1
00:00:00,400 --> 00:00:01,400
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه
‫:.:WWW.۹Movie.CO:.:

2
00:00:02,400 --> 00:00:05,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۲
‫قسمت ۹ : دو کلاه‌ـه</font>

3
00:00:06,400 --> 00:00:07,400
‫Drama مترجم : آریـن

4
00:01:20,686 --> 00:01:22,520
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

5
00:01:22,554 --> 00:01:23,821
‫چرا من هیچ‌وقت راجبه
‫این یارو چیزی نشنیدم؟

6
00:01:23,855 --> 00:01:25,323
‫کی؟ «کوئین»؟

7
00:01:25,357 --> 00:01:26,424
‫فقط حواس‌تون بهش باشه

8
00:01:26,458 --> 00:01:27,959
‫- خواهش می‌کنم
‫- باشه

9
00:01:27,994 --> 00:01:30,328
‫از من خواسته شده تا نقشی در حمله
‫به این کشور رو به عهده بگیرم

10
00:01:30,363 --> 00:01:32,130
‫من دیگه نیستم

11
00:01:32,164 --> 00:01:34,132
‫برودی" به همه چیز گند زد"
‫کل مأموریت به فنا رفت

12
00:01:34,167 --> 00:01:36,601
‫تا زمانی که لو نرفته باشه
‫همچنان توی بازی هست

13
00:01:36,636 --> 00:01:39,171
‫برودی" ، سوئیچ رو بده"
‫من دارم سعی می‌کنم جلوی اینکه

14
00:01:39,205 --> 00:01:41,440
‫بقیه‌ی عمرت رو توی زندان بگذرونی رو بگیرم

15
00:01:43,209 --> 00:01:50,449
‫این قرار ما فکر می‌کنم یه
‫راه فرار برای جفت‌مون باشه

16
00:01:56,189 --> 00:01:57,923
‫بله؟

17
00:01:57,957 --> 00:01:59,157
‫می‌خوام توضیح بدم

18
00:01:59,191 --> 00:02:00,525
‫خوشحالم که همچین احساسی داری

19
00:02:01,560 --> 00:02:04,261
‫دور بزن . ما میریم

20
00:02:04,296 --> 00:02:05,930
‫اون میدونه

21
00:02:05,964 --> 00:02:07,464
‫همین الان ماشین‌ها رو برای تعقیب بفرستین

22
00:02:07,499 --> 00:02:08,632
‫نمی‌تونیم "برودی" رو از دست بدیم

23
00:02:08,666 --> 00:02:10,967
‫داری میگی که یه شانس دیگه می‌خوای

24
00:02:11,002 --> 00:02:12,268
‫این همونه

25
00:02:14,338 --> 00:02:16,105
‫همین الان دارن جابجاش می‌کنن

26
00:02:16,140 --> 00:02:18,074
‫دارن سوار یه هلیکوپتر می‌کننش

27
00:02:18,108 --> 00:02:19,575
‫داریم از دست میدیمش

28
00:02:19,610 --> 00:02:20,843
‫کوئین»؟»

29
00:02:20,877 --> 00:02:22,211
‫رفتن

30
00:02:22,245 --> 00:02:25,347
‫اونا...اونا رفتن . رفتن دیگه

31
00:02:33,889 --> 00:02:35,557
‫یالا . بگین

32
00:02:39,228 --> 00:02:41,829
‫از زمانی که "برودی" رو گُم کردیم
‫۱۲ساعت می‌گذره

33
00:02:41,864 --> 00:02:46,634
‫و از زمان برگشت "رویا حماد" از هر جایی
‫که "برودی" رو برده بودن هم ۸ ساعت می‌گذره

34
00:02:47,737 --> 00:02:52,340
‫توی «لنگلی» هم هیچ اطلاعات
‫یا جزئیات اضافه‌ای راجبه این قضیه ندارن

35
00:02:52,375 --> 00:02:55,410
‫صحبت‌های تروریستی
‫توی مناطق و پست‌های حساس

36
00:02:55,445 --> 00:02:59,114
‫در حال حاضر عملاً وجود نداره

37
00:03:06,222 --> 00:03:08,190
‫خیلی‌خب پس خودم میگم

38
00:03:10,727 --> 00:03:12,328
‫برودی" مُرده"

39
00:03:12,362 --> 00:03:13,863
‫"هنوز از بابتش مطمئن نیستیم "کری

40
00:03:13,897 --> 00:03:17,500
‫اگه به‌صورت فیزیکی هم نمرده باشه
‫از لحاظ عملیاتی دیگه مُرده

41
00:03:17,534 --> 00:03:18,935
‫و زمان هم داره تموم میشه

42
00:03:18,969 --> 00:03:20,537
‫باید راجبه ادامه دادنِ عملیات صحبت کنیم

43
00:03:22,307 --> 00:03:25,409
‫تنها انتخابی که داریم اینه که
‫رویا حماد" رو دستگیر کنیم"

44
00:03:27,478 --> 00:03:28,711
‫مگر اینکه "برودی" نمُرده باشه

45
00:03:28,746 --> 00:03:30,780
‫و همچنان تروریست‌ها اون رو
‫از خودشون بدونن

46
00:03:30,814 --> 00:03:33,316
‫"که در این‌صورت دستگیری "رویا
‫باعث کشته شدن خود "برودی" میشه

47
00:03:33,350 --> 00:03:35,018
‫میشه حکم مرگش

48
00:03:35,052 --> 00:03:37,119
‫این قضیه کلی اما و اگر داره

49
00:03:37,154 --> 00:03:41,023
‫موافقم . فقط دارم تمام
‫گزینه‌هایی که داریم رو میگم

50
00:03:43,060 --> 00:03:45,561
‫باید "رویا" رو دستگیر کنیم

51
00:03:50,768 --> 00:03:53,169
‫بریم سراغش

52
00:03:53,203 --> 00:03:55,205
‫مایک" ، می‌تونی ترتیبش رو بدی؟"

53
00:04:00,612 --> 00:04:04,415
‫چیزی نگو "سائول" . حالم خوبه

54
00:04:42,421 --> 00:04:45,856
‫اینجا جاییه که ما باهم
‫"خدافظی می‌کنیم "نیکلاس

55
00:04:45,891 --> 00:04:48,960
‫اگر همه چیز ختم‌بخیر بشه برای همیشه

56
00:04:50,029 --> 00:04:53,264
‫میدونی که بدون تو قادر
‫به انجام همچین کاری نیستم

57
00:04:53,298 --> 00:04:54,832
‫آره

58
00:04:54,867 --> 00:04:57,302
‫تو اعتماد الله رو داری

59
00:04:57,336 --> 00:05:00,505
‫و در نتیجه منم بهت اعتماد دارم

60
00:05:00,539 --> 00:05:03,341
‫الله بهتر از هر کس دیگه‌ای میدونه

61
00:05:03,376 --> 00:05:05,344
‫که تو چقدر قوی هستی

62
00:05:07,380 --> 00:05:08,647
‫برام دعا کن

63
00:05:08,681 --> 00:05:10,682
‫تو هم برای من دعا کن

64
00:06:08,006 --> 00:06:09,340
‫سلام

65
00:06:09,374 --> 00:06:11,642
‫تلفن سکه‌ای دارین که
‫من بتونم ازش استفاده کنم؟

66
00:06:11,676 --> 00:06:13,477
‫صبر کنین . من شما رو می‌شناسم؟

67
00:06:13,512 --> 00:06:14,946
‫نه . بعید میدونم

68
00:06:14,980 --> 00:06:16,514
‫تلفن سکه‌ای؟

69
00:06:16,548 --> 00:06:18,249
‫از قرن پیش دیگه نداریم

70
00:06:18,284 --> 00:06:20,886
‫خب پس میشه موبایلت رو قرض بگیرم؟

71
00:06:24,891 --> 00:06:26,091
‫الو؟

72
00:06:26,126 --> 00:06:27,426
‫سلام ، منم

73
00:06:27,460 --> 00:06:29,428
‫خدای من ، کجا بودی؟

74
00:06:29,463 --> 00:06:31,196
‫کری" ، ازت می‌خوام که همین"
‫الان بری دنبال خانواده‌ام

75
00:06:31,231 --> 00:06:32,364
‫و به یه جای امن ببری‌شون

76
00:06:32,399 --> 00:06:34,867
‫ما این مدت حسابی به‌هم‌ریخته بودیم

77
00:06:34,901 --> 00:06:35,901
‫برام مهم نیست کجا

78
00:06:35,935 --> 00:06:37,169
‫برام مهم نیست چه کارهایی
‫باید براش انجام بشه

79
00:06:37,203 --> 00:06:38,670
‫میشه خواهشاً این لطف رو
‫همین الان در حقم بکنی؟

80
00:06:38,705 --> 00:06:41,473
‫آره . کجایی؟ چه خبره؟

81
00:06:41,508 --> 00:06:44,277
‫تا یه ساعت دیگه وقتی کارِت رو
‫انجام دادی باهات تماس می‌گیرم

82
00:06:46,479 --> 00:06:48,547
‫خب؟

83
00:06:48,581 --> 00:06:50,683
‫بذارین "رویا" تو بازی بمونه
‫دستگیرش نکنین

84
00:06:50,717 --> 00:06:52,484
‫معلوم نیست که این یارو توی

85
00:06:52,519 --> 00:06:54,520
‫۱۲ساعت گذشته چه کارها کرده
‫اونم در کنار یه مشت تروریست مشهور و شناخته شده

86
00:06:54,554 --> 00:06:56,555
‫الان اینجا باید خیلی حواس‌مون جمع باشه

87
00:06:59,125 --> 00:07:01,860
‫- کری»؟»
‫- اون ازم خواست تا

88
00:07:01,894 --> 00:07:03,762
‫خانواده‌اش رو به یه جای امن منتقل کنم

89
00:07:03,796 --> 00:07:06,465
‫زنده‌ست و داره ازمون می‌خواد
‫تا از خانواده‌اش محافظت کنیم

90
00:07:06,499 --> 00:07:08,233
‫همین باعث میشه بشه بهش اعتماد کرد

91
00:07:08,268 --> 00:07:09,768
‫کری" راست میگه"
‫تیمی که قراره "رویا حماد" رو

92
00:07:09,802 --> 00:07:11,870
‫- دستگیر کنه لغو کنه
‫- برودی" با چه شماره‌ای تماس گرفته بود؟"

93
00:07:11,904 --> 00:07:14,139
‫کد محلی‌اش ۴۴۳ هست
‫"با خط سیمکارت "بالتیمور

94
00:07:14,173 --> 00:07:15,607
‫رد شماره رو بگیرین

95
00:07:15,641 --> 00:07:18,709
‫گفتش تا یه ساعت دیگه به محض اینکه
‫جای خانواده‌اش امن بود تماس می‌گیره

96
00:07:18,743 --> 00:07:20,144
‫اگه خانواده‌اش در خطر باشن

97
00:07:20,178 --> 00:07:23,280
‫باید طوری اونا رو مطلع کنیم
‫که باعث ایجاد شک نشه

98
00:07:23,314 --> 00:07:26,050
‫هیچ‌کس نزدیک CIA آره . از
‫اون محله نشه

99
00:07:26,084 --> 00:07:28,385
‫هر کسی که قراره بفرستیم سراغ‌شون باید

100
00:07:28,420 --> 00:07:29,953
‫"کسی باشه که خانواده‌ی "برودی
‫بهش اعتماد داره

101
00:07:34,826 --> 00:07:36,827
‫لعنتی

102
00:07:41,433 --> 00:07:43,400
‫دارم میام

103
00:07:46,171 --> 00:07:47,838
‫«مایک»

104
00:07:47,872 --> 00:07:49,840
‫جس" ، نترس"
‫خواهش می‌کنم فقط گوش کن

105
00:07:49,875 --> 00:07:51,342
‫هر کاری که میگم رو بکن
‫همه چیز روبراهه اما...

106
00:07:51,376 --> 00:07:52,342
‫قضیه "برودی"ـه؟

107
00:07:52,377 --> 00:07:54,011
‫- حالش خوبه؟
‫- نه

108
00:07:54,045 --> 00:07:56,813
‫- ۲روز میشه که هیچ خبری ازش ندارم
‫- "من رو فرستاده "جس CIA

109
00:07:56,848 --> 00:07:58,615
‫- یه تهدید هستش
‫- تهدید؟

110
00:07:58,649 --> 00:08:00,350
‫چه تهدیدی؟ علیه ما؟

111
00:08:00,385 --> 00:08:01,852
‫خب ، با کاری که "برودی" بابتش توی

112
00:08:01,886 --> 00:08:03,654
‫مشغوله ارتباط داره CIA
‫وگرنه اون الان باید خودش همینجا می‌بود

113
00:08:03,688 --> 00:08:05,522
‫منظورت یه چیزی مثل تهدید تروریستیه؟

114
00:08:05,557 --> 00:08:06,523
‫معلوم نیست

115
00:08:06,558 --> 00:08:08,358
‫فقط محض احتیاطه . برای همین...

116
00:08:08,393 --> 00:08:11,194
‫امروز شماها مدرسه نمیرین
‫با من میاین

117
00:08:11,229 --> 00:08:12,362
‫باهات کجا میریم؟

118
00:08:12,396 --> 00:08:13,363
‫یه جای امن

119
00:08:13,397 --> 00:08:16,165
‫برو برادرت رو صدا کن

120
00:08:16,200 --> 00:08:17,200
‫عجله کن

121
00:08:18,769 --> 00:08:20,470
‫اینا همه‌ـش مزخرفه

122
00:08:27,244 --> 00:08:28,778
‫اگه پدرم می‌خواد ما جامون رو عوض کنیم

123
00:08:28,813 --> 00:08:30,413
‫می‌تونه بیاد و خودش توضیح بده

124
00:08:30,448 --> 00:08:32,081
‫"پدرت این رو نمی‌خواد "دِینا
‫می‌خواد CIA

125
00:08:32,116 --> 00:08:33,550
‫اونا بودن که با من تماس گرفتن

126
00:08:33,584 --> 00:08:34,851
‫حرفم رو باور کن . دلیلش پدرمه

127
00:08:34,885 --> 00:08:36,920
‫الان هر مشکلی که پیش میاد
‫زیر سر پدر لعنتی منه

128
00:08:36,954 --> 00:08:38,488
‫"پس از اتاقم برو بیرون "مایک

129
00:08:38,523 --> 00:08:40,657
‫- برو
‫- هی ، اینجوری با من صحبت نمی‌کنی

130
00:08:40,692 --> 00:08:43,160
‫اومدم اینجا تا کمک کنم
‫و خودتم این رو خوب میدونی

131
00:08:43,194 --> 00:08:44,895
‫این یه درخواست نیست
‫CIA نه از طرف من ، نه از طرف

132
00:08:44,929 --> 00:08:46,230
‫پس وسایلت رو جمع کن

133
00:08:46,264 --> 00:08:47,698
‫چون داریم میریم
‫و همین الان هم داریم میریم

134
00:08:47,732 --> 00:08:49,333
‫حتی اگه مجبور بشم که تو رو که
‫داری جیغ میزنی و لگد می‌پرونی

135
00:08:49,367 --> 00:08:51,335
‫با زور از اینجا ببرم بیرون

136
00:09:05,450 --> 00:09:06,417
‫الو

137
00:09:06,451 --> 00:09:07,418
‫به یه جای امن منتقل شدن؟

138
00:09:07,452 --> 00:09:08,419
‫آره

139
00:09:08,453 --> 00:09:09,720
‫کجان؟

140
00:09:09,754 --> 00:09:11,288
‫نمی‌تونم پشت یه خط ناامن بگم

141
00:09:11,323 --> 00:09:12,990
‫جایی که بار اول همدیگه رو دیدیم
‫رو یادت میاد؟

142
00:09:13,024 --> 00:09:14,325
‫و منظورم دفترت هم نیست

143
00:09:14,359 --> 00:09:16,060
‫زیر بارون؟

144
00:09:16,094 --> 00:09:17,428
‫تا نیم ساعت دیگه اونجا می‌بینمت

145
00:09:28,173 --> 00:09:29,173
‫یالا

146
00:09:42,422 --> 00:09:44,623
‫عجله کن پسر . عجله کن

147
00:10:55,828 --> 00:10:57,929
‫نکته اینجاست که تا امروز

148
00:10:57,963 --> 00:11:00,798
‫این پاییدن "کوئین" که "کری" ازمون
‫خواسته بود تا انجامش بدیم

149
00:11:00,832 --> 00:11:03,167
‫باعث می‌شد احساس آدمای
‫کسخل رو داشته باشیم

150
00:11:03,201 --> 00:11:04,835
‫هر جایی که میرفتیم از اونجا رفته بود

151
00:11:04,869 --> 00:11:07,504
‫تا امروز؟
‫امروز چه اتفاقی افتاد؟

152
00:11:07,539 --> 00:11:10,174
‫جایی که زندگی می‌کنه رو پیدا کردیم
‫یه سروگوشی داخل آپارتمانش کشیدیم

153
00:11:10,208 --> 00:11:11,809
‫"لعنتی "ورجیل

154
00:11:11,843 --> 00:11:14,078
‫بهتون گفته شده بود که بپایینش
‫نه اینکه وارد آپارتمانش بشین

155
00:11:14,112 --> 00:11:15,813
‫"نشونش بده "مکس

156
00:11:17,850 --> 00:11:21,252
‫همه‌جا دستگاه‌های ضدمزاحمت وجود داشت

157
00:11:21,287 --> 00:11:24,489
‫آقا طوری زندگی می‌کنه که انگار آماده‌ست
‫در اولین لحظه‌ی خطر فلنگ رو ببنده

158
00:11:29,195 --> 00:11:31,830
‫همین؟

159
00:11:31,864 --> 00:11:34,498
‫که وسواس امنیتی داره؟ CIA یه آنالیزور

160
00:11:34,533 --> 00:11:37,001
‫زندگی شخصیش یه مقدار نقص داره؟

161
00:11:37,035 --> 00:11:38,635
‫"دفتر یه چیزه "سائول

162
00:11:38,670 --> 00:11:40,737
‫اما من هیچ‌وقت آنالیزوری رو ندیده بودم
‫که اینطوری زندگی بکنه

163
00:11:41,773 --> 00:11:43,340
‫میدونی این چیه؟

164
00:11:43,374 --> 00:11:45,342
‫این یه کیف مخصوص تمیزکاری اسلحه‌ست

165
00:11:45,376 --> 00:11:49,679
‫این کابل تمیزکاری بهم میگه که
‫مخصوص یه تفنگ لوله دراز هستش

166
00:11:49,713 --> 00:11:51,148
‫یه تفنگ دوربین‌دار

167
00:11:55,220 --> 00:11:56,887
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

168
00:11:56,921 --> 00:12:00,557
‫یه مورد شخصی
‫این رو لای تنها کتابی که داشت پیدا کردیم

169
00:12:00,592 --> 00:12:02,526
‫اسمش "جولیا دیاز"ـه

170
00:12:02,560 --> 00:12:04,628
‫ردگیریش آسون بود چون که
‫توی نیروی پلیس خدمت می‌کنه

171
00:12:04,663 --> 00:12:06,230
‫«پلیس «فیلادلفیا

172
00:12:06,265 --> 00:12:08,399
‫دربیارین توی کدوم حوزه کار می‌کنه
‫و آدرس‌ـش رو بهم بدین

173
00:12:14,907 --> 00:12:17,442
‫عجب جای خفنی

174
00:12:17,476 --> 00:12:21,279
‫موادغذایی و یه مقدار مشروبِ تقریباً خوب براتون گذاشته شده

175
00:12:21,313 --> 00:12:24,615
‫اگه چیز دیگه‌ای نیاز داشتیم
‫اون تلفن رو بردارین و شماره ۱۱ رو بگیرین

176
00:12:24,649 --> 00:12:27,117
‫ما داخل آپارتمان بغلی هستیم

177
00:12:27,151 --> 00:12:30,287
‫چیز دیگه‌ای هست که بتونین راجبه
‫این تهدید بهمون بگین؟

178
00:12:30,322 --> 00:12:33,557
‫تمام چیزی که من میدونم که اینه که شوهرتون
‫کار می‌کنه CIA داره روش با

179
00:12:33,591 --> 00:12:37,427
‫این یه روال استاندارد برای ماست
‫که خانواده‌های اشخاص بالامرتبه که

180
00:12:37,462 --> 00:12:40,598
‫توی همچین عملیاتی درگیر هستن رو
‫به پناهگاه‌ها منتقل کنیم

181
00:12:41,733 --> 00:12:45,736
‫تهدید مشخص و قطعی
‫علیه من و بچه‌هام هستش؟

182
00:12:45,770 --> 00:12:48,506
‫تا جایی که ما اطلاع داریم نه
‫اما ما هیچ ریسکی نمی‌کنیم

183
00:12:48,540 --> 00:12:50,808
‫این امن‌ترین جایی هستش که
‫شما می‌تونین داخلش باشین

184
00:12:52,811 --> 00:12:54,345
‫باشه «جس»؟

185
00:12:56,448 --> 00:12:58,215
‫توی هر اتاق یه تلویزیون هستش

186
00:12:58,249 --> 00:13:00,117
‫توی هر اتاق؟ نه بابا

187
00:13:00,151 --> 00:13:01,985
‫آره . همه‌شون هم صفحه‌های
‫نمایش بزرگ دارن

188
00:13:12,697 --> 00:13:14,732
‫سلام

189
00:13:14,766 --> 00:13:16,300
‫کجا بودی "برودی"؟

190
00:13:16,334 --> 00:13:17,702
‫خانواده‌ی من کجان؟

191
00:13:17,736 --> 00:13:19,103
‫توی «واشنگتون» هستن . جاشون امنه

192
00:13:19,137 --> 00:13:20,738
‫- بهت قول میدم
‫- ممنون

193
00:13:20,772 --> 00:13:24,275
‫خواهش می‌کنم

194
00:13:25,944 --> 00:13:29,346
‫"فکر می‌کردم دیگه کارم تموم‌شده‌ست "کری

195
00:13:31,917 --> 00:13:33,917
‫واقعاً خوشحالم که می‌بینمت

196
00:13:42,594 --> 00:13:44,561
‫خب ، اونا با اون هلیکوپتر تو رو کجا بردن؟

197
00:13:44,595 --> 00:13:45,562
‫نمیدونم

198
00:13:45,596 --> 00:13:48,064
‫یه ۴۵-۴۰ دقیقه‌ای توی هوا بود

199
00:13:48,099 --> 00:13:50,100
‫سرعت رو سریع و کُند می‌کرد

200
00:13:50,134 --> 00:13:51,802
‫به سمت غرب میرفت

201
00:13:51,836 --> 00:13:53,136
‫و توی تاریکی هم بود

202
00:13:53,171 --> 00:13:54,471
‫دور از هر نشونه‌ای از تمدن

203
00:13:54,505 --> 00:13:56,940
‫ما الان باید از تک‌تک جزئیات خبردار بشیم

204
00:13:56,974 --> 00:13:58,274
‫هر چیز کوچیکی که باشه

205
00:13:58,309 --> 00:13:59,742
‫من رو بردن تا "ابونظیر" رو ببینم

206
00:13:59,776 --> 00:14:01,811
‫- چی؟
‫- اون اینجاست

207
00:14:01,845 --> 00:14:03,646
‫کری" ، اون اینجاست"
‫توی آمریکاست

208
00:14:03,681 --> 00:14:05,148
‫و داره برای یه حمله برنامه‌ریزی می‌کنه

209
00:14:05,182 --> 00:14:07,150
‫صبر کن . «ابونظیر»؟

210
00:14:07,184 --> 00:14:08,685
‫اصلاً چطور همچین چیزی ممکنه؟

211
00:14:08,719 --> 00:14:10,754
‫خدای من

212
00:14:10,788 --> 00:14:14,457
‫پس تو رو وصل می‌کنن به باطری ماشین

213
00:14:14,492 --> 00:14:16,360
‫تو چکار می‌کنی؟

214
00:14:16,394 --> 00:14:19,530
‫بهشون گفتم که همین الان من رو بکشن

215
00:14:19,564 --> 00:14:26,504
‫چون که هر دلیلی که "نظیر" داره
‫تا بابتش دوباره من رو شکنجه کنه...

216
00:14:26,538 --> 00:14:28,005
‫اصلاً گور پدرش

217
00:14:28,039 --> 00:14:30,441
‫بعد از این‌همه مکافاتی که کشیدم گور پدرش

218
00:14:30,475 --> 00:14:33,410
‫خیلی واضح بهش گفتی که تو رو بکشه؟

219
00:14:33,445 --> 00:14:34,945
‫آره

220
00:14:37,882 --> 00:14:40,484
‫بعدش چی شد؟

221
00:14:40,518 --> 00:14:41,818
‫من رو همونجا ول کردن

222
00:14:41,853 --> 00:14:45,254
‫باطری رو هم روشن نکردن

223
00:14:45,288 --> 00:14:48,324
‫یه ۲ ساعتی همونجا نشستم
‫شایدم ۳ ساعت . نمیدونم

224
00:14:48,358 --> 00:14:49,325
‫و عرق میریختم

225
00:14:49,360 --> 00:14:50,693
‫بعد بالاخره در باز میشه

226
00:14:50,727 --> 00:14:53,195
‫و "نظیر" چای به دست وارد اتاق میشه

227
00:14:53,230 --> 00:14:55,331
‫چای؟

228
00:14:55,365 --> 00:15:00,070
‫آره . تهدید به شکنجه یه آزمایش بود
‫و فکر کنم اینم یه آزمایش دیگه بود

229
00:15:00,104 --> 00:15:05,576
‫ما نسبت به تعهدت به مأموریت‌مون
‫نامطمئن شدیم

230
00:15:05,610 --> 00:15:06,977
‫مأموریت‌مون؟

231
00:15:07,011 --> 00:15:10,013
‫من هیچی راجبه مأموریت نمیدونم

232
00:15:10,048 --> 00:15:12,016
‫دقیقاً کاری رو انجام دادم
‫که ازم خواسته شده بود

233
00:15:12,050 --> 00:15:13,717
‫نه بیشتر و نه کمتر

234
00:15:13,751 --> 00:15:16,554
‫تو جون من رو توی «بیروت» نجات دادی

235
00:15:16,588 --> 00:15:18,656
‫هیچ‌کس ازت نخواسته بود این‌کار رو بکنی

236
00:15:21,693 --> 00:15:23,494
‫چی شده "نیکلاس"؟

237
00:15:23,528 --> 00:15:26,664
‫چی داره اذیت‌ـت می‌کنه؟

238
00:15:26,698 --> 00:15:30,669
‫من می‌خواستم انتقام مرگ "عیسی" رو بگیرم

239
00:15:30,703 --> 00:15:33,038
‫نه اینکه انسان‌های بی‌گناه رو بکشم

240
00:15:33,072 --> 00:15:36,842
‫اما اگه این خواست الله باشه چی؟

241
00:15:36,876 --> 00:15:39,345
‫هیچ‌کدوم‌مون خواست الله رو نمیدونیم

242
00:15:39,379 --> 00:15:42,849
‫خودت این رو بهم یاد داده بودی

243
00:15:42,883 --> 00:15:46,219
‫هر کدوم‌مون باید تصمیم بگیریم که
‫چه کاری می‌تونیم بکنیم و چه کاری نمی‌تونیم

244
00:15:46,253 --> 00:15:49,389
‫پس تو الان باید تصمیم بگیری

245
00:15:49,423 --> 00:15:51,924
‫خواسته‌ی خودت چیه "نیکلاس"؟

246
00:15:51,959 --> 00:15:56,295
‫منم بهش میگم که خواسته‌ی
‫من در آستانه‌ی فروپاشی‌ـه

247
00:15:56,330 --> 00:15:59,098
‫ازت...

248
00:15:59,132 --> 00:16:01,968
‫راجبه این...

249
00:16:03,970 --> 00:16:06,772
‫بگومگوهای اخیرت با "رویا حماد" هم پرسید؟

250
00:16:06,807 --> 00:16:08,140
‫آره

251
00:16:08,175 --> 00:16:10,176
‫و؟

252
00:16:10,210 --> 00:16:13,679
‫بهش گفتم که من عشقی که برای
‫خانواده‌ام دارم رو دست‌کم گرفته بودم

253
00:16:16,016 --> 00:16:20,219
‫و ترس از بلایی که ممکنه بعد از
‫مرگ من سر زن و بچه‌هام بیاد

254
00:16:20,254 --> 00:16:23,323
‫من رو کور کرده بود

255
00:16:23,357 --> 00:16:27,160
‫نظیر" چه واکشنی به نگرانی تو"
‫نسبت به خانواده‌ات داشت؟

256
00:16:36,036 --> 00:16:41,941
‫زن و بچه‌هات هیچی
‫برای ترسیدن ندارن

257
00:16:41,976 --> 00:16:45,479
‫اگر که تو ثابت‌قدم باقی بمونی

258
00:16:47,248 --> 00:16:49,616
‫یه تهدید واضح

259
00:16:49,650 --> 00:16:51,585
‫چیز دیگه‌ای هم پرسید؟

260
00:16:51,619 --> 00:16:53,920
‫نه

261
00:16:53,955 --> 00:16:57,124
‫- نگفتش که چطوری وارد کشور شده؟
‫- نه

262
00:16:57,158 --> 00:16:58,826
‫چیزی راجبه دلیل اومدن به اینجا نگفت؟

263
00:16:58,860 --> 00:17:01,162
‫حق انتخاب‌های من ساده بودن

264
00:17:01,196 --> 00:17:05,966
‫مثل یه حیوون ترسو فرار کنم
‫قایم بشم و منتظر مرگم بمونم

265
00:17:06,001 --> 00:17:08,636
‫"درست مثل "بن لادن

266
00:17:08,670 --> 00:17:11,538
‫یا در راه جنگ با دشمن کشته بشم

267
00:17:14,042 --> 00:17:18,545
‫و منظور دقیق از این جنگ چی هستش؟

268
00:17:20,548 --> 00:17:22,782
‫فردا بعدازظهر من و معاون اول رئیس‌جمهور

269
00:17:22,817 --> 00:17:25,852
‫برنامه‌ای برای خوشامدگویی به
‫گروه‌ عملیاتی مخصوصی که

270
00:17:25,886 --> 00:17:27,487
‫از افغانستان برمیگردن داریم

271
00:17:27,521 --> 00:17:29,055
‫"در پایگاه دریایی "دام نِک

272
00:17:29,089 --> 00:17:33,460
‫۳۰۰تا سرباز به آغوش خانواده‌هاشون برمیگردن

273
00:17:33,494 --> 00:17:37,130
‫نظیر" برنامه داره تا این مراسم رو"
‫مورد حمله قرار بده

274
00:17:37,165 --> 00:17:40,333
‫چطوری می‌خواد همچین کاری بکنه؟
‫این یه مراسم امنیتی و محرمانه‌ست

275
00:17:40,368 --> 00:17:42,202
‫من فقط چیزهایی که خودش بهم
‫گفته بود رو میدونم

276
00:17:42,236 --> 00:17:44,104
‫گفتش این‌کار رو بدون من نمی‌تونه انجام بده

277
00:17:44,138 --> 00:17:45,672
‫گفتش که من برای نقشه‌اش حیاتی هستم

278
00:17:45,707 --> 00:17:48,808
‫و این نقش حیاتی تو توی این
‫برنامه حمله چی هستش؟

279
00:17:50,845 --> 00:17:53,313
‫اینکه معاون اول رئیس‌جمهور رو قانع کنم

280
00:17:53,347 --> 00:17:57,284
‫اجازه بده یه خبرنگار
‫این مراسم رو پوشش بده

281
00:17:59,555 --> 00:18:02,023
‫«رویا حماد»

282
00:18:02,057 --> 00:18:03,657
‫بله

283
00:18:07,262 --> 00:18:10,264
‫چیز دیگه‌ای هست؟

284
00:18:10,298 --> 00:18:13,100
‫الله‌اکبر

285
00:18:20,942 --> 00:18:22,910
‫نه

286
00:18:22,945 --> 00:18:24,278
‫همینا بود

287
00:18:28,383 --> 00:18:30,685
‫همینجا صبر کن خواهشاً

288
00:18:30,719 --> 00:18:31,986
‫بریم

289
00:18:40,496 --> 00:18:42,464
‫نظرتون چیه؟

290
00:18:42,498 --> 00:18:43,665
‫«پیتر»

291
00:18:43,699 --> 00:18:45,467
‫نمیدونم . همه چیز خیلی ساده به‌نظر میاد

292
00:18:45,501 --> 00:18:47,902
‫می‌تونه دروغ گفته باشه
‫نظیر» می‌تونه مشغول بازی دادنش باشه»

293
00:18:47,936 --> 00:18:49,938
‫تا ما رو گمراه کنه و بندازمون توی تله

294
00:18:49,972 --> 00:18:51,406
‫«سائول»

295
00:18:51,441 --> 00:18:53,675
‫احتمالش هست

296
00:18:53,709 --> 00:18:56,144
‫با توجه به گفته‌ی خودش
‫برودی" الان توی یه وضعیت آشفته هستش"

297
00:18:56,178 --> 00:18:59,547
‫۱۲ساعت رو کنار آدمی گذرونده که
‫قدرت و تأثیر قابل‌توجهی روش داره

298
00:18:59,582 --> 00:19:01,483
‫تو چی فکر می‌کنی "کری"؟

299
00:19:03,185 --> 00:19:06,221
‫من فکر می‌کنم نماد کشته شدن
‫۳۰۰تا سرباز آمریکایی

300
00:19:06,255 --> 00:19:09,457
‫اونم جلوی زن و بچه‌هاشون
‫دقیقاً راسته‌ی کار خود "نظیر"ـه

301
00:19:09,492 --> 00:19:11,927
‫ایده‌ای هست که فقط از خودش سر میزنه

302
00:19:11,961 --> 00:19:15,430
‫یه نیروی ارتش ویژه به تازگی از میدون جنگ

303
00:19:15,464 --> 00:19:16,932
‫و قتل‌عام مسلمونا برگشته
‫اونم درست زمانی که فکر می‌کنن

304
00:19:16,966 --> 00:19:18,400
‫دیگه خطر از سرشون رفع شده

305
00:19:18,434 --> 00:19:22,471
‫خب ، با در نظر داشتن این نکته

306
00:19:22,505 --> 00:19:24,773
‫اگه "نظیر" برنامه داشته باشه که
‫از "رویا حماد" برای رخنه به مراسم استفاده کنه

307
00:19:24,808 --> 00:19:26,008
‫باید دنبال چی بگردیم؟

308
00:19:26,042 --> 00:19:29,811
‫یه مقدار قابل‌توجهی مواد منفجره‌ای هست که
‫از مغازه‌ی خیاط توی "گِتیزبورگ" برداشتنش

309
00:19:29,846 --> 00:19:32,681
‫چی؟ فکر می‌کنی عوض کردن خدمه‌ی
‫مخصوص اخبار که با "رویا" هستن

310
00:19:32,715 --> 00:19:35,985
‫با یه مشت تروریست و بعدشم انجام یه
‫حمله‌ی هندی به همین سادگیاست؟

311
00:19:36,019 --> 00:19:38,020
‫یا شایدم یه ترکیبی از هر ۲تاش

312
00:19:38,054 --> 00:19:41,857
‫اصل مطلب اینه که ما نمی‌تونیم
‫"از این قضیه چشم‌پوشی کنیم "دیوید

313
00:19:41,892 --> 00:19:44,960
‫نظیر" همینجاست"

314
00:19:44,995 --> 00:19:48,330
‫باید گیرش بندازیم

315
00:19:59,042 --> 00:20:01,210
‫اونا حرفم رو باور نمی‌کنن

316
00:20:01,244 --> 00:20:03,212
‫تا ۹۰ دقیقه‌ی دیگه معاون اول رئیس‌جمهور

317
00:20:03,246 --> 00:20:05,847
‫میاد به دفتر تو
‫"و در اونجاست که "دیوید اِستیس

318
00:20:05,882 --> 00:20:08,016
‫به شما ۲نفر راجبه آخرین پیشرفت‌هایی
‫که بدست اومده گزارش میده

319
00:20:08,051 --> 00:20:11,820
‫البته از یه طرف هم اشاره‌ای نمی‌کنه
‫که تو از قبل راجبه این حرفا خبر داری

320
00:20:11,855 --> 00:20:14,256
‫و تو هم باید بهترین تلاشت رو بکنی تا
‫خودت رو غافلگیر نشون بدی

321
00:20:17,293 --> 00:20:19,261
‫تو حرفم رو باور می‌کنی؟

322
00:20:22,465 --> 00:20:25,367
‫آره

323
00:20:25,401 --> 00:20:28,970
‫چون الان این تنها چیزیه که برام مهمه

324
00:20:38,114 --> 00:20:40,082
‫گوشیِ متفاوت ، شماره‌ی قبلی

325
00:20:44,120 --> 00:20:48,556
‫فکر می‌کنی تو تنها کسی هستی که میدونه
‫باید مثل یه شاهین مراقب این آدم موذی بود؟

326
00:20:48,591 --> 00:20:50,891
‫کری" چطور؟"

327
00:20:50,926 --> 00:20:52,726
‫اونم این رو میدونه؟

328
00:20:52,761 --> 00:20:55,495
‫می‌خوای با خانواده‌ات تماس بگیری؟

329
00:20:55,530 --> 00:20:57,030
‫نه

330
00:20:57,064 --> 00:20:59,032
‫دوباره مجبور میشم به "جسیکا" دروغ بگم

331
00:20:59,066 --> 00:21:01,567
‫گرچه جاشون امنه . درسته؟

332
00:21:01,602 --> 00:21:03,069
‫البته

333
00:21:03,103 --> 00:21:05,404
‫و فردا همه‌ی این چیزها دیگه ختم‌بخیر میشه

334
00:21:05,438 --> 00:21:07,439
‫درسته

335
00:21:09,442 --> 00:21:11,209
‫معنی این نگاهت چیه؟

336
00:21:11,244 --> 00:21:14,913
‫فکر کردم برای خانواده‌ات راحت‌ترـه
‫اگه با یکی از آشناها باشن

337
00:21:17,584 --> 00:21:19,285
‫: بذار حدس بزنم
‫"مایک فِیبِر"

338
00:21:22,289 --> 00:21:24,958
‫تصمیم خودت بود؟

339
00:21:24,993 --> 00:21:26,994
‫تصمیم خودم بود

340
00:21:29,731 --> 00:21:32,466
‫عاقلانه بود

341
00:21:32,500 --> 00:21:35,636
‫خودمم همین فکر رو می‌کردم

342
00:21:38,339 --> 00:21:40,307
‫هستش؟ CIA پدر الان

343
00:21:40,341 --> 00:21:42,309
‫دوباره مجبور میشه که ما رو ترک کنه؟

344
00:21:42,343 --> 00:21:43,476
‫فکر نکنم

345
00:21:43,511 --> 00:21:45,445
‫تنها چیزی که میدونیم اینه که پدرت الان داره

346
00:21:45,479 --> 00:21:48,382
‫بهشون سر یه چیزی کمک می‌کنه
‫و به‌زودی همه چیز تموم میشه

347
00:21:50,418 --> 00:21:52,386
‫اونا هم بازی می‌کنن؟

348
00:21:53,622 --> 00:21:56,591
‫میدونی چیه عزیزم؟
‫می‌تونی یه لطفی در حقم بکنی؟

349
00:21:56,625 --> 00:21:59,761
‫برو میز رو برای شام آماده کن

350
00:21:59,795 --> 00:22:02,631
‫یالا

351
00:22:06,102 --> 00:22:07,402
‫"میدونم که عصبانی هستی "دِینا

352
00:22:07,436 --> 00:22:08,804
‫من از دست تو عصبانی نیستم

353
00:22:08,838 --> 00:22:09,905
‫پس کلّی

354
00:22:09,939 --> 00:22:11,606
‫"هی ، منم از دست "برودی" عصبانیم "دِینا

355
00:22:11,640 --> 00:22:13,742
‫می‌تونم درکت کنم که چه حسی داری

356
00:22:18,981 --> 00:22:21,950
‫میدونی ، بعضی مواقع

357
00:22:21,984 --> 00:22:25,453
‫واقعاً آرزو می‌کنم که اون هیچ‌وقت
‫از اون جنگ مسخره برنگشته بود

358
00:22:25,487 --> 00:22:26,454
‫همچین حرفی نزن

359
00:22:26,489 --> 00:22:29,658
‫یعنی از اون‌موقعی که برگشته
‫همه چیز به گُه کشیده شده

360
00:22:29,692 --> 00:22:31,994
‫و هی هم داره بدتر میشه

361
00:22:32,028 --> 00:22:35,397
‫همه‌ی ما از اون جنگ
‫با یه‌جور زخم برگشتیم

362
00:22:41,805 --> 00:22:43,773
‫تو هم؟

363
00:22:43,807 --> 00:22:45,108
‫البته

364
00:22:45,142 --> 00:22:48,110
‫برای ۸ سال فکر می‌کردم که
‫بهترین دوستم رو از دست دادم

365
00:22:50,080 --> 00:22:52,314
‫انگار اون رو توی عراق ول کرده بودم

366
00:22:52,349 --> 00:22:53,682
‫میز آماده‌ست مامان

367
00:23:11,302 --> 00:23:12,869
‫- «دیوید»
‫- قربان

368
00:23:12,903 --> 00:23:13,870
‫«نیک»

369
00:23:13,904 --> 00:23:14,904
‫قربان

370
00:23:14,939 --> 00:23:16,406
‫یه مقدار نامعموله

371
00:23:16,440 --> 00:23:18,074
‫آقای معاون اول رئیس‌جمهور
‫ما موقعیتی داریم

372
00:23:18,108 --> 00:23:19,709
‫که هم به شما و هم به
‫نماینده‌ی کنگره مربوط میشه

373
00:23:19,743 --> 00:23:22,278
‫و وقت زیادی هم نداریم

374
00:23:22,312 --> 00:23:26,549
‫چند ساعت قبل ما از منابع
‫جداگانه داخل «بیروت» شنیدیم که

375
00:23:26,583 --> 00:23:28,584
‫شبکه‌ی تروریستی «ابونظیر» قصد داره یه حمله

376
00:23:28,619 --> 00:23:31,587
‫به مراسم خوشامدگویی به گروه عملیاتی
‫ویژه‌ی "دام نِک" که فردا برگزار میشه بکنه

377
00:23:34,424 --> 00:23:36,392
‫باید بگیم که سربازها به اینجا نیان

378
00:23:36,426 --> 00:23:37,593
‫و مراسم رو لغو کنیم

379
00:23:37,628 --> 00:23:41,464
‫قربان ، ما اعتقاد داریم که با کمک
‫شما یه شانس بسیار بالا برای کشتن

380
00:23:41,498 --> 00:23:43,966
‫یا دستگیری این گروه تروریستی
‫و خنثی کردن حمله‌شون داریم

381
00:23:44,000 --> 00:23:46,368
‫با کمک من؟

382
00:23:46,402 --> 00:23:48,437
‫در حوزه اختیارات شماست قربان

383
00:23:48,471 --> 00:23:50,005
‫گوش می‌کنم

384
00:23:50,039 --> 00:23:54,943
‫CNB همه چیز به خبرنگار شبکه
‫رویا حماد" ارتباط داره"

385
00:23:54,977 --> 00:23:59,147
‫می‌شناسمش . خوب هم می‌شناسمش
‫چندباری باهام مصاحبه کرده بود

386
00:23:59,181 --> 00:24:01,315
‫قربان ، ما معتقدیم که اون
‫با "ابونظیر" کار می‌کنه

387
00:24:01,349 --> 00:24:03,017
‫چی؟

388
00:24:03,051 --> 00:24:06,286
‫با توجه به اطلاعات دقیقی که
‫مأمورهامون از «بیروت» بدست آوردن

389
00:24:06,320 --> 00:24:07,821
‫رویا حماد" تروریسته؟"

390
00:24:07,855 --> 00:24:11,558
‫ما به‌طور قوی اعتقاد داریم

391
00:24:11,592 --> 00:24:16,095
‫که خانم "حماد" نه تنها در آوردن
‫و تهیه‌ی وسایل مخصوص حمله نقش داره

392
00:24:16,130 --> 00:24:20,767
‫بلکه قصد داره تا از حادثه فیلم بگیره
‫و در کل جهان پخش بکنه

393
00:24:27,441 --> 00:24:29,142
‫می‌خوای من چکار بکنم "دیوید"؟

394
00:24:29,176 --> 00:24:32,045
‫به‌صورت رسمی درخواستش بابت
‫اجازه برای فیلمبرداری رو تأیید کنید

395
00:24:32,079 --> 00:24:33,613
‫تا ما هم بتونیم حرکاتش رو
‫تحت‌نظر قرار بدیم

396
00:24:33,647 --> 00:24:35,615
‫و بقیه‌ی تروریست‌ها رو پیدا کنیم

397
00:24:35,649 --> 00:24:37,817
‫و تا قبل از اینکه حمله واقعاً
‫رخ بده دستگیرشون بکنیم

398
00:24:37,852 --> 00:24:39,152
‫کاخ سفید» هم توی این قضیه ارتباطی داره؟»

399
00:24:39,186 --> 00:24:40,354
‫دیگه تصمیم اینش رو میذارم با خودتون قربان

400
00:24:40,388 --> 00:24:41,521
‫من ترتیب سرپرست رو میدم

401
00:24:43,258 --> 00:24:45,692
‫نظر تو چیه "نیک"؟

402
00:24:45,727 --> 00:24:48,362
‫یه سوال قربان

403
00:24:48,396 --> 00:24:50,865
‫اگه اوضاع اشتباه پیش بره چی میشه؟

404
00:24:50,899 --> 00:24:53,334
‫اگه برنامه طبق نقشه پیش نره

405
00:24:53,368 --> 00:24:56,070
‫به شما قبل از اینکه فردا صبح بخواید خونه‌تون
‫رو بابت اومدن به مراسم ترک کنین خبر داده میشه

406
00:24:56,105 --> 00:24:58,139
‫و بعدش هم ارتشی که عازم هست رو به
‫یه جای دیگه می‌بریم و مراسم رو لغو می‌کنیم

407
00:24:58,174 --> 00:25:00,642
‫که فکر می‌کنم در این‌صورت باعث
‫به فنا رفتن کل مأموریت‌تون میشه

408
00:25:00,677 --> 00:25:02,478
‫بله

409
00:25:02,512 --> 00:25:05,915
‫قربان ، یه چیز دیگه هم هست

410
00:25:05,949 --> 00:25:07,283
‫چی؟

411
00:25:07,317 --> 00:25:10,186
‫دلایل خوبی برای این داریم که
‫فکر کنیم "ابونظیر" اینجاست

412
00:25:10,220 --> 00:25:12,321
‫داخل ایالات متحده

413
00:25:12,356 --> 00:25:13,623
‫این اتفاق دیگه چطوری افتاد؟

414
00:25:13,657 --> 00:25:16,725
‫این خبر نمی‌تونه از این اتاق
‫خارج بشه آقای معاون اول رئیس‌جمهور

415
00:25:22,064 --> 00:25:24,032
‫"این تروریست‌ها رو برام گیر بیار "دیوید

416
00:25:24,066 --> 00:25:25,900
‫چشم قربان

417
00:25:32,608 --> 00:25:34,242
‫همین الان زنگ بزن

418
00:25:41,951 --> 00:25:43,451
‫الو؟

419
00:25:43,486 --> 00:25:44,753
‫منم

420
00:25:44,787 --> 00:25:46,688
‫معاون اول رئیس‌جمهور قبول کرد

421
00:25:46,722 --> 00:25:48,590
‫چطوری تونستی قانعش کنی؟

422
00:25:48,624 --> 00:25:50,458
‫بهش گفتم که اگه می‌خواد

423
00:25:50,492 --> 00:25:52,927
‫من رو رسماً به عنوان نامزد معاون
‫اولی رئیس‌جمهوریش معرفی کنه

424
00:25:52,962 --> 00:25:54,229
‫هیچ‌جا و زمان بهتری

425
00:25:54,263 --> 00:25:56,764
‫از توی پایگاه نیروی دریایی
‫و جلوی سربازان برگشته از جنگ نیست

426
00:25:56,799 --> 00:25:59,901
‫چقدر باهوش . دوست‌مون راضی میشه

427
00:25:59,935 --> 00:26:01,169
‫خوبه

428
00:26:01,203 --> 00:26:02,437
‫نیکلاس»؟»

429
00:26:02,471 --> 00:26:04,206
‫وقتی هواپیمای سربازها
‫توی پایگاه ارتش فرود میاد

430
00:26:04,240 --> 00:26:06,008
‫من اونجا با فیلمبردارم هستم

431
00:26:06,042 --> 00:26:07,943
‫باید یه راهی پیدا کنی که پیش من باشی

432
00:26:07,978 --> 00:26:10,746
‫متوجه‌ای چی دارم میگم؟

433
00:26:10,781 --> 00:26:12,315
‫بله . متوجه‌ام

434
00:26:12,349 --> 00:26:13,850
‫فردا می‌بینمت

435
00:26:19,189 --> 00:26:20,790
‫این یه بمب‌ـه

436
00:26:20,824 --> 00:26:23,460
‫همین الان بهش گفت چطوری از
‫شعاع انفجار دور بمونه

437
00:26:23,494 --> 00:26:24,828
‫تاکسی رو تعقیب کنین

438
00:26:24,862 --> 00:26:27,830
‫می‌خوام تا وقتی این قضیه تموم بشه
‫تمام و کمال تحت‌نظر باشه

439
00:26:29,867 --> 00:26:32,302
‫شیفت‌های ۶ ساعتی میذاریم

440
00:26:32,336 --> 00:26:33,469
‫شیفت اول با من

441
00:26:33,504 --> 00:26:35,471
‫پس منم میرم سراغ کنترل دوربین‌ها

442
00:26:55,292 --> 00:26:57,994
‫خیلی‌خب ، مثلث متساوی‌الساقین

443
00:26:58,028 --> 00:27:00,663
‫تا حالا چیزی راجبه طریقه اثبات‌شون شنیدی؟

444
00:27:00,697 --> 00:27:04,566
‫خیلی‌خب ، کتاب رو بده من
‫یه نگاهی بهش میندازیم

445
00:27:10,673 --> 00:27:14,142
‫پایتختِ قوی‌ترین کشور دنیا

446
00:27:14,176 --> 00:27:16,077
‫آره

447
00:27:16,112 --> 00:27:18,780
‫با اوضاع بیریختی که در جریانه

448
00:27:20,817 --> 00:27:25,687
‫ممنون که اینجا هستی

449
00:27:33,795 --> 00:27:36,497
‫اون زنه راست می‌گفت
‫این یه شراب تقریباً خوبه

450
00:27:40,102 --> 00:27:42,036
‫خب ، گفتم که تو بری توی اتاق مهمان

451
00:27:42,070 --> 00:27:43,971
‫من با خوابیدن روی کاناپه راحتم

452
00:27:44,005 --> 00:27:46,507
‫اتاق مهمون رو بردار

453
00:27:46,541 --> 00:27:48,509
‫بچه‌ها میان پیش من می‌خوابن

454
00:27:55,084 --> 00:27:57,152
‫من رو صدا کرده بودین قربان؟

455
00:27:57,186 --> 00:27:59,054
‫افسر "دیاز"؟

456
00:27:59,088 --> 00:28:00,289
‫و شما؟

457
00:28:00,323 --> 00:28:01,523
‫«ریچارد کِلِر»

458
00:28:01,558 --> 00:28:02,658
‫خوشبختم افسر

459
00:28:02,692 --> 00:28:04,493
‫امروز چه کاری می‌تونم
‫براتون بکنم آقای "کِلِر"؟

460
00:28:04,528 --> 00:28:05,928
‫«خواهش می‌کنم بگین «ریچارد

461
00:28:05,962 --> 00:28:08,064
‫جایی هست که بتونیم خصوصی صحبت کنیم؟

462
00:28:08,098 --> 00:28:09,732
‫راجبه چی؟

463
00:28:09,767 --> 00:28:12,135
‫پسرتون

464
00:28:13,737 --> 00:28:16,273
‫حقیقتش بیشتر راجبه پدرشه

465
00:28:16,307 --> 00:28:18,542
‫جانِ» پدر»

466
00:28:18,576 --> 00:28:22,979
‫شما واقعاً کی هستین؟

467
00:28:26,484 --> 00:28:27,851
‫اداره مالیات؟

468
00:28:27,885 --> 00:28:29,620
‫دنبالم بیاین

469
00:28:33,124 --> 00:28:36,927
‫من از وقتی که پسر "جان" به دنیا اومد
‫دیگه ندیدمش

470
00:28:36,961 --> 00:28:38,962
‫که میشه ۴ سال

471
00:28:39,964 --> 00:28:45,602
‫اما اون براتون پول می‌فرسته؟
‫درست میگم؟

472
00:28:47,272 --> 00:28:49,239
‫من ناراحت‌تون کردم

473
00:28:53,579 --> 00:28:54,712
‫ببخشید

474
00:28:59,385 --> 00:29:01,753
‫به خطر افتادنِ شغل

475
00:29:04,123 --> 00:29:08,326
‫قربان ، من یه پلیسم
‫نه یه احمق یا یه مجرم

476
00:29:08,361 --> 00:29:09,594
‫پس اگه دارین دنبال یه‌جور

477
00:29:09,629 --> 00:29:11,930
‫تخلف مالیاتی از من می‌گردین
‫مکتوب برام بنویسین

478
00:29:11,965 --> 00:29:15,101
‫می‌تونم برم یه وکیل پیدا کنم
‫و کار رو از طریق درستش انجام بدیم

479
00:29:15,135 --> 00:29:17,470
‫شاید مشکل ما با شما نباشه

480
00:29:17,504 --> 00:29:19,706
‫شاید با همسرتون باشه

481
00:29:19,740 --> 00:29:21,441
‫ما هیچ‌وقت ازدواج نکردیم

482
00:29:21,475 --> 00:29:24,744
‫اصلاً با پسرش ارتباطی داره؟

483
00:29:26,413 --> 00:29:28,381
‫این قضیه به شما ارتباطی داره؟

484
00:29:31,185 --> 00:29:33,753
‫اگه...

485
00:29:33,788 --> 00:29:40,260
‫بتونین بهم نام فامیلی "جان" رو بدین
‫تا برای گزارش داشته باشم

486
00:29:40,295 --> 00:29:44,431
‫البته . می‌تونم براتون تأییدش کنم

487
00:29:44,465 --> 00:29:47,401
‫یعنی اینکه شما اول باید برین دنبال کارِتون

488
00:29:47,435 --> 00:29:50,304
‫متوجه معنیش شدم

489
00:29:50,338 --> 00:29:55,776
‫و از اونجایی که ما اینجا صاف
‫و صادق داریم حرف میزنیم

490
00:29:55,810 --> 00:30:01,581
‫ریچارد" ، چطور میشه شرکت مالیاتی" یه
‫همچین عکسی از من و بچه‌ام گیر بیاره؟

491
00:30:10,424 --> 00:30:12,892
‫بلایی سرش اومده؟

492
00:30:12,927 --> 00:30:15,761
‫این‌کارها برای چیه؟

493
00:30:21,101 --> 00:30:23,001
‫تو از اداره مالیات نیومدی ، مگه نه؟

494
00:30:29,908 --> 00:30:35,546
‫اگه می‌خواین اعتبارم رو
‫هم بررسی کنید بفرمایین

495
00:30:52,964 --> 00:30:56,500
‫خب ، من شرمندم که مزاحم‌تون شدم جناب افسر

496
00:31:07,046 --> 00:31:09,047
‫شب خوبی داشته باشین

497
00:31:19,626 --> 00:31:21,427
‫حواست بهش هست؟

498
00:31:21,461 --> 00:31:23,529
‫سر پستشه و داره کارش رو انجام میده

499
00:31:23,564 --> 00:31:25,565
‫جان" بدون فامیلی مشخص که به اسم"
‫پیتر کوئین" هم شناخته میشه"

500
00:31:25,599 --> 00:31:28,101
‫الانه که یه تماس از مادر
‫بچه‌اش دریافت کنه

501
00:31:34,376 --> 00:31:35,710
‫الو؟

502
00:31:44,488 --> 00:31:46,488
‫این مَرده قیافش چطور بود؟

503
00:31:49,325 --> 00:31:51,293
‫نه

504
00:31:51,327 --> 00:31:53,995
‫نه . نگرانش نباش

505
00:31:56,032 --> 00:31:58,400
‫کارِت رو خوب انجام دادی

506
00:32:02,639 --> 00:32:04,606
‫من باید برم

507
00:32:15,786 --> 00:32:17,787
‫کری" هنوز اینجاست؟"

508
00:32:17,821 --> 00:32:19,755
‫آره

509
00:32:19,790 --> 00:32:23,626
‫یه نیم ساعتی باید برم
‫یه سری به مدیر شخصیم بزنم

510
00:32:23,660 --> 00:32:25,027
‫می‌تونی جای من رو بگیری؟

511
00:32:25,062 --> 00:32:27,830
‫من؟ جای تو رو بگیرم؟

512
00:32:27,864 --> 00:32:29,865
‫کلاً نیم ساعته . چیز خاصی نیست

513
00:32:29,900 --> 00:32:31,901
‫البته . موردی نداره

514
00:32:50,721 --> 00:32:52,989
‫داریش؟

515
00:32:53,023 --> 00:32:54,824
‫سوار اتوبوس شد

516
00:32:54,859 --> 00:32:57,160
‫سمت شرق

517
00:33:15,679 --> 00:33:17,647
‫یه حرومزاده‌ی دغل‌بازـه

518
00:33:17,681 --> 00:33:19,816
‫همین الان پیاده شد . اون...

519
00:33:19,850 --> 00:33:22,652
‫ژاکتش رو پشت و رو کرده
‫و کلاه گذاشته سرش

520
00:33:29,759 --> 00:33:31,527
‫حالا داره سوار یه اتوبوس دیگه میشه

521
00:34:06,598 --> 00:34:11,235
‫اون...داره با یه نفر حرف میزنه

522
00:36:46,124 --> 00:36:49,093
‫کجا بودی؟ به‌نظر خسته میای

523
00:36:49,128 --> 00:36:50,728
‫من فقط پیرم

524
00:36:53,932 --> 00:36:57,201
‫زودتر از اونی که فکرش رو بکنی
‫تو هم مثل من میشی

525
00:37:05,844 --> 00:37:08,278
‫موقع شروع مأموریت می‌بینمت

526
00:37:17,855 --> 00:37:20,790
‫مکس" دنبالشه"

527
00:37:20,824 --> 00:37:23,459
‫پس با یه نفر توی اتوبوس شهری صحبت کرد؟

528
00:37:33,303 --> 00:37:35,737
‫می‌شناسیش؟

529
00:37:35,772 --> 00:37:37,172
‫«دار ادال»

530
00:37:37,206 --> 00:37:38,807
‫دار ادال»؟»

531
00:37:38,842 --> 00:37:40,209
‫اون "دار ادال"ـه؟

532
00:37:41,811 --> 00:37:46,315
‫خودشه . خودِ خودشه

533
00:37:46,349 --> 00:37:48,250
‫۱۸سال پیش می‌شناختمش

534
00:37:48,284 --> 00:37:50,886
‫وقتی که من مأموریت‌های سازمان
‫"ما راجبش صحبت نمی‌کنیم"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(یکی از شاخه‌های سازمان اطلاعاتی آمریکا)</font>

535
00:37:50,921 --> 00:37:54,423
‫در «سومالی» رو از بخش
‫نایروبی" اداره می‌کردم"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(«نایروبی» : پایتخت کشور «کِنیا»)</font>

536
00:37:54,457 --> 00:37:57,059
‫اگه "کوئین" به آدمی مثل
‫دار ادال" گزارش میده"

537
00:37:57,093 --> 00:38:00,362
‫پس یعنی دقیقاً اندازه‌ی نیاز من برای رفتن
‫به سلمونی آنالیزور هستش

538
00:38:00,396 --> 00:38:02,497
‫پس کار اصلیش توی این عملیات چی هستش؟

539
00:38:04,300 --> 00:38:06,501
‫نمیدونم

540
00:38:52,782 --> 00:38:54,550
‫زود رسیدی

541
00:38:54,584 --> 00:38:56,051
‫خواهش می‌کنم

542
00:38:56,085 --> 00:38:59,421
‫رابط اف‌بی‌آی ۲تا افسر عملیاتی
‫از گروه عملیات‌های ویژه

543
00:38:59,455 --> 00:39:00,756
‫بقیه‌شون توی این لیست هستن

544
00:39:00,790 --> 00:39:01,957
‫کری" رفته سر موقعیتش؟"

545
00:39:01,991 --> 00:39:03,225
‫از ساعت ۶ صبح

546
00:39:03,259 --> 00:39:06,394
‫با ۲تا تیم همراهش روبروی
‫"ساختمان "رویا حماد

547
00:39:06,429 --> 00:39:08,229
‫منتظرشن تا حرکتش رو بکنه

548
00:39:08,264 --> 00:39:09,797
‫- تیم عملیاتی؟
‫- ۲تا خیابون از اونجا فاصله دارن

549
00:39:09,832 --> 00:39:11,699
‫مطمئنیم که فقط "رویا" اینجا تروریسته؟

550
00:39:11,733 --> 00:39:13,768
‫اون ۳ نفر دیگه که توی
‫تیم خبری هستن چی؟

551
00:39:13,802 --> 00:39:15,236
‫اومدش

552
00:39:15,270 --> 00:39:17,204
‫توی سابقه‌هاشون جریمه برای رانندگی
‫در حالت مستی و حمل اندک مواد بود

553
00:39:17,239 --> 00:39:19,206
‫همه بررسی شدن
‫اما تا وقتی که مطمئن نشده باشیم

554
00:39:19,241 --> 00:39:20,741
‫همه اونجا یه تروریستن

555
00:39:20,776 --> 00:39:22,309
‫داریم حرکت می‌کنیم

556
00:39:22,343 --> 00:39:23,677
‫ماشین شهری سیاه رنگ

557
00:39:23,712 --> 00:39:27,046
‫L۴۸۴K۷ شماره پلاک

558
00:39:27,081 --> 00:39:28,815
‫کسی روی ون خبری‌ـش نظارت داره؟

559
00:39:28,849 --> 00:39:30,049
‫تیم تعقیب دنبالش هست

560
00:39:30,084 --> 00:39:32,820
‫فیلمبردارها همین الان در ۲ مایلی شمال
‫دام نِک" کنار یه رستوران کشیدن کنار"

561
00:39:32,854 --> 00:39:34,154
‫ون تا الان خطری نداره

562
00:39:41,664 --> 00:39:44,733
‫صبح‌بخیر . امروز حال همه چطوره؟

563
00:39:44,768 --> 00:39:46,302
‫می‌گذرونیم

564
00:39:46,336 --> 00:39:48,270
‫- درسته بچه‌ها؟
‫- حدس بزنین چی شده

565
00:39:48,305 --> 00:39:50,372
‫همین الان یه مجوز گرفتم تا بتونین
‫"با نماینده کنگره "برودی

566
00:39:50,407 --> 00:39:51,707
‫یه تماس با تلفن ماهواره‌ای بگیرین

567
00:39:51,742 --> 00:39:53,442
‫احتمالاً الان می‌تونه صحبت کنه

568
00:39:53,477 --> 00:39:55,244
‫و ما هم گفتیم که شما می‌خواین
‫یه حالی ازش بپرسین

569
00:39:55,278 --> 00:39:57,046
‫و بهش بگین که حال‌تون خوبه

570
00:39:57,081 --> 00:39:58,915
‫خیلی‌خب ، عالیه

571
00:39:58,949 --> 00:40:00,916
‫البته فقط صحبت خانوادگی

572
00:40:00,951 --> 00:40:03,486
‫"سلام ، حال‌ـت چطوره"
‫از اینجور چیزها

573
00:40:03,520 --> 00:40:05,421
‫نکنین CIA خواهشاً اشاره‌ای از

574
00:40:17,534 --> 00:40:18,667
‫الو؟

575
00:40:18,702 --> 00:40:19,835
‫سلام پدر

576
00:40:19,870 --> 00:40:21,137
‫"منم "کریس

577
00:40:21,171 --> 00:40:23,272
‫تو رو که می‌شناسه اسگل

578
00:40:23,307 --> 00:40:24,640
‫چه کارها می‌کنی؟

579
00:40:24,675 --> 00:40:25,942
‫صبحانه می‌خورم

580
00:40:25,976 --> 00:40:28,745
‫عمو "مایک" صبحونه مکزیکی درست کرده

581
00:40:29,813 --> 00:40:31,981
‫عالیه . سلام من رو بهش برسون

582
00:40:32,016 --> 00:40:34,284
‫پدر سلام میرسونه

583
00:40:35,453 --> 00:40:38,021
‫خب ، ما زود از اینجا میایم بیرون؟

584
00:40:38,056 --> 00:40:39,456
‫البته . خیلی زود

585
00:40:39,490 --> 00:40:41,291
‫اینجا خیلی باحاله

586
00:40:41,326 --> 00:40:44,127
‫هی ، گوش کن . این عالیه
‫الان دیگه می‌خوام کم‌کم برم سر کار

587
00:40:44,162 --> 00:40:46,596
‫می‌تونم یه صحبت کوتاه هم
‫با خواهرت داشته باشم؟

588
00:40:46,631 --> 00:40:47,931
‫البته

589
00:40:47,965 --> 00:40:50,834
‫- خدافظ پدر
‫- "خدافظ "کریس

590
00:40:58,844 --> 00:41:00,611
‫با پدرت صحبت کن

591
00:41:00,646 --> 00:41:01,846
‫«دِینا»

592
00:41:04,049 --> 00:41:05,383
‫«برودی»

593
00:41:05,417 --> 00:41:06,517
‫سلام

594
00:41:06,552 --> 00:41:07,819
‫حال‌ـت خوبه؟

595
00:41:07,853 --> 00:41:09,621
‫"آره . من خوبم "جس
‫دِینا" کجاست؟"

596
00:41:11,190 --> 00:41:12,690
‫نمی‌خوام

597
00:41:12,725 --> 00:41:16,294
‫اون...هنوز خوابه

598
00:41:18,398 --> 00:41:20,165
‫خب ، از طرف من ببوس‌ـش

599
00:41:20,200 --> 00:41:21,400
‫باشه

600
00:41:21,434 --> 00:41:23,569
‫بهش بگو که دوستش دارم

601
00:41:23,604 --> 00:41:25,304
‫خودش میدونه

602
00:41:26,807 --> 00:41:29,475
‫تو چطوری؟ حال‌ـت خوبه؟

603
00:41:31,278 --> 00:41:32,678
‫برودی" ، می‌تونی یه چیزی"

604
00:41:32,712 --> 00:41:36,482
‫راجبه اینکه چه اتفاقی داره میوفته
‫یا چکار داری می‌کنی بهم بگی؟

605
00:41:36,516 --> 00:41:38,917
‫فقط اینکه خوشحالم
‫که جاتون امنه

606
00:41:38,951 --> 00:41:41,486
‫و اینکه همه این چیزها خیلی زود تموم میشه

607
00:41:41,520 --> 00:41:44,021
‫و ما دوباره برمیگردیم به جایی که قبلاً بودیم

608
00:42:08,379 --> 00:42:10,747
‫داره وارد رستوران میشه

609
00:42:19,990 --> 00:42:22,291
‫پشت یه میز کنار پنجره با دستیارهای
‫فیلمبرداریش نشسته

610
00:42:22,325 --> 00:42:24,826
‫که اینطوری یه دید کاملاً باز
‫به وَن خبریش هم داره

611
00:42:24,861 --> 00:42:27,028
‫به‌نظر میاد داره صبحانه سفارش میده

612
00:42:36,673 --> 00:42:38,507
‫اون داره کجا میره؟

613
00:42:39,576 --> 00:42:41,743
‫توی میدون عملیاتی رابط ما
‫باشه FBI با

614
00:42:42,779 --> 00:42:46,314
‫FBI مأمور ارتباطی؟
‫با یه آنالیزور؟

615
00:42:47,350 --> 00:42:49,017
‫امروز ۲تا کار باهم انجام میده

616
00:42:49,052 --> 00:42:50,385
‫برو

617
00:42:54,557 --> 00:42:56,525
‫تمام نیروها آماده باشن

618
00:42:57,594 --> 00:42:59,395
‫هدف احتمالی

619
00:42:59,429 --> 00:43:02,031
‫صبر کنید . صبر کنید

620
00:43:11,809 --> 00:43:13,410
‫ون آبی رنگ

621
00:43:13,444 --> 00:43:14,945
‫با جزئیات همون ونی که

622
00:43:14,979 --> 00:43:17,281
‫«برودی" دیروز دیده «ابونظیر"
‫سوارش میشه مطابقت داره

623
00:43:17,315 --> 00:43:19,250
‫تعداد سرنشیناش نامشخصه

624
00:43:19,284 --> 00:43:20,652
‫نظیر" داخلشه؟"

625
00:43:20,686 --> 00:43:22,353
‫نمی‌تونم بگم
‫پنجره‌ها دودی هستن

626
00:43:22,388 --> 00:43:24,256
‫داخلش رو نمی‌تونم ببینم

627
00:43:24,290 --> 00:43:26,792
‫حالا فقط نشستن و دارن صبر می‌کنن

628
00:43:26,826 --> 00:43:29,528
‫در اصل کی داره این مأموریت رو
‫اداره می‌کنه "دیوید"؟

629
00:43:29,562 --> 00:43:31,496
‫ببخشید؟

630
00:43:31,531 --> 00:43:34,066
‫تو یا "دار ادال"؟

631
00:43:34,100 --> 00:43:39,638
‫و «کوئین»...اون واقعاً کیه؟
‫به چه قصدی اومده اینجا؟

632
00:43:42,708 --> 00:43:45,544
‫"اونم اینجاست تا تروریست‌ها رو بکشه "سائول

633
00:43:45,578 --> 00:43:48,346
‫درست مثله همه‌ی ما

634
00:43:49,582 --> 00:43:51,016
‫آماده باشین
‫یه تحرکاتی در حال انجامه

635
00:43:51,050 --> 00:43:53,085
‫خیلی‌خب ، خیلی‌خب

636
00:43:56,722 --> 00:44:00,025
‫اولین کسی که از ماشین پیاده میشه
‫مسئول تهیه مهمات "نظیر" هستش

637
00:44:00,059 --> 00:44:01,359
‫آماده باشین

638
00:44:03,696 --> 00:44:06,298
‫و ۳ نفر دیگه که نمی‌شناسم‌شون

639
00:44:06,332 --> 00:44:09,367
‫هنوز یه نفر دیگه داخل ون هستش
‫که نمی‌تونم ببینمش

640
00:44:12,505 --> 00:44:15,974
‫دارن در عقبی ون خبری رو باز می‌کنن

641
00:44:17,877 --> 00:44:21,079
‫دارن یه چیزهایی رو جابجا می‌کنن که
‫به‌نظر میاد باطری دوربین باشه

642
00:44:22,515 --> 00:44:26,085
‫حالا دارن عقب اون یکی ماشین دیگه
‫کارهایی می‌کنن که من نمی‌تونم ببینم

643
00:44:36,729 --> 00:44:39,998
‫دارن باطری‌های دوربین رو عوض می‌کنن

644
00:44:48,942 --> 00:44:51,377
‫اگه بمب‌شون همین باشه
‫حداقل ۹۰ کیلو وزنشه

645
00:44:51,411 --> 00:44:55,080
‫تیم‌های عملیاتی ۱ ، ۲ و ۳
‫همین الان عازم بشید . تمام

646
00:45:08,929 --> 00:45:10,930
‫FBI . دستات رو نشون بده

647
00:45:10,965 --> 00:45:13,767
‫هدف در حال فراره . راه رو ببندین

648
00:45:22,677 --> 00:45:24,812
‫گرفتیمش

649
00:45:27,249 --> 00:45:30,651
‫میرم تا تأیید کنم "نظیر" هستش

650
00:45:44,902 --> 00:45:46,303
‫صبر کن

651
00:45:46,337 --> 00:45:48,872
‫صبر کن تا تأیید بشه اون "نظیر"ـه

652
00:46:12,831 --> 00:46:15,065
‫صورتش رو بهم نشون بدین

653
00:46:20,839 --> 00:46:23,441
‫این اون نیست
‫این "ابونظیر" نیست

654
00:46:23,476 --> 00:46:25,644
‫خودش نیست . هدف اینجا نیست

655
00:46:25,678 --> 00:46:27,846
‫ما "ابونظیر" رو نداریم

656
00:46:33,987 --> 00:46:34,987
‫کاری نکن

657
00:46:35,021 --> 00:46:36,655
‫هنوز بهش نیاز داری
‫دوباره میگم

658
00:46:36,689 --> 00:46:37,990
‫کاری نکن

659
00:46:39,392 --> 00:46:42,027
‫تو دیگه اینجا چکار می‌کنی؟

660
00:46:43,163 --> 00:46:44,997
‫هوات رو دارم

661
00:46:45,031 --> 00:46:48,801
‫"گرفتیم‌شون "برودی
‫اطلاعات‌ـت خوب بود

662
00:46:49,936 --> 00:46:51,704
‫همه‌شون رو گرفتین؟

663
00:46:51,738 --> 00:46:54,306
‫"همه به جز "نظیر
‫هنوز اون بیرونه

664
00:46:54,340 --> 00:46:56,208
‫برای همین باورت بشه یا نه

665
00:46:56,242 --> 00:46:58,510
‫من الان بهترین دوست‌ـت
‫توی این دنیا هستم

666
00:47:06,100 --> 00:47:07,100
‫Drama مترجم : آریـن

667
00:47:08,100 --> 00:47:09,100
‫: ارائه‌ای از تیم ترجمه
‫:.:WWW.۹Movie.CO:.:

