1
00:00:00,400 --> 00:00:01,400
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::> WWW.۹Movie.CO <::..

2
00:00:02,400 --> 00:00:05,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۱
‫قسمت ۵ : نقطه‌ی کور</font>

3
00:00:06,400 --> 00:00:07,400
‫مترجم : عـــــمـاد

4
00:01:20,393 --> 00:01:22,373
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

5
00:01:22,493 --> 00:01:24,126
‫من فقط یه اختلال اعصاب دارم . باشه؟

6
00:01:24,160 --> 00:01:26,595
‫«در موردش تحقیق کردم «کری
‫کلوزِپین» یه داروی ضدروانی‌ـه»

7
00:01:26,629 --> 00:01:28,430
‫این‌دفعه فقط ۷تا برام آوردی؟

8
00:01:28,464 --> 00:01:30,866
‫دزدی کردن از قفسه نمونه‌هام
‫نه تنها حال تو رو خوب می‌کنه

9
00:01:30,900 --> 00:01:33,303
‫بلکه مجوز خودم رو هم به خطر میندازه

10
00:01:33,337 --> 00:01:35,438
‫پس ۷تا قرص

11
00:01:35,472 --> 00:01:36,372
‫تروریست‌ها هنوز اون بیرونن

12
00:01:36,407 --> 00:01:38,441
‫برودی» باید در انظار عمومی باشه»

13
00:01:38,476 --> 00:01:40,978
‫تا به یاد مردم آمریکا بندازه
‫که هنوز همه چیز تموم نشده

14
00:01:41,012 --> 00:01:42,947
‫و برای دوربین‌ها لبخند بزن

15
00:01:42,981 --> 00:01:47,051
‫نگاش کن . اینترنت پر شده از مطالبی
‫که راجبه اون می‌نویسن

16
00:01:47,085 --> 00:01:49,921
‫و همه برنامه‌های مباحثه‌ای تلویزیون
‫هم ازش درخواست حضور کردن

17
00:01:49,955 --> 00:01:53,624
‫«در حین بازپرسی «کری» اسم «ابونظیر
‫رو چندین‌بار تکرار کرد

18
00:01:53,658 --> 00:01:55,659
‫۳روز بعد یکی از همکارهاش گزارش می‌کنه که

19
00:01:55,693 --> 00:01:57,594
‫ابونظیر» بعد از ۷ سال»
‫بالاخره دیده شده

20
00:01:57,628 --> 00:01:59,829
‫- شاید اینا همه تصادفی باشه
‫- یا شایدم یه چیزی باشه

21
00:01:59,863 --> 00:02:01,130
‫که اون به ما نمیگه

22
00:02:01,164 --> 00:02:04,165
‫اطلاعاتی رو که همکارت جونش رو
‫برای بدست آوردن‌شون داد

23
00:02:04,200 --> 00:02:08,636
‫با ادامه دادن به تجاوز به حریم
‫خصوصی خانواده «برودی» حروم نکن

24
00:02:08,671 --> 00:02:11,272
‫باید کار نظارت رو تموم کنیم

25
00:02:12,508 --> 00:02:14,743
‫ما الان روی پرونده بعدی هستیم

26
00:02:14,778 --> 00:02:16,145
‫«رکیم فیصل»

27
00:02:16,179 --> 00:02:19,182
‫اونا من رو تا این خونه تعقیب کردن

28
00:02:19,216 --> 00:02:21,984
‫عزیزم ، بهت قول میدم
‫هیچ‌کس نمیدونه که ما اینجا زندگی می‌کنیم

29
00:02:22,019 --> 00:02:23,486
‫به نظرم هنوزم باید از اینجا بریم

30
00:02:23,520 --> 00:02:25,420
‫به ما دستور داده شده
‫که همینجا بمونیم

31
00:02:25,455 --> 00:02:27,522
‫میدونستیم که کار آسونی نیست

32
00:02:27,557 --> 00:02:29,824
‫نمی‌تونم کمکی کنم
‫ولی حس می‌کنم یه چیزی رو از قلم انداختم

33
00:02:29,859 --> 00:02:30,993
‫تو داری اون رو از قلم میندازی

34
00:02:37,799 --> 00:02:40,501
‫- ببخشید
‫- هی ، من می‌شناسمت

35
00:02:40,535 --> 00:02:43,470
‫من نباید اینجا باشم

36
00:02:43,504 --> 00:02:45,872
‫ببین ، من برنمیگردم اون تو
‫اگه معنیش این باشه که

37
00:02:45,906 --> 00:02:48,441
‫- که تو به‌خاطر من برنمیگردی
‫- ضرورتی نداره

38
00:02:48,475 --> 00:02:50,377
‫شاید باید به همین ملاقات خصوصی‌مون
‫این بیرون قناعت کنیم

39
00:02:50,411 --> 00:02:53,246
‫- چطور به‌نظر میرسه؟
‫- وسوسه‌کننده‌ست

40
00:02:56,300 --> 00:02:58,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" اسلام‌آباد "</font>

41
00:04:24,505 --> 00:04:26,807
‫بدو حرومزاده . بدو

42
00:04:26,841 --> 00:04:32,646
‫خدایا ، اسم خودت رو گذاشتی بازیکن؟

43
00:04:32,680 --> 00:04:36,750
‫اون که جاش امنه حیوون
‫عجب خریه

44
00:04:39,154 --> 00:04:40,789
‫آره ، آره ، آره . اشتباه می‌کنی

45
00:04:40,823 --> 00:04:44,793
‫چرا اونقدر جرأتش رو نداری
‫که اعتراف کنی بچه کونی؟

46
00:04:44,827 --> 00:04:46,995
‫درسته احمق
‫دارم راجبه تو حرف میزنم

47
00:04:47,029 --> 00:04:49,230
‫یعنی مایه آبروریزی هستی

48
00:04:49,265 --> 00:04:51,098
‫باورم نمیشه

49
00:04:51,133 --> 00:04:55,836
‫تنها تیمی که بیسبال بازی می‌کنه باید
‫بازیکن رهبرش رو توی تنگنا قرار بده

50
00:04:57,505 --> 00:04:59,006
‫چند وقته اینجا وایسادی؟

51
00:04:59,040 --> 00:05:00,908
‫چی؟ صدات رو نمی‌شنوم

52
00:05:00,942 --> 00:05:03,778
‫خب ، آره . آره

53
00:05:04,780 --> 00:05:07,649
‫بفرما

54
00:05:07,683 --> 00:05:09,651
‫حدود ۵بار زنگ زدم بابا

55
00:05:09,685 --> 00:05:11,787
‫مگی» خونه‌ست؟»

56
00:05:11,821 --> 00:05:15,458
‫نه . باید میرفت و با یه سری بیمارهاش
‫توی بیمارستان کلنجار میرفت

57
00:05:15,492 --> 00:05:17,226
‫گرسنه‌ای؟

58
00:05:17,261 --> 00:05:19,229
‫گفت چند وقت دیگه برمیگرده؟

59
00:05:19,263 --> 00:05:22,032
‫می‌تونم یه ساندویچ برات درست کنم
‫ساندویچ می‌خوای؟

60
00:05:22,067 --> 00:05:25,203
‫بوقلمون داریم . کاهو

61
00:05:26,672 --> 00:05:28,239
‫لعنتی ، باید جواب این رو بدم

62
00:05:28,273 --> 00:05:30,174
‫آره . بوقلمون عالیه

63
00:05:31,843 --> 00:05:33,477
‫یه لحظه گوشی

64
00:05:35,914 --> 00:05:37,014
‫الو؟

65
00:05:37,048 --> 00:05:40,650
‫«سلام «دنی

66
00:05:40,684 --> 00:05:42,185
‫چی؟

67
00:05:42,219 --> 00:05:44,587
‫یکی از تروریست‌هایی که توی افغانستان
‫توی اون محوطه‌ای که

68
00:05:44,621 --> 00:05:46,022
‫برودی» رو نجات دادیم زنده موند»

69
00:05:46,056 --> 00:05:48,859
‫توی یه آلونک خیلی درب و داغون
‫توی اسلام‌آباد پیداش کردیم

70
00:05:48,893 --> 00:05:51,695
‫همه چیزش سالمه و هیچی از بین نرفته

71
00:05:51,729 --> 00:05:54,765
‫باشه . نیم ساعت دیگه خودم رو میرسونم

72
00:06:14,587 --> 00:06:16,888
‫عزیزم

73
00:06:22,461 --> 00:06:23,961
‫خوش اومدی

74
00:06:23,995 --> 00:06:26,630
‫سلام ، حال‌ـت خوبه؟

75
00:06:26,665 --> 00:06:28,532
‫نه . فقط خوشحالم که می‌بینمت

76
00:06:28,567 --> 00:06:29,800
‫آره؟

77
00:06:29,835 --> 00:06:31,302
‫از اینطرف

78
00:07:04,369 --> 00:07:07,471
‫تجربه نشون میده که باید این
‫رو با خودت ببری و بعداً بخوری

79
00:07:07,506 --> 00:07:09,106
‫شرمنده بابا

80
00:07:13,546 --> 00:07:17,483
‫این لوس‌بازیا چیه «کری»؟

81
00:07:17,517 --> 00:07:19,185
‫چرا اتو رو اینجوری از برق می‌کشی؟

82
00:07:19,219 --> 00:07:21,788
‫بیخیال . من فقط می‌خوام
‫کاری که امنه رو انجام بدم

83
00:07:25,226 --> 00:07:27,827
‫امروز صبح قرصات رو خوردی بابا؟

84
00:07:27,862 --> 00:07:30,196
‫خوردم . مرسی که پرسیدی

85
00:07:30,230 --> 00:07:32,832
‫خواهرت به قدر کافی
‫تمام مدت دهنم رو سرویس کرده

86
00:07:32,866 --> 00:07:34,466
‫حالا تو هم اضافه شدی؟

87
00:07:34,500 --> 00:07:37,769
‫و فقط محض اطلاع
‫این قرصا دارن من رو می‌کشن

88
00:07:37,804 --> 00:07:39,838
‫نه . اینطور نیست بابا
‫بعضی‌وقت‌ها ممکنه حس کنی

89
00:07:39,872 --> 00:07:41,472
‫یه‌کم داری از کنترل خارج میشی

90
00:07:41,507 --> 00:07:43,307
‫وقتی که قرصا به جای اینکه
‫آرومت کنن بدتر تهییج‌ـت می‌کنن

91
00:07:43,342 --> 00:07:45,142
‫تو هم همینجوری میشی؟

92
00:07:45,176 --> 00:07:47,010
‫تجربه ثابت کرده

93
00:07:47,044 --> 00:07:49,980
‫که الان وقت خوبی برای
‫کنار گذاشتن وسایل خونگی‌ـه

94
00:07:50,014 --> 00:07:53,650
‫حواسم پرت شده بود
‫از دیدنت هیجان‌زده شده بودم . همین

95
00:07:55,520 --> 00:07:57,987
‫باشه . پیغام دریافت و تفهیم شد

96
00:07:59,756 --> 00:08:02,658
‫کاش می‌تونستم بمونم
‫و توی این‌کارها کمکت کنم

97
00:08:02,692 --> 00:08:04,059
‫آره . درسته

98
00:08:04,093 --> 00:08:05,727
‫خب ، خوش بگذره

99
00:08:05,762 --> 00:08:07,463
‫آروم برون

100
00:08:07,497 --> 00:08:08,865
‫و...

101
00:08:08,899 --> 00:08:10,833
‫- CIA کون لق
‫- CIA کون لق

102
00:08:10,868 --> 00:08:13,069
‫حال پدر و مادرت چطوره؟

103
00:08:13,104 --> 00:08:15,472
‫عالی . همینجور سرشون
‫شلوغ و شلوغ‌تر میشه

104
00:08:15,506 --> 00:08:17,474
‫باید بیشتر بیاریم‌شون اینجا

105
00:08:17,509 --> 00:08:19,244
‫توی «بمبئی» خیلی کار دارن
‫که بخوان بیان اینجا

106
00:08:19,278 --> 00:08:21,212
‫خودشون بودن هم همین رو می‌گفتن

107
00:08:21,247 --> 00:08:23,415
‫شاید الان وقتش باشه که

108
00:08:23,449 --> 00:08:26,519
‫به این فکر کنن که پروژه زاغه‌نشین‌ها
‫رو به یکی دیگه بسپارن

109
00:08:28,054 --> 00:08:29,521
‫چیزی گم کردی؟

110
00:08:29,556 --> 00:08:31,157
‫بلیط پارکینگ رو

111
00:08:34,061 --> 00:08:36,529
‫باید توی ماشین باشه
‫همونجایی که همیشه میذاری

112
00:08:38,032 --> 00:08:40,733
‫این‌دفعه خیلی طول نکشید

113
00:08:40,767 --> 00:08:42,735
‫خیلی دوست‌ـت دارم
‫تا الان که بهت گفته بودم؟

114
00:08:42,770 --> 00:08:44,771
‫زودباش جواب بده
‫میدونم که باید جواب بدی

115
00:08:44,805 --> 00:08:46,539
‫الو؟ «سائول ِرِنسون» هستم

116
00:08:46,573 --> 00:08:48,774
‫- اون می‌خواد همه هر چه سریع‌تر بیان اینجا
‫- نه ، نه ، نه . روی خط امن

117
00:08:48,809 --> 00:08:50,409
‫کاپیتان "مایک فِیبِر" از
‫پنتاگون» رو برام بگیر»

118
00:08:52,145 --> 00:08:53,846
‫من میرم تاکسی بگیرم

119
00:08:55,649 --> 00:08:57,349
‫میرا" ، صبر کن . صبر کن"
‫صبر کن . صبر کن

120
00:08:57,383 --> 00:08:59,251
‫نه

121
00:08:59,285 --> 00:09:02,019
‫«میدونم معنی این نگاه چیه «سائول
‫و نیستم

122
00:09:02,054 --> 00:09:06,590
‫ناراحت نیستم اصلاً
‫امیدوارم بعداً ببینمت

123
00:09:06,625 --> 00:09:08,025
‫سائول»؟»

124
00:09:08,059 --> 00:09:09,426
‫آره . هنوز گوشی دستمه

125
00:09:09,461 --> 00:09:10,794
‫بسیارخب ، قبل از اینکه بازجویی‌ها شروع بشه

126
00:09:10,828 --> 00:09:12,396
‫یه گزراش هست که باید بخونی

127
00:09:12,430 --> 00:09:13,697
‫مربوط به بازجویی‌های فاز پاکستان میشه

128
00:09:13,731 --> 00:09:15,432
‫خودم رو میرسونم

129
00:09:16,634 --> 00:09:19,036
‫"افضل حمید"

130
00:09:19,070 --> 00:09:21,372
‫۳۴ساله ، سوریه‌ای

131
00:09:21,406 --> 00:09:24,275
‫بر اساس اطلاعات دوستان
‫جاسوس‌مون در پاکستان

132
00:09:24,309 --> 00:09:27,078
‫یکی از اعضای درجه متوسط
‫ارتش آزادی مسلمانان» بوده»

133
00:09:27,112 --> 00:09:28,946
‫«گروه «ابونظیر

134
00:09:28,981 --> 00:09:30,915
‫«که یعنی احتمالاً از نقشه‌های «ابونظیر

135
00:09:30,949 --> 00:09:33,551
‫مبنی بر حمله به اینجا
‫و استحکامات نظامی آمریکا اطلاع داره

136
00:09:33,585 --> 00:09:36,588
‫با توجه به انتقال پولی که در اون
‫فروشگاه صورت گرفت
‫که اون پول کجا رفت

137
00:09:36,622 --> 00:09:38,657
‫- برای چه کاری استفاده شد
‫- به همین دلیله که

138
00:09:38,691 --> 00:09:40,793
‫تو و «کری» ازش بازجویی می‌کنین

139
00:09:40,827 --> 00:09:42,661
‫«با کمک گروهبان «برودی

140
00:09:45,165 --> 00:09:47,266
‫ببخشید ، گروهبان «برودی»؟

141
00:09:47,300 --> 00:09:49,968
‫«بله «کری» . گروهبان «برودی
‫کسی که توی یه موقعیت منحصربه‌فرد

142
00:09:50,002 --> 00:09:52,470
‫برای درست کردن یه جهنم
‫واسه "حمید"‌ـه . درست میگم یا غلط؟

143
00:09:52,504 --> 00:09:53,805
‫درست

144
00:09:53,839 --> 00:09:56,406
‫خب ، بازجویی در یک خانه امن

145
00:09:56,441 --> 00:09:58,508
‫مشخص انجام می‌گیره
‫که به‌زودی مکانش مشخص میشه

146
00:09:58,543 --> 00:09:59,943
‫برودی» مسلماً نمی‌تونه اونجا باشه»

147
00:09:59,977 --> 00:10:02,011
‫«اون میاد «کری
‫قرارش قطعی شده

148
00:10:02,046 --> 00:10:05,615
‫پس اینجوری باید همه نقشه‌ها
‫و طرح‌هامون رو تقدیم «ابونظیر» بکنیم

149
00:10:05,649 --> 00:10:07,417
‫خب ، کسی که جایگزینش میشه
‫ممکنه بدتر از اون باشه

150
00:10:07,451 --> 00:10:09,486
‫هیچ چیزی بدتر از این نیست
‫که «برودی» شاهد بازجویی باشه

151
00:10:09,520 --> 00:10:11,188
‫صدمات زیادی رو متحمل میشیم

152
00:10:11,222 --> 00:10:13,257
‫اگه قرار باشه کاری که تو میگی رو بکنیم

153
00:10:13,291 --> 00:10:14,825
‫«پس بدگمانیت به گروهبان «برودی
‫رو با بقیه درمیون بذار

154
00:10:14,859 --> 00:10:16,360
‫فکر می‌کنی بعدش چه اتفاقی بیفته؟

155
00:10:16,394 --> 00:10:18,329
‫خب ، احتمالاً «دیوید» رو
‫مجبور می‌کنه که یه تصمیمی بگیره

156
00:10:18,363 --> 00:10:19,830
‫بر چه اساسی تصمیم بگیره؟

157
00:10:19,865 --> 00:10:22,367
‫چند دفعه باید همچین بحثی رو باهم بکنیم؟

158
00:10:22,401 --> 00:10:24,469
‫هیچ مدرکی مبنی بر ارتباط
‫برودی» به «ابونظیر» وجود نداره»

159
00:10:24,503 --> 00:10:28,307
‫«این بحث فرق می‌کنه «سائول
‫این در مورد امنیت عملیاته

160
00:10:28,341 --> 00:10:30,676
‫«باشه «کری

161
00:10:32,245 --> 00:10:34,046
‫پاشو برو دفترش

162
00:10:34,080 --> 00:10:35,680
‫بهش بگو که یه آدم ساده‌لوح‌ـه

163
00:10:35,715 --> 00:10:37,882
‫بهش بگو که مکان گروهبان
‫برودی» در افغانستان»

164
00:10:37,916 --> 00:10:39,684
‫عمداً توسط «ابونظیر» فاش شده

165
00:10:39,718 --> 00:10:41,151
‫این داستان رو براش بگو که

166
00:10:41,186 --> 00:10:43,020
‫قهرمان آمریکاییش یه سری
‫رازهای غافلگیرکننده داره

167
00:10:43,054 --> 00:10:44,521
‫بعد ببین اون چی‌کار می‌کنه

168
00:10:44,555 --> 00:10:46,690
‫حدس من اینه که وسایلت
‫رو جمع می‌کنی

169
00:10:46,724 --> 00:10:48,658
‫و میری توی یه بخش خصوصی
‫دنبال کار بگردی

170
00:10:48,693 --> 00:10:51,495
‫یعنی وظیفه اخلاقی ما حکم نمی‌کنه
‫که یه چیزی بگیم؟

171
00:10:51,529 --> 00:10:54,565
‫وظیفه ما اینه که
‫جلوی حمله بعدی به آمریکا رو بگیریم

172
00:10:54,600 --> 00:10:57,502
‫که اگه روی این موضوع پافشاری کنی
‫نمی‌تونی بخشی از اون مأموریت باشی

173
00:10:58,704 --> 00:11:00,672
‫برات اتفاق نیفتاده که فکر کنی حتی
‫خیلی کم شاید احتمال داشته باشه

174
00:11:00,707 --> 00:11:03,342
‫که بتونیم «برودی» رو توی یه محیط
‫با استرس خیلی بالا

175
00:11:03,376 --> 00:11:06,212
‫مشاهده کنیم درحالی‌که
‫می‌تونیم اون رو کنترل کنیم

176
00:11:06,246 --> 00:11:08,514
‫«چرا ، برام اتفاق افتاده «سائول

177
00:11:08,548 --> 00:11:10,216
‫برای تو اتفاق افتاده که فکر کنی

178
00:11:10,250 --> 00:11:11,850
‫اگه کارمون رو بکنیم و از زیر
‫زبون «افضل حمید» حرف بکشیم

179
00:11:11,885 --> 00:11:13,319
‫اون شاید بیخیال همه طرح و نقشه‌ها بشه

180
00:11:13,353 --> 00:11:14,986
‫هیمنطور بیخیال گروهبان «برودی»؟

181
00:11:15,021 --> 00:11:16,655
‫«خب ، این شاید بزرگیه «سائول

182
00:11:16,689 --> 00:11:18,990
‫داری قالیچه من رو داغون می‌کنی

183
00:11:19,025 --> 00:11:23,394
‫یا «دیوید اِستیس» شرایط رو
‫«تعیین می‌کنه یا ما «کری

184
00:11:23,428 --> 00:11:25,296
‫خودت انتخاب کن

185
00:11:49,456 --> 00:11:51,690
‫این نمی‌تونه خوب باشه

186
00:11:51,724 --> 00:11:53,758
‫جس» بهم گفت که اینجا پیدات می‌کنم»

187
00:11:53,792 --> 00:11:55,493
‫موقعیت اضطراریه

188
00:11:59,898 --> 00:12:01,532
‫لنگلی» می‌خواد ببینت‌ـت»

189
00:12:02,735 --> 00:12:04,902
‫لنگلی»؟»

190
00:12:04,937 --> 00:12:06,437
‫پس بهتره که کونت رو هم بکشی

191
00:12:06,471 --> 00:12:08,872
‫برین . دوش بگیر ریشات رو بزن
‫تا ۴۰ دقیقه دیگه هم حاضر باش

192
00:12:08,906 --> 00:12:10,441
‫که میان دنبالت

193
00:12:11,643 --> 00:12:13,477
‫چی می‌خوان؟

194
00:12:13,511 --> 00:12:16,380
‫چیزی نگفتن
‫همه چیز طبقه‌بندی شده

195
00:12:16,414 --> 00:12:18,949
‫نمی‌شد بهم زنگ بزنی؟

196
00:12:18,983 --> 00:12:20,717
‫گفتن بهت زنگ نزنم

197
00:12:20,752 --> 00:12:22,319
‫از خط تلفن‌های باز نباید تماس می‌گرفتم

198
00:12:22,353 --> 00:12:25,355
‫- خدای من
‫- آره . قضیه جدیه

199
00:12:27,090 --> 00:12:28,791
‫الان رفته بودی جلوی در خونه‌ام؟

200
00:12:28,826 --> 00:12:31,060
‫فکر کردم نباید دیگه
‫دور و بر «جسیکا» بپلکم

201
00:12:31,094 --> 00:12:32,161
‫درست فکر کردی

202
00:12:36,099 --> 00:12:40,570
‫همین؟ نمی‌تونی چیز دیگه‌ای بهم بگی؟

203
00:12:40,604 --> 00:12:42,605
‫«این تنها چیزیه که فعلاً میدونم «برودی

204
00:12:42,639 --> 00:12:44,540
‫اگه چیز دیگه‌ای میدونستم
‫بهت می‌گفتم

205
00:12:47,211 --> 00:12:49,345
‫آره

206
00:12:52,816 --> 00:12:55,652
‫مایک» چی می‌خواست؟»

207
00:12:58,189 --> 00:13:01,357
‫می‌خواد من رو ببینه CIA

208
00:13:01,392 --> 00:13:02,826
‫در مورد چی؟

209
00:13:04,061 --> 00:13:05,695
‫نمیدونم

210
00:13:11,336 --> 00:13:13,070
‫میرم یه دوش بگیرم

211
00:13:14,405 --> 00:13:15,705
‫هر لحظه ممکنه برسن

212
00:13:15,740 --> 00:13:18,175
‫هی ، حال‌ـت خوبه؟

213
00:13:18,209 --> 00:13:19,943
‫میدونی چیه «جس»؟
‫نمی‌تونی هر ۲ دقیقه یک‌بار

214
00:13:19,977 --> 00:13:22,612
‫دیگه این سوال رو ازم نپرسی؟
‫من خوبم

215
00:13:22,647 --> 00:13:25,115
‫باشه . باشه

216
00:13:25,149 --> 00:13:27,150
‫ببخشید

217
00:13:27,184 --> 00:13:28,651
‫نمی‌خواستم

218
00:13:28,685 --> 00:13:30,620
‫نه . درست میگی . می‌فهمم

219
00:13:30,654 --> 00:13:32,188
‫هی بابا

220
00:13:32,222 --> 00:13:34,156
‫مامان گفت فردا می‌خوای
‫بیای مسابقه کاراته من رو ببینی

221
00:13:34,190 --> 00:13:36,524
‫- مامان گفت؟
‫- اون داره کمربند آبی می‌گیره

222
00:13:36,559 --> 00:13:38,293
‫اگه قبول بشم

223
00:13:38,327 --> 00:13:39,794
‫پس میشه بیای؟

224
00:13:39,829 --> 00:13:42,530
‫حتماً . دنیا رو هم بهم بدن
‫این مسابقه رو از دست نمیدم

225
00:14:29,882 --> 00:14:32,685
‫شمال...پس پیش «لنگلی» نمیریم

226
00:14:34,988 --> 00:14:36,923
‫نمی‌خواین برام چشم‌بندی چیزی بذارین؟

227
00:14:36,957 --> 00:14:38,925
‫ما بهت اعتماد داریم

228
00:14:38,959 --> 00:14:40,927
‫قربان ، ۵ دقیقه دیگه میرسیم

229
00:14:40,962 --> 00:14:42,829
‫دریافت شد

230
00:15:25,807 --> 00:15:27,775
‫اِستیس» ، ما حاضریم . ما آنلاین هستیم»

231
00:15:34,215 --> 00:15:37,684
‫گروهبان «برودی» ، «کری متیسون» هستم

232
00:15:37,719 --> 00:15:40,887
‫ما چند هفته پیش
‫توی بازپرسی همدیگه رو دیدیم

233
00:15:44,892 --> 00:15:47,493
‫بله . خیلی خوشحالم که می‌بینم‌تون

234
00:15:47,528 --> 00:15:48,895
‫ممنون که تشریف آوردین

235
00:15:50,464 --> 00:15:53,067
‫بازگشت‌تون به خونواده چطوره؟

236
00:15:55,637 --> 00:15:57,104
‫آره

237
00:15:57,138 --> 00:16:02,461
‫می‌تونم چیزی براتون بیارم؟
‫قهوه‌ای ، سودا یا آب قبل از اینکه شروع کنیم؟

238
00:16:02,486 --> 00:16:04,737
‫چی رو شروع کنیم؟

239
00:16:06,416 --> 00:16:08,517
‫بفرمایید بشینید

240
00:16:27,402 --> 00:16:29,002
‫این مرد رو می‌شناسین؟

241
00:16:35,176 --> 00:16:37,878
‫حرومزاده لعنتی

242
00:17:00,137 --> 00:17:02,372
‫آره . می‌شناسمش

243
00:17:03,641 --> 00:17:06,042
‫اون نگهبان من بود

244
00:17:06,077 --> 00:17:08,277
‫شناسایی بصری تأیید شد

245
00:17:08,312 --> 00:17:10,113
‫اسمش رو یادته؟

246
00:17:11,281 --> 00:17:13,282
‫"بهش می‌گفتن "اَفی

247
00:17:13,316 --> 00:17:16,084
‫اسم کاملش "افضل حمید"‌ـه

248
00:17:16,119 --> 00:17:17,786
‫اون تنها بازمانده حمله به اون

249
00:17:17,820 --> 00:17:19,254
‫خونه امنی بود که
‫شما ازش نجات پیدا کردین

250
00:17:47,818 --> 00:17:49,552
‫اون کیه؟

251
00:17:49,587 --> 00:17:50,853
‫همکارمه

252
00:18:44,137 --> 00:18:45,604
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

253
00:18:45,638 --> 00:18:48,540
‫منتظره که ببینه اول
‫حمید» چیزی میگه یا نه»

254
00:18:48,575 --> 00:18:51,177
‫این اولین مراحل یه بازجوییه

255
00:18:51,212 --> 00:18:52,679
‫نه دقیقاً

256
00:18:52,714 --> 00:18:54,314
‫سازمان اطلاعات پاکستان
‫۳روز اون رو نگه داشت

257
00:18:54,348 --> 00:18:55,549
‫تا به ما تحویلش بده

258
00:18:55,583 --> 00:18:57,551
‫حرف زده؟

259
00:18:57,586 --> 00:18:59,954
‫متأسفانه نمی‌تونم بهتون بگم

260
00:18:59,989 --> 00:19:01,523
‫در حقیقت نمی‌تونم هیچ جزئیاتی از
‫عملیات رو

261
00:19:01,557 --> 00:19:03,525
‫- در اختیارتون بذارم
‫- پس واسه چی من رو آوردین اینجا؟

262
00:19:03,559 --> 00:19:05,027
‫به ۲تا دلیل : اول اینکه هویت

263
00:19:05,061 --> 00:19:07,396
‫اون رو تأیید کنین
‫کاری که همین الان انجام دادین

264
00:19:07,430 --> 00:19:10,966
‫دوم اینکه اطلاعاتی رو به ما بدین تا
‫بتونیم برای حرف کشیدن ازش استفاده کنیم

265
00:19:11,000 --> 00:19:12,968
‫که ثابت کنیم کنترل کامل رو در دست داریم

266
00:19:13,002 --> 00:19:15,136
‫تا قدرت مطلق‌مون رو نشون بدیم

267
00:19:15,171 --> 00:19:17,138
‫مشکلی که ندارین؟

268
00:19:17,173 --> 00:19:18,640
‫نه . فکر نکنم

269
00:19:18,674 --> 00:19:20,341
‫باشه . خوبه

270
00:19:21,443 --> 00:19:22,977
‫واسه شروع آماده‌این؟

271
00:19:23,012 --> 00:19:24,545
‫یه سوال

272
00:19:24,580 --> 00:19:25,880
‫بفرمایید

273
00:19:26,949 --> 00:19:28,583
‫اون شکنجه میشه؟

274
00:19:29,752 --> 00:19:31,919
‫ما این‌کار رو اینجا انجام نمیدیم

275
00:19:31,954 --> 00:19:34,755
‫فکر می‌کنین اون در مورد چه چیزهایی میدونه؟

276
00:19:34,790 --> 00:19:36,491
‫همونطور که گفتم نمی‌تونم...

277
00:19:36,525 --> 00:19:38,526
‫جزئیات عملیات رو برملا کنین . فهمیدم

278
00:19:40,396 --> 00:19:42,431
‫باشه . من حاضرم

279
00:19:44,701 --> 00:19:46,703
‫می‌تونین این رو بذارین گوش‌تون لطفاً

280
00:19:49,107 --> 00:19:51,341
‫۱بار به میکروفون ضربه بزنین
‫تا همکارم بفهمه که ما حاضریم

281
00:19:57,282 --> 00:20:01,852
‫انگلیسی بلدی؟ خواهش می‌کنم

282
00:20:01,886 --> 00:20:04,521
‫بلده؟ هیچ‌وقت باهات
‫انگلیسی حرف نزد؟

283
00:20:06,057 --> 00:20:08,025
‫همه‌شون یه‌کم انگلیسی بلدن

284
00:20:08,059 --> 00:20:10,694
‫این از طرف دوستام توی «گوانتانامو»‌ـه

285
00:20:13,065 --> 00:20:14,899
‫میدونیم که انگلیسی بلدی

286
00:20:15,968 --> 00:20:19,905
‫به همین منظور من سوالام رو
‫به انگلیسی مطرح می‌کنم

287
00:20:19,939 --> 00:20:21,907
‫تو مرد مذهبی هستی؟

288
00:20:29,850 --> 00:20:31,483
‫خب ، این قسمت باید

289
00:20:31,518 --> 00:20:33,285
‫یه‌کم سریع‌تر پیش بره
‫مشکلی که نداری؟

290
00:20:33,319 --> 00:20:36,054
‫همه‌شون نماز می‌خوندن
‫کاملاً دین‌دار هستن

291
00:20:36,088 --> 00:20:39,157
‫معلومه که هستی

292
00:20:40,926 --> 00:20:42,594
‫این سرباز...

293
00:20:42,628 --> 00:20:44,562
‫زندانی تو بود

294
00:20:47,098 --> 00:20:48,966
‫اولین‌بار کِی دیدیش؟

295
00:20:49,000 --> 00:20:50,300
‫«دمشق»

296
00:20:50,335 --> 00:20:51,735
‫میدونیم که تا قبل از

297
00:20:51,769 --> 00:20:53,237
‫دمشق» اون رو ندیده بودی»
‫درست همون زمانی که

298
00:20:53,271 --> 00:20:54,705
‫بازجویی‌ها شروع شد . درسته؟

299
00:20:56,441 --> 00:20:59,810
‫و تو هم بخشی از اون
‫بازجویی‌ها بودی . نبودی؟

300
00:20:59,845 --> 00:21:01,111
‫چرا ، بود

301
00:21:01,145 --> 00:21:04,381
‫برای چه مدت گروهبان
‫برودی» تحت بازجویی بود؟»

302
00:21:05,983 --> 00:21:10,120
‫روزها؟ ماه‌ها؟

303
00:21:10,155 --> 00:21:11,255
‫سال‌ها

304
00:21:11,289 --> 00:21:13,156
‫سال‌ها طول کشید

305
00:21:13,191 --> 00:21:14,391
‫درسته؟

306
00:21:16,694 --> 00:21:19,563
‫تو با گروهبان «برودی» چی‌کار کردی «افضل»؟

307
00:21:22,467 --> 00:21:24,468
‫اگه جزئیاتی داشته باشین
‫که بتونیم ازش استفاده کنیم...

308
00:21:26,004 --> 00:21:28,004
‫من رو با چوبی که سیم خاردار
‫دورش پیچیده بود کتک میزد

309
00:21:28,039 --> 00:21:29,305
‫و روی من می‌شاشید

310
00:21:29,340 --> 00:21:33,643
‫تو اون رو با یه
‫سیم خاردار کتک میزدی

311
00:21:33,677 --> 00:21:36,645
‫و روی اون ادرار می‌کردی

312
00:21:38,815 --> 00:21:41,651
‫پس تو هم یه مرد مذهبی هستی
‫هم یه شکنجه‌گر

313
00:21:41,685 --> 00:21:44,087
‫تو چی هستی؟ یه کاتولیک؟

314
00:21:49,560 --> 00:21:52,128
‫فکر می‌کنی هنوز زن و بچه‌ـت زنده هستن؟

315
00:21:54,031 --> 00:21:55,398
‫ایناهاش . می‌بینی؟

316
00:21:55,432 --> 00:21:57,033
‫این دقیقاً همون چیزیه که دنبالشیم

317
00:21:57,067 --> 00:21:58,634
‫اون متقاعد شده که ما خودمون

318
00:21:58,668 --> 00:22:00,536
‫جواب سوالامون رو میدونیم
‫حالا فکر می‌کنه که

319
00:22:00,570 --> 00:22:03,838
‫ما میدونیم خونداده‌ـش زنده‌ست یا نه
‫اطلاعاتی که اون می‌خواد

320
00:22:03,873 --> 00:22:05,540
‫بیا برگردیم به عقب . باشه؟

321
00:22:05,574 --> 00:22:09,477
‫۵روز پیش خیلی راحت و امن
‫یه جایی توی اسلام‌آباد مخفی شده بودی

322
00:22:09,511 --> 00:22:11,480
‫یا حداقل اینطور فکر می‌کردی

323
00:22:11,514 --> 00:22:14,816
‫مظورم اینه که چه دلیل دیگه‌ای وجود داشت که
‫خونواده‌ـت رو هم پیش خودت نگه داشته بودی؟

324
00:22:14,851 --> 00:22:18,820
‫بعد یه‌دفعه توی اون شب مرگبار بدون
‫هیچ رد و نشونه‌ای ناپدید میشی

325
00:22:18,855 --> 00:22:22,858
‫فقط زن و بچه بیچارت نیستن
‫که نمیدونن تو کجایی

326
00:22:22,892 --> 00:22:26,963
‫یه مرد بخصوص هم
‫کم‌کم داره نگرانت میشه

327
00:22:28,599 --> 00:22:30,567
‫«ابونظیر»

328
00:22:31,902 --> 00:22:34,271
‫کسی که همه‌مون میدونیم

329
00:22:34,305 --> 00:22:36,573
‫تروریسم اسلامی شما
‫بهش وابسته نیست تا

330
00:22:36,608 --> 00:22:38,009
‫تمدن غربی رو نابود کنه

331
00:22:38,043 --> 00:22:40,078
‫نه . این مرد یه سبک بخصوص داره

332
00:22:40,112 --> 00:22:41,513
‫یه‌جور...

333
00:22:42,748 --> 00:22:44,883
‫هنرمندی خاصی داره

334
00:22:44,917 --> 00:22:49,387
‫بیا برای مثال پرونده
‫یاسر اکرم" رو پیش بکشیم"

335
00:22:49,422 --> 00:22:52,256
‫کسی که به‌وسیله دوستان انگلیسی‌مون
‫در آگوست ۲۰۰۶

336
00:22:52,290 --> 00:22:55,059
‫در ویلایی در لبنان دستگیر شد

337
00:22:55,093 --> 00:22:58,395
‫بعد از چند روز از دستگیریش
‫تنها برادرش

338
00:22:58,429 --> 00:23:00,563
‫یه مرد خوب و مقدس

339
00:23:00,598 --> 00:23:02,632
‫توی یه ماشین بمب‌گذاری‌شده
‫کشته میشه

340
00:23:02,666 --> 00:23:05,768
‫پلیس یمن مجبور بود
‫باقیمانده جسد اون رو

341
00:23:05,802 --> 00:23:08,438
‫توی یه کیسه پلاستیک کوچیک
‫به دوبی بفرسته تا

342
00:23:08,472 --> 00:23:09,772
‫فقط اون رو شناسایی کنن

343
00:23:09,807 --> 00:23:13,777
‫نمی‌خوام بگم چه کارهایی با

344
00:23:13,811 --> 00:23:18,382
‫پدر و مادر بیچارش ، همسرانش

345
00:23:18,417 --> 00:23:20,685
‫و بدتر از همه
‫با بچه‌هاش کردن

346
00:23:23,789 --> 00:23:25,957
‫«ما می‌تونیم از خونواده‌ـت محافظت کنیم «افضل

347
00:23:25,992 --> 00:23:27,759
‫حداکثر تا ۸ نفر

348
00:23:27,793 --> 00:23:30,963
‫ولی وقت زیادی نداریم
‫ابونظیر» آدم صبوری نیست»

349
00:23:30,997 --> 00:23:33,832
‫"می‌تونی بیای تو "جوئل

350
00:23:44,978 --> 00:23:49,681
‫هر وقت حاضر بودی که با ما حرف بزنی
‫اسم‌ها و آدرس‌هاشون رو بنویس

351
00:23:53,018 --> 00:23:56,354
‫اگه عاشق بچه‌هاتی
‫همونطور که من عاشق بچه‌هامم

352
00:23:56,388 --> 00:23:59,456
‫پس عجله کن

353
00:24:17,341 --> 00:24:18,942
‫حالا چی؟

354
00:24:18,976 --> 00:24:22,345
‫حالا صبر می‌کنیم تا اون
‫مداد رو برداره

355
00:24:22,380 --> 00:24:25,682
‫وقتی که بازجو گفت که می‌تونه
‫از خونواده‌ـش...

356
00:24:25,717 --> 00:24:29,286
‫ما تا الان زن و بچه‌هاش رو
‫از خطر دور کردیم

357
00:24:29,321 --> 00:24:32,156
‫دیگه می‌تونی بری خونه
‫ممنون از کمکت

358
00:24:32,191 --> 00:24:33,691
‫از اینجا به بعدش رو خودمون هستیم

359
00:24:33,726 --> 00:24:35,560
‫- بچه‌ها؟
‫- میشه فقط

360
00:24:35,595 --> 00:24:37,963
‫بذارین برم توی اون اتاق پیش‌ـش؟
‫فقط واسه چند دقیقه؟

361
00:24:37,997 --> 00:24:40,032
‫فقط می‌خوام توی چشمای
‫اون لاشخور نگاه کنم

362
00:24:40,066 --> 00:24:42,001
‫و بهش بفهمونم که ورق برگشته

363
00:24:42,035 --> 00:24:43,703
‫میدونی که نمی‌تونم همچین کاری بکنم

364
00:24:43,737 --> 00:24:45,805
‫کاش می‌تونستم ولی نمی‌تونم

365
00:24:45,840 --> 00:24:48,976
‫- می‌فهمی که ، نه؟
‫- البته

366
00:24:49,010 --> 00:24:50,744
‫ببین ، برو خونه
‫امروز رو فراموش کن

367
00:24:50,778 --> 00:24:54,681
‫همه اینا رو فراموش کن و البته
‫فکر می‌کنم نیازی نیست که بگم

368
00:24:54,715 --> 00:24:56,550
‫به کسی چیزی نگم

369
00:24:56,584 --> 00:24:59,853
‫ولی اگه حس کردی نیاز داری
‫که با یه نفر حرف بزنی

370
00:25:02,624 --> 00:25:03,858
‫هر وقتی که بود

371
00:25:03,892 --> 00:25:06,493
‫شبانه‌روز

372
00:25:06,527 --> 00:25:09,797
‫«خداحافظ گروهبان «برودی
‫امروز کمک بزرگی بهمون کردی

373
00:25:15,737 --> 00:25:17,205
‫کری»؟»

374
00:25:18,740 --> 00:25:19,840
‫هی

375
00:25:19,875 --> 00:25:21,876
‫کارِتون عالی بود
‫«هم تو و هم «سائول

376
00:25:21,910 --> 00:25:23,177
‫بهتر از این نمی‌شد

377
00:25:23,211 --> 00:25:24,378
‫«ممنون «دیوید

378
00:25:24,413 --> 00:25:25,780
‫هر وقت «حمید» حرکتی کرد بهم بگین

379
00:25:25,814 --> 00:25:26,881
‫حالا هر حرکتی که بود

380
00:25:26,915 --> 00:25:29,383
‫حتماً

381
00:25:30,652 --> 00:25:32,253
‫خب؟

382
00:25:32,287 --> 00:25:34,422
‫وقتی که عکس «ابونظیر» رو برملا کردی

383
00:25:34,456 --> 00:25:37,225
‫اون چند ثانیه نفس‌ـش بند اومد

384
00:25:37,259 --> 00:25:39,794
‫میدونم که داره یه چیزی رو
‫از ما قایم می‌کنه . میدونم

385
00:25:39,828 --> 00:25:41,729
‫لعنتی

386
00:25:41,763 --> 00:25:42,863
‫- چیه؟
‫- خب ، الان وقتیه که

387
00:25:42,898 --> 00:25:45,432
‫می‌تونستیم واقعاً از نظارتی که
‫توی خونه‌ـش داشتیم استفاده کنیم

388
00:25:45,467 --> 00:25:49,303
‫نرو اونجا «کری» . صبور باش

389
00:25:51,140 --> 00:25:53,575
‫خب ، من حواسم به این عوضی هست
‫«تو برو پیش «میرا

390
00:25:53,609 --> 00:25:55,777
‫اگه خبری شد بهت زنگ میزنم

391
00:25:55,811 --> 00:25:58,213
‫فقط تند نرو

392
00:26:05,690 --> 00:26:09,593
‫زودباش عوضی
‫اون مداد لعنتی رو بردار

393
00:26:14,799 --> 00:26:16,732
‫«برودی»

394
00:26:16,767 --> 00:26:18,801
‫ببخشید . نمی‌خواستم بترسونمت

395
00:26:18,836 --> 00:26:20,236
‫کجا بودی؟

396
00:26:21,504 --> 00:26:23,138
‫موهات رو کوتاه کردی

397
00:26:23,172 --> 00:26:25,740
‫نظرت چیه؟

398
00:26:25,774 --> 00:26:28,743
‫عالیه

399
00:26:28,777 --> 00:26:31,279
‫همیشه دوست داشتی موهام کوتاه باشه

400
00:26:31,313 --> 00:26:34,049
‫نه . دوستش دارم . جدی میگم

401
00:26:36,352 --> 00:26:39,454
‫با رفتن به اون گروه حمایتی
‫برام یه کاری کردی

402
00:26:39,489 --> 00:26:41,690
‫که فکر کردم منم یه کاری برات بکنم

403
00:26:43,193 --> 00:26:45,127
‫چای؟

404
00:26:46,162 --> 00:26:47,930
‫مرسی

405
00:26:50,467 --> 00:26:52,201
‫این بیرون چی‌کار می‌کنی؟

406
00:26:52,235 --> 00:26:54,269
‫هیچی . فقط دارم از سکوت لذت می‌برم

407
00:26:54,304 --> 00:26:55,871
‫روز سختی داشتی؟

408
00:26:57,473 --> 00:27:00,275
‫راستی قضیه چی بود؟

409
00:27:00,310 --> 00:27:03,112
‫«خیلی نباید در موردش صحبت کنم «جس

410
00:27:03,146 --> 00:27:05,447
‫- حتی یه ذره؟
‫- نمی‌تونم

411
00:27:05,482 --> 00:27:07,049
‫ببخشید

412
00:27:20,029 --> 00:27:22,631
‫- چای چطوره؟
‫- خوبه

413
00:27:22,665 --> 00:27:24,966
‫"یولکشایر طلایی"
‫همونی که دوست داری

414
00:27:25,000 --> 00:27:28,537
‫عالیه . ممنون

415
00:30:17,272 --> 00:30:20,675
‫سائول» ، انگار داره آماده میشه»

416
00:30:22,512 --> 00:30:25,814
‫۸تا اسم
‫«۴تا توی اسلام‌آباد ، ۳تا توی «لاهور

417
00:30:25,849 --> 00:30:27,249
‫«یکی توی «لارکانو

418
00:30:27,284 --> 00:30:29,818
‫یه‌کم کار می‌بره

419
00:30:29,853 --> 00:30:33,855
‫اول باید وفاداریت به ما ثابت بشه
‫می‌فهمی این یعنی چی؟

420
00:30:36,458 --> 00:30:39,226
‫من هیچی نمیدونم

421
00:30:39,260 --> 00:30:41,412
‫خودتون میدونین که نمیدونم

422
00:30:41,437 --> 00:30:46,566
‫طرز عملکرد ما همینجوریه
‫دقیقاً به‌خاطر همین دلایل

423
00:30:46,600 --> 00:30:48,702
‫با خونواده‌ـت خداحافظی کن

424
00:31:18,300 --> 00:31:20,601
‫یه آدرس ایمیل توی پاکستان

425
00:31:20,635 --> 00:31:23,236
‫ایمیل کیه؟

426
00:31:23,271 --> 00:31:28,241
‫نمیدونم . قسم می‌خورم

427
00:31:30,277 --> 00:31:32,145
‫حالا تو قول بده

428
00:31:32,180 --> 00:31:35,883
‫خونواده‌ام ، بچه‌هام

429
00:31:35,917 --> 00:31:37,752
‫به این آدرس ایمیل چی فرستادی؟

430
00:31:37,786 --> 00:31:42,124
‫ایمیل‌هایی که برام فرستاده می‌شد
‫رو به این ایمیل ارسال می‌کردم

431
00:31:42,158 --> 00:31:43,726
‫از طرف کی؟

432
00:31:52,803 --> 00:31:56,573
‫موقعیت منطقه‌ای که گروهبان «برودی» رو
‫نگه داشته بودین

433
00:31:56,607 --> 00:31:59,008
‫- از عمد فاش شد تا ما اون رو پیدا کنیم؟
‫- «کری» ، «کری»

434
00:31:59,043 --> 00:32:02,012
‫ابونظیر» هیچ‌وقت گروهبان «برودی» رو دید؟»

435
00:32:03,447 --> 00:32:08,550
‫اول خونواده‌ام
‫بعدش حرف میزنیم

436
00:32:12,522 --> 00:32:15,091
‫برمیگردیم

437
00:32:36,214 --> 00:32:37,314
‫بیا تو

438
00:32:37,348 --> 00:32:38,949
‫ممنون که خواستین من رو ببینین قربان

439
00:32:38,983 --> 00:32:41,351
‫میدونی ، وقتی که گفتم در دفتر
‫من به روی همه بازـه

440
00:32:41,385 --> 00:32:42,819
‫گروهبان «برودی» ، جدی گفتم

441
00:32:42,854 --> 00:32:44,321
‫خوب موقعی اومدی
‫به‌نظر میاد که

442
00:32:44,355 --> 00:32:47,457
‫دوست‌مون توی خونه‌ی امن داره
‫آماده میشه تا یه کارهایی بکنه

443
00:32:47,492 --> 00:32:48,792
‫دوست من نیست قربان

444
00:32:48,826 --> 00:32:50,527
‫نه ، نه . معلومه که نیست

445
00:32:50,561 --> 00:32:52,996
‫چه کاری می‌تونم برات بکنم گروهبان؟

446
00:32:54,565 --> 00:32:59,002
‫من میدونم که یه لحظه با
‫شکنجه‌گرـم روبرو شدم قربان

447
00:33:01,039 --> 00:33:04,007
‫آره . شنیدم

448
00:33:04,042 --> 00:33:06,376
‫و باید بهت بگم که
‫کری» درست می‌گفت»

449
00:33:06,410 --> 00:33:07,811
‫اون مجوز این رو نداره که

450
00:33:07,845 --> 00:33:09,979
‫- به شما اجازه بده «حمید» رو ببینین
‫- شما دارین؟

451
00:33:10,014 --> 00:33:12,081
‫همونقدر که علاقمندم...

452
00:33:12,115 --> 00:33:13,515
‫قربان ، میشه همینجا
‫حرف‌تون رو قطع کنم

453
00:33:13,550 --> 00:33:14,917
‫و این دردسر رو به جون بخرم؟

454
00:33:14,951 --> 00:33:16,752
‫خواهش می‌کنم

455
00:33:16,786 --> 00:33:20,688
‫هیچ‌کس به نگرانی‌های عملیاتی
‫شما بیشتر از من اهمیت نمیده

456
00:33:20,723 --> 00:33:25,359
‫من نیومدم اینجا تا بگم می‌تونم «حمید» رو
‫زودتر از آدمای حرفه‌ای شما به حرف بیارم

457
00:33:25,393 --> 00:33:27,895
‫ولی دیروز دقیقاً همون کاری رو کردم

458
00:33:27,929 --> 00:33:31,532
‫که ازم خواسته شده بود
‫خیلی سخت بود که یه گوشه بشینم

459
00:33:31,566 --> 00:33:33,100
‫و بقیه رو ببینم که دارن دور اون میرقصن

460
00:33:33,134 --> 00:33:35,103
‫اونم بعد از همه کارهایی که
‫توی اون ۸ سال با من کرد

461
00:33:37,206 --> 00:33:40,909
‫حالا دارین به من میگین
‫که حاضر شده که حرف بزنه

462
00:33:42,445 --> 00:33:44,013
‫فکر می‌کنم این یعنی من
‫این حق رو بدست آوردم

463
00:33:44,047 --> 00:33:46,215
‫که حداقل توی چشماش نگاه کنم
‫و بهش بگم

464
00:33:46,250 --> 00:33:48,418
‫که اون من رو شکست نداده
‫اون نمی‌تونه پیروز...

465
00:33:48,452 --> 00:33:50,053
‫- «گروهبان «برودی
‫- قربان ، هنوز حرفم تموم نشده

466
00:33:50,087 --> 00:33:51,554
‫اگه اجازه بدین

467
00:33:51,589 --> 00:33:54,023
‫این واقعاً برام مهمه

468
00:33:56,793 --> 00:34:00,629
‫من باید در کنار
‫همسرم و بچه‌هام باشم

469
00:34:00,663 --> 00:34:03,298
‫و باید توانایی کامل
‫فیزیکی و روحی این رو داشته باشم

470
00:34:03,332 --> 00:34:05,900
‫که وظایفم به عنوان یک تفنگدار
‫و یک مرد رو به نحو احسنت انجام بدم

471
00:34:05,934 --> 00:34:12,164
‫ولی اول باید درِ این
‫فصل از زندگیم رو ببندم

472
00:34:14,176 --> 00:34:15,777
‫این تنها چیزیه که می‌خوام قربان

473
00:34:18,948 --> 00:34:21,916
‫لطفاً این موقعیت رو از من نگیرین

474
00:34:21,950 --> 00:34:25,320
‫فقط به‌خاطر خودم
‫اگه هیچ ارزش دیگه‌ای نداره

475
00:34:31,528 --> 00:34:33,629
‫گروهبان ، ممکنه...

476
00:34:33,663 --> 00:34:35,664
‫ممکنه یه لحظه بیرون منتظر بمونین؟

477
00:34:48,779 --> 00:34:50,747
‫لورین" ، دایره کاراگاهی رو برام می‌گیری؟"

478
00:34:50,781 --> 00:34:52,782
‫بله قربان . همین الان

479
00:35:09,298 --> 00:35:10,298
‫بیاین...

480
00:35:15,205 --> 00:35:18,308
‫بیاین بریم اون فصل رو ببندیم گروهبان

481
00:35:25,517 --> 00:35:27,853
‫ما یه امیلی مجازی به اون آدرسی
‫که «حمید» بهتون داد فرستادیم

482
00:35:27,887 --> 00:35:29,455
‫هر کی که هست راستش هیچ‌وقت

483
00:35:29,489 --> 00:35:31,856
‫ایمیل رو دریافت نمی‌کنه
‫یا نمی‌فهمه که ایمیلی براش ارسال شده

484
00:35:31,891 --> 00:35:34,126
‫تا الان پرتاب شده به سمت
‫«یه سِروِر توی «ریودوژانیرو

485
00:35:34,160 --> 00:35:35,394
‫جایی که اون ایمیل

486
00:35:35,428 --> 00:35:37,530
‫از یه پروتکل فیلترینگ
‫پنهان‌سازی رد میشه

487
00:35:37,564 --> 00:35:39,732
‫«بعد رفته به «ژوهانسبورگ
‫و این قضیه تکرار شده

488
00:35:39,766 --> 00:35:42,734
‫بعد به تایلند ، بعد فنلاند و حالا

489
00:35:42,769 --> 00:35:44,737
‫که نزدیک ۱ ساعت گذشته
‫حدس میزنم که...

490
00:35:48,736 --> 00:35:51,376
‫«فکر کنم یه شام به من بدهکاری «کری

491
00:35:51,410 --> 00:35:53,378
‫شاید حتی یه سکس

492
00:35:53,412 --> 00:35:55,679
‫دهنت رو گاییدم

493
00:35:55,714 --> 00:35:57,181
‫حالا دیگه در این حدم نیست

494
00:35:57,215 --> 00:35:58,916
‫خدای من

495
00:36:04,355 --> 00:36:06,756
‫نفر ۱۴ـم آدرس ایمیلی رو
‫بهمون داد که ردش رو گرفتیم

496
00:36:06,790 --> 00:36:09,025
‫و رسیدیم به مرکز مهندسی
‫"دانشگاه "برایدِن

497
00:36:09,059 --> 00:36:10,893
‫فیصل»؟ شوخی می‌کنی؟»

498
00:36:10,927 --> 00:36:12,395
‫همون پروفسوری که دنبالش کردیم
‫ولی چیزی ازش گیر نیاوردیم؟

499
00:36:12,429 --> 00:36:14,430
‫درسته . همه هر کاری
‫که می‌کنن رو متوقف کنن

500
00:36:14,464 --> 00:36:18,735
‫تنها کاری که الان باید بکنین
‫«پیدا کردن این مردـه : «رکیم فیصل

501
00:36:36,054 --> 00:36:39,623
‫فیصل» امروز اصلاً دانشگاه نرفته»
‫خونه هم نیست

502
00:36:39,658 --> 00:36:40,958
‫کدوم آدرس خونه رو براش ثبت کردین؟

503
00:36:40,992 --> 00:36:42,593
‫"یه آپارتمان توی میدون "تراکستون

504
00:36:50,935 --> 00:36:54,438
‫ویرجیل" ، باید توی دانشگاه"
‫برایدِن» برام دنبال یه چیزی بگردی»

505
00:36:54,472 --> 00:36:56,173
‫آره . امروز و همین الان

506
00:37:25,172 --> 00:37:28,975
‫تو من رو کتک زدی

507
00:37:29,010 --> 00:37:31,111
‫تو من رو تحقیر کردی

508
00:37:31,145 --> 00:37:34,380
‫دوستم رو کشتی

509
00:37:36,216 --> 00:37:38,484
‫ولی من رو نشکوندی

510
00:37:38,518 --> 00:37:44,155
‫باید همون وقتی که فرصتش
‫رو داشتی من رو هم می‌کشتی

511
00:37:44,190 --> 00:37:46,758
‫ولی الان اینجاییم دیگه

512
00:37:49,294 --> 00:37:53,865
‫من یه گروهبان توی لشکر تفنگداران
‫ایالات متحدم لاشی

513
00:37:53,899 --> 00:37:55,934
‫فکر می‌کنی آخرش چجوری تموم میشه؟

514
00:38:02,876 --> 00:38:04,511
‫هی ، بیخیال

515
00:38:11,152 --> 00:38:14,521
‫آروم باش . آروم باش

516
00:38:23,999 --> 00:38:27,068
‫ممنون قربان . خیلی برام ارزش داشت

517
00:38:35,511 --> 00:38:37,146
‫حقیقت اینه که

518
00:38:37,180 --> 00:38:40,816
‫این روشن‌فکرها یا فلانی‌ها ممکنه باهوش‌تر
‫از همه مایی که اینجا هستیم باشن

519
00:38:40,850 --> 00:38:42,317
‫ولی چیزی که من توی این سال‌ها یاد گرفتم

520
00:38:42,352 --> 00:38:44,219
‫وقتی موضوع امنیت در
‫محیط کار پیش میاد

521
00:38:44,254 --> 00:38:47,089
‫تخطی‌ها و تخلف‌هایی که من
‫به عمرم دیدم رو نمی‌تونین باور کنین

522
00:38:47,123 --> 00:38:51,393
‫«نمیشه هر وقت دکتر «فیصل
‫اینجا بودن برگردین؟

523
00:38:51,427 --> 00:38:53,828
‫من احساس راحتی نمی‌کنم
‫که وقتی ایشون خودشون حضور ندارن

524
00:38:53,863 --> 00:38:54,863
‫اجازه بدم بقیه وارد دفترشون بشن

525
00:38:54,897 --> 00:38:56,698
‫متوجه‌ایم خانم

526
00:39:02,405 --> 00:39:06,008
‫ببینید ، اگه به چیزی خسارت زدیم

527
00:39:06,042 --> 00:39:08,710
‫می‌تونم چک بکشم
‫و پولش رو تقدیم‌تون کنم

528
00:39:08,744 --> 00:39:12,781
‫شاید بتونیم توی ۲-۱تا از
‫این تخلف‌ها کمک‌تون کنیم

529
00:39:12,815 --> 00:39:14,548
‫ببخشید؟

530
00:39:14,583 --> 00:39:16,217
‫دارین به من پیشنهاد...

531
00:39:16,252 --> 00:39:17,852
‫نه . اینطور نیست
‫اونم جلوی چشم من

532
00:39:17,886 --> 00:39:19,253
‫فقط چکش رو بکش احمق

533
00:39:21,456 --> 00:39:24,625
‫بله . ما چندتا تخلف احتمالی
‫اینجا داریم که باید گزارش بدیم

534
00:39:24,659 --> 00:39:26,393
‫فکر کنم باید دکتر «فیصل» باشه

535
00:39:26,428 --> 00:39:27,561
‫الو؟

536
00:39:27,596 --> 00:39:28,862
‫میدونی این آدرس کجاست؟

537
00:39:28,897 --> 00:39:30,130
‫الو؟

538
00:39:30,165 --> 00:39:31,331
‫درست کنار اون فرودگاه کوفتی

539
00:39:36,437 --> 00:39:38,905
‫هی

540
00:39:40,774 --> 00:39:42,441
‫کمربند جدیدش رو می‌بینی؟

541
00:39:43,677 --> 00:39:46,778
‫آره.  آبی

542
00:39:46,813 --> 00:39:47,746
‫فوق‌العاده‌ست

543
00:39:47,780 --> 00:39:49,781
‫ببخشید که نتونستم اونجا باشم

544
00:39:49,816 --> 00:39:52,418
‫کاش که اونجا بودم پسرم
‫توی یه جلسه کاری گیر افتادم

545
00:39:52,452 --> 00:39:55,655
‫اشکالی نداره . «مایک» من رو برد

546
00:39:55,689 --> 00:39:57,223
‫آره . فهمیدم

547
00:39:57,258 --> 00:39:58,758
‫- بستنی؟
‫- نه . من خوبم . مرسی

548
00:39:58,793 --> 00:40:00,794
‫یه‌کم بخور . داریم جشن می‌گیریم

549
00:40:06,668 --> 00:40:09,404
‫به‌هرحال باید راه بیفتم

550
00:40:09,438 --> 00:40:12,940
‫مامانت از عمو «مایک» خواست
‫که تو ببره به کاراته؟

551
00:40:12,975 --> 00:40:14,609
‫مسئله مهمی نیست

552
00:40:14,643 --> 00:40:17,945
‫من ۳ ساله که اون رو
‫واسه مسابقات می‌برم

553
00:40:17,979 --> 00:40:19,146
‫۴سال

554
00:40:19,180 --> 00:40:20,614
‫از ۸ سالگی شروع کردم

555
00:40:20,648 --> 00:40:22,149
‫درسته . حالا خودت رو نگاه کن

556
00:40:22,183 --> 00:40:23,150
‫یه کمربند آبی

557
00:40:23,184 --> 00:40:24,751
‫واقعاً عالیه ، نه؟

558
00:40:24,786 --> 00:40:25,853
‫درسته «برودی»؟

559
00:40:25,887 --> 00:40:27,921
‫کاملاً موافقم

560
00:40:33,627 --> 00:40:35,295
‫چه جلسه‌ای بود؟

561
00:40:35,329 --> 00:40:36,996
‫نمی‌تونم در موردش صحبت کنم

562
00:40:39,567 --> 00:40:41,901
‫پسرت امروز ترکوند
‫باید بهش افتخار کنی

563
00:40:44,038 --> 00:40:47,006
‫نگفتی که داری میری «مایک»؟

564
00:40:49,210 --> 00:40:50,510
‫بعداً می‌بینمت رفیق . باشه؟

565
00:40:50,545 --> 00:40:51,912
‫خدافظ

566
00:41:00,156 --> 00:41:01,489
‫نم پس ندادی؟

567
00:41:03,993 --> 00:41:06,361
‫سه‌شنبه هفته پیش ما رو
‫درست از جلوی این خونه رد کرد

568
00:41:06,396 --> 00:41:08,329
‫که احتمالاً یعنی میدونسته
‫که داریم تعقیبش می‌کنیم

569
00:41:08,364 --> 00:41:09,664
‫بایدم همین کار رو می‌کرد

570
00:41:09,698 --> 00:41:12,200
‫پرنده پر نمیزنه
‫حتی سنجاب هم نیست

571
00:41:12,234 --> 00:41:14,502
‫شاید دارن چرت میزنن

572
00:41:14,536 --> 00:41:19,740
‫داداشمه ولی به خدا بعضی‌وقت‌ها
‫شک می‌کنم که عقب‌مونده‌ست

573
00:41:19,774 --> 00:41:21,407
‫یا می‌خواد جوری رفتار کنه
‫که برینه تو اعصاب من

574
00:41:24,444 --> 00:41:26,879
‫چه خبر شده «سائول»؟

575
00:41:26,913 --> 00:41:28,680
‫«اون مرده «کری

576
00:41:30,751 --> 00:41:33,486
‫حمید» مرده»

577
00:41:33,520 --> 00:41:34,854
‫خودکشی

578
00:41:34,888 --> 00:41:37,023
‫خدای من ، نه

579
00:41:37,058 --> 00:41:38,558
‫چی؟ چجوری؟

580
00:41:38,593 --> 00:41:40,260
‫- کِی؟
‫- کری» ، چی شده؟»

581
00:41:40,295 --> 00:41:41,362
‫چند دقیقه پیش

582
00:41:41,396 --> 00:41:44,532
‫همین الان رسیدم اینجا
‫بدنش هنوز گرمه

583
00:41:44,567 --> 00:41:46,401
‫آخه چجوری تونسته؟

584
00:41:46,435 --> 00:41:49,671
‫با یه تیکه تیغ
‫مچ چپش رو زده

585
00:41:49,706 --> 00:41:52,173
‫چی؟ تیغ رو از کجا آورده؟

586
00:41:52,208 --> 00:41:55,544
‫باید همراه خودش بوده باشه

587
00:41:55,578 --> 00:41:56,779
‫ما هم حواس‌مون نبوده

588
00:41:56,813 --> 00:41:58,246
‫سائول» ، اون حداقل باید»

589
00:41:58,281 --> 00:42:00,916
‫از ۱۲-۱۰تا تفتیش بدنی رد می‌شده

590
00:42:00,950 --> 00:42:04,886
‫این تیغ خیلی کوچیک بوده

591
00:42:04,920 --> 00:42:08,088
‫ممکن بوده توی یه گودال
‫قایمش کرده باشه

592
00:42:08,123 --> 00:42:13,093
‫یا زیر پوستش یا حتی
‫توی یه جای زخم

593
00:42:13,127 --> 00:42:14,728
‫یا اینکه یه نفر اون رو بهش داده باشه

594
00:42:14,762 --> 00:42:15,929
‫چی رو بهش داده باشه؟

595
00:42:15,963 --> 00:42:17,764
‫«کری»

596
00:42:17,798 --> 00:42:19,766
‫«قبول کن که احتمالش هست «سائول
‫آخه ما الان جلوی در

597
00:42:19,800 --> 00:42:21,100
‫خونه دکتر «فیصل» نشستیم

598
00:42:21,135 --> 00:42:22,368
‫و هیچ نشونه‌ای ازش هیچ‌جا دیده نمیشه

599
00:42:22,403 --> 00:42:24,570
‫منظورت چیه؟

600
00:42:24,605 --> 00:42:26,238
‫منظورم اینه که هر کسی که
‫تیغ رو به «حمید» داده

601
00:42:26,273 --> 00:42:27,440
‫می‌تونسته به پروفسور هم
‫هشدار داده باشه

602
00:42:27,474 --> 00:42:30,142
‫یه تیغ لعنتی؟

603
00:42:30,176 --> 00:42:32,210
‫من مجوزش رو می‌خوام که وارد خونه بشم

604
00:42:32,244 --> 00:42:34,279
‫اِستیس» ازمون خواسته که»
‫مواظب باشیم و صبر کنیم

605
00:42:34,313 --> 00:42:36,114
‫لعنتی بهت «سائول» . وقت نداریم

606
00:42:36,148 --> 00:42:38,950
‫اگه «فیصل» در حال فرار باشه
‫باید همین الان بفهمیم

607
00:42:38,984 --> 00:42:43,053
‫تو مجوز من رو داری . برین تو

608
00:42:45,123 --> 00:42:46,890
‫تیم «آلفا» ، برین

609
00:42:46,925 --> 00:42:48,792
‫تیم «براوو» ، پشت‌شون رو کاور بدین

610
00:42:48,827 --> 00:42:50,227
‫تیم «چارلی» ، آماده باش

611
00:42:55,968 --> 00:42:58,704
‫میریم که داشته باشیم

612
00:43:19,392 --> 00:43:21,426
‫- خونه خالیه
‫- باید با عجله خونه رو ترک کرده باشه

613
00:43:21,461 --> 00:43:22,594
‫به‌نظر میاد برای همیشه هم رفتن

614
00:43:22,628 --> 00:43:24,662
‫شنیدی «سائول»؟

615
00:43:24,697 --> 00:43:26,130
‫سائول»؟»

616
00:43:28,166 --> 00:43:30,201
‫سائول»؟»

617
00:44:00,099 --> 00:44:01,833
‫خیلی معذرت می‌خوام

618
00:44:03,369 --> 00:44:06,538
‫میدونم می‌خوای چی بگی
‫و حق هم داری

619
00:44:06,572 --> 00:44:11,009
‫تناه چیزی که می‌تونم بگم اینه که
‫برنامه من واسه برگشتن‌ـت این نبود

620
00:44:14,113 --> 00:44:15,714
‫هنوزم باید خستگی سفر به تن‌ـت باشه

621
00:44:15,748 --> 00:44:20,252
‫چرا هنوز بیداری؟
‫الان باید خواب باشی

622
00:44:20,287 --> 00:44:24,691
‫این نگاه رو می‌شناسم
‫به‌خاطر من بیدار موندی

623
00:44:24,725 --> 00:44:27,027
‫- چی شده؟
‫- سائول» عزیزم»

624
00:44:27,061 --> 00:44:29,996
‫خودت میدونی که چی شده . یه‌جورایی قاطی
‫حرفات هم بهش اشاره کردی

625
00:44:30,031 --> 00:44:33,533
‫صبر کن . صبر کن . خواهش می‌کنم
‫الان این‌کار رو نکن

626
00:44:33,567 --> 00:44:36,002
‫ممکنه؟

627
00:44:36,036 --> 00:44:39,038
‫امروز خیلی...

628
00:44:39,072 --> 00:44:41,207
‫روز پیچیده‌ای بود

629
00:44:41,241 --> 00:44:44,277
‫زندگی تو کلاً خیلی پیچیده‌ست

630
00:44:49,749 --> 00:44:51,850
‫«باید بدونی «سائول

631
00:44:51,885 --> 00:44:55,387
‫این ماه اخیر که
‫با خونواده‌ام توی هند بودم

632
00:44:55,421 --> 00:44:59,224
‫خیلی فکر کردم

633
00:44:59,258 --> 00:45:01,660
‫درون خودم رو گشتم

634
00:45:04,564 --> 00:45:06,932
‫قبل از اینکه بری در موردش صحبت کردیم

635
00:45:06,966 --> 00:45:08,534
‫می‌تونم دوباره از نو شروع کنم

636
00:45:08,568 --> 00:45:11,136
‫یا حتی خودم رو بازخرید کنم
‫وقت بیشتری رو توی خونه باشم

637
00:45:11,170 --> 00:45:13,172
‫فقط گوش کن

638
00:45:14,341 --> 00:45:15,975
‫راستش الان دیگه فهمیدم که

639
00:45:16,009 --> 00:45:18,878
‫درست و عادلانه نیست که ازت بخوام
‫کمتر کار کنی

640
00:45:18,913 --> 00:45:21,215
‫پس چیزی که من لازم دارم

641
00:45:21,249 --> 00:45:22,549
‫«من «میرا

642
00:45:22,584 --> 00:45:26,587
‫اینه که زندگیم رو به دور
‫از تو ادامه بدم

643
00:45:27,856 --> 00:45:32,259
‫میدونی ، دیروز گفتی که
‫پدر و مادر من باید

644
00:45:32,294 --> 00:45:34,929
‫پروژه زاغه‌نشین‌های «بمبئی» رو

645
00:45:34,963 --> 00:45:37,664
‫- به یه نفر دیگه بسپارن
‫- نه به تو . منظورم تو نبودی

646
00:45:37,699 --> 00:45:39,299
‫«زندگی ما اینجاست «میرا

647
00:45:41,035 --> 00:45:44,237
‫زندگی ما هر جایی‌ـه که تو فرستاده بشی

648
00:45:44,272 --> 00:45:46,406
‫«عمان ، «بیروت» ، لندن ، «عدن

649
00:45:46,440 --> 00:45:49,309
‫حتی شاید چندتاشون باهم
‫و من یه چیزی بیشتر از این می‌خوام

650
00:45:49,343 --> 00:45:51,545
‫من باید زندگیم رو...

651
00:45:52,814 --> 00:45:56,282
‫من باید زندگیم رو
‫بر پایه عشقم بسازم

652
00:45:56,317 --> 00:46:00,153
‫باید ریشه‌هام رو جایی فرو کنم
‫«که برام اهمیت قائل باشه «سائول

653
00:46:00,187 --> 00:46:04,123
‫منم حق دارم قاطی حرفات چیزی بگم؟

654
00:46:08,728 --> 00:46:11,497
‫میری ببینی کیه؟

655
00:46:21,542 --> 00:46:22,776
‫«میرا»

656
00:46:22,810 --> 00:46:24,478
‫سفرت چطور بود؟
‫به خونه خوش اومدی

657
00:46:24,512 --> 00:46:26,446
‫عالی بود

658
00:46:26,481 --> 00:46:27,881
‫دوران الهام‌بخشی بود

659
00:46:27,916 --> 00:46:30,718
‫تو حال‌ـت چطوره «کری»؟

660
00:46:30,752 --> 00:46:33,021
‫واقعاً معذرت می‌خوام
‫نمی‌خواستم مزاحم بشم

661
00:46:33,055 --> 00:46:35,556
‫- اگرچه...
‫- خیلی مهمه که باهات حرف بزنم

662
00:46:35,591 --> 00:46:39,327
‫خیلی از دیدنت خوشحال شدم
‫ولی من توی هواپیما نخوابیدم

663
00:46:39,361 --> 00:46:41,229
‫به‌خاطر همین کلاً یه‌وری شدم
‫من رو ببخش

664
00:46:41,263 --> 00:46:43,398
‫- بعداً می‌بینمت
‫- عالی میشه

665
00:46:43,432 --> 00:46:45,066
‫شب‌بخیر

666
00:46:50,072 --> 00:46:54,409
‫نگو که بهت هشدار ندادم این‌کارها
‫سر خودمون رو به باد میده

667
00:46:57,747 --> 00:46:59,547
‫این دیگه چه کوفتیه؟

668
00:46:59,581 --> 00:47:01,315
‫«کی اجازه داده «برودی
‫توی اون اتاق بره؟

669
00:47:01,350 --> 00:47:02,516
‫فکر می‌کنی کی اجازه داده «سائول»؟

670
00:47:02,551 --> 00:47:04,585
‫خدای من

671
00:47:04,619 --> 00:47:07,187
‫آره . منم همین عکس‌العمل رو داشتم

672
00:47:07,221 --> 00:47:09,823
‫برودی» باید نقطه کور اون»

673
00:47:09,858 --> 00:47:11,893
‫دوربین رو موقعی که داشته
‫بازجویی رو تماشا می‌کرده شناسایی کرده باشه

674
00:47:11,927 --> 00:47:13,561
‫فقط محض اطلاع

675
00:47:13,595 --> 00:47:15,263
‫نظریه اصلی مبنی
‫«بر اینه که «حمید

676
00:47:15,298 --> 00:47:18,000
‫تیغ رو توی پاشنه
‫کفش‌ـش جاساز کرده بوده

677
00:47:18,034 --> 00:47:22,439
‫«مزخرفه . منظورم اینه که نه تنها «برودی
‫تونسته وارد اون اتاق بشه

678
00:47:22,473 --> 00:47:23,740
‫بلکه ترتیب خودکشی «حمید» رو هم داده

679
00:47:23,774 --> 00:47:25,074
‫و به دکتر «فیصل» هم هشدار داده

680
00:47:25,109 --> 00:47:27,778
‫و ما...من و تو
‫اجازه دادیم این اتفاق بیفته

681
00:47:30,247 --> 00:47:32,749
‫توی حاشیه بودن کافیه
‫مخفی‌کاری کافیه

682
00:47:32,783 --> 00:47:35,718
‫باید زودتر یه کاری بکنیم قبل از اینکه
‫شروع کنیم به شمردن جنازه‌ها

683
00:47:35,753 --> 00:47:38,288
‫و نابود شدن عناصر جاسوسی خودمون

684
00:47:38,322 --> 00:47:40,289
‫فکر نکن که این رو در نظر نمی‌گیرم

685
00:47:40,324 --> 00:47:42,091
‫خب ، چطوره که یه کاری هم بکنی؟

686
00:47:42,125 --> 00:47:43,592
‫«آخه هیچی عوض نشده «کری

687
00:47:45,562 --> 00:47:48,229
‫منظورت چیه که هیچی عوض نشده؟

688
00:47:48,264 --> 00:47:50,966
‫«من نمی‌بینم که «برودی
‫چیزی به «حمید» بده . تو می‌بینی؟

689
00:47:51,000 --> 00:47:53,535
‫نه تیغ ، نه حتی یه
‫سرماخوردگی تابستونی

690
00:47:53,570 --> 00:47:55,604
‫خوبه . میدونی چیه؟
‫عصبانی شو

691
00:47:55,639 --> 00:47:57,807
‫من دیگه از این روش همیشگی تو خسته شدم

692
00:47:57,841 --> 00:48:00,076
‫از خط خارج شدی

693
00:48:00,111 --> 00:48:02,713
‫- اینجا خونه منه . برو بیرون
‫- «دارم میرم پیش «اِستیس

694
00:48:02,747 --> 00:48:04,381
‫- چه با اجازه تو و چه بدون اجازه تو
‫- چندتا جعبه هم با خودت ببر

695
00:48:04,416 --> 00:48:07,718
‫چون بعدش مجبور میشی
‫وسایلت رو جمع کنی

696
00:48:07,753 --> 00:48:12,556
‫چه بلایی سر اون «سائول بِرِنسون»ـی اومد
‫«که خودش رو به زور رسوند به «قراقروم

697
00:48:12,590 --> 00:48:15,158
‫۳ماه توی زندان مالزی بود

698
00:48:15,193 --> 00:48:17,960
‫و توی اوج قدرت "عُدِی حسین" بازم
‫اون رو تحت‌نظر داشت؟

699
00:48:17,995 --> 00:48:21,130
‫تو از کِی انقدر ترسو شدی «سائول»؟

700
00:48:21,164 --> 00:48:24,433
‫فکر کنم الان دیگه باید بری

701
00:48:24,467 --> 00:48:25,901
‫با کمال میل

702
00:48:25,935 --> 00:48:27,069
‫میدونی چیه؟
‫می‌تونی اون رو نگه داری

703
00:48:27,103 --> 00:48:28,971
‫کون لقش

704
00:49:20,091 --> 00:49:22,726
‫- «کری»
‫- «معذرت می‌خوام «مگی

705
00:49:22,760 --> 00:49:26,063
‫- نمیدونستم باید کجا برم
‫- خدای من ، چی شده؟

706
00:49:26,098 --> 00:49:29,000
‫فکر کنم الان از شغلم استعفا دادم

707
00:49:29,034 --> 00:49:31,035
‫چی میگی؟ چرت نگو

708
00:49:31,070 --> 00:49:33,404
‫نه . جدی میگم
‫دیگه تموم شد . دیگه تموم شد

709
00:49:33,438 --> 00:49:37,074
‫- دیگه به اینجام رسیده بود
‫- باشه . فقط وایسا . وایسا

710
00:49:37,109 --> 00:49:39,411
‫وایسا

711
00:49:39,445 --> 00:49:42,480
‫حق با تو بود
‫کاملاً حق با تو بود که

712
00:49:42,515 --> 00:49:46,484
‫- می‌گفتی این شغل یه روزی من رو می‌کشه
‫- فقط یه نفس عمیق بکش

713
00:49:46,519 --> 00:49:48,419
‫آروم باش . باشه «کری»؟

714
00:49:48,454 --> 00:49:50,488
‫کری» ، فقط آروم باش . باشه؟»

715
00:49:51,924 --> 00:49:54,892
‫- سائول» از این قضیه خبر داره؟»
‫- سائول»؟»

716
00:49:54,926 --> 00:49:57,161
‫نه . «سائول» خودش بخشی از این مشکله

717
00:49:57,196 --> 00:49:58,930
‫ولی تو که گفتی همیشه هوات رو داره

718
00:49:58,964 --> 00:50:02,333
‫خب ، الان دیگه خودم هوای
‫خودم رو دارم . این رو مطمئنم

719
00:50:02,367 --> 00:50:04,769
‫واقعاً می‌خوای حقیقت رو بدونی؟

720
00:50:06,371 --> 00:50:09,507
‫- الان خیلی وقته که فقط خودمم و خودم
‫- بس کن

721
00:50:09,541 --> 00:50:11,709
‫جفت‌مون میدونیم که تو
‫از کارِت استعفا نمیدی ، خب؟

722
00:50:11,744 --> 00:50:13,511
‫فقط توی این لحظه یه ذره احساساتی شدی

723
00:50:13,545 --> 00:50:15,513
‫دست خودتم نیست . باشه؟

724
00:50:15,547 --> 00:50:18,683
‫این خودت نیستی . من تو رو می‌شناسم

725
00:50:18,717 --> 00:50:20,451
‫این اتفاقیه که قراره بیفته

726
00:50:20,486 --> 00:50:22,453
‫امشب اینجا می‌خوابی ، خب؟

727
00:50:22,487 --> 00:50:25,389
‫اتاق مهمانم مرتبه

728
00:50:25,423 --> 00:50:28,358
‫دخترهام هم امشب به این امید می‌خوابن
‫که فردا صبح تو رو ببینن

729
00:50:28,392 --> 00:50:30,060
‫- آره
‫- باشه؟

730
00:50:30,094 --> 00:50:32,529
‫گوش کن . حتی اگه بگی دنیا هم
‫به آخر رسیده واسم مهم نیست

731
00:50:32,563 --> 00:50:35,765
‫باشه؟ تا هر وقت که بتونی دوباره
‫خودت رو جمع‌وجور کنی

732
00:50:35,800 --> 00:50:39,969
‫اینجا می‌مونی ، خب؟

733
00:50:47,611 --> 00:50:51,247
‫بهم قول بده که تا صبح راحت بخوابی

734
00:50:51,282 --> 00:50:52,582
‫سعیم رو می‌کنم

735
00:50:52,616 --> 00:50:53,950
‫مرسی

736
00:50:55,318 --> 00:50:56,719
‫خاله «کری»؟

737
00:50:56,753 --> 00:50:58,888
‫سلام

738
00:50:58,922 --> 00:51:00,089
‫چی شده؟

739
00:51:00,124 --> 00:51:01,658
‫هیچی عزیزم

740
00:51:01,692 --> 00:51:04,328
‫اتفاقی افتاده؟
‫حرفات با مامان رو شنیدیم

741
00:51:04,362 --> 00:51:05,896
‫نه دخترها . جدی میگم . من خوبم

742
00:51:05,931 --> 00:51:08,132
‫چرا شما دخترها برنمیگردین به اتاق‌تون

743
00:51:08,166 --> 00:51:11,168
‫«و اجازه نمیدین خاله «کری
‫یه‌کم استراحت کنه؟

744
00:51:11,202 --> 00:51:13,170
‫میشه ما هم اینجا بخوابیم؟

745
00:51:13,205 --> 00:51:15,673
‫آره . تو رو خدا؟

746
00:51:17,977 --> 00:51:19,944
‫- مطمئنی؟
‫- من که حرفی ندارم

747
00:51:19,978 --> 00:51:21,445
‫بیاین تو

748
00:51:21,480 --> 00:51:23,013
‫بیا ببینم

749
00:51:23,048 --> 00:51:25,015
‫من همینجا می‌خوابم

750
00:51:26,885 --> 00:51:28,285
‫باشه

751
00:51:28,319 --> 00:51:29,986
‫خوابای خوب ببینین بچه‌ها

752
00:51:44,870 --> 00:51:47,473
‫نه . همونجا بمون

753
00:51:47,507 --> 00:51:49,641
‫همونجا بمون

754
00:51:59,719 --> 00:52:02,887
‫میدونی ، وقتی گفتم مسابقه کاراته تو رو
‫از دست نمیدم جدی گفتم

755
00:52:04,223 --> 00:52:08,192
‫گند زدم . معذرت می‌خوام

756
00:52:09,928 --> 00:52:11,562
‫می‌تونی من رو ببخشی؟

757
00:52:13,599 --> 00:52:16,368
‫بهت افتخار می‌کنم

758
00:52:17,403 --> 00:52:20,539
‫الان یه کمربند آبی هستی

759
00:52:20,573 --> 00:52:22,974
‫موفق شدی
‫همونجوری که میدونستم میشی

760
00:52:23,009 --> 00:52:25,844
‫میدونی چرا؟

761
00:52:25,878 --> 00:52:27,479
‫چون تو پسر منی

762
00:52:30,350 --> 00:52:33,218
‫داریم واسه چی دعا می‌کنیم؟

763
00:52:33,252 --> 00:52:39,058
‫از وقتی من ۴ سالم بود
‫من و مامانم هر شب دعا می‌کردیم

764
00:52:39,092 --> 00:52:41,726
‫که تو زنده باشی

765
00:52:41,761 --> 00:52:43,829
‫که یه روزی برگردی خونه

766
00:52:43,863 --> 00:52:46,031
‫حالا چی؟

767
00:52:47,467 --> 00:52:50,102
‫که سالم و سلامت باشی

768
00:53:36,950 --> 00:53:38,483
‫خاله «کری»؟

769
00:53:38,517 --> 00:53:40,652
‫چشمات رو ببند

770
00:53:40,687 --> 00:53:43,555
‫- چشمات رو ببند
‫- چی‌کار داری می‌کنی؟

771
00:53:43,590 --> 00:53:47,660
‫هیچی عزیزم . فقط خوابم نمی‌بره

772
00:53:47,694 --> 00:53:50,897
‫نگران آدم بدایی؟

773
00:53:50,931 --> 00:53:54,601
‫کدوم آدم بدا "جوزی"؟

774
00:53:56,037 --> 00:53:58,973
‫میدونی ، همونایی که بقیه رو منفجر می‌کنن

775
00:54:00,676 --> 00:54:02,277
‫نگرانی؟

776
00:54:02,311 --> 00:54:03,879
‫یه‌کم

777
00:54:04,948 --> 00:54:07,783
‫آره . منم همینطور

778
00:54:07,817 --> 00:54:09,786
‫یه فکری دارم

779
00:54:09,820 --> 00:54:13,423
‫بیا با ما زندگی کن
‫ما ازت محافظت می‌کنیم

780
00:54:15,726 --> 00:54:17,861
‫نه عزیزم . میدونی چیه؟

781
00:54:19,330 --> 00:54:21,498
‫این کار منه که از شما محافظت کنم

782
00:54:25,671 --> 00:54:27,371
‫باشه

783
00:54:27,406 --> 00:54:29,407
‫بگیر بخواب

784
00:54:53,600 --> 00:54:54,600
‫مترجم : عـــــمـاد

785
00:54:55,600 --> 00:54:56,600
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::> WWW.۹Movie.CO <::..

