1
00:00:01,157 --> 00:00:03,225
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

2
00:00:03,429 --> 00:00:04,565
‫اون یه جاسوسه

3
00:00:04,659 --> 00:00:07,976
‫چطور می‌تونه یه جاسوس باشه وقتی
‫که داشت وسط خیابون جون میداد؟

4
00:00:08,011 --> 00:00:11,299
‫تو آمریکایی هستی؟ آره؟ جاسوسی؟

5
00:00:11,367 --> 00:00:13,669
‫- تو سوریه بودی؟
‫- تا ۲۰ روز پیش

6
00:00:13,737 --> 00:00:16,938
‫- اونجا چکار می‌کردی؟
‫- از محموله‌های «یاسر رمالی» محافظت می‌کردم

7
00:00:17,006 --> 00:00:18,873
‫یه مزدور

8
00:00:18,941 --> 00:00:21,343
‫روی باند فرودگاه بودم که
‫واسیلی» باهام تماس گرفت»

9
00:00:21,411 --> 00:00:24,646
‫ولی اونطرف خط «واسیلی» نبود

10
00:00:24,713 --> 00:00:28,950
‫- پس حدس میزنم قاتل «سائول بِرِنسون» بوده
‫- دقیقاً

11
00:00:29,018 --> 00:00:31,019
‫«و چه اتفاقی میوفته وقتی اون و «سائول بِرِنسون
‫باهم تبادل اطلاعات بکنن

12
00:00:31,087 --> 00:00:32,687
‫و بفهمن من بودم

13
00:00:32,755 --> 00:00:34,789
‫که اسم «کری متیسون» رو توی
‫اون جعبه گذاشتم؟

14
00:00:34,857 --> 00:00:38,527
‫نقطه ضعف «سائول» اسرائیل‌ـه
‫دار ادال» هم میدونه»

15
00:00:38,594 --> 00:00:40,962
‫میدونم قضیه سر چیه
‫فکر می‌کنی نمیدونم؟

16
00:00:41,030 --> 00:00:42,964
‫۳۰سال پیش من اسم
‫۳نفر رو بدون اجازه به «موساد» دادم

17
00:00:43,032 --> 00:00:44,866
‫اسم ۳تا تروریست رو
‫اونم وقتی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتیم

18
00:00:44,934 --> 00:00:47,735
‫ولی تو هنوزم طوری رفتار می‌کنی
‫که انگار دیروز بوده

19
00:00:47,803 --> 00:00:49,538
‫«عملیات‌ـت...کشتن‌ جهادی‌ها به‌وسیله «کوئین

20
00:00:49,605 --> 00:00:52,540
‫یه نفر بهش نفوذ کرده
‫و اسم من رو به عنوان هدف توش قرار داده

21
00:00:52,608 --> 00:00:53,862
‫کار روس‌ها بود

22
00:00:53,863 --> 00:00:56,444
‫پس بگو چرا زنده بودن یا نبودنت
‫باید برای روس‌ها اهمیت داره؟

23
00:00:56,511 --> 00:01:00,181
‫چون نمی‌خوان من یه چیزی رو توی اون
‫مدارکی که هکرها ازتون دزدیدن ببینم

24
00:01:00,248 --> 00:01:03,150
‫خب ، اینی که نمی‌خوان ببینی چی هستش؟

25
00:01:03,218 --> 00:01:08,623
‫نمیدونم . برای همین باید
‫اون مدارک رو بهم بدی

26
00:01:10,700 --> 00:01:11,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ورود غیرمجاز "</font>

27
00:01:11,560 --> 00:01:13,628
‫لعنتی

28
00:01:13,696 --> 00:01:16,464
‫از بالا تا پایینش رو جستجو بکنین
‫از اون پشت شروع کنین

29
00:01:16,531 --> 00:01:18,132
‫صبر کن . همین دیروز اینجا رو تفتیش کردن

30
00:01:18,200 --> 00:01:20,067
‫- لنگلی» دستور تفتیش ثانویه داده»
‫- مسخره‌ست

31
00:01:28,175 --> 00:01:30,543
‫سائول» کجاست؟»

32
00:01:30,612 --> 00:01:33,446
‫با یه کپی از مدارک به‌سرقت‌رفته
‫از اینجا خارج شد

33
00:01:33,514 --> 00:01:35,381
‫«می‌خوام راجبه «کری متیسون
‫باهات صحبت کنم

34
00:01:35,449 --> 00:01:37,751
‫کری» ازم درخواست کمک کرد»
‫ازم خواست بهش

35
00:01:37,819 --> 00:01:39,686
‫یه سری مدارک محرمانه بدم
‫و من مخالفت کردم

36
00:01:39,754 --> 00:01:41,722
‫بهش اعتماد نداشتم
‫چون داشت برای تو کار می‌کرد

37
00:01:41,789 --> 00:01:43,356
‫به‌هرحال اون‌موقع حرفش رو باور نکردم
‫ولی حالا می‌کنم

38
00:01:43,424 --> 00:01:46,126
‫ازت می‌خوام از طرف من
‫یه چیزی رو بهش بدی

39
00:01:46,193 --> 00:01:48,294
‫آقای «دورینگ» ، این آقایون
‫خودشون رو معرفی نمی‌کنن

40
00:01:48,362 --> 00:01:50,263
‫ما در حال بررسی یک اقدام
‫تروریستی هستیم . بشینین

41
00:01:50,331 --> 00:01:53,032
‫- چیزی بهتون داده؟
‫- هیچی بهم نداده

42
00:01:53,100 --> 00:01:54,900
‫ببرینش

43
00:01:54,968 --> 00:01:57,103
‫«از طرف «سائول بِرِنسون

44
00:01:57,171 --> 00:02:00,273
‫گفت خودت میدونی باهاش چکار کنی

45
00:02:06,200 --> 00:02:07,200
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫WwW.TinyMoviez.Co

46
00:02:08,200 --> 00:02:11,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۵
‫Oriole : قسمت ۷</font>

47
00:02:12,100 --> 00:02:13,100
‫(Drama) مترجم : آرین

48
00:04:17,905 --> 00:04:19,342
‫بیشتر از معمول طول کشید

49
00:04:19,409 --> 00:04:22,410
‫فکر می‌کردم تعقیبم می‌کنن
‫اشتباه می‌کردم

50
00:04:22,479 --> 00:04:24,412
‫خب...

51
00:04:24,481 --> 00:04:26,515
‫امروز عصر برام چه هدیه‌هایی آوردی؟

52
00:04:26,583 --> 00:04:28,450
‫هیچی

53
00:04:28,518 --> 00:04:31,353
‫من صریحاً ازت خواستم جزئیات

54
00:04:31,420 --> 00:04:33,421
‫مانورهای هوایی «ناتو» در
‫بالتیک» رو برام بیاری»

55
00:04:33,490 --> 00:04:36,749
‫- شدنی نیست
‫- چرا؟

56
00:04:36,793 --> 00:04:38,226
‫ایستگاه تعطیل شده

57
00:04:39,962 --> 00:04:42,364
‫پس ما اینجا چکار می‌کنیم؟
‫نباید میومدی

58
00:04:42,431 --> 00:04:46,134
‫«من که اینطوری فکر نمی‌کنم «ایوان

59
00:04:46,202 --> 00:04:48,436
‫چی شده؟

60
00:04:52,609 --> 00:04:57,412
‫سائول بِرِنسون» بدون اجازه»
‫یه هارد رو از ساختمون خارج کرده

61
00:04:57,480 --> 00:05:00,382
‫و بعد رفته سراغ «اوتو دورینگ» توی کلوپش

62
00:05:00,449 --> 00:05:01,983
‫چی توی هارد بود؟

63
00:05:02,051 --> 00:05:05,086
‫همون ۱۳۶۱ پرونده‌ی معروف‌مون
‫مگه چیز دیگه‌ای هم میشه؟

64
00:05:09,625 --> 00:05:14,362
‫- آخه چرا؟
‫- نمیدونم

65
00:05:14,430 --> 00:05:18,699
‫تمام مدت مشغول فکر کردن بهش بودم

66
00:05:18,767 --> 00:05:21,736
‫با عقل جور درنمیاد
‫اون از «دورینگ» متنفره

67
00:05:23,139 --> 00:05:25,140
‫فقط یه نفر هست

68
00:05:25,207 --> 00:05:28,208
‫که «سائول» حاضره براش
‫تا این حد خطر کنه

69
00:05:28,276 --> 00:05:34,948
‫- الیسون» ، اون مُرده»
‫- اگه نمرده باشه چی؟

70
00:05:35,016 --> 00:05:37,451
‫تو که خودت دیدی

71
00:05:37,519 --> 00:05:40,120
‫من یه عکس دیدم ، نه جسد

72
00:05:40,188 --> 00:05:42,556
‫تو جسدی دیدی؟

73
00:05:42,623 --> 00:05:45,292
‫اون برای «دورینگ» کار می‌کنه

74
00:05:45,360 --> 00:05:47,594
‫اگه همین الان مشغول
‫بررسی مدارک باشه چی؟

75
00:05:47,662 --> 00:05:49,263
‫اون‌موقع چی؟

76
00:05:49,330 --> 00:05:51,398
‫تو دستپاچه شدی ، خیلی‌خب؟

77
00:05:51,466 --> 00:05:53,434
‫داری بدترین وضع ممکن رو تصور می‌کنی

78
00:05:53,501 --> 00:05:57,003
‫نمی‌خوام بقیه‌ی عمرم
‫رو توی زندون بگذرونم

79
00:06:01,842 --> 00:06:04,211
‫باشه

80
00:06:04,279 --> 00:06:05,812
‫خیلی‌خب . باشه

81
00:06:05,880 --> 00:06:08,081
‫بذار بگیم تو درست میگی

82
00:06:08,148 --> 00:06:13,386
‫من که خودم بهش شک دارم
‫اما حتی اگه حق با تو باشه

83
00:06:13,454 --> 00:06:15,321
‫از اینجا تا اونجا کلی فاصله‌ست

84
00:06:16,990 --> 00:06:19,292
‫اولش باید از تمام جزئیات مطلع بشیم

85
00:06:22,329 --> 00:06:24,630
‫با «سائول» صحبت کن

86
00:06:24,698 --> 00:06:27,666
‫چطوری؟ ازش ۲۴ ساعته محافظت میشه
‫و «دار ادال» هم ولش نمی‌کنه

87
00:06:27,734 --> 00:06:29,102
‫خب؟

88
00:06:29,169 --> 00:06:30,703
‫ساختمون "لوبیانکا" که نیستش
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(ساختمان اصلی کِی‌جی‌بی در دوران جماهیر شوروی)</font>

89
00:06:30,770 --> 00:06:34,039
‫یه موقعیت پیدا کن
‫یا خودت خلقش کن

90
00:06:38,212 --> 00:06:41,646
‫«الی»...«الیچکا»

91
00:06:41,714 --> 00:06:44,549
‫هیچ‌کسی ماهرتر از تو نیستش

92
00:06:44,617 --> 00:06:46,851
‫چندین ساله همه‌شون رو بازی دادی

93
00:06:46,919 --> 00:06:48,953
‫بهت اعتماد دارن

94
00:06:52,525 --> 00:06:54,993
‫با «سائول» صحبت کن

95
00:07:08,900 --> 00:07:12,000
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">به‌روزسازی اطلاعات مقامات طالبان "
‫" در دفتر «طالبان» واقع در دوحه‌ - قطر</font>

96
00:07:15,700 --> 00:07:17,700
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" استراتژی‌های روسیه در قبال قطب شمال "</font>

97
00:07:23,000 --> 00:07:26,100
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">: نیروهای ضدشورش ایران "
‫آیا «جوادی» در حال از دست دادن
‫" کنترل سپاه قدس است؟</font>

98
00:07:29,672 --> 00:07:30,672
‫هی

99
00:07:31,697 --> 00:07:35,499
‫- اوتو» ، چرا هنوز بیداری؟»
‫- خوابیدن فایده نداره

100
00:07:35,567 --> 00:07:37,702
‫گفتم شاید قهوه به دردت بخوره

101
00:07:37,770 --> 00:07:39,570
‫ممنون

102
00:07:39,638 --> 00:07:42,907
‫چیزی پیدا نکردی؟

103
00:07:42,975 --> 00:07:45,509
‫هنوز نه . هنوز فقط یک‌چهارم
‫اطلاعات رو بررسی کردم

104
00:07:45,577 --> 00:07:48,046
‫خب پس تنها میذارمت

105
00:07:48,113 --> 00:07:51,615
‫نه . بد نیست یه‌کم استراحت کنم
‫دیگه چشمام درست نمی‌بینه

106
00:07:53,785 --> 00:07:58,222
‫- شیر؟ شکر؟
‫- ساده کافیه

107
00:07:58,290 --> 00:08:03,994
‫خونه‌ات معرکه‌ست . عجب کاخیه

108
00:08:04,062 --> 00:08:05,529
‫ممنون

109
00:08:05,597 --> 00:08:08,499
‫خب ، دقیقاً دنبال چی هستی؟

110
00:08:08,567 --> 00:08:11,402
‫نمیدونم دقیقاً

111
00:08:13,672 --> 00:08:16,407
‫یه چیزی که سازمان اطلاعات روسیه
‫نمی‌خواد من ببینم

112
00:08:18,343 --> 00:08:21,612
‫یه چیزی که حاضرن تو رو
‫به‌خاطرش بکشن

113
00:08:21,680 --> 00:08:24,281
‫درسته

114
00:08:25,850 --> 00:08:29,886
‫میدونی ، یه‌جورایی امیدوارم
‫که هیچی پیدا نکنم

115
00:08:29,954 --> 00:08:31,387
‫چطور؟

116
00:08:31,455 --> 00:08:34,591
‫اون‌وقت یعنی تمام این اتفاقات اشتباهی بوده

117
00:08:34,658 --> 00:08:38,195
‫یه سوءتفاهم خیلی بزرگ

118
00:08:40,164 --> 00:08:42,498
‫اینطوری خوب نمیشه؟

119
00:08:42,566 --> 00:08:45,435
‫و اون‌وقت چکار می‌کنی؟

120
00:08:48,039 --> 00:08:52,609
‫«میرم دنبال «یونس» . برمیگردم «واشنگتون

121
00:08:52,676 --> 00:08:54,644
‫یونس» و «فِرَنی» رو می‌برم به کلبه‌ای»

122
00:08:54,712 --> 00:08:58,414
‫که لب دریاچه‌ست
‫و مال من و خواهرمه

123
00:08:58,482 --> 00:09:01,084
‫و تا ابد اونجا می‌مونیم

124
00:09:01,152 --> 00:09:03,053
‫خب ، اونطوری که خیلی خوب میشه

125
00:09:07,357 --> 00:09:12,494
‫حقیقتش شک دارم که
‫یونس» باهام بیاد»

126
00:09:12,562 --> 00:09:15,064
‫اوضاع یه مدت خیلی به‌هم ریخته شد

127
00:09:18,334 --> 00:09:20,636
‫ما به‌هم زدیم

128
00:09:20,703 --> 00:09:25,074
‫واقعاً متأسفم که همچین چیزی می‌شنوم

129
00:09:25,142 --> 00:09:29,678
‫میدونی ، «یونس» دوستم‌ـه
‫و آدم خوبی هم هست

130
00:09:29,746 --> 00:09:31,313
‫اما...

131
00:09:31,381 --> 00:09:34,183
‫چی؟

132
00:09:34,251 --> 00:09:38,654
‫اون یه وکیله
‫حاضر نیست هیچ خطری بکنه

133
00:09:38,721 --> 00:09:43,292
‫آره . همینطوریه . یکی از چیزهایی که
‫ازش خوشم میاد همینه

134
00:09:43,359 --> 00:09:47,195
‫زن اولم همینطوری بود . محتاط بود

135
00:09:47,263 --> 00:09:49,230
‫محتاط ، آره؟

136
00:09:49,299 --> 00:09:51,366
‫اکثر آدما همینطورین

137
00:09:51,434 --> 00:09:54,969
‫آدم یا با پر پرواز به دنیا میاد یا بدونش

138
00:10:26,868 --> 00:10:29,704
‫می‌خوای همینطوری اونجا نگه‌ـش داری؟

139
00:10:29,771 --> 00:10:31,905
‫اصلاً حاضر به همکاری نیست

140
00:10:31,973 --> 00:10:34,408
‫چی میگه؟

141
00:10:34,476 --> 00:10:36,776
‫مشخصه همه‌ـش دروغ و فیلم‌ـه

142
00:10:36,845 --> 00:10:39,646
‫هنوزم انکار می‌کنه که از
‫ساختمون هارد خارج کرده؟

143
00:10:39,714 --> 00:10:42,615
‫معلومه

144
00:10:42,683 --> 00:10:46,887
‫خب ، شاید داره حقیقت رو میگه

145
00:10:46,955 --> 00:10:50,123
‫این چیه؟

146
00:10:50,191 --> 00:10:53,093
‫توی میزم پیدا کردمش
‫دیروز اکثراً توی اتاق من بود

147
00:10:53,161 --> 00:10:55,362
‫بیخیال

148
00:10:55,429 --> 00:10:58,598
‫انتظار نداری که
‫همچین چیزی رو باور کنم دیگه؟

149
00:10:58,666 --> 00:11:01,201
‫نه حقیقتش

150
00:11:01,269 --> 00:11:06,239
‫ولی با اینحال توی میزم بود
‫توی کشوی اول

151
00:11:06,306 --> 00:11:09,041
‫توش تمام پرونده‌ها هم موجوده
‫خودم بررسی کردم

152
00:11:09,109 --> 00:11:12,579
‫«تلاش خوبی بود «الیسون

153
00:11:12,646 --> 00:11:14,441
‫فقط به‌خاطر اینکه باهاش می‌خوابم

154
00:11:14,466 --> 00:11:17,484
‫دلیل نمیشه که برای
‫محافظت ازش الکی دروغ بگم

155
00:11:17,551 --> 00:11:21,721
‫نکته‌ی خوبیه

156
00:11:21,789 --> 00:11:23,590
‫اینم دلیل نمیشه که
‫یه کپی دوم داشته

157
00:11:23,657 --> 00:11:25,091
‫و اون رو تحویل به «دورینگ» داده باشه

158
00:11:26,527 --> 00:11:29,829
‫اینم نکته‌ی خوبیه

159
00:11:29,897 --> 00:11:32,832
‫پس نظرت چیه که بذاری
‫خودم ازش بازجویی کنم؟

160
00:11:32,900 --> 00:11:35,334
‫بیخیال . مگه چی برای
‫از دست دادن داریم؟

161
00:11:35,403 --> 00:11:39,338
‫اگه با کسی صحبت کنه اون منم

162
00:11:41,909 --> 00:11:45,044
‫- باشه . باهاش صحبت کن
‫- اینجا نه

163
00:11:45,112 --> 00:11:48,680
‫همه میدونیم که نمیشه جلوی
‫دوربین به چیزی اعتراف کرد

164
00:11:48,748 --> 00:11:50,616
‫پس کجا؟

165
00:11:50,683 --> 00:11:53,052
‫بذار برگردونمش به هتل

166
00:11:53,120 --> 00:11:55,554
‫سائول» دوست داره راحت باشه»

167
00:12:08,200 --> 00:12:11,300
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">: عراق روزانه "
‫: ایستگاه برلین
‫" فقط برای ثبت</font>

168
00:12:20,200 --> 00:12:27,800
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">مأمور «تاچ‌استون» سیگنال موقعیت اورژانسی فرستاده "
‫" و درخواست ملاقات با "اوریول" را کرده است</font>

169
00:12:30,200 --> 00:12:38,600
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" «با توجه به میزان منفور بودن «اوریول "</font>

170
00:12:40,500 --> 00:12:48,500
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" نقشه‌های «بغداد» دیگر اجرا نخواهند شد "</font>

171
00:12:55,246 --> 00:12:56,881
‫سلام ، انگلیسی صحبت می‌کنین؟

172
00:12:56,949 --> 00:12:59,549
‫فقط یه‌کم . بله

173
00:12:59,617 --> 00:13:03,152
‫وزارت کشور این شماره رو بهم داده
‫می‌خوام با «سمیر خلیل» صحبت کنم

174
00:13:03,300 --> 00:13:06,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" بغداد ، عراق "</font>

175
00:13:06,991 --> 00:13:09,225
‫الو؟

176
00:13:09,293 --> 00:13:11,561
‫سمیر» خونه نیست»

177
00:13:11,629 --> 00:13:15,331
‫- شما «دنیا» هستی ، مگه نه؟
‫- نه

178
00:13:15,399 --> 00:13:17,400
‫پس «شاتا» هستی

179
00:13:17,468 --> 00:13:19,435
‫بله

180
00:13:19,504 --> 00:13:22,571
‫شاتا» ، من «کری اورسِر» هستم»

181
00:13:22,639 --> 00:13:24,339
‫چندین ساله که پدرت رو می‌شناسم
‫ما باهم کار کردیم

182
00:13:24,407 --> 00:13:26,675
‫و سعی کردیم حوزه‌ی قضایی
‫عراق رو بازسازی کنیم

183
00:13:26,743 --> 00:13:28,944
‫خیلی مهمه که بتونم باهاش صحبت کنم

184
00:13:29,012 --> 00:13:30,713
‫خونه نیستش

185
00:13:30,780 --> 00:13:32,047
‫ولی این شمارشه دیگه . درسته؟

186
00:13:55,171 --> 00:13:58,806
‫من با برادرها صحبت کردم
‫همه موافقت کردن

187
00:13:58,874 --> 00:14:00,308
‫به چی؟

188
00:14:00,376 --> 00:14:04,212
‫به اینکه حمله‌ای توی برلین انجام ندیم
‫به جاش برای مبارزه به «شام» میریم

189
00:14:04,280 --> 00:14:08,417
‫حقیقتش واسم مهم نیست که چکار می‌کنین

190
00:14:08,484 --> 00:14:10,352
‫ولی خودت این توصیه رو کردی

191
00:14:10,420 --> 00:14:13,288
‫من که یادم نمیاد

192
00:14:14,524 --> 00:14:16,958
‫برای رفتن به ترکیه بهمون کمک می‌کنی؟

193
00:14:17,026 --> 00:14:18,325
‫نه

194
00:14:18,393 --> 00:14:21,996
‫بیخیال . تو که قبلاً به اونجا سفر کردی
‫می‌تونی بهترین راه رو نشون‌مون بدی

195
00:14:22,064 --> 00:14:23,765
‫گفتم که نه

196
00:14:25,067 --> 00:14:27,435
‫- می‌تونیم بهت پول بدیم
‫- نه به اندازه‌ی کافی

197
00:14:27,502 --> 00:14:31,405
‫- کافی یعنی چقدر؟
‫- هفته‌ای ۱۰هزارتا دلار آمریکا

198
00:14:31,473 --> 00:14:33,407
‫عموم می‌تونه این پول رو فراهم کنه

199
00:14:33,475 --> 00:14:36,343
‫آدم مهمی‌ـه

200
00:14:36,411 --> 00:14:38,112
‫چقدر مهم؟

201
00:14:38,180 --> 00:14:41,182
‫مسئول جمع‌آوری خراج
‫توی شمال سوریه هستش

202
00:14:41,249 --> 00:14:43,784
‫- رئیس‌ـه؟
‫- نماینده‌ی رئیس‌ـه

203
00:14:43,851 --> 00:14:44,952
‫اسمش چیه؟

204
00:14:46,621 --> 00:14:48,489
‫«ابوالقدولی»

205
00:14:50,358 --> 00:14:52,193
‫تا حالا اسمش رو نشنیدم

206
00:14:53,628 --> 00:14:54,995
‫تصمیمش با خودته

207
00:14:55,063 --> 00:14:57,998
‫یا باهامون بیا
‫و کلی پول به جیب بزن

208
00:14:58,066 --> 00:14:59,467
‫یا همینجا بمون

209
00:14:59,534 --> 00:15:02,136
‫«تا برادرهای «حاجیک
‫پیدات کنن و بکشنت

210
00:15:05,540 --> 00:15:07,575
‫امشب راه میوفتیم

211
00:15:12,580 --> 00:15:14,147
‫اون داخله

212
00:15:14,215 --> 00:15:15,849
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

213
00:15:28,462 --> 00:15:33,366
‫سلام و صبح‌بخیر

214
00:15:33,434 --> 00:15:35,901
‫زیباست . اینطور نیست؟

215
00:15:35,969 --> 00:15:38,371
‫واقعاً

216
00:15:38,439 --> 00:15:40,640
‫بیا بشین

217
00:15:44,711 --> 00:15:46,479
‫یه معجزه‌ست

218
00:15:46,547 --> 00:15:50,983
‫خدا میدونه چطوری توی جنگ سالم مونده

219
00:15:51,051 --> 00:15:54,320
‫ارتش سرخ» سال ۱۹۴۵ به اینجا حمله کرد»

220
00:15:59,627 --> 00:16:01,793
‫بعدش وقتی داشتم بزرگ می‌شدم...

221
00:16:03,463 --> 00:16:05,864
‫مادرم یک راهب رو استخدام کرد
‫تا با ما زندگی کنه

222
00:16:05,931 --> 00:16:08,667
‫و مراسم عشاءربانی اجرا کنه

223
00:16:08,734 --> 00:16:12,571
‫پدر لایبنیز»...خیلی مقیّد بود»

224
00:16:12,639 --> 00:16:15,374
‫همیشه به نظرم کاتولیک بودن
‫کار سختی میومد

225
00:16:15,441 --> 00:16:16,675
‫تو چطور؟

226
00:16:18,744 --> 00:16:21,180
‫نمیدونم . یه مدت طولانی نرفتم طرفش

227
00:16:21,247 --> 00:16:23,415
‫به همین خاطر شاید بخش
‫سختش رو تجربه نکردم

228
00:16:24,984 --> 00:16:26,718
‫کی بود که دعا می‌کرد

229
00:16:26,786 --> 00:16:29,054
‫"پروردگارا مرا تبدیل به آدمی نیکوکار کن"

230
00:16:29,121 --> 00:16:31,056
‫اما هنوز نه"؟"

231
00:16:34,526 --> 00:16:36,895
‫به نظر من که آدم باتقوایی هستی

232
00:16:36,962 --> 00:16:41,066
‫ولی اینطوری نیستم
‫همچین آدمی نیستم

233
00:16:46,005 --> 00:16:48,406
‫ببین «اوتو» ، مورد نداره
‫«اگه بگم «لورا ساتِن

234
00:16:48,473 --> 00:16:52,443
‫یه مدتی بیاد اینجا تا یکی رو
‫برام از توی اینترنت پیدا کنه؟

235
00:16:52,511 --> 00:16:54,145
‫چیزی پیدا کردی؟

236
00:16:54,213 --> 00:16:56,247
‫آره فکر کنم

237
00:16:56,315 --> 00:16:59,217
‫پس با کمال میل

238
00:17:00,820 --> 00:17:02,087
‫ببخشید

239
00:17:07,292 --> 00:17:08,693
‫الو؟

240
00:17:08,760 --> 00:17:12,029
‫کری» عزیزم»
‫اوریول» دوست‌داشتنی من»

241
00:17:12,097 --> 00:17:13,464
‫چطوری «سمیر»؟

242
00:17:13,532 --> 00:17:15,266
‫- خوبی؟
‫- روبراهم

243
00:17:15,334 --> 00:17:16,634
‫فقط روبراهی؟

244
00:17:16,702 --> 00:17:19,370
‫خب ، کمردرد بدی دارم

245
00:17:19,438 --> 00:17:21,272
‫به‌خاطر اون‌همه ساله
‫که روی نیمکت نشستی

246
00:17:21,340 --> 00:17:24,907
‫به‌خاطر اون‌همه سال
‫توی زندان «صدام»‌ـه

247
00:17:24,975 --> 00:17:29,979
‫بگذریم . از سال ۲۰۰۹ دیگه
‫پام رو توی دادگاه نذاشتم

248
00:17:30,047 --> 00:17:31,414
‫متأسفم که این رو می‌شنوم

249
00:17:31,482 --> 00:17:34,451
‫لازم نکرده
‫اینجا دیگه قانون حکمرانی نمی‌کنه

250
00:17:38,155 --> 00:17:40,757
‫۵ماه پیش سعی کردی
‫«باهام ارتباط برقرار کنی «سمیر

251
00:17:40,824 --> 00:17:42,091
‫بله

252
00:17:42,159 --> 00:17:45,695
‫یک سیگنال موقعیت اضطراری فرستادم
‫ولی خبری نشد

253
00:17:45,763 --> 00:17:47,463
‫- هیچی
‫- خب ، نه کاملاً

254
00:17:47,530 --> 00:17:52,268
‫«یه دلقکی به اسم «اسمیت
‫یا «جونز» اومد سراغم

255
00:17:52,335 --> 00:17:54,269
‫و تو چی بهش گفتی؟

256
00:17:54,336 --> 00:17:58,273
‫که فقط با تو صحبت می‌کنم
‫«من تو رو می‌خواستم «کری

257
00:17:58,340 --> 00:18:01,209
‫ولی از تو هیچ خبری نبود . هیچی

258
00:18:03,980 --> 00:18:06,648
‫«وضعیت «اوریول» حساس بود «سمیر

259
00:18:06,715 --> 00:18:09,617
‫اوریول» مجبور شد فرار کنه»

260
00:18:09,685 --> 00:18:12,120
‫فکر نمی‌کنی یکی باید من
‫رو در جریان قرار میداد؟

261
00:18:12,188 --> 00:18:16,623
‫به جاش نشستم اینجا
‫و منتظرم که تلفن زنگ بزنه

262
00:18:16,691 --> 00:18:18,993
‫چی می‌خواستی بهم بگی؟

263
00:18:19,060 --> 00:18:21,929
‫احیاناً اسم «احمد نظری» برات آشنا نیست؟

264
00:18:21,997 --> 00:18:24,331
‫چرا ، همون وکیله بود

265
00:18:24,399 --> 00:18:26,200
‫از اون موجودهای کثیف

266
00:18:26,268 --> 00:18:29,837
‫حقه‌باز ، باج‌بگیر و فروشنده‌ی اطلاعات

267
00:18:29,905 --> 00:18:33,874
‫یادم میاد که کشته شد توی
‫بمب‌گذاری وزارت دادگستری

268
00:18:33,942 --> 00:18:35,609
‫نه

269
00:18:35,677 --> 00:18:38,378
‫چرا «سمیر» ، من کاملاً مطمئنم

270
00:18:38,446 --> 00:18:40,579
‫خب پس دوباره زنده شده

271
00:18:40,647 --> 00:18:42,648
‫منظورت چیه؟

272
00:18:42,716 --> 00:18:44,650
‫به همین خاطر سیگنال فرستادم

273
00:18:44,718 --> 00:18:48,188
‫یه روز موقع قدم زدن توی خیابون دیدمش

274
00:18:48,255 --> 00:18:50,523
‫شنیده بودم پدرش مریض شده

275
00:18:50,590 --> 00:18:52,826
‫مطمئنی خودش بود؟

276
00:18:52,893 --> 00:18:55,929
‫انقدر بهش نزدیک بودم
‫که بوی ادکلنش رو حس کردم

277
00:18:58,799 --> 00:19:01,534
‫وقتی فهمیدم توی برلین هستی
‫خیلی غافلگیر شدم

278
00:19:01,601 --> 00:19:04,636
‫- فکر می‌کردم در جریانی
‫- در جریان نبودم

279
00:19:04,704 --> 00:19:07,372
‫رابطه‌ی تو و «سائول» مثل یه ازدواجی می‌مونه
‫که خوب شروع شد ولی بد تموم شد

280
00:19:07,440 --> 00:19:12,811
‫تا حالا جلوی تو اشاره‌ای به
‫اوتو دورینگ» یا «بنیاد»ـش نکرده؟»

281
00:19:12,879 --> 00:19:14,146
‫هیچ‌وقت

282
00:19:14,214 --> 00:19:17,850
‫راجبه اسرائیلی‌ها چطور؟ احیاناً باهاشون
‫عملیات مشترک انجام نمیده؟

283
00:19:17,917 --> 00:19:19,151
‫نه . میشه بشینیم؟

284
00:19:19,219 --> 00:19:20,919
‫آره

285
00:19:23,223 --> 00:19:25,223
‫برات ساندویچ آوردم

286
00:19:27,993 --> 00:19:29,493
‫ممنون

287
00:19:31,096 --> 00:19:32,563
‫گفتی یه موقعیت خوب گیر آوردی؟

288
00:19:32,630 --> 00:19:37,034
‫- آره . گمونم از خوش‌شانسیم بود
‫- چطور؟

289
00:19:37,102 --> 00:19:39,904
‫با چندتا از جهادی‌هایی
‫که اون‌شب از

290
00:19:39,972 --> 00:19:41,372
‫زندان "پلوتزنسی" آزاد شدن آشنا شدم

291
00:19:41,439 --> 00:19:43,540
‫- جداً؟
‫- داستانش طولانیه

292
00:19:43,608 --> 00:19:46,978
‫خلاصه اینکه می‌خوان من اونا
‫رو تا مرز سوریه همراهی کنم

293
00:19:47,045 --> 00:19:49,046
‫جالبه

294
00:19:49,114 --> 00:19:52,415
‫- چرا؟
‫- یه سری اطلاعات بدست اومده

295
00:19:52,483 --> 00:19:54,918
‫که نشون میده اونا در حال برنامه‌ریزی
‫برای یه حمله‌ در برلین هستن

296
00:19:54,986 --> 00:19:56,586
‫یه حمله‌ی بزرگ

297
00:19:56,653 --> 00:20:00,556
‫همینطورم بود ولی حالا قراره
‫مثل سگ وسط بیابون کشته بشن

298
00:20:03,394 --> 00:20:06,997
‫احسنت «پیتر» . آفرین

299
00:20:07,064 --> 00:20:07,662
‫بازم هست

300
00:20:07,687 --> 00:20:10,500
‫یکی‌شون یه عمو داره
‫حدس بزن کیه

301
00:20:10,567 --> 00:20:13,603
‫- از حدس زدن متنفرم
‫- «القدولی»

302
00:20:13,670 --> 00:20:15,805
‫شوخی می‌کنی؟

303
00:20:15,873 --> 00:20:17,673
‫شاید اینطوری بتونیم بکشیمش

304
00:20:17,741 --> 00:20:20,175
‫من به اندازه کافی نزدیک میشم
‫تو هم دستورش رو آماده کن

305
00:20:24,114 --> 00:20:26,181
‫به‌نظر نقشه‌ی خوبیه

306
00:20:32,188 --> 00:20:33,489
‫آره . من خائن هستم

307
00:20:33,557 --> 00:20:37,693
‫آره . اومدم اینجا تا شما رو گمراه کنم
‫و به کشور بزرگ اسرائیل خدمت کنم

308
00:20:37,761 --> 00:20:39,829
‫آره . «اوتو دورینگ» باهام همدست‌ـه

309
00:20:39,897 --> 00:20:41,297
‫دستگیرم کنین . اعدامم کنین

310
00:20:41,364 --> 00:20:43,332
‫- هر چیزی جز این
‫- بذار یه نوشیدنی برات درست کنم

311
00:20:43,400 --> 00:20:46,701
‫نوشیدنی می‌خوام چکار
‫واقعاً حماقت محضه

312
00:20:46,769 --> 00:20:48,870
‫- یه مقدار زیاده‌روی‌ـه
‫- چطور مگه؟

313
00:20:48,939 --> 00:20:51,873
‫حتی دیگه منم مطمئنم که
‫هارد رو از ساختمون خارج کردی

314
00:20:51,942 --> 00:20:53,775
‫- جداً؟
‫- آره

315
00:20:53,843 --> 00:20:55,911
‫فقط دلیلش رو نمیدونم

316
00:20:55,979 --> 00:20:59,048
‫- خب پس چرا به‌خاطرم دروغ گفتی؟
‫- چون وفادارم

317
00:20:59,115 --> 00:21:01,850
‫خب ، اکثر مواقع

318
00:21:01,918 --> 00:21:04,853
‫خب پس ۷۲ ساعتی که
‫لازم دارم رو برام تهیه کن

319
00:21:04,921 --> 00:21:07,021
‫اگه مجبور شدی التماس کن

320
00:21:07,089 --> 00:21:08,556
‫فکر می‌کنی تلاشم رو نکردم؟

321
00:21:08,623 --> 00:21:11,960
‫«نمیدونی اگه برگردم «لنگلی
‫چه اتفاقی میوفته؟

322
00:21:12,027 --> 00:21:14,295
‫یه حدسایی می‌تونم بزنم . آره

323
00:21:14,363 --> 00:21:16,564
‫منظورم کوتاه‌مدت نیست

324
00:21:16,631 --> 00:21:19,200
‫قضیه بازجویی طولانی‌مدت‌ـه

325
00:21:19,268 --> 00:21:22,903
‫یه نوع شک که هیچ‌وقت از بین نمیره

326
00:21:22,972 --> 00:21:26,907
‫به‌خاطر این رسوایی از صحنه حذف میشم

327
00:21:26,976 --> 00:21:29,377
‫خب ، اون ۷۲ ساعت چه
‫تفاوتی ایجاد می‌کنه؟

328
00:21:29,445 --> 00:21:32,546
‫تا اون‌موقع یا می‌تونم جواب رو بدست بیارم
‫یا نمی‌تونم

329
00:21:32,614 --> 00:21:35,516
‫نمی‌فهمم

330
00:21:35,584 --> 00:21:38,051
‫دقیقاً منتظر چی هستی؟

331
00:21:44,960 --> 00:21:49,363
‫الیسون» ، حقیقت رو بگو»
‫الان تنهاییم؟

332
00:21:49,430 --> 00:21:51,365
‫تا جایی که من میدونم آره

333
00:21:51,432 --> 00:21:53,200
‫هیچ میکروفونی مخفی نشده؟

334
00:21:53,267 --> 00:21:56,570
‫کسی توی اتاق بغلی ننشسته
‫و به حرفامون گوش نمیده؟

335
00:21:56,638 --> 00:21:59,539
‫تا جایی که من میدونم نه

336
00:21:59,607 --> 00:22:02,274
‫خب ، به‌هرحال گور پدرشون

337
00:22:09,149 --> 00:22:10,750
‫این رو می‌شنوی؟

338
00:22:12,419 --> 00:22:14,387
‫«راشمانیوف»

339
00:22:14,454 --> 00:22:16,623
‫پدرسگا

340
00:22:23,463 --> 00:22:25,564
‫مدارک رو دانلود کردم

341
00:22:25,632 --> 00:22:27,799
‫اونا رو هم به «اوتو دورینگ» دادم

342
00:22:29,002 --> 00:22:32,438
‫- سائول» ، چرا؟»
‫- چرا؟

343
00:22:34,408 --> 00:22:36,909
‫سوال خوبیه

344
00:22:36,976 --> 00:22:40,913
‫- گمونم منم آدم وفاداری هستم
‫- وفادار به کی؟

345
00:22:40,980 --> 00:22:41,980
‫«کری»

346
00:22:42,049 --> 00:22:44,016
‫«کری»

347
00:22:44,084 --> 00:22:46,451
‫فکر می‌کنه جونش در خطره

348
00:22:46,519 --> 00:22:48,486
‫منم کم‌کم دارم حرفش رو باور می‌کنم

349
00:22:48,554 --> 00:22:50,688
‫فکر می‌کنه می‌تونه دلیلش رو
‫توی اون مدارک پیدا کنه

350
00:22:50,756 --> 00:22:52,690
‫- پس الان مدارک دستشه؟
‫- آره به گمونم

351
00:22:52,758 --> 00:22:55,927
‫- اونا رو دادم به «دورینگ» که تحویل «کری» بده
‫- که اینطور

352
00:22:55,994 --> 00:22:58,530
‫منتظرم که خبرم کنه

353
00:23:02,435 --> 00:23:03,868
‫«سائول»

354
00:23:03,936 --> 00:23:07,072
‫یهو حالم خراب شد

355
00:23:09,675 --> 00:23:12,476
‫حال‌ـت خوبه؟ چی شده؟

356
00:23:12,544 --> 00:23:14,978
‫نمیدونم

357
00:23:15,046 --> 00:23:19,116
‫- یکی رو خبر کنم؟
‫- نه ، نه . حالم خوب میشه

358
00:23:23,488 --> 00:23:27,458
‫- می‌خوای یه‌کم تنهات بذارم؟
‫- آره . یه لحظه . ممنون

359
00:25:17,012 --> 00:25:19,512
‫- هی
‫- هی

360
00:25:22,837 --> 00:25:27,240
‫کری» ، این «نیومن» معروف به»
‫گِیب اچ کود» هستش»

361
00:25:27,308 --> 00:25:29,609
‫نیومن» ، این «کری متیسون»ـه»

362
00:25:29,677 --> 00:25:31,110
‫لورا» گفت که احتمالاً»
‫تو رو با خودش میاره

363
00:25:31,178 --> 00:25:34,080
‫واقعاً کمکت به دردم می‌خوره
‫ممنون که اومدی

364
00:25:34,147 --> 00:25:35,715
‫اولش می‌خوام بدونم قراره
‫راجبه چی بهت کمک کنم

365
00:25:35,782 --> 00:25:36,982
‫جفت‌مون می‌خوایم بدونیم

366
00:25:37,050 --> 00:25:38,818
‫- حتماً
‫- بعدش

367
00:25:38,885 --> 00:25:40,620
‫شاید تو بتونی بهم کمک کنی

368
00:25:40,688 --> 00:25:42,922
‫هر چی که بخوای

369
00:25:42,989 --> 00:25:45,458
‫تا دوستم «کورزنیک» رو پیدا کنم

370
00:25:49,530 --> 00:25:50,996
‫چی شده؟

371
00:25:52,199 --> 00:25:56,435
‫- «اون مرده «نیومن
‫- چی؟

372
00:25:58,038 --> 00:26:00,472
‫از کجا میدونی؟

373
00:26:02,542 --> 00:26:06,879
‫مدارکی که تو از ایستگاه برلین دزدیدی
‫افتاده دست سازمان اطلاعات روسیه

374
00:26:06,947 --> 00:26:08,881
‫برای پیدا کردن‌شون «کاتیا کِلِر» رو کشتن

375
00:26:08,949 --> 00:26:12,718
‫«امکان نداره با ول کردن «کورزنیک
‫خطر بکنن

376
00:26:12,786 --> 00:26:15,054
‫متأسفم

377
00:26:18,024 --> 00:26:22,762
‫من می‌خوام بهم کمک کنین تا بتونیم
‫قاتل‌های «کورزنیک» رو شناسایی کنیم

378
00:26:23,964 --> 00:26:26,164
‫این‌کار رو می‌کنین؟

379
00:26:30,836 --> 00:26:35,340
‫خیلی‌خب ، اولین کاری که باید بکنیم
‫پیدا کردن موقعیت این آدم‌ـه

380
00:26:35,408 --> 00:26:37,643
‫«احمد نظری»

381
00:26:42,248 --> 00:26:44,182
‫اینکه آگهی فوته

382
00:26:44,250 --> 00:26:47,618
‫خب ، ظاهراً که توی مرگش اغراق شده

383
00:26:47,686 --> 00:26:50,854
‫توی «بغداد» یه وکیل بود و برای
‫وزارت دادگستری کار می‌کرد

384
00:26:50,922 --> 00:26:55,493
‫یکی از مهره‌های سازمان
‫اطلاعاتی آمریکا هم بود

385
00:26:55,560 --> 00:26:58,362
‫واقعاً؟ یه بوهایی بلند میشه

386
00:26:58,430 --> 00:27:00,464
‫داری میگی از عمد مرگش رو جعل کردن؟

387
00:27:00,532 --> 00:27:03,167
‫کی؟ سی‌آی‌اِی؟ نمیدونم

388
00:27:03,234 --> 00:27:06,337
‫- از کجا شروع کنیم؟
‫- همسر «احمد» ۹ ماه پیش عراق رو ترک کرد

389
00:27:06,405 --> 00:27:08,839
‫بعد از بمب‌گذاری که مثلاً
‫باعث مرگ شوهرش شده

390
00:27:08,907 --> 00:27:11,041
‫تا جایی که من میدونم
‫«رفته به پایتخت «اُردن» «عَمان

391
00:27:11,109 --> 00:27:13,110
‫- اسمش چی بود؟
‫- «جمیلا»

392
00:27:13,178 --> 00:27:14,345
‫«جمیلا نظری»

393
00:27:14,413 --> 00:27:18,548
‫پس گمونم تونستی
‫مدارک رو بدست بیاری

394
00:27:19,750 --> 00:27:21,551
‫همینطوره

395
00:27:21,619 --> 00:27:24,788
‫همینجان؟ توی این اتاقن؟
‫بذار ببینم‌شون

396
00:27:26,191 --> 00:27:28,625
‫- لورا» ، من نمی‌تونم»
‫- «بیخیال «کری

397
00:27:28,693 --> 00:27:31,328
‫چرا فکر می‌کنی قبول کردم بیام اینجا؟

398
00:27:31,395 --> 00:27:34,497
‫میشه بعداً راجبش صحبت کنیم؟

399
00:27:34,565 --> 00:27:36,399
‫باشه

400
00:27:36,467 --> 00:27:37,868
‫میدونی که نظر «اوتو» چیه

401
00:27:41,172 --> 00:27:44,774
‫رمز وایرلس چیه؟

402
00:27:44,842 --> 00:27:47,910
‫«پاپ فرانسیس»

403
00:27:47,978 --> 00:27:49,346
‫بهم اطمینان دادی که «کری» مرده

404
00:27:49,413 --> 00:27:51,614
‫اشتباه کردم

405
00:27:53,584 --> 00:27:56,017
‫خیلی‌خب

406
00:27:56,085 --> 00:27:59,020
‫بدترین اتفاقی که ممکنه بیوفته چیه؟

407
00:27:59,088 --> 00:28:02,858
‫احمد» کل داستان رو لو میده»
‫و همه چیز رو به «کری» میگه

408
00:28:02,925 --> 00:28:04,860
‫اولاً چرا همچین کاری بکنه؟

409
00:28:04,927 --> 00:28:08,330
‫دوماً «کری» باید پیداش کنه
‫و قبل از من بره سراغش

410
00:28:08,398 --> 00:28:10,332
‫مدارک از دیشب دستش بوده

411
00:28:10,400 --> 00:28:12,534
‫آمستردام» ۷ ساعت با ماشین»
‫با اینجا فاصله داره

412
00:28:12,602 --> 00:28:14,870
‫- ممکنه تا الان رسیده باشه اونجا
‫- بعید میدونم

413
00:28:14,937 --> 00:28:18,206
‫میشه انقدر اون رو دست‌کم نگیری؟

414
00:28:18,274 --> 00:28:21,409
‫برام مهم نیست که چقدر زرنگه
‫جادوگر که نیست

415
00:28:21,477 --> 00:28:24,545
‫خب ، من نمی‌خوام همچین خطری بکنم

416
00:28:24,613 --> 00:28:27,249
‫فکر می‌کنی ما می‌خوایم؟

417
00:28:32,621 --> 00:28:34,555
‫«الیسون»

418
00:28:34,623 --> 00:28:40,628
‫تو نماد بزرگترین نفوذ تاریخ به
‫سازمان اطلاعاتی آمریکا هستی

419
00:28:40,696 --> 00:28:43,265
‫در زمان روسیه یا شوروی

420
00:28:43,332 --> 00:28:49,337
‫رئیس‌هام واقعاً فکر می‌کنن تو
‫یه روزی رئیس سی‌آی‌اِی میشی

421
00:28:49,405 --> 00:28:51,272
‫خب ، اونا مجبور نیستن

422
00:28:51,339 --> 00:28:53,841
‫فردا در حالی برگردن سر کار
‫که دنیاشون در حال نابود شدنه

423
00:28:53,909 --> 00:28:57,512
‫- ولی مجبورن تظاهر کنن که همه چیز عادیه
‫- بیخیال

424
00:28:57,579 --> 00:28:59,847
‫انقدر غر نزن

425
00:28:59,915 --> 00:29:01,849
‫یعنی چی؟

426
00:29:01,917 --> 00:29:05,386
‫یعنی اینکه جفت‌مون میدونیم
‫خودت از این‌کار خوشت میاد

427
00:29:05,454 --> 00:29:08,790
‫از همین دوگانه بودنت لذت می‌بری

428
00:29:08,857 --> 00:29:12,293
‫بدون اون میشی مثل یه ماهی
‫که نزدیک ساحل شده

429
00:29:12,360 --> 00:29:15,195
‫و داره از شدت اکسیژن جون میده

430
00:29:23,805 --> 00:29:27,441
‫من فقط دلم نمی‌خواد دستگیر بشم

431
00:29:27,508 --> 00:29:29,743
‫میدونم

432
00:29:36,884 --> 00:29:40,287
‫ما توی «آمستردام» منتظرش میشیم

433
00:29:44,592 --> 00:29:46,626
‫سائول بِرِنسون» به تو اعتماد کرد»
‫و اون مدارک رو بهت داد

434
00:29:46,694 --> 00:29:49,229
‫تا برسونی‌شون دست من
‫نه اینکه توی اینترنت پخش‌شون بکنی

435
00:29:49,297 --> 00:29:50,564
‫از کِی تا حالا سی‌آی‌اِی

436
00:29:50,631 --> 00:29:53,200
‫تصمیم می‌گیره ما می‌تونیم
‫چی توی اینترنت منتشر کنیم؟

437
00:29:53,268 --> 00:29:55,202
‫به نکته‌ی خوبی اشاره کرد

438
00:29:55,270 --> 00:29:57,303
‫- شفافیت یکی از قواعد اصلی کار ماست
‫- "جامعه‌ای باز"

439
00:29:57,371 --> 00:29:59,038
‫روی کارت هم نوشته شده

440
00:29:59,106 --> 00:30:01,984
‫فراموش کردین سر همین
‫قضیه چند نفر کشته شدن؟

441
00:30:02,009 --> 00:30:05,679
‫من نزدیک بود کشته بشم
‫تو هم همینطور

442
00:30:05,746 --> 00:30:07,681
‫- توی «آمستردام»ـه
‫- جمیلا»؟»

443
00:30:07,748 --> 00:30:11,317
‫آره . حقوق شوهرش به‌صورت خودکار

444
00:30:11,385 --> 00:30:13,820
‫«از حساب یه بانک توی «عَمان
‫به یک بانک ان‌بی‌ان

445
00:30:13,888 --> 00:30:15,154
‫در «آمستردام» واریز میشه

446
00:30:15,222 --> 00:30:17,156
‫- تونستی آدرس‌ـش رو پیدا کنی؟
‫- نه

447
00:30:17,224 --> 00:30:18,391
‫- ولی می‌تونم دنبالش بگردم
‫- باشه

448
00:30:18,459 --> 00:30:20,994
‫همین کار رو بکن
‫«منم راه میوفتم سمت «آمستردام

449
00:30:21,061 --> 00:30:24,430
‫یه گاراژ پر از ماشین هستش
‫هر کدوم رو خواستی بردار

450
00:30:24,498 --> 00:30:26,432
‫- ممنون
‫- چطوری می‌خوای

451
00:30:26,500 --> 00:30:29,635
‫- یه زن رو توی کل «آمستردام» پیدا کنی؟
‫- یک زن عراقی

452
00:30:29,703 --> 00:30:31,804
‫- که احتمالاً اسمش رو عوض کرده
‫- حتماً اسمش رو عوض کرده

453
00:30:31,872 --> 00:30:33,838
‫ولی یکی از همکارهای سابقم
‫توی جامعه‌ی مهاجرین «آمستردام» حضور داره

454
00:30:33,912 --> 00:30:37,576
‫تا اون‌موقع انتشار مدارک رو بیخیال میشیم؟

455
00:30:37,644 --> 00:30:41,080
‫«بعداً میریم سراغش «لورا
‫بعداً میریم سراغش

456
00:30:51,213 --> 00:30:52,405
‫چرا کمک نمی‌کنه؟

457
00:30:53,593 --> 00:30:54,550
‫داره کمک می‌کنه

458
00:30:55,405 --> 00:30:57,128
‫مگه پاسپورت‌هامون چه مشکلی داره؟

459
00:30:57,129 --> 00:30:58,129
‫هیچی

460
00:30:58,531 --> 00:31:02,634
‫ظهیر» ، تو نمی‌تونی بیای»

461
00:31:03,769 --> 00:31:05,703
‫مشکل کجاست؟

462
00:31:05,771 --> 00:31:10,775
‫توی پاسپورتش مهر «اُردن» خورده
‫از اولین مرز نمی‌تونیم رد بشیم

463
00:31:10,843 --> 00:31:14,412
‫- برمیگرده به تعطیلات ۲ سال پیش
‫- مهم نیست

464
00:31:15,614 --> 00:31:17,248
‫ما اینجا یه پوشش داریم

465
00:31:17,315 --> 00:31:20,885
‫مثلاً توی کار ساخت‌وساز در استانبول هستیم
‫نه جهاد توی سوریه

466
00:31:20,953 --> 00:31:23,821
‫اگه می‌خواین خطر کنین مشکلی نیست
‫ولی من باهاتون نمیام

467
00:31:23,889 --> 00:31:24,507
‫صبر کن

468
00:31:24,508 --> 00:31:25,171
‫بذار بره

469
00:31:25,172 --> 00:31:26,361
‫بهش نیازی نداریم

470
00:31:26,362 --> 00:31:28,942
‫اون راه رو بلده . بین ما فقط اونه
‫که تا حالا این مسیر رو طی کرده

471
00:31:28,943 --> 00:31:30,258
‫آره ولی «حاجیک» رو کشته

472
00:31:30,259 --> 00:31:31,482
‫حاجیک» سعی کرد اون رو بکشه»

473
00:31:31,483 --> 00:31:32,476
‫خفه‌شو

474
00:31:32,477 --> 00:31:33,838
‫کافیه

475
00:31:35,568 --> 00:31:37,334
‫ببخشید «ظهیر» . این‌بار نمیشه

476
00:31:37,402 --> 00:31:39,270
‫پاسپورت جدید بگیر
‫و اونطرف بهمون ملحق شو

477
00:31:39,905 --> 00:31:40,819
‫اینطوری که نمیشه

478
00:31:40,820 --> 00:31:41,814
‫چه کاری از دستم برمیاد؟

479
00:31:42,240 --> 00:31:45,126
‫ظهیر» ، بیا»

480
00:31:54,018 --> 00:31:55,686
‫خیلی‌خب ، راه بیوفتین

481
00:32:07,065 --> 00:32:08,466
‫فقط یه لحظه

482
00:32:26,250 --> 00:32:28,051
‫حال‌ـت خوبه؟

483
00:32:28,119 --> 00:32:30,721
‫آره

484
00:32:30,788 --> 00:32:34,057
‫فقط گفتم بهتره امشب رو پیش هم باشیم

485
00:32:35,292 --> 00:32:37,560
‫بیا تو

486
00:32:43,800 --> 00:32:47,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ناحیه زیبورگ ، آمستردام "</font>

487
00:33:11,628 --> 00:33:14,896
‫کری»...دوست من ، واقعاً خودتی؟»

488
00:33:14,964 --> 00:33:16,898
‫جز من کی می‌تونه باشه؟

489
00:33:16,966 --> 00:33:18,367
‫می‌بینم حقه‌های قدیمی رو اجرا کردی

490
00:33:18,434 --> 00:33:22,171
‫- چطوری شدم؟
‫- خیلی هم عالی

491
00:33:22,238 --> 00:33:25,874
‫- خوشحالم می‌بینمت
‫- من بیشتر

492
00:33:25,941 --> 00:33:28,443
‫پس این مدت راننده تاکسی بودی؟

493
00:33:28,511 --> 00:33:30,945
‫یه چند سالی میشه
‫هزینه‌ی دانشگاه شبانه‌ام رو میده

494
00:33:31,013 --> 00:33:33,382
‫- دارم فوق‌لیسانس مدیریت می‌خونم
‫- «این عالیه «حسام

495
00:33:33,449 --> 00:33:36,685
‫«تو من رو از عراق آوردی بیرون «کری
‫بهم یه فرصت دوباره دادی

496
00:33:36,752 --> 00:33:38,186
‫منم می‌خوام بیشترین استفاده رو ازش بکنم

497
00:33:38,253 --> 00:33:40,421
‫خب ، به‌نظر میاد که داری
‫همین کار رو می‌کنی

498
00:33:40,489 --> 00:33:42,890
‫خب ، گزارشم رو الان می‌خوای یا بعداً؟

499
00:33:42,957 --> 00:33:45,459
‫- الان خوبه
‫- خیلی آسون بود

500
00:33:45,527 --> 00:33:47,295
‫سومین تماسی که گرفتم
‫با کمک‌یار پروژه‌ی

501
00:33:47,362 --> 00:33:49,297
‫پناهجویان عراقی بود
‫حدس بزن چی پیدا کردم

502
00:33:49,364 --> 00:33:51,799
‫مشخص شد که اونجا همه می‌شناسنش

503
00:33:51,866 --> 00:33:53,801
‫تازه از اسم واقعی خودش هم استفاده می‌کنه

504
00:33:53,868 --> 00:33:55,069
‫«جمیلا نظری»

505
00:33:55,136 --> 00:33:56,937
‫- شوخی می‌کنی؟
‫- نه

506
00:33:57,005 --> 00:33:59,073
‫اصلاً دنبال مخفی کردن خودش نیست

507
00:33:59,140 --> 00:34:02,677
‫- شوهری هم داره؟
‫- یه بیوه‌ست

508
00:34:02,744 --> 00:34:05,213
‫- دوست‌پسر چطور؟
‫- تنها زندگی می‌کنه

509
00:34:05,280 --> 00:34:07,047
‫پس آدرس‌ـش رو میدونی؟

510
00:34:07,115 --> 00:34:09,850
‫معلومه . الان بریم اونجا؟

511
00:34:09,918 --> 00:34:12,586
‫بریم

512
00:34:27,993 --> 00:34:29,129
‫«صبح‌بخیر «تئو

513
00:34:29,242 --> 00:34:30,616
‫شنیدم «کری» اینجاست

514
00:34:30,723 --> 00:34:31,870
‫هنوز بیدار نشده؟

515
00:34:32,048 --> 00:34:33,574
‫دیشب از اینجا رفت

516
00:34:37,001 --> 00:34:38,773
‫اوتو» چطور؟»

517
00:34:38,873 --> 00:34:40,152
‫اوتو» توی» اسطبل‌ـه»

518
00:34:52,860 --> 00:34:54,693
‫- «یونس»
‫- سلام

519
00:34:55,963 --> 00:34:57,085
‫«اومده بودم دنبال «کری

520
00:34:59,200 --> 00:35:00,336
‫متأسفانه از اینجا رفته

521
00:35:00,687 --> 00:35:01,401
‫کجا؟

522
00:35:01,786 --> 00:35:02,533
‫«آمستردام»

523
00:35:04,934 --> 00:35:05,708
‫برای چی؟

524
00:35:07,185 --> 00:35:08,667
‫حقیقتش مطمئن نیستم

525
00:35:08,838 --> 00:35:11,406
‫هنوز دنبال اینه که ببینه واقعاً
‫چه اتفاقی توی لبنان افتاده

526
00:35:12,577 --> 00:35:14,869
‫باهام قدم بزن
‫داره برای کنفرانس تلفنیم دیرم میشه

527
00:35:16,371 --> 00:35:18,106
‫گذاشتی بره؟ تنهایی؟

528
00:35:18,347 --> 00:35:19,983
‫بهش التماس کردم که چندتا
‫از آشناهاش رو با خودش ببره

529
00:35:20,070 --> 00:35:21,849
‫ولی میدونی که چطوریه

530
00:35:22,146 --> 00:35:24,268
‫من نگرانشم

531
00:35:24,723 --> 00:35:27,330
‫آره . منم همینطور

532
00:35:27,331 --> 00:35:28,875
‫و نه فقط به‌خاطر امنیتش

533
00:35:29,869 --> 00:35:30,908
‫منظورت چیه؟

534
00:35:33,306 --> 00:35:34,340
‫وضعیتش

535
00:35:36,661 --> 00:35:38,048
‫وضعیت روانیش

536
00:35:41,087 --> 00:35:43,546
‫قراردادمون باهاش چند ساله‌ست؟ ۲ ساله؟

537
00:35:46,211 --> 00:35:47,304
‫تا «فوریه» هست

538
00:35:47,305 --> 00:35:49,203
‫چرا؟

539
00:35:49,204 --> 00:35:52,265
‫اشتباه کردیم استخدام کردیمش

540
00:35:54,028 --> 00:35:54,868
‫چطور؟

541
00:35:55,185 --> 00:35:56,548
‫نامتعادله

542
00:35:57,532 --> 00:35:59,967
‫قراردادش رو تمدید نمی‌کنیم

543
00:36:02,047 --> 00:36:05,599
‫البته نذار این اتفاق تأثیری
‫روی رابطه‌ات باهاش بذاره

544
00:36:06,245 --> 00:36:07,442
‫اونش دیگه مربوط به خودته

545
00:36:24,749 --> 00:36:27,051
‫یه آرایشگر مو که نمی‌تونه
‫همچین خونه‌ای بخره

546
00:36:27,118 --> 00:36:28,819
‫از کجا میدونی آرایشگر موئه؟

547
00:36:28,887 --> 00:36:32,223
‫کارش توی «بغداد» همین بود

548
00:36:36,982 --> 00:36:38,252
‫«کری»

549
00:36:52,977 --> 00:36:54,911
‫نباید تعقیبش کنیم؟

550
00:36:54,979 --> 00:36:56,946
‫نه . می‌خوام بری زنگ خونه رو بزنی

551
00:36:57,014 --> 00:36:59,315
‫- باشه
‫- اگه کسی جواب داد

552
00:36:59,383 --> 00:37:00,583
‫ازشون بپرس تاکسی خواستن یا نه

553
00:37:00,650 --> 00:37:03,552
‫من دنبال این مرد می‌گردم

554
00:37:03,620 --> 00:37:08,358
‫احمد نظری»...شوهرش»

555
00:37:08,425 --> 00:37:10,894
‫- گرفتی؟
‫- گرفتم

556
00:37:10,961 --> 00:37:13,897
‫ببین خونه آژیر داره یا نه

557
00:38:06,014 --> 00:38:07,448
‫قطعاً خودشه

558
00:38:07,515 --> 00:38:08,749
‫- جداً؟
‫- آره

559
00:38:10,618 --> 00:38:11,718
‫خونه آژیر داره؟

560
00:38:11,786 --> 00:38:14,488
‫من که چیزی ندیدم . الان چکار کنیم؟

561
00:38:14,556 --> 00:38:16,324
‫صبر می‌کنیم تا بره بیرون

562
00:38:16,391 --> 00:38:19,293
‫چرا الان با تفنگ نمیری سراغش؟

563
00:38:19,361 --> 00:38:22,195
‫اون دلیلی برای صحبت کردن
‫با من نداره . حداقل هنوز نه

564
00:38:22,263 --> 00:38:24,130
‫اول می‌خوام یه نگاهی به خونه‌ بندازم

565
00:38:25,899 --> 00:38:29,569
‫واقعاً می‌خوای اینطوری از اینجا بری؟

566
00:38:29,636 --> 00:38:34,007
‫مثل یه بازیگر پیر که به زور از
‫روی سن نمایش پایین می‌کشنش؟

567
00:38:34,075 --> 00:38:36,076
‫میدونی چیه «دار»؟

568
00:38:36,143 --> 00:38:37,910
‫این لحظه رو بعداً بخاطر میاری

569
00:38:37,979 --> 00:38:41,914
‫شاید نه فردا پس‌فردا
‫ولی ۶ ماه دیگه یا ۱ سال دیگه

570
00:38:41,983 --> 00:38:43,416
‫و باعث میشه از خودت خجالت بکشی

571
00:38:46,120 --> 00:38:47,787
‫مستقیم ببرینش فرودگاه

572
00:38:47,855 --> 00:38:49,621
‫نه توقفی و نه تغییر مسیری

573
00:38:49,689 --> 00:38:51,957
‫مستقیم بذارینش توی هواپیما

574
00:38:52,025 --> 00:38:53,592
‫- بله قربان
‫- واقعاً نمیدونم

575
00:38:53,659 --> 00:38:55,894
‫دیگه چه کاری می‌تونستم برات بکنم

576
00:38:55,962 --> 00:38:58,297
‫خب ، می‌تونستی بهم اعتماد کنی

577
00:38:58,365 --> 00:39:00,799
‫خودت غیرممکن کردیش

578
00:39:03,769 --> 00:39:07,906
‫اون بالاخره نابودت کرد
‫همونطوری که همیشه می‌گفتم

579
00:39:10,243 --> 00:39:11,576
‫گم‌شو

580
00:39:28,860 --> 00:39:30,128
‫چکار می‌کنین قربان؟

581
00:39:30,195 --> 00:39:33,797
‫دارم زنگ میزنم خشکشویی
‫البته اگه از نظرت ایرادی نداره

582
00:39:56,888 --> 00:39:58,923
‫خیلی‌خب ، همین که خواست برگرده خونه
‫باهام تماس بگیر

583
00:39:58,990 --> 00:40:01,324
‫و زیاد هم بهش نزدیک نشو
‫یادت باشه که اون تو رو دیده

584
00:41:15,097 --> 00:41:20,434
‫بسیارخب ، بسیارخب
‫ممنون

585
00:41:20,502 --> 00:41:22,169
‫نتونستن لباساتون رو توی
‫خشکشویی پیدا کنن قربان

586
00:41:22,237 --> 00:41:24,038
‫وقتی پیدا کردن ما اونا رو براتون می‌فرستیم

587
00:41:24,106 --> 00:41:27,441
‫«بهشون بگو بفرستنش به زیرزمین «لنگلی

588
00:41:27,509 --> 00:41:29,376
‫قربان ، باید بریم

589
00:42:12,118 --> 00:42:13,986
‫برو . برو . برو

590
00:44:24,313 --> 00:44:26,881
‫- سلام
‫- من توی پارک "فِلوو" هستم

591
00:44:26,949 --> 00:44:28,683
‫۲نفر همین الان «احمد» رو
‫سوار یه ماشین کردن

592
00:44:28,750 --> 00:44:30,951
‫- تعقیب‌شون کن
‫- نمی‌تونم . پیاده‌ام

593
00:44:31,019 --> 00:44:32,119
‫لعنتی

594
00:44:32,187 --> 00:44:33,688
‫- شرمنده
‫- نه . ایرادی نداره

595
00:44:33,755 --> 00:44:35,589
‫همونجا بمون و خودم باهات تماس می‌گیرم

596
00:46:40,311 --> 00:46:41,676
‫راه بیوفت

597
00:46:43,980 --> 00:46:45,414
‫«حسام»

598
00:46:45,481 --> 00:46:50,718
‫خدای من ، خدای من

599
00:47:05,733 --> 00:47:07,034
‫ممنون دوست من

600
00:47:07,102 --> 00:47:08,402
‫مأمورهام حرفه‌ای هستن ، مگه نه؟

601
00:47:08,470 --> 00:47:09,670
‫زهرترکم کردن

602
00:47:12,707 --> 00:47:14,075
‫خب...

603
00:47:14,142 --> 00:47:16,877
‫اینجا دقیقاً قراره چکار کنیم «سائول»؟

604
00:47:16,945 --> 00:47:19,513
‫نمیدونم

605
00:47:19,581 --> 00:47:22,416
‫اولین‌بارـه که طرد میشم

606
00:47:56,116 --> 00:47:59,952
‫- الو؟
‫- الیسون» ، منم»

607
00:48:01,388 --> 00:48:03,122
‫کری»؟»

608
00:48:03,189 --> 00:48:06,392
‫شرمنده که این‌موقع باهات تماس گرفتم
‫ولی باید باهات حرف بزنم

609
00:48:08,395 --> 00:48:09,896
‫راجبه چی؟

610
00:48:09,963 --> 00:48:11,931
‫بغداد»...باید ازت یه سری سوال بپرسم»

611
00:48:11,999 --> 00:48:13,900
‫راجبه زمانی که اونجا کار می‌کردی
‫قبل اینکه من بیام

612
00:48:16,770 --> 00:48:18,604
‫مثلاً؟

613
00:48:18,672 --> 00:48:22,474
‫- نمی‌تونم پشت تلفن راجبش صحبت کنم
‫- باشه

614
00:48:22,543 --> 00:48:24,610
‫میشه یه جایی همدیگه رو ببینیم؟

615
00:48:24,678 --> 00:48:26,812
‫حتماً

616
00:48:26,880 --> 00:48:29,715
‫الان دارم از «آمستردام» خارج میشم
‫وقتی رسیدم تماس می‌گیرم

617
00:48:29,783 --> 00:48:31,950
‫من منتظرم

618
00:48:32,018 --> 00:48:36,388
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

619
00:48:36,456 --> 00:48:40,325
‫و «الیسون» ، لطفاً راجبه این گفتگو
‫به هیچ‌کس چیزی نگو . به هیچ‌کس

620
00:48:40,393 --> 00:48:42,061
‫نمیگم

621
00:48:43,829 --> 00:48:45,164
‫خیلی‌خب ، فعلاً

622
00:49:00,700 --> 00:49:01,700
‫(Drama) مترجم : آرین

623
00:49:02,700 --> 00:49:03,700
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫WwW.TinyMoviez.Co

