1
00:00:00,400 --> 00:00:01,400
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه
‫:.:WWW.۹Movie.CO:.:

2
00:00:02,400 --> 00:00:05,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۲
‫قسمت ۲ : «بیروت» بازگشته است</font>

3
00:00:06,400 --> 00:00:07,400
‫مترجم : عـــمـاد

4
00:01:21,360 --> 00:01:23,061
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

5
00:01:23,062 --> 00:01:25,497
‫«فکر می‌کنم سطح «لیتیوم
‫بدنش خیلی بالا باشه

6
00:01:25,498 --> 00:01:27,232
‫خودش و دکتر "رُزِنبورگ" باید
‫در این مورد تصمیم بگیرن

7
00:01:27,233 --> 00:01:29,568
‫- چه خبر شده؟
‫- به کمکت نیاز داریم

8
00:01:29,569 --> 00:01:31,403
‫می‌شناسیش؟

9
00:01:31,404 --> 00:01:33,739
‫"فاطمه علی" اولین همسر "عباس علی"

10
00:01:33,740 --> 00:01:35,973
‫میگه با هیچ‌کسی جز تو صحبت نمی‌کنه

11
00:01:35,974 --> 00:01:38,288
‫«اگه قراره ازم بخواینکه برم «بیروت
‫همین الان بهم بگو

12
00:01:38,612 --> 00:01:40,978
‫دیوید اِستیس» فردا صبح توی مقر سازمان»
‫امنیت ملی باهات یه جلسه توجیهی داره

13
00:01:40,979 --> 00:01:46,183
‫یه گاوصندوق توی دفترش هست که حاوی
‫کلیدهای رمزنگاری به اهداف بالقوه میشه

14
00:01:46,184 --> 00:01:47,718
‫اگه اینا رو می‌خواین
‫پس حتماً دارین برنامه‌ریزی می‌کنین

15
00:01:47,719 --> 00:01:49,554
‫که به یکی از این اهداف حمله کنین

16
00:01:49,555 --> 00:01:51,187
‫من تروریست نیستم

17
00:01:51,188 --> 00:01:55,325
‫بین تروریسم و عمل موجه
‫تلافی‌جویانه تفاوتی وجود داره

18
00:01:55,326 --> 00:01:57,928
‫اون داره درباره این حرف میزنه
‫که تهران رو به یه خرابه تبدیل کنیم

19
00:01:57,929 --> 00:02:00,464
‫خب ، اگه بهت بگم که پدرم
‫معاون وزیر امور خارجه‌ست چی؟

20
00:02:00,465 --> 00:02:03,032
‫آره . خب ، اگه من بهت بگم
‫که پدرم یه مسلمونه چی؟

21
00:02:03,033 --> 00:02:05,535
‫نه . واقعاً دلم می‌خواد بدونم که اون
‫چرا باید همچین حرف احمقانه‌ای بزنه

22
00:02:05,536 --> 00:02:07,169
‫چون حقیقت داره

23
00:02:07,170 --> 00:02:09,071
‫این نباید روی زمین بیفته

24
00:02:09,072 --> 00:02:10,105
‫این...

25
00:02:10,106 --> 00:02:13,141
‫این اتفاق نمی‌تونه بیفته

26
00:02:13,142 --> 00:02:15,377
‫تو زن داری . ۲تا بچه داری

27
00:02:15,378 --> 00:02:18,581
‫تو یه نماینده کنگره هستی که
‫قراره معاون اول رئیس‌جمهور بشی

28
00:02:18,582 --> 00:02:20,683
‫همچین اتفاقی نمی‌تونه بیفته

29
00:02:20,684 --> 00:02:22,117
‫می‌فهمی ، آره؟

30
00:02:22,118 --> 00:02:25,086
‫آره "جس" . می‌فهمم

31
00:02:25,087 --> 00:02:26,855
‫مامانت قرآن من رو پرت کرد روی زمین

32
00:02:26,856 --> 00:02:28,523
‫این بی‌حرمتیه

33
00:02:28,524 --> 00:02:30,391
‫به‌خاطر همین دارم اون رو
‫با احترام دفن می‌کنم

34
00:02:30,392 --> 00:02:31,793
‫- پروازت چطور بود؟
‫- خیلی تکون داشت

35
00:02:31,794 --> 00:02:34,295
‫«ممکنه تو رو شناسایی کرده باشن «کری
‫ژاکت خاکستری با خط‌های زرد

36
00:02:34,296 --> 00:02:35,363
‫- داره از خیابون «البرقوت» رد میشه
‫- «می‌تونم گمش کنم «سائول

37
00:02:35,364 --> 00:02:37,799
‫اگه فرار کنی فقط همه
‫چیز رو بدتر می‌کنی

38
00:02:37,800 --> 00:02:39,600
‫اگه من رو دستگیر کنن
‫مأموریت به باد میره

39
00:02:53,800 --> 00:02:56,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" بیروت ، لبنان "</font>

40
00:04:01,411 --> 00:04:04,846
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫من قرار بود بیام پیشت

41
00:04:04,847 --> 00:04:05,847
‫نقشه‌ها عوض شد

42
00:04:05,848 --> 00:04:07,616
‫کسی به من چیزی نگفت

43
00:04:07,617 --> 00:04:10,453
‫اون مردی که باهاش حرف زدی
‫سائول»...دیروز تعقیب شده بود»

44
00:04:10,454 --> 00:04:12,121
‫یادم بود که همیشه میومدی نماز جمعه

45
00:04:12,122 --> 00:04:14,557
‫به‌نظر امن‌تر میومد
‫که اینجا ببینمت

46
00:04:14,558 --> 00:04:19,360
‫موهات رو رنگ کردی
‫همینطور چشمات رو

47
00:04:19,361 --> 00:04:22,230
‫لنز گذاشتم که البته
‫داره پدرم رو درمیاره

48
00:04:28,704 --> 00:04:32,005
‫اون گفت که تو دیگه توی سی‌آی‌اِی نیستی

49
00:04:33,308 --> 00:04:35,342
‫درسته

50
00:04:35,343 --> 00:04:38,078
‫پس نمی‌تونی به نمایندگی اونا صحبت کنی

51
00:04:38,079 --> 00:04:43,049
‫فاطمه» ، اونا ۶۰۰۰ مایل من رو کشوندن»
‫که بیام با تو حرف بزنم

52
00:04:43,050 --> 00:04:45,885
‫چه اطلاعاتی داری؟

53
00:04:45,886 --> 00:04:49,888
‫۸سال پیش به من گفتی که یه پاداشی
‫برای لو دادن «ابونظیر» گذاشتن

54
00:04:49,889 --> 00:04:52,091
‫ابونظیر»؟»

55
00:04:52,092 --> 00:04:53,226
‫آره

56
00:04:53,227 --> 00:04:55,761
‫- ۵میلیون دلار
‫- درسته

57
00:04:55,762 --> 00:04:58,598
‫اون‌وقت من رو هم از اینجا می‌برین
‫به ایالات متحده؟

58
00:04:58,599 --> 00:04:59,832
‫یه فامیل توی "دیترویت" دارم

59
00:04:59,833 --> 00:05:01,066
‫می‌برمت اونجا

60
00:05:01,067 --> 00:05:02,235
‫باید بهم قول بدی

61
00:05:02,236 --> 00:05:04,769
‫بهت قول میدم . معلومه

62
00:05:04,770 --> 00:05:07,939
‫فاطمه» ، بهم بگو که در مورد»
‫ابونظیر» چی میدونی»

63
00:05:07,940 --> 00:05:12,277
‫فردا قراره شوهرم رو ببینه
‫«همینجا توی «بیروت

64
00:05:12,278 --> 00:05:14,279
‫می‌تونین جفت‌شون رو بکشین

65
00:05:35,732 --> 00:05:37,733
‫خب ، اخیراً خبرهای ناراحت‌کننده‌ای دریافت کردم

66
00:05:37,734 --> 00:05:42,004
‫حملات هوایی اسرائیل
‫بر ضد تأسیسات هسته‌ای ایران

67
00:05:42,005 --> 00:05:43,739
‫فقط تا حدودی موفقیت‌آمیز بوده

68
00:05:43,740 --> 00:05:47,076
‫آره . شنیدم یه شایعاتی بوده

69
00:05:47,077 --> 00:05:49,679
‫شایعات حقیقت دارن

70
00:05:49,680 --> 00:05:52,047
‫یکی از سایت‌های ایران
‫خیلی توی عمق زمین قرار داره

71
00:05:52,048 --> 00:05:53,848
‫اونا بمب بزرگتری لازم دارن

72
00:05:53,849 --> 00:05:56,318
‫ارتش ما اینجا پناهگاه‌شکن‌های قوی داره

73
00:05:56,319 --> 00:06:00,822
‫اونا می‌تونن کار رو انجام بدن
‫ولی همین الان بهم گفتن

74
00:06:00,823 --> 00:06:03,091
‫که رئیس‌جمهور مجوز صادراتش رو متوقف کرده

75
00:06:03,092 --> 00:06:04,493
‫خود شخص رئیس‌جمهور؟

76
00:06:04,494 --> 00:06:07,961
‫به فرمانده کل قوا اینطور گفته شده

77
00:06:07,962 --> 00:06:12,567
‫خب ، بر همه پوشیده نیست
‫که اسرائیل سعی داشته که

78
00:06:12,568 --> 00:06:14,402
‫پناهگاه‌شکن‌های ما رو بدست بیاره

79
00:06:14,403 --> 00:06:18,372
‫شعارهای توی خیابونای کشورهای عرب
‫"میشه "آمریکا ایران رو بمبارون کرد

80
00:06:18,373 --> 00:06:20,074
‫واقعاً به خیابونای کشورهای
‫عربی اهمیت میدی؟

81
00:06:20,075 --> 00:06:22,677
‫همین الانشم هر کاری که بکنیم
‫"فریاد میزنن "مرگ بر آمریکا

82
00:06:25,012 --> 00:06:29,349
‫رئیس‌جمهور از این کشور محافظت نمی‌کنه
‫اون فقط داره کارهای خودش رو پیش می‌بره

83
00:06:29,350 --> 00:06:31,251
‫و اگه این به این معنا باشه که
‫یه ایران هسته‌ای

84
00:06:31,252 --> 00:06:35,488
‫برای حکومت بعدی باقی بمونه که باهاش کنار بیاد
‫اون‌وقت چرا باید اهمیت بده؟

85
00:06:35,489 --> 00:06:38,358
‫همه‌ـش میفته گردن من

86
00:06:40,093 --> 00:06:41,927
‫فکر می‌کردم می‌تونی توی این قضیه
‫به من کمک کنی

87
00:06:41,928 --> 00:06:44,830
‫از چه لحاظ؟

88
00:06:44,831 --> 00:06:47,266
‫فردا قراره با وزیر دفاع جلسه داشته باشم

89
00:06:47,267 --> 00:06:49,000
‫یه راه محتاطانه پیدا می‌کنم
‫که این‌کار رو انجام بدیم

90
00:06:50,737 --> 00:06:52,204
‫وزیر خودش یه تفنگداره

91
00:06:52,205 --> 00:06:53,572
‫تو می‌تونی به ما کمک کنی
‫و این اضطرار رو به اونم بفهمونی

92
00:06:57,075 --> 00:07:01,946
‫برودی» ، حواست هست؟»

93
00:07:01,947 --> 00:07:04,148
‫البته . آره

94
00:07:07,185 --> 00:07:10,455
‫این جلسه هیچ‌جا ثبت نشده
‫هیچ‌کس نباید خبردار بشه

95
00:07:21,365 --> 00:07:23,366
‫سلام

96
00:07:25,903 --> 00:07:28,171
‫فکر کنم یه چیزی برات دارم

97
00:07:28,172 --> 00:07:29,705
‫منظورتون چیه؟

98
00:07:29,706 --> 00:07:32,876
‫یادته که می‌پرسیدی که چطور می‌تونی
‫به «برودی» کمک کنی

99
00:07:32,877 --> 00:07:34,310
‫و شخصیت اون رو بالا ببری؟

100
00:07:34,311 --> 00:07:37,246
‫دیروز یه مرد جوانی رو دیدم

101
00:07:37,247 --> 00:07:41,483
‫۲۳سالش بود
‫هر دو دستش رو توی عراق از دست داده بود

102
00:07:41,484 --> 00:07:42,651
‫خدای من

103
00:07:42,652 --> 00:07:44,319
‫آره . دقیقاً

104
00:07:44,320 --> 00:07:47,422
‫اون عضوی از گروه جانبازان زخمی‌ـه

105
00:07:47,423 --> 00:07:49,825
‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد همچین چیزی رو ببینه

106
00:07:49,826 --> 00:07:51,793
‫اونا توی مصاحبه شدن مشکل دارن

107
00:07:51,794 --> 00:07:55,263
‫از طرف دیگه همه دل‌شون می‌خواد تو رو ببینن

108
00:07:55,264 --> 00:07:59,100
‫به‌هرحال اونا یه مهمونی خیریه خواهند داشت

109
00:07:59,101 --> 00:08:01,435
‫و من داشتم فکر می‌کردم که من و تو می‌تونیم
‫باهم این مهمونی رو میزبانی کنیم

110
00:08:01,436 --> 00:08:04,571
‫اگه این‌کار رو بکنی

111
00:08:04,572 --> 00:08:07,708
‫می‌تونه برای سربازها
‫و «برودی» خیلی خوب باشه

112
00:08:07,709 --> 00:08:12,478
‫قبلاً هیچ‌وقت یه مهمونی خیریه واقعی
‫رو برگزار نکردم

113
00:08:12,479 --> 00:08:14,614
‫فقط کیک پختم و فروختم

114
00:08:14,615 --> 00:08:17,350
‫نگران نباش . همه چیزش رو یادت میدم

115
00:08:18,585 --> 00:08:21,454
‫تشریف آوردن

116
00:08:21,455 --> 00:08:24,089
‫شوهرم هنوز اونجاست
‫و داره توی اتاقش کار می‌کنه؟

117
00:08:24,090 --> 00:08:26,058
‫آره . فکر کنم کم‌کم پیداش بشه

118
00:08:26,059 --> 00:08:28,027
‫ما باید بریم

119
00:08:28,028 --> 00:08:29,528
‫پس در موردش فکر می‌کنی؟

120
00:08:29,529 --> 00:08:31,563
‫این‌کار رو می‌کنم

121
00:08:31,564 --> 00:08:33,465
‫خوبه

122
00:08:33,466 --> 00:08:36,635
‫فردا که «دِینا» رو از مدرسه آوردی
‫بیا خونه‌مون

123
00:08:36,636 --> 00:08:38,070
‫باشه

124
00:08:38,071 --> 00:08:39,071
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

125
00:08:40,472 --> 00:08:41,940
‫ممنون

126
00:08:44,143 --> 00:08:45,543
‫سینتیا" ازم می‌خواد که"

127
00:08:45,544 --> 00:08:47,611
‫با این گروهی کار کنم که
‫به جانبازها کمک می‌کنن

128
00:08:47,612 --> 00:08:49,147
‫واقعاً؟

129
00:08:49,148 --> 00:08:51,149
‫آره . اون ازم می‌خواد که
‫یه مهمونی خیریه راه بندازم

130
00:08:51,150 --> 00:08:53,051
‫مشکلی که نداره؟

131
00:08:53,052 --> 00:08:55,720
‫میدونی میزبان همین مهمونی کیه «جس»؟

132
00:08:55,721 --> 00:08:57,020
‫اونا بمب می‌سازن

133
00:08:57,021 --> 00:09:01,291
‫اگه واقعاً می‌خوای که به جانبازها کمک کنی
‫بهتره همه آدمای توی این اتاق رو ببری بیرون

134
00:09:10,768 --> 00:09:13,802
‫فکر کنم اومد

135
00:09:13,803 --> 00:09:15,838
‫خدا رو شکر . در رو باز کن

136
00:09:15,839 --> 00:09:17,840
‫به «اِستیس» زنگ بزن . بهش بگو که
‫اون اومده . همینطور به سفارت

137
00:09:17,841 --> 00:09:19,575
‫بهشون بگو که می‌تونن
‫جستجو رو متوقف کنن

138
00:09:26,350 --> 00:09:28,950
‫کدوم گوری بودی؟

139
00:09:31,587 --> 00:09:33,955
‫کون خودمون رو پاره کردیم
‫که تو رو پیدا کنیم

140
00:09:33,956 --> 00:09:36,024
‫از دست اون آدمی که دیروز داشت
‫تعقیب‌ـت می‌کرد خلاص شدم

141
00:09:36,025 --> 00:09:39,194
‫اما نیروهای غیرنظامی همه‌جا بودن
‫باید تا صبح یه جایی قایم می‌شدم

142
00:09:39,195 --> 00:09:40,762
‫خب ، بعداً در موردش صحبت می‌کنیم

143
00:09:40,763 --> 00:09:42,764
‫فاطمه» قراره تا یک ساعت دیگه برسه»

144
00:09:42,765 --> 00:09:43,765
‫باید اطلاعات رو برات توجیه کنم

145
00:09:43,766 --> 00:09:46,466
‫نیازی نیست . توی مسجد دیدمش

146
00:09:46,467 --> 00:09:48,302
‫یادم مونده بود که همیشه
‫برای نماز جمعه میره اونجا

147
00:09:48,303 --> 00:09:51,705
‫بعد از اون سیگنالی که داده بودی
‫به‌نظر امن‌تر میومد که اونجا ببینمش

148
00:09:51,706 --> 00:09:55,276
‫کری» ، نقشه جایگزین ما این بود که»
‫اینجا دوباره به هم ملحق بشیم

149
00:09:55,277 --> 00:09:57,011
‫الان اینجام دیگه

150
00:09:57,012 --> 00:09:59,179
‫نکته اصلی رو داری نادیده می‌گیری

151
00:09:59,180 --> 00:10:01,047
‫کدوم نکته رو؟

152
00:10:01,048 --> 00:10:03,116
‫به من گفته بودن که این در مورد
‫یه حمله به آمریکاست

153
00:10:03,117 --> 00:10:04,450
‫من رو ببخش
‫فکر کردم بهتر باشه

154
00:10:04,451 --> 00:10:05,518
‫که اون رو زودتر ببینمش

155
00:10:05,519 --> 00:10:06,953
‫خب ، قرار بود که

156
00:10:06,954 --> 00:10:08,854
‫با همدیگه اون رو ببینیم
‫که تو باهاش حرف بزنی

157
00:10:08,855 --> 00:10:10,623
‫و منم بتونم میزان اعتمادپذیری اون رو
‫ارزیابی کنم

158
00:10:10,624 --> 00:10:13,626
‫معنیش اینه که به رأی
‫و عقیده من اعتماد نداری؟

159
00:10:13,627 --> 00:10:15,161
‫معنیش اینه که تمام این پروتکل

160
00:10:15,162 --> 00:10:17,129
‫به این منظور بود که
‫قضاوت تو رو دخیل نکنیم

161
00:10:19,565 --> 00:10:23,001
‫باید تا فردا یه ملاقات دیگه
‫اینجا برقرار کنیم

162
00:10:23,002 --> 00:10:24,136
‫خب ، خیلی دیر خواهد بود

163
00:10:24,137 --> 00:10:25,337
‫چرا؟

164
00:10:25,338 --> 00:10:28,206
‫شوهرش "عباس" یه ملاقات داره

165
00:10:28,207 --> 00:10:31,376
‫«فردا صبح با «ابونظیر
‫"توی خیابون "حَمرا

166
00:10:33,511 --> 00:10:36,213
‫این همون چیزی بود که به من گفت

167
00:10:41,253 --> 00:10:43,321
‫باید این کوفتی رو از توی چشمام دربیارم

168
00:10:43,322 --> 00:10:45,556
‫پدرم رو درآوردن

169
00:10:49,593 --> 00:10:51,094
‫کِی وارد شده؟

170
00:10:51,095 --> 00:10:54,431
‫کمتر از یک ساعت پیش
‫براتون آماده کردیم Skype یه تماس

171
00:10:54,432 --> 00:10:57,400
‫سائول» درخواست کرده که نیروهای ویژه»
‫آماده برای عملیات باشن

172
00:10:57,401 --> 00:10:58,835
‫نگفت چرا؟

173
00:10:58,836 --> 00:11:01,737
‫نه اما "رایان" توی دفترتون منتظرتونه

174
00:11:04,407 --> 00:11:07,009
‫- قربان
‫- اسکات" ، چی داریم؟"

175
00:11:07,010 --> 00:11:08,444
‫فقط ما ۲تا اینطرف هستیم

176
00:11:08,445 --> 00:11:10,545
‫سائول» درخواست کرده که»
‫دایره مطلعین رو کوچیک نگه داریم

177
00:11:10,546 --> 00:11:12,181
‫باشه

178
00:11:12,182 --> 00:11:14,216
‫خب ، می‌بینم‌تون

179
00:11:14,217 --> 00:11:17,219
‫کری» ، خیلی خوشحالم که می‌بینمت»
‫همه‌مون رو حسابی نگران کرده بودی

180
00:11:17,220 --> 00:11:18,287
‫شنیدم

181
00:11:18,288 --> 00:11:19,388
‫بفرمایید . گوش میدیم

182
00:11:19,389 --> 00:11:21,789
‫من چند ساعت پیش
‫با «فاطمه» صحبت کردم

183
00:11:21,790 --> 00:11:23,958
‫واقعاً جالب بود

184
00:11:23,959 --> 00:11:26,594
‫«شوهرش «عباس
‫«فرمانده «حزب‌الله

185
00:11:26,595 --> 00:11:30,598
‫فاطمه» گفت که اون قراره شخصاً»
‫با «ابونظیر» ملاقات کنه

186
00:11:32,234 --> 00:11:34,235
‫ابونظیر»؟»

187
00:11:34,236 --> 00:11:36,936
‫«بله . فردا همینجا توی «بیروت

188
00:11:36,937 --> 00:11:39,072
‫ملاقات توی خیابون "حَمرا" خواهد بود

189
00:11:39,073 --> 00:11:42,376
‫از واحدهای عملیاتی خواستم که
‫نقشه منطقه رو براتون بفرستن

190
00:11:42,377 --> 00:11:44,111
‫اسکات" ، شاید بخوای یه نگاهی بهش بندازی"

191
00:11:44,112 --> 00:11:47,414
‫اونجا یه منطقه متراکم مسکونی‌ـه

192
00:11:47,415 --> 00:11:49,816
‫پس استفاده از هواپیمای بدون‌سرنشین
‫ممکن نیست

193
00:11:49,817 --> 00:11:52,751
‫درسته . این یعنی که افرادمون
‫باید همونجا روی زمین منطقه باشن

194
00:11:52,752 --> 00:11:54,186
‫صبر کن . یه لحظه وایسین

195
00:11:54,187 --> 00:11:55,821
‫این نقاشی‌هایی که
‫دارین نشون‌مون میدین

196
00:11:55,822 --> 00:11:57,023
‫پر از سوراخ و فضای خالیه

197
00:11:57,024 --> 00:11:58,391
‫این همون چیزیه که می‌خواستم شما ببینین

198
00:11:58,392 --> 00:12:00,426
‫از زمان جنگ‌های داخلی

199
00:12:00,427 --> 00:12:02,694
‫حزب‌الله» به‌طور مداوم»
‫کنترل این منطقه رو در اختیار داشته

200
00:12:02,695 --> 00:12:05,998
‫خیلی جاهاش اون زمان از بین رفته
‫و بازسازی شده اما...

201
00:12:05,999 --> 00:12:08,766
‫اون ظاهری که الان داره
‫با چیزی که ما از طریق

202
00:12:08,767 --> 00:12:11,936
‫ماهواره‌های هوایی می‌بینیم فرق می‌کنه
‫پس ما فقط حدس میزنیم

203
00:12:11,937 --> 00:12:14,939
‫پس یعنی افراد من ممکنه که
‫وارد هر چیزی بشن؟

204
00:12:14,940 --> 00:12:17,375
‫بذار موضوع رو روشن کنم
‫یعنی شما میگین

205
00:12:17,376 --> 00:12:20,345
‫که این ملاقات ممکنه ساختگی باشه
‫و برای تطمیع ما باشه؟

206
00:12:20,346 --> 00:12:22,547
‫اگه اینجوری بود جای بهتری
‫برای این‌کار پیدا نمیشه

207
00:12:22,548 --> 00:12:24,048
‫نه . قضیه این نیست

208
00:12:24,049 --> 00:12:26,650
‫ایران تهدید کرده که اگر کسی
‫به سایت‌های هسته‌ای‌ـش حمله کنه

209
00:12:26,651 --> 00:12:28,185
‫در مقابل ایالات متحده مقاومت می‌کنه

210
00:12:28,186 --> 00:12:30,320
‫خب ، ۴تا از سایت‌های ایران
‫با خاک یکسان شده

211
00:12:30,321 --> 00:12:33,290
‫پس اونا دارن خودشون رو آماده می‌کنن
‫که کاری که گفته بودن رو انجام بدن

212
00:12:33,291 --> 00:12:34,658
‫«از طریق «ابونظیر

213
00:12:34,659 --> 00:12:37,461
‫بذار بپرسم اون از کجا میدونه؟

214
00:12:37,462 --> 00:12:40,296
‫«منبع تو «کری
‫اون از کجا خبردار شده؟

215
00:12:40,297 --> 00:12:42,798
‫وقتی که شوهرش داشته با تلفن ماهواره‌ای
‫صحبت می‌کرده حرفاش رو شنیده

216
00:12:42,799 --> 00:12:44,633
‫در مورد یه توطئه بر ضد
‫آمریکا صحبت می‌کردن؟

217
00:12:44,634 --> 00:12:46,669
‫برنامه‌ریزی می‌کرده که «نظیر» رو ببینه

218
00:12:46,670 --> 00:12:48,671
‫کِی؟ وقتی که داشته توی هال قدم میزده؟

219
00:12:48,672 --> 00:12:52,741
‫نه . اون حرفاش رو شنیده
‫اون داشته با «ابونظیر» صحبت می‌کرده

220
00:12:52,742 --> 00:12:54,743
‫اون صدای کی رو شناسایی کرده؟

221
00:12:57,146 --> 00:12:58,947
‫هیچ‌کس رو؟

222
00:13:02,218 --> 00:13:04,686
‫سائول» ، حرفای اون به نظرت معتبره؟»

223
00:13:04,687 --> 00:13:06,654
‫من واقعاً توی جایگاهی نیستم که نظری بدم

224
00:13:06,655 --> 00:13:11,226
‫من تنهایی باهاش ملاقات کردم
‫توی نماز جمعه

225
00:13:11,227 --> 00:13:13,994
‫«صبر کن ببینم . پس «سائول
‫تو هیچ‌کدوم این حرفا رو خودت نشنیدی؟

226
00:13:13,995 --> 00:13:15,729
‫بیشتر از شما نه

227
00:13:15,730 --> 00:13:19,533
‫شوهرش کارهای وحشتناکی
‫«با اون می‌کنه «دیوید

228
00:13:19,534 --> 00:13:23,437
‫اون می‌خواد از کشور بره . درخواست ۵ میلیون دلار
‫و پرواز مستقیم به "دیترویت" رو کرده

229
00:13:23,438 --> 00:13:25,406
‫این یه تله نیست . این واقعیه

230
00:13:25,407 --> 00:13:27,208
‫اونجوری که من متوجه شدم

231
00:13:27,209 --> 00:13:30,410
‫یه منبع اطلاعاتی که سال‌هاست
‫همسر یه فرمانده «حزب‌الله»‌ـه

232
00:13:30,411 --> 00:13:33,079
‫یه‌دفعه پیداش میشه و قول «ابونظیر» رو

233
00:13:33,080 --> 00:13:36,048
‫به یه مأمور سابق میده که همه میدونن
‫حسابی غرق پرونده «ابونظیر» بوده

234
00:13:36,049 --> 00:13:37,683
‫اون یه‌دفعه پیداش نشده

235
00:13:37,684 --> 00:13:39,719
‫نه . وسط یه بحران بین‌المللی پیداش شده

236
00:13:39,720 --> 00:13:42,688
‫وقتی که ایران داره دنبال راهی می‌گرده
‫که ایالات متحده رو بدنام کنه

237
00:13:42,689 --> 00:13:45,790
‫و هیچ چیزی براشون بهتر از
‫یه عملیات هجومی شکست‌خورده نیست

238
00:13:45,791 --> 00:13:50,662
‫اونم توی شهری که اصلاً ما نباید توش باشیم

239
00:13:50,663 --> 00:13:52,531
‫کری»؟»

240
00:13:52,532 --> 00:13:55,601
‫جواب نهایی رو تو باید بدی

241
00:14:05,910 --> 00:14:07,745
‫- سلام
‫- کارت شناسایی لطفاً

242
00:14:07,746 --> 00:14:09,247
‫متشکرم خانم

243
00:14:11,550 --> 00:14:12,816
‫- بفرمایید
‫- ممنون

244
00:14:20,658 --> 00:14:22,292
‫دهنت رو گاییدم

245
00:14:22,293 --> 00:14:24,594
‫لطفاً اینجا اینجوری صحبت نکن

246
00:14:24,595 --> 00:14:27,164
‫آخه خونه رو نگاه کن

247
00:14:27,165 --> 00:14:29,232
‫خواهش می‌کنم . سعی‌ـت رو بکن

248
00:14:29,233 --> 00:14:31,434
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که
‫فقط ۱ ساعت مؤدب باشی

249
00:14:31,435 --> 00:14:32,635
‫۱ساعت تمام؟

250
00:14:32,636 --> 00:14:34,403
‫شوخیت گرفته دیگه ، نه؟

251
00:14:39,776 --> 00:14:43,145
‫دِینا» ، بابا گفت که تو»
‫اون رو موقع نماز خوندن دیدی

252
00:14:43,146 --> 00:14:45,414
‫اون دقیقاً داشت چی‌کار می‌کرد؟

253
00:14:45,415 --> 00:14:47,349
‫دقیقاً؟

254
00:14:57,560 --> 00:15:00,428
‫یه‌جورایی خیلی عجیب بود

255
00:15:00,429 --> 00:15:01,529
‫آره

256
00:15:05,866 --> 00:15:07,601
‫- ممنون
‫- خانم

257
00:15:08,836 --> 00:15:10,504
‫«جسیکا»

258
00:15:10,505 --> 00:15:12,105
‫سلام

259
00:15:12,106 --> 00:15:13,707
‫سلام

260
00:15:13,708 --> 00:15:16,543
‫سینتیا» ، دلم می‌خواد با»
‫دخترم «دِینا» آشنا بشی

261
00:15:16,544 --> 00:15:18,945
‫فین" خیلی ازت برام تعریف کرده بود"

262
00:15:18,946 --> 00:15:20,513
‫خب ، این نگران‌کننده‌ست

263
00:15:20,514 --> 00:15:23,683
‫اصلاً خیلی خوشحالم
‫که یکی از دوستاش رو می‌بینم

264
00:15:23,684 --> 00:15:26,652
‫دِینا» امیدوار بود که بتونه جایی رو پیدا کنه»
‫که تکالیفش رو انجام بده

265
00:15:26,653 --> 00:15:29,188
‫بیا تو

266
00:15:30,624 --> 00:15:34,327
‫کتابخونه طبقه بالا
‫سمت راست قرار داره ، خب؟

267
00:15:34,328 --> 00:15:37,295
‫- خیلی ممنون
‫- فکر کن خونه خودت‌ـه

268
00:15:41,166 --> 00:15:45,637
‫دلم می‌خواد با گروهی آشنا بشی
‫رو اداره می‌کنن DC که واقعاً

269
00:15:45,638 --> 00:15:47,472
‫ما تصمیم خودمون رو گرفتیم

270
00:15:47,473 --> 00:15:50,642
‫که چه کسی باید سخنرانی اصلی
‫این مهمونی رو انجام بده

271
00:15:50,643 --> 00:15:52,976
‫- کی؟
‫- شوهرت

272
00:15:52,977 --> 00:15:56,213
‫فکر می‌کنی بتونی راضیش کنی
‫که این‌کار رو بکنه؟

273
00:16:35,050 --> 00:16:36,385
‫- سلام
‫- خدایا

274
00:16:38,421 --> 00:16:39,854
‫مشکل تو چیه؟

275
00:16:39,855 --> 00:16:41,021
‫هیچی

276
00:16:41,022 --> 00:16:42,923
‫خب ، اینجا چی‌کار می‌کنی؟

277
00:16:44,626 --> 00:16:46,627
‫من اینجا زندگی می‌کنم

278
00:16:46,628 --> 00:16:50,498
‫نه . منظورم اینه که عین جنازه
‫یواشکی بپری پشت سرم

279
00:16:50,499 --> 00:16:52,500
‫من فقط سلام کردم

280
00:16:52,501 --> 00:16:54,535
‫این یه خوشامدگویی معموله

281
00:16:54,536 --> 00:16:58,137
‫تو می‌تونی یه عوضی
‫به‌تمام‌معنا باشی . میدونستی؟

282
00:16:58,138 --> 00:16:59,972
‫می‌تونم؟

283
00:17:04,412 --> 00:17:09,549
‫انگار الان دیگه توی
‫مدرسه معروف شدی ، نه؟

284
00:17:09,550 --> 00:17:12,051
‫چون به "تاد" گفتم عوضی؟

285
00:17:12,052 --> 00:17:15,721
‫نه . خب ، همه این‌کار رو می‌کنن

286
00:17:15,722 --> 00:17:18,825
‫منظورم اون قضیه "پدرم یه مسلمونه"ست

287
00:17:18,826 --> 00:17:21,627
‫این یه‌جور دیوونه‌بازی جدیده

288
00:17:22,895 --> 00:17:24,896
‫آره

289
00:17:26,165 --> 00:17:28,400
‫مدیر به مامانم زنگ زد

290
00:17:28,401 --> 00:17:30,068
‫باید به نظر مامانت
‫خیلی خنده‌دار اومده باشه

291
00:17:30,069 --> 00:17:32,638
‫راستش اصلاً هم به نظرش خنده‌دار نبود

292
00:17:32,639 --> 00:17:35,006
‫آره . اینم قابل درکه

293
00:17:41,580 --> 00:17:43,147
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

294
00:17:43,148 --> 00:17:45,182
‫دارم قیافه‌ـت رو توی روبنده تصور می‌کنم

295
00:17:54,158 --> 00:17:57,394
‫«دارم سعیم رو می‌کنم «دیوید
‫دارم سعی می‌کنم که

296
00:17:57,395 --> 00:17:59,028
‫یه بخشی از داستان این زن رو بررسی کنم

297
00:17:59,029 --> 00:18:00,330
‫به هیچ‌جا نرسیدم

298
00:18:00,331 --> 00:18:02,666
‫بهترین منبع اطلاعاتی‌مون هم
‫میگه که «نظیر» الان توی افغانستانه

299
00:18:02,667 --> 00:18:05,134
‫ببین ، نیروهای ویژه همون کاری که
‫بهشون گفته شده رو انجام میدن

300
00:18:05,135 --> 00:18:07,404
‫ولی باید صادق باشم
‫اینجا همه نگران اینن

301
00:18:07,405 --> 00:18:09,037
‫که این قضیه به این شکل تموم بشه
‫که سربازهای مین‌کرده آمریکایی

302
00:18:09,038 --> 00:18:10,806
‫«توی خیابونای «بیروت
‫اینطرف و اونطرف کشیده بشن

303
00:18:10,807 --> 00:18:12,475
‫اینجا هم همه نگران همینن

304
00:18:12,476 --> 00:18:14,276
‫همه به غیر از «کری» . درسته؟

305
00:18:14,277 --> 00:18:16,311
‫هنوزم به منبعش اعتماد داره؟

306
00:18:16,312 --> 00:18:18,647
‫نمیدونم الان «کری» داره به چی فکر می‌کنه

307
00:18:18,648 --> 00:18:21,216
‫بعد از کنفرانس ویدیویی‌مون
‫گفت که باید استراحت کنه

308
00:18:21,217 --> 00:18:23,486
‫ببین «سائول» ، من نیاز دارم که

309
00:18:23,487 --> 00:18:25,887
‫تو تصمیم نهایی رو بگیری
‫که عملیات انجام بشه یا نه

310
00:18:28,023 --> 00:18:30,191
‫پس الان دیگه تصمیمش با منه؟

311
00:18:30,192 --> 00:18:31,559
‫خب ، آره . تویی که الان اونجایی

312
00:18:31,560 --> 00:18:33,728
‫این‌کار زیادی شجاعانه بود

313
00:18:33,729 --> 00:18:36,230
‫هی ، تو قرار بود که تمام‌مدت
‫همراه اون باشی

314
00:18:36,231 --> 00:18:38,566
‫قرار بود حواست بهش باشه
‫نقشه این بود

315
00:18:38,567 --> 00:18:40,401
‫محض اطلاع از اونجایی که ما باید
‫حسابی خودمون رو قایم کنیم

316
00:18:40,402 --> 00:18:41,869
‫من از اول هم دلم نمی‌خواست
‫که اون بیاد اینجا

317
00:18:41,870 --> 00:18:43,236
‫اون حالش خوب نیست

318
00:18:43,237 --> 00:18:45,338
‫فکر می‌کردی چه اتفاقی قراره بیفته؟

319
00:18:45,339 --> 00:18:47,708
‫نمیدونم «دیوید» . نمیدونم که
‫این زن واقعی هست

320
00:18:47,709 --> 00:18:49,576
‫یا اینکه فقط «کری» دلش می‌خواد
‫اون واقعی باشه

321
00:20:18,995 --> 00:20:22,097
‫کری»؟»

322
00:20:24,133 --> 00:20:26,134
‫نتونستم پیدات کنم

323
00:20:26,135 --> 00:20:29,137
‫بیا تو . نمیدونیم کی داره نگاه‌مون می‌کنه

324
00:20:29,138 --> 00:20:31,974
‫من خودم میدونم که چرا مردم
‫به قضاوت من اعتماد نمی‌کنن

325
00:20:31,975 --> 00:20:34,074
‫که چرا تو نمی‌خواستی من اینجا باشم

326
00:20:34,075 --> 00:20:35,242
‫«کری»

327
00:20:35,243 --> 00:20:36,777
‫این منصفانه نیست . میدونم

328
00:20:36,778 --> 00:20:39,413
‫برای تو منصفانه نیست که
‫مجبور باشی تصمیم‌گیری کنی

329
00:20:43,886 --> 00:20:46,487
‫«من رو به‌گا داد «سائول

330
00:20:48,123 --> 00:20:51,825
‫«نگران بودن در مورد «برودی
‫واقعاً من رو به‌گا داد

331
00:20:51,826 --> 00:20:56,763
‫چون من هیچ‌وقت تا حالا
‫انقدر مطمئن نبودم

332
00:20:56,764 --> 00:20:59,198
‫و انقدر اشتباه نمی‌کردم

333
00:21:01,068 --> 00:21:04,270
‫و این همون چیزیه که باعث میشه هنوز
‫نتونم ذهن خودم رو جمع کنم

334
00:21:05,272 --> 00:21:08,841
‫من رو عاجز می‌کنه از اینکه
‫به افکار خودم اعتماد کنم

335
00:21:08,842 --> 00:21:12,377
‫هر دفعه که فکر می‌کنم
‫الان یه چیزی رو به وضوح دارم می‌بینم...

336
00:21:14,548 --> 00:21:16,849
‫یهو ناپدید میشه

337
00:21:31,030 --> 00:21:33,798
‫ما این فرصت رو داریم
‫که «ابونظیر» رو بگیریم

338
00:21:33,799 --> 00:21:38,168
‫میدونم که دلت می‌خواد اینجوری فکر کنی

339
00:21:38,169 --> 00:21:41,838
‫- من جون مردم آمریکا رو به‌خاطر
‫یه سوءظن به خطر نمیندازم
‫- منم هیچ‌وقت

340
00:21:41,839 --> 00:21:43,574
‫ازت نمی‌خوام که این‌کار رو بکنی

341
00:21:46,578 --> 00:21:49,312
‫«من اون رو استخدام کرده بودم «سائول
‫درست همینجا توی همین شهر

342
00:21:49,313 --> 00:21:51,147
‫و الان ۸ سال گذشته . میدونم

343
00:21:51,148 --> 00:21:53,249
‫میدونم که خیلی چیزها
‫ممکنه تغییر کرده باشه

344
00:21:55,619 --> 00:21:59,388
‫ولی من توی یه موقعیت
‫توهین‌آمیز خونوادگی کمکش کردم

345
00:21:59,389 --> 00:22:02,324
‫عملاً زندگیش رو نجات دادم

346
00:22:02,325 --> 00:22:05,227
‫و یادم میاد...یادم میاد

347
00:22:05,228 --> 00:22:10,599
‫اون‌موقع میدونستم که یه روزی
‫اون حاضر میشه که از اینجا بره

348
00:22:10,600 --> 00:22:14,603
‫و وقتی که اون روز برسه
‫اون طرف من خواهد بود

349
00:22:19,208 --> 00:22:23,011
‫این جوری که الان هستم
‫خودمم به خودم اعتماد نمی‌کنم

350
00:22:24,714 --> 00:22:28,281
‫ولی اون «کری» که اون رو استخدام کرد...

351
00:22:32,754 --> 00:22:36,090
‫به اون ایمان دارم

352
00:22:55,976 --> 00:22:58,644
‫«قربان؟ «سائول بِرِنسون
‫همین الان تماس گرفت . روی خط هستیم

353
00:22:58,645 --> 00:23:00,646
‫عملیات در جریانه

354
00:23:11,658 --> 00:23:13,491
‫لعنتی

355
00:23:13,492 --> 00:23:15,126
‫"بتسی"

356
00:23:16,561 --> 00:23:19,196
‫بله قربان؟ چی شده؟

357
00:23:19,197 --> 00:23:22,266
‫کلیدهای ماشینم رو گم کردم
‫خارج از محوطه یه جلسه دارم

358
00:23:22,267 --> 00:23:24,268
‫چه جلسه‌ای؟
‫توی دفتر من ثبت نشده

359
00:23:24,269 --> 00:23:26,170
‫بتسی" ، میشه فقط اینجا کمکم کنی؟"

360
00:23:30,407 --> 00:23:33,409
‫پس با ملاقاتی ساعت ۵ شما چی‌کار کنم؟

361
00:23:33,410 --> 00:23:35,812
‫- توی لابی منتظر نشسته
‫- میشه فقط...

362
00:23:35,813 --> 00:23:38,314
‫بهش بگو که باید یه وقت دیگه
‫براتون بذاریم . مرسی

363
00:23:38,315 --> 00:23:39,983
‫آره . می‌تونی این رو بهم بگی

364
00:23:39,984 --> 00:23:43,953
‫ولی اون‌موقع باید حسابی به خودت بنازی
‫که الان اونقدر آدم گنده‌ای شدی

365
00:23:43,954 --> 00:23:47,022
‫که برای رفیقای قدیمی‌ـت هم وقت نداری
‫چه دفتر قشنگی

366
00:23:47,023 --> 00:23:48,791
‫"من دارم میرم "پنتاگون
‫می‌خوای باهام بیای؟

367
00:23:50,561 --> 00:23:52,094
‫خب جناب نماینده کنگره

368
00:23:52,095 --> 00:23:53,929
‫- این رو نگو
‫- باشه

369
00:23:53,930 --> 00:23:55,298
‫"همکار آینده "والدِن

370
00:23:55,299 --> 00:23:56,899
‫همکار محتمل

371
00:23:56,900 --> 00:23:58,934
‫بین من و ۱۰۰ نفر دیگه

372
00:23:58,935 --> 00:24:01,837
‫چی‌کار می‌تونم برات بکنم؟

373
00:24:01,838 --> 00:24:03,338
‫در مورد "واکِر"‌ـه

374
00:24:03,339 --> 00:24:04,573
‫- خدایا
‫- گزارش کمیته فرعی

375
00:24:04,574 --> 00:24:06,708
‫در مورد مرگ اون چند هفته پیش اومد

376
00:24:06,709 --> 00:24:08,176
‫خوندیش؟

377
00:24:08,177 --> 00:24:09,678
‫از خوندنش فراریم

378
00:24:09,679 --> 00:24:12,180
‫خب ، باید یه نگاهی بهش بندازی

379
00:24:12,181 --> 00:24:14,816
‫میگه که "واکِر" یه تک‌تیرانداز تنها بوده

380
00:24:14,817 --> 00:24:16,318
‫باشه

381
00:24:16,319 --> 00:24:19,753
‫نه ، نه . با عقل جور درنمیاد

382
00:24:19,754 --> 00:24:24,024
‫ببین ، "واکِر" بهترین تیرانداز
‫از بین ما بود

383
00:24:24,025 --> 00:24:25,926
‫امکان نداشت که تیرش به
‫معاون اول رئیس‌جمهور خطا بره

384
00:24:25,927 --> 00:24:27,595
‫- ولی رفت
‫- ۳بار

385
00:24:27,596 --> 00:24:30,835
‫که بخواد یه نفری به اسم
‫الیزابت گِینز" رو بکشه"

386
00:24:30,860 --> 00:24:34,201
‫که تا جایی که میدونم
‫اصلاً اهمیتی نداره

387
00:24:35,302 --> 00:24:37,970
‫باید اعتراف کنی

388
00:24:37,971 --> 00:24:39,439
‫این گزارش با عقل جور درنمیاد

389
00:24:41,942 --> 00:24:44,577
‫خب ، چی با عقل جور درمیاد؟

390
00:24:44,578 --> 00:24:46,279
‫نمیدونم ولی...

391
00:24:46,280 --> 00:24:48,881
‫ببین یه خبرهایی بیشتر از
‫خود "واکِر" و اسلحه‌اش هست

392
00:24:48,882 --> 00:24:51,116
‫خب ، داریم در مورد چی حرف میزنیم؟ یه توطئه؟

393
00:24:51,117 --> 00:24:53,685
‫فراماسون‌ها؟ روشن‌فکران؟

394
00:24:53,686 --> 00:24:56,421
‫- فقط من نیستم «برودی» . همه افراد جوخه...
‫- کدوم آدما؟

395
00:24:56,422 --> 00:24:57,989
‫همه‌شون...با "لادر" هم صحبت کردم

396
00:24:57,990 --> 00:25:00,359
‫لادر" که دائم‌الخمرـه"

397
00:25:00,360 --> 00:25:03,295
‫اون یه چیزیش میشه . قبول دارم

398
00:25:05,698 --> 00:25:09,267
‫ببین ، فراموش کن که "واکِر" اونجا
‫تنها بوده یا نه

399
00:25:09,268 --> 00:25:11,669
‫دلت نمی‌خواد بدونی که
‫کدوم خری اون رو کشته؟

400
00:25:11,670 --> 00:25:13,237
‫چون هیچ جوابی توش نیست

401
00:25:13,238 --> 00:25:15,139
‫و به‌نظر هیچ‌کس هم به تخمش نیست

402
00:25:16,875 --> 00:25:18,842
‫تو الان اختیارات زیادی داری

403
00:25:18,843 --> 00:25:20,244
‫فقط ازت می‌خوام که

404
00:25:20,245 --> 00:25:23,112
‫به مسائل محرمانه پشت این گزارش
‫یه نگاهی بندازی

405
00:25:23,113 --> 00:25:24,614
‫اگه هیچ مسئله محرمانه‌ای

406
00:25:24,615 --> 00:25:26,983
‫- پشت این گزارش نباشه چی؟
‫- فقط یه بررسی بکن

407
00:25:26,984 --> 00:25:28,652
‫خیال‌مون راحت میشه

408
00:25:30,187 --> 00:25:33,122
‫بسیارخب ، شاید تو راست میگی

409
00:25:33,123 --> 00:25:35,458
‫باید چندتا تماس بگیرم

410
00:25:35,459 --> 00:25:38,094
‫مرسی

411
00:25:42,465 --> 00:25:45,401
‫مأموریت برعلیه «نظیر» و شوهر اون
‫یا دستگیری و یا کشتاره

412
00:25:45,402 --> 00:25:47,135
‫بستگی به این داره که شرایط
‫توی محوطه چطور پیش بره

413
00:25:47,136 --> 00:25:48,470
‫سائول» و «کری» چی میشن؟»

414
00:25:48,471 --> 00:25:50,673
‫اونا توی پناهگاه می‌مونن

415
00:25:50,674 --> 00:25:52,974
‫تا وقتی که درگیری‌های
‫خیابون «حَمرا» تموم بشه

416
00:25:52,975 --> 00:25:54,643
‫اون‌موقع اونا ۱۵ دقیقه وقت دارن

417
00:25:54,644 --> 00:25:57,045
‫که برن دنبال اون منبع اطلاعاتی
‫و ببرنش به محل خروج

418
00:25:57,046 --> 00:25:59,580
‫- ساحل؟
‫- آره . همه چیز خوب پیش بره
‫یه هلیکوپتر میره اونجا

419
00:25:59,581 --> 00:26:00,916
‫و منتظر هر ۳تاشون می‌مونه

420
00:26:00,917 --> 00:26:02,184
‫بهتره که همه چیز خوب پیش بره

421
00:26:02,185 --> 00:26:03,384
‫من این قول رو به رئیس‌جمهور دادم

422
00:26:03,385 --> 00:26:05,120
‫که راضیش کنم به این عملیات
‫چراغ سبز نشون بده

423
00:26:09,325 --> 00:26:11,491
‫پوشش ماهواره‌ای
‫روی مانیتور شماره ۲ هست

424
00:26:11,492 --> 00:26:12,960
‫ممنون

425
00:26:12,961 --> 00:26:14,295
‫همینه؟

426
00:26:14,296 --> 00:26:16,297
‫«بله قربان . خیابان «حَمرا

427
00:26:16,298 --> 00:26:18,598
‫«جایی که قراره ملاقات با «نظیر
‫اونجا صورت بگیره

428
00:26:20,335 --> 00:26:21,601
‫تیم هجومی شماره ۱ ما
‫"قرمز-۱"

429
00:26:21,602 --> 00:26:24,571
‫اونا روی زمین محوطه هستن
‫مأموریت‌شون هم دستگیریه

430
00:26:24,572 --> 00:26:25,706
‫تک‌تیراندازها کجان؟

431
00:26:25,707 --> 00:26:27,707
‫تک‌تیراندازها گروه "قرمز-۲" هستن . لطفاً

432
00:26:30,110 --> 00:26:33,947
‫اینا نمای دوربین‌های اوناست

433
00:26:33,948 --> 00:26:35,315
‫با فاصله ۴۰۰ یارد

434
00:26:35,316 --> 00:26:38,218
‫اگر تیم دستگیری شکست بخوره
‫اونا «نظیر» رو می‌کشن

435
00:26:38,219 --> 00:26:40,954
‫تیم جستجو یه دفتر خالی رو
‫در انتهای خیابان بررسی کردن

436
00:26:40,955 --> 00:26:42,688
‫اگر «نظیر» همونجایی که قراره...

437
00:26:42,689 --> 00:26:44,223
‫کمتر از ۲ دقیقه دیگه

438
00:26:52,698 --> 00:26:55,734
‫چرا دیگه بهم زنگ نزدی «سائول»؟

439
00:26:55,735 --> 00:26:59,636
‫دکتر «رُزِنبورگ» گفت که من تو رو
‫یاد کار میندازم

440
00:26:59,637 --> 00:27:02,373
‫این‌کار من...

441
00:27:02,374 --> 00:27:06,143
‫اثرات زیان‌آوری در روند
‫بهبودی تو گذاشته بوده

442
00:27:07,980 --> 00:27:10,681
‫آره . این حرفا فقط از اون برمیاد

443
00:27:12,684 --> 00:27:14,485
‫فکرش رو می‌کردی که دوباره باهم
‫از این‌کارها بکنیم؟

444
00:27:16,487 --> 00:27:20,223
‫امیدوار بودم

445
00:27:23,559 --> 00:27:29,031
‫میدونم . میدونم
‫بهش عادت نکن

446
00:27:30,833 --> 00:27:32,768
‫خب ، ما آماده‌ایم

447
00:27:32,769 --> 00:27:34,136
‫«ستاد مشترک عملیاتی و «پنتاگون
‫در جریان قرار دارن

448
00:27:34,137 --> 00:27:35,938
‫ترافیک رو به‌طور حداقل نگه دارین

449
00:27:45,114 --> 00:27:46,414
‫- یه لحظه وایسا
‫- بله قربان

450
00:27:46,415 --> 00:27:48,449
‫- ببخشید که منتظر موندین
‫- نه . مسئله‌ای نیست

451
00:27:48,450 --> 00:27:50,318
‫شنیدم که وزیر دفاع
‫احتمالاً تشریف بردن

452
00:27:50,319 --> 00:27:51,786
‫نه . هنوز اینجاست

453
00:27:51,787 --> 00:27:54,254
‫یه چیزی هست که میدونم
‫دلت می‌خواد ببینی

454
00:27:54,255 --> 00:27:57,124
‫نیروهای ویژه در حال
‫اجرای یه عملیات هستن

455
00:27:57,125 --> 00:27:59,859
‫«همین الان توی «بیروت

456
00:27:59,860 --> 00:28:01,861
‫منظورت که روی خاک اونجا نیست؟

457
00:28:01,862 --> 00:28:04,197
‫دقیقاً منظورم همینه

458
00:28:04,198 --> 00:28:06,300
‫چه عملیاتی هست؟

459
00:28:06,301 --> 00:28:11,203
‫یا یه آبروریزی افتضاح
‫یا یه پیروزی عظیم

460
00:28:22,349 --> 00:28:25,883
‫جناب نماینده ، بفرمایید

461
00:28:42,133 --> 00:28:44,501
‫خب ، اونجا یه تحرکاتی می‌بینم

462
00:28:44,502 --> 00:28:45,735
‫درست به‌موقع

463
00:29:11,161 --> 00:29:12,895
‫چرا دارن اونجا وایمیسن؟

464
00:29:12,896 --> 00:29:16,198
‫خب ، ۶ نفر سمت
‫غرب هدف قرار دارن

465
00:29:16,199 --> 00:29:17,399
‫دریافت شد . می‌بینیم

466
00:29:21,204 --> 00:29:22,704
‫خب ، یه ماشین دیگه داره میاد

467
00:29:22,705 --> 00:29:24,706
‫۶نفر دیگه این‌دفعه سمت شرق

468
00:29:26,209 --> 00:29:27,476
‫ما رو محاصره کردن

469
00:29:27,477 --> 00:29:29,010
‫از کجا میدونستن که آدمای ما اونجان؟

470
00:29:29,011 --> 00:29:30,378
‫چون منبع اطلاعاتی‌مون
‫ما رو دور زده

471
00:29:30,379 --> 00:29:32,546
‫- سائول»؟»
‫- ساکت باش

472
00:29:45,859 --> 00:29:47,693
‫قرمز-۱» ، آماده باش»

473
00:29:50,197 --> 00:29:54,134
‫ممکنه با ما کاری نداشته باشن
‫فقط دارن خیابون رو خالی می‌کنن

474
00:29:56,103 --> 00:29:57,470
‫پس نمیدونن که ما اونجاییم؟

475
00:29:57,471 --> 00:29:59,872
‫نه ، نه ولی بازم تعدادمون خیلی کمتره

476
00:29:59,873 --> 00:30:03,509
‫تیم دستگیری هیچ‌وقت نمی‌تونه که
‫نظیر» رو از اونجا زنده بیرون بیاره»

477
00:30:07,347 --> 00:30:09,148
‫اونا رو لغو کن

478
00:30:09,149 --> 00:30:10,516
‫دستگیری رو لغو کنید

479
00:30:10,517 --> 00:30:12,418
‫قرمز-۱» ، عملیات تمام»
‫تأیید کنید

480
00:30:12,419 --> 00:30:14,819
‫عملیات «قرمز-۱» تمام شد

481
00:30:17,556 --> 00:30:20,124
‫قرمز-۲» ، آماده باش»

482
00:30:20,125 --> 00:30:21,759
‫قرمز-۲» ، آماده»

483
00:30:24,163 --> 00:30:26,764
‫چه خبر شده؟

484
00:30:26,765 --> 00:30:28,732
‫تعداد دشمنا خیلی زیاده

485
00:30:28,733 --> 00:30:31,769
‫اونا هویت مأموریت رو از
‫دستگیری به کشتار تغییر دادن

486
00:30:31,770 --> 00:30:33,037
‫کشتن کی؟

487
00:30:33,038 --> 00:30:34,938
‫اونا دارن خیابون رو واسه کی خالی می‌کنن؟

488
00:30:34,939 --> 00:30:36,739
‫ابونظیر» کونی اگه خدا بخواد»

489
00:30:38,042 --> 00:30:40,577
‫آره . گفتم که برات جالبه

490
00:30:56,026 --> 00:30:57,660
‫یه ماشین دیگه هم داره میاد

491
00:30:57,661 --> 00:30:59,361
‫تیم «قرمز-۲» ، آماده باش

492
00:30:59,362 --> 00:31:01,330
‫تیم ۲» ، آماده»

493
00:31:08,972 --> 00:31:10,939
‫۲تا هدف اضافی شناسایی شدند

494
00:31:12,742 --> 00:31:14,710
‫- تأیید شد
‫- اون «عباس»‌ـه . شوهر منبع اطلاعاتی ما

495
00:31:14,711 --> 00:31:17,579
‫اون که باهاشه کیه؟

496
00:31:17,580 --> 00:31:19,581
‫اون "الراضی"‌ـه . دستیار «نظیر»‌ـه

497
00:31:19,582 --> 00:31:20,616
‫الان می‌خوایم اونا رو بکشیم؟

498
00:31:20,617 --> 00:31:21,916
‫نه . اونا باهم اومدن

499
00:31:21,917 --> 00:31:24,986
‫باید منتظر یه نفر دیگه باشن
‫باید اینطور باشه

500
00:31:24,987 --> 00:31:26,386
‫قربان ، می‌خواین اونا رو بکشین؟

501
00:31:26,387 --> 00:31:29,624
‫صبر کن . صبر کن . صبر کن

502
00:31:54,714 --> 00:31:57,016
‫باشه . حواس‌تون رو جمع کنین

503
00:31:57,017 --> 00:31:58,417
‫افراد تیم ، باید همین باشه

504
00:31:58,418 --> 00:32:00,386
‫تیم «قرمز-۲»...نظم ، شلیک

505
00:32:00,387 --> 00:32:02,655
‫به هر نفر ۲تا تیر زده میشه
‫اهداف ۲ نفر با ردا هستن

506
00:32:02,656 --> 00:32:04,690
‫منتظر هدف سوم باشید

507
00:32:35,119 --> 00:32:36,853
‫لعنتی ، خودشه

508
00:32:40,858 --> 00:32:42,492
‫منتظر تأیید شماییم

509
00:32:42,493 --> 00:32:44,627
‫هدف اولیه در مرکز قرار داره

510
00:32:46,096 --> 00:32:48,631
‫گروهبان ، شلیک

511
00:32:52,969 --> 00:32:55,805
‫کری» و «سائول» ، باید بریم»
‫خواهش می‌کنم . باید بریم

512
00:32:55,806 --> 00:32:57,073
‫- چی شده؟
‫- خواهش می‌کنم

513
00:32:57,074 --> 00:32:58,307
‫- گرفتنش؟
‫- «عجله کن «کری

514
00:32:58,308 --> 00:32:59,874
‫باید از اینجا بریم . بیا

515
00:33:03,246 --> 00:33:06,248
‫الان چی شد؟
‫جلوی چشم‌مون بود

516
00:33:13,723 --> 00:33:16,090
‫یه‌دفعه برگشت
‫یکی بهش آمار داد

517
00:33:16,091 --> 00:33:20,060
‫ای حرومزاده ، همین حالا
‫با «اِستیس» تماس بگیرین

518
00:33:27,269 --> 00:33:30,170
‫آره . تقریباً داریم میرسیم

519
00:33:30,171 --> 00:33:31,738
‫هر وقت هلیکوپتر رو دیدم تماس می‌گیرم

520
00:33:31,739 --> 00:33:33,540
‫۲تا قربانی
‫هردوشون از افراد اونا بودن

521
00:33:33,541 --> 00:33:35,542
‫«عباس» و «الراضی» توی خیابون «حَمرا»
‫بر اثر گلوله کشته شدن

522
00:33:35,543 --> 00:33:37,244
‫به‌نظر میرسه که کار افراد ما بوده

523
00:33:37,245 --> 00:33:39,246
‫- ابونظیر» چی؟»
‫- اون فرار کرده

524
00:33:39,247 --> 00:33:41,615
‫- پس باید برگردیم و پیداش کنیم
‫- اینجا خاک «حزب‌الله»‌ـه

525
00:33:41,616 --> 00:33:43,149
‫ما فقط ۴ نفر نیرو داریم

526
00:33:43,150 --> 00:33:44,718
‫شانس آوردیم که وقتی اونا رفتن
‫افراد ما هم رفتن

527
00:33:44,719 --> 00:33:47,620
‫چیزی که الان مهمه اینه که تو
‫و «فاطمه» رو از اینجا ببریم

528
00:33:48,888 --> 00:33:52,924
‫هی ، منبع تو درست می‌گفت
‫حق با تو بود

529
00:33:52,925 --> 00:33:55,994
‫نمی‌تونم برای تو
‫این رو چیزی به جز پیروزی بخونم

530
00:34:26,391 --> 00:34:27,557
‫- کسی توی آپارتمان هست؟
‫- نه

531
00:34:27,558 --> 00:34:28,925
‫- کلیدهات رو بده به من
‫- «کری»

532
00:34:28,926 --> 00:34:30,994
‫- ما همین الان «ابونظیر» رو گم کردیم
‫- سوار ماشین شو

533
00:34:30,995 --> 00:34:32,596
‫کسی که قرار بود باهاش ملاقات کنه
‫توی این ساختمون زندگی می‌کرده

534
00:34:32,597 --> 00:34:33,930
‫- برگرد توی ماشین
‫- نمی‌تونیم بدون دیدن ساختمون از اینجا بریم

535
00:34:33,931 --> 00:34:35,665
‫- برگرد توی ماشین
‫- کری» ، برگرد توی ماشین»

536
00:34:35,666 --> 00:34:38,000
‫«کری» ، «کری» ، «کری»

537
00:35:50,603 --> 00:35:53,905
‫- باید بریم . باید بریم
‫- صبر می‌کنیم . صبر می‌کنیم

538
00:36:05,517 --> 00:36:07,718
‫باید بریم

539
00:36:08,787 --> 00:36:11,220
‫بجنب . برو . برو

540
00:36:11,221 --> 00:36:12,489
‫برین کنار . برین کنار

541
00:36:12,490 --> 00:36:14,257
‫برو . برو

542
00:37:33,333 --> 00:37:35,501
‫«کری»

543
00:37:35,502 --> 00:37:37,936
‫دارمت . بیا دنبال من

544
00:37:47,079 --> 00:37:49,881
‫اوناهاشن . وایسا

545
00:37:51,350 --> 00:37:53,851
‫چه گُهی می‌خوری «کری»؟
‫چه گُهی می‌خوری؟

546
00:37:53,852 --> 00:37:56,419
‫از اینجا برو

547
00:37:56,420 --> 00:37:58,555
‫حال‌ـت خوبه؟

548
00:38:33,489 --> 00:38:36,691
‫نظیر» تشکر کرد»

549
00:38:36,692 --> 00:38:38,326
‫اونا از کجا فهمیدن؟

550
00:38:38,327 --> 00:38:39,761
‫یه جاسوس

551
00:38:39,762 --> 00:38:41,962
‫فکر می‌کنیم کار همسر دوم «عباس» بوده

552
00:38:41,963 --> 00:38:45,432
‫من یه نماینده کنگره هستم
‫می‌فهمی . درسته؟

553
00:38:45,433 --> 00:38:46,901
‫یه نماینده کنگره ایالات متحده هستم

554
00:38:46,902 --> 00:38:49,302
‫وقتی سران حرومزاده ستاد مشترک ارتش

555
00:38:49,303 --> 00:38:52,139
‫من رو احاطه کردن نمی‌تونم
‫پیام‌های پنهانی بدم

556
00:38:52,140 --> 00:38:53,641
‫میدونم که خیلی سخت بوده

557
00:38:58,412 --> 00:39:00,379
‫من آدم شما نیستم

558
00:39:00,380 --> 00:39:04,551
‫همین امروز بهمون حمله شده
‫۲نفر رو توی «بیروت» از دست دادیم

559
00:39:04,552 --> 00:39:07,020
‫نقش تو الان مهم‌تر از همیشه‌ست

560
00:39:07,021 --> 00:39:10,023
‫من نقش خودم رو ایفا کردم

561
00:39:12,225 --> 00:39:14,660
‫اون بهت نیاز داره

562
00:39:17,931 --> 00:39:20,298
‫باهات در تماسم

563
00:39:58,636 --> 00:40:01,870
‫نیکلاس برودی» بزرگوار»

564
00:40:01,871 --> 00:40:02,938
‫فقط آروم باش ، خب؟

565
00:40:02,939 --> 00:40:05,841
‫هی ، خوشحالم که می‌بینمش
‫اون نماینده منه

566
00:40:05,842 --> 00:40:07,109
‫تو به من رأی میدی "لادر"؟

567
00:40:07,110 --> 00:40:09,078
‫دفعه بعد

568
00:40:09,079 --> 00:40:12,648
‫من شدیداً تحت‌تأثیر خدمات
‫دولتی شما قرار گرفتم

569
00:40:12,649 --> 00:40:14,583
‫خب ، چی پیدا کردی؟

570
00:40:16,152 --> 00:40:18,486
‫اونا نمیدونن که «واکِر» رو کی کشته

571
00:40:18,487 --> 00:40:20,454
‫و هیچ چیزی توی اون مدارک
‫محرمانه وجود نداره

572
00:40:20,455 --> 00:40:22,090
‫که بخواد این مسئله رو روشن کنه

573
00:40:22,091 --> 00:40:23,491
‫ولی تو نگاه کردی؟

574
00:40:23,492 --> 00:40:25,827
‫به "مایک" گفتم که چندتا
‫تماس می‌گیرم که گرفتم

575
00:40:25,828 --> 00:40:29,964
‫خب آقایون ، من یه آدم غیبگو هستم؟

576
00:40:29,965 --> 00:40:32,133
‫- خب ، کافیه . کافیه
‫- گفتم...گفتم

577
00:40:32,134 --> 00:40:35,335
‫که این آدم قرار نیست
‫هیچ کوفتی برامون بیاره

578
00:40:35,336 --> 00:40:37,604
‫که دقیقاً همین اتفاق هم افتاد

579
00:40:37,605 --> 00:40:38,672
‫تو چی می‌خوای؟

580
00:40:38,673 --> 00:40:41,541
‫دلم می‌خواد ببینم که یه‌کم از
‫قدرت و نفوذ لعنتی‌ـت استفاده می‌کنی

581
00:40:41,542 --> 00:40:43,510
‫و ته این مسئله رو درمیاری

582
00:40:43,511 --> 00:40:45,145
‫هیچ چیزی وجود نداره که
‫"بشه ته‌ـش رو درآورد "لادر

583
00:40:45,146 --> 00:40:47,547
‫نه؟ پس این رو چی میگی

584
00:40:47,548 --> 00:40:50,249
‫که «واکِر» توی کل عمرش
‫هیچ‌وقت یه تیرش خطا نرفته بود

585
00:40:50,250 --> 00:40:53,085
‫و اون روز تصادفاً ۳ تیرش خطا رفت؟

586
00:40:53,086 --> 00:40:57,023
‫اون رقاص‌های کوفتی که روی
‫پله‌های وزارت امور خارجه بودن

587
00:40:57,024 --> 00:40:58,991
‫- و حواس ما رو پرت می‌کردن...
‫- که چی؟

588
00:40:58,992 --> 00:41:00,559
‫هیچ اتفاق دیگه‌ای نیفتاد

589
00:41:00,560 --> 00:41:02,528
‫اگه اون باعث شد حواس‌مون پرت بشه
‫پس کل اون اتفاق رو چی میگی؟

590
00:41:02,529 --> 00:41:05,464
‫بزرگترین حماقت ما این بود که
‫فکر کردیم یه بخاری از تو بلند میشه

591
00:41:05,465 --> 00:41:08,967
‫بسیارخب ، بسیارخب
‫جفت‌تون آروم باشین

592
00:41:12,038 --> 00:41:15,774
‫- واکِر» مُرده»
‫- درسته

593
00:41:15,775 --> 00:41:17,642
‫یه برادر تفنگدار

594
00:41:17,643 --> 00:41:22,980
‫و این خیلی زشته که علاقه‌ای نداری
‫که حقیقت رو در مورد مرگ اون بفهمی

595
00:41:22,981 --> 00:41:25,382
‫حقیقت رو می‌خواین؟

596
00:41:25,383 --> 00:41:27,751
‫واکِر» خودش رو فروخت»

597
00:41:27,752 --> 00:41:29,452
‫جای همه رو لو داد

598
00:41:29,453 --> 00:41:30,921
‫شامل شما هم میشه
‫جای همه‌تون رو لو داد

599
00:41:30,922 --> 00:41:32,856
‫من اونجا بودم . خودم شنیدم

600
00:41:32,857 --> 00:41:37,427
‫و میدونم که همه‌تون انتظار
‫یه سری توضیحات دیگه رو دارین

601
00:41:37,428 --> 00:41:40,362
‫که یه‌جوری «واکِر» رو همون آدمی که
‫می‌شناختین نگه داره

602
00:41:40,363 --> 00:41:44,033
‫ولی حقیقت اینه که «واکِر» اون آدمی نیست
‫که شما فکر می‌کردین

603
00:41:44,034 --> 00:41:46,903
‫همون روزی که خائن شد
‫دیگه یه تفنگدار نبود

604
00:41:50,908 --> 00:41:54,676
‫واکِر» ممکنه عقلش رو از دست داده باشه»
‫اما هدفش رو از دست نداده

605
00:41:54,677 --> 00:41:56,812
‫- اون...
‫- خفه‌شو "لادر" . فقط خفه‌شو

606
00:42:36,817 --> 00:42:41,254
‫هی ، داره دیر میشه
‫نمی‌خوای بخوابی؟

607
00:42:41,255 --> 00:42:42,888
‫چرا ، یه دقیقه دیگه

608
00:42:46,525 --> 00:42:49,728
‫راستی مامان قراره ازت بخواد

609
00:42:49,729 --> 00:42:52,497
‫که توی این مهمونی خیریه سخنرانی کنی
‫حسابیم روی تصمیمش جدیه

610
00:42:52,498 --> 00:42:55,300
‫پس اگه من جای تو بودم قبول می‌کردم

611
00:42:55,301 --> 00:42:57,535
‫مرسی که گفتی

612
00:43:00,005 --> 00:43:02,339
‫داری با کی حرف میزنی؟

613
00:43:04,576 --> 00:43:07,411
‫نه . درست میگی
‫به من ربطی نداره

614
00:43:07,412 --> 00:43:10,314
‫نه . اشکالی نداره . فقط...

615
00:43:10,315 --> 00:43:15,786
‫بعد از همه اتفاقایی که توی مدرسه افتاد
‫مطمئنم که باورت نمیشه ولی...

616
00:43:15,787 --> 00:43:19,489
‫"فین والدِن"

617
00:43:19,490 --> 00:43:21,291
‫همون کودن؟

618
00:43:21,292 --> 00:43:23,193
‫نه

619
00:43:23,194 --> 00:43:26,496
‫خب ، فکر کنم در موردش اشتباه می‌کردم

620
00:43:26,497 --> 00:43:29,865
‫اشتباه کردم

621
00:43:31,701 --> 00:43:34,336
‫پیش میاد دیگه

622
00:43:35,906 --> 00:43:40,276
‫- تو خوبی؟
‫- آره

623
00:43:40,277 --> 00:43:42,444
‫شب‌بخیر عزیزم

624
00:44:09,237 --> 00:44:14,474
‫خب ، الان که خونه‌ای
‫باید یه نفس راحت بکشی

625
00:44:14,475 --> 00:44:16,810
‫حتماً

626
00:44:16,811 --> 00:44:18,477
‫منظورم اینه که آره

627
00:44:18,478 --> 00:44:21,679
‫میدونم که این رو بارها
‫از طرف همه بچه‌ها شنیدی

628
00:44:21,680 --> 00:44:23,182
‫ولی ممنون

629
00:44:38,164 --> 00:44:40,565
‫راستی خونه قشنگی داری

630
00:44:40,566 --> 00:44:42,700
‫خونه خودم نیست

631
00:44:42,701 --> 00:44:45,070
‫مواظب خودت باش

632
00:45:43,225 --> 00:45:45,592
‫- چیزی توش هست؟
‫- هیچی

633
00:45:45,593 --> 00:45:47,628
‫یه سری اسم و آدرس دارم

634
00:45:47,629 --> 00:45:50,131
‫ولی هیچ چیز به‌نظر نمیاد
‫که خیلی مهم باشه

635
00:45:50,132 --> 00:45:52,133
‫فکر کنم آشغالای زنش باشه

636
00:45:52,134 --> 00:45:55,168
‫"بیا بفرستیمش برای "لنگلی
‫ببینیم اونا چی می‌تونن پیدا کنن

637
00:45:58,339 --> 00:46:02,208
‫به‌نظر خسته میای
‫یه‌کم استراحت کن

638
00:46:02,209 --> 00:46:04,610
‫خودم جمع‌ـش می‌کنم

639
00:46:59,696 --> 00:47:02,764
‫من «نیکلاس برودی» هستم

640
00:47:02,765 --> 00:47:06,268
‫و یک گروهبان در ارتش
‫تفنگداران ایالات متحده هستم

641
00:47:06,269 --> 00:47:14,642
‫یک همسر و ۲تا بچه دارم
‫که عاشق‌شون هستم

642
00:47:17,046 --> 00:47:21,616
‫تا قبل از اینکه این فیلم رو ببینین
‫خبرهای خیلی زیادی در مورد من خوندین

643
00:47:23,851 --> 00:47:25,952
‫در مورد کاری که کردم

644
00:47:27,822 --> 00:47:30,224
‫به‌خاطر این بود که می‌خواستم
‫خودم توضیح بدم

645
00:47:32,693 --> 00:47:34,729
‫که شما هم حقیقت رو بدونین

646
00:47:35,800 --> 00:47:36,800
‫مترجم : عـــمـاد

647
00:47:37,800 --> 00:47:38,800
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه
‫:.:WWW.۹Movie.CO:.:

