1
00:00:00,500 --> 00:00:01,500
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه فری‌آفلاین
‫Forum.Free-Offline.Org

2
00:00:02,000 --> 00:00:05,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۳
‫قسمت ۱۲ : ستاره</font>

3
00:00:06,000 --> 00:00:07,000
‫S@eideH & Arian Drama : مترجمین

4
00:04:44,736 --> 00:04:48,839
‫رانندگی کن . راه بیفت . برو
‫راه بیفت . راه بیفت

5
00:05:06,625 --> 00:05:07,925
‫«سائول»

6
00:05:07,926 --> 00:05:09,060
‫چیه؟

7
00:05:09,094 --> 00:05:10,361
‫کری» پای تلفنه»

8
00:05:10,395 --> 00:05:12,530
‫کجایی؟

9
00:05:12,564 --> 00:05:14,265
‫دارم میرم پارک ملت

10
00:05:14,299 --> 00:05:15,533
‫«خدا لعنت‌ـت کنه «کری

11
00:05:15,567 --> 00:05:17,802
‫الان باید سوار هواپیما توی راه «ژنو» باشی

12
00:05:17,836 --> 00:05:19,670
‫سائول» ، «برودی» با موفقیت انجامش داد»

13
00:05:19,704 --> 00:05:22,540
‫اون «اکبری» رو کُشت . «برودی» موفق شد

14
00:05:22,574 --> 00:05:24,708
‫چی داری میگی؟

15
00:05:24,743 --> 00:05:27,278
‫بالاخره مأموریت رو به اتمام رسوند

16
00:05:28,313 --> 00:05:30,748
‫تو از کجا این رو میدونی؟

17
00:05:30,782 --> 00:05:33,717
‫از اونجایی که تازه باهاش حرف زدم
‫از دفتر «اکبری» بهم زنگ زد

18
00:05:33,752 --> 00:05:36,454
‫اون‌وقت حرفش رو باور می‌کنی؟

19
00:05:36,488 --> 00:05:37,621
‫منظورت چیه؟

20
00:05:37,656 --> 00:05:40,291
‫- شنیدی چی گفتم
‫- آره . باور می‌کنم

21
00:05:40,325 --> 00:05:42,726
‫چون اگر من جای «اکبری» بودم
‫و بو می‌بردم یه عملیات سازمان سی‌آی‌اِی

22
00:05:42,761 --> 00:05:46,030
‫داره توی کشورم صورت می‌گیره
‫عالم و آدم رو خبر می‌کردم

23
00:05:46,064 --> 00:05:47,364
‫الان قضیه اینطور نیست که میگی

24
00:05:47,399 --> 00:05:48,532
‫تو که مطمئن نیستی

25
00:05:48,567 --> 00:05:50,067
‫الان «برودی» کجاست؟

26
00:05:50,102 --> 00:05:51,235
‫توی راه اینجاست

27
00:05:51,269 --> 00:05:54,238
‫خب ، احتمال اینکه اون
‫نیروهای امنیتی رو به

28
00:05:54,272 --> 00:05:55,940
‫سمت تو کشونده باشه فراموش نکن

29
00:05:55,974 --> 00:05:59,376
‫سائول» ، توی کل دنیا یه نفر پیدا میشه»
‫که بهش اعتماد داشته باشی؟

30
00:06:01,413 --> 00:06:03,747
‫میدونی اگر دستگیر بشی چی میشه دیگه؟

31
00:06:03,782 --> 00:06:05,583
‫- در جریانم
‫- ما مجبور میشیم

32
00:06:05,617 --> 00:06:07,318
‫وجود تو رو منکر بشیم

33
00:06:07,352 --> 00:06:09,587
‫هیچ مذاکره‌ای برای آزادیت انجام نمیشه

34
00:06:09,621 --> 00:06:10,588
‫خب ، نشه

35
00:06:10,622 --> 00:06:11,956
‫«به‌خاطر خدا «کری

36
00:06:11,990 --> 00:06:16,961
‫حتی اگر در مورد «برودی» حق با تو باشه
‫عمراً بتونه از تهران خارج بشه

37
00:06:16,995 --> 00:06:18,195
‫اگر الان راه بیفتیم
‫احتمال خارج شدن‌مون زیاده

38
00:06:18,230 --> 00:06:20,231
‫اگر جنابعالی اجازه‌ی برنامه‌ی خروج رو صادر کنی
‫احتمال خروج‌مون هست

39
00:06:20,265 --> 00:06:22,800
‫میدونی که باید اوّل تأییدیه
‫مرگ «اکبری» به دستم برسم

40
00:06:22,834 --> 00:06:25,769
‫خب ، برو تأییدش کن دیگه

41
00:06:26,838 --> 00:06:29,773
‫«زنگ بزن «جوادی

42
00:06:59,337 --> 00:07:02,640
‫گم‌شو پایین . گم‌شو
‫پیاده شو . پیاده شو

43
00:07:02,674 --> 00:07:04,308
‫بیرون . برو . برو

44
00:07:04,342 --> 00:07:06,343
‫راه برو . راه برو

45
00:07:06,378 --> 00:07:09,346
‫برو . بچرخ

46
00:07:11,316 --> 00:07:12,950
‫خیلی‌خب

47
00:07:21,326 --> 00:07:23,160
‫موبایلت رو بده به من
‫موبایلت رو رد کن بیاد

48
00:07:23,195 --> 00:07:25,396
‫موبایلت رو بده به من
‫موبایلت رو رد کن بیاد

49
00:07:27,199 --> 00:07:29,166
‫بجنب

50
00:08:14,412 --> 00:08:16,380
‫بیا دیگه

51
00:08:39,404 --> 00:08:41,372
‫برو اونور . من میرونم

52
00:08:41,406 --> 00:08:43,207
‫خدایا ، زهره‌ترکم کردی

53
00:08:43,241 --> 00:08:45,376
‫باید مطمئن می‌شدم
‫کسی تعقیب‌ـت نکرده باشه

54
00:08:45,410 --> 00:08:46,243
‫کجا داریم میریم؟

55
00:08:46,278 --> 00:08:47,344
‫ماشین‌مون رو عوض کنیم

56
00:08:47,379 --> 00:08:49,079
‫ماشین من اونطرفه پارکه

57
00:08:49,114 --> 00:08:51,282
‫بعدش از شهر خارج میشیم
‫میریم سمت شرق

58
00:08:51,316 --> 00:08:52,216
‫شرق؟

59
00:08:52,250 --> 00:08:53,384
‫«به سمت مخفیگاه توی «گرمسار

60
00:08:53,418 --> 00:08:54,585
‫بعدش؟

61
00:08:54,619 --> 00:08:56,387
‫بعدش دیگه بستگی به «سائول» داره

62
00:08:56,421 --> 00:08:58,389
‫برو پایین

63
00:09:05,163 --> 00:09:06,864
‫کلک نزده

64
00:09:06,898 --> 00:09:07,865
‫۱۰۰درصد مطمئنی؟

65
00:09:07,899 --> 00:09:09,767
‫۱۰۰درصد

66
00:09:09,801 --> 00:09:11,635
‫اکبری» مُرده»

67
00:09:12,971 --> 00:09:14,905
‫باورم نمیشه

68
00:09:14,939 --> 00:09:16,073
‫اون کجاست؟

69
00:09:16,107 --> 00:09:17,408
‫برودی»؟»

70
00:09:17,442 --> 00:09:18,676
‫نمیدونم

71
00:09:18,710 --> 00:09:20,611
‫«بیخیال «سائول

72
00:09:20,645 --> 00:09:23,614
‫همین الان که گرم حرف هستیم
‫داری برنامه‌ی خروجش رو می‌چینی

73
00:09:23,648 --> 00:09:25,416
‫نقشه ۶ روز پیش به فنا رفت

74
00:09:25,450 --> 00:09:28,952
‫خوبه چون من رو مسئول
‫دستگیری این بابا کردن

75
00:09:28,987 --> 00:09:33,157
‫این یعنی باید گیرش بندازم و تا
‫فردا صبح تحویل قاضی داده باشمش

76
00:09:33,191 --> 00:09:35,092
‫بهت گفتم نمیدونم کجاست

77
00:09:35,126 --> 00:09:37,461
‫گمونم متوجه شرایط بحرانی الان‌مون نیستی

78
00:09:37,495 --> 00:09:40,998
‫هر چی بیشتر از دست‌مون در بره
‫من ضعیف‌تر به چشم میام

79
00:09:41,032 --> 00:09:44,568
‫و اینطوری شانسم برای
‫جانشینی «اکبری» کمتر میشه

80
00:09:47,372 --> 00:09:50,074
‫اون با «کری» هستش . درسته؟

81
00:09:50,108 --> 00:09:53,377
‫واسه همین اینقدر با احتیاط جواب میدی

82
00:09:55,480 --> 00:09:56,847
‫گوش کن چی میگم

83
00:09:56,881 --> 00:10:00,184
‫من و تو باید بدترین احتمال رو در نظر بگیریم

84
00:10:00,218 --> 00:10:01,318
‫که چی هست؟

85
00:10:01,353 --> 00:10:03,654
‫اینکه «کری» و «برودی» باهم دستگیر بشن

86
00:10:03,688 --> 00:10:08,258
‫همین که این اتفاق بیفته کنترل
‫اتفاقات عملیات از دست من خارج میشه

87
00:10:08,293 --> 00:10:13,063
‫بگو «برودی» کجاست تا لااقل
‫بتونم از «کری» محافظت کنم

88
00:10:15,266 --> 00:10:17,668
‫بعداً باهات تماس می‌گیرم

89
00:10:20,872 --> 00:10:22,306
‫خب؟

90
00:10:22,340 --> 00:10:25,309
‫این بابا خیلی متقاعدکننده حرف میزنه

91
00:10:25,343 --> 00:10:27,111
‫چی بگم؟

92
00:10:27,145 --> 00:10:29,313
‫یعنی اگر تو بودی آمارشون رو میدادی؟

93
00:10:30,348 --> 00:10:32,316
‫آره

94
00:10:32,350 --> 00:10:34,952
‫حتّی بعد از کار امروز «برودی»؟

95
00:10:34,986 --> 00:10:37,621
‫گمونم این موضوع رو در کنار احتمالِ

96
00:10:37,655 --> 00:10:40,657
‫«اصلاً نرسیدن «کری» و «برودی
‫به مخفیگاه میذاشتم

97
00:10:42,994 --> 00:10:44,962
‫«سائول»

98
00:10:44,996 --> 00:10:48,966
‫امروز آخرین روزیه
‫که سِمَت ریاست رو داری

99
00:10:49,000 --> 00:10:51,969
‫شاید بهتر باشه خودت رو
‫از این قضایا بکشی کنار

100
00:10:55,707 --> 00:11:00,677
‫نه . عملیات خارج کردن
‫اونا رو شروع کن

101
00:11:40,084 --> 00:11:43,720
‫من توی صحرا متولد شدم

102
00:11:43,755 --> 00:11:46,390
‫واقعاً؟

103
00:11:46,424 --> 00:11:49,059
‫«بیابان «موهاوی
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(در جنوب کالیفرنیا)</font>

104
00:11:49,093 --> 00:11:52,896
‫مقر بابام اونجا بود

105
00:11:52,931 --> 00:11:56,433
‫مقر نیروهای ارتش زمینی و هوایی

106
00:11:58,369 --> 00:12:01,338
‫باورم نمیشه این رو نمیدونستم

107
00:12:04,042 --> 00:12:07,010
‫لااقل بابام دیگه زنده نیست

108
00:12:09,447 --> 00:12:11,915
‫تمام این جریانات قبلش رو می‌شکست

109
00:12:24,596 --> 00:12:26,096
‫ماشین

110
00:12:34,639 --> 00:12:36,106
‫روبراهه

111
00:12:40,678 --> 00:12:42,312
‫چقدر دیگه مونده؟

112
00:12:42,347 --> 00:12:45,349
‫حدود ۸۰ کیلومتر . شایدم بیشتر

113
00:13:40,538 --> 00:13:41,838
‫باید برم دستشویی

114
00:13:41,873 --> 00:13:43,840
‫اونطرف

115
00:14:42,634 --> 00:14:45,169
‫اخبار جدیدی از ایران
‫به دست‌مون رسیده

116
00:14:45,194 --> 00:14:51,074
‫شبکه‌ی جمهوری اسلامی گزارش
‫«ترور سرلشگر «دانش اکبری

117
00:14:51,109 --> 00:14:55,579
‫مقام بلند پایه‌ی سپاه پاسداران ایران
‫و رهبر نیروهای قدس رو اعلام کرده است

118
00:14:55,613 --> 00:14:56,780
‫«اسکات»

119
00:14:56,814 --> 00:14:58,415
‫جزئیات خبر هنوز تأیید نشده است

120
00:14:58,449 --> 00:15:01,451
‫قراره کجا انجام بشه؟
‫افغانستان یا ترکیه؟

121
00:15:01,486 --> 00:15:03,320
‫واحد "دِوگرو" داره یه تیم از گروهان هوایی

122
00:15:03,354 --> 00:15:05,589
‫برای اجرای عملیات خروج
‫از مسیر «هرات-افغانستان» جمع می‌کنه

123
00:15:05,623 --> 00:15:07,090
‫نشونم بده

124
00:15:07,125 --> 00:15:08,291
‫۱۶نفر نیرو داریم

125
00:15:08,326 --> 00:15:12,095
‫«۴تا هلیکوپتر ، ۲ فروند «بلک هاوکس
‫«و ۲تا «شینوک

126
00:15:12,130 --> 00:15:15,365
‫تیم هلیکوپتری داخل حریم
‫هوایی ایران در اینجا میشن

127
00:15:15,400 --> 00:15:18,702
‫برنامه‌ی اولیه پرواز اونا رو
‫به سمت «تربت حیدریه» روانه کرد

128
00:15:18,736 --> 00:15:20,270
‫از این قسمت شطرنجی عبور کنند
‫همه‌ـش صحرائه

129
00:15:20,304 --> 00:15:23,240
‫مستقیماً میرسن به مرز این کوه‌ها
‫«که میره به سمت مختصات «کری

130
00:15:23,274 --> 00:15:24,875
‫از قرارگاه چقدر مدت پرواز طول می‌کشه؟

131
00:15:24,909 --> 00:15:26,843
‫حدوداً ۲۱۰ دقیقه

132
00:15:26,878 --> 00:15:28,979
‫شینوک»ها چی؟»

133
00:15:29,013 --> 00:15:32,783
‫گمون کنم اونا در افغانستان بمونن
‫تا پشتیبانی فراهم کنن؟

134
00:15:32,817 --> 00:15:34,451
‫«محض احتیاط واسه وقتی که «بلک هاکس
‫توی دردسر بیفتن

135
00:15:34,485 --> 00:15:37,120
‫و یا درصورتی‌که نیروهای ارتش مجبور
‫به خروج از ایران بشن

136
00:15:37,155 --> 00:15:38,555
‫از این وضعیت خوشم نیومد

137
00:15:38,589 --> 00:15:39,890
‫فرماندهی عملیات ویژه هم چندان راضی نیست

138
00:15:39,924 --> 00:15:43,393
‫یعنی در واقع عملیات بدون
‫تمرین داره اجرا میشه

139
00:15:43,428 --> 00:15:48,365
‫احتمالاً تأسیسات مرزی ایران از آخرین
‫تکنولوژی ضدرادارگریز «چین»ـی‌ها بهره می‌بره

140
00:15:48,399 --> 00:15:50,600
‫نگرانی‌تون رو با جناب رئیس درمیون میذارم

141
00:15:50,635 --> 00:15:55,105
‫رئیس هنوز جناب «بِرِنسون» هستن یا الان
‫دیگه آقای «لاکهارت» ریاست رو در دست گرفتن؟

142
00:15:55,139 --> 00:16:00,477
‫اختیار هنوز با آقای «بِرِنسون»ـه
‫برایِ ۱۱ ساعت و ۱۰ دقیقه دیگه

143
00:16:16,461 --> 00:16:17,527
‫ممنون

144
00:16:17,562 --> 00:16:19,863
‫هوا زود سرد شد

145
00:16:19,897 --> 00:16:21,665
‫همینطوره

146
00:16:24,268 --> 00:16:26,770
‫ممکنه حداقل چند روزی اینجا بمونیم

147
00:16:26,804 --> 00:16:28,672
‫جاهای بدتر هم هست

148
00:16:33,478 --> 00:16:35,746
‫میشه بهم بگی از چی ناراحتی؟

149
00:16:39,784 --> 00:16:42,519
‫کری» ، امروز یه نفر رو کشتم»

150
00:16:45,590 --> 00:16:47,257
‫برودی» ، اون آدم بدی بود»

151
00:16:47,291 --> 00:16:49,259
‫- آره . این رو می‌فهمم
‫- آدم وحشتناکی بود

152
00:16:49,293 --> 00:16:55,232
‫اون یه مُشت بچه رو دست و پا بسته
‫به مرزهای عراق می‌فرستاد

153
00:16:55,266 --> 00:16:57,467
‫بیشتر برای تمیز کردن میدان‌های مین

154
00:17:04,976 --> 00:17:06,143
‫سلام

155
00:17:06,177 --> 00:17:07,978
‫تو و «برودی» در مخفیگاه هستید؟

156
00:17:08,012 --> 00:17:09,780
‫آره

157
00:17:09,814 --> 00:17:13,416
‫در مورد «برودی» حق با تو بود
‫به حرفش عمل کرد

158
00:17:13,451 --> 00:17:14,818
‫بهش بگو آفرین

159
00:17:14,852 --> 00:17:16,119
‫حتماً

160
00:17:16,154 --> 00:17:19,523
‫می‌خوام به حرفم عمل کنم
‫و صحیح و سالم از اونجا بیارمش بیرون

161
00:17:19,557 --> 00:17:21,491
‫دارم یه تیم نجات با هلیکوپتر
‫براتون جور می‌کنم

162
00:17:21,526 --> 00:17:23,260
‫«ممنون «سائول

163
00:17:23,294 --> 00:17:27,063
‫اگه همه چیز خوب پیش بره
‫تا قبل طلوع خورشید میرسن پیش‌تون

164
00:17:27,098 --> 00:17:29,166
‫منتظرشونیم

165
00:17:29,200 --> 00:17:32,102
‫خودم صبح میرم آلمان

166
00:17:32,136 --> 00:17:33,370
‫در پایگاه هوایی «رامشتاین» می‌بینمت

167
00:17:33,404 --> 00:17:35,576
‫می‌بینمت

168
00:17:51,622 --> 00:17:52,789
‫خوابیدی؟

169
00:17:52,824 --> 00:17:55,625
‫نه

170
00:17:55,660 --> 00:17:59,362
‫سائول» بود»
‫امشب از اینجا می‌برن‌مون

171
00:17:59,397 --> 00:18:01,231
‫چه سریع

172
00:18:04,235 --> 00:18:06,236
‫ازم خواست بهت بگم آفرین

173
00:18:06,270 --> 00:18:08,405
‫حالا تا منظورش از این چه باشه

174
00:18:10,575 --> 00:18:12,943
‫وقتی اون بگه یعنی کارِت واقعاً‌ درسته

175
00:18:17,982 --> 00:18:19,583
‫خب ، بعد چی میشه؟

176
00:18:19,617 --> 00:18:21,585
‫منظورت چیه؟

177
00:18:21,619 --> 00:18:24,321
‫وقتی برگردیم وطن‌مون

178
00:18:24,355 --> 00:18:26,122
‫اونجا چی میشه؟

179
00:18:29,360 --> 00:18:31,294
‫نمیدونم

180
00:18:34,332 --> 00:18:36,266
‫تو دوست داری چی بشه؟

181
00:18:36,300 --> 00:18:38,602
‫راستش رو بگم؟

182
00:18:38,636 --> 00:18:41,037
‫اصلاً انتظار نداشتم تا اینجا پیش برم

183
00:18:42,506 --> 00:18:44,407
‫برای همین سعی می‌کنم
‫راجبش فکر نکنم

184
00:18:47,211 --> 00:18:49,412
‫ولی من بهش فکر کردم

185
00:18:55,186 --> 00:18:57,921
‫یه یارویی توی «کاراکاس» بود

186
00:18:57,955 --> 00:19:00,657
‫دکتر بود

187
00:19:00,691 --> 00:19:02,893
‫من رو سوسک صدا می‌کرد

188
00:19:02,927 --> 00:19:06,062
‫می‌گفت نمیشه من رو کُشت
‫هر جا برم بدبختی با خودم می‌برم

189
00:19:06,097 --> 00:19:07,264
‫چه تیکه‌ی سنگینی

190
00:19:07,298 --> 00:19:09,799
‫ولی درسته

191
00:19:09,834 --> 00:19:11,468
‫این ماجرا برای رستگار شدن بود

192
00:19:11,502 --> 00:19:12,802
‫رستگاری من

193
00:19:12,837 --> 00:19:14,004
‫خودت همین رو گفتی

194
00:19:14,038 --> 00:19:15,338
‫چه جوک مسخره‌ای

195
00:19:15,373 --> 00:19:16,806
‫خب ، برای رستگار شدنت هم بود

196
00:19:16,841 --> 00:19:21,144
‫آخه کجای دنیا یه قاتل با ارتکاب
‫یه قتل دیگه به رستگاری میرسه؟

197
00:19:21,178 --> 00:19:24,447
‫برودی» ، تو ارتشی هستی»
‫قوانین ارتش فرق دارند

198
00:19:24,482 --> 00:19:29,386
‫من خیلی چیزها هستم
‫ولی دیگه ارتشی نیستم

199
00:19:29,420 --> 00:19:33,123
‫مدتی میشه که دیگه ارتشی نیستم

200
00:19:33,157 --> 00:19:36,626
‫ازت خواسته شد برایِ کشورت
‫یک مأموریت انجام بدی

201
00:19:36,661 --> 00:19:37,827
‫تو هم انجامش دادی

202
00:19:37,862 --> 00:19:38,995
‫با همین حرفا خودت رو قانع می‌کنی؟

203
00:19:39,030 --> 00:19:40,130
‫این چیزیه که بهش باور دارم

204
00:19:40,164 --> 00:19:41,965
‫شیرمون کنن و بعد بفرستن‌مون
‫تا دستورشون رو انجام بدیم؟

205
00:19:41,999 --> 00:19:43,433
‫اگر نظرت اینه

206
00:19:43,467 --> 00:19:48,672
‫- چرا از همون اوّل قبول کردی؟
‫- هر چی می‌گذره کمتر سر درمیارم

207
00:20:08,993 --> 00:20:11,027
‫من حامله‌ام

208
00:20:11,062 --> 00:20:12,228
‫چی؟

209
00:20:14,832 --> 00:20:16,833
‫۴ماهه حامله‌ام

210
00:20:16,867 --> 00:20:18,802
‫ماله زمانیه که کنار دریاچه باهم بودیم

211
00:20:18,836 --> 00:20:21,204
‫کری» ، خدایا»

212
00:20:21,238 --> 00:20:23,039
‫انگار اوضاع پیچیده‌تر از
‫چیزی که بود نمی‌شد ، نه؟

213
00:20:23,074 --> 00:20:25,809
‫- باید یه چیزی می‌گفتی
‫- خب ، الان دارم بهت میگم

214
00:20:25,843 --> 00:20:26,810
‫- هی
‫- نکن

215
00:20:26,844 --> 00:20:27,978
‫هی ، هی

216
00:20:28,012 --> 00:20:29,713
‫ببین ، منم نمیدونم وقتی برگردیم چی میشه

217
00:20:29,747 --> 00:20:32,115
‫چجور زندگی داریم یا می‌تونیم داشته باشیم

218
00:20:32,149 --> 00:20:33,950
‫باهم می‌مونیم یا از هم جدا میشیم

219
00:20:33,985 --> 00:20:36,052
‫ولی یه زندگی جریان داره

220
00:20:36,087 --> 00:20:37,620
‫و من اصلاً بابتش پشیمون نیستم

221
00:20:37,655 --> 00:20:40,223
‫حتّی برای یه لحظه
‫چون به این باور رسیدم که

222
00:20:40,257 --> 00:20:44,260
‫یکی از دلایل به دنیا اومدن من
‫فراهم کردن مسیری که طی کردیم هستش

223
00:20:44,295 --> 00:20:47,831
‫آره . خوب میدونم چقدر احمقانه به‌نظر میاد

224
00:20:47,865 --> 00:20:48,732
‫حرفات تموم شد؟

225
00:20:48,766 --> 00:20:49,866
‫نه

226
00:20:55,239 --> 00:20:56,339
‫آره

227
00:21:03,948 --> 00:21:06,883
‫چون از نظر من این موضوع
‫به هیچ‌وجه احمقانه نیست

228
00:21:12,456 --> 00:21:16,259
‫اتفاقاً به نظرم تنها مسئله‌ی عاقلانه
‫که بهمون انگیزه میده همینه

229
00:21:23,934 --> 00:21:26,169
‫خب پس مشکلی نیست

230
00:21:57,401 --> 00:22:01,604
‫هی ، پاشو . اونا رسیدن

231
00:22:01,639 --> 00:22:03,139
‫یالا . عجله کن

232
00:22:18,122 --> 00:22:19,522
‫آهای؟

233
00:22:22,293 --> 00:22:23,259
‫برودی» ، فرار کن»

234
00:22:23,294 --> 00:22:24,627
‫بخواب زمین . زودباش

235
00:22:27,031 --> 00:22:29,632
‫صاف روی زمین دراز بکشید
‫دستاتون رو بذارید پشت سرتون

236
00:22:38,442 --> 00:22:39,776
‫برودی»؟»

237
00:22:39,810 --> 00:22:40,743
‫«برودی»

238
00:22:40,778 --> 00:22:43,012
‫ساکت باش

239
00:22:44,181 --> 00:22:45,348
‫گوش کن چی میگم

240
00:22:45,382 --> 00:22:46,983
‫من سرهنگ «جوادی» رو می‌شناسم

241
00:22:47,017 --> 00:22:49,586
‫- «مجید جوادی»
‫- گفتم دهنت رو ببند

242
00:22:49,620 --> 00:22:51,421
‫میشه قبل هر کاری یه زنگ به ایشون بزنی؟

243
00:22:51,455 --> 00:22:52,655
‫لازم نیست به کسی زنگ بزنم

244
00:22:52,690 --> 00:22:55,458
‫- ولی هست . تو رو خدا
‫- سرهنگ در جریان هستن

245
00:22:55,493 --> 00:22:56,659
‫چی؟

246
00:23:20,384 --> 00:23:22,152
‫الو؟

247
00:23:22,186 --> 00:23:24,687
‫بگو اتفاقی که الان افتاد
‫بخشی از نقشه بود

248
00:23:24,722 --> 00:23:25,855
‫یه لحظه گوشی دست‌ـت

249
00:23:25,890 --> 00:23:27,891
‫میشه چند دقیقه تنهام بذارید؟

250
00:23:30,628 --> 00:23:32,295
‫چی شده «کری»؟

251
00:23:32,329 --> 00:23:34,030
‫اونا اومدن و «برودی» رو بردن

252
00:23:34,064 --> 00:23:35,532
‫کی اومد؟

253
00:23:35,566 --> 00:23:37,901
‫نیروی عملیاتی قدس
‫«افراد «جوادی

254
00:23:44,275 --> 00:23:46,709
‫خب؟

255
00:23:46,744 --> 00:23:50,313
‫میشه یکی برام توضیح بده چه خبره؟

256
00:23:50,347 --> 00:23:52,315
‫ترسوهای عوضی ، با همه‌تون هستم

257
00:23:52,349 --> 00:23:54,684
‫کی به «جوادی» زنگ زده؟

258
00:23:54,718 --> 00:23:56,886
‫کی دستور حمله با هلیکوپتر به «هرات» رو داده؟

259
00:23:56,921 --> 00:23:58,021
‫من

260
00:23:58,055 --> 00:24:00,156
‫با اجازه‌ی کی؟

261
00:24:00,191 --> 00:24:01,958
‫رئیس‌جمهور

262
00:24:01,992 --> 00:24:05,195
‫سائول» ، تو دیگه کارِت تموم شده»
‫الان من رئیسم

263
00:24:06,897 --> 00:24:08,498
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

264
00:24:08,532 --> 00:24:10,833
‫چرند نگو

265
00:24:10,868 --> 00:24:14,671
‫راهش این بود تا وقتی «برودی» از
‫ایران خارج میشه جلوشون وایسی

266
00:24:14,705 --> 00:24:16,239
‫حتّی اگر به نظرم این‌کار اشتباه بود؟

267
00:24:16,273 --> 00:24:17,440
‫اون مأمور سازمان بود

268
00:24:17,474 --> 00:24:19,275
‫بهش قول دادیم سالم میاریمش بیرون

269
00:24:19,310 --> 00:24:22,078
‫سائول» ، این ایده از روی احساس بود»
‫از اوّل همینطور بود

270
00:24:22,112 --> 00:24:23,546
‫ایده‌ی وفادار بودن به افرادمون منظورته؟

271
00:24:23,581 --> 00:24:25,882
‫اینکه افرادمون بر مأموریت اولویت دارند

272
00:24:25,916 --> 00:24:30,220
‫دستگیری «برودی» بیشتر به نفع ماست
‫تا اینکه برگرده به آمریکا

273
00:24:30,254 --> 00:24:33,923
‫«تازه اینطوری امکان اینکه «جوادی
‫ریاست سپاه رو برعهده بگیره بیشتر میشه

274
00:24:33,958 --> 00:24:37,727
‫در واقع ما داریم از میراث تو
‫«محافظت می‌کنیم «سائول

275
00:24:37,761 --> 00:24:39,596
‫میراث من؟ جون من راست میگی؟

276
00:24:41,832 --> 00:24:44,300
‫رُک بگم اصلاً سر درنمیارم ما اینجا
‫چه غلطی داریم می‌کنیم

277
00:25:53,570 --> 00:25:55,038
‫کجا داری میری؟

278
00:25:56,874 --> 00:25:58,574
‫گمون کنم فرودگاه که نمیری

279
00:25:58,609 --> 00:26:01,044
‫نه . خونه‌ عموئه چی؟

280
00:26:01,078 --> 00:26:04,113
‫مسعود شیرازی»؟ تا قایم بشی؟»

281
00:26:04,148 --> 00:26:05,815
‫سنگ صبور اونجا گیر آوردی؟

282
00:26:05,849 --> 00:26:07,684
‫حق نداری کاری با اون داشته باشی

283
00:26:07,718 --> 00:26:10,420
‫نه . اشتباه برداشت کردی

284
00:26:10,454 --> 00:26:11,521
‫واقعاً؟

285
00:26:11,555 --> 00:26:14,157
‫آره . از همون اوّل ماجرا

286
00:26:14,191 --> 00:26:18,961
‫به نظرم تو بهتر از همه درک می‌کنی
‫که آدما فقط یه رو ندارن

287
00:26:20,297 --> 00:26:22,799
‫برودی» کجاست؟»

288
00:26:22,833 --> 00:26:24,367
‫"در زندان "اوین

289
00:26:26,770 --> 00:26:27,937
‫باید ببینمش

290
00:26:27,971 --> 00:26:31,207
‫نمیشه . هیچکی نمی‌تونه ببینتش

291
00:26:32,476 --> 00:26:38,214
‫امروز صبح در دادگاه نظامی
‫محاکمه و محکوم به اعدام شد

292
00:26:39,683 --> 00:26:40,650
‫چی گفتی؟

293
00:26:40,684 --> 00:26:45,988
‫متأسفانه همینطوره
‫دشمن مملکت اعلام شد

294
00:26:46,023 --> 00:26:47,857
‫خب ، اگر فکر کردی اعدام میشه
‫واقعاً احمقی

295
00:26:47,891 --> 00:26:48,958
‫باید جلوش رو بگیری

296
00:26:48,992 --> 00:26:50,793
‫کری» ، دست من نیست»

297
00:26:50,828 --> 00:26:53,463
‫اعدام در ملأعام امشب صورت می‌گیره

298
00:26:54,698 --> 00:26:55,698
‫امشب؟

299
00:26:55,733 --> 00:26:57,300
‫دقیق بخوام بگم میشه فردا

300
00:26:57,334 --> 00:27:00,303
‫ساعت ۴ صبح
‫قبل از اذان صبح

301
00:27:00,337 --> 00:27:03,106
‫باید یه راهی پیدا کنی

302
00:27:03,140 --> 00:27:04,474
‫اگه نکنم چی میشه؟

303
00:27:04,508 --> 00:27:06,309
‫چی‌کار می‌کنی «کری»؟

304
00:27:06,343 --> 00:27:07,844
‫کل نقشه رو به گند می‌کشی؟

305
00:27:07,878 --> 00:27:10,179
‫تمام زحمات‌ـت رو به باد میدی؟

306
00:27:10,214 --> 00:27:12,348
‫تازه منظورم کارهای سازمان سی‌آی‌اِی نیست

307
00:27:12,383 --> 00:27:15,184
‫منظورم زحمات خودته

308
00:27:17,454 --> 00:27:19,389
‫نقشه موفقیت‌آمیز بود

309
00:27:19,423 --> 00:27:22,358
‫تو و «برودی» با موفقیت انجامش دادید

310
00:27:25,062 --> 00:27:27,397
‫نه درصورتی‌که اون بمیره

311
00:27:27,431 --> 00:27:31,200
‫اتفاقاً اگر اون بمیره موفقیت‌‌آمیزتر میشه

312
00:27:37,508 --> 00:27:39,842
‫از همون لحظه‌ای که فهمیدم
‫تو چه مصیبت‌های کشیدی

313
00:27:39,877 --> 00:27:44,113
‫سختی‌های فدا کردن خودت
‫تا بتونی من رو فریب بدی

314
00:27:44,148 --> 00:27:46,416
‫بارها و بارها از خودم پرسیدم

315
00:27:46,450 --> 00:27:47,850
‫دلیلش چی بوده؟

316
00:27:47,885 --> 00:27:51,587
‫چرا باید یکی همچین بلایی سر خودش بیاره؟

317
00:27:51,622 --> 00:27:53,723
‫چرا تو همچین کاری کردی؟

318
00:27:54,825 --> 00:27:57,527
‫گمونم حالا دلیلش رو می‌فهمم

319
00:27:57,561 --> 00:27:59,395
‫همیشه موضوع به «برودی» مربوط می‌شد

320
00:28:01,632 --> 00:28:03,766
‫تو فقط به همین اهمیت میدی

321
00:28:03,801 --> 00:28:07,003
‫شایدم تنها چیزی که برات مهمه
‫همین باشه

322
00:28:09,807 --> 00:28:14,744
‫اینکه «برودی» چجور آدمیه
‫خدا باید قضاوت کنه

323
00:28:14,778 --> 00:28:18,848
‫ولی کاری که کرد
‫اون جای بحث نداره

324
00:28:18,882 --> 00:28:22,084
‫کارش حیرت‌آور و غیرقابل‌انکار بود

325
00:28:22,119 --> 00:28:24,153
‫در ضمن خواسته‌ی تو

326
00:28:24,188 --> 00:28:28,491
‫مبنی بر اینکه بقیه اون
‫رو به دید تو نگاه کنن

327
00:28:28,525 --> 00:28:30,593
‫تحقق پیدا کرده

328
00:28:30,627 --> 00:28:34,797
‫حالا همه با دید تو به «برودی» نگاه می‌کنن

329
00:28:34,832 --> 00:28:36,866
‫«سائول» ، «لاکهارت»

330
00:28:36,900 --> 00:28:41,604
‫رئیس‌جمهور آمریکا ، حتّی من

331
00:28:49,179 --> 00:28:51,147
‫من رو ببر پیش‌ـش

332
00:28:51,181 --> 00:28:53,416
‫- نمی‌تونم
‫- خواهش می‌کنم

333
00:28:55,185 --> 00:29:00,756
‫اون داخل سلولش به آرامش رسیده
‫یه‌جور آرامش خاص

334
00:29:00,791 --> 00:29:02,792
‫بذار حالش همینطور بمونه

335
00:29:04,828 --> 00:29:07,096
‫لااقل بذار باهاش حرف بزنم

336
00:29:07,130 --> 00:29:09,332
‫فقط ۲ دقیقه تلفنی

337
00:29:09,366 --> 00:29:13,202
‫تنها چیزی که می‌خوام
‫فقط ۲ دقیقه‌ست

338
00:29:56,580 --> 00:29:58,548
‫الو؟

339
00:29:58,582 --> 00:29:59,482
‫می‌خوام بدونی همین که
‫حرفم با تو تموم بشه

340
00:29:59,516 --> 00:30:00,850
‫با «سائول» تماس می‌گیرم

341
00:30:00,884 --> 00:30:03,753
‫اون این اوضاع قاراشمیش رو
‫درست می‌کنه . اون هر چیز لعنتی...

342
00:30:03,787 --> 00:30:05,988
‫کری»؟ «کری» ، تموم شد»

343
00:30:06,023 --> 00:30:07,323
‫نه

344
00:30:07,357 --> 00:30:09,292
‫چرا

345
00:30:09,326 --> 00:30:11,360
‫الان حتّی «سائول» بانفوذ هم
‫نمی‌تونه متوقفش کنه

346
00:30:11,395 --> 00:30:13,563
‫نه . تو که مطمئن نیستی

347
00:30:13,597 --> 00:30:15,598
‫داری وقت‌ـت رو تلف می‌کنی

348
00:30:17,768 --> 00:30:20,069
‫داشتن امید واهی فایده‌ای به حال هیچ‌کس نداره

349
00:30:22,539 --> 00:30:24,907
‫خودمَم می‌خوام تموم بشه

350
00:30:25,943 --> 00:30:28,244
‫این رو نگو

351
00:30:28,278 --> 00:30:31,180
‫حالم خوبه

352
00:30:31,214 --> 00:30:33,349
‫واقعاً میگم

353
00:30:40,991 --> 00:30:43,426
‫ضمناً می‌خوام یه کاری برام انجام بدی

354
00:30:46,463 --> 00:30:48,531
‫هر کاری تو بخوای

355
00:30:50,467 --> 00:30:56,339
‫امشب هر چی که بشه
‫نمی‌خوام تو اونجا باشی

356
00:30:56,373 --> 00:30:58,608
‫«برودی»

357
00:30:58,642 --> 00:31:00,643
‫جدی گفتم

358
00:31:01,645 --> 00:31:04,847
‫خودت رو توی همچین شرایطی قرار نده

359
00:31:04,881 --> 00:31:10,186
‫باید اونجا باشم . حتماً هم میام

360
00:31:12,055 --> 00:31:14,890
‫دیگه باید خداحافظی کنیم

361
00:31:14,925 --> 00:31:16,926
‫برودی»؟ «برودی»؟»

362
00:31:19,262 --> 00:31:21,230
‫میشه فقط...

363
00:31:21,264 --> 00:31:23,366
‫میشه گوشی رو نگه داری؟

364
00:31:23,400 --> 00:31:29,071
‫فقط...برای چند لحظه‌ی دیگه

365
00:32:16,787 --> 00:32:18,754
‫الو؟

366
00:32:18,789 --> 00:32:21,223
‫«سائول»

367
00:32:21,258 --> 00:32:25,695
‫خبر دارم . تازه شنیدم

368
00:32:25,729 --> 00:32:27,363
‫کاری از دست‌ـت برنمیاد؟

369
00:32:27,397 --> 00:32:29,765
‫باور کن کاش می‌شد کاری کنم

370
00:32:29,800 --> 00:32:30,966
‫حتماً یه راهی هست

371
00:32:31,001 --> 00:32:33,135
‫من دیگه توی سازمان کار نمی‌کنم

372
00:32:33,170 --> 00:32:35,304
‫بعلاوه اینکه رئیس‌جمهور
‫شخصاً پا پیش گذاشته

373
00:32:38,275 --> 00:32:43,379
‫عفو بین‌الملل چی یا «دیده‌بان حقوق‌بشر»؟

374
00:32:43,413 --> 00:32:46,682
‫خودت میدونی دیگه برای این‌کارها دیر شده

375
00:32:51,021 --> 00:32:53,122
‫خدای من

376
00:32:53,156 --> 00:32:55,124
‫واقعاً متأسفم

377
00:32:58,929 --> 00:33:01,597
‫واقعاً متأسفم

378
00:33:06,837 --> 00:33:09,138
‫خدای من

379
00:33:41,037 --> 00:33:43,005
‫بیا برگردیم

380
00:33:43,039 --> 00:33:45,241
‫نه

381
00:38:09,372 --> 00:38:12,141
‫«برودی» ، «برودی»

382
00:38:14,010 --> 00:38:15,010
‫«برودی»

383
00:38:16,046 --> 00:38:18,680
‫«برودی»

384
00:39:31,700 --> 00:39:35,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۴ماه بعد "</font>

385
00:40:11,928 --> 00:40:13,895
‫چی برام آوردی؟

386
00:40:13,930 --> 00:40:17,733
‫نون باگت تموم کرده بودن
‫برای همین شیرینی گرفتم

387
00:40:28,044 --> 00:40:30,045
‫این رو دیدی؟

388
00:40:30,079 --> 00:40:32,347
‫آره . دیدم

389
00:40:32,382 --> 00:40:34,349
‫نظرت چیه؟

390
00:40:34,384 --> 00:40:37,386
‫به نظرم بهتره این خونه رو بخریم
‫و هرگز از اینجا نریم

391
00:40:39,689 --> 00:40:42,524
‫در طی پیشرفت‌های چشمگیری که در "
‫جلسه‌ی سران در «ژنو» حاصل شد

392
00:40:42,558 --> 00:40:45,627
‫سیاستمداران ایرانی به بازرسان
‫آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیشنهادِ

393
00:40:45,661 --> 00:40:48,530
‫اعطای دسترسی کامل و نامحدود به
‫تأسیسات اتمی جمهوری اسلامی

394
00:40:48,564 --> 00:40:51,500
‫" در ازای رفع تمام تحریمات اقتصادی را دادند

395
00:40:51,534 --> 00:40:53,735
‫«سائول»

396
00:40:53,770 --> 00:40:58,607
‫این کار توئه . کار خودته

397
00:40:58,641 --> 00:41:00,776
‫نه فقط من

398
00:41:00,810 --> 00:41:04,913
‫باورنکردنیه . زحمت همه‌ی عمرته

399
00:41:04,947 --> 00:41:06,915
‫این مهم‌ترین موفقیت شغلی توئه

400
00:41:09,318 --> 00:41:11,586
‫فقط به قیمتِ حرفه‌ام تموم شد

401
00:41:11,621 --> 00:41:15,390
‫آره ولی روش خفنی برای
‫خلاصی از اونجاست

402
00:41:17,326 --> 00:41:18,960
‫باهام به «واشنگتون» بیا

403
00:41:18,995 --> 00:41:22,631
‫بهت گفتم من میرم نیویورک تا
‫آپارتمان رو سر و سامون بدم

404
00:41:22,665 --> 00:41:24,533
‫یه چند روزی بیشتر طول نمی‌کشه

405
00:41:24,567 --> 00:41:26,401
‫عمراً پام رو توی اون ساختمون بذارم

406
00:41:26,436 --> 00:41:28,737
‫تو هم بعد از رفتاری که باهات داشتن
‫نباید اونجا بری

407
00:41:28,771 --> 00:41:30,939
‫مراسم بزرگداشت سالیانه‌ست

408
00:41:30,973 --> 00:41:35,877
‫۱۳۲ستاره‌ی جدید داریم که باید
‫روی اون دیوار نصب‌شون کنیم

409
00:41:37,914 --> 00:41:40,315
‫برنامه‌ای برای دیدن «کری» داری؟

410
00:41:40,349 --> 00:41:45,120
‫کلی بهش زنگ زدم
‫براش پیغام گذاشتم

411
00:41:45,154 --> 00:41:47,122
‫ولی خبری ازش نشد

412
00:41:47,156 --> 00:41:48,924
‫عجیبه

413
00:41:48,958 --> 00:41:52,828
‫احتمال زیاد فقط سرش شلوغه
‫خودت میدونی چطوریه دیگه

414
00:42:08,144 --> 00:42:10,378
‫مستقیم برید داخل دفترش
‫منتظرتون هستن

415
00:42:10,413 --> 00:42:12,380
‫ممنون

416
00:42:14,116 --> 00:42:15,750
‫«کری»

417
00:42:15,785 --> 00:42:17,352
‫جناب رئیس

418
00:42:17,386 --> 00:42:19,087
‫بفرما بشین لطفاً

419
00:42:21,457 --> 00:42:23,291
‫سرحال به‌نظر میای

420
00:42:23,326 --> 00:42:24,993
‫فقط درشت شدم

421
00:42:25,027 --> 00:42:27,329
‫گمون کنم به‌زودی به‌خاطر زایمان
‫از پیش‌مون میری

422
00:42:27,363 --> 00:42:29,331
‫احتمالاً یه چند روزی برم مرخصی

423
00:42:31,367 --> 00:42:33,635
‫خبرهای جالبی از «ژنو» رسیده

424
00:42:33,669 --> 00:42:35,136
‫واقعاً عالیه

425
00:42:35,171 --> 00:42:36,705
‫حق با «سائول» بود

426
00:42:36,739 --> 00:42:41,476
‫جوادی» خودش رو در رأس مقاماتِ سیاسی»
‫و تأثیرگذار ایران به خوبی نشون داد

427
00:42:41,511 --> 00:42:45,146
‫راستش یه نکته در مورد «سائول» اینه که
‫معمولاً اشتباه نمی‌کنه

428
00:42:45,181 --> 00:42:47,215
‫«نمی‌تونستم اینجا به کار بگیرمش «کری

429
00:42:47,250 --> 00:42:48,984
‫امیدوارم دلیلش رو درک کنی

430
00:42:49,018 --> 00:42:51,219
‫بهتره اختلاف عقیده‌مون رو بپدیریم
‫و در مورد این موضوع بحث نکنیم

431
00:42:51,254 --> 00:42:53,121
‫- خنده‌دارـه
‫- چی؟

432
00:42:53,155 --> 00:42:55,123
‫"اختلاف عقیده‌مون رو بپدیریم"

433
00:42:55,157 --> 00:42:57,158
‫این دقیقاً جمله‌ایه که «سائول» می‌گفت

434
00:42:57,193 --> 00:42:59,661
‫«برگردیم به «جوادی

435
00:42:59,695 --> 00:43:02,564
‫راجبه حرفایی که هفته‌ی
‫گذشته بهت زدم فکر کردی؟

436
00:43:02,598 --> 00:43:05,200
‫فکر کردم و حق با شماست

437
00:43:05,234 --> 00:43:08,169
‫حضور من در «استانبول» باعث میشه
‫کنترل «جوادی» آسون‌تر باشه

438
00:43:08,204 --> 00:43:10,505
‫احتمالاً این بالاترین مقام در منطقه‌ست

439
00:43:10,540 --> 00:43:12,841
‫در ضمن تو ریاست مرکز رو برعهده می‌گیری

440
00:43:12,875 --> 00:43:14,876
‫جوان‌ترین فرد در تاریخ سازمان

441
00:43:14,911 --> 00:43:16,978
‫میشه افرادم رو خودم انتخاب کنم؟

442
00:43:17,013 --> 00:43:18,313
‫تا یه حدی بله

443
00:43:18,347 --> 00:43:20,982
‫می‌خوام "تونی شدید" به عنوان
‫معاونت به کارش ادامه بده

444
00:43:21,017 --> 00:43:22,684
‫به‌خاطر فراهم کردن شرایط انتقال

445
00:43:22,718 --> 00:43:25,253
‫می‌تونم با این مورد کنار بیام

446
00:43:25,288 --> 00:43:27,155
‫پس کار رو قبول کردی

447
00:43:27,189 --> 00:43:29,658
‫درسته

448
00:43:29,692 --> 00:43:31,760
‫عالیه

449
00:43:32,562 --> 00:43:33,662
‫عالیه

450
00:43:33,696 --> 00:43:35,564
‫خب ، در مورد برنامه‌ی زمانی کار

451
00:43:35,598 --> 00:43:37,532
‫- طی هفته‌های آتی صحبت می‌کنیم
‫- خیلی خوبه

452
00:43:37,567 --> 00:43:39,000
‫تبریک میگم

453
00:43:39,035 --> 00:43:40,368
‫ممنونم

454
00:43:43,072 --> 00:43:44,839
‫- قربان؟
‫- بله؟

455
00:43:46,409 --> 00:43:49,244
‫در مورد مراسم یادبود روز جمعه

456
00:43:49,278 --> 00:43:50,512
‫چی شده؟

457
00:43:51,714 --> 00:43:55,216
‫به نظرم «نیکلاوس برودی» لایق یه ستاره‌ست

458
00:43:56,819 --> 00:43:58,820
‫اون تمام معیارهای لازمه رو داره

459
00:43:58,854 --> 00:44:01,690
‫- روابط شخصی‌ـت با اون رو کنار بذار
‫- اون یکی از مهره‌های آژانس بود

460
00:44:01,724 --> 00:44:04,559
‫که در حال خدمت به کشورش کُشته شد

461
00:44:04,594 --> 00:44:06,561
‫- همینجا حرفت رو قطع می‌کنم
‫- به نظر من قهرمانانه کُشته شد

462
00:44:06,596 --> 00:44:09,864
‫اولاً اون در عمل کارمند
‫سازمان سی‌آی‌اِی نبود

463
00:44:09,899 --> 00:44:12,567
‫در عمل؟ بیخیال

464
00:44:12,602 --> 00:44:16,037
‫دوماً اقداماتش قبل از مأموریت تهران

465
00:44:16,072 --> 00:44:18,039
‫تمام کارهاش رو تحت‌تأثیر قرار میده
‫و فراموش نشده

466
00:44:18,074 --> 00:44:21,810
‫قربان ، اون یک مأمور ارتشی آمریکا بود
‫که به مدت ۸ سال

467
00:44:21,844 --> 00:44:23,945
‫زندانی و شکنجه شده بود

468
00:44:23,980 --> 00:44:26,481
‫آخه ما کی هستیم که اینقدر
‫راحت در موردش قضاوت کنیم؟

469
00:44:26,515 --> 00:44:29,250
‫هیچ‌کس در موردش قضاوت نمی‌کنه

470
00:44:29,285 --> 00:44:33,822
‫فقط نمی‌خوام روی دیوار این ساختمون
‫یادش رو گرامی بدارم

471
00:44:33,856 --> 00:44:36,524
‫خط قرمز من همینجاست

472
00:44:39,195 --> 00:44:42,230
‫قراره این موضوع بین ما
‫دائماً مشکل ایجاد کنه؟

473
00:44:44,934 --> 00:44:46,568
‫نه قربان

474
00:45:04,320 --> 00:45:07,188
‫باید ببینیم چی میشه
‫مطمئن نیستم

475
00:45:07,223 --> 00:45:09,424
‫باید قطع کنم

476
00:45:12,461 --> 00:45:14,429
‫میشه یه نخ به منم بدی؟

477
00:45:14,463 --> 00:45:16,097
‫- نه
‫- یه نخ بهم بده دیگه

478
00:45:16,132 --> 00:45:17,532
‫روشنش نمی‌کنم

479
00:45:27,209 --> 00:45:29,878
‫چیزی ناراحت‌ـت کرده؟

480
00:45:29,912 --> 00:45:32,313
‫«لاکهارت»

481
00:45:32,348 --> 00:45:35,016
‫چی‌کار کرده؟
‫«البته به جز دور زدن «سائول

482
00:45:35,051 --> 00:45:37,952
‫چند لحظه پیش ریاست
‫مرکز «استانبول» رو بهم داد

483
00:45:37,987 --> 00:45:39,554
‫- خدای من
‫- خودم میدونم

484
00:45:39,588 --> 00:45:41,856
‫حالا این بده؟

485
00:45:41,891 --> 00:45:45,560
‫نه بابا . این بَده

486
00:45:45,594 --> 00:45:47,395
‫راستش برای اینکه نظرت رو عوض کنی
‫دیر شده دیگه

487
00:45:47,430 --> 00:45:50,432
‫- آره . نه بابا
‫- حالا چیه بچه بده؟

488
00:45:52,435 --> 00:45:55,437
‫خوب راجبش فکر نکرده بودم

489
00:45:59,141 --> 00:46:02,844
‫به‌خاطر «برودی» می‌خواستمش
‫تا یه یادگاری ازش داشته باشم

490
00:46:02,878 --> 00:46:05,680
‫به نظرم به این میگن عشق

491
00:46:07,083 --> 00:46:10,351
‫لازم بود تا اینجا پیش برم
‫تا این مرحله‌ی آخر

492
00:46:10,386 --> 00:46:12,454
‫که بفهمم...

493
00:46:13,489 --> 00:46:15,490
‫این‌کار شدنی نیست

494
00:46:15,524 --> 00:46:16,558
‫چرا؟

495
00:46:16,592 --> 00:46:18,693
‫- کوئین» ، من مادر بشو نیستم»
‫- چرا اون‌وقت؟

496
00:46:18,728 --> 00:46:21,496
‫به‌خاطر خودم ، به‌خاطر شغلم

497
00:46:21,530 --> 00:46:24,032
‫به‌خاطر...

498
00:46:24,066 --> 00:46:25,734
‫مشکلاتم

499
00:46:25,768 --> 00:46:27,902
‫همه مشکل دارن

500
00:46:31,107 --> 00:46:33,074
‫من رئیس سازمان کاردرستی میشم

501
00:46:33,142 --> 00:46:35,944
‫یه رئیس نترس که همه فکرش کارشه
‫و اگر لازم باشه بی‌رحم میشه

502
00:46:35,978 --> 00:46:39,347
‫همین دلایل باعث میشن نتونم...

503
00:46:43,753 --> 00:46:45,720
‫این بچه موهبته

504
00:46:47,790 --> 00:46:50,091
‫تو هم یه بچه داری . درسته؟

505
00:46:50,126 --> 00:46:52,627
‫من گند زدم

506
00:46:55,464 --> 00:46:59,934
‫اگر ببینم تو هم داری گند میزنی
‫واقعاً ناراحت میشم

507
00:47:15,317 --> 00:47:18,386
‫چرا زحمت نگاه به من رو به خودت میدی؟
‫تو که هر دفعه

508
00:47:18,420 --> 00:47:20,421
‫- یه چیزی سفارش میدی
‫- خودم میدونم

509
00:47:20,456 --> 00:47:24,159
‫ولی دلم می‌خواد برای یک‌بار هم شده
‫ریسک کنم و یه کار جدید انجام بدم

510
00:47:24,193 --> 00:47:26,294
‫حالا خودت رو کنترل کن

511
00:47:26,328 --> 00:47:29,664
‫- به افتخار شما
‫- بیخیال تو رو خدا

512
00:47:29,698 --> 00:47:31,699
‫توی سازمان همه راجبه
‫این موضوع حرف میزنن

513
00:47:31,734 --> 00:47:33,401
‫ایران مشت خودش رو باز کرد
‫و راضی به مذاکره شد

514
00:47:33,435 --> 00:47:35,103
‫میدونی چه اسمی روی تو گذاشتن؟

515
00:47:36,338 --> 00:47:38,273
‫"مائسترو"

516
00:47:38,307 --> 00:47:40,842
‫شانس آوردیم
‫خیلی شانس آوردیم

517
00:47:40,876 --> 00:47:43,411
‫آره . حالا سناتور «لاکهارت» تا آخر عمرش

518
00:47:43,445 --> 00:47:46,581
‫از شانسی که ما آوردیم نون می‌خوره
‫و حال می‌کنه

519
00:47:46,615 --> 00:47:48,783
‫فقط از اینکه اونا نفهمیدن
‫تو هم لیاقت داری تعجب می‌کنم

520
00:47:48,818 --> 00:47:50,752
‫تو همه‌ی شرایط لازم رو داری

521
00:47:50,786 --> 00:47:54,189
‫تجربه ، وفاداری ، درایت

522
00:47:54,223 --> 00:47:56,424
‫بدون شک در بخش خصوصی اوضاعت بهتره

523
00:47:56,458 --> 00:47:57,525
‫بیا با من کار کن

524
00:47:57,560 --> 00:47:59,794
‫- فکر نکنم
‫- مطمئنی؟

525
00:47:59,829 --> 00:48:01,763
‫یک زنگ بزنم درآمدت ۳ برابر میشه

526
00:48:01,797 --> 00:48:03,932
‫نه . من مادام‌العمربگیر سازمانم

527
00:48:03,966 --> 00:48:06,935
‫به‌هرحال اگر نظرت عوض شد
‫قدمت روی چشم ماست

528
00:48:11,340 --> 00:48:14,943
‫اگه در جریان قضایا نبودم
‫می‌گفتم به همین زودی دلت برامون تنگ شده

529
00:48:16,879 --> 00:48:19,981
‫آره . هوس کار قدیم رو کردی
‫تازه اگر «لاکهارت» به پات میفتاد

530
00:48:20,015 --> 00:48:21,816
‫برمیگشتی ، مگه نه؟

531
00:48:22,852 --> 00:48:24,352
‫عمراً

532
00:48:24,386 --> 00:48:26,955
‫توی یه چشم به‌هم زدن میومدی

533
00:48:26,989 --> 00:48:29,891
‫خب ، چی میل دارید؟

534
00:48:29,925 --> 00:48:31,993
‫یه وافل ساده براش بیارین
‫کره‌ی زده‌شده هم بهش اضافه نکنید

535
00:48:32,027 --> 00:48:33,328
‫ایشون هم همین رو می‌خوره

536
00:48:33,362 --> 00:48:36,030
‫۲تا آدم سنتی
‫الان میارم

537
00:48:51,714 --> 00:48:54,415
‫سلام

538
00:48:54,450 --> 00:48:55,850
‫- سلام
‫- سلام‌علیک

539
00:48:55,885 --> 00:48:57,886
‫- کری»؟»
‫- سلام ، یادم رفته بود

540
00:48:57,920 --> 00:49:00,955
‫- شما قراره بیاید
‫- «آره . همه وسایل‌های قدیمی «مگی
‫رو با خودمون آوردیم

541
00:49:00,990 --> 00:49:03,124
‫که شامل سنگین‌ترین تخت بچه‌ی دنیا میشه

542
00:49:05,127 --> 00:49:08,363
‫خدای من ، یه عالمه خرت‌وپرت آوردید

543
00:49:08,397 --> 00:49:11,499
‫آره . الان اینطوری به‌نظر میاد
‫بعداً همه‌ـش به دردت می‌خوره پس...

544
00:49:12,835 --> 00:49:14,936
‫این چیه دیگه؟

545
00:49:14,970 --> 00:49:17,338
‫وسیله‌ی حمل بچه‌ست
‫خیلی آسونه

546
00:49:17,373 --> 00:49:18,239
‫واقعاً؟

547
00:49:18,274 --> 00:49:19,807
‫آره . درست همینجا

548
00:49:19,842 --> 00:49:21,075
‫پشت به قفسه‌ی سینه‌ات می‌خوابه

549
00:49:21,110 --> 00:49:22,677
‫انگار یه کوله‌پشتی برعکسه

550
00:49:24,747 --> 00:49:26,414
‫حالا دست‌ـت میاد باهاش چطوری کار کنی

551
00:49:26,448 --> 00:49:27,949
‫صندلی گهواره‌ای داری؟

552
00:49:27,983 --> 00:49:30,251
‫توی فکر بودم یکی درست کنم

553
00:49:30,286 --> 00:49:32,620
‫درست کنی؟

554
00:49:32,655 --> 00:49:35,523
‫خب ، باید یه کاری بکنم . دیگه طاقت ندارم
‫منتظرم این دختر کوچولو به دنیا بیاد

555
00:49:37,092 --> 00:49:39,327
‫سونوگرافی چطور بود؟

556
00:49:40,329 --> 00:49:43,965
‫خوب بود . آره

557
00:49:43,999 --> 00:49:48,469
‫گفتن بچه سالمه

558
00:49:48,504 --> 00:49:49,837
‫هی

559
00:49:49,872 --> 00:49:52,440
‫این چیز خوبیه . درسته؟

560
00:50:03,652 --> 00:50:06,220
‫مگی» ، وسایلی که آوردی»
‫به کارم نمیان

561
00:50:08,190 --> 00:50:09,724
‫چرا؟

562
00:50:09,758 --> 00:50:12,961
‫دارم به «استانبول» منتقل میشم

563
00:50:12,995 --> 00:50:15,997
‫به «استانبول» منتقل میشی؟ کِی؟

564
00:50:16,031 --> 00:50:17,966
‫به‌زودی...به محض اینکه بچه به دنیا بیاد

565
00:50:18,000 --> 00:50:20,702
‫بچه رو میندازی روی کولت می‌بری؟

566
00:50:25,374 --> 00:50:27,175
‫نمی‌تونم نگه‌ـش دارم

567
00:50:28,877 --> 00:50:30,745
‫منظورم اینه

568
00:50:30,779 --> 00:50:32,146
‫نگو . این حرف رو نزن

569
00:50:32,181 --> 00:50:36,818
‫کار ناجوریه . خودم میدونم
‫امّا نمی‌تونم

570
00:50:36,852 --> 00:50:38,619
‫معلومه که می‌تونی

571
00:50:38,654 --> 00:50:43,324
‫بیخیال . شماها که بهتر از بقیه
‫میدونید اوضاع من چقدر درهم‌ـه

572
00:50:43,359 --> 00:50:45,493
‫کری» ، راجبه این موضوع فکر کردم»

573
00:50:45,527 --> 00:50:47,528
‫کلی فکر کردم

574
00:50:47,563 --> 00:50:51,599
‫به نظرم دخترت بهت انگیزه میده

575
00:50:51,633 --> 00:50:53,901
‫مجبورت می‌کنه تمرکز کنی
‫سالم بمونی

576
00:50:53,936 --> 00:50:56,304
‫در ضمن به نظرم خودت هم

577
00:50:56,338 --> 00:50:58,439
‫از عشقی که نسبت بهش پیدا می‌کنی
‫شوکه میشی

578
00:50:59,475 --> 00:51:01,976
‫فعلاً که هیچ نشونه‌ای از علاقه نیست

579
00:51:02,011 --> 00:51:03,111
‫عشق و علاقه به‌وجود میاد

580
00:51:03,145 --> 00:51:04,379
‫نه . جدی میگم

581
00:51:04,413 --> 00:51:07,348
‫هیچ احساس علاقه‌ای بهش ندارم

582
00:51:07,383 --> 00:51:12,153
‫فقط احساسِ ترس می‌کنم

583
00:51:12,187 --> 00:51:16,190
‫۲تا مأموریت در بغداد پشت‌سر گذاشتی
‫حالا یه بچه تو رو درمونده کرده؟

584
00:51:16,225 --> 00:51:17,592
‫آره ، آره

585
00:51:17,626 --> 00:51:19,494
‫ببین ، میشه آروم آروم
‫با این موضوع کنار بیایم؟

586
00:51:19,528 --> 00:51:20,962
‫مثل مادرت که شماها رو ترک کرد

587
00:51:20,996 --> 00:51:23,164
‫- بچه‌ات رو ول نمی‌کنی
‫- بابا

588
00:51:23,198 --> 00:51:26,167
‫اگر تو نمی‌خوایش...

589
00:51:26,201 --> 00:51:27,969
‫خودم نگه‌ـش میدارم

590
00:51:29,805 --> 00:51:31,939
‫چی؟

591
00:51:31,974 --> 00:51:33,875
‫این‌کار رو می‌کنی؟

592
00:51:33,909 --> 00:51:35,977
‫اصلاً شک نکن

593
00:51:36,011 --> 00:51:38,746
‫خیلی‌خب ، همگی آروم بگیرید

594
00:51:38,781 --> 00:51:41,115
‫میشه خواهشاً منتظر بشیم ببینیم

595
00:51:41,150 --> 00:51:43,184
‫- وقتی بچه به دنیا میاد چه حسی داری؟
‫- ترسیدم

596
00:51:43,218 --> 00:51:46,187
‫- حس من اینه
‫- میدونم

597
00:51:47,222 --> 00:51:49,090
‫و...

598
00:51:52,194 --> 00:51:54,629
‫غمگین هم هستم

599
00:52:02,638 --> 00:52:05,073
‫بدجوری غمگین هستم

600
00:52:14,483 --> 00:52:17,985
‫"متیو راجرز"

601
00:52:18,020 --> 00:52:21,355
‫"آماندا سالازار"

602
00:52:21,390 --> 00:52:23,925
‫"آن اسکافیلد"

603
00:52:23,959 --> 00:52:26,294
‫"هنری استینسون"

604
00:52:26,328 --> 00:52:29,030
‫"کاترین سالیوان"

605
00:52:29,064 --> 00:52:31,732
‫"کنیت آنگِر"

606
00:52:31,767 --> 00:52:34,502
‫"سینتیا وُلک"

607
00:52:34,536 --> 00:52:37,271
‫"و "ونسا وِندِنبرگ

608
00:52:37,306 --> 00:52:40,241
‫صرف‌نظر از مکان و جایی که
‫این افراد خدمت کردن

609
00:52:40,275 --> 00:52:43,644
‫مهم نیست نام‌شون در کل
‫دنیا شناخته شده باشه

610
00:52:43,679 --> 00:52:45,379
‫یا فقط ما بشناسیم‌شون

611
00:52:45,414 --> 00:52:49,484
‫تک‌تک همکاران عزیز ما
‫به عنوان منبع همیشگی

612
00:52:49,518 --> 00:52:52,954
‫الهام‌بخشی و شجاعت
‫در یادها باقی خواهد موند

613
00:52:52,988 --> 00:52:56,157
‫همه‌ی اونا به یک شکل برای
‫انجام وظیفه فراخوانده شدند

614
00:52:56,225 --> 00:53:01,295
‫و همه‌شون بدون لحظه‌ای
‫تردید پاسخ مثبت دادند

615
00:53:01,330 --> 00:53:04,932
‫اونا قهرمانان ما هستند

616
00:53:06,001 --> 00:53:11,839
‫اونا قهرمانان آمریکا هستند

617
00:53:11,874 --> 00:53:14,775
‫ما نیز به همین شکل اونا رو بخاطر می‌سپاریم

618
00:53:17,446 --> 00:53:19,947
‫ازتون می‌خوام ۱ دقیقه سکوت کنید

619
00:53:52,047 --> 00:53:54,649
‫سپاسگزارم . جلسه خاتمه یافت

620
00:53:54,683 --> 00:53:57,785
‫پذیرایی در لابی طبقه‌ی بالا صورت می‌گیره

621
00:54:04,593 --> 00:54:06,694
‫یه‌کم اینجا میشینم

622
00:54:08,330 --> 00:54:11,032
‫بهتون تسلیت میگم

623
00:54:17,806 --> 00:54:20,241
‫سائول» ، از دیدنت خوشحال شدم»

624
00:54:20,275 --> 00:54:23,311
‫- سلام
‫- سلام

625
00:54:23,345 --> 00:54:25,513
‫خوب بلده سخنرانی کنه

626
00:54:25,547 --> 00:54:28,583
‫سیاستمداره دیگه

627
00:54:28,617 --> 00:54:30,585
‫چطوری؟

628
00:54:30,619 --> 00:54:32,019
‫خوبم

629
00:54:32,054 --> 00:54:33,888
‫قضیه «استانبول» رو شنیدم

630
00:54:35,524 --> 00:54:37,558
‫خبرها زود پخش میشن

631
00:54:37,593 --> 00:54:38,893
‫اتفاق خیلی خوبیه

632
00:54:39,928 --> 00:54:42,396
‫همیشه آرزوت همین بود

633
00:54:42,431 --> 00:54:44,532
‫لیاقتش رو داری

634
00:54:47,869 --> 00:54:50,137
‫این اشتباهه . اشتباهه محضه

635
00:54:50,172 --> 00:54:52,240
‫تا حالا چندبار این رو گفتم؟

636
00:54:52,274 --> 00:54:55,009
‫وقتی چیزی تموم بشه تموم شده
‫باهاش کنار بیا و برو سر خونه‌زندگیت

637
00:54:55,043 --> 00:54:57,745
‫«ولی تو برنده شدی «سائول

638
00:54:57,779 --> 00:54:59,580
‫برنده شدی

639
00:54:59,615 --> 00:55:01,616
‫واقعاً؟

640
00:55:02,985 --> 00:55:05,353
‫گمونم همینطور باشه

641
00:55:06,421 --> 00:55:07,855
‫کری»؟»

642
00:55:07,889 --> 00:55:09,523
‫یه وضعیت بحرانی پیش اومده

643
00:55:09,558 --> 00:55:12,493
‫جناب رئیس می‌خواد تو رو
‫در اتاق عملیات ۴ ببینه

644
00:55:12,527 --> 00:55:13,694
‫«سائول»

645
00:55:15,964 --> 00:55:17,965
‫لازمت دارن

646
00:55:19,568 --> 00:55:22,803
‫توی نیویورک موفق باشی

647
00:55:22,838 --> 00:55:24,905
‫مواظب خودت باش

648
00:55:32,781 --> 00:55:34,048
‫خداحافظ

649
00:55:34,082 --> 00:55:35,549
‫خدا نگهدار

650
00:57:45,000 --> 00:57:46,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" پایان فصل ۳ "</font>

651
00:57:47,000 --> 00:57:48,000
‫S@eideH & Arian Drama : مترجمین

652
00:57:49,000 --> 00:57:50,000
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه فری‌آفلاین
‫Forum.Free-Offline.Org

