1
00:00:01,000 --> 00:00:04,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۵
‫قسمت ۱ : اضطراب جدایی</font>

2
00:00:05,000 --> 00:00:06,000
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫WwW.TinyMoviez.Co

3
00:00:07,000 --> 00:00:08,000
‫(Drama) مترجم : آرین

4
00:02:52,039 --> 00:02:52,984
‫دیر کردی

5
00:02:53,171 --> 00:02:53,908
‫ببخشید

6
00:02:53,989 --> 00:02:56,662
‫معذرت‌خواهی نمی‌خواد
‫فقط سروقت بیا . اینجا آلمان‌ـه

7
00:03:21,314 --> 00:03:23,316
‫بابات برای اینکه دیر کردم
‫بهم تیکه انداخت

8
00:03:23,317 --> 00:03:24,516
‫مهم نیست

9
00:03:24,517 --> 00:03:27,319
‫تمومش کردی؟

10
00:03:27,320 --> 00:03:29,322
‫خیلی‌خب

11
00:03:39,215 --> 00:03:40,521
‫"کفار شما را در کمد فرو کرده‌اند"

12
00:03:41,669 --> 00:03:44,263
‫بیاید و به بزرگترین مراسم اورجی"
‫"همجنسگرایان دنیا ملحق شوید

13
00:03:44,736 --> 00:03:47,404
‫بیاید و یک کسخلی مثل من"
‫"و برادرهام در اینجا باشید

14
00:03:47,405 --> 00:03:49,029
‫"بیاید اینجا کمرها رو خالی کنین"

15
00:03:51,347 --> 00:03:53,391
‫"هیچ کیری کوتاه نیست"

16
00:03:56,745 --> 00:03:59,860
‫"کاندوم حرام است"

17
00:04:00,153 --> 00:04:01,554
‫خب ، کجا می‌خوایم ارسالش کنیم؟

18
00:04:01,555 --> 00:04:03,456
‫این چه سوالیه؟

19
00:04:05,692 --> 00:04:07,092
‫لعنتی

20
00:04:07,093 --> 00:04:10,195
‫وبسایت‌شون برای جذب نیرو؟

21
00:04:10,196 --> 00:04:12,165
‫دیشب تونستم یه راه برای
‫دور زدنش پیدا کنم

22
00:04:14,467 --> 00:04:16,302
‫از من به شما احمقا نصیحت

23
00:04:16,303 --> 00:04:23,709
‫اگه ادعا می‌کنین که خلافت سایبری دارین
‫حداقل رمز سیستم رو عوض کنین

24
00:04:34,687 --> 00:04:37,423
‫کارمون تموم شد

25
00:04:42,595 --> 00:04:44,396
‫اون کیه؟

26
00:04:44,397 --> 00:04:46,266
‫نمیدونم

27
00:04:47,700 --> 00:04:50,435
‫این "شیلا" دیگه کیه؟

28
00:04:50,436 --> 00:04:51,703
‫«شیلا»

29
00:04:51,600 --> 00:04:54,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ایستگاه برلین سی‌آی‌اِی "</font>

30
00:04:51,704 --> 00:04:54,206
‫کلمه‌ی "لاشی"ـه
‫که برعکس نوشته شده

31
00:04:54,207 --> 00:04:55,707
‫پس جهادی‌ها نیستن

32
00:04:57,043 --> 00:04:58,511
‫جهادی‌ها از این اسما ندارن

33
00:05:00,313 --> 00:05:01,580
‫پینگش کن

34
00:05:01,581 --> 00:05:02,714
‫پینگش کن

35
00:05:02,715 --> 00:05:04,550
‫عمراً

36
00:05:04,551 --> 00:05:05,716
‫ازش بپرس کیه

37
00:05:05,717 --> 00:05:07,453
‫اگه این‌کار رو بکنیم لو میریم

38
00:05:07,454 --> 00:05:10,188
‫داداش ، اونا هم مثل
‫ما دارن هک می‌کنن

39
00:05:10,189 --> 00:05:11,691
‫اونا هم قرار نیست اینجا باشن

40
00:05:11,692 --> 00:05:14,426
‫دلیل نمیشه که دوست‌مون باشن

41
00:05:14,427 --> 00:05:16,995
‫چیه؟

42
00:05:16,996 --> 00:05:19,499
‫داره پینگ‌مون می‌کنه

43
00:05:20,700 --> 00:05:24,204
‫صبر کن . نه
‫بذار اول ببینم کیه

44
00:05:26,005 --> 00:05:30,309
‫آدرس آی‌پی غیرقابل‌مشاهده‌ست

45
00:05:30,310 --> 00:05:32,077
‫خب؟

46
00:05:32,078 --> 00:05:35,214
‫یعنی احتمالاً دولتی‌ـه

47
00:05:35,215 --> 00:05:37,016
‫نباید هیچی بهشون نشون بدیم

48
00:05:37,017 --> 00:05:38,317
‫داره چکار می‌کنه؟

49
00:05:38,318 --> 00:05:41,152
‫هیچی . پشت فایِروال منتظره

50
00:05:41,153 --> 00:05:42,622
‫می‌تونی شناسایی بکنیش؟

51
00:05:42,623 --> 00:05:44,022
‫نه

52
00:05:44,023 --> 00:05:45,223
‫می‌تونی بفهمی کجاست؟

53
00:05:45,224 --> 00:05:49,394
‫کار پروکسی همینه
‫نمی‌خواد ما چیزی بفهمیم

54
00:05:49,395 --> 00:05:51,764
‫ولی اگه اون وبسایت رو هک کنی
‫احتمالاً توی آلمان زندگی می‌کنی

55
00:05:53,633 --> 00:05:58,338
‫یه لحظه صبر کن . می‌خواد نفوذ کنه

56
00:05:59,572 --> 00:06:02,609
‫میشه به فایِروالش "حمله‌ی ۰ روزِ" زد

57
00:06:04,544 --> 00:06:08,248
‫میشه ازش رد شد . منتهی به...

58
00:06:10,116 --> 00:06:11,550
‫نیروی کامپیوتری نیازه

59
00:06:11,551 --> 00:06:14,386
‫نه . نمی‌تونی . بابام من رو می‌کشه

60
00:06:14,387 --> 00:06:16,389
‫داداش ، گفتم نکن

61
00:06:16,390 --> 00:06:19,525
‫هی ، نکن این‌کار رو
‫گفتم این‌کار رو نکن

62
00:06:25,231 --> 00:06:26,999
‫چیه؟ چی شده؟

63
00:06:27,000 --> 00:06:27,967
‫داره بهمون حمله می‌کنه

64
00:06:27,968 --> 00:06:29,735
‫کی؟ همون لاشی‌ـه؟

65
00:06:29,736 --> 00:06:30,735
‫لعنتی

66
00:06:30,736 --> 00:06:32,236
‫- چی شد؟
‫- به سیستم رخنه کرد

67
00:06:32,237 --> 00:06:33,640
‫سیستم رو خاموش کنین
‫خاموش‌ـش کنین

68
00:06:39,700 --> 00:06:41,500
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">"فایل‌های منتقل شده"</font>

69
00:06:44,183 --> 00:06:45,551
‫لعنتی ، این سی‌آی‌اِی بود

70
00:06:47,553 --> 00:06:48,621
‫میدونم

71
00:06:50,490 --> 00:06:52,325
‫خاموش شد

72
00:06:57,100 --> 00:06:59,600
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">"فایل‌های منتقل شده : ۱۳۶۱"</font>

73
00:07:21,454 --> 00:07:24,089
‫خیلی‌خب عزیزم

74
00:07:24,090 --> 00:07:26,324
‫آماده‌ای بری مدرسه؟
‫ببین . ببین

75
00:07:26,325 --> 00:07:27,593
‫تمام دوستات اینجان

76
00:07:27,594 --> 00:07:31,463
‫«می‌بینی؟ «ایلسا
‫«جِی‌جِی» و خانم «اشنی»

77
00:07:31,464 --> 00:07:35,133
‫و همه‌شون کلی از دیدنت خوشحال میشن

78
00:07:35,134 --> 00:07:36,569
‫چون امروز تولدته

79
00:07:38,338 --> 00:07:40,038
‫: چی میگیم؟ میگیم

80
00:07:40,039 --> 00:07:43,676
‫: آفیدازن" که یعنی"
‫به امید دیدار دوباره

81
00:07:43,677 --> 00:07:45,477
‫زودی میام دنبالت

82
00:07:45,478 --> 00:07:47,080
‫دوست‌ـت دارم

83
00:07:51,584 --> 00:07:55,220
‫اون کیه؟ اون چیه؟

84
00:08:15,308 --> 00:08:18,277
‫- «صبح‌بخیر «ایرما
‫- سفیر لبنان اومدن اینجا

85
00:08:18,278 --> 00:08:20,212
‫ممنون

86
00:08:20,213 --> 00:08:25,218
‫بالاخره اومد . جناب سفیر
‫کری متیسون» رئیس بخش امنیتی من هستش»

87
00:08:25,219 --> 00:08:27,285
‫کری» ، من سفیر «جمال» هستم»

88
00:08:27,286 --> 00:08:30,221
‫سلام جناب ، فکر می‌کردیم
‫هفته‌ی دیگه تشریف میارید

89
00:08:30,222 --> 00:08:32,291
‫برنامه‌ها تغییر کرده

90
00:08:32,292 --> 00:08:34,226
‫بعداً برات توضیح میدم

91
00:08:34,227 --> 00:08:37,230
‫- اوتو» ، باهام در ارتباط باش»
‫- حتماً

92
00:08:38,398 --> 00:08:41,099
‫یونس» ، ای‌کاش تو وکیل من بودی»

93
00:08:41,100 --> 00:08:42,134
‫فروشی نیست

94
00:08:42,135 --> 00:08:43,636
‫از جفت‌تون ممنونم

95
00:08:51,077 --> 00:08:53,012
‫قراره بریم لبنان

96
00:08:54,647 --> 00:08:56,014
‫باشه

97
00:08:56,015 --> 00:08:59,452
‫من به سفیر گفتم که می‌تونیم
‫۳روز دیگه راه بیوفتیم

98
00:09:01,254 --> 00:09:02,987
‫نمی‌خوای یه‌کم قضیه رو شفاف‌تر بکنی؟

99
00:09:02,988 --> 00:09:06,457
‫داعش» داره توی شهر «رقه» آماده میشه»
‫تا دوباره به رژیم سوریه حمله کنه

100
00:09:06,458 --> 00:09:08,225
‫میدونم . خودمون راجبش صحبت کردیم

101
00:09:08,226 --> 00:09:09,660
‫ولی به شکلی که کسی
‫انتظارش رو نداشت

102
00:09:09,661 --> 00:09:11,495
‫غیرنظامی‌های خیلی زیادی
‫در حال خروج از کشور هستن

103
00:09:11,496 --> 00:09:14,367
‫سر مرز داره بحران پناهجویی شکل می‌گیره

104
00:09:14,368 --> 00:09:16,601
‫ما می‌خوایم به یکی از
‫کمپ‌های پناهجوها بریم

105
00:09:16,602 --> 00:09:17,636
‫در لبنان

106
00:09:17,637 --> 00:09:19,371
‫ما؟

107
00:09:19,372 --> 00:09:23,076
‫آره . تو ، من
‫و چندتا محافظ امنیتی

108
00:09:23,077 --> 00:09:26,712
‫اون چندتا محافظ امنیتی رو وقتی
‫می‌خوایم بریم "ژنو" با خودمون می‌بریم

109
00:09:26,713 --> 00:09:28,381
‫لبنان یه منطقه‌ی جنگیه

110
00:09:29,282 --> 00:09:31,017
‫ما واقعاً آمادگیش رو نداریم

111
00:09:31,018 --> 00:09:34,487
‫خب ، ۳ روز وقت داریم

112
00:09:53,706 --> 00:09:56,209
‫نوبت توئه

113
00:09:56,900 --> 00:10:01,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">مقر اصلی سی‌آی‌اِی "
‫" لنگلی - ویرجینیا</font>

114
00:10:01,614 --> 00:10:03,815
‫بفرما

115
00:10:03,816 --> 00:10:05,784
‫ایشون «پیتر کوئین» هستن

116
00:10:05,785 --> 00:10:10,656
‫۲سال گذشته رو در
‫جبهه‌های سوریه سپری کرده

117
00:10:13,859 --> 00:10:17,530
‫همه مشتاق شنیدن تجربه‌هات هستیم

118
00:10:23,002 --> 00:10:28,440
‫من اخیراً از استان «رقه» و از یکی
‫از شهرهای نفت‌خیزش برمیگردم

119
00:10:28,441 --> 00:10:31,443
‫میشه بلندتر صحبت بکنی خواهشاً؟

120
00:10:31,444 --> 00:10:32,945
‫به‌هرحال میز بزرگیه

121
00:10:38,851 --> 00:10:40,885
‫«رقه»

122
00:10:40,886 --> 00:10:44,889
‫من در اونجا چند ماه اخیر رو سپری کردم

123
00:10:44,890 --> 00:10:48,059
‫واکنش‌های ما همچنان ثابت باقی مونده

124
00:10:48,060 --> 00:10:52,597
‫ارتش هوایی آمریکا با کمک نیروهای ویژه
‫اهداف استراتژیک دشمن رو بمباران می‌کنه

125
00:10:52,598 --> 00:10:55,934
‫«ابتدا رژیم «اسد» ، بعدش جبهه‌ی «نصرت

126
00:10:55,935 --> 00:10:58,771
‫«و اخیراً هم «دولت اسلامی

127
00:10:58,772 --> 00:11:07,642
‫ظرف ۲۸ ماه گذشته فرماندهی یک تیم
‫نیروهای ویژه برعهده‌ی من بود

128
00:11:07,646 --> 00:11:10,882
‫و سرمون شلوغ بود

129
00:11:10,883 --> 00:11:13,385
‫به‌خاطر چی؟

130
00:11:14,954 --> 00:11:17,821
‫دقیقاً اونجا چه خبره؟

131
00:11:17,822 --> 00:11:19,925
‫خب ، اگه گزارشات مأموریت‌ها
‫رو مطالعه می‌کردید...

132
00:11:19,926 --> 00:11:21,925
‫تمام‌شون رو خوندم

133
00:11:21,926 --> 00:11:25,730
‫چندتا دشمن یه جا کشته شدن
‫چند نفر دیگه یه جای دیگه

134
00:11:25,731 --> 00:11:28,000
‫حقیقتش نمی‌تونم هدف
‫این‌کار رو متوجه بشم

135
00:11:32,771 --> 00:11:38,276
‫برنامه تا اینجای کار تأثیرگذار بوده جناب
‫و معتقدم که باید ادامه پیدا کنه

136
00:11:38,277 --> 00:11:39,678
‫جداً؟

137
00:11:40,913 --> 00:11:44,816
‫اسد» هنوز بر سر قدرته»
‫داعش» هم در حال قوی‌تر شدن»

138
00:11:44,817 --> 00:11:47,386
‫واقعاً توی سوریه به پیشرفتی
‫دست پیدا کردیم؟

139
00:11:47,387 --> 00:11:49,354
‫گفتم که بله

140
00:11:49,355 --> 00:11:51,822
‫گفتی این برنامه باید تمدید بشه

141
00:11:51,823 --> 00:11:53,826
‫من دارم می‌پرسم آیا استراتژی‌مون موفق بوده؟

142
00:11:53,827 --> 00:11:55,828
‫کدوم استراتژی؟

143
00:11:57,997 --> 00:12:01,300
‫بگین استراتژی‌مون چیه
‫بعدش من میگم جواب داده یا نه

144
00:12:10,009 --> 00:12:15,780
‫ببینین ، مشکل همینجاست
‫چون اونا استراتژی دارن

145
00:12:15,781 --> 00:12:20,583
‫همین الان چند‌ ۱۰هزار نفرشون
‫دارن توی «رقه» آماده میشن

146
00:12:20,586 --> 00:12:22,987
‫بین غیرنظامی‌ها مخفی شدن

147
00:12:22,988 --> 00:12:26,325
‫برای جنگ آماده میشن
‫و هدف هم دارن

148
00:12:26,326 --> 00:12:27,358
‫هدف‌شون چیه؟

149
00:12:27,359 --> 00:12:28,859
‫"بهش میگن "قیامت

150
00:12:28,860 --> 00:12:31,628
‫فکر می‌کنین هدف‌شون از گردن زدن چیه؟

151
00:12:31,629 --> 00:12:33,397
‫چرا توی «حلب» مردم رو مصلوب می‌کنن؟

152
00:12:33,398 --> 00:12:34,731
‫یا احیای بردگی؟

153
00:12:34,732 --> 00:12:36,569
‫فکر می‌کنین اینا رو از خودشون درآوردن؟

154
00:12:36,570 --> 00:12:40,271
‫از کتاب پیروی می‌کنن
‫کتاب کیری‌شون

155
00:12:40,272 --> 00:12:41,705
‫تنها کتابی که تو عمرشون خوندن

156
00:12:41,706 --> 00:12:43,875
‫همیشه سرشون تو اون کتابه
‫بدون وقفه

157
00:12:43,876 --> 00:12:47,713
‫اونجا بودن‌شون فقط
‫و فقط یک هدف داره

158
00:12:47,714 --> 00:12:52,051
‫در راه خلافت بمیرن و وارد
‫دنیایی بدون کفار بشن

159
00:12:53,719 --> 00:12:55,853
‫این استراتژی اوناست

160
00:12:55,854 --> 00:12:58,488
‫و از قرن ۷ـم استراتژی‌شون همین بوده

161
00:12:58,489 --> 00:13:01,493
‫پس واقعاً فکر می‌کنی
‫چندتا تیم نیروهای ویژه

162
00:13:01,494 --> 00:13:03,828
‫می‌تونه واقعاً جلوشون رو بگیره؟

163
00:13:03,829 --> 00:13:06,831
‫خب ، پیشنهاد خودت چیه؟

164
00:13:06,832 --> 00:13:08,534
‫داری بهم ترفیع‌مقام پیشنهاد میدی؟

165
00:13:09,802 --> 00:13:12,638
‫دارم نظرت رو جویا میشم

166
00:13:16,342 --> 00:13:19,844
‫۲۰۰هزار سرباز آمریکایی برای حفظ امنیت

167
00:13:19,845 --> 00:13:25,015
‫به اونجا اعزام بشن و از دکترها
‫و معلم‌های دبستان محافظت کنن

168
00:13:25,016 --> 00:13:26,883
‫خب ، اینکه شدنی نیست

169
00:13:26,884 --> 00:13:28,654
‫خب پس بهتره که من برگردم همونجا

170
00:13:28,655 --> 00:13:30,355
‫دیگه چی؟

171
00:13:30,356 --> 00:13:32,857
‫چه راه دیگه‌ای می‌تونه تأثیرگذار باشه؟

172
00:13:32,858 --> 00:13:36,461
‫دکمه راه‌اندازی دوباره رو بزنین

173
00:13:36,462 --> 00:13:37,762
‫یعنی چی؟

174
00:13:37,763 --> 00:13:40,065
‫یعنی «رقه» رو با خاک یکسان کنین

175
00:13:56,015 --> 00:13:58,316
‫۲۰دقیقه وقت تنفس

176
00:14:08,994 --> 00:14:12,630
‫- گفته بودی آماده کردیش
‫- آره ولی زد به جاده خاکی

177
00:14:12,631 --> 00:14:13,964
‫خب ، جلوش رو هم نگرفتی

178
00:14:13,965 --> 00:14:16,902
‫دورهمی نشستیم و داریم
‫با خودمون صحبت می‌کنیم

179
00:14:16,903 --> 00:14:19,504
‫خوبه که همه حقیقت رو بشنون

180
00:14:20,739 --> 00:14:22,673
‫نگران بودجه‌مون نباش

181
00:14:22,674 --> 00:14:26,276
‫کراکر» ضمانت کرده که وزارت امور»
‫خارجه توی کارمون دخالت نمی‌کنه

182
00:14:26,277 --> 00:14:28,945
‫من نگران بودجه‌مون نیستم
‫نگران «کوئین» هستم

183
00:14:28,946 --> 00:14:30,683
‫«۲سال توی جبهه بوده «دار

184
00:14:30,684 --> 00:14:32,617
‫چه انتظاری داری؟

185
00:14:39,058 --> 00:14:41,826
‫لعنتی

186
00:14:41,827 --> 00:14:46,432
‫به اطلاعات‌مون رخنه شده
‫توی برلین

187
00:15:00,713 --> 00:15:03,681
‫یه هاپوی دیگه شد ۲تا هاپو

188
00:15:05,350 --> 00:15:07,719
‫یه داشهونده

189
00:15:07,720 --> 00:15:09,488
‫ما بهشون میگیم هات‌داگ

190
00:15:23,802 --> 00:15:25,204
‫این خانمی که بادکنک درست می‌کنه
‫خیلی جذابه

191
00:15:25,205 --> 00:15:26,204
‫که اینطور

192
00:15:26,205 --> 00:15:27,806
‫منظورم از نظر بچه‌هاست

193
00:15:30,376 --> 00:15:35,346
‫دورینگ» ازم خواست که»
‫ببینم برنامه‌‌ات چیه

194
00:15:35,347 --> 00:15:39,651
‫برای سفر به لبنان
‫نظر دیگه‌ای نداری؟

195
00:15:39,652 --> 00:15:41,753
‫همون نظر قبلیم . نرین اونجا

196
00:15:41,754 --> 00:15:43,721
‫اون میره

197
00:15:43,722 --> 00:15:45,389
‫یه دلیلی داشت که من این شغل
‫رو توی "بنیاد" قبول کردم

198
00:15:45,390 --> 00:15:48,393
‫و استرسی شدن سر امنیت سفر
‫به لبنان دلیل این‌کارـم نبود

199
00:15:48,394 --> 00:15:49,860
‫این یک حرکت خطرناکه
‫و اونم ازش مطلع‌ـه

200
00:15:49,861 --> 00:15:51,562
‫اگه واقعاً می‌فهمید ما نمیرفتیم اونجا

201
00:15:52,632 --> 00:15:54,465
‫خودم باز می‌کنمش

202
00:15:54,466 --> 00:15:57,269
‫مامان

203
00:16:04,577 --> 00:16:07,212
‫عزیزم

204
00:16:08,347 --> 00:16:10,381
‫سلام

205
00:16:10,382 --> 00:16:13,218
‫شرمنده . نمیدونستم مهمون داری

206
00:16:16,455 --> 00:16:18,822
‫امروز نیومدی سر کار
‫کلی اتفاق افتاده

207
00:16:18,823 --> 00:16:21,627
‫آره . شنیدم ولی حقیقتش سرم شلوغ بود

208
00:16:21,628 --> 00:16:25,597
‫یه روز فوق‌العاده داشتم

209
00:16:25,598 --> 00:16:28,300
‫شرمنده که مزاحم شدم
‫فقط می‌خواستم...

210
00:16:28,301 --> 00:16:32,237
‫- امکانش هست بیرون باهم صحبت کنیم؟
‫- البته

211
00:16:36,175 --> 00:16:38,843
‫امروز یه هکر بهم ایمیل زد

212
00:16:38,844 --> 00:16:41,813
‫مطمئنم که یه هکر بود
‫پیامش رمزگذاری شده بود

213
00:16:41,814 --> 00:16:43,716
‫و مشخص شد که یک مدرک
‫فوق‌سری دولتی‌ـه

214
00:16:43,717 --> 00:16:46,584
‫که از سی‌آی‌اِی دزدیده شده

215
00:16:46,585 --> 00:16:49,187
‫صبر کن . چی؟

216
00:16:49,188 --> 00:16:52,456
‫و در رابطه با یک قرارداد کاملاً غیرقانونی
‫بین سازمان‌های اطلاعاتی آلمان و آمریکاست

217
00:16:52,457 --> 00:16:56,795
‫آلمان داره سعی می‌کنه با کمک
‫آمریکا شهرونداش رو جاسوسی بکنه

218
00:16:56,796 --> 00:16:58,696
‫این مدرکیه که رسیده دستم

219
00:16:58,697 --> 00:17:00,130
‫از کجا میدونی واقعیه؟

220
00:17:00,131 --> 00:17:01,632
‫نمیدونم . برای همین اومدم اینجا

221
00:17:01,633 --> 00:17:02,701
‫می‌خوام صحتش رو تأیید کنی

222
00:17:02,702 --> 00:17:05,836
‫یه حسی بهم میگه هنوز اطلاعات
‫زیاد دیگه‌ای باقی مونده

223
00:17:05,837 --> 00:17:08,741
‫و این یه آزمایش‌ـه و می‌خوان ببینن
‫من با این مدرک چکار می‌کنم

224
00:17:08,742 --> 00:17:11,142
‫خب ، من نمی‌تونم تأییدش کنم

225
00:17:11,143 --> 00:17:12,745
‫- میدونم ۱۰۰درصد نمی‌تونی ولی...
‫- نه

226
00:17:12,746 --> 00:17:14,379
‫حتی نمی‌تونم بهش نگاه بندازم

227
00:17:14,380 --> 00:17:16,713
‫باعث میشه توافقم با
‫سی‌آی‌اِی رو زیرپا بذارم

228
00:17:16,714 --> 00:17:19,284
‫اصلاً میدونی این حرفت
‫چقدر مضحک بود؟

229
00:17:19,285 --> 00:17:24,554
‫مضحک بودنش برام مهم نیست
‫وگرنه امنیتم به خطر میوفته

230
00:17:24,555 --> 00:17:27,424
‫دورینگ» میدونه تو همچین مدرکی داری؟»

231
00:17:27,425 --> 00:17:31,230
‫آره . بهم گفت بیام اینجا تا تو
‫قبل اینکه منتشرش کنم تأییدش کنی

232
00:17:31,231 --> 00:17:33,197
‫نمی‌تونی منتشرش بکنی

233
00:17:33,198 --> 00:17:37,166
‫حداقل تا وقتی که راجبه آسیبی که
‫این‌کارـت ممکنه وارد بکنه صحبت بشه

234
00:17:37,201 --> 00:17:38,702
‫آسیبی که کار اون‌ها وارد می‌کنه چی؟

235
00:17:38,703 --> 00:17:40,470
‫این سازمان‌های اطلاعاتی
‫و کثافتکاری‌های غیرقانونی‌شون

236
00:17:40,471 --> 00:17:41,340
‫پس اونا چی میشن؟

237
00:17:43,475 --> 00:17:45,778
‫بیرون اومدنت از سی‌آی‌اِی
‫هیچی رو تغییر نداده

238
00:17:45,779 --> 00:17:47,813
‫میدونی؟

239
00:18:06,665 --> 00:18:09,134
‫شب‌بخیر

240
00:18:31,657 --> 00:18:33,459
‫خب پس من رو می‌بخشی؟

241
00:18:35,160 --> 00:18:37,862
‫که اجازه دادم یه خون‌آشام
‫وارد خونه‌مون بشه؟

242
00:18:37,863 --> 00:18:42,334
‫اینی که سریع جیم شدی واقعاً
‫شجاعت‌ـت رو نشون میده

243
00:18:42,335 --> 00:18:46,572
‫- من فرار نکردم
‫- حداقل ندویدی

244
00:18:50,509 --> 00:18:54,278
‫امروز خیلی خوب شروع شده بود

245
00:18:54,279 --> 00:18:57,281
‫ولی انگار زندگی قدیمیم داره برمیگرده

246
00:18:57,282 --> 00:19:00,352
‫تمام چیزهایی که از دست‌شون
‫فرار کرده بودم

247
00:19:01,820 --> 00:19:05,189
‫خب پس نذار برگردن

248
00:19:05,190 --> 00:19:08,159
‫من نمی‌خوام توی همچین دنیایی باشم

249
00:19:08,160 --> 00:19:11,597
‫می‌خوام پیش تو و «فِرَنی» باشم

250
00:19:14,133 --> 00:19:16,435
‫شنیدی چی گفتم؟

251
00:19:19,505 --> 00:19:21,305
‫دیدم دهنت رو تکون دادی

252
00:19:21,306 --> 00:19:23,173
‫مجبور نیستی مدارک محرمانه رو تأیید کنی

253
00:19:23,174 --> 00:19:24,708
‫مجبور نیستی بری لبنان

254
00:19:24,709 --> 00:19:26,712
‫مجبور نیستی هیچ‌کدوم از
‫«این‌کارها رو انجام بدی «کری

255
00:19:26,713 --> 00:19:29,314
‫تا وقتی که خودت نخوای

256
00:19:33,185 --> 00:19:35,220
‫واقعاً؟

257
00:19:55,600 --> 00:19:58,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" مقر سی‌آی‌اِی در برلین "</font>

258
00:20:00,779 --> 00:20:03,081
‫منتظرتون هستن

259
00:20:10,289 --> 00:20:11,756
‫«کری»

260
00:20:13,091 --> 00:20:15,760
‫- سلام
‫- سلام

261
00:20:15,761 --> 00:20:19,598
‫برام سوال بود که کِی
‫دوباره همدیگر رو می‌بینیم

262
00:20:19,599 --> 00:20:23,167
‫میدونم . میدونم
‫باید زودتر تماس می‌گرفتم

263
00:20:23,168 --> 00:20:25,804
‫نه . من درک می‌کنم
‫زندگی پیچیده‌ست

264
00:20:27,606 --> 00:20:29,540
‫راستی تبریک میگم

265
00:20:29,541 --> 00:20:31,241
‫میدونم که دلت می‌خواست
‫توی برلین کار بکنی

266
00:20:31,242 --> 00:20:34,145
‫بعد از دردسرهایی که توی «بغداد» کشیدیم
‫چاره‌ی دیگه‌ای هم داشتم؟

267
00:20:34,146 --> 00:20:35,646
‫آره ولی...

268
00:20:35,647 --> 00:20:38,281
‫من بودم دنیا رو هم باهاش عوض نمی‌کردم

269
00:20:38,282 --> 00:20:41,086
‫خب ، تو ایمیلت گفتی
‫که می‌خوای بری سوریه

270
00:20:41,087 --> 00:20:42,653
‫در اصل لبنان

271
00:20:42,654 --> 00:20:44,388
‫لب مرز

272
00:20:44,389 --> 00:20:46,389
‫اوتو دورینگ» تصمیم گرفته تا»
‫به کمپ "ژنرال علادیا" سر بزنه

273
00:20:46,390 --> 00:20:48,124
‫۲روز دیگه راه میوفتیم

274
00:20:48,125 --> 00:20:51,663
‫فکر می‌کنی ایده‌ی خوبیه که یه
‫میلیاردر رو ببری توی منطقه‌ی جنگی؟

275
00:20:51,664 --> 00:20:53,431
‫نه ولی اون داره میره

276
00:20:53,432 --> 00:20:55,100
‫خب ، تو از من چی می‌خوای؟

277
00:20:55,101 --> 00:20:58,536
‫اول از همه توصیه

278
00:20:58,537 --> 00:21:01,671
‫خب ، همه میدونن که اونجا
‫شده مثل جهنم روی زمین

279
00:21:01,672 --> 00:21:03,406
‫من ارقام و آمار زیادی شنیدم

280
00:21:03,407 --> 00:21:05,477
‫دقیقاً چندتا گروه شبهه‌نظامی اونجا هستن؟

281
00:21:05,478 --> 00:21:07,111
‫بیشتر از ۱۰۰۰تا

282
00:21:07,112 --> 00:21:09,281
‫و ۱۲‌تاشون به‌صورت
‫«قابل‌توجهی بزرگن مثل «دولت اسلامی

283
00:21:09,282 --> 00:21:10,781
‫حزب‌الله» چطور؟»

284
00:21:10,782 --> 00:21:13,585
‫وظیفه‌ی امنیت مرزی هنوزم
‫به عهده‌ی «عبدالله» هستش؟

285
00:21:14,753 --> 00:21:16,722
‫«بیخیال «کری

286
00:21:18,657 --> 00:21:19,790
‫چیه؟

287
00:21:19,791 --> 00:21:20,790
‫این محرمانه‌ست

288
00:21:20,791 --> 00:21:23,729
‫میدونی که نمی‌تونم این
‫اطلاعات رو بهت بگم

289
00:21:28,800 --> 00:21:30,533
‫ببین «الیسون» ، میدونم اشتباهه

290
00:21:30,534 --> 00:21:33,138
‫که بعد این‌همه مدت بیام پیشت
‫و ازت درخواست کمک بکنم

291
00:21:33,139 --> 00:21:35,474
‫واقعاً مشکلی نداره

292
00:21:38,543 --> 00:21:40,144
‫وقتی سی‌آی‌اِی رو ترک کردم

293
00:21:40,145 --> 00:21:42,078
‫فکر کردم بهترین گزینه اینه
‫که دیگه کاملاً فراموش‌ـش کنم

294
00:21:42,079 --> 00:21:43,815
‫نه مثل اینایی که نمی‌فهمن

295
00:21:43,816 --> 00:21:48,453
‫وقتی استعفا دادی
‫دیگه از دور خارج میشی

296
00:21:49,554 --> 00:21:51,155
‫باشه

297
00:21:51,156 --> 00:21:54,426
‫پس شاید تو بتونی بهم بگی که
‫این روزها توی «بنیاد» چه خبره

298
00:21:55,727 --> 00:21:58,396
‫یعنی چی؟

299
00:21:58,397 --> 00:22:00,364
‫منظورم رو متوجه شدی

300
00:22:00,365 --> 00:22:03,435
‫دورینگ» با کیا ملاقات کرده؟»
‫هدف اصلیش چیه؟

301
00:22:04,836 --> 00:22:08,339
‫- جدی میگی؟
‫- معلومه که جدی میگم

302
00:22:08,340 --> 00:22:10,709
‫بنیاد» بیشتر از ۱بار»
‫از پشت بهمون خنجر زده

303
00:22:10,710 --> 00:22:12,310
‫الیسون» ، من»...

304
00:22:12,311 --> 00:22:15,747
‫حقیقت داره که اون دنبال شناسایی
‫محل‌های ترانزیت‌مون در لهستان‌ـه؟

305
00:22:15,748 --> 00:22:18,249
‫من اصلاً در جریان همچین چیزی نیستم

306
00:22:18,250 --> 00:22:20,418
‫- مطمئنی؟
‫- مطمئنم

307
00:22:20,419 --> 00:22:22,853
‫خب پس از دست من هم کمکی برنمیاد

308
00:22:22,854 --> 00:22:24,822
‫شرمنده

309
00:22:24,823 --> 00:22:26,758
‫اگه چیزی تغییر کرد من رو در جریان بذار

310
00:22:28,293 --> 00:22:29,794
‫فقط همین؟

311
00:22:29,795 --> 00:22:31,863
‫مگه منشیم بهت نگفت
‫که زیاد وقت ندارم؟

312
00:22:31,864 --> 00:22:33,431
‫چرا ولی...

313
00:22:33,432 --> 00:22:36,634
‫سائول» تا چند دقیقه دیگه»
‫«میرسه اینجا «کری

314
00:22:36,635 --> 00:22:38,636
‫به‌صورت سرزده

315
00:22:38,637 --> 00:22:41,671
‫باید وقت ملاقات‌ـت رو لغو می‌کردم
‫ولی واقعاً می‌خواستم ببینمت

316
00:22:41,672 --> 00:22:44,341
‫میدونم شما ۲تا دیگه
‫باهم در ارتباط نیستین

317
00:22:44,342 --> 00:22:46,276
‫برای همین بهتره که از در پشتی بری

318
00:22:46,277 --> 00:22:47,546
‫پله به پایین داره

319
00:23:23,448 --> 00:23:25,484
‫«سائول»

320
00:23:28,353 --> 00:23:33,525
‫«همین الان داشتم با «الیسون
‫برای یه سفر صحبت می‌کردم

321
00:23:37,496 --> 00:23:39,664
‫باشه . فهمیدم
‫هنوز از دستم عصبانی هستی

322
00:23:39,665 --> 00:23:42,801
‫اگه از دست‌ـت عصبانی بودم بهت
‫اجازه‌ی خروج از سی‌آی‌اِی رو نمیدادم

323
00:23:42,802 --> 00:23:44,703
‫اون‌وقت بدون شغل می‌شدی

324
00:23:46,071 --> 00:23:48,370
‫من دعوت‌ـت برای ریاست
‫«سازمان رو رد نکردم «سائول

325
00:23:48,374 --> 00:23:51,242
‫چرا ، همین کار رو کردی
‫ولی میدونی چیه؟

326
00:23:51,243 --> 00:23:52,778
‫دیگه قضیه سر اون نیست

327
00:23:52,779 --> 00:23:54,646
‫جداً؟

328
00:23:56,148 --> 00:23:57,815
‫باید از سی‌آی‌اِی میرفتی بیرون؟

329
00:23:57,816 --> 00:24:00,418
‫مشکلی نیست

330
00:24:00,419 --> 00:24:02,487
‫فقط نرو اون جبهه‌ی دیگه

331
00:24:02,488 --> 00:24:06,257
‫بنیاد» توی یه جبهه‌ی دیگه نیستش»

332
00:24:06,258 --> 00:24:09,392
‫خانواده‌ی «دورینگ» در جنگ جهانی دوم

333
00:24:09,393 --> 00:24:11,563
‫از زندانی‌های جنگی توی معادن فولادشون
‫تا حد مرگ کار کشیدن و به ثروت رسیدن

334
00:24:11,564 --> 00:24:15,499
‫«پس آره . شاید ذات «دورینگ
‫کلاً کثیف باشه

335
00:24:15,500 --> 00:24:19,503
‫ولی تو؟ هدف تو چیه؟

336
00:24:19,504 --> 00:24:22,274
‫آمریکا رو امن نگه داری؟

337
00:24:24,342 --> 00:24:25,676
‫من هدف خاصی ندارم

338
00:24:25,677 --> 00:24:27,646
‫تو به زندگی خودت پشت کردی

339
00:24:27,647 --> 00:24:30,414
‫من فقط می‌خوام کارم
‫رو به نحو احسن انجام بدم

340
00:24:30,415 --> 00:24:32,316
‫خب ، الان اینطوری نیست

341
00:24:32,317 --> 00:24:34,485
‫داری حماقت و سادگی می‌کنی

342
00:24:34,486 --> 00:24:36,621
‫قبلاً اینطوری نبودی

343
00:25:01,313 --> 00:25:03,215
‫پس پیشنهادت اینه که ما کاری نکنیم؟

344
00:25:03,216 --> 00:25:05,282
‫پیشنهاد من اینه که یا
‫سفر رو به تعویق بندازیم

345
00:25:05,283 --> 00:25:07,584
‫یا یکی که کمتر شناخته‌شده باشه رو بفرستیم

346
00:25:07,585 --> 00:25:10,589
‫ولی مشاورهای امنیتی‌مون میگن
‫که این‌کار شدنیه

347
00:25:10,590 --> 00:25:14,192
‫خب پس مسئولیت سفرت رو
‫هم به اونا بسپار

348
00:25:15,794 --> 00:25:19,834
‫فکر می‌کنی با رابط‌هایی که دارم
‫می‌تونم این سفر رو بی‌خطر بکنم

349
00:25:19,859 --> 00:25:22,266
‫ولی نمی‌تونم . هیچ‌کس نمی‌تونه

350
00:25:22,267 --> 00:25:24,302
‫امروز یه سر به رئیس سی‌آی‌اِی در برلین زدم

351
00:25:24,303 --> 00:25:27,838
‫یکی از دوستای قدیمیم‌ـه که
‫با خاورمیانه آشناست

352
00:25:27,839 --> 00:25:31,342
‫بیشتر از ۱بار هوام
‫رو توی «بغداد» داشته

353
00:25:31,343 --> 00:25:34,311
‫به شدت توصیه کرد که ما به اونجا نریم

354
00:25:34,312 --> 00:25:37,616
‫و تو چکار کردی؟
‫فقط سرت رو تکون دادی؟

355
00:25:38,617 --> 00:25:42,353
‫اگه کسی تو دردسر بیوفته هیچ
‫نیروی کمکی در دسترس نیست

356
00:25:42,354 --> 00:25:44,187
‫خب پس منم موافقم که نریم

357
00:25:44,188 --> 00:25:45,755
‫چیزی رو هم منتشر نکنیم
‫کلاً هیچ‌کاری نکنیم

358
00:25:45,756 --> 00:25:47,457
‫چون به‌هرحال این دستور
‫سی‌آی‌اِی هستش دیگه

359
00:25:47,458 --> 00:25:49,159
‫میدونی ، دیگه داری قدیمی میشی

360
00:25:49,160 --> 00:25:50,560
‫سی‌آی‌اِی میگه من خیانتکارم

361
00:25:50,561 --> 00:25:51,830
‫و تو میگی من هنوز
‫برای سی‌آی‌اِی کار می‌کنم

362
00:25:51,831 --> 00:25:53,464
‫خواهش می‌کنم

363
00:25:53,465 --> 00:25:55,365
‫توی ۱۰ سال گذشته فقط
‫مشغول آدم کشتن بودی

364
00:25:55,366 --> 00:25:58,502
‫دست نگه داشتن کافی نیست
‫باید وارد عمل بشی

365
00:25:58,503 --> 00:26:00,403
‫شاید به‌خاطر همین ۱۰ سال گذشته باشه

366
00:26:00,404 --> 00:26:03,173
‫که میدونم کاری که می‌خوای بکنی باعث
‫میشه تا آدم‌های بی‌گناه آسیب ببینن

367
00:26:03,174 --> 00:26:07,545
‫وقتی داشتم از مقر سی‌آی‌اِی
‫برمیگشتم «سائول بِرِنسون» رو دیدم

368
00:26:07,546 --> 00:26:09,345
‫تو یک مدرک دزدیده‌شده
‫از سی‌آی‌اِی دریافت می‌کنی

369
00:26:09,346 --> 00:26:10,813
‫فردای همون روز

370
00:26:10,814 --> 00:26:15,818
‫رئیس بخش اروپایی سی‌آی‌اِی
‫واشنگتون» رو ترک می‌کنه و به اینجا میاد»

371
00:26:15,819 --> 00:26:17,787
‫این قضیه به نظرت جدی نمیاد؟

372
00:26:17,788 --> 00:26:19,656
‫چرا ، به‌نظر جدیه
‫چون اگه «سائول» اومده اینجا

373
00:26:19,657 --> 00:26:21,424
‫یعنی اون مدرک واقعیه

374
00:26:21,425 --> 00:26:23,094
‫پس دست‌ـت درد نکنه که
‫بالاخره صحتش رو تأیید کردی

375
00:26:23,095 --> 00:26:24,563
‫امروز منتشرش می‌کنم

376
00:26:31,570 --> 00:26:35,105
‫کری» ، هدف همه‌ی ما یکی‌ـه»

377
00:26:35,106 --> 00:26:37,842
‫- واقعاً؟
‫- آره

378
00:26:40,278 --> 00:26:45,649
‫دلیل رفتنم به لبنان رو بهت نگفتم
‫شاید نظرت رو عوض بکنه

379
00:26:45,650 --> 00:26:48,586
‫پناهنده‌هایی که دارن وارد کمپ‌ها میشن

380
00:26:48,587 --> 00:26:51,690
‫تا آخر این هفته
‫بدون دارو و غذا میشن

381
00:26:51,691 --> 00:26:55,392
‫دولت‌ها یا نمی‌تونن یا نمی‌خوان کاری بکنن

382
00:26:55,393 --> 00:26:58,163
‫برای همین سفیر اومد سراغ من

383
00:27:00,165 --> 00:27:02,366
‫من می‌خوام چک بنویسم

384
00:27:02,367 --> 00:27:06,804
‫و می‌خوام از ۶‌تا آدم پولدار
‫دیگه بخوام که چک بنویسن

385
00:27:06,805 --> 00:27:08,405
‫و این‌کار رو هم انجام میدن

386
00:27:08,406 --> 00:27:11,075
‫ولی من باید اول خودم
‫شخصاً اونجا رو ببینم

387
00:27:11,076 --> 00:27:14,578
‫به همین خاطر من باید برم
‫و باید همین الان هم برم

388
00:27:14,579 --> 00:27:18,316
‫سوال اینجا نیست که این یه سفر
‫امن یا خطرناک یا احمقانه‌ست

389
00:27:18,317 --> 00:27:21,286
‫فقط اینکه شدنیه یا نه؟

390
00:27:26,491 --> 00:27:28,426
‫پس این خسارت وارده‌ست

391
00:27:44,309 --> 00:27:46,610
‫۱۳۶۱تا فایل؟

392
00:27:46,611 --> 00:27:48,778
‫باتوجه به آخرین بررسی انجام شده

393
00:27:48,779 --> 00:27:51,581
‫و فرض بر اینکه عملیات کپی کردن‌شون
‫تکمیل شده باشه

394
00:27:51,582 --> 00:27:55,854
‫نمی‌خوای بهم توضیح بدی چطوری به شبکه‌ی
‫محرمانه‌مون به این شکل رخنه شد؟

395
00:27:55,855 --> 00:27:59,156
‫وقتی که سِروِرهای امن‌مون
‫رو موقع تعمیر کردن

396
00:27:59,157 --> 00:28:02,761
‫به طبقه‌ی پایین برده بودیم ظاهراً
‫چندتا کابل همونجا باقی موندن

397
00:28:04,195 --> 00:28:07,231
‫ظاهراً؟

398
00:28:07,232 --> 00:28:08,800
‫«ممنونم «میلز

399
00:28:17,575 --> 00:28:19,810
‫لطفاً بگو که اشتباه می‌کنم

400
00:28:19,811 --> 00:28:21,778
‫ولی به‌نظر میاد تمام مدارک‌مون

401
00:28:21,779 --> 00:28:24,516
‫در رابطه با برنامه‌ی شنودمون
‫با آلمانی‌ها دزدیده شدن

402
00:28:24,517 --> 00:28:26,684
‫اشتباه نمی‌کنید

403
00:28:26,685 --> 00:28:30,521
‫کسی از این برنامه خبر داشته
‫که هدف قرار داده باشدش؟

404
00:28:30,522 --> 00:28:32,622
‫نه . به‌نظر میاد بدشانسی آوردیم

405
00:28:32,623 --> 00:28:36,459
‫تا جایی که ما اطلاع داریم
‫این مدارک هنوز جایی منتشر نشدن

406
00:28:36,528 --> 00:28:39,629
‫برای همین اول فکر کردیم که این کارِ
‫یه سازمان اطلاعاتی دیگه باشه

407
00:28:39,630 --> 00:28:41,364
‫روس‌ها ، ایرانی‌ها ، فرانسوی‌ها

408
00:28:41,365 --> 00:28:42,634
‫با اون می‌شد یه‌جوری کنار اومد

409
00:28:42,635 --> 00:28:48,406
‫ولی بعدش به وبسایتی که توش با
‫اون هکر مواجه شدیم برگشتیم

410
00:28:48,407 --> 00:28:50,342
‫و دیدیم که این رو ارسال کرده

411
00:28:56,147 --> 00:28:58,350
‫می‌تونه یه آدم ناشناس یا
‫یه هکر ضد تفکرات اونا باشه

412
00:28:58,351 --> 00:29:02,553
‫شهر پره از این آدما

413
00:29:02,554 --> 00:29:05,456
‫هر کسی که هست

414
00:29:05,457 --> 00:29:08,691
‫بعید میدونم خبر این اتفاق
‫به بیرون درز پیدا نکنه

415
00:29:08,692 --> 00:29:10,628
‫باید با آلمانی‌ها صحبت کنیم

416
00:29:10,629 --> 00:29:11,795
‫قرارش گذاشته شده

417
00:29:11,796 --> 00:29:15,266
‫خوبه . ریده میشه تو اعصاب‌شون

418
00:29:34,552 --> 00:29:36,453
‫کمکی از دستم برمیاد؟

419
00:29:36,454 --> 00:29:39,489
‫من «کری متیسون» هستم
‫از «بنیاد دورینگ» مزاحم میشم

420
00:29:39,490 --> 00:29:41,457
‫سرمایه‌گذاری روی باشگاه ورزشی شما
‫با ما بود

421
00:29:41,458 --> 00:29:44,394
‫اگه می‌خواین ازش بازدید کنید
‫باید بعداً سر بزنید

422
00:29:44,395 --> 00:29:45,695
‫الان آقایون در حال استفاده ازش هستن

423
00:29:45,696 --> 00:29:47,432
‫حقیقتش اومدم اینجا
‫تا با امام صحبت کنم

424
00:29:47,433 --> 00:29:49,666
‫منتظرتون هستن؟

425
00:29:49,667 --> 00:29:51,634
‫مطمئنم که برای من وقت دارن

426
00:29:51,635 --> 00:29:54,105
‫شیخ «حافظ الحری» واعظ بسیار معروفی هستن

427
00:29:54,106 --> 00:29:56,708
‫لطفاً بهشون بگید که من کار واجبی دارم

428
00:29:57,709 --> 00:30:00,411
‫لطفاً همینجا صبر کنین

429
00:30:29,107 --> 00:30:32,110
‫شیخ «حافظ» منتظرتون هستن
‫لطفاً بیاید دنبالم

430
00:30:43,555 --> 00:30:45,723
‫نوشیدنی میل دارید؟

431
00:30:45,724 --> 00:30:48,625
‫ممنون . هر چی شما می‌خورید

432
00:30:48,626 --> 00:30:50,728
‫قهوه

433
00:30:55,500 --> 00:30:58,802
‫من به کمک‌تون نیاز دارم
‫بنیاد» به کمکتون نیاز داره»

434
00:30:58,803 --> 00:31:02,473
‫ما قراره بریم خاورمیانه
‫و به کمپ ژنرال «علادیا» سر بزنیم

435
00:31:02,474 --> 00:31:06,275
‫باید «ال-امین» رو برای مقدمات
‫امنیتی این سفر ببینم

436
00:31:06,345 --> 00:31:08,245
‫ال-امین»؟»

437
00:31:08,246 --> 00:31:12,217
‫«فرمانده‌ی «حزب‌الله
‫که توی برلین مخفی شده

438
00:31:15,086 --> 00:31:16,821
‫کنترل اون کمپ برعهده‌ی «حزب‌الله» هستش

439
00:31:16,822 --> 00:31:20,491
‫باید با «ال-امین» صحبت کنم تا
‫اون امنیت‌مون رو تضمین کنه

440
00:31:20,492 --> 00:31:21,626
‫من نمی‌شناسمش

441
00:31:21,627 --> 00:31:23,760
‫بله . میدونم

442
00:31:23,761 --> 00:31:25,595
‫آیا هر مسلمان دین‌دار افراطی محسوب میشه؟

443
00:31:25,596 --> 00:31:27,499
‫اوتو دورینگ» همچین فکری می‌کنه؟»

444
00:31:27,500 --> 00:31:29,333
‫نه . من هم اینطوری فکر نمی‌کنم

445
00:31:29,334 --> 00:31:32,168
‫ولی واعظی مثل شما با
‫آدم‌های زیادی آشناست

446
00:31:32,169 --> 00:31:35,803
‫در موقعیت‌های اورژانسی مثل الان شاید یکی
‫از اون‌ها بتونه یه پیغامی رو به «ال-امین» برسونه

447
00:31:40,345 --> 00:31:44,616
‫شیخ ، خواهش می‌کنم
‫میشه پیغامم رو منتقل کنید؟

448
00:31:53,625 --> 00:31:57,061
‫رخنه به شبکه‌ی امن‌تون؟

449
00:31:57,062 --> 00:31:58,663
‫مشکل رفع شده

450
00:31:58,664 --> 00:32:02,132
‫سیستم مورد آزمایش قرار گرفته و امن شده

451
00:32:02,133 --> 00:32:05,936
‫ولی اونا به اطلاعات محرمانه
‫دسترسی پیدا کردن و دزدیدن‌شون

452
00:32:05,937 --> 00:32:08,506
‫و این چه ربطی به ما داره؟

453
00:32:10,041 --> 00:32:14,045
‫تعدادی از مدارک مسروقه شامل اطلاعاتی
‫درباره‌ی رابطه‌ی کاری ما بوده

454
00:32:16,047 --> 00:32:19,883
‫- شنود
‫- صحیح

455
00:32:19,884 --> 00:32:21,352
‫چه اطلاعاتی؟

456
00:32:21,353 --> 00:32:23,420
‫تقریباً همه چیز

457
00:32:23,421 --> 00:32:28,325
‫مدارک تا الان جایی منتشر نشدن
‫به عبارتی هنوز محرمانه هستن

458
00:32:28,326 --> 00:32:30,495
‫و ما هم داریم تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم
‫تا مطمئن بشیم جایی درز نکنه

459
00:32:30,496 --> 00:32:31,995
‫تمام تلاش‌تون

460
00:32:31,996 --> 00:32:33,896
‫فقط اینکه یادتون رفت از اول
‫به خوبی از اطلاعات محافظت کنین

461
00:32:33,897 --> 00:32:35,531
‫بدون شک تقصیر ماست

462
00:32:35,532 --> 00:32:40,603
‫ولی نباید فراموش کنیم که این
‫یک برنامه‌ی دوجانبه بود

463
00:32:40,604 --> 00:32:43,172
‫جهادی‌ها مدام در اروپا مخفی میشن

464
00:32:43,173 --> 00:32:45,343
‫و شما به‌خاطر قوانین آلمان
‫نمی‌تونین کاری بکنین

465
00:32:46,945 --> 00:32:49,646
‫این مشکل خودبه‌خود رفع نمیشه

466
00:32:49,647 --> 00:32:55,352
‫اتفاقاً باتوجه به شرایط فعلی
‫سوریه اوضاع وخیم‌تر هم شده

467
00:32:55,353 --> 00:32:58,355
‫خب ، پیشنهادتون چیه؟

468
00:32:58,356 --> 00:33:01,226
‫فکر می‌کنم ما باید شنودمون رو
‫با حمایت شما ادامه بدیم

469
00:33:02,961 --> 00:33:05,296
‫این حرومزاده‌های تروریست رو شناسایی بکنیم

470
00:33:05,297 --> 00:33:08,933
‫ولی یک نقشه‌ی اضطراری داشته باشیم
‫درصورتی‌که مدارک منتشر بشن

471
00:33:08,934 --> 00:33:10,267
‫درصورتی‌که؟

472
00:33:10,268 --> 00:33:12,001
‫ما نمیدونیم چه کسی
‫این اطلاعات رو دزدیده

473
00:33:12,002 --> 00:33:13,636
‫احتمالش زیاده که هیچ‌وقت پخش نشه

474
00:33:13,637 --> 00:33:16,038
‫اگه واقعاً مطمئن بودین نمیومدین اینجا

475
00:33:16,039 --> 00:33:19,911
‫توی دفترهاتون قایم می‌شدین تا
‫آب‌ها از آسیاب بیوفته

476
00:33:21,913 --> 00:33:25,250
‫- عملیات تموم‌شده‌ست
‫- این اشتباهه

477
00:33:25,251 --> 00:33:29,320
‫نه . اعتماد به شما اشتباه بود

478
00:33:41,666 --> 00:33:46,237
‫اینایی که شناسایی کردیم برای
‫هر دو کشورمون خطر محسوب میشن

479
00:33:46,238 --> 00:33:51,009
‫ولی حقیقتش اینه که
‫بیشتر برای شما خطرناکن

480
00:33:52,544 --> 00:33:54,546
‫جهادی‌های افراطی درست توی قلب آلمان

481
00:33:54,547 --> 00:33:57,347
‫شنیدین که چی گفت
‫ما عملیات رو لغو می‌کنیم

482
00:33:57,348 --> 00:33:59,884
‫خب ، من نمی‌تونم دست روی دست بذارم
‫و کاری نکنم

483
00:34:03,087 --> 00:34:06,090
‫هر کاری که می‌خواین بکنین
‫فقط از خودتون ردپا نذارین

484
00:34:07,926 --> 00:34:10,094
‫دیگه کمکی از دست من برنمیاد

485
00:34:19,537 --> 00:34:22,540
‫این یه جنگه و دشمن‌مون خیلی یک‌دنده‌ست

486
00:34:22,541 --> 00:34:25,576
‫این آلمانی‌های جدید چرا اینطورین؟

487
00:34:25,577 --> 00:34:28,378
‫آره . قبلاً خوی جنگجویی بیشتری داشتن

488
00:34:28,379 --> 00:34:30,147
‫سوار نمیشی؟

489
00:34:30,148 --> 00:34:32,181
‫باید اول ترتیب یه کاری رو بدم

490
00:34:32,182 --> 00:34:35,453
‫- شنیدی چی گفتن دیگه؟
‫- توی دفتر می‌بینمت

491
00:35:52,664 --> 00:35:54,965
‫خانم؟

492
00:35:54,966 --> 00:35:57,634
‫خانم ، دوچرخه‌هامون رو
‫به همدیگه قفل کردین

493
00:35:57,635 --> 00:36:01,139
‫دوچرخه‌هامون به‌هم قفل شدن
‫کلیدش دست شماست؟

494
00:36:33,371 --> 00:36:34,639
‫موهات رو بپوشون

495
00:39:36,020 --> 00:39:39,290
‫میشه لطفاً دستبند رو باز کنی؟
‫خیلی سفتن

496
00:39:44,328 --> 00:39:47,363
‫خب ، مرسی که من رو همچین
‫خطر بزرگی فرض می‌کنین

497
00:39:47,364 --> 00:39:51,002
‫من عضو تیم محافظت
‫از «ابونظیر» در «بِیروت» بودم

498
00:39:51,003 --> 00:39:54,638
‫وقتی که تو و سی‌آی‌اِی سعی کردین بکشینش

499
00:39:54,639 --> 00:39:57,341
‫من ۲ نفر رو از دست دادم

500
00:40:00,878 --> 00:40:02,613
‫ما همه یکی رو از دست دادیم

501
00:40:02,614 --> 00:40:04,214
‫بهم توهین نکن

502
00:40:04,215 --> 00:40:07,551
‫شما ما رو شکار می‌کنین
‫خانواده‌هامون رو می‌کشین

503
00:40:07,552 --> 00:40:10,188
‫و نمیذارین که به کشورمون برگردیم

504
00:40:12,223 --> 00:40:14,958
‫این‌همه عذاب و هیچ چیزی تغییر نمی‌کنه

505
00:40:14,959 --> 00:40:18,362
‫یکی از دلایلی که دیگه برای
‫دولت کار نمی‌کنم هم همین بود

506
00:40:24,068 --> 00:40:26,036
‫چی می‌خوای؟

507
00:40:26,037 --> 00:40:30,408
‫بهمون توی رسوندن غذا و دارو
‫به کمپ ژنرال «علادیا» کمک بکنین

508
00:40:30,409 --> 00:40:32,909
‫اون کمپ تحت کنترل سازمان ملل‌ـه

509
00:40:32,910 --> 00:40:34,476
‫شاید سازمان ملل روش نظارت داشته باشه

510
00:40:34,477 --> 00:40:38,583
‫ولی لازم نیست توی سی‌آی‌اِی کار کنم که
‫بدونم کمپ توسط «حزب‌الله» اداره میشه

511
00:40:40,885 --> 00:40:44,119
‫اوتو دورینگ» می‌خواد این هفته»
‫به اون کمپ بره

512
00:40:44,120 --> 00:40:46,490
‫بدون دعوت شما نمی‌تونه به اونجا بره

513
00:40:46,491 --> 00:40:48,959
‫فقط شورا می‌تونه اون رو دعوت کنه

514
00:40:48,960 --> 00:40:51,262
‫خب ، من دارم از تو می‌خوام
‫که این‌کار رو انجام بدی

515
00:40:53,097 --> 00:40:56,199
‫حتماً در جریان هستی که کمپ پُر شده

516
00:40:56,200 --> 00:40:59,501
‫هر روز چندهزار پناهجو واردش میشن

517
00:40:59,502 --> 00:41:04,106
‫احتمال اینکه خیلی‌ها بیمار بشن
‫و گرسنگی بکشن خیلی بالاست

518
00:41:05,877 --> 00:41:12,282
‫قدرت ما از عذاب کشیدن‌مون نشئت می‌گیره
‫و شما هم برای ما آذوقه‌ای بی‌انتها میارین

519
00:41:12,283 --> 00:41:16,952
‫میدونیم که برای امن کردن همچین مأموریتی
‫نیاز به هزینه‌های اضافی هستش

520
00:41:16,953 --> 00:41:19,054
‫حاضریم تا این هزینه رو بپردازیم

521
00:41:19,055 --> 00:41:22,627
‫می‌تونیم این پول رو به حساب واریز کنیم
‫یا نقدی به خودت بدیم

522
00:41:27,031 --> 00:41:31,832
‫شما پسرم رو در «بِیروت» کشتید

523
00:41:37,508 --> 00:41:41,012
‫من تا آخر عمرم با شما می‌جنگم

524
00:41:46,250 --> 00:41:48,419
‫نه . خواهش می‌کنم این‌کار رو نکن

525
00:41:48,420 --> 00:41:51,988
‫من محترمانه ازت تقاضای
‫یک سفر امن رو کردم

526
00:41:51,989 --> 00:41:56,394
‫و تو هم وظیفه داری که
‫پیغامم رو به شورا برسونی

527
00:42:13,577 --> 00:42:16,480
‫می‌بینم که دوست داری از
‫پتاسیم کلرات استفاده کنی

528
00:42:20,318 --> 00:42:26,420
‫میدونم که از آمونیاک نیترات
‫قابل اعتمادترـه ولی...

529
00:42:28,192 --> 00:42:31,295
‫بوش من رو یاد راهروهای
‫تِی کشیده‌شده میندازه

530
00:42:33,097 --> 00:42:35,032
‫و توالت‌‌های بیمارستان

531
00:42:39,070 --> 00:42:43,104
‫یا رختکن ورزشی یه مدرسه

532
00:42:51,082 --> 00:42:54,884
‫۲دقیقه وقت داری که
‫خودت رو برای بهشت آماده کنی

533
00:42:56,287 --> 00:42:59,924
‫تقریباً ۲ دقیقه
‫زمان‌سنج زیاد خوبی نیست

534
00:43:33,324 --> 00:43:37,324
‫وقتی مردم آلمان در قوانینی که به دست"
‫نمایندگان مجلس‌شون تصویب شده بود اعلام کردند

535
00:43:37,360 --> 00:43:40,362
‫که نباید پلیس کشورشان
‫جاسوسی آن‌ها را بکند

536
00:43:40,363 --> 00:43:41,397
‫منظورشان این نبود که کشورشان

537
00:43:41,398 --> 00:43:43,267
‫باید برای جاسوسی کردن‌
‫"از سی‌آی‌اِی استفاده کند

538
00:43:43,268 --> 00:43:45,101
‫به‌نظر خوب میاد

539
00:43:45,102 --> 00:43:48,406
‫- مشکلی هست؟
‫- از لحاظ قانونی نه

540
00:43:48,407 --> 00:43:51,241
‫یعنی چی؟

541
00:43:51,242 --> 00:43:52,975
‫شاید باید قبل اینکه روی
‫وبسایت منتشرش کنیم

542
00:43:52,976 --> 00:43:54,612
‫یه‌کم صبر کنیم ببینیم چی میشه

543
00:43:56,247 --> 00:43:59,549
‫روی مخت راه رفته ، مگه نه؟
‫کار «کری»ـه

544
00:43:59,550 --> 00:44:00,917
‫خب ، مشکلش کجاست؟

545
00:44:00,918 --> 00:44:02,017
‫مگه چی میشه یه‌کم صبر کنیم

546
00:44:02,018 --> 00:44:04,352
‫شاید سازمان امنیت ملی
‫توضیحی برای این‌کار داشته باشه

547
00:44:04,356 --> 00:44:07,357
‫الان پیشته ، مگه نه؟

548
00:44:07,358 --> 00:44:08,625
‫نه حقیقتش

549
00:44:08,626 --> 00:44:10,392
‫حتی «ادوارد اسنودن» هم
‫تمام اطلاعات رو یک‌جا

550
00:44:10,393 --> 00:44:11,960
‫روی اینترنت منتشر نکرد

551
00:44:11,961 --> 00:44:16,934
‫این فرق می‌کنه
‫فقط همین یک مدرکه

552
00:44:16,959 --> 00:44:18,501
‫یونس»؟»

553
00:44:18,502 --> 00:44:22,405
‫هستی؟ الو؟

554
00:44:22,406 --> 00:44:23,441
‫الو

555
00:44:29,480 --> 00:44:32,183
‫گور بابات . ارسالش می‌کنم

556
00:44:36,987 --> 00:44:38,655
‫«کری»

557
00:44:38,656 --> 00:44:40,990
‫«کری»

558
00:44:40,991 --> 00:44:43,326
‫خدای من

559
00:44:43,327 --> 00:44:45,329
‫حال‌ـت خوبه؟

560
00:44:47,665 --> 00:44:50,600
‫آره . خوبم

561
00:44:50,601 --> 00:44:52,503
‫چی شد؟

562
00:44:54,004 --> 00:44:55,171
‫من فقط...

563
00:44:55,172 --> 00:44:56,973
‫بگو چه اتفاقی افتاد؟

564
00:44:56,974 --> 00:44:58,309
‫فقط می‌خوام برم داخل

565
00:45:00,010 --> 00:45:01,212
‫باشه

566
00:45:41,152 --> 00:45:43,453
‫کارِت چطور پیش رفت؟

567
00:45:43,454 --> 00:45:46,622
‫اون یه شهید و توی بهشته
‫و منم اینجا گیر افتادم

568
00:45:46,623 --> 00:45:49,193
‫آلمانی‌ها کشیدن کنار

569
00:45:49,194 --> 00:45:51,494
‫دیگه نمی‌خوان بهمون میدون بدن

570
00:45:51,495 --> 00:45:53,631
‫سی‌آی‌اِی هم باید بکشه بیرون

571
00:45:55,065 --> 00:45:57,600
‫می‌خوام مطمئن بشم که متوجه هستی

572
00:45:57,601 --> 00:45:59,904
‫حمایتی ازت نمیشه و به‌صورت رسمی
‫باید از سی‌آی‌اِی خارج بشی

573
00:46:01,472 --> 00:46:06,110
‫اگه گیر بیوفتی به ما اشاره‌ای نمی‌کنی
‫از امروز دیگه ارتباطی باهم نداریم

574
00:46:08,045 --> 00:46:09,646
‫تموم شد؟

575
00:46:09,647 --> 00:46:12,614
‫فقط بهت یک کلید داده میشه
‫به جعبه‌ای که توش هدف بعدیت قرار داره

576
00:46:12,615 --> 00:46:16,120
‫و همینطور هم پول عملیات‌ـت وقتی
‫که مدرک مرگ هدفت رو تحویل بدی

577
00:46:20,224 --> 00:46:22,358
‫کارش جمع کردن بچه‌هاست

578
00:46:22,359 --> 00:46:25,094
‫نوجوون‌ها رو می‌فرسته سوریه

579
00:46:25,095 --> 00:46:29,166
‫و همونا یک ماه بعدش خودشون رو توی
‫عملیات‌های انتحاری منفجر می‌کنن

580
00:46:36,407 --> 00:46:38,074
‫تصمیمش با توئه

581
00:46:38,075 --> 00:46:41,612
‫هر اسمی خواستی میذاری توی جعبه
‫و منم ترتیبش رو میدم

582
00:47:17,648 --> 00:47:19,917
‫«کری متیسون»

583
00:47:22,653 --> 00:47:24,220
‫بله؟

584
00:47:24,221 --> 00:47:29,221
‫شورا «اوتو دورینگ» رو به عنوان مهمان افتخاری
‫برای یک سفر به کمپ ژنرال «علادیا» دعوت می‌کنه

585
00:47:56,900 --> 00:47:57,900
‫(Drama) مترجم : آرین

586
00:47:58,900 --> 00:47:59,900
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫WwW.TinyMoviez.Co

