1
00:00:00,100 --> 00:00:01,100
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::> WWW.۹Movie.CO <::..

2
00:00:01,300 --> 00:00:02,300
‫(Miami Vice) مـــتـــرجـــم : مـیـــلاد

3
00:00:02,600 --> 00:00:09,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۱
‫«قسمت ۱۲ : «تفنگدار اول</font>

4
00:00:09,395 --> 00:00:11,998
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

5
00:00:16,474 --> 00:00:19,478
‫می‌خوای عکست رو بچسبونن
‫روی دیوار سازمان؟

6
00:00:19,512 --> 00:00:22,113
‫واکِر» رو پیدا کن»

7
00:00:22,148 --> 00:00:23,548
‫اصلاً «واکِر» چیز مهمی نیست

8
00:00:23,582 --> 00:00:25,652
‫اون فقط یه قسمته . یه تیکه‌ست
‫یه پیکسل‌ـه

9
00:00:25,686 --> 00:00:27,153
‫یه چیز بزرگتر از اون هست
‫یه چیز مهلک

10
00:00:27,188 --> 00:00:29,324
‫ابونظیر» داره یه نقشه رو اجرا می‌کنه»

11
00:00:29,358 --> 00:00:30,759
‫و ما وقت کمی داریم

12
00:00:30,793 --> 00:00:34,495
‫کری» ، تو خودت نیستی»

13
00:00:34,530 --> 00:00:35,829
‫اختلال دوقطبی داره
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(نوعی بیماری روان‌پریشی)</font>

14
00:00:35,863 --> 00:00:38,765
‫اون انفجار دوباره به‌هم ریخته‌اش

15
00:00:38,800 --> 00:00:40,766
‫کری» یه چیز جالبی گفت»

16
00:00:40,801 --> 00:00:44,806
‫حمله تک‌تیرانداز
‫این‌کار «ابونظیر» با عقل جور درنمیاد

17
00:00:44,840 --> 00:00:46,410
‫این روش اون نیست

18
00:00:46,445 --> 00:00:49,179
‫شایدم باشه وقتی یه تک‌تیرانداز
‫ارتش داره واسه‌ـش کار می‌کنه

19
00:00:49,214 --> 00:00:50,581
‫کری» فکر می‌کنه قضیه»
‫بزرگتر از این حرفاست

20
00:00:53,988 --> 00:00:56,358
‫کلیدش اینجاست

21
00:00:56,392 --> 00:00:58,427
‫تا لحظه آخر صبر کن
‫بعد بازش کن

22
00:00:58,461 --> 00:01:00,797
‫در مورد انفجارش خوندم

23
00:01:00,831 --> 00:01:04,770
‫تا این بالا
‫نقطه‌ضعف

24
00:01:04,804 --> 00:01:05,804
‫الو

25
00:01:05,839 --> 00:01:07,106
‫در مورد «ابونظیر» زنگ زدم

26
00:01:07,141 --> 00:01:10,311
‫یه اتفاقی واسه‌ـش افتاده . یه مصیبت

27
00:01:10,345 --> 00:01:13,382
‫تون اونجا باهاش بودی . میدیدیش

28
00:01:13,416 --> 00:01:14,717
‫همدیگه رو ببینیم بهتر نیست؟

29
00:01:14,751 --> 00:01:16,619
‫- من خونه هستم
‫- همونجا بمون

30
00:01:19,392 --> 00:01:20,792
‫گروهبان «برودی» بهم زنگ زد

31
00:01:20,827 --> 00:01:22,161
‫همه چیز رو بهم گفت

32
00:01:22,195 --> 00:01:24,297
‫در حین صحبت ما دفترت تو سازمان
‫داره پاکسازی میشه

33
00:01:24,331 --> 00:01:26,967
‫تقریباً دارم مسئله رو حل می‌کنم

34
00:01:27,001 --> 00:01:27,968
‫جمع‌ـش کنید

35
00:01:28,002 --> 00:01:29,170
‫معذرت می‌خوام

36
00:01:29,204 --> 00:01:30,839
‫من احساس مسئولیت می‌کنم

37
00:01:30,873 --> 00:01:36,913
‫چون وقتی از «بغداد» برگشتی
‫میدونستم که تو آسیب دیدی

38
00:01:36,948 --> 00:01:38,815
‫«دیگه وقتی نمونده «سائول

39
00:01:41,787 --> 00:01:43,087
‫وضعیت بنفش پررنگ‌ـه

40
00:01:45,300 --> 00:01:48,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" روز اول "</font>

41
00:01:48,561 --> 00:01:55,600
‫اسم من «نیکلاس برودی» هست
‫و من گروهبان ارتش آمریکا هستم

42
00:01:57,970 --> 00:02:06,345
‫من همسر دارم و ۲تا بچه
‫که عاشقشونم

43
00:02:11,619 --> 00:02:17,558
‫درحالی‌که دارید این فیلم رو می‌بینید
‫درباره من چیزهای زیادی خواهید فهمید

44
00:02:17,592 --> 00:02:20,461
‫درباره کاری که کردم

45
00:02:20,495 --> 00:02:26,467
‫و می‌خوام که خودم توضیح بدم
‫تا شما حقیقت رو بفهمید

46
00:02:28,736 --> 00:02:32,473
‫در ۱۹ «مِی» سال ۲۰۰۳

47
00:02:32,507 --> 00:02:37,811
‫به عنوان یکی از تیم تک‌تیرانداز ۲ نفره
‫و در حال انجام یک عملیات در عراق

48
00:02:37,846 --> 00:02:42,783
‫«توسط نیروهای باوفا به «صدام حسین
‫به اسارت گرفته شدم

49
00:02:42,817 --> 00:02:47,756
‫اون نیروها من رو به یکی از فرماندهان
‫القاعده» «ابونظیر» فروختن»

50
00:02:47,790 --> 00:02:51,894
‫کسی که در حال طراحی عملیات
‫تروریستی در اطراف مرز سوریه بود

51
00:02:51,928 --> 00:02:56,199
‫جایی که برای ۸ سال من رو
‫در اسارت نگه داشتن

52
00:02:58,769 --> 00:03:00,837
‫من کتک خوردم

53
00:03:02,373 --> 00:03:04,574
‫شکنجه شدم

54
00:03:06,377 --> 00:03:10,180
‫و برای مدت‌ها من رو در تنهایی نگه داشتن

55
00:03:13,985 --> 00:03:17,321
‫مردم خواهند گفت که من ناامید شده بودم

56
00:03:17,355 --> 00:03:20,524
‫شستشوی مغزی داده شدم

57
00:03:20,558 --> 00:03:24,695
‫مردم خواهند گفت که من
‫تبدیل به تروریست شده بودم

58
00:03:24,729 --> 00:03:27,097
‫از کشورم متنفر شده بودم

59
00:03:31,003 --> 00:03:35,206
‫من عاشق کشورم هستم

60
00:03:36,408 --> 00:03:41,980
‫من یه تفنگدار هستم مثل پدرم

61
00:03:42,014 --> 00:03:45,551
‫مثل پدرِ پدرم
‫و به عنوان یه تفنگدار

62
00:03:45,585 --> 00:03:49,956
‫قسم خورده‌ام که از آمریکا

63
00:03:49,991 --> 00:03:53,660
‫در مقابل دشمن
‫چه بیگانه و چه خودی دفاع کنم

64
00:03:56,031 --> 00:04:02,370
‫حرکت امروز من در مقابل
‫دشمنان خودی بود

65
00:04:02,405 --> 00:04:07,008
‫معاون اول رئیس‌جمهور
‫و اعضای تیم امنیتیِ اون

66
00:04:07,042 --> 00:04:11,179
‫که میدونم اون‌ها دروغگو
‫و جنایتکاران جنگی هستن

67
00:04:11,213 --> 00:04:15,150
‫اون‌ها مسئول بیرحمی‌هایی هستن
‫که هرگز به زیر بارش نرفتن

68
00:04:17,619 --> 00:04:23,191
‫این‌کار به‌خاطر عدالت‌ـه
‫به‌خاطر ۲۸تا بچه

69
00:04:23,225 --> 00:04:27,061
‫که مرگ‌شون تکذیب شده بود

70
00:04:27,095 --> 00:04:31,665
‫و قاتل اون‌ها مایه ننگی برای این کشوره

71
00:04:33,768 --> 00:04:35,669
‫سلام

72
00:04:37,772 --> 00:04:39,373
‫تغییری کرده؟

73
00:04:39,407 --> 00:04:40,708
‫نه متأسفانه

74
00:04:48,883 --> 00:04:51,384
‫چقدر نگران این موضوعه؟

75
00:04:51,419 --> 00:04:53,186
‫نگرانه

76
00:04:53,220 --> 00:04:55,522
‫خیلی وقته که اینطوری ندیدمش

77
00:04:55,556 --> 00:04:57,123
‫غذا نمی‌خوره

78
00:04:57,158 --> 00:04:59,692
‫۳روزه که اتاقش رو ترک نکرده

79
00:05:05,166 --> 00:05:07,300
‫قرص‌های «لیتیوم» چی؟

80
00:05:07,334 --> 00:05:09,368
‫گفتی که تا الان دیگه باید اثر کنه

81
00:05:09,403 --> 00:05:11,270
‫اثر کرده

82
00:05:11,305 --> 00:05:14,707
‫این افسردگی بعد از هیجان شدید به‌وجود میاد

83
00:05:14,741 --> 00:05:17,943
‫در واقع درمان این خیلی سخت‌ترـه

84
00:05:17,977 --> 00:05:22,581
‫- به نظرت سوپ مرغ کمکی می‌کنه؟
‫- شاید

85
00:05:23,683 --> 00:05:26,751
‫اکسیر خدایان

86
00:05:26,785 --> 00:05:30,387
‫- می‌تونم برم ببینمش؟
‫- البته

87
00:05:30,422 --> 00:05:31,655
‫«سائول»

88
00:05:31,690 --> 00:05:35,625
‫منظور از ترک اداری چیه دقیقاً؟

89
00:05:39,463 --> 00:05:41,998
‫خب...

90
00:05:42,032 --> 00:05:46,502
‫دیگه چشمش به جنایتکاران
‫نمی‌خوره خوشبختانه

91
00:05:46,537 --> 00:05:48,471
‫نمی‌خواد خودمون رو خام کنیم

92
00:05:48,506 --> 00:05:51,875
‫اون دیگه نمی‌تونه پاش رو توی سازمان بذاره

93
00:06:03,957 --> 00:06:05,924
‫سلام

94
00:06:05,959 --> 00:06:08,927
‫«سلام آقای «بِرِنسون

95
00:06:10,864 --> 00:06:13,332
‫یادته قبلاً اینطوری صدات می‌کردم؟

96
00:06:13,366 --> 00:06:14,533
‫چی؟

97
00:06:16,669 --> 00:06:19,605
‫«آقای «بِرِنسون

98
00:06:19,639 --> 00:06:23,609
‫آره . خیلی وقت پیش بود

99
00:06:25,312 --> 00:06:27,647
‫اون زمانی که هنوز می‌تونستم ایستاده بشاشم

100
00:06:27,681 --> 00:06:30,150
‫حال‌ـت چطوره «کری»؟

101
00:06:34,589 --> 00:06:37,224
‫بهتر شدم

102
00:06:37,259 --> 00:06:39,227
‫نگران نباش
‫نمی‌تونم زیاد بمونم

103
00:06:51,773 --> 00:06:54,074
‫چطوره یه داستان برام تعریف کنی؟

104
00:06:54,108 --> 00:06:57,177
‫چجور داستانی؟

105
00:06:59,513 --> 00:07:03,918
‫«درباره یه آدم بده به اسم «ابونظیر
‫که یه مدت دست از کارهای بدش کشید

106
00:07:03,952 --> 00:07:05,520
‫هیچ‌کس هم نمی‌تونه بفهمه چرا

107
00:07:05,554 --> 00:07:07,188
‫میدونی که نمی‌تونم درباره‌اش صحبت کنم

108
00:07:08,757 --> 00:07:13,328
‫تا وقتی امتیاز امنیتی من
‫دوباره مثل قبل بشه . میدونم

109
00:07:15,431 --> 00:07:17,933
‫باید فقط روی بهتر شدن حال‌ـت تمرکز کنی

110
00:07:20,236 --> 00:07:23,405
‫حداقل بگو که پیگیر قضیه هستی

111
00:07:23,439 --> 00:07:27,275
‫که بیخیالش نمیشی

112
00:07:27,310 --> 00:07:30,277
‫بهم قول بده

113
00:07:30,312 --> 00:07:32,212
‫قول میدم

114
00:07:53,935 --> 00:07:56,136
‫نه . نرو

115
00:08:03,243 --> 00:08:05,445
‫چرا این‌کار رو کرد؟

116
00:08:05,479 --> 00:08:08,047
‫کی؟

117
00:08:08,082 --> 00:08:10,383
‫«برودی»

118
00:08:14,087 --> 00:08:15,954
‫چرا؟

119
00:08:19,525 --> 00:08:21,993
‫چه کاری؟

120
00:08:22,027 --> 00:08:26,765
‫به «اِستیس» زنگ زد
‫و من رو مثل خیار فروخت

121
00:08:28,602 --> 00:08:32,272
‫راستش ۱۰۰تا دلیل می‌تونم برات بیارم

122
00:08:32,306 --> 00:08:36,777
‫محض اطلاع اون داره وارد کنگره میشه

123
00:08:38,680 --> 00:08:40,648
‫خودت فکر کن

124
00:08:40,683 --> 00:08:44,619
‫تو کسی نیستی که تو زندگی
‫الانش بهت احتیاج داشته باشه

125
00:08:44,653 --> 00:08:46,521
‫و بالعکس

126
00:08:50,226 --> 00:08:52,627
‫- «اما «سائول...
‫- گوش کن

127
00:08:52,662 --> 00:08:56,097
‫این مرد ذهن‌ـت رو مسموم کرده

128
00:08:56,132 --> 00:08:58,767
‫به‌خاطرش همه چیز رو از دست دادی

129
00:08:59,869 --> 00:09:01,770
‫فراموش‌ـش کن

130
00:09:02,905 --> 00:09:06,775
‫نمی‌تونم «سائول» . نمی‌تونم

131
00:09:12,515 --> 00:09:14,416
‫خدایا

132
00:09:15,985 --> 00:09:18,219
‫تو عاشقش شدی

133
00:11:35,556 --> 00:11:42,763
‫- «شب‌بخیر «ایزابل
‫- شب‌بخیر

134
00:12:03,318 --> 00:12:07,154
‫امشب دارم به چهره‌های
‫برجسته‌ای نگاه می‌کنم

135
00:12:07,188 --> 00:12:12,560
‫تو «الیزابت» ، تنها دلیل این هستی
‫که من امشب اینجام

136
00:12:12,594 --> 00:12:17,865
‫ممنون که ۳ سال پیش متقاعدم کردی تا
‫نامزدی معاون اولی رئیس‌جمهوری رو قبول کنم

137
00:12:21,103 --> 00:12:23,337
‫«و تو «ریچارد

138
00:12:23,372 --> 00:12:27,708
‫تو هسته‌ی تشکیلات مدیریتی
‫که انتخاب خواهم کرد هستی

139
00:12:27,743 --> 00:12:30,812
‫ما همگی راه سختی رو طی کردیم

140
00:12:30,846 --> 00:12:33,581
‫ولی فردا صبح وقتی خودم رو
‫به عنوان کاندیدا اعلام می‌کنم

141
00:12:33,615 --> 00:12:35,715
‫باید آستین‌ها رو بالا برنیم

142
00:12:35,750 --> 00:12:40,821
‫همه افراد داخل این اتاق قول بدید که
‫آمریکا رو دوباره برتر نگه میدارید

143
00:12:40,845 --> 00:12:42,845
‫به سلامتی

144
00:12:49,764 --> 00:12:52,599
‫«از دیدنت خوشحالم «والت

145
00:12:56,037 --> 00:12:58,371
‫آفرین

146
00:12:58,405 --> 00:13:01,541
‫میدونی، حق با توئـه
‫این گروه برجسته‌ایه

147
00:13:01,575 --> 00:13:03,176
‫«شامل تو هم میشه «دیوید

148
00:13:03,210 --> 00:13:05,511
‫گروهیه که ارزش محافظت رو داره
‫منظورم این بود

149
00:13:05,546 --> 00:13:08,747
‫اگر ازم می‌خوای که فردا رو لغو کنم
‫خودت جوابش رو میدونی

150
00:13:08,782 --> 00:13:11,383
‫من فقط دارم میگم که محلش رو عوض کنید

151
00:13:11,417 --> 00:13:14,086
‫که اون‌وقت بتونم کاندیدایم رو
‫توی جای پنهان اعلام کنم؟

152
00:13:17,056 --> 00:13:19,257
‫خیلی دست بالا گرفتی‌شون . میدونستی؟

153
00:13:19,291 --> 00:13:20,725
‫کی رو قربان؟

154
00:13:20,759 --> 00:13:22,193
‫«دشمن رو . افرادی مثل «واکِر

155
00:13:22,228 --> 00:13:24,863
‫اون می‌تونه خسارت زیادی بر جای بذاره

156
00:13:24,897 --> 00:13:29,569
‫برای هردومون...بله . می‌تونه

157
00:13:31,738 --> 00:13:34,541
‫ولی اون فقط یه نفره

158
00:13:34,575 --> 00:13:41,448
‫و تو کل دستگاه امنیتی این
‫خاک رو زیر دست‌ـت داری

159
00:13:41,483 --> 00:13:45,319
‫به‌خاطر هردومون یه کاریش بکن

160
00:13:45,353 --> 00:13:49,723
‫و به‌خاطر خدا شامپاین‌ـت رو بخور
‫مثلاً "بیلکارت سالمون"ــه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(نوعی شامپاین)</font>

161
00:13:49,757 --> 00:13:52,058
‫بله قربان

162
00:13:56,963 --> 00:13:59,898
‫دوباره نه

163
00:14:07,641 --> 00:14:11,110
‫متأسفم خانم ولی...

164
00:14:11,144 --> 00:14:14,281
‫میدونم . میدونم . فقط ساکنین

165
00:14:14,315 --> 00:14:15,849
‫این‌دفعه مشکل چیه؟

166
00:14:15,883 --> 00:14:19,253
‫صبح یه مراسم بزرگ سیاسی هستش
‫گمونم مربوط به معاون اول رئیس‌جمهور باشه

167
00:14:19,287 --> 00:14:20,654
‫لعنتی

168
00:14:20,689 --> 00:14:22,423
‫خانم؟

169
00:14:22,458 --> 00:14:26,894
‫کار خوبی کردین که ۲تا چهارراه
‫اونورتر از وزارت کشور رو بستید

170
00:14:28,864 --> 00:14:31,332
‫«ببخشید که باعث دردسرتون شدم خانم «سَملر

171
00:14:31,366 --> 00:14:35,068
‫شب خوش . افسرها

172
00:14:53,219 --> 00:14:55,421
‫«خب خانم «سَملر

173
00:14:57,758 --> 00:15:00,160
‫تق تق

174
00:15:00,194 --> 00:15:02,462
‫پرستار شیفت شب رسید

175
00:15:04,165 --> 00:15:06,534
‫ماکارونی درست کردم

176
00:15:06,568 --> 00:15:11,907
‫میدونی «کری» ، دیر یا زود
‫باید یه چیزی بخوری

177
00:15:17,348 --> 00:15:21,652
‫«لعنت به تو «کری
‫دیگه داری می‌ترسونیم

178
00:15:21,686 --> 00:15:24,921
‫گم‌شو

179
00:15:24,956 --> 00:15:27,424
‫ببخشید . نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

180
00:15:27,458 --> 00:15:30,727
‫خواهرت بهم دستور اکید داده

181
00:15:30,761 --> 00:15:35,432
‫پس همینجا میشینم تا
‫خواب‌ـت ببره . باشه؟

182
00:15:35,466 --> 00:15:38,168
‫چه بوی خوبی داره

183
00:15:40,738 --> 00:15:42,539
‫مطمئنی یه کوچولو نمی‌خوای؟

184
00:15:50,413 --> 00:15:52,380
‫کریس» ، میشه کره رو از یخچال بیاری؟»

185
00:15:52,415 --> 00:15:53,915
‫باشه

186
00:15:53,949 --> 00:15:55,683
‫پس واسه مسابقه کاراته‌ام نمیای؟

187
00:15:55,718 --> 00:16:00,187
‫رفیق ، بهت که گفتم
‫با معاون اول رئیس‌جمهور ملاقات دارم

188
00:16:00,221 --> 00:16:01,622
‫متأسفم

189
00:16:01,656 --> 00:16:03,590
‫کریس» ، مگه درباره‌اش صحبت نکردیم؟»

190
00:16:03,624 --> 00:16:05,292
‫بابات واسه مسابقه بعدی میاد

191
00:16:05,326 --> 00:16:07,627
‫- درسته؟
‫- بله

192
00:16:07,662 --> 00:16:09,896
‫خیلی‌خب ، شام آماده‌ست
‫همه بشینید

193
00:16:17,339 --> 00:16:20,541
‫- نوبت کیه که دعا بخونه؟
‫- من

194
00:16:20,576 --> 00:16:23,811
‫بابا ، از این‌کارها هم بلدی؟

195
00:16:23,846 --> 00:16:25,580
‫گمونم بتونم اداش رو دربیارم

196
00:16:32,653 --> 00:16:40,927
‫خدای عزیز ، بابت این غذا سپاسگزاریم
‫و سلامتی‌مان تا در خدمت تو باشیم

197
00:16:40,961 --> 00:16:44,930
‫و نور عشق را در این خانواده بتابان

198
00:16:46,300 --> 00:16:49,402
‫از هم دورشون نکن

199
00:16:51,672 --> 00:16:54,573
‫و همیشه ازشون محافظت کن

200
00:16:54,608 --> 00:16:56,776
‫آمین

201
00:16:56,810 --> 00:16:58,848
‫- آمین
‫- آمین

202
00:17:01,883 --> 00:17:03,684
‫- چطور بود؟
‫- بد نبود

203
00:18:42,653 --> 00:18:46,222
‫پایان زندگی ما از پیش تعیین شده

204
00:18:46,257 --> 00:18:48,525
‫ما بی‌دلیل آفریده نشدیم

205
00:18:48,559 --> 00:18:53,395
‫ما راهی رو پیدا می‌کنیم
‫که می‌خوایم در اون قدم بذاریم

206
00:18:53,430 --> 00:18:56,231
‫پس روحت رو بی‌آلایش کن

207
00:18:56,265 --> 00:18:58,633
‫دنیای مادی رو فراموش کن

208
00:18:58,667 --> 00:19:02,370
‫و زمانی برای کردار نیک
‫و فرمانبرداری اختصاص بده

209
00:19:04,973 --> 00:19:11,311
‫یادت باشه . تمام زندگی که توش
‫وقت‌ـت رو تلف کردی پشت سر بذار

210
00:19:13,682 --> 00:19:16,016
‫راه پیش روت پاک‌ـه

211
00:19:18,453 --> 00:19:22,622
‫قبل از حمله‌ور شدن به جنگ نگاه می‌کنی

212
00:19:22,656 --> 00:19:25,358
‫و حالا با چشم‌های خودت اون رو می‌بینی

213
00:19:56,858 --> 00:19:58,092
‫بابا؟

214
00:19:58,126 --> 00:20:03,565
‫چی‌کار داری می‌کنی؟ چه خبر شده؟

215
00:20:06,168 --> 00:20:08,469
‫از کِی اونجا وایسادی؟

216
00:20:13,341 --> 00:20:15,642
‫دِینا»؟»

217
00:20:15,676 --> 00:20:18,979
‫بابا ، دارم ازت می‌ترسم

218
00:20:19,013 --> 00:20:21,214
‫نترس

219
00:20:22,516 --> 00:20:24,184
‫زبان عربی بودش؟

220
00:20:24,218 --> 00:20:26,486
‫آره

221
00:20:28,590 --> 00:20:30,992
‫معنیش چی میشه؟

222
00:20:34,196 --> 00:20:36,465
‫یعنی...

223
00:20:42,673 --> 00:20:45,474
‫من مسلمون شدم

224
00:20:59,388 --> 00:21:03,757
‫به کسی چیزی نگفتم
‫چون نمی‌خواستم ناراحت‌تون کنم

225
00:21:05,126 --> 00:21:06,726
‫مثلاً خوشحال شدیم که

226
00:21:06,761 --> 00:21:09,596
‫به گوزن شلیک کردی
‫یا مامان رو ترک کردی

227
00:21:09,631 --> 00:21:11,064
‫یا «مایک» رو مثل سگ کتک زدی

228
00:21:11,099 --> 00:21:13,133
‫باشه . حقم بود

229
00:21:18,138 --> 00:21:22,208
‫چرا دست‌ها و پاهات رو اونطوری می‌شستی؟

230
00:21:22,242 --> 00:21:24,610
‫اون وضو بود

231
00:21:24,645 --> 00:21:29,649
‫یعنی که روح و جسمت رو پاک می‌کنی
‫قبل از اینکه در حضور خدا قرار بگیری

232
00:21:36,225 --> 00:21:39,094
‫مامان چیزی درباره این میدونه؟

233
00:21:39,128 --> 00:21:41,530
‫نه

234
00:21:41,564 --> 00:21:45,166
‫بگی هم اصلاً درک نمی‌کنه

235
00:21:48,438 --> 00:21:51,973
‫پس بین خودمون باشه؟

236
00:21:55,611 --> 00:21:57,880
‫آره

237
00:22:03,400 --> 00:22:06,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" روز دوم "</font>

238
00:22:07,924 --> 00:22:13,161
‫این تشریفات برای معاون اول رئیس‌جمهور است که
‫امروز صبح برای بیان گفته‌هاشون آماده میشه

239
00:22:13,195 --> 00:22:19,100
‫معاون اول رئیس‌جمهور با حمایت‌کنندگان وفادارش
‫از گوشه کنار تشکیلات وزارت دفاع خواهد آمد

240
00:22:19,134 --> 00:22:23,604
‫که شامل وزرای دفاع و کشور
‫و جمعی از صاحب‌منصبان

241
00:22:23,639 --> 00:22:25,806
‫و مشاور عالی‌رتبه «الیزابت گِینز» می‌باشد

242
00:22:25,841 --> 00:22:29,477
‫این سخنرانی درست چند روز بعد از انفجار بمب
‫در مرکز «واشنگتون» اتفاق میفتد

243
00:22:29,512 --> 00:22:33,081
‫که ۵ کشته بر جای گذاشت
‫و این زمانی مناسبی برای نشون دادن...

244
00:22:52,035 --> 00:22:53,769
‫ویرجیل»؟»

245
00:22:56,140 --> 00:22:58,875
‫ویرجیل» ، قرص‌های من کجاست؟
‫می‌خوام‌شون

246
00:23:03,214 --> 00:23:05,615
‫ویرجیل»؟ کسی نیست؟»

247
00:23:05,650 --> 00:23:09,686
‫کری» ، همینجام»

248
00:23:09,720 --> 00:23:11,787
‫بیا

249
00:23:28,339 --> 00:23:30,140
‫می‌خوام برم بیرون

250
00:23:30,174 --> 00:23:34,445
‫خوبه . عالیه . میریم قدم بزنیم

251
00:23:36,281 --> 00:23:37,915
‫می‌خوام با ماشین برم

252
00:23:49,594 --> 00:23:54,397
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫قرار بود بری وزارت کشور

253
00:23:54,432 --> 00:23:56,400
‫اول می‌خوام کمکم کنی

254
00:23:56,434 --> 00:23:58,535
‫این چیه؟

255
00:23:58,569 --> 00:24:01,371
‫این ۱۱ ماه عقب‌نشینی فعالیت‌های «ابونظیر»ـه

256
00:24:01,405 --> 00:24:05,074
‫حدود ۲ ماه پیش شروع شد

257
00:24:05,109 --> 00:24:11,215
‫خاموش شدش انگار که
‫از روی زمین محو شد

258
00:24:11,249 --> 00:24:14,852
‫نظریه‌ای هست ممکنه یه اتفاقی
‫افتاده باشه که غیرفعال شده

259
00:24:14,887 --> 00:24:17,956
‫یه چیزی بهش ضربه وارد کرده که
‫یه مدت تمام فعالیت‌هاش خوابید

260
00:24:17,990 --> 00:24:19,824
‫و اون نظریه کیه؟

261
00:24:21,660 --> 00:24:23,561
‫اینا رو ببین

262
00:24:26,598 --> 00:24:30,034
‫این همه‌ـش ویرایش شده
‫چی رو باید نگاه کنم؟

263
00:24:30,069 --> 00:24:31,903
‫به نظرم این یه حمله هوایی بوده

264
00:24:34,173 --> 00:24:36,373
‫چطور؟

265
00:24:36,408 --> 00:24:38,074
‫اعداد ارجاع

266
00:24:40,678 --> 00:24:43,280
‫این رو از کجا پیدا کردی؟

267
00:24:43,314 --> 00:24:44,915
‫جستجوی گسترده شبکه‌ای

268
00:24:44,949 --> 00:24:47,384
‫«ارجاعات برمیگرده اماکن مورد علاقه «ابونظیر

269
00:24:47,419 --> 00:24:50,321
‫توی اون مدت سوال‌برانگیز

270
00:24:50,355 --> 00:24:55,594
‫صدها نمونه داشتم
‫نه مثل این یکی

271
00:24:55,628 --> 00:24:57,930
‫می‌تونم بپرسم این‌کارها برای چیه؟

272
00:24:57,964 --> 00:25:01,767
‫گفتم که . یه خلاء وجود داره

273
00:25:03,369 --> 00:25:05,771
‫این خلاء مربوط میشه به اون
‫آشغال‌های رو دیوار

274
00:25:05,806 --> 00:25:07,639
‫که تو خونه «کری» پیدا کردیم؟

275
00:25:07,674 --> 00:25:09,007
‫«اون یه بازه زمانی بود «دیوید

276
00:25:09,042 --> 00:25:10,509
‫«اون‌ها اسناد محرمانه بودن «سائول

277
00:25:10,543 --> 00:25:14,245
‫که یواشکی از این اداره برده شده
‫و توسط یه زن دیوونه سرهم شده

278
00:25:14,280 --> 00:25:16,647
‫و نمی‌خوام درباره درگیر بودن
‫تو با قضیه بدونم

279
00:25:16,682 --> 00:25:18,650
‫خب ، ازم بپرس

280
00:25:19,685 --> 00:25:22,487
‫- بهت میگم
‫- گفتم که دلم نمی‌خواد بدونم

281
00:25:22,521 --> 00:25:27,158
‫می‌خوام که محکم بچسبی به کارِت

282
00:25:27,193 --> 00:25:29,293
‫می‌خوام کارِت رو بکنی

283
00:25:29,328 --> 00:25:31,529
‫همین کار رو دارم می‌کنم

284
00:25:31,563 --> 00:25:33,298
‫نه . نمی‌کنی

285
00:25:33,332 --> 00:25:35,499
‫معاون اول رئیس‌جمهور امروز میزبان
‫یه کنفرانس در معرض دیده

286
00:25:35,534 --> 00:25:38,135
‫ازت خواستم که به نمایندگی ما بری اونجا

287
00:25:38,170 --> 00:25:40,037
‫برو سر کارِت

288
00:25:49,415 --> 00:25:51,183
‫خیلی خوبه

289
00:25:51,217 --> 00:25:53,284
‫آفرین . دست‌هام رو نمی‌تونم حس کنم

290
00:25:53,319 --> 00:25:56,354
‫«باید بندازیمش جون «تام واکِر

291
00:25:56,388 --> 00:25:58,456
‫- خیلی‌خب ، بریم
‫- خوبه

292
00:25:58,491 --> 00:26:00,559
‫دیرمون میشه

293
00:26:00,593 --> 00:26:01,860
‫مطمئنی نمی‌خوای بیای؟

294
00:26:01,894 --> 00:26:03,061
‫دوست دارم

295
00:26:03,095 --> 00:26:07,066
‫- پس بیا
‫- زود باشید بچه‌ها . قبلاً راجبش توافق کردیم

296
00:26:12,372 --> 00:26:15,508
‫- دفعه بعدی
‫- باشه

297
00:26:18,246 --> 00:26:19,312
‫بریم

298
00:26:21,950 --> 00:26:25,185
‫«زودباش «بروس لی
‫الان مبارزه رو از دست میدی

299
00:26:25,220 --> 00:26:26,686
‫- همه چیز رو برداشتی؟
‫- آره

300
00:26:26,721 --> 00:26:27,687
‫«جس»

301
00:26:27,721 --> 00:26:30,590
‫دیرمون میشه . بعداً می‌بینمت

302
00:26:43,069 --> 00:26:45,003
‫اونچا بپیچ راست

303
00:26:45,038 --> 00:26:48,007
‫فقط اومدیم یه دوری بزنیم؟

304
00:26:48,041 --> 00:26:49,942
‫داریم دور میزنیم دیگه

305
00:26:49,976 --> 00:26:52,178
‫آره خب

306
00:26:56,116 --> 00:26:58,084
‫عالی شد

307
00:26:58,118 --> 00:27:00,186
‫می‌خوای بگی اینجا چه غلطی می‌کنیم؟

308
00:27:00,220 --> 00:27:01,454
‫اومدیم هواخوری

309
00:27:01,488 --> 00:27:04,690
‫جدی میگم «کری» . من یه
‫ون پر از تجهیزات دارم

310
00:27:04,725 --> 00:27:07,694
‫که بیشترشون غیرقانونیه
‫پس اینجا چی‌کار داریم؟

311
00:27:10,731 --> 00:27:12,265
‫- «کری»
‫- تا چند ساعت دیگه

312
00:27:12,299 --> 00:27:15,201
‫معاون اول رئیس‌جمهور قراره که کاندیدا شدنش
‫رو واسه ریاست‌جمهوری اعلام کنه

313
00:27:15,235 --> 00:27:17,236
‫خب

314
00:27:17,271 --> 00:27:21,474
‫روبرو توی اون ساختمون اون
‫توسط کل تیمش حفاظت شده

315
00:27:21,508 --> 00:27:23,075
‫گفتم چرا ما اینجاییم؟

316
00:27:23,109 --> 00:27:27,613
‫نصف دولت حواسه‌شون فقط یه جاست
‫و تروریست‌ها فراموش‌مون شده

317
00:27:27,648 --> 00:27:29,148
‫و فکر می‌کنی هدف اینجاست؟

318
00:27:29,183 --> 00:27:31,384
‫به نظرم ارزش فهمیدن رو داره

319
00:27:33,420 --> 00:27:38,157
‫ببین «کری» ، اول از همه ما
‫تروریستی رو فراموش نکردیم

320
00:27:38,191 --> 00:27:39,158
‫ما کاره‌ای نیستیم

321
00:27:39,193 --> 00:27:40,593
‫اون آدما رو می‌بینی؟

322
00:27:40,627 --> 00:27:44,096
‫اون‌ها تروریست رو فراموش کردن
‫و وظیفه اوناست که یه کاری بکنن

323
00:27:44,131 --> 00:27:45,131
‫وظیفه من‌ـه

324
00:27:45,165 --> 00:27:46,566
‫دیگه نیست

325
00:27:46,600 --> 00:27:49,069
‫همیشه وظیفه من
‫خواهد بود . نمی‌فهمی؟

326
00:27:51,039 --> 00:27:53,940
‫«اطرافت رو ببین «کری

327
00:27:53,975 --> 00:27:56,909
‫تا خرخره پُر حفاظتیه
‫اون‌ها حواس‌شون هست

328
00:27:56,944 --> 00:27:58,244
‫به ما احتیاجی نیست

329
00:27:58,278 --> 00:28:01,147
‫نه . همه اون آدما...

330
00:28:01,181 --> 00:28:03,149
‫اون‌ها فقط تو فکر یه تک‌تیراندازن

331
00:28:03,183 --> 00:28:04,417
‫چون فقط همینه

332
00:28:04,451 --> 00:28:06,719
‫نه . نیست . با عقل جور درنمیاد

333
00:28:13,060 --> 00:28:14,927
‫ویرجیل» ، من»...

334
00:28:18,232 --> 00:28:20,333
‫میدونم که این‌کار رو ازم نمی‌خوان

335
00:28:20,367 --> 00:28:22,635
‫میدونم که فقط مائیم توی این وَن مسخره

336
00:28:22,670 --> 00:28:26,139
‫ولی من همون آدم همیشگی هستم
‫که همیشه بودم

337
00:28:26,173 --> 00:28:30,209
‫ولی الان می‌خوام که طرف من باشی

338
00:28:30,243 --> 00:28:32,744
‫می‌خوام که بگی آره

339
00:28:39,319 --> 00:28:41,119
‫باشه

340
00:28:42,922 --> 00:28:44,889
‫زودباش . باید برگردی . زودباش

341
00:28:44,924 --> 00:28:47,959
‫ببخشید . اشتباه پیچیدیم

342
00:28:47,993 --> 00:28:49,760
‫یه جا پیدا کنم این رو پارک کنم

343
00:30:04,903 --> 00:30:07,538
‫چند لحظه

344
00:30:07,572 --> 00:30:09,807
‫در قفل‌ـه

345
00:30:09,841 --> 00:30:11,743
‫دارم لباس می‌پوشم

346
00:30:22,321 --> 00:30:26,058
‫بابا ، فکر می‌کنم که نباید بری اونجا

347
00:30:29,195 --> 00:30:35,835
‫اونجا که میگی به میزبانیه
‫معاون اول رئیس‌جمهورـه

348
00:30:35,869 --> 00:30:37,837
‫خب؟

349
00:30:37,872 --> 00:30:39,773
‫خب...

350
00:30:42,209 --> 00:30:45,345
‫اون روی من حساب کرده...

351
00:30:47,614 --> 00:30:49,515
‫که اونجا باشم

352
00:30:51,651 --> 00:30:55,587
‫تلویزیون که فقط داره میگه
‫که شدت حفاظت

353
00:30:55,622 --> 00:31:00,024
‫از زمان شروع مراسم چقدر بالا رفته
‫همه‌ـش همین رو دارن میگن

354
00:31:00,059 --> 00:31:04,429
‫پس ترتیب همه چیز داده شده
‫جای نگرانی نیست

355
00:31:07,232 --> 00:31:09,134
‫فکر کنم اینجور باشم

356
00:31:11,337 --> 00:31:13,305
‫بابا

357
00:31:13,340 --> 00:31:15,308
‫چیه؟

358
00:31:15,342 --> 00:31:18,878
‫میدونستی که چه کاری زشتیه که
‫پشت در بسته باهم حرف بزنیم؟

359
00:31:42,368 --> 00:31:43,801
‫گمونم ماشینم اومد

360
00:31:45,338 --> 00:31:47,071
‫بهشون میگی من چند دقیقه دیگه میام؟

361
00:31:50,609 --> 00:31:52,577
‫وقتی دیشب دیدم اونطوری داری دعا می‌کنی

362
00:31:52,611 --> 00:31:54,379
‫گمونم یه‌جورایی ترس بَرم‌داشته

363
00:31:54,413 --> 00:31:57,015
‫- ظاهراً
‫- «این کافی نیست که «تام واکِر

364
00:31:57,050 --> 00:31:59,652
‫اون بیرون داره با یه اسلحه می‌چرخه؟

365
00:31:59,686 --> 00:32:03,690
‫تو جات امنه . نگران نباش

366
00:32:03,724 --> 00:32:05,725
‫نگران خودم نیستم

367
00:32:08,562 --> 00:32:10,529
‫چیزیم نمیشه

368
00:32:10,563 --> 00:32:13,098
‫۲دقیقه

369
00:33:03,352 --> 00:33:05,586
‫هنوز به نظرم باید بمونی

370
00:33:08,023 --> 00:33:09,924
‫دختر خوبی باش

371
00:33:12,294 --> 00:33:14,328
‫«گروهبان «برودی

372
00:33:15,363 --> 00:33:16,330
‫شما کی هستید؟

373
00:33:16,364 --> 00:33:19,600
‫کنداریان» از سرویس امنیتی»

374
00:33:19,635 --> 00:33:21,002
‫مأمور شدم امروز کنارتون باشم

375
00:33:23,840 --> 00:33:25,307
‫بریم

376
00:33:52,869 --> 00:33:57,572
‫سائول بِرِنسون» اسناد ویرایش‌شده»
‫مربوط به اون مأموریت رو پیدا کرده

377
00:34:01,377 --> 00:34:03,711
‫فکر می‌کردم اون کاغذها سوزونده شده باشن

378
00:34:03,746 --> 00:34:06,047
‫هردومون فکر می‌کردیم

379
00:34:06,081 --> 00:34:07,982
‫دنبال چی بوده؟

380
00:34:08,017 --> 00:34:09,684
‫نخودسیاه

381
00:34:09,718 --> 00:34:13,554
‫«دنبال اتفاقی که به‌خاطرش «ابونظیر
‫یه مدتی از دید خارج شده

382
00:34:13,588 --> 00:34:14,688
‫بر چه اساسی؟

383
00:34:14,722 --> 00:34:17,524
‫یه نظریه داره که این وضعیت یه اعلام جنگه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(حمله بعد از عقب‌نشینی)</font>

384
00:34:17,558 --> 00:34:20,159
‫بهش بگو اهمیتی نداره که چرا
‫تروریست‌ها این‌کار رو می‌کنن

385
00:34:20,193 --> 00:34:21,961
‫گفتم

386
00:34:21,995 --> 00:34:24,830
‫اون یه کارشناس امنیتی‌ـه ، نه کارگر شهرداری

387
00:34:24,865 --> 00:34:26,198
‫میدونم . بهش گفتم که بیخیال بشه

388
00:34:26,233 --> 00:34:32,972
‫با گفتن درست نمیشه
‫نمیشه ازش گذشت . درسته؟

389
00:34:36,010 --> 00:34:37,544
‫درجه عملیات از امتیاز امنیتی من بالاتر نبوده

390
00:34:37,578 --> 00:34:41,481
‫یا محرمانه بوده
‫یا روش سرپوش گذاشتن

391
00:34:41,516 --> 00:34:42,983
‫درسته . حق با توئه

392
00:34:43,017 --> 00:34:45,486
‫اون شماره‌های ارجاع مربوط به یه
‫حمله هوایی بدون‌سرنشین بوده

393
00:34:45,520 --> 00:34:49,256
‫پس همه این‌ها باید یه‌جور
‫اسناد محافظت‌شده باشه . درسته؟

394
00:34:49,290 --> 00:34:51,226
‫نکته جالبش اینه که نیست

395
00:34:51,260 --> 00:34:53,828
‫- برنامه‌های پرواز رو بررسی کردی؟
‫- آره

396
00:34:53,862 --> 00:34:55,197
‫نوارهای عملیاتی چی؟

397
00:34:55,231 --> 00:34:56,832
‫خودم شخصاً رفتم بررسی کردم

398
00:34:56,866 --> 00:34:58,701
‫تنها چیزی که موجوده

399
00:34:58,735 --> 00:35:01,437
‫این اسناد ویرایش‌شده‌ست
‫که تو جستجوی شبکه‌ای پیدا کردی

400
00:35:01,472 --> 00:35:03,105
‫احتمالاً اصلاً قرار نبوده اونجا هم باشه

401
00:35:03,140 --> 00:35:04,707
‫واضح‌ـه

402
00:35:04,741 --> 00:35:06,108
‫فعلاً اینجا گیرم

403
00:35:06,142 --> 00:35:07,576
‫مثل محافظت از رد شدن بچه
‫مدرسه‌ای‌ها از خیابون می‌مونه

404
00:35:07,610 --> 00:35:09,878
‫اِستیس» فکر می‌کنه تا کونش»
‫هم پوشش داده شده

405
00:35:09,912 --> 00:35:12,513
‫می‌خوای که یه درخواست
‫رسمی برای اطلاعات بکنم؟

406
00:35:12,548 --> 00:35:15,850
‫یه حسی بهم میگه این آخرین
‫کاریه که باید بکنیم

407
00:35:15,884 --> 00:35:17,518
‫می‌تونم با چندتا از هدایت‌کننده‌های
‫هواپیمای بدون‌سرنشین دسترسی پیدا کنم

408
00:35:17,552 --> 00:35:18,519
‫قربان

409
00:35:18,553 --> 00:35:19,954
‫ببخشید

410
00:35:19,988 --> 00:35:23,724
‫نه . فعلاً حرکتی نمیزنیم
‫خودم پی قضیه رو می‌گیرم

411
00:35:33,302 --> 00:35:34,970
‫دقیقاً اینجا دنبال چی هستیم؟

412
00:35:35,004 --> 00:35:37,373
‫دقیقاً نمیدونم

413
00:35:37,407 --> 00:35:40,776
‫«یه چیز نیست «ویرجیل
‫هر چیزی می‌تونه باشه

414
00:35:40,810 --> 00:35:43,713
‫تمام سَران جنگ قراره اینجا باشن
‫تقریباً ۲هزار هدف باارزش

415
00:35:43,747 --> 00:35:45,648
‫خب که چی؟

416
00:35:45,682 --> 00:35:49,084
‫پس فقط یه تک‌تیرانداز نمی‌تونه
‫همه رو از پا بندازه

417
00:35:49,118 --> 00:35:51,119
‫پس تو دنبال یه هدف باارزش‌تری

418
00:35:51,153 --> 00:35:53,721
‫ولی چرا اینجا با این‌همه امنیت؟

419
00:35:53,756 --> 00:35:55,256
‫دقیقاً حرف من همینه

420
00:35:58,360 --> 00:36:01,428
‫اگر نقشه‌ات اینه که همه رو بکشی
‫به اینجا حمله می‌کنی

421
00:36:01,462 --> 00:36:04,998
‫یه گروه از افرادی که تقریباً هیچ‌وقت
‫در یک زمان تو یک‌جا نیستن

422
00:36:17,814 --> 00:36:19,514
‫بیشتر ترجیح میدم که راجبه
‫این کنفرانس صحبت کنم

423
00:36:19,549 --> 00:36:22,518
‫و نیاز ما به اختصاص بیشتر
‫تلاش برای پایان جنگ هستش

424
00:36:22,552 --> 00:36:26,622
‫صحت داره که معاون اول رئیس‌جمهور
‫به دنیال سمت فرماندهی کل قوا هستن؟

425
00:36:26,656 --> 00:36:28,791
‫ایشون تا چند لحظه دیگه میرسه
‫و می‌تونید از خودشون سوال کنید

426
00:36:28,825 --> 00:36:31,360
‫ولی واقعیت اینه که ما با
‫ادامه جنگ راحت نیستیم

427
00:37:27,748 --> 00:37:30,984
‫ما طرف اشتباهه حصار هستیم

428
00:37:31,018 --> 00:37:34,322
‫موافقم . حالا زودباش . بریم خونه

429
00:37:34,356 --> 00:37:35,890
‫کری» ، داری واسه هیچی دست‌وپا میزنی»

430
00:37:35,924 --> 00:37:38,693
‫من احتمال یه حمله تروریستی
‫رو هیچی نمیدونم

431
00:37:38,728 --> 00:37:41,731
‫نمی‌تونی اینطوری
‫حرف بزنی . اینجا نه

432
00:37:41,765 --> 00:37:43,400
‫نگران نباش . همه چیز مرتبه

433
00:37:43,434 --> 00:37:44,834
‫همین رو دوست دارید بشنوید؟

434
00:37:56,146 --> 00:37:58,648
‫یه‌کم زیاده‌روی‌ـه ، نه؟
‫این‌همه امنیت

435
00:38:02,721 --> 00:38:04,688
‫شیشه رو بدید پایین لطفاً

436
00:38:04,723 --> 00:38:06,424
‫کارت شناسایی؟

437
00:38:21,342 --> 00:38:23,409
‫«گروبان «برودی

438
00:38:23,444 --> 00:38:24,777
‫بله

439
00:38:24,812 --> 00:38:27,246
‫ببخشید مزاحم شدم

440
00:38:29,616 --> 00:38:31,684
‫مشکلی نیست

441
00:38:58,776 --> 00:39:02,312
‫برودی»؟ اون اینجا چی‌کار می‌کنه؟»

442
00:39:02,347 --> 00:39:03,947
‫یه لطفی بکن
‫برو از خودش بپرس

443
00:39:06,451 --> 00:39:07,618
‫به‌خاطر اونه که اینجا وایسادم

444
00:39:07,653 --> 00:39:09,153
‫به‌خاطر اونه که شغلم رو از دست دادم

445
00:39:09,187 --> 00:39:11,422
‫کری» ، دیگه باید بریم»

446
00:39:12,524 --> 00:39:14,024
‫«کری»

447
00:39:14,059 --> 00:39:16,360
‫«خدا لعنت‌ـت کنه «کری

448
00:39:33,911 --> 00:39:36,079
‫- استرس داری؟
‫- خب...

449
00:39:37,582 --> 00:39:39,183
‫اینجا وایسادم

450
00:39:39,217 --> 00:39:42,452
‫کنار ۲ عضو کابینه
‫چندتا از فرماندهان

451
00:39:42,487 --> 00:39:45,623
‫فرمانده استراتژیک جنگی

452
00:39:45,657 --> 00:39:49,327
‫من فقط یه گروهبان دومم

453
00:39:49,361 --> 00:39:51,796
‫عادت می‌کنی

454
00:39:51,831 --> 00:39:54,632
‫اومدش

455
00:40:26,865 --> 00:40:28,032
‫- «گروهبان «برودی
‫- قربان

456
00:40:28,066 --> 00:40:29,266
‫- تبریک میگم
‫- ممنونم قربان

457
00:40:29,300 --> 00:40:31,234
‫خانم «گِینز» ، خوشحالم دوباره می‌بینم‌تون

458
00:40:31,268 --> 00:40:33,336
‫همچنین

459
00:40:37,240 --> 00:40:38,674
‫آقای معاون اول رئیس‌جمهور

460
00:40:38,709 --> 00:40:41,344
‫- ممنون که اومدی
‫- ممنون که دعوتم کردید

461
00:41:08,173 --> 00:41:09,540
‫لعنتی

462
00:41:26,124 --> 00:41:27,758
‫باید از اینجا بریم

463
00:41:27,793 --> 00:41:28,959
‫یالا . یالا

464
00:41:59,455 --> 00:42:02,457
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

465
00:42:02,491 --> 00:42:05,927
‫- «نیکلاس برودی»
‫- ریچارد هاستلد» هستم . من»...

466
00:42:05,961 --> 00:42:08,930
‫وزیر دفاع هستی . به جون خودم می‌شناسمت

467
00:42:08,964 --> 00:42:11,398
‫چه گندکاری شد

468
00:42:30,352 --> 00:42:32,320
‫معاون اول رئیس‌جمهور کجاست؟

469
00:42:32,355 --> 00:42:33,788
‫خدا میدونه

470
00:42:33,823 --> 00:42:35,858
‫معاون اول رئیس‌جمهور کجاست؟

471
00:42:35,892 --> 00:42:38,227
‫حالش خوبه . پشت سر ما داره میاد

472
00:42:43,500 --> 00:42:45,067
‫«بِرِنسون»

473
00:42:45,101 --> 00:42:46,635
‫«منم «سائول

474
00:42:46,670 --> 00:42:48,570
‫- بعداً بهت زنگ میزنم
‫- نه

475
00:42:48,605 --> 00:42:50,372
‫کری» ، الان وضعیت بدی داریم»

476
00:42:50,406 --> 00:42:51,707
‫میدونم . خودم اینجام

477
00:42:51,741 --> 00:42:53,675
‫سائول» ، باید بهم گوش کنی»

478
00:42:53,710 --> 00:42:54,876
‫منظورت چیه که اینجایی؟

479
00:42:54,911 --> 00:42:56,911
‫همه چیز رو دیدم
‫اون زنی که تیر خورد

480
00:42:56,946 --> 00:42:58,713
‫الیزابت گِینز»...اون هدف نبوده»

481
00:42:58,747 --> 00:43:00,715
‫معاون اول رئیس‌جمهور هدف بوده

482
00:43:00,749 --> 00:43:02,183
‫تیر «واکِر» خطا رفت

483
00:43:02,217 --> 00:43:04,918
‫واکِر» تیرش خطا نرفت»
‫بگیم ۱‌بار ، نه دیگه ۳بار

484
00:43:04,953 --> 00:43:06,854
‫این مرحله اول بود

485
00:43:06,888 --> 00:43:08,389
‫حمله اصلی هنوز اتفاق نیفتاده

486
00:43:08,423 --> 00:43:09,757
‫حمله واقعی چیه؟
‫چی داری میگی؟

487
00:43:09,791 --> 00:43:12,327
‫در ادامه یک سوءقصد به جان اون‌ها

488
00:43:12,361 --> 00:43:14,262
‫اهداف باارزش رو از بقیه جدا می‌کنن
‫این قانونه

489
00:43:14,297 --> 00:43:16,865
‫الان اونا دارن معاون اول رئیس‌جمهور
‫و تیمش رو

490
00:43:16,900 --> 00:43:19,168
‫داخل یه فضای بسته دور از دید قرار میدن

491
00:43:19,202 --> 00:43:21,171
‫اون‌ها اونجا جاشون امنه اما نیست

492
00:43:21,205 --> 00:43:22,572
‫اون‌ها در معرض خطرن

493
00:43:22,606 --> 00:43:23,773
‫چطوری؟

494
00:43:23,807 --> 00:43:25,241
‫«برودی»

495
00:43:25,275 --> 00:43:26,842
‫برودی»؟»

496
00:43:26,877 --> 00:43:29,612
‫تو رو خدا دوباره شروع نکن

497
00:43:29,647 --> 00:43:32,515
‫گذشته رو فراموش کن
‫موضوع الانه

498
00:43:32,550 --> 00:43:34,417
‫خودم دیدمش . «برودی» رو

499
00:43:34,451 --> 00:43:36,252
‫اون‌ها از داخل دروازه‌ی فلزیاب ردش کردن

500
00:43:36,286 --> 00:43:37,586
‫در کنار معاون اول رئیس‌جمهور

501
00:43:37,621 --> 00:43:40,289
‫- خودت می‌فهمی چی داری میگی؟
‫- بله

502
00:43:40,323 --> 00:43:42,458
‫اون نقشه داره که همه رو یک‌جا بکشه

503
00:43:42,492 --> 00:43:44,560
‫همین اتفاق قراره بیفته

504
00:43:44,594 --> 00:43:47,463
‫چند روزه که حرف می‌بافیم

505
00:43:47,497 --> 00:43:48,764
‫«تفنگدار اول» ، «تفنگدار دوم»

506
00:43:48,799 --> 00:43:51,033
‫این مربوط به هلیکوپتر رئیس‌جمهور نیست

507
00:43:51,068 --> 00:43:54,104
‫همون تفنگدارهای واقعی‌ـن
‫«واکِر» و «برودی»

508
00:43:54,138 --> 00:43:55,972
‫اون‌ها «تفنگدار اول» و «تفنگدار دوم» هستن

509
00:43:56,007 --> 00:43:57,574
‫اون‌ها باهم کار می‌کنن . باید اینجور باشه

510
00:43:57,609 --> 00:44:00,444
‫- سائول» ، صدام رو داری؟»
‫- آره

511
00:44:00,478 --> 00:44:03,414
‫واسه همین «برودی» من رو لو داد
‫چون داشتم نزدیک می‌شدم

512
00:44:03,449 --> 00:44:05,049
‫خدایا ، بالاخره با عقل جور در اومد

513
00:44:05,084 --> 00:44:08,053
‫آره . درسته

514
00:44:08,087 --> 00:44:10,122
‫سائول» ، باید من رو وارد اونجا بکنی»

515
00:44:10,156 --> 00:44:14,726
‫- یه افسر ضدتروریست به نام «بنتِن» هستش
‫- می‌شناسمش

516
00:44:14,761 --> 00:44:18,263
‫- می‌فرستمش سراغت
‫- باشه . ممنون . عجله کن

517
00:44:18,298 --> 00:44:20,099
‫باشه . خداحافظ

518
00:44:20,133 --> 00:44:21,968
‫یه زن اون بیرونه
‫یکی از ماست

519
00:44:22,002 --> 00:44:24,470
‫وضعیتش ناپایداره
‫باید اسکورتش کنی

520
00:44:24,504 --> 00:44:26,739
‫اسمش «کری متیسون» هستش

521
00:44:36,350 --> 00:44:39,852
‫نمی‌خوام یه نصف روز اینجا گیر بیفتم

522
00:44:39,887 --> 00:44:41,320
‫این اتفاق نمیفته قربان

523
00:44:41,354 --> 00:44:42,855
‫من فرار نمی‌کنم تا قایم بشم . فهمیدی؟

524
00:44:42,889 --> 00:44:44,591
‫هیچ‌کس این رو نمی‌خواد
‫فقط احتیاط کاریه

525
00:44:44,625 --> 00:44:46,826
‫- دست‌ـت رو بکش
‫- ببخشید

526
00:44:46,861 --> 00:44:48,461
‫ریدم تو این احتیاط کاری‌تون

527
00:44:48,495 --> 00:44:50,930
‫- یکی از دوست‌های نزدیکم تیر خورد
‫- متوجه‌ام

528
00:44:54,868 --> 00:44:58,304
‫میشه توجه کنید؟

529
00:44:58,338 --> 00:45:01,975
‫ما یه قرنطینه کامل رو برای
‫محافظت از شما ایجاد کردیم

530
00:45:02,009 --> 00:45:05,812
‫یعنی که این در بسته خواهد ماند تا
‫یکی از ۲تا اتفاق مورد نظر ما بیفته

531
00:45:34,822 --> 00:45:36,822
‫دیگه چیزی نمونده که بهش فکر کنی

532
00:45:37,347 --> 00:45:39,248
‫قدم‌ـت رو ثابت کن

533
00:45:39,282 --> 00:45:41,217
‫کلمات مقدس رو تکرار کن

534
00:45:41,252 --> 00:45:43,920
‫عیسی رو یادت باشه

535
00:45:54,966 --> 00:45:57,668
‫من میگم همینجا بمونیم
‫همونطور که اون مرد گفت

536
00:45:57,692 --> 00:46:00,192
‫اینجا دستشویی مردونه هست؟
‫بهتره که باشه

537
00:46:04,108 --> 00:46:05,876
‫کجاست پس؟ وقت تنگه

538
00:46:05,910 --> 00:46:07,511
‫صبر کن

539
00:46:07,545 --> 00:46:08,912
‫اوناهاش

540
00:46:08,946 --> 00:46:11,849
‫هی ، گفتم صبر کن

541
00:46:11,883 --> 00:46:14,852
‫اون‌همه نیروی پشتیبانی واسه چیه؟

542
00:46:18,991 --> 00:46:21,326
‫«خدا بکشت‌ـت «سائول

543
00:46:23,096 --> 00:46:26,431
‫- ویرجیل» ، من دیوونه‌ام؟»
‫- خودت میدونی که هستی

544
00:46:26,465 --> 00:46:28,232
‫نه . منظورم در رابطه با «برودی»ـه

545
00:46:28,267 --> 00:46:31,068
‫اگر هستم بگو

546
00:46:31,103 --> 00:46:32,403
‫ویرجیل» ، باید بدونم»

547
00:46:32,437 --> 00:46:35,439
‫نمیدونم ولی بهت اعتماد دارم

548
00:46:35,473 --> 00:46:38,708
‫- سوئیچ‌ـت رو می‌خوام
‫- کجا می‌خوای میری؟

549
00:46:38,743 --> 00:46:40,410
‫- دلت نمی‌خواد بدونی
‫- باشه . بیا

550
00:46:40,444 --> 00:46:41,945
‫معطل‌شون می‌کنم

551
00:46:41,979 --> 00:46:43,046
‫«بِن»

552
00:46:46,184 --> 00:46:47,985
‫کدوم‌تون «بنتِن» هستید؟

553
00:46:48,019 --> 00:46:50,254
‫تو «بنتِن» هستی؟

554
00:46:50,288 --> 00:46:52,757
‫کدوم‌تون «بنتِن» هستید؟

555
00:47:29,292 --> 00:47:31,627
‫خبری نشد؟

556
00:47:31,662 --> 00:47:33,263
‫نه

557
00:47:33,297 --> 00:47:35,366
‫می‌گفتن این اتفاق میفته

558
00:47:35,400 --> 00:47:37,802
‫حال‌ـت خوبه؟ یه‌کم رنگت پریده

559
00:47:37,836 --> 00:47:41,206
‫گمونم از قرنطینه شدن خوشم نمیاد

560
00:47:41,240 --> 00:47:44,376
‫تو دوباره بهش انرژی بخشیدی . میدونی؟

561
00:47:44,410 --> 00:47:47,112
‫قربان؟

562
00:47:47,146 --> 00:47:48,313
‫«والدِن»

563
00:47:48,347 --> 00:47:54,385
‫باور داره که تو نمونه زنده اثبات‌کننده
‫تمام کارهایی که اون کرده هستی

564
00:47:54,419 --> 00:47:57,054
‫فکرهای بزرگی واست داره

565
00:47:57,088 --> 00:48:00,958
‫نمیدونستی؟ دستمال هم ندارن

566
00:48:00,992 --> 00:48:02,225
‫نمودن ما رو

567
00:48:49,941 --> 00:48:52,009
‫جستجوی وسیع برای یافتن
‫تک‌تیرانداز در حال انجام

568
00:48:52,044 --> 00:48:55,079
‫"در منطقه‌ای بین خیابان "اِی
‫و خیابان "استقلال" هستش

569
00:48:58,616 --> 00:49:00,016
‫اومدم

570
00:49:00,051 --> 00:49:02,285
‫قرنطینه شده و هیچ‌کس حق خارج...
‫یا وارد شدن رو نداره

571
00:49:02,319 --> 00:49:05,221
‫شاهدین می‌گویند که
‫معاون اول رئیس‌جمهور و حمایتگرانش...

572
00:49:05,255 --> 00:49:06,689
‫خدای من

573
00:49:06,724 --> 00:49:10,293
‫خدایا ، بله؟ چیه؟

574
00:49:13,730 --> 00:49:15,698
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

575
00:49:15,732 --> 00:49:18,567
‫- تو «دِینا» هستی . درسته؟
‫- آره

576
00:49:18,602 --> 00:49:20,402
‫- من «کری متیسون» هستم
‫- می‌شناسمت

577
00:49:20,437 --> 00:49:21,537
‫موضوع پدرته

578
00:49:22,672 --> 00:49:24,373
‫تیر خورده؟

579
00:49:24,407 --> 00:49:25,874
‫نه

580
00:49:25,909 --> 00:49:28,043
‫توی تلویزیون دیدم
‫میدونم اونجا بودش

581
00:49:28,077 --> 00:49:29,311
‫اتفاق رو دیدم ولی اون تیر نخوردش

582
00:49:29,345 --> 00:49:31,546
‫دِینا» ، به کمکت احتیاج دارم»
‫می‌تونم بیام داخل؟

583
00:49:38,521 --> 00:49:40,221
‫درباره «تام واکِر» شنیدی؟

584
00:49:40,255 --> 00:49:42,089
‫- آره
‫- که چطور بر ضد ما شد؟

585
00:49:42,124 --> 00:49:44,926
‫آره . اون به مردم تیراندازی کرد؟

586
00:49:44,960 --> 00:49:46,126
‫آره

587
00:49:46,161 --> 00:49:48,395
‫دِینا» ، گوش کن»

588
00:49:48,430 --> 00:49:50,998
‫بابات بهم گفت که تو تنها کسی هستی
‫که اون رو درک می‌کنه

589
00:49:51,032 --> 00:49:54,067
‫که به حرفش گوش میده

590
00:49:54,101 --> 00:49:58,739
‫و گفتن این موضوع خیلی سخته
‫ولی پدرت با «تام واکِر» کار می‌کنه

591
00:49:58,773 --> 00:50:02,777
‫اون‌ها باهم کار می‌کنن
‫و در حال انجام یه حمله هستن

592
00:50:02,812 --> 00:50:05,013
‫چی داری میگی؟

593
00:50:05,047 --> 00:50:07,082
‫اون پیش معاون اول رئیس‌جمهور
‫و یه سری دیگه از انسان‌های بی‌گناه‌ـه

594
00:50:07,116 --> 00:50:10,218
‫می‌خواد اون‌ها رو بکشه
‫اگر جلوش رو نگیریم

595
00:50:11,954 --> 00:50:15,457
‫باید بهش زنگ بزنی
‫و با حرف آرومش کنی

596
00:50:17,227 --> 00:50:19,195
‫باشه؟

597
00:50:19,229 --> 00:50:23,499
‫الان وصل میشه به سرویس امنیتی
‫اون‌ها وصل می‌کنن به پدرت

598
00:50:25,536 --> 00:50:28,103
‫وقت زیادی نداریم

599
00:50:30,674 --> 00:50:32,941
‫«تو می‌تونی «دِینا

600
00:50:38,548 --> 00:50:40,582
‫باشه

601
00:50:45,188 --> 00:50:48,223
‫سلام ، من در خیابون ۳۳۱۹ «چمپن» هستم
‫و این مورد اظطراریه

602
00:50:48,258 --> 00:50:50,025
‫یه زن دیوونه اومده میگه...

603
00:50:50,060 --> 00:50:51,726
‫«نه ، نه . «دِینا

604
00:50:51,761 --> 00:50:53,395
‫- برو بیرون
‫- دِینا» ، خواهش می‌کنم»

605
00:50:53,430 --> 00:50:54,730
‫برگرد داخل

606
00:50:54,764 --> 00:50:56,131
‫- از خونه من برو بیرون
‫- دِینا» ، خواهش می‌کنم»

607
00:50:56,166 --> 00:50:57,299
‫- برگرد داخل
‫- برو بیرون

608
00:50:57,334 --> 00:50:58,801
‫از خونه من برو بیرون

609
00:50:58,835 --> 00:51:00,136
‫«دِینا»

610
00:51:00,170 --> 00:51:01,970
‫تو باید متوجه شده باشی

611
00:51:02,005 --> 00:51:03,639
‫- ولم کن
‫- یه چیز عجیب باعث ناخلف شدنش شده

612
00:51:03,673 --> 00:51:05,908
‫- نه . خودت ناخلفی
‫- خودت زنگ بزن و مطمئن شو

613
00:51:05,943 --> 00:51:07,510
‫تو یه چیزیت هست

614
00:51:07,544 --> 00:51:09,679
‫- اصلاً تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- بهت گفتم که

615
00:51:09,713 --> 00:51:10,847
‫که بتونیم جلوش رو بگیریم

616
00:51:10,881 --> 00:51:13,149
‫اون کیه با «دِینا»؟

617
00:51:13,183 --> 00:51:16,252
‫- داخل ماشین بمون
‫- تنهام بذار

618
00:51:16,286 --> 00:51:17,654
‫مامان

619
00:51:17,688 --> 00:51:18,722
‫- مامان
‫- چی شده؟

620
00:51:18,756 --> 00:51:19,923
‫اون اومده اینجا

621
00:51:19,957 --> 00:51:22,058
‫و میگه بابا داره با «تام واکِر» کار می‌کنه

622
00:51:22,093 --> 00:51:24,027
‫برو تو خونه . زنگ بزن به پلیس

623
00:51:24,061 --> 00:51:25,262
‫- قبلاً زنگ زدم
‫- دِینا»؟ «دِینا» ، خواهش می‌کنم»

624
00:51:25,296 --> 00:51:26,763
‫- خواهش می‌کنم بهش زنگ بزن
‫- ازش دور شو

625
00:51:26,798 --> 00:51:28,332
‫- جسیکا» ، گوش کن»
‫- چی‌کار داری می‌کنی؟

626
00:51:28,366 --> 00:51:30,334
‫- واسه دخترم داری داستان می‌بافی؟
‫- نه . داستان نیست

627
00:51:38,475 --> 00:51:40,509
‫اون قصد داره که معاون اول رئیس‌جمهور
‫و تیمش رو بکشه

628
00:51:40,543 --> 00:51:43,679
‫- باید حرفم رو باور کنی
‫- باور کنم؟
‫- هنوز دیر نشده . می‌تونیم جلوش رو بگیریم

629
00:51:43,713 --> 00:51:45,280
‫به «دِینا» گفتم که بهش زنگ بزنه

630
00:51:45,314 --> 00:51:47,783
‫- تو با شوهر من خوابیدی
‫- و تو باید بهش زنگ بزنی

631
00:51:47,817 --> 00:51:49,084
‫بهت گفت که گورت رو گم کنی

632
00:51:49,118 --> 00:51:52,254
‫و حالا داری تمام این
‫چرندیات رو می‌بافی

633
00:51:52,289 --> 00:51:53,455
‫نه ، نه . به حرفم گوش نمیدی

634
00:51:53,490 --> 00:51:54,957
‫معلومه که گوش نمیدم

635
00:51:54,991 --> 00:51:57,226
‫خواهش می‌کنم بهش زنگ بزنید
‫خودتون هم نمی‌خواید این اتفاق بیفته

636
00:51:57,260 --> 00:51:59,228
‫- مشکل حل شده؟
‫- نه . نشده

637
00:51:59,263 --> 00:52:00,897
‫خیلی‌خب ، خواهش می‌کنم

638
00:52:00,931 --> 00:52:03,266
‫نمیدونید چه اتفاقی داره میفته
‫هیچ‌کدوم‌تون

639
00:52:03,301 --> 00:52:04,100
‫خانم

640
00:52:04,135 --> 00:52:05,468
‫دنیا داره به آخر میرسه

641
00:52:05,503 --> 00:52:07,370
‫و وایسادیم اینجا داریم حرف میزنیم

642
00:52:07,405 --> 00:52:10,106
‫- خانم ، با ما بیاید
‫- نه . دست‌ـت رو بکش

643
00:52:10,140 --> 00:52:12,208
‫- باهامون بیاید . زود باشین
‫- ولم کن

644
00:52:12,242 --> 00:52:15,545
‫تکون نخور . بلند نشو

645
00:52:17,681 --> 00:52:19,582
‫همونجا بمون

646
00:53:19,146 --> 00:53:21,013
‫ردیفی؟

647
00:53:23,717 --> 00:53:25,685
‫آره . خوبم

648
00:53:25,719 --> 00:53:27,386
‫اسلحه تیرانداز رو پیدا کردیم

649
00:53:27,421 --> 00:53:29,622
‫یه چهارراه اونورتر توی یه آپارتمان رها شده بود

650
00:53:29,656 --> 00:53:30,956
‫دیگه زیاد طول نمی‌کشه

651
00:53:30,991 --> 00:53:33,191
‫- همه‌مون از اینجا خارج میشیم
‫- عالیه

652
00:53:40,566 --> 00:53:42,534
‫مطمئنی حال‌ـت خوبه؟

653
00:53:42,568 --> 00:53:44,836
‫راستش یه‌کم احساس مریضی می‌کنم

654
00:53:44,870 --> 00:53:47,339
‫- اگر دکتری لازم دارید...
‫- نه . ممنونم

655
00:53:47,373 --> 00:53:49,273
‫لزومی نیست

656
00:54:24,206 --> 00:54:25,940
‫«گروهبان «برودی

657
00:54:25,975 --> 00:54:28,844
‫از طرف دخترتون تماس دارید

658
00:54:30,213 --> 00:54:32,849
‫میگه که اضطراریه

659
00:54:35,386 --> 00:54:36,954
‫دِینا»؟»

660
00:54:36,988 --> 00:54:39,257
‫بابا ، کجایی؟

661
00:54:39,291 --> 00:54:40,859
‫دِینا» ، بعداً بهت زنگ میزنم»

662
00:54:40,893 --> 00:54:42,194
‫نه بابا . نه

663
00:54:42,228 --> 00:54:44,630
‫یه زن دیوونه اومد خونه‌مون

664
00:54:44,664 --> 00:54:46,865
‫همونی که باهاش بودی

665
00:54:46,900 --> 00:54:51,370
‫و یه چیزهایی درباره‌ـت می‌گفت
‫و فقط می‌خواستم صدات رو بشنوم

666
00:54:53,573 --> 00:54:55,708
‫بابا؟

667
00:55:01,648 --> 00:55:03,149
‫بابا؟

668
00:55:04,818 --> 00:55:06,118
‫بله

669
00:55:06,153 --> 00:55:08,054
‫ولی «دِینا» ، من...

670
00:55:08,088 --> 00:55:10,123
‫بابا ، اون گفت که تو با
‫تام واکِر» کار می‌کنی»

671
00:55:10,157 --> 00:55:12,059
‫و تو تروریستی

672
00:55:13,995 --> 00:55:15,963
‫نیستم

673
00:55:15,997 --> 00:55:18,900
‫میدونم بابا . البته که نیستی
‫حرفش رو باور نکردم

674
00:55:18,934 --> 00:55:21,502
‫چون تو هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنی
‫هیچ‌وقت

675
00:55:21,537 --> 00:55:23,505
‫اصلاً حرفش رو باور نکردم

676
00:55:24,841 --> 00:55:27,175
‫دِینا» ، من اینجا با یه عده آدم هستم»

677
00:55:27,210 --> 00:55:29,144
‫ببین ، من باید برم

678
00:55:29,178 --> 00:55:31,679
‫نه بابا . نرو

679
00:55:31,714 --> 00:55:35,850
‫ما رو داخل قرنطینه نگه داشتن
‫و دارن دیگه ول‌مون می‌کنن

680
00:55:37,620 --> 00:55:39,254
‫پس میای خونه؟

681
00:55:39,288 --> 00:55:41,256
‫البته

682
00:55:41,290 --> 00:55:43,258
‫بگو که میای

683
00:55:45,461 --> 00:55:47,429
‫آره . میام خونه

684
00:55:47,463 --> 00:55:50,165
‫نه . بابا ، اونطوری نگو

685
00:55:50,199 --> 00:55:51,833
‫بابا...

686
00:55:51,868 --> 00:55:53,368
‫بهم قول بده

687
00:55:53,402 --> 00:55:57,072
‫باید بهم قول بدی که میای خونه بابا

688
00:56:02,345 --> 00:56:03,812
‫بابا؟

689
00:56:06,316 --> 00:56:09,317
‫بابا ، باید بهم قول بدی

690
00:56:09,352 --> 00:56:14,156
‫بهت احتیاج دارم . خودت میدونی

691
00:56:29,605 --> 00:56:31,907
‫«میام خونه «دِینا

692
00:56:34,410 --> 00:56:37,380
‫قول میدم

693
00:56:41,051 --> 00:56:44,720
‫باشه . مرسی

694
00:57:03,205 --> 00:57:05,173
‫دریافت شد

695
00:57:05,207 --> 00:57:07,875
‫خیلی‌خب ، همه چیز تحت کنترله

696
00:57:19,554 --> 00:57:21,454
‫«نیک»

697
00:57:21,489 --> 00:57:23,523
‫خیلی درب و داغون شدی

698
00:57:23,557 --> 00:57:24,691
‫بریم

699
00:57:24,725 --> 00:57:26,627
‫چه روز گندی بود

700
00:57:44,847 --> 00:57:48,550
‫فکر و ایمان ما برای خانواده اونه

701
00:57:48,584 --> 00:57:55,356
‫و این رو تضمین می‌کنم
‫قاتل اون بدون مجازات نمی‌مونه

702
00:57:57,092 --> 00:58:02,662
‫به همین دلیل امروز در
‫حضور شما ایستادم تا رسماً

703
00:58:02,697 --> 00:58:06,934
‫نامزدی خودم رو برای ریاست‌جمهوری آمریکا
‫اعلام کنم

704
00:58:06,968 --> 00:58:09,003
‫تا خودم و این کشور رو وقف

705
00:58:09,038 --> 00:58:11,973
‫- بله . خواهش می‌کنم
‫- تحقق قول‌هایی که...

706
00:58:12,008 --> 00:58:14,676
‫پلیس بود

707
00:58:14,711 --> 00:58:17,947
‫می‌خوان بدونن که ما شکایتی داریم

708
00:58:19,884 --> 00:58:21,951
‫برودی» ، گوش میدی چی میگم؟»

709
00:58:21,986 --> 00:58:23,954
‫چی بهشون گفتی؟

710
00:58:23,988 --> 00:58:25,922
‫که باید با تو صحبت کنم

711
00:58:25,957 --> 00:58:28,991
‫خودم ترتیبش رو میدم

712
00:58:29,025 --> 00:58:31,693
‫این زن دیوونه‌ست

713
00:58:31,728 --> 00:58:36,598
‫واقعاً اون زن یه مشکلی داره

714
00:58:36,632 --> 00:58:40,033
‫پس هر تصمیمی که می‌گیری

715
00:58:40,068 --> 00:58:42,336
‫نمی‌خوام دیگه اسمی از اون زن
‫تو این خونه بشنوم

716
00:58:42,370 --> 00:58:43,637
‫گفتم خودم حلش می‌کنم

717
00:58:43,671 --> 00:58:45,639
‫خوبه

718
00:58:47,175 --> 00:58:49,843
‫میرم ببینم «دِینا» بهتر شده

719
00:59:06,094 --> 00:59:07,694
‫«سائول»

720
00:59:07,729 --> 00:59:10,030
‫آقای معاون اول رئیس‌جمهور

721
00:59:12,666 --> 00:59:14,634
‫۵دقیقه بهمون وقت بدید

722
00:59:14,668 --> 00:59:17,170
‫- واسه محکم‌کاری ۱۰ دقیقه‌اش کنید
‫- باشه

723
00:59:19,773 --> 00:59:21,840
‫- میرا» چطوره؟»
‫- خوبه . ممنون

724
00:59:49,173 --> 00:59:52,370
‫شکی نیست که شما و «اِستیس» قبلاً راجبه
‫این گندکاری پشت پرده صحبت کردید

725
00:59:54,282 --> 00:59:55,575
‫چی تو سرته «سائول»؟

726
00:59:56,313 --> 00:59:57,990
‫اسمش رو گذاشتم لعنت بر تروریست‌ها

727
00:59:59,797 --> 01:00:01,442
‫یادمه کجا بودی

728
01:00:01,811 --> 01:00:03,225
‫من دقیقاً میدونم کجا هستم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(یعنی حیطه وظایفم رو میدونم)</font>

729
01:00:04,267 --> 01:00:05,828
‫ما طرف هم هستیم؟

730
01:00:06,726 --> 01:00:09,818
‫چون لحن صحبت‌ـت یه چیز
‫دیگه رو نشون میده

731
01:00:11,673 --> 01:00:13,396
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم
‫دیروز چه اتفاقی افتاد

732
01:00:13,523 --> 01:00:14,445
‫چرا...

733
01:00:14,591 --> 01:00:17,001
‫سعی می‌کنم جلوی تکرار شدننش رو بگیرم

734
01:00:17,507 --> 01:00:19,648
‫و فکر می‌کنی این اسناد
‫ویرایش‌شده بهت کمکی بکنه؟

735
01:00:19,750 --> 01:00:22,420
‫نمی‌تونم به کسی قول بدم تا وقتی که
‫زیر اون خطوط سیاه رو ندیدم

736
01:00:24,069 --> 01:00:26,998
‫باور کن «سائول» . چیزی جز چرندیات نیست

737
01:00:27,179 --> 01:00:28,507
‫ولش کن

738
01:00:32,838 --> 01:00:34,588
‫برای ۳.۵ سال رئیسم بودی

739
01:00:35,584 --> 01:00:37,757
‫تا حالا بیخیال چیزی شدم؟

740
01:00:40,732 --> 01:00:42,495
‫به نظرم زمان خوبیه
‫که این‌کار رو شروع کنی

741
01:00:42,928 --> 01:00:44,204
‫موافق نیستم

742
01:00:45,133 --> 01:00:47,321
‫این چیزهای دیگه که مربوط
‫به منه رو شاید یادت بیاد

743
01:00:49,525 --> 01:00:51,623
‫من آدم حساسی هستم

744
01:00:54,429 --> 01:00:56,509
‫دوست دارم بعضی چیزها رو نگه دارم

745
01:00:57,669 --> 01:00:59,106
‫برای زنده نگه داشتن گذشته

746
01:01:01,702 --> 01:01:02,580
‫اگر تا حالا به مردم آمریکا گفتم که

747
01:01:02,676 --> 01:01:04,459
‫این فیلم‌های بازجویی از بین رفته

748
01:01:04,589 --> 01:01:06,051
‫اشتباه کردم

749
01:01:07,532 --> 01:01:10,960
‫تهدید ، سنگدلی ، شکنجه

750
01:01:11,397 --> 01:01:13,388
‫برداشت بدی نسبت به تو رو ایجاد می‌کنه

751
01:01:14,663 --> 01:01:18,988
‫«تو دستورات رو دادی «ویلیام
‫منم دستورات رو اجرا کردم

752
01:01:20,272 --> 01:01:22,187
‫داری باج‌خواهی می‌کنی

753
01:01:32,153 --> 01:01:34,239
‫بیا پیش‌مون بمون

754
01:01:34,638 --> 01:01:36,343
‫دخترها واست اتاق رو آماده کردن

755
01:01:36,511 --> 01:01:38,601
‫اونا تو رو میذارن رو چشم‌شون
‫خیلی هیجان‌زده میشن

756
01:01:38,706 --> 01:01:40,502
‫«ممنونم «مگی

757
01:01:40,659 --> 01:01:43,774
‫بهشون گفتم که تو باید استراحت کنی
‫اما نمی‌کنی . خودت میدونی چرا

758
01:01:47,434 --> 01:01:48,731
‫کری»؟»

759
01:01:51,915 --> 01:01:53,539
‫خبر داشتی که اون اینجاست؟

760
01:01:56,777 --> 01:01:57,985
‫کری» ، چی‌کار داری می‌کنی؟»

761
01:01:58,094 --> 01:02:00,839
‫اون‌ها تو رو تحت شرایطی آزاد کردن
‫نباید باهاش حرف بزنی

762
01:02:01,978 --> 01:02:04,038
‫مجبورم

763
01:02:11,918 --> 01:02:13,204
‫برودی» ، من»...

764
01:02:14,182 --> 01:02:15,772
‫به زور وارد خونه‌ام شدی

765
01:02:16,444 --> 01:02:20,057
‫دخترم رو به وحشت انداختی
‫اون ۱۶ سالشه

766
01:02:21,451 --> 01:02:22,938
‫متأسفم

767
01:02:24,827 --> 01:02:27,338
‫کاری که رو که پلیس ازم خواست کردم

768
01:02:30,220 --> 01:02:31,755
‫چی بهشون گفتی؟

769
01:02:31,859 --> 01:02:33,308
‫فعلاً هیچی

770
01:02:34,072 --> 01:02:35,828
‫به خودت بستگی داره

771
01:02:40,012 --> 01:02:41,831
‫«برای آخرین‌بار میگم «کری

772
01:02:43,347 --> 01:02:45,207
‫من اون چیزی نیستم که تو فکر می‌کنی

773
01:02:47,154 --> 01:02:48,853
‫متأسفم

774
01:02:48,973 --> 01:02:50,786
‫همه‌ـش داری این رو میگی
‫این کافی نیست

775
01:02:54,909 --> 01:02:56,947
‫درباره وضعیت‌ـت میدونم

776
01:02:57,302 --> 01:02:58,951
‫دیوید اِستیس» بهم گفت»

777
01:03:01,082 --> 01:03:04,485
‫کری» ، باید از یکی کمک بگیری»

778
01:03:05,793 --> 01:03:07,064
‫این‌کار رو کردم

779
01:03:07,588 --> 01:03:11,904
‫و باید از من و خانواده‌ام دور بشی

780
01:03:14,257 --> 01:03:15,998
‫تو بساط جاسوسی راه انداختی

781
01:03:16,617 --> 01:03:18,134
‫مراقبم بودی

782
01:03:18,241 --> 01:03:19,574
‫پا تو زندگی من گذاشتی

783
01:03:19,667 --> 01:03:21,109
‫- به‌خاطر چی؟
‫- باشه

784
01:03:21,207 --> 01:03:23,700
‫واسه خنده؟

785
01:03:24,231 --> 01:03:26,286
‫کاری که کردی دیوونگی بود

786
01:03:27,051 --> 01:03:28,798
‫- باید درک کنی
‫- گفتم باشه

787
01:03:28,917 --> 01:03:30,560
‫یعنی چی؟

788
01:03:35,145 --> 01:03:36,365
‫درک می‌کنم

789
01:03:39,290 --> 01:03:40,969
‫دیگه نزدیکت نمیشم
‫بهت قول میدم

790
01:03:49,527 --> 01:03:51,249
‫«خداحافظ «برودی

791
01:03:52,947 --> 01:03:54,383
‫«خداحافظ «کری

792
01:04:26,187 --> 01:04:27,755
‫بریم خونه؟

793
01:04:31,323 --> 01:04:33,005
‫بیمارستان

794
01:04:40,310 --> 01:04:41,763
‫لعنتی

795
01:04:44,373 --> 01:04:46,405
‫ابونظیر» توی اون محدوده‌ست»

796
01:04:46,687 --> 01:04:48,543
‫- بر این باوریم که...
‫- مطمئنی می‌خوای نگاش کنی؟

797
01:04:48,815 --> 01:04:50,562
‫چی داری که ازم قایم کنی؟

798
01:04:50,813 --> 01:04:51,943
‫بله . مطمئنم

799
01:04:52,061 --> 01:04:53,487
‫۸۰درصد احتمالش هست که اونجا باشه

800
01:04:53,522 --> 01:04:56,571
‫یک حمله زمینی نسبت به
‫کمیت میزان خسارات مطمئن‌ترـه

801
01:04:56,722 --> 01:04:58,321
‫ولی توی زمان موجود غیرممکنه

802
01:04:58,618 --> 01:05:00,145
‫اونا مدرسه‌ست قربان

803
01:05:00,362 --> 01:05:01,795
‫اصل قضیه رو گم نکن

804
01:05:02,382 --> 01:05:05,022
‫اگر «ابونظیر» بین بچه‌ها پناهگاه درست کرده

805
01:05:05,165 --> 01:05:07,707
‫اونه که بچه‌های در معرض خطر میذاره
‫نه ما

806
01:05:09,396 --> 01:05:12,121
‫پس موافقیم؟

807
01:05:23,050 --> 01:05:24,361
‫مشکلی نیست

808
01:05:24,478 --> 01:05:29,393
‫نظر اکثریت ما ایجاد خسارت و حمله
‫به محدوده مختصات ماتریسی موجودـه

809
01:05:29,944 --> 01:05:31,310
‫و...

810
01:05:32,059 --> 01:05:34,984
‫یه نفر با این طرز رفتار خودش رو نشون داد

811
01:05:49,057 --> 01:05:51,223
‫قضیه مال ۲ سال پیش بود

812
01:05:51,938 --> 01:05:54,633
‫اون موقع بهم گزارش دادی و حرفی نزدی

813
01:05:54,743 --> 01:05:55,841
‫چون تو جلوش رو می‌گرفتی

814
01:05:55,923 --> 01:05:58,274
‫بله و هیچ‌کدوم از این اتفاقات نمیفتاد

815
01:05:58,612 --> 01:05:59,788
‫نه مرگ بچه‌ای

816
01:06:00,150 --> 01:06:02,853
‫«نه مخفی‌سازی ، نه «کری متیسون
‫از سازمان بیرون انداخته می‌شد

817
01:06:02,955 --> 01:06:04,467
‫پای اون رو وسط نکش

818
01:06:07,278 --> 01:06:08,689
‫میدونی تو چه فکرم؟

819
01:06:08,810 --> 01:06:10,406
‫وقتی اون از «ابونظیر» یه سرنخ پیدا کرد

820
01:06:11,438 --> 01:06:17,429
‫اولین سرنخ بعد از ۷ سال
‫جای تعجبی واست نداشت؟

821
01:06:18,468 --> 01:06:20,076
‫حتی به‌صورت خصوصی من

822
01:06:22,259 --> 01:06:26,519
‫یا وظیفه‌ات این بود که رو کارهای
‫معاون اول رئیس‌جمهور سرپوش بذاری؟

823
01:06:27,003 --> 01:06:28,795
‫مثلاً امنیت ملی رو ایجاد می‌کنی

824
01:06:30,698 --> 01:06:33,462
‫جداً دوست دارم بدونم

825
01:06:36,239 --> 01:06:40,366
‫«دنیا عوض شده «سائول
‫درست جلوی چشم‌هات

826
01:06:40,897 --> 01:06:42,610
‫جواب سوال رو بده

827
01:06:42,712 --> 01:06:43,888
‫دادم

828
01:06:44,093 --> 01:06:46,772
‫ما داریم قدرت حاضر در
‫آمریکا رو نشون میدیم

829
01:06:47,247 --> 01:06:49,551
‫ارتش «القاعده» رو حقیر میدونیم

830
01:06:49,715 --> 01:06:52,138
‫می‌خوای یواشکی جاسوس‌بازی کنی
‫برو پیش آلمانی‌ها یا فرانسوی‌ها

831
01:06:52,952 --> 01:06:57,716
‫من اینقدر نزدیکم
‫که تلفن رو بردارم

832
01:06:58,085 --> 01:07:00,469
‫«و زنگ بزنم به روزنامه «نیویورک تایمز

833
01:07:03,640 --> 01:07:05,068
‫نه . این‌کار رو نمی‌کنی

834
01:07:07,357 --> 01:07:08,844
‫میدونی چرا؟

835
01:07:09,763 --> 01:07:12,473
‫چون به دنیا بگی که ما برای
‫هدف‌مون ۸۲ کودک رو کشتیم

836
01:07:12,571 --> 01:07:15,685
‫موقعیت تمام زیردستی‌هات هم به خطر میندازه

837
01:07:16,199 --> 01:07:18,277
‫حالا سربازهای آمریکایی رو نگیم

838
01:07:19,113 --> 01:07:21,418
‫با این‌کارـت به دشمن خط میدی که

839
01:07:21,532 --> 01:07:24,220
‫بزرگترین تجدید نیرو رو
‫از زمان "ابوقریب" انجام بده

840
01:09:47,342 --> 01:09:50,896
‫باید بگم که تحت‌تأثیر قرار گرفتم
‫اونقدر خایه داشتی که بیای

841
01:09:51,586 --> 01:09:53,455
‫من تحت‌تأثیر زنده بودن تو قرار گرفتم

842
01:09:54,042 --> 01:09:55,436
‫می‌خوای توضیح بدی؟

843
01:09:56,649 --> 01:09:58,270
‫«همه‌مون به یه جا رفتیم «نیک

844
01:09:58,971 --> 01:10:00,449
‫فقط یه‌کم زودتر از اونجا خلاص شدم

845
01:10:01,160 --> 01:10:03,080
‫حالا می‌خوای بگی دیروز چه اتفاقی افتاد؟

846
01:10:03,315 --> 01:10:06,561
‫«من به تو جواب پس نمیدم «تام
‫و نیومدم اینجا تا بهونه بیارم

847
01:10:06,690 --> 01:10:07,879
‫چه اتفاقی افتاد؟

848
01:10:07,934 --> 01:10:10,153
‫اومدم اینجا چون تو با
‫ابونظیر» مستقیم در ارتباطی»

849
01:10:10,259 --> 01:10:11,449
‫«کون لق «ابونظیر

850
01:10:11,753 --> 01:10:15,225
‫- جلیقه‌ام عمل نکرد . باشه؟
‫- چرت نگو

851
01:10:15,901 --> 01:10:17,448
‫تو ترسیده بودی

852
01:10:22,953 --> 01:10:24,464
‫تام»؟»

853
01:10:26,003 --> 01:10:28,195
‫شاید اتفاقی که دیروز افتاد
‫چیز خوبی بوده باشه

854
01:10:28,663 --> 01:10:30,700
‫اگر جلیقه رو منفجر می‌کردم چی؟

855
01:10:31,374 --> 01:10:32,633
‫چه فرقی می‌کرد؟

856
01:10:33,292 --> 01:10:35,003
‫این رو از خودت بپرس

857
01:10:36,846 --> 01:10:39,460
‫«امروز یکی دیگه رو میذاشتن جای «والدِن

858
01:10:39,807 --> 01:10:41,556
‫چه ربطی داره؟

859
01:10:41,671 --> 01:10:45,954
‫یعنی من به رئیس‌جمهور
‫بعدی آمریکا نزدیک شدم

860
01:10:46,061 --> 01:10:49,106
‫که من رو تو موقعیت خوبی قرار میده

861
01:10:49,928 --> 01:10:54,485
‫نظیر»؟ می‌شنوی این عوضی چی میگه؟»

862
01:10:55,683 --> 01:10:57,428
‫دارم گوش میدم

863
01:10:58,268 --> 01:10:59,741
‫چی‌کار کنم؟

864
01:11:00,524 --> 01:11:02,341
‫«گوشی رو بده «نیکلاس

865
01:11:13,863 --> 01:11:15,250
‫نظیر»؟»

866
01:11:15,382 --> 01:11:17,341
‫چیزی که گفتی حقیقت داره؟

867
01:11:17,513 --> 01:11:18,560
‫بله

868
01:11:18,715 --> 01:11:20,771
‫کلید رو زدم ولی اتفاقی نیفتاد

869
01:11:21,501 --> 01:11:24,088
‫منظورم در رابطه با معاون اول رئیس‌جمهورـه

870
01:11:24,526 --> 01:11:26,126
‫بله . واقعیت داره

871
01:11:26,334 --> 01:11:28,145
‫تا چندی دیگه...

872
01:11:29,570 --> 01:11:32,694
‫نفوذ سیاسی من در بالاترین درجه قرار می‌گیره

873
01:11:36,730 --> 01:11:39,726
‫چرا یه نفر رو بکشی وقتی می‌تونی
‫از ریشه خشکش کنی

874
01:11:42,518 --> 01:11:44,446
‫منم تو همین فکر بودم

875
01:11:49,407 --> 01:11:51,128
‫نظیر» ، هنوز پشت خطی؟»

876
01:11:53,883 --> 01:11:57,896
‫می‌خوام حرفت رو باور کنم
‫اما کمکم کن که باور کنم

877
01:12:00,758 --> 01:12:03,334
‫یه دلیل برای انجام کارِت می‌خوام

878
01:12:03,650 --> 01:12:05,010
‫بفرما

879
01:12:07,235 --> 01:12:10,158
‫یک‌بار این‌کار رو کردی
‫یا فکر کردی که این‌کار رو کردی

880
01:12:11,354 --> 01:12:13,728
‫تو بازی جدیدمون یه مهره اضافی داریم

881
01:12:15,628 --> 01:12:17,636
‫می‌فهمی چی دارم میگم؟

882
01:12:18,225 --> 01:12:19,743
‫نیکلاس»؟»

883
01:12:19,887 --> 01:12:21,503
‫آره . می‌فهمم

884
01:12:23,362 --> 01:12:25,199
‫پس خداحافظی کن

885
01:12:25,396 --> 01:12:27,592
‫و به «واکِر» بگو که باید
‫محرمانه باهاش صصحبت کنم

886
01:12:41,844 --> 01:12:43,454
‫می‌خواد با تو حرف بزنه

887
01:13:07,567 --> 01:13:09,169
‫تموم شد

888
01:13:53,540 --> 01:13:56,026
‫۱۰۰۰نفر بهت زنگ زدن

889
01:13:57,515 --> 01:13:59,973
‫از دفتر ریاست‌جمهوری
‫و دفتر معاون اول رئیس‌جمهور

890
01:14:12,006 --> 01:14:13,560
‫حال‌ـت خوبه؟

891
01:14:18,501 --> 01:14:20,478
‫آره . بهترم

892
01:14:22,518 --> 01:14:26,069
‫و «جس» ، معذرت می‌خوام
‫که سرت داد زدم

893
01:14:26,492 --> 01:14:27,872
‫اشکالی نداره

894
01:14:28,702 --> 01:14:30,633
‫تعجب می‌کنم چجوری
‫از پس همه این‌ها بر اومدی

895
01:14:39,334 --> 01:14:40,889
‫ممنونم

896
01:14:41,543 --> 01:14:44,004
‫- به‌خاطر چی؟
‫- همه چیز

897
01:15:02,223 --> 01:15:04,780
‫- ببخشید آقا . ببخشید آقا
‫- آره ، آره

898
01:15:05,136 --> 01:15:06,596
‫ببخشید جناب . نمی‌تونید وارد این بخش بشید

899
01:15:06,681 --> 01:15:09,037
‫کارت شناساییم همینجاهاست

900
01:15:10,574 --> 01:15:12,691
‫مراحل قبل از عمل‌ـه

901
01:15:13,088 --> 01:15:14,666
‫انتهای سالن سمت راست

902
01:15:14,877 --> 01:15:17,421
‫- چی گفتی؟
‫- سمت راست درب دوم

903
01:15:23,918 --> 01:15:25,392
‫فقط یه‌کم می‌سوزه

904
01:15:25,903 --> 01:15:27,978
‫- حال‌ـت چطوره عزیزم؟
‫- خوبم

905
01:15:30,266 --> 01:15:31,499
‫اون‌ها رو ازش بکن

906
01:15:31,597 --> 01:15:33,553
‫- «سائول»
‫- آقا
‫- از سر راهم برو کنار

907
01:15:33,654 --> 01:15:34,933
‫این‌کار وحشیانه‌ست
‫این اجازه رو نمیدم

908
01:15:35,045 --> 01:15:36,616
‫- «جیم»
‫- می‌خوام از اینجا ببرمت بیرون
‫- سائول» ، خواهش می‌کنم»

909
01:15:36,721 --> 01:15:38,345
‫- سائول» ، بس کن»
‫- همین الان

910
01:15:39,222 --> 01:15:40,916
‫گوش کن ببین چی میگم . این‌کار...

911
01:15:41,110 --> 01:15:42,892
‫خودم می‌خواستم این‌کار رو بکنم

912
01:15:43,882 --> 01:15:46,477
‫- چی؟
‫- این تصمیم خودم بود
‫خودم بهشون گفتم این‌کار رو بکنن

913
01:15:46,660 --> 01:15:49,062
‫تصمیم خودته که شوک‌درمانی بشی؟

914
01:15:49,159 --> 01:15:52,225
‫«اینجا دیوونه‌خونه نیست «سائول
‫الان از درمان لرزشی استفاده می‌کنن

915
01:15:52,323 --> 01:15:54,016
‫بهش میگن درمان با ضربه الکتریکی

916
01:15:54,123 --> 01:15:55,406
‫واسم مهم نیست چی بهش میگن

917
01:15:55,494 --> 01:15:57,755
‫هنوزم به جمجه الکترود وصل می‌کنن . درسته؟

918
01:15:58,343 --> 01:16:00,013
‫هنوزم تشنج‌آورـه؟

919
01:16:01,044 --> 01:16:03,790
‫باید یه کاری بکنم
‫دیگه نمی‌تونم اینطوری ادامه بدم

920
01:16:03,943 --> 01:16:05,707
‫بله که می‌تونی

921
01:16:05,820 --> 01:16:07,490
‫تو قوی‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم

922
01:16:08,889 --> 01:16:10,438
‫می‌گذره

923
01:16:12,373 --> 01:16:14,181
‫نه . نمی‌گذره

924
01:16:15,049 --> 01:16:16,672
‫فقط اوضاعش بدتر میشه

925
01:16:17,352 --> 01:16:20,641
‫کری» ، خواهش می‌کنم»
‫کارهای دیگه‌ای هم می‌تونی بکنی

926
01:16:21,318 --> 01:16:23,342
‫نباید بذاری گند بزنن به مغزت

927
01:16:23,445 --> 01:16:25,075
‫مغزم قبلاً ریده شده توش

928
01:16:25,195 --> 01:16:27,296
‫همون مغزی که من عاشقشم

929
01:16:28,756 --> 01:16:30,289
‫همه چیز مرتبه خانم «متیسون»؟

930
01:16:30,774 --> 01:16:33,062
‫- همه چیز مرتبه . ممنون
‫مطمئنید؟
‫- بله واقعاً

931
01:16:41,786 --> 01:16:45,681
‫عوارض جانبیش چی؟
‫از دست دادن حافظه

932
01:16:45,818 --> 01:16:50,456
‫فقط یه مدت کوتاه‌ـه . معمولاً موقته

933
01:16:52,758 --> 01:16:55,951
‫اتفاق‌های زیادی افتاده که
‫واقعاً دوست دارم فراموش کنم

934
01:16:56,484 --> 01:16:58,876
‫اصلاً مسئله خنده‌داری نیست

935
01:17:07,475 --> 01:17:09,466
‫سائول» ، من تصمیمم رو گرفتم»

936
01:17:10,732 --> 01:17:13,321
‫از نگرانیت ممنونم ولی من...

937
01:17:16,600 --> 01:17:19,586
‫دیگه نمی‌تونم اینطوری زندگی کنم
‫باید جلوش رو بگیرم

938
01:17:25,510 --> 01:17:26,914
‫باشه

939
01:17:35,237 --> 01:17:37,561
‫نباید همه‌ـش احساس منفی داشته باشی

940
01:17:38,615 --> 01:17:43,813
‫منظورم اینه که این
‫حادثه بی‌نقصی بوده

941
01:17:44,171 --> 01:17:48,921
‫درباره «برودی» اشتباه می‌کردی
‫و درباره «ابونظیر» حق با تو بود

942
01:17:49,487 --> 01:17:52,395
‫داری در مورد وضعیت زرد
‫و دوران نهفتگیش میگی؟

943
01:17:52,559 --> 01:17:53,894
‫آره

944
01:17:54,416 --> 01:17:55,718
‫اون سوگوار بوده

945
01:17:55,823 --> 01:17:58,533
‫پسرش توی یه حمله هوایی
‫تو شمال عراق کشته شده

946
01:17:58,637 --> 01:17:59,786
‫کدوم‌شون؟

947
01:17:59,932 --> 01:18:05,623
‫کوچیکترـه . ۱۰ سالش بود
‫به همراه ۸۲ همدرسه‌ای‌ـش

948
01:18:06,966 --> 01:18:09,427
‫ظاهراً که معاون اول رئیس‌جمهور
‫دستور حمله رو داده بوده

949
01:18:11,476 --> 01:18:13,745
‫چجوری من نفهمیدم؟

950
01:18:14,022 --> 01:18:15,391
‫تقصیر تو نیست

951
01:18:16,486 --> 01:18:20,593
‫مدارک محو شده بودن . نابود شدن

952
01:18:21,453 --> 01:18:23,324
‫انگار که همچین اتفاقی نیفتاده

953
01:18:32,086 --> 01:18:33,748
‫ممنون که بهم گفتی

954
01:18:34,637 --> 01:18:36,577
‫حق دونستنش رو داشتی

955
01:18:45,127 --> 01:18:48,353
‫سائول» ، هیچ شانس دوباره‌ای نیست»
‫که من برگردم سر کارم؟

956
01:18:48,805 --> 01:18:50,375
‫نه

957
01:19:16,146 --> 01:19:18,073
‫بابا

958
01:19:22,980 --> 01:19:24,837
‫اون بالا چی‌کار می‌کنی؟

959
01:19:25,968 --> 01:19:28,023
‫اومدم سوراخ روی سقف رو درست کنم

960
01:19:28,677 --> 01:19:30,198
‫اون آبجوئـه؟

961
01:19:31,264 --> 01:19:32,941
‫برام آوردن

962
01:19:35,339 --> 01:19:37,288
‫نمیدونستم همچین منظره‌ای داریم

963
01:19:41,420 --> 01:19:43,574
‫منظره حیاط پشتی قشنگه

964
01:19:46,976 --> 01:19:48,675
‫اشکال نداره پیشت بشینم؟

965
01:19:49,040 --> 01:19:50,595
‫نه . البته که نه

966
01:20:21,429 --> 01:20:22,600
‫آماده‌ای

967
01:20:30,627 --> 01:20:32,452
‫این همون داروی بیهوشیِ
‫که درباره‌اش گفته بودم

968
01:20:33,172 --> 01:20:35,241
‫می‌خوام که از ۱۰۰ برعکس بشماری

969
01:20:38,147 --> 01:20:39,543
100

970
01:20:39,749 --> 01:20:40,954
99

971
01:20:41,517 --> 01:20:42,952
98

972
01:20:44,332 --> 01:20:45,767
97

973
01:20:47,092 --> 01:20:48,870
96

974
01:20:50,354 --> 01:20:52,125
95

975
01:21:15,351 --> 01:21:16,984
‫عیسی

976
01:21:20,898 --> 01:21:23,817
‫- هی ، تو اینجا پیش منی
‫- عیسی ، نه

977
01:21:24,013 --> 01:21:25,134
‫عیسی

978
01:21:26,933 --> 01:21:28,109
‫عیسی

979
01:21:28,198 --> 01:21:29,337
‫عیسی

980
01:21:29,425 --> 01:21:31,092
‫برودی» پسر «نظیر» رو می‌شناخته»

981
01:21:33,237 --> 01:21:35,006
‫سائول» ، نذار فراموش کنم»

982
01:21:37,298 --> 01:21:38,616
‫چی گفتش؟

983
01:21:38,744 --> 01:21:41,981
‫هیچی . علائم داروی بیهوشیه
‫همه دچارش میشن

984
01:21:47,866 --> 01:21:49,439
‫بیهوش شد

985
01:22:01,558 --> 01:22:02,940
‫خیلی‌خب ، آماده‌ایم

986
01:22:07,405 --> 01:22:08,914
‫پدال‌ها سرجاش

987
01:22:29,100 --> 01:22:30,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" پایان فصل ۱ "</font>

988
01:22:31,100 --> 01:22:32,100
‫(Miami Vice) مـــتـــرجـــم : مـیـــلاد

989
01:22:33,100 --> 01:22:34,100
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::> WWW.۹Movie.CO <::..

