو شنود کنیم
‫خونه‌اش رو دوربین بذاریم

116
00:07:53,342 --> 00:07:54,902
‫هر جا که میره دنبالش کنیم

117
00:07:54,914 --> 00:07:56,570
‫«خودت میدونی «دیوید
‫اجازه همچین کاری رو نمیده

118
00:07:56,595 --> 00:07:57,616
‫البته که نمیده

119
00:07:57,617 --> 00:07:59,484
‫کاخ سفید» فقط یه قهرمان جنگ می‌خواد»

120
00:07:59,519 --> 00:08:01,084
‫و «دیوید» فقط می‌خواد
‫خواسته‌شون رو انجام بده

121
00:08:01,086 --> 00:08:02,136
‫واسه همین اومدم سراغ تو

122
00:08:02,161 --> 00:08:03,855
‫من کاری به این‌کار ندارم
‫نه بر اساس شک و شبهه

123
00:08:03,856 --> 00:08:06,258
‫ولی اگر حق با من باشه
‫اگر اون تروریست باشه

124
00:08:06,292 --> 00:08:09,895
‫ما باید حواس‌مون بهش باشه
‫که نقشه‌اش رو اجرایی نکنه

125
00:08:09,896 --> 00:08:10,695
‫- همچین اتفاقی نمیفته
‫- ولی...

126
00:08:10,730 --> 00:08:14,032
‫«دیگه سوال بسه «کری

127
00:08:16,936 --> 00:08:18,937
‫باشه . چی‌کار باید بکنم؟

128
00:08:22,475 --> 00:08:24,910
‫ثابت کن که فاش شدن
‫محل خانه امن نقشه بوده

129
00:08:24,944 --> 00:08:27,078
‫یا حداقل مدرکی بهم بده که
‫به صحت این موضوع شک کنم

130
00:08:27,113 --> 00:08:28,880
‫"من الان زیر منگنه‌ام "سائول

131
00:08:28,915 --> 00:08:31,049
‫من ۵هزار مایل با رابط‌هام فاصله دارم

132
00:08:31,083 --> 00:08:33,285
‫از پشت میز نمی‌تونم اطلاعات جمع‌آوری کنم

133
00:08:33,319 --> 00:08:34,986
‫یه راهی پیدا کن

134
00:08:37,623 --> 00:08:39,658
‫اونطوری نگام نکن

135
00:08:39,692 --> 00:08:42,494
‫ما هر دو داریم با یه دشمن می‌جنگیم

136
00:08:47,449 --> 00:08:52,149
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" پایگاه نیروی هوایی رامستاین ، آلمان "</font>

137
00:09:03,783 --> 00:09:06,017
‫«ما آماده‌ایم گروهبان «برودی

138
00:09:08,955 --> 00:09:11,489
‫برای گزارش‌تون

139
00:09:11,524 --> 00:09:15,460
‫اول می‌خوام با همسرم تماس بگیرم

140
00:10:04,176 --> 00:10:06,144
‫فکر کنم تلفن من‌ـه

141
00:10:06,178 --> 00:10:10,282
‫نه . جواب نده

142
00:10:10,316 --> 00:10:12,384
‫شاید یکی از بچه‌هام باشه

143
00:10:16,355 --> 00:10:18,223
‫الو

144
00:10:18,257 --> 00:10:19,691
‫جسیکا»؟»

145
00:10:21,394 --> 00:10:24,095
‫«منم «برودی

146
00:10:26,332 --> 00:10:28,500
‫برودی»؟»

147
00:10:33,239 --> 00:10:34,873
‫یالا «جس» . باهام حرف بزن

148
00:10:34,907 --> 00:10:36,574
‫چی می‌خوای بگم؟

149
00:10:36,609 --> 00:10:38,243
‫بگو که حال‌ـت خوبه

150
00:10:38,277 --> 00:10:42,747
‫خوب نیستم . اصلاً خوب نیستم

151
00:11:20,786 --> 00:11:22,520
‫مامان

152
00:11:22,555 --> 00:11:24,756
‫خواهرت کجاست؟

153
00:11:24,790 --> 00:11:26,524
‫فکر کردم با «جودی» رفتی فیلم ببینی

154
00:11:26,559 --> 00:11:28,693
‫دِینا»...توی اتاقشه؟»

155
00:11:28,728 --> 00:11:29,928
‫- مامان
‫- بیا . «دِینا»؟

156
00:11:29,962 --> 00:11:31,596
‫مامان ، یه لحظه وایسا

157
00:11:31,630 --> 00:11:33,064
‫زودباش . واسه‌تون یه خبر باورنکردنی دارم

158
00:11:33,099 --> 00:11:34,132
‫مامان ، بیخیال شو

159
00:11:34,166 --> 00:11:35,967
‫- «دِینا»
‫- نرو تو

160
00:11:36,002 --> 00:11:39,704
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم

161
00:11:41,240 --> 00:11:42,774
‫چرا اینقدر زود اومدی خونه؟

162
00:11:42,808 --> 00:11:43,775
‫اون کیه؟

163
00:11:43,809 --> 00:11:46,177
‫- «زاندر»
‫- «زاندر»

164
00:11:46,212 --> 00:11:47,812
‫همین الان باید بری

165
00:11:47,847 --> 00:11:49,914
‫بعداً بهت پیام میدم

166
00:11:49,949 --> 00:11:52,384
‫زاندر» ، ژاکت‌ـت»

167
00:11:57,723 --> 00:11:59,891
‫چرا مسئله رو داری اینقدر بزرگ می‌کنی مامان؟

168
00:11:59,925 --> 00:12:02,027
‫نمیدونم «دِینا» . الان پای دروغگویی
‫و مواد مخدر اومده وسط

169
00:12:02,061 --> 00:12:04,095
‫مثلاً باید مراقب برادرت باشی

170
00:12:04,130 --> 00:12:05,764
‫فعلاً که خونه رو آتیش نزده

171
00:12:05,798 --> 00:12:07,032
‫چرا سر حرفت نمی‌مونی؟

172
00:12:07,066 --> 00:12:08,600
‫- چیه؟
‫- مامان

173
00:12:08,634 --> 00:12:10,702
‫گفتی که باید یه چیز مهمی رو بهمون بگی

174
00:12:10,736 --> 00:12:12,303
‫لعنتی

175
00:12:12,338 --> 00:12:14,239
‫چی شده مامان؟

176
00:12:14,273 --> 00:12:16,741
‫بیاید اینجا

177
00:12:29,455 --> 00:12:33,224
‫تا ۲ ساعت دیگه فرود میایم
‫چیزی لازم داری؟

178
00:12:33,259 --> 00:12:35,660
‫نه . ممنون

179
00:12:35,694 --> 00:12:38,763
‫اول با خانواده‌ات ملاقات می‌کنی

180
00:12:38,798 --> 00:12:42,801
‫و بعدش با معاون اول رئیس‌جمهور که
‫تو رو به عنوان مفتخرترین شخصیت

181
00:12:42,835 --> 00:12:44,602
‫تو کل کشور قلمداد کرده

182
00:12:49,975 --> 00:12:53,044
‫جمعیت در «پایگاه نیروی هوایی اندرو» بیداد می‌کنه

183
00:12:53,079 --> 00:12:58,383
‫«جایی که هواپیمای گروهبان «نیکلاس برودی
‫کمتر از ۲ ساعت دیگه به زمین میشینه

184
00:12:58,417 --> 00:13:02,120
‫سخنگوی «کاخ سفید» تأیید کرده که معاون اول
‫رئیس‌جمهور در فرودگاه حضور پیدا می‌کنن

185
00:13:02,154 --> 00:13:04,989
‫اصلاً قیافه‌اش رو یادت میاد؟

186
00:13:05,024 --> 00:13:07,058
‫نه

187
00:13:07,093 --> 00:13:09,661
‫«طبق گزارشات گروهبان «برودی
‫یکی از تفنگدارانی بوده که

188
00:13:09,695 --> 00:13:11,596
‫طی عملیاتی در ۸ سال پیش مفقود شدن

189
00:13:21,006 --> 00:13:22,774
‫«سلام «برودی

190
00:13:26,545 --> 00:13:28,012
‫میای یا نه؟

191
00:13:29,882 --> 00:13:32,283
‫چون فکر نکنم درست باشه که دیر کنیم

192
00:13:32,318 --> 00:13:35,019
‫باشه . بذار کتم رو بردارم

193
00:13:35,054 --> 00:13:36,955
‫می‌خوای همین لباس رو بپوشی؟

194
00:14:00,412 --> 00:14:02,680
‫خیلی خوشگل شدی مامان

195
00:14:02,715 --> 00:14:04,983
‫ممنون

196
00:14:13,292 --> 00:14:14,492
‫بریم

197
00:14:35,514 --> 00:14:37,182
‫از اتاق نشیمن شروع کن

198
00:14:43,055 --> 00:14:44,322
‫۳۰دقیقه وقت داریم

199
00:14:44,356 --> 00:14:46,958
‫«منم از دیدنت خوشحالم «کری

200
00:14:51,197 --> 00:14:52,664
‫این دیگه کدوم خریه؟

201
00:14:52,698 --> 00:14:54,532
‫آروم باشه . مشکلی نیست
‫اون برادرم «مکس»‌ـه

202
00:14:54,567 --> 00:14:56,167
‫مکس» ، به مشتری‌مون سلام کن»

203
00:14:56,202 --> 00:14:57,502
‫سلام

204
00:14:57,536 --> 00:14:58,903
‫ادی" و "نیک" چی شدن؟"

205
00:14:58,938 --> 00:15:00,238
‫به قیمت تو نمی‌خوردن

206
00:15:00,272 --> 00:15:03,441
‫بهت که گفتم ۱۰۰۰ دلار برای
‫یه روز ارزش‌ـش رو نداره

207
00:15:03,475 --> 00:15:04,842
‫مشکلی داری؟

208
00:15:04,877 --> 00:15:08,980
‫اگه می‌خوای قبل از اینکه شروع کنیم
‫تمومش کنیم فقط لب تر کن

209
00:15:10,616 --> 00:15:13,384
‫تو همه اتاق‌ها دید و شنود بذارید

210
00:15:13,419 --> 00:15:15,954
‫بعدش برمیگردیم به خونه من
‫که مانیتورها رو راه بندازیم

211
00:15:25,831 --> 00:15:27,465
‫راهی نیست که مراسم رو به تأخیر بندازی؟

212
00:15:27,499 --> 00:15:30,401
‫بدون اینکه اسگل‌مون کنن نه

213
00:15:30,436 --> 00:15:32,737
‫اون الان داره استفراغ می‌کنه

214
00:15:32,771 --> 00:15:34,706
‫گمونم دکتر ارتش کاملاً معاینه‌ـش کرده

215
00:15:34,740 --> 00:15:36,541
‫- معاینه‌ـش کردن
‫- پس مشکل چیه؟

216
00:15:36,575 --> 00:15:39,010
‫نمیدونم «دیوید» . شاید ۸ سال
‫تو ته یه سوراخ بودن

217
00:15:39,044 --> 00:15:40,578
‫بهش مربوط بشه

218
00:15:40,613 --> 00:15:42,747
‫همونطور که حرفش رو زدیم
‫معاون اول رئیس‌جمهور قراره بیاد

219
00:15:42,781 --> 00:15:44,849
‫و می‌خوام که اون مثل یه قهرمان بخنده
‫و دست تکون بده

220
00:15:44,883 --> 00:15:47,218
‫انگار که جشن روز شکرگزاریه

221
00:16:08,007 --> 00:16:10,008
‫رئیس‌جمهور ازم خواست
‫که شخصاً ازت تشکر کنم

222
00:16:10,042 --> 00:16:12,810
‫فکر کنم گزینه‌های کمی
‫که برای ریاست وجود داشت

223
00:16:12,845 --> 00:16:14,312
‫یه‌کم کمتر شده

224
00:16:14,346 --> 00:16:17,115
‫از توجه‌تون قدردانی می‌کنم قربان
‫نه اینکه اصراری داشته باشم

225
00:16:17,149 --> 00:16:18,983
‫البته که داری

226
00:17:27,252 --> 00:17:28,953
‫سلام بابا

227
00:17:34,426 --> 00:17:35,893
‫«دِینا»

228
00:17:38,630 --> 00:17:39,897
‫سفر چطور بود؟

229
00:17:42,534 --> 00:17:44,469
‫ببین چقدر خوشگل شده

230
00:17:55,614 --> 00:17:56,848
‫«کریس»

231
00:17:58,417 --> 00:18:00,184
‫از دیدن‌تون خوشبختم

232
00:18:01,720 --> 00:18:04,389
‫«بغلش کن «کریس

233
00:18:20,305 --> 00:18:21,806
‫مامان کجاست؟

234
00:18:26,945 --> 00:18:28,179
‫کِی؟

235
00:18:28,213 --> 00:18:30,681
‫۴سال پیش

236
00:18:33,719 --> 00:18:36,521
‫«گروهبان «برودی
‫معاون اول رئیس‌جمهور اینجان

237
00:18:44,296 --> 00:18:46,164
‫«گروهبان «برودی

238
00:18:49,067 --> 00:18:50,168
‫این یه افتخاره

239
00:18:53,105 --> 00:18:54,906
‫ممنون قربان

240
00:19:16,295 --> 00:19:18,496
‫- خوبی؟
‫- آره

241
00:19:31,710 --> 00:19:33,444
‫صبح‌بخیر تفنگداران

242
00:19:33,479 --> 00:19:34,846
‫صبح‌بخیر قربان

243
00:19:34,880 --> 00:19:36,581
‫"گفتم "صبح‌بخیر تفنگداران

244
00:19:36,615 --> 00:19:38,182
‫صبح‌بخیر قربان

245
00:19:38,217 --> 00:19:39,951
‫آزاد

246
00:19:39,985 --> 00:19:42,587
‫گروهبان «برودی» ، از طرف رئیس‌جمهور

247
00:19:42,621 --> 00:19:44,755
‫و از طرف ایالات متحده و یک ملت قدردان

248
00:19:44,790 --> 00:19:47,325
‫این افتخار نصیب من شد
‫که بازگشت‌ـت رو خوشامد بگم

249
00:19:49,027 --> 00:19:50,628
‫«گروهبان «نیکلاس برودی

250
00:19:58,604 --> 00:20:00,438
‫ممنون جناب معاون اول رئیس‌جمهور

251
00:20:00,472 --> 00:20:03,708
‫زیاد سخنرانی بلد نیستم

252
00:20:03,742 --> 00:20:07,044
‫بیشتر همسرم از طرف خانواده صحبت می‌کنه

253
00:20:10,315 --> 00:20:12,850
‫با اینکه نمی‌تونم تک‌تک‌شون رو نام ببرم

254
00:20:12,885 --> 00:20:17,989
‫می‌خوام از تیم نیروی ویژه که
‫جونم رو نجات داد تشکر کنم

255
00:20:20,392 --> 00:20:24,128
‫و از همه شما تشکر کنم
‫به‌خاطر دعاها و آرزوی‌های نیک‌تون

256
00:20:24,162 --> 00:20:25,329
‫این همه چیز رو عوض کرد

257
00:20:25,364 --> 00:20:29,066
‫بیشتر از همه می‌خوام تشکر...

258
00:20:29,101 --> 00:20:32,737
‫می‌خوام از خانواده‌ام تشکر کنم

259
00:20:32,771 --> 00:20:36,274
‫به‌خاطر قوی بودن‌شون در غیاب من

260
00:20:39,678 --> 00:20:44,315
‫و ایمان داشتن به آمدن همچین روزی

261
00:20:44,349 --> 00:20:46,384
‫من مرد خوش‌شانسی هستم

262
00:20:52,324 --> 00:20:53,925
‫اوضاع ردیفه

263
00:20:59,831 --> 00:21:01,032
‫چقدر طول می‌کشه همه چیز رو آماده کنی؟

264
00:21:01,066 --> 00:21:04,402
‫تجهیزات تا قبل از اینکه گروهبان
‫برودی» به خونه برگرده آماده میشه»

265
00:21:09,775 --> 00:21:14,512
‫تو و «کری» چند وقته که
‫همیدگه رو می‌شناسید؟

266
00:21:14,546 --> 00:21:15,980
‫زیاد

267
00:21:16,014 --> 00:21:18,082
‫چون احساس بهتری پیدا می‌کنم

268
00:21:18,116 --> 00:21:20,751
‫اگر طرف‌مون رو که داریم باهاش
‫کار می‌کنیم بهتر بشناسم

269
00:21:20,786 --> 00:21:23,688
‫ما داریم تقریباً ۱۲تا قانون
‫فدرال رو زیرپا میذاریم

270
00:21:23,722 --> 00:21:26,524
‫می‌خوای طرف رو بهتر بشناسی؟

271
00:21:26,558 --> 00:21:29,460
‫چرا خفه خون نمی‌گیری
‫و برنمیگردی سر کارِت؟

272
00:21:31,029 --> 00:21:33,164
‫هی

273
00:21:33,198 --> 00:21:37,602
‫ببخشید . بذار بگیم که اون
‫یه‌کم مشتاق به این‌کارـه

274
00:21:37,626 --> 00:21:40,126
‫- آره
‫- آره

275
00:21:44,276 --> 00:21:45,810
‫اون چیه؟

276
00:21:45,844 --> 00:21:47,645
‫این رو تو شیشه قرص‌های
‫آسپرینش قایم کرده بود

277
00:21:47,679 --> 00:21:49,313
‫به جای آسپرین

278
00:21:50,616 --> 00:21:52,550
‫یک‌دفعه سردردم شروع شد و...

279
00:21:52,584 --> 00:21:54,151
‫بده ببینم

280
00:21:55,554 --> 00:21:57,722
‫فکر می‌کنی چی باشه؟

281
00:22:00,759 --> 00:22:02,760
‫نمیدونم

282
00:22:12,971 --> 00:22:14,305
‫من میرونم

283
00:22:14,339 --> 00:22:16,273
‫مطمئنی فکر خوبیه؟

284
00:22:16,308 --> 00:22:18,743
‫بذار برونه مامان

285
00:22:18,777 --> 00:22:21,412
‫باشه

286
00:22:21,446 --> 00:22:23,381
‫تفنگدار

287
00:22:23,415 --> 00:22:25,449
‫مایک»؟»

288
00:22:29,187 --> 00:22:30,154
‫خوش آمدی

289
00:22:30,188 --> 00:22:31,188
‫ممنون پسر

290
00:22:33,792 --> 00:22:35,760
‫حال‌ـت چطوره؟ به‌نظر که خوبی

291
00:22:35,794 --> 00:22:37,495
‫خیلی خوبه که خونه خودت باشی

292
00:22:37,529 --> 00:22:39,497
‫خوبه که تو رو توی خونه داشته باشیم

293
00:22:39,531 --> 00:22:41,165
‫اینا راستکی‌ـن؟
‫تا اینجاها پیش رفتی؟

294
00:22:41,199 --> 00:22:42,566
‫بخش استراتژیک

295
00:22:42,601 --> 00:22:45,002
‫من در برابر همه مردم . درسته؟

296
00:22:46,038 --> 00:22:48,339
‫حال «مگان» چطوره؟

297
00:22:48,373 --> 00:22:49,940
‫خیلی وقته رفته

298
00:22:49,975 --> 00:22:52,643
‫اون بین دومین و سومین
‫مأموریتم ازم طلاق گرفت

299
00:22:54,379 --> 00:22:56,781
‫دوست ندارم این بحث رو وسط بکشم
‫ولی ازم خواستن که

300
00:22:56,815 --> 00:22:58,482
‫پیگیر گزارشات‌ـت توی آلمان باشم

301
00:22:58,517 --> 00:23:00,151
‫- ازم خواستن که ترتیبش رو بدم
‫- کِی؟

302
00:23:00,185 --> 00:23:02,486
‫- فردا
‫- فردا؟

303
00:23:02,521 --> 00:23:04,822
‫منم حرف‌های خودشون رو زدم اما...

304
00:23:04,856 --> 00:23:07,024
‫این یارو "اِستِس" می‌خواد
‫قضیه زودتر تموم بشه

305
00:23:07,059 --> 00:23:09,660
‫- اون تازه رسیده
‫- «اشکال نداره «جس

306
00:23:09,695 --> 00:23:11,762
‫ترجیح میدم زودتر از شرش خلاص بشم

307
00:23:11,797 --> 00:23:13,964
‫صبح یه ماشین واست می‌فرستم

308
00:23:13,999 --> 00:23:15,099
‫خوبه

309
00:23:15,133 --> 00:23:16,200
‫و وقتی کارِت تموم شد...

310
00:23:18,003 --> 00:23:20,071
‫می‌برمت یه جایی که کباب‌بازی کنیم
‫و آبجویی بزنیم

311
00:23:20,105 --> 00:23:22,506
‫چون کلی حرف از گذشته داریم

312
00:23:24,576 --> 00:23:26,844
‫خوبه خوشحالم که می‌بینمت رفیق

313
00:23:26,878 --> 00:23:30,047
‫منم همینطور

314
00:23:50,135 --> 00:23:53,504
‫اونجا رو نگاه کن . معروف شدیم

315
00:24:02,481 --> 00:24:04,181
‫گفتی تا برسن خونه آماده میشه

316
00:24:04,216 --> 00:24:07,685
‫فقط یه اشکال موقتی‌ـه
‫یه لحظه صبر کن

317
00:24:14,192 --> 00:24:15,993
‫خونه رو رنگ کردی

318
00:24:16,027 --> 00:24:17,261
‫برادر «مایک» رنگش کرد

319
00:24:19,498 --> 00:24:22,533
‫اون پیمانکارـه . بهمون تخفیف خوبی داد

320
00:24:22,567 --> 00:24:25,169
‫نظرت درباره رنگش چیه؟

321
00:24:25,203 --> 00:24:26,871
‫خوشم اومد

322
00:24:26,905 --> 00:24:30,841
‫بریم . نشونت میدم با
‫داخل خونه چی‌کار کردیم

323
00:24:50,695 --> 00:24:52,563
‫چه احساسی داری که برگشتی؟

324
00:24:52,597 --> 00:24:55,132
‫میشه یه عکس دسته‌جمعی
‫کنار ربان زرد بگیریم؟

325
00:24:55,767 --> 00:24:57,301
‫نظرت چیه؟

326
00:24:57,335 --> 00:24:59,603
‫- البته
‫- البته

327
00:24:59,638 --> 00:25:00,671
‫بیا

328
00:25:04,376 --> 00:25:07,611
‫اگر میشه جلوی درخت به صف بشید

329
00:25:07,646 --> 00:25:10,114
‫عکس خانوادگی...عالیه

330
00:25:16,288 --> 00:25:18,556
‫لبخند

331
00:25:18,590 --> 00:25:21,525
‫من کلی دردسر کشدیم تا اون اطلاعات رو جمع کردم
‫می‌خوام که فردا صبح

332
00:25:21,560 --> 00:25:23,527
‫تو جلسه پرسش و پاسخ گروهبان «برودی» باشم

333
00:25:23,562 --> 00:25:25,930
‫و چی به تو میرسه؟

334
00:25:25,964 --> 00:25:28,365
‫من یه بازپرس آموزش‌دیده‌ام
‫ازش چندتا سوال می‌کنم

335
00:25:28,400 --> 00:25:29,800
‫یه‌کم مته رو خشخاش داستانش میذارم

336
00:25:29,835 --> 00:25:32,036
‫دیوید» خیلی صریحانه گفت : فقط مراجع»

337
00:25:32,070 --> 00:25:34,038
‫دیوید» هی داره بهم فشار میاره»

338
00:25:34,072 --> 00:25:36,373
‫و نه فقط به‌خاطر اتفاقی که توی «بغداد» افتاد

339
00:25:36,408 --> 00:25:37,875
‫- تقصیری داره؟
‫- نه

340
00:25:37,909 --> 00:25:40,044
‫این قضیه رو نباید شخصی کنه
‫من باید تو اون اتاق باشم

341
00:25:40,078 --> 00:25:41,245
‫مراقب رفتارت خواهی بود؟

342
00:25:43,114 --> 00:25:44,481
‫کری»؟»

343
00:25:44,516 --> 00:25:46,083
‫- کری»؟»
‫- ببخشید

344
00:25:46,117 --> 00:25:47,418
‫آره

345
00:25:47,452 --> 00:25:50,821
‫می‌خوام قول بدی که
‫اونجا شر درست نمی‌کنی

346
00:25:50,856 --> 00:25:52,389
‫قانونی رو زیرپا نمیذاری

347
00:25:54,426 --> 00:25:55,659
‫قول میدم

348
00:25:55,694 --> 00:25:57,561
‫خوبه

349
00:25:57,596 --> 00:25:59,830
‫«پس می‌تونی با گروهبان «برودی
‫رو در رو صحبت کنی

350
00:25:59,865 --> 00:26:03,366
‫- «ممنونم «سائول
‫- آره

351
00:26:04,536 --> 00:26:06,437
‫خدایا

352
00:26:08,006 --> 00:26:11,308
‫خب؟

353
00:26:11,343 --> 00:26:13,878
‫سلام داداش بزرگه

354
00:26:28,193 --> 00:26:30,127
‫فردا کِی می‌خوای برگردم؟

355
00:26:30,161 --> 00:26:31,962
‫کری»؟»

356
00:26:31,997 --> 00:26:34,064
‫ساعت ۹ باید اداره باشم
‫پس ۸ اینجا باش

357
00:26:34,099 --> 00:26:35,266
‫باشه

358
00:27:10,302 --> 00:27:12,569
‫الو؟

359
00:27:13,638 --> 00:27:15,639
‫الو؟

360
00:27:22,247 --> 00:27:23,347
‫کی بود؟

361
00:27:23,381 --> 00:27:24,815
‫خدایا ، ترسوندیم

362
00:27:27,052 --> 00:27:29,486
‫هیچکی . قطع کردش

363
00:27:31,356 --> 00:27:34,091
‫حمام چطور بود؟

364
00:27:37,595 --> 00:27:39,830
‫خدایا ، چقدر خوشگلی تو

365
00:27:43,601 --> 00:27:45,970
‫با یه لیوان شراب چطوری؟
‫یه شیشه باز کردم

366
00:27:46,004 --> 00:27:47,638
‫میدونم قضیه چیه

367
00:27:47,672 --> 00:27:50,240
‫کم کردن نور چراغ‌ها
‫تعارف مشروب

368
00:27:50,275 --> 00:27:51,842
‫اینقدر تابلوئه؟

369
00:27:51,876 --> 00:27:54,178
‫تقریباً

370
00:27:54,212 --> 00:27:57,648
‫منم باید بگم که لباس خواب خیلی بهت میاد

371
00:27:57,682 --> 00:28:02,553
‫مادرم لباس خواب می‌پوشید
‫این لباس خونگیه

372
00:28:09,627 --> 00:28:11,395
‫نظرت راجبه شراب چبه؟

373
00:28:14,499 --> 00:28:16,800
‫باشه

374
00:28:25,677 --> 00:28:26,844
‫برچسبش هنوز...

375
00:28:58,143 --> 00:29:00,344
‫اشکالی نداره؟

376
00:29:00,378 --> 00:29:02,579
‫نه

377
00:29:28,339 --> 00:29:30,573
‫«جس» ، «جس»

378
00:29:32,444 --> 00:29:34,812
‫خدای من

379
00:29:41,653 --> 00:29:43,120
‫چه بلایی سرت آوردن؟

380
00:29:47,830 --> 00:29:49,330
‫- عزیزم
‫- «جس»

381
00:29:53,765 --> 00:29:54,765
‫ببخشید

382
00:29:54,799 --> 00:29:56,500
‫چیزی نیست

383
00:29:56,534 --> 00:29:57,568
‫خیلی معذرت می‌خوام

384
00:29:57,602 --> 00:30:00,437
‫بشین اینجا

385
00:30:02,607 --> 00:30:05,943
‫تموم شده . دیگه تموم شده عزیزم

386
00:30:05,977 --> 00:30:07,478
‫من دیگه خونه‌ام

387
00:30:07,512 --> 00:30:10,214
‫- باشه
‫- من الان دیگه خونه‌ام عزیزم

388
00:30:10,238 --> 00:30:12,238
‫باشه عزیزم . باشه

389
00:31:52,450 --> 00:31:54,984
‫ساعت چنده؟

390
00:31:55,019 --> 00:31:56,553
‫یه ربع از ۸ گذشته

391
00:31:56,587 --> 00:31:57,654
‫جلسه...دیرم شد

392
00:31:57,688 --> 00:31:59,022
‫- لعنتی
‫- دونات می‌خوای؟

393
00:31:59,056 --> 00:32:01,658
‫۲بار زنگ زدن
‫۲بارش هم قطع کردن

394
00:32:01,692 --> 00:32:03,493
‫- خب؟
‫- یکی دیشب ، یکی صبح

395
00:32:03,527 --> 00:32:05,528
‫هر ۲بارش زنش جواب داد
‫و هر ۲بار کسی

396
00:32:05,563 --> 00:32:07,430
‫- اونطرف خط نبود
‫- ردیاب محل شماره رو مشخص نکرد؟

397
00:32:07,465 --> 00:32:10,767
‫نه و تماس‌ها مسدود شده بودن
‫راهی هست که...

398
00:32:10,801 --> 00:32:12,102
‫نه . نه بدون اجازه‌نامه رسمی

399
00:32:12,136 --> 00:32:13,837
‫ببین «ویرجیل» ، اگر کسی سعی داره

400
00:32:13,871 --> 00:32:15,538
‫با «برودی» تماس بگیره
‫فقط ۱بار این اتفاق میفته

401
00:32:15,573 --> 00:32:17,040
‫و وقتی این اتفاق بیفته ما در جریانبم

402
00:32:17,074 --> 00:32:18,775
‫خیلی‌خب؟ مشکلی نیست . آروم باش

403
00:32:18,809 --> 00:32:20,744
‫باشه . من باید برم لباس بپوشم

404
00:32:29,220 --> 00:32:31,187
‫همه افراد داخل این اتاق

405
00:32:31,222 --> 00:32:33,790
‫در عملیات نجات تو نقش داشتن
‫پس این رو

406
00:32:33,824 --> 00:32:35,658
‫افتخاری بزرگ میدونیم
‫که بهت خوشامد بگیم

407
00:32:35,693 --> 00:32:37,026
‫ممنون قربان

408
00:32:37,061 --> 00:32:38,328
‫همه ما گزراشات‌ـت رو

409
00:32:38,362 --> 00:32:39,729
‫که توی آلمان نوشتی خوندیم
‫امروز فقط می‌خوایم

410
00:32:39,764 --> 00:32:41,965
‫برای واضح شدن موضوع یه چندتا سوال کنیم

411
00:32:41,999 --> 00:32:44,334
‫تا شاید در جنگ در حال پیشرفت ما
‫با «القاعده» کمکی بکنه

412
00:32:44,368 --> 00:32:47,203
‫- متوجه‌ام
‫- خوبه

413
00:32:47,238 --> 00:32:49,939
‫با "استوارت استریکلند" شروع می‌کنیم

414
00:32:49,974 --> 00:32:52,142
‫تحلیل‌گر ارشد ما در قسمت مربوط به عراق

415
00:32:52,176 --> 00:32:53,910
‫گروهبان «برودی» ، این یه افتخاره

416
00:32:53,944 --> 00:32:56,212
‫چند هفته بعد از دستگیر شدن‌تون
‫نیروی ویژه ترتیب

417
00:32:56,247 --> 00:32:59,382
‫یه عملیات مستقیم برابر شعبه
‫«مرکزی اداره پلیسی در «جرام...

418
00:32:59,416 --> 00:33:02,318
‫طبق گزارشات شما
‫بیشتر زمان حبس‌تون رو

419
00:33:02,353 --> 00:33:05,455
‫در تأسیسات مخفی نظامی
‫در خارج از «دمشق» گذروندید

420
00:33:05,489 --> 00:33:07,323
‫چه اطلاعاتی از محل

421
00:33:07,358 --> 00:33:10,126
‫یا جزئیات ساختمانی اونجا می‌تونید بهمون بدید؟

422
00:33:10,161 --> 00:33:13,663
‫۸ماه شما در پایگاه عملیاتی
‫دشمن در افغانستان بودید

423
00:33:13,697 --> 00:33:15,899
‫حالا بعد از گذشت سال‌ها چه عکس‌العملی...

424
00:33:15,933 --> 00:33:17,567
‫«گروهبان «برودی
‫اسم من «کری متیسون» هستش

425
00:33:17,601 --> 00:33:19,502
‫من توی عراق سر یک پرونده بودم

426
00:33:19,537 --> 00:33:21,604
‫عکس شما در لیست مفقودالاثرها بود

427
00:33:21,639 --> 00:33:25,675
‫برای ۵ سال هر روز عکس‌تون رو میدیدم
‫خوشحالم که رو در رو می‌بینم‌تون

428
00:33:25,709 --> 00:33:27,443
‫ممنونم خانم

429
00:33:27,478 --> 00:33:29,112
‫متأسفم که نتونستیم زودتر از این‌ها پیداتون کنیم

430
00:33:29,146 --> 00:33:30,647
‫- لطف دارید
‫- می‌خوام شروع کنم

431
00:33:30,681 --> 00:33:32,282
‫با روزهای اولی دستگیری‌تون

432
00:33:32,316 --> 00:33:34,184
‫- اگر مشکلی ندارید
‫- نه . اصلاً

433
00:33:34,218 --> 00:33:37,520
‫چه مدت بعد از دستگیری‌تون بازجویی رو ازتون شروع کردن؟

434
00:33:37,555 --> 00:33:38,855
‫بی‌درنگ

435
00:33:38,889 --> 00:33:40,757
‫چی می‌خواستن که بدونن؟

436
00:33:40,791 --> 00:33:43,860
‫هر چیزی که می‌تونستم راجبه
‫عملیات‌های آمریکا بگم

437
00:33:43,894 --> 00:33:48,031
‫مسیر حرکت‌شون ، کدهای ارتباطی
‫استراتژی حمله

438
00:33:48,065 --> 00:33:52,468
‫وقتی در آلمان مورد بازپرسی قرار گرفتید
‫گفتید که هیچ اطلاعاتی رو لو ندادید

439
00:33:52,503 --> 00:33:54,737
‫تمرینات من بی‌نقص بوده

440
00:33:54,772 --> 00:33:56,306
‫و سرجوخه «واکِر» چطور؟

441
00:33:56,340 --> 00:33:58,107
‫بله؟

442
00:33:58,142 --> 00:33:59,876
‫اون چیزی لو داد؟

443
00:33:59,910 --> 00:34:03,780
‫ما هرگز باهم بازجویی نشدیم . نمیدونم

444
00:34:03,814 --> 00:34:07,851
‫ولی دوست دارید بدونید
‫مخصوصاً بعد از اینکه فهمیدید مُرده

445
00:34:07,885 --> 00:34:10,854
‫من گمون می‌کنم که یه منظوری
‫از همه این حرفا داری

446
00:34:10,888 --> 00:34:13,857
‫بله قربان
‫همونطور که میدونید ۷۲ ساعت اولیه

447
00:34:13,891 --> 00:34:15,158
‫اسیر شدن یک سرباز زمان بحرانی هستش

448
00:34:15,192 --> 00:34:17,560
‫چیزی که میدونه ممکنه
‫توسط دشمن استفاده بشه

449
00:34:17,595 --> 00:34:19,329
‫در حین تأثیرات شکنجه

450
00:34:19,363 --> 00:34:23,833
‫نکته اینجاست که گروهبان «برودی» گفته
‫که هیچ منبعی از اطلاعات رو لو نداده

451
00:34:23,868 --> 00:34:27,103
‫و هنوز بعد از گذشت ۸ سال
‫زنده نگه‌ـش داشتن

452
00:34:27,137 --> 00:34:29,305
‫می‌خوام ازش دلیلش رو بپرسم

453
00:34:30,875 --> 00:34:33,309
‫خودم هم در عجبم

454
00:34:36,780 --> 00:34:38,514
‫کی ازتون بازجویی کرد؟

455
00:34:38,549 --> 00:34:42,085
‫«یه فرمانده «القاعده
‫اسمش "زَیادی" بود

456
00:34:42,119 --> 00:34:44,187
‫زَیادی»؟»

457
00:34:44,221 --> 00:34:46,589
‫اسمی بود که خودش بهم گفت

458
00:34:46,624 --> 00:34:49,525
‫این بودش؟

459
00:34:56,233 --> 00:34:57,567
‫نه

460
00:34:57,601 --> 00:34:59,535
‫اما میدونید که این مرد کیه

461
00:34:59,570 --> 00:35:00,937
‫البته

462
00:35:00,971 --> 00:35:04,407
‫هر تفنگداری توی کشور اون رو به
‫عنوان یه هدف پُرارزش می‌شناسه

463
00:35:04,441 --> 00:35:06,342
‫- تا حالا از نزدیک دیدیش؟
‫- ابونظیر»؟»

464
00:35:06,377 --> 00:35:08,444
‫در حین هیچ‌کدوم از
‫بازجویی‌ها حضور پیدا نکرد؟

465
00:35:08,479 --> 00:35:09,579
‫نه

466
00:35:13,150 --> 00:35:15,551
‫دوباره نگاه بنداز

467
00:35:44,214 --> 00:35:46,115
‫گروهبان «برودی»؟

468
00:35:49,753 --> 00:35:51,521
‫نه . تا حالا از نزدیک ندیدمش

469
00:35:53,457 --> 00:35:58,161
‫واکِر» چطور؟ اشاره‌ای به «ابونظیر» نکرد؟»

470
00:35:58,195 --> 00:35:59,262
‫نه

471
00:35:59,296 --> 00:36:01,798
‫- مطمئنید؟
‫- کری» ، یه نفر چندبار باید»

472
00:36:01,832 --> 00:36:04,000
‫جواب یه سوال رو بده؟

473
00:36:04,034 --> 00:36:07,070
‫یه‌کم متعجب شدم

474
00:36:07,104 --> 00:36:10,340
‫ابونظیر» مسئول ترتیب حمله»
‫به نیروهای متفق بوده

475
00:36:10,374 --> 00:36:15,511
‫دلیلی وجود نداشته که ۲تا از
‫اسرای جنگی رو در حبس نگه داره

476
00:36:15,546 --> 00:36:18,781
‫ظاهراً که داشته

477
00:36:21,385 --> 00:36:23,353
‫چیز دیگه‌ای هم هست «کری»؟

478
00:36:23,387 --> 00:36:27,457
‫نه قربان . همین بود
‫«ممنون گروهبان «برودی

479
00:36:27,491 --> 00:36:28,658
‫ممنون

480
00:36:28,692 --> 00:36:30,026
‫«ادامه میدیم . گروهبان «برودی

481
00:36:30,060 --> 00:36:33,463
‫مایلم که حواس‌تون رو به
‫هر چیزی که شاهدش بودید

482
00:36:33,497 --> 00:36:35,030
‫یا در زمان اسارت‌تون شنیدید متمکز کنید

483
00:36:36,165 --> 00:36:38,199
‫خانم "بِیس" رو یادته؟

484
00:36:38,234 --> 00:36:39,735
‫- معلم ریاضی؟
‫- آره

485
00:36:39,769 --> 00:36:41,804
‫آره . اصلاً بهش علاقه‌ای نداشتم

486
00:36:41,838 --> 00:36:43,239
‫خیلی زجر میده

487
00:36:43,273 --> 00:36:45,140
‫بچه‌ها ، میشه یه لحظه بیاید اینجا؟

488
00:36:45,175 --> 00:36:46,976
‫برای امشب کمک بازم لازم دارم

489
00:36:47,010 --> 00:36:48,110
‫امشب چه خبره؟

490
00:36:48,144 --> 00:36:51,680
‫چندتا از دوستان پدرتون از کمپانی
‫براوو» امشب برای مهمانی کباب میان»

491
00:36:51,715 --> 00:36:53,483
‫یه کیسه میوه اونجاست که باید پوست کنده بشن

492
00:36:53,517 --> 00:36:54,984
‫و سیخ‌ها باید تمیز بشه

493
00:36:55,019 --> 00:36:57,820
‫میوه‌ها با من

494
00:36:57,855 --> 00:36:59,722
‫حتماً باید منم باشم؟

495
00:36:59,757 --> 00:37:02,892
‫چرا همیشه با همه چیز مشکل داری؟

496
00:37:02,926 --> 00:37:04,894
‫فقط پرسیدم

497
00:37:04,928 --> 00:37:07,330
‫میدونم که آب من و تو توی یه جوب نمیره

498
00:37:07,364 --> 00:37:10,566
‫ولی فعلاً باید یه کاری بکنیم
‫که پشتوانه همدیگه باشیم . باشه؟

499
00:37:10,601 --> 00:37:13,302
‫آره . باشه

500
00:37:13,337 --> 00:37:14,704
‫سیخ رو بشور

501
00:37:17,875 --> 00:37:19,242
‫الو

502
00:37:19,276 --> 00:37:20,643
‫«سلام «جس

503
00:37:20,677 --> 00:37:22,011
‫سلام ، چطور پیش رفت؟

504
00:37:22,046 --> 00:37:24,047
‫راسیتش هنوز توی اداره‌ام

505
00:37:24,081 --> 00:37:25,581
‫گیر این بازپرسی‌ها افتادم

506
00:37:25,616 --> 00:37:26,983
‫و یه‌کم بیشتر از چیزی که
‫انتظار داشتم طول می‌کشه

507
00:37:27,017 --> 00:37:28,384
‫چقدر بیشتر؟

508
00:37:28,419 --> 00:37:30,787
‫شاید ۲-۱ ساعت

509
00:37:30,821 --> 00:37:33,456
‫پس یادت نره که هم ساعت ۵ میرسن

510
00:37:33,490 --> 00:37:34,624
‫باشه . دیر نمی‌کنم

511
00:37:34,658 --> 00:37:37,193
‫خداحافظ عزیزم

512
00:37:41,432 --> 00:37:45,935
‫گروهبان «برودی» شما مردی هستید که
‫امتحان مشکلی رو پشت‌سر گذاشتید

513
00:37:45,969 --> 00:37:47,403
‫ممنون آقای معاون اول رئیس‌جمهور

514
00:37:49,239 --> 00:37:50,973
‫چیزی گیر آوردی؟

515
00:37:51,008 --> 00:37:53,743
‫راسیتش آره
‫برودی» به زنش دروغ گفت»

516
00:37:53,777 --> 00:37:55,011
‫- بگو ببینم
‫- مکس» دنبال ماشین‌ـشه»

517
00:37:55,045 --> 00:37:56,913
‫برودی» گفتش که هنوز توی اداره‌ست»

518
00:37:56,947 --> 00:37:58,915
‫ولی به راننده‌اش گفت که کنار
‫پارک «بلومَنت» پیاده‌اش کنه

519
00:37:58,949 --> 00:38:01,250
‫همینه . داره ارتباط برقرار می‌کنه

520
00:38:01,285 --> 00:38:04,487
‫باشه . اونجا می‌بینمت
‫پارک «بلومَنت» کجاست؟

521
00:38:07,391 --> 00:38:09,358
‫سائول»؟»

522
00:38:09,393 --> 00:38:11,928
‫سلام ، واسه من دیگه دیر وقت‌ـه

523
00:38:11,962 --> 00:38:15,264
‫مگه یه نفر چقدر می‌تونه کار کنه؟

524
00:38:15,299 --> 00:38:18,501
‫تو «کری متیسون» رو توی جلسه
‫بازپرسی امروز صبح گذاشتی

525
00:38:18,535 --> 00:38:21,137
‫می‌خواستم ببینم خودش ازت خواسته
‫یا کار خودت بوده

526
00:38:21,171 --> 00:38:25,041
‫خواست خودش . راسیتش تعجب کردم که
‫خودت چرا دعوتش نکردی

527
00:38:25,075 --> 00:38:27,810
‫درحالی‌که اون تنها تحلیل‌گرـی بوده
‫که توی عراق حضور داشته

528
00:38:27,845 --> 00:38:31,114
‫مشکل من اون نیست . اخلاقشه

529
00:38:31,148 --> 00:38:32,849
‫چی شده؟

530
00:38:32,883 --> 00:38:35,918
‫اون یه بازپرسی ساده رو به بازجویی تبدیل کرد

531
00:38:35,953 --> 00:38:39,422
‫همه‌ـش می‌خواست «برودی» رو
‫به «ابونظیر» ربط بده

532
00:38:39,456 --> 00:38:40,456
‫همیشه «نظیر» سر زبونشه

533
00:38:40,491 --> 00:38:42,091
‫انکار نمی‌کنم

534
00:38:42,126 --> 00:38:43,993
‫بایدم یه‌کم سر این مورد وسواس داشته باشه

535
00:38:44,027 --> 00:38:46,562
‫چیزی هست که من باید بدونم «سائول»؟

536
00:38:46,597 --> 00:38:48,464
‫- چیزی که ازش مطلع نباشم نیست
‫- چون آخرین‌بار

537
00:38:48,499 --> 00:38:50,166
‫ازش شنیدم که با رشوه
‫و به بهانه بحران جهانی

538
00:38:50,200 --> 00:38:52,635
‫وارد یه زندان تو عراق شده

539
00:38:52,669 --> 00:38:54,203
‫نگرانیت رو درک می‌کنم

540
00:38:54,238 --> 00:38:56,472
‫کری» درس‌هاش رو خوب یاد گرفته»

541
00:38:56,507 --> 00:38:58,374
‫و هردومون میدونیم که چقدر تو کارش وارده

542
00:38:58,408 --> 00:39:01,644
‫چی بهت گفتم وقتی قول کردم
‫که یه فرصت دیگه بهش بدم؟

543
00:39:01,678 --> 00:39:05,248
‫گفتی به شرطی قبول می‌کنم
‫که فقط خاله‌بازی بکنه

544
00:39:05,282 --> 00:39:06,916
‫منم گفتم که این قضیه خوب تموم نمیشه

545
00:39:06,950 --> 00:39:08,384
‫برای هردوتون

546
00:39:11,221 --> 00:39:14,223
‫تو به چیزی که علاقه‌مند شده خبر نداری

547
00:39:14,258 --> 00:39:16,259
‫باور کن منم نمیدونم

548
00:39:16,293 --> 00:39:17,960
‫الان همسرم توی ساحل «پالم» زندگی می‌کنه

549
00:39:17,995 --> 00:39:20,163
‫و بچه‌هام رو فقط ۲بار در سال می‌بینم

550
00:40:01,904 --> 00:40:03,572
‫مشکل صدا رو حل کردی؟

551
00:40:03,606 --> 00:40:04,940
‫به‌زودی می‌فهمیم

552
00:40:04,974 --> 00:40:07,152
‫یه میکروفن هدایتی رو
‫نزدیک سوژه کار گذاشتم

553
00:40:07,177 --> 00:40:08,945
‫مکس» ، برو به کانال ۳»

554
00:40:09,379 --> 00:40:10,846
‫یکی داره به «برودی» نزدیک میشه

555
00:40:10,881 --> 00:40:13,349
‫در موقعیت ساعت ۱
‫یه زن با کت قرمز تیره

556
00:40:26,129 --> 00:40:28,030
‫فکر نمی‌کردم موفق بشی

557
00:40:28,065 --> 00:40:30,700
‫نمی‌فهمم چرا باید بیخیال «مایک» می‌شدی

558
00:40:30,734 --> 00:40:32,568
‫چرا خودت بهم زنگ نزدی؟

559
00:40:32,603 --> 00:40:35,004
‫زدم . اونم ۲بار

560
00:40:35,038 --> 00:40:36,205
‫داری ضبطش می‌کنی؟

561
00:40:36,240 --> 00:40:37,840
‫ولی زنت جواب داد

562
00:40:37,874 --> 00:40:39,575
‫چیزی بهم نگفت

563
00:40:39,610 --> 00:40:41,077
‫چون من تلفن رو قطع کردم

564
00:40:41,111 --> 00:40:43,045
‫«اون ازم متنفره «برودی

565
00:40:43,080 --> 00:40:44,480
‫متنفره؟ چرا؟

566
00:40:44,514 --> 00:40:46,649
‫چون من دوباره ازدواج کردم

567
00:40:46,683 --> 00:40:48,751
‫جسیکا» طوری واکنش نشون داد»
‫که انگار بهش توهین شده

568
00:40:48,785 --> 00:40:52,488
‫انگار من علناً بیخیال امید داشتن
‫به زنده بودن تو و «تام» شدم

569
00:40:52,522 --> 00:40:54,724
‫این دیگه...اون دیگه کیه؟

570
00:40:54,758 --> 00:40:57,426
‫هلن واکِر» همسر اون یکی»
‫تفنگدار مفقود شده

571
00:40:57,461 --> 00:40:59,629
‫پس اون رابط «برودی» نیست

572
00:40:59,663 --> 00:41:02,431
‫فقط به گوش کردن ادامه بده

573
00:41:04,134 --> 00:41:06,102
‫پنتاگون» گفت که هر دوـی شما مُردید»

574
00:41:06,136 --> 00:41:09,639
‫حالا از گفتن اطلاعات راجبه اینکه چه
‫اتفاقی واسه «تام» افتاده سرباز میزنن

575
00:41:09,673 --> 00:41:12,141
‫چی می‌خوای بدونی؟

576
00:41:12,175 --> 00:41:14,076
‫چطوری مُردش؟

577
00:41:14,111 --> 00:41:15,611
‫اون دیگه رفته

578
00:41:15,646 --> 00:41:17,847
‫واقعاً مهمه که چه اتفاقی افتاده؟

579
00:41:17,881 --> 00:41:20,616
‫برای من مهمه

580
00:41:23,353 --> 00:41:25,955
‫تا سرحد مرگ زدنش

581
00:41:28,592 --> 00:41:31,193
‫تو هم اونجا بودی؟

582
00:41:40,737 --> 00:41:43,606
‫نه

583
00:41:44,741 --> 00:41:47,910
‫ممنون که بهم گفتی

584
00:41:50,547 --> 00:41:52,014
‫من میرم خونه

585
00:41:52,049 --> 00:41:53,516
‫می‌خوام برای اون مهمونی توی خونه باشم

586
00:41:53,550 --> 00:41:54,784
‫یه لحظه وایسا

587
00:41:54,818 --> 00:41:57,853
‫مکس» ، یه لحظه بهمون وقت میدی؟»

588
00:41:59,423 --> 00:42:01,824
‫مکس» ، از ماشین برو بیرون»

589
00:42:09,232 --> 00:42:12,835
‫فکر نمی‌کردم ربطی به من داشته باشه
‫ولی الان دیگه داره

590
00:42:14,371 --> 00:42:16,038
‫کلازِپین»؟»

591
00:42:19,443 --> 00:42:23,579
‫ببخشید ، باید بهت می‌گفتم؟

592
00:42:23,613 --> 00:42:25,214
‫فقط بگو که من اینجا نیستم تا

593
00:42:25,248 --> 00:42:26,816
‫خطر به زندان رفتن رو با
‫یه آدم دیوونه به جون میخرم

594
00:42:26,850 --> 00:42:29,185
‫- من دیوونه‌ام
‫- اصلاً جالب نیست

595
00:42:29,219 --> 00:42:31,787
‫اگر کسی توی آژانس درباره این بفهمه...

596
00:42:33,256 --> 00:42:34,857
‫من اختلال روانی دارم . باشه؟

597
00:42:34,891 --> 00:42:36,292
‫«درباره اش تحقیق کردم «کری

598
00:42:36,326 --> 00:42:38,027
‫کلازِپین» یه داروی ضد روان‌پریش‌ـه»

599
00:42:38,061 --> 00:42:39,695
‫دارم باهاش می‌سازم

600
00:42:39,730 --> 00:42:41,997
‫از ۲۲ سالگی دارم باهاش می‌سازم

601
00:42:42,032 --> 00:42:44,533
‫- سائول» میدونه؟»
‫- نه

602
00:42:47,170 --> 00:42:49,605
‫هیچ‌کس نمیدونه

603
00:42:49,639 --> 00:42:54,777
‫ادای غافلگیرها رو درنیار
‫همچین تعجب‌آور هم نیست

604
00:42:54,811 --> 00:42:57,847
‫«میدونی که دوست دارم «کری
‫ولی باید صادق باشم

605
00:42:57,881 --> 00:42:59,949
‫هیچ‌کدوم از این‌کارها برام خوشایند نیست

606
00:42:59,983 --> 00:43:05,254
‫چی داری میگی؟
‫که این‌ها رو از خودم درآوردم؟

607
00:43:05,288 --> 00:43:07,757
‫شایدم همینطور باشه
‫شاید همه این‌ها رو توی ذهنم ساختم

608
00:43:07,791 --> 00:43:09,959
‫«ولی دیگه درگیرش شدی «ویرجیل
‫تو و اون داداش کوچولوی عجیب‌ـت

609
00:43:09,993 --> 00:43:13,929
‫تا خرخره درگیرش شدید
‫پس فکر لو دادن من به سرت نزنه

610
00:43:32,916 --> 00:43:35,117
‫فکر کردی می‌تونی با وجود این‌ها کنار بکشی؟

611
00:43:37,020 --> 00:43:39,522
‫فکر می‌کردم که اگه
‫من مدرک داشتم...

612
00:43:39,556 --> 00:43:41,056
‫الان چیزی داری؟

613
00:43:43,293 --> 00:43:45,728
‫هیچی؟

614
00:43:45,762 --> 00:43:49,131
‫فقط بر اساس یه حدس که
‫گروهبان «برودی» چجور آدمیه؟

615
00:43:53,370 --> 00:43:54,904
‫نه

616
00:43:54,938 --> 00:43:56,672
‫پس برو سراغ یه وکیل

617
00:43:56,706 --> 00:44:00,009
‫چون اول صبح موقع اعلام گزارشت به
‫بازپرس قضایی یه وکیل لازم داری

618
00:44:00,043 --> 00:44:01,944
‫- سائول» ، خواهش می‌کنم»
‫- چیزی برای گفتن نمونده

619
00:44:01,978 --> 00:44:04,246
‫فقط دارم مطئن میشم که دوباره رَکب نخوریم

620
00:44:04,281 --> 00:44:06,115
‫«خوشحالم که یه نفر به فکر کشورـه «کری

621
00:44:06,149 --> 00:44:11,454
‫جدی میگم . ۱بار یه اشتباهی کردم
‫نمی‌خوام...نمی‌تونم دوباره تکرارش کنم

622
00:44:11,488 --> 00:44:12,922
‫۱۰سال پیش بود

623
00:44:12,956 --> 00:44:14,590
‫اون‌موقع همه اشتباه کردن

624
00:44:14,624 --> 00:44:16,792
‫- همه من نیستم
‫- درک می‌کنم

625
00:44:16,827 --> 00:44:18,861
‫شک دارم که هئیت‌منصفه هم
‫این رو درک کنن

626
00:44:21,498 --> 00:44:24,300
‫بیخیال شو . تو من رو
‫«وارد این‌کار کردی «سائول

627
00:44:24,334 --> 00:44:29,138
‫تو آموزشم دادی
‫تو پام رو باز کردی

628
00:44:29,172 --> 00:44:32,908
‫بگو چی‌کار می‌تونم بکنم که
‫قضیه رو بین خودمون حل کنیم

629
00:44:36,813 --> 00:44:40,115
‫چه گُهی داری می‌خوری؟

630
00:44:45,255 --> 00:44:46,922
‫«خداحافظ «کری

631
00:44:56,032 --> 00:44:58,467
‫لعنتی

632
00:46:30,860 --> 00:46:32,661
‫باهاش دست دادم

633
00:46:32,696 --> 00:46:33,996
‫اون معاون اول رئیس‌جمهور بودش

634
00:46:34,030 --> 00:46:38,167
‫و یه دفعه یادم افتاد که
‫اصلاً اسمش رو نمیدونم چیه

635
00:46:42,772 --> 00:46:45,274
‫سلام

636
00:46:45,308 --> 00:46:47,242
‫سلام

637
00:46:47,277 --> 00:46:49,345
‫زنگ نمیزنی . پیام نمیدی

638
00:46:54,451 --> 00:46:55,684
‫باید صحبت کنیم

639
00:46:55,719 --> 00:46:57,553
‫چون قرار نیست من رو هی بپیجونی

640
00:46:57,587 --> 00:46:59,622
‫من نمی‌پیچونمت

641
00:46:59,656 --> 00:47:03,092
‫فقط دارم سعی می‌کنم که
‫با این وضعیت کنار بیام

642
00:47:03,126 --> 00:47:05,394
‫فقط تو نیستی

643
00:47:07,831 --> 00:47:11,533
‫ببین ، متوجه‌ام که دوست داری
‫کار درست رو انجام بدی

644
00:47:11,568 --> 00:47:13,636
‫«و من پشت‌ـت هستم ولی «جس

645
00:47:13,670 --> 00:47:16,505
‫۳روز پیش می‌خواستیم با بچه‌ها صحبت کنیم

646
00:47:16,539 --> 00:47:18,474
‫درباره باهم زندگی کردن صحبت کردیم

647
00:47:18,508 --> 00:47:21,210
‫مایک» ، خواهش می‌کنم»

648
00:47:23,580 --> 00:47:25,481
‫می‌خوای که قضیه رو فراموش کنم؟

649
00:47:25,515 --> 00:47:29,585
‫میدونی که فقط باید لب تر کنی
‫که چیزی بین‌مون نبوده

650
00:47:39,529 --> 00:47:42,097
‫«اون شوهرمه «مایک

651
00:48:01,184 --> 00:48:03,152
‫دارن می‌سوزن

652
00:48:03,186 --> 00:48:05,354
‫کباب‌ها

653
00:48:05,388 --> 00:48:06,655
‫درسته

654
00:48:06,690 --> 00:48:08,891
‫بیا

655
00:48:10,860 --> 00:48:13,962
‫مایک» به مادرت خیلی کمک کرده؟»

656
00:48:13,997 --> 00:48:16,065
‫هر وقت مامان بهش
‫احتیاج داشت اون میومد

657
00:48:17,467 --> 00:48:19,201
‫ازش خوشت میاد؟

658
00:48:19,235 --> 00:48:21,136
‫آره . آدم باحالیه

659
00:48:22,505 --> 00:48:26,742
‫بفرما . یکی هم واسه مامانت

660
00:48:35,585 --> 00:48:37,720
‫فقط دارم میگم که به نظرم

661
00:48:37,754 --> 00:48:40,689
‫یه کسی تو یه جایی داره بهش نگاه می‌کنه
‫و از الان اون رو به چشم

662
00:48:40,724 --> 00:48:45,494
‫سناتور یا عضو کنگره می‌بینه . میدونی؟

663
00:48:49,899 --> 00:48:51,767
‫می‌تونم ازت یه سوال شخصی بکنم؟

664
00:48:51,801 --> 00:48:54,403
‫اولش نمی‌خوای واسم چندتا
‫دیگه نوشیدنی بگیری؟

665
00:48:54,437 --> 00:48:56,305
‫متأهلی؟

666
00:48:56,339 --> 00:48:58,140
‫نه

667
00:48:58,174 --> 00:48:59,942
‫ولی حلقه دست‌ـته

668
00:48:59,976 --> 00:49:03,512
‫با یه نفر می‌پرم که خیلی جوگیر شده

669
00:49:07,383 --> 00:49:08,984
‫چیه؟

670
00:49:09,018 --> 00:49:13,722
‫نمیدونم . فکر نکنم قبلاً همچین
‫بی‌پرده صحبت کردن رو دیده بودم

671
00:49:13,757 --> 00:49:15,457
‫فقط مسئله رو آسون‌تر کردم

672
00:49:15,492 --> 00:49:17,826
‫نه اینکه قضیه رو با آدم‌هایی
‫که نمی‌شناسم بپیجونم

673
00:49:17,861 --> 00:49:20,929
‫برو بابا . دیگه انقدر آدم بدی نیستی

674
00:49:24,267 --> 00:49:28,237
‫اگر بهت بگم که امروز به تنها
‫دوست واقعیم تو دنیا خیانت کردم

675
00:49:28,271 --> 00:49:30,439
‫و اون رو به بازی دادم

676
00:49:30,473 --> 00:49:34,009
‫و ۳۵ سال سابقه کاریش رو به خطر انداختم؟

677
00:49:34,043 --> 00:49:36,779
‫منم میگم که سراغ خوب کسی
‫توی این شهر اومدی

678
00:49:36,813 --> 00:49:38,814
‫آره

679
00:49:49,292 --> 00:49:51,093
‫یکی دیگه لطفاً

680
00:49:55,965 --> 00:49:58,667
‫کارشون خیلی خوبه
‫می‌خوای یه میز بگیریم؟

681
00:50:01,838 --> 00:50:04,173
‫ترجیح میدم که از اینجا بریم

682
00:50:06,209 --> 00:50:09,044
‫باشه . کجا بریم؟

683
00:50:09,078 --> 00:50:12,881
‫من دیگه تصمیم نمی‌گیرم
‫تصمیمش با خودت

684
00:50:12,916 --> 00:50:14,783
‫باشه . با کمال میل

685
00:50:35,538 --> 00:50:36,805
‫میای بریم؟

686
00:50:36,840 --> 00:50:38,106
‫هی «کری» ، حال‌ـت خوبه؟

687
00:51:04,767 --> 00:51:07,603
‫- چی رو باید ببینم؟
‫- دست راستش

688
00:51:12,942 --> 00:51:14,509
‫فقط یه‌کم استرس داره

689
00:51:14,544 --> 00:51:15,878
‫نه ، نه . دوباره ببین

690
00:51:15,912 --> 00:51:18,714
‫این یه الگوئه . هی تکرار میشه
‫مثل الفبای موسیقی

691
00:51:19,983 --> 00:51:21,483
‫ایناهاش

692
00:51:26,389 --> 00:51:28,523
‫- قاطعانه نیست
‫- نه

693
00:51:28,558 --> 00:51:31,059
‫صبر کن

694
00:51:33,830 --> 00:51:35,497
‫این بیرون از خونه‌ـشه

695
00:51:35,531 --> 00:51:37,900
‫«و اینم تو «پایگاه نیروی هوایی اندرو

696
00:51:37,934 --> 00:51:41,036
‫می‌بینی؟

697
00:51:41,070 --> 00:51:42,704
‫هر وقت که

698
00:51:42,739 --> 00:51:45,040
‫جلوی دوربین قرار می‌گیره اتفاق میفته
‫هر وقت که اون میدونه کل دنیا

699
00:51:45,074 --> 00:51:47,876
‫دارن این رو می‌بینن
‫بارها و بارها تکرار میشه

700
00:51:50,513 --> 00:51:52,047
‫مثل یه‌جور کد می‌مونه

701
00:51:52,081 --> 00:51:54,116
‫«داره ارتباط برقرار می‌کنه «سائول

702
00:51:54,150 --> 00:51:59,154
‫داره یه پیغام به یه نفر ، یه رابط
‫یه عضو «القاعده» یا هر کسی می‌فرسته

703
00:52:06,696 --> 00:52:10,565
‫باید درباره‌اش تحقیق کنیم
‫بچه‌های رمزگشا رو خبر می‌کنیم

704
00:52:10,600 --> 00:52:13,602
‫افراد تیم "پیتمن" بهترین هستن
‫کارش رو خوب بلده

705
00:52:13,636 --> 00:52:15,971
‫شماره‌اش رو می‌گیرم

706
00:52:19,175 --> 00:52:22,311
‫بازم میرم به زندان؟

707
00:52:22,345 --> 00:52:24,613
‫فعلاً نه

708
00:52:43,098 --> 00:52:44,866
‫چی می‌خوای بدونی؟

709
00:52:44,900 --> 00:52:46,434
‫چطوری مُردش؟

710
00:52:47,636 --> 00:52:48,870
‫خودت اونجا بودی؟

711
00:52:48,904 --> 00:52:50,004
‫نه

712
00:52:52,809 --> 00:52:54,876
‫- تا حالا از نزدیک دیدیش؟
‫- ابونظیر» رو؟»

713
00:52:54,911 --> 00:52:57,312
‫در حین بازجویی‌ها حضور پیدا نکردش؟

714
00:52:58,748 --> 00:52:59,815
‫دوباره

715
00:52:59,849 --> 00:53:01,283
‫نه . هرگز از نزدیک ندیدمش

716
00:53:01,317 --> 00:53:02,284
‫محکم‌تر

717
00:53:43,049 --> 00:53:44,049
‫(Miami Vice) مـــتـــرجـــم : مـیـــلاد

718
00:53:45,049 --> 00:53:46,049
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::> WWW.۹Movie.CO <::..

