1
00:00:00,430 --> 00:00:01,430
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه
‫:.:WWW.۹Movie.CO:.:

2
00:00:02,430 --> 00:00:05,430
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۲
‫قسمت ۵ : سوال‌وجواب</font>

3
00:00:06,430 --> 00:00:07,430
‫: مترجمین
‫Arian Drama & Foad.R

4
00:01:19,574 --> 00:01:22,578
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

5
00:01:22,613 --> 00:01:25,383
‫بمب‌گذار انتحاری تقریباً معاون
‫رئیس‌جمهور "والدن" رو منفجر کرد

6
00:01:25,418 --> 00:01:26,753
‫اون یه نوار درست کرده

7
00:01:28,322 --> 00:01:30,792
‫اسم من "نیکلاس برودی"ـه

8
00:01:30,826 --> 00:01:32,261
‫پس می‌خوای "برودی" رو تعقیب کنی؟

9
00:01:32,295 --> 00:01:34,064
‫تجهیزات تحت‌نظر گرفتن
‫چندتا آدم خوب

10
00:01:34,099 --> 00:01:35,400
‫"و "کری

11
00:01:35,434 --> 00:01:36,836
‫"و "کری

12
00:01:36,870 --> 00:01:38,471
‫اما من از طرف خودم هم
‫یه نفر برات می‌فرستم

13
00:01:38,506 --> 00:01:39,606
‫«پیتر کوئین»

14
00:01:39,641 --> 00:01:40,776
‫برودی" امروز صبح توی"

15
00:01:40,810 --> 00:01:42,779
‫یک جلسه داره CIA
‫و ما می‌خوایم غافلگیر بکنیمش

16
00:01:42,813 --> 00:01:44,581
‫که میشه تو

17
00:01:44,616 --> 00:01:45,951
‫تو برگشتی اینجا؟

18
00:01:45,985 --> 00:01:47,453
‫آره . یه‌جورایی

19
00:01:47,488 --> 00:01:49,623
‫بود CIA کری متیسون" توی"

20
00:01:49,658 --> 00:01:53,029
‫رابطه‌ـت رو دوباره آغاز کن
‫اتفاقاً می‌تونه به‌دردبخور باشه

21
00:01:53,063 --> 00:01:55,199
‫بابت تمام مشکلاتی که کشیدی متأسفم

22
00:01:55,234 --> 00:01:57,803
‫منظورم اینه که درمان با ضربه الکتریکی؟

23
00:01:57,838 --> 00:01:59,138
‫از کجا فهمیدی؟

24
00:01:59,173 --> 00:02:00,207
‫خیلی بد بود؟

25
00:02:00,241 --> 00:02:01,909
‫نه

26
00:02:03,512 --> 00:02:04,847
‫اون دستم رو خوند

27
00:02:04,881 --> 00:02:06,783
‫امکان نداره
‫داره برمیگرده توی اتاقش

28
00:02:06,817 --> 00:02:08,152
‫کاملاً طبیعی داره رفتار می‌کنه

29
00:02:08,186 --> 00:02:10,155
‫باید دخالت کنیم . اون بو برده

30
00:02:10,189 --> 00:02:12,191
‫کار امشب‌ـت تموم شده
‫برگرد اینجا

31
00:02:16,197 --> 00:02:18,633
‫چکار داره می‌کنه؟

32
00:02:20,537 --> 00:02:22,172
‫دیگه گندش در اومده . میدونی؟

33
00:02:22,206 --> 00:02:24,641
‫هنوزم اون نظریه‌های غیرطبیعی‌ـت
‫رو راجبه من داری ، مگه نه؟

34
00:02:24,676 --> 00:02:26,344
‫دیگه نظریه نیستن

35
00:02:26,378 --> 00:02:28,547
‫بخواب روی زمین

36
00:02:28,581 --> 00:02:31,051
‫مایه‌ی ننگ کشورت هستی
‫"گروهبان "نیکلاس برودی

37
00:02:31,085 --> 00:02:34,122
‫تو یه خائن و تروریستی
‫و حالا وقتشه که تاوانش رو بدی

38
00:03:11,232 --> 00:03:13,600
‫- «دیوید»
‫- حرف نزن

39
00:03:21,576 --> 00:03:23,077
‫چه اتفاقی افتاد؟

40
00:03:23,111 --> 00:03:24,745
‫فکر می‌کردم فقط یه مأموریت
‫تحت‌نظر گرفتن بوده

41
00:03:24,779 --> 00:03:26,580
‫"بودش تا وقتی که "کری

42
00:03:26,614 --> 00:03:29,082
‫سرخود تصمیم گرفت پوشش‌ـش رو
‫به‌هم بزنه و جلوش وایسته

43
00:03:29,117 --> 00:03:31,451
‫ما هم هیچ چاره‌ای جز دخالت نداشتیم

44
00:03:31,486 --> 00:03:32,752
‫میگه "برودی" بو برده بوده

45
00:03:32,787 --> 00:03:34,420
‫- حالا واقعاً بو برده بود؟
‫- نه

46
00:03:34,455 --> 00:03:36,155
‫احتمالش هست . نمیدونم . اونم نمیدونه

47
00:03:36,189 --> 00:03:39,759
‫چیزی که میدونیم اینه که مجبوریم
‫تا قبل از اینکه آدمای "نظیر" بفهمن

48
00:03:39,793 --> 00:03:41,160
‫برودی" گم شده اون رو به حرف بیاریم"

49
00:03:41,194 --> 00:03:42,761
‫موافقم

50
00:03:42,795 --> 00:03:45,130
‫نهایتاً ۲۴ ساعت وقت داریم

51
00:03:45,164 --> 00:03:48,433
‫بعدش باید بدونی که اونا یا آب میشن میرن
‫تو زمین یا یه هدف جدید انتخاب می‌کنن

52
00:03:48,467 --> 00:03:51,435
‫و ما هم بهترین فرصت‌مون برای متوقف کردن
‫یک حمله به آمریکا رو از دست میدیم

53
00:03:51,469 --> 00:03:54,604
‫خب ، کی میره اون تو باهاش صحبت کنه؟

54
00:03:54,639 --> 00:03:56,006
‫«کری»

55
00:03:56,040 --> 00:03:57,774
‫شوخیت گرفته؟

56
00:03:57,808 --> 00:04:00,343
‫اون بهتر از هر کسی تو
‫اینجا "برودی" رو می‌شناسه

57
00:04:00,377 --> 00:04:03,412
‫اون تنها کسیه که "برودی" رو
‫به‌صورت شخصی می‌شناسه

58
00:04:03,447 --> 00:04:08,683
‫اون خیلی احساساتیه . بی‌ملاحظه‌ست

59
00:04:24,064 --> 00:04:27,599
‫نمیدونم اونا چی بهت گفتن
‫اما قسم می‌خورم "برودی" بو بردش

60
00:04:27,634 --> 00:04:29,201
‫هیچ انتخاب دیگه‌ای نداشتم

61
00:04:29,235 --> 00:04:30,969
‫پیتر" میره باهاش حرف بزنه"

62
00:04:32,471 --> 00:04:34,338
‫"با نهایت احترام "دیوید
‫این یه اشتباهه

63
00:04:34,372 --> 00:04:35,973
‫دیگه می‌تونی برگردی خونه

64
00:04:39,210 --> 00:04:40,877
‫بذارین بمونه

65
00:04:42,145 --> 00:04:44,146
‫می‌تونه کمک کنه

66
00:04:44,181 --> 00:04:46,315
‫اون بیشتر از اون چیزی
‫که ما کلاً اطلاع داشتیم

67
00:04:46,349 --> 00:04:47,983
‫راجبه "برودی" و "نظیر" فراموش کرده

68
00:04:51,820 --> 00:04:53,621
‫اما "کری" ، این نمایش "پیتر"ـه

69
00:04:53,655 --> 00:04:55,856
‫واضحه؟

70
00:04:57,558 --> 00:04:59,726
‫میرم برای دفتر "برودی" بپا بذارم

71
00:05:06,266 --> 00:05:08,034
‫"من باید اون تو باشم "سائول

72
00:05:08,068 --> 00:05:10,069
‫همین که اینجا هستی هم شانس آوردی

73
00:05:38,896 --> 00:05:42,364
‫شما تحت بازداشت
‫سازمان اطلاعات مرکزی» هستید»

74
00:05:42,399 --> 00:05:44,166
‫دوست دارم ازتون چندتایی سوال بپرسم

75
00:05:44,200 --> 00:05:45,434
‫من نماینده‌ی کنگره‌ی ایالات متحده‌ام

76
00:05:45,468 --> 00:05:47,269
‫نمی‌تونین همینطوری من رو بدزدین
‫و روی زمین

77
00:05:47,303 --> 00:05:49,070
‫- به دست و پام غل و زنجیر ببندین
‫- حقیقتش می‌تونیم

78
00:05:49,104 --> 00:05:51,506
‫با تشکر از شما و سایر همکاران‌تون در کنگره

79
00:05:51,540 --> 00:05:55,376
‫ما به‌صورت عادلانه‌ای پهنای قدرت‌مون
‫در زندانی و بازجویی کردن رو وسعت بخشیدیم

80
00:05:55,410 --> 00:05:58,212
‫ببین ، من قبلاً این چیزها رو طی کردم

81
00:05:58,246 --> 00:06:00,247
‫من اون چیزی نیستم که "کری" میگه

82
00:06:00,282 --> 00:06:02,516
‫از "دیوید اِستیس" بپرس . اون بهت میگه

83
00:06:02,551 --> 00:06:04,218
‫منظورتون از "کری" «کری متیسون»ـه؟

84
00:06:04,252 --> 00:06:05,619
‫بله

85
00:06:05,653 --> 00:06:07,354
‫و دقیقاً ایشون فکر می‌کنه
‫شما چی هستین؟

86
00:06:07,388 --> 00:06:08,589
‫تروریست

87
00:06:08,623 --> 00:06:09,890
‫و نیستین؟

88
00:06:09,924 --> 00:06:12,292
‫نه . نیستم

89
00:06:12,326 --> 00:06:17,263
‫باید بدونین هر چیزی که اینجا میگین
‫توی دادگاه برعلیه‌تون استفاده میشه

90
00:06:17,298 --> 00:06:20,766
‫و همچنین این رو هم باید بدونین که
‫احتمال صدور حکم اعدام‌تون هم هست

91
00:06:20,801 --> 00:06:23,369
‫- من وکیل می‌خوام
‫- خب ، زندگی پر از ناامیدیه

92
00:06:23,403 --> 00:06:26,239
‫من یه وکیل لعنتی می‌خوام

93
00:06:29,610 --> 00:06:31,110
‫بعد از اینکه سال ۲۰۰۳ اسیر شدین

94
00:06:31,144 --> 00:06:36,081
‫زیر ۵ سال شکنجه‌ی مداوم
‫و جان‌فرسا قرار گرفتین

95
00:06:36,115 --> 00:06:38,716
‫اینجا میگه

96
00:06:38,751 --> 00:06:41,386
‫کتک زدن‌های وحشیانه ، شکنجه با برق"

97
00:06:41,420 --> 00:06:43,554
‫"انفرادی و چیزهای بدتر

98
00:06:43,588 --> 00:06:46,256
‫درست دارم ذکر می‌کنم؟

99
00:06:46,290 --> 00:06:48,725
‫خیلی مهمه که اطلاعت‌مون دقیق باشه

100
00:06:56,498 --> 00:07:00,601
‫چرا شکنجه‌ها متوقف شدن؟

101
00:07:00,635 --> 00:07:03,570
‫هیچ‌کس خبر نداره که
‫من اینجام ، مگه نه؟

102
00:07:03,604 --> 00:07:05,738
‫چرا شکنجه‌ها متوقف شدن؟

103
00:07:07,274 --> 00:07:09,575
‫نمیدونم

104
00:07:09,609 --> 00:07:12,010
‫عیسی" کی بود؟"

105
00:07:15,981 --> 00:07:17,815
‫عیسی»؟ «عیسی» یکی از نگهبانام بود»

106
00:07:17,850 --> 00:07:19,317
‫این رو قبلاً به "کری" هم گفته بودم

107
00:07:19,351 --> 00:07:21,418
‫دلیل توقف شکنجه‌ها "عیسی" بود؟

108
00:07:21,453 --> 00:07:23,821
‫من روحمم خبر نداره

109
00:07:23,855 --> 00:07:29,426
‫میدونستید که اسم کوچکترین
‫پسر «ابونظیر» هم «عیسی» هستش؟

110
00:07:29,460 --> 00:07:32,328
‫نمیدونستم . نه

111
00:07:32,363 --> 00:07:34,330
‫هیچ‌وقت پسره رو ندیدین؟

112
00:07:34,365 --> 00:07:36,866
‫نه

113
00:07:39,369 --> 00:07:44,606
‫میدونستین که "عیسی" توسط حمله‌ی هوایی
‫آمریکا در مدرسه‌اش کشته شده بود؟

114
00:07:44,641 --> 00:07:47,141
‫نمیدونستم . نه

115
00:07:52,247 --> 00:07:56,016
‫داره از "برودی" به‌صورت مستند
‫دروغ‌هاش رو می‌گیره

116
00:07:57,218 --> 00:07:58,552
‫کارش خوبه

117
00:07:58,586 --> 00:08:02,822
‫توی گزارش‌تون ذکر کردین که هیچ‌وقت
‫با "ابونظیر" ملاقات نکردین

118
00:08:02,856 --> 00:08:06,225
‫با اینحال ضمیمه‌ای که "کری مدیسون" به
‫پرونده‌تون کرده این حرف رو انکار می‌کنه

119
00:08:06,260 --> 00:08:07,459
‫خب ، داره دروغ میگه

120
00:08:07,494 --> 00:08:08,560
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

121
00:08:08,595 --> 00:08:10,762
‫چون پاک عقلش رو از دست داده

122
00:08:12,865 --> 00:08:14,232
‫چون روی من وسواس پیدا کرده

123
00:08:14,266 --> 00:08:16,534
‫این هم یک دروغ دیگه‌ست

124
00:08:16,569 --> 00:08:18,703
‫که در زمان اسارت‌تون
‫به دین اسلام گرویدین؟

125
00:08:18,737 --> 00:08:20,137
‫بله

126
00:08:20,172 --> 00:08:23,407
‫مطلع هستین که چرا در
‫«روز صبح ۱۷ـم «دسامبر

127
00:08:23,441 --> 00:08:25,509
‫توماس واکر" "الیزابت گِینس" رو"
‫به قتل رسوند؟

128
00:08:25,543 --> 00:08:28,845
‫فکر می‌کنم به‌خاطر این بود که می‌خواست
‫معاون اول رئیس‌جمهور رو بکشه

129
00:08:28,879 --> 00:08:30,046
‫- ولی تیرش به خطا رفت؟
‫- ظاهراً

130
00:08:30,080 --> 00:08:31,347
‫بهترین تیرانداز واحد شما؟

131
00:08:31,381 --> 00:08:32,681
‫پیش میاد دیگه

132
00:08:32,716 --> 00:08:34,249
‫می‌خوای نظریه من رو بشنوی؟

133
00:08:34,283 --> 00:08:37,384
‫"نظریه من اینه که "الیزابت گِینس
‫برای این کشته شد

134
00:08:37,419 --> 00:08:39,386
‫تا پروتکل‌های سرویس مخفی رو تحریک کنه

135
00:08:39,420 --> 00:08:40,554
‫که همین کار رو هم کرد

136
00:08:40,588 --> 00:08:44,223
‫همه کنار هم داخل اتاق اضطراری
‫وزارت امور خارجه که فاقد

137
00:08:44,258 --> 00:08:46,158
‫بررسی امنیتی هم هستش جمع شدن

138
00:08:46,193 --> 00:08:47,993
‫۲۷تا از بهترین و مهم‌ترین افرادمون

139
00:08:48,028 --> 00:08:52,063
‫همه کنار هم و پیش تو
‫که یه بمب تن‌ـت بود

140
00:08:52,098 --> 00:08:55,867
‫یه...آخه بمبم کجا بود؟

141
00:08:55,901 --> 00:08:58,369
‫پس بمب تن‌ـت نبود؟

142
00:08:58,404 --> 00:08:59,537
‫نه

143
00:08:59,571 --> 00:09:01,372
‫پسر "ابونظیر" رو نمی‌شناختی؟

144
00:09:01,406 --> 00:09:02,673
‫نه

145
00:09:02,707 --> 00:09:06,042
‫و برای به قتل رسوندن معاون اول
‫رئیس‌جمهور هم توطئه‌چینی نکردی؟

146
00:09:07,545 --> 00:09:10,346
‫البته که نه

147
00:09:14,750 --> 00:09:17,452
‫یه چیزی دارم که می‌خوام نگاش کنی

148
00:09:36,636 --> 00:09:39,237
‫اسم من "نیکلاس برودی"ـه

149
00:09:39,271 --> 00:09:43,407
‫و گروهبان نیروی دریایی ارتش
‫ایالات متحده هستم

150
00:09:43,441 --> 00:09:53,015
‫یک همسر و ۲تا فرزند دارم
‫که بهشون عشق میورزم

151
00:09:53,049 --> 00:09:55,451
‫برمیگردم

152
00:09:58,020 --> 00:10:02,990
‫تا زمانی که این رو نگاه می‌کنین
‫خیلی چیزها راجبم خوندین

153
00:10:03,024 --> 00:10:05,692
‫راجبه کاری که کردم

154
00:10:05,726 --> 00:10:09,329
‫برای همینم هست که می‌خوام
‫کارم رو توضیح کنم

155
00:10:11,131 --> 00:10:13,599
‫تا متوجه حقیقت بشین

156
00:10:13,633 --> 00:10:16,001
‫در ۱۹ـم ماه «مِی» سال ۲۰۰۳

157
00:10:16,035 --> 00:10:18,303
‫به عنوان یک بخش از یک
‫تیم ۲ نفره‌ی دوربین‌دار

158
00:10:18,337 --> 00:10:20,472
‫که در مأموریت آزادسازی عراق...

159
00:10:20,506 --> 00:10:23,607
‫بذارین باهاش حال کنه

160
00:10:23,642 --> 00:10:25,576
‫کارِت خیلی خوب بود

161
00:10:28,847 --> 00:10:32,315
‫وقتی پخش نوار تموم شد
‫میذاریم اونجا یه‌کم بی‌تابی کنه

162
00:10:32,350 --> 00:10:34,384
‫و همینطورم نخوابه

163
00:10:34,418 --> 00:10:41,023
‫جایی که من برای بیشتر
‫از ۸ سال تحت اسارت بودم

164
00:10:47,330 --> 00:10:49,297
‫کدوم هتل؟

165
00:10:49,332 --> 00:10:51,299
‫مطمئن نیستم

166
00:10:51,334 --> 00:10:53,668
‫برای چه مدت؟

167
00:10:55,237 --> 00:10:57,172
‫مطمئن نیستم

168
00:10:57,206 --> 00:10:59,207
‫دارین طلاق می‌گیرین؟

169
00:10:59,241 --> 00:11:05,079
‫نه . ما داریم یه‌کم به همدیگه
‫زمان برای تفکر میدیم

170
00:11:05,113 --> 00:11:06,480
‫یعنی چی؟

171
00:11:06,515 --> 00:11:10,217
‫یعنی داریم خیلی سخت سعی می‌کنیم
‫تا همه چیز رو حل کنیم

172
00:11:10,251 --> 00:11:11,851
‫کدوم چیزها رو حل کنین؟

173
00:11:13,187 --> 00:11:15,554
‫مشکلات‌مون رو

174
00:11:30,701 --> 00:11:34,302
‫ساعت ۵ می‌بینم‌تون
‫شب پیتزا خوردنه

175
00:11:39,873 --> 00:11:41,907
‫حالا پدر واقعاً برمیگرده؟

176
00:11:41,941 --> 00:11:44,543
‫آره . برمیگرده

177
00:11:44,577 --> 00:11:46,444
‫از کجا میدونی؟

178
00:11:46,479 --> 00:11:48,646
‫"چون میدونم دیگه "کریس

179
00:11:55,619 --> 00:11:57,353
‫سلام

180
00:11:57,387 --> 00:11:59,221
‫سلام

181
00:12:00,823 --> 00:12:04,425
‫حال‌ـت خوبه؟

182
00:12:09,631 --> 00:12:11,698
‫کی قلبش رو شکونده؟

183
00:12:11,732 --> 00:12:13,933
‫مامانم

184
00:12:13,968 --> 00:12:15,901
‫چکار کرده؟ ایکس‌باکس‌ـش رو انداخته بیرون؟

185
00:12:15,935 --> 00:12:19,237
‫نه . پدرمون رو از خونه انداخته بیرون

186
00:12:21,506 --> 00:12:22,973
‫مامان منم ماهی یک‌بار از این‌کارها می‌کنه

187
00:12:23,007 --> 00:12:24,874
‫پدرم هم برای یه هفته توی
‫مهمون‌خونه می‌خوابه

188
00:12:24,909 --> 00:12:26,776
‫مامانم قسم می‌خوره که
‫دیگه باهاش کاری نداره

189
00:12:26,810 --> 00:12:28,711
‫و چیز بعدی که میدونم

190
00:12:28,745 --> 00:12:30,613
‫اینه که اونا دارن کنار هم «مارتینی» می‌خورن
‫گوش میدن My Fair Lady و به آهنگ

191
00:12:32,282 --> 00:12:34,550
‫روانپزشکم میگه این کاملاً رایجه اما...

192
00:12:34,584 --> 00:12:36,552
‫تو روانپزشک هم داری؟

193
00:12:36,586 --> 00:12:40,789
‫یه زمانی روانپزشک داشتم

194
00:12:43,793 --> 00:12:46,294
‫خب...

195
00:12:46,328 --> 00:12:49,063
‫با "زاندر" صحبت کردم

196
00:12:49,097 --> 00:12:51,231
‫مرد خونه؟

197
00:12:51,265 --> 00:12:56,235
‫آره . خب ، مرد سابق خونه

198
00:12:58,972 --> 00:13:00,739
‫امشب من رو می‌بری بیرون؟

199
00:13:00,774 --> 00:13:03,175
‫باشه . سینما چطوره؟

200
00:13:03,209 --> 00:13:04,943
‫- آره؟
‫- باشه

201
00:13:04,977 --> 00:13:07,245
‫«روزی روزگاری در آمریکا»
‫توی سینمای "دوپانت سیرکل" داره پخش میشه

202
00:13:07,280 --> 00:13:09,114
‫«سرجیو لئونه»

203
00:13:09,148 --> 00:13:12,250
‫روحمم خبر نداره اون کیه

204
00:13:13,618 --> 00:13:15,519
‫اون یه فیلم‌ساز بزرگ ایتالیاییه

205
00:13:15,553 --> 00:13:18,154
‫که تخصص‌ـش در نشون دادن عذاب
‫و درد روی پرده سینماست

206
00:13:23,327 --> 00:13:25,160
‫منظورت چیه تلفنش رو جواب نمیده؟

207
00:13:25,195 --> 00:13:26,762
‫باید تلفنش رو جواب بده
‫ناسلامتی نماینده‌ی کنگره‌ست

208
00:13:26,796 --> 00:13:27,996
‫نمی‌تونه که آب بشه بره تو زمین

209
00:13:28,031 --> 00:13:32,300
‫همسرش چطور؟ اونم جواب نمیده؟

210
00:13:32,334 --> 00:13:33,668
‫خدای من

211
00:13:33,702 --> 00:13:35,502
‫گِرِگ مریلیز"...اسم‌تون رو درست تلفظ کردم؟"

212
00:13:35,537 --> 00:13:36,870
‫- بله
‫- اسم من "دیوید اِستیس" هستش

213
00:13:36,904 --> 00:13:38,671
‫برای سازمان سی‌آی‌اِی کار می‌کنم

214
00:13:38,706 --> 00:13:40,773
‫شما رو می‌شناسم قربان

215
00:13:40,808 --> 00:13:43,209
‫نماینده‌ی کنگره "برودی" دارن
‫به ما روی یه موضوع

216
00:13:43,243 --> 00:13:44,643
‫امنیت ملی کمک می‌کنن

217
00:13:44,677 --> 00:13:46,378
‫جداً؟

218
00:13:46,412 --> 00:13:48,012
‫خیلی مهمه که هیچ‌کس
‫که شامل خانوادش هم میشه

219
00:13:48,047 --> 00:13:49,514
‫سوالی راجبه غیبتش نکنه

220
00:13:49,548 --> 00:13:51,382
‫چه مدت بهتون کمک می‌کنه؟

221
00:13:51,417 --> 00:13:53,451
‫- یه چند روزی
‫- چند روز؟

222
00:13:53,485 --> 00:13:55,385
‫زود لو میره
‫برنامه‌اش کاملاً پُر شده

223
00:13:55,420 --> 00:13:57,153
‫جلسات کمیته ، یه عالمه مصاحبه

224
00:13:57,188 --> 00:13:59,455
‫و همینطورم معاون اول رئیس‌جمهور
‫مدام باهاش تماس می‌گیره

225
00:13:59,490 --> 00:14:02,625
‫فکر می‌کنم امن‌ترین چیز اینه که شما
‫بگین ایشون آنفولانزا گرفتن

226
00:14:02,659 --> 00:14:04,326
‫تازگیا خیلی واگیردار شده

227
00:14:04,360 --> 00:14:06,828
‫هر کسی پرسید بهش بگین
‫که «برودی» توی "اشفورد" هستش

228
00:14:06,862 --> 00:14:08,996
‫چرا باید کسی توی "اشفورد" باشه؟

229
00:14:09,031 --> 00:14:11,632
‫برودی» و همسرش الان وسط»
‫یک بحران زناشویی هستن

230
00:14:11,666 --> 00:14:13,000
‫اتفاقاً این یکی حقیقت داره

231
00:14:13,034 --> 00:14:14,534
‫جداً؟

232
00:14:14,569 --> 00:14:16,036
‫چرا من راجبش نمیدونستم؟

233
00:14:16,070 --> 00:14:18,471
‫فقط به همسرش اطمینان بدین
‫که حالش خوبه

234
00:14:18,506 --> 00:14:20,740
‫و دکتر ویزیت کردش
‫و حالش هم خوب میشه

235
00:14:20,774 --> 00:14:23,075
‫اگه مشکلی پیش اومد باهام تماس بگیرین

236
00:14:40,256 --> 00:14:44,024
‫سلام ، "نیکلاس برودی" هستم
‫خواهشاً پیغام خودتون رو بذارید

237
00:14:45,460 --> 00:14:47,694
‫برودی" ، منم"

238
00:14:47,728 --> 00:14:50,095
‫باهام تماس بگیر

239
00:15:11,449 --> 00:15:14,050
‫گوش کنین

240
00:15:14,084 --> 00:15:16,452
‫برودی" ، دوباره منم"

241
00:15:16,486 --> 00:15:18,454
‫خواهش می‌کنم باهام تماس بگیر

242
00:15:18,488 --> 00:15:21,623
‫بچه‌ها ترسیدن
‫صادقانه بگم منم ترسیدم

243
00:15:21,658 --> 00:15:23,191
‫باید صحبت کنیم

244
00:15:23,225 --> 00:15:25,727
‫۳بار تماس گرفته

245
00:15:34,637 --> 00:15:37,004
‫خب ، نظرت چیه دوباره از اول شروع کنیم؟

246
00:15:39,908 --> 00:15:41,876
‫عیسی" کی بودش؟"

247
00:15:41,910 --> 00:15:43,277
‫«پسر «ابونظیر

248
00:15:43,312 --> 00:15:44,578
‫محافظت نبود؟

249
00:15:44,613 --> 00:15:46,613
‫- نه
‫- پس در اصل تو "عیسی" رو می‌شناختی

250
00:15:46,648 --> 00:15:48,715
‫اون دانش‌آموزت بود
‫بهش انگلیسی یاد میدادی

251
00:15:48,750 --> 00:15:50,417
‫بله

252
00:15:50,451 --> 00:15:53,086
‫و مثل پسر خودت عاشقش شدی

253
00:15:53,120 --> 00:15:55,988
‫بله . همینطوره

254
00:15:56,022 --> 00:16:00,759
‫به دستور مقامات ارشد دولت
‫در یه حمله‌ی هوایی کشته شد

255
00:16:02,928 --> 00:16:04,562
‫توی یه حمله‌ی هوایی

256
00:16:04,596 --> 00:16:07,565
‫به دستور معاون اول رئیس‌جمهور
‫ایالات متحده کشته شد

257
00:16:07,599 --> 00:16:09,433
‫کسی که تو بهش گفتی مجرم جنگی

258
00:16:09,468 --> 00:16:12,102
‫- چون همینطورم هست
‫- حقیقت اینه که

259
00:16:12,137 --> 00:16:15,072
‫از اسارت‌ـت در عراق با انگیزه‌ی
‫به قتل رسوندش برگشتی

260
00:16:15,106 --> 00:16:16,573
‫بله

261
00:16:16,608 --> 00:16:21,845
‫«که در نتیجه صبح ۱۷ـم «دسامبر
‫یه جلیقه‌ی انتحاری پوشیدی

262
00:16:21,880 --> 00:16:23,814
‫و توطئه‌چینی کردی تا
‫خودت رو در اتاق اضطراری

263
00:16:23,848 --> 00:16:25,182
‫وزارت امور خارجه کنار
‫معاون اول رئیس‌جمهور قرار بدی

264
00:16:25,217 --> 00:16:26,617
‫نه

265
00:16:26,651 --> 00:16:28,719
‫منظورت چیه که نه؟

266
00:16:31,055 --> 00:16:32,922
‫من جلیقه تنم نبود

267
00:16:32,957 --> 00:16:35,458
‫یه نوار درست کردم . فقط همین

268
00:16:35,492 --> 00:16:37,760
‫دوباره داری بهم دروغ میگی

269
00:16:40,163 --> 00:16:44,666
‫حالم داغون بود . عصبانی بودم

270
00:16:44,700 --> 00:16:47,936
‫اما از خودت بپرس
‫چه اتفاقی واقعاً افتاد؟

271
00:16:49,405 --> 00:16:51,272
‫هیچی

272
00:16:51,306 --> 00:16:53,273
‫هیچی؟

273
00:16:53,308 --> 00:16:55,475
‫"این رو به "الیزابت گِینس

274
00:16:55,510 --> 00:16:57,944
‫و ۲ نفر از مأمورهای سرویس مخفی
‫که جون‌شون رو روی

275
00:16:57,978 --> 00:16:59,945
‫پله‌های وزارت امور خارجه از دست دادن بگو

276
00:16:59,980 --> 00:17:03,149
‫من هیچ ارتباطی به اون قضیه نداشتم

277
00:17:03,183 --> 00:17:06,885
‫واقعاً انتظار داری کسی بعد از
‫دیدن این حرفات رو باور کنه؟

278
00:17:06,920 --> 00:17:09,221
‫هر چی می‌خوای باور کن

279
00:17:10,756 --> 00:17:15,559
‫هیچ بمبی منفجر نشد
‫من هیچ‌کسی رو نکشتم

280
00:17:17,829 --> 00:17:19,863
‫هیچی برعلیه من ندارین

281
00:17:22,367 --> 00:17:25,602
‫هیچ مدرک واقعی وجود نداره

282
00:17:30,007 --> 00:17:31,474
‫واقعاً همچین چیزی رو می‌خوای؟

283
00:17:31,509 --> 00:17:33,877
‫چی رو؟

284
00:17:38,348 --> 00:17:43,318
‫این رو...بازی کردن

285
00:17:43,352 --> 00:17:46,854
‫چون منم می‌تونم بازی کنم

286
00:17:48,623 --> 00:17:53,059
‫فکر می‌کنی بعد از اینکه اعترافت رو
‫به "جسیکا" نشون دادم چی میگه؟

287
00:17:53,094 --> 00:17:56,195
‫فکر کنم خوشحال میشه که
‫در اصل همچین کاری نکردم

288
00:17:56,230 --> 00:17:59,198
‫فکر می‌کنم که درک می‌کنه

289
00:17:59,232 --> 00:18:02,935
‫که من تحت فشار تمام
‫بلاهایی بودم که سرم اومده

290
00:18:02,969 --> 00:18:05,903
‫تمام دردسرهایی که کشیدم

291
00:18:05,937 --> 00:18:09,706
‫اون یه زن خیلی عاقل‌ـه

292
00:18:09,741 --> 00:18:12,609
‫و "دِینا"؟

293
00:18:12,643 --> 00:18:16,345
‫اونم به همین اندازه عاقل‌ـه؟

294
00:18:19,149 --> 00:18:21,216
‫کریس" چطور؟"

295
00:18:21,251 --> 00:18:26,855
‫الان چند سالشه؟ ۱۲؟

296
00:18:26,890 --> 00:18:30,259
‫فکر می‌کنی باقی زندگی‌شون چطوری میشه؟

297
00:18:31,994 --> 00:18:35,430
‫پدرم قاتل جهادی‌ـه

298
00:18:37,933 --> 00:18:40,268
‫من شانسم رو امتحان می‌کنم

299
00:18:41,804 --> 00:18:43,905
‫برو و بهشون این رو نشون بده

300
00:18:56,183 --> 00:18:59,585
‫میدونیم که "ابونظیر" می‌خواد در تلافی

301
00:18:59,619 --> 00:19:03,421
‫بمباران تشکیلات هسته‌ای ایران
‫توسط اسرائیل به ما حمله کنه

302
00:19:03,456 --> 00:19:06,257
‫تو هم جزئی از برنامه‌ی تروریستیش بودی

303
00:19:06,291 --> 00:19:08,925
‫نه . نبودم

304
00:19:08,960 --> 00:19:11,594
‫حمله کِی اتفاق میوفته؟

305
00:19:11,629 --> 00:19:14,463
‫نمیدونم

306
00:19:14,497 --> 00:19:16,398
‫هدف چیه؟

307
00:19:18,801 --> 00:19:21,169
‫نمیدونم

308
00:19:25,640 --> 00:19:29,042
‫هدف چیه؟

309
00:19:30,277 --> 00:19:32,278
‫نمیدونم

310
00:19:37,450 --> 00:19:40,418
‫حالا یادت افتاد بی‌شرف آشغال؟

311
00:19:40,453 --> 00:19:42,987
‫یا پیغمبر

312
00:19:43,021 --> 00:19:45,656
‫کِی حمله می‌کنن؟
‫حرف بزن مادرجنده

313
00:19:45,690 --> 00:19:48,025
‫"به حرف میارمت "برودی

314
00:19:48,059 --> 00:19:49,426
‫دست‌ـت رو بکش

315
00:19:49,460 --> 00:19:50,827
‫چه مرگت شده؟

316
00:19:50,861 --> 00:19:53,196
‫این بازجویی منه

317
00:19:53,230 --> 00:19:54,764
‫ببرینش بیرون

318
00:19:54,798 --> 00:19:59,335
‫برودی" ، گاییدمت . دهنت سرویسه"

319
00:20:02,872 --> 00:20:04,940
‫- بهتره بریم
‫- نه . من جایی نمیرم

320
00:20:18,051 --> 00:20:22,720
‫"از پس‌ـش برمیام "سائول
‫نوبته منه

321
00:20:50,877 --> 00:20:54,346
‫مطمئنم اینجا نیستن
‫از دیروز خبری ازشون نبوده

322
00:20:54,380 --> 00:20:56,815
‫- فقط می‌خوام خودم مطمئن بشم
‫- البته

323
00:21:25,904 --> 00:21:28,105
‫دیروز

324
00:21:29,307 --> 00:21:32,109
‫سلام "بتسی" ، "گِرِگ" اونجاست؟

325
00:21:32,144 --> 00:21:34,044
‫چی شده؟

326
00:21:34,079 --> 00:21:36,880
‫توی هتل "آشفورد" هستم
‫نه از "برودی" خبریه و نه از آنفلونزا

327
00:21:36,915 --> 00:21:39,582
‫حتی براش سوپ مرغ و ماکارونی آورده بودم

328
00:21:39,617 --> 00:21:41,918
‫نبود؟ جدی؟ مطمئنی؟

329
00:21:41,952 --> 00:21:44,820
‫آره . مطمئنم . حالا کجاست؟

330
00:21:44,855 --> 00:21:46,722
‫خب ، نگران نباش . پیداش می‌کنم

331
00:21:46,757 --> 00:21:49,925
‫آره . پیداش کن . بهش بگو بهم زنگ بزنه

332
00:21:56,933 --> 00:21:59,234
‫همونطوری که اینجا ، اینجا
‫و اینجا می‌بینید

333
00:21:59,269 --> 00:22:03,805
‫جت‌های اسرائیلی نتونستن بیشتر
‫از این به انبارها نفوذ کنن

334
00:22:03,839 --> 00:22:08,209
‫ایرانی‌ها سقف انبارها رو
‫با بتن قوی تقویت کردن و...

335
00:22:08,243 --> 00:22:09,610
‫«اِستیس»

336
00:22:09,644 --> 00:22:10,611
‫میدونه

337
00:22:10,645 --> 00:22:12,145
‫شما؟

338
00:22:12,180 --> 00:22:13,746
‫"گِرِگ مریلیز"

339
00:22:13,781 --> 00:22:16,215
‫جسیکا برودی" بدجوری بهم گیر داده"

340
00:22:16,249 --> 00:22:17,582
‫میدونه دارم سرش رو شیره میمالم

341
00:22:17,617 --> 00:22:20,084
‫یه خورده وقت بیشتر می‌خوایم

342
00:22:20,118 --> 00:22:22,886
‫بذارین با "برودی" صحبت کنم

343
00:22:22,921 --> 00:22:24,321
‫الان دست‌شون بنده

344
00:22:24,355 --> 00:22:25,488
‫منتظر می‌مونم

345
00:22:25,523 --> 00:22:27,890
‫بهش میگم بهتون زنگ بزنه

346
00:22:34,129 --> 00:22:36,096
‫لعنتی

347
00:23:10,027 --> 00:23:12,395
‫میدونی که قلبم رو شکستی

348
00:23:16,834 --> 00:23:21,037
‫برات راحت بود؟ حال داد؟

349
00:23:21,071 --> 00:23:26,675
‫به‌خاطر تو به سلامت
‫روانی خودم شک پیدا کردم

350
00:23:26,710 --> 00:23:29,778
‫خودم رو تحویل بیمارستان روانی دادم

351
00:23:31,381 --> 00:23:34,148
‫شغلمم از دست دادم

352
00:23:35,618 --> 00:23:38,052
‫جایگاه خودم رو توی این دنیا از دست دادم

353
00:23:40,388 --> 00:23:41,955
‫همه چیز رو از دست دادم

354
00:23:41,990 --> 00:23:46,559
‫من فقط واقعیت رو به "استیس" گفتیم
‫که برای خانوادم مزاحمت ایجاد کردی

355
00:23:46,593 --> 00:23:48,360
‫واقعیت؟ حرف مفت نزن

356
00:23:48,395 --> 00:23:51,096
‫چیزه نمونده بود "استیس" رو بترکونی

357
00:23:51,130 --> 00:23:52,464
‫اینم بهش گفتی؟

358
00:23:52,498 --> 00:23:54,599
‫من به خودم بمب وصل نکرده بودم

359
00:24:01,072 --> 00:24:03,706
‫"موقعی که رفتی پیش "استیس
‫اصلاً به من فکر کردی؟

360
00:24:03,741 --> 00:24:11,314
‫بگو حداقل حس پشیمانی کردی
‫یه خورده کوچولو عذاب وجدان

361
00:24:19,923 --> 00:24:22,324
‫تو قبلاً گفتی که من
‫نسبت بهت وسواس دارم

362
00:24:25,427 --> 00:24:27,895
‫واقعاً اینطوری فکر می‌کنی؟

363
00:24:27,929 --> 00:24:29,897
‫آره . واقعاً

364
00:24:32,200 --> 00:24:36,336
‫پس خیابون یه‌طرفه‌ست
‫هیچ حسی به من نداری؟

365
00:24:39,607 --> 00:24:42,976
‫زودباش بگو . دختر گنده‌ایم
‫می‌تونم تحملش کنم

366
00:24:45,913 --> 00:24:48,748
‫«زودباش «برودی

367
00:24:48,782 --> 00:24:52,618
‫به چشمام نگاه کن
‫و بهم بگو توی اون کلبه

368
00:24:52,652 --> 00:24:54,719
‫هیچ حسی نداشتی

369
00:24:57,956 --> 00:25:00,324
‫متأسفم بهت صدمه زدم

370
00:25:04,862 --> 00:25:07,063
‫صدمه" واژه مناسبی برای"
‫بلاهای که به سرم اومد نیست

371
00:25:09,566 --> 00:25:14,002
‫خب ، داشتی؟ حسی داشتی؟

372
00:25:14,036 --> 00:25:16,470
‫"تو رو خدا بسه "کری
‫ما داشتیم همدیگه رو بازی میدادیم

373
00:25:16,505 --> 00:25:17,905
‫نه.  من نمیدادم

374
00:25:17,939 --> 00:25:19,506
‫شاید بازی‌ـت میدادم
‫اما نه تمام وقت رو

375
00:25:19,541 --> 00:25:22,809
‫یادمه من دقیقاً جایی بودم
‫که باید می‌بودم

376
00:25:25,312 --> 00:25:31,349
‫میدونم داری چی‌کار می‌کنی
‫و روی من اثر نداره

377
00:25:37,155 --> 00:25:40,057
‫فقط خوشحالم که دوباره باهات حرف میزنم

378
00:25:46,130 --> 00:25:48,297
‫تشنه‌ای؟

379
00:25:50,166 --> 00:25:52,534
‫آب لطفاً

380
00:25:54,470 --> 00:25:57,204
‫موقعی که چاقو رو زدی

381
00:25:57,239 --> 00:25:59,340
‫لحظه‌ای که کنترلت رو از دست دادی

382
00:25:59,374 --> 00:26:03,843
‫فیلم بود دیگه ، نه؟

383
00:26:03,878 --> 00:26:07,547
‫هر پلیس خوبی یه پلیس بد لازم داره

384
00:26:51,452 --> 00:26:54,553
‫داره چه گوهی می‌خوره؟

385
00:26:59,225 --> 00:27:00,925
‫فقط گوش بده

386
00:27:15,972 --> 00:27:18,907
‫آخرش تنها شدیم

387
00:27:23,779 --> 00:27:26,447
‫بیا دست‌ـت رو باز کنم

388
00:27:56,173 --> 00:27:58,575
‫میشه ازت یه چیزی بپرسم؟

389
00:27:58,609 --> 00:28:00,109
‫انتخاب دیگه‌ای هم دارم؟

390
00:28:00,144 --> 00:28:03,579
‫توی اون کلبه گفتی که کسی رو
‫نداری که باهاش درد و دل بکنی

391
00:28:03,613 --> 00:28:05,280
‫تو کسی رو پیدا کردی؟

392
00:28:05,314 --> 00:28:09,250
‫یه دوستی؟ یه روانشناسی؟

393
00:28:09,284 --> 00:28:10,484
‫نه

394
00:28:12,153 --> 00:28:14,788
‫دیگه به اون گروه حمایتی برنگشتی ، نه؟

395
00:28:14,822 --> 00:28:16,823
‫- نه
‫- چرا؟

396
00:28:19,726 --> 00:28:21,761
‫نمیدونم

397
00:28:26,466 --> 00:28:31,535
‫مردم همیشه راجبه جنگ
‫ازم سوال می‌کنن . میدونی؟

398
00:28:31,570 --> 00:28:33,770
‫«میگن که : «اونقدری که میگن ناجور بوده؟

399
00:28:33,805 --> 00:28:36,006
‫هیچ‌وقت نمیدونم چی جواب‌شون رو بدم

400
00:28:36,040 --> 00:28:41,042
‫مترجمم زنده زنده آتیش‌ـش زدن"
‫"بعد از پل آویزونش کردن؟

401
00:28:48,649 --> 00:28:51,017
‫هیچ‌کسی سالم از جنگ برنگشته

402
00:28:51,051 --> 00:28:53,786
‫نه

403
00:28:53,820 --> 00:28:55,688
‫هنوزم کابوس می‌بینی؟

404
00:28:59,692 --> 00:29:05,063
‫بعضی‌وقت‌ها بدون هیچ دلیل می‌لرزم

405
00:29:07,499 --> 00:29:12,203
‫خب ، موقعی که ازت می‌پرسن اسارت
‫چطور بوده چی بهشون میگی؟

406
00:29:12,237 --> 00:29:15,072
‫خیلی کم . تا جایی که بتونم

407
00:29:15,107 --> 00:29:17,341
‫اما اگه اصرار کنن؟

408
00:29:19,378 --> 00:29:22,313
‫دروغ میگم

409
00:29:22,347 --> 00:29:25,516
‫داستان‌هایی براشون میگم که
‫خودشون می‌خوان بشنون

410
00:29:26,584 --> 00:29:30,186
‫همین دروغ‌هاست که ما رو نابود می‌کنه

411
00:29:30,220 --> 00:29:34,289
‫به همین دروغ‌هاست که فکر می‌کنیم
‫برای زنده موندن بهشون نیاز داریم

412
00:29:34,323 --> 00:29:37,758
‫آخرین‌باری که راستش رو گفتی کِی بوده؟

413
00:29:39,560 --> 00:29:43,229
‫تقریباً ۵ دقیقه پیش وقتی
‫گفتم بمب بهم وصل نبوده

414
00:29:46,766 --> 00:29:49,501
‫هرگز بمب به خودت وصل نکردی؟

415
00:29:49,535 --> 00:29:52,070
‫نه

416
00:29:53,472 --> 00:29:55,573
‫اما فیلم خودکشی درست کردی

417
00:29:55,607 --> 00:29:57,674
‫به کی دادیش؟

418
00:29:57,709 --> 00:30:01,912
‫به کسی ندادم . انداختمش توی آشغالا

419
00:30:01,946 --> 00:30:06,216
‫بعدش توی «بیروت» توی خونه‌ی
‫یکی از فرمانده‌های «حزب‌الله» سر درمیاره؟

420
00:30:08,085 --> 00:30:10,887
‫می‌بینی؟ داری توی دروغ غرق میشی

421
00:30:12,590 --> 00:30:15,058
‫متعجبم که چطور می‌تونی بازم
‫دروغ بگی و قاطی‌شون نکنی

422
00:30:15,092 --> 00:30:16,893
‫والدن" هم به تمام دنیا راجبه اون حمله"

423
00:30:16,927 --> 00:30:19,195
‫- دروغ گفت
‫- آره . گفت

424
00:30:19,229 --> 00:30:21,064
‫اما تو مثله اون نیستی . هستی؟

425
00:30:21,098 --> 00:30:23,800
‫- تو یه هیولا نیستی
‫- نه

426
00:30:23,834 --> 00:30:26,636
‫مطمئنی یه هیولا نیستی "برودی"؟

427
00:30:30,140 --> 00:30:32,541
‫مطمئنم

428
00:30:33,977 --> 00:30:36,579
‫اما "ابونظیر" هیولاست

429
00:30:36,613 --> 00:30:40,448
‫برنامه‌ـش هدف قرار دادن مردم بی‌گناه‌ـه

430
00:30:40,483 --> 00:30:43,117
‫و کشتار دسته‌جمعی‌شونه

431
00:30:43,152 --> 00:30:46,387
‫توی "کنیا" ، سال ۱۹۹۸
‫در فروشگاه شلوغ

432
00:30:46,421 --> 00:30:49,791
‫مادرید ، سال ۲۰۰۴
‫قطار رفت و برگشت در فضایی بسته

433
00:30:49,825 --> 00:30:53,227
‫بهار گذشته
‫فروشگاه زنجیره‌ای توی آمستردادم

434
00:30:53,261 --> 00:30:58,766
‫ابونظیر" سرباز یا قاتلین"
‫درجه یک مثله "والدن" رو نمی‌کشه

435
00:30:58,800 --> 00:31:04,371
‫اون زن‌ها و بچه‌ها رو می‌کشه

436
00:31:05,640 --> 00:31:10,176
‫دِینا"ها ، "کریس"ها و "جیسکا"ها"

437
00:31:15,315 --> 00:31:18,783
‫میدونم که فکر می‌کنی
‫اون باهات مهربون بوده

438
00:31:18,817 --> 00:31:22,318
‫که نجات‌ـت داده اما واقعیت اینه

439
00:31:22,353 --> 00:31:28,957
‫با یه روش معین تکه به تکه
‫«شکست‌ـت «برودی

440
00:31:28,991 --> 00:31:32,627
‫تا جایی که دیگه هیچ چیزی
‫به جز درد باقی نموند

441
00:31:33,829 --> 00:31:36,697
‫و بعد اون درد رو از بین برد

442
00:31:36,732 --> 00:31:41,102
‫و جوری تیکه‌هات رو کنار هم چیده
‫که آدم دیگه‌ای شدی

443
00:31:47,808 --> 00:31:51,310
‫پسری بهت داد که عاشقش بشی

444
00:31:51,345 --> 00:31:57,348
‫"و اون هیولای دیگه "والدن
‫همون پسر رو ازت گرفت

445
00:31:59,917 --> 00:32:04,253
‫این ۲تا زندگی‌ـت رو نابود کرد

446
00:32:10,326 --> 00:32:13,394
‫اگه دست از دروغ برداری
‫بهت آسودگی نمیده؟

447
00:32:19,566 --> 00:32:23,336
‫مثلاً اگه بخوام دیگه
‫دروغ نگم می‌تونم بگم که

448
00:32:23,370 --> 00:32:28,374
‫برودی» ، دوست دارم زن و بچه‌هات»
‫رو ول کنی و با من باشی

449
00:32:34,080 --> 00:32:36,482
‫بیا . گفتم

450
00:32:36,516 --> 00:32:38,917
‫هنوز زنده‌ام

451
00:32:42,055 --> 00:32:44,657
‫حس خوبی میده

452
00:32:46,893 --> 00:32:49,028
‫امتحانش کن

453
00:32:54,066 --> 00:32:57,735
‫"تو مرد خوبی هستی" برودی

454
00:33:02,607 --> 00:33:04,941
‫تو مرد خوبی هستی

455
00:33:06,944 --> 00:33:13,682
‫چون که جلیقه‌ای که بسته بودی
‫رو منفجر نکردی . درسته؟

456
00:33:24,226 --> 00:33:26,960
‫جلیقه تنم نبود

457
00:33:30,164 --> 00:33:33,933
‫تصمیم گرفتی اون افراد رو نکشی

458
00:33:36,236 --> 00:33:39,138
‫تصمیم گرفتی بذاری "والدن" زنده بمونه

459
00:33:40,907 --> 00:33:43,308
‫"حتی آدمی مثله "والدن

460
00:33:48,947 --> 00:33:50,480
‫دِینا" بهت زنگ زد ، نه؟"

461
00:33:52,450 --> 00:33:55,485
‫دقیقاً موقعی که توی اون
‫پناهگاه با "والدن" بودی

462
00:33:55,519 --> 00:33:57,586
‫از تلفن من زنگ زد

463
00:33:57,621 --> 00:33:59,788
‫چی بهت گفت؟

464
00:34:03,926 --> 00:34:10,231
‫ازم خواست که برگردمخونه
‫منم گفت برمیگردم

465
00:34:11,833 --> 00:34:14,001
‫و برگشتم

466
00:34:14,035 --> 00:34:17,971
‫شنیدن صدای "دِینا" نظرت رو عوض کرد ، نه؟

467
00:34:23,310 --> 00:34:26,612
‫ازت خواست برگردی خونه
‫تو هم برگشتی

468
00:34:30,049 --> 00:34:32,150
‫چرا؟

469
00:34:35,220 --> 00:34:37,788
‫شاید چون که...

470
00:34:39,290 --> 00:34:41,658
‫شاید چون که یهو فهمیدی

471
00:34:41,692 --> 00:34:46,395
‫"کشتن خودت و نابود کردن زندگی "دِینا
‫عیسی» رو زنده نمی‌کنه»

472
00:34:49,465 --> 00:34:53,868
‫شاید چون که اون لحظه فهمیدی
‫چقدر بچه‌های خودت رو دوست داری

473
00:34:58,138 --> 00:35:01,673
‫شاید چون که از مُردن حال‌ـت به‌هم خورد

474
00:35:10,481 --> 00:35:12,982
‫من دارم با این "برودی" حرف میزنم

475
00:35:14,818 --> 00:35:20,255
‫برودی" که فرق جنگ"
‫و تروریسم رو میدونه

476
00:35:21,891 --> 00:35:26,061
‫برودی» که توی اون کلبه باهاش بودم»

477
00:35:39,373 --> 00:35:42,708
‫برودی» که عاشقش شدم»

478
00:35:57,723 --> 00:36:01,058
‫نقشه‌ی "ابونظیر" چیه؟

479
00:36:04,629 --> 00:36:06,964
‫نمیدونم

480
00:36:10,435 --> 00:36:13,538
‫اما نقشه‌ای هست . درسته؟

481
00:36:16,474 --> 00:36:18,609
‫که به آمریکا حمله بکنه؟

482
00:36:35,424 --> 00:36:37,091
‫بله

483
00:36:48,969 --> 00:36:51,636
‫کی از این نقشه خبر داره؟

484
00:36:56,475 --> 00:36:59,544
‫رویا حماد" شاید . مطمئن نیستم"

485
00:36:59,578 --> 00:37:01,112
‫رویا حماد"؟"

486
00:37:03,415 --> 00:37:06,618
‫کی اون جلیقه‌ی بمب رو بهت داد؟

487
00:37:09,188 --> 00:37:12,623
‫«یه خیاط توی «گِتیزبورگ» «پنسیلوانیا

488
00:37:12,658 --> 00:37:14,559
‫اسمش چیه؟

489
00:37:17,196 --> 00:37:19,564
‫بصل" یه همچین چیزی"

490
00:37:19,599 --> 00:37:22,935
‫«کس دیگه‌ای توی شبکه‌ی افراد «ابونظیر
‫هست که باهاش در تماس بوده باشی؟

491
00:37:22,969 --> 00:37:25,804
‫«افضل حمید»

492
00:37:27,974 --> 00:37:31,811
‫"الزهرانی" ، "سودی اتاشه"

493
00:37:34,982 --> 00:37:38,018
‫"و "تام واکر

494
00:37:38,052 --> 00:37:40,120
‫همه مردن

495
00:37:43,224 --> 00:37:45,659
‫همه مردن

496
00:38:20,693 --> 00:38:23,228
‫ازت می‌خوام به همسرت زنگ بزنی

497
00:38:26,165 --> 00:38:28,400
‫بهش آرامش‌خاطر بدی که حال‌ـت خوبه

498
00:38:28,435 --> 00:38:34,506
‫و برمیگردی تا آخر شب

499
00:38:47,019 --> 00:38:49,888
‫فین" کِی میاد دنبالت؟"

500
00:38:49,922 --> 00:38:51,356
‫میاد

501
00:38:51,390 --> 00:38:53,158
‫هیجان‌زده‌ای؟

502
00:38:53,192 --> 00:38:55,493
‫فقط یه قراره مامان

503
00:39:03,569 --> 00:39:05,170
‫الو؟

504
00:39:05,204 --> 00:39:06,871
‫سلام ، منم

505
00:39:06,906 --> 00:39:08,606
‫"برودی"

506
00:39:11,210 --> 00:39:13,178
‫فقط خواستم ببینم اوضاع چطوره

507
00:39:13,212 --> 00:39:14,913
‫چطوری؟

508
00:39:14,947 --> 00:39:16,415
‫کجا بودی؟

509
00:39:16,449 --> 00:39:19,351
‫دنبال یه سری جواب

510
00:39:20,920 --> 00:39:23,454
‫چیزی هم پیدا کردی؟

511
00:39:23,488 --> 00:39:25,623
‫آره فکر کنم

512
00:39:29,294 --> 00:39:31,495
‫بچه‌ها چطورن؟

513
00:39:34,800 --> 00:39:37,135
‫دل‌شون برای پدرشون تنگ شده

514
00:39:39,439 --> 00:39:41,373
‫"باید باهم حرف بزنیم "برودی

515
00:39:41,407 --> 00:39:43,442
‫میام خونه

516
00:39:43,476 --> 00:39:45,044
‫کِی؟

517
00:39:45,078 --> 00:39:46,278
‫امشب

518
00:39:48,281 --> 00:39:53,686
‫جس" ، نگران نباش"
‫مشکلی برامون پیش نمیاد

519
00:40:04,132 --> 00:40:06,233
‫پدرتون میاد خونه

520
00:40:06,268 --> 00:40:07,735
‫البته

521
00:40:18,712 --> 00:40:20,179
‫خیلی‌خب

522
00:40:25,719 --> 00:40:27,119
‫آروم

523
00:40:58,654 --> 00:41:00,855
‫خب ، خوشگل شدی

524
00:41:00,890 --> 00:41:03,057
‫موهامو شونه کردم

525
00:41:03,092 --> 00:41:05,393
‫خب پس خوشگل شدی دیگه

526
00:41:12,667 --> 00:41:15,369
‫به "زاندر" گفتی که با "فین" هستی ؟

527
00:41:15,403 --> 00:41:18,038
‫آره . بهش گفتم

528
00:41:18,072 --> 00:41:21,307
‫اگه نمی‌گفتم خیلی چندشی می‌شد

529
00:41:21,342 --> 00:41:25,378
‫یا کار اشتباه‌ای می‌شد
‫بهت افتخار می‌کنم

530
00:41:28,448 --> 00:41:30,683
‫در هر صورت عجیب‌غریبه

531
00:41:30,717 --> 00:41:33,652
‫منظورم اینکه با پسر رئیس قرار میذارم

532
00:41:33,687 --> 00:41:36,088
‫اصلاً هم عجیب نیست

533
00:41:36,122 --> 00:41:39,857
‫"دقیقاً بگیم معاون اول "والدن
‫رئیس پدرت نیست

534
00:41:39,892 --> 00:41:42,026
‫باهم همکارن

535
00:41:48,467 --> 00:41:51,169
‫برای اتفاقات اخیر متأسفم

536
00:41:51,203 --> 00:41:54,605
‫میدونم من و پدرت باید مثله
‫بزرگا رفتار کنیم

537
00:41:54,639 --> 00:41:57,841
‫حالا هر چی

538
00:42:07,485 --> 00:42:10,119
‫بابا اونجا عوض شد

539
00:42:12,756 --> 00:42:15,357
‫یه بلایی سرش آوردن

540
00:42:15,391 --> 00:42:17,926
‫آره

541
00:42:32,172 --> 00:42:33,472
‫اومدش

542
00:42:36,743 --> 00:42:38,610
‫"سلام خانم "برودی

543
00:42:38,645 --> 00:42:41,146
‫«سلام «فین

544
00:42:41,180 --> 00:42:42,981
‫سالم برگردونش

545
00:42:43,015 --> 00:42:44,949
‫چشم خانم

546
00:43:33,069 --> 00:43:35,537
‫برودی" ، باید راجبه انتخاب‌هایی"
‫که داریم صحبت بکنیم

547
00:43:46,048 --> 00:43:47,949
‫ببین ، اینطوری میشه

548
00:43:47,983 --> 00:43:54,321
‫دادگاه عمومی برگزار میشه که
‫به مدت طولانی زندانی میشی

549
00:43:54,356 --> 00:43:58,825
‫برای خودت و نیرو دریایی
‫مایه‌ی سرافکندگی میشی

550
00:43:58,859 --> 00:44:02,462
‫برای خانواده‌ـت و کشورت

551
00:44:03,931 --> 00:44:09,736
‫یا اینکه به ما کمک می‌کنی
‫این اتفاقا نیفته

552
00:44:11,438 --> 00:44:13,173
‫چطور کمک‌تون کنم؟

553
00:44:13,207 --> 00:44:16,744
‫آزادت می‌کنیم و انگار اصلاً اتفاقی نیوفتاده

554
00:44:16,778 --> 00:44:19,747
‫بهمون کمک می‌کنی از نقشه‌ی
‫ابونظیر" سر دربیاریم"

555
00:44:23,018 --> 00:44:24,318
‫دادگاه بی‌دادگاه؟

556
00:44:24,352 --> 00:44:26,387
‫نه اتهامی ، نه دادگاهی

557
00:44:27,756 --> 00:44:29,057
‫جس» و بچه‌ها چی؟»

558
00:44:29,091 --> 00:44:31,059
‫هرگز باخبر نمیشن

559
00:44:31,093 --> 00:44:34,095
‫بعدش بیخیال سیاست میشی
‫به شهری که می‌خوای

560
00:44:34,129 --> 00:44:36,664
‫نقل مکان می‌کنی . یه شهر خیلی خیلی دور

561
00:44:37,966 --> 00:44:39,367
‫مصونیت؟

562
00:44:42,704 --> 00:44:45,006
‫شماها همچنین نفوذی ندارین

563
00:44:45,040 --> 00:44:48,008
‫بهتره امیدوار باشی که داشته باشیم

564
00:45:55,046 --> 00:45:56,780
‫خوبی؟

565
00:46:05,956 --> 00:46:07,623
‫بیا یه خورده حال کنیم

566
00:46:07,658 --> 00:46:10,159
‫حال

567
00:46:22,473 --> 00:46:24,507
‫می‌خوای حال کنیم؟

568
00:46:26,244 --> 00:46:28,311
‫لعنتی

569
00:46:57,205 --> 00:46:58,605
‫تندتر

570
00:46:58,640 --> 00:47:00,040
‫- تندتر
‫- باشه

571
00:47:20,396 --> 00:47:23,431
‫اینه

572
00:47:34,309 --> 00:47:37,378
‫وایسا . "فین" ، وایسا

573
00:47:37,412 --> 00:47:39,079
‫لعنتی

574
00:47:39,114 --> 00:47:42,248
‫باید برگردی . باید برگردی

575
00:47:45,786 --> 00:47:47,286
‫- لعنتی
‫- بیا

576
00:47:47,321 --> 00:47:49,755
‫دِینا" ، خواهش می‌کنم"
‫اگه کسی بویی ببره زندگیم تمومه

577
00:47:49,790 --> 00:47:51,590
‫خب ، حداقل به اورژانس زنگ بزن

578
00:47:51,625 --> 00:47:52,925
‫نه . رد تماس رو میزنن

579
00:47:56,796 --> 00:47:59,464
‫می‌بینی؟ حالش خوبه «دِینا» . باشه؟

580
00:47:59,499 --> 00:48:01,900
‫داره به اورژانس زنگ میزنه
‫کاری از دست ما برنمیاد

581
00:48:01,934 --> 00:48:03,968
‫فین» ، زدیم یارو رو کشتیم»

582
00:48:04,003 --> 00:48:05,670
‫دِینا» ، التماست می‌کنم»
‫فقط بذار بزنیم به چاک

583
00:48:05,704 --> 00:48:09,540
‫پدرم معاون رئیس‌جمهور آمریکاست

584
00:48:10,809 --> 00:48:12,276
‫لعنت به من

585
00:48:12,310 --> 00:48:14,945
‫باشه . باشه

586
00:48:14,979 --> 00:48:16,546
‫برو

587
00:48:28,558 --> 00:48:31,826
‫فکر می‌کنم راجبه من به "رویا" گفتی

588
00:48:34,029 --> 00:48:37,097
‫اون بهم پیشنهاد داد که باهات
‫دوباره رابطه برقرار بکنم

589
00:48:37,131 --> 00:48:39,198
‫خوبه

590
00:48:39,233 --> 00:48:41,834
‫خب ، اگه ازت پرسید امشب کجا بودی

591
00:48:41,868 --> 00:48:43,935
‫- بهش بگو با من بودی
‫- با تو؟

592
00:48:43,970 --> 00:48:46,471
‫بهش بگو نتونستیم بیخیال همدیگه بشیم

593
00:48:48,740 --> 00:48:51,676
‫رابط ـمون سرپوشی برای
‫در تماس بودن‌مون میشه

594
00:48:51,710 --> 00:48:54,945
‫اگه به هر دلیل لازمم داشتی
‫زنگ بزن و بگو دلت برام تنگ شده

595
00:48:54,979 --> 00:48:56,313
‫منم همین کار رو می‌کنم

596
00:48:56,347 --> 00:48:57,914
‫بعد توی خونه‌ی من همدیگه رو می‌بینیم

597
00:49:38,451 --> 00:49:41,186
‫پس "والدن" همینجوری ادامه میده
‫و برای رئیس‌جمهوری نامزد میشه؟

598
00:49:42,622 --> 00:49:44,556
‫شاید ببازه

599
00:49:47,759 --> 00:49:50,128
‫ابونظیر" می‌فهمه که برات کار می‌کنم"

600
00:49:50,162 --> 00:49:52,596
‫نه . خبردار نمیشه اگه احتیاط کنیم

601
00:49:52,631 --> 00:49:55,999
‫اگه بفهمه میره سراغ خانواده‌ام
‫عملیات ما اینطوریه

602
00:49:56,033 --> 00:49:58,135
‫از خانواده‌ـت محافظت می‌کنیم

603
00:51:39,504 --> 00:51:41,772
‫آخرین‌باری که توی خیابون مست کردم

604
00:51:41,806 --> 00:51:43,974
‫موقعی بود که برای مراسم
‫رقص دبیرستان به جای من با

605
00:51:44,009 --> 00:51:45,342
‫بیلی بیرکبِک" رفتی"

606
00:51:45,377 --> 00:51:47,678
‫۱۷سالم بود

607
00:51:47,713 --> 00:51:49,146
‫ماشین‌ـت کجاست؟

608
00:51:49,181 --> 00:51:52,283
‫بیرون یه بار توی "فِیرفاکس" گذاشتمش
‫با تاکسی اومدم

609
00:51:54,586 --> 00:51:56,154
‫آنفلونزات چطوره؟

610
00:51:56,188 --> 00:51:57,889
‫گِرِگ" از خودش درآورده"

611
00:51:57,923 --> 00:52:00,158
‫سرزنش‌ـش نکن . فقط کارش رو کرده

612
00:52:09,402 --> 00:52:12,737
‫دوست دارم اجازه بدی برگردم خونه

613
00:52:14,239 --> 00:52:16,140
‫باشه

614
00:52:16,174 --> 00:52:20,511
‫اما باید بهم راستش رو بگی
‫قرارمون این بود

615
00:52:20,545 --> 00:52:24,514
‫اگه می‌خوای برگردی باید
‫بدونم داری چی‌کار می‌کنی

616
00:52:24,549 --> 00:52:28,385
‫و دیگه مزخرفاتی راجبه مستی
‫و "بیلی بیرکبِک" تحویلم نده

617
00:52:28,419 --> 00:52:30,988
‫پنهان‌کاری بسه

618
00:52:31,022 --> 00:52:33,190
‫میشه فردا صبح بهت بگم؟

619
00:52:33,224 --> 00:52:35,259
‫نه . نمیشه

620
00:52:37,296 --> 00:52:39,531
‫باشه

621
00:52:41,200 --> 00:52:45,537
‫«شاید فکر کنی مسخره‌ست «جس

622
00:52:46,773 --> 00:52:49,374
‫من دارم برای سازمان سی‌آی‌اِی کار می‌کنم

623
00:52:49,409 --> 00:52:53,211
‫- سی‌آی‌اِی؟
‫آره

624
00:52:55,114 --> 00:52:56,848
‫چه کاری؟

625
00:52:56,882 --> 00:53:00,552
‫برای امنیت ملی دارم بهشون کمک می‌کنم

626
00:53:00,586 --> 00:53:02,954
‫برودی" ، اگه اینم دروغ باشه"...

627
00:53:02,988 --> 00:53:06,858
‫به خدا قسم که نیست

628
00:53:08,294 --> 00:53:10,495
‫واقعیته

629
00:53:13,298 --> 00:53:18,770
‫دیگه از این بیشتر نمی‌تونم بهت بگم
‫نباید اینم بهت می‌گفتم

630
00:53:26,145 --> 00:53:27,211
‫زود برگشتی

631
00:53:29,348 --> 00:53:30,948
‫چی شده؟

632
00:53:30,983 --> 00:53:32,783
‫هیچی

633
00:53:34,252 --> 00:53:36,186
‫تو چت شده؟

634
00:53:38,289 --> 00:53:40,224
‫سلام پدر

635
00:53:43,761 --> 00:53:44,928
‫برگشتی خونه؟

636
00:53:44,962 --> 00:53:47,497
‫آره ، آره . برگشتم

637
00:53:49,500 --> 00:53:51,501
‫شب‌بخیر

638
00:55:30,430 --> 00:55:31,430
‫: مترجمین
‫Arian Drama & Foad.R

639
00:55:32,430 --> 00:55:33,430
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه
‫:.:WWW.۹Movie.CO:.:

