1
00:00:00,400 --> 00:00:01,400
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه فری‌آفلاین
‫Forum.Free-Offline.Org

2
00:00:02,400 --> 00:00:05,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۳
‫قسمت ۱۰ : شب‌بخیر</font>

3
00:00:06,400 --> 00:00:07,400
‫S@eideH & Arian Drama : مترجمین

4
00:01:20,812 --> 00:01:22,613
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

5
00:01:22,615 --> 00:01:25,049
‫بمب‌گذارِ تنها راه برای ثابت کردن
‫بی‌گناهی «برودی» هستش

6
00:01:25,051 --> 00:01:26,884
‫چه غلطی داری می‌کنی «کری»؟

7
00:01:27,786 --> 00:01:29,687
‫کری» ، همین الان برگرد»

8
00:01:29,689 --> 00:01:32,490
‫این آخرین هشداره

9
00:01:35,295 --> 00:01:37,795
‫یک مأمور از ناحیه‌ی فوقانی بازو
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفته

10
00:01:37,797 --> 00:01:39,664
‫خونریزی زیاد
‫احتمالاً یک شاهرگ سوراخ شده

11
00:01:39,666 --> 00:01:41,365
‫سائول» کدوم گوریه؟»

12
00:01:47,139 --> 00:01:51,142
‫اونطوری که انتظارش رو داشتیم نیست
‫ولی تنها گزینه‌ی ماست

13
00:01:51,144 --> 00:01:52,877
‫اون یه معتاده قربان

14
00:01:52,879 --> 00:01:55,580
‫دارم این فرصت رو بهت میدم
‫تا دوباره یک ارتشی بشی

15
00:01:55,582 --> 00:01:59,483
‫دیگه نه . من کارم تمومه

16
00:01:59,485 --> 00:02:02,720
‫من یه نقشه‌ای دارم
‫به «برودی» مربوط میشه

17
00:02:02,722 --> 00:02:05,489
‫- بهم گفتی که برای «جوادی» نقشه کشیدی
‫- درسته

18
00:02:05,491 --> 00:02:07,158
‫برودی» فاز بعدی نقشه‌ست»

19
00:02:07,160 --> 00:02:09,193
‫خب ، چیه؟ ایده‌ی بزرگت چیه؟

20
00:02:09,195 --> 00:02:10,394
‫«دانش اکبری»

21
00:02:10,396 --> 00:02:12,330
‫رئیس سپاه پاسداران ایران

22
00:02:12,332 --> 00:02:13,564
‫درسته

23
00:02:13,566 --> 00:02:15,333
‫«رئیسِ «جوادی

24
00:02:15,335 --> 00:02:19,503
‫و تنها مانع بزرگ در راه رسیدن به صلح
‫می‌خوام حذف بشه

25
00:02:19,505 --> 00:02:20,605
‫برودی» می‌تونه خودش رو بهش برسونه»

26
00:02:20,607 --> 00:02:22,340
‫کاری که «سائول» میگه رو انجام بده

27
00:02:22,342 --> 00:02:23,174
‫کاری که تو میگی رو

28
00:02:23,176 --> 00:02:24,609
‫خیلی‌خب ، کاری که من میگم رو

29
00:02:24,611 --> 00:02:26,410
‫«من رو نگاه کن «کری

30
00:02:26,412 --> 00:02:28,879
‫با این وضعیتم نمی‌تونی حتی من رو
‫برای خرید یه پاکت سیگار بفرستی

31
00:02:28,881 --> 00:02:32,750
‫ما آماده‌ات می‌کنیم
‫فقط باید خودت بخوای

32
00:02:32,752 --> 00:02:36,754
‫اونا من رو می‌برن دم مرز
‫و اونجا من خودم رو تسلیم می‌کنم؟

33
00:02:36,756 --> 00:02:38,289
‫درسته و ما

34
00:02:38,291 --> 00:02:40,891
‫مریوان" رو انتخاب کردیم"
‫«چون که چندتا از فرماندهان «القاعده

35
00:02:40,893 --> 00:02:42,526
‫هم اونجا درخواست
‫پناهندگی سیاسی کردن

36
00:02:42,528 --> 00:02:44,595
‫چی باعث شده فکر کنی
‫من می‌تونم اونقدر به

37
00:02:44,597 --> 00:02:46,030
‫سرلشگر «اکبری» نزدیک بشم
‫که بتونم بکشمش؟

38
00:02:46,032 --> 00:02:47,298
‫جوادی» هم اونجاست»

39
00:02:47,300 --> 00:02:49,066
‫میدیم تا یک جلسه ملاقات
‫بین شما ۲تا جور کنه

40
00:02:49,068 --> 00:02:50,901
‫من از تهران برمیگردم

41
00:02:50,903 --> 00:02:52,870
‫مطمئنم که برمیگردی

42
00:02:52,872 --> 00:02:54,538
‫«و نه فقط برای «دِینا

43
00:02:58,210 --> 00:03:00,211
‫برودی»؟»

44
00:03:02,781 --> 00:03:05,116
‫اونطرف می‌بینمت

45
00:03:23,235 --> 00:03:25,069
‫«کری»

46
00:03:26,806 --> 00:03:28,406
‫باید حرف بزنیم

47
00:03:28,408 --> 00:03:29,674
‫راجبه چی؟

48
00:03:29,676 --> 00:03:31,409
‫شونه‌ات چطوره؟

49
00:03:31,411 --> 00:03:32,810
‫مثل روز اول

50
00:03:32,812 --> 00:03:34,478
‫می‌خوام بعد از اون جریانی

51
00:03:34,480 --> 00:03:36,614
‫که سر «فرانکلین» توی مُتل به پا شد
‫سنگا رو باهات وا بکنم

52
00:03:36,616 --> 00:03:37,782
‫علاقه‌ای ندارم

53
00:03:37,784 --> 00:03:39,250
‫انقدر از دست همه که می‌خوان

54
00:03:39,252 --> 00:03:41,752
‫هر جور شده خودشون رو بی‌گناه
‫نشون بدن خسته شدم که نگو

55
00:03:41,754 --> 00:03:43,087
‫«اون یه دستور مستقیم بود «کری

56
00:03:43,089 --> 00:03:45,756
‫نمی‌خواستم ریسک کنم بذارم
‫یه نفر دیگه شلیک بکنه

57
00:03:55,968 --> 00:04:00,604
‫وقتی زیر تیغ جراحی بودی من یه
‫نگاهی به سوابق پزشکیت انداختم

58
00:04:00,606 --> 00:04:02,973
‫چکار کردی؟

59
00:04:02,975 --> 00:04:06,610
‫نگران آسیبی بودم که بهت وارد کردم

60
00:04:08,948 --> 00:04:10,948
‫کری» ، تو ۱۵ هفته‌ست که حامله‌ای»

61
00:04:10,950 --> 00:04:13,384
‫- خب؟
‫- خب ، من فکر می‌کنم

62
00:04:13,386 --> 00:04:15,986
‫باید توی این قسمت عملیات
‫دیگه به خودت استراحت بدی

63
00:04:15,988 --> 00:04:17,521
‫و چرا باید همچین کاری بکنم؟

64
00:04:17,523 --> 00:04:21,225
‫چون وقتی تحت شرایط خاص قرار می‌گیری
‫نمی‌تونی خوب کار کنی

65
00:04:21,227 --> 00:04:23,627
‫شرایط خاص اینجا همون
‫داشتن بچه‌ی «برودی» توی شکم‌ـمه؟

66
00:04:23,629 --> 00:04:25,463
‫آره

67
00:04:25,465 --> 00:04:28,366
‫خب ، اول از همه
‫بچه‌ی «برودی» نیستش

68
00:04:28,368 --> 00:04:32,303
‫خیلی ممنون . دوماً هیچ ارتباطی
‫به تو یا هیچ‌کس دیگه‌ای نداره

69
00:04:32,305 --> 00:04:34,238
‫پس لازم نکرده تو کار من دخالت کنی

70
00:04:36,100 --> 00:04:39,900
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" عـراق "
‫" ۶کیلومتری مرز ایران - عراق "</font>

71
00:04:51,890 --> 00:04:54,091
‫نیم‌پُخته؟

72
00:04:58,498 --> 00:05:00,698
‫خوشمزه‌ست ، مگه نه؟

73
00:05:00,700 --> 00:05:03,167
‫آره

74
00:05:03,169 --> 00:05:08,439
‫رمزش اینه که قبل از بریدن گلوی
‫بُز کاری بکنی که آروم بشه

75
00:05:08,441 --> 00:05:11,008
‫برای همینم «مدرّس» کزاز
‫و زانو درد گرفته

76
00:05:31,129 --> 00:05:33,130
‫اوضاع‌شون چطوره؟

77
00:05:33,132 --> 00:05:36,400
‫خوبه . بدون دردسر از کردستان عبور کردن

78
00:05:36,402 --> 00:05:41,071
‫حالا اونا اونجان منتظرن
‫تا شب بشه و اون‌موقع

79
00:05:41,073 --> 00:05:42,540
‫برودی» رو اینجا از مرز رد می‌کنن»

80
00:05:42,542 --> 00:05:47,445
‫و تا پاسدارخونه‌ی ایرانی که
‫اینجا قرار داره همراهش میرن

81
00:05:51,617 --> 00:05:53,951
‫خطر یک درگیری بین‌المللی

82
00:05:53,953 --> 00:05:56,086
‫یکی از نگرانی‌های اصلی
‫رئیس‌جمهور هستش

83
00:05:56,088 --> 00:06:00,491
‫ما ۱۰۰ درصد پشت چیزی
‫که به رئیس‌جمهور گفتیم هستیم

84
00:06:00,493 --> 00:06:03,394
‫ریسک این عملیات به نتیجه‌اش می‌ارزه

85
00:06:03,396 --> 00:06:07,665
‫و اگر بر حسب محال مشکلی پیش بیاد
‫ما خودمون ترتیبش رو میدیم

86
00:06:07,667 --> 00:06:11,569
‫حتی نمی‌خوام بپرسم معنی
‫این حرف یعنی چی

87
00:06:11,571 --> 00:06:12,970
‫تمام کاری که امشب «برودی» باید بکنه

88
00:06:12,972 --> 00:06:15,673
‫اینه که از مرز رد بشه
‫و درخواست پناهندگی سیاسی بکنه

89
00:06:15,675 --> 00:06:18,142
‫همین

90
00:06:22,914 --> 00:06:25,449
‫بچه‌های نیروی دریایی همچین کاری می‌کنن؟

91
00:06:25,451 --> 00:06:29,253
‫جوراب رو چپه راسته می‌کنن
‫و از طرف تمیزش می‌پوشن

92
00:06:29,255 --> 00:06:31,589
‫خب ، طرف تمیز نداره

93
00:06:31,591 --> 00:06:34,124
‫یک طرفش عرقیه
‫طرف دیگه‌اش خاکی

94
00:06:34,126 --> 00:06:37,328
‫خب ، شاید اینا فقط توی سر منه

95
00:06:38,663 --> 00:06:40,598
‫جواب میده؟

96
00:06:40,600 --> 00:06:44,869
‫خب ، یه نگاهی بهم بنداز
‫من یه آدم جدیدم

97
00:06:44,871 --> 00:06:46,270
‫گزارش رادیویی

98
00:06:57,783 --> 00:07:00,518
‫کیلو-آلفا» ، «زیرو» صحبت می‌کنه»

99
00:07:00,520 --> 00:07:03,888
‫به شما دید داریم
‫قدرت سیگنال رو بفرستید . تمام

100
00:07:03,890 --> 00:07:05,623
‫«کیلو-آلفا»

101
00:07:05,625 --> 00:07:07,291
‫قدرت سیگنال ۱۰

102
00:07:07,293 --> 00:07:10,194
‫کیلو-براوو» ، «زیرو» صحبت می‌کنه . تمام»

103
00:07:10,196 --> 00:07:11,629
‫براوو» ، اون هم ۱۰تا قدرت سیگنال»

104
00:07:11,631 --> 00:07:13,597
‫زیرو» ، «کیلو-آلفا» صحبت می‌کنه»

105
00:07:14,799 --> 00:07:16,901
‫دید خوبی داریم

106
00:07:16,903 --> 00:07:19,203
‫یه روز دیگه توی بهشت

107
00:07:19,205 --> 00:07:20,905
‫حال مسافر چطوره؟

108
00:07:20,907 --> 00:07:25,876
‫بد نیست
‫برای یه عضو نیروی دریایی

109
00:07:25,878 --> 00:07:28,646
‫همین . «آلفا» قطع می‌کنه

110
00:07:28,648 --> 00:07:30,381
‫براوو» قطع می‌کنه»

111
00:07:32,717 --> 00:07:35,486
‫بعد از گذر از مرز به کجا میره؟

112
00:07:35,488 --> 00:07:37,688
‫هی "جین" ، می‌تونی عکس‌های
‫مرز رو پخش کنی؟

113
00:07:37,690 --> 00:07:39,223
‫الان

114
00:07:40,759 --> 00:07:43,360
‫خب ، عکس‌ها مال ۲ ساعت پیشه

115
00:07:43,362 --> 00:07:45,896
‫یک سربازخونه برای ۸تا سرباز
‫که یک گروهبان فرمانده‌شون هست

116
00:07:45,898 --> 00:07:48,332
‫نگهبانی‌های کنار جاده هم
‫توی شیفت‌های ۴ ساعته

117
00:07:48,334 --> 00:07:50,768
‫توسط ۲ نفر با سلاح‌های اتوماتیک پُر میشه

118
00:07:50,770 --> 00:07:53,871
‫اطلاعات جدیدی از مکالمات رادیویی
‫گشت مرزی ایرانی‌ها دستگیرمون نشده؟

119
00:07:53,873 --> 00:07:55,239
‫گزارش ساعتی دارن

120
00:07:55,241 --> 00:07:58,609
‫بعلاوه یک درخواست برای جیره‌های غذایی
‫و ۲تا درخواست برای باطری جدید

121
00:07:58,611 --> 00:08:02,079
‫۸تا سرباز وظیفه‌ی گرسنه و خسته که
‫ما داریم به بیسیم‌هاشون گوش میدیم

122
00:08:02,081 --> 00:08:04,582
‫از یه طرفم دیگه نمی‌خواد نگران
‫دست‌کم گرفتن‌شون باشیم

123
00:08:05,584 --> 00:08:07,718
‫اینم حرفیه

124
00:08:07,720 --> 00:08:12,590
‫بیا ۱بار دیگه داستان
‫جعلی‌ـت رو مرور کنیم

125
00:08:16,862 --> 00:08:21,532
‫بعد از بمب‌گذاری شبکه‌ی «نظیر» یک
‫ماشین در نزدیکی «لنگلی» قرار داد

126
00:08:21,534 --> 00:08:24,201
‫که منم باهاش از جنگل وارد مرز کانادا شدم

127
00:08:24,203 --> 00:08:26,537
‫اونجا موهام رو تراشیدم
‫و پیاده به راهم ادامه دادم

128
00:08:26,539 --> 00:08:28,539
‫اونجا من توی خلیج "فاندی" یک قایق دزدیم

129
00:08:28,541 --> 00:08:30,541
‫و به "نُوا اسکوشیا" رفتم
‫و اونجا با یکی آشنا شدم

130
00:08:30,543 --> 00:08:32,376
‫که با "عامر الماتی" ارتباط داشت

131
00:08:32,378 --> 00:08:34,812
‫و من رو سوار یک کشتی تجاری
‫به مقصد «کلمبیا» کرد

132
00:08:35,881 --> 00:08:37,648
‫بعدش شبه‌نظامی‌هایی که
‫برای «حزب‌الله» کار می‌کنن

133
00:08:37,650 --> 00:08:40,150
‫من رو به «ونزوئلا» بردن
‫و اونجا بالاخره من رو

134
00:08:40,152 --> 00:08:42,886
‫وارد یک هواپیمای تجاری
‫به مقصد عراق کردن

135
00:08:42,888 --> 00:08:45,222
‫و توی عراق پیش یکی از
‫گروه‌های «القاعده» رفتم

136
00:08:45,224 --> 00:08:48,525
‫که موظف بودن من رو از مرز
‫وارد ایران بکنن

137
00:08:51,262 --> 00:08:53,797
‫به «القاعده» ملحق بشین دنیا رو ببینین

138
00:08:56,401 --> 00:08:58,502
‫بررسی نهایی
‫دید در شب

139
00:09:01,906 --> 00:09:04,208
‫حالت دید در شب در حال اجرا

140
00:09:28,134 --> 00:09:31,669
‫آدامس "بلک جک"ـم
‫تموم شده . بازم داریم؟

141
00:09:35,940 --> 00:09:37,941
‫همه چیز روبراهه قربان؟

142
00:09:37,943 --> 00:09:39,276
‫این آخرین پاکته؟

143
00:09:39,278 --> 00:09:42,846
‫کلی براتون خریدم . نگران نباشین

144
00:09:51,489 --> 00:09:54,258
‫نامه نوشتی؟

145
00:09:55,060 --> 00:09:56,994
‫چی؟

146
00:09:56,996 --> 00:09:58,629
‫به خونه

147
00:09:58,631 --> 00:10:00,964
‫برای خدافظی

148
00:10:03,735 --> 00:10:06,403
‫مطمئنم اگه می‌نوشتم
‫شما متوجه می‌شدین

149
00:10:06,405 --> 00:10:12,476
‫می‌تونستی به اون دوست
‫سی‌آی‌اِی‌ـت بدی . همون مو طلاییه

150
00:10:24,990 --> 00:10:27,324
‫چطوری؟

151
00:10:27,326 --> 00:10:28,859
‫خوبم . تو چطور؟

152
00:10:28,861 --> 00:10:31,995
‫بهتر از این دیگه راه نداره

153
00:10:31,997 --> 00:10:35,499
‫آماده باشین . وقت نمایشه

154
00:10:35,501 --> 00:10:38,001
‫ماهواره‌ی "ریپر ۱" چه مشکلی پیدا کرده؟

155
00:10:38,003 --> 00:10:40,104
‫مشکلات پهنای باند سنسور

156
00:10:40,106 --> 00:10:41,805
‫پیش میاد
‫داریم دوباره تنظیم می‌کنیم

157
00:10:43,675 --> 00:10:47,211
‫اگر همه چیز خوب پیش بره
‫نباید چند دقیقه بیشتر طول بکشه

158
00:10:47,213 --> 00:10:48,445
‫اگر همه چیز خوب پیش بره؟

159
00:10:48,447 --> 00:10:51,115
‫می‌خوایم بگیم تیم تا زمان
‫برگشت ماهواره کاری نکنه؟

160
00:10:51,117 --> 00:10:52,216
‫ماهواره بیشتر برای خودمونه

161
00:10:52,218 --> 00:10:53,550
‫اونا تلفن ماهواره‌ای
‫و دید در شب دارن

162
00:10:53,552 --> 00:10:57,020
‫فعلاً همونطوری و بدون ماهواره
‫می‌تونن به مرز نزدیک بشن

163
00:12:35,453 --> 00:12:37,287
‫- لعنتی
‫- چیه؟

164
00:12:37,289 --> 00:12:39,456
‫جاده‌ی منتهی به مرز بسته شده

165
00:12:39,458 --> 00:12:43,493
‫کامیون‌های حامل سوخت دارن با بنزین مجانی
‫به مقامات محلی رشوه میدن

166
00:12:43,495 --> 00:12:46,697
‫پلیس ، ارتش...همه‌شون اونجان

167
00:12:48,032 --> 00:12:49,833
‫مرز کجاست؟

168
00:12:49,835 --> 00:12:51,702
‫۱.۵کیلومتر جلوتر

169
00:12:51,704 --> 00:12:53,971
‫اون چراغ‌هایی که از دور دیده میشن

170
00:12:56,642 --> 00:12:59,343
‫زیرو» به «کیلو-آلفا» . تمام»

171
00:12:59,345 --> 00:13:00,477
‫زیرو» ، صحبت کن . تمام»

172
00:13:00,479 --> 00:13:02,045
‫چیزی که من می‌بینم رو می‌بینین؟

173
00:13:02,047 --> 00:13:04,781
‫آره . صبر کنین

174
00:13:07,051 --> 00:13:09,019
‫بچه‌ها ، پیاده بشین

175
00:13:09,021 --> 00:13:12,556
‫هر کی رد شد کاری بکنین
‫انگار ماشین به مشکل خورده

176
00:13:18,830 --> 00:13:21,064
‫یه نقشه‌ی دوم هم داریم دیگه ، نه؟

177
00:13:21,066 --> 00:13:25,068
‫«آره . منتظریم تا «لنگلی
‫مسیر دوم رو بهمون اعلام کنه

178
00:13:27,272 --> 00:13:29,339
‫من نیاز به اون ماهواره دارم
‫قراره برگرده یا نه؟

179
00:13:29,341 --> 00:13:30,974
‫دریافت شد

180
00:13:37,850 --> 00:13:40,284
‫چرا اینقدر طولش میدن؟

181
00:13:40,286 --> 00:13:43,854
‫نمیدونم . با ماهواره
‫به مشکل فنی خوردن

182
00:13:43,856 --> 00:13:47,457
‫خب پس چقدر قراره اینجا بشینیم؟

183
00:13:47,459 --> 00:13:49,960
‫لعنتی ، از بچه‌های منم بدتری تو

184
00:13:49,962 --> 00:13:52,696
‫خدایا ، از دست این مسئولای بی‌خاصیت

185
00:13:52,698 --> 00:13:54,698
‫با ماهواره به مشکل خوردن؟

186
00:13:54,700 --> 00:13:57,167
‫چه شروع خوبی

187
00:13:59,203 --> 00:14:00,537
‫ماهواره برگشت

188
00:14:00,539 --> 00:14:02,940
‫خوبه

189
00:14:02,942 --> 00:14:07,444
‫حالا بیاین اون راه ثانویه
‫به مرز رو پیدا کنیم

190
00:14:07,446 --> 00:14:09,313
‫در حال جایگزین‌سازی

191
00:14:09,315 --> 00:14:10,714
‫«کیلو-آلفا» به «زیرو»

192
00:14:10,716 --> 00:14:12,783
‫ماهواره دوباره به کار افتاده
‫در حال یافتن مسیر برای شما

193
00:14:13,985 --> 00:14:14,985
‫صبر کنین

194
00:14:16,988 --> 00:14:19,723
‫برگشتی به جویدن آدامس شانست؟

195
00:14:19,725 --> 00:14:21,959
‫آره . یکی می‌خوای؟

196
00:14:39,077 --> 00:14:41,078
‫لعنتی

197
00:14:46,317 --> 00:14:48,685
‫سرت رو بگیر پایین

198
00:14:48,687 --> 00:14:51,088
‫انگار که خواب‌ـت بُرده . تکون نخور

199
00:14:56,761 --> 00:15:00,163
‫زیرو» به «کیلو-براوو» ، آماده باشین»

200
00:15:00,165 --> 00:15:01,932
‫ممکنه به یه مشکلی خورده باشیم

201
00:15:01,934 --> 00:15:04,001
‫پلیس‌های محلی اومدن

202
00:15:16,115 --> 00:15:17,614
‫شما چرا اینجایین؟

203
00:15:19,051 --> 00:15:21,184
‫«میریم به «مریوان

204
00:15:33,732 --> 00:15:36,466
‫«القاعده»

205
00:15:36,468 --> 00:15:39,736
‫داستان پوششی رو باور نمی‌کنن

206
00:15:44,209 --> 00:15:46,109
‫خدای من ، می‌خوان یه نگاهی
‫به داخل وانت بندازن

207
00:15:51,382 --> 00:15:52,916
‫«کلمه رو بگو «کیلو-آلفا

208
00:15:52,918 --> 00:15:55,485
‫- کدوم کلمه؟
‫- «شب‌بخیر»

209
00:15:55,487 --> 00:15:59,222
‫«باید تا قبل از اینکه پلیس‌ها «برودی
‫رو ببینن "شب‌بخیر" رو بگن

210
00:16:46,204 --> 00:16:48,071
‫شب‌بخیر

211
00:17:14,065 --> 00:17:16,299
‫هی

212
00:17:16,301 --> 00:17:17,801
‫حالت خوبه؟

213
00:17:19,804 --> 00:17:22,005
‫برودی»؟ روبراهی؟»

214
00:17:27,479 --> 00:17:29,679
‫هی

215
00:17:41,459 --> 00:17:44,661
‫- چه غلطی داری می‌کنی؟
‫- من نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

216
00:17:44,663 --> 00:17:46,096
‫- معلومه که می‌تونی
‫- نمی‌تونم . نه

217
00:17:46,098 --> 00:17:47,964
‫- نمی‌تونم . نه . نمی‌تونم
‫- می‌تونی و می‌کنی

218
00:17:47,966 --> 00:17:49,933
‫نمی‌تونم . من نمی‌تونم

219
00:17:49,935 --> 00:17:52,435
‫برای خایه کردن یه مقدار دیر شده

220
00:17:52,437 --> 00:17:54,437
‫خفه‌شو

221
00:17:57,642 --> 00:18:01,678
‫ترسیدی؟ ترسیدی؟

222
00:18:01,680 --> 00:18:04,781
‫من...

223
00:18:04,783 --> 00:18:07,317
‫- ترسیدم . من ترسیدم
‫- خوبه

224
00:18:07,319 --> 00:18:11,621
‫منم همینطور . آدمای خیلی زیادی رو دیدم که
‫توی این کشور جهان سوم آشغال کشته شدن

225
00:18:11,623 --> 00:18:14,124
‫شخصاً هر باری که من رو می‌فرستن
‫اینجا از ترس به خودم میرینم

226
00:18:14,126 --> 00:18:18,628
‫و اگه تو همین الان به خودت نیای
‫ما همه‌مون امشب می‌میریم

227
00:18:18,630 --> 00:18:20,530
‫تو همچین چیزی می‌خوای؟

228
00:18:20,532 --> 00:18:22,465
‫نه

229
00:18:22,467 --> 00:18:25,135
‫بگو که مشکلی برات پیش نمیاد

230
00:18:25,137 --> 00:18:28,838
‫بگو که اینجا برات آخر راه نیست

231
00:18:30,309 --> 00:18:35,078
‫نه ، نه ، نه
‫می‌خوام بلند بگی

232
00:18:35,080 --> 00:18:37,180
‫من...

233
00:18:37,182 --> 00:18:40,016
‫مشکلی برام پیش نمیاد . من روبراهم

234
00:18:40,018 --> 00:18:42,419
‫من خوبم

235
00:18:42,421 --> 00:18:44,421
‫مشکلی برام پیش نمیاد

236
00:18:52,597 --> 00:18:55,232
‫کیلو-آلفا» ، مشکلی پیش اومده؟»

237
00:18:58,903 --> 00:19:01,071
‫مسافر ماشین‌زده شد . بالا آورد

238
00:19:01,073 --> 00:19:02,539
‫و ما الان آماده‌ایم که راه بیوفتیم

239
00:19:02,541 --> 00:19:03,940
‫ماشین‌زده؟

240
00:19:03,942 --> 00:19:06,009
‫این یه خط امنه
‫میشه بهشون بگی که

241
00:19:06,011 --> 00:19:08,578
‫- رمزی حرف نزنن؟
‫- حالش خوب میشه؟

242
00:19:08,580 --> 00:19:11,081
‫معلومه که روبراه میشه

243
00:19:14,285 --> 00:19:15,852
‫بیا

244
00:19:15,854 --> 00:19:17,520
‫خون رو از روی صورت‌ـت پاک کن

245
00:19:17,522 --> 00:19:19,389
‫«کیلو-آلفا»

246
00:19:19,391 --> 00:19:22,592
‫کیلو-براوو» ، وارد جاده‌ی ثانویه بشید»

247
00:19:22,594 --> 00:19:26,296
‫دریافت شد . «آلفا» قطع می‌کنه

248
00:19:36,707 --> 00:19:39,643
‫آقا ما ۳تا افسر عراقی رو کشتیم یا نه؟

249
00:19:39,645 --> 00:19:41,811
‫کُرد بودن . اشتباه نکنین

250
00:19:41,813 --> 00:19:46,283
‫به‌هرحال این چیزی نیست که
‫رئیس‌جمهور باید ازش مطلع بشه

251
00:19:46,285 --> 00:19:48,551
‫من درک می‌کنم . باور کن

252
00:19:50,121 --> 00:19:52,389
‫فرماندهی مشترک عملیات ویژه رو برام بگیر

253
00:20:19,617 --> 00:20:24,087
‫از زمان جنگ ایران و عراق دیگه اینجا
‫در اصل خاک هیچ‌کسی محسوب نمیشه

254
00:20:24,089 --> 00:20:25,989
‫ملاقاتی داریم

255
00:20:36,267 --> 00:20:38,101
‫- سناتور و ژنرال
‫- جناب رئیس

256
00:20:38,103 --> 00:20:39,502
‫- «کاخ سفید»...
‫- میدونم

257
00:20:39,504 --> 00:20:41,304
‫- بهم گفته بودن که دارین میاین
‫- بذار حرفم رو تموم کنم

258
00:20:41,306 --> 00:20:43,340
‫کاخ سفید» من و ژنرال «فیستر» رو فرستاده»

259
00:20:43,342 --> 00:20:44,708
‫تا مشاوره بدیم و زیرنظر داشته باشیم

260
00:20:44,710 --> 00:20:47,310
‫مشاوره و زیرنظر داشتن

261
00:20:47,312 --> 00:20:50,447
‫فرماندهی مشترک عملیات ویژه برای مشاوره دادن
‫و من هم به عنوان شخصی که...

262
00:20:50,449 --> 00:20:52,349
‫هیگینز» از این عملیات چی برات گفته؟»

263
00:20:52,351 --> 00:20:57,220
‫که این قسمت قرار بود سریع
‫ساکت و بدون خونریزی باشه

264
00:20:57,222 --> 00:20:58,955
‫همه چیز رو بهت گفته ، مگه نه؟

265
00:20:58,957 --> 00:21:00,390
‫درسته

266
00:21:00,392 --> 00:21:02,959
‫- از جمله؟
‫- گروهبان «برودی»...بله

267
00:21:03,794 --> 00:21:07,230
‫سائول» ، این قضیه به»
‫هر جایی ختم پیدا کنه

268
00:21:07,232 --> 00:21:09,632
‫چه یه عملیات هوشمندانه بشه
‫چه برعکس

269
00:21:09,634 --> 00:21:11,735
‫قراره که من به ارث ببرمش

270
00:21:11,737 --> 00:21:13,636
‫پس حالا که دیگه عملیات اجرایی شده

271
00:21:13,638 --> 00:21:15,305
‫چه خوب و چه بد

272
00:21:15,307 --> 00:21:18,942
‫چاره‌ای ندارم جز
‫آرزوی موفقیت کردن

273
00:21:23,013 --> 00:21:24,748
‫میشه تنهایی حرف بزنیم سناتور؟

274
00:21:24,750 --> 00:21:26,483
‫«ما رو ببخش «بیل

275
00:21:26,485 --> 00:21:27,617
‫البته

276
00:21:38,696 --> 00:21:41,331
‫پس اون مهلتی که توافق کردیم
‫بهم بدی چی شد؟

277
00:21:41,333 --> 00:21:44,367
‫قرار این بود که من زمان
‫به ریاست رسیدنم رو به تأخیر بندازم

278
00:21:44,369 --> 00:21:47,337
‫که همین کارم کردم
‫اون‌کار انجام شده

279
00:21:47,339 --> 00:21:52,275
‫«خودت رو خوش‌شانس بدون «سائول
‫که «هیگینز» ما رو خبر کرد ، نه رئیس‌جمهور

280
00:21:52,277 --> 00:21:55,412
‫یا مشاورت امنیت ملیش رو

281
00:21:59,850 --> 00:22:03,486
‫دریافت شد . دریافت شد

282
00:22:05,122 --> 00:22:07,590
‫- «خانم «متیسون
‫- سناتور

283
00:22:07,592 --> 00:22:09,926
‫شونه‌تون چطوره؟

284
00:22:09,928 --> 00:22:12,796
‫دکترها بهم گفتن خیلی شانس آوردین

285
00:22:12,798 --> 00:22:15,198
‫خوبم . ممنون حالم رو جویا شدید

286
00:22:15,200 --> 00:22:19,769
‫فقط می‌تونم بگم معلومه حسابی
‫آدم متقاعدکننده‌ای هستی که

287
00:22:19,771 --> 00:22:21,604
‫تونستی «برودی» رو راضی
‫به انجام این‌کار کنی

288
00:22:21,606 --> 00:22:26,009
‫توی آژانس به این‌کار میگیم
‫استخدام نیرو

289
00:22:35,119 --> 00:22:38,188
‫بفرما . یه نگاه بنداز

290
00:22:40,090 --> 00:22:44,060
‫مرز ۱.۵ کیلومتر اونورتر هستش
‫۳۰۰متر بعد از اون ساختمون

291
00:22:44,062 --> 00:22:47,230
‫مرز یه رودخونه‌ی کم‌عمق‌ـه
‫طول تقریبیِ رود ۱۲ متر هست

292
00:22:47,232 --> 00:22:49,966
‫گوش کن . من با ماشین تا اونجا می‌برمت

293
00:22:49,968 --> 00:22:51,334
‫همه‌مون تحت‌نظر داریمت و مراقبتیم

294
00:22:52,737 --> 00:22:56,072
‫از اون رودخانه که عبور کنی میرسی
‫به مرز جنگل که اونطرفه

295
00:22:56,074 --> 00:22:58,241
‫همین که به اونجا رسیدی
‫حدود ۶ کیلومتر به سمت شمال میری

296
00:22:58,243 --> 00:22:59,409
‫یعنی برمیگردی به محل
‫پاسگاه بازرسی ایرانی‌ها

297
00:22:59,411 --> 00:23:01,644
‫همونجایی که از اوّل قصد داشتیم پیاده‌ات کنیم

298
00:23:05,249 --> 00:23:06,616
‫کجا داری میری؟

299
00:23:06,618 --> 00:23:08,084
‫بشاشم

300
00:23:08,086 --> 00:23:10,320
‫باهاش برو

301
00:23:12,957 --> 00:23:14,757
‫احتمالاً افراد دشمن دارند بهمون نزدیک میشن

302
00:23:14,759 --> 00:23:18,962
‫۲تا «همر» از نیروهای عراقی در ۳ کیلومتری
‫جنوبی موقعیت افرادمون هستند

303
00:23:18,964 --> 00:23:21,798
‫کیلو-آلفا» ، ۲تا خودروی «همر» عراقی»

304
00:23:21,800 --> 00:23:26,336
‫در فاصله‌ی ۳ کیلومتری از شما در سمت جنوب هستند
‫تهدید جدی به شمار نمیان ولی حواس‌تون جمع باشه

305
00:23:26,338 --> 00:23:27,937
‫آلفا» دریافت شد»

306
00:23:27,939 --> 00:23:30,773
‫خیلی‌خب ، نیروهای گشتی عراقی
‫۳کیلومتر پایین‌تر از ما هستند

307
00:23:30,775 --> 00:23:33,943
‫مسئله چندان مهمی نیست
‫با اینحال عبور از این منطقه راحت نیست

308
00:23:33,945 --> 00:23:35,445
‫به‌خاطر همین باید سریع و بی‌سروصدا

309
00:23:35,447 --> 00:23:38,281
‫و کم‌تعداد از اونجا عبور کنیم
‫یعنی فقط من و اون میریم

310
00:23:38,283 --> 00:23:40,984
‫بقیه‌تون همینجا بمونید و ما رو پوشش بدید

311
00:23:40,986 --> 00:23:42,685
‫سوالی نیست؟

312
00:23:46,957 --> 00:23:48,358
‫آماده‌ای؟

313
00:23:49,159 --> 00:23:51,194
‫آره

314
00:24:08,230 --> 00:24:10,413
‫وقتی بچّه بودی
‫می‌خواستی بزرگ شدی چی‌کارِ بشی؟

315
00:24:12,249 --> 00:24:13,650
‫یادم نمیاد

316
00:24:13,652 --> 00:24:14,751
‫مزخرف نگو

317
00:24:14,753 --> 00:24:16,719
‫همه این رو یادشونه

318
00:24:20,491 --> 00:24:23,426
‫رفیق ، دیگه لازم نیست مُدام حواست
‫به من باشه و کنترلم کنی

319
00:24:23,428 --> 00:24:25,428
‫خوب حالیمه واسه چی اومدم اینجا

320
00:24:25,430 --> 00:24:28,398
‫بابا ، فقط می‌خوام گپ بزنیم

321
00:24:29,667 --> 00:24:31,401
‫اون چیه دیگه؟

322
00:24:33,371 --> 00:24:34,837
‫هیچی

323
00:24:44,848 --> 00:24:46,616
‫خب ، حالا خودت می‌خواستی چی‌کارِ بشی؟

324
00:24:46,618 --> 00:24:48,084
‫من توی «تگزاس» بزرگ شدم

325
00:24:48,086 --> 00:24:50,420
‫فقط عشق گاوسواری داشتم

326
00:24:50,422 --> 00:24:52,088
‫جدی؟ پس چرا نزدی تو اون‌کار؟

327
00:24:52,090 --> 00:24:55,191
‫رفتم توی اون‌کار واسه ۲ سال

328
00:24:55,193 --> 00:24:57,193
‫ولی تخمام تحمل ضربه‌ها رو نداشت

329
00:24:59,930 --> 00:25:01,898
‫به‌خاطر همین الان این‌کارِ شدم

330
00:25:01,900 --> 00:25:03,066
‫مبارک...

331
00:25:19,950 --> 00:25:21,618
‫الان چی شد؟

332
00:25:22,620 --> 00:25:25,355
‫کیلو-آلفا» ، «زیرو» صحبت می‌کنه . تمام»

333
00:25:27,891 --> 00:25:31,294
‫کیلو-آلفا» ، «زیرو» صحبت می‌کنه . تمام»

334
00:25:32,730 --> 00:25:34,831
‫کیلو-آلفا» ، «زیرو» صحبت می‌کنه . تمام»

335
00:25:37,901 --> 00:25:39,402
‫زیرو» ، «کیلو-براوو» صحبت می‌کنه»

336
00:25:39,404 --> 00:25:41,004
‫آلفا» به یه چیزی برخورد کرد»

337
00:25:41,006 --> 00:25:42,839
‫مین یا بمب دست‌ساز بود

338
00:25:44,008 --> 00:25:46,576
‫نیروهای دشمنُ روی صفحه نمایش‌تون نمی‌بینید؟

339
00:25:46,578 --> 00:25:48,211
‫گوش به زنگ باش
‫الان بررسی می‌کنم

340
00:25:51,015 --> 00:25:52,715
‫تا الان که خبری نیست

341
00:26:02,259 --> 00:26:03,760
‫قربان ، ماشین پاسبانی عراقی

342
00:26:03,762 --> 00:26:05,862
‫همین الان پیچید به سمت شمال
‫به طرف محل وقوع انفجار

343
00:26:08,532 --> 00:26:10,099
‫دیگه باید با رئیس‌جمهور تماس بگیریم

344
00:26:10,101 --> 00:26:12,335
‫صبر داشته باش
‫بذار اوّل گرد و خاک بخوابه

345
00:26:12,337 --> 00:26:14,437
‫نه . هر وقت احتمال وقوع
‫یه حادثه‌ی بین‌المللی باشه

346
00:26:14,439 --> 00:26:16,973
‫- باید به رئیس‌جمهور خبر بدم
‫- کاری که باید بکنی اینه که

347
00:26:16,975 --> 00:26:18,441
‫خونسردیِ خودت رو حفظ کنی

348
00:26:18,443 --> 00:26:20,443
‫و تمام تلاشت رو بکنی که دستپاچه نشی

349
00:26:20,445 --> 00:26:22,645
‫پس لااقل باید با عراقی‌ها صحبت کنیم

350
00:26:22,647 --> 00:26:23,813
‫که چی بگیم؟

351
00:26:23,815 --> 00:26:25,848
‫بگیم پاسپان‌های مرزی‌تون رو برگردونید
‫چون ما یه تیم از افراد سازمان سی‌آی‌اِی رو که

352
00:26:25,850 --> 00:26:28,184
‫اتفاقاً چیزی در موردشون بهتون نگفتیم
‫فرستادیم توی منطقه عملیات انجام بدند؟

353
00:26:34,058 --> 00:26:36,459
‫اون ماهواره مسلح و آماده‌ی انفجار هستش
‫درست میگم؟

354
00:26:36,461 --> 00:26:37,460
‫زیرو» ، «کیلو-براوو» صحبت می‌کنه»

355
00:26:37,462 --> 00:26:39,529
‫ما ۱ کیلومتر با «کیلو-آلفا» فاصله داریم

356
00:26:39,531 --> 00:26:41,664
‫کیلو-براوو» ، دریافت شد»
‫در نظر داشته باشید

357
00:26:41,666 --> 00:26:44,333
‫نیروهای گشتی عراقی دارند
‫به موقعیت شما نزدیک میشن

358
00:26:44,335 --> 00:26:48,371
‫قربان ، از «کاخ سفید» پشت خط هستند

359
00:26:49,873 --> 00:26:51,808
‫تصویرشون رو بنداز روی صفحه نمایش

360
00:26:51,810 --> 00:26:53,342
‫«مایک»

361
00:26:53,344 --> 00:26:55,845
‫- فکر کنم یه راه‌حلی دارم
‫- مطرحش کن لطفاً

362
00:26:55,847 --> 00:26:59,482
‫۴فروند موشک روی ماهواره نصب شده

363
00:26:59,484 --> 00:27:01,684
‫منظورتون اینه که نیروهای عراقی رو درگیر کنیم؟

364
00:27:01,686 --> 00:27:04,754
‫منظورم اینه که ما همین الان یه گروه
‫از اعضای «القاعده» رو گیر انداختیم که

365
00:27:04,756 --> 00:27:08,257
‫قصد داشتن تحت‌تعقیب‌ترین تروریست آمریکایی
‫رو قاچاقی بفرستن ایران

366
00:27:08,259 --> 00:27:10,526
‫بنابراین ما توسط اون
‫ماهواره از بین بردیم‌شون

367
00:27:10,528 --> 00:27:11,394
‫خدای من

368
00:27:11,396 --> 00:27:13,830
‫اگر اونا مُرده باشن
‫نقشه‌ی زیرکانه‌ای هستش

369
00:27:16,166 --> 00:27:19,602
‫- اگر نمرده بودن چی؟
‫- این مرتیکه به زنده یا مرده بودنِ اونا اهمیتی نمیده

370
00:27:19,604 --> 00:27:22,739
‫تنها چیزی که براش مهمه اینه که
‫خودش از مهلکه جون سالم به‌در ببره

371
00:27:22,741 --> 00:27:25,007
‫- دهنت رو ببند «کری» . لال شو
‫- لعنتی

372
00:27:26,443 --> 00:27:29,912
‫ماشین گشت عراقی‌ها
‫فوقش ۱ دقیقه باهاشون فاصله داره دیگه؟

373
00:27:30,914 --> 00:27:33,750
‫مایک» ، بذار یه چیزی رو واضح بهت بگم»

374
00:27:35,786 --> 00:27:38,755
‫من دستور حمله به افرادِ خودمون رو نمیدم

375
00:27:40,591 --> 00:27:42,592
‫تماس رو قطع کن

376
00:27:45,395 --> 00:27:47,597
‫در ماشین «آلفا» تحرکاتی رؤیت میشه

377
00:28:16,593 --> 00:28:17,827
‫یا ماشین به زمین نشست

378
00:28:17,829 --> 00:28:20,329
‫یا اینکه یه موجود دیگه‌ای داره تکون می‌خوره

379
00:28:28,739 --> 00:28:30,439
‫دومین نفر تکون می‌خوره

380
00:28:30,441 --> 00:28:32,975
‫اونا زنده هستن
‫هر ۲ نفر زنده هستن

381
00:28:49,827 --> 00:28:51,594
‫پام

382
00:28:51,596 --> 00:28:53,663
‫مادربه‌خطا

383
00:28:54,933 --> 00:28:56,866
‫نه

384
00:28:58,202 --> 00:29:00,303
‫- پای لعنتیم
‫- خیلی‌خب ، پاشو بشین

385
00:29:00,305 --> 00:29:04,307
‫پاشو بشین . صاف بشین
‫دست به سینه بشین

386
00:29:04,309 --> 00:29:07,143
‫خیلی‌خب ، همراهم بیا

387
00:29:07,145 --> 00:29:09,345
‫بسیارخب

388
00:29:16,520 --> 00:29:18,721
‫تلفن...تلفن ماهواره‌ای

389
00:29:24,228 --> 00:29:26,896
‫- کیلو-براوو» ، «آلفا» صحبت می‌کنه . تمام»
‫- براوو» به گوشم»

390
00:29:26,898 --> 00:29:29,866
‫ما در ساختمان واقع در غرب مرز هستیم

391
00:29:29,868 --> 00:29:32,134
‫دشمن تیراندازی نمی‌کنه
‫مصدوم هنوز به‌هوش هست

392
00:29:32,136 --> 00:29:34,136
‫ولی یکی از پاهاش رو از دست داده
‫بدجوری خونریزی داره . تمام

393
00:29:34,138 --> 00:29:36,839
‫براوو» ، دریافت شد»
‫تا موقعیت شما ۶۰ ثانیه فاصله هست

394
00:29:36,841 --> 00:29:39,242
‫یه تیم مسلح کار درست بفرستید اینجا

395
00:29:39,244 --> 00:29:42,678
‫فعلاً می‌تونم خونریزی‌ـش رو بند بیارم
‫و نذارم بره توی شوک

396
00:29:42,680 --> 00:29:46,849
‫اصلاً عجله نکنید و مسیر دقیق
‫ما رو دنبال کنید . تمام

397
00:29:46,851 --> 00:29:48,885
‫اطاعت . تمام

398
00:30:05,068 --> 00:30:06,669
‫به بچه‌هات فکر کن

399
00:30:06,671 --> 00:30:08,871
‫احمق جون ، من که بچه ندارم

400
00:30:08,873 --> 00:30:13,276
‫الکی باهات گپ میزدم
‫چون داشتی بچه‌بازی درمیاوردی

401
00:30:16,179 --> 00:30:17,914
‫از اینجا نجات‌ـت میدیم

402
00:30:31,428 --> 00:30:33,362
‫سیگار می‌خوام

403
00:30:33,364 --> 00:30:36,032
‫بگیر . یه نخ سیگار بهم بده

404
00:30:46,911 --> 00:30:50,413
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫همچین آدم داغونی بشم

405
00:30:50,415 --> 00:30:52,615
‫منم همینطور

406
00:30:56,586 --> 00:30:58,454
‫"گمونم گند زدم "تی

407
00:30:58,456 --> 00:31:00,723
‫پس آبجو مهمون توییم

408
00:31:00,725 --> 00:31:03,092
‫یه آمپول مورفین بهش زدم
‫فقط یکی دیگه مونده

409
00:31:03,094 --> 00:31:04,427
‫باید همین الان از اینجا ببریمش

410
00:31:04,429 --> 00:31:06,896
‫بگیرش

411
00:31:10,467 --> 00:31:13,069
‫بیا . بیا بگیرش

412
00:31:13,071 --> 00:31:15,571
‫بچرخ

413
00:31:15,573 --> 00:31:16,906
‫خیلی‌خب

414
00:31:19,009 --> 00:31:20,609
‫- رئیس ، آماده‌ای بزنیم توی گوش این‌کار؟
‫- آره

415
00:31:20,611 --> 00:31:23,446
‫خیلی‌خب ، همگی برمیگردیم به سمت ماشین

416
00:31:23,448 --> 00:31:25,014
‫- برو
‫- بزن بریم . بجُنب

417
00:31:30,087 --> 00:31:32,555
‫نیروهای گشتی عراقی اومدن سراغ‌مون

418
00:31:44,601 --> 00:31:48,037
‫زیرو» ‌، «کیلو-براوو» صحبت می‌کنه»
‫از سمت جنوب اسلحه‌های خودکار بهمون تیراندازی می‌کنن

419
00:31:48,039 --> 00:31:49,705
‫نیروشون به اندازه‌ی دسته
‫یا شایدم گروهان نظامی‌ـه

420
00:31:56,013 --> 00:31:57,980
‫هر کاری در توان‌تون هست انجام بدید
‫تا وضع از این وخیم‌تر نشه

421
00:31:57,982 --> 00:32:00,649
‫جهت عقب‌نشینی تیراندازی کنید
‫فقط سرکوب‌شون کنید

422
00:32:00,651 --> 00:32:02,985
‫نکُشیدشون . صرفاً مسیرشون رو عوض کنید

423
00:32:02,987 --> 00:32:06,322
‫زیرو» ، «کیلو-براوو» صحبت می‌کنه»
‫اگر تا چند دقیقه‌ی دیگه

424
00:32:06,324 --> 00:32:09,058
‫- عزیز» رو از اینجا خارج نکنیم حتماً می‌میره»
‫- عراقی‌ها دارند

425
00:32:09,060 --> 00:32:11,527
‫تقاضای صدور اجازه برای
‫پرتاب توپ رو می‌کنن

426
00:32:11,529 --> 00:32:13,195
‫هلیکوپترهامون چقدر باهاشون فاصله دارند؟

427
00:32:13,197 --> 00:32:15,398
‫۸دقیقه

428
00:32:15,400 --> 00:32:16,799
‫ژنرال ، توصیه‌تون چیه؟

429
00:32:16,801 --> 00:32:18,401
‫ما ۸ دقیقه فرصت نداریم

430
00:32:18,403 --> 00:32:20,970
‫- یا باید با عراقی‌ها تماس بگیریم
‫و بهشون موضوع رو بگیم...
‫- ضمناً تحمل هیچ‌گونه

431
00:32:20,972 --> 00:32:22,671
‫آبروریزی ناشی از عقب‌نشینی رو هم نداریم

432
00:32:22,673 --> 00:32:25,641
‫پس باید مقاومت کنند تا به یه محل
‫امن جهت فرود هلیکوپتر برسند

433
00:32:25,643 --> 00:32:28,544
‫۵کیلومتر عقب‌تر از همون
‫ماشینی که رهاش کردند

434
00:32:33,483 --> 00:32:35,251
‫به عبارت دیگه
‫باید عملیات رو لغو کنیم

435
00:32:40,891 --> 00:32:42,491
‫عملیات جاسوسی لغو شد

436
00:32:42,493 --> 00:32:44,693
‫الان دیگه عملیات ارتشی به حساب میاد
‫اختیار با شماست جناب ژنرال

437
00:32:44,695 --> 00:32:45,995
‫ممنونم قربان

438
00:32:45,997 --> 00:32:47,329
‫افرادمون رو از اونجا خارج کن

439
00:32:47,331 --> 00:32:48,831
‫دریافت شد . باهاشون تماس بگیر

440
00:32:59,443 --> 00:33:01,243
‫کیلو-براوو» ، «زیرو-آلفا» صحبت می‌کنه»

441
00:33:01,245 --> 00:33:02,745
‫براوو» دریافت شد»

442
00:33:02,747 --> 00:33:05,848
‫- می‌خوایم با موشک عراقی‌ها رو
‫مجبور به عقب‌نشینی کنیم . تمام
‫- دریافت شد

443
00:33:05,850 --> 00:33:08,417
‫به دستور شما موشک شلیک میشن

444
00:33:08,419 --> 00:33:10,019
‫به دستور من دریافت شد
‫صبر کنید

445
00:33:10,021 --> 00:33:12,955
‫دارند عملیات رو لغو می‌کنند؟

446
00:33:17,594 --> 00:33:18,694
‫«سائول»

447
00:33:20,564 --> 00:33:24,700
‫بدشانسی آوردی . متأسفم

448
00:33:30,207 --> 00:33:31,173
‫هی

449
00:33:31,908 --> 00:33:33,275
‫دست‌کم «جوادی» رو که داریم

450
00:33:33,277 --> 00:33:36,112
‫اون هنوزم تو گُوده
‫اینم کم چیزی نیست

451
00:33:37,147 --> 00:33:38,948
‫درسته

452
00:34:01,071 --> 00:34:03,405
‫آماده‌ی عملیات موشک هستیم . تمام

453
00:34:03,407 --> 00:34:04,406
‫آماده‌اید رفقا؟

454
00:34:06,244 --> 00:34:08,511
‫عقب‌نشینی کنید . عقب‌نشینی کنید

455
00:34:08,513 --> 00:34:12,081
‫- من نمی‌خوام برگردم عقب
‫- چی زر میزنی واسه خودت؟ معلومه که برمیگردی

456
00:34:12,083 --> 00:34:14,416
‫من می‌خوام از مرز عبور کنم و وارد ایران بشم
‫و جنابعالی هم نمی‌تونی جلوم رو بگیری

457
00:34:14,418 --> 00:34:17,786
‫گوش کن چی میگم . دارم بهت دستور میدم
‫که از اینجا بریم

458
00:34:22,426 --> 00:34:23,759
‫مسافر از عقب‌نشینی امتناع می‌کنه

459
00:34:23,761 --> 00:34:26,262
‫منم دیگه فرصتی ندارم
‫لطفاً بگید چی‌کار کنم

460
00:34:26,264 --> 00:34:28,430
‫هیچ‌کدوم از افراد رو اونجا رها نکنید

461
00:34:28,432 --> 00:34:29,999
‫بدجوری دارند بهمون تیراندازی می‌کنن

462
00:34:30,001 --> 00:34:33,836
‫مصدوم در اولویت قراره داره
‫مسافر هم از دستور سرپیچی می‌کنه

463
00:34:36,940 --> 00:34:40,109
‫ژنرال ، لطفاً بگید چی‌کار کنم

464
00:34:40,111 --> 00:34:41,944
‫بذارید من باهاش صحبت کنم

465
00:34:41,946 --> 00:34:44,713
‫اگر کسی بتونه با حرف «برودی» رو
‫از خر شیطون بیاره پایین خودِ «کری»‌ـه

466
00:34:47,284 --> 00:34:48,717
‫بسیارخب

467
00:34:50,954 --> 00:34:53,822
‫گوشی رو بده دست مسافر

468
00:34:53,824 --> 00:34:56,559
‫مجدداً تکرار می‌کنم
‫گوشی رو بده دست مسافر

469
00:34:56,561 --> 00:35:01,730
‫بگیرش . بگیرش

470
00:35:01,732 --> 00:35:03,632
‫برودی»؟»

471
00:35:03,634 --> 00:35:04,967
‫برودی»؟»

472
00:35:04,969 --> 00:35:07,636
‫صدام رو می‌شنوی؟

473
00:35:07,638 --> 00:35:11,473
‫- «برودی»
‫- کری» ، اینا می‌خوان مأموریت رو لغو کنن»

474
00:35:11,475 --> 00:35:14,476
‫- در جریانم
‫- پس بهشون بگو کور خوندن

475
00:35:14,478 --> 00:35:15,644
‫نه . گوش کن چی میگم

476
00:35:15,646 --> 00:35:17,980
‫تنهایی از پس این‌کار برنمیای

477
00:35:17,982 --> 00:35:20,149
‫کری» ، فقط ۳۰۰ متر تا مرز فاصله دارم»

478
00:35:20,151 --> 00:35:21,984
‫از پس‌ـش برمیام

479
00:35:21,986 --> 00:35:24,520
‫اگر الان از مرز عبور کنی
‫بعدش فقط خودتی و خودت

480
00:35:24,522 --> 00:35:27,089
‫راستش رو بخوای فعلاً که
‫راه دیگه‌ای وجود نداره

481
00:35:27,091 --> 00:35:29,158
‫راهش اینه که برگردی
‫و دوباره تیم تشکیل بدیم

482
00:35:29,160 --> 00:35:31,193
‫و سر یه فرصت دیگه
‫دوباره امتحان می‌کنیم

483
00:35:31,195 --> 00:35:34,597
‫بیخیال «کری» . خودت هم میدونی
‫عمراً همچین اتفاقی بیوفته

484
00:35:34,599 --> 00:35:37,399
‫تو که مطمئن نیستی

485
00:35:37,401 --> 00:35:39,401
‫دست نگه‌دار و خوب به این قضیه فکر کن

486
00:35:39,403 --> 00:35:41,737
‫نه مأموریت‌ـت تأیید شده
‫نه وقتی برسی کسی ازت حمایت می‌کنه

487
00:35:41,739 --> 00:35:43,939
‫و نه نقشه‌ای برای خارج کردن‌ـت هست

488
00:35:45,942 --> 00:35:48,510
‫اونجا می‌میری

489
00:35:48,512 --> 00:35:50,012
‫نه «کری» . اشتباه می‌کنی

490
00:35:51,616 --> 00:35:53,682
‫میدونی دلیلش چیه؟

491
00:35:53,684 --> 00:35:55,084
‫چون تو من رو برمیگردونی

492
00:35:55,086 --> 00:35:57,353
‫نه . این رو نگو
‫همچین مسئولیتی رو گردن من ننداز

493
00:35:57,355 --> 00:35:58,520
‫این همه‌ـش خواب و خیاله

494
00:35:58,522 --> 00:36:01,423
‫تو یه راهی پیدا می‌کنی
‫بهت ایمان دارم

495
00:36:01,425 --> 00:36:02,858
‫همین . تمام

496
00:36:02,860 --> 00:36:04,293
‫«نه . «برودی» ، «برودی

497
00:36:09,634 --> 00:36:11,867
‫لعنتی

498
00:36:11,869 --> 00:36:14,737
‫داریم از اینجا میریم
‫همه‌مون باهم . بزن بریم

499
00:36:14,739 --> 00:36:16,872
‫من نمیام

500
00:36:51,074 --> 00:36:53,075
‫اون رفت . لعنت بهش

501
00:36:53,077 --> 00:36:55,477
‫پرتاب موشک حالا
‫موشک همین الان

502
00:36:55,479 --> 00:36:58,480
‫موشک‌ها رو پرتاب کنید

503
00:37:04,921 --> 00:37:06,555
‫پرتاب کن . بجنب . یالا

504
00:37:08,291 --> 00:37:09,124
‫بگیریدش

505
00:37:15,399 --> 00:37:17,266
‫- بگیرش
‫- چی‌کار می‌کنی؟

506
00:37:17,268 --> 00:37:20,135
‫تا منطقه‌ی فرود می‌برمش
‫بعدش بیاید دنبالم . برو

507
00:37:20,137 --> 00:37:22,171
‫لعنتی

508
00:37:33,850 --> 00:37:35,284
‫تک‌تیراندازهای لعنتی

509
00:37:35,286 --> 00:37:38,053
‫همیشه‌ی خدا کلِ‌شق و احمقی

510
00:37:40,390 --> 00:37:42,491
‫می‌تونم ۳۰ ثانیه برات جور کنم
‫تا از مرز رد بشی

511
00:37:42,493 --> 00:37:43,792
‫و به اون درخت‌ها برسی

512
00:37:43,794 --> 00:37:45,127
‫به محض اینکه شروع به تیراندازی کردم میدویی

513
00:37:45,129 --> 00:37:47,296
‫در ضمن اگر توقف کنی خودم دخلت رو میارم

514
00:37:47,298 --> 00:37:49,131
‫سوالی نیست؟

515
00:37:49,133 --> 00:37:50,866
‫- نه
‫- خوبه

516
00:37:50,868 --> 00:37:52,701
‫با شماره‌ی ۳

517
00:37:52,703 --> 00:37:55,537
‫۱ ، ۲ ، ۳

518
00:38:06,015 --> 00:38:07,015
‫اون چیه؟

519
00:38:07,017 --> 00:38:08,217
‫محاصره شدند

520
00:38:08,219 --> 00:38:09,318
‫کی محاصره‌شون کرد؟

521
00:38:09,320 --> 00:38:11,220
‫چیزی روی امواج رادیویی دستگیرمون میشه؟

522
00:38:13,022 --> 00:38:15,958
‫«نیکلاوس برودی»

523
00:38:19,790 --> 00:38:23,661
‫من به‌خاطر بمب‌گذاری در سازمان
‫سی‌آی‌اِی در آمریکا تحت‌تعقیب هستم

524
00:38:23,662 --> 00:38:28,712
‫من تقاضای پناهندگی
‫در کشورتون رو دارم

525
00:38:32,089 --> 00:38:33,704
‫تو کی هستی؟

526
00:38:33,705 --> 00:38:35,412
‫کمکش کردم تا خودش رو به ایران برسونه

527
00:38:35,413 --> 00:38:36,321
‫از «القاعده» هستی؟

528
00:38:36,322 --> 00:38:37,492
‫بله

529
00:38:54,397 --> 00:38:58,467
‫ایرانی‌ها میگن ۲تا زندانی توی چنگ‌شونه

530
00:38:58,469 --> 00:39:00,769
‫مطمئنی طرف‌مون ایرانی‌ها هستند
‫نه عراقی‌ها؟

531
00:39:00,771 --> 00:39:02,871
‫۱۰۰درصد

532
00:39:02,873 --> 00:39:05,140
‫خدایا

533
00:39:25,595 --> 00:39:27,396
‫فرد مصدوم رو به سلامت خارج کردند

534
00:39:27,398 --> 00:39:31,166
‫وضعیت جسمانیش ثابته
‫دارن با ناو هواپیمابر میارنش

535
00:39:35,104 --> 00:39:36,839
‫یه چیز دیگه هم هست

536
00:39:36,841 --> 00:39:39,041
‫چی؟

537
00:39:40,810 --> 00:39:43,479
‫برودی» از مرز رد شد»

538
00:39:46,649 --> 00:39:47,983
‫چطوری؟

539
00:39:47,985 --> 00:39:52,387
‫توی دقیقه‌ی نود یهو بدون فکر
‫دوید سمت ارتش ایرانی‌ها

540
00:39:53,790 --> 00:39:55,591
‫حالش خوبه؟

541
00:39:55,593 --> 00:39:57,693
‫آره

542
00:40:06,437 --> 00:40:07,769
‫موفق شد

543
00:40:07,771 --> 00:40:11,807
‫تو هم «سائول» ، هنوز توی گود هستی

544
00:40:11,809 --> 00:40:14,776
‫اصلاً باورم نمیشه

545
00:40:27,023 --> 00:40:31,894
‫این آدما یاد گرفتن با هر کسی
‫که از اونور مرز پیداش میشه

546
00:40:31,896 --> 00:40:34,096
‫مثلِ مأمورین اسرائیلی برخورد کنند

547
00:40:37,800 --> 00:40:39,768
‫تو قبلاً شکنجه شدی

548
00:40:42,305 --> 00:40:44,473
‫بگو قراره با چجور وضعیتی روبرو بشم

549
00:40:47,644 --> 00:40:49,645
‫انتظار داشته باش زیر فشار بشکنی

550
00:40:59,822 --> 00:41:01,790
‫تو چقدر طاقت آوردی؟

551
00:41:03,092 --> 00:41:05,727
‫نمیدونم

552
00:41:05,729 --> 00:41:07,930
‫من بلافاصله حساب زمان از دستم در رفت

553
00:41:07,932 --> 00:41:12,367
‫ولی گمون کنم ۷ روز

554
00:41:12,369 --> 00:41:17,306
‫اینقدری کافی بود که افراد بتونن فرکانس‌ها
‫و نقشه‌های مبارزه‌شون رو تغییر بدن

555
00:41:18,841 --> 00:41:21,510
‫من فقط...

556
00:41:21,512 --> 00:41:25,681
‫دعا می‌کنم بتونم ۷ روز طاقت بیارم تا بتونی
‫کارِت رو توی تهران با موفقیت انجام بدی

557
00:41:25,683 --> 00:41:27,683
‫خوبه؟

558
00:41:53,876 --> 00:41:55,477
‫سلام

559
00:41:55,479 --> 00:41:56,545
‫اجازه هست؟

560
00:41:56,547 --> 00:41:58,547
‫حتماً

561
00:42:02,318 --> 00:42:05,554
‫فرح» ، تو یکی از معدود افراد حاضر»
‫در این ساختمون هستی که

562
00:42:05,556 --> 00:42:08,123
‫میدونی «مجید جوادی» از
‫مهره‌های سازمان هستش

563
00:42:08,125 --> 00:42:09,458
‫من یه کلمه هم به کسی نگفتم

564
00:42:09,460 --> 00:42:12,628
‫میدونم چیزی نگفتی
‫به‌خاطر این نیست که اینجام

565
00:42:12,630 --> 00:42:15,597
‫تو نقش مهمی در به کار گرفتنِ «جوادی» داشتی

566
00:42:15,599 --> 00:42:18,734
‫در واقع «سائول» میگه بدون تو
‫این اتفاق هرگز رخ نمیداد

567
00:42:18,736 --> 00:42:20,736
‫ایشون مبالغه می‌کنند

568
00:42:20,738 --> 00:42:22,404
‫به‌هرحال ممنون

569
00:42:23,940 --> 00:42:29,177
‫موضوع اینه که نیمی از نقشه
‫به «جوادی» مربوط میشه

570
00:42:29,179 --> 00:42:32,014
‫نقشه یه فاز دیگه هم داره
‫که تو در جریانش نبودی

571
00:42:32,016 --> 00:42:34,750
‫پایِ یه نیروی دیگه هم درمیونه
‫کسی که جونش وابسته به اینه که

572
00:42:34,752 --> 00:42:37,486
‫در لحظه‌ی حساس بتونیم
‫به‌موقع از ایران خارجش کنیم

573
00:42:37,488 --> 00:42:41,923
‫واقعیت اینه که نقشه‌ی ما برای خارج کردنش
‫چند لحظه پیش دود شد رفت هوا

574
00:42:41,925 --> 00:42:44,259
‫متأسفم

575
00:42:45,461 --> 00:42:48,263
‫فرح» ، تو یه عمو در تهران داری»

576
00:42:48,265 --> 00:42:50,432
‫برادر پدرت

577
00:42:50,434 --> 00:42:52,367
‫- کری» ، نه»
‫- گوش کن چی میگم

578
00:42:52,369 --> 00:42:54,302
‫نه . خیلی خطرناکه

579
00:42:54,304 --> 00:42:55,937
‫- ما فقط ازت می‌خوایم که...
‫- ازم می‌خوای که

580
00:42:55,939 --> 00:42:57,439
‫خانواده‌ام رو در معرض خطر شدیدی قرار بدم

581
00:42:57,441 --> 00:42:59,708
‫خودت میدونی که همینطوره

582
00:42:59,710 --> 00:43:01,443
‫یادت رفته من شاهد بودم

583
00:43:01,445 --> 00:43:04,546
‫چطور در یک چشم به‌هم زدن ممکنه
‫عملیات از این رو به اون رو بشه

584
00:43:06,115 --> 00:43:08,283
‫راستش رو بگو

585
00:43:08,285 --> 00:43:11,186
‫خودت هم بودی عمراً از خانواده‌ات
‫می‌خواستی همچین ریسکی بکنند

586
00:43:11,188 --> 00:43:13,989
‫چرا ، ممکن بود ازشون بخوام

587
00:43:13,991 --> 00:43:16,491
‫تازه تا اونجایی که من در جریانم عموت

588
00:43:16,493 --> 00:43:18,560
‫از اون آدمایی نیست که آسه بره آسه بیاد
‫و دنبال دردسر نباشه

589
00:43:18,562 --> 00:43:21,129
‫اون عضو یه گروه میانه‌روی مخالف دولته

590
00:43:21,131 --> 00:43:22,831
‫نه که بخواد سر خودش رو به باد بده

591
00:43:22,833 --> 00:43:25,067
‫ما فقط نیاز به یک محل
‫ملاقات در داخل شهر داریم

592
00:43:25,069 --> 00:43:26,868
‫یه مخفیگاه موقتی و غیررسمی

593
00:43:31,675 --> 00:43:34,242
‫فرح» ، یکی از برادران ما»
‫توی میدون عملیات‌ـه

594
00:43:34,244 --> 00:43:37,412
‫که به‌زودی در خطر مرگ قرار می‌گیره

595
00:43:37,414 --> 00:43:40,749
‫به نظرت وظیفه نداریم تمام تلاش‌مون رو
‫بکنیم تا زنده از اونجا بیاریمش بیرون؟

596
00:43:57,166 --> 00:43:58,734
‫هی

597
00:44:09,546 --> 00:44:12,314
‫یکی داره میاد
‫یکی داره میاد

598
00:44:31,701 --> 00:44:35,237
‫بنده «نیکلاوس برودی» هستم

599
00:44:35,239 --> 00:44:41,143
‫و رسماً تقاضای پناهندگی از دولت
‫جمهوری اسلامی ایران رو دارم

600
00:44:41,145 --> 00:44:42,978
‫میدونم کی هستی

601
00:44:46,150 --> 00:44:47,149
‫«آیمان جاسیم»

602
00:44:59,396 --> 00:45:01,396
‫آماده‌ای؟

603
00:45:01,398 --> 00:45:03,465
‫آماده‌ی چی؟

604
00:45:03,467 --> 00:45:05,667
‫تا با من به تهران بیای

605
00:45:08,437 --> 00:45:12,073
‫اون چی میشه؟

606
00:45:13,242 --> 00:45:14,609
‫نه عوضی

607
00:45:14,611 --> 00:45:16,311
‫- ساکت باش . ساکت باش
‫- مرتیکه‌ی عوضی

608
00:45:16,313 --> 00:45:18,446
‫- واسه چی این‌کار رو کردی؟
‫- خودت رو کنترل کن

609
00:45:18,448 --> 00:45:21,082
‫- لعنتی ، لعنتی
‫- آروم باش

610
00:45:21,084 --> 00:45:24,152
‫آروم باش

611
00:45:39,702 --> 00:45:41,937
‫حالا...

612
00:45:41,939 --> 00:45:44,439
‫باهم به تهران میریم

613
00:45:45,800 --> 00:45:46,800
‫S@eideH & Arian Drama : مترجمین

614
00:45:47,800 --> 00:45:48,800
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه فری‌آفلاین
‫Forum.Free-Offline.Org

