1
00:00:02,000 --> 00:00:05,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۳
‫قسمت ۱ : شخص مورد نظر کشته شد</font>

2
00:00:06,638 --> 00:00:08,238
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

3
00:00:08,240 --> 00:00:11,542
‫بمب‌گذار انتحاری نزدیک بود معاون اول
‫رئیس‌جمهور "والدِن"‌ رو به کُشتن بده

4
00:00:11,544 --> 00:00:12,876
‫اون یک نوار ویدوئی درست کرده

5
00:00:12,878 --> 00:00:14,612
‫اسمِ من "نیکلاس برودی" هستش

6
00:00:14,614 --> 00:00:16,814
‫ممکنه مردم گمان ببرن که من شستشوی مغزی
‫داده شدم تا تروریست بشم

7
00:00:16,816 --> 00:00:18,816
‫حق با من بود

8
00:00:18,818 --> 00:00:21,485
‫حق با تو بود

9
00:00:21,487 --> 00:00:22,920
‫یعنی می‌خوای «برودی» رو تعقیب کنی؟

10
00:00:22,922 --> 00:00:24,655
‫تجهیزاتِ تحت‌نظر گرفتن
‫چندتا نیروی ماهر

11
00:00:24,657 --> 00:00:26,056
‫«و «کری

12
00:00:26,058 --> 00:00:27,491
‫«و البته «کری

13
00:00:27,493 --> 00:00:29,059
‫ولی من یک نفر رو کنارتون میذارم

14
00:00:29,061 --> 00:00:30,461
‫"پیتر کوئین"

15
00:00:30,463 --> 00:00:32,329
‫امروز صبح «برودی» توی سازمان
‫سی‌آی‌اِی جلسه داشته

16
00:00:32,331 --> 00:00:34,898
‫می‌خوایم توسط تو بهش شوک وارد کنیم

17
00:00:34,900 --> 00:00:36,300
‫دوباره برگشتی سر کار؟

18
00:00:36,302 --> 00:00:37,768
‫آره . ‌یه‌جورایی

19
00:00:37,770 --> 00:00:39,903
‫کری متیسون» توی سازمان سی‌آی‌اِی بود»

20
00:00:39,905 --> 00:00:42,740
‫دوباره باهاش رابطه برقرار کن

21
00:00:42,742 --> 00:00:45,142
‫تو هنوزم اون عقاید مسخره‌‌ـت
‫راجبه من رو داری

22
00:00:45,144 --> 00:00:46,844
‫- مگه نه؟
‫- نه . دیگه فقط نظریه نیست

23
00:00:46,846 --> 00:00:49,079
‫بخواب روی زمین . بخواب روی زمین
‫بخواب روی زمین

24
00:00:49,081 --> 00:00:50,347
‫راه‌هایی که پیش پات هستش ایناست

25
00:00:50,349 --> 00:00:53,283
‫یه محاکمه‌ی عمومی با حضور مطبوعات

26
00:00:53,285 --> 00:00:55,486
‫که در نتیجه‌ـش سال‌های طولانی
‫در زندان آب خنک می‌خوری

27
00:00:55,488 --> 00:01:00,090
‫یا اینکه به ما کمک می‌کنی
‫تا همچین اتفاقی برات نیفته

28
00:01:00,092 --> 00:01:01,725
‫مصونیت؟

29
00:01:03,294 --> 00:01:09,433
‫- چی شده؟
‫- سائول» ، نمی‌خوام همه‌ی زندگیم»
‫فقط در مورد تو باشه

30
00:01:09,435 --> 00:01:13,037
‫شغلِ جدید رو قبول کن
‫می‌تونم همراهت بیام

31
00:01:13,039 --> 00:01:16,774
‫ولی من می‌خوام تنها برم
‫یعنی باید تنها برم

32
00:01:16,776 --> 00:01:19,977
‫- واسه چه مدت؟
‫- نمیدونم

33
00:01:19,979 --> 00:01:22,112
‫- ابونظیر»؟»
‫- اون اینجاست . تویِ آمریکاست

34
00:01:22,114 --> 00:01:24,381
‫و داره نقشه‌ی یه حمله رو برنامه‌ریزی می‌کنه

35
00:01:24,383 --> 00:01:25,849
‫گرفتمش . گرفتمش

36
00:01:27,653 --> 00:01:31,288
‫«روزی که اون خانم‌ «کری
‫اینجا اومد رو یادت میاد؟

37
00:01:31,290 --> 00:01:34,958
‫حرفایی که زد راجبه اینکه تو قصد داری
‫یه بمب منفجر کنی و به مردم آسیب بزنی

38
00:01:34,960 --> 00:01:36,660
‫نمی‌خوام بهت دروغ بگم

39
00:01:36,662 --> 00:01:39,129
‫پس یعنی می‌خواستی اون‌کارها رو انجام بدی؟

40
00:01:39,131 --> 00:01:43,567
‫ولی انجام ندادم
‫و الان هم انجام نمیدم

41
00:01:43,569 --> 00:01:46,904
‫این «بیل والدِن» بود که اصطلاح
‫سنگر آمریکا" رو ابداع کرد"

42
00:01:46,906 --> 00:01:51,442
‫و بستری فراهم کرد که همینجا در
‫کشورمان قادر به دفاع از خود باشیم

43
00:01:54,212 --> 00:01:55,579
‫عجیبه

44
00:01:55,581 --> 00:01:57,581
‫یه نفر ماشینِ من رو جابجا کرده

45
00:01:57,583 --> 00:01:58,549
‫لعنتی

46
00:02:03,254 --> 00:02:05,022
‫کارِ من نبوده

47
00:02:05,024 --> 00:02:06,590
‫ولی بمب تویِ ماشینِ تو بوده

48
00:02:06,592 --> 00:02:09,093
‫کارِ من نبود

49
00:02:09,095 --> 00:02:10,761
‫باید بریم

50
00:02:10,763 --> 00:02:12,062
‫- کجا بریم؟
‫- جز من هیچ‌کس حرفت رو باور نمی‌کنه

51
00:02:12,064 --> 00:02:13,530
‫قراره کلاً غیب بشید

52
00:02:13,532 --> 00:02:15,899
‫درسته؟ ‌پاسپورت؟‌ گواهینامه‌ی رانندگی؟

53
00:02:15,901 --> 00:02:18,068
‫دیوید اِستیس" هم فوت کرده"

54
00:02:18,070 --> 00:02:19,870
‫تو مسئولی

55
00:02:19,872 --> 00:02:24,608
‫فعالیتِ امروز من علیه
‫دشمنان داخلی است

56
00:02:24,610 --> 00:02:27,911
‫مردم خواهند گفت که من از نظر روحی فروپاشیده بودم
‫شستشوی مغزی داده شدم

57
00:02:27,913 --> 00:02:29,613
‫مرز چند متر اونطرف‌تر قرار داره

58
00:02:29,615 --> 00:02:31,682
‫تو باهام نمیای . درسته؟

59
00:02:31,684 --> 00:02:35,018
‫فعلاً‌ نمی‌تونم

60
00:02:41,800 --> 00:02:42,800
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه فری‌آفلاین
‫Forum.Free-Offline.Org

61
00:02:43,800 --> 00:02:44,800
‫S@eideH & Arian Drama : مترجمین

62
00:04:06,811 --> 00:04:09,613
‫بنده رسماً سوگند عهد می‌کنم
‫که شهادت امروزم حقیقت

63
00:04:09,615 --> 00:04:12,349
‫حقیقت محض و هیچ چیزی جز
‫حقیقت نباشد

64
00:04:12,351 --> 00:04:15,118
‫پس خداوندا ، مرا یاری کن

65
00:04:16,020 --> 00:04:18,655
‫امکانش هست اسم کامل‌تون رو بگین؟

66
00:04:18,657 --> 00:04:20,691
‫«کری آن متیسون»

67
00:04:20,693 --> 00:04:22,693
‫و امکانش هست تا وکیل هم
‫خودشون رو معرفی کنن؟

68
00:04:22,695 --> 00:04:24,962
‫ارین کیمبال» جناب رئیس»

69
00:04:24,964 --> 00:04:27,397
‫خانم «متیسون» ، ما این جلسه‌ی پرسش رو
‫به این دلیل پشت درهای بسته برگزار کردیم

70
00:04:27,399 --> 00:04:32,536
‫تا شبکه‌های سابق شما که همچنان
‫توی خاورمیانه فعال هستن لو نرن

71
00:04:32,538 --> 00:04:34,738
‫ممنونم جناب رئیس

72
00:04:34,740 --> 00:04:38,508
‫"از حمله‌ی اخیری که به "لنگلی

73
00:04:38,510 --> 00:04:42,246
‫و باعث کشته شدن ۲۱۹
‫آمریکایی شده ۵۸ روز می‌گذره

74
00:04:42,248 --> 00:04:46,016
‫از اون زمان این کمیسیون به
‫دنبال کشف کردن اصل قضیه بوده

75
00:04:46,018 --> 00:04:48,185
‫با شاهدین زیادی جلسات پرسش داشتیم

76
00:04:48,187 --> 00:04:51,521
‫بعضی‌هاشون حتی خود سی‌آی‌اِی رو

77
00:04:51,523 --> 00:04:56,059
‫متهم به سرپوش گذاشتن روی غفلت خودش
‫از روزها و هفته‌های قبل از حمله می‌کنن

78
00:04:56,061 --> 00:04:57,928
‫اگر قرار بر صحت این
‫«موضوع باشه خانم «متیسون

79
00:04:57,930 --> 00:05:02,550
‫بهتون اطمینان میدم که قضاوتِ این
‫کمیسیون بسیار سختگیرانه خواهد بود

80
00:05:02,575 --> 00:05:05,502
‫بدون هیچ بحثی از کارافتادگی
‫این سازمان مشخص شده

81
00:05:05,504 --> 00:05:08,772
‫تلفات زیادی به اعضای ارشدش وارد شده

82
00:05:08,774 --> 00:05:10,874
‫و شهرتش از بین رفته

83
00:05:10,876 --> 00:05:12,576
‫سوالی که در برابر ما
‫قرار گرفته ساده‌ست

84
00:05:12,578 --> 00:05:16,079
‫چطور میشه از سازمان سی‌آی‌اِی انتظار رفت
‫که از این کشور محفاظت کنه

85
00:05:16,081 --> 00:05:19,283
‫وقتی نمی‌تونه از خودش حفاظت کنه؟

86
00:05:19,285 --> 00:05:22,786
‫شما ابتدا توسط رئیس هیئت
‫سپس معاون هیئت

87
00:05:22,788 --> 00:05:25,422
‫و بعد ۱۵ دقیقه توسط هر کدام
‫از اعضای هیئت مورد پرسش قرار می‌گیرید

88
00:05:25,424 --> 00:05:27,758
‫- «آقای «پورتیو
‫- «خانم «متیسون

89
00:05:27,760 --> 00:05:30,260
‫بنده «دیوید پورتیو» رئیس هیئت هستم
‫صبح‌تون بخیر

90
00:05:30,262 --> 00:05:31,461
‫صبح‌بخیر

91
00:05:31,463 --> 00:05:34,197
‫شما چه مدت برای سازمان سی‌آی‌اِی کار کردین؟

92
00:05:34,199 --> 00:05:36,800
‫یه مقدار بیشتر از ۱۴ سال

93
00:05:36,802 --> 00:05:38,568
‫در چه مقامی؟

94
00:05:38,570 --> 00:05:40,804
‫من افسر اجرایی در سازمان
‫مخفی بین‌المللی هستم

95
00:05:40,806 --> 00:05:42,572
‫سال گذشته یک وقفه در شغل
‫شما به‌وجود اومده بود

96
00:05:42,574 --> 00:05:44,141
‫دلیلش چی بود؟

97
00:05:44,143 --> 00:05:46,877
‫«اخراج شده بودم آقای «پورتیو

98
00:05:46,879 --> 00:05:49,246
‫به چه دلیل؟

99
00:05:49,248 --> 00:05:52,215
‫به دلیل تحت نظرگیری یک
‫شخص به‌صورت غیرقانونی

100
00:05:52,217 --> 00:05:53,817
‫و بردن اسناد محرمانه به خونه‌ی خودم

101
00:05:53,819 --> 00:05:57,721
‫- ولی این اخراج باعث اتمام فعالیت شما در
‫سازمان سی‌آی‌اِی نبود ، مگه نه؟
‫- نه

102
00:05:57,723 --> 00:06:00,223
‫در حقیقت شما در مقام‌تون ابقاء شدین

103
00:06:00,225 --> 00:06:04,494
‫و اخیراً هم ازتون درخواست شده بود تا به
‫یک عملیات مخفیانه و غیررسمی بپیوندین

104
00:06:04,496 --> 00:06:07,397
‫- بله
‫- محور اصلی‌تون بر کدوم مأموریت بود؟

105
00:06:09,233 --> 00:06:12,602
‫افشای شبکه‌ی «ابونظیر» در داخل آمریکا

106
00:06:12,604 --> 00:06:16,506
‫و فکر می‌کنین چرا ازتون خواستن
‫تا به این گروه ویژه ملحق بشین؟

107
00:06:16,508 --> 00:06:19,643
‫من "نفر اول" سازمان در
‫مقابل «نظیر» بودم

108
00:06:19,645 --> 00:06:22,579
‫این "نفر اول" دقیقاً معنیش چی هستش؟

109
00:06:24,015 --> 00:06:26,850
‫وظیفه‌ی من بود که سعی کنم
‫محل اختفاش رو پیدا

110
00:06:26,852 --> 00:06:28,518
‫و حرکت‌ بعدیش رو پیش‌بینی بکنم

111
00:06:28,520 --> 00:06:30,020
‫حرکت بعدیش رو پیش‌بینی بکنین

112
00:06:30,022 --> 00:06:33,590
‫منظورتون اینه که جلوی یه حمله رو بگیرین؟

113
00:06:35,193 --> 00:06:37,294
‫اگه دارین می‌پرسین که از من زرنگ‌تر بود؟

114
00:06:39,298 --> 00:06:42,099
‫بله . بود

115
00:06:42,101 --> 00:06:46,069
‫اگه دارین می‌پرسین که من
‫خودم رو خواهم بخشید؟

116
00:06:47,038 --> 00:06:49,272
‫نه . نمی‌بخشم

117
00:06:53,645 --> 00:06:55,345
‫کِی قراره جلسه شروع بشه؟

118
00:06:55,347 --> 00:06:57,014
‫۱۰دقیقه پیش شروع شد

119
00:06:57,016 --> 00:06:59,483
‫من باید توی اون جلسه
‫کنارش نشسته باشم

120
00:06:59,485 --> 00:07:01,685
‫- نه . نباید اونجا باشی
‫- برای حمایت معنوی

121
00:07:01,687 --> 00:07:04,121
‫- پیغام غلطی رو القاء می‌کنه
‫- لاکهارت» لعنتی»

122
00:07:04,123 --> 00:07:06,690
‫از همون زمان "ابوغریب" گیر داده به ما

123
00:07:06,692 --> 00:07:08,959
‫- و الانم دست از سر "کری" برنمیداره
‫- درسته

124
00:07:08,961 --> 00:07:11,194
‫- اگه «کری» از پس‌ـش برنیاد چی؟
‫- برمیاد

125
00:07:11,196 --> 00:07:13,163
‫- اگه نیومد چی؟
‫- فرقی نداره

126
00:07:13,165 --> 00:07:14,798
‫یعنی چی؟

127
00:07:14,800 --> 00:07:18,335
‫سابقه‌ی نافرمانی و بیماری روانیش می‌تونه

128
00:07:18,337 --> 00:07:21,571
‫برامون فایده‌ی بیشتری از یه اجرای خوب
‫در برابر کمیسیون ویژه داشته باشه

129
00:07:21,573 --> 00:07:23,340
‫هی

130
00:07:23,342 --> 00:07:25,075
‫من این‌کار رو نمی‌کنم

131
00:07:25,077 --> 00:07:27,177
‫کری» رو قربانی خودمون نمی‌کنم»

132
00:07:27,179 --> 00:07:29,980
‫این فقط یه ذره اون رو توی تنگنا قرار میده

133
00:07:29,982 --> 00:07:32,182
‫- جدی دارم میگم
‫- منم همینطور

134
00:07:32,184 --> 00:07:35,652
‫وقتی هر روز صبح میای
‫سر کار چی می‌بینی؟

135
00:07:35,654 --> 00:07:39,990
‫درسته . نه جرثقیلی
‫نه دریلی ، نه کارگری

136
00:07:39,992 --> 00:07:42,560
‫فقط یه حفره‌ی زشت و بی‌ریخت روی زمین

137
00:07:42,661 --> 00:07:44,428
‫من دیروز توی مجلس بودم و الانم مشغول
‫ایجاد لاحیه‌ی تخصیص بودجه

138
00:07:44,430 --> 00:07:46,997
‫- برای بازسازی هستن
‫- مزخرفه

139
00:07:46,999 --> 00:07:51,168
‫تعمیر «پنتاگون» رو از روز بعد از
‫حمله‌ی ۱۱ «سپتامبر» شروع کردن

140
00:07:53,404 --> 00:07:56,907
‫پس داریم مجازات میشیم

141
00:07:56,909 --> 00:07:59,076
‫- شاید لیاقتش رو داشته باشیم
‫- مجازات بشیم؟

142
00:07:59,078 --> 00:08:01,945
‫سائول» ، می‌خوان ما رو از کار بی‌کار بکنن»

143
00:08:01,947 --> 00:08:03,780
‫قربان

144
00:08:05,216 --> 00:08:07,250
‫- چی شده؟
‫- همین الان «پیتر کوئین» باهامون ارتباط برقرار کرد

145
00:08:07,252 --> 00:08:09,586
‫آخرین تیکه‌ی پازل توی "کاراکاس" آماده‌ست
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(پایتخت ونزوئلا)</font>

146
00:08:09,588 --> 00:08:12,289
‫یه جلسه‌ی توجیهی بذار
‫کاخ سفید» رو هم مطلع کن»

147
00:08:12,291 --> 00:08:14,524
‫چشم قربان

148
00:08:16,527 --> 00:08:20,263
‫وقت من تموم شده . پس دوباره
‫تریبون رو به آقای «لاکهارت» می‌سپارم

149
00:08:20,265 --> 00:08:22,599
‫خانم «متیسون» ، مایلم تا
‫از فرصت باقی مونده

150
00:08:22,601 --> 00:08:24,801
‫تا قبل از اولین وقت تنفس استفاده کنم
‫تا یه مقدار از جزئیات اطلاعات

151
00:08:24,803 --> 00:08:28,538
‫و بازه‌ی زمانی که سازمان راجبه
‫نماینده‌ی کنگره «برودی» میدونست برامون روشن بشه

152
00:08:28,540 --> 00:08:31,108
‫مشکلی که نداره؟

153
00:08:31,110 --> 00:08:32,275
‫البته

154
00:08:32,277 --> 00:08:34,511
‫اولین‌بار کِی باهاش ملاقات کردین؟

155
00:08:35,813 --> 00:08:38,248
‫بعد از نجات پیدا کردنش در افغانستان

156
00:08:38,250 --> 00:08:40,750
‫من جزئی از تیمی بودم که توی
‫لنگلی» ازش گزارش گرفت»

157
00:08:40,853 --> 00:08:43,153
‫من اون رونوشت‌ها رو خوندم
‫و نظرم میاد خود شما بودین که

158
00:08:43,155 --> 00:08:46,456
‫اصرار به اون قضیه داشتین

159
00:08:46,458 --> 00:08:50,961
‫- کدوم قضیه؟
‫- که «برودی» در اسارت تبدیل به عنصر دشمن شده

160
00:08:50,963 --> 00:08:53,463
‫من فقط داشتم وظیفه‌ام رو انجام میدادم قربان

161
00:08:53,465 --> 00:08:55,398
‫شواهد رو پوشش میدادم

162
00:08:57,168 --> 00:08:58,869
‫یک لحظه

163
00:09:02,507 --> 00:09:05,642
‫آقای «پورتیو» ، امکانش هست تا
‫سند شماره ۲ وزارت دادگستری رو

164
00:09:05,644 --> 00:09:09,446
‫که قولنامه‌ای هست مبنی بر
‫«مصونیت نماینده‌ی کنگره «برودی

165
00:09:09,448 --> 00:09:14,251
‫در ازای کمکش در دستگیری یا قتل
‫ابونظیر» ارائه بکنید؟»

166
00:09:17,088 --> 00:09:19,689
‫شما دارین سند شماره ۲
‫وزارت دادگستری رو می‌بینید

167
00:09:19,691 --> 00:09:22,859
‫خانم «متیسون» ، آیا شما میدونید
‫که سازمان سی‌آی‌اِی

168
00:09:22,861 --> 00:09:25,695
‫همچین قراری با «برودی» داشته؟

169
00:09:28,866 --> 00:09:32,669
‫نه قربان . بنده اطلاعی ندارم

170
00:09:32,671 --> 00:09:35,906
‫پس این سند رو چطور توضیح میدین؟

171
00:09:39,110 --> 00:09:42,112
‫نمی‌تونم توضیح بدمش قربان

172
00:09:42,114 --> 00:09:45,382
‫خب ، با فرض بر اینکه «برودی» به‌هرحال
‫این مصونیت رو داشت می‌تونید حداقل به ما بگین

173
00:09:45,384 --> 00:09:48,652
‫مصونیت از چه چیزی؟

174
00:09:48,654 --> 00:09:49,953
‫من اصلاً اطلاعی ندارم

175
00:09:49,955 --> 00:09:52,455
‫خب ، اینکه قبض جریمه‌ی عقب‌افتاده نیستش

176
00:09:52,457 --> 00:09:56,560
‫این یک قولنامه از وزارت دادگستری
‫امضا شده توسط خود دادستان کُل هستش

177
00:09:56,562 --> 00:10:00,228
‫- خب ، متوجه‌ام
‫- ایشون قربانی همین حمله‌ای بودن
‫که ما داریم راجبش تحقیق می‌کنیم

178
00:10:00,263 --> 00:10:03,300
‫ازش نمی‌تونم بپرسم
‫پس دارم از شما می‌پرسم
‫در چه زمانی

179
00:10:03,302 --> 00:10:05,969
‫سازمان میدونست که
‫برودی» آدم بده هستش؟»

180
00:10:05,971 --> 00:10:07,237
‫بسپارش به من

181
00:10:07,239 --> 00:10:08,538
‫- «خانم «متیسون
‫- جناب رئیس

182
00:10:08,540 --> 00:10:10,073
‫یک عملیات با وسعت جهانی برای پیدا کردن

183
00:10:10,075 --> 00:10:12,042
‫- نماینده‌ی کنگره در جریانه
‫- بله . فکر می‌کنم خودم راجبش

184
00:10:12,044 --> 00:10:13,810
‫- میدونم جناب وکیل
‫- شرطی که برای برگزاری این

185
00:10:13,812 --> 00:10:16,246
‫جلسه‌ی پرسش انعقاد شده بود
‫قول شما مبنی بر وادار نکردن موکل بنده

186
00:10:16,248 --> 00:10:18,516
‫برای شهادت دادنی بود که احتمال به خطر انداختن
‫این عملیات شکار رو به دنبال داشت

187
00:10:18,518 --> 00:10:20,884
‫من ازش سوال نمی‌پرسم تا
‫چیزی رو به خطر بندازم

188
00:10:20,886 --> 00:10:23,386
‫من فقط دارم ازش می‌پرسم سازمان سی‌آی‌اِی

189
00:10:23,388 --> 00:10:25,855
‫با خائنی که ۲۱۹تا آمریکایی
‫رو کُشته چقدر ملایم برخورد کرده

190
00:10:25,857 --> 00:10:28,225
‫خب ، اگه من بهتون بگم که به نظرم
‫برودی» مقصر این‌کار نیست چی؟»

191
00:10:28,227 --> 00:10:30,594
‫- «کری»
‫- کدوم کار؟

192
00:10:30,596 --> 00:10:32,062
‫کشتن همه‌ی اون آدم‌ها

193
00:10:32,064 --> 00:10:35,265
‫من فکر نمی‌کنم «برودی» میدونست
‫توی ماشینش بمب هست

194
00:10:41,239 --> 00:10:43,540
‫جناب رئیس ، موکل بنده
‫قطعاً اولین نفر خواهد بود

195
00:10:43,542 --> 00:10:46,109
‫که بگه نظرش فقط نظر فردیه

196
00:10:46,111 --> 00:10:49,412
‫نظر فردی؟

197
00:10:49,414 --> 00:10:51,414
‫یه نظر فردی؟
‫بعدش چی قراره بگه؟

198
00:10:51,416 --> 00:10:53,683
‫که ما هیچ‌وقت روی ماه فرود نیومدیم؟

199
00:10:53,685 --> 00:10:55,685
‫- جداً فکر می‌کنم که اون وقت تنفس زمانش داره
‫می‌گذره جناب رئیس
‫- نه . دیگه الان کنجکاو شدم

200
00:10:55,687 --> 00:11:01,524
‫- این حق ماست که جناب رئیس
‫- چی داری دود می‌کنی خانم «متیسون»؟

201
00:11:08,232 --> 00:11:09,799
‫خیلی‌خب

202
00:11:09,801 --> 00:11:15,305
‫- یه تنفس ۱۵ دقیقه‌ای اعلام می‌کنم
‫- میشه یه صحبتی داشته باشیم جناب رئیس؟

203
00:11:29,887 --> 00:11:32,122
‫خب؟

204
00:11:34,793 --> 00:11:38,128
‫بهشون گفتم که احساس ناخوشی می‌کنی
‫و درخواست تنفس

205
00:11:38,130 --> 00:11:40,430
‫- تا اولین آخرهفته‌ی بعد از تعطیلات رو داری
‫- بعدش اون چی گفت؟

206
00:11:40,432 --> 00:11:42,098
‫تا فردا صبح بهمون وقت داد

207
00:11:42,100 --> 00:11:44,134
‫اونجا با خودت چی فکر می‌کردی؟

208
00:11:44,136 --> 00:11:46,102
‫خب ، داشتم فکر می‌کردم که درست

209
00:11:46,104 --> 00:11:47,570
‫- مقابل کنگره دارم عهدشکنی می‌کنم
‫- «کری»

210
00:11:47,572 --> 00:11:49,506
‫ما قبلاً راجبش صحبت کردیم
‫اون جلیقه‌ی انتحاری

211
00:11:49,508 --> 00:11:52,342
‫آخرین چیزیه که ما می‌خوایم این
‫کمیسیون ازش باخبر بشه

212
00:11:52,344 --> 00:11:54,944
‫باعث میشه سازمان نابود بشه
‫و خواهش می‌کنم

213
00:11:54,946 --> 00:11:58,014
‫نباید اینطوری جلوی بقیه
‫از «برودی» دفاع بکنی

214
00:11:58,016 --> 00:11:59,482
‫خب ، اون بی‌گناهه

215
00:11:59,484 --> 00:12:01,451
‫هیچ‌کس نمی‌خواد این رو بشنوه

216
00:12:01,453 --> 00:12:04,187
‫و باعث خدشه‌دار شدن اعتبارت میشه

217
00:12:06,590 --> 00:12:08,825
‫باید یه‌کم هوا بخورم

218
00:12:35,220 --> 00:12:37,320
‫اصلاً توی دستم بود

219
00:12:37,322 --> 00:12:39,689
‫- قولنامه‌ی اصلی؟
‫- یه نفر اون رو برای

220
00:12:39,691 --> 00:12:41,224
‫«کمیسیون فرستاده بود «سائول

221
00:12:41,226 --> 00:12:42,892
‫«خیلی‌خب «کری

222
00:12:42,894 --> 00:12:45,364
‫ته و توهش رو درمیاریم
‫آروم باش

223
00:12:45,464 --> 00:12:47,797
‫نه . لازم نکرده بهم بگی آروم باشم
‫فکر می‌کردم صاف رفتم توی ملخ هواپیما

224
00:12:47,799 --> 00:12:49,799
‫خب ، زنده بیرون اومدی

225
00:12:49,801 --> 00:12:50,655
‫آره . به سختی

226
00:12:50,680 --> 00:12:52,569
‫حدودِ ۱۰۰۰ نفر توی
‫این ساختمون هستن

227
00:12:52,571 --> 00:12:54,404
‫که الان هوای تو رو دارن

228
00:12:54,406 --> 00:12:55,472
‫جاسوس رو پیدا کن

229
00:12:55,474 --> 00:12:56,539
‫باشه

230
00:12:56,541 --> 00:12:57,807
‫مشکل دیگه‌ای نداری؟

231
00:12:57,809 --> 00:12:59,342
‫حتماً شوخیت گرفته

232
00:13:19,764 --> 00:13:22,098
‫خب ، امروز می‌خوایم راجبه
‫بازگشت به خونه حرف بزنیم

233
00:13:22,100 --> 00:13:24,434
‫همونطور که همه‌تون میدونید
‫امروز آخرین روزیه که "دِینا" اینجاست

234
00:13:27,104 --> 00:13:30,540
‫مایلم تا «دِینا» رو دعوت کنم که برامون
‫از انتظاراتش از بازگشت به خونه

235
00:13:30,542 --> 00:13:32,776
‫و اینکه قراره چه حسی داشته باشه
‫برامون تعریف کنه

236
00:13:32,778 --> 00:13:34,677
‫و بعدش اگر خواستین حتماً

237
00:13:34,679 --> 00:13:37,480
‫نظرات سازنده‌تون رو با
‫بقیه درمیون بذارین

238
00:13:40,584 --> 00:13:43,620
‫نمیدونم

239
00:13:43,622 --> 00:13:49,192
‫گمونم سعی می‌کنم
‫چیزهایی که راجب‌شون

240
00:13:49,194 --> 00:13:51,361
‫صحبت کردیم رو فراموش نکنم

241
00:13:51,363 --> 00:13:53,396
‫ابزاری که روش‌شون رو اینجا یاد گرفتم

242
00:13:53,398 --> 00:13:57,367
‫اون ابزاری هم که از نزدیک دیدی
‫رو هم که نگو

243
00:13:58,702 --> 00:14:02,472
‫چه مکانیسم‌های مقابله‌ای بخاطرت میاد؟

244
00:14:05,644 --> 00:14:10,947
‫روزی ۱بار تمام
‫این‌کارها رو بکنم

245
00:14:10,949 --> 00:14:18,087
‫تفکر و تعمق ، زمان‌بندی
‫تقاضای کمک

246
00:14:18,089 --> 00:14:21,658
‫راجبه آروم کردن شرایط طوریکه
‫خیلی طاقت‌فرسا نشن هم صحبت کردیم

247
00:14:21,660 --> 00:14:26,496
‫درسته . لیست درست کردن
‫یه جایی نوشته بودم‌شون

248
00:14:34,072 --> 00:14:35,338
‫خیلی‌خب

249
00:14:35,340 --> 00:14:37,707
‫دیگه کی می‌خواد نظرش رو بگه؟

250
00:14:39,677 --> 00:14:44,781
‫دِینا» ظرف ۱ ماه گذشته»
‫پیشرفت خیلی زیادی داشته

251
00:14:44,783 --> 00:14:46,916
‫وضعیت خواب و خوراکش طبیعی شده

252
00:14:46,918 --> 00:14:48,985
‫توی جلسات مختلف فعال هستش

253
00:14:48,987 --> 00:14:51,154
‫خوب پیش میره

254
00:14:51,156 --> 00:14:55,091
‫منظورتون نسبت به کسی که توی
‫وان حموم رگش رو زده دیگه؟

255
00:14:55,093 --> 00:14:58,528
‫بله . منظورم همینه

256
00:15:03,834 --> 00:15:08,705
‫باید انتظار چی رو داشته باشم؟
‫چقدر باید حواسم بهش باشه؟

257
00:15:08,707 --> 00:15:10,940
‫این فقط مشکل «دِینا» نیست

258
00:15:10,942 --> 00:15:13,643
‫من جلسات مشاوره‌ی مداوم رو
‫برای کل خانواده‌تون توصیه می‌کنم

259
00:15:13,645 --> 00:15:16,679
‫بعلاوه‌ی یه سری جلسات درمانی
‫تکمیلی «دِینا» در همینجا

260
00:15:16,681 --> 00:15:21,150
‫خب ، ما هیچ نوع بیمه‌ای نداریم
‫یا هر نوع منبع درآمدی

261
00:15:21,152 --> 00:15:24,454
‫مادرم مجبور شد تا خونه‌اش رو به رهن بذاره
‫تا فقط از پس هزینه همین جلسات بربیایم

262
00:15:24,456 --> 00:15:27,123
‫خب ، یه سری برنامه‌های داوطلبانه هستش

263
00:15:27,125 --> 00:15:29,285
‫می‌تونم یکی از این آشناها رو توی سازمان
‫کودکان و خانواده بهتون معرفی کنم

264
00:15:29,394 --> 00:15:32,195
‫یارو کیه؟ یه دانشجوی فارغ‌التحصیل‌شده؟
‫یه داوطلب؟

265
00:15:32,197 --> 00:15:34,197
‫«خانم «برودی

266
00:15:34,199 --> 00:15:37,166
‫از این نگرانم که شما دارین تمرکزتون
‫رو نسبت به مشکل اصلی از دست میدین

267
00:15:37,168 --> 00:15:38,735
‫یه مشکل دیگه به جز اینی که

268
00:15:38,737 --> 00:15:41,070
‫- دخترم سعی کرد خودش رو بکشه هست؟
‫- بله

269
00:15:41,072 --> 00:15:43,072
‫اینکه شما متوجه‌ـش نشدین

270
00:15:43,074 --> 00:15:46,142
‫رفتار «دِینا» طوری هست که ما
‫زیاد مثالش رو نمی‌بینیم

271
00:15:46,144 --> 00:15:48,011
‫بااراده ، مصمم

272
00:15:48,013 --> 00:15:50,213
‫بدون اینکه هیچ چیزی بتونه
‫قضاوتش رو تغییر بده

273
00:15:50,215 --> 00:15:52,949
‫اون با جدیت این‌کار رو کرد

274
00:15:54,718 --> 00:15:58,321
‫اون تحت استرس خیلی زیادی بود

275
00:15:58,323 --> 00:16:01,891
‫ما تهدید به مرگ شدیم
‫آجر از پنجره‌مون انداختن داخل

276
00:16:01,893 --> 00:16:05,702
‫مجبور شدم از مدرسه بیارمش بیرون
‫دیگه حتی نمی‌خوان بریم تو کلیسای همیشگی‌مون

277
00:16:05,737 --> 00:16:09,198
‫«درک می‌کنم و اون استرس وقتی که «دِینا
‫دوباره برگرده خونه هم همچنان اونجا هست

278
00:16:09,200 --> 00:16:13,303
‫باید خیلی جدی بگیرینش
‫نمی‌تونین انکار بکنینش

279
00:16:16,273 --> 00:16:19,776
‫بذارین برم اون اطلاعات رو براتون بیارم

280
00:16:55,746 --> 00:16:58,114
‫کِی می‌تونم دوباره ببینمت؟

281
00:16:58,116 --> 00:16:59,616
‫نمیدونم

282
00:16:59,618 --> 00:17:02,151
‫قراره تحت نظارت کامل باشیم

283
00:17:02,153 --> 00:17:03,620
‫از طرف مامانت؟

284
00:17:03,622 --> 00:17:05,722
‫FBI . نه

285
00:17:05,724 --> 00:17:07,924
‫راست میگی . انگاری واقعاً جدیه

286
00:17:07,926 --> 00:17:09,392
‫«دِینا»

287
00:17:10,227 --> 00:17:12,729
‫مامانت اومده

288
00:17:12,731 --> 00:17:15,064
‫فهمیدم

289
00:17:29,246 --> 00:17:32,682
‫هی ، بهم زنگ بزن

290
00:17:32,684 --> 00:17:34,417
‫چطوری؟

291
00:17:35,152 --> 00:17:37,720
‫تو از کجا...

292
00:17:42,827 --> 00:17:44,227
‫خدایا

293
00:17:50,334 --> 00:17:52,502
‫اومد

294
00:17:52,504 --> 00:17:53,703
‫برو . برو . برو . یالا

295
00:17:53,705 --> 00:17:55,304
‫- «خانم «برودی
‫- یالا

296
00:17:55,306 --> 00:17:56,973
‫خانم «برودی» ، چرا دخترتون توی بیمارستان بود؟

297
00:17:56,975 --> 00:17:58,941
‫مشکل اعتیاد داره؟

298
00:17:58,943 --> 00:18:01,010
‫- حقیقت داره که دست به خودکشی زده؟
‫- دِینا» ، به‌خاطر پدرت خودکشی کردی؟»

299
00:18:01,012 --> 00:18:03,980
‫میدونی الان کجاست؟
‫الان پدرت کجاست؟

300
00:18:03,982 --> 00:18:07,216
‫آخرین‌بار کِی ازش خبردار شدی؟
‫این قضایا چه تأثیری روی شما داشتن خانم «برودی»؟

301
00:18:07,218 --> 00:18:08,518
‫دِینا» ، واقعاً‌ قصد خودکشی داشتی؟»

302
00:18:18,495 --> 00:18:19,962
‫بشینین

303
00:18:22,833 --> 00:18:25,334
‫عصربخیر جناب مدیر

304
00:18:25,336 --> 00:18:26,736
‫چی تو چنته داریم؟

305
00:18:26,738 --> 00:18:27,837
‫یک دریچه

306
00:18:27,839 --> 00:18:29,072
‫دریچه چقدر بزرگه؟

307
00:18:29,074 --> 00:18:30,640
‫به اندازه ۲۰ دقیقه

308
00:18:30,642 --> 00:18:33,076
‫فردا از ساعت ۱۹:۵۰ به
‫وقت استاندارد ایالات شرقی

309
00:18:33,078 --> 00:18:35,244
‫۲۰دقیقه خیلی کمه

310
00:18:35,246 --> 00:18:37,313
‫۲۰دقیقه تمام چیزیه که داریم

311
00:18:38,215 --> 00:18:39,549
‫هر ۶تا هدف در این ۲۰ دقیقه

312
00:18:39,551 --> 00:18:42,151
‫- قابل از بین بردن هستن؟
‫- بله قربان

313
00:18:42,153 --> 00:18:43,219
‫ارزیابی‌تون چیه؟

314
00:18:43,221 --> 00:18:47,523
‫تغییرات زیادی ممکنه رخ بده
‫ولی من فکر نمی‌کنم که بتونیم

315
00:18:47,525 --> 00:18:49,425
‫به این زودیا موقعیتی به
‫این خوبی رو دوباره گیر بیاریم

316
00:18:50,594 --> 00:18:52,228
‫پس نقشه اینه که تمام‌شون رو همزمان بکُشیم؟

317
00:18:52,230 --> 00:18:54,564
‫اینطوری می‌تونیم ترتیب تمام‌شون
‫رو قبل از اینکه

318
00:18:54,566 --> 00:18:56,532
‫- فرصتی برای هشدار به همدیگه داشته باشن رو بدیم
‫- و «برودی»؟

319
00:18:56,534 --> 00:18:59,001
‫گمونم اون توی این ۶ نفر نیستش

320
00:18:59,003 --> 00:19:02,739
‫- تیمسار ، ما نمیدونیم اون کجاست
‫- ارزش‌ـش رو داره تا زمانی که بفهمیم کجاست صبر کنیم؟

321
00:19:02,741 --> 00:19:04,173
‫خب ، «برودی» خودش میدونه
‫که ما دنبالش هستیم

322
00:19:04,175 --> 00:19:06,008
‫این ۶ نفر دیگه نمیدونن

323
00:19:06,010 --> 00:19:08,077
‫ببین «سائول» ، رئیس‌جمهور می‌خواد قال این
‫قضیه رو برای آمریکایی‌ها بکنه

324
00:19:08,079 --> 00:19:11,247
‫و من هم به عنوان نماینده‌اش دارم بهت میگم

325
00:19:11,249 --> 00:19:13,549
‫برودی» باید نفر اول توی این حمله باشه»

326
00:19:13,551 --> 00:19:18,554
‫- هیچ‌کس به اندازه‌ی ما دنبال پیدا کردنش نیست
‫- و قضیه‌ی این ایرانی که اخیراً خیلی راجبش شنیدیم چیه؟

327
00:19:18,556 --> 00:19:22,592
‫مغز متفکر این عملیات؟
‫اونم غیرقابل دسترسه؟

328
00:19:22,594 --> 00:19:24,093
‫در حال حاضر آره

329
00:19:24,095 --> 00:19:28,865
‫- «اسکات»
‫- اسمش «مجید جوادی»‌ـه

330
00:19:28,867 --> 00:19:32,935
‫یکی از فرمانده‌های سپاه پاسداران
‫و معاون وزیر سازمان اطلاعات‌شون هستش

331
00:19:32,937 --> 00:19:34,904
‫از سال ۱۹۹۴ که «موساد» اون
‫رو به عنوان مرد پشت پرده‌ی

332
00:19:34,906 --> 00:19:38,107
‫بمب‌گذاری مرکز همیاری یهودیان

333
00:19:38,109 --> 00:19:41,210
‫در «بوئنس‌آیرس» شناسایی کرده
‫توی عموم ظاهر نشده

334
00:19:41,212 --> 00:19:44,580
‫حمله‌ای که باعث کشته شدن ۸۵ نفر شد

335
00:19:44,582 --> 00:19:47,950
‫«بعلاوه مستقیماً به ترور در رستوران «میکونوس
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(ترور تعدادی از سران اپوزیسیون کُرد)</font>

336
00:19:47,952 --> 00:19:51,621
‫"و بمب‌گذاری "برج‌های خبر
‫هم ارتباط داده شده

337
00:19:54,058 --> 00:19:58,995
‫برحسب اتفاق جناب رئیس در اواخر دهه‌ی ۷۰
‫در تهران یه سری معاملاتی با این شخص داشته

338
00:19:58,997 --> 00:20:00,763
‫اون زمان برای «ساواک» کار می‌کرد

339
00:20:00,765 --> 00:20:03,332
‫به اسم "شعبده‌باز" می‌شناختیمش

340
00:20:03,334 --> 00:20:04,801
‫شعبده‌باز»؟»

341
00:20:04,803 --> 00:20:07,179
‫به غیب کردن آدما علاقه خاصی داشت

342
00:20:07,205 --> 00:20:09,906
‫پس قبل اینکه سگِ آخوندها باشه
‫سگِ شاه بوده؟

343
00:20:09,908 --> 00:20:11,140
‫آره

344
00:20:11,142 --> 00:20:13,142
‫- ادامه بده
‫- این ۶ نفر دیگه

345
00:20:13,144 --> 00:20:16,479
‫شبکه‌ای که «جوادی» درست کرده
‫رو هدایت می‌کنن

346
00:20:16,481 --> 00:20:19,415
‫تا حمله‌هاشون به «لنگلی» رو
‫برنامه‌ریزی و اجرا بشه

347
00:20:19,417 --> 00:20:22,819
‫«کارِت خیلی سریع بوده «سائول
‫تحسین‌برانگیزه

348
00:20:22,821 --> 00:20:25,154
‫ممنونم جناب تیمسار

349
00:20:25,156 --> 00:20:27,423
‫خب ، مأموریت رو اجرا می‌کنیم؟

350
00:20:27,425 --> 00:20:29,759
‫به رئیس‌جمهور بگم که اجازه رو صادر کنه؟

351
00:20:32,830 --> 00:20:35,731
‫تصمیم‌مون رو گرفتیم؟

352
00:20:39,603 --> 00:20:41,838
‫هنوز داریم تصمیم می‌گیریم

353
00:20:44,708 --> 00:20:46,442
‫کارِت اونجا به نفع‌مون تموم نشد

354
00:20:46,444 --> 00:20:47,944
‫یعنی چی؟

355
00:20:47,946 --> 00:20:51,681
‫یعنی اینکه ما نمی‌تونیم خودمون رو جلوی
‫مشاور امنیت ملی دودل نشون بدیم

356
00:20:51,683 --> 00:20:54,116
‫من فقط دارم سعی می‌کنم
‫که تصمیم درست رو بگیرم

357
00:20:54,118 --> 00:20:56,118
‫پس بگیرش

358
00:20:56,120 --> 00:20:57,820
‫می‌گیرم

359
00:20:57,822 --> 00:20:59,655
‫تو از تمام امکانات و منابع سازمان استفاده کردی

360
00:20:59,657 --> 00:21:02,892
‫تا این آدم‌ها رو شناسایی و ردیابی بکنی

361
00:21:02,894 --> 00:21:06,062
‫اگه قرار نباشه ترتیب‌شون رو بدی
‫پس برای چی بود؟

362
00:21:06,064 --> 00:21:08,030
‫حق با تیمسارـه

363
00:21:08,032 --> 00:21:10,666
‫جوادی» اونیه که باید دنبالش باشیم»

364
00:21:10,668 --> 00:21:13,369
‫هیچ‌کس حتی اسرائیلی‌ها نمیدونن
‫که اون کجاست

365
00:21:13,371 --> 00:21:17,740
‫تحلیل‌گرهای خودمون معتقدن سال ۲۰۰۵
‫طی حملات پاکسازی کشته شده

366
00:21:17,742 --> 00:21:20,243
‫نمُرده

367
00:21:20,245 --> 00:21:22,545
‫میدونی من چی فکر می‌کنم؟

368
00:21:22,547 --> 00:21:25,181
‫فکر می‌کنم تو ترسیدی

369
00:21:25,183 --> 00:21:28,251
‫۶تا تیم ضربت جداگانه همزمان توی ۳تا قاره

370
00:21:28,253 --> 00:21:31,320
‫دست به عملیاتی میزنن که زمانش
‫محدوده و تضمینی به موفقیتش نیست

371
00:21:31,322 --> 00:21:32,889
‫شنیدی امروز «کری» چکار کرده؟

372
00:21:32,891 --> 00:21:35,558
‫آره

373
00:21:35,560 --> 00:21:37,393
‫داره خرابش می‌کنه

374
00:21:37,395 --> 00:21:39,028
‫غافلگیرش کردن

375
00:21:39,030 --> 00:21:41,964
‫این یه تمایز بدون تفاوته

376
00:21:43,267 --> 00:21:45,768
‫یه نفر داره مدارک محرمانه‌مون
‫رو به کمیسیون میده

377
00:21:45,770 --> 00:21:47,937
‫کی؟

378
00:21:47,939 --> 00:21:50,773
‫نمیدونم

379
00:21:50,775 --> 00:21:52,575
‫ولی چیزی که الان بهش نیاز داریم

380
00:21:52,577 --> 00:21:55,444
‫یه موفقیت بزرگ و پرسروصداست
‫که فشار رو از روی ما برداره

381
00:21:55,446 --> 00:21:57,780
‫آره

382
00:21:57,782 --> 00:21:59,782
‫یه موفقیت چیز به‌دردبخوریه

383
00:22:00,884 --> 00:22:03,519
‫ولی یه گند دیگه کارمون رو می‌سازه

384
00:22:26,543 --> 00:22:29,612
‫- سلام پدر
‫- سلام

385
00:22:29,614 --> 00:22:31,047
‫این چیه؟

386
00:22:31,049 --> 00:22:34,951
‫تمام مکان‌هایی که «برودی» احتمالاً
‫توی ۲ ماه گذشته توشون بوده یا نبوده

387
00:22:34,953 --> 00:22:36,552
‫منظورت گزارش‌هایی مردمی
‫از مشاهده شدنش هست؟

388
00:22:36,554 --> 00:22:39,789
‫آره . اونایی که بیشتر از
‫بقیه قابل‌ اطمینان هستش

389
00:22:46,930 --> 00:22:53,402
‫دوباره لیتیوم رو گذاشتی کنار؟
‫یه چند وقتی میشه

390
00:22:53,404 --> 00:22:56,072
‫نه

391
00:22:59,843 --> 00:23:03,179
‫خیلی‌خب ، آره
‫ولی روبراهه . من حالم خوبه

392
00:23:03,181 --> 00:23:05,114
‫- جداً؟
‫- آره

393
00:23:05,116 --> 00:23:06,649
‫من دارم خودم رو از راه‌های دیگه مداوا می‌کنم

394
00:23:06,651 --> 00:23:08,250
‫تمرین ورزشی ، تمرین ذهنی

395
00:23:08,252 --> 00:23:09,685
‫تکیلا؟

396
00:23:09,687 --> 00:23:12,855
‫بطری‌های خالیش رو توی
‫سطل آشغالت دیدم

397
00:23:12,857 --> 00:23:15,825
‫من دارم یه برنامه رو دنبال می‌کنم پدر

398
00:23:15,827 --> 00:23:17,326
‫برنامه‌ای که تحت نظارت یه دکتر هستش

399
00:23:17,328 --> 00:23:20,963
‫جدی؟ از کجا این دکتر رو پیدا کردی؟

400
00:23:20,965 --> 00:23:24,834
‫محض اطلاعت راجبش توی
‫مجله‌ی طب جایگزین خوندم

401
00:23:24,836 --> 00:23:27,136
‫و اونم مخالف استفاده از دارو

402
00:23:27,138 --> 00:23:29,672
‫- برای بیماری‌های روانی هستش . چرا؟
‫- نه

403
00:23:29,674 --> 00:23:32,641
‫دقیقاً مخالف‌شون نیست ولی بیشتر
‫به تکیه به خود اعتقاد داره

404
00:23:32,643 --> 00:23:34,777
‫عالی شد
‫اجازه میدی بهت سر بزنه وقتی که

405
00:23:34,779 --> 00:23:37,313
‫بستن‌ـت به یه تخت چرخ‌دار و تو
‫داری جیغ میزنی "قتل"؟

406
00:23:37,315 --> 00:23:40,783
‫ببین ، من روزی ۹ کیلومتر میدوم

407
00:23:40,785 --> 00:23:44,553
‫۸ساعت می‌خوابم
‫داره جواب میده

408
00:23:44,555 --> 00:23:47,456
‫فکر می‌کنی داره جواب میده

409
00:23:49,059 --> 00:23:51,627
‫۲۱۹نفر توی سی‌آی‌اِی کشته شدن

410
00:23:51,629 --> 00:23:53,362
‫متوجه‌ام . باور کن

411
00:23:53,364 --> 00:23:55,464
‫نه پدر . متوجه نیستی

412
00:23:55,466 --> 00:23:56,899
‫من اجازه دادم این اتفاق بیوفته

413
00:23:56,901 --> 00:23:59,301
‫- نه
‫- چرا ، تقصیر من بود

414
00:24:01,238 --> 00:24:04,974
‫من خودم نبودم پدر
‫من فقط نیمه‌هوشیار بودم

415
00:24:04,976 --> 00:24:06,709
‫عزیزدلم

416
00:24:06,711 --> 00:24:10,446
‫اون آدما به‌خاطر اینکه تو
‫دارو مصرف می‌کردی نمُردن

417
00:24:12,749 --> 00:24:17,720
‫درست جلوی چشمای من بود
‫ولی من وقوعش رو پیش‌بینی نکردم

418
00:24:41,878 --> 00:24:44,146
‫می‌بینم که بپاهامون هنوزم اینجان

419
00:24:45,248 --> 00:24:46,849
‫محل‌شون نذار

420
00:24:49,786 --> 00:24:52,121
‫خیلی بیشتر از این حرفا محل‌شون نذار

421
00:25:12,242 --> 00:25:14,443
‫بالاخره اومد
‫دختر عزیزم اومد

422
00:25:14,445 --> 00:25:15,744
‫سلام مامان‌بزرگ

423
00:25:15,746 --> 00:25:18,380
‫خیلی خوشگل شدی

424
00:25:18,382 --> 00:25:19,615
‫لاغر هم شدی

425
00:25:19,617 --> 00:25:21,650
‫- اونجا بهت غذا نمیدادن؟
‫- مامان

426
00:25:21,652 --> 00:25:24,253
‫غذا میدادن ولی افتضاح بود
‫بدجوری هوسِ

427
00:25:24,255 --> 00:25:25,554
‫- مرغ‌هاتون رو...
‫- خوراک مرغ‌هام رو کردی

428
00:25:25,556 --> 00:25:27,056
‫فردا شب برات درست می‌کنم

429
00:25:27,058 --> 00:25:29,158
‫عالیه

430
00:25:29,160 --> 00:25:32,061
‫سلام احمق‌جون

431
00:25:32,063 --> 00:25:33,229
‫خودت احمقی

432
00:25:38,568 --> 00:25:39,735
‫حواست به همه چیز بود؟

433
00:25:39,737 --> 00:25:43,672
‫کاملاً . همه چیز مثله قبل سرجاشه

434
00:25:45,408 --> 00:25:47,843
‫خب ، من باید برم سر درس و مشقم

435
00:25:47,845 --> 00:25:50,412
‫تو که تازه برگشتی

436
00:25:50,414 --> 00:25:52,148
‫خیال می‌‌کردم امشب میریم بیرون
‫و جشن می‌گیریم

437
00:25:52,150 --> 00:25:54,750
‫مامان‌بزرگ ، این رو به "بیووُلف" بگو
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(شعر معروف حماسی)</font>

438
00:25:54,752 --> 00:25:57,253
‫اصلاً نمیدونم اینی که میگی چی هست

439
00:26:18,008 --> 00:26:20,709
‫حموم رو دادی بازسازی کنن؟

440
00:26:27,951 --> 00:26:30,119
‫قشنگ شده

441
00:27:57,374 --> 00:28:00,509
‫" ...شیوا» ، ای خدایِ نابود‌کننده‌ی اهریمنان» "

442
00:28:59,169 --> 00:29:02,604
‫من این شغل رو نمی‌خواستم

443
00:29:02,606 --> 00:29:06,108
‫هیچ‌وقت نخواستم این مقام رو داشته باشم

444
00:29:07,544 --> 00:29:10,212
‫اصلاً ذاتاً به درد این شغل نمی‌خورم

445
00:29:12,515 --> 00:29:14,983
‫الان قصد داری کی رو متقاعد کنی؟

446
00:29:14,985 --> 00:29:16,452
‫تو رو

447
00:29:17,721 --> 00:29:19,955
‫خودم رو

448
00:29:21,324 --> 00:29:23,559
‫واقعاً نمیدونم

449
00:29:25,328 --> 00:29:27,463
‫از اینکه اینطوری ببینمت خیلی بدم میاد

450
00:29:32,135 --> 00:29:36,171
‫واقعاً اونا می‌تونن همچین کاری بکنن؟
‫سازمان سی‌آی‌اِی رو منحل کنن؟

451
00:29:36,173 --> 00:29:38,173
‫مجوزهامون رو باطل کنن؟

452
00:29:38,175 --> 00:29:41,977
‫آره . کنگره این قدرت رو داره

453
00:29:41,979 --> 00:29:46,849
‫با اینحال یه سری قاضی
‫آمریکایی سنتی هستن که...

454
00:29:46,851 --> 00:29:50,419
‫برای اینکه دوباره اعتماد‌ِ بقیه رو به خودت
‫جلب کنی باید راه طولانی رو طی کنی

455
00:29:50,421 --> 00:29:52,087
‫یه راه طولانی

456
00:29:52,089 --> 00:29:53,922
‫جنبه‌ی منفی قضیه چیه؟

457
00:29:53,924 --> 00:29:56,925
‫تا الان که به‌نظر میاد
‫عملیات به نفع همه‌ست

458
00:29:56,927 --> 00:29:59,161
‫میرا" ، ما قاتل نیستیم"

459
00:29:59,163 --> 00:30:01,563
‫کارمون جاسوسی کردن هستش

460
00:30:01,565 --> 00:30:04,500
‫تا موقعی که مجبور نباشیم
‫هدف رو نمی‌کُشیم

461
00:30:04,502 --> 00:30:07,870
‫تحت‌نظر می‌گیرم‌شون
‫ازشون فیلم می‌گیریم

462
00:30:07,872 --> 00:30:11,173
‫بعدش اونا رو به سمت هدف‌های
‫مهم‌تر هدایت می‌کنیم

463
00:30:11,175 --> 00:30:13,509
‫خب ، همین کار رو بکن

464
00:30:24,021 --> 00:30:26,188
‫بیا بریم طبقه‌ی بالا

465
00:30:29,926 --> 00:30:31,660
‫- باید یه‌کم بخوابی
‫- باشه

466
00:30:47,243 --> 00:30:49,478
‫صبر کن . بذار من انجام بدم

467
00:30:52,649 --> 00:30:54,416
‫یه نصیحتی بهت بکنم؟

468
00:30:54,418 --> 00:30:57,052
‫البته فکر نکنم به مذاقت خوش بیاد

469
00:31:00,089 --> 00:31:04,393
‫الان ۲ ماه شده که من از «بمبئی» برگشتم

470
00:31:04,395 --> 00:31:06,628
‫خب؟

471
00:31:06,630 --> 00:31:10,232
‫خب ، توی این ۲ ماه شد
‫بشینیم در مورد رابطه‌ی الان‌مون

472
00:31:10,234 --> 00:31:11,834
‫مثله آدم حرف بزنیم؟

473
00:31:11,836 --> 00:31:14,570
‫آره . شده

474
00:31:19,642 --> 00:31:23,579
‫قرار شد یه مدت همینطوری
‫باهم باشیم ببینیم چی پیش میاد

475
00:31:25,315 --> 00:31:27,916
‫ما هنوزم توی اتاق‌های جداگونه می‌خوابیم

476
00:31:27,918 --> 00:31:29,117
‫خب ، فکر می‌کردم همین رو می‌خوای

477
00:31:29,119 --> 00:31:30,986
‫نکته اصلی اینه که
‫خودت چی می‌خوای؟

478
00:31:30,988 --> 00:31:34,923
‫هر کاری در توانت هست انجام میدی
‫تا از گرفتن تصمیم طفره بری

479
00:31:34,925 --> 00:31:38,694
‫خب ، من دست رو دست گذاشتم
‫و امیدوارم اوضاع خودش درست بشه

480
00:31:38,696 --> 00:31:40,262
‫خب ، این داره تو رو از کار میندازه

481
00:31:40,264 --> 00:31:42,498
‫ظاهراً همینطوره

482
00:32:09,492 --> 00:32:11,693
‫«شب خوش «سائول

483
00:32:14,898 --> 00:32:17,132
‫شب‌بخیر

484
00:32:23,573 --> 00:32:25,507
‫سائول» می‌خواد با این روش بازی کنیم؟»

485
00:32:25,509 --> 00:32:27,576
‫هر دوـی ما معتقدیم
‫باید با این روش جلو بریم

486
00:32:27,578 --> 00:32:29,645
‫پس خودش شخصاً باید ازم درخواست می‌کرد

487
00:32:36,819 --> 00:32:38,687
‫دیر تشریف آوردید

488
00:32:38,689 --> 00:32:40,923
‫معذرت می‌خوام جناب رئیس

489
00:32:43,059 --> 00:32:44,826
‫متوجه هستید که هنوزم در قید سوگند هستید

490
00:32:44,828 --> 00:32:47,596
‫جناب وکیل‌مدافع ، به اطلاع بنده رسوندن که

491
00:32:47,598 --> 00:32:50,098
‫جنابعالی بعضی از اظهاراتِ دیروز
‫خودتون رو تکذیب کردید

492
00:32:50,100 --> 00:32:53,569
‫اجازه بدید ثبت بشه که
‫شاهد سر خودش رو به

493
00:32:53,571 --> 00:32:55,871
‫نشانه‌ی جوابِ مثبت تکان داد

494
00:32:55,873 --> 00:32:57,606
‫اجازه داده شد

495
00:32:57,608 --> 00:32:58,941
‫خانم «متیسون» ، خیلی بد شد

496
00:32:58,943 --> 00:33:01,443
‫مطمئناً دیروز شما باعث شدید
‫ما به خودمون بیایم

497
00:33:01,445 --> 00:33:04,947
‫به جای اون قصد داریم
‫بعضی از ابهامات راجبه

498
00:33:04,949 --> 00:33:08,584
‫محل حضور شما در زمان
‫پس از انفجار رو رفع ‌کنیم

499
00:33:08,586 --> 00:33:11,920
‫حدوداً ۱۴ ساعت هستش که شما راجبه
‫اینکه اون زمان کجا بودید توضیحی ارائه نکردید

500
00:33:11,922 --> 00:33:14,189
‫جناب رئیس ، ایشون قبلاً در اظهارات کتبی‌شون

501
00:33:14,191 --> 00:33:16,525
‫که تقدیم کمیته رسیدگی شده
‫توضیح دادن کجا بودن

502
00:33:16,527 --> 00:33:19,027
‫نه . ایشون نتونستن ما رو
‫در این مورد قانع کنن

503
00:33:19,029 --> 00:33:21,063
‫زمانی که بمب منفجر شد شما کجا بودید؟

504
00:33:21,065 --> 00:33:22,564
‫بهتره با این سوال شروع کنیم

505
00:33:22,566 --> 00:33:24,633
‫قربان ، موکل من همون اظهاریه
‫کتبی رو ملاک میدونن

506
00:33:24,635 --> 00:33:25,934
‫اینکه ایشون تویِ دستشویی بانوان بودن

507
00:33:25,936 --> 00:33:28,036
‫- بله
‫- جایی که به‌خاطر انفجار بمب

508
00:33:28,038 --> 00:33:31,640
‫بیهوش افتاده بودن
‫و کلِ شب رو همونجا بودن؟

509
00:33:31,642 --> 00:33:32,774
‫بله

510
00:33:32,776 --> 00:33:34,610
‫اونم واسه ۱۴ ساعت؟

511
00:33:34,612 --> 00:33:37,646
‫وقتی به‌هوش میاد
‫یه مدتی طول می‌کشه تا بفهمه کجاست

512
00:33:37,648 --> 00:33:40,382
‫و خودش رو به اولین مأمور معرفی کنه

513
00:33:40,384 --> 00:33:44,119
‫راستش ما شهادتی داریم که با این
‫گفته‌ی شما کاملاً در تناقض هستش

514
00:33:44,121 --> 00:33:46,154
‫چه شهادتی هست؟

515
00:33:46,156 --> 00:33:49,491
‫افرادی دیدن ایشون سالن سخنرانی
‫رو به همراه نماینده‌ی کنگره ترک می‌کنن

516
00:33:49,493 --> 00:33:51,226
‫منظورتون چه کسانی هستش

517
00:33:51,228 --> 00:33:53,829
‫و چرا در جریان بررسی‌های اولیه
‫بنده رو در جریان قرار ندادید؟

518
00:33:53,831 --> 00:33:58,333
‫چون اینجا جلسه‌ی محاکمه نیست
‫قصد ما پیدا کردن حقیقت هستش

519
00:33:58,335 --> 00:34:02,471
‫جناب رئیس ، والا با این طرز برخورد شما
‫انگار می‌خواید جادوگر بودن ایشون رو ثابت کنید

520
00:34:02,473 --> 00:34:04,740
‫جناب وکیل ، چطوریِ که شما
‫مُدام حرف میزنید

521
00:34:04,742 --> 00:34:07,743
‫و موکل‌تون مثلِ مجسمه‌‌ی
‫ابوالهول ساکت نشسته؟

522
00:34:07,745 --> 00:34:10,412
‫جناب رئیس ، اعضای کمیته

523
00:34:10,414 --> 00:34:13,949
‫خانم «متیسون» قصد دارن از حق
‫قانونی خودشون استفاده کنن

524
00:34:13,951 --> 00:34:16,351
‫و در این زمان علیه خودشون
‫هیچ‌گونه شهادتی ندن

525
00:34:18,988 --> 00:34:21,023
‫خانم «متیسون» ، این حرف درسته؟

526
00:34:21,025 --> 00:34:23,058
‫بله قربان

527
00:34:23,860 --> 00:34:26,361
‫منم همین فکر رو می‌کردم

528
00:34:26,363 --> 00:34:28,563
‫متوجه هستید این‌کارـتون به چه معناست؟

529
00:34:29,365 --> 00:34:31,433
‫حدس زدم

530
00:34:31,435 --> 00:34:36,271
‫حقیقت اینه که من باورم نمیشه

531
00:34:36,273 --> 00:34:42,110
‫حتی نصف حرفایی که شما و همکارهاتون
‫میزنید رو باور نمی‌کنم

532
00:34:42,112 --> 00:34:43,879
‫خانم «متیسون» ، شما دارین
‫یک چیزی رو قایم می‌کنید

533
00:34:43,881 --> 00:34:48,784
‫و زمانی که ما سر دربیاریم اون چیه
‫برای مدت زیادی به زندان میندازیم‌تون

534
00:34:48,786 --> 00:34:51,520
‫ولی فعلاً فقط می‌تونم شما رو
‫متهم به اختلال در کارِ کنگره بکنم

535
00:34:51,522 --> 00:34:53,055
‫ولی اصلاً اشتباه برداشت نکنید

536
00:34:53,057 --> 00:34:58,460
‫شما ضرر بزرگی به میهن
‫خودتون وارد کردید و می‌کنید

537
00:34:58,462 --> 00:35:03,765
‫که بهتون قول میدم روزی میرسه
‫که تقاص کارِتون رو پس میدید

538
00:35:34,597 --> 00:35:37,899
‫ممکنه آخرین دستوری باشه
‫که صادر می‌کنیم

539
00:35:38,668 --> 00:35:40,902
‫همینطوره

540
00:35:47,844 --> 00:35:51,012
‫بکُشیدشون

541
00:35:51,014 --> 00:35:54,249
‫همه‌شون رو بکُشید

542
00:36:08,500 --> 00:36:12,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" کاراکاس ، ونزوئلا "</font>

543
00:37:24,874 --> 00:37:28,407
‫لطفاً بهت گفتم دیگه این‌کارـت
‫رو تکرار نکن . ولش کن . فهمیدی؟

544
00:37:28,408 --> 00:37:29,408
‫چَشم بابا

545
00:37:43,159 --> 00:37:48,029
‫ستاد فرماندهی مرکزی ایالت متحده بود
‫جی‌استارز» داره ردیابی می‌کنه»

546
00:37:48,031 --> 00:37:49,564
‫«سندی" ، کِی تصویر از «شاهین حهانی ۱"

547
00:37:49,566 --> 00:37:52,968
‫- رویِ مانیتور بالا میفته؟
‫- هر لحظه امکانش هست

548
00:37:52,970 --> 00:37:54,536
‫بفرما

549
00:37:54,538 --> 00:37:57,873
‫- دوستان ، تصویر کجا نمایش داده شده؟
‫- یمن قربان

550
00:37:57,875 --> 00:38:00,475
‫صحرای شرقی
‫صبر کنید . ۱۱ کیلومتر فاصله داریم

551
00:38:00,477 --> 00:38:03,378
‫بهتره نزدیک‌تر بشیم

552
00:38:03,380 --> 00:38:05,547
‫"سازمان اطلاعات یمن "شریف ارشد
‫رو داخل ماشین گذاشته

553
00:38:05,549 --> 00:38:08,016
‫داره به سمت یه پایگاه آموزشی
‫نظامی «القاعده» میره

554
00:38:08,018 --> 00:38:10,151
‫شاهین جهانی ۱» موشک هوا به»
‫زمین خودش رو آماده کرده

555
00:38:10,153 --> 00:38:12,587
‫- و شمارش معکوس برای پرتاب موشک رو می‌خواد
‫- بهشون بگو گوش به زنگ باشن

556
00:38:12,589 --> 00:38:16,157
‫شاهین حهانی ۱» ، گوش به زنگ باش»
‫«اینم «شاهین جهانی ۳

557
00:38:17,560 --> 00:38:19,327
‫در مرکز شهر «غزه» قرار داره

558
00:38:20,931 --> 00:38:24,366
‫به نظرم اینجا درست محل
‫اجرای عملیات هستش

559
00:38:24,368 --> 00:38:26,835
‫الان مختصات محل تأیید شد

560
00:38:26,837 --> 00:38:29,571
‫چطوریِ که هنوز از «کاراکاس» خبری نشنیدیم؟

561
00:38:29,573 --> 00:38:31,239
‫جین" ، ببین می‌تونی ما رو"
‫به "قرمز ۵" وصل کنی یا نه؟

562
00:38:31,241 --> 00:38:33,074
‫باید تا الان اولین گزارش رو دریافت می‌کردیم

563
00:38:33,076 --> 00:38:34,342
‫الان انجامش میدم

564
00:38:34,344 --> 00:38:35,944
‫شاهین جهانی ۳» هدف رو»
‫در تیررس خودش داره

565
00:38:35,946 --> 00:38:38,546
‫دریافت شد
‫شاهین جهانی ۳» ، گوش به زنگ باش»

566
00:38:38,548 --> 00:38:40,081
‫شاهین جهانی ۳» گوش به زنگه»

567
00:38:40,083 --> 00:38:42,083
‫قربان ، تیم زمینی تیراندازی هم
‫در موقعیت قرار گرفتن

568
00:38:42,085 --> 00:38:45,020
‫تل‌آویو» هم منتظر تأییدیه نهایی هستش»

569
00:38:45,022 --> 00:38:48,523
‫قرمز ۵» ، ارتباط برقرار شد»

570
00:38:50,059 --> 00:38:51,960
‫مجبور شدم عملیات رو متوقف کنم
‫یه بچه توی ماشین بود

571
00:38:51,962 --> 00:38:53,628
‫الان کجایی؟

572
00:38:53,630 --> 00:38:55,230
‫نزدیک محل سکونتش

573
00:38:55,232 --> 00:38:57,399
‫انگار توی قلعه وایسادم
‫دیوار پر از نگهبان

574
00:38:57,401 --> 00:38:59,601
‫همین الان ۲تا نگهبان دیدم

575
00:38:59,603 --> 00:39:01,603
‫احتمال اینکه بتونی بری داخل چقدره؟

576
00:39:01,605 --> 00:39:03,438
‫پشتیبانی ماهواره‌ای در اختیارم میذارید؟

577
00:39:03,440 --> 00:39:05,240
‫نه . زمان کافی براش نیست

578
00:39:05,242 --> 00:39:07,976
‫مدت مأموریت ۱۴ دقیقه و ۴۲ ثانیه

579
00:39:07,978 --> 00:39:10,078
‫ازم می‌خواید چی‌کار کنم؟

580
00:39:10,080 --> 00:39:12,981
‫قرمز ۵» ، صبر کن»

581
00:39:15,918 --> 00:39:18,954
‫یا باید بفرستیمش داخل
‫یا اینکه کل مأموریت رو لغو کنیم

582
00:39:18,956 --> 00:39:20,221
‫چرا «سائول»؟

583
00:39:20,223 --> 00:39:21,656
‫کُشتن ۵ نفر از ۶ نفر بدک نیست

584
00:39:21,658 --> 00:39:23,825
‫مگه نقشه این نبود یا همه‌شون یا هیچ‌کدوم؟

585
00:39:23,827 --> 00:39:26,428
‫بانکر" باید کُشته بشه"

586
00:39:26,430 --> 00:39:27,896
‫قربان ، احتمالاً این امر شدنی نباشه

587
00:39:27,898 --> 00:39:31,833
‫در غیر این‌صورت این یارو
‫آب میشه میره توی زمین

588
00:39:37,306 --> 00:39:41,333
‫به «کوئین» بگو ۱۰ دقیقه فرصت داره

589
00:39:41,426 --> 00:39:43,078
‫اگر موفق نشه
‫کل عملیات لغو میشه

590
00:39:43,080 --> 00:39:45,347
‫- قربان؟
‫- اسکات" ، شنیدی چی گفتم"

591
00:39:46,949 --> 00:39:49,517
‫قرمز ۵» ، مجاز به پیش‌روی هستی»

592
00:39:49,519 --> 00:39:51,486
‫ولی ازت می‌خوایم طی ۱۰ دقیقه یا کمتر
‫با ما تماس بگیری

593
00:39:51,488 --> 00:39:52,821
‫دریافت شد؟

594
00:39:52,823 --> 00:39:55,056
‫دریافت شد

595
00:39:56,826 --> 00:39:59,694
‫جین» و «سندی» ، همگی گوش به زنگ باشید»

596
00:39:59,696 --> 00:40:04,232
‫- چشم قربان
‫- ساعت مأموریت ۱۳:۴۶ دقیقه
‫و شمارش ادامه داره

597
00:40:47,624 --> 00:40:48,812
‫چی اون بیرون هستش؟

598
00:42:45,629 --> 00:42:47,863
‫قربان ، ۱۰ دقیقه به اتمام رسید

599
00:42:49,665 --> 00:42:53,434
‫قربان ، چیزی به پایانش نمونده

600
00:42:53,436 --> 00:42:55,270
‫۳۰ثانیه دیگه بهش وقت بده

601
00:42:59,675 --> 00:43:01,709
‫یه چیزی روی فرکانس ماهواره‌ای برام اومد

602
00:43:01,711 --> 00:43:03,278
‫هستش JPEG یه عکس با فرمت

603
00:43:03,280 --> 00:43:04,846
‫روی مانیتور ۳ نشونش بده

604
00:43:05,948 --> 00:43:08,716
‫اون کیه دیگه؟

605
00:43:08,718 --> 00:43:10,185
‫صبر کنید

606
00:43:10,187 --> 00:43:11,853
‫یه پیغام رمزگذاری شده بهش وصل هستش

607
00:43:11,855 --> 00:43:14,222
‫رمزگشایی شد

608
00:43:15,724 --> 00:43:17,625
‫شخص مورد نظر کُشته شده

609
00:43:18,861 --> 00:43:21,529
‫به مأمورین و تیم‌های زمینی‌مون اطلاع بده

610
00:43:21,531 --> 00:43:23,865
‫۵تا هدف دیگه باقی مونده
‫۲دقیقه فرصت داریم

611
00:43:23,867 --> 00:43:25,233
‫همگی می‌تونید وارد عمل بشید

612
00:43:25,235 --> 00:43:27,302
‫تکرار می‌کنم . می‌تونید وارد عمل بشید

613
00:43:33,008 --> 00:43:35,009
‫گلیندا" کُشته شد"

614
00:43:35,011 --> 00:43:37,378
‫مرگِ «مترسک» تأیید شد

615
00:43:37,380 --> 00:43:40,148
‫گلیندا» و «مترسک» کُشته شدند»

616
00:43:42,084 --> 00:43:43,651
‫اینجا «تل‌آویو» هستش

617
00:43:43,653 --> 00:43:45,019
‫توتو" کُشته شد"

618
00:43:45,021 --> 00:43:47,088
‫توتو» کُشته شد»

619
00:43:47,990 --> 00:43:49,824
‫"اینم از "براوو

620
00:43:51,360 --> 00:43:53,394
‫مرگِ "دُروتی" در حالِ تأیید هستش

621
00:43:53,396 --> 00:43:55,330
‫دُروتی» کُشته شد»

622
00:43:56,999 --> 00:43:59,100
‫- «تیم «آلفا
‫- شیر بزدل» کُشته شد»

623
00:43:59,102 --> 00:44:01,569
‫شیر بزدل» هم کُشته شد»

624
00:44:01,571 --> 00:44:06,241
‫ایول . همینه
‫دوستان ، ما اینیم دیگه

625
00:44:06,243 --> 00:44:08,776
‫آفرین . کارِتون خوب بود . احسنت

626
00:44:08,778 --> 00:44:10,778
‫کارِت خوب بود

627
00:44:10,780 --> 00:44:12,981
‫مرسی

628
00:44:14,083 --> 00:44:16,317
‫از همگی ممنونم

629
00:44:23,792 --> 00:44:26,027
‫می‌بینم که مصرفت بالاست

630
00:44:27,896 --> 00:44:29,030
‫از شرکت "کاستکو" بخری
‫ارزون‌تر تموم میشه

631
00:44:29,032 --> 00:44:30,665
‫اینطوری راحت‌ترم

632
00:44:31,467 --> 00:44:35,336
‫پس تو هم این مشکل رو داری
‫با تکنولوژی زیاد راحت نیستی

633
00:44:41,644 --> 00:44:43,878
‫خیلی خوشمزه شده مامان‌بزرگ

634
00:44:45,481 --> 00:44:47,315
‫مامان ، مصاحبه کاری چطور پیش رفت؟

635
00:44:47,317 --> 00:44:49,817
‫گمونم خوب بود

636
00:44:49,819 --> 00:44:51,953
‫واسه کار مصاحبه دادی؟

637
00:44:51,955 --> 00:44:53,454
‫این هفته چندتایی مصاحبه دادم

638
00:44:53,456 --> 00:44:57,992
‫مدرک حسابداری خودم رو آوردم بیرون
‫و با کلی آدم ۲۲ ساله جلسه داشتم

639
00:44:57,994 --> 00:45:00,161
‫آخرین‌بار کِی توی یه اداره مشغول به کار بودی؟

640
00:45:00,163 --> 00:45:02,430
‫قبل اینکه تو متولد بشی

641
00:45:02,432 --> 00:45:04,699
‫دورنمایِ انتظارات کلی تغییر کرده

642
00:45:05,434 --> 00:45:09,203
‫اصلاً سر درنمیارم چرا الان
‫می‌خوای مشغول به کار بشی

643
00:45:10,005 --> 00:45:12,006
‫به نظر من که خیلی باحاله

644
00:45:12,008 --> 00:45:13,975
‫موافقم

645
00:45:13,977 --> 00:45:15,176
‫ولی آخه الان؟

646
00:45:15,178 --> 00:45:17,011
‫منظورم اینه...

647
00:45:17,013 --> 00:45:19,347
‫فعلاً مشکلات زیاد دیگه‌ای داری

648
00:45:20,482 --> 00:45:24,352
‫درسته که یکیش هم خرج
‫خونه رو جور کردن هستش

649
00:45:25,621 --> 00:45:27,922
‫دولت نمی‌تونه مقرری تو رو قطع کنه

650
00:45:29,291 --> 00:45:31,547
‫اون‌همه سال به عنوان همسر یک نظامی
‫ازخودگذشتگی کردی چی میشه؟

651
00:45:31,582 --> 00:45:35,330
‫خب ، وقتی کاشف به عمل بیاد
‫که خائن به مملکت‌ـت هستی

652
00:45:35,332 --> 00:45:38,232
‫از تمام مزایایِ دولتی محروم میشی

653
00:45:39,668 --> 00:45:41,936
‫می‌تونی شکایت کنی

654
00:45:41,938 --> 00:45:44,305
‫علیه تفنگداران نیروی دریایی شکایت کنم؟

655
00:45:44,307 --> 00:45:45,973
‫آره . پیش میاد دیگه

656
00:45:45,975 --> 00:45:48,343
‫تازه پرونده درست‌درمونی هم داری

657
00:45:48,345 --> 00:45:51,179
‫جس» ، دستِ‌کم با یه وکیل مشورت کن»

658
00:45:51,181 --> 00:45:53,514
‫مامان ، دوست ندارم راجبه
‫این چیزها حرف بزنم

659
00:45:54,717 --> 00:45:58,486
‫هدفِ «برودی» از به خدمت نظام در اومدن
‫مگه همین نبود؟

660
00:45:58,488 --> 00:46:00,788
‫اینکه بتونه خرج خانواده‌ـش رو تأمین کنه

661
00:46:00,790 --> 00:46:02,690
‫خیال می‌کردی قراره معلم مدرسه بشه

662
00:46:02,692 --> 00:46:05,727
‫خیر سرش قرار بود ۲ سال
‫توی نیروی دریایی خدمت کنه

663
00:46:05,729 --> 00:46:07,829
‫بعدش حادثه ۱۱ «سپتامبر» اتفاق افتاد
‫هیچ‌کس پیش‌بینی همچین واقعه‌ای رو نمی‌کرد

664
00:46:07,831 --> 00:46:11,366
‫اصل حرفم اینه که «برودی» بابت
‫هیچی با تو مشورت نمی‌کرد

665
00:46:11,368 --> 00:46:13,568
‫همیشه هر کار دوست داشت می‌کرد

666
00:46:13,570 --> 00:46:15,403
‫خیلی‌خب مامان ، بسه دیگه

667
00:46:19,007 --> 00:46:23,811
‫راجبه چی اجازه هست حرف بزنم؟

668
00:46:28,150 --> 00:46:29,884
‫بچه‌ها

669
00:46:29,886 --> 00:46:34,422
‫اون یارو خوش‌بینِ که از ساختمون
‫می‌پره پایین چی میگه؟

670
00:46:38,360 --> 00:46:41,229
‫خدا رو شکر تا اینجاش که بخیر گذشت

671
00:46:43,832 --> 00:46:45,333
‫خدا رو شکر تا اینجاش که بخیر گذشت

672
00:46:48,904 --> 00:46:52,840
‫خدا رو شکر تا اینجاش که بخیر گذشت

673
00:47:23,906 --> 00:47:25,373
‫الو

674
00:47:25,375 --> 00:47:27,308
‫روزنامه‌ی امروز رو خوندی؟

675
00:47:27,310 --> 00:47:28,643
‫نه

676
00:47:28,645 --> 00:47:31,779
‫می‌خوای واست بخونمش؟

677
00:47:32,915 --> 00:47:34,949
‫گوشی دست‌ـت . بذار کامل بیدار بشم

678
00:47:42,458 --> 00:47:44,759
‫خیلی‌خب ، بخون

679
00:47:44,761 --> 00:47:46,727
‫بسیارخب ، تیترش اینه

680
00:47:46,729 --> 00:47:48,963
‫مأمور سازمان سی‌آی‌اِی به "
‫بمب‌افکنِ «لنگلی» ارتباط دارد

681
00:47:48,965 --> 00:47:52,467
‫طبق صحبت‌های یک منبع ناشناس
‫این احتمال میره که

682
00:47:52,469 --> 00:47:55,937
‫یکی از مأموران سازمان سی‌آی‌اِی
‫«با نماینده‌ی کنگره «نیکلاس برودی

683
00:47:55,939 --> 00:47:59,807
‫در روزها و هفته‌های قبل از حمله به
‫لنگلی» رابطه‌ی جنسی داشته باشه»

684
00:47:59,809 --> 00:48:02,410
‫از اونجایی که این مأمور هنوز در
‫عملیات‌های این سازمان حضور فعال داره

685
00:48:02,412 --> 00:48:05,580
‫" هویت ایشون فاش نخواهد شد

686
00:48:11,086 --> 00:48:13,955
‫ما مصلحت‌گرا هستیم
‫با شرایط سازگار میشیم

687
00:48:13,957 --> 00:48:16,858
‫ما حافظ یک آتیش مقدس نیستیم

688
00:48:16,860 --> 00:48:19,627
‫نیازی نیست مقدس بشه

689
00:48:19,629 --> 00:48:21,996
‫فقط آتیش‌ـش رو نگه داریم بسه

690
00:48:21,998 --> 00:48:23,831
‫خب ، ما این‌کار رو کردیم
‫با یه مقدار اضافه‌تر

691
00:48:23,833 --> 00:48:25,433
‫مقابله به مثل کردیم

692
00:48:25,435 --> 00:48:27,768
‫با اینحال «کوئین» از مهلکه نجات‌مون داد . درسته؟

693
00:48:27,770 --> 00:48:29,770
‫آره؟

694
00:48:29,772 --> 00:48:31,172
‫فکر کنم این رو دیدی

695
00:48:31,174 --> 00:48:33,040
‫- «کری»
‫- آره . خب ، معلومه که دیدی

696
00:48:33,042 --> 00:48:34,976
‫همه‌مون از اینکه خبرها به مطبوعات درز کنه
‫خیلی بدمون میاد

697
00:48:34,978 --> 00:48:36,844
‫مگر اینکه خودمون خبر رو لو داده باشیم

698
00:48:36,846 --> 00:48:38,813
‫مطمئن باش الان همچین اتفاقی نیفتاده

699
00:48:38,815 --> 00:48:40,181
‫به نظرت من حالیم نیست
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

700
00:48:40,183 --> 00:48:42,683
‫نه . خوب میدونم چه خبره

701
00:48:42,685 --> 00:48:44,819
‫- پس کاملاً در اشتباهی
‫- جدی؟

702
00:48:44,821 --> 00:48:46,721
‫چرا از سگ دستمال‌کِش‌ـت نمی‌پرسی؟

703
00:48:46,723 --> 00:48:48,456
‫البته اون فقط بلده آدم بکُشه

704
00:48:48,458 --> 00:48:50,458
‫کری» ، نفس عمیق بکش»
‫داری مرتکب اشتباه بزرگی میشی

705
00:48:50,460 --> 00:48:51,826
‫تهدیدم می‌کنی؟

706
00:48:51,828 --> 00:48:53,461
‫الان مثلاً باید مثله سگ بترسم؟

707
00:48:53,463 --> 00:48:56,464
‫یالا . بشین . یه‌کم تیرامیسو بخور
‫در مورد این موضوع حرف میزنیم

708
00:48:56,466 --> 00:48:57,798
‫حرفی نداریم بهم بزنیم

709
00:48:57,800 --> 00:48:58,900
‫- این قضیه رو کنترل می‌‌کنیم
‫- کنترلش می‌کنیم؟

710
00:48:58,902 --> 00:49:00,635
‫- بهت قول میدم
‫- خیره سرت تحت کنترل داریش؟

711
00:49:00,637 --> 00:49:02,036
‫- «یالا «کری
‫- دستِ کوفتیت رو به من نزن

712
00:49:02,038 --> 00:49:04,472
‫برسونش خونه و منتظر شو تا آروم بگیره

713
00:49:04,474 --> 00:49:06,707
‫سائول» ، «برودی» مأموریت تو بود»

714
00:49:06,709 --> 00:49:08,376
‫این رو یادت نره

715
00:49:08,378 --> 00:49:09,510
‫خودت پیشنهادش رو دادی

716
00:49:09,512 --> 00:49:11,012
‫مجوزش رو صادر کردی و اجراییش کردی

717
00:49:11,014 --> 00:49:12,914
‫- راه بیوفت
‫- الانم کون لقت

718
00:49:12,916 --> 00:49:14,282
‫کون لق همه‌تون

719
00:49:31,833 --> 00:49:34,502
‫میدونی که حق با اونه

720
00:49:34,504 --> 00:49:37,338
‫عملیات ضدجاسوسی کلاسیک

721
00:49:37,340 --> 00:49:39,507
‫بهت که گفتم من داستان رو پخش نکردم

722
00:49:39,509 --> 00:49:41,275
‫والا بهش می‌خورد از دستورات
‫خودت بوده باشه

723
00:49:41,277 --> 00:49:43,110
‫البته منظورم این نیست هوشمندانه نبوده

724
00:49:43,112 --> 00:49:46,614
‫بخصوص از دیروز تا حالا که اوضاع
‫حسابی به‌هم ریخته . محض اطمینان کار درستی بوده

725
00:49:48,283 --> 00:49:52,186
‫سائول» ، کارِ من نبود»

726
00:50:31,259 --> 00:50:35,129
‫میدونم قصدت کمک کردن هستش
‫ولی به نظرم باید یه راهی پیدا کنی

727
00:50:35,131 --> 00:50:38,566
‫وقتی پیش اونی آرامش بیشتری داشته باشی
‫همه‌مون باید آرامش داشته باشیم

728
00:50:38,568 --> 00:50:40,635
‫به نظر خودم که دارم همین کار رو می‌کنم

729
00:50:40,637 --> 00:50:42,500
‫هیچم اینطور نیست

730
00:50:44,641 --> 00:50:48,643
‫اگه نظر من رو بخوای این تویی که
‫داری زیادی این قضیه رو بزرگ می‌کنی

731
00:50:48,645 --> 00:50:52,313
‫بزرگ می‌کنم؟
‫خودکُشی دخترم رو بزرگش می‌کنم؟

732
00:50:52,315 --> 00:50:54,415
‫اون که واقعاً‌ خودکشی نکرده

733
00:50:54,417 --> 00:50:57,452
‫اقدام که کرده . خیلی تلاش هم کرده

734
00:50:57,487 --> 00:50:59,020
‫حتّی نظر دکترش هم همین بود

735
00:50:59,022 --> 00:51:04,291
‫معلومه که دکتره این رو میگه
‫می‌ترسه ازش شکایت کنی

736
00:51:04,293 --> 00:51:07,128
‫من دخترهای نوجوون رو خوب می‌شناسم
‫ناسلامتی خودم یکی‌شون رو بزرگ کردم

737
00:51:07,130 --> 00:51:08,696
‫«خدایا «جسی

738
00:51:08,698 --> 00:51:10,698
‫تو هفته‌ای ۱بار حرف از خودکشی میزدی

739
00:51:10,700 --> 00:51:12,967
‫حرفش رو میزدم
‫ولی هیچ‌وقت امتحانش نکردم

740
00:51:12,969 --> 00:51:16,303
‫حرف منم اینه که دخترت هم
‫همچین قصدی نداشته

741
00:51:16,305 --> 00:51:19,507
‫دنبالِ جلب‌توجه بوده

742
00:51:19,509 --> 00:51:23,277
‫اگه واقعاً می‌خواست خودش
‫رو بکُشه الان مُرده بود

743
00:51:45,567 --> 00:51:48,469
‫بدین‌وسیله جلسه‌ی کمیته‌ی
‫شورای سازمان اطلاعات

744
00:51:48,471 --> 00:51:50,504
‫رو رسمی اعلام می‌کنم

745
00:51:50,506 --> 00:51:52,973
‫جناب «بِرِنسون» ، مطابق رویه‌ی
‫معمول این کمیته

746
00:51:52,975 --> 00:51:55,910
‫میشه لطفاً به‌ایستید و سوگند یاد کنید؟

747
00:51:57,412 --> 00:52:00,548
‫آیا از صمیم قلب سوگند می‌خورید شهادتی که

748
00:52:00,550 --> 00:52:03,751
‫در این جلسه بیان می‌کنید حقیقت باشد

749
00:52:03,753 --> 00:52:06,087
‫حقیقتِ محض باشد و چیزی جز حقیقت بیان نکنید
‫باشد که خداوند شما را یاری کند؟

750
00:52:06,089 --> 00:52:07,888
‫سوگند می‌خورم

751
00:52:10,525 --> 00:52:14,361
‫متوجه شدم شما تمایل دارید بیانیه‌ای
‫رو در این لحظه قرائت کنید

752
00:52:14,363 --> 00:52:15,996
‫جناب رئیس ، بیانیه‌ای مختصر هستش

753
00:52:15,998 --> 00:52:17,331
‫بسیارخب ، لطفاً شروع کنید

754
00:52:17,333 --> 00:52:18,666
‫سپاسگزارم جنابِ رئیس

755
00:52:18,668 --> 00:52:23,003
‫جنابِ رئیس ، نمایندگان سرشناسِ کنگره

756
00:52:23,005 --> 00:52:24,739
‫دقیقاً ۲ ماه پیش

757
00:52:24,741 --> 00:52:28,843
‫در طی وحشیانه‌ترین حمله به ملّت آمریکا
‫«پس از حادثه‌ی ۱۱ «سپتامبر

758
00:52:28,845 --> 00:52:33,280
‫زنان و مردان سازمان سی‌آی‌اِی متحملِ
‫یک بمب‌گذاری دلخراش شدند

759
00:52:33,282 --> 00:52:38,119
‫دیروز ما با یک اقدام قاطع مسئولین این
‫حادثه رو به سزای عمل خودشان رساندیم

760
00:52:38,121 --> 00:52:41,222
‫همانطور که امروز صبح رئیس‌جمهور
‫از دفترشون در «کاخ سفید» اعلام کردند

761
00:52:41,224 --> 00:52:43,357
‫نیروهایِ هوایی و زمینی ایالات متحده‌ی آمریکا

762
00:52:43,359 --> 00:52:47,128
‫در طی ۶تا حمله‌ی هماهنگ
‫در ۳تا قاره‌ی جداگانه

763
00:52:47,130 --> 00:52:50,064
‫مسئولین اصلی شبکه‌ی تروریست که

764
00:52:50,066 --> 00:52:52,600
‫بنیانگذار بمب‌گذاری در «لنگلی» بودن را
‫از صحنه‌ی روزگار محو کرد

765
00:52:52,602 --> 00:52:54,902
‫جناب رئیس ، این عملیات
‫کاملاً‌ برنامه‌ریزی شده بود

766
00:52:54,904 --> 00:52:58,906
‫با دقت تمام طراحی
‫و بدون کم و کاستی اجرا شد

767
00:52:58,908 --> 00:53:02,143
‫به تمام افرادی که در این موفقیت
‫سهم داشتن تبریک میگم

768
00:53:02,145 --> 00:53:07,715
‫در نتیجه‌ی تلاش‌های این افراد تعداد
‫انسان‌های شرور دنیای امروزی کمتر شد

769
00:53:07,717 --> 00:53:08,949
‫آقای «بِرِنسون» ، ازتون ممنونم

770
00:53:08,951 --> 00:53:13,254
‫مطمئناً همگی ما قدردانِ زحماتِ شما
‫و زنان و مردان حاضر در نیروهای ارتش هستیم

771
00:53:13,256 --> 00:53:15,222
‫خیلی ممنون جنابِ رئیس

772
00:53:15,224 --> 00:53:18,125
‫افردای که کُشته شدن غیرنظامی بودن
‫درست میگم؟

773
00:53:18,127 --> 00:53:21,328
‫اصطلاح قانونیش دشمن متخاصم هستش

774
00:53:21,330 --> 00:53:24,932
‫نکته‌ی مهم اینه که اون‌ها کسانی نبودن
‫که در اصل دستور حمله رو صادر کرده باشن

775
00:53:24,934 --> 00:53:27,935
‫البته قصد بنده کوچک شماردن
‫عملیات موفقیت‌آمیز شما نیست

776
00:53:27,937 --> 00:53:29,603
‫البته که همینطوره

777
00:53:29,605 --> 00:53:32,940
‫اصل حرف بنده این هستش که شما
‫هدف‌های قابل دسترس رو نابود کردید

778
00:53:32,942 --> 00:53:36,977
‫جناب نماینده ، بهتون اطمینان‌خاطر میدم
‫که هیچ‌کدوم از این اهداف آسون نبودن

779
00:53:36,979 --> 00:53:38,579
‫آقای «بِرِنسون» ، با این حساب

780
00:53:38,581 --> 00:53:41,849
‫به گمونم زمان‌بندی شما
‫برای من مورد سوال هستش

781
00:53:41,851 --> 00:53:44,318
‫- زمان‌بندی من؟
‫- این‌کار زمانی صورت می‌گیره که

782
00:53:44,320 --> 00:53:47,087
‫ملّت آمریکا ایمان خودشون رو
‫به شما در مورد اینکه قادر هستید

783
00:53:47,089 --> 00:53:49,089
‫کار درست رو انجام بدید از دست میدن

784
00:53:49,091 --> 00:53:52,059
‫رک بگم زیادی آسون به‌نظر میاد

785
00:53:52,861 --> 00:53:57,598
‫و این رویداد به هیچ عنوان باعث نمیشه
‫کمیته هدف اصلی خودش رو فراموش کنه

786
00:54:00,001 --> 00:54:01,936
‫اون‌وقت دقیقاً هدف کمیته چی هست؟

787
00:54:01,938 --> 00:54:06,273
‫البته به جز تهمت زدن
‫و مقصر جلوه دادن

788
00:54:09,511 --> 00:54:13,480
‫بهتره راجبهِ مقاله‌ی دیروز
‫روزنامه‌ها نظر خودتون رو بیان کنید

789
00:54:13,482 --> 00:54:16,784
‫من راجبهِ اخبار تخیلی
‫روزنامه‌‌ها نظر نمیدم

790
00:54:16,786 --> 00:54:19,153
‫اگر اون اخبار حقیقت داشته باشن چی؟

791
00:54:19,155 --> 00:54:23,290
‫اینکه خود آژانس پای بمب‌گذار
‫لنگلی» رو به اونجا باز کرده؟»

792
00:54:23,292 --> 00:54:25,993
‫این اطلاعات درست نیستن

793
00:54:25,995 --> 00:54:30,130
‫«بهتون یادآوری می‌کنم جنابِ «بِرِنسون
‫شما سوگند یاد کردید

794
00:54:30,132 --> 00:54:32,867
‫اون اطلاعات ناقص هستن

795
00:54:32,869 --> 00:54:35,536
‫منظورتون از ناقص چی هستش؟

796
00:54:43,812 --> 00:54:46,213
‫جناب «بِرِنسون»؟

797
00:54:49,317 --> 00:54:52,553
‫این قضیه اینطوری نبود که
‫فقط به آژانس مربوط باشه

798
00:54:52,555 --> 00:54:54,822
‫منظورتون چیه؟

799
00:54:54,824 --> 00:55:00,327
‫افسر پرونده که تحت بازجویی قرار داره
‫سابقه‌ی رفتار مجنون‌وار داره

800
00:55:00,329 --> 00:55:03,197
‫تعادل روانی نداره

801
00:55:03,199 --> 00:55:07,201
‫از چه لحاظ تعادل روانی نداره؟

802
00:55:07,203 --> 00:55:09,904
‫ایشون دچار اختلال دوقطبی هستن

803
00:55:09,906 --> 00:55:12,873
‫و به مدت ۱۰ سال وضعیت
‫روانی خودش رو از

804
00:55:12,875 --> 00:55:16,610
‫مقامات بالادستی خودش مخفی نگه داشته بود

805
00:55:20,215 --> 00:55:23,384
‫ایشون دیگه چه موضوع رو با شما
‫درمیون نگذاشته بود آقای «بِرِنسون»؟

806
00:55:23,386 --> 00:55:25,920
‫آیا این واقعیت که با نماینده‌ی
‫«کنگره آقای «برودی

807
00:55:25,922 --> 00:55:29,089
‫رابطه جنسی داشت رو از شما مخفی کرده بود؟

808
00:55:29,091 --> 00:55:31,558
‫اون زمان مسئولیت با من بود جناب نماینده
‫هر اتفاقی که تحت‌نظر من اتفاق افتاده

809
00:55:31,560 --> 00:55:33,394
‫- من مسئولیت کاملش رو می‌پذیرم
‫- لطفاً سوال رو جواب بدید

810
00:55:33,396 --> 00:55:40,334
‫«آیا این واقعیت که با نماینده‌ی کنگره آقای «برودی
‫رابطه جنسی داشت رو از شما مخفی کرده بود؟

811
00:55:42,470 --> 00:55:45,205
‫متأسفانه بله . همینطوره

812
00:56:00,200 --> 00:56:01,200
‫S@eideH & Arian Drama : مترجمین

813
00:56:02,200 --> 00:56:03,200
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه فری‌آفلاین
‫Forum.Free-Offline.Org

