1
00:00:00,400 --> 00:00:01,400
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه فری‌آفلاین
‫Forum.Free-Offline.Org

2
00:00:02,400 --> 00:00:05,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۳
‫قسمت ۹ : آخرین چیز</font>

3
00:00:06,400 --> 00:00:07,400
‫S@eideH & Arian Drama : مترجمین

4
00:01:21,118 --> 00:01:23,052
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

5
00:01:23,087 --> 00:01:24,253
‫من برات کلی برنامه دارم

6
00:01:24,288 --> 00:01:25,421
‫چه برنامه‌هایی؟

7
00:01:25,456 --> 00:01:27,223
‫می‌خوام برگردونمت به ایران

8
00:01:27,257 --> 00:01:30,259
‫از الان به بعد تو برای ما کار می‌کنی

9
00:01:30,294 --> 00:01:31,727
‫سناتور تهمت بزرگی زده

10
00:01:31,762 --> 00:01:36,699
‫که تو «مجید جوادی» رو توی یک پناهگاه
‫در خاک آمریکا داشتی و ولش کردی بره

11
00:01:36,733 --> 00:01:38,801
‫ازش اطلاعات گرفتیم . ضد کشورش کردیم

12
00:01:38,836 --> 00:01:40,670
‫الان مأمور ماست

13
00:01:40,704 --> 00:01:44,474
‫من تصمیم گرفتم تا به ازدواج‌مون
‫یه شانس دوباره بدم

14
00:01:55,119 --> 00:01:59,188
‫جوادی» قبل از اینکه بره یه چیزی راجبه»
‫بمب‌گذار «لنگلی» بهش گفتم

15
00:01:59,223 --> 00:02:00,389
‫منظورت «برودی»ـه

16
00:02:00,424 --> 00:02:01,958
‫نه . همین دیگه
‫کار «برودی» نیست

17
00:02:01,992 --> 00:02:04,427
‫بمب‌گذاره تنها راهیه که باهاش میشه
‫ثابت کرد «برودی» بی‌گناه‌ـه

18
00:02:04,461 --> 00:02:06,329
‫کری» ، چه غلطی داری می‌کنی؟»

19
00:02:06,363 --> 00:02:08,264
‫کری» ، همین الان برگرد»

20
00:02:08,298 --> 00:02:10,967
‫این آخرین هشداره

21
00:02:14,004 --> 00:02:16,305
‫یک مأمور از ناحیه‌ی فوقانی بازو
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفته

22
00:02:16,340 --> 00:02:18,207
‫خونریزی زیاد
‫احتمالاً یک شاهرگ سوراخ شده

23
00:02:18,242 --> 00:02:20,776
‫سائول» کدوم گوریه؟»

24
00:02:52,108 --> 00:02:54,910
‫به‌هوش اومدی

25
00:02:57,447 --> 00:02:58,481
‫من کجام؟

26
00:02:58,515 --> 00:03:01,584
‫بیمارستانِ ارتش
‫بعد از اینکه تیر خوردی آوردنت اینجا

27
00:03:04,688 --> 00:03:06,288
‫مراقب باش . نمی‌خوای که
‫بخیه‌هات باز بشن

28
00:03:06,323 --> 00:03:07,389
‫یه چندتایی بخیه خوردی

29
00:03:07,424 --> 00:03:10,993
‫گلوله از بازوت رد و ازش خارج شده
‫به استخون نخورده

30
00:03:11,027 --> 00:03:14,230
‫ماهیچه‌هات یک مقدار آسیب دیدن
‫ولی سیستم عصبی مشکلی نداره

31
00:03:14,264 --> 00:03:15,564
‫شانس آوردی

32
00:03:15,599 --> 00:03:18,367
‫نه . تیرانداز کارش حرفه‌ای‌ـه

33
00:03:20,704 --> 00:03:22,404
‫من چقدر اینجا می‌مونم؟

34
00:03:22,439 --> 00:03:25,140
‫تا زمانی که لازم باشه

35
00:03:25,175 --> 00:03:29,011
‫تا زمانی که حالم خوب بشه یا سی‌آی‌اِی
‫بتونه بفهمه که با من چکار بکنه؟

36
00:03:29,045 --> 00:03:31,113
‫باید باهاشون صحبت کنی

37
00:03:34,818 --> 00:03:37,686
‫میدونی که ۱۳ هفته‌ست حامله‌ای؟

38
00:03:37,721 --> 00:03:40,122
‫آره

39
00:03:45,462 --> 00:03:48,397
‫اگه برات سواله حال
‫بچه باید خوب باشه

40
00:04:04,381 --> 00:04:05,915
‫مردمک‌ها به نور واکنش نشون میدن

41
00:04:13,523 --> 00:04:14,857
‫فشار خون از ۶۰ به بالای ۴۰

42
00:04:14,891 --> 00:04:16,192
‫خیلی فشارش پایینه

43
00:04:26,336 --> 00:04:30,539
‫بخواب

44
00:04:31,641 --> 00:04:34,538
‫تو هواپیما داشت هوشیار می‌شد

45
00:04:34,573 --> 00:04:37,480
‫- «ولی اونا با نیم لیتر «وُدکا
‫دوباره بیهوش‌ـش کردن
‫- احمقا

46
00:04:39,483 --> 00:04:41,484
‫ضربانش ضعیفه

47
00:04:52,796 --> 00:04:54,296
‫آروم باش

48
00:04:55,499 --> 00:04:58,501
‫وسایلم کجان؟ ای دزدهای آشغال

49
00:04:58,535 --> 00:05:00,035
‫لعنتی ، جنسم کو؟

50
00:05:00,070 --> 00:05:02,304
‫آروم باش لعنتی

51
00:05:08,578 --> 00:05:11,414
‫وسایلم کجان؟

52
00:05:11,448 --> 00:05:13,682
‫تکون نخور

53
00:05:17,821 --> 00:05:20,689
‫تا زمانی که «لاکهارت» به ریاست برسه
‫۷روز وقت داری

54
00:05:20,724 --> 00:05:24,527
‫فکر می‌کنی یارو
‫تا اون‌موقع آماده میشه؟

55
00:05:24,561 --> 00:05:29,765
‫چیزی نیست که انتظارش رو داشتیم
‫ولی تنها گزینه‌مونه

56
00:05:29,800 --> 00:05:31,066
‫اگر موافقت کنه که کار رو انجام بده

57
00:05:31,101 --> 00:05:33,436
‫وضعش فاجعه‌ست

58
00:05:33,470 --> 00:05:35,905
‫کم‌خون

59
00:05:35,939 --> 00:05:39,909
‫به شدت آب بدنش رو از دست داده
‫احتمالاً «هپاتیت سی» هم گرفته

60
00:05:39,943 --> 00:05:42,144
‫احتمال ایدز بعیده

61
00:05:42,179 --> 00:05:44,513
‫اگه داری بیمارستان رو توصیه می‌کنی
‫باید بگم که امکانش نیست

62
00:05:44,548 --> 00:05:49,051
‫مطمئنم که می‌تونم زنده نگه دارمش
‫ولی اون یه معتاده قربان

63
00:05:49,085 --> 00:05:51,153
‫چقدر وارد مرحله ترک اعتیاد شده؟

64
00:05:51,188 --> 00:05:53,055
‫تازه شروعشه

65
00:05:53,089 --> 00:05:56,992
‫حسی که الان داره
‫به‌زودی خیلی بدتر میشه

66
00:05:57,027 --> 00:05:59,128
‫متادون» کارش رو راحت‌تر می‌کنه»

67
00:05:59,162 --> 00:06:00,963
‫باید کاملاً هوشیار باشه

68
00:06:00,997 --> 00:06:03,866
‫جایی که قراره بره
‫باید کاملاً اونجا آماده باشه

69
00:06:03,900 --> 00:06:05,568
‫حتی اگه باعث کشته شدنش بشه؟

70
00:06:05,602 --> 00:06:11,474
‫نمی‌میره چون تو زنده
‫نگه میداریش . متوجه‌ای؟

71
00:06:12,509 --> 00:06:14,210
‫قربان

72
00:06:55,051 --> 00:06:56,652
‫حال‌ـت خوبه؟

73
00:06:59,723 --> 00:07:02,291
‫وایسا . چکار داری می‌کنی؟

74
00:07:02,325 --> 00:07:03,359
‫نیاز دارمش

75
00:07:03,393 --> 00:07:04,627
‫اونجا هیچی برای تو نیست

76
00:07:04,661 --> 00:07:07,096
‫- نه . همین الان بهش نیاز دارم
‫- نه

77
00:07:07,130 --> 00:07:08,130
‫بدش به من . بدش به من

78
00:07:08,164 --> 00:07:09,565
‫- بدش من
‫- هی ، بگیرینش

79
00:07:13,803 --> 00:07:14,870
‫سوزن کجاست؟

80
00:07:14,905 --> 00:07:16,205
‫گرفتمش

81
00:07:16,239 --> 00:07:18,274
‫ببندینش . بخواب

82
00:07:18,308 --> 00:07:20,142
‫خواهش می‌کنم

83
00:07:34,324 --> 00:07:36,058
‫حال‌ـت چطوره؟

84
00:07:40,864 --> 00:07:43,999
‫دکترها میگن داری به خوبی بهبود پیدا می‌کنی

85
00:07:44,034 --> 00:07:46,468
‫به‌زودی راه میوفتی

86
00:07:47,871 --> 00:07:49,204
‫گرچه لزوماً دلیل نمیشه بتونی
‫از اینجا خارج بشی

87
00:07:49,239 --> 00:07:52,808
‫۲تا نگهبان مسلح
‫جلوی درت وایسادن

88
00:07:57,347 --> 00:08:02,284
‫میدونی ، رازداری شما بالارتبه‌ها
‫همچنان من رو شگفت‌زده می‌کنه

89
00:08:03,787 --> 00:08:05,154
‫اینجا افتادی

90
00:08:05,188 --> 00:08:09,792
‫به عنوان یک تلفات توی یک مأموریت سی‌آی‌اِی
‫که یهو خیلی به‌هم ریخته شد

91
00:08:09,826 --> 00:08:11,126
‫و در اصل الان یه زندانی هستی

92
00:08:11,161 --> 00:08:16,098
‫و همچنان بنا به دلایلی من دشمنم

93
00:08:16,733 --> 00:08:22,638
‫میدونی که اساسنامه‌ی سی‌آی‌اِی شامل
‫اجرای مأموریت داخل خاک آمریکا نمیشه؟

94
00:08:22,672 --> 00:08:25,908
‫میدونی ، من کلی مسکن خوردم

95
00:08:25,942 --> 00:08:29,244
‫اکثر چیزهایی که میگی رو متوجه نمیشم

96
00:08:29,279 --> 00:08:32,348
‫خب...

97
00:08:32,382 --> 00:08:36,185
‫پرونده‌ات رو بررسی کردم

98
00:08:38,588 --> 00:08:44,183
‫حقیقت اینه که به یکی نیاز داری
‫که بتونی بهش اعتماد کنی

99
00:08:44,894 --> 00:08:47,229
‫چطور مگه؟

100
00:08:47,263 --> 00:08:51,000
‫تیرخورده افتادی روی تخت
‫و باید همچین سوالی بپرسی؟

101
00:08:51,034 --> 00:08:57,172
‫آدمی که این بلا رو سرت آورده
‫داره از سازمان خارج میشه

102
00:08:57,207 --> 00:09:02,544
‫ولی من باید بدونم
‫می‌خواد چکار بکنه؟

103
00:09:04,014 --> 00:09:05,714
‫از خودش بپرس

104
00:09:05,749 --> 00:09:08,717
‫توی «کاراکاس» چکار می‌کرده؟

105
00:09:12,455 --> 00:09:16,258
‫حتی نمیدونستی که اونجا بوده ، مگه نه؟

106
00:09:33,109 --> 00:09:36,178
‫یه پیغام دیگه از «کری» گرفتم

107
00:09:36,212 --> 00:09:37,846
‫داره آروم میشه یا نه؟

108
00:09:37,881 --> 00:09:39,248
‫نه . برعکس

109
00:09:39,282 --> 00:09:43,318
‫سناتور «لاکهارت» رفته بود به ملاقاتش

110
00:09:43,353 --> 00:09:46,388
‫یه‌جورایی راجبه «کاراکاس» خبر داره

111
00:09:46,423 --> 00:09:47,456
‫غیرممکنه

112
00:09:47,490 --> 00:09:48,824
‫خب ، میدونه دیگه

113
00:09:48,858 --> 00:09:51,226
‫فکر می‌کنی بو برده؟

114
00:09:51,261 --> 00:09:56,632
‫مطمئنم که روحشم خبر نداره
‫ولی حالا «کری» میدونه

115
00:09:56,666 --> 00:09:58,500
‫خب ، چکار بکنیم؟

116
00:09:58,535 --> 00:10:00,569
‫مثل قبل

117
00:10:00,603 --> 00:10:03,639
‫توی بیمارستان «کری» رو
‫تحت کنترل‌مون نگه میداریم

118
00:10:03,673 --> 00:10:05,874
‫«دور از «برودی

119
00:10:05,909 --> 00:10:07,242
‫و «لاکهارت»؟

120
00:10:07,277 --> 00:10:12,247
‫نمیدونم چطوری متوجه قضیه شده

121
00:10:12,282 --> 00:10:16,251
‫به جز ما هیچ‌کس ازش خبر نداشت

122
00:10:16,286 --> 00:10:18,754
‫بده خونه‌ها و دفترهامون بازرسی بشن

123
00:10:18,788 --> 00:10:21,924
‫هر اتاق از بالا تا پایین

124
00:10:30,200 --> 00:10:31,366
‫چی شده؟

125
00:10:31,401 --> 00:10:32,401
‫به خودش ریده

126
00:10:32,435 --> 00:10:33,936
‫خدای من

127
00:10:46,049 --> 00:10:47,316
‫شما کی هستین؟

128
00:10:47,350 --> 00:10:49,384
‫صحبت نکن

129
00:10:49,419 --> 00:10:51,353
‫سربازین ، مگه نه؟

130
00:10:51,387 --> 00:10:52,421
‫حرف نزن

131
00:10:52,455 --> 00:10:54,757
‫داره می‌سوزونه
‫داره می‌سوزونه

132
00:10:54,791 --> 00:10:56,792
‫داغ نیست که

133
00:10:56,826 --> 00:10:59,228
‫داره می‌سوزونه

134
00:11:01,998 --> 00:11:05,234
‫تا ۳ روز دیگه یا به همین حالت
‫یا به شکل بدتر ادامه پیدا می‌کنه

135
00:11:05,268 --> 00:11:07,970
‫و بعدش هم حداقل ۱ هفته طول می‌کشه
‫تا سیستم بدنش کاملاً ترک اعتیاد بکنه

136
00:11:08,004 --> 00:11:11,039
‫پس میگی ۱۰ روز طول می‌کشه
‫ما ۶ روز وقت داریم

137
00:11:11,074 --> 00:11:14,843
‫بعلاوه بعد از اتمام دوره هم
‫به ضعیفی یه بچه گربه‌ست

138
00:11:17,113 --> 00:11:19,481
‫یه راه‌حل دیگه هم هست

139
00:11:20,550 --> 00:11:22,017
‫چی؟

140
00:11:22,051 --> 00:11:23,519
‫«البوگِین»

141
00:11:23,553 --> 00:11:26,088
‫این یه دارو از یه گیاه نیجریه‌ای هستش

142
00:11:26,122 --> 00:11:29,925
‫سرعت خیلی زیادی به ترک اعتیاد میده
‫و باعث ترک کامل اعتیاد میشه

143
00:11:29,959 --> 00:11:33,428
‫اثرهای جانبی این دارو خیلی خطرناکن که
‫برای همینم توی آمریکا غیرقانونی شده

144
00:11:33,463 --> 00:11:36,365
‫حالت تهوع ، استفراغ ، یه مقدار توهم

145
00:11:36,399 --> 00:11:40,369
‫توهمات کاملاً خشن و کورکورانه

146
00:11:40,403 --> 00:11:41,570
‫جواب میده؟

147
00:11:42,605 --> 00:11:44,606
‫آره

148
00:11:44,641 --> 00:11:47,576
‫بهم اعتماد کن

149
00:12:57,480 --> 00:13:06,588
‫«از دهلیزهای «مونتزوما "
‫" «تا سواحل «تریپولی

150
00:13:06,623 --> 00:13:11,627
‫"ما در نبردهای کشورمان می‌جنگیم"

151
00:13:11,661 --> 00:13:14,630
‫"در هوا زمین و دریا"

152
00:13:19,302 --> 00:13:21,536
‫یه چیزی بگو مادربه‌خطا

153
00:13:23,940 --> 00:13:25,707
‫فقط همونجا واینسا

154
00:13:30,613 --> 00:13:32,080
‫یه چیزی بگو

155
00:13:36,486 --> 00:13:40,222
‫"نبرد برای حق و آزادی"

156
00:13:40,256 --> 00:13:44,126
‫"و برای حفاظت از شرافتمان"

157
00:13:44,160 --> 00:13:52,234
‫ما به یدک کشیدن نامِ ارتش"
‫"آمریکا افتخار می‌کنیم

158
00:13:52,268 --> 00:13:55,671
‫"ارتش آمریکا"

159
00:14:01,544 --> 00:14:03,979
‫خدایا

160
00:14:11,854 --> 00:14:14,723
‫برو بیرون . برو بیرون

161
00:14:20,229 --> 00:14:22,230
‫چی بهم خوروندین؟

162
00:14:29,439 --> 00:14:30,439
‫نه

163
00:14:55,064 --> 00:14:56,198
‫بدش به من

164
00:14:56,232 --> 00:14:57,265
‫بکش کنار

165
00:14:57,300 --> 00:14:59,634
‫دست‌ـت رو بکش

166
00:15:02,038 --> 00:15:03,438
‫برو کنار

167
00:15:04,474 --> 00:15:05,941
‫برو کنار

168
00:15:06,976 --> 00:15:08,477
‫برو کنار . نه

169
00:15:33,603 --> 00:15:38,340
‫الان می‌خوابه برای یه مدت

170
00:15:48,985 --> 00:15:51,219
‫شاید بهتر باشه به تلفن
‫ثابت «سائول» زنگ بزنیم

171
00:15:51,254 --> 00:15:54,156
‫تشخیص صدا رو فعال کنیم و برنامه‌ی
‫ردیابی‌مون رو دوباره بررسی کنیم

172
00:15:54,190 --> 00:15:55,557
‫میشه انجامش داد

173
00:15:55,591 --> 00:15:57,592
‫ولی؟

174
00:15:57,627 --> 00:16:00,562
‫این خونه رو یکی از شرکت‌های
‫صادراتی از «تل‌آویو» اجاره کرده

175
00:16:00,596 --> 00:16:02,798
‫- پای «موساد» وسطه
‫- آره

176
00:16:02,832 --> 00:16:04,166
‫ولی اگه فقط یه محل برای
‫تحت‌نظر داشتن باشه

177
00:16:04,200 --> 00:16:05,333
‫یا کلاً اصلاً چیز امنیتی نباشه؟

178
00:16:05,368 --> 00:16:07,335
‫در اون‌صورت وقت‌مون رو تلف کردیم

179
00:16:13,843 --> 00:16:15,444
‫عکس‌ـش رو بگیر

180
00:16:38,601 --> 00:16:40,535
‫زنده‌ای

181
00:16:45,074 --> 00:16:46,775
‫نمی‌خواستم منت بذارم

182
00:17:07,163 --> 00:17:08,763
‫آب می‌خوای؟

183
00:17:08,798 --> 00:17:11,900
‫چرا نتونستی بذاری همونجا بمیرم؟

184
00:17:13,669 --> 00:17:17,172
‫فکر کنم خودتم میدونی که
‫همچین چیزی ممکن نیست

185
00:17:18,241 --> 00:17:20,842
‫پس...

186
00:17:24,247 --> 00:17:26,781
‫حالا چی میشه؟

187
00:17:26,816 --> 00:17:29,618
‫دیگه به خودت بستگی داره

188
00:17:29,652 --> 00:17:31,620
‫محاکمه؟

189
00:17:33,923 --> 00:17:35,991
‫چون من این‌کار رو نکردم

190
00:17:36,025 --> 00:17:39,694
‫منظورت راجبه بمب‌گذاری سی‌آی‌اِی هستش؟

191
00:17:39,729 --> 00:17:41,997
‫منم باهات موافقم

192
00:17:45,067 --> 00:17:47,969
‫ولی سرپیچی‌هات نه اونجا
‫شروع میشن و نه تموم میشن

193
00:17:49,539 --> 00:17:54,709
‫و منم نمی‌خوام خودم رو درگیر جریانی بکنم
‫که بالاخره تو توش قربانی درمیای

194
00:17:56,379 --> 00:17:58,380
‫جفت‌مون میدونیم که تو چکار کردی

195
00:17:59,782 --> 00:18:01,783
‫جفت‌مون میدونیم که تو چی هستی

196
00:18:03,186 --> 00:18:05,720
‫آدمی که برای خودش سوراخی
‫به این عمیقی کنده

197
00:18:05,755 --> 00:18:07,722
‫عقل به آدم میگه که
‫ازش راه خروجی هم نیست

198
00:18:10,359 --> 00:18:14,563
‫ولی دارم بهت میگم که
‫ممکنه یه راه خروجی هم باشه

199
00:18:16,132 --> 00:18:17,999
‫چطور؟

200
00:18:20,703 --> 00:18:26,174
‫دارم بهت یه فرصت میدم
‫تا دوباره ارتشی بشی

201
00:18:29,579 --> 00:18:35,183
‫آدمی که بودی
‫قبل از اینکه شستشوی مغزیت بدن

202
00:18:39,021 --> 00:18:40,789
‫خواهش می‌کنم

203
00:18:47,363 --> 00:18:51,233
‫دیگه کافیه . من کارم تمومه

204
00:18:51,267 --> 00:18:53,902
‫نه

205
00:18:56,072 --> 00:18:59,007
‫این یه کار آخر رو هم انجام میدی

206
00:18:59,041 --> 00:19:00,308
‫نه

207
00:19:02,078 --> 00:19:05,046
‫پس من رو بکش
‫همین الان کارم رو تموم کن

208
00:19:11,854 --> 00:19:14,256
‫می‌خوای بمیری؟

209
00:19:18,327 --> 00:19:21,129
‫حالا می‌بینیم

210
00:19:41,517 --> 00:19:42,784
‫ببرینش روی لبه

211
00:20:06,175 --> 00:20:08,276
‫گور پدرش . میرم دنبالش

212
00:20:08,311 --> 00:20:10,078
‫نمی‌خواد . خودش میاد بالا

213
00:20:12,248 --> 00:20:14,449
‫باورم نمیشه

214
00:20:32,568 --> 00:20:34,636
‫لعنت بهش . بزن بریم

215
00:20:59,695 --> 00:21:00,962
‫بکش‌ـش بالا

216
00:21:13,676 --> 00:21:17,579
‫مثل یه تیکه سنگ رفت زیر آب
‫اصلاً سعی نکرد خودش رو نجات بده

217
00:21:17,613 --> 00:21:19,514
‫حالا هم که لب به غذا نمیزنه

218
00:21:19,548 --> 00:21:20,915
‫مجبورش کنین

219
00:21:20,950 --> 00:21:22,417
‫انتظار دارین چطوری
‫این‌کار رو بکنیم؟

220
00:21:22,451 --> 00:21:25,053
‫اسمش "غذا دادن اجباری"ـه

221
00:21:25,087 --> 00:21:27,689
‫با نهایت احترام قربان از این
‫یارو هیچ کاری الان برنمیاد

222
00:21:27,723 --> 00:21:29,791
‫حالا توصیه می‌کنم
‫هر برنامه‌ای که براش دارین

223
00:21:29,825 --> 00:21:32,193
‫یه ۶ ماه بندازینش اونورتر
‫بذارین درست و کامل بریم جلو

224
00:21:32,228 --> 00:21:34,929
‫دیگه تفکرات‌ـت رو باهامون درمیون نذار

225
00:21:34,964 --> 00:21:37,098
‫چشم قربان

226
00:21:37,133 --> 00:21:39,234
‫بهش غذا بدین

227
00:21:45,775 --> 00:21:47,475
‫حق با اونه

228
00:21:47,510 --> 00:21:49,511
‫روزنه‌مون داره به سرعت بسته میشه

229
00:21:49,545 --> 00:21:51,913
‫«یا الان یا هیچ‌وقت «سائول

230
00:22:10,933 --> 00:22:12,300
‫حال‌ـت چطوره؟

231
00:22:12,334 --> 00:22:14,335
‫انگار واقعاً برات مهمه

232
00:22:17,173 --> 00:22:19,374
‫میدونی ، اینجا وقت فکر کردن داشتم

233
00:22:21,110 --> 00:22:24,145
‫و مدام به این نتیجه میرسم
‫که این گلوله‌ی توی شونه‌ام

234
00:22:24,180 --> 00:22:26,147
‫بدون اجازه‌ی تو هیچ‌وقت
‫نمی‌تونست اونجا باشه

235
00:22:26,182 --> 00:22:28,283
‫می‌خواستی مأموریت رو به خطر بندازی

236
00:22:28,317 --> 00:22:30,819
‫می‌خواستم «برودی» رو از گناه مبرا کنم

237
00:22:30,853 --> 00:22:32,454
‫خودت گفتی که پشت عملیات بودی

238
00:22:32,488 --> 00:22:34,656
‫" برودی» رو از گناه مبرا کنم» "
‫یعنی چی آخه؟

239
00:22:36,125 --> 00:22:37,725
‫پس بهم دروغ گفتی

240
00:22:37,760 --> 00:22:43,131
‫فکر نکنم بخوای همچین بحثی رو بکنی
‫که کی به کی دروغ گفته

241
00:22:43,165 --> 00:22:47,335
‫وقتی تو ۱۴ ساعت بیهوش بودی
‫برودی» یهو از کشور خارج میشه»

242
00:22:48,838 --> 00:22:51,306
‫فکر می‌کنی برای یه لحظه باورم شد؟

243
00:23:02,852 --> 00:23:06,754
‫میدونی که من توی «کاراکاس» بودم
‫که یه پیغام گذاشتی

244
00:23:09,859 --> 00:23:12,427
‫نمی‌خوای بدونی حالش چطوره؟

245
00:23:17,633 --> 00:23:19,601
‫حالش چطوره؟

246
00:23:24,540 --> 00:23:26,908
‫حالش خوب نیست

247
00:23:31,080 --> 00:23:32,814
‫چه بلایی سرش آوردی؟

248
00:23:34,950 --> 00:23:37,251
‫میدونی ، معنی که پشت این سوال هست

249
00:23:37,286 --> 00:23:40,188
‫اونقدر گمراه‌کننده و اشتباهه
‫که من رو می‌ترسونه

250
00:23:41,390 --> 00:23:44,559
‫من توی شرایط بدی پیداش کردم

251
00:23:46,628 --> 00:23:48,796
‫باور کن

252
00:23:48,831 --> 00:23:51,365
‫چیزی نبود که خودم می‌خواستم

253
00:23:56,605 --> 00:23:57,839
‫کجاست؟

254
00:23:59,274 --> 00:24:01,242
‫«توی «ویرجینیا

255
00:24:01,276 --> 00:24:04,145
‫"در "دم‌نِک

256
00:24:04,179 --> 00:24:07,014
‫یه تیم ویژه پیش‌ـشه و داره سعی می‌کنه
‫روی فُرم بیارنش

257
00:24:07,049 --> 00:24:08,382
‫برای چی بیارنش روی فُرم؟

258
00:24:08,417 --> 00:24:10,918
‫برای همینم می‌خواستم باهات صحبت کنم

259
00:24:12,621 --> 00:24:16,224
‫من یه نقشه‌ای دارم

260
00:24:16,258 --> 00:24:18,392
‫به «برودی» هم مربوط میشه

261
00:24:20,696 --> 00:24:24,065
‫و امیدوارم بتونی قانعش بکنی
‫که این‌کار به نفع همه‌ست

262
00:24:31,373 --> 00:24:33,341
‫بهم گفتی که برای «جوادی» نقشه داری

263
00:24:33,375 --> 00:24:34,342
‫درسته

264
00:24:34,376 --> 00:24:37,945
‫برودی» فازِ بعدیه»

265
00:24:37,980 --> 00:24:40,515
‫و برای چی به من نیاز داری؟

266
00:24:40,549 --> 00:24:42,750
‫حدس میزنم «برودی» بهت جواب رد داده

267
00:24:42,785 --> 00:24:45,253
‫هنوز تا اون حد بهش نگفتم
‫گفتم که حالش خوب نیست

268
00:24:48,190 --> 00:24:50,458
‫خب ، چیه؟
‫این ایده‌ی بزرگت چیه؟

269
00:24:50,492 --> 00:24:52,627
‫«دانش اکبری»

270
00:24:54,663 --> 00:24:56,764
‫رئیس سپاه پاسدارانِ ایران

271
00:24:56,799 --> 00:24:58,800
‫درسته

272
00:24:58,834 --> 00:25:00,535
‫«رئیسِ «جوادی

273
00:25:00,569 --> 00:25:04,205
‫و بزرگ‌ترین مانع برای رسیدن به صلح

274
00:25:04,739 --> 00:25:06,607
‫می‌خوام کُشته بشه

275
00:25:11,013 --> 00:25:13,714
‫خب ، موفق باشی

276
00:25:13,749 --> 00:25:16,584
‫برودی» می‌تونه ترتیبش رو بده»

277
00:25:16,618 --> 00:25:17,952
‫چطوری؟

278
00:25:17,986 --> 00:25:22,757
‫«به عنوان بمب‌گذار «لنگلی» «برودی
‫میره و اونجا پناهنده‌ی سیاسی میشه

279
00:25:22,791 --> 00:25:25,159
‫یه جلسه با «اکبری» میذاره
‫و همون‌موقع ترتیبش رو میده

280
00:25:27,229 --> 00:25:29,263
‫جوادی» بعدش شغل «اکبری» رو می‌گیره»

281
00:25:29,298 --> 00:25:32,266
‫میشه رئیس و مقامش از

282
00:25:32,301 --> 00:25:36,537
‫جزء ۲۰تا شخصیت مهم در ایران به جز
‫۳تا شخصیت مهم ارتقا پیدا می‌کنه

283
00:25:36,572 --> 00:25:40,107
‫با این تفاوت که الان برای ما کار می‌کنه

284
00:25:40,142 --> 00:25:43,444
‫برودی» می‌کُشتش؟»

285
00:25:43,478 --> 00:25:45,379
‫آره

286
00:25:45,414 --> 00:25:47,114
‫بیخیال «سائول» . داری خیالبافی می‌کنی

287
00:25:47,149 --> 00:25:49,250
‫از «اکبری» از خود «خامنه‌ای» هم
‫بهتر ازش محافظت میشه

288
00:25:51,420 --> 00:25:54,922
‫برودی» توی وارد شدن به»
‫شرایط سخت و دشوار عادت داره

289
00:25:54,957 --> 00:25:56,924
‫قبلاً هم این‌کار رو کرده

290
00:25:56,959 --> 00:25:58,793
‫در بهترین حالت این یه مأموریت انتحاریه

291
00:25:58,827 --> 00:26:02,563
‫نه . ما یه تیم آماده هم اونجا میذاریم

292
00:26:02,598 --> 00:26:04,665
‫و ازم انتظار داری تا
‫برودی» رو قانع کنم؟»

293
00:26:04,700 --> 00:26:07,468
‫ازت انتظار دارم قرار دادن

294
00:26:07,502 --> 00:26:12,673
‫یک مأمور دوجانبه‌ی آمریکا بر صدر
‫مقام‌های سیاسی ایران رو مدنظر قرار بدی

295
00:26:12,708 --> 00:26:14,809
‫من همچین انتظاری دارم

296
00:26:17,279 --> 00:26:20,581
‫جوادی» قرار نیست فقط»
‫یک منبع اطلاعاتی باشه

297
00:26:20,616 --> 00:26:25,253
‫قراره کنترل تمام دستگاه امنیتی
‫ایران رو در دست داشته باشه

298
00:26:25,287 --> 00:26:28,489
‫دلیل نمیشه که باهامون کنار بیاد
‫و به سازمون برقصه

299
00:26:28,523 --> 00:26:34,095
‫میدونم ولی یه کاری از دستش برمیاد

300
00:26:34,096 --> 00:26:36,355
‫کاری که این درگیری‌های
‫همیشگی رو از بین ببره

301
00:26:38,166 --> 00:26:41,235
‫کاری به جز شروع یک جنگ دیگه

302
00:26:43,739 --> 00:26:46,274
‫کاری که روند همیشگی رو تغییر بده

303
00:26:46,308 --> 00:26:49,310
‫فقط به اندازه‌ای که...

304
00:26:49,344 --> 00:26:54,048
‫۲تا کشوری که بیشتر از ۳۰ ساله
‫به جز انجام اقدامات تروریستی

305
00:26:54,082 --> 00:26:57,018
‫و تهدید با همدیگه رابطه‌ای نداشتن

306
00:26:58,954 --> 00:27:01,856
‫بتونن باهم جلسه بذارن و گفتگو کنند

307
00:27:08,063 --> 00:27:11,866
‫کری» ، نقشه‌ اینه»

308
00:27:11,900 --> 00:27:15,336
‫حالا بگو ارزش اینکه روش
‫وقت بذاری رو نداره

309
00:28:40,055 --> 00:28:42,056
‫سلام

310
00:29:24,566 --> 00:29:28,235
‫برودی» ، می‌خوام بدونی که من تا»
‫همین امروز نمیدونستم تو اینجایی

311
00:29:28,270 --> 00:29:30,237
‫به محض اینکه خبردار شدم اومدم پیشت

312
00:29:38,814 --> 00:29:41,715
‫اگه کاری از دستم برمیاد که
‫برات انجام بدم بهم بگو

313
00:29:43,652 --> 00:29:45,619
‫هر کاری که باشه

314
00:30:31,766 --> 00:30:33,801
‫تا کِی می‌خوای آماده بشه؟

315
00:30:33,835 --> 00:30:37,138
‫۲۷ـم همین ماه

316
00:30:37,172 --> 00:30:38,706
‫چه عجله‌ایه؟

317
00:30:38,740 --> 00:30:42,510
‫چون اون روز جلسه‌ی تأیید شدنِ
‫سناتور «لاکهارت» آغاز میشه

318
00:30:44,713 --> 00:30:47,615
‫که اینطور

319
00:30:50,819 --> 00:30:53,487
‫بگو ببینم چه بلایی توی
‫کاراکاس» سرش اومده»

320
00:30:53,522 --> 00:30:55,523
‫تا اونجایی که ما میدونیم
‫هر بلایی که فکر کنی سرش اومده

321
00:30:55,557 --> 00:30:59,660
‫دمِ مرز «کلمبیا» بهش شلیک میشه
‫تقریباً مُرده بوده

322
00:30:59,694 --> 00:31:02,630
‫گمون کنم معتاد قرص‌های مسکن شده

323
00:31:03,899 --> 00:31:07,468
‫ضمناً یه حادثه‌ای هم توی مسجد رخ داده

324
00:31:07,502 --> 00:31:10,070
‫امام مسجد و همسرش به قتل رسیدند

325
00:31:10,105 --> 00:31:12,206
‫به‌خاطرِ «برودی»؟

326
00:31:12,240 --> 00:31:14,375
‫«آره . به‌خاطر «برودی

327
00:31:22,751 --> 00:31:24,985
‫یه ماشین لازم دارم

328
00:31:31,760 --> 00:31:33,694
‫چه بلایی سر دست‌ـت اومده؟

329
00:31:33,728 --> 00:31:35,529
‫با هواپیمای «گلایدر» کار می‌کردم
‫که اینطوری شد

330
00:31:35,564 --> 00:31:37,097
‫جانِ من؟

331
00:31:37,132 --> 00:31:38,299
‫طرف توی سازمان سی‌آی‌اِی
‫«کار می‌کنه دیگه «باراز

332
00:31:38,333 --> 00:31:39,667
‫برای چی داری سوال‌پیچش می‌کنی؟

333
00:31:39,701 --> 00:31:42,169
‫همینطوری می‌خواستم سر حرف رو باز کنم

334
00:31:45,340 --> 00:31:47,942
‫بعدی سمت چپ

335
00:31:59,387 --> 00:32:01,855
‫حالا چی‌کار کنیم؟

336
00:32:01,890 --> 00:32:05,025
‫منتظر میشیم

337
00:32:10,599 --> 00:32:12,766
‫۲۴ساعت خونه رو تحت‌نظر داشتیم

338
00:32:12,801 --> 00:32:15,569
‫فقط این یارو توی خونه رفت‌وآمد داشت

339
00:32:15,604 --> 00:32:18,472
‫پناه بر خدا

340
00:32:19,975 --> 00:32:21,742
‫طرف رو می‌شناسی؟

341
00:32:21,776 --> 00:32:23,611
‫متأسفانه آره

342
00:32:23,645 --> 00:32:24,912
‫کی هست؟

343
00:32:24,946 --> 00:32:28,315
‫یکی از دوستانِ زنمه

344
00:32:31,453 --> 00:32:34,255
‫اسمش "آلِین برنارد" هستش

345
00:32:34,289 --> 00:32:36,590
‫زنم توی «بمبئی» باهاش آشنا شده

346
00:32:36,625 --> 00:32:41,495
‫اونجا باهم یه رابطه‌ای رو شروع می‌کنن که
‫شاید تا الان ادامه داشته و شایدم نداشته

347
00:32:41,529 --> 00:32:45,666
‫سائول» ، دوست ندارم این سوال رو بپرسم»
‫ولی به نظرت «میرا» از این جریان باخبره؟

348
00:32:45,700 --> 00:32:47,301
‫اینکه این بابا مأمور سازمان
‫جاسوسیِ اسرائیل هستش؟

349
00:32:47,335 --> 00:32:49,770
‫نه

350
00:32:49,804 --> 00:32:52,906
‫تنها گناهِ زنم عاشق این مرتیکه شدنه

351
00:32:52,941 --> 00:32:55,075
‫باهاش چی‌کار کنم؟

352
00:32:55,110 --> 00:32:58,345
‫فعلاً؟ دستگیرش کن

353
00:32:58,380 --> 00:33:01,181
‫بندازش توی یه هلفدونیِ تنگ و تاریک

354
00:33:01,216 --> 00:33:05,486
‫لاکهارت» چی؟» نقش اون
‫توی این معادله چیه؟

355
00:33:05,520 --> 00:33:06,920
‫گمونم فراموش کردم یه سرنخی رو بگم

356
00:33:06,955 --> 00:33:07,988
‫منظورت چیه؟

357
00:33:08,023 --> 00:33:10,224
‫بعد از اینکه طرف‌مون از مخفیگاه زد بیرون

358
00:33:10,258 --> 00:33:13,460
‫تا رستورانِ "پیت داینر" واقع در
‫کپیتون هیل" تعقیبش کردم"

359
00:33:44,893 --> 00:33:47,081
‫دِینا»؟»

360
00:33:50,699 --> 00:33:52,866
‫دِینا»؟»

361
00:33:53,902 --> 00:33:54,768
‫هی ، آروم باش

362
00:33:54,803 --> 00:33:56,270
‫دیوث ، ولم کن

363
00:33:56,304 --> 00:33:57,104
‫«برودی»

364
00:33:57,138 --> 00:33:58,138
‫ولم کن

365
00:33:58,173 --> 00:33:59,273
‫خدایا

366
00:33:59,307 --> 00:34:00,574
‫- بذار برم بیرون
‫- آروم باش

367
00:34:01,710 --> 00:34:02,343
‫«برودی»

368
00:34:02,377 --> 00:34:03,344
‫مادرقحبه

369
00:34:03,378 --> 00:34:04,778
‫دِینا» ، منم»

370
00:34:04,813 --> 00:34:05,913
‫«دِینا»

371
00:34:05,947 --> 00:34:07,414
‫- برگرد
‫- ولم کن

372
00:34:07,449 --> 00:34:09,049
‫«دِینا»

373
00:34:09,084 --> 00:34:10,551
‫«لعنتی ، «دِینا

374
00:34:10,585 --> 00:34:12,019
‫برودی» ، اون صدات رو نمی‌شنوه»

375
00:34:12,053 --> 00:34:17,725
‫ای هرزه ، ای زنیکه هرزه

376
00:34:31,706 --> 00:34:34,441
‫- تشریف دارند؟
‫- منتظر شما هستند؟

377
00:34:34,476 --> 00:34:36,076
‫قربان ، نمیشه برید داخل دفترشون

378
00:34:36,111 --> 00:34:38,612
‫من که در هر صورت اون‌شب
‫میزبان یه مهمونی خیریه هستم

379
00:34:38,646 --> 00:34:39,747
‫ببین ، باید قطع کنم

380
00:34:39,781 --> 00:34:40,948
‫سائول» ، این‌کارها چیه دیگه؟»

381
00:34:42,250 --> 00:34:43,217
‫این چیه؟

382
00:34:43,251 --> 00:34:44,218
‫بازش کن

383
00:35:04,406 --> 00:35:06,206
‫لطف می‌کنی توضیح بدی؟

384
00:35:06,241 --> 00:35:09,376
‫آلِین برنارد» داره یه شرح‌حال راجبه من»
‫برای ماهنامه‌ی "لوماند" می‌نویسه

385
00:35:09,411 --> 00:35:12,713
‫۲۰دقیقه‌ی پیش
‫آلِین برنارد» اعتراف کرد که»

386
00:35:12,747 --> 00:35:15,115
‫از جاسوس‌های سازمان اطلاعات اسرائیل هستش

387
00:35:16,751 --> 00:35:20,120
‫اون‌وقت این قضیه چه ربطی به من داره؟

388
00:35:20,155 --> 00:35:23,123
‫چون طرف مدعی شده اطلاعاتی که

389
00:35:23,158 --> 00:35:26,794
‫از طریق یک دستگاه شنود جاسازی شده
‫در منزل من بدست میومده رو به تو گزارش میداده

390
00:35:30,231 --> 00:35:32,466
‫این حرف چرنده

391
00:35:32,500 --> 00:35:34,134
‫جدی؟

392
00:35:35,170 --> 00:35:37,104
‫یه زنگ به سفیر «بنایون» بزنم

393
00:35:37,138 --> 00:35:39,873
‫این قضیه میشه
‫یه واقعه‌ی بین‌المللی

394
00:35:39,908 --> 00:35:41,875
‫تماس بعدیش رو با روزنامه‌ی "پست" بگیرم

395
00:35:41,910 --> 00:35:47,881
‫اون‌وقتِ که عکس جنابعالی میوفته روی
‫صفحه‌ی اوّل تمام روزنامه‌های کشور

396
00:35:54,956 --> 00:35:56,457
‫چی از جونم می‌خوای؟

397
00:35:56,491 --> 00:35:59,259
‫زمان بیشتر

398
00:35:59,294 --> 00:36:01,395
‫زمان؟

399
00:36:01,429 --> 00:36:04,698
‫جلسه‌ی تأییدیه‌ات رو تا اواسطِ
‫ماه آینده به تأخیر بنداز

400
00:36:04,732 --> 00:36:07,100
‫تا این اطلاعات هرگز به بیرون درز نکنه

401
00:36:07,135 --> 00:36:09,203
‫متوجه نمیشم

402
00:36:09,237 --> 00:36:11,738
‫یه تقاضای ساده ازت کردم

403
00:36:11,773 --> 00:36:12,806
‫یه چند هفته بیشتر بهم فرصت بده

404
00:36:12,841 --> 00:36:14,374
‫منظورم این نبود

405
00:36:14,409 --> 00:36:17,578
‫با این اطلاعات می‌تونی من رو نابود کنی

406
00:36:17,612 --> 00:36:20,747
‫می‌تونی تصدی دائم خودت به عنوان
‫رئیس سازمان رو تضمین کنی

407
00:36:20,782 --> 00:36:22,716
‫برای چی میذاری از مهلکه
‫جون سالم به‌در ببرم؟

408
00:36:22,750 --> 00:36:25,519
‫چون این قضیه همسرم رو تحقیر می‌کنه سناتور

409
00:36:27,856 --> 00:36:32,860
‫همچنین به سازمان ضربه میزنه
‫اونم به طرز ناجوری

410
00:36:39,534 --> 00:36:41,435
‫خب ، قبوله؟

411
00:36:43,371 --> 00:36:45,606
‫قبوله

412
00:37:12,767 --> 00:37:14,835
‫امیدوار بودم اینقدری آروم شده باشی
‫که بشه باهات حرف زد

413
00:37:14,869 --> 00:37:16,937
‫چرا «دِینا» داره اتاق‌های یه مسافرخونه‌

414
00:37:16,971 --> 00:37:18,906
‫- که وسط ناکجاآباد هستش رو تمیز می‌کنه؟
‫- چطور؟

415
00:37:18,940 --> 00:37:19,973
‫مگه این‌کار ایرادی داره؟

416
00:37:20,008 --> 00:37:21,475
‫- خدمتکار بودن ایرادی داره؟
‫- نه . خدمتکار بودن

417
00:37:21,509 --> 00:37:23,443
‫هیچ ایرادی نداره خدا لعنت‌ـت کنه
‫فقط می‌خوام بدونم

418
00:37:23,478 --> 00:37:25,546
‫توی زندگی دخترم چه خبره

419
00:37:28,950 --> 00:37:31,285
‫این رو بخور تا راجبه «دِینا» برات تعریف کنم

420
00:37:40,395 --> 00:37:42,362
‫آروم بخور وگرنه حال‌ـت بد میشه

421
00:37:48,870 --> 00:37:50,837
‫بفرما

422
00:37:53,308 --> 00:37:54,908
‫خب ، بگو چه خبر شده؟

423
00:37:54,943 --> 00:37:58,111
‫برودی» ، اون دوران سختی»
‫رو پشت‌سر گذاشته

424
00:37:58,146 --> 00:38:00,480
‫ترک‌تحصیل کرده

425
00:38:00,515 --> 00:38:03,517
‫از خونه اومده بیرون

426
00:38:05,320 --> 00:38:07,287
‫فامیلی خودش رو عوض کرده

427
00:38:14,696 --> 00:38:16,129
‫برگردونم به مسافرخونه

428
00:38:16,164 --> 00:38:17,130
‫همچین چیزی شدنی نیست

429
00:38:17,165 --> 00:38:18,131
‫«به‌خاطر خدا «کری

430
00:38:18,166 --> 00:38:21,602
‫بهت که گفتم اگر می‌خوای
‫بازم ببینیش باید...

431
00:38:21,636 --> 00:38:23,036
‫کری» ، بیخیال نقشه‌ی مسخره‌ات شو»

432
00:38:23,071 --> 00:38:26,206
‫باید توی چشمای «دِینا» نگاه کنم
‫می‌خوام بفهمه من بی‌گناهم

433
00:38:26,240 --> 00:38:28,542
‫اگر همینطوری به داد زدن ادامه بدی
‫این مکالمه تموم میشه

434
00:38:29,577 --> 00:38:34,014
‫الانم می‌خوام از این آقایون تقاضا کنم
‫تنهامون بذارن . میشه این‌کار رو بکنم؟

435
00:38:58,272 --> 00:39:00,874
‫چی از جونم می‌خوای؟

436
00:39:00,908 --> 00:39:04,244
‫گمونم همون چیزی که
‫سائول بِرِنسون» ازم می‌خواد»

437
00:39:04,278 --> 00:39:05,646
‫همون خزعبلات در مورد دوباره
‫عضو نیروی تفنگداران دریایی شدنِ من؟

438
00:39:05,680 --> 00:39:08,915
‫برودی» ، تو چی می‌خوای؟»

439
00:39:08,950 --> 00:39:11,485
‫چیزی که همیشه می‌خواستی چی بوده؟

440
00:39:13,621 --> 00:39:14,821
‫یه فرصت دوباره برای رستگاری

441
00:39:14,856 --> 00:39:18,759
‫کری» ، برای آخرین‌بار میگم»
‫بمب‌گذاری کار من نبود

442
00:39:18,793 --> 00:39:20,394
‫از میون همه‌ی آدما
‫تو یکی که باید این رو بهتر بدونی

443
00:39:20,428 --> 00:39:22,896
‫منظورم بمب‌گذاری نبود

444
00:39:22,930 --> 00:39:26,733
‫منظورم جلیقه‌ی انتحاری بود

445
00:39:28,202 --> 00:39:33,240
‫«دارم راجبه کُشته شدنِ «الیزابت گِینز
‫و ۲تا مأمور مخفی سازمان

446
00:39:33,274 --> 00:39:35,742
‫که بیرون از ساختمان وزارت امور خارجه
‫صورت گرفت صحبت می‌کنم

447
00:39:37,712 --> 00:39:38,879
‫دارم راجبه بلایی که سرِ

448
00:39:38,913 --> 00:39:42,182
‫امام مسجد و همسرش
‫توی «کاراکاس» رخ داد حرف میزنم

449
00:39:48,022 --> 00:39:51,024
‫کاری که «سائول» ازت می‌خواد رو انجام بده

450
00:39:56,497 --> 00:39:58,999
‫- منظورت چیزیِ که خودت می‌خوای‌ـه؟
‫- خیلی‌خب ، چیزی که من ازت می‌خوام

451
00:40:00,535 --> 00:40:03,336
‫اگه به‌خاطر خودت کاری نمی‌کنی
‫محض‌خاطر «دِینا» انجام بده

452
00:40:06,407 --> 00:40:09,476
‫در غیر این‌صورت اینکه
‫بهش بگی بی‌گناهی فقط...

453
00:40:11,079 --> 00:40:14,715
‫یه دروغ دیگه‌ست

454
00:40:16,684 --> 00:40:18,685
‫کری» ، من رو نگاه کن»

455
00:40:20,888 --> 00:40:24,658
‫الان حتّی نمیشه من رو بفرستی
‫یه پاکت سیگار بخرم

456
00:40:27,929 --> 00:40:29,930
‫ما آماده‌ات می‌کنیم

457
00:40:31,566 --> 00:40:34,301
‫فقط خودت هم باید بخوای

458
00:40:51,752 --> 00:40:54,320
‫ببین کی اومده بیرون بازی کنه

459
00:40:54,355 --> 00:40:57,023
‫دیگه وقتش شده بود
‫از مامان جون‌ـت اجازه گرفتی؟

460
00:40:57,058 --> 00:40:59,125
‫همگی خفه‌‌خون بگیرید

461
00:40:59,160 --> 00:41:01,861
‫از اینطرفی حرکت می‌کنیم

462
00:41:01,896 --> 00:41:02,896
‫حاضری؟

463
00:41:21,749 --> 00:41:23,983
‫یالا . پاشو ببینم

464
00:41:29,557 --> 00:41:31,791
‫نه . باید خودش بلند بشه

465
00:41:51,912 --> 00:41:53,413
‫وقتی آماده‌ی حرکت شدی بهم بگو

466
00:41:53,447 --> 00:41:54,214
‫الان

467
00:41:54,248 --> 00:41:56,249
‫بدو

468
00:42:03,900 --> 00:42:06,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۱۶روز بعد "</font>

469
00:42:21,242 --> 00:42:23,243
‫ماپوتو» توی «موزامبیک» رو پیدا کن»

470
00:42:24,378 --> 00:42:25,512
‫این چه فرکانسی هستش؟

471
00:42:25,546 --> 00:42:27,780
‫۳۲۶۵کیلو هرتز

472
00:42:31,919 --> 00:42:34,687
‫به چه زبانی دارند صحبت می‌کنند؟

473
00:42:34,722 --> 00:42:35,688
‫پرتغالی

474
00:42:42,596 --> 00:42:43,696
‫۳تا کارت آخر چیه؟

475
00:42:43,731 --> 00:42:44,964
‫«کارت ۸ «گشنیز

476
00:42:46,634 --> 00:42:47,467
‫«کارت ۱۰ «دل

477
00:42:50,471 --> 00:42:52,071
‫کارت سرباز «پیک»؟

478
00:42:54,475 --> 00:42:56,309
‫فامیلی‌‌ـش رو هجی کن

479
00:42:56,343 --> 00:43:00,713
‫ب ، اِی ، ز ، الف ، س ، ک ، آی
‫«بیزاسکی»

480
00:43:00,748 --> 00:43:02,882
‫اینجا نوشته
‫این دخترِ سکسی‌تر از چیه؟

481
00:43:02,917 --> 00:43:04,884
‫- جورجیا اسفالت»؟»
‫- اون‌وقت کی این رو گفته؟

482
00:43:04,919 --> 00:43:06,819
‫«لولا فورتن» به دریانور «ریپلی»

483
00:43:06,854 --> 00:43:08,154
‫"در فیلم "از ته دل وحشی

484
00:43:08,189 --> 00:43:10,423
‫ایول . دمت گرم

485
00:43:10,457 --> 00:43:12,258
‫همینه

486
00:43:24,438 --> 00:43:26,439
‫بین شما ۲تا خبری هست؟

487
00:43:27,541 --> 00:43:28,775
‫نه بابا

488
00:43:28,809 --> 00:43:30,777
‫بیخیال‌ رفیق

489
00:43:30,811 --> 00:43:34,113
‫دیدم وقتی حواست نیست
‫چطوری زیرچشمی نگاهت می‌کنه

490
00:43:34,148 --> 00:43:36,482
‫خبری بین‌مون نیست

491
00:43:36,517 --> 00:43:38,084
‫جدی میگی؟

492
00:43:38,118 --> 00:43:40,753
‫آره بابا

493
00:43:40,788 --> 00:43:43,523
‫پس یعنی مشکلی نداری اگر من
‫مُخ «کری» رو بزنم دیگه ، آره؟

494
00:43:45,159 --> 00:43:49,262
‫دیدی؟ یه خبرهایی هست . میدونستم

495
00:43:49,296 --> 00:43:50,964
‫نه بابا‌ . راحت باش . واقعاً میگم

496
00:43:50,998 --> 00:43:53,366
‫نه پسر . دارم سربه‌سرت میذارم

497
00:43:53,400 --> 00:43:55,635
‫من متأهلم

498
00:43:55,669 --> 00:43:58,404
‫تازه اولین بچه‌مون به دنیا اومده

499
00:43:58,439 --> 00:43:59,672
‫پسر‌ـه

500
00:43:59,707 --> 00:44:02,242
‫اسمش «دِوِن» هستش

501
00:44:02,276 --> 00:44:03,943
‫چطوریه که من چیزی راجبه اینا نشنیدم؟

502
00:44:03,978 --> 00:44:06,879
‫آخه...

503
00:44:06,914 --> 00:44:12,385
‫خوشم نمیاد در مورد خانواده‌ام
‫حرف بزنم . خرافاتی‌ـم دیگه

504
00:44:18,659 --> 00:44:21,494
‫هی ، احضارمون کردند
‫توی اتاق جلسه

505
00:44:25,432 --> 00:44:28,167
‫مأمورین گشت ایرانی
‫بعضی‌وقت‌ها اونجا هستند

506
00:44:28,202 --> 00:44:31,170
‫منتها خیلی حرفه‌ای آموزش دیده‌اند
‫و مجهز هستند

507
00:44:31,205 --> 00:44:34,874
‫«ضمناً یه قرارگاه هوایی جمهوری اسلامی در «بیجار
‫در فاصله‌ی تقریبی ۱۲۰ کیلومتری قرار داره

508
00:44:34,908 --> 00:44:36,843
‫یعنی می‌تونند نیروی پشتیبانی هوایی خبر کنند

509
00:44:36,877 --> 00:44:38,811
‫چجور هواپیمایی منظورتون هستش؟

510
00:44:38,846 --> 00:44:40,880
‫«یک جنگنده‌ی اف-۱ «میراژ
‫ساخت فرانسه که از

511
00:44:40,914 --> 00:44:42,315
‫عراقی‌ها بعد از جنگ خلیج فارس توقیف کردند

512
00:44:42,349 --> 00:44:44,517
‫چین»ـی» SU-۲۴ و ۶ فروند هواپیمای

513
00:44:44,551 --> 00:44:46,419
‫عذر می‌خوام . میشه یه لحظه برگردیم عقب؟

514
00:44:46,453 --> 00:44:47,654
‫حتماً

515
00:44:47,688 --> 00:44:50,757
‫این رفقا من رو می‌برن دمِ مرز
‫جایی که بنده خودم رو تسلیم می‌کنم؟

516
00:44:50,791 --> 00:44:52,492
‫درسته

517
00:44:52,526 --> 00:44:54,927
‫مریوان» رو به این خاطر انتخاب کردیم که»
‫«چندتا از فرمانده‌های «القاعده

518
00:44:54,962 --> 00:44:56,896
‫از همونجا تقاضای پناهندگی کردند

519
00:44:56,930 --> 00:44:59,666
‫بعد چی میشه؟
‫من رو به تهران می‌برن؟

520
00:44:59,700 --> 00:45:03,036
‫بعد از یه سری بازجویی آره
‫پیش‌بینیِ ما همینه

521
00:45:03,070 --> 00:45:06,139
‫خیلی‌خب ، حالا چی باعث شده فکر کنید
‫من می‌تونم اینقدری نزدیکِ

522
00:45:06,173 --> 00:45:08,241
‫سرلشگر «اکبری» بشم که دخلش رو بیارم؟

523
00:45:08,275 --> 00:45:11,277
‫با تو مثلِ قهرمان رژیم برخورد میشه

524
00:45:11,312 --> 00:45:13,379
‫مقامات ارشد رژیم مثل سرلشگر

525
00:45:13,414 --> 00:45:16,449
‫سعی می‌کنند تا از حضور باارزش و تبلیغاتی تو
‫نهایت بهره رو ببرن

526
00:45:16,483 --> 00:45:20,553
‫در ضمن «جوادی» هم توی عملیات هست که
‫می‌تونه ترتیب ملاقات شما ۲ نفر رو بده

527
00:45:20,587 --> 00:45:23,222
‫ولی اگر ما نمیدونیم کجا
‫یا کِی ترور صورت می‌گیره...

528
00:45:23,257 --> 00:45:25,058
‫شما نگرانِ نقشه‌ی خارج کردن ما هستید

529
00:45:25,092 --> 00:45:26,693
‫اینکه بعد از انجام ترور
‫چطوری شما رو می‌خوایم خارج کنیم

530
00:45:26,727 --> 00:45:28,061
‫همینطوره

531
00:45:28,095 --> 00:45:30,730
‫داشتم به این بحث هم میرسیدم

532
00:45:30,764 --> 00:45:32,665
‫به محض اینکه شما رو دم مرز گذاشتیم

533
00:45:32,700 --> 00:45:35,902
‫۴تن از اعضای تیم شما از سمت
‫جنوب تا «نودشه» ادامه‌ی مسیر میدن

534
00:45:35,936 --> 00:45:38,504
‫از اونجا از کوه‌ها عبور می‌کنن
‫و از طریق زمینی

535
00:45:38,539 --> 00:45:42,041
‫وارد «لواسان» یه شهر کوچک
‫خارج از تهران میشن

536
00:45:42,076 --> 00:45:46,112
‫گروه‌های مخالف دولت در ایران
‫برامون یه مخفیگاه جور کردند

537
00:45:46,146 --> 00:45:50,416
‫ما قبلاً به اونجا رفتیم
‫و ماهواره امنیتی نصب کردیم

538
00:45:50,451 --> 00:45:53,419
‫: کلمه‌ی رمز اینه

539
00:46:13,574 --> 00:46:15,174
‫از کِی تا حالا سیگار می‌کشی؟

540
00:46:15,209 --> 00:46:18,478
‫نمی‌کشم . الانم نمی‌کشم

541
00:46:22,649 --> 00:46:24,917
‫به‌نظر میاد سیگار می‌کشم

542
00:46:28,288 --> 00:46:31,124
‫بفرما . سیگار کجا بود
‫شتر دیدی ندیدی

543
00:46:31,158 --> 00:46:33,459
‫هیچی ندیدم

544
00:46:35,329 --> 00:46:37,997
‫ببین ، کاری که ازم
‫خواستی رو انجام دادم

545
00:46:38,031 --> 00:46:40,299
‫دارم مطابق میل‌ـت عمل می‌کنم

546
00:46:40,334 --> 00:46:43,269
‫«تو بهم گفتی بازم من رو می‌بری پیش «دِینا

547
00:46:44,304 --> 00:46:46,005
‫منظورم بعد برگشتن‌ـت بود

548
00:46:46,039 --> 00:46:47,607
‫«اذیت نکن «کری

549
00:46:47,641 --> 00:46:50,576
‫هردومون میدونیم احتمال برگشتنم خیلی کم‌ـه

550
00:46:53,013 --> 00:46:54,881
‫تا اینجا که موفق شدیم

551
00:46:54,915 --> 00:46:57,116
‫درسته

552
00:47:01,355 --> 00:47:03,523
‫اعتراف می‌کنم یه‌جورایی
‫به همینش هم شک داشتم

553
00:47:05,159 --> 00:47:07,460
‫برای همین ازم فاصله می‌گرفتی؟

554
00:47:09,463 --> 00:47:12,298
‫ایرادی نداره . حق داری

555
00:47:20,474 --> 00:47:21,874
‫تا ۶ ساعت دیگه قراره پرواز کنی

556
00:47:21,909 --> 00:47:23,876
‫شک دارم بشه از پایگاه خارج‌ـت کنم
‫و به‌موقع برت‌گردونم

557
00:47:23,911 --> 00:47:26,779
‫منم تا موقعی که «دِینا» رو ندیدم
‫جایی نمیرم

558
00:47:43,997 --> 00:47:46,399
‫اونجاست . اتاق ۱۱۹

559
00:47:51,038 --> 00:47:55,041
‫برودی» ، یه موضوعی هست»
‫که باید بهت بگم

560
00:47:57,211 --> 00:47:58,377
‫قبل اینکه «دِینا» فامیلیِ خودش رو عوض کنه

561
00:47:58,412 --> 00:47:59,846
‫قبل از اینکه خونه رو ترک کنه...

562
00:48:03,083 --> 00:48:04,750
‫دِینا» توی بیمارستان بستری بود»

563
00:48:06,887 --> 00:48:12,792
‫حدود ۲ هفته بعد از بمب‌گذاری
‫سعی کرد خودکشی کنه

564
00:48:40,888 --> 00:48:42,889
‫کیه؟

565
00:48:44,725 --> 00:48:46,692
‫دِینا» ، منم»

566
00:48:47,828 --> 00:48:49,795
‫پدرت

567
00:49:37,210 --> 00:49:38,210
‫سلام

568
00:49:42,849 --> 00:49:45,117
‫چطوری پیدام کردی؟

569
00:49:51,525 --> 00:49:53,059
‫کری» پیدات کرد»

570
00:49:56,630 --> 00:49:59,231
‫میشه بیام داخل؟

571
00:50:04,037 --> 00:50:06,038
‫دِینا» ، خواهش می‌کنم»

572
00:50:21,855 --> 00:50:23,856
‫ممنون

573
00:50:26,893 --> 00:50:28,694
‫باید میدیدمت

574
00:50:31,598 --> 00:50:34,266
‫باشه . دیدی دیگه

575
00:50:39,406 --> 00:50:41,440
‫عزیزم ، واقعاً متأسفم

576
00:50:44,077 --> 00:50:45,177
‫لازم نکرده

577
00:50:52,052 --> 00:50:53,519
‫الان در چه حالی؟

578
00:51:00,694 --> 00:51:02,061
‫واسه چی اومدی اینجا؟

579
00:51:05,866 --> 00:51:08,000
‫می‌خواستم بهت بگم تمام کارهایی که

580
00:51:08,035 --> 00:51:10,002
‫اونا میگن من انجام دادم
‫کار من نبوده

581
00:51:10,037 --> 00:51:12,138
‫خیلی‌خب...خیلی‌خب ، باشه

582
00:51:12,172 --> 00:51:15,775
‫من اون آدما رو نکُشتم

583
00:51:15,809 --> 00:51:19,779
‫کار من نبود
‫من مرتکب اون‌کارها نشدم

584
00:51:26,853 --> 00:51:31,023
‫تازه به‌زودی از اینجا میرم
‫تا یه چند ساعت دیگه

585
00:51:36,963 --> 00:51:39,465
‫ولی دلم می‌خواست قبل رفتنم ببینمت

586
00:51:41,168 --> 00:51:43,636
‫دیدی دیگه

587
00:51:46,173 --> 00:51:52,478
‫اصلاً برای یه لحظه به ذهنت نرسید
‫که من می‌خوام ببینمت یا نه؟

588
00:51:55,382 --> 00:51:57,583
‫چی دلت می‌خواد بشنوی؟

589
00:51:57,617 --> 00:51:59,652
‫بگم پدر خوبی بودی؟

590
00:52:03,724 --> 00:52:06,959
‫بگم با وجود همه‌ی اتفاق‌هایی که افتاده
‫همه چیز درست میشه؟

591
00:52:06,993 --> 00:52:09,495
‫می‌خوای چی بهت بگم؟

592
00:52:13,200 --> 00:52:15,534
‫ببین

593
00:52:15,569 --> 00:52:16,702
‫ببین . بیا

594
00:52:16,737 --> 00:52:18,037
‫بگیر . همینجا بنویس

595
00:52:18,071 --> 00:52:21,841
‫جدی میگم . بنویس چی می‌خوای بگم
‫تا همون رو بهت بگم

596
00:52:23,276 --> 00:52:26,679
‫فقط به این شرط که بهم قول بدی
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمت

597
00:52:34,154 --> 00:52:36,222
‫هیچ‌کدوم‌تون رو نمی‌بینم

598
00:53:12,292 --> 00:53:14,960
‫حتماً از تهران برمیگردم

599
00:53:16,930 --> 00:53:18,564
‫مطمئنم برمیگردی

600
00:53:21,401 --> 00:53:23,769
‫«نه فقط به‌خاطر «دِینا

601
00:54:01,174 --> 00:54:02,274
‫کدوم گوری رفته بودی؟

602
00:54:02,309 --> 00:54:03,442
‫برودی» می‌خواست درد و دل کنه»

603
00:54:03,476 --> 00:54:05,477
‫تا زمان حرکتش ۴۵ دقیقه بیشتر نمونده

604
00:54:05,512 --> 00:54:06,946
‫کاملاً آماده‌ست

605
00:54:13,954 --> 00:54:15,321
‫تو اون رو از قرارگاه خارج کردی

606
00:54:15,355 --> 00:54:16,789
‫سائول» ، تهدیدم کرد از عملیات کنار می‌کشه»

607
00:54:16,823 --> 00:54:17,923
‫کلی اتفاق اون بیرون ممکن بود رخ بده

608
00:54:17,958 --> 00:54:20,125
‫حالا که هیچی نشده

609
00:54:20,160 --> 00:54:22,494
‫دیگه واقعاً از دست‌ـت عاصی شدم

610
00:54:24,431 --> 00:54:26,832
‫سائول» ، اندازه سر سوزن بهم باور داشته باش»

611
00:54:26,867 --> 00:54:28,801
‫۲هفته‌ی پیش هیچ عملیاتی در کار نبود

612
00:54:28,835 --> 00:54:30,836
‫حالا فقط به‌خاطر من
‫عملیات در جریانه

613
00:54:30,871 --> 00:54:34,273
‫واقعاً ازت می‌خوام این موضوع رو بفهمی

614
00:54:34,307 --> 00:54:36,342
‫چون برای با موفقیت به پایان رسوندن عملیات

615
00:54:36,376 --> 00:54:39,979
‫باید یه راهی پیدا کنیم تا
‫دوباره به همدیگه اعتماد کنیم

616
00:54:40,013 --> 00:54:42,882
‫یا لااقل یه راهی گیر بیاریم تا الکی
‫وانمود کنیم به هم اعتماد داریم

617
00:55:29,262 --> 00:55:30,329
‫«برودی»

618
00:55:37,504 --> 00:55:40,139
‫اونطرف می‌بینمت

619
00:56:02,000 --> 00:56:03,000
‫S@eideH & Arian Drama : مترجمین

620
00:56:04,000 --> 00:56:05,000
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه فری‌آفلاین
‫Forum.Free-Offline.Org

