1
00:00:00,400 --> 00:00:01,400
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه
‫:.:WWW.۹Movie.CO:.:

2
00:00:02,400 --> 00:00:05,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۲
‫قسمت ۱ : لبخند</font>

3
00:00:06,400 --> 00:00:07,400
‫: مترجمین
‫Arian Drama & Foad.R

4
00:01:20,518 --> 00:01:22,586
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

5
00:01:28,792 --> 00:01:30,125
‫چی گفتی؟

6
00:01:30,159 --> 00:01:31,659
‫من یه آمریکاییم

7
00:01:31,693 --> 00:01:33,493
‫کاشف به عمل اومده که این خودیه

8
00:01:33,528 --> 00:01:36,096
‫"گروهبان نیروی دریایی "نیکلاس برودی

9
00:01:36,130 --> 00:01:38,998
‫از سال ۲۰۰۳ در جنگ مفقود شده
‫و کشته شده به حساب میومد

10
00:01:39,033 --> 00:01:40,333
‫تا همین الان

11
00:01:41,435 --> 00:01:43,769
‫سلام بابا

12
00:01:43,803 --> 00:01:46,138
‫- اصلاً از نزدیک ملاقاتش کردی؟
‫- ابونظیر" رو؟"

13
00:01:46,172 --> 00:01:48,140
‫در طول بازجویی‌هایی که ازت می‌شد
‫شد که شخصاً بیاد؟

14
00:01:48,174 --> 00:01:49,274
‫نه

15
00:01:49,309 --> 00:01:50,943
‫"پس برگشت دوباره‌ی "ابونظیر

16
00:01:50,977 --> 00:01:53,345
‫درست همزمان با بازگشت معجزه‌آسای
‫برودی" هیچ معنی خاصی نداره؟"

17
00:01:58,685 --> 00:02:02,656
‫- بابا
‫- اگه اون تروریست‌ـه باید حواس‌مون به "برودی" باشه

18
00:02:02,690 --> 00:02:05,026
‫از همون لحظه‌ای که پاش رو
‫از هواپیما میذاره بیرون

19
00:02:05,060 --> 00:02:07,528
‫- شرمنده
‫- هی ، من تو رو می‌شناسم

20
00:02:07,562 --> 00:02:09,797
‫هی ببین ، اگه تو نمی‌تونی برگردی اون داخل
‫پس منم برنمیگردم

21
00:02:09,832 --> 00:02:12,335
‫- نیازی به این‌کار نیست
‫- شاید بشه جلسه‌ی خصوصی‌مون رو

22
00:02:12,369 --> 00:02:13,636
‫اینجا برگزار کنیم . چطوره؟

23
00:02:13,670 --> 00:02:16,639
‫وسوسه‌کننده‌ست

24
00:02:19,210 --> 00:02:20,343
‫همسرت چی میشه؟

25
00:02:20,378 --> 00:02:24,014
‫من نمی‌تونم با اون باشم
‫اما می‌تونم با تو باشم

26
00:02:24,048 --> 00:02:26,684
‫لعنتی فکر می‌کنه من CIA
‫برای «القاعده» کار می‌کنم؟

27
00:02:26,718 --> 00:02:29,186
‫من فکر می‌کنم که تو داری
‫برای «القاعده» کار می‌کنی

28
00:02:29,221 --> 00:02:32,690
‫من درهم‌شکسته بودم
‫و چندین سال در سیاهی و تاریکی زندگی می‌کردم

29
00:02:32,724 --> 00:02:33,991
‫و بعد مَردی وارد زندگیم شد

30
00:02:36,529 --> 00:02:38,697
‫و اون با من مهربون بود

31
00:02:38,731 --> 00:02:40,466
‫و تو هم مُریدش شدی؟

32
00:02:40,500 --> 00:02:42,235
‫"برای آخرین‌بار میگم "کری

33
00:02:42,269 --> 00:02:44,171
‫من اون چیزی نیستم که تو فکر می‌کنی

34
00:02:44,205 --> 00:02:45,973
‫من هر روز دعا می‌کنم

35
00:02:46,007 --> 00:02:48,208
‫تا تو انگیزه‌ـت نسبت به انجام کاری
‫که به نام "عیسی" بهش متعهد شدی

36
00:02:48,243 --> 00:02:50,311
‫رو از دست ندی

37
00:02:50,345 --> 00:02:52,146
‫کلیدش اینجاست

38
00:02:52,181 --> 00:02:54,148
‫قبل از باز کردنش تا آخرین لحظه صبر کن

39
00:02:54,183 --> 00:02:59,888
‫راجبش خوندم که موج انفجار
‫تا اینجا میاد بالا
‫نقطه‌ی ضعف

40
00:02:59,923 --> 00:03:03,692
‫یه نقشه‌ی بزرگتر و مخرب‌تر
‫از "ابونظیر" در حال جریانه

41
00:03:03,727 --> 00:03:05,194
‫و ما هم وقت کمی داریم

42
00:03:05,228 --> 00:03:06,662
‫باید شناسایی بکنیمش
‫ضدش اقدام بکنیم

43
00:03:06,696 --> 00:03:08,397
‫مختل کنیمش . جلوش رو بگیریم

44
00:03:08,432 --> 00:03:09,999
‫اون اختلال دوقطبی داره
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(نوعی اختلال خلقی و یک بیماری روانی)</font>

45
00:03:10,033 --> 00:03:11,734
‫به داروهاش وابسته‌ست

46
00:03:11,768 --> 00:03:13,069
‫چرا اصلاً بهم این رو نگفته بود؟

47
00:03:13,104 --> 00:03:14,504
‫گفتش که هیچ‌کس سر کار
‫نباید ازش خبردار بشه

48
00:03:14,539 --> 00:03:16,607
‫الان که مشغول صحبتیم دفترت
‫توی "لنگلی" داره تخلیه میشه

49
00:03:16,641 --> 00:03:19,109
‫چیزی نمونده تا این مشکل لعنتی رو حل کنم

50
00:03:21,046 --> 00:03:22,780
‫- اینجا چکار می‌کنی؟
‫- راجبه باباته

51
00:03:22,815 --> 00:03:25,450
‫- تیر خورده؟
‫- اون پیش معاون اول رئیس‌جمهور
‫و یه سری آدم بی‌گناه دیگه‌ست

52
00:03:25,485 --> 00:03:27,753
‫اگه جلوش رو نگیریم اونا رو می‌کُشه

53
00:03:27,787 --> 00:03:31,123
‫خیلی‌خب ، دنیا داره به آخر میرسه
‫اون‌وقت ما وایستادیم صحبت می‌کنیم

54
00:03:31,157 --> 00:03:32,458
‫تکون نخور

55
00:03:37,164 --> 00:03:39,065
‫سائول" ، باید به حرفم گوش کنی"

56
00:03:39,099 --> 00:03:40,633
‫اون زنی که بهش شلیک شد
‫هدف اون نبودش

57
00:03:40,668 --> 00:03:42,035
‫همین الان اونا دارن معاون اول رئیس‌جمهور

58
00:03:42,069 --> 00:03:43,870
‫و تیمش رو توی یه جای کوچیک و بسته قرار میدن

59
00:03:43,905 --> 00:03:46,239
‫مثلاً قراره اونجا جاشون امن باشه
‫اما اینطوری نیستش

60
00:03:46,274 --> 00:03:47,241
‫اونا در معرض آسیبن

61
00:03:47,275 --> 00:03:48,976
‫کلمات مقدس رو ذکر کن

62
00:03:49,010 --> 00:03:49,877
‫عیسی" رو بخاطر بیار"

63
00:03:49,911 --> 00:03:52,112
‫از طرف دخترتون تماس گرفته شده

64
00:03:52,147 --> 00:03:54,248
‫دِینا" ، باهات تماس می‌گیرم"

65
00:03:54,283 --> 00:03:56,217
‫نه بابا ، نه . یه زن دیوونه‌ای
‫توی خونه‌مون بود

66
00:03:56,251 --> 00:03:58,086
‫بابا ، گفتش که تو یه تروریستی

67
00:03:58,120 --> 00:04:02,223
‫باید بهم قول بدی که برمیگردی خونه بابا

68
00:04:02,258 --> 00:04:04,425
‫"برمیگردم خونه "دِینا

69
00:04:05,928 --> 00:04:10,632
‫من از وضعیت‌ـت خبر دارم
‫نیاز به کمک داری

70
00:04:10,666 --> 00:04:12,167
‫همینطوره

71
00:04:12,201 --> 00:04:14,569
‫و باید از من هم فاصله بگیری

72
00:04:14,604 --> 00:04:17,339
‫"خدافظ "برودی

73
00:04:17,373 --> 00:04:20,075
‫دیگه نمی‌تونم اینجوری
‫زندگی کنم . باید متوقف بشه

74
00:04:20,110 --> 00:04:22,678
‫عوارض جانبیش چی میشه؟
‫از دست دادن حافظه؟

75
00:04:22,712 --> 00:04:24,617
‫سائول" ، من تصمیمم رو گرفتم"

76
00:04:46,268 --> 00:04:48,705
‫با ادامه داشتن انتقادات
‫از جانب جامعه‌ی بین‌الملل

77
00:04:48,739 --> 00:04:50,910
‫دولت اسرائیل همچنان به دفاع کردن

78
00:04:50,944 --> 00:04:54,583
‫از عملیات بمباران موفقیت‌آمیز ۵تا سایت
‫هسته‌ای ایران ادامه میدهد

79
00:04:54,617 --> 00:04:57,586
‫تظاهرکنندگان در واکنش به اعلام
‫حمایت آمریکا از اسرائیل

80
00:04:57,620 --> 00:05:01,223
‫در جلوی سفارت‌های آمریکا
‫مشغول اعلام اعتراض هستند

81
00:05:01,258 --> 00:05:02,258
‫بهت گفتم که خاموش‌ـش کن

82
00:05:02,292 --> 00:05:04,026
‫سخنگوی ارتش اسرائیل "یگال تنزانی" اظهار کرد

83
00:05:04,061 --> 00:05:07,330
‫ادعای ایران مبنی بر کشته شدن
‫۳هزار نفر اغراقی بزرگ

84
00:05:07,364 --> 00:05:09,833
‫- برای ایجاد در جامعه‌ی جهانی‌ست
‫- بابا

85
00:05:13,704 --> 00:05:16,372
‫اینجوریم نیست که اون ندونه
‫اوضاع از چه قراره

86
00:05:16,407 --> 00:05:18,074
‫البته که میدونه

87
00:05:18,109 --> 00:05:20,010
‫اما چرا حالا براش تشدید بکنیمش؟

88
00:05:20,044 --> 00:05:23,081
‫منظورم اینه که بالاخره
‫به یه مرحله‌ی خوب رسیده

89
00:05:23,115 --> 00:05:24,749
‫بستگی داره خوب رو چطوری تعریف کنی

90
00:05:24,783 --> 00:05:26,184
‫منظورت چیه؟

91
00:05:26,218 --> 00:05:28,053
‫فکر کنم "لیتیوم" خون‌ـش خیلی بالاست

92
00:05:28,087 --> 00:05:30,089
‫تصمیم گرفتنش دیگه به خودش
‫و دکتر "رُزنبورگ" مربوطه

93
00:05:30,123 --> 00:05:33,025
‫وقتی "لیتیوم" من بالا بود به مدت
‫۶ماه نمی‌تونستم مطالعه کنم

94
00:05:33,059 --> 00:05:34,426
‫- بیخیالش شو دیگه
‫- درست مثل مامانت

95
00:05:34,461 --> 00:05:36,395
‫توی اون حیاط مسخره وقت تلف می‌کنه

96
00:05:37,764 --> 00:05:39,431
‫صبح‌بخیر همگی

97
00:05:39,466 --> 00:05:41,434
‫- هی ، یه‌کم پنکیک می‌خوای؟
‫- نه . ممنون

98
00:05:41,468 --> 00:05:42,769
‫- مطمئنی؟
‫- آره . باید قبل شروع کلاس

99
00:05:42,803 --> 00:05:44,471
‫یه عالمه امتحان رو تصحیح کنم

100
00:05:44,505 --> 00:05:46,740
‫و بابا ، می‌تونی تلوزیون رو دوباره روشن کنی

101
00:05:47,775 --> 00:05:48,942
‫نگفتم؟

102
00:06:58,500 --> 00:07:01,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" بیروت ، لبنان "</font>

103
00:07:06,721 --> 00:07:09,423
‫گفتی یه زن این رو به یکی از واسط‌هامون داد

104
00:07:09,891 --> 00:07:11,491
‫نگفتی کی

105
00:07:11,525 --> 00:07:12,792
‫نکته همینجاست قربان . ما نمیدونیم

106
00:07:12,826 --> 00:07:14,360
‫منظورت چیه نمیدونی؟

107
00:07:14,395 --> 00:07:17,130
‫با اولویت کد درجه ۳ با ما ارتباط برقرار کرد

108
00:07:17,165 --> 00:07:19,032
‫و ادعا کرد که اطلاعاتی راجبه حمله‌ای
‫به تشکیلات ایالات متحده داره

109
00:07:19,066 --> 00:07:21,000
‫یه نفر توی مرکز باید بشناستش

110
00:07:21,035 --> 00:07:23,636
‫فقط اینکه هیچ‌کس روحشم خبر نداره
‫که اون کیه

111
00:07:23,670 --> 00:07:25,805
‫امیدوار بودیم تو بدونی
‫بذار بهت نشون بدم

112
00:07:33,747 --> 00:07:35,715
‫تا حالا ندیدمش

113
00:07:35,750 --> 00:07:39,019
‫خب ، می‌خواد با ما یه ملاقات رو در رو
‫توی یکی از مکان‌هامون داشته باشه

114
00:07:39,053 --> 00:07:41,054
‫- کِی؟
‫- ۲ساعت دیگه

115
00:07:50,465 --> 00:07:53,567
‫ماشین رو آماده کن
‫من رو بیرون پیاده می‌کنی

116
00:07:53,601 --> 00:07:55,869
‫قربان ، آخرین خبرچین غیرتأییدشده‌ای
‫که بهش اعتماد کردیم

117
00:07:55,903 --> 00:07:57,737
‫خودش و ۵تا از افسرهامون رو منفجر کرد

118
00:07:57,772 --> 00:08:00,707
‫نباید بگیم منابع‌مون

119
00:08:00,741 --> 00:08:02,575
‫- سر دربیارن که این زنه کیه؟
‫- ۲روز پیش

120
00:08:02,610 --> 00:08:05,845
‫اسرائیل ۵تا سایت هسته‌ای
‫ایران رو بمباران کرد

121
00:08:05,880 --> 00:08:07,948
‫آخوندها خوشحال نیستن

122
00:08:07,982 --> 00:08:10,750
‫رفتن بالا منبراشون روضه خوندن
‫برای حمله ضدغرب

123
00:08:10,784 --> 00:08:13,553
‫پس داری میگی این که این زنه الان داره
‫پا پیش میذاره اتفاقی نیست

124
00:08:13,587 --> 00:08:15,722
‫دارم میگم اتفاقی نیست
‫که بشه بهش بی‌محلی کرد

125
00:08:17,558 --> 00:08:19,559
‫میرم ماشین رو بیارم

126
00:09:10,542 --> 00:09:12,109
‫فکر کنم مهمون داریم

127
00:09:15,681 --> 00:09:18,315
‫فکر می‌کردم حداقل ماشینی که باهاش
‫ما رو تعقیب می‌کنن رو عوض می‌کنن

128
00:11:11,762 --> 00:11:14,263
‫چرا داری فرار می‌کنی؟

129
00:11:14,297 --> 00:11:16,532
‫اومدم اینجا چون می‌خواستی باهام صحبت کنی

130
00:11:16,566 --> 00:11:18,467
‫من رو با یه نفر دیگه اشتباه گرفتی

131
00:11:18,501 --> 00:11:20,069
‫فکر نکنم

132
00:11:22,172 --> 00:11:26,141
‫گفتی اطلاعاتی راجبه یه حمله داری

133
00:11:29,412 --> 00:11:30,980
‫نه "آرون" . منظورم این نیست

134
00:11:31,014 --> 00:11:33,649
‫من فقط دارم سعی می‌کنم یه‌جور تطبیق بگیرم

135
00:11:33,684 --> 00:11:35,117
‫خب ، بیارش پای تلفن

136
00:11:35,152 --> 00:11:36,652
‫قربان

137
00:11:36,686 --> 00:11:37,820
‫"صبح‌بخیر "بتسی

138
00:11:39,589 --> 00:11:40,555
‫کی؟

139
00:11:40,589 --> 00:11:41,890
‫معاون اول رئیس‌جمهور

140
00:11:47,930 --> 00:11:48,997
‫آقای معاون اول رئیس‌جمهور

141
00:11:50,032 --> 00:11:51,099
‫جناب نماینده‌ی کنگره

142
00:11:55,805 --> 00:11:58,173
‫می‌بینم که همسرهامون خیلی
‫سریع باهم جور شدن

143
00:11:58,207 --> 00:11:59,942
‫خانم "والدِن" بسیار عالی بوده قربان

144
00:11:59,976 --> 00:12:03,179
‫دِینا" و "کریس" رو می‌برن مدرسه"
‫و به تحصیل‌شون کمک می‌کنن

145
00:12:03,213 --> 00:12:05,681
‫خب ، اخلاق "سینتیا" همینطوریه
‫حالا نوبت ماست

146
00:12:05,715 --> 00:12:07,083
‫قربان؟

147
00:12:07,117 --> 00:12:08,918
‫یه اعتماد دوجانبه ایجاد کنیم

148
00:12:12,055 --> 00:12:15,024
‫تا یه ساعت دیگه "کمپین"ـم
‫اسمت رو به عنوان

149
00:12:15,058 --> 00:12:19,828
‫یکی از گزینه‌های اصلی معاون اولی
‫ریاست‌جمهوری کابینه‌ی من بیان می‌کنه

150
00:12:21,298 --> 00:12:23,132
‫البته اگر خودت علاقه‌مند باشی

151
00:12:23,167 --> 00:12:25,093
‫جدی می‌فرمایین؟ بی‌شوخی؟

152
00:12:25,118 --> 00:12:27,671
‫هنوز تا گرفتن تصمیم
‫نهایی خیلی مونده

153
00:12:27,705 --> 00:12:29,105
‫و گزینه‌های دیگه‌ای هم هستن

154
00:12:29,140 --> 00:12:32,809
‫اما من معتقدم که تو آینده‌ی حزب هستی

155
00:12:34,345 --> 00:12:37,114
‫برای همین دوباره ازت می‌پرسم
‫به این‌کار علاقه داری؟

156
00:12:37,148 --> 00:12:38,715
‫البته که آره

157
00:12:38,750 --> 00:12:40,551
‫بار اولشم منتظر همین جواب بودم

158
00:12:40,585 --> 00:12:42,386
‫متوجه‌ام قربان . خیلی ممنون

159
00:12:44,322 --> 00:12:45,790
‫یه چیز دیگه هم هست

160
00:12:45,824 --> 00:12:52,129
‫من برای کمیسیون تحقیق تأیید کردم
‫بررسی شده FBI که سابقه‌ـت توسط

161
00:12:52,163 --> 00:12:54,298
‫قبلاً کامل بررسی شده بودی

162
00:12:59,037 --> 00:13:00,937
‫چیزی رو از قلم انداختیم "نیک"؟

163
00:13:02,607 --> 00:13:04,642
‫عیب شخصیتی ، رازی که
‫بتونه ضربه بزنه داری؟

164
00:13:04,676 --> 00:13:07,411
‫من باید بدونم
‫همین الانم باید بدونم

165
00:13:08,914 --> 00:13:10,848
‫قربان ، من به مدت ۸ سال
‫زندانی «طالبان» بودم

166
00:13:10,882 --> 00:13:12,683
‫فرصت زیادی برای دست از پا خطا کردن نداشتم

167
00:13:12,718 --> 00:13:15,353
‫قبوله اما مردم راجبه همین ۸ سال
‫هم اینطوری نظر میدن

168
00:13:15,387 --> 00:13:18,189
‫که تو به مدت خیلی خیلی طولانی زندانی بودی

169
00:13:18,224 --> 00:13:20,291
‫اعتقادات‌ـت آسیب دیده

170
00:13:23,362 --> 00:13:26,598
‫واقعاً می‌خواین به این حرف جواب بدم؟

171
00:13:28,100 --> 00:13:29,868
‫بلدی بازی کنی . خوبه

172
00:13:32,805 --> 00:13:35,907
‫منتظر یه برنامه‌ی اولیه از طرف دفترم باش

173
00:13:35,942 --> 00:13:37,375
‫اولویت با برنامه‌های مصاحبه‌های
‫تلوزیونی یکشنبه‌هاست

174
00:13:37,410 --> 00:13:39,711
‫بعلاوه دارم یه جلسه‌ی توجیهی رو ترتیب میدم

175
00:13:39,745 --> 00:13:43,015
‫می‌خوام برای تمام سوالای اجتناب‌ناپذیری
‫که راجبه بحران خاورمیانه هست آماده باشی

176
00:13:43,050 --> 00:13:44,016
‫ممنونم قربان

177
00:13:44,051 --> 00:13:45,585
‫و موفق باشی

178
00:13:54,996 --> 00:13:57,131
‫- "آفرین "هانا
‫- ممنون

179
00:13:57,165 --> 00:13:59,233
‫"تو هم همینطور "حکیم

180
00:13:59,268 --> 00:14:01,369
‫"تقریباً عالی بود "عُمر

181
00:14:01,404 --> 00:14:03,071
‫البته مراقب استفاده از ضمیر اضافی باش

182
00:14:03,105 --> 00:14:05,106
‫اون عینکی هست که مایل"
‫"به خرید اون عینک هستم

183
00:14:05,141 --> 00:14:07,542
‫"اون عینکی هست که مایل به خریدنش هستم"

184
00:14:07,577 --> 00:14:10,245
‫اون عینکی هست که مایل به خریدنشم

185
00:14:10,279 --> 00:14:11,246
‫خوبه

186
00:14:17,753 --> 00:14:21,089
‫من الان برمیگردم

187
00:14:21,123 --> 00:14:23,424
‫من رو ببخشید

188
00:14:29,031 --> 00:14:29,930
‫چی می‌خوای؟

189
00:14:29,965 --> 00:14:30,965
‫حال‌ـت چطوره "کری"؟

190
00:14:30,999 --> 00:14:32,666
‫خوبم

191
00:14:32,701 --> 00:14:33,968
‫هی ، شرمنده که وقتی بیمارستان بودی
‫بهت سر نزدم

192
00:14:34,002 --> 00:14:34,969
‫همه‌ـش می‌خواستم بیام

193
00:14:35,003 --> 00:14:38,140
‫نگرانش نباش . منم اونجا
‫مهمونی راه ننداخته بودم

194
00:14:38,174 --> 00:14:39,908
‫چی می‌خوای؟

195
00:14:39,942 --> 00:14:41,809
‫اِستیس" می‌خواد ببینت‌ـت"

196
00:14:41,843 --> 00:14:44,077
‫بهش بگو بره دَرش رو بذاره

197
00:14:44,111 --> 00:14:46,145
‫حتی نمی‌خوای بدونی قضیه راجبه چیه؟

198
00:14:46,180 --> 00:14:47,113
‫نه

199
00:14:47,147 --> 00:14:50,617
‫بیخیال "کری" . من بهش چی بگم؟

200
00:14:51,652 --> 00:14:53,252
‫بهش بگو حق با اون بود

201
00:14:53,287 --> 00:14:56,155
‫بهش بگو من از همون اولشم
‫نبود CIA جام توی

202
00:15:03,898 --> 00:15:06,066
‫شرمنده

203
00:15:06,801 --> 00:15:08,434
‫بله "عُمر"؟

204
00:15:10,704 --> 00:15:13,272
‫هیچ‌کس نبود

205
00:15:15,708 --> 00:15:17,143
‫اسمش که توی فهرست نامزدهای نهاییه

206
00:15:17,177 --> 00:15:19,345
‫تا الان فقط همینقدر میدونیم

207
00:15:19,380 --> 00:15:21,214
‫"فکر کنم سناتور "لاوتون

208
00:15:21,248 --> 00:15:23,683
‫نه ، نه . منظورم اینه که خیلیم خوبه

209
00:15:23,717 --> 00:15:27,053
‫فقط اینکه اینجا ما کاملاً تو شوکیم

210
00:15:27,087 --> 00:15:30,289
‫گوش کن "جین" . من باید برم
‫اما ممنون که تماس گرفتی

211
00:15:30,323 --> 00:15:32,357
‫و از "مارتین" هم تشکر کن . خدافظ

212
00:15:34,727 --> 00:15:36,862
‫تلفن تمام روز مشغول زنگ خوردن بوده

213
00:15:36,896 --> 00:15:38,830
‫باورت نمیشه چه کسایی که
‫تا حالا تماس نگرفتن

214
00:15:38,865 --> 00:15:40,165
‫حدس بزن امروز چندتا
‫درخواست دوستی گرفتم؟

215
00:15:40,200 --> 00:15:41,166
‫چندتا؟

216
00:15:41,201 --> 00:15:42,134
‫۳۰۰تا

217
00:15:42,168 --> 00:15:43,402
‫یه عالمه دوسته

218
00:15:43,436 --> 00:15:45,504
‫کریس" ، لطفا به "دِینا" بگو"
‫که بابات خونه‌ست

219
00:15:45,539 --> 00:15:46,872
‫«دِینا»

220
00:15:46,907 --> 00:15:48,707
‫خواهشاً داد نزن . برو پیش‌ـش

221
00:15:48,742 --> 00:15:50,042
‫«خدای من «برودی

222
00:15:50,077 --> 00:15:52,679
‫معاون اولی ریاست‌جمهوری ایالات متحده؟

223
00:15:52,713 --> 00:15:55,081
‫حالا بیا شلوغش نکنیم

224
00:15:55,115 --> 00:15:56,649
‫والدِن" فقط اسمم رو تو لیست گذاشته"

225
00:15:56,683 --> 00:15:59,385
‫اونا گفتن که تجربه‌ی کافی برای
‫معاون "والدِن" شدن رو نداری

226
00:15:59,420 --> 00:16:01,154
‫ندارم

227
00:16:01,188 --> 00:16:05,725
‫فکر کنم فقط داره از اسمم برای قبولوندن به مردم
‫برای بیشتر سخت گرفتن به ایران استفاده می‌کنه

228
00:16:05,759 --> 00:16:11,197
‫با اینحال همینی که بازم اسمت رو
‫جلوی عموم میگه واقعاً معرکه‌ست

229
00:16:11,231 --> 00:16:12,932
‫خب...

230
00:16:12,966 --> 00:16:14,433
‫بعد از این‌همه دردسری که کشیدی

231
00:16:14,468 --> 00:16:16,102
‫بعد از این‌همه دردسری که همه‌مون کشیدیم

232
00:16:16,137 --> 00:16:17,871
‫هی

233
00:16:17,905 --> 00:16:19,105
‫مطمئنی که همین رو می‌خوای؟

234
00:16:19,139 --> 00:16:21,107
‫میدونی ، عضو کنگره بودن...

235
00:16:21,141 --> 00:16:23,375
‫برای خانواده آسون نبوده

236
00:16:23,410 --> 00:16:29,348
‫میدونم اما دروغ گفتم
‫اگه بگم باحال هم نبوده

237
00:16:29,382 --> 00:16:31,750
‫تا یه ساعت دیگه برمیگردم

238
00:16:33,219 --> 00:16:36,388
‫نمی‌خوای چیزی به بابات بگی؟

239
00:16:36,422 --> 00:16:38,756
‫تبریک میگم

240
00:16:38,791 --> 00:16:40,191
‫ممنون

241
00:16:40,225 --> 00:16:41,292
‫کجا میری؟

242
00:16:41,326 --> 00:16:43,227
‫- برای شام میرم
‫- با کی؟

243
00:16:43,262 --> 00:16:44,462
‫«زاندر»

244
00:16:44,496 --> 00:16:46,130
‫میشه بلندتر صحبت کنی لطفاً؟

245
00:16:46,165 --> 00:16:47,565
‫«زاندر»

246
00:16:47,599 --> 00:16:50,936
‫چطور تو هیچ‌وقت با دوستای مدرسه‌ی
‫جدیدت بیرون نمیری؟

247
00:16:50,970 --> 00:16:53,038
‫چون توی مدرسه‌ی جدیدم اصلاً دوستی ندارم

248
00:16:53,072 --> 00:16:54,673
‫دیگه بازجویی‌تون تموم شد؟

249
00:16:58,845 --> 00:16:59,978
‫چیزی نیست

250
00:17:00,012 --> 00:17:02,814
‫اخلاقش واقعاً افتضاحه

251
00:17:02,849 --> 00:17:03,915
‫آره . ۱۶ سالشه

252
00:17:03,950 --> 00:17:06,117
‫وقتی من ۱۶ سالم بود
‫۲تا شغل داشتم

253
00:17:06,152 --> 00:17:07,986
‫و برای کالجم پول پس‌انداز می‌کردم

254
00:17:08,020 --> 00:17:10,922
‫آره؟ من که داشتم سال دهمم رو
‫توی دبیرستان دوباره می‌خوندم

255
00:17:10,956 --> 00:17:12,057
‫نه بابا . جدی؟

256
00:17:12,091 --> 00:17:13,759
‫آره بابا

257
00:17:44,023 --> 00:17:48,092
‫کری" ، کجا بودی؟"
‫مدام بهت زنگ میزدم

258
00:17:48,126 --> 00:17:49,627
‫چرا تلفن‌ـت رو جواب نمیدادی؟

259
00:17:49,662 --> 00:17:51,129
‫خاموش‌ـش کردم

260
00:17:52,565 --> 00:17:54,766
‫سائول بِرِنسون" تمام بعدازظهر تماس می‌گرفت"

261
00:17:54,800 --> 00:17:57,202
‫گفتش چی می‌خواد؟

262
00:17:57,236 --> 00:17:58,637
‫نه

263
00:17:58,671 --> 00:18:00,672
‫فقط اینکه مهمه تا باهات صحبت کنه

264
00:18:05,711 --> 00:18:07,045
‫الو؟

265
00:18:07,080 --> 00:18:08,480
‫سائول" ، منم"

266
00:18:08,514 --> 00:18:09,981
‫«کری»

267
00:18:12,418 --> 00:18:14,052
‫ممنون که تماس گرفتی

268
00:18:14,087 --> 00:18:16,488
‫فکر نکنم این تماس برای احوالپرسی باشه

269
00:18:16,522 --> 00:18:17,889
‫نه

270
00:18:17,924 --> 00:18:18,957
‫چی شده؟

271
00:18:18,991 --> 00:18:20,859
‫نمی‌تونم حرف بزنم

272
00:18:20,894 --> 00:18:25,064
‫خط تلفن‌مون امن نیست
‫اما ما به کمکت نیاز داریم

273
00:18:28,268 --> 00:18:30,068
‫میدونم

274
00:18:30,103 --> 00:18:32,070
‫حتی بابت درخواست کردنش هم از خودم متنفرم

275
00:18:32,105 --> 00:18:33,338
‫خب ، نمیشه تا فردا صبر کنی؟

276
00:18:33,372 --> 00:18:34,806
‫متأسفانه نه

277
00:18:34,840 --> 00:18:37,976
‫دیوید اِستیس" همین الان"
‫بیرون خونه‌ـت منتظره

278
00:18:44,118 --> 00:18:45,652
‫خب ، امشب پنجشنبه‌ست

279
00:18:45,686 --> 00:18:47,387
‫من پنجشنبه‌ها برای خانواده غذا می‌پزم

280
00:18:47,421 --> 00:18:48,822
‫من لازانیای سبزیجات

281
00:18:48,856 --> 00:18:51,792
‫از سبزی‌هایی که خودم امروز صبح
‫از باغ برداشتم درست می‌کنم

282
00:18:58,466 --> 00:19:01,601
‫"مجبورم نکن باهاش صحبت کنم "سائول

283
00:19:01,636 --> 00:19:04,905
‫نمی‌خوام حتی چشمم به قیافش بیفته
‫همه‌ی اون قضایا رو پشت‌سر گذاشتم

284
00:19:08,243 --> 00:19:09,911
‫"خواهش می‌کنم "کری

285
00:19:11,446 --> 00:19:14,415
‫خدایا ، چرا داری این‌کار رو با من می‌کنی؟

286
00:19:52,187 --> 00:19:54,889
‫می‌خوام بدونی "کری" که خیلی ازت ممنونم

287
00:19:54,923 --> 00:19:56,657
‫بیخیال این حرفا شو . باشه؟

288
00:20:13,341 --> 00:20:15,475
‫داخلش یه عکسی هست که می‌خوام
‫یه نگاهی بهش بندازی

289
00:20:25,387 --> 00:20:29,490
‫- می‌شناسیش؟
‫- آره . می‌شناسمش . چطور؟

290
00:20:29,524 --> 00:20:30,658
‫کیه؟

291
00:20:32,862 --> 00:20:34,162
‫«فاطمه علی»

292
00:20:34,196 --> 00:20:35,964
‫"اولین همسر "عباس علی

293
00:20:35,998 --> 00:20:38,667
‫فرمانده‌ی «حزب‌الله» در اون منطقه

294
00:20:38,702 --> 00:20:40,636
‫تو از کجا می‌شناسیش؟

295
00:20:40,670 --> 00:20:42,638
‫چون که خودم استخدامش کردم

296
00:20:42,673 --> 00:20:45,509
‫با اینحال هیچ سابقه‌ای مبنی بر اینکه
‫اون مأمور تو بوده نیستش

297
00:20:45,543 --> 00:20:47,710
‫- خب ، نذاشتم ثبت رسمی بشه
‫- چرا؟

298
00:20:47,745 --> 00:20:51,381
‫چون می‌خواستم زنده نگه دارمش

299
00:20:51,415 --> 00:20:53,983
‫اگه یادت باشه شبکه‌مون اونجا لو رفته بود

300
00:20:54,018 --> 00:20:57,020
‫همون حوالی زمانی بود
‫که "گَرِت هَجِز" رو گُم کردیم

301
00:20:57,054 --> 00:20:58,589
‫چطوری بهش نزدیک شدی؟

302
00:21:00,659 --> 00:21:04,795
‫با دقت و طی چندین ماه

303
00:21:04,829 --> 00:21:07,364
‫"اولش اون رو توی "آکادمی هنرهای زیبایی
‫شناسایی کردم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(آکادمی واقع در فرانسه)</font>

304
00:21:07,398 --> 00:21:09,533
‫یه نقطه‌ضعف تو فیلمای آمریکایی داشت

305
00:21:09,567 --> 00:21:12,402
‫شیفته‌ی "جولیا رابرتز" بود

306
00:21:12,436 --> 00:21:15,305
‫و آیا به مهره‌ی ارزشمندی هم تبدیل شد؟

307
00:21:15,339 --> 00:21:18,708
‫قبل از اینکه متوجه بشم
‫به «بغداد» منتقل شدم

308
00:21:18,742 --> 00:21:20,710
‫پس آخرین تماست باهاش کی بود؟

309
00:21:20,744 --> 00:21:23,846
‫مارس» ۲۰۰۵»

310
00:21:23,881 --> 00:21:26,549
‫درست قبل از این بود که "بیروت" رو ترک کنم

311
00:21:26,583 --> 00:21:28,551
‫می‌خواستم بفرستمش پیش یه
‫افسر پرونده‌ی دیگه

312
00:21:28,585 --> 00:21:29,652
‫و؟

313
00:21:29,687 --> 00:21:31,087
‫اون قبول نمی‌کرد

314
00:21:31,122 --> 00:21:33,423
‫می‌گفتش فقط می‌تونه به من اعتماد کنه

315
00:21:35,293 --> 00:21:37,360
‫پس از اون‌موقع دیگه کار نمی‌کرده؟

316
00:21:37,394 --> 00:21:39,696
‫تا جایی که من میدونم آره

317
00:21:39,730 --> 00:21:45,502
‫خب ، ظاهراً دیروز دوباره به کار برگشته
‫و اطلاعاتی دال بر یه حمله به آمریکا داره

318
00:21:50,141 --> 00:21:51,674
‫بگو ببینم

319
00:21:51,709 --> 00:21:53,510
‫متأسفانه فقط همینقدر میدونم

320
00:21:53,544 --> 00:21:56,445
‫- خب ، منظورت چیه؟
‫- خب ، از صحبت کردن

321
00:21:56,480 --> 00:21:58,881
‫با هر کسی جز تو امتناع می‌کنه

322
00:22:05,722 --> 00:22:07,723
‫"ببین "کری

323
00:22:07,758 --> 00:22:11,227
‫شنیدم خوب داری ادامه میدی
‫پیشرفت قابل‌توجهی کردی

324
00:22:11,261 --> 00:22:13,196
‫دیوید" ، من یه روز طولانی داشتم"

325
00:22:13,230 --> 00:22:16,600
‫«اگه می‌خوای ازم بخوای که برم «بیروت
‫همین الان بپرس

326
00:22:16,634 --> 00:22:18,768
‫۳روزه برمیگردی

327
00:22:18,803 --> 00:22:20,937
‫فقط می‌خوایم که تو بری
‫تا مُهره‌ـت رو ببینی

328
00:22:20,971 --> 00:22:22,339
‫و بفهمی که از چه چیزهایی خبر داره

329
00:22:24,776 --> 00:22:27,244
‫بعد از اون‌همه بلایی که سرم آوردین؟

330
00:22:27,278 --> 00:22:32,216
‫بعد اینکه من رو اونطوری گستاخانه
‫و تحقیرآمیز از سازمان پرت کردین بیرون؟

331
00:22:32,250 --> 00:22:34,051
‫من نیومدم اینجا تا سر
‫زخم‌های قدیمی رو باز کنم

332
00:22:34,085 --> 00:22:36,120
‫و فقط محض روشن شدن
‫این‌کار به معنی برگردوندن شغلت نیست

333
00:22:36,155 --> 00:22:38,056
‫فقط داره نشون میده که یه
‫شهروند وظیفه‌شناسی

334
00:22:38,090 --> 00:22:41,326
‫و فقط محض روشن شدن بگم
‫که منم هنوز جواب مثبت ندادم

335
00:22:46,198 --> 00:22:48,565
‫کری" ، خواهش می‌کنم . این حماقته"

336
00:22:48,600 --> 00:22:50,967
‫باور کن اگه چاره‌ی دیگه‌ای داشتم نمیرفتم

337
00:22:51,002 --> 00:22:53,503
‫یه چاره‌ی دیگه هم داری
‫همیشه یه چاره دیگه هم داری

338
00:22:53,537 --> 00:22:55,405
‫این‌دفعه نه

339
00:22:55,439 --> 00:22:59,642
‫کری" ، تو تازه دوباره سرپا شدی"
‫برای این‌کارها آماده نیستی

340
00:22:59,676 --> 00:23:01,343
‫فکر می‌کنی خودم این رو نمیدونم؟

341
00:23:01,378 --> 00:23:04,347
‫خواب و غذای منظم
‫دوری از استرس ، یه برنامه

342
00:23:04,381 --> 00:23:07,950
‫این چیزها خیلی خوب برات جواب دادن

343
00:23:07,984 --> 00:23:10,520
‫حداقل قبل تصمیم گرفتن
‫یه تماس با دکتر "رُزِنبورگ" بگیر

344
00:23:10,554 --> 00:23:12,455
‫من دیگه تصمیمم رو گرفتم

345
00:23:12,489 --> 00:23:15,425
‫نمی‌فهمم چطور می‌تونی به این آدما بعد از کاری
‫که باهات کردن حتی برای یه دقیقه اعتماد کنی

346
00:23:15,460 --> 00:23:17,094
‫من به "سائول" اعتماد دارم

347
00:23:17,128 --> 00:23:20,331
‫اونجا کنارمه و بهم کمک می‌کنه
‫و فقط هم چند روز کوتاه میرم

348
00:23:22,234 --> 00:23:24,769
‫تو گفتی که این‌کار رو از سر
‫وطن‌پرستی می‌کنی

349
00:23:24,803 --> 00:23:27,371
‫اما جفت‌مون میدونیم که این کل قضیه نیست

350
00:23:27,406 --> 00:23:29,273
‫قسمتی از وجودت علاقه به انجام این‌کار داره

351
00:23:29,307 --> 00:23:31,175
‫"بذار بره "مگی

352
00:23:31,209 --> 00:23:35,113
‫نگرانم دوباره سر از بیمارستان دربیاره

353
00:23:35,147 --> 00:23:36,647
‫ولش کن بره

354
00:23:42,420 --> 00:23:44,655
‫ممنون بابا

355
00:23:47,593 --> 00:23:49,561
‫مراقب خودت باش عزیزم

356
00:24:14,454 --> 00:24:19,158
‫"کری متیسون" ، سرگرد "جوی مندز"
‫تا «قبرس» با تو میان

357
00:24:19,192 --> 00:24:20,359
‫چمدون‌تون رو برمیدارم خانم

358
00:24:20,393 --> 00:24:22,427
‫- ممنونم سرگرد
‫- "بهم بگین "جوی

359
00:24:22,462 --> 00:24:24,029
‫به شرطی که شما هم بهم نگین خانم

360
00:24:45,785 --> 00:24:47,052
‫بیا داخل

361
00:24:48,889 --> 00:24:50,590
‫رویا حماد" داره راجبه انتخاب"
‫معاون اول ریاست‌جمهوری مقاله می‌نویسه

362
00:24:50,624 --> 00:24:52,091
‫۱۵دقیقه از وقت شما رو می‌خواد

363
00:24:52,126 --> 00:24:53,893
‫- کِی؟
‫- همین الان

364
00:24:53,928 --> 00:24:56,195
‫همین الان پایین راهرو داخل
‫دفتر سناتور "لاوتون" بود

365
00:24:56,230 --> 00:24:57,397
‫بیرون منتظره

366
00:24:57,431 --> 00:24:58,665
‫خیلی‌خب ، بیارش داخل

367
00:25:03,837 --> 00:25:05,238
‫"سلام "رویا

368
00:25:05,272 --> 00:25:07,039
‫جناب نماینده کنگره

369
00:25:07,074 --> 00:25:08,707
‫خواهش می‌کنم

370
00:25:08,742 --> 00:25:10,242
‫می‌خواین این داخل باشم یا...

371
00:25:10,277 --> 00:25:12,611
‫نه . همینجوری خوبه

372
00:25:16,183 --> 00:25:18,884
‫خُب...

373
00:25:18,919 --> 00:25:22,721
‫خُب این چند روزه بسیار عالی بوده
‫اینطوری فکر نمی‌کنید؟

374
00:25:22,756 --> 00:25:23,956
‫بستگی داره

375
00:25:23,990 --> 00:25:25,557
‫به چی؟

376
00:25:25,592 --> 00:25:28,060
‫بستگی به این داره که برای نامزدی
‫توی انتخاب شانس داشته باشم یا نه

377
00:25:28,094 --> 00:25:30,495
‫"خُب ، جناب نماینده "لاوتون
‫فکر می‌کنن شانس دارید

378
00:25:30,529 --> 00:25:32,497
‫و خیلی هم راجبش خوشحال نیستن

379
00:25:33,933 --> 00:25:35,968
‫اما برای این موضوع اینجا نیومدم

380
00:25:38,271 --> 00:25:40,806
‫جناب نماینده‌ی کنگره
‫توی این اتاق صداها رو ضبط می‌کنید؟

381
00:25:42,675 --> 00:25:45,510
‫اینجا دوربین یا ضبط صوت مداربسته دارین؟

382
00:25:45,545 --> 00:25:48,981
‫نه . برای چی می‌پرسین؟

383
00:25:49,015 --> 00:25:51,783
‫برای اینکه لازمه خصوصی صحبت بکنیم

384
00:25:51,818 --> 00:25:53,953
‫منظورتون اینکه محرمانه‌ست؟

385
00:25:53,987 --> 00:25:56,689
‫منظورم خصوصیه

386
00:25:56,723 --> 00:25:58,357
‫"راجبه "ابونظیر

387
00:26:00,160 --> 00:26:02,161
‫ایشون براتون آرزوی موفقیت می‌کنه

388
00:26:02,196 --> 00:26:03,863
‫ببخشید؟

389
00:26:03,897 --> 00:26:06,466
‫آروم باشید نماینده کنگره
‫من یه دوستم

390
00:26:06,500 --> 00:26:09,802
‫دوست کی؟ ببخشید اما نمیدونم
‫دارید راجبه چی صحبت می‌کنید

391
00:26:09,837 --> 00:26:11,804
‫از طرف "نظیر" صحبت می‌کنم

392
00:26:11,838 --> 00:26:15,274
‫خانواده‌ی ما از ۱۹۴۷ باهم رابطه نزدیکی داشتن

393
00:26:15,309 --> 00:26:18,444
‫خانواده‌ی ما پناهنده‌ی سیاسی از فلسطین بودن

394
00:26:22,416 --> 00:26:25,451
‫ازتون می‌خوام همین الان تشریف ببرین

395
00:26:25,485 --> 00:26:28,053
‫تولد "عیسی" دوشنبه‌ست

396
00:26:29,823 --> 00:26:33,125
‫اگه از اون حمله‌ی هوایی جون سلام به‌در می‌برد
‫الان ۱۳ سالش بود

397
00:26:33,159 --> 00:26:36,061
‫یادتونه برای تولد ۱۰ سالگیش
‫به "عیسی" چی دادین؟

398
00:26:36,095 --> 00:26:40,298
‫عیسی» از کلاغ های سیاه گنده»
‫که روی دیوار می‌نشستن می‌ترسید

399
00:26:40,333 --> 00:26:42,701
‫شما براش تیرکمون درست کردین

400
00:26:49,276 --> 00:26:51,244
‫چی می‌خوای؟

401
00:26:51,278 --> 00:26:54,481
‫این چیزیه که "نظیر" از شما می‌خواد
‫کمک شما رو

402
00:26:54,515 --> 00:26:55,715
‫کمک من؟

403
00:26:55,750 --> 00:26:57,551
‫بله

404
00:26:57,585 --> 00:27:01,922
‫دیوید استیس" فردا صبح توی مقر"
‫امنیت ملی بهتون گزارش وضعیت میده

405
00:27:04,025 --> 00:27:05,893
‫توی دفترش یه گاوصندوق هست

406
00:27:05,927 --> 00:27:10,430
‫که شامل یه سری کلیدهای کدگذاری شده
‫به بانک اطلاعاتی هدف‌های احتمالی میشه

407
00:27:10,465 --> 00:27:12,799
‫"رمز گاوصندوق "استیس

408
00:27:20,740 --> 00:27:23,209
‫اگه اینا رو می‌خواین

409
00:27:23,243 --> 00:27:27,446
‫به احتمال زیاد برنامه‌ی حمله
‫به یکی از این هدف‌ها رو دارین

410
00:27:27,480 --> 00:27:33,552
‫به "نظیر" گفتم توی مجلس
‫قانون‌گذاری دسترسی دارم

411
00:27:33,586 --> 00:27:36,588
‫و این کاریه که من می‌کنم
‫و سر همین باهم توافق کردیم

412
00:27:36,622 --> 00:27:38,390
‫میدونم

413
00:27:38,425 --> 00:27:39,858
‫من تروریست نیستم

414
00:27:39,893 --> 00:27:45,398
‫ببین ، بین ترور کردن و انتقام موجه
‫فرق زیادی وجود داره

415
00:27:45,432 --> 00:27:48,201
‫من برای کشتن مردم بی‌گناه
‫بهتون کمک نمی‌کنم

416
00:27:48,235 --> 00:27:51,204
‫پس اون ۳هزار نفری که توی ایران کشته شدن چی؟

417
00:27:51,238 --> 00:27:52,706
‫همه میدونن این اعداد حرف مفته

418
00:27:52,740 --> 00:27:54,708
‫نکته اینه که حمله‌ای به این آشکاری

419
00:27:54,742 --> 00:27:59,112
‫به یک ملت مستقل نمیشه
‫بدون عکس‌العمل باقی بمونه

420
00:28:02,117 --> 00:28:04,318
‫حتی اگه بهتون کمک کنم

421
00:28:04,352 --> 00:28:06,754
‫اگــه قبول بکنم

422
00:28:06,788 --> 00:28:10,391
‫وقتی "استیس" توی دفترشه
‫نمی‌تونم گاوصندوق رو باز بکنم

423
00:28:10,425 --> 00:28:12,593
‫شما فرصتش رو پیدا می‌کنین

424
00:28:17,666 --> 00:28:21,102
‫نیکلاس" ، ما در جنگیم"

425
00:28:21,136 --> 00:28:22,737
‫باید انتخاب کنی کدوم طرفی هستی

426
00:28:22,771 --> 00:28:26,273
‫ابونظیر" میدونه"
‫من کدوم طرفی هستم

427
00:28:26,307 --> 00:28:28,675
‫من "تام واکِر" رو کشتم

428
00:28:30,512 --> 00:28:34,314
‫و مطمئنم قسمتی از وجودتون
‫هم همین رو می‌خواسته

429
00:28:36,450 --> 00:28:43,055
‫اگه وفاداری‌تون واقعی هست
‫وقتشه که ثابتش بکنید

430
00:28:45,058 --> 00:28:47,692
‫موقعی که لیست اهداف رو گرفتین
‫باهام تماس بگیرین

431
00:29:07,113 --> 00:29:09,614
‫دیشب نتونستم بخوابم

432
00:29:09,682 --> 00:29:12,417
‫فقط به این فکر می‌کردم
‫که اسرائیل برای جلوگیری از

433
00:29:12,485 --> 00:29:15,354
‫حمله‌ای ایران داشت ایران رو
‫بمب‌باران می‌کرد

434
00:29:15,422 --> 00:29:21,595
‫منطق این عمل باعث
‫میشه که جیغ بکشم

435
00:29:21,662 --> 00:29:26,233
‫فکر کنم شاید کل نژاد
‫انسان دیوانه‌ست

436
00:29:38,678 --> 00:29:42,080
‫به نظرم بعضی‌وقت‌ها جنگ‌های نظامی لازمه

437
00:29:42,148 --> 00:29:48,753
‫منظورم اینکه رئیس‌جمهور ایران مدام میگه که
‫می‌خواید اسرائیل رو از روی کره‌زمین پاک بکنه

438
00:29:48,821 --> 00:29:51,323
‫اسرائیل حق داره که از خودش دفاع بکنه

439
00:29:53,826 --> 00:30:00,098
‫تازه اینکه دین عرب‌ها اندازه‌ی
‫ما برای مردم ارزش قائل نیستن

440
00:30:00,166 --> 00:30:02,434
‫منظورم اینکه ما کافر هستیم . درسته؟

441
00:30:02,501 --> 00:30:07,973
‫و این عرب‌های فکر می‌کنن اگه
‫ما رو بکشن به بهشت میرن

442
00:30:08,041 --> 00:30:09,775
‫و ما هم قراه بذاریم...

443
00:30:09,843 --> 00:30:11,076
‫اونا عرب نیستن

444
00:30:13,213 --> 00:30:16,248
‫ایرانی‌ها عرب نیستن
‫اونا فارس هستن

445
00:30:16,316 --> 00:30:19,451
‫دِینا" ، میدونم که جدیداً بهمون ملحق شدی"

446
00:30:19,519 --> 00:30:21,754
‫اما جلسه‌های "کواکر" قوانین دارن
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(انجمن مذهبی دوستان)</font>

447
00:30:21,821 --> 00:30:25,925
‫اصلی‌ترین قانونش اینکه
‫بین صحبت‌ها ساکت بمونیم

448
00:30:25,993 --> 00:30:30,830
‫که برای سخنانی که گفته میشه
‫و می‌خوایم بگیم فکر کنیم

449
00:30:30,898 --> 00:30:33,800
‫وقتی "تاد" نشست می‌تونی صحبت بکنی

450
00:30:35,336 --> 00:30:38,873
‫فارس‌ها و عرب‌ها فرقی ندارن

451
00:30:38,940 --> 00:30:43,310
‫هردوشون می‌خوان
‫ما رو نابود بکنن

452
00:30:43,378 --> 00:30:46,280
‫پس چرا ما اول بهشون حمله نکنیم؟

453
00:30:46,348 --> 00:30:49,717
‫با سلاح‌های هسته‌ای که داریم

454
00:30:50,619 --> 00:30:52,553
‫احمق

455
00:30:54,089 --> 00:30:55,890
‫بهم گفتی احمق؟

456
00:30:55,958 --> 00:30:58,059
‫اینجا اسم‌گذاری روی دوستان‌تون غیرقابل‌تحمل‌ـه

457
00:30:58,127 --> 00:31:01,229
‫پس کشتار دسته‌جمعی چی؟
‫این قابل‌تحمل‌ـه؟

458
00:31:01,297 --> 00:31:03,998
‫چون که داره همین رو میگه دیگه

459
00:31:04,066 --> 00:31:06,300
‫- فقط داشت حرف میزد
‫- داره میگه که تهران رو

460
00:31:06,368 --> 00:31:07,902
‫- به خرابه تبدیل بکنیم
‫- "دِینا"

461
00:31:07,970 --> 00:31:09,704
‫کافیه

462
00:31:09,772 --> 00:31:13,074
‫فکر می‌کنی کی هستی و اصلاً
‫از این قضیا چی میدونی؟

463
00:31:13,142 --> 00:31:14,409
‫تو چی میدونی؟

464
00:31:14,477 --> 00:31:17,579
‫خُب ، اگه بهت بگم بابام
‫معاون امور خارجه‌ست چی؟

465
00:31:17,647 --> 00:31:20,549
‫پس اگه بهت بگم بابای من مسلمونه چی؟

466
00:31:23,252 --> 00:31:25,720
‫آره . بابای منم «ساینتولوژیست»ـه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">ساینتولوژی»:  در بعضی کشورها به‌طور رسمی»)
‫(مذهب شمرده میشه</font>

467
00:31:27,323 --> 00:31:30,458
‫خیلی‌خب ، کافیه

468
00:31:36,100 --> 00:31:39,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" خانه امن سی‌آی‌اِی ، نیکوزیا ، قبرس "</font>

469
00:31:39,939 --> 00:31:41,704
‫خیلی‌خب "کری" ، این آخریه

470
00:31:41,738 --> 00:31:44,840
‫۱ ، ۲ ، ۳

471
00:31:44,874 --> 00:31:46,108
‫هجی‌ـش کن

472
00:31:46,142 --> 00:31:48,877
‫"۲تا "ر" و "س" و یه "ای" و "ی
‫"مورریسسی"

473
00:31:48,912 --> 00:31:50,379
‫اسم خانوادگی مادرت قبل از ازدواج؟

474
00:31:52,648 --> 00:31:54,349
‫وایسا . میدونم

475
00:31:54,384 --> 00:31:55,850
‫دی‌کارلو"ـه"

476
00:31:57,920 --> 00:31:59,154
‫میشه دوباره شروع کنیم؟

477
00:31:59,188 --> 00:32:00,822
‫البته

478
00:32:00,856 --> 00:32:05,527
‫اسم من "کِیت مورریسسی"ـه
‫من ۱۶ «اکتبر» ۱۹۸۱ به دنیا اومدم

479
00:32:05,561 --> 00:32:06,895
‫کجا؟

480
00:32:06,929 --> 00:32:10,365
‫توی "آتووِی" توی بیمارستان
‫"کوئنزوِی کارلتون"

481
00:32:10,399 --> 00:32:12,166
‫- اما توی...
‫- کَلگری» بزرگ شدم»

482
00:32:12,201 --> 00:32:14,068
‫اسم تیم هاکی اونجا؟

483
00:32:15,938 --> 00:32:18,340
‫طرفدار هاکی نیستم

484
00:32:18,374 --> 00:32:21,410
‫اگه توی "کَلگری" زندگی کنی هستی

485
00:32:21,445 --> 00:32:23,546
‫«دِ فِلِیمز»

486
00:32:23,580 --> 00:32:25,815
‫اسم خانواده‌ی مادرت قبل از ازدواج؟

487
00:32:25,849 --> 00:32:28,151
‫لعنت ، لعنت

488
00:32:28,185 --> 00:32:29,252
‫دی‌کارلو"ـه"

489
00:32:29,286 --> 00:32:30,987
‫«آره . «دی‌کارلو

490
00:32:31,021 --> 00:32:32,589
‫مثله همون روغن زیتون
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(دی»کارلو» نام یه شرکت تولید روغن زیتون‌ـه»)</font>

491
00:32:32,623 --> 00:32:35,693
‫«دی‌کارلو» ، «دی‌کارلو» ، «دی‌کارلو» ، «دی‌کارلو»

492
00:32:35,727 --> 00:32:37,428
‫می‌خوای استراحت بکنی؟

493
00:32:39,731 --> 00:32:43,167
‫فکر کنم دوست دارم برم خونه

494
00:32:43,201 --> 00:32:44,568
‫متوجه‌ام

495
00:32:44,603 --> 00:32:47,572
‫و تا ۷۲ ساعت کوتاه دیگه برمیگردی خونه

496
00:32:49,608 --> 00:32:51,509
‫کِی دوباره "سائول" رو می‌بینم؟

497
00:32:51,544 --> 00:32:53,411
‫داریم روش کار می‌کنیم

498
00:32:53,445 --> 00:32:56,348
‫موقعی که به اتاقت رسیدی
‫آموزش‌های لازم رو می‌بینی

499
00:32:56,382 --> 00:32:58,517
‫"توی هتل "کامادور

500
00:32:58,551 --> 00:33:01,186
‫درسته . فردا بعدازظهر با پرواز تجاری
‫وارد فرودگاه "رفیق حریری" میشی

501
00:33:01,221 --> 00:33:05,257
‫تاکسی می‌گیری و به هتل "کامادور" میری

502
00:33:07,628 --> 00:33:09,962
‫چیه؟

503
00:33:09,997 --> 00:33:11,965
‫گوشت نمی‌خورم

504
00:33:35,290 --> 00:33:36,490
‫خدا رو شکر رسیدی خونه

505
00:33:36,525 --> 00:33:37,825
‫"دِینا"

506
00:33:37,860 --> 00:33:39,060
‫چرا؟ چی شده؟

507
00:33:39,094 --> 00:33:40,595
‫مدیر مدرسه‌شون امروز زنگ زد

508
00:33:40,629 --> 00:33:42,597
‫موضوعی که ۳ نفری باید راجبش صحبت بکنیم

509
00:33:42,631 --> 00:33:44,599
‫دِینا" ، همین الان بیا پایین"

510
00:33:44,633 --> 00:33:46,267
‫دارم میام . لازم نیست داد بزنی

511
00:33:48,938 --> 00:33:51,640
‫- پس مدیریت زنگ زده؟
‫- می‌خوای بهش بگی؟

512
00:33:51,674 --> 00:33:53,575
‫نه . خودت بگو . کاملاً تابلوئه
‫که از همه چیز خبر داری

513
00:33:53,609 --> 00:33:55,810
‫- دعواش شده
‫- دعوام نشده

514
00:33:55,845 --> 00:33:57,011
‫توی جلسه‌ی امروز صبح

515
00:33:57,046 --> 00:33:58,913
‫من شروعش نکردم

516
00:33:58,948 --> 00:34:02,851
‫- یه مشت احمق...
‫- اونا احمق نیستن

517
00:34:02,885 --> 00:34:04,986
‫راستش دقیقاً احمقن

518
00:34:05,020 --> 00:34:07,789
‫فین والدِن" اونجا بوده"
‫پسر معاون اول رئیس‌جمهور

519
00:34:07,823 --> 00:34:12,660
‫می‌بینی؟ فقط برای این می‌ترسه
‫"که با رفیق شفیقش خانم "والدِن

520
00:34:12,695 --> 00:34:15,463
‫- حرفش بشه
‫- هی ، وایسا ببینم . اونا چی گفتن؟

521
00:34:17,633 --> 00:34:19,467
‫ببین ، بهتره بگیم "دِینا" چی گفته

522
00:34:19,502 --> 00:34:21,770
‫گفته که تو مسلمونی

523
00:34:21,804 --> 00:34:22,971
‫جدی که نگفتمش

524
00:34:23,005 --> 00:34:25,773
‫پس چرا گفتیش؟

525
00:34:25,807 --> 00:34:29,110
‫که به همه توی مدرسه‌ی جدیدت
‫بگی که عقلت رو از دست دادی؟

526
00:34:29,144 --> 00:34:31,513
‫که کاری بکنی دیگه نتونم
‫سرم رو اونجا بالا بگیرم؟

527
00:34:31,547 --> 00:34:35,183
‫که رابطه‌ی بابات رو با معاون اول رئیس‌جمهور
‫به‌هم بزنی؟ نه . جداً می‌خوام بدونم

528
00:34:35,217 --> 00:34:37,018
‫انقدر برای جلب توجه له‌له میزنی؟

529
00:34:37,052 --> 00:34:39,287
‫مامان ، گفتم که حواسم نبود

530
00:34:39,322 --> 00:34:41,189
‫- حواست نبود؟
‫- اونا اصلاً باور نکردن

531
00:34:41,224 --> 00:34:42,824
‫موضوع این نیست

532
00:34:42,859 --> 00:34:45,126
‫می‌خوام بدونم چرا همچین چیزی گفتی؟

533
00:34:45,161 --> 00:34:48,863
‫نه . به بابات نگاه نکن
‫دارم ازت می‌پرسم

534
00:34:48,898 --> 00:34:50,398
‫نکنه از عمد دچار ناتوانی تصمیم‌گیری شدی؟

535
00:34:50,432 --> 00:34:52,701
‫همینه؟ می‌خوای بریم پیش روانپزشک؟

536
00:34:52,735 --> 00:34:54,002
‫- جسیکا» ، تمومش کن»
‫- نه . جداً می‌خوام بدونم

537
00:34:54,036 --> 00:34:56,871
‫چرا باید همچین چیزه خرکی بگه

538
00:34:56,906 --> 00:34:58,573
‫چون که واقعیت داره

539
00:35:00,109 --> 00:35:03,211
‫چی؟

540
00:35:05,281 --> 00:35:08,016
‫بابا ، متأسفم

541
00:35:08,050 --> 00:35:12,020
‫واقعاً متأسفم . نمی‌خواستم بگم
‫فقط از دهنم پرید

542
00:35:13,756 --> 00:35:15,823
‫وایسا

543
00:35:15,858 --> 00:35:20,395
‫نمی‌خواستم بهت بگم چون که
‫میدونستم ناراحت‌ـت می‌کنه

544
00:35:25,101 --> 00:35:27,368
‫و به "دِینا" گفتی؟

545
00:35:27,403 --> 00:35:30,004
‫نه

546
00:35:30,039 --> 00:35:35,410
‫نه . داشتم توی گاراژ نماز می‌خوندم
‫که من رو دید

547
00:35:36,645 --> 00:35:38,947
‫توی گاراژ؟

548
00:35:47,289 --> 00:35:49,591
‫"جسیکا"

549
00:35:49,625 --> 00:35:52,360
‫بابا ، نمی‌خواستم بگم

550
00:35:52,394 --> 00:35:55,597
‫میدونم . مشکلی نیست

551
00:36:19,321 --> 00:36:20,722
‫"جس"

552
00:36:20,756 --> 00:36:25,760
‫حالا دیگه معلوم شد
‫چرا انقدر اینجا می‌مونی

553
00:36:25,794 --> 00:36:27,128
‫می‌خوای دلیلش رو بدونی؟

554
00:36:27,162 --> 00:36:28,396
‫اصلاً مگه مهمه؟

555
00:36:28,430 --> 00:36:29,631
‫برای من مهمه

556
00:36:29,665 --> 00:36:31,766
‫مهم اینه که تو بهم دروغ گفتی

557
00:36:31,801 --> 00:36:35,069
‫هر باری که میومدی اینجا
‫به من دروغ می‌گفتی

558
00:36:35,104 --> 00:36:36,070
‫نه

559
00:36:36,105 --> 00:36:37,739
‫چرا "برودی" . آره

560
00:36:37,773 --> 00:36:40,241
‫میدونی چقدر اعصاب‌خُردکن‌ـه؟

561
00:36:40,276 --> 00:36:42,644
‫میدونی چقدر آزاردهنده‌ست؟

562
00:36:42,678 --> 00:36:45,346
‫متأسفم

563
00:36:47,149 --> 00:36:49,517
‫نمی‌فهمم چرا

564
00:36:49,551 --> 00:36:52,286
‫اینا آدمایی هستن که شکنجه‌ـت کردن

565
00:36:52,321 --> 00:36:55,155
‫اینا آدمایی هستن اگه
‫"می‌فهمیدن "دِینا" و "زاندر

566
00:36:55,190 --> 00:36:59,327
‫باهم سکس داشتن جلوی چشم
‫مردم سنگسارشون می‌کردن

567
00:36:59,361 --> 00:37:01,596
‫نباید با زمین برخورد کنه

568
00:37:05,901 --> 00:37:09,336
‫این رو جدی جدی گفتی؟

569
00:37:21,549 --> 00:37:24,952
‫فکر می‌کردم این احمق‌بازی‌ها رو کنار گذاشتی

570
00:37:24,986 --> 00:37:26,620
‫فکر می‌کردم به یه جایی رسیدیم

571
00:37:26,654 --> 00:37:27,821
‫رسیدیم

572
00:37:27,855 --> 00:37:29,356
‫نه . نرسیدیم

573
00:37:32,660 --> 00:37:35,695
‫من با یه تفنگدار دریایی آمریکا ازدواج کردم

574
00:37:35,729 --> 00:37:40,399
‫نباید اینطوری بشه

575
00:37:40,434 --> 00:37:43,135
‫تو زن و ۲تا بچه داری

576
00:37:43,169 --> 00:37:46,638
‫تو نماینده‌ی کنگره ملی هستی و برای
‫معاون اولی رئیس‌جمهور داری نامزد میشی

577
00:37:46,673 --> 00:37:49,975
‫نباید اینطور بشه . می‌فهمی دیگه؟

578
00:37:51,044 --> 00:37:54,180
‫آره «جس» . میدونم

579
00:38:05,225 --> 00:38:07,393
‫اونم میدونه؟

580
00:38:07,427 --> 00:38:09,729
‫کی؟

581
00:38:09,763 --> 00:38:14,100
‫همون زنه توی سی‌آی‌اِی باهاش بودی

582
00:38:14,134 --> 00:38:16,502
‫میدونه که مسلمون هستی؟

583
00:38:16,537 --> 00:38:19,104
‫چرا می‌خوای بدونی؟

584
00:38:19,139 --> 00:38:23,475
‫چون که جلوی در خونه‌مون یه سری
‫چیزها گفت که یهو همه‌شون یادم افتاد

585
00:38:25,278 --> 00:38:33,284
‫جس" ، اون زن از سی‌آی‌اِی اخراج شد"
‫و توی بیمارستان روانی بستری شد

586
00:38:55,340 --> 00:38:57,308
‫"کری"

587
00:38:57,342 --> 00:38:59,276
‫"کری"

588
00:39:07,018 --> 00:39:09,653
‫هی ، بیدار شو

589
00:39:09,688 --> 00:39:11,956
‫ساعت چنده؟

590
00:39:11,990 --> 00:39:14,092
‫۲:۳۰

591
00:39:14,126 --> 00:39:16,260
‫بعدازظهر؟

592
00:39:16,295 --> 00:39:17,895
‫آره

593
00:39:17,930 --> 00:39:21,766
‫تا یه ساعت دیگه میریم
‫باید بلند بشی

594
00:39:23,870 --> 00:39:25,337
‫تا اون‌موقع آماده میشی؟

595
00:39:25,371 --> 00:39:27,573
‫حتماً

596
00:39:27,607 --> 00:39:29,475
‫باشه

597
00:39:57,570 --> 00:39:59,238
‫قربان

598
00:39:59,272 --> 00:40:02,475
‫لطفا کت‌تون رو در بیارین
‫و جیباتون رو خالی کنید

599
00:40:04,878 --> 00:40:06,879
‫خیلی ممنون

600
00:40:14,922 --> 00:40:16,488
‫وقتی دیدمش حالش خوب بود

601
00:40:16,523 --> 00:40:17,490
‫"آره . توی "ورجینیا

602
00:40:17,524 --> 00:40:20,660
‫که کنار خانوادش بود . که از نظر
‫روانی بهش اهمیت میدن و مواظبشن

603
00:40:20,694 --> 00:40:22,995
‫حالا ۶هزار مایل باهاشون فاصله داره

604
00:40:23,029 --> 00:40:25,565
‫مندز" اونجاست . میگه که فکر نکنه"
‫کری" از پس‌ـش بربیاد"

605
00:40:25,599 --> 00:40:27,233
‫مندز" باهات حرف زده؟"

606
00:40:27,267 --> 00:40:28,401
‫با هردومون

607
00:40:28,435 --> 00:40:31,804
‫سائول" ، قبلاً راجبش حرف زدیم"
‫هیچ راه چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

608
00:40:31,839 --> 00:40:33,740
‫آره . راه مناسب نداریم

609
00:40:33,774 --> 00:40:36,242
‫اما اگه "کری" این عملیات رو به گند بکشه
‫دیگه هیچ راهی برامون نمی‌مونه

610
00:40:38,246 --> 00:40:40,247
‫- میشه برای ۲۴ ساعت عقب بندازیم؟
‫- برای چی؟

611
00:40:40,281 --> 00:40:44,418
‫منتظرم از ۲تا از منبع‌ها خبری بشه
‫شاید یکی‌شون اطلاعاتی داشته باشه

612
00:40:44,452 --> 00:40:48,689
‫همون زن و شوهر رو میگی؟
‫اون استاد دانشگاه آمریکا؟

613
00:40:48,723 --> 00:40:50,558
‫"اونا منبع ما نیستن "سائول
‫مثله مهمون برای شام می‌مونن

614
00:40:50,592 --> 00:40:52,593
‫خودت گفتی

615
00:40:52,627 --> 00:40:54,995
‫ببین ، میدونم نگرانی "کری" هستی

616
00:40:55,030 --> 00:40:56,530
‫منم هستم

617
00:40:56,564 --> 00:41:03,303
‫اما زن فرمانده «حزب‌الله» بهمون گفته
‫راجبه حمله به آمریکا اطلاعاتی داره

618
00:41:05,540 --> 00:41:07,608
‫گوشی دست‌ـته؟

619
00:41:07,642 --> 00:41:09,944
‫آره

620
00:41:09,978 --> 00:41:11,779
‫تا یه ساعت دیگه عملیات شروع میشه

621
00:41:11,813 --> 00:41:14,882
‫وقتی درها باز بشه ازت می‌خوام
‫کری" رو ازش رد بکنی"

622
00:41:23,626 --> 00:41:25,894
‫ببخشید دیر رسیدم
‫داشتم تلفنی حرف میزدم

623
00:41:25,928 --> 00:41:28,296
‫نه . ممنونم که وقت‌تون رو به من دادین

624
00:41:28,330 --> 00:41:29,965
‫مطمئنم سرتون کاملاً شلوغه

625
00:41:29,999 --> 00:41:32,067
‫تازه داشتم عادت می‌کردم
‫جناب نماینده صدات بزنم

626
00:41:32,101 --> 00:41:34,536
‫تا انتخاب نهایی چند ماه دیگه فاصله داریم

627
00:41:34,570 --> 00:41:36,471
‫تا اون‌موقع خیلی اتفاقا میوفته

628
00:41:36,505 --> 00:41:39,767
‫جناب معاون اول رئیس‌جمهور
‫راجبه شانس شما خیلی امیدواره

629
00:41:39,792 --> 00:41:43,411
‫برای همین برای آماده کردن‌تون
‫خیلی علاقه‌ی شخصی داره

630
00:41:43,445 --> 00:41:44,979
‫خواهش می‌کنم بشینید

631
00:41:48,449 --> 00:41:51,552
‫خُب ، یادمه شماها باهم کار می‌کردین

632
00:41:51,586 --> 00:41:54,421
‫همون‌موقع‌ها که معاون اول
‫رئیس‌جمهور مسئول اینجا بود

633
00:41:54,455 --> 00:41:56,924
‫به‌خاطر "بیل والدِن"ـه که این شغل رو دارم

634
00:41:56,958 --> 00:41:59,093
‫موقعی که فقط ۸تا هواپیمای

635
00:41:59,128 --> 00:42:03,631
‫بدون‌سرنشین "نابودگر" روی «بغداد» داشتیم من
‫رو از پشت میز کنار کشید که بهش کمک کنم

636
00:42:04,800 --> 00:42:06,167
‫حالا چندتا دارین؟

637
00:42:06,201 --> 00:42:08,135
‫چندتا؟

638
00:42:08,170 --> 00:42:09,436
‫"نابودگر"

639
00:42:09,471 --> 00:42:11,839
‫نمیدونم . ۸هزار؟ ۹هزار؟

640
00:42:11,873 --> 00:42:13,174
‫تعدادشم از دست‌تون خارج شده؟

641
00:42:13,208 --> 00:42:16,611
‫از اون‌موقع "القاعده" به‌خاطر
‫اون هواپیماها بدجور وحشی شده

642
00:42:16,645 --> 00:42:18,246
‫این مهمه . درسته؟

643
00:42:18,280 --> 00:42:20,481
‫درسته

644
00:42:20,516 --> 00:42:21,849
‫بیا داخل

645
00:42:21,884 --> 00:42:26,187
‫ببخشید که مزاحم شدم
‫ولی یه مورد فوری داریم

646
00:42:26,221 --> 00:42:27,689
‫چی هست؟

647
00:42:27,723 --> 00:42:30,425
‫می‌تونی بگی اگه محرمانه نیست

648
00:42:30,460 --> 00:42:33,161
‫رویا حماد" امشب توی تلوزیون برنامه داره"

649
00:42:33,196 --> 00:42:35,197
‫- و نظر شما رو می‌خواد
‫- اونم الان؟

650
00:42:35,231 --> 00:42:36,832
‫توی اتاق خبرنگارهاست

651
00:42:38,735 --> 00:42:40,603
‫بخش ارتباط رسانه‌ای می‌تونه بهش کمک بکنه

652
00:42:40,637 --> 00:42:43,272
‫سعی کردن اما متصدی روابط عمومی رو
‫اینجا فرستادن

653
00:42:43,306 --> 00:42:45,641
‫اما "دی‌سی‌آی" مداخله کرده
‫و می‌خواد شما باهاش حرف بزنید
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(مدیر سازمان مرکزی مخفی آمریکا)</font>

654
00:42:47,510 --> 00:42:51,279
‫ببخشید که باید دوباره معذرت‌خواهی بکنم
‫اما باید به این قضیه رسیدگی بکنم

655
00:42:51,314 --> 00:42:52,781
‫نه . کارِتون رو انجام بدین

656
00:42:52,815 --> 00:42:54,483
‫همینجا می‌تونید منتظر بمونید
‫زیاد طول نمی‌کشه

657
00:42:56,086 --> 00:42:59,488
‫براتون چیزی بیارم؟ آب؟ قهوه؟

658
00:42:59,523 --> 00:43:01,857
‫نه . خیلی ممنون . مرسی

659
00:44:12,960 --> 00:44:14,628
‫جناب رئیس؟

660
00:44:14,662 --> 00:44:16,796
‫خانم "حماد" ، چه کمکی از دستم برمیاد؟

661
00:44:16,830 --> 00:44:19,565
‫خواهش می‌کنم

662
00:44:19,600 --> 00:44:23,069
‫شما می‌تونید گزارش نابودی ۴تا از

663
00:44:23,103 --> 00:44:26,772
‫تأسیسات هسته‌ای ایران
‫رو که واقعاً نابود شدن

664
00:44:26,806 --> 00:44:29,408
‫و پنجمین تأسیسات که همچنان داره
‫فعالیت می‌کنه رو تأیید یا رد بکنید

665
00:44:29,442 --> 00:44:32,110
‫کی این گزارش‌ها رو داده؟

666
00:44:32,144 --> 00:44:34,246
‫چندین منابع داخل دولت

667
00:44:34,280 --> 00:44:36,348
‫دولت ما یا دولت ایران؟

668
00:45:08,280 --> 00:45:12,316
‫ما امشب در "اخبار جهان" با یا بدون
‫بیانیه سازمان این گزارش رو پخش می‌کنیم

669
00:45:12,350 --> 00:45:17,020
‫کاری که لازمه رو انجام بدین اما اگه
‫جای شما بودم عقب مینداختمش

670
00:45:17,054 --> 00:45:19,756
‫مگر اینکه با اشتباه بودن وقایع
‫مشکلی نداشته باشین

671
00:45:19,791 --> 00:45:21,525
‫منظورتون چیه؟

672
00:45:23,294 --> 00:45:25,695
‫آخر هفته‌ی خوبی داشته باشین

673
00:45:25,730 --> 00:45:28,498
‫میدونید که به این موضوع نزدیک شدم
‫حداقل کمک کنید این وقایع رو درست درک کنم

674
00:45:28,533 --> 00:45:29,700
‫امکان نداره

675
00:45:29,734 --> 00:45:31,335
‫پس نظرتون راجبه قرار شام چیه؟

676
00:45:33,805 --> 00:45:39,645
‫شنبه شب؟ کافه "میلانو"؟
‫ساعت ۸ برای ۲ نفر رزرو دارم

677
00:45:39,679 --> 00:45:43,316
‫می‌تونید بهم شراب تعارف بکنید
‫و پاستا برام سِرو بکنید

678
00:45:43,350 --> 00:45:45,885
‫اما امکان نداره اطلاعات محرمانه
‫رو در اختیارتون بذارم

679
00:45:45,919 --> 00:45:47,487
‫مشکلی نیست

680
00:45:47,521 --> 00:45:50,723
‫مطمئنم موضوعات دیگه‌ای هم
‫برای حرف زدن هست

681
00:45:53,160 --> 00:45:56,495
‫خیلی‌خب

682
00:45:56,529 --> 00:45:59,498
‫جواب‌تون مثبته؟

683
00:45:59,532 --> 00:46:02,334
‫بله

684
00:46:02,369 --> 00:46:04,737
‫شنبه

685
00:46:25,358 --> 00:46:30,595
‫به "کورمن" بگو نم پس نده
‫که "رویا" رو بپیچونه

686
00:46:30,630 --> 00:46:34,299
‫تا جایی که دست نگه داره تا ببینم
‫این اطلاعات از کجا درز کرده

687
00:46:35,768 --> 00:46:38,536
‫همه چیز روبراه‌ـه؟

688
00:46:38,571 --> 00:46:41,206
‫آره . ردیفه

689
00:46:52,300 --> 00:46:55,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" فرودگاه بین‌المللی رفیق حریری بیروت  "</font>

690
00:47:19,079 --> 00:47:20,980
‫تنهایی سفر می‌کنید؟

691
00:47:21,014 --> 00:47:22,415
‫خانم "مورریسسی"؟

692
00:47:22,449 --> 00:47:23,816
‫جانم؟

693
00:47:23,850 --> 00:47:25,951
‫ازتون پرسیدم تنهایی مسافرت می‌کنید

694
00:47:25,985 --> 00:47:27,853
‫بله

695
00:47:34,628 --> 00:47:36,662
‫وسلیه‌ای دارین که بررسی بشه؟

696
00:47:36,697 --> 00:47:38,131
‫نه

697
00:47:54,016 --> 00:47:56,418
‫"هتل "کامادور

698
00:48:42,233 --> 00:48:44,133
‫کری"؟"

699
00:48:44,168 --> 00:48:46,502
‫ببخشید که دیر رسیدم . نصف خیابونا رو بستن

700
00:48:46,537 --> 00:48:48,004
‫آره . مردم اعصاب ندارن

701
00:48:48,038 --> 00:48:49,739
‫آره . معلومه

702
00:48:49,773 --> 00:48:50,706
‫پرواز چطور بود؟

703
00:48:50,740 --> 00:48:51,974
‫یه خورده دست‌انداز داشت

704
00:48:52,008 --> 00:48:53,375
‫اما موفق شدی

705
00:48:53,410 --> 00:48:57,513
‫آره . مثل قدیما

706
00:49:00,217 --> 00:49:03,920
‫کری" ، خوب گوش کن"
‫از کافی‌شاپ رد شو . واینستا

707
00:49:03,954 --> 00:49:04,821
‫چرا؟

708
00:49:04,855 --> 00:49:05,989
‫مهمون داریم

709
00:49:06,023 --> 00:49:08,191
‫شنیدی؟

710
00:49:08,225 --> 00:49:09,326
‫آره

711
00:49:09,360 --> 00:49:12,195
‫"توی خیابون "ال‌قدین ۲۲۱۸
‫یه خونه‌ی امن هست

712
00:49:12,230 --> 00:49:13,897
‫از شرشون خلاص شدم میام اونجا

713
00:49:13,932 --> 00:49:15,432
‫- باشه
‫- آدرس رو تکرار کن

714
00:49:15,467 --> 00:49:18,901
‫- "خیابون "ال‌قدین ۲۲۱۲
‫- ۲۲۱۸

715
00:49:18,925 --> 00:49:20,925
‫۲۲۱۸

716
00:49:44,730 --> 00:49:46,231
‫لعنتی

717
00:49:46,265 --> 00:49:48,200
‫"یکی‌شون دیدت "کری

718
00:49:48,234 --> 00:49:49,935
‫یه مرد با کت خاکستری با خط‌های راه‌راه زرد
‫داره از خیابون "ال‌برقوت" رد میشه

719
00:49:49,969 --> 00:49:51,536
‫رفیقش داری من رو می‌پاد

720
00:49:51,571 --> 00:49:53,205
‫من اینجا می‌مونم . مشکلی برای تو پیش نمیاد

721
00:49:53,240 --> 00:49:54,940
‫تلفنت رو بنداز دور و بذار دستگیرت بکنن

722
00:49:54,975 --> 00:49:56,475
‫اسم و فاملیت چند ساعتی سر کارشون میذاره
‫تا با سفیرشون تماس بگیریم

723
00:49:56,510 --> 00:49:58,377
‫«می‌تونم از شرش خلاص بشم «سائول

724
00:49:58,411 --> 00:49:59,979
‫اگه فرار بکنی بدترش می‌کنی

725
00:50:00,013 --> 00:50:01,614
‫اگه دستگیرم بکنن عملیات به باد میره

726
00:50:01,648 --> 00:50:02,548
‫نگران اینش نباش

727
00:50:04,451 --> 00:50:07,086
‫کری"؟"

728
00:50:07,120 --> 00:50:09,021
‫کری"؟"

729
00:51:17,600 --> 00:51:20,900
‫خواهش می‌کنم کمک کنید
‫شوهرم...اون به کمک نیاز داره

730
00:53:28,121 --> 00:53:30,456
‫بابا؟

731
00:53:31,725 --> 00:53:34,793
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

732
00:53:37,898 --> 00:53:39,999
‫مادرت قرآن من رو پرت کرد روی زمین

733
00:53:40,033 --> 00:53:42,669
‫چند صفحه‌ـش پاره شده

734
00:53:42,703 --> 00:53:45,004
‫بی‌حرمتی‌ـه

735
00:53:45,038 --> 00:53:49,475
‫برای همین با احترام دارم خاکش می‌کنم

736
00:53:58,987 --> 00:54:01,288
‫بابا ، بذار کمکت کنم

737
00:54:33,500 --> 00:54:34,500
‫: مترجمین
‫Arian Drama & Foad.R

738
00:54:35,500 --> 00:54:36,500
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه
‫:.:WWW.۹Movie.CO:.:

