1
00:00:00,400 --> 00:00:01,400
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::> WWW.۹Movie.CO <::..

2
00:00:02,400 --> 00:00:05,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۱
‫Semper I : قسمت ۴</font>

3
00:00:06,400 --> 00:00:07,400
‫(Miami Vice) مـــتـــرجـــم : مـیـــلاد

4
00:01:21,027 --> 00:01:23,296
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

5
00:01:23,330 --> 00:01:26,400
‫«یه اسیر آمریکایی تغییر کرده»

6
00:01:26,434 --> 00:01:28,302
‫الو؟

7
00:01:28,337 --> 00:01:31,406
‫«جسیکا» ، منم «برودی»

8
00:01:31,440 --> 00:01:36,145
‫باید از موقعی که پاش رو از هواپیما
‫میذاره بیرون جاسوسیش رو بکنیم

9
00:01:36,179 --> 00:01:38,547
‫وایسا ببینم . تو گاراژ دوربین نداریم؟
‫حالا اونم داره یه کیسه رو

10
00:01:38,581 --> 00:01:41,417
‫که خدا میدونه توش چیه رو
‫تو نقطه کور ما جاسازی می‌کنه؟

11
00:01:41,451 --> 00:01:43,885
‫۳روز پیش می‌خواستیم به بچه‌ها هم بگیم

12
00:01:43,920 --> 00:01:45,988
‫«اون شوهرمه «مایک

13
00:01:46,022 --> 00:01:48,990
‫میدونم دوران سختیه ولی الان وظیفه‌ی
‫اونه که الگوی جامعه باشه

14
00:01:49,025 --> 00:01:50,825
‫میدونی مامان
‫قضیه کمتر مسخره می‌شد اگر

15
00:01:50,860 --> 00:01:52,393
‫با بهترین دوستش «مایک» سکس نمی‌کردی

16
00:01:52,428 --> 00:01:54,762
‫باید «برودی» جلوی چشم ملت باشه

17
00:01:54,797 --> 00:01:56,530
‫تا یاد آمریکایی‌ها بندازه که هنوز مونده
‫جنگ تموم بشه

18
00:01:56,565 --> 00:01:58,666
‫برگشت به خونه چه حسی داره؟

19
00:01:58,700 --> 00:02:01,035
‫برای همه‌مون فوق‌العاده‌ست

20
00:02:01,070 --> 00:02:05,441
‫«۵روز پیش توی قایق شاهزاده «فرید
‫دستیارش بهش خبر داد

21
00:02:05,476 --> 00:02:07,944
‫یه مهمون سرزده داره

22
00:02:07,979 --> 00:02:09,546
‫«ابونظیر»

23
00:02:09,580 --> 00:02:11,348
‫عالیجناب راه‌های خودش رو
‫برای درخواست کردن داره

24
00:02:11,383 --> 00:02:12,950
‫یه کاری هست که می‌خواد تو انجامش بدی

25
00:02:13,986 --> 00:02:15,753
‫اون قبل از رسیدن به بیمارستان
‫تحت مراقبت تموم کرد

26
00:02:15,788 --> 00:02:19,691
‫ظاهراً اون‌ها یه گردنبند پوشیده از
‫جواهر بهش داده بودن که غیبش زده

27
00:02:19,725 --> 00:02:23,561
‫شاید «ابونظیر» به قایق شاهزاده رفته
‫تا با یکی از خدمه‌اش صحبت کنه

28
00:02:23,595 --> 00:02:25,429
‫تو دنبال رد انتقال پولی . درسته؟

29
00:02:25,464 --> 00:02:28,365
‫جواهرات ساده‌ترین راه برای انتقال ثروته

30
00:02:28,400 --> 00:02:30,701
‫۴۰۰تا

31
00:02:30,735 --> 00:02:32,936
‫- پول‌ها کجا رفته؟
‫- هر جایی می‌تونه باشه

32
00:02:32,971 --> 00:02:36,139
‫تبریک میگم . امیدوارم اینجا خوشبخت بشید

33
00:02:36,174 --> 00:02:38,542
‫برای ما عالیه

34
00:03:39,708 --> 00:03:43,011
‫امروز سرویس الف‌ـی تفنگدار

35
00:03:43,046 --> 00:03:44,579
‫پیراهن اولی

36
00:03:49,387 --> 00:03:50,921
‫شلوار سبز

37
00:03:53,724 --> 00:03:55,225
‫کروات خاکی رنگ

38
00:03:58,730 --> 00:04:00,230
‫پشت در دستشویی جا گذاشتیش

39
00:04:00,264 --> 00:04:02,866
‫هی «جس» ، کرواتم رو ندیدی؟

40
00:04:02,900 --> 00:04:06,102
‫تو دستشویی پشت در

41
00:04:25,121 --> 00:04:27,155
‫و برای دوربین لبخند بزن

42
00:04:30,126 --> 00:04:33,662
‫چی می‌تونم بهتون بگم که خودتون ندونید؟

43
00:04:33,697 --> 00:04:35,731
‫چیز زیادی نیست

44
00:04:35,765 --> 00:04:37,232
‫ولی یه چیزی

45
00:04:37,267 --> 00:04:39,835
‫این رو اونجا که بودم یاد گرفتم

46
00:04:39,870 --> 00:04:43,272
‫شلیک به خودی در کار نیست

47
00:04:43,306 --> 00:04:46,609
‫توی حمله به زانو شلیک کن

48
00:04:46,643 --> 00:04:48,210
‫هرگز دروغ نگو

49
00:04:48,245 --> 00:04:51,847
‫هرگز زخمی رو جا نذارید

50
00:04:51,881 --> 00:04:53,882
‫اگر ولش کنی همونطوری خوب نمیشه

51
00:04:56,720 --> 00:04:58,755
‫تو نظام موفق باشید
‫خوب تمرین کنید

52
00:04:58,789 --> 00:05:02,926
‫خداوند پشت و پناه‌تون
‫و پشت و پناه آمریکا

53
00:05:05,496 --> 00:05:07,898
‫نگاش کن

54
00:05:07,932 --> 00:05:12,136
‫«از موقع مصاحبه «لورِنس اودانل
‫از این‌رو به اون‌رو شده

55
00:05:12,170 --> 00:05:16,074
‫اخبارش همه‌جا پیچیده
‫پیشنهاد نوشتن کتاب درباره‌اش داده شده

56
00:05:16,108 --> 00:05:17,876
‫تمام کشورها درخواست
‫مصاحبه باهاش رو کردن

57
00:05:17,910 --> 00:05:21,445
‫معاون اول رئیس‌جمهور بهم گفت
‫«که توی متقاعد کردن «برودی

58
00:05:21,480 --> 00:05:25,783
‫برای بیان داستانش بین مردمی نقش داشتی

59
00:05:25,817 --> 00:05:28,251
‫جناب معاون اول مُنشیش رو نفرستاده
‫تا ازم به‌خاطر

60
00:05:28,286 --> 00:05:30,754
‫متقاعد کردن «برودی» تشکر کنه

61
00:05:30,788 --> 00:05:32,889
‫درسته

62
00:05:32,923 --> 00:05:37,493
‫اومدم ببینم که چقدر تصور مردم
‫نسبت به این مرد تطابق داره

63
00:05:37,528 --> 00:05:40,130
‫واسه کسی که همچین
‫سختی‌هایی رو گذرونده

64
00:05:40,164 --> 00:05:43,500
‫گروهبان «برودی» کاملاً
‫با جامعه وقف پیدا کرده

65
00:05:43,535 --> 00:05:46,070
‫دارید ازم می‌پرسید آیا
‫این احساس «برودی» پایداره؟

66
00:05:46,104 --> 00:05:48,072
‫هست؟

67
00:05:48,107 --> 00:05:50,742
‫من روانپزشک نیستم

68
00:05:50,776 --> 00:05:55,414
‫ولی با توجه به گزارش ارزیابی روانیش
‫توی آلمان که مطمئناً مطالعه کردید

69
00:05:55,448 --> 00:05:58,484
‫پس اگر همه چیزش بررسی شده
‫چی گیرمون اومده؟

70
00:05:58,518 --> 00:06:01,287
‫راستش اون رو برای وارد شدن
‫به سیاست ارزیابی نکردیم

71
00:06:01,321 --> 00:06:04,589
‫شما به همین خاطر اینجایی . درسته؟

72
00:06:04,624 --> 00:06:08,593
‫تو بیشتر مقدمه‌چینی‌ها

73
00:06:08,627 --> 00:06:12,880
‫خب ، اگر از لحاظ روانی معاینه شده
‫و از لحاظ سیاسی مشکلی نداره

74
00:06:12,905 --> 00:06:14,298
‫چرا که نه؟

75
00:06:14,332 --> 00:06:18,502
‫مطمئناً خیلی‌ها هستن که حاضرن
‫همین الان روش حساب باز کنن

76
00:06:20,539 --> 00:06:25,143
‫ببخشید مزاحم‌تون شدم قربان
‫سائول بِرِنسون» بیرون منتظره»

77
00:06:27,714 --> 00:06:29,549
‫بهش بگید الان میام

78
00:06:30,851 --> 00:06:33,821
‫«ببخشید خانم «گِینز
‫اما باید جوابش رو بدم

79
00:06:33,855 --> 00:06:37,959
‫همکارم یاد نگرفته جواب "نه" بده

80
00:06:37,993 --> 00:06:41,729
‫معاون رئیس‌جمهور گفتگوتون رو به
‫عنوان ریاست اعطائی به یاد می‌سپاره

81
00:06:41,764 --> 00:06:43,865
‫هر اطلاعاتی راجبه

82
00:06:43,899 --> 00:06:47,402
‫گروهبان «برودی» بهمون بدید
‫بسیار سپاسگزار میشیم

83
00:06:47,436 --> 00:06:49,504
‫- چقدر کارش طول می‌کشه؟
‫- الان میرسه خدمت‌تون

84
00:06:49,539 --> 00:06:52,173
‫بهش گفتید که یه رسید عملیاتی دارم

85
00:06:52,208 --> 00:06:54,075
‫- که باید امضاش کنه؟
‫- جناب ، ایشون الان ملاقات‌شون با...

86
00:06:54,110 --> 00:06:56,745
‫«لیزی»

87
00:06:56,779 --> 00:06:58,013
‫«سائول»

88
00:07:00,216 --> 00:07:02,317
‫همدیگه رو بیرون می‌بینیم

89
00:07:02,352 --> 00:07:05,288
‫از دیدن‌تون خوشحال شدم . سرگرد

90
00:07:08,125 --> 00:07:11,093
‫بگو ببینم این موضوع مهم چیه
‫که نمی‌شد صبر کرد

91
00:07:11,128 --> 00:07:13,263
‫ابونظیر» رو یادته؟»

92
00:07:13,297 --> 00:07:15,998
‫۲تا شاخ ، دُم بلند
‫و بوی زننده گوگرد؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(«منظور خطرناک بودن «ابونظیر)</font>

93
00:07:16,033 --> 00:07:19,502
‫فکر کنم فهمیدیم که چطور داره
‫هزینه حمله‌اش رو تأمین می‌کنه

94
00:07:19,536 --> 00:07:23,340
‫این عکسی از دستیار
‫شاهزاده "لطیف بن ولید"ـه

95
00:07:23,374 --> 00:07:25,776
‫که ۹ ساعت بعد از کشته شدن
‫لین ریید» گرفته شده»

96
00:07:25,810 --> 00:07:29,012
‫و گردنبندی که گردنش بوده که
‫پلیس گزارش دزدیده شدنش رو داده

97
00:07:29,046 --> 00:07:31,681
‫گمان میره که داخل اون بسته باشه

98
00:07:31,716 --> 00:07:33,717
‫دارید میگد که این همون انتقال
‫پولی هستش که دنبالش بودیم؟

99
00:07:33,751 --> 00:07:36,219
‫- یه فرضیه نزدیکه
‫- «باورش سخته که «لطیف

100
00:07:36,254 --> 00:07:39,589
‫بخواد نیم میلیون دلار رو توی
‫یه خشکشویی بفروشه

101
00:07:39,623 --> 00:07:42,692
‫نه وقتی که مسئول خشکشویی
‫یه دلال حواله‌ای باش
‫<font color="#ff۸۰۰۰">یک نوع بانکداری غیرمجاز که پول‌ها بدون)
‫(هیچ ردی در سراسر دنیا رد و بدل میشه</font>

102
00:07:42,726 --> 00:07:46,295
‫صدها میلیون دلار هر روزه در
‫این شبکه غیرمجاز جابجا میشه

103
00:07:46,329 --> 00:07:47,930
‫و از اونجا که این جابجایی‌ها
‫از طریق "کد افتخار" هستن
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اعتماد چندجانبه)</font>

104
00:07:47,964 --> 00:07:52,401
‫هیچ مدرکی دال بر تراکنش‌های مالی
‫ایجاد نمیشه و ردیابیش غیرممکنه

105
00:07:52,436 --> 00:07:54,937
‫بله ولی از سیستم حواله‌ای برای انتقال پول

106
00:07:54,972 --> 00:07:57,873
‫بین مرزی و جهانی استفاده میشه
‫نه برای جابجایی بین ۲تا شخص

107
00:07:57,908 --> 00:08:01,811
‫حدس شما کاملاً غیرمتعارفه .  درسته؟

108
00:08:01,845 --> 00:08:04,613
‫کارهای «ابونظیر» همیشه غیرمتعارفه
‫واسه همینه که هنوز اون بیرونه

109
00:08:04,648 --> 00:08:06,816
‫دوستان ما در هیئت اداریی مراقبِ

110
00:08:06,850 --> 00:08:09,452
‫۵تا از عملیات‌های حواله‌ای شناخته شده
‫در اطراف مترو هستن

111
00:08:09,486 --> 00:08:13,422
‫واسه همین تونستیم این عکس
‫از «لطیف» رو در خشکشویی بگیریم

112
00:08:13,457 --> 00:08:16,892
‫بعد از اون ۵۱تا مشتری اومدن و رفتن

113
00:08:16,927 --> 00:08:20,562
‫ممکنه یکی از اون‌ها گردنبند
‫یا پول معادل ارزش‌ـش رو دشته باشه

114
00:08:20,597 --> 00:08:25,134
‫«ممکنه یکی از اون‌ها پول تأمین «ابونظیر
‫برای حمله به خاک آمریکا رو داشته باشه

115
00:08:25,168 --> 00:08:29,438
‫چرا از همون طرفی که
‫گردنبند رو آورد نپرسین؟

116
00:08:29,472 --> 00:08:31,573
‫به همون دلیلی که نمی‌خوایم
‫لطیف» به کشورش برگردونده بشه»

117
00:08:31,607 --> 00:08:33,975
‫دستگیر کردنش تو این موقعیت ارزشی نداره

118
00:08:34,010 --> 00:08:35,777
‫نمی‌خوایم «ابونظیر» رو بترسونیم

119
00:08:35,812 --> 00:08:38,080
‫قبل از اینکه بفهمیم
‫چند نفر دیگه رو در دست داره

120
00:08:38,114 --> 00:08:40,282
‫لین ریید» ۳ هفته پیش کشته شد»

121
00:08:40,316 --> 00:08:42,350
‫یعنی ما ۳ هفته عقب‌تر از آدم بدها هستیم

122
00:08:42,385 --> 00:08:44,853
‫یعنی اینکه باید سریعاً یه عملیات راه بندازیم

123
00:08:44,887 --> 00:08:46,888
‫و سوابق این افراد رو بررسی کنیم

124
00:08:48,557 --> 00:08:50,858
‫انجامش بده

125
00:08:52,327 --> 00:08:54,294
‫خیلی‌خب ، شنیدید

126
00:08:54,328 --> 00:08:56,462
‫همگی شروع کنید به شناسایی این افراد

127
00:08:56,497 --> 00:08:59,965
‫اطلاعات سازمان مهاجرت و تبعیت رو بررسی کنید
‫سازمان حمل و نقل
‫هر منبعی که داریم

128
00:09:00,000 --> 00:09:04,470
‫و وقتی چیزی پیدا شد به ۵تا گروه ۲ نفره
‫تقسیم میشیم و تعقیب‌شون می‌کنیم

129
00:09:04,504 --> 00:09:06,972
‫سابقه‌شون زیرنظر گرفتن‌شون

130
00:09:07,007 --> 00:09:09,775
‫مصاحبه رو در رو با خانواده‌شون
‫دوستان‌شون و کافرماهاشون

131
00:09:32,234 --> 00:09:35,336
‫سلام ، می‌تونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟

132
00:09:35,370 --> 00:09:37,138
‫مهلت مجوز استراق‌سمع فردا تموم میشه

133
00:09:37,172 --> 00:09:39,139
‫اگر ازم می‌خوای که دوباره تمدیدش کنم
‫زحمت نکش

134
00:09:39,174 --> 00:09:40,875
‫حداقل گوش کن ببین چی میگم

135
00:09:40,909 --> 00:09:43,310
‫من کلی پاچه‌خواری قاضی «تِرنِر» رو کردم

136
00:09:43,344 --> 00:09:45,212
‫تا اون ۴ هفته رو وقت داد

137
00:09:45,246 --> 00:09:47,547
‫- میدونم چی‌کار کردی
‫- و تو هنوزم یه سرنخ کوچیک

138
00:09:47,581 --> 00:09:51,417
‫از ارتباط گروهبان «برودی» به این قضایا
‫یا هر نقشه‌ای علیه آمریکا پیدا نکردی

139
00:09:51,451 --> 00:09:52,885
‫دلیل نمیشه که کارم اشتباه بوده

140
00:09:52,919 --> 00:09:55,153
‫این یعنی اینکه اون یه مدتی کاری نکرده

141
00:09:55,188 --> 00:09:58,356
‫تغییر کرده و خیانت کرده
‫ولی هنوزم در خواب به سر می‌بره

142
00:09:58,391 --> 00:10:01,359
‫«داری ضدخودت حرف میزنی «کری

143
00:10:01,394 --> 00:10:03,729
‫ما نمی‌تونیم مدت نامعلومی مراقبش باشیم
‫خودت این رو میدونی

144
00:10:03,763 --> 00:10:05,731
‫- «اما «سائول...
‫- گوش کن

145
00:10:05,765 --> 00:10:07,533
‫خوب گوش کن

146
00:10:07,568 --> 00:10:10,670
‫اون مأمور اطلاعاتی جونش رو داد
‫تا بفهمونه که

147
00:10:10,704 --> 00:10:15,242
‫وقت‌ـت رو با زیرنظر داشتن حریم
‫شخصی خانواده «برودی» تلف نکن

148
00:10:15,277 --> 00:10:16,877
‫این‌کار وقت تلف کردن نیست

149
00:10:16,912 --> 00:10:18,679
‫اون پولی که ردش رو زدیم
‫به «برودی» مربوط میشه

150
00:10:18,714 --> 00:10:20,581
‫فقط هنوز نفهمیدم چطور

151
00:10:20,615 --> 00:10:22,850
‫اگر حق با تو باشه بالاخره
‫«پول میرسه به‌دست «برودی

152
00:10:22,884 --> 00:10:25,519
‫ولی تا اون‌موقع باید بیخیال
‫زیرنظر داشتنش بشی

153
00:10:25,554 --> 00:10:30,057
‫تو اولین فرصتی دوربین‌ها و میکرفون‌ها رو
‫از خونه «برودی» برمیداری و ردی به‌جا نمیذاری

154
00:10:30,091 --> 00:10:31,458
‫مفهومه؟

155
00:10:41,602 --> 00:10:44,403
‫به نظر من که اون‌ها یه مشت بچه‌ان

156
00:10:44,438 --> 00:10:46,939
‫اون‌ها تفنگدارن و به تو به چشم
‫یه قهرمان نگاه می‌کنن

157
00:10:46,974 --> 00:10:49,108
‫نه به‌خاطر اینکه من ۸ سال
‫اسیر جنگی بودم

158
00:10:49,142 --> 00:10:53,045
‫چون قیافه‌ام توی ۳ هفته گذشته
‫تو همه تلویزیون‌ها بوده

159
00:10:53,080 --> 00:10:56,648
‫حالا به هر دلیلی دیدار تو از اون‌ها
‫براشون خیلی اهمیت داشت

160
00:10:56,682 --> 00:10:58,950
‫حرف تو قبول

161
00:10:58,984 --> 00:11:01,486
‫- خوبه . فردا می‌بینمت
‫- باشه

162
00:11:01,520 --> 00:11:04,789
‫گرسنه‌ای؟

163
00:11:04,823 --> 00:11:06,958
‫- فکر کنم چندتا استیک برای امشب داشته باشیم
‫- ممنون . گرسنه نیستم

164
00:11:06,992 --> 00:11:08,626
‫یه چیزی سر راه می‌گیرم

165
00:11:08,660 --> 00:11:11,161
‫- مطمئنی نمی‌خوای بیای داخل؟
‫- آره

166
00:11:11,196 --> 00:11:12,896
‫چرا نه؟

167
00:11:12,930 --> 00:11:18,602
‫مایکی» ، منظورم اینه که توی»
‫۲هفته گذشته کلاً ۱بار اومدی

168
00:11:18,637 --> 00:11:22,506
‫هر روز دارم میرسونمت دیگه
‫فکر می‌کردم دیگه از دستم خسته شدی

169
00:11:22,541 --> 00:11:24,508
‫دیدی؟ دقیقاً منظورم همینه

170
00:11:24,543 --> 00:11:28,847
‫هر وقت دعوت‌ـت می‌کنم بیای خونه
‫یه بهونه الکی میاری

171
00:11:31,284 --> 00:11:36,089
‫اگر اشتباه نکنم داری
‫ازمون دوری می‌کنی

172
00:11:36,123 --> 00:11:40,693
‫با خودم گفتم یه‌کم تنها باشی

173
00:11:40,728 --> 00:11:45,031
‫یعنی با خانواده‌ات تنها باشی
‫بدون من سر کنی

174
00:11:46,467 --> 00:11:48,935
‫«ممنونم «مایک

175
00:11:48,969 --> 00:11:50,936
‫خیلی به فکر این خانواده‌ای

176
00:11:50,971 --> 00:11:53,005
‫«و «جسیکا

177
00:11:53,039 --> 00:11:56,475
‫مثل کاری که در نبود من می‌کردی

178
00:11:56,509 --> 00:11:59,911
‫تو هم بودی همین کار رو می‌کردی

179
00:12:01,481 --> 00:12:04,784
‫میدونی چیه؟

180
00:12:04,818 --> 00:12:07,320
‫فکر نکنم همین کار رو می‌کردم

181
00:12:11,826 --> 00:12:14,229
‫«فردا می‌بینمت «مایک

182
00:12:14,263 --> 00:12:17,032
‫باشه

183
00:12:37,286 --> 00:12:40,088
‫تو نخ چی رفتید؟

184
00:12:40,123 --> 00:12:42,024
‫اونجا بین درخت‌ها

185
00:12:45,295 --> 00:12:48,030
‫شاخ‌هاش رو می‌بینی؟

186
00:12:48,064 --> 00:12:49,565
‫اون یه گوزن با شاخ ۸ نوک‌ـه

187
00:12:49,599 --> 00:12:51,200
‫زیباست

188
00:12:51,235 --> 00:12:53,503
‫آره . نه وقتی که داره گل‌های لاله‌ای
‫که کاشتی رو لگد می‌کنه

189
00:12:54,805 --> 00:12:57,107
‫دیدار با تازه‌سربازها چطور بود؟

190
00:12:57,141 --> 00:12:58,542
‫- عالی
‫- خوبه

191
00:13:00,779 --> 00:13:02,012
‫شام کِی حاضره؟

192
00:13:02,047 --> 00:13:04,848
‫هر وقت بخوای

193
00:13:04,882 --> 00:13:08,518
‫بازم پارافین لازم داریم

194
00:13:11,555 --> 00:13:14,057
‫ناراحت نشو عزیزم
‫احتملاً روز بدی داشته

195
00:13:14,091 --> 00:13:16,892
‫بیخیال . مهم نیست

196
00:13:18,996 --> 00:13:21,331
‫زودباش . برو دست‌ـت رو بشور

197
00:13:32,476 --> 00:13:34,343
‫بچه‌ها خوابن؟

198
00:13:40,183 --> 00:13:42,351
‫پس منتظر چی هستی؟

199
00:14:33,734 --> 00:14:35,134
‫هی عیاش

200
00:14:35,169 --> 00:14:38,271
‫ولش کن دیگه . جا می‌مونی

201
00:15:58,554 --> 00:15:59,754
‫پیراهنت رو بکن تو شلوارت

202
00:16:02,991 --> 00:16:05,559
‫دِینا» تو ماشین منتظره»

203
00:16:06,761 --> 00:16:08,194
‫گل‌ها رو دیدی؟

204
00:16:08,228 --> 00:16:10,596
‫- آره
‫- بهت که گفتم

205
00:16:10,631 --> 00:16:12,765
‫یه‌کم صابون پولکی میریزم پاش

206
00:16:12,799 --> 00:16:15,233
‫- صابون پولکی؟
‫- آره

207
00:16:15,268 --> 00:16:16,802
‫اونطوری گوزنِ فکر می‌کنه
‫گل‌ها بوی انسان میده

208
00:16:16,836 --> 00:16:20,572
‫اگر اثری نداشت یه
‫حصار درست می‌کنیم

209
00:16:20,607 --> 00:16:23,576
‫ساخت حصار فکر خوبیه

210
00:16:23,610 --> 00:16:25,878
‫شاید «مایک» بتونه درست کنه
‫کمک خوبیه

211
00:16:32,352 --> 00:16:34,119
‫کری»؟»

212
00:16:34,154 --> 00:16:36,221
‫آماده‌ای؟

213
00:16:39,125 --> 00:16:41,126
‫زودباش . کل روز رو وقت نداریم

214
00:16:41,160 --> 00:16:43,728
‫اون‌ها ۱.۵ ساعت بیشتر
‫تو کلیسا نمی‌مونن

215
00:16:43,763 --> 00:16:46,398
‫لغو کردن این عملیات اشتباه بزرگیه

216
00:16:48,701 --> 00:16:51,069
‫موافق نیستی؟

217
00:16:51,103 --> 00:16:52,637
‫چاره‌ای نداریم

218
00:16:52,671 --> 00:16:55,606
‫سائول» گفت کله‌ام رو میزنه سر نیزه»
‫و جلوی سان ارتش رژه میده

219
00:16:55,640 --> 00:16:57,608
‫نظر تو چیه؟

220
00:16:57,642 --> 00:16:59,276
‫منظورم اینه که تو هم همونقدر
‫که من از «برودی» دیدم دیدی

221
00:16:59,310 --> 00:17:01,245
‫- باید یه نظری داشته باشی
‫- ببین ، ما ۱ ماهه که

222
00:17:01,279 --> 00:17:03,581
‫اون رو تحت‌نظر داریم
‫و چیزی گیر نیاوردیم

223
00:17:05,518 --> 00:17:07,486
‫مکس» چطور؟ نظر «مکس» چیه؟»

224
00:17:07,521 --> 00:17:10,489
‫نظرش اینه که همسر «برودی» خیلی سکسیه

225
00:17:10,524 --> 00:17:11,958
‫یالا

226
00:19:59,463 --> 00:20:01,298
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم

227
00:20:01,332 --> 00:20:02,633
‫یه لحظه

228
00:20:02,667 --> 00:20:03,934
‫کارمون تموم شد . وقت رفتنه

229
00:20:10,977 --> 00:20:13,145
‫آماده‌ای؟

230
00:20:13,180 --> 00:20:17,117
‫یه دوربین دیگه مونده
‫گفتم افتخارش نصیب تو بشه

231
00:20:42,543 --> 00:20:44,010
‫چه خدمات زیبایی

232
00:20:44,045 --> 00:20:45,245
‫بله قربان . همینطوره

233
00:20:45,279 --> 00:20:47,647
‫گروهبان ، ایشون "الیزابت گِینز" هستن

234
00:20:47,681 --> 00:20:49,916
‫ایشون یکی از مشاورین نزدیک
‫معاون اول رئیس‌جمهورن

235
00:20:49,950 --> 00:20:52,151
‫«دیدن‌تون باعث افتخاره گروهبان «برودی

236
00:20:53,854 --> 00:20:55,521
‫دیروز این اتفاق افتاد؟

237
00:20:55,556 --> 00:20:56,823
‫وقتی که رسوندمش

238
00:20:56,857 --> 00:20:58,658
‫دقیقاً چی گفتش؟

239
00:20:58,692 --> 00:21:00,760
‫ازم پرسید چرا زیاد نمیاد اینجا

240
00:21:00,794 --> 00:21:03,429
‫منم گفتم نمی‌خوام تو کارِتون دخالت کنم

241
00:21:03,464 --> 00:21:05,431
‫به نظرت «دِینا» چیزی گفته؟

242
00:21:05,465 --> 00:21:07,266
‫- نه
‫- شاید باید خودمون

243
00:21:07,300 --> 00:21:09,568
‫- بریم جلو و بهش بگیم
‫- کاری که باید می‌کردیم

244
00:21:09,602 --> 00:21:10,936
‫این بود که همون‌موقع برگشتش
‫بهش می‌گفتیم

245
00:21:10,970 --> 00:21:12,771
‫نه حالا که تبدیل به یه دروغ بزرگ شده

246
00:21:12,805 --> 00:21:16,072
‫داستان شما یک الهام‌بخشِ جامعه‌ای که
‫نیاز به الگو داره تبدیل شده

247
00:21:16,141 --> 00:21:17,609
‫گمون کنم اینطوری‌ها باشه

248
00:21:17,643 --> 00:21:20,044
‫من از سرگرد "فاستر" خواستم
‫که ما رو به هم معرفی کنه

249
00:21:20,079 --> 00:21:22,881
‫چون یه مسئله‌ای هست که می‌خواستم
‫درباره‌اش باهاتون صحبت کنم

250
00:21:22,915 --> 00:21:24,983
‫هفته دیگه می‌تونم به نهار دعوت‌تون کنم؟

251
00:21:26,119 --> 00:21:28,087
‫بله خانم

252
00:21:28,121 --> 00:21:29,355
‫اعصاب‌ـت رو خُرد نکن

253
00:21:32,293 --> 00:21:37,031
‫من فکر می‌کنم که باید
‫یه راهی پیدا کنیم که

254
00:21:37,065 --> 00:21:40,134
‫دوباره کنار هم باشیم
‫بدون احساس خیانت

255
00:21:44,138 --> 00:21:46,339
‫فردا شب یه سری مهمون داریم

256
00:21:47,508 --> 00:21:50,643
‫خوبه . منم میام

257
00:21:52,679 --> 00:21:54,313
‫تو این ۳ هفته خیلی کم باهم حرف زدیم

258
00:21:54,347 --> 00:21:57,716
‫یه‌جورایی نگرانتم

259
00:21:59,852 --> 00:22:02,120
‫مشکلی نیست

260
00:22:02,154 --> 00:22:04,189
‫بگو

261
00:22:05,658 --> 00:22:07,559
‫فقط...

262
00:22:09,095 --> 00:22:11,430
‫اون خیلی...

263
00:22:11,464 --> 00:22:13,966
‫چیه؟

264
00:22:14,000 --> 00:22:16,735
‫- هیچی
‫- جسیکا» ، می‌خوام بدونم»

265
00:22:25,545 --> 00:22:28,180
‫مهلت جواز اشتغال به کارش
‫آخر «نوامبر» تموم شده

266
00:22:28,214 --> 00:22:30,182
‫با ۲تا هم‌اتاقی توی "تنلی‌تاون" زندگی می‌کنه

267
00:22:30,216 --> 00:22:31,850
‫مادرش تنها توی "جاکارتا"ست

268
00:22:31,885 --> 00:22:33,485
‫پس اون برای خونه پول می‌فرسته

269
00:22:33,519 --> 00:22:35,921
‫که دلیل رفتنش پیش دلال حواله
‫رو توضیح میده

270
00:22:35,955 --> 00:22:37,522
‫تمام سوابقش بررسی شده

271
00:22:37,557 --> 00:22:39,458
‫با ناظر فنیش صحبت کردم

272
00:22:39,492 --> 00:22:41,159
‫"سخت‌کوش ، خیلی باهوش"

273
00:22:41,194 --> 00:22:43,495
‫توی دپارتمان فناوری اطلاعات ثبت شده

274
00:22:43,529 --> 00:22:45,430
‫باشه . ادامه بده

275
00:22:46,566 --> 00:22:48,534
‫کری» کجاست؟»

276
00:22:48,568 --> 00:22:49,802
‫الان دیگه میرسه

277
00:22:49,836 --> 00:22:52,704
‫گفت یه‌کم دیر می‌کنه

278
00:22:52,738 --> 00:22:54,039
‫نگفت چرا؟

279
00:22:54,073 --> 00:22:55,941
‫نه قربان

280
00:22:57,743 --> 00:22:59,711
‫از کجا می‌شناسیش؟

281
00:22:59,745 --> 00:23:01,145
‫دوست دارم فکر کنم که باهم دوستیم

282
00:23:01,180 --> 00:23:03,714
‫میدونم اون یه‌جورایی واسه مردم دلسوزه

283
00:23:03,749 --> 00:23:05,983
‫نسبت به شما آنالیزورها

284
00:23:06,017 --> 00:23:09,119
‫ما همه خبرها رو می‌خونیم قربان
‫به گوش‌مون رسیده

285
00:23:10,555 --> 00:23:12,689
‫برای تو بیشتر از یه خبرـه ، نه؟

286
00:23:12,723 --> 00:23:14,624
‫دوست داری بدونی چی‌کار می‌کنه

287
00:23:14,658 --> 00:23:17,827
‫- این مخفی نیستی من در جریان قرار می‌گیرم
‫- ۳سال پشت سر هم

288
00:23:19,496 --> 00:23:21,331
‫اسم "گالوِز" بهت نمی‌خوره

289
00:23:21,365 --> 00:23:23,333
‫از مادرم بهم رسیده قربان

290
00:23:23,367 --> 00:23:25,035
‫- اون لبنانی‌ـه
‫- و پدرت؟

291
00:23:25,069 --> 00:23:26,303
‫«گواتمالا»

292
00:23:26,338 --> 00:23:27,905
‫اون‌ها توی سازمان مهاجرین باهم آشنا شدن

293
00:23:27,939 --> 00:23:30,474
‫مادرم قبول نمی‌کرد برای گرفتن
‫عکس روسریش رو دربیاره

294
00:23:30,509 --> 00:23:32,877
‫پدرم می‌خواست ازش عکس بگیره

295
00:23:34,413 --> 00:23:35,646
‫آمریکا

296
00:23:35,681 --> 00:23:37,382
‫بله قربان

297
00:23:37,416 --> 00:23:40,185
‫توی پرونده‌ات نوشته که به زبان عربی مسلطی

298
00:23:40,219 --> 00:23:41,586
‫و اسپانیایی قربان

299
00:23:41,620 --> 00:23:45,156
‫میدونی ، شاید یه اتفاقی توی
‫ایستگاه‌مون در «قاهره» افتاده

300
00:23:45,190 --> 00:23:49,759
‫پیشنهاد من تحمل فشار بود

301
00:23:49,794 --> 00:23:52,596
‫«که ما رو میرسونه به «کری متیسون

302
00:23:52,630 --> 00:23:55,098
‫اتفاقی تو رو با او ننداختم

303
00:23:55,133 --> 00:23:58,001
‫متوجه نمیشم

304
00:23:58,035 --> 00:24:02,872
‫«در حین جلسه بازپرسی «کری متینسون
‫بارها به اسم «ابونظیر» اشاره کرد

305
00:24:02,906 --> 00:24:04,540
‫۳روز بعد یکی از مأمورینش

306
00:24:04,575 --> 00:24:07,843
‫برای اولین بار در ۷ سال
‫گذشته «ابونظیر» رو دید

307
00:24:07,878 --> 00:24:10,012
‫شاید اتفاقی بوده

308
00:24:10,046 --> 00:24:14,149
‫شایدم یه چیزی هست که نمی‌خواد به ما بگه

309
00:24:16,217 --> 00:24:18,518
‫می‌خوای طعم عملیات واقعی رو بچشی؟

310
00:24:18,553 --> 00:24:21,055
‫ببین چیزی داره قایم می‌کنه

311
00:24:25,594 --> 00:24:27,462
‫قربان

312
00:24:27,496 --> 00:24:30,798
‫فکر نکنم بتونم...

313
00:24:30,832 --> 00:24:35,469
‫جاسوسی کنی؟

314
00:24:35,503 --> 00:24:38,806
‫من دارم مطمئن میشم که لوله توپ
‫به طرف عرشه کشتی خودم نچرخه

315
00:24:38,840 --> 00:24:42,576
‫چون اگر همچین چیزی باشه
‫باید جلوشون رو بگیرم

316
00:24:48,751 --> 00:24:50,419
‫«سلام «کری

317
00:24:50,453 --> 00:24:51,753
‫«سلام «دیوید

318
00:24:51,788 --> 00:24:54,223
‫ببخشید دیر کردم

319
00:24:54,258 --> 00:24:55,992
‫قضیه چی بود؟

320
00:24:56,026 --> 00:25:00,263
‫می‌خواست پرونده "جَلبانی" رو
‫بازبینی کنه قبل از اینکه ببندتش

321
00:25:00,298 --> 00:25:04,501
‫میریم سراغ مورد بعدی

322
00:25:04,535 --> 00:25:09,238
‫رکیم فیصل" دستیار یه پروفسور"
‫توی دانشگاه «برایدِن» هستش

323
00:25:16,680 --> 00:25:19,948
‫اون زنی که امروز تو کلیسا
‫داشتی باهاش صحبت می‌کردی کی بود؟

324
00:25:19,983 --> 00:25:22,117
‫واسه معاون اول رئیس‌جمهور کار می‌کنه

325
00:25:22,152 --> 00:25:24,420
‫چه کاری؟

326
00:25:24,455 --> 00:25:26,656
‫مشاوره

327
00:25:26,690 --> 00:25:29,358
‫چی می‌خواست؟

328
00:25:29,392 --> 00:25:31,694
‫می‌خواست یه قرار نهار بذاره

329
00:25:31,728 --> 00:25:33,529
‫چرا؟

330
00:25:33,563 --> 00:25:35,798
‫نمیدونم

331
00:25:40,837 --> 00:25:43,206
‫مایک» رو برای فردا شب دعوت کردم»

332
00:25:43,240 --> 00:25:45,842
‫اون بیشتر افرادی که فردا میان رو می‌شناسه

333
00:25:45,876 --> 00:25:47,477
‫«فکر خوبی بود «جس

334
00:25:47,512 --> 00:25:48,812
‫مهمون بیشتر

335
00:25:55,421 --> 00:25:59,325
‫بهتره برم به «کریس» سر بزنم
‫ببینم تکالیفش رو انجام میده

336
00:26:29,623 --> 00:26:31,024
‫بله؟

337
00:26:31,058 --> 00:26:32,859
‫کجا رفتی پس؟

338
00:26:32,894 --> 00:26:34,995
‫- یه‌دفعه غیبت زد
‫- یه کار شخصی داشتم

339
00:26:35,029 --> 00:26:36,730
‫که باید رسیدگی می‌کردم

340
00:26:36,764 --> 00:26:38,565
‫- بیرون؟
‫- آره

341
00:26:39,967 --> 00:26:42,235
‫خب ، این رو گوش کن

342
00:26:42,269 --> 00:26:44,671
‫من مرور پرونده «فیصل» رو تموم کردم

343
00:26:44,705 --> 00:26:46,172
‫به این گوش کن

344
00:26:46,206 --> 00:26:48,541
‫۳تا سفر به «لاهور» در ۱۸ ماه گذشته

345
00:26:48,575 --> 00:26:49,942
‫به چه دلیل؟

346
00:26:49,977 --> 00:26:51,377
‫نامعلوم

347
00:26:51,412 --> 00:26:52,945
‫پاکستانی‌ها رو در جریان گذاشتم

348
00:26:52,980 --> 00:26:54,847
‫به اون کونده‌ها اطمینان ندارم

349
00:26:54,882 --> 00:26:57,884
‫یه قرار ملاقات توی دانشگاه بذار
‫هر چی می‌تونی اطلاعات جمع کن

350
00:26:57,918 --> 00:27:03,223
‫و فردای من و تو با
‫پروفسورمون کلی وقت می‌گذرونیم

351
00:27:15,637 --> 00:27:18,239
‫معمولاً باید صبر کنی که یکی بگه

352
00:27:18,273 --> 00:27:21,041
‫"بفرمائین تو"
‫قبل از اینکه همینطوری بیای تو

353
00:27:21,075 --> 00:27:23,644
‫تو که چیزی به پدرت نگفتی؟

354
00:27:23,678 --> 00:27:26,714
‫درباره چی؟

355
00:27:28,516 --> 00:27:31,251
‫نه . نگفتم

356
00:27:31,285 --> 00:27:32,986
‫چون اگه گفته باشی...

357
00:27:33,020 --> 00:27:34,554
‫مامان ، یه کلمه هم حرف نزدم

358
00:27:36,523 --> 00:27:39,092
‫خدایا ، انگار از روش اسپانیایی
‫دارن ازت بازجویی می‌کنن

359
00:27:39,126 --> 00:27:41,395
‫حرفت رو باور می‌کنم . باشه؟

360
00:27:55,779 --> 00:27:57,780
‫چکار داری می‌کنی؟

361
00:27:57,814 --> 00:28:00,516
‫نشستم روی تخت‌ـت

362
00:28:00,550 --> 00:28:03,285
‫این رو که می‌بینم

363
00:28:03,319 --> 00:28:04,653
‫جُرم‌ـه؟

364
00:28:04,687 --> 00:28:07,189
‫راستش نه

365
00:28:07,223 --> 00:28:09,491
‫پس چی؟

366
00:28:14,564 --> 00:28:16,932
‫مشکلی هستش؟

367
00:28:16,966 --> 00:28:19,234
‫نه

368
00:28:24,975 --> 00:28:27,776
‫می‌خواید طلاق بگیرید؟

369
00:28:27,811 --> 00:28:32,014
‫نه . قرار نیست طلاق بگیریم

370
00:28:34,017 --> 00:28:38,821
‫چون اگر می‌خواید این‌کار رو بکنید خواستم
‫بدونی کی مشکلی با این قضیه ندارم

371
00:28:38,855 --> 00:28:41,123
‫به نظرم باید اون‌کارـی که
‫براتون بهتره رو انجام بدین

372
00:28:41,157 --> 00:28:44,860
‫دِینا» ، کسی طلاق نمی‌گیره . باشه؟»

373
00:28:44,894 --> 00:28:47,429
‫باشه

374
00:28:50,400 --> 00:28:55,169
‫احتمالاً باید به «کریس» بگی
‫چون دیگه مطمئنه که

375
00:28:55,204 --> 00:28:58,439
‫تو و بابا دارید زندگیش رو خراب می‌کنید

376
00:29:05,347 --> 00:29:07,682
‫شایعه یا واقعیت؟

377
00:29:07,716 --> 00:29:10,585
‫چی؟ من و «اِستیس»؟

378
00:29:10,620 --> 00:29:12,988
‫حالا چرا یک‌دفعه علاقه‌مند شدی؟

379
00:29:13,022 --> 00:29:15,358
‫نمیدونم . شنیدم قبلاً بین شما یه چیزهایی بوده

380
00:29:15,392 --> 00:29:18,161
‫به تو ربطی داره؟

381
00:29:22,632 --> 00:29:26,234
‫یه مدتی بود

382
00:29:27,871 --> 00:29:29,705
‫مثل همیشه رفیق ناباب

383
00:29:29,739 --> 00:29:31,606
‫چیه؟

384
00:29:31,641 --> 00:29:34,109
‫من شرط بسته بودم که همه اشتباه می‌کنن

385
00:29:34,143 --> 00:29:37,612
‫چطور؟ بعید به‌نظر میرسه؟

386
00:29:37,647 --> 00:29:39,747
‫تقریباً

387
00:29:39,781 --> 00:29:43,584
‫اون باهوش‌ترین فرد توی بخش بود

388
00:29:43,619 --> 00:29:45,286
‫قضیه اون نیست . فقط...

389
00:29:45,320 --> 00:29:47,622
‫بین شما ۲تا عشقی ندیدم

390
00:29:47,656 --> 00:29:50,524
‫پایان خوشی نداشت

391
00:29:50,559 --> 00:29:51,892
‫اصلاً پایان داشت؟

392
00:29:56,565 --> 00:29:58,799
‫خودشه

393
00:30:21,823 --> 00:30:25,392
‫گمونم گفتی تو میدان "تراکستون" زندگی می‌کنه

394
00:30:25,427 --> 00:30:27,394
‫آره

395
00:30:27,428 --> 00:30:30,631
‫الان که اونجا نمیره

396
00:30:34,502 --> 00:30:36,269
‫الو؟

397
00:30:36,304 --> 00:30:37,771
‫اون کجاست؟

398
00:30:37,805 --> 00:30:41,075
‫ساعت از ۴ گذشته
‫باید توی راه باشه

399
00:30:41,109 --> 00:30:43,077
‫بهش بگو ترافیک توی کمربندی شدیده

400
00:30:43,111 --> 00:30:44,612
‫چی گفتی؟

401
00:30:44,646 --> 00:30:47,381
‫باید از راه فرعی بیاد
‫همین حالا بهش بگو

402
00:31:28,424 --> 00:31:30,825
‫یارو ۱بار هم از حد مجاز سرعت بیشتر نرفته

403
00:31:30,859 --> 00:31:33,395
‫با این‌کار کمتر بهش مشکوک میشن؟

404
00:31:33,429 --> 00:31:36,165
‫اعصاب آدم رو خُرد می‌کنه

405
00:31:36,199 --> 00:31:38,167
‫کل بعدازظهر رو تعقیبش کردیم

406
00:31:38,201 --> 00:31:42,171
‫«بعد از کلاس رفت یه رستوران «مراکون
‫نزدیک فرودگاه . همونجا تنهایی شام خورد

407
00:31:42,205 --> 00:31:44,072
‫تیم دوم بیرون آپارتمانش مستقر شدن

408
00:31:44,107 --> 00:31:45,507
‫اصلاً نم پس نداد

409
00:31:45,541 --> 00:31:47,743
‫به نظر من شب هم همونجا می‌مونه

410
00:31:47,777 --> 00:31:49,211
‫پروفسورِ دستیار چیه؟

411
00:31:49,245 --> 00:31:51,513
‫مهندس مکانیک استخدام دائمی

412
00:31:51,547 --> 00:31:53,315
‫آدم محبوبیه

413
00:31:53,349 --> 00:31:54,716
‫مسلمان؟

414
00:31:54,751 --> 00:31:57,585
‫آره ی ولی پیرو قرآن نیست
‫از «خلید محمد» تقلید کرده

415
00:31:57,620 --> 00:31:59,821
‫اون ۳تا سفر به پاکستان چی؟

416
00:31:59,856 --> 00:32:02,224
‫از طرف دانشگاه توی «لاهور» سخنرانی داشته
‫همه‌شون بررسی شدن

417
00:32:02,258 --> 00:32:05,695
‫اون یه سری مقاله درباره
‫کاربرد تناوبی انرژی برده بوده

418
00:32:05,729 --> 00:32:08,498
‫پس باید منتظر باشیم
‫ببینیم تیم دوم چه می‌کنه

419
00:32:08,532 --> 00:32:10,601
‫اگر چیزی نبود ادامه بدید

420
00:32:12,637 --> 00:32:15,106
‫گفتی تولد کی بود؟

421
00:32:15,140 --> 00:32:16,841
‫فکر کنم «میشل» بود

422
00:32:16,875 --> 00:32:18,676
‫میرم براش یه نوشیدنی بخرم

423
00:32:18,710 --> 00:32:20,544
‫باشه . تو چی؟
‫یکی دیگه می‌خوای؟

424
00:32:20,578 --> 00:32:21,945
‫نه . باید برم

425
00:32:21,980 --> 00:32:24,881
‫بشین و تماشا کن

426
00:32:24,916 --> 00:32:27,550
‫تماشا کنم؟

427
00:32:27,585 --> 00:32:30,787
‫چرا که نه؟

428
00:32:30,821 --> 00:32:33,957
‫چرا رفتارت با من خوب شده؟

429
00:32:33,991 --> 00:32:35,525
‫دلیل لازمه؟

430
00:32:35,559 --> 00:32:39,261
‫نه مگر اینکه بخوای
‫حرفت رو باور کنم

431
00:32:40,296 --> 00:32:42,864
‫خیلی‌خب ، باشه

432
00:32:43,099 --> 00:32:47,637
‫به نظرم میرسید که
‫از دست‌ـت عصبانی هستم

433
00:32:47,671 --> 00:32:49,873
‫ترجیحاً هستم

434
00:32:52,110 --> 00:32:55,580
‫محض اطلاع داریم راجبه
‫بغداد» حرف میزنیم»

435
00:32:55,614 --> 00:32:58,783
‫یا اتفاقی که قبل از «بغداد» افتاد؟

436
00:32:58,818 --> 00:33:01,219
‫هر دوـش

437
00:33:01,253 --> 00:33:04,288
‫جدیداً مبتلا به سرطان شدی؟

438
00:33:04,322 --> 00:33:08,825
‫می‌بینی؟ همیشه به مسخره می‌گیری
‫هیچ‌کدوم از ما نمی‌تونه ازش بگذره

439
00:33:08,860 --> 00:33:10,560
‫از چی بگذره؟

440
00:33:10,595 --> 00:33:12,228
‫خودمون

441
00:33:12,263 --> 00:33:14,831
‫زمانی که از هم متنفریم

442
00:33:14,865 --> 00:33:18,901
‫تقریباً همیشه همینطوره . درسته؟

443
00:33:20,971 --> 00:33:23,272
‫والا چی بگم

444
00:33:30,648 --> 00:33:33,451
‫اگر تا حالا نگفتم الان میگم

445
00:33:35,954 --> 00:33:38,356
‫«معذرت می‌خوام «دیوید

446
00:33:38,391 --> 00:33:41,760
‫فقط محض اطلاع

447
00:33:41,794 --> 00:33:43,995
‫داریم راجبه «بغداد» حرف میزنیم
‫یا اتفاقی که قبل از «بغداد» افتاد؟

448
00:33:44,030 --> 00:33:45,597
‫هر دوـش

449
00:33:45,631 --> 00:33:47,699
‫هر دوـش ولی بیشتر در مورد قبلش

450
00:33:47,733 --> 00:33:50,969
‫باورم نمیشه اونطوری تو نیویورک دنبالت بودم

451
00:33:51,003 --> 00:33:53,137
‫نه . نباید پام رو از گلیمم درازتر می‌کردم

452
00:33:53,171 --> 00:33:54,705
‫باید برات توضیح میدادم

453
00:33:54,739 --> 00:33:57,474
‫نمیدونم . شاید منم باید از خودم فرار می‌کردم

454
00:33:57,508 --> 00:33:59,642
‫اگر میدونستم که ازدواج‌تون داره
‫«به‌هم می‌خوره «دیوید...

455
00:33:59,677 --> 00:34:01,544
‫نه ، نه

456
00:34:01,579 --> 00:34:04,815
‫راستیش در هر صورت تموم شده بوده

457
00:34:08,519 --> 00:34:11,154
‫ویکتوریا» چطوره؟»

458
00:34:11,189 --> 00:34:13,390
‫دوباره ازدواج کرده

459
00:34:13,424 --> 00:34:16,160
‫با یه یهودی مهربون از «لادردال» . یه دکترـه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(«شهری در «مینِسوتا)</font>

460
00:34:16,194 --> 00:34:18,129
‫اون و بچه‌ها پارسال رفتن

461
00:34:18,163 --> 00:34:20,365
‫شوخی می‌کنی؟ «ویکتوریا»؟

462
00:34:21,734 --> 00:34:23,969
‫پس...

463
00:34:24,003 --> 00:34:25,571
‫به سلامتی
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(به زبان عبری)</font>

464
00:34:36,017 --> 00:34:38,285
‫اوضاع چطوره؟

465
00:34:40,588 --> 00:34:42,155
‫خرابه . دروغ نمیگم

466
00:34:42,190 --> 00:34:43,756
‫اقلاً خونه‌ست

467
00:34:43,791 --> 00:34:45,158
‫شوهر «جونی» هنوز اونجاست

468
00:34:45,192 --> 00:34:47,393
‫و فقط ماهی ۱بار باهاش صحبت می‌کنه

469
00:34:47,427 --> 00:34:49,095
‫اونم با تلفن ماهواره‌ای
‫وقتی که به پایگاه برگشته

470
00:34:49,119 --> 00:34:50,963
‫آره

471
00:34:50,964 --> 00:34:53,165
‫اوضاع سکس چطوره؟

472
00:34:54,734 --> 00:34:58,103
‫میدونستم . افتضاحه ، نه؟

473
00:34:58,137 --> 00:34:59,771
‫انگار وجود نداره

474
00:34:59,806 --> 00:35:02,308
‫دنیس» تقریباً ۱ ساله»
‫که نتونسته حرکتی بزنه

475
00:35:02,332 --> 00:35:03,842
‫- جدی؟
‫- آره

476
00:35:03,843 --> 00:35:05,511
‫دارو چطور؟ مثل «وایاگرا» یا چیز دیگه؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(داروی تقویت میل جنسی)</font>

477
00:35:05,545 --> 00:35:09,282
‫مشکل بین پاهاش نیست . اینجاست

478
00:35:09,317 --> 00:35:11,585
‫تا حالا با یه مرد دارای ناتوانی جنسی نبودم

479
00:35:11,619 --> 00:35:13,453
‫گمون نکنم

480
00:35:13,488 --> 00:35:14,855
‫پس زندگی نکردی

481
00:35:19,127 --> 00:35:22,796
‫ظاهراً باید...

482
00:35:22,830 --> 00:35:24,197
‫اوناهاش

483
00:35:24,232 --> 00:35:25,632
‫- «سلام «جس
‫- سلام

484
00:35:25,666 --> 00:35:27,200
‫این "دممی"‌ــه
‫«دممی» ، «جسیکا»

485
00:35:27,234 --> 00:35:28,601
‫«جسیکا» ، «دممی»

486
00:35:28,636 --> 00:35:30,570
‫دبی» ، از دیدنت خوشحالم»

487
00:35:30,604 --> 00:35:33,739
‫"اسمم «دمی»ـه با ۲تا "م

488
00:35:33,773 --> 00:35:35,974
‫«دممی»

489
00:35:36,009 --> 00:35:38,276
‫بیاین داخل . یه چیزی براتون میارم

490
00:35:50,089 --> 00:35:52,624
‫از کجا پیداش کردی؟

491
00:35:52,658 --> 00:35:55,594
‫فقط واسه یه مدته . باشه؟

492
00:35:59,632 --> 00:36:02,767
‫برودی» کجاست؟»

493
00:36:02,801 --> 00:36:06,604
‫نمیدونم . مدتیه ندیدمش
‫نمیدونم کجاست

494
00:36:06,638 --> 00:36:08,172
‫می‌خوای پیداش کنم؟

495
00:36:08,206 --> 00:36:09,973
‫عالی میشه . مرسی

496
00:36:20,651 --> 00:36:22,952
‫الان برمیگردم

497
00:36:34,835 --> 00:36:37,070
‫برودی»؟»

498
00:36:43,243 --> 00:36:45,644
‫برودی»؟»

499
00:36:45,679 --> 00:36:47,980
‫کِی برمیگردی سراغ کار تمام‌وقت‌ـت؟

500
00:36:48,014 --> 00:36:50,316
‫- فکر کنم همین هفته
‫- خوبه

501
00:36:50,350 --> 00:36:52,117
‫- یه‌کم از خونه میزنی بیرون
‫- گرسنه‌ات نیست؟

502
00:36:52,152 --> 00:36:54,286
‫دارم از گشنگی...

503
00:36:56,922 --> 00:36:58,122
‫برودی»؟»

504
00:37:00,064 --> 00:37:01,264
‫برودی»؟»

505
00:37:03,930 --> 00:37:06,466
‫چه خبر شده؟ حال همگی خوبه؟

506
00:37:06,500 --> 00:37:08,635
‫ظاهراً صابون پولکی
‫«تأثیری نداشتی «جس

507
00:37:08,669 --> 00:37:11,004
‫گوزن رو کُشتم

508
00:37:11,038 --> 00:37:12,806
‫«اسلحه رو بده من «برودی

509
00:37:12,840 --> 00:37:13,640
‫«عقب وایسا «مایک

510
00:37:13,675 --> 00:37:14,541
‫مامان

511
00:37:15,843 --> 00:37:18,478
‫«برگرد داخلی «کریس
‫همه چیز درست میشه

512
00:37:18,513 --> 00:37:19,880
‫زودباش «کریس» . بریم داخل

513
00:37:19,914 --> 00:37:21,148
‫- چیزی نمیشه
‫- «میدونی «مایک

514
00:37:21,182 --> 00:37:23,850
‫خودم از پس‌ـش برمیام . میشه لطفاً
‫به همگی بگی که برن خونه؟

515
00:37:23,884 --> 00:37:25,185
‫نه . تنهات نمیذارم

516
00:37:25,219 --> 00:37:26,486
‫خواهشاً برو

517
00:37:26,521 --> 00:37:28,088
‫«کاری که میکه رو بکن «مایک

518
00:37:31,191 --> 00:37:32,525
‫مایک» ، مطمئن شو «کریس» داخل بمونه»

519
00:37:32,559 --> 00:37:33,893
‫نمی‌خوام برگرده اینجا

520
00:37:33,927 --> 00:37:35,060
‫کریس»؟ چطور؟ مشکل چیه؟»

521
00:37:35,095 --> 00:37:36,528
‫فکر کردی چی‌کار می‌خوام بکنم؟

522
00:37:36,562 --> 00:37:38,931
‫فکر نمی‌کنم کاری بخوای بکنی

523
00:37:38,965 --> 00:37:40,599
‫باشه

524
00:37:40,633 --> 00:37:42,201
‫میرم بیل رو بیارم

525
00:37:42,235 --> 00:37:44,102
‫این جنازه رو جمع کنم
‫قبل از اینکه مگس‌ها جمع بشن

526
00:37:44,137 --> 00:37:47,105
‫خدا لعنت‌ـت کنه . از من فرار نکن

527
00:37:47,140 --> 00:37:50,509
‫اون داشت همه گل‌هات رو می‌خورد
‫چرا گنده‌اش می‌کنی؟

528
00:37:50,543 --> 00:37:53,245
‫با اسلحه شلیک کردی

529
00:37:53,279 --> 00:37:56,581
‫جلوی چشم دوستامون
‫جلوی پسرمون

530
00:37:56,616 --> 00:37:58,550
‫می‌خوای باور کنی که چیزی نشده؟ بفرما

531
00:37:58,585 --> 00:38:00,519
‫- من هیچ مشکلی ندارم
‫- جدی؟

532
00:38:00,553 --> 00:38:04,056
‫تو به زور می‌خوابی
‫به دوست‌هات پشت کردی

533
00:38:04,090 --> 00:38:05,557
‫بچه‌هات رو ترسوندی

534
00:38:05,591 --> 00:38:06,925
‫تو حتی نمی‌تونی...

535
00:38:06,959 --> 00:38:08,794
‫چیه؟ بگو

536
00:38:08,828 --> 00:38:10,529
‫حتی نمی‌تونی زن‌ـت رو بکنی

537
00:38:15,602 --> 00:38:17,569
‫«ما به کمک احتیاج داریم «برودی

538
00:38:17,604 --> 00:38:19,872
‫فهمیدم منظورت رو

539
00:38:19,906 --> 00:38:22,474
‫وقتشه مغزم رو شستشو بدم
‫برم پیش روانپزشک؟

540
00:38:22,509 --> 00:38:27,146
‫واسم مهم نیست با کی حرف بزنی
‫به شرطی که با یکی حرف بزنی

541
00:38:27,181 --> 00:38:28,648
‫اگر بگم نه چی؟

542
00:38:32,252 --> 00:38:35,121
‫اون‌وقت دیگه من نیستم

543
00:39:48,764 --> 00:39:51,232
‫لزومی نداره فکر بدی بکنی

544
00:39:51,266 --> 00:39:53,500
‫من فکر نمی‌کنم
‫اون‌ها تا این خونه دنبالم کردن

545
00:39:53,535 --> 00:39:56,203
‫اون‌ها از این خونه گذشتن

546
00:39:56,237 --> 00:39:59,072
‫عزیزم ، مطمئن باش کسی نمیدونه
‫ما اینجا زندگی می‌کنیم

547
00:39:59,107 --> 00:40:01,174
‫- چطور اینقدر مطمئنی؟
‫- چون اگر میدونستن

548
00:40:01,209 --> 00:40:02,476
‫اون‌وقت داشتن خونه رو تفتیش می‌کردن

549
00:40:02,510 --> 00:40:03,677
‫نه بیرون دنبالت کنن

550
00:40:03,712 --> 00:40:05,246
‫نه

551
00:40:05,280 --> 00:40:06,914
‫هنوزم فکر می‌کنم باید از اینجا بریم

552
00:40:06,949 --> 00:40:08,750
‫دستور کارمون اینه که بمونیم

553
00:40:10,854 --> 00:40:14,857
‫در این مدت نباید الکی بترسیم

554
00:40:14,892 --> 00:40:20,898
‫باید بری سر کلاس تا
‫کمتر از ۱ ساعت دیگه

555
00:40:20,932 --> 00:40:23,433
‫خیلی مهمه کاری که
‫همیشه می‌کردی رو انجام بدی

556
00:40:23,468 --> 00:40:25,335
‫برو سر کارِت

557
00:40:27,872 --> 00:40:30,507
‫زندگیِ من
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(به زبان عربی)</font>

558
00:40:30,541 --> 00:40:32,776
‫میدونستیم که این کار آسونی نخواهد بود

559
00:40:57,004 --> 00:40:58,004
‫خیلی‌خب

560
00:41:10,182 --> 00:41:12,784
‫بعدی کیه؟

561
00:41:12,818 --> 00:41:14,486
‫"شیخ عیاد حسن"

562
00:41:14,520 --> 00:41:16,454
‫اون باغبان یه خونه اسلامی‌ـه

563
00:41:18,190 --> 00:41:19,557
‫علامت قرمزی نداره؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(منظور سابقه‌دار)</font>

564
00:41:19,592 --> 00:41:21,293
‫- بستگی داره
‫- به چی؟

565
00:41:21,327 --> 00:41:22,828
‫به اینکه منظورت از علامت قرمز چی باشه

566
00:41:22,862 --> 00:41:26,832
‫۱۲سال پیش به‌خاطر ممانعت از ترک یک
‫اعتراض جمعی غیرمجاز دستگیر شده

567
00:41:26,866 --> 00:41:29,101
‫اعتراض برای چی بوده؟

568
00:41:29,135 --> 00:41:34,173
‫وجود ارتش آمریکا در عربستان سعودی

569
00:41:34,208 --> 00:41:35,942
‫خیلی‌خب با وضعیت مهاجرتیش شروع کن

570
00:41:35,977 --> 00:41:37,811
‫الان برمیگردم

571
00:41:37,845 --> 00:41:39,613
‫- چیزی گیر آوری؟
‫- نه هنوز

572
00:41:39,647 --> 00:41:41,747
‫ادامه بده . بالاخره یه چیزی پیدا میشه

573
00:41:41,782 --> 00:41:44,817
‫تنها چیزی که تا الان گیر نیاوردم
‫اطلاعات به‌دردبخورـه

574
00:41:45,986 --> 00:41:49,356
‫یه امام معجزه‌گر ، یه بچه مسلمون
‫که کمربند انفجاری به خودش بسته

575
00:41:49,390 --> 00:41:50,791
‫یه منبع زنده

576
00:41:50,825 --> 00:41:52,259
‫خیلی خوب میشه

577
00:41:52,293 --> 00:41:53,760
‫چیز دیگه‌ای تو لیست‌ـت نداری؟

578
00:41:53,784 --> 00:41:55,784
‫آره

579
00:41:57,331 --> 00:41:59,466
‫بذار «ویرجیل» و «مکس» رو بذارم
‫«مراقب «برودی

580
00:41:59,500 --> 00:42:01,368
‫ولی این‌دفعه بدون استراق‌سمع

581
00:42:01,402 --> 00:42:04,304
‫- فقط یه مراقبت جزئی . ۲تا شیفت ۱۲ ساعته
‫- نه

582
00:42:04,339 --> 00:42:06,006
‫الان داریم همه این هدف‌ها رو پیگیری می‌کنیم

583
00:42:06,041 --> 00:42:10,043
‫مث اینکه خبر نداری که مسئولان
‫سیاسی پشت این گروهبان هستن

584
00:42:10,078 --> 00:42:12,513
‫حالا باید بیشتر از قبل فاصله‌مون رو حفظ کنیم

585
00:42:14,048 --> 00:42:16,383
‫میدونم سخته

586
00:42:16,418 --> 00:42:19,453
‫احساس می‌کنم یه چیزی رو از قلم انداحتم

587
00:42:19,487 --> 00:42:22,289
‫اون رو از قلم انداختی

588
00:42:22,323 --> 00:42:24,891
‫موقعی که اینطوری تمام‌وقت
‫یک نفر رو تحت‌نظر داری

589
00:42:24,926 --> 00:42:27,360
‫این رو به خوبی همه میدونی

590
00:42:27,395 --> 00:42:29,562
‫«اون دیگه از دست‌ـت خارج‌ـه «کری

591
00:42:29,596 --> 00:42:31,897
‫الان داری یه رد دیگه‌ای رو دنبال می‌کنی

592
00:42:33,266 --> 00:42:35,367
‫مفهومه؟

593
00:42:36,702 --> 00:42:39,004
‫آره

594
00:43:46,947 --> 00:43:49,315
‫سلام

595
00:43:49,350 --> 00:43:51,618
‫خوبی؟

596
00:43:51,652 --> 00:43:55,155
‫آره . دارم طوفان رو تماشا می‌کنم

597
00:43:55,189 --> 00:43:57,057
‫جدی؟

598
00:43:57,091 --> 00:43:58,825
‫داره میاد یا میره؟

599
00:43:58,860 --> 00:44:01,228
‫گفتنش سخته

600
00:44:01,262 --> 00:44:03,597
‫فکر کنم داره میاد

601
00:44:07,202 --> 00:44:09,570
‫می‌خوای باهم ببینیم؟

602
00:44:09,604 --> 00:44:13,440
‫من آماده شدم که برم

603
00:44:15,977 --> 00:44:17,811
‫یه

604
00:44:17,846 --> 00:44:21,081
‫یه گردهمایی پشتیبانی از کهنه‌سربازان
‫امشب توی کلیساست

605
00:44:22,805 --> 00:44:23,505
‫باشه

606
00:44:23,518 --> 00:44:25,351
‫گفتم منم...

607
00:44:25,386 --> 00:44:29,455
‫گفتم منم برم یه سری بزنم

608
00:44:29,489 --> 00:44:31,423
‫باشه

609
00:44:32,826 --> 00:44:34,193
‫ممنون

610
00:44:34,227 --> 00:44:35,861
‫الان ازم تشکر نکن

611
00:44:35,895 --> 00:44:39,831
‫فکر نکنم بتونم برای بیشتر
‫از ۵ دقیقه تحملش کنم

612
00:44:43,736 --> 00:44:46,004
‫پس محض احتیاط بریم بهت یه چتر بدم

613
00:46:08,052 --> 00:46:11,921
‫بیخیال شیر بشو . فاسد شده

614
00:46:11,956 --> 00:46:14,291
‫مرسی

615
00:46:18,996 --> 00:46:20,396
‫معذرت می‌خوام

616
00:46:20,430 --> 00:46:23,365
‫اشکالی نداری

617
00:46:23,400 --> 00:46:25,201
‫من تو رو می‌شناسم

618
00:46:25,235 --> 00:46:27,637
‫- تو توی جلسه بازپرسی بودی
‫- خواهش می‌کنم

619
00:46:27,671 --> 00:46:30,073
‫- چیه؟
‫- فقط...

620
00:46:30,108 --> 00:46:34,111
‫قرار نیست که اینجا باشم

621
00:46:34,146 --> 00:46:35,479
‫چرا نه؟

622
00:46:35,514 --> 00:46:38,850
‫خیلی‌خب ، همگی بشینن
‫وقت شروعه

623
00:46:48,593 --> 00:46:50,961
‫صبر کن

624
00:46:50,995 --> 00:46:53,996
‫صبر کن

625
00:46:54,030 --> 00:46:55,664
‫صبر کن . صبرکن

626
00:46:55,698 --> 00:46:57,165
‫ببین ، متأسفم

627
00:46:57,200 --> 00:46:59,901
‫اصلاً خبر نداشتم که توی این گروه هستی

628
00:46:59,936 --> 00:47:02,170
‫نیستم . این اولین‌بارم‌ـه

629
00:47:02,205 --> 00:47:04,239
‫- پس تنهات میذارم
‫- صبر داشته باش

630
00:47:04,274 --> 00:47:05,674
‫یه لحظه وایسا

631
00:47:05,708 --> 00:47:08,310
‫اسمت چی بود؟

632
00:47:08,344 --> 00:47:11,413
‫«کری»...«کری متیسون»

633
00:47:11,447 --> 00:47:15,250
‫ببین ، متوجه نمیشم مشکل کجاست؟

634
00:47:15,284 --> 00:47:17,285
‫من اصلاً مشکلی با موندن تو ندارم

635
00:47:17,319 --> 00:47:18,787
‫نه . مسئله اون نیست . فقط...

636
00:47:18,821 --> 00:47:21,189
‫اونجا کسی نباید بدونه من چی‌کارـه‌ام

637
00:47:21,223 --> 00:47:22,456
‫من هنوزم به عنوان مأمور
‫اطلاعاتی فعالیت دارم

638
00:47:22,490 --> 00:47:25,692
‫راز تو پیش من امنه

639
00:47:25,726 --> 00:47:30,463
‫به‌علاوه بهتره که درددلم
‫رو با غریبه‌ها درمیون بذارم

640
00:47:30,497 --> 00:47:33,832
‫معمولاً ۲بار به یه گردهمایی نمیرم

641
00:47:33,867 --> 00:47:35,133
‫به‌نظر پیچیده‌ست

642
00:47:37,636 --> 00:47:39,804
‫خوبی؟

643
00:47:39,838 --> 00:47:41,606
‫تو چی؟

644
00:47:41,640 --> 00:47:45,476
‫بگذریم . باید برگردی داخل
‫دارن شروع می‌کنن

645
00:47:45,510 --> 00:47:48,879
‫اگر مانع رفتن تو به اونجا میشم
‫منم نمیرم

646
00:47:48,914 --> 00:47:52,350
‫برو بابا . جداً نیازی
‫به این‌کار نیست

647
00:47:52,384 --> 00:47:57,289
‫یا شاید بتونیم خصوصی ملاقات کنیم . چطوره؟

648
00:47:57,323 --> 00:47:59,825
‫وسوسه‌انگیزـه

649
00:47:59,859 --> 00:48:02,127
‫درسته؟

650
00:48:05,064 --> 00:48:06,799
‫می‌تونم یه سوال ازت بکنم؟

651
00:48:06,833 --> 00:48:09,468
‫البته

652
00:48:09,502 --> 00:48:11,637
‫گفتی کجا خدمت کردی؟ «بغداد»؟

653
00:48:11,671 --> 00:48:13,405
‫آره

654
00:48:16,710 --> 00:48:21,681
‫چقدر سخته درباره‌اش با آدم‌هایی
‫صحبت کنی که اصلاً اونجا نبودن؟

655
00:48:23,884 --> 00:48:25,419
‫من یه سوال بهتر دارم

656
00:48:25,453 --> 00:48:31,626
‫چقدر سخته درباره‌اش با کسی صحبت کنی
‫که اصلاً هیچ چیز درباره اونجا نمیدونه؟

657
00:48:35,932 --> 00:48:40,335
‫دیگه باید برم

658
00:48:40,370 --> 00:48:42,370
‫اینطوری تنهام نذار

659
00:48:42,405 --> 00:48:46,040
‫تنهای تنها زیر بارون

660
00:48:46,074 --> 00:48:47,675
‫چیزیت نمیشه

661
00:48:47,709 --> 00:48:51,511
‫کسی انتظار نداره حرفی بزنی
‫تا موقع دومین یا سومین دیدار

662
00:48:51,546 --> 00:48:54,981
‫بی‌صبرانه منتظر دومین یا سومین دیدارم

663
00:49:06,900 --> 00:49:07,900
‫(Miami Vice) مـــتـــرجـــم : مـیـــلاد

664
00:49:08,900 --> 00:49:09,900
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::> WWW.۹Movie.CO <::..

