1
00:00:00,400 --> 00:00:01,400
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه
‫:.:WWW.۹Movie.CO:.:

2
00:00:02,400 --> 00:00:05,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۲
‫قسمت ۱۱ : یادبود</font>

3
00:00:06,400 --> 00:00:07,400
‫: مترجمین
‫Arian Drama & Foad.R

4
00:01:20,231 --> 00:01:22,132
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

5
00:01:27,841 --> 00:01:29,108
‫گوش کن "جسیکا" . راجبه دیشب...

6
00:01:29,176 --> 00:01:31,010
‫هی ، خیلیم از دیشب خوشم اومد

7
00:01:31,078 --> 00:01:35,916
‫احساس خوشحالی که دیشب تجربه کردم
‫رو خیلی وقت بود که نداشتم

8
00:01:35,984 --> 00:01:38,452
‫کی از نقشه‌ی حمله به آمریکا خبر داره؟

9
00:01:38,520 --> 00:01:39,587
‫«رویا حماد»

10
00:01:39,655 --> 00:01:42,156
‫پشت یه میز کنار پنجره پیشِ
‫گروه فیلمبرداریش نشسته

11
00:01:42,224 --> 00:01:45,860
‫اگه این بمب باشه
‫حداقل ۹۰ کیلو وزنشه

12
00:01:45,927 --> 00:01:48,129
‫تیم عملیاتی ۱ ، ۲ و ۳
‫حرکت کنید . تمام

13
00:01:50,933 --> 00:01:52,033
‫FBI

14
00:01:52,101 --> 00:01:54,068
‫دستاتون رو نشون بدین

15
00:01:54,135 --> 00:01:56,437
‫این اون نیستش
‫این "ابونظیر" نیست

16
00:01:58,974 --> 00:02:01,643
‫کاری نکن
‫هنوز بهش نیاز داریم . تکرار می‌کنم

17
00:02:01,711 --> 00:02:02,978
‫کاری نکن

18
00:02:03,046 --> 00:02:04,280
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

19
00:02:04,348 --> 00:02:07,083
‫- پیتر کوئین» یکی از افراد منه»
‫- چرا "اِستیس" باید یه مأمور تیم عملیاتی

20
00:02:07,150 --> 00:02:10,420
‫که مخفیانه کار می‌کنه رو بذاره
‫مسئول یه مأموریت اطلاعاتی سرّی؟

21
00:02:10,488 --> 00:02:11,788
‫اون فقط یه سرباز می‌خواست

22
00:02:11,856 --> 00:02:12,889
‫کار سربازها آدم کُشتن‌ـه

23
00:02:15,693 --> 00:02:17,427
‫کری" تصادف کرده"
‫پلیسِ «واشنگتون» ماشینش رو تویِ

24
00:02:17,495 --> 00:02:19,630
‫خیابون ۱۷ـم خورد و خاکشیر پیدا کرد
‫چپ شده بود به پهلو

25
00:02:19,697 --> 00:02:21,132
‫- صدمه دیده؟
‫- اصلاً نمی‌تونن پیداش بکنن

26
00:02:21,199 --> 00:02:22,667
‫چه بلایی سر "کری" آوردی؟

27
00:02:22,734 --> 00:02:25,170
‫اگه می‌خوای بهش کمک کنی دقیقاً
‫همون کاری رو می‌کنی که من بهت میگم

28
00:02:25,237 --> 00:02:26,538
‫والدِن" قلب ضعیفی داره"

29
00:02:26,605 --> 00:02:29,141
‫از طریق بی‌سیم میشه به دستگاه
‫تحریکِ قلبش دسترسی پیدا کرد

30
00:02:29,208 --> 00:02:31,810
‫شماره‌اش رو برام بفرست
‫وگرنه "کری" رو می‌کشم

31
00:02:33,913 --> 00:02:35,246
‫یه دکتر خبر کن

32
00:02:37,250 --> 00:02:38,751
‫دارم می‌کُشمت

33
00:02:40,454 --> 00:02:41,788
‫سائول" ، "کری" هستم"

34
00:02:41,855 --> 00:02:45,025
‫- کری" ، کدوم گوری هستی؟"
‫- ابونظیر" توی یک آسیابِ متروکه‌ست"

35
00:02:45,092 --> 00:02:46,059
‫پیدات می‌کنیم . تو همونجا بمون

36
00:02:46,127 --> 00:02:47,127
‫دنبال "نظیر" نرو

37
00:02:47,195 --> 00:02:48,162
‫- سائول بِرِنسون»؟»
‫- بله

38
00:02:48,229 --> 00:02:49,329
‫طبقه‌ی بالا شما رو می‌خوان

39
00:02:49,397 --> 00:02:51,799
‫من توی راهم برای گرفتن یه تروریستم
‫چه چیزی می‌تونه مهم‌تر از این باشه؟

40
00:02:51,867 --> 00:02:52,800
‫اونا اشاره‌ای نکردن

41
00:04:28,669 --> 00:04:30,603
‫دستات رو نشون بده

42
00:04:33,841 --> 00:04:35,141
‫دستات رو نشون بده

43
00:04:35,209 --> 00:04:37,076
‫بیارین پایین اون اسلحه‌هاتون رو
‫یکی از خودمونه

44
00:04:37,144 --> 00:04:38,144
‫خیلی‌خب ، فرمانده‌ها منتظر من باشن

45
00:04:38,212 --> 00:04:40,580
‫- آماده باشین و اسلحه‌هاتون رو آماده کنین
‫- کری»؟»

46
00:04:40,648 --> 00:04:41,748
‫اون همینجا بودش

47
00:04:41,815 --> 00:04:43,349
‫دقیقاً جلوم بود . باید بگیریمیش

48
00:04:43,417 --> 00:04:45,518
‫می‌گیریمش اما تو همینجا بمون

49
00:04:45,585 --> 00:04:46,919
‫- تیم "براوو" ، وارد بشید
‫- چشم قربان

50
00:04:46,987 --> 00:04:48,822
‫- "تیم "آلفا
‫- داریم وارد میشیم

51
00:04:48,889 --> 00:04:50,423
‫- محیط رو بررسی کنید
‫- تیم "براوو" ، وارد بشین

52
00:04:53,527 --> 00:04:55,629
‫«کری»

53
00:04:55,696 --> 00:04:57,797
‫- دارم می‌برمت پیش پزشک
‫- نه

54
00:04:57,865 --> 00:04:59,699
‫اصلاً جای بحث نداره . داری می‌لرزی

55
00:05:02,336 --> 00:05:05,539
‫دقیقاً جلوم بود
‫نمیدونم چطوری گُمش کردم

56
00:05:05,606 --> 00:05:07,474
‫- مطمئنی "نظیر" بود؟
‫- آره

57
00:05:07,542 --> 00:05:09,910
‫درست بعد از اینکه با "سائول" تماس گرفتم
‫توی تونل‌ها تعقیبش کردم

58
00:05:09,978 --> 00:05:12,546
‫از کجا؟

59
00:05:12,613 --> 00:05:14,347
‫یه جایی حوالیِ...

60
00:05:14,415 --> 00:05:16,817
‫دقیقاً همونجایی که من رو زندانی کرده بود

61
00:05:16,884 --> 00:05:18,652
‫- کنار یه جاده
‫- پس نزدیک به جاده بودی؟

62
00:05:18,720 --> 00:05:21,488
‫آره . برای مدت طولانی
‫ازش دور نبودم

63
00:05:21,556 --> 00:05:22,956
‫چطوری خودت رو آزاد کردی؟

64
00:05:26,093 --> 00:05:28,028
‫فرار کردم

65
00:05:28,096 --> 00:05:29,129
‫چطور؟

66
00:05:29,197 --> 00:05:30,564
‫شانس آوردم

67
00:05:32,366 --> 00:05:34,467
‫دارم یخ میزنم

68
00:05:37,271 --> 00:05:39,006
‫یالا

69
00:05:41,443 --> 00:05:43,010
‫سائول" کجاست؟"

70
00:05:43,078 --> 00:05:44,912
‫توی "لنگلی" گیر کردش

71
00:05:44,980 --> 00:05:47,314
‫یحتمل گیرِ وضعیت معاون اول رئیس‌جمهورـه

72
00:05:47,382 --> 00:05:49,851
‫چه وضعیتی؟

73
00:05:49,918 --> 00:05:51,886
‫درسته . تو نبودی

74
00:05:58,260 --> 00:06:00,361
‫والدِن" مُرده"

75
00:06:01,830 --> 00:06:03,598
‫چطوری؟

76
00:06:03,666 --> 00:06:06,501
‫حمله‌ی قلبی توی خونه‌ی خودش

77
00:06:06,569 --> 00:06:09,371
‫ظاهراً که دستگاه تحریک‌کننده‌ی قلبش
‫درست کار نکرده

78
00:06:10,506 --> 00:06:12,808
‫خب ، بشین و هر کاری که
‫این یارو میگه رو انجام بده

79
00:06:12,876 --> 00:06:15,845
‫منم امیدوارم که با "نظیر" برگردم . باشه؟

80
00:06:25,156 --> 00:06:31,829
‫نمی‌تونی بخوابی؟ منم همینطور

81
00:06:33,598 --> 00:06:35,532
‫با "سینتیا" صحبت کردم

82
00:06:35,600 --> 00:06:38,135
‫- حالش چطوره؟
‫- خیلی بده

83
00:06:38,202 --> 00:06:42,105
‫هر چی باشه برای ۳۰ سال بود
‫که باهم ازدواج کرده بودن

84
00:06:42,173 --> 00:06:44,307
‫گفتش که خوشحال بودش
‫که وقتی شوهرش مُرد

85
00:06:44,375 --> 00:06:46,310
‫تو پیش‌ـش بودی

86
00:06:51,216 --> 00:06:54,986
‫همه چیز تغییر کرد ، مگه نه؟

87
00:06:55,053 --> 00:06:56,987
‫حالا که "بیل" مُرده

88
00:06:57,055 --> 00:07:00,657
‫خب ، من دیگه نمی‌تونم معاون اول
‫رئیس‌جمهور بشم اگه منظورت این باشه

89
00:07:00,725 --> 00:07:03,126
‫منظورم این نبود

90
00:07:05,396 --> 00:07:08,765
‫منظورم اینه که همه چیز تغییر کرده

91
00:07:10,901 --> 00:07:12,869
‫همه چیز

92
00:07:15,005 --> 00:07:18,241
‫همه‌ـش از خودم می‌پرسم
‫اصلاً چطوری به اینجا رسیدیم

93
00:07:18,308 --> 00:07:20,310
‫همینجوری اتفاق‌ها رخ میداد

94
00:07:20,377 --> 00:07:21,944
‫موقعیت‌هایی که به‌نظر فرصت میومدن

95
00:07:24,147 --> 00:07:27,216
‫ما هم همینطوری ادامه میدادیم‌شون
‫یکی پس از دیگری

96
00:07:34,625 --> 00:07:39,129
‫فکر می‌کنم دیگه الان وقتشه که
‫دست نگه داریم و فکر کنیم

97
00:07:53,074 --> 00:07:55,675
‫چیه؟

98
00:07:57,578 --> 00:07:59,880
‫فقط بهم بگو

99
00:08:14,997 --> 00:08:16,764
‫فکر می‌کنم که احتمالاً باید...

100
00:08:16,832 --> 00:08:18,532
‫باشه

101
00:08:27,076 --> 00:08:28,543
‫الو؟

102
00:08:28,611 --> 00:08:30,045
‫منم

103
00:08:30,112 --> 00:08:31,346
‫پس حال‌ـت خوبه؟

104
00:08:31,414 --> 00:08:32,481
‫آره

105
00:08:32,548 --> 00:08:34,483
‫کجایی؟

106
00:08:34,550 --> 00:08:36,151
‫حوالی جایی که من رو دستگیر کرده بود

107
00:08:36,218 --> 00:08:37,385
‫دارن دنبالش می‌گردن

108
00:08:37,453 --> 00:08:39,220
‫- کیا؟
‫- همه

109
00:08:39,287 --> 00:08:42,090
‫تقریباً نصف تیم‌های عملیاتی

110
00:08:42,157 --> 00:08:44,993
‫راه فراری نیست
‫این‌دفعه دیگه توی چنگ‌مونه

111
00:08:48,897 --> 00:08:52,867
‫کوئین" ازم پرسیدش که"
‫چطوری قسر در رفتم

112
00:08:52,934 --> 00:08:55,236
‫تو چی بهش گفتی؟

113
00:08:55,303 --> 00:08:57,838
‫که خودم فرار کردم

114
00:08:57,906 --> 00:08:59,106
‫خوبه

115
00:08:59,174 --> 00:09:02,076
‫اما وقتی "نظیر" رو گرفتیم اون چی میگه؟

116
00:09:02,143 --> 00:09:03,911
‫- اهمیتی نداره
‫- چرا ، داره

117
00:09:05,013 --> 00:09:07,314
‫والدِن" مُرده"

118
00:09:07,382 --> 00:09:13,253
‫ببین ، تمام چیزی که الان برام
‫مهمه اینه که تو جات امنه

119
00:09:21,963 --> 00:09:23,964
‫من باید برم

120
00:10:05,540 --> 00:10:06,740
‫«لری»

121
00:10:06,808 --> 00:10:09,242
‫«سائول»

122
00:10:09,310 --> 00:10:12,012
‫پس این برنامه‌ی "اِستیس"ـه

123
00:10:12,079 --> 00:10:14,014
‫- چه برنامه‌ای؟
‫- این ، تو

124
00:10:14,082 --> 00:10:15,682
‫- دروغ‌سنج
‫- آروم باش

125
00:10:15,750 --> 00:10:17,650
‫که فقط داره برای یه دلیل ازش استفاده می‌کنه

126
00:10:17,718 --> 00:10:19,619
‫تا من رو توی این اتاق زندانی نگه داره

127
00:10:19,686 --> 00:10:22,688
‫- من که در جریان نیستم
‫- در جریانی . خودم همین الان بهت گفتم

128
00:10:22,756 --> 00:10:26,292
‫سائول» ، ما همه‌مون با این‌کار موافقت کردیم»

129
00:10:26,359 --> 00:10:29,494
‫توی بخش ۱۷۳ قرارداد استخدامی‌مون درج شده

130
00:10:29,562 --> 00:10:30,829
‫باشه

131
00:10:30,897 --> 00:10:32,831
‫واقعاً باید آروم باشی

132
00:10:32,899 --> 00:10:34,833
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

133
00:10:34,900 --> 00:10:36,034
‫چون آزمایش رو میوفتی

134
00:10:36,102 --> 00:10:37,869
‫آزمایش رو میوفتم؟
‫مگه دوران دبستانه؟

135
00:10:37,937 --> 00:10:39,471
‫البته که آزمایش رو میوفتم

136
00:10:39,538 --> 00:10:41,139
‫این آزمایش یه لوده‌بازیه

137
00:10:41,207 --> 00:10:43,942
‫از نظر "اِستیس" اینطوری نیستش

138
00:10:44,010 --> 00:10:45,777
‫به‌نظر که خیلی راجبش جدی میومد

139
00:10:45,845 --> 00:10:47,546
‫می‌تونی لطفاً بلند بشی؟

140
00:10:50,650 --> 00:10:53,852
‫این رو نگه‌دار

141
00:10:53,919 --> 00:10:55,487
‫خب ، حالا چی می‌خواین بهم آویزون کنین؟

142
00:10:55,554 --> 00:10:58,924
‫- منظورت چیه؟
‫- منظورم اینه که می‌خواین راجبه چی ازم سوال بپرسین؟

143
00:10:58,992 --> 00:11:00,392
‫ماشین‌های شرکت؟

144
00:11:00,460 --> 00:11:02,495
‫استفاده‌ی بیش از حد از مواد غذاییِ شرکت؟

145
00:11:02,563 --> 00:11:04,397
‫من فقط اینجام که دستگاه رو راه بندازم

146
00:11:04,465 --> 00:11:07,566
‫ایشون سوالات رو می‌پرسه

147
00:11:11,872 --> 00:11:13,840
‫تو دیگه چه خری هستی؟

148
00:11:19,346 --> 00:11:23,116
‫CIA وی رئیس سازمانِ به
‫به مدت ۳.۵ سال جنجالی قبل از اینکه

149
00:11:23,183 --> 00:11:24,951
‫به مقام معاون اولی ریاست‌جمهوری
‫انتخاب شود بود

150
00:11:25,019 --> 00:11:27,620
‫وی برای تحصیل به دانشگاه "نوتردام" رفت
‫جایی که

151
00:11:27,688 --> 00:11:30,623
‫- به عنوان ورزش فوتبال را هم ادامه داد
‫- معاون اول رئیس‌جمهور ایالات متحده

152
00:11:30,691 --> 00:11:32,525
‫یعنی آدم با خودش فکر می‌کنه
‫نمی‌تونن یه پُرنشاط تر از اینکه بگن

153
00:11:32,593 --> 00:11:34,294
‫توی کالج فوتبال بازی می‌کرده پیدا کنن؟

154
00:11:36,698 --> 00:11:40,234
‫تیم عملیاتی گشتِ نهایی خودشون رو
‫هم انجام دادن . خبری از "نظیر" نیست

155
00:11:41,770 --> 00:11:44,039
‫امکان نداره

156
00:11:45,275 --> 00:11:46,975
‫دقیقاً پشت سرش بود

157
00:11:47,043 --> 00:11:49,811
‫میدونم اما فکر کنم باید
‫فرض رو بر این بذاریم

158
00:11:49,879 --> 00:11:52,114
‫که احتمالاً از اینجا فرار کرده

159
00:11:52,182 --> 00:11:54,684
‫"ما ۲تا از اعضای شبکه‌ی "نظیر
‫رو توی «لنگلی» داریم که

160
00:11:54,751 --> 00:11:55,651
‫منتظرن تا بازجویی بشن

161
00:11:55,719 --> 00:11:58,721
‫واقعاً فکر می‌کنی از اینجا فرار کرده
‫و از تمام این چیزها بی‌دردسر رد شده؟

162
00:11:58,789 --> 00:12:00,156
‫فقط دارم میگم اینطور به‌نظر میاد

163
00:12:02,292 --> 00:12:05,861
‫پس یکی کمکش کرده
‫حتماً همینطور بوده

164
00:12:05,929 --> 00:12:07,830
‫- از طرف کی؟
‫- خب ، چرا از اولش هم ما

165
00:12:07,898 --> 00:12:09,431
‫این مأموریت رو به‌صورت سرّی شروع کردیم؟

166
00:12:09,499 --> 00:12:12,501
‫- چون که قبلش مدام اطلاعات‌مون لو میرفت
‫- پس فکر می‌کنی

167
00:12:12,569 --> 00:12:14,303
‫یکی از افراد خودمون داره
‫برعلیه‌مون کار می‌کنه؟

168
00:12:14,370 --> 00:12:16,538
‫- حالا مگه تو توجیه دیگه‌ای داری؟
‫- "آره . "نظیر

169
00:12:16,606 --> 00:12:18,774
‫- قبل از اینکه ما برسیم اینجا فرار کرده
‫- بهت که گفتم

170
00:12:18,842 --> 00:12:22,178
‫دقیقاً همینجا بودش
‫خودم صداش رو شنیدم

171
00:12:26,350 --> 00:12:28,618
‫خیلی‌خب ، یه دور دیگه می‌گردیم

172
00:12:30,087 --> 00:12:33,657
‫هی پسرها ، بریم . برمیگردیم داخل

173
00:12:38,696 --> 00:12:41,298
‫دوباره امتحان می‌کنیم

174
00:12:41,366 --> 00:12:43,867
‫- اسمت "سائول بِرِنسون"ـه؟
‫- بله

175
00:12:43,935 --> 00:12:48,405
‫- بعضی مواقع بهت میگن "خرس"؟
‫- امیدوارم که اینطور نباشه

176
00:12:48,473 --> 00:12:50,341
‫نه

177
00:12:52,044 --> 00:12:53,611
‫در حال حاضر در «آلاباما» سکونت داری؟

178
00:12:53,679 --> 00:12:55,680
‫نه

179
00:12:55,748 --> 00:12:58,650
‫قصد داری تا امروز اینجا صادقانه جواب بدی؟

180
00:13:02,488 --> 00:13:04,289
‫قصد داری تا امروز اینجا صادقانه جواب بدی؟

181
00:13:04,356 --> 00:13:05,423
‫بله

182
00:13:05,491 --> 00:13:07,960
‫ترجیح میدم کل شب کارمون طول نکشه

183
00:13:08,027 --> 00:13:10,329
‫من که فکر کنم اتفاقاً ترجیح میدی طول بکشه

184
00:13:10,396 --> 00:13:12,831
‫آیا با "آیلین مورگان" آشنایی داری؟

185
00:13:12,899 --> 00:13:15,968
‫بله . داشتم

186
00:13:16,036 --> 00:13:18,270
‫- مطلع هستی که خودکشی کرده؟
‫- بله

187
00:13:18,338 --> 00:13:20,940
‫وقتی که "آیلین" کُشته شد کنارش بودی؟

188
00:13:21,008 --> 00:13:21,941
‫بله

189
00:13:22,009 --> 00:13:23,743
‫آیلین" تروریست بود؟"

190
00:13:23,810 --> 00:13:25,445
‫خودش که می‌گفت هستش

191
00:13:25,512 --> 00:13:27,480
‫- آره یا نه
‫- آره

192
00:13:29,583 --> 00:13:31,251
‫در "تریپولی لِین" زندگی می‌کنی؟

193
00:13:31,318 --> 00:13:32,952
‫نه

194
00:13:33,020 --> 00:13:35,455
‫آیا تو اسلحه‌ای رو که

195
00:13:35,522 --> 00:13:37,624
‫آیلین مورگان" خودش رو باهاش"
‫به قتل رسوند فراهم کردی؟

196
00:13:38,726 --> 00:13:40,160
‫چی؟

197
00:13:40,228 --> 00:13:42,663
‫سوال رو جواب بده

198
00:13:42,730 --> 00:13:46,133
‫پس قضیه اینطوریاست؟

199
00:13:46,201 --> 00:13:48,502
‫من اسلحه‌اش رو فراهم کردم؟

200
00:13:48,570 --> 00:13:49,803
‫"آیا تو اسلحه‌ای رو که "آیلین مورگان

201
00:13:49,871 --> 00:13:51,204
‫- ازش برای خودکشی استفاده کرد رو فراهم کردی؟
‫- برو به "اِستیس" بگو

202
00:13:51,272 --> 00:13:54,174
‫مهم نیست که می‌خواد چقدر با یه
‫مشت کس‌شعر من رو محکوم کنه

203
00:13:54,242 --> 00:13:55,509
‫در هر حال من دنبالش هستم

204
00:13:55,577 --> 00:13:58,312
‫می‌خواد من رو بذاره مسئول مرگش؟

205
00:13:58,380 --> 00:14:00,881
‫بفرما . بذار امتحانش رو بکنه

206
00:14:00,949 --> 00:14:03,117
‫میدونی واقعاً این قضایا سر چیه؟

207
00:14:03,185 --> 00:14:06,153
‫میدونی؟

208
00:14:06,220 --> 00:14:09,156
‫نقشه‌ای برای ترور یه نماینده‌‌ی
‫کنگره‌ی ایالات متحده

209
00:14:09,224 --> 00:14:11,458
‫به محض اینکه "ابونظیر" رو دستگیر کنن

210
00:14:11,526 --> 00:14:15,028
‫چرا راجبه همین قضیه یه
‫چندتایی ازم سوال نمی‌پرسی؟

211
00:14:20,735 --> 00:14:25,206
‫"آیا تو اسلحه‌ای رو که "آیلین مورگان
‫باهاش خودکشی کرد رو فراهم کردی؟

212
00:14:28,644 --> 00:14:30,345
‫۵ ، ۶ ، ۷

213
00:14:30,413 --> 00:14:31,647
‫خیلی‌خب ، دیگه کی؟

214
00:14:31,715 --> 00:14:33,716
‫تیم ۸ نفره‌ست دیگه ، مگه نه؟

215
00:14:33,784 --> 00:14:34,917
‫بله

216
00:14:34,985 --> 00:14:39,321
‫میشه اینجا بهمون ملحق بشین؟

217
00:14:39,389 --> 00:14:41,790
‫خیلی‌خب ، کی مسئول اصلی جستجو بودش؟

218
00:14:41,858 --> 00:14:44,559
‫کری» ، من رو ببخشید لطفاً»

219
00:14:44,627 --> 00:14:45,827
‫چکار داری می‌کنی؟

220
00:14:45,895 --> 00:14:48,097
‫می‌خوام با افرادی که تونل رو
‫پاکسازی کردن صحبت کنم

221
00:14:48,164 --> 00:14:49,798
‫- باهاشون صحبت کنی؟
‫- یه چندتایی ازشون سوال بپرسم

222
00:14:49,866 --> 00:14:51,367
‫مثل چی؟ مثلاً آیا دارن برای
‫تروریست‌ها کار می‌کنن؟

223
00:14:51,434 --> 00:14:54,069
‫- همه‌شون قبلاً توی ارتش بودن
‫- خب که چی؟

224
00:14:54,137 --> 00:14:56,205
‫برای همین نمی‌تونی همینجوری با حدس و گمان
‫وفاداری‌شون رو زیرسوال ببری

225
00:14:56,273 --> 00:14:59,508
‫بهت که گفتم اگه "نظیر" فرار کرده
‫پس حتماً هم یه نفر بهش کمک کرده

226
00:15:01,310 --> 00:15:02,677
‫این سربازها ۲ نفری کار می‌کنن
‫این رو که میدونی؟

227
00:15:02,745 --> 00:15:04,713
‫برای همین می‌خوای بهمون توضیح بدی
‫چطوری یکی از اونا

228
00:15:04,781 --> 00:15:06,916
‫داشته به "نظیر" کمک می‌کرده وقتی
‫که همکارش کنارش وایستاده بوده؟

229
00:15:06,984 --> 00:15:09,586
‫یا شاید بیشتر از یه نفر داشته بهش کمک می‌کرده؟
‫یا شاید همه‌شون؟ یا شایدم این یه

230
00:15:09,653 --> 00:15:10,920
‫- دسیسه‌ی دسته‌جمعی‌ـه؟
‫- از بین ماها کی اینجا بودش؟

231
00:15:10,988 --> 00:15:13,223
‫کی جستجو رو سرپرستی می‌کرد؟
‫کدوم یکی از افرادمون؟

232
00:15:13,290 --> 00:15:15,224
‫- من
‫- دیگه کی؟

233
00:15:15,292 --> 00:15:16,926
‫این یعنی اینکه بهم اعتماد داری؟

234
00:15:16,994 --> 00:15:18,494
‫دیگه کی؟

235
00:15:19,596 --> 00:15:21,030
‫«گالوِز»

236
00:15:25,936 --> 00:15:29,038
‫دنی گالوِز» الان کجاست؟»

237
00:15:29,105 --> 00:15:30,139
‫از حراست می‌پرسم

238
00:15:30,206 --> 00:15:32,307
‫گالوِز»...اصلاً با عقل جور درمیاد؟»

239
00:15:32,375 --> 00:15:33,742
‫نمیدونم . من...

240
00:15:33,809 --> 00:15:35,744
‫توی مغازه‌ی خیاط تیر خوردش

241
00:15:35,811 --> 00:15:38,914
‫خب ، "نظیر" توی قربانی کردن افرادِ
‫خودش سابقه داره

242
00:15:38,982 --> 00:15:41,083
‫اصلاً به اطلاعات دسترسی داشت؟
‫تمام این درز خبرها

243
00:15:41,150 --> 00:15:43,151
‫در طی ۱ سال گذشته اصلاً
‫با "گالوِز" جور درمیاد؟

244
00:15:44,287 --> 00:15:46,155
‫ممکنه

245
00:15:46,222 --> 00:15:48,157
‫چیه؟

246
00:15:49,960 --> 00:15:52,228
‫اون یه مسلمونه

247
00:15:54,264 --> 00:15:56,065
‫گالوِز" ۲ دقیقه پیش"

248
00:15:56,133 --> 00:15:58,167
‫از بخش حفاظتی خارج شد
‫داره به سمت شمال میره

249
00:15:58,235 --> 00:15:59,468
‫نظیر" پیش خودشه"

250
00:15:59,536 --> 00:16:01,570
‫لایه‌ی محیطی دوم رو ببندین
‫می‌خوام همین الان جلوی اون ماشین گرفته بشه

251
00:16:01,638 --> 00:16:03,439
‫تیم "براوو" ، همراه با ما

252
00:16:03,507 --> 00:16:06,675
‫مرکز ، واحد ۴ صحبت می‌کنه
‫ماشین هدف رو تحت‌نظر داریم

253
00:16:06,743 --> 00:16:09,611
‫داره به بن‌بست نزدیک میشه
‫و ما شمارش معکوس رو آغاز می‌کنیم

254
00:16:24,360 --> 00:16:26,027
‫دستات رو بذار روی فرمون

255
00:16:26,095 --> 00:16:27,461
‫جایی که بتونیم ببینیمش
‫تکون نخور

256
00:16:30,165 --> 00:16:32,366
‫می‌تونی ببینیش؟ «نظیر» رو؟

257
00:16:32,433 --> 00:16:34,902
‫هنوز نه

258
00:16:38,039 --> 00:16:39,740
‫- مسلحه؟
‫- معلوم نیست

259
00:16:41,776 --> 00:16:43,677
‫بریم دربیاریم‌شون

260
00:16:43,745 --> 00:16:44,611
‫بریم

261
00:16:49,784 --> 00:16:54,087
‫از ماشین بیا بیرون
‫بخواب روی زمین . بخواب

262
00:16:56,691 --> 00:16:58,458
‫«کری»

263
00:16:58,526 --> 00:17:00,060
‫- چکار داری می‌کنی؟
‫- خفه‌شو

264
00:17:00,128 --> 00:17:02,629
‫- اسلحه نداره . چیزی همراهش نیست
‫- چیزی نیست

265
00:17:05,233 --> 00:17:07,000
‫هیچ‌کس دیگه‌ای توی ماشین نیست

266
00:17:08,103 --> 00:17:09,903
‫کجاست؟

267
00:17:09,971 --> 00:17:12,906
‫لعنت بهت "دنی" . کجا بردیش؟

268
00:17:12,974 --> 00:17:14,241
‫- کی رو؟
‫- ابونظیر" کجاست؟"

269
00:17:14,309 --> 00:17:15,376
‫«کری»

270
00:17:15,443 --> 00:17:16,476
‫- بهم بگو
‫- «کری»

271
00:17:16,544 --> 00:17:19,145
‫داره خونریزی می‌کنه

272
00:17:19,213 --> 00:17:21,381
‫بخیه‌‌هام باز شدن
‫داشتم میرفتم بیمارستان

273
00:17:21,448 --> 00:17:23,216
‫خیلی‌خب ، بلندش کنین

274
00:17:23,283 --> 00:17:25,551
‫بله قربان

275
00:17:25,619 --> 00:17:27,753
‫یه دکتر خبر کنین

276
00:17:27,821 --> 00:17:29,555
‫خدای من

277
00:17:52,545 --> 00:17:53,846
‫صبح‌بخیر

278
00:17:59,585 --> 00:18:01,887
‫نمیدونی مامانت کجاست؟

279
00:18:03,156 --> 00:18:05,090
‫یحتمل داره توی دستشویی گریه می‌کنه

280
00:18:05,158 --> 00:18:07,559
‫منظورم اینه که از قضیه دیشب
‫همچین چیزی بعیدم نیست دیگه

281
00:18:18,571 --> 00:18:20,272
‫بیا مال من رو بگیر

282
00:18:20,339 --> 00:18:22,273
‫- نه . قربونت
‫- بهش لب نزدم

283
00:18:22,341 --> 00:18:24,943
‫آره . خب ، منم بهش لب نمیزنم

284
00:18:25,010 --> 00:18:27,612
‫میدونی ، یه سوپرمارکت یه
‫کوچه پایین‌تر از همینجا هستش

285
00:18:27,680 --> 00:18:29,080
‫اونجا شیر دارن

286
00:18:29,148 --> 00:18:31,315
‫خیلی بده که نمی‌تونیم بریم اونجا

287
00:18:31,383 --> 00:18:32,950
‫میشه بهم بگی چی روی اعصاب‌ـته؟

288
00:18:33,018 --> 00:18:37,655
‫هیچ چیزی روی اعصابم نیست
‫فقط اینکه می‌خوام برگردم مدرسه

289
00:18:37,723 --> 00:18:39,757
‫اکثر خانواده‌‌ها با این حرف
‫خیلی خوشحال میشن

290
00:18:39,825 --> 00:18:42,461
‫فکر می‌کردم اوضاع‌مون داره بهتر میشه

291
00:18:42,528 --> 00:18:44,329
‫آره . خب ، فکر نکنم

292
00:18:49,668 --> 00:18:51,236
‫به خدا قسم اگه دوباره مجبور بشم

293
00:18:51,304 --> 00:18:53,438
‫یه دقیقه به اون بازی کذایی
‫جنگ کوما" گوش بدم"

294
00:18:53,506 --> 00:18:55,574
‫دیگه میرم یه نفر رو می‌کشم

295
00:18:55,642 --> 00:18:56,975
‫- پدر
‫- «دِینا»

296
00:18:57,043 --> 00:18:58,577
‫ما اینجا چکار می‌کنیم؟

297
00:18:58,645 --> 00:19:00,679
‫میشه یه نفر خواهشاً این رو بهم بگه؟

298
00:19:00,747 --> 00:19:02,614
‫- بهت گفتم
‫- الان چیزی بهم گفتی که

299
00:19:02,682 --> 00:19:04,116
‫با عقل جور درنمیاد

300
00:19:05,652 --> 00:19:07,586
‫شیر گرفتم

301
00:19:07,654 --> 00:19:09,922
‫جداً گذاشتن بری بیرون؟

302
00:19:09,989 --> 00:19:12,057
‫سرگرد "مندز" برامون گرفته

303
00:19:12,125 --> 00:19:13,359
‫دِینا»؟ الان خوبی؟»

304
00:19:13,426 --> 00:19:14,393
‫چطور؟ چیزی شده؟

305
00:19:15,495 --> 00:19:17,429
‫هیچی

306
00:19:19,232 --> 00:19:20,298
‫لعنتی

307
00:19:20,366 --> 00:19:21,366
‫"دِینا"

308
00:19:21,434 --> 00:19:23,601
‫سوراخه . حالم به‌هم خورد

309
00:19:23,669 --> 00:19:26,538
‫- دیگه از این وضعیت خسته شدم
‫- «دِینا»

310
00:19:26,605 --> 00:19:29,307
‫واقعاً ما اینجا چی‌کار می‌کنیم؟

311
00:19:29,374 --> 00:19:33,110
‫- فقط برای چند مدت دیگه اینجا می‌مونیم
‫- چرا تــو اینجایی؟

312
00:19:33,178 --> 00:19:36,013
‫چرا نمیری با همون زنیکه
‫دیوونه زندگی کنی

313
00:19:36,080 --> 00:19:37,848
‫- و ما رو تنها بذاری؟
‫- هی

314
00:19:37,915 --> 00:19:39,549
‫نه . "دِینا" ، خفه‌شو

315
00:19:39,617 --> 00:19:40,951
‫ما با "مایک" زندگی بهتری داریم

316
00:19:41,018 --> 00:19:42,352
‫همه‌ی ما

317
00:19:42,420 --> 00:19:46,457
‫- اون برای ما بهتر از تو پدری کرده
‫- فکر کنم

318
00:19:46,524 --> 00:19:48,425
‫بهتر باشه توی این وضعیت
‫تصمیم نگیریم

319
00:19:48,493 --> 00:19:49,493
‫آره

320
00:19:49,561 --> 00:19:50,528
‫منظورم همه‌مون بود

321
00:19:51,630 --> 00:19:55,500
‫تا موقعی که برسیم خونه‌ی خودمون
‫باید این قائله رو تموم بکنیم

322
00:19:55,568 --> 00:19:57,969
‫بعدش راجبه همه چیز حرفامون رو میزنیم

323
00:20:05,278 --> 00:20:06,712
‫نمی‌تونی خودت رو سرزنش بکنی

324
00:20:06,780 --> 00:20:08,381
‫- البته
‫- اگه ارتباط ـمون بهتر می‌بود

325
00:20:08,448 --> 00:20:11,384
‫"می‌تونستم بفهمیم که "گالوِز
‫داشته به بیمارستان میرفته

326
00:20:11,451 --> 00:20:15,054
‫هی ، شنیدم اونجا چه خبر شده

327
00:20:15,122 --> 00:20:16,656
‫تقصیر من بود

328
00:20:16,724 --> 00:20:19,826
‫حالا که تموم شده
‫خب ، الان به کجا رسیدیم؟

329
00:20:20,928 --> 00:20:22,829
‫فقط می‌خوام "نظیر" رو بگیرم

330
00:20:24,999 --> 00:20:28,169
‫ببخشید . ۲ روزه می‌خوام صورتم رو بشورم

331
00:20:32,141 --> 00:20:36,344
‫«همونطوری که خواستی «رویا حماد
‫رو توی اتاق ۲ برای بازجویی آوردم

332
00:20:36,412 --> 00:20:37,979
‫خوبه . بهش میرسیم

333
00:20:38,047 --> 00:20:39,013
‫میرسیم نه

334
00:20:39,081 --> 00:20:40,248
‫می‌خوام خودت ازش بازجویی کنی

335
00:20:40,316 --> 00:20:42,217
‫خب ، "کری" بیشتر از شبکه‌ی افراد اون میدونه

336
00:20:42,285 --> 00:20:44,719
‫درسته اما "نظیر" می‌تونه هر جایی باشه

337
00:20:44,787 --> 00:20:47,122
‫بدون کمکش نمی‌تونیم "نظیر" رو پیدا بکنیم

338
00:20:47,189 --> 00:20:48,590
‫می‌خوام بهترین تلاش‌مون رو
‫برای این بازجویی بکنیم

339
00:20:48,658 --> 00:20:50,592
‫و با کاری که "کری" کرد

340
00:20:50,660 --> 00:20:52,194
‫فکر کنم بهتر باشه اون ازش بازجویی نکنه

341
00:20:52,261 --> 00:20:54,196
‫باشه

342
00:20:57,867 --> 00:20:59,802
‫بعداً جزئیات بازجویی رو بهم گزارش بده

343
00:21:21,959 --> 00:21:23,392
‫خدایا

344
00:22:42,508 --> 00:22:44,776
‫باهاش یه نصف روز رو گذروندم

345
00:22:46,545 --> 00:22:48,680
‫ابونظیر" رو میگم"

346
00:22:48,747 --> 00:22:52,883
‫اسلحه‌اش رو گذاشته بود روی سرم
‫و خیلی نزدیک بود ماشه رو بکشه

347
00:22:54,986 --> 00:22:57,254
‫این بلاها رو سر من آورد

348
00:22:57,322 --> 00:22:58,689
‫و اینا

349
00:23:09,635 --> 00:23:11,902
‫رک‌گویی‌ـش واقعاً تعجب‌آور بود

350
00:23:11,970 --> 00:23:15,907
‫بهم گفت ده‌ها سال برای
‫شکست دادن کافرها وقت می‌بره

351
00:23:15,975 --> 00:23:19,812
‫و بهم گفت اصلاً براش مهم نیست
‫چقد تلفات برای پیروزی داده میشه

352
00:23:19,879 --> 00:23:22,815
‫یا کسایی که قبلاً مردن

353
00:23:23,917 --> 00:23:26,586
‫اصلاً براش مهم نبود

354
00:23:28,556 --> 00:23:30,991
‫فکر می‌کنم این طرز فکر رو "نظیر" داره

355
00:23:31,059 --> 00:23:32,993
‫و تو اینجوری فکر نمی‌کنی

356
00:23:34,096 --> 00:23:36,030
‫تو یه دانشجو بودی

357
00:23:36,098 --> 00:23:40,168
‫بعداً گزارشگر شدی
‫اما هرگز سرباز نبودی

358
00:23:41,303 --> 00:23:45,373
‫تو هرگز توی موقعیت انفجار بمب نبودی
‫موقعی که بمب منفجر میشه

359
00:23:45,440 --> 00:23:48,275
‫و میدونی که همه‌ی تلفات به گردن توئه

360
00:23:50,478 --> 00:23:53,413
‫برنامه‌ی انفجار پایگاه نیرو دریایی
‫اولین‌بارـت می‌شد

361
00:23:55,216 --> 00:23:59,085
‫۳۰۰مرد و زن که دارن به وطن‌شون برمیگردن

362
00:23:59,153 --> 00:24:03,156
‫خانواده‌هاشون منتظرشونن

363
00:24:03,224 --> 00:24:05,358
‫بچه‌هاشون

364
00:24:06,460 --> 00:24:11,098
‫همه تکه تکه میشه

365
00:24:15,136 --> 00:24:17,070
‫اما همچنین اتفاقی نیوفتاد

366
00:24:21,276 --> 00:24:24,177
‫و حالا یه شانس دیگه داری

367
00:24:27,382 --> 00:24:29,649
‫ازش استفاده کن

368
00:24:31,753 --> 00:24:34,188
‫چون که میدونم حتی قسمتی از درونت

369
00:24:34,255 --> 00:24:38,158
‫از اینکه اون بمب هیچ‌وقت
‫منفجر نشد آسوده‌ست

370
00:24:42,263 --> 00:24:44,030
‫لعنتی

371
00:24:44,098 --> 00:24:49,835
‫رویا» ، کاری که "نظیر" می‌کنه»
‫همین کشتن مردم بی‌گناه...

372
00:24:52,539 --> 00:24:54,940
‫برای آینده‌ای که واقعاً...

373
00:24:57,609 --> 00:25:01,812
‫فکر نکنم تو هم اینجور آینده‌ای بخوای

374
00:25:01,880 --> 00:25:04,815
‫از کجا میدونی من چی می‌خوام؟

375
00:25:11,088 --> 00:25:14,190
‫میدونم این آینده رو نمی‌خوای

376
00:25:19,397 --> 00:25:22,999
‫میدونم این چیزها شخصی‌ـه

377
00:25:24,302 --> 00:25:28,404
‫میدونم خانواده‌ات رو موقع
‫اشغالِ کشورتون از دست دادی

378
00:25:28,472 --> 00:25:31,408
‫که پدربزرگت کشته شده

379
00:25:32,977 --> 00:25:36,212
‫اما "نظیر" نمی‌تونه این رو عوض بکنه

380
00:25:36,280 --> 00:25:40,216
‫تنها جوابی که بهت میده جنگِ بدون پایان‌ـه

381
00:25:45,755 --> 00:25:48,323
‫"رویا"

382
00:25:53,529 --> 00:25:56,397
‫تا حالا...

383
00:25:56,465 --> 00:26:04,239
‫تا حالا کسی رو داشتی
‫که یه‌جورایی...

384
00:26:04,306 --> 00:26:08,710
‫زندگی‌ـت رو بگیره
‫و تو رو به جایی برسونه

385
00:26:08,777 --> 00:26:13,180
‫که کارهایی بکنی که واقعاً
‫خودت نمی‌خوای انجام بدی؟

386
00:26:13,248 --> 00:26:15,649
‫کارهایی که میدونی اشتباهه

387
00:26:19,021 --> 00:26:21,422
‫اما نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری؟

388
00:26:24,660 --> 00:26:28,395
‫اینجور آدمی توی زندگی‌ـت داشتی؟

389
00:26:36,237 --> 00:26:38,204
‫بله

390
00:26:41,641 --> 00:26:46,946
‫خُب ، تا حالا انقدر
‫احمق فرض نشده بودم

391
00:26:48,048 --> 00:26:50,917
‫توی احمق جنده

392
00:26:50,984 --> 00:26:52,685
‫تو من رو درک می‌کنی؟

393
00:26:52,753 --> 00:26:55,555
‫درد از دست دادن خانواده
‫و بدبختی‌ها رو درک می‌کنی؟

394
00:26:55,623 --> 00:26:58,892
‫فکر می‌کنی اینا بازی‌ـه؟

395
00:27:00,061 --> 00:27:03,396
‫نظیر" از تو نمی‌ترسه . منم نمی‌ترسم"

396
00:27:03,463 --> 00:27:05,631
‫به کمک نیاز ندارم . کمکت رو نمی‌خوام

397
00:27:27,019 --> 00:27:28,487
‫به یکی میگم ببردت خونه

398
00:27:28,554 --> 00:27:29,655
‫- نه
‫- این یه درخواست نیست

399
00:27:29,722 --> 00:27:31,290
‫۱.۵روزهِ که بیدار موندی

400
00:27:31,357 --> 00:27:34,559
‫اون تو گند زدم

401
00:27:34,627 --> 00:27:36,695
‫به شانس‌مون برای گرفتن "نظیر" گند زدم

402
00:27:36,763 --> 00:27:38,196
‫حالا تا ببینیم چی میشه

403
00:27:38,264 --> 00:27:40,699
‫برو خونه و یه خورده استراحت بکن . باشه؟

404
00:27:40,766 --> 00:27:44,236
‫خودم بازجویی "رویا" رو تموم می‌کنم
‫و در جریان میذارمت

405
00:27:44,303 --> 00:27:46,705
‫بهت قول میدم بدون تو آب هم نخوریم

406
00:27:55,049 --> 00:27:57,050
‫ممنون که با این سرعت انجامش دادی

407
00:27:57,118 --> 00:27:58,851
‫خواهش می‌کنم

408
00:27:58,919 --> 00:28:00,453
‫چطور پیش رفت؟

409
00:28:00,521 --> 00:28:01,921
‫همه‌ی چیزهایی که می‌خواستی اون داخل هست

410
00:28:01,989 --> 00:28:04,924
‫راجبه بحث اصلی که صحبت کردیم ازش سوال کردم

411
00:28:04,991 --> 00:28:07,492
‫"راجبه تحت‌نظر داشتن غیرقانونی "برودی

412
00:28:07,560 --> 00:28:10,996
‫و مرگ "آیلین مورگان" و سرپیچی‌های کلی

413
00:28:11,064 --> 00:28:15,801
‫همچنین چندتا موضوع بی‌ربط که
‫در طول سوال کردن فهمیدم

414
00:28:15,869 --> 00:28:17,035
‫پس تمومه

415
00:28:17,103 --> 00:28:18,637
‫با توجه به اینا می‌تونی هر کاری
‫که می‌خوای باهاش بکنی

416
00:28:18,705 --> 00:28:21,740
‫اخراجش بکنی . برای ۱۰ سال آینده
‫توی رسیدگی‌های اداری

417
00:28:21,808 --> 00:28:24,943
‫غرقش بکنی یا بفرستینش
‫برای بازجویی‌های جدی‌تر

418
00:28:25,011 --> 00:28:27,245
‫امیدوارم هیچ‌کدوم از اینا لازم نباشه

419
00:28:27,313 --> 00:28:30,615
‫آره . البته برای شفاف‌سازی بیشتر گفتم

420
00:28:33,151 --> 00:28:35,519
‫البته یه سری جزئیات عجیب هم بود

421
00:28:35,587 --> 00:28:42,260
‫راجبه برنامه‌ی قتل یکی از اعضای
‫کنگره‌ی آمریکا حرف‌های بیخود میزد

422
00:28:42,328 --> 00:28:43,895
‫دستگاه می‌گفت که دروغ نمیگه

423
00:28:48,969 --> 00:28:51,904
‫میذارمش به حساب وضعیت
‫نامطلوبی که داشت

424
00:28:51,972 --> 00:28:54,640
‫فکر کنم بهتر باشه حرفی
‫در این رابطه زده نشه

425
00:30:12,654 --> 00:30:13,788
‫رسیدی؟

426
00:30:13,855 --> 00:30:15,089
‫نمیرم خونه

427
00:30:15,157 --> 00:30:16,257
‫"کری"

428
00:30:16,325 --> 00:30:17,459
‫گوش بده

429
00:30:17,526 --> 00:30:18,760
‫رویا» یه چیز گفت که مثله»
‫خوره افتاده به جونم

430
00:30:18,828 --> 00:30:20,895
‫گفت که "نظیر" فرار نمی‌کنه

431
00:30:20,963 --> 00:30:22,864
‫به تو گفت

432
00:30:25,201 --> 00:30:29,237
‫به من یا به هر کسِ دیگه
‫تحت‌الفظی یعنی فرار نمی‌کنه

433
00:30:29,305 --> 00:30:32,874
‫تسلیم نمیشه . از چیزی ترس نداره
‫فرار می‌کنه . در حال حرکته

434
00:30:32,942 --> 00:30:34,910
‫اگه "نظیر" فرار نکرده و ما داریم

435
00:30:34,978 --> 00:30:35,911
‫جاهای اشتباه رو برای
‫پیدا کردنش می‌گردیم چی؟

436
00:30:35,979 --> 00:30:37,213
‫جاهای درست کجاست پس؟

437
00:30:37,281 --> 00:30:38,482
‫داخل تونل‌ها

438
00:30:38,550 --> 00:30:41,185
‫نظیر" هرگز اونجا رو ترک نکرد"

439
00:30:41,253 --> 00:30:42,887
‫- تونل‌ها رو گشتیم
‫- میدونم

440
00:30:42,955 --> 00:30:44,322
‫با چندین تیم

441
00:30:44,389 --> 00:30:47,058
‫اگه "نظیر" اونجا خودش رو قایم می‌کرد
‫پیداش می‌کردیم

442
00:30:47,125 --> 00:30:48,526
‫قبلاً هم اینطوری شده

443
00:30:48,594 --> 00:30:51,996
‫دقیقاً جلوی چشمامون غیبش میزنه
‫مثله سحر و جادو می‌مونه

444
00:30:52,064 --> 00:30:54,632
‫دارم میرم اونجا

445
00:30:54,700 --> 00:30:58,803
‫کوئین" ، دارم میرم اونجا"

446
00:30:58,871 --> 00:31:00,973
‫منم خودم رو میرسونم

447
00:31:10,918 --> 00:31:12,185
‫بقیه کجان؟

448
00:31:12,253 --> 00:31:13,420
‫کار همه تموم شده

449
00:31:13,488 --> 00:31:15,021
‫تیم‌های عملیاتی کجان؟

450
00:31:15,089 --> 00:31:17,023
‫اونا هم چند لحظه‌ی پیش رفتن

451
00:31:17,090 --> 00:31:20,659
‫احتمالاً یه تیم دیگه اینجا باشه
‫پشت اون ساختمون

452
00:31:20,727 --> 00:31:23,895
‫همینجا بمونید . جایی نرید
‫نذارین کسی هم بره

453
00:31:28,834 --> 00:31:31,669
‫وایسا . وایسا

454
00:31:34,072 --> 00:31:35,105
‫خدا رو شکر

455
00:31:35,173 --> 00:31:37,207
‫- چی شده؟
‫- باید تونل‌ها رو بگردیم

456
00:31:37,275 --> 00:31:39,242
‫- گشتیم
‫- برای آخرین‌بار

457
00:31:39,310 --> 00:31:41,411
‫خانم ، ما به "لنگلی" فراخونده شدیم

458
00:31:41,479 --> 00:31:46,049
‫به "پیتر کوئین" زنگ بزن
‫هر اجازه‌ای که می‌خوای بهت میده

459
00:31:46,117 --> 00:31:48,986
‫خواهش می‌کنم . فکر می‌کنم
‫هدف‌مون هنوز داخل اونجاست

460
00:32:06,906 --> 00:32:09,607
‫نتایج آزمایش دروغ‌سنج‌ـته

461
00:32:09,674 --> 00:32:10,808
‫بازش کن . یه نگاه بنداز

462
00:32:10,876 --> 00:32:15,046
‫لازم نیست . میدونم داخلش چی نوشته
‫همچنین میدونم برای چی انجامش دادی

463
00:32:15,113 --> 00:32:16,280
‫خب ، چرا؟

464
00:32:16,348 --> 00:32:17,581
‫چون که حق با من بود

465
00:32:17,649 --> 00:32:20,451
‫داری برای کشتن "برودی" برنامه میریزی

466
00:32:20,518 --> 00:32:23,454
‫می‌خوای من رو از سر راهت برداری

467
00:32:23,522 --> 00:32:26,257
‫که دخالت نکنم
‫که حقش رو کف دستش بذاری

468
00:32:26,325 --> 00:32:28,793
‫حق کسی کف دستش گذاشته نمیشه

469
00:32:28,861 --> 00:32:31,396
‫این نتایج استاندارد روند سازمانه

470
00:32:31,464 --> 00:32:33,165
‫لعنت بهت

471
00:32:33,232 --> 00:32:35,400
‫می‌خوای چی‌کار بکنی؟

472
00:32:35,468 --> 00:32:37,336
‫موقعی که برای کشتنِ

473
00:32:37,403 --> 00:32:39,604
‫یکی از اعضای کنگره بهت دروغ‌سنج
‫وصل کنن می‌خوای چی‌کار کنی؟

474
00:32:39,672 --> 00:32:44,343
‫هردومون میدونیم "برودی" چه موجودیه
‫و عضو کنگره کوچیک‌ترین‌شونه

475
00:32:44,410 --> 00:32:46,111
‫ما باهاش معامله کردیم

476
00:32:46,179 --> 00:32:48,213
‫ما با تروریست‌ها معامله نمی‌کنیم

477
00:32:48,281 --> 00:32:50,782
‫و اگه تو و اون از این بابت دستپاچه شدین

478
00:32:50,850 --> 00:32:52,818
‫این دیگه مشکل من نیست

479
00:32:52,885 --> 00:32:56,755
‫مشکل من اینکه داری همچنان
‫زیرآب من رو میزنی

480
00:32:56,823 --> 00:33:00,760
‫نمی‌تونم اجازه‌ی همچین کاری بدم
‫دیگه اینجا کارِت تمومه

481
00:33:02,429 --> 00:33:04,197
‫می‌خوام بری

482
00:33:04,264 --> 00:33:06,532
‫حالا هر داستانی می‌خوای سر هم بکن

483
00:33:06,600 --> 00:33:11,646
‫اما اگه مجبور باشم از این مدارک
‫برای بستن‌ـت توی دادگاه پشت دادگاه

484
00:33:11,671 --> 00:33:14,974
‫تا آخر عمرت استفاه می‌کنم

485
00:33:15,042 --> 00:33:17,043
‫خوب راجبش فکر کن

486
00:33:44,772 --> 00:33:46,673
‫میشه یه سوالی بپرسم؟

487
00:33:47,808 --> 00:33:49,743
‫صورت‌ـت چی شده؟

488
00:33:51,212 --> 00:33:54,047
‫آدمی که دنبالشیم این بلا رو سرم آورده

489
00:33:54,115 --> 00:33:56,617
‫آره . تو گروگانش بودی

490
00:33:56,684 --> 00:33:58,285
‫آره

491
00:33:58,353 --> 00:34:00,287
‫حالا چرا تو؟

492
00:34:26,081 --> 00:34:28,916
‫چی شده؟

493
00:34:28,984 --> 00:34:30,318
‫اینجا یه دیوار هست

494
00:34:30,385 --> 00:34:32,720
‫خب؟

495
00:34:32,788 --> 00:34:35,490
‫این لوله‌ها به اون سمت کشیده شدن

496
00:34:36,592 --> 00:34:38,526
‫آره

497
00:34:38,594 --> 00:34:42,163
‫با سقفی به این بلندی احتمالاً
‫یه اتاقی اون پشت باشه

498
00:34:52,274 --> 00:34:54,175
‫اون پشت یه چیزی هست

499
00:34:55,310 --> 00:34:57,245
‫بذار ببینم

500
00:35:51,404 --> 00:35:53,338
‫لعنتی

501
00:35:58,111 --> 00:36:00,012
‫درست می‌گفتی . اینجا بوده

502
00:36:08,022 --> 00:36:10,290
‫البته دیگه نیست

503
00:36:11,392 --> 00:36:13,760
‫نمی‌تونه زیاد دور شده باشه

504
00:36:18,733 --> 00:36:20,367
‫براوو" ، جواب بده"

505
00:36:21,903 --> 00:36:25,339
‫براوو" ، اونجایی؟"

506
00:36:25,407 --> 00:36:26,673
‫لعنتی

507
00:36:26,741 --> 00:36:28,509
‫- میرم میارم‌شون
‫- آره . برو

508
00:36:53,267 --> 00:36:54,200
‫کمک

509
00:36:54,268 --> 00:36:56,936
‫اون اینجاست

510
00:36:57,004 --> 00:36:59,238
‫کمک...اینجاست

511
00:36:59,706 --> 00:37:01,139
‫اینجاست

512
00:37:01,709 --> 00:37:03,042
‫کمک

513
00:38:35,737 --> 00:38:37,004
‫جلوتر یه اتفاقی افتاده

514
00:38:38,340 --> 00:38:39,540
‫بخواب

515
00:38:42,910 --> 00:38:44,278
‫کسی می‌بیندش؟

516
00:38:47,749 --> 00:38:51,285
‫دیدمش . دیدمش
‫تکون نخور

517
00:40:24,112 --> 00:40:26,881
‫کارِت خوب بود

518
00:40:26,948 --> 00:40:29,116
‫گفتن اگه تو نبودی
‫دوباره از دست‌مون در میرفت

519
00:40:30,619 --> 00:40:32,753
‫فقط من نه

520
00:40:32,821 --> 00:40:37,091
‫تو بودی که همیشه
‫راجبش حس ششم داشتی

521
00:40:39,561 --> 00:40:43,498
‫رئیس‌جمهور تا یه ساعت دیگه توی
‫کنفرانس خبری از سازمان تشکر می‌کنه

522
00:40:47,203 --> 00:40:51,072
‫روز بزرگی‌ـه برای همه‌مون

523
00:40:51,140 --> 00:40:53,942
‫باید خیلی خوشحال باشی

524
00:40:57,012 --> 00:40:58,946
‫ببخشید

525
00:41:38,454 --> 00:41:41,089
‫دارن "برودی" رو به خونه‌اش منتقل می‌کنن

526
00:41:41,157 --> 00:41:43,525
‫تشریفات امنیتی تا یک ساعت دیگه تموم میشه

527
00:41:43,593 --> 00:41:45,193
‫پس اجازه عملیات رو میدی؟

528
00:41:45,261 --> 00:41:46,528
‫بله

529
00:41:46,596 --> 00:41:47,796
‫حالا دیگه خطری میشه

530
00:41:47,864 --> 00:41:50,966
‫"همه برای گفته‌های "برودی
‫راجبه "ابونظیر" مشتاق میشن

531
00:41:51,033 --> 00:41:53,502
‫در هر صورت می‌خوام هر چه سریع‌تر
‫ترتیبش داده بشه

532
00:41:55,037 --> 00:41:57,239
‫طوری به‌نظر میاد که انگار چون
‫نظیر" رو کشتیم تلافی کردن"

533
00:42:19,761 --> 00:42:22,196
‫"برودی"

534
00:42:22,263 --> 00:42:26,433
‫- چیزی شده؟
‫- نه . اصلاً

535
00:42:26,501 --> 00:42:29,002
‫به خانم "برودی" گفتم که همین الان
‫بهمون خبر رسیده که

536
00:42:29,070 --> 00:42:31,805
‫ابونظیر" کشته شده"

537
00:42:39,080 --> 00:42:41,015
‫خبر خوبیه ، نه؟

538
00:42:48,057 --> 00:42:51,392
‫بابا؟

539
00:42:51,460 --> 00:42:52,860
‫برودی"؟"

540
00:43:08,576 --> 00:43:09,876
‫آره

541
00:43:09,944 --> 00:43:11,845
‫حالا دیگه در امانید نماینده کنگره

542
00:43:11,912 --> 00:43:13,380
‫آره . البته

543
00:43:13,448 --> 00:43:15,382
‫می‌تونید به خونه برگردید

544
00:43:37,536 --> 00:43:41,539
‫تا حالا انقدر از برگشتن
‫به خونه خوشحال نبودم

545
00:43:41,607 --> 00:43:43,341
‫یه‌جورایی دلم برای خونه تنگ شده بود

546
00:43:43,409 --> 00:43:45,743
‫معلومه

547
00:43:45,811 --> 00:43:47,144
‫تخت‌ـت رو برای من گذاشتن

548
00:43:47,212 --> 00:43:49,647
‫کار مامان بود خُل و چل

549
00:43:49,715 --> 00:43:51,683
‫جداً؟

550
00:43:51,751 --> 00:43:54,653
‫فکر کنم وقتش رسیده از
‫سرگرد "مندز" خداحافظی بکنیم

551
00:44:02,395 --> 00:44:04,363
‫سلام

552
00:44:04,430 --> 00:44:06,698
‫خب ، تموم شد . رسیدیم

553
00:44:06,766 --> 00:44:07,933
‫باشه

554
00:44:08,000 --> 00:44:10,435
‫ممنون

555
00:44:10,503 --> 00:44:12,403
‫باشه

556
00:44:34,093 --> 00:44:36,027
‫میای داخل؟

557
00:44:40,967 --> 00:44:42,768
‫برودی"؟"

558
00:44:44,905 --> 00:44:46,873
‫نمی‌تونم

559
00:45:02,889 --> 00:45:05,225
‫دیگه نمی‌خوام جنگ و دعوا بکنم

560
00:45:07,328 --> 00:45:13,000
‫حتی اگه دلیل هم داشته باشه
‫دیگه از جروبحث خسته شدم

561
00:45:13,068 --> 00:45:14,969
‫منم

562
00:45:20,909 --> 00:45:25,246
‫قبلاً اصلاً دعوا نمی‌کردیم . یادته؟

563
00:45:25,314 --> 00:45:31,085
‫از موقعی که ۱۶ ساله بودیم
‫و فقط می‌خواستم باهم باشیم

564
00:45:31,153 --> 00:45:33,788
‫خیلی خوب بودیم

565
00:45:33,855 --> 00:45:35,789
‫میدونم

566
00:45:39,127 --> 00:45:41,261
‫به‌خاطر "مایک" بود؟

567
00:45:41,329 --> 00:45:42,896
‫- نه
‫- چون که...

568
00:45:42,964 --> 00:45:45,699
‫نه . نبوده . خودت هم میدونی

569
00:45:49,770 --> 00:45:56,609
‫«من تلاشم رو کردم «برودی
‫واقعاً تلاش کردم

570
00:45:56,676 --> 00:46:03,116
‫فقط دائماً آرزو می‌کنم انقدر
‫قدرت داشته باشم که بتونم

571
00:46:03,184 --> 00:46:05,985
‫بعد از اینکه برگشتی هر چیزی برای
‫بهتر شدن حال‌ـت رو برات فراهم بکنم

572
00:46:06,053 --> 00:46:07,454
‫اما نتونستم

573
00:46:07,522 --> 00:46:08,989
‫کارِت خوب بود

574
00:46:09,057 --> 00:46:12,460
‫اما از قدرت من فراتر بود

575
00:46:12,527 --> 00:46:14,996
‫«جس»

576
00:46:17,567 --> 00:46:19,868
‫کاری نبود که کسی بتونه انجام بده

577
00:46:23,006 --> 00:46:24,940
‫حتی خودم

578
00:46:25,008 --> 00:46:33,115
‫چون که منم تلاشم رو کردم که
‫با تمام اتفاق‌هایی که افتاده کنار بیام

579
00:46:33,183 --> 00:46:37,619
‫اما در حد منم نبود

580
00:46:41,891 --> 00:46:45,460
‫زمانی که رفتم عراق داغون بودم

581
00:46:49,432 --> 00:46:51,967
‫همه‌مون بودیم

582
00:47:13,355 --> 00:47:15,822
‫موقعی که "کری" اومد

583
00:47:15,890 --> 00:47:18,659
‫اومد دم در

584
00:47:20,696 --> 00:47:23,331
‫همون روزی که "الیزابت گِینز" تیر خورد

585
00:47:23,399 --> 00:47:25,100
‫و "تام واکر" مُرد

586
00:47:28,605 --> 00:47:33,143
‫کری» یه چیزهای احمقانه‌ای گفت»

587
00:47:33,210 --> 00:47:36,913
‫"به تو و "دِینا

588
00:47:38,583 --> 00:47:40,918
‫چیزهایی راجبه اینکه چه کاری
‫می‌خواستم بکنم

589
00:47:40,985 --> 00:47:44,688
‫نگو . الان وقتش نیست

590
00:47:47,959 --> 00:47:53,130
‫برای طولانی‌ترین مدت توی زندگیم
‫فقط ازت گفتن حقیقت رو می‌خواستم

591
00:47:53,198 --> 00:47:55,499
‫می‌خواستم از همه چیز مطلع بشم

592
00:47:57,636 --> 00:48:03,774
‫دیگه لازم نیست بدونم
‫دیگه نمی‌خوام

593
00:48:18,224 --> 00:48:20,959
‫کری" میدونه ، نه؟"

594
00:48:21,994 --> 00:48:23,928
‫همه چیز رو راجبه تو میدونه

595
00:48:27,966 --> 00:48:29,866
‫تو رو قبول کرده

596
00:48:37,074 --> 00:48:39,141
‫حتماً خیلی دوستِش داری

597
00:48:58,396 --> 00:49:00,397
‫به بچه‌ها چی بگیم؟

598
00:49:02,867 --> 00:49:06,503
‫این چیزی نیست که ازش بی‌خبر باشن

599
00:50:24,783 --> 00:50:26,717
‫اون مُرده

600
00:50:26,785 --> 00:50:28,286
‫میدونم

601
00:50:31,090 --> 00:50:33,591
‫دیگه نمی‌تونه آسیبی بهت برسونه

602
00:50:33,659 --> 00:50:35,560
‫به هیچ‌کس

603
00:50:39,798 --> 00:50:45,003
‫کاری که من کردم
‫که "نظیر" آزادت بکنه...

604
00:50:49,908 --> 00:50:52,009
‫«انتخاب بین تو و "والدِن" بود «کری

605
00:51:05,492 --> 00:51:08,927
‫که انتخاب "والدِن" اصلاً به سرم نزد

606
00:51:33,400 --> 00:51:34,400
‫: مترجمین
‫Arian Drama & Foad.R

607
00:51:35,400 --> 00:51:36,400
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه
‫:.:WWW.۹Movie.CO:.:

