1
00:00:00,400 --> 00:00:01,400
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه فری‌آفلاین
‫Forum.Free-Offline.Org

2
00:00:02,400 --> 00:00:05,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۳
‫قسمت ۱۱ : مردی مهم در تهران</font>

3
00:00:06,400 --> 00:00:07,400
‫S@eideH & Arian Drama : مترجمین

4
00:01:21,095 --> 00:01:22,563
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

5
00:01:22,597 --> 00:01:25,532
‫سائول» ، انتظار نداشتم امشب برگردی»

6
00:01:25,567 --> 00:01:28,235
‫ایشون «آلِین برنارد» هستن

7
00:01:28,269 --> 00:01:31,905
‫آلِین برنارد» به جاسوسی برای»
‫سازمان اطلاعات اسرائیل اعتراف کرده

8
00:01:31,940 --> 00:01:34,508
‫انداختمش توی هلفدونی

9
00:01:34,542 --> 00:01:36,810
‫وقتشه راجبه «ناصر حجازی» صحبت کنیم

10
00:01:36,845 --> 00:01:40,614
‫کسی که از اسمش برای اختلاس
‫بیش از ۴۵ میلیون دلار استفاده کردی

11
00:01:40,648 --> 00:01:42,816
‫تو الان دشمن کشور خودتی

12
00:01:42,851 --> 00:01:44,318
‫من برات کلی نقشه دارم

13
00:01:44,352 --> 00:01:45,452
‫چه نقشه‌هایی؟

14
00:01:45,487 --> 00:01:49,923
‫می‌خوام برگردونمت ایران
‫از الان به بعد تو برای ما کار می‌کنی

15
00:01:49,958 --> 00:01:52,993
‫من یه نقشه‌ای دارم
‫به «برودی» مربوط میشه

16
00:01:53,027 --> 00:01:54,161
‫نقشه‌ی بزرگت چیه؟

17
00:01:54,195 --> 00:01:55,696
‫«دانش اکبری»

18
00:01:55,730 --> 00:01:57,664
‫رئیس سپاه پاسداران ایران

19
00:01:57,699 --> 00:01:59,032
‫درسته

20
00:01:59,067 --> 00:02:00,567
‫«رئیسِ «جوادی

21
00:02:00,602 --> 00:02:01,802
‫برودی» می‌تونه دخلش رو بیاره»

22
00:02:01,836 --> 00:02:04,638
‫بچه‌ها من رو می‌برن تا دم مرز
‫و من اونجا خودم رو تسلیم می‌کنم؟

23
00:02:04,672 --> 00:02:05,939
‫درسته

24
00:02:08,309 --> 00:02:09,977
‫چه اتفاقی افتاد؟

25
00:02:10,011 --> 00:02:12,613
‫بهمون حمله شده

26
00:02:12,647 --> 00:02:14,915
‫عقب‌نشینی ، عقب‌نشینی

27
00:02:14,949 --> 00:02:15,983
‫من برنمیگردم

28
00:02:16,017 --> 00:02:18,352
‫تنهایی از پس‌ـش برنمیای

29
00:02:18,386 --> 00:02:21,822
‫«من ۳۰۰ متر با مرز فاصله دارم «کری
‫از پس‌ـش برمیام

30
00:02:21,856 --> 00:02:23,824
‫اونجا کُشته میشی

31
00:02:23,858 --> 00:02:25,692
‫«نه . اشتباه می‌کنی «کری

32
00:02:25,727 --> 00:02:27,160
‫چون خودت من رو برمیگردونی خونه

33
00:02:27,195 --> 00:02:28,362
‫نه . همچین چیزی نگو

34
00:02:28,396 --> 00:02:30,464
‫نندازش گردن من . این‌کار محاله

35
00:02:30,498 --> 00:02:33,100
‫یه راهی پیدا می‌کنی
‫من بهت ایمان دارم

36
00:02:37,759 --> 00:02:39,292
‫من «نیکلاوس برودی» هستم

37
00:02:40,772 --> 00:02:45,239
‫من یک آمریکایی تحت‌تعقیب به جرم بمب‌گذاری
‫در سازمان سی‌آی‌اِی هستم

38
00:02:49,050 --> 00:02:50,851
‫برودی» از مرز رد شد»

39
00:02:50,885 --> 00:02:54,488
‫و تو «سائول» ، هنوز توی بازی هستی

40
00:02:54,522 --> 00:02:56,223
‫لعنتی

41
00:02:56,257 --> 00:02:58,392
‫تو یه عمو توی تهران داری

42
00:02:58,426 --> 00:03:00,360
‫کری» ، نه»

43
00:03:00,395 --> 00:03:02,829
‫فرح» ، یکی از مأمورهامون وسط عملیاته»

44
00:03:02,864 --> 00:03:05,499
‫به‌زودی در معرض خطر مرگ قرار می‌گیره

45
00:03:05,533 --> 00:03:08,869
‫نباید هر کار می‌تونیم بکنیم
‫تا از اونجا زنده بیرون بیاد؟

46
00:03:16,244 --> 00:03:18,412
‫آماده‌ای؟

47
00:03:18,446 --> 00:03:20,347
‫آماده برای چی؟

48
00:03:20,381 --> 00:03:22,849
‫تا با من بیای تهران

49
00:03:53,681 --> 00:03:55,415
‫- یه چند دقیقه ما رو تنها بذار
‫- چشم قربان

50
00:04:01,555 --> 00:04:05,859
‫اجازه میدن روزی ۱ ساعت برم بیرون
‫برای تمرین کردن

51
00:04:05,893 --> 00:04:09,863
‫توی اتاقی که ۴ متر از این اتاق بزرگتره

52
00:04:09,897 --> 00:04:12,732
‫خب ، وقتی جاسوسی ما رو بکنی
‫همچین بلایی هم سرت میاد

53
00:04:12,766 --> 00:04:14,868
‫من یه جاسوس نیستم

54
00:04:14,902 --> 00:04:16,870
‫خب ، موقع انجام عمل مُچ‌ـت رو گرفتیم

55
00:04:16,904 --> 00:04:19,038
‫مُچم رو وقتی با زنت بودم گرفتی

56
00:04:19,073 --> 00:04:21,641
‫سعی کن بهم تیکه نندازی

57
00:04:21,675 --> 00:04:23,943
‫به‌خصوص الان که
‫برای آزاد کردنت اومدم

58
00:04:23,978 --> 00:04:26,112
‫چی می‌خوای؟

59
00:04:26,147 --> 00:04:28,515
‫یه عملیات در حال انجام روی دستمه

60
00:04:28,549 --> 00:04:30,783
‫توی تهران

61
00:04:30,818 --> 00:04:34,320
‫تیم پشتیبانی اون عملیات
‫مجبور به خروج شد

62
00:04:34,355 --> 00:04:36,923
‫از طرفی «موساد» توی تهران مأمور داره

63
00:04:36,957 --> 00:04:38,725
‫من ۲تاشون رو لازم دارم

64
00:04:38,759 --> 00:04:41,594
‫می‌تونی خودت از «تل‌آویو» درخواست کنی

65
00:04:41,629 --> 00:04:44,430
‫خب ، در اون‌صورت سوالای زیادی
‫راجبه مأموریت از من می‌پرسن

66
00:04:44,465 --> 00:04:46,733
‫سوالایی که برای جواب دادن
‫بهشون آماده نیستم

67
00:04:46,767 --> 00:04:49,636
‫- اگه منم ازشون درخواست بکنم فرقی نمی‌کنه
‫- بهتره که فرق بکنه

68
00:04:49,670 --> 00:04:51,905
‫چون همین درخواست تنها دلیلیه که
‫من الان دارم با یه حرومزاده‌ی

69
00:04:51,939 --> 00:04:54,541
‫آشغالی که ترتیب زنم رو داده
‫صحبت می‌کنم

70
00:04:54,575 --> 00:04:57,577
‫هیچ‌کس نمی‌خواد تو اینجا باشی

71
00:04:57,611 --> 00:05:00,747
‫نه «موساد» ، نه من

72
00:05:00,781 --> 00:05:03,216
‫در حق همه یه لطفی بکن

73
00:05:03,250 --> 00:05:06,920
‫ترتیب این‌کار رو بده

74
00:05:06,954 --> 00:05:11,090
‫ابونظیر» ترتیب مسیر فرار»
‫رو برای من داده بود

75
00:05:11,125 --> 00:05:13,826
‫من از داخل یه کانتینر روی یه کشتی
‫باری از «هلیفکس» خارج شدم

76
00:05:13,861 --> 00:05:15,495
‫کشتی من رو به «کلمبیا» بُرد

77
00:05:15,529 --> 00:05:18,364
‫از اونجا من رو با جیپ
‫به «ونزوئلا» بردن

78
00:05:18,399 --> 00:05:20,099
‫توی مرز به مشکل خوردیم

79
00:05:20,134 --> 00:05:23,102
‫- همون‌موقع هم من تیر خوردم
‫- توسط کی؟

80
00:05:23,137 --> 00:05:25,772
‫نمیدونم . یه نفر که می‌خواست
‫جایزه‌ی روی سرم رو بگیره

81
00:05:25,806 --> 00:05:27,106
‫و بعدش؟

82
00:05:27,141 --> 00:05:29,442
‫بهت که گفتم

83
00:05:29,476 --> 00:05:31,244
‫اونا...

84
00:05:31,278 --> 00:05:35,315
‫من رو به "کاراکاس" بردن
‫به یه زاغه‌نشین

85
00:05:35,349 --> 00:05:36,583
‫و اونجا تو معتاد شدی

86
00:05:36,617 --> 00:05:38,952
‫چی؟ صبر کن . نه ، نه

87
00:05:38,986 --> 00:05:40,320
‫من تیر خورده بودم

88
00:05:40,354 --> 00:05:41,854
‫اینجا و اینجا

89
00:05:41,889 --> 00:05:45,658
‫روی من از هروئین استفاده کردن
‫تا درد رو تسکین بدن

90
00:05:45,693 --> 00:05:48,494
‫ترک کردنش آسون نبود
‫ولی بالاخره این‌کار رو کردم

91
00:05:51,098 --> 00:05:53,566
‫- ترک چقدر طول کشید؟
‫- یه مدتی طول کشید

92
00:05:53,601 --> 00:05:55,702
‫- ایدز داری؟
‫- نه

93
00:05:55,736 --> 00:05:56,703
‫آزمایش دادی؟

94
00:05:56,737 --> 00:05:58,504
‫اصلاً چرا داری راجبش صحبت می‌کنی؟

95
00:05:58,539 --> 00:06:00,340
‫من ایدز ندارم

96
00:06:00,374 --> 00:06:04,677
‫از «کاراکاس» اومدم بیرون
‫چون داشتم اونجا می‌مُردم

97
00:06:04,712 --> 00:06:07,280
‫یک امام برای خروجم

98
00:06:07,314 --> 00:06:10,350
‫و اومدنم به ایران بهم کمک کرد
‫و من فقط پناهندگی می‌خوام

99
00:06:10,384 --> 00:06:13,519
‫نمی‌فهمم چرا دارین اینقدر
‫به من سخت می‌گیرین

100
00:06:13,554 --> 00:06:16,222
‫فکر می‌کنی واقعاً اینطوریه؟

101
00:06:16,257 --> 00:06:18,791
‫الان داریم بهت سخت می‌گیریم؟

102
00:06:21,495 --> 00:06:23,396
‫من...

103
00:06:23,430 --> 00:06:26,332
‫من یه مسیر خیلی طولانی رو طی کردم

104
00:06:26,367 --> 00:06:29,836
‫و تقریباً جونم رو بابتش از دست دادم
‫و با خودم فکر کردم

105
00:06:31,872 --> 00:06:35,508
‫اینجا جام امنه . من فقط...

106
00:06:35,542 --> 00:06:38,111
‫فکر می‌کردم از ورودم خوشحال بشین

107
00:06:38,145 --> 00:06:40,246
‫چرا؟

108
00:06:40,281 --> 00:06:42,081
‫به‌خاطر کاری که کردم

109
00:06:42,116 --> 00:06:44,684
‫«بمب‌گذاری «لنگلی

110
00:06:44,718 --> 00:06:46,819
‫قلب‌شون

111
00:06:46,854 --> 00:06:48,488
‫با خودت چی فکر می‌کنی؟

112
00:06:48,522 --> 00:06:50,723
‫ما از خائن‌ها خوش‌مون میاد؟

113
00:06:52,092 --> 00:06:54,060
‫نه

114
00:06:54,094 --> 00:06:57,063
‫- کی تو رو فرستاده؟
‫- هیچ‌کس . بهتون که گفتم

115
00:06:57,097 --> 00:06:59,399
‫من فقط پناهندگی می‌خوام

116
00:06:59,433 --> 00:07:02,468
‫فقط آسایش می‌خوام

117
00:07:04,738 --> 00:07:06,706
‫یه استراحتی بکنیم؟

118
00:07:06,740 --> 00:07:09,008
‫آره . خواهش می‌کنم . خواهش می‌کنم

119
00:07:09,043 --> 00:07:11,878
‫نه

120
00:07:11,912 --> 00:07:14,047
‫دوباره سوالات رو تکرار کن

121
00:10:39,653 --> 00:10:41,287
‫مسعود شیرازی»؟»

122
00:10:41,321 --> 00:10:42,755
‫بله؟

123
00:10:42,789 --> 00:10:45,191
‫من یکی از دوستان برادرزاده‌تون هستم

124
00:11:12,519 --> 00:11:15,187
‫چیزی برای من نیومده؟

125
00:11:23,997 --> 00:11:26,432
‫کجاست؟

126
00:11:26,466 --> 00:11:29,635
‫اول بهم بگو اوضاع از چه قراره

127
00:11:29,670 --> 00:11:31,971
‫فرح» چی بهتون گفته؟»

128
00:11:32,005 --> 00:11:33,472
‫اینکه باید یه لطفی در حقش بکنم

129
00:11:33,507 --> 00:11:36,509
‫فقط همینقدر بدونین که
‫این برای تضمین امنیت خودتونه

130
00:11:36,543 --> 00:11:38,778
‫و این برای محافظت از من بودی؟

131
00:11:38,812 --> 00:11:41,614
‫فرستادن یه چیز غیرقاقونی که
‫از گمرک رد شده به خونه‌ی من؟

132
00:11:41,648 --> 00:11:43,950
‫- اصلاً از گمرک رد نشه
‫- اینجا خودش نوشته

133
00:11:43,984 --> 00:11:46,085
‫نه . اونا مهرهای خودمونن

134
00:11:46,119 --> 00:11:48,588
‫از طریق پست دیپلماتیک از
‫ژنو" فرستاده شده"

135
00:11:49,656 --> 00:11:52,124
‫تو از سی‌آی‌اِی هستی . درسته؟

136
00:11:54,161 --> 00:11:56,629
‫من یکی از دوستای برادرزاده‌تون هستم

137
00:11:56,663 --> 00:12:00,433
‫پس اونم برای سی‌آی‌اِی کار می‌کنه
‫ضد کشور خودش کار می‌کنه

138
00:12:00,467 --> 00:12:02,602
‫برای کشورش کار می‌کنه

139
00:12:02,636 --> 00:12:05,204
‫بهتون اعتماد داشت که درک بکنین

140
00:12:08,508 --> 00:12:11,077
‫ازم خواست که این رو بهتون بدم

141
00:12:17,951 --> 00:12:20,953
‫توی آمریکا حجابش رو رعایت می‌کنه؟

142
00:12:21,955 --> 00:12:25,925
‫من فکر می‌کنم دلش هنوز با اینجاست
‫با تهران

143
00:12:25,959 --> 00:12:28,060
‫و برادرم...

144
00:12:28,095 --> 00:12:30,329
‫کار دخترش رو تأیید می‌کنه؟

145
00:12:30,364 --> 00:12:33,899
‫به نظر من که دیگه
‫باهاش کنار اومده

146
00:12:45,612 --> 00:12:47,613
‫ممنون

147
00:12:50,717 --> 00:12:52,885
‫بگو ببینم چیز دیگه‌ای هست
‫که نیاز داشته باشی؟

148
00:13:16,943 --> 00:13:19,011
‫گفتی کجا؟

149
00:13:19,046 --> 00:13:23,816
‫من مسیر طولانی رو طی کردم
‫و تقریباً جونم رو بابتش از دست دادم

150
00:13:23,850 --> 00:13:28,187
‫و با خودم فکر کردم
‫که اینجا جام امنه

151
00:13:28,221 --> 00:13:30,589
‫فکر می‌کردم از اومدنم خوشحال میشین

152
00:13:30,624 --> 00:13:32,792
‫چرا؟

153
00:13:32,826 --> 00:13:35,928
‫به‌خاطر کاری که کردم

154
00:13:35,962 --> 00:13:38,130
‫«بمب‌گذاری «لنگلی

155
00:13:58,218 --> 00:14:00,352
‫یه استراحتی بکنیم؟

156
00:14:00,387 --> 00:14:02,388
‫آره . خواهش می‌کنم . خواهش می‌کنم

157
00:14:04,991 --> 00:14:08,127
‫نه . دوباره سوالا رو بپرس

158
00:15:50,130 --> 00:15:51,330
‫تلفن رو گیر آوردی؟

159
00:15:51,364 --> 00:15:52,531
‫آره

160
00:15:52,566 --> 00:15:53,833
‫عموئه چطور بود؟

161
00:15:53,867 --> 00:15:56,001
‫اولش یه‌کم ترش کرده بود
‫ولی بعدش درست شد

162
00:15:56,036 --> 00:15:57,336
‫خودت چه کارها کردی؟

163
00:15:57,370 --> 00:15:59,004
‫آلِین» از «موساد» جواب مثبت گرفت»

164
00:15:59,039 --> 00:16:00,372
‫خوبه

165
00:16:00,407 --> 00:16:03,242
‫۲تا از مأمورهای عملیاتی
‫اونجا آماده‌ان که باهات ملاقات کنن

166
00:16:03,276 --> 00:16:04,543
‫جفت‌شون ایرانی‌الاصل هستن

167
00:16:04,578 --> 00:16:05,978
‫چی میدونن؟

168
00:16:06,012 --> 00:16:07,746
‫تا جایی که می‌شد
‫کمترین اطلاعات رو دادم

169
00:16:07,781 --> 00:16:09,915
‫تصمیم با خودته که چقدر
‫در جریان بذاری‌شون

170
00:16:09,950 --> 00:16:11,283
‫ولی این رو بهشون گفتم

171
00:16:11,318 --> 00:16:13,719
‫که قراره یک عملیات ترور رودررو
‫رو پشتیبانی کنن

172
00:16:13,753 --> 00:16:15,621
‫و تو هم نیاز به یه اسلحه داری

173
00:16:15,655 --> 00:16:18,591
‫انتظار داشته باش که چند جور اسلحه
‫توی ملاقات اول برات بیارن

174
00:16:18,625 --> 00:16:20,559
‫می‌خوام ملاقات رو بذارم
‫توی خونه‌ی عموئه

175
00:16:20,594 --> 00:16:21,894
‫مطمئنی؟

176
00:16:21,928 --> 00:16:23,295
‫آره

177
00:16:23,330 --> 00:16:24,830
‫اونجا امنه . من بهش اعتماد دارم

178
00:16:24,865 --> 00:16:28,300
‫یکی از ماهواره‌ها الان
‫روی هتل توئه

179
00:16:28,335 --> 00:16:31,303
‫من روی تراسم . طبقه هفتم

180
00:16:31,338 --> 00:16:33,072
‫روسری پوشیدی؟

181
00:16:34,474 --> 00:16:35,975
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

182
00:16:36,009 --> 00:16:39,011
‫من هیچی نمی‌تونم ببینم
‫خیلی تاریکه

183
00:16:39,045 --> 00:16:42,848
‫چیز زیادی از «جوادی» نشنیدیم
‫ولی این رو به فال نیک می‌گیریم

184
00:16:42,883 --> 00:16:46,118
‫اونا «برودی» رو توی یه کمپ
‫در نزدیکی «برج آزادی» نگه میدارن

185
00:16:46,152 --> 00:16:48,387
‫ظاهراً که تا الان خوب جلو رفته

186
00:16:48,421 --> 00:16:49,755
‫قابل قبول بوده

187
00:16:49,789 --> 00:16:52,491
‫۳روز بازجویی محض رو
‫با موفقیت پشت‌سر گذاشته

188
00:16:56,796 --> 00:16:58,197
‫کری»؟»

189
00:16:58,231 --> 00:16:59,632
‫چی؟

190
00:16:59,666 --> 00:17:01,166
‫روبراهی؟

191
00:17:02,369 --> 00:17:06,605
‫احتمالاً دیگه باید برم
‫فردا روز بزرگیه

192
00:17:07,774 --> 00:17:11,610
‫باشه . شب‌بخیر

193
00:17:27,527 --> 00:17:29,495
‫ما برای همچین کاری توافق نکرده بودیم

194
00:17:29,529 --> 00:17:31,964
‫آره ولی به من گفته بودن که
‫۲تا از مأمورهاشون آماده عملیاتن

195
00:17:31,998 --> 00:17:33,165
‫نه اسمی داریم و نه مکانی

196
00:17:33,199 --> 00:17:35,234
‫از چیزی که لازم باشه خبردار میشین

197
00:17:35,268 --> 00:17:36,602
‫من باید همین الان بدونم

198
00:17:36,636 --> 00:17:38,871
‫نه . من باید بدونم که می‌تونم
‫بهتون اعتماد کنم یا نه

199
00:17:38,905 --> 00:17:42,975
‫و تا الان هر چیزی که گفتین
‫اصلاً اعتماد من رو جلب نکرده

200
00:17:44,711 --> 00:17:47,980
‫ما از «موساد» ۲تا از بهترین
‫مأمورهاشون در ایران رو خواستیم

201
00:17:48,014 --> 00:17:50,616
‫اونا هم تو و تو رو فرستادن

202
00:17:50,650 --> 00:17:52,685
‫اشتباه کردن؟

203
00:17:55,422 --> 00:17:57,890
‫این عملیات ترور که بابتش به
‫کمک نیاز داری کجاست؟

204
00:17:59,292 --> 00:18:00,492
‫هنوز نمیدونم

205
00:18:00,527 --> 00:18:01,794
‫کِی هستش؟

206
00:18:01,828 --> 00:18:03,796
‫مطمئن نیستم ولی به‌زودی

207
00:18:03,830 --> 00:18:06,799
‫روال کار ما اینطوری نیست
‫باید صبر کنیم و ببینیم

208
00:18:06,833 --> 00:18:08,167
‫این رو بهتون میگم

209
00:18:10,370 --> 00:18:13,305
‫هدف رئیس سپاه پاسدارانه

210
00:18:16,076 --> 00:18:17,977
‫دانش اکبری»؟»

211
00:18:19,245 --> 00:18:20,846
‫هیچ‌کس نمی‌تونه بهش نزدیک بشه

212
00:18:20,880 --> 00:18:22,247
‫ما می‌تونیم

213
00:18:22,282 --> 00:18:24,917
‫اصلاً قراره یه آمریکایی ترورش کنه

214
00:18:24,951 --> 00:18:28,220
‫وظیفه‌ی ما اینه که بعدش
‫اون رو به یه جای امن بیاریم

215
00:18:28,254 --> 00:18:30,689
‫می‌تونین این‌کار رو بکنین؟

216
00:18:38,531 --> 00:18:41,533
‫گفتن تفنگ نیاریم . این سیانوره

217
00:18:43,436 --> 00:18:46,605
‫این آمریکاییه

218
00:18:46,639 --> 00:18:49,341
‫«باید خودش رو ببره کنار «اکبری

219
00:18:49,376 --> 00:18:52,111
‫متوجه‌ام

220
00:18:52,145 --> 00:18:54,747
‫و از «اکبری» هم خوب محافظت میشه

221
00:18:54,781 --> 00:18:57,249
‫آره . همیشه یک تیم حفاظتی
‫کامل همراهش هستش

222
00:19:02,455 --> 00:19:04,423
‫ما دینامیت هم داریم

223
00:19:04,457 --> 00:19:06,558
‫می‌تونیم اینطوری حواس‌شون رو پرت کنیم

224
00:19:06,593 --> 00:19:09,061
‫ولی این چطور؟

225
00:19:09,095 --> 00:19:11,230
‫کی این رو به دست آمریکایی میرسونه؟

226
00:19:11,264 --> 00:19:13,265
‫من خودم ترتیبش رو میدم

227
00:19:25,311 --> 00:19:26,912
‫خانم «بزو»؟

228
00:19:26,913 --> 00:19:28,937
‫بله . چی شده؟

229
00:19:29,740 --> 00:19:31,602
‫این آقایون دنبال شما می‌گشتن

230
00:19:34,078 --> 00:19:36,035
‫مطمئنم چیز خاصی نیست

231
00:19:39,795 --> 00:19:41,005
‫کمکی از دستم برمیاد؟

232
00:19:41,461 --> 00:19:43,095
‫از اینطرف لطفاً

233
00:19:53,668 --> 00:19:54,803
‫کجا داریم میریم؟

234
00:19:54,804 --> 00:19:56,295
‫من رو کجا دارین می‌برین؟

235
00:19:56,296 --> 00:19:58,073
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم

236
00:19:58,074 --> 00:20:01,574
‫من فقط دارم از کشور بازدید می‌کنم
‫حق دارم بدونم

237
00:20:01,614 --> 00:20:03,449
‫ساکت باش . ساکت باش

238
00:20:20,266 --> 00:20:22,234
‫وقتی بلوند بودی بیشتر ازت خوشم میومد

239
00:20:22,268 --> 00:20:23,602
‫واقعاً همچین کاری لازم بود؟

240
00:20:23,636 --> 00:20:25,337
‫نکنه می‌خواستی تو لابی
‫بشینیم نوشیدنی بخوریم و حرف بزنیم؟

241
00:20:25,371 --> 00:20:27,739
‫حالا متصدی هتل به من مشکوک شده

242
00:20:27,774 --> 00:20:30,642
‫یادت باشه که من اصلاً
‫نمی‌خواستم بیای اینجا

243
00:20:30,677 --> 00:20:34,113
‫مأموریت روی «اکبری»ـه . مأموریت همینه

244
00:20:34,147 --> 00:20:37,316
‫تو الان برای بیرون آوردن «برودی» اینجایی
‫که اینم کاملاً به خواست خودت بوده

245
00:20:37,350 --> 00:20:39,384
‫روش توافق داریم؟

246
00:20:39,419 --> 00:20:41,320
‫مأموریت روی «اکبری» هستش . آره

247
00:20:41,354 --> 00:20:43,021
‫خوبه

248
00:20:44,390 --> 00:20:46,191
‫خوبه

249
00:20:48,261 --> 00:20:50,229
‫یه اتفاقی افتاده

250
00:20:50,263 --> 00:20:52,731
‫چیه؟

251
00:20:52,765 --> 00:20:55,167
‫اکبری» طی روز هیچ‌وقت»
‫از دفترش بیرون نمیاد

252
00:20:55,201 --> 00:20:57,035
‫میگه ریسکش بالاست

253
00:20:57,070 --> 00:20:59,905
‫ولی برای فردا درخواست
‫یک اسکورت امنیتی کرده

254
00:20:59,939 --> 00:21:01,640
‫- می‌خواد بره بیرون
‫- کجا؟

255
00:21:01,674 --> 00:21:03,642
‫کسی چیزی نمیگه

256
00:21:03,676 --> 00:21:05,277
‫ولی دیروز بهش گفتم

257
00:21:05,311 --> 00:21:07,913
‫که خودش شخصاً باید
‫با «برودی» صحبت بکنه

258
00:21:08,948 --> 00:21:10,682
‫پس شروع شده

259
00:21:16,756 --> 00:21:19,091
‫همینه؟ سلاح؟

260
00:21:19,125 --> 00:21:21,126
‫آره

261
00:21:24,631 --> 00:21:25,931
‫اسرائیلی

262
00:21:27,300 --> 00:21:29,301
‫می‌تونی به دست «برودی» برسونیش؟

263
00:21:32,272 --> 00:21:34,239
‫یه راهی پیدا می‌کنم

264
00:21:36,409 --> 00:21:38,377
‫خیلی‌خب ، گوش کنین

265
00:21:38,411 --> 00:21:40,412
‫عملیات توی تهران به جریان افتاده

266
00:21:42,382 --> 00:21:44,349
‫انتظار میره فردا حوالی ساعت ۹ صبح
‫به وقت محلی

267
00:21:44,384 --> 00:21:48,787
‫مأموریت ما حالا به هر طریقی
‫که پیش بره به اتمام برسه

268
00:21:48,821 --> 00:21:51,089
‫طبق اطلاعات بدست اومده
‫عملیات در کمپی

269
00:21:51,124 --> 00:21:54,793
‫«در نزدیکی «برج آزادی» جایی که «برودی
‫درش قرار داره به انجام میرسه

270
00:21:54,827 --> 00:22:00,699
‫سلاح یک سوزن سیانور
‫همراه با نقشه‌ی فرار

271
00:22:00,733 --> 00:22:03,135
‫به «برودی» تحویل داده شده

272
00:22:03,169 --> 00:22:06,138
‫وظیفه‌ی «برودی» اینه که خودش رو

273
00:22:06,172 --> 00:22:09,775
‫در تماس مستقیم با هدف یعنی
‫دانش اکبری» قرار بده»

274
00:22:09,809 --> 00:22:12,244
‫- چطوری قراره از نگهبانا رد بشه؟
‫- رد نمیشه

275
00:22:12,278 --> 00:22:13,779
‫هدف میاد پیش‌ـش

276
00:22:13,813 --> 00:22:16,281
‫ما انتظار یک ملاقات شخصی رو داریم

277
00:22:16,316 --> 00:22:17,749
‫و اینکه «اکبری» بیاد سراغش

278
00:22:17,784 --> 00:22:20,652
‫۲تا از مأمورین «موساد» در اونجا هستن

279
00:22:20,687 --> 00:22:23,655
‫یکی از مأمورین از این ساختمون دید مستقیم
‫به کمپی که «برودی» داخلشه داره

280
00:22:23,690 --> 00:22:27,960
‫این مأمور به‌طور دستی بمبی در یک
‫موتور که در این کوچه قرار داره رو

281
00:22:27,994 --> 00:22:29,795
‫وقتی که «برودی» تقریباً
‫به «اکبری» نزدیک شده

282
00:22:29,829 --> 00:22:31,563
‫و حداقل توی یک اتاق باهاشه فعال می‌کنه

283
00:22:31,598 --> 00:22:35,801
‫انفجار باید آشفتگی مناسبی ایجاد کنه

284
00:22:35,835 --> 00:22:39,571
‫تا این اجازه رو به «برودی» بده
‫که هدف رو از پا دربیاره

285
00:22:39,606 --> 00:22:42,674
‫و از این در که در پشت کمپ
‫واقع شده فرار بکنه

286
00:22:42,709 --> 00:22:44,776
‫پشت این در یک خروج
‫بدون مانع به خیابون هست

287
00:22:44,811 --> 00:22:47,479
‫جایی که ۲تا از مأمورین‌مون
‫داخل یک سواری منتظر هستن

288
00:22:47,513 --> 00:22:49,848
‫اگه همه چیز مطابق نقشه انجام بشه
‫برودی» چند ساعت بعد»

289
00:22:49,882 --> 00:22:53,518
‫به یک مخفیگاه در خارج از
‫تهران انتقال داده میشه

290
00:22:57,490 --> 00:22:59,858
‫نظری ندارین؟

291
00:23:02,295 --> 00:23:04,863
‫میدونم . نقشه‌ی پیچیده‌ای هستش

292
00:23:04,897 --> 00:23:06,932
‫نقش «کری» چیه؟

293
00:23:06,966 --> 00:23:10,369
‫اون با چیدن نقشه‌ی فرار کار
‫خودش رو انجام داده دیگه

294
00:23:10,403 --> 00:23:12,437
‫نباید قبل از انجام عملیات ترور
‫از کشور خارج بشه؟

295
00:23:12,472 --> 00:23:15,274
‫اون که قضیه رو اینطوری نمی‌بینه

296
00:23:16,309 --> 00:23:18,010
‫خیلی‌خب

297
00:23:18,044 --> 00:23:20,178
‫بریم آماده بشیم

298
00:23:20,213 --> 00:23:22,180
‫کمتر از ۱۲ ساعت وقت داریم

299
00:23:51,944 --> 00:23:54,246
‫پاشو . زودباش

300
00:23:54,280 --> 00:23:55,714
‫چه خبر شده؟

301
00:23:55,748 --> 00:23:57,382
‫پاشو آماده شو . سریع

302
00:23:57,417 --> 00:23:58,917
‫چرا آخه؟ چی شده؟

303
00:23:58,951 --> 00:24:00,919
‫این‌ لباس‌ها رو بپوش . زودباش

304
00:24:16,969 --> 00:24:18,937
‫کفش‌هام کجان؟

305
00:24:18,971 --> 00:24:21,106
‫کفش‌هات

306
00:24:27,347 --> 00:24:29,314
‫اینم کفش‌هات . بجُنب

307
00:24:57,677 --> 00:24:59,611
‫به نظرم وارد عمل شدن

308
00:25:00,680 --> 00:25:01,913
‫یعنی چی؟

309
00:25:01,948 --> 00:25:03,882
‫دارن «برودی» رو به یه جایی می‌برن

310
00:25:12,024 --> 00:25:14,593
‫لعنتی ، برگرد اینجا

311
00:25:18,798 --> 00:25:20,966
‫سائول» ، داری اینا رو می‌بینی؟»

312
00:25:21,000 --> 00:25:22,401
‫برودی» حرکت کرده»

313
00:25:22,435 --> 00:25:23,769
‫بهش دید داریم

314
00:25:23,803 --> 00:25:26,438
‫دارن می‌برنش پیش «اکبری»؟

315
00:25:26,472 --> 00:25:30,709
‫نه . تیم اسکورت «اکبری» ۶ دقیقه‌ی پیش
‫از مرکز سپاه خارج شده

316
00:25:30,743 --> 00:25:32,444
‫فکر می‌کردیم قراره بیاد پیش تو

317
00:25:32,478 --> 00:25:34,613
‫پس کدوم گوری دارن «برودی» رو می‌برن؟

318
00:25:36,616 --> 00:25:38,583
‫باید تعقیبش کنیم

319
00:25:38,618 --> 00:25:40,385
‫آدمکُش شما «نیکلاوس برودی» هستش؟

320
00:25:40,420 --> 00:25:41,553
‫آره . حالا میشه حرکت کنیم؟

321
00:25:41,587 --> 00:25:43,221
‫تحت‌تعقیب‌ترین فرد در سراسر دنیا

322
00:25:43,256 --> 00:25:45,223
‫به نظرت نباید موضوع به این
‫مهمی رو بهمون می‌گفتی؟

323
00:25:45,258 --> 00:25:49,327
‫خب ، حالا که میدونی . راه بیفت

324
00:25:50,663 --> 00:25:52,731
‫را بیفت دیگه

325
00:26:02,108 --> 00:26:03,675
‫اینجا رو داشته باش

326
00:26:03,709 --> 00:26:05,243
‫«اکبری» و «برودی»
‫تیم‌های اسکورت باهم روبرو شدند

327
00:26:05,278 --> 00:26:06,945
‫کجا به هم محلق شدند؟

328
00:26:06,979 --> 00:26:08,914
‫"در محله‌ای به نام "دروازه‌ی غار

329
00:26:26,032 --> 00:26:27,732
‫اکبری» متوقف شد»

330
00:26:27,767 --> 00:26:29,568
‫افرادش دارن محوطه رو می‌بندن

331
00:26:29,602 --> 00:26:32,471
‫داخل خیابان «رسمتی» هستند

332
00:26:32,505 --> 00:26:33,605
‫کری» کجاست؟»

333
00:26:33,639 --> 00:26:34,773
‫۲تا خیابان با «برودی» فاصله داره

334
00:26:39,745 --> 00:26:41,713
‫اینجا کجاست دیگه؟

335
00:26:41,747 --> 00:26:43,748
‫تقریباً رسیدیم

336
00:26:54,427 --> 00:26:58,129
‫اکبری» وارد خونه شد»
‫بگرد ببین کی ساکنِ اون خونه‌ست

337
00:26:58,164 --> 00:26:59,364
‫چشم . داریم می‌گردیم

338
00:26:59,398 --> 00:27:02,133
‫همینطوری نگرد . از «جوادی» هم بپرس

339
00:27:02,168 --> 00:27:06,137
‫آدرس محل خیابان «رستمی» پلاک ۴۲۱ هست

340
00:27:09,008 --> 00:27:13,245
‫کری» ، «اکبری» و «برودی» حدوداً»
‫۱۰۰متر ازت جلوتر هستند

341
00:27:13,279 --> 00:27:15,580
‫نشست در حال برگزاریه

342
00:27:32,798 --> 00:27:35,033
‫همینجا وایسا

343
00:27:35,067 --> 00:27:36,167
‫نگه‌دار . وایسا

344
00:27:48,748 --> 00:27:51,182
‫این فکر خوبی نیست . ما آمادگی کامل نداریم
‫موقعیت‌مون مناسب نیست

345
00:27:51,217 --> 00:27:52,517
‫چرا ، داریم
‫برودی» قراره با «اکبری» ملاقات کنه»

346
00:27:52,552 --> 00:27:54,386
‫تنها چیزی که عوض شده محل نشست هستش

347
00:27:54,420 --> 00:27:56,021
‫اصلاً «برودی» خبر داره ما اینجا هستیم؟

348
00:27:56,055 --> 00:27:58,523
‫به محض اینکه صدای انفجار
‫به گوش‌ـش بخوره خودش می‌فهمه

349
00:27:58,558 --> 00:28:00,525
‫یوسف» باید همین الان مستقر بشه»

350
00:28:02,094 --> 00:28:03,929
‫در حال حاضر بهترین کار اینه
‫که عقب‌نشینی کنیم

351
00:28:03,963 --> 00:28:05,163
‫و منتظر یه فرصت بهتر باشیم

352
00:28:05,197 --> 00:28:07,365
‫از این بهتر دیگه فرصتی
‫نصیب‌مون نمیشه . می‌فهمی؟

353
00:28:07,400 --> 00:28:09,034
‫هر کاری گفتم بکن

354
00:28:23,849 --> 00:28:26,351
‫منحرف کردن توجه دشمن آماده‌ست

355
00:28:26,385 --> 00:28:28,420
‫کری» ، تصمیم با توئه»

356
00:28:28,454 --> 00:28:30,555
‫تو مأمور ما در محل عملیات هستی

357
00:29:58,411 --> 00:29:59,778
‫چه اتفاقی داره میفته؟

358
00:29:59,812 --> 00:30:01,413
‫اکبری» داره میره»

359
00:30:01,447 --> 00:30:03,448
‫اونا اصلاً باهم صحبت نکردند
‫اکبری» رفت»

360
00:30:20,099 --> 00:30:22,634
‫به نظرم «برودی» داره وارد خونه میشه

361
00:30:27,473 --> 00:30:31,109
‫برای آخرین‌بار میگم
‫فهمیدیم کی توی اون خونه زندگی می‌کنه؟

362
00:31:01,807 --> 00:31:03,808
‫«نیکلاوس»

363
00:31:08,047 --> 00:31:09,914
‫سائول» ، یه پیغام از طرف «جوادی» اومده»

364
00:31:09,949 --> 00:31:13,184
‫خانه‌ای به شماره پلاک ۴۲۱ واقع در
‫خیابان «رستمی» مال سپاه هستش

365
00:31:13,219 --> 00:31:15,987
‫ساکن فعلی‌ـش «نسرین مغربی»ـه

366
00:31:16,021 --> 00:31:18,523
‫کری» ، «برودی» با»
‫نسرین مغربی» قرار داره»

367
00:31:18,557 --> 00:31:20,525
‫نسرین»؟ کی هست؟»

368
00:31:22,528 --> 00:31:25,196
‫«بیوه‌ی «ابونظیر

369
00:31:27,466 --> 00:31:29,300
‫چرا «اکبری» همچین کاری کرد؟

370
00:31:29,335 --> 00:31:32,470
‫برودی» به مدت ۲ سال»
‫توی خونه‌ی «نسرین» زندگی می‌کرد

371
00:31:32,505 --> 00:31:36,040
‫اکبری» با استفاده از اون می‌خواد»
‫از قصد «برودی» سر دربیاره

372
00:31:36,075 --> 00:31:39,711
‫وقتی «اکبری» بهم گفت اینجا هستی
‫اصلاً باورم نمی‌شد

373
00:31:39,745 --> 00:31:41,346
‫ولی حالا تو اینجایی

374
00:31:41,380 --> 00:31:42,680
‫نیکلاوسِ» من»

375
00:31:42,715 --> 00:31:46,017
‫روحمم خبر نداشت در تهران زندگی می‌کنی

376
00:31:46,051 --> 00:31:50,054
‫از زمان مرگ «ابونظیر» همینجا بودم

377
00:31:50,089 --> 00:31:54,292
‫«بهت تسلیت میگم «نسرین
‫هیچ‌کس همانند اون نیست

378
00:31:54,326 --> 00:31:56,294
‫هیچ‌کس

379
00:31:57,596 --> 00:32:00,165
‫کاملاً مشخصه تو سختی‌های
‫زیادی رو متحمل شدی

380
00:32:00,199 --> 00:32:04,903
‫آخرین‌بار که دیدمت مثلِ یک
‫سرباز آماده برای جنگ بودی

381
00:32:04,937 --> 00:32:07,705
‫الان یه سربازم که از جنگ برگشته

382
00:32:07,740 --> 00:32:09,741
‫با پیروزی و سربلندی

383
00:32:11,310 --> 00:32:13,745
‫البته سخته بخوای با
‫این دید به قضیه نگاه کنی

384
00:32:13,779 --> 00:32:15,780
‫من خیلی چیزها رو از دست دادم

385
00:32:16,782 --> 00:32:18,483
‫خانواده‌ات

386
00:32:18,517 --> 00:32:20,885
‫به‌خصوص دخترم

387
00:32:20,920 --> 00:32:22,821
‫وقتی من...

388
00:32:22,855 --> 00:32:30,695
‫وقتی من نقشه‌ای رو که خداوند برای
‫من در نظر گرفته بود به اتمام رسوندم

389
00:32:30,729 --> 00:32:33,031
‫دخترم نابود شد

390
00:32:35,801 --> 00:32:37,602
‫سعی کرده بود خودش رو بکُشه

391
00:32:37,636 --> 00:32:39,370
‫متأسفم

392
00:32:39,405 --> 00:32:42,273
‫وقتی ایمان نداشته باشی
‫تحملش سخت میشه

393
00:32:42,308 --> 00:32:45,109
‫دخترم ایمان داشت

394
00:32:45,144 --> 00:32:47,712
‫به این باور داشت که محاله
‫پدرش بهش خیانت کنه

395
00:32:47,746 --> 00:32:49,814
‫و زندگی رو به کامش زهر کنه

396
00:32:49,849 --> 00:32:51,883
‫نظیر» برای همچین شرایطی آماده‌ات کرده بود»

397
00:32:51,917 --> 00:32:54,185
‫گفته بود اگر از صمیم قلب
‫به خداوند ایمان داشته باشی

398
00:32:54,220 --> 00:32:55,687
‫به آرامش‌خاطر میرسی

399
00:32:55,721 --> 00:32:57,155
‫تو هم که ایمان‌ـت خالصانه بود

400
00:32:58,190 --> 00:33:00,692
‫تو هم همینطور

401
00:33:01,760 --> 00:33:03,695
‫تونستی به آرامش برسی؟

402
00:33:05,197 --> 00:33:08,233
‫گاهی اوقات بله

403
00:33:09,268 --> 00:33:11,002
‫ولی بعضی‌وقت‌ها برام سوال میشه که

404
00:33:11,036 --> 00:33:15,440
‫چرا خدا به جای پسرم و همسرم
‫من رو نبرد پیش خودش

405
00:33:15,474 --> 00:33:18,443
‫اون‌وقتِ که حالم مثل دخترت میشه

406
00:33:18,477 --> 00:33:21,679
‫زندگی به کامَم زهر میشه

407
00:33:21,714 --> 00:33:23,715
‫با اینحال من جون سالم به‌در بردم

408
00:33:25,117 --> 00:33:26,551
‫باید این‌کار رو بکنیم

409
00:33:26,585 --> 00:33:28,519
‫درسته

410
00:33:28,554 --> 00:33:30,288
‫از خرابی‌ها و آوارها خودمون
‫رو می‌کِشیم بیرون

411
00:33:30,322 --> 00:33:31,890
‫و اجسادمون رو جمع می‌کنیم

412
00:33:39,265 --> 00:33:41,532
‫نیکلاوس» ، برای چی به تهران اومدی؟»

413
00:33:41,567 --> 00:33:43,534
‫جای دیگه‌ای نداشتم

414
00:33:48,540 --> 00:33:50,241
‫اینجا چی‌کار داری؟

415
00:33:52,811 --> 00:33:54,979
‫دیگه نمی‌خوام فرار کنم

416
00:34:25,044 --> 00:34:26,244
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

417
00:34:28,547 --> 00:34:30,815
‫بگو اینجا چی‌کار داری

418
00:34:30,849 --> 00:34:32,450
‫اینجا چی‌کار داری؟

419
00:34:45,364 --> 00:34:52,170
‫به یاری خداوند برای گرفتن پناهندگی
‫سیاسی به ایران اومدم

420
00:34:52,204 --> 00:34:55,540
‫در سراسر دنیا فقط در این کشور
‫می‌تونم به آرامش برسم

421
00:35:19,198 --> 00:35:21,499
‫برودی» ، تو در تهران فرد مهمی هستی»

422
00:35:21,533 --> 00:35:23,067
‫الان دیگه آدم مهمی شدی

423
00:36:14,900 --> 00:36:18,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۶روز بعد "</font>

424
00:36:18,991 --> 00:36:20,758
‫: در فیلم ویدیویی مشهور جنابعالی فرمودید

425
00:36:20,793 --> 00:36:22,126
‫"من عاشق کشورم هستم"

426
00:36:22,161 --> 00:36:24,128
‫که از صمیم قلب هم گفتم

427
00:36:24,163 --> 00:36:27,198
‫با این‌وجود دولت آمریکا شما رو
‫دشمن کشور خطاب می‌کنه

428
00:36:27,232 --> 00:36:32,170
‫بین حرفی که آمریکایی‌‌ها میزنند
‫و واقعیت زمین تا آسمون فاصله‌ست

429
00:36:32,204 --> 00:36:33,304
‫چی داری می‌بینی؟

430
00:36:33,338 --> 00:36:35,873
‫آخرین توهین صورت گرفته

431
00:36:35,908 --> 00:36:38,709
‫این نکته اقدامات شما در تاریخ
‫۱۲ـم «دسامبر» رو توجیه می‌کنه؟

432
00:36:38,744 --> 00:36:41,279
‫بله . درسته

433
00:36:44,616 --> 00:36:46,517
‫برودی» تو ۱ هفته اینقدری»
‫فارسی یاد گرفته که

434
00:36:46,552 --> 00:36:48,252
‫ما رو در تلویزیون ملی محکوم کنه

435
00:36:48,287 --> 00:36:50,555
‫همون عبارت معروف
‫مرگ بر آمریکا" رو بیان کنه"

436
00:36:53,358 --> 00:36:57,061
‫بهم گفتن تحویل بدون نقص انجام شده

437
00:36:57,096 --> 00:36:59,564
‫رئیس‌جمهور به شدت عصبانیه

438
00:36:59,598 --> 00:37:01,766
‫چند لحظه پیش تلفنی باهاش صحبت کردم

439
00:37:01,800 --> 00:37:03,301
‫خواستار "اقدام کردن" شدند

440
00:37:03,335 --> 00:37:04,302
‫آره

441
00:37:04,336 --> 00:37:06,337
‫منم همین مکالمه رو باهاشون داشتم

442
00:37:08,974 --> 00:37:12,477
‫سائول» ، اینکه «برودی» جزئی از»
‫نقشه باشه تیری در تاریکی بود

443
00:37:12,511 --> 00:37:14,745
‫انجام کل عملیات نشدنی بود

444
00:37:14,780 --> 00:37:17,715
‫ولی جواب داد . البته تا الان

445
00:37:19,084 --> 00:37:21,919
‫«برودی» به یه قدمی «اکبری»
‫هم نزدیک نشده

446
00:37:21,954 --> 00:37:24,155
‫خودم میدونم

447
00:37:24,189 --> 00:37:25,756
‫این حرف «جوادی»ـه

448
00:37:25,791 --> 00:37:28,626
‫برودی» رسماً تقدیم بخش روابط عمومی شده»

449
00:37:28,660 --> 00:37:29,961
‫روزنه‌ی ما بسته شده

450
00:37:29,995 --> 00:37:31,796
‫به همین راحتی حذفش کنیم؟

451
00:37:31,830 --> 00:37:33,131
‫سعی کردیم خارجش کنیم

452
00:37:33,165 --> 00:37:34,765
‫ولی «برودی» حتّی زحمت اومدن
‫سر قرار رو به خودش نداد

453
00:37:34,800 --> 00:37:36,901
‫الانم که توی تهران هر جا میشینه
‫کلی چرندیات می‌بافه

454
00:37:36,935 --> 00:37:38,903
‫لب‌کلام اینه که

455
00:37:38,937 --> 00:37:41,606
‫برودی» از یک مهره‌ی باارزش»
‫تبدیل به باری روی دوش‌مون شده

456
00:37:41,640 --> 00:37:43,875
‫باید سر دربیارم چی تو سرش می‌گذره

457
00:37:43,909 --> 00:37:47,044
‫تابلوئه چی توی سرش می‌گذره

458
00:37:47,079 --> 00:37:50,114
‫همون حرفایی که توی
‫فیلم‌های "یوتیوب" میزنه

459
00:37:50,149 --> 00:37:51,916
‫ایرانی‌ها جونش رو نجات دادند

460
00:37:51,950 --> 00:37:53,784
‫اونا رو دوست داره و از ما بیزاره

461
00:37:53,819 --> 00:37:55,119
‫دیگه چی میدونی؟

462
00:37:55,154 --> 00:37:58,589
‫تازه از کجا معلوم طرز فکر
‫امروزش با فرداش یکی باشه؟

463
00:37:58,624 --> 00:38:02,927
‫اون داره در کنار همون افرادی که در وهله‌ی
‫اوّل مغزش رو شستشو دادن زندگی می‌کنه

464
00:38:02,961 --> 00:38:04,695
‫«در ضمن نکته‌ای که در مورد «برودی
‫مسلم هستش اینه که

465
00:38:04,730 --> 00:38:07,798
‫این بابا به سرعت نظرش رو تغییر میده

466
00:38:07,833 --> 00:38:11,869
‫تو یه مهره‌ی باارزش داخلِ
‫سپاه پاسدارن رو به کار گرفتی

467
00:38:11,904 --> 00:38:13,204
‫«مجید جوادی»

468
00:38:13,238 --> 00:38:16,374
‫این موفقیت به قدری مهمه که
‫باید همه‌جوره حفظش کنیم

469
00:38:16,408 --> 00:38:18,776
‫ولی هر لحظه امکانش هست که
‫برودی» آمارش رو بده»

470
00:38:18,810 --> 00:38:22,313
‫حقیقت مسلّم هم اینه که نمیشه
‫به «برودی» اعتماد کنیم

471
00:38:22,347 --> 00:38:24,248
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستیم

472
00:38:24,283 --> 00:38:27,084
‫باید این قائله رو ختمش کنیم

473
00:38:27,119 --> 00:38:29,654
‫یعنی کارِ «برودی» رو بسازیم دیگه؟

474
00:38:33,358 --> 00:38:35,960
‫رئیس‌جمهور خواستار حل این مسئله شدند

475
00:38:39,531 --> 00:38:41,999
‫میدونیم «برودی» هر روز کجا نماز می‌خونه

476
00:38:42,034 --> 00:38:44,368
‫موساد» در اون محل نیرو داره»

477
00:38:44,403 --> 00:38:47,104
‫وقتش فرا رسیده

478
00:38:50,842 --> 00:38:52,376
‫خب ، معلومه باید در موردمون بد بگه

479
00:38:52,411 --> 00:38:53,878
‫چه انتظاری داشتی؟

480
00:38:53,912 --> 00:38:56,113
‫سائول» ، اون داره هر کاری»
‫برای حفظِ پوشش لازم هستش رو انجام میده

481
00:38:56,148 --> 00:38:57,114
‫همین و بس

482
00:38:57,149 --> 00:38:58,816
‫آروم باش بابا
‫یه سوال پرسیدم

483
00:38:58,850 --> 00:39:00,284
‫نقشه عوض شده

484
00:39:00,319 --> 00:39:02,954
‫بنابراین کار همیشگی‌مون رو می‌کنیم
‫کاری که اون داره می‌کنه . خودمون رو وفق میدیم

485
00:39:02,988 --> 00:39:04,188
‫همین کار هم کردیم

486
00:39:04,223 --> 00:39:05,890
‫سعی کردیم اون رو از ایران خارج کنیم

487
00:39:05,924 --> 00:39:07,058
‫خودش ما رو پیچوند

488
00:39:07,092 --> 00:39:08,526
‫چون هنوزم بر این باورِ که
‫نقشه جواب میده

489
00:39:08,560 --> 00:39:09,727
‫خودش این رو گفته؟

490
00:39:09,761 --> 00:39:11,295
‫نه . من دارم میگم

491
00:39:11,330 --> 00:39:12,897
‫یعنی اصلاً باهات تماس نگرفته؟

492
00:39:12,931 --> 00:39:17,368
‫نه . مگه دائم بهش نمی‌گفتیم برقراری
‫هر گونه تماس با من خیلی خطرناکه؟

493
00:39:18,370 --> 00:39:20,037
‫چه خبر شده؟

494
00:39:25,310 --> 00:39:27,478
‫وقتش رسیده که سوار هواپیما بشی
‫و برگردی

495
00:39:28,547 --> 00:39:32,183
‫نمی‌تونیم «برودی» رو اینجا تنها ول کنیم

496
00:39:33,986 --> 00:39:36,554
‫سائول» ، من هیچ‌وقت»
‫در موردش اشتباه نکردم

497
00:39:38,090 --> 00:39:39,457
‫میدونم

498
00:39:39,491 --> 00:39:41,726
‫وقتی برگشتی در این مورد باهم صحبت می‌کنیم

499
00:39:44,563 --> 00:39:46,497
‫کری»؟»

500
00:39:46,531 --> 00:39:47,798
‫کری» ، شنیدی چی گفتم؟»

501
00:39:49,568 --> 00:39:52,270
‫آره . البته . خداحافظ

502
00:39:52,337 --> 00:39:53,571
‫خداحافظ

503
00:40:02,014 --> 00:40:03,948
‫عمراً برگرده اینجا

504
00:40:03,982 --> 00:40:05,583
‫میدونم

505
00:40:05,617 --> 00:40:07,351
‫بهتره نقشه رو عملی کنیم

506
00:40:07,386 --> 00:40:09,453
‫همین الان انجامش بدید

507
00:40:33,845 --> 00:40:36,246
‫مسعود» ، «کری» هستم»

508
00:40:37,716 --> 00:40:40,317
‫می‌خوام یه لطف دیگه در حقم بکنی

509
00:41:02,174 --> 00:41:05,009
‫یک دوست الان باهاتون تماس می‌گیره

510
00:41:10,983 --> 00:41:14,986
‫میشه یه لحظه داخل
‫منتظرم بمونی لطفاً؟ ممنون

511
00:41:36,275 --> 00:41:38,242
‫بله؟

512
00:41:38,277 --> 00:41:40,945
‫منم . اونطرفِ حیاطم

513
00:41:56,195 --> 00:42:00,164
‫برودی» ، یه ماشین در اختیارمه»
‫باید از تهران ببرمت بیرون

514
00:42:00,199 --> 00:42:02,133
‫قبلاً که بهشون گفتم
‫نمی‌خوام اینجا رو ترک کنم

515
00:42:02,167 --> 00:42:04,235
‫میدونم . برای همین اعصاب‌شون به‌هم ریخته

516
00:42:05,270 --> 00:42:06,971
‫مضطرب شدن؟ یعنی چی اون‌وقت؟

517
00:42:07,005 --> 00:42:08,873
‫مطمئن نیستم

518
00:42:10,576 --> 00:42:13,477
‫بهم حرفی نمیزنن
‫ولی فکر کنم اونا...

519
00:42:13,512 --> 00:42:16,247
‫می‌خوان مهره‌ی سوخت‌شون رو خارج کنن
‫تا از «جوادی» محافظت کنند

520
00:42:16,281 --> 00:42:17,748
‫مهره‌ی سوخت‌شون رو حذف کنند؟

521
00:42:17,783 --> 00:42:19,650
‫گفتم که مطمئن نیستم

522
00:42:19,685 --> 00:42:21,352
‫منظورت منم؟

523
00:42:21,386 --> 00:42:22,753
‫خودشه

524
00:42:22,788 --> 00:42:26,524
‫انگار داره با تلفن صحبت می‌کنه

525
00:42:26,558 --> 00:42:29,026
‫موساد» کجاست؟»

526
00:42:29,061 --> 00:42:31,829
‫خواهشاً همراهم بیا
‫سوار ماشین شو

527
00:42:31,863 --> 00:42:33,531
‫که کجا بریم؟

528
00:42:33,565 --> 00:42:35,533
‫هر جا که شد . لطفاً

529
00:42:35,567 --> 00:42:36,867
‫تو رو خدا زودباش . باهام بیا

530
00:42:36,902 --> 00:42:39,003
‫همین که از تهران خارج بشیم
‫دوباره گروه تشکیل میدیم

531
00:42:39,037 --> 00:42:41,038
‫دوباره گروه تشکیل بدیم
‫که چی بشه؟

532
00:42:41,073 --> 00:42:43,808
‫که چی بشه؟ که طرح یه
‫نقشه‌ی مسخره‌ی دیگه رو بریزیم؟

533
00:42:43,842 --> 00:42:46,377
‫نه . باید از اینجا بریم

534
00:42:46,411 --> 00:42:50,781
‫میشه اینقدر این رو نگی؟
‫بریم . بریم . کجا بریم؟

535
00:42:50,816 --> 00:42:52,650
‫کری» ، من دیگه جایی برای رفتن ندارم»

536
00:42:52,684 --> 00:42:55,186
‫آمریکا که نمیشه برگردم

537
00:42:55,220 --> 00:42:56,721
‫یه جای دیگه میریم

538
00:42:56,755 --> 00:42:58,022
‫بعدش چی‌کار کنیم؟

539
00:42:58,056 --> 00:43:01,292
‫قایم بشیم؟
‫که دنبال جفت‌مون راه بیوفتن؟

540
00:43:02,361 --> 00:43:03,961
‫من آشنا دارم

541
00:43:05,831 --> 00:43:08,399
‫کری» ، من قبلاً این رو تجربه کردم»

542
00:43:09,434 --> 00:43:12,503
‫عمراً بازم تکرارش کنم

543
00:43:12,537 --> 00:43:14,705
‫تازه محاله این بلا رو سر تو بیارم

544
00:43:17,976 --> 00:43:20,911
‫اینم از تیم حمله

545
00:43:20,946 --> 00:43:23,247
‫برودی» ، تو رو خدا»

546
00:43:30,422 --> 00:43:31,389
‫لعنتی

547
00:43:31,423 --> 00:43:32,723
‫داره اتفاق میفته

548
00:43:32,758 --> 00:43:33,958
‫چی؟

549
00:43:33,992 --> 00:43:35,960
‫پشت سرت ۲ نفر از مسجد دارن میان

550
00:43:35,994 --> 00:43:37,595
‫یکی‌شون بلوز مشکی
‫و شلوار خاکی‌رنگ پوشیده

551
00:43:37,629 --> 00:43:39,297
‫اون یکی کاپشن چرم تنشه

552
00:43:39,331 --> 00:43:42,633
‫گوشی دست‌ـت باشه
‫من راهنمایی‌ـت می‌کنم

553
00:43:42,668 --> 00:43:44,235
‫راه افتاده

554
00:43:48,106 --> 00:43:49,707
‫- برودی»؟»
‫- بزن به چاک

555
00:44:18,303 --> 00:44:19,670
‫یکی بهش هشدار داده

556
00:44:19,705 --> 00:44:21,605
‫کی؟

557
00:44:23,075 --> 00:44:25,776
‫کری»ِ عوضی به خودش اجازه داده»

558
00:44:44,830 --> 00:44:46,130
‫چیه؟

559
00:44:46,164 --> 00:44:48,499
‫این‌دفعه بدجوری گند زدی

560
00:44:48,533 --> 00:44:49,767
‫برودی» داره برامون کار می‌کنه»

561
00:44:49,801 --> 00:44:50,801
‫نقشه شکست خورد

562
00:44:50,836 --> 00:44:52,269
‫برای همین یه تیم ضربت فرستادی؟

563
00:44:52,304 --> 00:44:54,405
‫سعی کردیم خارجش کنیم
‫خودش مخالفت کرد

564
00:44:54,439 --> 00:44:55,673
‫حالا به لطف جنابعالی اون داره

565
00:44:55,707 --> 00:44:57,608
‫توی تهران ول می‌چرخه
‫و فقط خدا میدونه چی‌کار می‌کنه

566
00:44:57,642 --> 00:44:59,510
‫جونِ یکی از مأمورین مهم ما به خطر افتاده

567
00:45:01,613 --> 00:45:03,714
‫سوار هواپیمای بعدی میشی و برمیگردی

568
00:45:03,782 --> 00:45:05,349
‫بگو فهمیدی چی گفتم

569
00:45:33,512 --> 00:45:34,578
‫خواهشاً بهش بگو

570
00:45:34,613 --> 00:45:36,347
‫همین الان بهش بگو
‫خیلی مهمه

571
00:45:36,381 --> 00:45:37,348
‫نیکلاوس»؟»

572
00:45:37,382 --> 00:45:39,650
‫اصلاً انتظار اومدنت رو نداشتم

573
00:45:39,684 --> 00:45:42,453
‫شرمنده . «نسرین» ، باید بهم کمک کنی

574
00:45:42,487 --> 00:45:44,488
‫چی شده؟ همه چیز مرتبه؟

575
00:45:44,523 --> 00:45:45,823
‫چند لحظه پیش یکی می‌خواست من رو بکُشه

576
00:45:45,857 --> 00:45:46,891
‫خدای من

577
00:45:46,925 --> 00:45:49,093
‫باید با «دانش اکبری» حرف بزنم

578
00:45:49,127 --> 00:45:50,127
‫«دانش»

579
00:45:50,162 --> 00:45:51,729
‫ایشون آدم تودار و غیراجتماعی هستن

580
00:45:51,763 --> 00:45:53,564
‫من...

581
00:45:53,598 --> 00:45:57,134
‫اطلاعاتی راجبه «مجید جوادی» دارم

582
00:45:57,169 --> 00:46:00,171
‫که بسیار مهمه ایشون
‫در جریان قرار بگیرن ، خب؟

583
00:46:00,205 --> 00:46:01,338
‫خیلی ضروریه

584
00:46:01,373 --> 00:46:04,074
‫خواهش می‌کنم «نسرین» . لطفاً . باشه؟

585
00:46:04,109 --> 00:46:07,912
‫بسیارخب ، بسیارخب
‫بهشون میگم

586
00:47:15,280 --> 00:47:16,881
‫یه پیغام از «جوادی» دارم

587
00:47:16,915 --> 00:47:20,317
‫سروکله‌ی «برودی» دمِ ساختمون
‫مرکزیِ سپاه پاسدارن پیدا شده

588
00:47:20,352 --> 00:47:21,852
‫اونجا چی‌کار داره؟

589
00:47:21,887 --> 00:47:26,223
‫جوادی» گفت افراد «اکبری» اسکورتش می‌کنن»

590
00:47:26,258 --> 00:47:28,826
‫«داره میره پیش «اکبری

591
00:47:28,860 --> 00:47:31,161
‫برودی» میدونه ما می‌خواستیم بکُشیمش»

592
00:47:31,196 --> 00:47:33,564
‫می‌خواد کل نقشه رو به فنا بده

593
00:47:54,052 --> 00:47:58,822
‫نسرین» بهم گفت پریشون هستی»
‫و می‌خوای باهام صحبت کنی

594
00:47:58,857 --> 00:47:59,924
‫درسته قربان

595
00:48:17,375 --> 00:48:22,580
‫میدونی ، اولین‌بار توی
‫همین دفتر راجب‌ـت شنیدم

596
00:48:29,654 --> 00:48:34,959
‫ابونظیر» در مورد تو بهم گفت»
‫که چه جواهری گیر آورده

597
00:48:34,993 --> 00:48:37,061
‫چه شمشیری در راه خدا پیدا کرده

598
00:48:43,568 --> 00:48:48,806
‫آخه اصلاً چرا یک نفر باید بخواد
‫همچین آدم باارزشی رو بکُشه؟

599
00:48:48,840 --> 00:48:51,342
‫تا چیزی راجبه «جوادی» بهتون نگم

600
00:48:53,211 --> 00:48:55,412
‫جوادی» چی‌کار کرده؟»

601
00:48:55,447 --> 00:48:57,214
‫می‌خواد شغل شما رو بدست بیاره

602
00:48:57,248 --> 00:48:58,749
‫خیال کردی خودم نمیدونم؟

603
00:48:59,951 --> 00:49:02,453
‫سازمان سی‌آی‌اِی برنامه‌ی این‌کار رو ریخته

604
00:49:02,487 --> 00:49:06,123
‫سازمان سی‌آی‌اِی؟

605
00:49:06,157 --> 00:49:08,158
‫محاله «جوادی» برای سازمان سی‌آی‌اِی کار کنه

606
00:49:08,193 --> 00:49:10,594
‫فعلاً که داره باهاشون کار می‌کنه

607
00:49:10,629 --> 00:49:13,964
‫اونا فهمیدن «جوادی» کلی پول
‫از سپاه دزدیده

608
00:49:13,999 --> 00:49:15,766
‫به همین خاطر کنترلش رو به‌دست گرفتن

609
00:49:17,802 --> 00:49:19,870
‫تو که در حال فرار بودی

610
00:49:19,904 --> 00:49:22,873
‫چطوری از نقشه‌ی آمریکایی‌ها باخبر شدی؟

611
00:49:22,907 --> 00:49:25,509
‫از اونجایی که خودمَم
‫جزئی از این نقشه بودم

612
00:49:27,045 --> 00:49:31,649
‫اومدم تهران تا به شما نزدیک بشم

613
00:49:31,683 --> 00:49:34,485
‫خب ، بعد که بهم نزدیک شدی چی‌کار کنی؟

614
00:49:34,519 --> 00:49:36,620
‫ازم خواستن شما رو بکُشم

615
00:49:39,024 --> 00:49:41,458
‫تا «جوادی» رو جایگزین شما کنن

616
00:49:41,493 --> 00:49:44,128
‫بهم این دستورات رو داده بودن

617
00:49:44,162 --> 00:49:46,964
‫ولی تو از دستورات‌شون سرپیچی کردی

618
00:49:46,998 --> 00:49:49,166
‫برای همین اومدی سراغم

619
00:49:49,200 --> 00:49:52,670
‫اومدم خودم رو تبرئه کنم
‫و اشتباهم رو جبران کنم

620
00:49:52,704 --> 00:49:57,207
‫همین کارم کردی
‫همین کارم کردی

621
00:49:57,242 --> 00:49:59,243
‫«ازت ممنونم «نیکلاوس

622
00:50:02,847 --> 00:50:05,349
‫خودم حساب «جوادی» رو میرسم

623
00:50:10,822 --> 00:50:13,624
‫در مورد من با «ابونظیر» حرف زدی؟

624
00:50:15,326 --> 00:50:17,227
‫داخل همین اتاق؟

625
00:50:17,262 --> 00:50:19,863
‫بله

626
00:50:19,898 --> 00:50:22,800
‫در مورد اینکه چطور تو رو ضد آمریکا کرده
‫و به اونجا می‌فرسته

627
00:50:22,834 --> 00:50:26,804
‫شمشیری برای ضربه بر قلب دشمن

628
00:50:30,108 --> 00:50:31,275
‫خوبه

629
00:50:33,144 --> 00:50:35,546
‫پس همه چیز از همینجا شروع شده

630
00:52:44,475 --> 00:52:45,909
‫بله؟

631
00:52:45,944 --> 00:52:47,678
‫منم

632
00:52:47,712 --> 00:52:50,047
‫داخل دفتر «اکبری» هستم

633
00:52:51,850 --> 00:52:53,517
‫برودی» ، چی‌کار کردی؟»

634
00:52:54,552 --> 00:52:56,119
‫کُشتمش

635
00:52:56,154 --> 00:52:58,922
‫من رو از اینجا فراری بده

636
00:53:00,900 --> 00:53:01,900
‫S@eideH & Arian Drama : مترجمین

637
00:53:02,900 --> 00:53:03,900
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه فری‌آفلاین
‫Forum.Free-Offline.Org

