1
00:00:01,035 --> 00:00:02,802
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

2
00:00:03,104 --> 00:00:05,371
‫مایلم «کری متیسون» رئیس بخش امنیتیم
‫رو به شما معرفی کنم

3
00:00:05,373 --> 00:00:07,773
‫- ما قراره بریم لبنان
‫- ما؟

4
00:00:07,775 --> 00:00:10,142
‫خودم ، خودت و چندتا محافظ اضافه

5
00:00:10,144 --> 00:00:13,045
‫«ما برای یه کنفرانس معمولی توی «ژنو
‫چندتا محافظ اضافی می‌بریم

6
00:00:13,047 --> 00:00:14,346
‫این یه منطقه‌ی جنگیه

7
00:00:14,348 --> 00:00:15,848
‫چی می‌خوای؟

8
00:00:15,850 --> 00:00:18,350
‫اوتو دورینگ» در حال برنامه‌ریزی»
‫برای یک سفر در این آخر هفته‌ست

9
00:00:18,352 --> 00:00:21,053
‫بدون دعوت شما اونجا جونش در خطره

10
00:00:21,055 --> 00:00:23,188
‫فقط شورا می‌تونه دعوتش کنه

11
00:00:23,190 --> 00:00:25,643
‫دیگه داره شورش درمیاد
‫سی‌آی‌اِی میگه من خائن هستم

12
00:00:25,668 --> 00:00:27,659
‫و تو میگی من هنوز برای
‫سی‌آی‌اِی کار می‌کنم

13
00:00:27,661 --> 00:00:29,128
‫من نمی‌خوام توی اون دنیا باشم

14
00:00:29,130 --> 00:00:31,730
‫دلم می‌خواد اینجا باشم
‫«پیش تو و «فِرَنی

15
00:00:31,732 --> 00:00:33,232
‫- چیه؟
‫- داره بهمون حمله می‌کنه

16
00:00:33,234 --> 00:00:34,233
‫- کی؟
‫- این دیگه چیه؟

17
00:00:34,235 --> 00:00:36,235
‫- چی شد؟
‫- نفوذ کرد

18
00:00:36,237 --> 00:00:37,736
‫سیستم رو خاموش کنین
‫خاموش‌ـش کنین

19
00:00:37,738 --> 00:00:39,238
‫لعنتی ، به سی‌آی‌اِی حمله کردیم

20
00:00:39,240 --> 00:00:41,173
‫۱۳۶۱تا فایل؟

21
00:00:41,175 --> 00:00:45,077
‫بگو ببینم چرا شبکه‌ی محرمانه‌مون
‫اینطوری مورد حمله قرار گرفت؟

22
00:00:45,079 --> 00:00:47,846
‫امروز یه هکر بهم ایمیل زد

23
00:00:47,848 --> 00:00:50,649
‫توش اطلاعات کامل در رابطه
‫با یک قرارداد غیرقانونی

24
00:00:50,651 --> 00:00:52,251
‫بین سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و آلمان بود

25
00:00:52,253 --> 00:00:56,989
‫آلمان داره با کمک آمریکا به‌صورت مخفیانه
‫جاسوسی شهرونداش رو می‌کنه

26
00:00:56,991 --> 00:00:58,524
‫می‌خوام مطمئن بشم که در جریانش باشی

27
00:00:58,526 --> 00:01:01,427
‫دیگه حمایتی ازت نمیشه
‫دیگه برای سی‌آی‌اِی کار نمی‌کنی

28
00:01:01,429 --> 00:01:03,028
‫فقط یک کلید بهت داده میشه

29
00:01:03,030 --> 00:01:04,997
‫به صندوقی که توش هدف بعدیت قرار داره
‫و هزینه‌ی عملیات‌ـت

30
00:01:04,999 --> 00:01:06,999
‫وقتی که مدرک مرگ هدفت رو تحویل بدی

31
00:01:08,903 --> 00:01:10,402
‫الو؟

32
00:01:10,404 --> 00:01:14,940
‫شورا «اوتو دورینگ» رو به عنوان مهمان افتخاری
‫برای یک سفر به کمپ ژنرال «علادیا» دعوت می‌کنه

33
00:01:23,100 --> 00:01:24,100
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫WwW.TinyMoviez.Co

34
00:01:25,100 --> 00:01:28,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۵
‫قسمت ۲ : رسم مهمان‌نوازی</font>

35
00:01:29,000 --> 00:01:30,000
‫(Drama) مترجم : آرین

36
00:02:57,000 --> 00:03:00,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" مرز لبنان و سوریه "</font>

37
00:03:09,623 --> 00:03:12,090
‫به‌نظر میاد از همین حالا شروع شده

38
00:03:24,004 --> 00:03:26,305
‫خانم‌ها و آقایون ، رسیدیم

39
00:03:26,307 --> 00:03:28,774
‫«کمپ ژنرال «علادیا

40
00:03:33,047 --> 00:03:36,114
‫از «بنیاد دورینگ» اومدیم تا
‫با سرهنگ «هاوگِن» صحبت کنیم

41
00:03:50,064 --> 00:03:51,830
‫خطری نیست . بذار رد بشن

42
00:03:55,236 --> 00:03:58,270
‫بفرمایین . اونجا پارک کنین

43
00:04:41,382 --> 00:04:45,217
‫اون جلسه‌ی دیگه با «حزب‌الله» چی میشه؟

44
00:04:45,219 --> 00:04:48,220
‫خودشون باهام ارتباط برقرار می‌کنن
‫ولی نگفتن چطوری

45
00:04:48,222 --> 00:04:50,489
‫فکر می‌کنم بدونن من اینجام

46
00:04:50,491 --> 00:04:53,058
‫حتماً

47
00:04:53,060 --> 00:04:56,962
‫کری»؟ منتظرته»

48
00:04:56,964 --> 00:04:59,631
‫سرهنگ «هاوگِن»؟

49
00:04:59,633 --> 00:05:01,433
‫«فیلیپ بِکِر»

50
00:05:01,435 --> 00:05:03,235
‫من مسئول امور خارجی
‫اوتو دورینگ» هستم»

51
00:05:03,237 --> 00:05:05,270
‫«ایشون «کری متیسون
‫رئیس بخش امنیتی هستن

52
00:05:05,272 --> 00:05:06,938
‫و «مایک براون» که فکر کنم
‫قبلاً باهاشون آشنا شدین

53
00:05:06,940 --> 00:05:09,908
‫«سال پیش با «آنجلینا» و خانم «متیسون
‫تلفنی باهم صحبت کردیم

54
00:05:09,910 --> 00:05:12,010
‫خوشحال شما رو از نزدیک می‌بینم جناب سرهنگ

55
00:05:12,012 --> 00:05:14,479
‫بسیارخب ، بفرمایین

56
00:05:18,619 --> 00:05:22,020
‫توی مسیر دیدین که
‫اوضاع به سرعت در حال تغییره

57
00:05:22,022 --> 00:05:25,691
‫- روزی چند نفر به کمپ اضافه میشن؟
‫- هر روز تعدادشون بیشتر میشه

58
00:05:25,693 --> 00:05:29,995
‫دیروز ۱۰۰۰ نفر بودن . برای همین الان
‫وقت ایده‌آلی برای بازدید از کمپ نیست

59
00:05:29,997 --> 00:05:32,364
‫تعداد پناهنده‌ها هر روز
‫افزایش پیدا می‌کنه جناب

60
00:05:32,366 --> 00:05:34,499
‫«شما نیاز به منابع دارین و آقای «دورینگ
‫اون‌ها رو در اختیارتون میذاره

61
00:05:34,501 --> 00:05:36,368
‫بله و من هم بابتش ممنونم
‫ولی چه نیازی به این‌همه

62
00:05:36,370 --> 00:05:37,669
‫خبرنگار و خدمه‌ی تلوزیونی هست؟

63
00:05:37,671 --> 00:05:39,171
‫تا پیغام به همه برسه

64
00:05:39,173 --> 00:05:41,206
‫متأسفانه جنگ در سوریه
‫یک چیز قدیمی شده

65
00:05:41,208 --> 00:05:43,475
‫چه اطلاعاتی در رابطه با وضعیت امنیتی دارین؟

66
00:05:43,477 --> 00:05:45,344
‫منظورتون اینه که امن هست یا نه؟

67
00:05:45,346 --> 00:05:48,046
‫خب...

68
00:05:48,048 --> 00:05:50,649
‫ما اینجاییم

69
00:05:50,651 --> 00:05:53,018
‫و در اینجا خطری شما رو تهدید نمی‌کنه

70
00:05:53,020 --> 00:05:56,955
‫آقای «دورینگ» از اون محوطه خارج میشه
‫همینطور هم خبرنگارها

71
00:05:56,957 --> 00:05:59,858
‫باید داخل کمپ هم دیده بشه
‫محوطه‌ی سازمان ملل کفایت نمی‌کنه

72
00:05:59,860 --> 00:06:02,827
‫به‌هرحال فقط اینجاست که
‫خطری شما رو تهدید نمی‌کنه

73
00:06:05,532 --> 00:06:07,766
‫من وسط یه جلسه‌ام

74
00:06:10,304 --> 00:06:12,237
‫من رو می‌بخشید؟

75
00:06:13,807 --> 00:06:16,707
‫این پیغام رو هم می‌خواید
‫به همه برسونید؟

76
00:06:16,744 --> 00:06:18,477
‫چه پیغامی؟

77
00:06:18,479 --> 00:06:21,747
‫که بنیادتون با «حزب‌الله» معامله می‌کنه؟

78
00:06:21,749 --> 00:06:24,249
‫گفتگو معامله کردن نیست جناب سرهنگ

79
00:06:24,251 --> 00:06:27,486
‫و آقای «دورینگ» هم باید بتونه
‫با امنیت کامل در کمپ حاضر بشه

80
00:06:27,488 --> 00:06:29,788
‫هر طور مایلید

81
00:07:11,265 --> 00:07:15,267
‫- ببین ، اگه اوضاع به‌هم بریزه...
‫- اینطوری نمیشه

82
00:07:20,307 --> 00:07:22,707
‫- می‌خوای ما رو بگردی؟
‫- آره

83
00:07:36,789 --> 00:07:39,869
‫زیر کتم یه تفنگه

84
00:07:50,671 --> 00:07:52,137
‫تو نه

85
00:07:53,440 --> 00:07:55,040
‫موردی نداره

86
00:08:14,027 --> 00:08:16,661
‫انگلیسی من بهتر از عربی توئه

87
00:08:16,663 --> 00:08:19,498
‫بنیاد دورینگ» از شما تشکر می‌کنه»

88
00:08:19,500 --> 00:08:21,099
‫تو توی سی‌آی‌اِی بودی

89
00:08:21,101 --> 00:08:25,303
‫قبلاً برای سی‌آی‌اِی کار می‌کردم
‫الان یک شهروند معمولی هستم

90
00:08:25,305 --> 00:08:27,873
‫شورا بهم اجازه‌ی ورود
‫به اینجا رو داده بود

91
00:08:27,875 --> 00:08:32,344
‫آقای «دورینگ» از جانب فرمانده
‫ال-امین» در برلین به اینجا دعوت شد»

92
00:08:32,346 --> 00:08:35,213
‫ال-امین» فکر می‌کنه من نمی‌تونم»
‫کمپ خودم رو مدیریت کنم؟

93
00:08:35,215 --> 00:08:37,716
‫کسی این حرف رو نزده

94
00:08:37,718 --> 00:08:42,320
‫قرار شد تا مبلغ قابل‌توجهی رو به‌خاطر کمک
‫شما در تهیه‌ی امنیت سفرمون پرداخت کنیم

95
00:08:42,322 --> 00:08:44,356
‫کدوم پول؟ من که چیزی ندیدم

96
00:08:44,358 --> 00:08:46,858
‫پول به حساب «ال-امین» واریز شده

97
00:08:48,462 --> 00:08:50,195
‫نه . صبر کنین

98
00:08:50,197 --> 00:08:51,696
‫خواهش می‌کنم به حرفم گوش کنین

99
00:08:51,698 --> 00:08:53,899
‫بهتون اطمینان میدم
‫ارزش وقت‌تون رو داشته باشه

100
00:08:56,136 --> 00:08:57,569
‫فقط کیفم رو نیاز دارم

101
00:08:57,571 --> 00:09:00,005
‫چی توی کیفته؟

102
00:09:00,007 --> 00:09:03,375
‫۴۰هزار دلار

103
00:09:03,377 --> 00:09:07,412
‫«برای شما جناب «ولید
‫تا هر طور مایلید ازش استفاده کنید

104
00:09:07,414 --> 00:09:12,384
‫«میدونم قول یک فرمانده‌ی «حزب‌الله
‫برای بقیه‌ی فرمانده‌ها هم قابل احترامه

105
00:09:17,758 --> 00:09:19,824
‫پس قبوله؟

106
00:09:21,862 --> 00:09:26,865
‫بله ولی...

107
00:09:26,867 --> 00:09:30,402
‫- چی؟
‫- کمپ مملو از آدم‌ـه

108
00:09:30,404 --> 00:09:33,038
‫و هر روز هم وضعش بدتر میشه

109
00:09:33,040 --> 00:09:35,907
‫هر کثافتی از اونطرف
‫مرز وارد میشه

110
00:09:35,932 --> 00:09:40,345
‫از جبهه «نصرت» گرفته
‫«تا «القاعده» و «داعش

111
00:09:40,347 --> 00:09:44,516
‫- منظور؟
‫- بیشتر از یک ساعت اونجا نمونین

112
00:09:44,518 --> 00:09:47,519
‫حتی من هم نمی‌تونم امنیت آقای
‫دورینگ» رو بعد از اون تضمین کنم»

113
00:09:47,521 --> 00:09:51,256
‫باشه . یک ساعت

114
00:09:55,896 --> 00:09:58,296
‫و موضوع اصلی برنامه‌ی امروز ما

115
00:09:58,298 --> 00:10:01,066
‫که تبدیل به موضوع اصلی
‫این روزهای اروپا نیز شده

116
00:10:01,068 --> 00:10:03,201
‫خبر انتشار مدرکی شوکه‌کننده‌ست

117
00:10:03,203 --> 00:10:06,137
‫که به همکاری غیرقانونی
‫سازمان اطلاعات آلمان

118
00:10:06,139 --> 00:10:11,109
‫با سی‌آی‌اِی برای دور زدن
‫قوانین شهروندی اشاره می‌کنه

119
00:10:11,111 --> 00:10:15,313
‫مهمان ما خانمی‌ست که
‫این مدرک رو منتشر کرده

120
00:10:15,315 --> 00:10:17,749
‫«خبرنگار آمریکایی «لورا ساتِن

121
00:10:17,751 --> 00:10:19,384
‫خوش اومدید

122
00:10:19,386 --> 00:10:22,153
‫ممنون . میشه اول کاری
‫یه چیزی رو تصحیح کنم؟

123
00:10:22,155 --> 00:10:23,922
‫مدرک به چیزی "اشاره" نمی‌کنه

124
00:10:23,924 --> 00:10:26,257
‫کاملاً ثابتش می‌کنه

125
00:10:26,259 --> 00:10:29,160
‫به تمام جزئیات این قرارداد
‫اشاره می‌کنه . حتی بودجه‌اش

126
00:10:29,162 --> 00:10:31,763
‫واقعاً شوکه‌کننده‌ست

127
00:10:31,765 --> 00:10:35,066
‫پس از اینی که صدراعظم آلمان تلاش می‌کنه

128
00:10:35,068 --> 00:10:37,836
‫تا خودش رو از این قرارداد
‫بی‌اطلاع نشون بده غافلگیر نشدید؟

129
00:10:37,838 --> 00:10:40,138
‫نه

130
00:10:40,140 --> 00:10:43,742
‫ولی فکر می‌کنم سازمان امنیتی‌تون
‫باید جواب خیلی چیزها رو بده

131
00:10:43,744 --> 00:10:45,944
‫بعلاوه من فقط همین یک مدرک رو دیدم

132
00:10:45,946 --> 00:10:47,846
‫می‌تونه نقطه‌ی سرآغاز
‫خیلی چیزهای دیگه باشه

133
00:10:47,848 --> 00:10:50,649
‫عجب اوضاعی شده

134
00:10:52,653 --> 00:10:55,186
‫یه چیز دیگه هم هست

135
00:10:55,188 --> 00:10:59,290
‫«آژانس اطلاعاتی آلمان «لورا ساتِن
‫رو از زمانی که وارد برلین شده

136
00:10:59,292 --> 00:11:01,826
‫- تحت‌نظر داشته
‫- آزمون؟

137
00:11:01,828 --> 00:11:04,162
‫منبعم می‌خواست ببینه من چکار می‌کنم

138
00:11:04,164 --> 00:11:05,797
‫این اطلاعات رو چطوری منتشر می‌کنم

139
00:11:05,799 --> 00:11:08,299
‫یا اینکه اصلاً منتشرش می‌کنم یا نه
‫ولی امیدوارم...

140
00:11:08,301 --> 00:11:10,168
‫این عکس‌ها کِی گرفته شده؟

141
00:11:10,170 --> 00:11:12,370
‫در همون روز حمله‌ی اینترنتی

142
00:11:12,372 --> 00:11:15,206
‫از کجا مطمئنید که این یک
‫مدرک اصلی از سی‌آی‌اِی هستش؟

143
00:11:15,208 --> 00:11:17,475
‫بذارید اینطوری بگیم که مطمئن شدم

144
00:11:17,477 --> 00:11:19,477
‫فکر می‌کنی «کری» هم
‫تو این اتفاق دست داره؟

145
00:11:19,479 --> 00:11:22,480
‫من که رابطه‌ای نمی‌بینم

146
00:11:22,482 --> 00:11:26,151
‫ولی جفت‌شون برای «دورینگ» کار می‌کنن

147
00:11:26,153 --> 00:11:30,355
‫انتظار یک عمل متقابل
‫از آژانس اطلاعات آلمان رو دارید؟

148
00:11:30,357 --> 00:11:35,293
‫بله . مطمئنم که همین الان
‫دارن آپارتمانم رو می‌گردن

149
00:11:35,295 --> 00:11:36,961
‫- و این شما رو ناراحت نمی‌کنه؟
‫- بهش عادت کردم

150
00:11:36,963 --> 00:11:39,264
‫تا وقتی که حواس‌شون باشه
‫گربه فرار نکنه مشکلی نیست

151
00:11:40,005 --> 00:11:40,964
‫کدوم گربه؟

152
00:11:40,965 --> 00:11:42,366
‫گربه دیدین؟

153
00:11:42,845 --> 00:11:44,025
‫نه

154
00:11:47,783 --> 00:11:49,545
‫کامپیوترش باید اینجا باشه

155
00:11:51,330 --> 00:11:53,123
‫چرا نمیدونستیم گاوصندوق داره؟

156
00:11:54,048 --> 00:11:55,986
‫چون کسی چیزی نگفت

157
00:12:02,255 --> 00:12:07,726
‫من اینجا اومدم چون آلمان از
‫شهروندان و مهمان‌هاش محافظت می‌کنه

158
00:12:07,728 --> 00:12:09,994
‫شما این قوانین رو دارین
‫چون میدونین

159
00:12:09,996 --> 00:12:11,730
‫که در صورت تخطی ازشون
‫اوضاع چقدر بد میشه

160
00:12:11,732 --> 00:12:13,598
‫شاهد این بودین که جاسوسی دولت
‫در کشورتون تفرقه انداخته

161
00:12:13,600 --> 00:12:15,533
‫"و گفتین "دیگه کافیه

162
00:12:15,535 --> 00:12:18,870
‫ولی به‌نظر میاد که سازمان اطلاعاتی
‫خودتون به این قانون توجهی نکرده

163
00:12:20,440 --> 00:12:21,606
‫بازداشتش کنین

164
00:12:23,443 --> 00:12:25,543
‫حکم بازداشت لازم نداریم؟

165
00:12:25,545 --> 00:12:27,846
‫گفتم دستگیرش کن

166
00:12:29,249 --> 00:12:31,883
‫آلمان به هیچ‌وجه اولین کشوری نیست

167
00:12:31,885 --> 00:12:36,287
‫که جاسوسی شهروندانش رو می‌کنه
‫ولی سازمان اطلاعات آلمان زرنگی کرد

168
00:12:36,289 --> 00:12:38,690
‫و کار کثیف رو به سی‌آی‌اِی سپرد

169
00:12:38,692 --> 00:12:43,259
‫تمام روزنامه‌ها و کانال‌های تلوزیونی
‫و توی کل اینترنت

170
00:12:43,284 --> 00:12:45,764
‫بهت که گفتم این‌کار رو می‌کنه

171
00:12:45,766 --> 00:12:48,900
‫منبع این مدرک چه کسی بود؟

172
00:12:48,902 --> 00:12:51,703
‫یکی از داخل سازمان اطلاعات آلمان بود؟

173
00:12:51,705 --> 00:12:53,571
‫من اطلاعی ندارم

174
00:12:53,573 --> 00:13:00,211
‫فقط میدونم اون با انتشار
‫این مدرک ریسک بزرگی کرد

175
00:13:00,213 --> 00:13:04,716
‫باعث افتخارمه که سراغ من اومدن

176
00:13:04,718 --> 00:13:10,588
‫و به اعتمادشون احترام میذارم
‫تحت هر اتفاقی که برای من رخ بده

177
00:13:10,590 --> 00:13:12,257
‫شنیدی؟

178
00:13:15,095 --> 00:13:17,595
‫بقیه‌ی مدارک رو می‌خواد

179
00:13:17,597 --> 00:13:20,732
‫اینم گفت که پلیس توی آپارتمانشه

180
00:13:20,734 --> 00:13:22,734
‫اگه مدارک رو بفرستی ردش رو می‌گیرن

181
00:13:22,736 --> 00:13:24,736
‫و ما رو پیدا می‌کنن

182
00:13:24,738 --> 00:13:28,139
‫اون الان توی استودیوی تلوزیون‌ـه
‫خودم مدارک رو براش می‌برم

183
00:13:28,141 --> 00:13:29,908
‫رفیق ، صبر کن
‫باید راجبش صحبت کنیم

184
00:13:29,910 --> 00:13:31,442
‫راجبه چی؟

185
00:13:31,444 --> 00:13:33,678
‫نگاش کن . اون الان توی تلوزیونه

186
00:13:33,680 --> 00:13:35,013
‫خب که چی؟

187
00:13:35,015 --> 00:13:41,486
‫داره از این راه پولدار میشه
‫چرا ما پولدار نشیم؟

188
00:13:43,423 --> 00:13:46,624
‫«از سکس پول دربیار «کورزی
‫نه از اطلاعات

189
00:13:46,626 --> 00:13:48,660
‫اطلاعات رایگانه

190
00:13:59,496 --> 00:14:01,270
‫«نمی‌تونم این‌کار رو بکنم «فاطمه

191
00:14:02,495 --> 00:14:03,822
‫معذرت می‌خوام

192
00:14:05,025 --> 00:14:06,344
‫چرا نمی‌تونی؟

193
00:14:10,660 --> 00:14:12,538
‫خیلی می‌ترسم

194
00:14:22,324 --> 00:14:24,876
‫نمی‌خوام خونه‌ام رو ترک کنم

195
00:14:25,539 --> 00:14:27,321
‫ولی خونه کجاست؟

196
00:14:27,322 --> 00:14:29,512
‫جایی که خودت رو اونقدر گم کردی

197
00:14:29,513 --> 00:14:32,561
‫که سعی کردی با الکل
‫و مواد خودکشی کنی؟

198
00:14:33,515 --> 00:14:34,642
‫درسته؟

199
00:14:39,356 --> 00:14:41,141
‫و کی تو رو از اون وضعیت نجات داد؟

200
00:14:44,970 --> 00:14:46,167
‫تو

201
00:14:46,168 --> 00:14:48,663
‫نه عزیزم . من نه

202
00:14:48,664 --> 00:14:52,311
‫الله تو رو نجات داد

203
00:14:52,312 --> 00:14:54,546
‫اون تو رو انتخاب کرده

204
00:14:54,547 --> 00:14:57,015
‫و وقتی که الله به ما یک
‫وظیفه‌ی بزرگ محول می‌کنه

205
00:14:57,016 --> 00:14:58,906
‫ما هم باید ازش اطاعت کنیم

206
00:14:58,907 --> 00:15:00,173
‫این...

207
00:15:00,174 --> 00:15:01,711
‫راه منتهی به بهشته

208
00:16:28,588 --> 00:16:33,024
‫- به نظرم مصاحبه‌ی خیلی خوبی بود
‫- آره . خوب میشه اگه همچنان در ارتباط باشیم

209
00:16:33,026 --> 00:16:34,692
‫- حتماً
‫- شما از جزئیات کارمون مطلع هستید

210
00:16:34,694 --> 00:16:36,327
‫بله . اگه چیزی لازم داشتید
‫من رو خبر کنین

211
00:16:36,329 --> 00:16:37,662
‫ممنون . خدانگهدار

212
00:16:43,269 --> 00:16:45,670
‫«لورا ساتِن»؟ «هنس پودولسکی
‫از سازمان اطلاعات آلمان

213
00:16:45,672 --> 00:16:47,638
‫- حتماً شوخی می‌کنین؟
‫- شما بازداشت هستید

214
00:16:47,640 --> 00:16:48,973
‫- لطفاً باهامون بیاید
‫- ولم کن

215
00:16:48,975 --> 00:16:51,809
‫اتهامم چیه؟ بگین ببینم اتهامم چیه؟

216
00:16:51,811 --> 00:16:53,277
‫برو

217
00:17:01,200 --> 00:17:03,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" بِیروت ، لبنان "</font>

218
00:17:13,500 --> 00:17:15,500
‫- اوضاع روبراه «لوتار»؟
‫- آره

219
00:17:15,502 --> 00:17:18,202
‫آقای «دورینگ» بدون مشکل به اینجا رسید
‫و ما ۲ طبقه‌ی بالایی هتل رو رزرو و امن کردیم

220
00:17:18,204 --> 00:17:21,973
‫- وقتی آماده شدین مایلن شما رو ببینن
‫- باشه

221
00:17:24,144 --> 00:17:26,644
‫به «اوتو» بگو میرم یه دوش بگیرم
‫و بعدش میام پیش‌ـش

222
00:17:26,646 --> 00:17:28,246
‫البته

223
00:17:31,084 --> 00:17:32,183
‫- «سلام «هنک
‫- «کری»

224
00:17:32,185 --> 00:17:33,651
‫سلام

225
00:17:33,653 --> 00:17:36,054
‫عجب سوپرایزی

226
00:17:36,056 --> 00:17:37,922
‫راستش رو بگو

227
00:17:37,924 --> 00:17:40,091
‫چی بگم؟ این یه شهر کوچیکه

228
00:17:40,093 --> 00:17:43,428
‫اینم از وضعیت ورود محرمانه‌مون

229
00:17:45,365 --> 00:17:47,265
‫باید اعتراف کنم که باورم نمی‌شد

230
00:17:47,267 --> 00:17:48,933
‫چی رو؟

231
00:17:48,935 --> 00:17:52,570
‫وقتی شنیدم تویی که با
‫اوتو دورینگ» داری میای اینجا»

232
00:17:52,572 --> 00:17:56,007
‫- الان براش کار می‌کنم
‫- آره . باور کردنش سخت بود

233
00:17:56,009 --> 00:17:57,341
‫یعنی چی؟

234
00:17:57,343 --> 00:18:00,711
‫بیخیال «کری» . این یه نقشه‌ست
‫مگه نه؟

235
00:18:00,713 --> 00:18:03,114
‫«مثل «اسب تروآ

236
00:18:03,116 --> 00:18:08,119
‫نقشه‌ای که تو و «سائول» کشیدین
‫تا تو بتونی وارد «بنیاد» بشی

237
00:18:08,121 --> 00:18:11,923
‫اینطوری نیست «هنک» . جدی میگم

238
00:18:13,059 --> 00:18:15,793
‫هر چی تو بگی

239
00:18:18,231 --> 00:18:20,231
‫گوش کن

240
00:18:20,233 --> 00:18:23,734
‫«امروز توی کمپ ژنرال «علادیا
‫با «حزب‌الله» دیدار داشتی . درسته؟

241
00:18:23,736 --> 00:18:26,938
‫«احتمالاً با خود شخص «ولید

242
00:18:26,940 --> 00:18:29,273
‫باتوجه به هجوم پناهجوها

243
00:18:29,275 --> 00:18:31,709
‫فکر می‌کنی «ولید» تا چه حد
‫روی این کمپ کنترل داره؟

244
00:18:31,711 --> 00:18:33,611
‫- بهت که گفتم «هنک» . من دیگه تو این‌کار نیستم
‫- آره

245
00:18:33,613 --> 00:18:34,812
‫فقط دارم نظرت رو می‌پرسم

246
00:18:34,814 --> 00:18:38,316
‫و من هم نمی‌تونم تحت هیچ شرایطی
‫به سازمان اطلاعات آمریکا کمک کنم

247
00:18:38,318 --> 00:18:41,352
‫شوخی می‌کنی؟

248
00:18:44,290 --> 00:18:46,357
‫نه حقیقتش

249
00:19:34,107 --> 00:19:37,041
‫«کری»

250
00:19:38,311 --> 00:19:40,378
‫به «بِیروت» خوش اومدی

251
00:19:41,347 --> 00:19:43,548
‫نوش

252
00:19:43,550 --> 00:19:45,850
‫چیز خوبیه . محلی‌ـه
‫ولی کیفیتش خیلی خوبه

253
00:19:45,852 --> 00:19:47,685
‫غافلگیر شدم

254
00:19:48,721 --> 00:19:50,721
‫حیف که نمی‌تونم وسوسه‌ات بکنم

255
00:19:53,126 --> 00:19:56,027
‫فردا میشه ۹ ماه بدون الکل

256
00:19:56,963 --> 00:19:59,397
‫- تبریک میگم
‫- ممنون

257
00:20:02,168 --> 00:20:04,368
‫میدونم . میدونم . مهمونیم

258
00:20:04,370 --> 00:20:07,705
‫بد نمی‌شد اگه قبلش
‫باهام مشورت می‌کردی

259
00:20:07,707 --> 00:20:10,141
‫و منم یه نگاهی به لیست
‫مهمون‌ها مینداختم

260
00:20:10,143 --> 00:20:11,909
‫من این آدما رو می‌شناسم

261
00:20:11,911 --> 00:20:13,911
‫اینجا کلی آشنا دارم . یادت میاد؟

262
00:20:13,913 --> 00:20:16,414
‫وگرنه چرا دولت باید من رو دعوت کنه؟

263
00:20:16,416 --> 00:20:18,416
‫و بله . اعتراف می‌کنم

264
00:20:18,418 --> 00:20:21,285
‫حالا که این‌همه راه تا اینجا اومدم
‫تصمیم گرفتم یه مقدارم تجارت بکنم

265
00:20:24,190 --> 00:20:28,826
‫فیلیپ» میگه به نظرش»
‫آماده‌ایم . موافقی؟

266
00:20:28,828 --> 00:20:32,163
‫حزب‌الله» باهامون همکاری می‌کنه»

267
00:20:32,165 --> 00:20:34,165
‫ولی؟

268
00:20:34,167 --> 00:20:39,337
‫خب ، وضعیت کمپ غیرقابل‌پیش‌بینی‌ـه
‫تازه در بهترین حالت

269
00:20:39,339 --> 00:20:41,405
‫یعنی چی؟

270
00:20:41,407 --> 00:20:46,077
‫یعنی اینکه بهمون گفته شده
‫بیشتر از یک ساعت وقت نداریم

271
00:20:46,079 --> 00:20:49,513
‫یک ساعت کافی نیست
‫کارمون طول می‌کشه

272
00:20:49,515 --> 00:20:52,283
‫معرفی‌ها و دست‌دادن‌ها
‫و سخنرانی‌ها و...

273
00:20:55,221 --> 00:20:58,122
‫باشه . یک ساعت

274
00:21:07,200 --> 00:21:09,000
‫احتمالاً عروسیه

275
00:21:10,203 --> 00:21:12,803
‫البته . عروسی

276
00:21:19,946 --> 00:21:23,147
‫ولی تو به‌نظر اینجا راحت میای

277
00:21:23,149 --> 00:21:25,149
‫اینطوری نیست

278
00:21:25,151 --> 00:21:27,918
‫ولی اینجا رو می‌شناسی

279
00:21:27,920 --> 00:21:29,920
‫آره به گمونم

280
00:21:29,922 --> 00:21:33,924
‫اولین کشور خارجی‌ که من رو
‫عازمش کردن همینجا بود . سال ۲۰۰۴

281
00:21:33,926 --> 00:21:36,994
‫چطوری بود؟

282
00:21:36,996 --> 00:21:38,629
‫خب ، سوری‌ها باهم درگیر شده بودن

283
00:21:38,631 --> 00:21:40,765
‫کلی ترور و بمب‌گذاری

284
00:21:40,767 --> 00:21:43,668
‫و آدم‌ربایی بود
‫یه‌جورایی ترسناک بود

285
00:21:43,670 --> 00:21:47,104
‫ولی بذار حدس بزنم
‫تو نترسیده بودی

286
00:21:47,106 --> 00:21:49,507
‫نه حقیقتش

287
00:21:49,509 --> 00:21:55,112
‫یه ماجراجویی بزرگ بود اما...

288
00:21:55,114 --> 00:21:57,682
‫اون‌موقع فرق داشت

289
00:21:57,684 --> 00:22:00,117
‫چطور؟

290
00:22:00,119 --> 00:22:06,924
‫جوون‌تر بودم
‫و همینطورم تنها بودم

291
00:22:10,863 --> 00:22:15,399
‫کسی توی خونه منتظرم نبود

292
00:22:39,692 --> 00:22:42,526
‫خانم «ساتِن» ، بابت تأخیر پوزش می‌خوام

293
00:22:42,528 --> 00:22:44,195
‫من یک شهروند آمریکایی هستم

294
00:22:44,197 --> 00:22:46,030
‫حق ندارین من رو اینطوری بازداشت کنین

295
00:22:46,032 --> 00:22:47,531
‫وکیلم رو می‌خوام

296
00:22:48,968 --> 00:22:51,902
‫شنیدی؟ وکیلم رو می‌خوام

297
00:22:51,904 --> 00:22:54,905
‫شنیدم چی گفتی . صدات بلنده

298
00:22:54,907 --> 00:22:58,075
‫قوانین مربوط به شهروندان خارجی
‫بخش ۵۴ ، پاراگراف ۵

299
00:22:58,077 --> 00:23:02,046
‫در رابطه با شهروندان خارجی هستش که امنیت
‫جمهوری فدرال آلمان رو به خطر میندازن

300
00:23:02,048 --> 00:23:04,014
‫من چیزی رو به خطر ننداختم
‫چرا چرت میگی؟

301
00:23:04,016 --> 00:23:06,417
‫این قانونه
‫ما می‌تونیم تو رو تا ۱۸ ماه نگه داریم

302
00:23:06,419 --> 00:23:08,185
‫و بعدش به ایالات متحده برگردونیم

303
00:23:08,187 --> 00:23:10,721
‫و مطمئنم که اونجا هم اف‌بی‌آی
‫می‌خواد ازت بازجویی کنه

304
00:23:10,723 --> 00:23:13,491
‫من وکیلم رو می‌خوام

305
00:23:13,493 --> 00:23:16,093
‫منبعت یک پایگاه داده دولتی رو هک کرده

306
00:23:16,095 --> 00:23:17,661
‫این یک جرم محسوب میشه

307
00:23:18,898 --> 00:23:20,331
‫اسمش رو بهم بگو
‫و بعدش آزادی که بری

308
00:23:20,333 --> 00:23:21,999
‫من اسمش رو نمیدونم

309
00:23:22,001 --> 00:23:24,568
‫حتی اگه میدونستم هم بهت نمی‌گفتم

310
00:23:24,570 --> 00:23:26,904
‫خبرنگارها از منابع‌شون محافظت می‌کنن

311
00:23:26,906 --> 00:23:29,607
‫بقیه‌ی مدارک هم در اختیارته؟

312
00:23:29,609 --> 00:23:33,377
‫خودت که باید بدونی
‫مگه آپارتمانم رو نگشتی؟

313
00:23:33,379 --> 00:23:37,515
‫لورا» ، شرایطی که اینجا»
‫پیش اومده رو درک می‌کنی؟

314
00:23:37,517 --> 00:23:41,585
‫آره . توی دردسر افتادین
‫چون قوانین خودتون رو زیرپا گذاشتین

315
00:23:41,587 --> 00:23:47,558
‫۷۰۰تا شهروند آلمانی به سوریه رفتن
‫تا برای «دولت اسلامی» بجنگن

316
00:23:47,560 --> 00:23:50,194
‫کاری که اونجا می‌کنن
‫ما رو نمی‌ترسونه

317
00:23:50,196 --> 00:23:52,596
‫برگشت‌شون به این کشوره
‫که ما رو نگران کرده

318
00:23:52,598 --> 00:23:54,398
‫ما داشتیم تعقیب‌شون می‌کردیم

319
00:23:54,400 --> 00:23:56,066
‫چند نفری رو دستگیر کردیم
‫چندتا نقشه رو منحل کردیم

320
00:23:56,068 --> 00:23:58,969
‫ولی حالا اونایی که دستگیر کردیم
‫باید آزاد بشن

321
00:23:58,971 --> 00:24:01,372
‫اونایی که تعقیب می‌کردیم
‫رو گم‌شون کردیم

322
00:24:01,374 --> 00:24:03,374
‫غیب‌شون زده
‫پس حالا وقتی که

323
00:24:03,376 --> 00:24:05,443
‫«بمب‌ها توی پاریس ، لندن و «بروکسل

324
00:24:05,445 --> 00:24:07,144
‫منفجر بشن چه حسی بهت دست میده؟
‫همین رو می‌خواستی؟

325
00:24:07,146 --> 00:24:09,447
‫- معلومه که نه
‫- ولی احتمالش رو بیشتر کردی

326
00:24:11,050 --> 00:24:13,751
‫می‌تونین از راه‌های قانونی
‫این آدما رو تعقیب کنین

327
00:24:13,753 --> 00:24:17,588
‫راه‌های قانونی به منابعی
‫نیاز داره که ما نداریم

328
00:24:17,590 --> 00:24:21,625
‫امروز برای بازداشت من
‫۵نفر رو فرستادین

329
00:24:21,627 --> 00:24:23,561
‫۵نفر

330
00:24:23,563 --> 00:24:25,129
‫بهتر نبود همینا میرفتن
‫دنبال همین تروریست‌هایی

331
00:24:25,131 --> 00:24:27,231
‫که می‌خوان اروپا رو منفجر کنن؟

332
00:24:27,233 --> 00:24:29,767
‫- می‌خوای مسخره‌بازی دربیاری؟
‫- شما در حین

333
00:24:29,769 --> 00:24:31,735
‫قانون‌شکنی گیر افتادین
‫الانم داری سعی می‌کنی

334
00:24:31,737 --> 00:24:33,571
‫تا سفسطه بکنی
‫مثلاً تهدید تروریست‌ها رو بیارین وسط

335
00:24:33,573 --> 00:24:35,606
‫که البته کار همیشگی‌تونه

336
00:24:35,608 --> 00:24:38,509
‫شما اجازه‌ی جاسوسی
‫شهروندان خودتون رو ندارین

337
00:24:38,511 --> 00:24:42,146
‫این‌کار غیرقانونیه . غیرقانونیه

338
00:24:42,148 --> 00:24:44,014
‫عجب زنی

339
00:24:44,016 --> 00:24:48,319
‫حاضره کشور رو هم برای بدست آوردن
‫جایزه‌ی "پولیتزر" بسوزونه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(باارزش‌ترین جایزه‌ی دنیای خبرنگاری)</font>

340
00:24:50,756 --> 00:24:54,692
‫چی شده؟ به جز این اتفاقات اخیر

341
00:24:54,694 --> 00:25:00,798
‫با هیئت‌رئیسه‌ی سازمان اطلاعات آلمان
‫از جمله آقای «مور» یه جلسه داشتم

342
00:25:00,800 --> 00:25:02,032
‫از «کُلن» اومده اینجا؟

343
00:25:02,034 --> 00:25:05,436
‫- صدراعظم توی تنگنا قرار گرفته
‫- معلومه

344
00:25:05,438 --> 00:25:08,839
‫از همین الان بحث سر
‫تحقیق مجلس شروع شده

345
00:25:08,841 --> 00:25:11,542
‫اونا یه قربانی می‌خوان

346
00:25:11,544 --> 00:25:14,444
‫امیدوارم «استرید» رو نخوان
‫اون جزء آدم خوباست

347
00:25:14,446 --> 00:25:16,014
‫نه

348
00:25:18,117 --> 00:25:19,850
‫پس کی؟

349
00:25:19,852 --> 00:25:25,022
‫یکی از طرف خودمون
‫یک مقام ارشد

350
00:25:25,024 --> 00:25:27,525
‫کی «سائول»؟

351
00:25:34,467 --> 00:25:39,837
‫- شوخیت گرفته
‫- نه متأسفانه

352
00:25:39,839 --> 00:25:43,274
‫بهت برای ترک کشور ۲۴ ساعت
‫وقت داده میشه

353
00:25:44,810 --> 00:25:46,310
‫میدونم عادلانه نیست

354
00:25:46,312 --> 00:25:49,647
‫- خب ، تو چی گفتی؟
‫- حقیقتش گفتگویی نبود

355
00:25:49,649 --> 00:25:53,217
‫- با رئیس سازمان‌شون صحبت کردی؟
‫- اون متمایل نیست باهام بحث کنه

356
00:25:53,219 --> 00:25:54,351
‫متمایل نیست؟

357
00:25:54,353 --> 00:25:56,253
‫کلاً نخواست باهام صحبت کنه

358
00:25:57,990 --> 00:26:01,392
‫باورم نمیشه
‫اصلاً باورم نمیشه

359
00:26:04,997 --> 00:26:06,730
‫سلام

360
00:26:06,732 --> 00:26:08,732
‫سلام به خودت

361
00:26:08,734 --> 00:26:10,501
‫فِرَنی» هنوز بیداره؟»

362
00:26:10,503 --> 00:26:13,404
‫تازه خوابیده . بیدارش کنم؟

363
00:26:13,406 --> 00:26:15,940
‫نه ، نه . نمی‌خواد

364
00:26:15,942 --> 00:26:17,708
‫من...

365
00:26:17,710 --> 00:26:20,578
‫فردا برمیگردم خونه

366
00:26:23,249 --> 00:26:25,549
‫ببین ، اینی که الان پیش دخترمی
‫و ازش مراقبت می‌کنی

367
00:26:25,551 --> 00:26:27,418
‫برام یه دنیا ارزش داره

368
00:26:27,420 --> 00:26:29,086
‫لوس نشو

369
00:26:29,088 --> 00:26:33,090
‫نه . جدی میگم
‫تا حالا اینطوریش رو نداشتم

370
00:26:33,092 --> 00:26:36,927
‫اصلاً زحمتی نیست
‫اینجا بهمون خوش می‌گذره

371
00:26:36,929 --> 00:26:38,596
‫خودت چطوری؟

372
00:26:40,266 --> 00:26:44,868
‫خوبم . آره
‫برای فردا کاملاً آماده‌ایم

373
00:26:44,870 --> 00:26:46,136
‫مراقب که هستی؟

374
00:26:46,138 --> 00:26:52,309
‫به شدت . تمام مدت پشت یه تیم از
‫نیروهای ویژه‌ی سابق قایم شدم

375
00:26:52,311 --> 00:26:53,978
‫خوشم اومد

376
00:26:53,980 --> 00:26:57,047
‫البته از اینی که قایم میشی
‫نه از اون نیروهای ویژه

377
00:27:00,820 --> 00:27:03,253
‫دلم برات تنگ شده

378
00:27:03,255 --> 00:27:05,155
‫منم دلم برات تنگ شده

379
00:27:32,485 --> 00:27:34,551
‫- «دِمِت»
‫- سلام

380
00:27:35,988 --> 00:27:37,388
‫آیلا» رو ندیدین؟»

381
00:27:37,389 --> 00:27:39,639
‫خب ، نمی‌تونیم صبر کنیم

382
00:27:39,640 --> 00:27:40,820
‫پاسپورت‌هاتون همراه‌تونه؟

383
00:27:40,926 --> 00:27:42,059
‫- آره
‫- خوبه

384
00:27:42,060 --> 00:27:43,527
‫وسایل‌تون رو بذارین توی ماشین

385
00:27:43,528 --> 00:27:45,325
‫پول‌تون رو آوردم . ۶۰۰ یورو

386
00:27:45,326 --> 00:27:46,898
‫که باید تا رسیدن‌تون
‫به اونجا کافی باشه

387
00:27:46,933 --> 00:27:47,731
‫خیلی‌خب

388
00:27:47,732 --> 00:27:49,682
‫اگه جلوتون رو گرفتن
‫میگین دارین کجا میرین؟

389
00:27:49,683 --> 00:27:51,431
‫بریم پیش خاله‌مون که توی استانبول‌ـه

390
00:27:51,466 --> 00:27:52,069
‫آفرین

391
00:27:52,070 --> 00:27:53,693
‫پس بریم

392
00:27:55,007 --> 00:27:56,340
‫«فاطمه»

393
00:27:56,341 --> 00:27:59,427
‫ببخشید . بیرون زدن یه‌کم سخت بود

394
00:28:03,180 --> 00:28:04,783
‫بهت افتخار می‌کنم

395
00:28:04,784 --> 00:28:06,340
‫سوار شو

396
00:28:52,932 --> 00:28:57,000
‫لورا» ، واقعاً شرمندم»

397
00:28:58,671 --> 00:29:00,938
‫باورکن که واکنش‌مون رو می‌بینین

398
00:29:00,940 --> 00:29:04,041
‫موکلت در یک عمل مجرمانه دست داشته

399
00:29:04,043 --> 00:29:07,177
‫امنیت ملی رو به خطر انداخته
‫ما طبق قانون عمل کردیم

400
00:29:07,179 --> 00:29:09,713
‫موکل من مثل یک خبرنگار
‫مسئولیت‌پذیر رفتار کرد

401
00:29:09,715 --> 00:29:11,715
‫تنها جرمی که اینجا هست
‫چیزیه که اون منتشر کرده

402
00:29:11,717 --> 00:29:13,450
‫به همین خاطرم اولین قاضی
‫که باهاش صحبت کردم

403
00:29:13,452 --> 00:29:14,918
‫حکم ترخیص‌ـش رو امضا کرد

404
00:29:14,920 --> 00:29:16,286
‫سراغ تو و رئیسات هم میایم

405
00:29:16,288 --> 00:29:17,521
‫ما هم میایم سراغ موکلت

406
00:29:17,523 --> 00:29:21,725
‫اگر یک مدرک دیگه منتشر کنه میذاریمش
‫توی یه هواپیما و می‌فرستیمش آمریکا

407
00:29:21,727 --> 00:29:23,694
‫و تمام وکلای گرون‌قیمت دنیا
‫هم نمی‌تونن جلومون رو بگیرن

408
00:29:23,696 --> 00:29:26,196
‫بیا از این گُه‌دونی بریم بیرون

409
00:29:29,401 --> 00:29:34,638
‫این کمپ «علادیا» خونه‌ی
‫۲۰هزارتا پناهجوست

410
00:29:34,640 --> 00:29:38,809
‫تا آخر هفته‌ی آینده این رقم
‫به ۳۰هزار تبدیل میشه

411
00:29:38,811 --> 00:29:42,112
‫شاید ۴۰هزار ، شاید هم بیشتر

412
00:29:42,114 --> 00:29:44,481
‫غذایی برای این مردم نیست

413
00:29:44,483 --> 00:29:47,117
‫سرپناهی برای این مردم نیست

414
00:29:47,119 --> 00:29:51,822
‫دکتر و پرستاری هم
‫برای این مردم نیست

415
00:29:51,824 --> 00:29:55,459
‫من قول میدهم که ما تمامی
‫این چیزها رو فراهم می‌کنیم

416
00:29:55,461 --> 00:29:58,962
‫و این کمپ رو به مکانی امن
‫برای تمامی کسانی که از

417
00:29:58,964 --> 00:30:01,064
‫وحشت جنگ فرار کردند
‫تبدیل خواهیم کرد

418
00:30:01,066 --> 00:30:03,500
‫ولی بگذارید کارمون
‫اینجا خاتمه پیدا نکنه

419
00:30:03,502 --> 00:30:06,937
‫بگذارید «علادیا» آغاز باشد ، نه پایان

420
00:30:06,939 --> 00:30:10,274
‫مکانی که کودکان به مدرسه میروند

421
00:30:10,276 --> 00:30:14,463
‫مکانی که مردان و زنان جوان
‫حرفه‌آموزی می‌کنند

422
00:30:14,488 --> 00:30:17,881
‫یا در هنری بخصوص آموزش می‌بینند

423
00:30:19,919 --> 00:30:21,919
‫ولی بودجه‌ای برای این‌کار نیست

424
00:30:21,921 --> 00:30:24,521
‫هیچ‌وقت پول کافی موجود نیست

425
00:30:24,523 --> 00:30:27,591
‫تا امروز

426
00:30:27,593 --> 00:30:31,028
‫«این یک چک از «بنیاد دورینگ
‫به مبلغ ۱۰ میلیون دلاره

427
00:30:34,166 --> 00:30:35,465
‫و...

428
00:30:35,467 --> 00:30:38,702
‫و این تنها آغازه

429
00:30:44,710 --> 00:30:48,212
‫چون من با همکارهام ، دولت‌مردها

430
00:30:48,214 --> 00:30:50,147
‫و سازمان‌های بشردوستانه
‫تماس خواهم گرفت

431
00:30:50,149 --> 00:30:52,724
‫تا به این قولم
‫جامه‌ی عمل بپوشانم

432
00:30:52,749 --> 00:30:54,885
‫تا در روزی که صلح برقرار شد

433
00:30:54,887 --> 00:31:00,157
‫شما مردم «علادیا» بتونید
‫به خونه‌تون بازگردید

434
00:31:00,159 --> 00:31:04,962
‫و با افتخار ، دانش و توانایی
‫کشورتون رو بازسازی کنید

435
00:31:04,964 --> 00:31:08,932
‫ممنونم . مراقب خودتون باشید

436
00:31:10,736 --> 00:31:12,469
‫خیلی ممنون

437
00:31:13,906 --> 00:31:15,706
‫با «هَمِل» تماس بگیر
‫بگو ماشین‌ها رو بیاره

438
00:31:15,708 --> 00:31:17,341
‫دریافت شد

439
00:31:17,343 --> 00:31:20,143
‫بچه‌‌ها ، ماشین‌ها رو آماده کنین

440
00:31:21,547 --> 00:31:23,313
‫خیلی ممنونم

441
00:31:24,884 --> 00:31:26,450
‫ممنونم

442
00:31:34,927 --> 00:31:36,393
‫چطور بود؟
‫خودم هیچ‌وقت متوجه نمیشم

443
00:31:36,395 --> 00:31:38,195
‫یک ساعت تموم شده . وقت رفتنه

444
00:31:38,197 --> 00:31:42,399
‫نه . ۱۰ دقیقه دیگه لازم دارم تا
‫یه‌کم خودم رو به دوربینا نشون بدم

445
00:31:42,401 --> 00:31:43,734
‫اوتو» ، الان وقت رفتنه»

446
00:31:43,736 --> 00:31:46,904
‫۱۰دقیقه هم برای دوربین‌ها
‫بعدش کاملاً در اختیارتم . باشه؟

447
00:31:46,906 --> 00:31:49,006
‫قول میدم

448
00:31:49,008 --> 00:31:50,207
‫خوشبختم

449
00:31:50,209 --> 00:31:51,541
‫اوکراین چی میشه؟

450
00:31:51,543 --> 00:31:55,579
‫«۲تا از مأمورهامون در «دونِتسک
‫احتمالاً به‌خاطر مدارک لو رفتن

451
00:31:55,581 --> 00:31:57,414
‫یکی‌شون درخواست انتقال
‫به اروپای غربی رو داشت

452
00:31:57,416 --> 00:31:59,249
‫اون یکی دیگه درخواست
‫پناهندگی در آمریکا رو کرد

453
00:31:59,251 --> 00:32:01,418
‫تأییدشون می‌کنم
‫در حال خروج از کشورشون هستن؟

454
00:32:01,420 --> 00:32:03,420
‫- امروز عصر به شهر «رامستاین» میرسن
‫- خوبه

455
00:32:03,422 --> 00:32:05,522
‫استرید» تماس گرفت»
‫لورا ساتِن» آزاد شده»

456
00:32:05,524 --> 00:32:07,591
‫چقدر سریع

457
00:32:07,593 --> 00:32:10,093
‫ولی کاملاً حواس‌مون بهش هست
‫۳تا تیم مراقبت

458
00:32:10,095 --> 00:32:12,029
‫- و ۶تا ماشین که تعقیبش کنن
‫- خوبه

459
00:32:12,031 --> 00:32:14,798
‫- «ببین «سائول...
‫- اینجا نه . اینجا نه

460
00:32:14,800 --> 00:32:16,867
‫برو تو

461
00:32:21,640 --> 00:32:23,273
‫شنیدم به آرتور در رابطه با

462
00:32:23,275 --> 00:32:25,409
‫تغییر مکان مأمورهامون
‫در «دونِتسک» چی گفتی

463
00:32:25,411 --> 00:32:27,945
‫- چاره‌ای نداریم . مهره‌ی سوخته‌ان
‫- میدونی که جفت‌شون رو خودم استخدام کردم

464
00:32:27,947 --> 00:32:30,147
‫- آره
‫- و از دست دادن‌شون باعث میشه

465
00:32:30,149 --> 00:32:31,748
‫توی اوکراین شرقی کور بشیم
‫جایی که جنگ جهانی سوم

466
00:32:31,750 --> 00:32:32,983
‫هر لحظه ممکنه شروع بشه

467
00:32:32,985 --> 00:32:34,551
‫خب ، داری یه‌کم اغراق می‌کنی
‫ولی میدونم چی میگی

468
00:32:34,553 --> 00:32:38,221
‫پس اینم میدونی که من توی
‫پیدا کردن جایگزین براشون بهترینم

469
00:32:38,223 --> 00:32:40,324
‫من روابط و تجربه‌ی کافی رو دارم

470
00:32:40,326 --> 00:32:41,892
‫کسی هم منکرش نیست

471
00:32:41,894 --> 00:32:44,761
‫پس تصمیمت رو عوض کن
‫توضیح بده که ما اینجا

472
00:32:44,763 --> 00:32:46,897
‫اطلاعات خیلی ارزشمندی رو از دست دادیم

473
00:32:46,899 --> 00:32:49,633
‫و همین باعث شد تا امنیت
‫اروپا و ایالات متحده به خطر بیوفته

474
00:32:49,635 --> 00:32:51,902
‫و من بهترین کسی هستم که
‫می‌تونه این اوضاع رو درست کنه

475
00:32:51,904 --> 00:32:54,805
‫بهت که گفتم . دستم بسته‌ست

476
00:32:57,343 --> 00:33:00,377
‫اگه «کری متیسون» بودم
‫بازم همین کار رو می‌کردی؟

477
00:33:01,580 --> 00:33:03,680
‫- ببخشید؟
‫- شنیدی چی گفتم

478
00:33:05,684 --> 00:33:07,617
‫دقیقاً همین کار رو می‌کردم

479
00:33:07,619 --> 00:33:10,287
‫چرت گفتی
‫باهاش انقدر سخت برخورد نمی‌کردی

480
00:33:10,289 --> 00:33:12,022
‫به هر قیمتی شده
‫ازش محافظت می‌کردی

481
00:33:12,024 --> 00:33:15,525
‫حالا هر کاری که کرده بوده باشه
‫یا چقدر بهت بی‌وفایی کرده باشه

482
00:33:15,527 --> 00:33:18,795
‫- من همچین کاری نمی‌کنم
‫- ببین «سائول» ، اون رفته

483
00:33:18,797 --> 00:33:22,766
‫پس یه‌کم از آدمایی که اطرافت هستن
‫و بهت وفاداران حمایت کن

484
00:33:32,511 --> 00:33:34,978
‫خیلی‌خب ، لطفاً یکی یکی

485
00:33:34,980 --> 00:33:39,449
‫ممنون . بسیار ممنونم
‫ممنون . خیلی ممنون

486
00:33:39,451 --> 00:33:41,685
‫معلومه که برمیگردیم
‫خیلی ممنون . بسیار ممنون

487
00:33:41,687 --> 00:33:43,186
‫این دوربینه

488
00:33:44,523 --> 00:33:45,822
‫ممنون

489
00:33:45,824 --> 00:33:47,057
‫- «کری»
‫- خیلی ممنون

490
00:33:47,059 --> 00:33:48,543
‫هَمِل» ، ماشین‌ها رو بیار»

491
00:33:48,568 --> 00:33:50,127
‫اوتو» ، وقت رفتنه»

492
00:33:50,129 --> 00:33:51,795
‫باشه

493
00:33:51,797 --> 00:33:55,399
‫من باید برم . باید برم
‫از همه‌تون ممنونم

494
00:33:55,401 --> 00:33:57,901
‫- خیلی ممنون
‫- خواهش می‌کنم

495
00:33:57,903 --> 00:34:00,637
‫این پسر رو ببینین . ۸ سالشه

496
00:34:00,639 --> 00:34:02,239
‫حتی یک روز هم نرفته مدرسه

497
00:34:02,241 --> 00:34:05,475
‫ما به مدرسه‌ هم
‫به اندازه‌ی غذا نیاز داریم

498
00:34:05,477 --> 00:34:09,546
‫میدونم . میدونم
‫بله . همینطوره

499
00:34:09,548 --> 00:34:12,649
‫کری» ، اون پسره که کاپشن تیره پوشیده»

500
00:34:15,220 --> 00:34:18,655
‫- گمش نکن
‫- می‌تونی توضیح بدی من دقیقاً قول همین رو دادم؟

501
00:34:23,662 --> 00:34:28,598
‫اولویت اول ما غذا و پناهگاه‌ـه
‫تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم

502
00:34:28,600 --> 00:34:30,434
‫تو که ژاکت تنته

503
00:34:30,436 --> 00:34:33,403
‫ببرینش پشت سنگر
‫برو . برو

504
00:34:37,443 --> 00:34:40,143
‫دستات رو نشونم بده
‫دستای کیریت رو نشونم بده

505
00:34:42,781 --> 00:34:45,015
‫زنه رو ول کن

506
00:34:45,017 --> 00:34:47,717
‫ولش کن . ولش کن

507
00:34:47,719 --> 00:34:49,419
‫بزنش

508
00:34:52,558 --> 00:34:55,225
‫به سمت‌ ماشین‌ها
‫برو . برو

509
00:34:55,227 --> 00:34:57,961
‫برو . برو . برو

510
00:34:59,932 --> 00:35:02,766
‫برو . برو . عجله کن

511
00:35:05,204 --> 00:35:08,305
‫برو . برو

512
00:35:15,914 --> 00:35:17,881
‫سرت رو بگیر پایین

513
00:35:30,796 --> 00:35:32,829
‫اون رو دیدی؟

514
00:35:34,399 --> 00:35:36,466
‫این چه وضعشه؟ مردم کجان؟

515
00:35:41,507 --> 00:35:43,673
‫وایسا

516
00:35:45,511 --> 00:35:47,144
‫گفتم وایسا

517
00:35:57,823 --> 00:35:59,523
‫هَمِل» ، نه»

518
00:36:33,192 --> 00:36:35,192
‫باید سریع از اینجا بریم

519
00:36:35,194 --> 00:36:37,294
‫اولش باید چندتا تماس بگیرم
‫و با دولت صحبت کنم

520
00:36:37,296 --> 00:36:39,196
‫اوتو» ، باید فوراً سوار اون هواپیما بشی»

521
00:36:39,198 --> 00:36:40,463
‫هنوز جونت در خطره

522
00:36:40,465 --> 00:36:42,232
‫عجله کن . عجله کن

523
00:36:42,234 --> 00:36:45,101
‫خیلی‌خب ، باشه
‫پس بریم خونه

524
00:36:49,141 --> 00:36:50,640
‫من نمیام

525
00:36:50,642 --> 00:36:52,342
‫چی؟

526
00:36:52,344 --> 00:36:55,845
‫من نمیام . باید بفهمم
‫امروز چه اتفاقی افتاد

527
00:36:55,847 --> 00:36:57,547
‫میدونیم چه اتفاقی افتاد
‫بیشتر از یک ساعت اونجا وایسادیم

528
00:36:57,549 --> 00:36:59,316
‫- فکر نکنم
‫- منظورت چیه؟

529
00:36:59,318 --> 00:37:00,717
‫با دقت برنامه‌ریزی شده بود

530
00:37:00,719 --> 00:37:04,221
‫نقشه‌شون از اول این بود که
‫موقع خروج از کمپ بهمون حمله کنن

531
00:37:04,223 --> 00:37:05,822
‫یه لحظه صبر کن

532
00:37:05,824 --> 00:37:07,724
‫- می‌خوای برگردی اونجا؟
‫- باید بفهمم

533
00:37:07,726 --> 00:37:10,260
‫کی پشت این قضیه‌ست و آیا تا
‫برلین دنبال‌مون می‌کنن یا نه

534
00:37:11,597 --> 00:37:13,196
‫- بیخیال «کری» . این...
‫- نگران نباش

535
00:37:13,198 --> 00:37:17,033
‫به محض اینکه بری تمام توجه‌ها هم از
‫اینجا میره و دست من هم بازتر میشه

536
00:37:17,035 --> 00:37:18,268
‫بعلاوه اینجا کلی نیروی پشتیبانی دارم

537
00:37:18,270 --> 00:37:19,603
‫این ایده‌ی خوبی نیست

538
00:37:19,605 --> 00:37:21,805
‫حوصله بحث کردن ندارم
‫من همینجا می‌مونم

539
00:37:29,681 --> 00:37:32,682
‫تو جونم رو نجات دادی

540
00:37:32,684 --> 00:37:34,951
‫فراموش نمی‌کنمش

541
00:38:11,757 --> 00:38:15,825
‫خواهش می‌کنم
‫خدایا ، خواهش می‌کنم

542
00:39:40,312 --> 00:39:44,414
‫ون خاکستری پلاک : بی-سی-وی-۷۷۵۸

543
00:39:44,416 --> 00:39:47,183
‫در حال حرکت به سمت جاده‌ی ۱۳
‫«از بزرگراه «استاینوالد راستهوف

544
00:39:47,185 --> 00:39:49,319
‫ون شامل یک راننده‌ی مرد

545
00:39:49,321 --> 00:39:51,888
‫و ۳تا دختر نوجوان تازه عضو شده
‫در «داعش» هست

546
00:40:23,889 --> 00:40:25,889
‫خواهش می‌کنم

547
00:40:47,500 --> 00:40:50,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">مقر اصلی سی‌آی‌اِی "
‫" لنگلی - ویرجینیا</font>

548
00:40:47,679 --> 00:40:49,379
‫حدس میزنم وضعیت فعلیم
‫رو بهت گزارش داده شده

549
00:40:49,381 --> 00:40:50,647
‫بله . البته

550
00:40:50,649 --> 00:40:54,784
‫خب ، من شخصاً باهات تماس گرفتم
‫تا بگم این یک اشتباه جدی‌ـه

551
00:40:54,786 --> 00:40:56,553
‫«نمی‌خواد مسئله رو بزرگ بکنی «الیسون

552
00:40:56,555 --> 00:40:58,888
‫به‌خاطر اینکه کوتاه اومدی
‫بهش نشان افتخار داده میشه

553
00:40:58,890 --> 00:41:01,257
‫و آخرش برای شغل خودت
‫خوب تموم میشه

554
00:41:01,259 --> 00:41:03,493
‫بعلاوه این‌کار به عملیات اطلاعاتی‌مون

555
00:41:03,495 --> 00:41:07,397
‫در روسیه و اروپای شرقی
‫ضربه‌ی بزرگی وارد می‌کنه

556
00:41:07,399 --> 00:41:11,067
‫من سفیر مسکو ، «کی‌یف» و برلین بودم

557
00:41:11,069 --> 00:41:13,470
‫میدونی که ارزشم چقدر بالاست

558
00:41:15,440 --> 00:41:18,308
‫کسی ارزشت رو زیرسوال نبرده

559
00:41:18,310 --> 00:41:21,411
‫ولی آلمان‌ها می‌خوان یکی رو قربانی کنن

560
00:41:21,413 --> 00:41:22,946
‫یه شخص مهم رو

561
00:41:22,948 --> 00:41:25,381
‫پس «سائول» رو بهشون بده

562
00:41:26,518 --> 00:41:27,951
‫ببخشید؟

563
00:41:27,953 --> 00:41:29,519
‫رئیس بخش اروپا

564
00:41:29,521 --> 00:41:31,688
‫به اندازه کافی براشون مهمه دیگه ، مگه نه؟

565
00:41:33,191 --> 00:41:35,959
‫داری میگی «سائول» رو
‫به «لنگلی» احضار کنم؟

566
00:41:35,961 --> 00:41:37,694
‫نه . فقط اون رو از اومدن
‫به برلین منع کن

567
00:41:37,696 --> 00:41:39,829
‫می‌تونه کارش رو جاهای دیگه ادامه بده

568
00:41:39,831 --> 00:41:42,365
‫«پاریس ، لندن ، «وین

569
00:41:42,367 --> 00:41:44,534
‫میدونی که خود «سائول» هم درک می‌کنه

570
00:41:44,536 --> 00:41:47,070
‫همیشه اولویت رو به آژانس میده

571
00:41:48,273 --> 00:41:49,973
‫و راستش رو بگو

572
00:41:49,975 --> 00:41:52,809
‫ترجیح میدی کی اینجا باشه؟

573
00:41:52,811 --> 00:41:54,511
‫من یا اون؟

574
00:43:13,892 --> 00:43:15,391
‫خدای من

575
00:43:15,393 --> 00:43:17,326
‫مسلح نیستم

576
00:43:17,328 --> 00:43:19,061
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

577
00:43:22,934 --> 00:43:25,334
‫- اون چیه؟
‫- پولته

578
00:43:25,336 --> 00:43:27,103
‫«طبق دستور «ال-امین

579
00:43:27,105 --> 00:43:29,405
‫ما بهت قول محافظت‌مون رو داده بودیم

580
00:43:29,407 --> 00:43:31,207
‫و شکست خوردیم

581
00:43:36,948 --> 00:43:38,948
‫چه اتفاقی افتاد؟

582
00:43:38,950 --> 00:43:40,183
‫- ولید» بهمون خیانت کرد»
‫- ولید»؟»

583
00:43:40,185 --> 00:43:42,351
‫- به‌خاطر پول
‫- پول کی؟ کی بهش پول داده؟

584
00:43:44,989 --> 00:43:47,023
‫بهروز» ، کی بهش پول داد؟»

585
00:43:47,025 --> 00:43:48,991
‫ببین

586
00:43:54,699 --> 00:43:57,166
‫کی بهت پول داده؟

587
00:44:00,772 --> 00:44:03,806
‫کی بهت برای این‌کار پول داده؟

588
00:44:03,808 --> 00:44:06,108
‫- کافیه . بگو چه اتفاقی افتاد
‫- خودش میگه

589
00:44:06,110 --> 00:44:08,544
‫گوش کن

590
00:44:11,649 --> 00:44:14,817
‫چرا می‌خواستن «دورینگ» رو بکشن؟

591
00:44:16,387 --> 00:44:18,821
‫چرا می‌خواستن بکشنش؟

592
00:44:18,823 --> 00:44:20,823
‫اون داشت بهمون کمک می‌کرد

593
00:44:20,825 --> 00:44:22,792
‫چرا کشته بشه؟

594
00:44:22,794 --> 00:44:24,794
‫انگلیسی بگو

595
00:44:24,796 --> 00:44:27,797
‫هدف اون نبود

596
00:44:27,799 --> 00:44:32,468
‫زن سی‌آی‌اِی...اون هدف بود

597
00:44:36,207 --> 00:44:39,041
‫ازش ۶ ساعت بازجویی شد

598
00:44:39,043 --> 00:44:43,112
‫از اونی که ازش پول گرفته
‫بیشتر از مردن می‌ترسید

599
00:44:44,582 --> 00:44:47,483
‫بِیروت» برای تو جای امنی نیست»

600
00:44:47,485 --> 00:44:50,653
‫یکی می‌خواد تو رو بکشه

601
00:46:42,700 --> 00:46:45,100
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" متیسون "</font>

602
00:47:14,500 --> 00:47:15,500
‫(Drama) مترجم : آرین

603
00:47:16,500 --> 00:47:17,500
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫WwW.TinyMoviez.Co

