1
00:00:00,928 --> 00:00:02,718
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"Homeland"</font>

2
00:00:02,812 --> 00:00:04,222
‫تا حالا توی منطقه جنگی بودی؟

3
00:00:05,969 --> 00:00:07,202
‫حدس میزدم

4
00:00:07,270 --> 00:00:09,572
‫بین ما یه خطی هست
‫که خودت کشیدیش

5
00:00:09,639 --> 00:00:13,241
‫یا بدتر...یه دیوار بین ماست

6
00:00:13,309 --> 00:00:16,378
‫طرف خودت بمون . باشه؟

7
00:00:16,446 --> 00:00:24,286
‫حالا گوش کن . تو نماد بزرگترین نفوذ به
‫سازمان اطلاعات آمریکا در کل تاریخ هستی

8
00:00:24,354 --> 00:00:25,554
‫۲تا گزینه داری

9
00:00:25,622 --> 00:00:31,026
‫یا اینکه ما تو رو تحویل سی‌آی‌اِی میدیم
‫یا اینکه شاید بتونم ببرمت اسرائیل

10
00:00:31,094 --> 00:00:32,461
‫نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

11
00:00:32,529 --> 00:00:35,864
‫به عملیات آزادسازی عراق خوش اومدی

12
00:00:36,932 --> 00:00:39,567
‫- اوضاع انقدر بده؟
‫- فاجعه‌ست

13
00:00:39,635 --> 00:00:43,038
‫۲هفته تعطیلات توی "وِست ایندیز" می‌خوام

14
00:00:43,106 --> 00:00:44,539
‫«سِینت لوشا»

15
00:00:44,607 --> 00:00:46,841
‫اونجا یه بار کوچیک لب ساحل داره

16
00:00:46,909 --> 00:00:49,344
‫«جو بنانا»

17
00:00:49,412 --> 00:00:51,746
‫بهترین کاکِتیل وُدکا و آب پرتقال دنیا رو دارن

18
00:00:55,051 --> 00:00:57,019
‫نمی‌تونین سلاح به سوریه منتقل بکنین

19
00:00:57,086 --> 00:00:58,553
‫چه سلاحی؟

20
00:01:10,598 --> 00:01:12,933
‫سائول» ، باید بری»

21
00:01:13,001 --> 00:01:14,335
‫تُواه» با «دار ادال» به توافق رسیده»

22
00:01:14,403 --> 00:01:15,903
‫داره میاد دنبالت

23
00:01:15,970 --> 00:01:17,538
‫عجله کن . از اینطرف

24
00:01:17,605 --> 00:01:19,306
‫کسی که دنبالش می‌گشتی رو پیدا کردی؟

25
00:01:19,374 --> 00:01:21,975
‫نه دقیقاً ولی لپ‌تاپش همراهم‌ـه

26
00:01:22,044 --> 00:01:24,978
‫کری» ، وارد کامپیوتر «احمد» شدم»

27
00:01:26,515 --> 00:01:28,416
‫چه اتفاقی افتاد؟

28
00:01:28,483 --> 00:01:33,921
‫یه اسکرین‌سِیوِرـه
‫اسپِیس رو فشار بدی عکسه میره

29
00:01:36,057 --> 00:01:38,992
‫یه بار کوچیکی لب ساحل‌ـه
‫«جو بنانا»

30
00:01:39,060 --> 00:01:41,028
‫بهترین کاکِتیل وُدکا و پرتقال دنیا رو داره

31
00:01:43,765 --> 00:01:45,632
‫«الیسون»

32
00:01:53,800 --> 00:01:54,800
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫WwW.TinyMoviez.Co

33
00:01:55,800 --> 00:01:58,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"Homeland"
‫فصل ۵
‫«قسمت ۹ : «نیرنگ لیتوینوف</font>

34
00:01:59,700 --> 00:02:00,700
‫(Drama) مترجم : آرین

35
00:03:27,265 --> 00:03:28,531
‫اینجا کجاست؟

36
00:03:28,599 --> 00:03:32,436
‫پسر یکی از دوستام مجسمه‌سازـه
‫استودیوش توی طبقه سوم‌ـه

37
00:03:32,503 --> 00:03:34,271
‫ممنون

38
00:03:35,473 --> 00:03:37,307
‫میدونی که دلش رو شکوندی؟

39
00:03:37,375 --> 00:03:40,277
‫وقتی برعلیه درخواستش برای
‫ریاست سی‌آی‌اِی لابی کردی

40
00:03:41,512 --> 00:03:42,812
‫دل جفت‌مون شکست

41
00:03:42,880 --> 00:03:44,481
‫خب ، اون سن بیشتری داره

42
00:03:44,548 --> 00:03:45,915
‫ضعیف‌ترـه

43
00:03:47,551 --> 00:03:50,988
‫خب ، ای‌کاش الان خبرهای بهتری براش داشتم

44
00:04:23,152 --> 00:04:25,120
‫سریع

45
00:04:39,101 --> 00:04:41,802
‫«سائول»

46
00:04:46,207 --> 00:04:47,774
‫بیا اینجا

47
00:05:05,993 --> 00:05:08,262
‫یه اسکرین‌سِیوِر

48
00:05:08,329 --> 00:05:10,364
‫یه عکس از همون باری

49
00:05:10,432 --> 00:05:12,632
‫«که توی «وِست ایندیز»ـه و «الیسون
‫چندین سال پیش بهش اشاره کرده

50
00:05:12,700 --> 00:05:15,735
‫- اشاره کرده؟
‫- خب ، بیشتر از اشاره

51
00:05:15,803 --> 00:05:17,037
‫کلی راجبش حرف زد

52
00:05:17,104 --> 00:05:18,371
‫جای مورد علاقه‌اش روی زمین بود

53
00:05:18,439 --> 00:05:20,040
‫کاکتِیل ، منظره‌اش ، مردهای خوشتیپش

54
00:05:20,107 --> 00:05:22,475
‫«اینکه معنی خاصی نمیده «کری

55
00:05:22,543 --> 00:05:23,877
‫اون رو به «احمد نظری» مرتبط می‌کنه

56
00:05:23,945 --> 00:05:25,478
‫اون که به‌هرحال باهاش مرتبط هست

57
00:05:25,546 --> 00:05:28,347
‫خودت گفتی خبرچینش توی «بغداد» بود
‫یه مهره‌ی مهم

58
00:05:28,415 --> 00:05:32,418
‫خب ، این یه رابطه‌ی عمیق‌تر
‫و خصوصی‌تر رو نشون میده

59
00:05:32,486 --> 00:05:33,954
‫منظورت رابطه جنسی‌ـه؟

60
00:05:34,021 --> 00:05:36,389
‫- خب ، مطمئن نیستم
‫- خب پس چی؟

61
00:05:38,058 --> 00:05:39,892
‫«طبق یه سری شایعات «نظری
‫دلارهای آمریکا رو که

62
00:05:39,960 --> 00:05:41,694
‫مخصوص بخش قضایی عراق بوده
‫اختلاس می‌کرده

63
00:05:41,761 --> 00:05:44,230
‫- پس انگیزه می‌تونه به‌خاطر پول باشه
‫- خب ، اون زمان که

64
00:05:44,298 --> 00:05:45,931
‫- کلی پول نقد بود
‫- درسته

65
00:05:48,569 --> 00:05:52,838
‫بازم نمیدونم چرا فکر می‌کنی به این خاطر
‫الیسون» داره با روس‌ها کار می‌کنه»

66
00:05:52,906 --> 00:05:55,007
‫چون «نظری» براشون کار می‌کنه

67
00:05:55,075 --> 00:06:00,145
‫و به‌خاطر اینکه دیگه چه کسی از
‫عملیات تو و «کوئین» خبر داشت؟

68
00:06:02,015 --> 00:06:03,916
‫«اون می‌خواست من رو بکشه «سائول

69
00:06:03,984 --> 00:06:05,718
‫۳بار تلاش کرد

70
00:06:05,785 --> 00:06:08,169
‫از هیچ کاری دریغ نکرد تا من
‫نتونم مدارک هک شده رو ببینم

71
00:06:08,194 --> 00:06:11,056
‫از هیچ کاری دریغ نکرد
‫تا شخصیت واقعیش لو نره

72
00:06:19,298 --> 00:06:20,932
‫هنوز قانع نشدی؟

73
00:06:21,000 --> 00:06:22,500
‫نه حقیقتش

74
00:06:22,567 --> 00:06:23,935
‫چرا؟

75
00:06:24,003 --> 00:06:26,137
‫چون نمی‌خوام که قانع بشم

76
00:06:31,877 --> 00:06:34,078
‫میدونم . این اتفاق یه معنی
‫خیلی سنگین داره

77
00:06:34,146 --> 00:06:36,147
‫معنیش فاجعه‌بارـه

78
00:06:36,214 --> 00:06:40,818
‫معنیش اینه که روس‌ها تقریباً یک دهه
‫توی ساختار اطلاعاتی اروپا نفوذ داشتن

79
00:06:40,886 --> 00:06:42,319
‫دقیقاً

80
00:06:42,387 --> 00:06:44,421
‫و به همین خاطر نمی‌تونی
‫«قضیه رو پشت گوش بندازی «سائول

81
00:06:44,489 --> 00:06:46,990
‫به‌هرحال باید مطمئن بشی

82
00:07:39,976 --> 00:07:41,911
‫بلند شو

83
00:09:28,415 --> 00:09:31,617
‫«اون بشکه‌هایی که توی «کوزُوو
‫بار زدین میدونی چی توشونه؟

84
00:09:31,685 --> 00:09:33,085
‫بخور

85
00:09:33,153 --> 00:09:35,254
‫روحتم خبر نداره

86
00:09:35,322 --> 00:09:38,291
‫«متیل دیفلوروفوسفایت»

87
00:09:38,358 --> 00:09:42,728
‫«دی‌اف"...ترکیب شده با الکل «ایزوپروپیل"
‫گاز «سارین» تولید می‌کنه

88
00:09:43,864 --> 00:09:44,964
‫و تو تا حالا هیچ‌کسی رو نکشتی

89
00:09:45,032 --> 00:09:48,134
‫توی اون بشکه‌ها مواد کافی برای
‫کشتن چندین‌هزار نفر وجود داره

90
00:09:48,202 --> 00:09:50,169
‫سارین» یه مرگ خیلی فجیع میاره»

91
00:09:50,237 --> 00:09:51,502
‫حرف نزن . بخور

92
00:09:51,570 --> 00:09:53,939
‫به مرکز تنفسی سیستم
‫عصبی بدن حمله می‌کنه

93
00:09:54,006 --> 00:09:56,041
‫ماهیچه‌های اطراف شش‌ها رو فلج می‌کنه

94
00:09:56,108 --> 00:09:57,625
‫تشنج می‌گیری استفراغ می‌کنی

95
00:09:57,650 --> 00:09:59,677
‫و مثانه و روده‌هات هم
‫خودشون رو تخلیه می‌کنن

96
00:09:59,745 --> 00:10:01,847
‫باشه

97
00:10:01,914 --> 00:10:04,115
‫آب نخور

98
00:10:05,651 --> 00:10:09,087
‫خودت ببین
‫تو اینترنت ویدیوهاش هست

99
00:10:09,155 --> 00:10:12,090
‫غوطه سوریه" رو جستجو کن"

100
00:10:15,962 --> 00:10:17,595
‫«من زیاد موافق نیستم آقای «ادلر

101
00:10:17,663 --> 00:10:20,732
‫پرونده‌اش از چندین لحاظ
‫خیلی حیاتی و فوری هستش

102
00:10:20,799 --> 00:10:22,299
‫در جریان پرونده‌اش هستم
‫حالا بگین چرا اومدیم اینجا

103
00:10:22,368 --> 00:10:23,434
‫و از ما چی می‌خواین

104
00:10:23,502 --> 00:10:25,403
‫ما یک پیشنهاد عملیاتی داریم

105
00:10:25,471 --> 00:10:27,538
‫به کمک شما برای اجرا کردنش نیاز داریم

106
00:10:27,606 --> 00:10:29,507
‫مسلماً

107
00:10:29,575 --> 00:10:32,009
‫هدف پیدا کردن مدرک برای
‫ثابت کردن خائن بودنشه

108
00:10:32,077 --> 00:10:34,979
‫مدارکی که توی دادگاه آمریکایی
‫اعتبار داشته باشه

109
00:10:35,046 --> 00:10:36,414
‫این درخواست زیادیه

110
00:10:36,482 --> 00:10:40,685
‫یه بسته‌ی نظارتی کامل می‌خواد
‫ماشین ، آپارتمان ، تیم‌های عملیاتی

111
00:10:40,753 --> 00:10:44,522
‫درسته و در بهترین حالت ضبط کردنش
‫وقتی که داره به خائن بودش اعتراف می‌کنه

112
00:10:44,590 --> 00:10:47,224
‫که یعنی باید یه ردیاب هم روی خودش بذاریم

113
00:10:47,292 --> 00:10:49,760
‫یه میکروفون توی کیفش
‫و یه نرم‌افزار روی موبایلش

114
00:10:49,827 --> 00:10:51,762
‫اون‌کار رو خودم انجام میدم

115
00:10:51,829 --> 00:10:53,329
‫چطوری «سائول»؟

116
00:10:53,398 --> 00:10:56,032
‫از قبل قرار بود بهش سر بزنم

117
00:10:56,100 --> 00:10:59,102
‫- مطمئنی فکر خوبیه؟
‫- سرزده میرم سراغش

118
00:10:59,169 --> 00:11:02,972
‫و تمام این‌کارها بدون
‫مشورت یا اجازه‌ی «لنگلی»؟

119
00:11:03,040 --> 00:11:06,376
‫هیچ‌کدوم‌مون در موقعیتی نیستیم
‫که دستور چیزی رو صادر بکنیم

120
00:11:06,444 --> 00:11:11,415
‫مشخصه . فکر کنم الان شماهایین که
‫از نظر «لنگلی» خائن محسوب میشین

121
00:11:11,482 --> 00:11:13,116
‫حالا چی گیر ما میاد؟

122
00:11:13,183 --> 00:11:17,921
‫آخرین‌باری که براتون خطر کردیم
‫پایان خوبی نداشت

123
00:11:17,988 --> 00:11:19,688
‫حق با شماست

124
00:11:19,756 --> 00:11:22,224
‫ولی اگه «الیسون کار» یه
‫مأمور روسی باشه

125
00:11:22,292 --> 00:11:26,962
‫شما هم به اندازه ما ضرر می‌کنین
‫شاید هم بیشتر

126
00:11:29,966 --> 00:11:33,168
‫خیلی‌خب ، گوش می‌کنیم

127
00:12:09,939 --> 00:12:11,606
‫«سائول»

128
00:12:17,013 --> 00:12:18,913
‫نخواستم خطر بکنم و زنگ بزنم

129
00:12:20,015 --> 00:12:21,850
‫چه خبره؟

130
00:12:23,118 --> 00:12:25,086
‫همه از دست‌ـت عصبانی هستن

131
00:12:25,153 --> 00:12:29,724
‫- از جمله تو؟
‫- از جمله خودم

132
00:12:29,792 --> 00:12:32,093
‫پس حدس میزنم چیزی از «کری» نشنیدی

133
00:12:32,160 --> 00:12:34,428
‫نه . هیچی

134
00:12:34,497 --> 00:12:37,665
‫حالا اون مدارک برمیگرده دست‌مون یا نه؟

135
00:12:37,733 --> 00:12:39,100
‫نمیدونم

136
00:12:39,167 --> 00:12:41,536
‫- «خدای من «سائول
‫- بگیر بشین

137
00:12:41,604 --> 00:12:43,538
‫باید یه چیزی بهت بگم

138
00:12:53,315 --> 00:12:55,983
‫اسرائیل بهم پناهندگی سیاسی پیشنهاد داده

139
00:12:57,152 --> 00:13:01,489
‫من که همچین چیزی نشنیدم
‫شنیدم کاری باهات ندارن

140
00:13:01,556 --> 00:13:03,257
‫خب ، اشتباه شنیدی

141
00:13:03,325 --> 00:13:05,626
‫قرار بود به اف‌بی‌آی تحویل داده بشی

142
00:13:05,693 --> 00:13:07,761
‫ولی به جاش فرار کردی

143
00:13:07,829 --> 00:13:10,731
‫نه «الیسون» . اومدم اینجا که خداحافظی بکنم

144
00:13:10,798 --> 00:13:13,501
‫فردا صبح عازم «تل‌آویو» میشم

145
00:13:18,773 --> 00:13:22,376
‫می‌خواستم قبل رفتنم ببینمت

146
00:13:24,579 --> 00:13:27,181
‫میدونی که این‌کار چقدر باعث میشه
‫گناهکار به‌نظر بیای؟

147
00:13:27,249 --> 00:13:30,918
‫نکنه تمام این سال‌ها مأمور «موساد» بودی؟

148
00:13:32,353 --> 00:13:35,321
‫نه . امکان نداره . خیلی مسخره‌ست

149
00:13:35,389 --> 00:13:38,275
‫بهت که گفتم «موساد» هیچ ارتباطی
‫با انفجار اون هواپیما نداشت

150
00:13:38,300 --> 00:13:38,883
‫کار روسیه بود

151
00:13:38,927 --> 00:13:41,628
‫«همه‌ـش این رو میگی «سائول
‫ولی دلیل نمیشه که واقعیت هم همین باشه

152
00:13:41,696 --> 00:13:44,464
‫خب ، حداقل «کری» اون بیرون
‫دنبال ثابت کردن حرفامه

153
00:13:49,403 --> 00:13:52,739
‫بگذریم

154
00:13:52,807 --> 00:13:56,543
‫بعید میدونم دیگه همدیگر رو ببینیم

155
00:13:59,213 --> 00:14:02,015
‫داری احساساتی میشی

156
00:14:05,853 --> 00:14:08,555
‫شاید

157
00:14:08,622 --> 00:14:11,291
‫«دلم برات تنگ میشه «الیسون

158
00:14:17,198 --> 00:14:19,665
‫من تو یه خواب ۱۰ ساله بودم

159
00:14:21,102 --> 00:14:23,269
‫تو من رو بیدار کردی

160
00:16:58,521 --> 00:17:00,790
‫همه چیز روبراهه؟

161
00:17:00,858 --> 00:17:03,492
‫باید یه لیوان آب می‌خوردم

162
00:17:04,762 --> 00:17:06,428
‫برگرد بخواب

163
00:17:48,637 --> 00:17:51,371
‫«پلی کربنات»

164
00:17:51,439 --> 00:17:54,275
‫- شیشه‌ی بالیستیک
‫- من به چیزی دست نزدم

165
00:17:54,342 --> 00:17:56,476
‫- فقط داشتم نگاه می‌کردم
‫- هیچ ایرادی نداره

166
00:17:56,544 --> 00:17:58,545
‫تو پسرعموی «بیبی» هستی . درسته؟

167
00:17:58,613 --> 00:18:00,181
‫«آره . «قاسم

168
00:18:00,248 --> 00:18:02,549
‫«دکتر «عزیز

169
00:18:02,617 --> 00:18:09,156
‫همه چیز رو درست تهیه کردن به جز شلنگ‌ها
‫این رو می‌بینی؟

170
00:18:10,658 --> 00:18:12,626
‫وقتی منقبض میشه طولش
‫۱۵سانت کوچیکتر میشه

171
00:18:12,694 --> 00:18:14,393
‫از چیزی که باید باشه

172
00:18:14,461 --> 00:18:16,162
‫البته درست کردنش آسونه

173
00:18:19,200 --> 00:18:21,167
‫تو اینجا رو درست کردی؟

174
00:18:22,402 --> 00:18:24,270
‫خودم طراحی کردمش

175
00:18:24,338 --> 00:18:25,939
‫زیباست ، مگه نه؟

176
00:18:26,006 --> 00:18:27,673
‫آره

177
00:18:27,741 --> 00:18:31,510
‫البته نمیدونم برای چی هستش

178
00:18:31,578 --> 00:18:33,313
‫یه اتاق آزمایشه

179
00:18:33,380 --> 00:18:36,549
‫کارایی گاز «سارین» رو
‫اندازه‌گیری و ثبت می‌کنه

180
00:18:36,616 --> 00:18:39,485
‫ولی نمی‌خوای گاز رو وقتی که ما هنوز
‫توی ساختمون هستیم آزاد کنی دیگه؟

181
00:18:41,455 --> 00:18:46,124
‫این اتاق دو لایه مهر و موم شده
‫خیلی بعیده که ازش گاز نشت کنه

182
00:18:46,192 --> 00:18:47,593
‫ولی غیرممکن نیست

183
00:18:47,661 --> 00:18:51,864
‫هر کدوم‌مون هم محض اطمینان
‫یکی از اینا داریم

184
00:18:53,066 --> 00:18:54,500
‫«آتروپین»

185
00:18:54,568 --> 00:18:57,935
‫استیل کولین» گیرنده‌های عصبی»
‫رو مسدود می‌کنه

186
00:18:58,003 --> 00:19:00,204
‫- و تأثیر گاز رو محدود می‌کنه
‫- محدود می‌کنه؟

187
00:19:00,272 --> 00:19:02,874
‫نمی‌خواد نگران باشی

188
00:19:02,941 --> 00:19:05,943
‫این دوربینا برای چیه؟

189
00:19:06,011 --> 00:19:08,747
‫برای ثبت آثار گاز روی هدف‌مون

190
00:19:08,814 --> 00:19:12,450
‫بیبی» می‌خواست یه سرباز»
‫یا یه یهودی رو بدزده

191
00:19:12,518 --> 00:19:16,220
‫ولی به لطف خدا یه آمریکایی پیدا شد

192
00:19:19,658 --> 00:19:20,859
‫یه لحظه صبر کنین

193
00:19:20,926 --> 00:19:24,328
‫این یارویی که پناهندگی می‌خواد
‫کجا باهاتون ارتباط برقرار کرد؟

194
00:19:24,396 --> 00:19:26,097
‫«در یک کنفرانس تجاری در «وین

195
00:19:26,164 --> 00:19:30,665
‫ولی ما الان ۱ سالی میشه
‫که باهاش در ارتباط بودیم

196
00:19:26,300 --> 00:19:30,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" اتقاق کنترل عملیات سازمان اطلاعات آلمان "</font>

197
00:19:30,835 --> 00:19:32,469
‫شرمنده . من متوجه نشدم

198
00:19:32,537 --> 00:19:34,372
‫می‌خواد به شما پناهنده بشه یا به ما؟

199
00:19:34,439 --> 00:19:36,640
‫به شما از طریق ما

200
00:19:36,708 --> 00:19:40,177
‫غیرعادیه . میدونم
‫ولی بی‌سابقه نیست

201
00:19:40,245 --> 00:19:43,480
‫پس یه مقام رسمی سفارت
‫روسیه در اینجا هستش؟

202
00:19:43,548 --> 00:19:45,182
‫نه

203
00:19:45,250 --> 00:19:48,252
‫- نه؟
‫- این یک رئیس ارشد در مسکو هستش

204
00:19:48,320 --> 00:19:50,721
‫با اطلاعات زیادی در رابطه با
‫شبکه‌های مأمورهاشون

205
00:19:50,789 --> 00:19:52,689
‫در آلمان ، انگلستان و ترکیه

206
00:19:52,757 --> 00:19:54,225
‫اسمش چیه؟

207
00:19:54,293 --> 00:19:56,560
‫- «کالیکو»
‫- اسم واقعیش چیه؟

208
00:19:56,628 --> 00:19:59,329
‫همه چیز به موقعش خانم کار

209
00:19:59,397 --> 00:20:01,264
‫درخواست کرده اسمش

210
00:20:01,332 --> 00:20:03,300
‫در هیچ‌گونه ارتباط الکترونیکی
‫مورد استفاده قرار نگیره

211
00:20:03,367 --> 00:20:05,569
‫ظاهراً سازمان اطلاعات روسیه
‫یه سری از کدهای رمزی

212
00:20:05,637 --> 00:20:07,070
‫مشترک‌مون رو رمزگشایی کرده

213
00:20:07,138 --> 00:20:09,473
‫چه درخواست‌هایی داره؟

214
00:20:09,541 --> 00:20:11,141
‫۵میلیون دلار

215
00:20:11,208 --> 00:20:14,244
‫و پناهندگی در ایالات متحده آمریکا
‫تحت یک هویت جدید

216
00:20:14,312 --> 00:20:18,181
‫بین این‌همه جا هم می‌خواد
‫توی "بوکا راتون" زندگی بکنه

217
00:20:18,249 --> 00:20:20,818
‫تهیه مقدار پولی که می‌خواد کار سختیه

218
00:20:20,885 --> 00:20:25,288
‫به نظرش کمترین مبلغ ممکن در
‫ازای اطلاعاتی که داره هستش

219
00:20:25,356 --> 00:20:27,324
‫تا جمعه وقت داریم که بهش جواب بدیم

220
00:20:27,391 --> 00:20:29,960
‫اگه چیزی از ما نشنوه
‫فرض رو بر این میذاره

221
00:20:30,027 --> 00:20:32,562
‫که قراری در کار نیست
‫و اطلاعاتش رو می‌بره یه جای دیگه

222
00:20:32,629 --> 00:20:38,901
‫روی یه سری شرایط هم ما اصرار داریم
‫البته اگه بخواین این معامله رو انجام بدین

223
00:20:38,969 --> 00:20:42,638
‫بله . بازپرداخت هزینه‌های آوردنش به اینجا

224
00:20:42,706 --> 00:20:44,674
‫مژدگانی یابنده . دیگه چی؟

225
00:20:44,741 --> 00:20:46,375
‫بازجویی ازش

226
00:20:46,443 --> 00:20:50,480
‫۷روز در یک مخفیگاه متعلق به آژانس اطلاعاتی آلمان
‫قبل از اینکه اون رو به شما تحویل بدیم

227
00:20:50,547 --> 00:20:52,214
‫۳روز

228
00:20:52,282 --> 00:20:54,851
‫و فیلم کامل پرس و جو ازش رو هم می‌خوایم

229
00:20:54,918 --> 00:20:56,752
‫قبوله

230
00:20:56,820 --> 00:20:59,688
‫موافقی «الیسون»؟

231
00:20:59,755 --> 00:21:01,590
‫الیسون»؟»

232
00:21:01,657 --> 00:21:05,159
‫آره . من موافقم

233
00:21:09,264 --> 00:21:11,199
‫ببخشید

234
00:21:56,900 --> 00:21:58,600
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" نقشه عوض شد "</font>

235
00:22:01,200 --> 00:22:05,800
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" امشب حوصله بیرون رفتن ندارم "</font>

236
00:22:05,920 --> 00:22:08,821
‫شماره‌ای که داره بهش پیام میده
‫رو ردیابی می‌کنین؟

237
00:22:08,889 --> 00:22:10,457
‫آره

238
00:22:10,500 --> 00:22:11,900
‫<font color="#۰۰ff۰۰">" شام بیارم؟ "</font>

239
00:22:13,200 --> 00:22:14,300
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" آره "</font>

240
00:22:16,100 --> 00:22:17,800
‫<font color="#۰۰ff۰۰">" ایتالیایی یا ویتنامی؟ "</font>

241
00:22:19,400 --> 00:22:21,400
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" هوس پاستا کردم "</font>

242
00:22:26,200 --> 00:22:28,800
‫<font color="#۰۰ff۰۰">" همیشه هوس یه چیزی داری "</font>

243
00:22:28,942 --> 00:22:31,910
‫شاید یه‌جور رمز باشه؟

244
00:22:36,716 --> 00:22:38,784
‫اگه باشه که رمز عجیبی‌ـه

245
00:23:33,772 --> 00:23:36,274
‫ممنون

246
00:23:37,176 --> 00:23:39,644
‫برات یه مقدار میوه آوردم

247
00:23:39,711 --> 00:23:42,046
‫انگور ، خرما ، انجیر

248
00:23:42,114 --> 00:23:43,515
‫جستجو کردی؟

249
00:23:47,853 --> 00:23:50,988
‫نگاه کردنش سخته ، مگه نه؟

250
00:23:51,056 --> 00:23:53,590
‫فقط آدمای عادی و بی‌گناه

251
00:23:53,659 --> 00:23:56,593
‫مثل اونایی که می‌خواین اینجا
‫محکوم به مرگ بکنین

252
00:23:56,662 --> 00:23:58,129
‫هیچ‌کسی بی‌گناه نیست

253
00:23:58,196 --> 00:23:59,930
‫نه وقتی که سربازهاتون رو می‌فرستین

254
00:23:59,998 --> 00:24:01,532
‫تا مسلمون‌ها رو سلاخی
‫و سرزمین‌هامون رو تسخیر بکنن

255
00:24:01,599 --> 00:24:03,968
‫سرزمین‌هاتون؟ تو که توی
‫آلمان به دنیا اومدی و بزرگ شدی

256
00:24:04,036 --> 00:24:06,704
‫این کشور هیچ‌وقت خونه‌ی من نبوده
‫و هیچ‌وقت هم خونه‌ی من نمیشه

257
00:24:06,772 --> 00:24:08,572
‫و به همین خاطر می‌خوای نابودش بکنی؟

258
00:24:08,640 --> 00:24:12,342
‫وحشت‌زایی یک مقدمه‌ی ضروری
‫برای برپایی یک خلافت هستش

259
00:24:16,347 --> 00:24:18,248
‫اگر غرب چیزی که ما می‌خوایم رو بهمون بده

260
00:24:18,316 --> 00:24:20,284
‫ما هم گاز رو اصلاً پخش نمی‌کنیم

261
00:24:20,351 --> 00:24:23,119
‫- و شما چی می‌خواین؟
‫- اسد» از سوریه خارج بشه»

262
00:24:23,188 --> 00:24:25,622
‫«و اینکه سازمان ملل «دولت اسلامی
‫رو به رسمیت بشناسه

263
00:24:25,690 --> 00:24:27,491
‫اینکه امکان نداره

264
00:24:37,468 --> 00:24:39,069
‫شاید بشه

265
00:24:39,136 --> 00:24:41,638
‫بعد اینکه براشون یه هشدار بفرستیم

266
00:24:41,706 --> 00:24:43,106
‫چجور هشداری؟

267
00:24:45,509 --> 00:24:48,411
‫یه مدرک از سلاحی که داریم

268
00:24:48,478 --> 00:24:50,946
‫یک نمایش قدرت

269
00:24:54,918 --> 00:24:58,454
‫پس برای همین من هنوز زنده‌ام

270
00:24:58,522 --> 00:25:03,426
‫- توی اتاق بغلی دارین همچین چیزی می‌سازین
‫- آره

271
00:25:04,828 --> 00:25:07,230
‫نمایش قدرت به هیچ دردی نمی‌خوره

272
00:25:07,297 --> 00:25:09,699
‫به تقاضاهاتون رسیدگی نمیشه

273
00:25:09,766 --> 00:25:11,133
‫پس ما هم حمله می‌کنیم

274
00:25:11,201 --> 00:25:12,868
‫و اونا مقصر مرگ شهروندهاشون میشن

275
00:25:12,936 --> 00:25:15,003
‫نه «قاسم» . شما مقصر هستین

276
00:25:15,071 --> 00:25:18,107
‫مقصر کشتار زن‌ها و بچه‌ها

277
00:25:18,174 --> 00:25:20,042
‫هر اتفاقی که بیوفته خواست خداست

278
00:25:20,110 --> 00:25:24,045
‫شاید خواست خدا باشه که تو
‫جلوی این حمله رو بگیری

279
00:25:32,121 --> 00:25:35,423
‫حتی اگه می‌خواستم هم
‫چطوری می‌تونستم جلوش رو بگیرم؟

280
00:25:35,491 --> 00:25:39,193
‫نمی‌تونم برادرهام رو به پلیس لو بدم
‫هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم

281
00:25:39,262 --> 00:25:41,763
‫پلیس رو بیخیال
‫از شر "دی‌اف" خلاص شو

282
00:25:41,830 --> 00:25:43,598
‫بدون «دی‌اف» «بیبی» نمی‌تونه
‫سارین» درست کنه»

283
00:25:43,666 --> 00:25:44,799
‫می‌فهمه کار من بوده

284
00:25:44,867 --> 00:25:46,468
‫پس قبل اینکه بفهمه از اینجا برو

285
00:25:46,535 --> 00:25:50,572
‫دی‌اف» رو خالی کن رو زمین»
‫بعدش هم برو و دیگه برنگرد

286
00:26:01,716 --> 00:26:04,085
‫تقریباً ۶ ساعت شده

287
00:26:06,955 --> 00:26:08,422
‫شاید ما متوجه‌اش نشدیم

288
00:26:08,490 --> 00:26:10,825
‫شاید به‌صورت غیرزبانی
‫به رابطش پیغام فرستاده

289
00:26:10,893 --> 00:26:13,761
‫شایدم اونی که تو فکر می‌کنی نباشه

290
00:26:15,197 --> 00:26:17,098
‫«به چیز اشتباهی امیدواری «سائول

291
00:26:17,166 --> 00:26:20,201
‫حقیقت اینه که فرار نکرده

292
00:26:23,371 --> 00:26:25,239
‫اطلاعات بیشتری راجبه
‫قرار شامش نیست؟

293
00:26:25,307 --> 00:26:27,974
‫قطعاً یک شهروند عادیه

294
00:26:28,042 --> 00:26:33,347
‫البته شرکتی که براش کار می‌کنه بعضی‌وقت‌ها
‫با بخش نفت و گاز روسیه کار می‌کنه

295
00:26:33,415 --> 00:26:34,748
‫چرا دیر اومدی؟

296
00:26:34,816 --> 00:26:37,551
‫ترافیک خیلی سنگین بود

297
00:26:37,619 --> 00:26:40,354
‫- چی برام آوردی؟
‫- «آماتریکانا»

298
00:26:40,422 --> 00:26:45,359
‫سالاد «آروگالا» و «تورتادلانونا» برای دسر

299
00:26:45,427 --> 00:26:48,094
‫میدونم از چی خوشت میاد

300
00:26:51,132 --> 00:26:52,732
‫بهش گفتی این پناهجوئه

301
00:26:52,800 --> 00:26:54,000
‫یه رئیس بالارتبه‌ی سازمان
‫اطلاعاتی روسیه هستش؟

302
00:26:54,068 --> 00:26:56,036
‫دقیقاً همون کاری که راجبش
‫صحبت کردیم رو انجام دادم

303
00:26:56,103 --> 00:26:58,939
‫ولی اون اینجاست و مشغول
‫زندگی عادی خودشه

304
00:26:59,006 --> 00:27:00,006
‫انگار نه انگار که اتفاقی افتاده

305
00:27:00,074 --> 00:27:04,677
‫- آره واقعاً
‫- منظورت چیه؟

306
00:27:12,786 --> 00:27:14,187
‫سائول»؟»

307
00:27:19,960 --> 00:27:22,895
‫اون دیگه مشکلش چیه؟

308
00:27:22,963 --> 00:27:24,764
‫نمیدونی؟

309
00:27:26,132 --> 00:27:27,933
‫چی رو؟

310
00:27:28,001 --> 00:27:31,203
‫«اون و «الیسون...

311
00:27:35,976 --> 00:27:38,444
‫خدایا

312
00:27:56,529 --> 00:27:59,365
‫- «سائول»
‫- هیچی نگو

313
00:28:00,934 --> 00:28:03,665
‫فقط می‌خوام بدونم که فکر می‌کنی
‫فهمیده ما بهش شک کردیم

314
00:28:03,690 --> 00:28:06,062
‫و آیا ارزش داره کارهایی که می‌کنه
‫رو تحت‌نظر بگیریم یا نه

315
00:28:06,106 --> 00:28:09,775
‫من از کجا بدونم؟ ظاهراً
‫که هیچی راجبش نمیدونم

316
00:28:11,378 --> 00:28:14,746
‫- هیچی که بهش لو ندادی ، مگه نه؟
‫- چی؟

317
00:28:14,814 --> 00:28:18,450
‫شاید یه هشداری بهش دادی
‫از عاشق به معشوقه

318
00:28:19,685 --> 00:28:21,152
‫این‌کار رو نکردم

319
00:28:23,088 --> 00:28:25,390
‫«من خودمم این وضعیت رو تجربه کردم «سائول
‫خودت که میدونی

320
00:28:25,458 --> 00:28:29,728
‫- توی آدم تضاد شکل می‌گیره
‫- گفتم که نه

321
00:28:29,796 --> 00:28:33,432
‫پس ما یه مشکلی داریم
‫چون اون فریب نخورده

322
00:28:34,700 --> 00:28:36,902
‫یا اینکه هنوزم فکر می‌کنی بی‌گناهه؟

323
00:28:36,969 --> 00:28:39,771
‫دیگه نمیدونم به چی فکر کنم

324
00:28:43,342 --> 00:28:45,877
‫بعیده آژانس اطلاعاتی آلمان
‫بیشتر از این بهمون کمک کنه

325
00:28:45,945 --> 00:28:48,814
‫اگه نتونیم خیلی زود یه کاری بکنیم
‫که با رابطش ارتباط برقرار کنه

326
00:28:48,881 --> 00:28:51,015
‫همه چیز رو از دست میدیم

327
00:28:51,083 --> 00:28:55,352
‫باشه . پس شدیدترش می‌کنیم

328
00:28:56,921 --> 00:28:58,355
‫خوبه

329
00:28:58,423 --> 00:29:01,959
‫میرم با «استرید» صحبت بکنم
‫و بعدش با یه نقشه میام سراغت

330
00:31:40,647 --> 00:31:42,948
‫استرید» داره وارد کافه میشه»

331
00:31:44,151 --> 00:31:46,319
‫مانیتور رو روشن کنین

332
00:31:48,455 --> 00:31:49,822
‫نزدیک‌تر لطفاً

333
00:31:49,889 --> 00:31:52,225
‫ممنون که خارج از دفتر باهام ملاقات کردی

334
00:31:52,292 --> 00:31:54,393
‫مشکلی نیست . چی شده؟

335
00:31:54,461 --> 00:31:56,629
‫نمی‌خواستم پای تلفن بهت بگم

336
00:31:58,565 --> 00:32:04,737
‫امروز صبح «کالیکو» زن و بچه‌اش رو به
‫تالین" فرستاد تا برن به دیدن اقوام همسرش"

337
00:32:04,804 --> 00:32:06,005
‫چرا؟

338
00:32:06,072 --> 00:32:09,274
‫اصرار داره روند کار رو سریع‌تر بکنیم

339
00:32:09,342 --> 00:32:12,244
‫ولی فکر می‌کردم قرارمون هفته‌ی آینده بود
‫چی شده؟

340
00:32:12,311 --> 00:32:14,579
‫همین دیگه . ما مطمئن نیستیم

341
00:32:14,648 --> 00:32:16,181
‫فکر می‌کنی چه اتفاقی افتاده؟

342
00:32:16,249 --> 00:32:17,950
‫قطعاً تحریک شده

343
00:32:18,018 --> 00:32:20,552
‫و به‌نظر میاد یه ارتباطی با برلین داره

344
00:32:20,620 --> 00:32:22,554
‫نمی‌خواد تحویل اینجا انجام بگیره

345
00:32:22,622 --> 00:32:24,489
‫- تحویلش به ما؟
‫- درسته

346
00:32:24,557 --> 00:32:27,424
‫میگه هر جایی جز برلین

347
00:32:27,492 --> 00:32:31,328
‫طبق حرف‌هاش به ایستگاه برلین نفوذ شده

348
00:32:31,396 --> 00:32:34,032
‫یه لحظه صبر کن . منظورش منم؟

349
00:32:34,099 --> 00:32:36,333
‫- ایستگاه من؟
‫- بله متأسفانه

350
00:32:36,401 --> 00:32:38,770
‫انسانی یا الکترونیکی؟

351
00:32:38,837 --> 00:32:42,540
‫چیزی نگفت ولی گفتم
‫در جریان بذارمت

352
00:32:45,410 --> 00:32:47,679
‫من باورم نمیشه

353
00:32:47,746 --> 00:32:52,917
‫حداقل می‌تونی از الان بهش رسیدگی بکنی
‫قبل اینکه رئیس‌هات متوجه بشن

354
00:32:52,985 --> 00:32:55,185
‫امیدوارم تو هم یه روزی
‫برای من همچین کاری بکنی

355
00:32:55,252 --> 00:32:57,054
‫نه . منظورم اینه که باورم نمیشه

356
00:32:57,121 --> 00:33:00,423
‫داره دروغ میگه تا نرخ
‫خودش رو ببره بالاتر

357
00:33:02,060 --> 00:33:05,528
‫مطمئن نیستم حرکت عاقلانه‌ای باشه

358
00:33:06,798 --> 00:33:09,265
‫به‌هرحال به‌زودی متوجه میشیم

359
00:33:09,333 --> 00:33:11,267
‫چطور؟

360
00:33:11,335 --> 00:33:15,605
‫قول داده بهمون با مدرک نفوذ
‫به ایستگاه برلین رو ثابت کنه

361
00:33:15,673 --> 00:33:20,009
‫یعنی کپی مدارکی که به دست
‫سازمان اطلاعاتی روسیه رسیده

362
00:33:21,611 --> 00:33:24,379
‫- وقتی اینطوری شد خبرم می‌کنی؟
‫- حتماً

363
00:33:24,447 --> 00:33:26,215
‫کِی می‌خواین بیارینش؟

364
00:33:26,282 --> 00:33:28,684
‫امشب . از مرز «لیتوانی» رد می‌کنیمش

365
00:33:28,752 --> 00:33:31,620
‫تا فردا صبح به یک مخفیگاه
‫در هامبورگ منتقل میشه

366
00:33:31,688 --> 00:33:33,355
‫بعدش ۳ روز دیگه به ما تحویل داده میشه؟

367
00:33:33,423 --> 00:33:34,990
‫فقط توی برلین نه

368
00:33:35,058 --> 00:33:37,659
‫فقط توی برلین نه

369
00:33:38,995 --> 00:33:40,295
‫باشه

370
00:33:40,363 --> 00:33:42,164
‫نمی‌تونی برای ناهار بمونی؟

371
00:33:42,232 --> 00:33:47,001
‫نه متأسفانه . به جلسه
‫استیرینگ» احضار شدم»

372
00:33:47,069 --> 00:33:49,403
‫«خوش بگذره . ممنون «استرید

373
00:33:49,471 --> 00:33:52,440
‫موفق باشی و متأسفم

374
00:34:02,517 --> 00:34:05,854
‫این یکی خیلی خونسرده

375
00:34:10,492 --> 00:34:12,092
‫یالا خوشگله

376
00:34:12,160 --> 00:34:15,129
‫وقت حرکته . وقت فرار کردنه

377
00:34:32,780 --> 00:34:34,414
‫- الو؟
‫- نینا» ، منم»

378
00:34:34,482 --> 00:34:35,782
‫قطار بعدی به «کپنهاگن» کِی حرکت می‌کنه؟

379
00:34:35,849 --> 00:34:38,017
‫یه لحظه صبر کن

380
00:34:38,085 --> 00:34:40,320
‫ساعت ۱۴:۲۶

381
00:34:40,388 --> 00:34:42,922
‫یه بلیط درجه یک برام رزرو کن
‫توی ایستگاه برمیدارمش

382
00:34:42,990 --> 00:34:46,159
‫جلسه‌های امروز بعدازظهر
‫و کنفرانس تلفنی با لندن چی میشه؟

383
00:34:46,226 --> 00:34:48,928
‫- بندازشون هفته‌ی آینده
‫- باشه

384
00:34:50,063 --> 00:34:51,197
‫تیم‌های عملیاتی رو

385
00:34:51,265 --> 00:34:52,632
‫بفرست ایستگاه مرکزی قطار
‫و یکی رو هم بفرست

386
00:34:52,700 --> 00:34:54,434
‫داخل بخش درجه یک قطار

387
00:34:54,502 --> 00:34:55,702
‫بله قربان

388
00:35:18,858 --> 00:35:22,660
‫- این دیگه چیه؟
‫- یه تماس رمزی

389
00:35:22,728 --> 00:35:24,829
‫توی «بغداد» ازشون استفاده می‌کردیم
‫۲تا یه معنی میده . ۳تا یه چیز دیگه

390
00:35:24,896 --> 00:35:27,264
‫خصوصیه و مأمور و پایگاه خودشون
‫معنی‌هاش رو مشخص می‌کنن

391
00:35:28,233 --> 00:35:29,534
‫داره حرکت می‌کنه

392
00:35:53,725 --> 00:35:56,560
‫وارد دید ماهواره‌ای بشو

393
00:36:12,977 --> 00:36:15,011
‫حواست باشه با تمام تیم‌ها در ارتباط باشیم

394
00:36:15,079 --> 00:36:16,512
‫سیگنال موبایلش از کار افتاد

395
00:36:16,580 --> 00:36:20,850
‫داره موبایلش رو باز می‌کنه
‫منم بودم دقیقاً همینکار رو می‌کردم

396
00:36:20,918 --> 00:36:23,719
‫برد ردیاب بی‌سیمی که توی
‫کیفش گذاشتم چقدر هست؟

397
00:36:23,787 --> 00:36:25,788
‫بدون محدودیته
‫یه واحد ماهواره‌ایه

398
00:36:26,723 --> 00:36:28,491
‫بهتره که باشه

399
00:36:28,558 --> 00:36:30,860
‫چون فقط همینطوری میشه ردش رو گرفت

400
00:36:37,768 --> 00:36:39,535
‫داره به سمت ایستگاه مرکزی حرکت می‌کنه

401
00:36:39,603 --> 00:36:41,771
‫اونجا یه تیم عملیاتی داریم؟

402
00:36:59,522 --> 00:37:00,889
‫اونجاست

403
00:37:07,641 --> 00:37:09,081
‫تیم قرمز ، هدف رو می‌بینید؟

404
00:37:09,190 --> 00:37:10,639
‫هدف در دسترسه

405
00:37:10,880 --> 00:37:12,699
‫دریافت شد . تیم آبی ، آماده باش

406
00:37:43,097 --> 00:37:44,698
‫نمی‌خواد سوار قطار سریع‌السیر بشه

407
00:37:44,766 --> 00:37:46,335
‫به طرف قطار درون شهری میره

408
00:37:46,540 --> 00:37:49,168
‫- تیم عملیات پهپاد رو خبر بکنین
‫- بله قربان

409
00:39:00,237 --> 00:39:02,138
‫چی شده؟ کجاست؟

410
00:39:02,205 --> 00:39:05,174
‫توی ایستگاه مرکزی
‫سکو ۱۵ و آماده حرکت

411
00:39:05,242 --> 00:39:08,611
‫سکو ۱۶...همین الان سکو رو عوض کرد

412
00:39:08,679 --> 00:39:12,448
‫- این قطار به ایستگاه مرکزی «پُتسدام» میره . درسته؟
‫- بله

413
00:39:12,516 --> 00:39:15,785
‫با «هاوزِر» در اداره راه و ترابری برلین تماس بگیر
‫ببین می‌تونه قطار رو تأخیر بندازه

414
00:39:15,853 --> 00:39:19,488
‫و ببین میشه نیروها رو
‫به «نیکلاسه» فرستاد یا نه

415
00:39:19,556 --> 00:39:20,989
‫چرا «نیکلاسه»؟

416
00:39:21,058 --> 00:39:23,526
‫چون چه۴تاار ایستگاه قبل از
‫ایستگاه مرکزی «پُتسدام»ـه

417
00:39:23,593 --> 00:39:25,861
‫و ظاهراً یه مخفیگاه روسی هم اونجاست

418
00:39:25,929 --> 00:39:27,263
‫- شنیدی؟
‫- دارم روش کار می‌کنم

419
00:39:27,330 --> 00:39:31,434
‫با دروازه ، سگ ، وسایل امنیتی الکترونیکی

420
00:39:31,501 --> 00:39:33,536
‫۵دقیقه تا فعال شدن پهپاد

421
00:39:33,603 --> 00:39:35,604
‫دریافت شد

422
00:40:10,938 --> 00:40:12,406
‫«الیسون کار»

423
00:40:12,474 --> 00:40:15,275
‫بله . بله

424
00:40:15,343 --> 00:40:16,510
‫ادلر» بود»

425
00:40:16,578 --> 00:40:18,278
‫حکم بازداشت «الیسون کار» تأیید شد

426
00:40:18,346 --> 00:40:20,481
‫می‌خواد هر وقت که صلاح دیدید
‫دستور دستگیریش رو بدین

427
00:40:20,548 --> 00:40:22,682
‫از طرف من ازش تشکر بکنین

428
00:40:22,750 --> 00:40:24,084
‫اونی که روی زمین باشه
‫بهتر از همه میدونه

429
00:40:24,152 --> 00:40:25,486
‫قطار

430
00:40:45,972 --> 00:40:48,941
‫پهپاد به ایستگاه رسید

431
00:41:30,348 --> 00:41:32,150
‫لازم نیست تعقیبش بکنیم

432
00:41:32,217 --> 00:41:35,319
‫پهپاد بالای سرشه
‫و جی‌پی‌اس‌ـش رو هم تحت‌نظر داریم

433
00:42:32,376 --> 00:42:36,713
‫بگو پهپاد ۲هزار پای دیگه بره بالاتر
‫ولی اونطرف جاده‌ی اصلی بمونه

434
00:42:36,780 --> 00:42:39,081
‫دریافت شد

435
00:42:47,558 --> 00:42:49,892
‫یه لحظه صبر کن . ۲تا صفحه رو
‫از دست دادیم . چه خبره؟

436
00:42:49,960 --> 00:42:52,626
‫- جی‌پی‌اس قطع شده
‫- صوت هم همینطور

437
00:42:52,661 --> 00:42:54,129
‫الان وارد میشه
‫نیاز به صدا داریم

438
00:42:54,196 --> 00:42:56,061
‫ببین می‌تونی یه کاری بکنی
‫ماهواره دریافت‌کننده رو دوباره فعال کنه یا نه

439
00:42:56,062 --> 00:42:57,601
‫دارم همین کار رو می‌کنم

440
00:42:58,167 --> 00:43:00,502
‫هیچی . ارتباط قطع شده

441
00:43:00,570 --> 00:43:03,372
‫- چون هیچ سیگنالی دریافت نمی‌کنه
‫- توضیح بدین لطفاً

442
00:43:03,439 --> 00:43:05,440
‫داره میگه اونجا یه منطقه‌ی کوره
‫کل اون محوطه

443
00:43:05,508 --> 00:43:07,942
‫احتمالاً برج‌هایی در اطراف ساختمون
‫برای مسدود کردن سیگنال‌ها ساخته شدن

444
00:43:08,010 --> 00:43:09,210
‫نمیشه دور زدشون؟

445
00:43:09,279 --> 00:43:11,713
‫- می‌تونم امتحان کنم اما...
‫- امتحان کن

446
00:43:15,818 --> 00:43:16,985
‫الان داره وارد حیاط اصلی میشه

447
00:43:17,052 --> 00:43:18,653
‫کمتر از یه دقیقه دیگه وارد میشه

448
00:43:18,720 --> 00:43:20,955
‫بدن صدا اول باید مطمئن بشیم
‫که اونجا مخفیگاه روسیه‌ست

449
00:43:21,023 --> 00:43:22,791
‫باید ب‌صورت قطعی بدونیم

450
00:43:22,858 --> 00:43:24,292
‫چطوری این‌کار رو بکنیم؟

451
00:43:24,359 --> 00:43:26,294
‫دیگه کی می‌تونه باشه «سائول»؟
‫این لایه‌های امنیتی

452
00:43:26,361 --> 00:43:28,196
‫- بیشتر از این دیگه نمیشن
‫- «کافی نیست «کری

453
00:43:28,264 --> 00:43:29,798
‫رفتارش چطور؟

454
00:43:29,865 --> 00:43:31,166
‫تماس رمزی
‫از بین بردن موبایلش

455
00:43:31,233 --> 00:43:33,734
‫«رزرو یه سفر جعلی به «کپنهاگن

456
00:43:33,803 --> 00:43:36,137
‫- «از دستش میدیم «سائول
‫- ببین

457
00:43:40,042 --> 00:43:42,109
‫اون کیه؟

458
00:43:42,177 --> 00:43:44,344
‫تصویر رو بزرگ کن

459
00:43:46,547 --> 00:43:47,781
‫«ایوان کروپین»

460
00:43:47,849 --> 00:43:50,083
‫رئیس ایستگاه آژانس اطلاعاتی روسیه در برلین

461
00:43:50,151 --> 00:43:52,752
‫تیم‌های عملیاتی رو بفرستین

462
00:43:59,460 --> 00:44:01,528
‫من لو رفتم . باید فوراً

463
00:44:01,595 --> 00:44:03,063
‫- من رو از آلمان خارج بکنی
‫- یعنی چی لو رفتی؟

464
00:44:03,131 --> 00:44:04,298
‫لو نرفتی

465
00:44:04,365 --> 00:44:06,599
‫شاید هنوز نه ولی تا
‫فردا صبح حتماً لو میرم

466
00:44:07,668 --> 00:44:09,336
‫داری می‌لرزی . بیا

467
00:44:09,403 --> 00:44:12,071
‫چیزی نیست بیا بریم داخل

468
00:44:15,776 --> 00:44:17,877
‫تیم قرمز در حالت آماده باش

469
00:44:19,313 --> 00:44:21,981
‫تیم قرمز در حالت آماده باش

470
00:44:22,049 --> 00:44:27,152
‫یکی از معاون‌هات امشب داره
‫از مرز «لیتوانی» وارد کشور میشه

471
00:44:27,220 --> 00:44:29,855
‫قول داده مدارک مربوط به
‫حضور یه جاسوس روسی

472
00:44:29,922 --> 00:44:31,056
‫توی ایستگاه برلین رو ارائه بده

473
00:44:31,123 --> 00:44:32,491
‫چجور مدرکی؟

474
00:44:32,559 --> 00:44:34,426
‫مدارکی که من توی این چند سال بهت دادم

475
00:44:34,494 --> 00:44:37,396
‫مدارک محرمانه‌ای که باهاشون ظرف یک ثانیه

476
00:44:37,464 --> 00:44:39,798
‫- ردم رو می‌گیرن
‫- این غیرممکنه

477
00:44:39,866 --> 00:44:41,800
‫چرا غیرممکن باشه؟

478
00:44:41,868 --> 00:44:43,402
‫چون روال اینطوری نیست

479
00:44:46,305 --> 00:44:48,374
‫فقط ۲تا مقام بلندپایه به
‫مدارکت دسترسی دارن

480
00:44:48,441 --> 00:44:50,376
‫یا حتی از وجودت خبر دارن

481
00:44:50,443 --> 00:44:54,880
‫جفت‌شون هفته‌ی پیش رفتن
‫"یه سفر ماهیگیری به "کولا پنینسولا

482
00:44:54,947 --> 00:44:56,280
‫- مطمئنی؟
‫- آره که مطمئنم

483
00:44:56,348 --> 00:44:57,682
‫خودمم قرار بود باهاشون برم

484
00:44:57,750 --> 00:45:00,685
‫ببین ، حتماً یه‌جور سوءتفاهم‌ـه

485
00:45:00,753 --> 00:45:02,520
‫- نه ، نه
‫- یا یه...

486
00:45:06,792 --> 00:45:08,292
‫لعنتی

487
00:45:09,227 --> 00:45:10,762
‫بازیت دادن

488
00:45:11,864 --> 00:45:13,063
‫چی؟

489
00:45:14,099 --> 00:45:15,366
‫این چیه؟

490
00:45:15,638 --> 00:45:17,515
‫پلیس فدرال داره وارد محوطه میشه

491
00:45:17,695 --> 00:45:19,791
‫هارد درایوها رو منهدم کن

492
00:45:27,244 --> 00:45:29,979
‫- تو آوردی‌شون اینجا
‫- نه . کسی تعقیبم نکرد

493
00:45:30,047 --> 00:45:32,081
‫- کاملاً حواسم بود
‫- ظاهراً که نبوده

494
00:45:33,284 --> 00:45:34,918
‫باید من رو از اینجا ببری بیرون

495
00:45:34,985 --> 00:45:37,687
‫- همین حالا
‫- چطوری؟ اونا وارد محوطه شدن

496
00:45:38,823 --> 00:45:40,290
‫ایوان» ، آروم باش لطفاً»

497
00:45:41,526 --> 00:45:42,826
‫آروم باشم؟

498
00:45:42,894 --> 00:45:47,263
‫من که آرومم . خیلی هم آرومم

499
00:45:47,331 --> 00:45:51,334
‫تو چطوری تونستی انقدر بی‌احتیاطی بکنی؟
‫باورنکردنی‌ـه

500
00:45:51,402 --> 00:45:54,037
‫گول یه همچین داستان مزخرفی
‫رو می‌خوری آخه؟

501
00:45:54,104 --> 00:45:56,772
‫ببین ، وایسا

502
00:45:56,840 --> 00:45:58,341
‫تمومش کن

503
00:46:02,913 --> 00:46:04,414
‫«ایوان»

504
00:46:06,483 --> 00:46:08,418
‫تمومش کن

505
00:46:10,187 --> 00:46:12,155
‫فکر کن

506
00:46:19,997 --> 00:46:22,130
‫چه فایده‌ای داره؟
‫همه چیز تموم شده

507
00:46:22,198 --> 00:46:24,799
‫گفتم فکر کن

508
00:46:24,867 --> 00:46:26,835
‫«کارمون تمومه «الیسون

509
00:46:28,571 --> 00:46:31,974
‫- نابود شدیم
‫- نه . اینطوری نیست

510
00:46:32,041 --> 00:46:34,509
‫حالا خوب به حرفام گوش کن

511
00:46:47,922 --> 00:46:49,190
‫پخش بشین

512
00:47:01,436 --> 00:47:04,038
‫زانو بزن . زانو بزن

513
00:47:14,015 --> 00:47:16,749
‫شما بازداشت هستین

514
00:47:45,546 --> 00:47:47,547
‫خاموش‌ـش کنین

515
00:47:47,614 --> 00:47:49,481
‫دریافت شد قربان
‫پهپاد به پایگاه برمیگرده

516
00:48:06,331 --> 00:48:08,366
‫عجب داستانی

517
00:48:08,434 --> 00:48:12,236
‫اصلاً باورکردنی نیست

518
00:48:15,775 --> 00:48:19,510
‫- خودش خیلی چیزها رو توضیح میده
‫- خیلی چیزها

519
00:48:21,012 --> 00:48:23,581
‫«من خودمم نمی‌خواستم باور کنم «دار

520
00:48:23,648 --> 00:48:25,516
‫نه ، نه . اشتباه متوجه شدی

521
00:48:25,584 --> 00:48:27,918
‫شما پرونده‌تون رو خوب درست کردین
‫جفت‌تون

522
00:48:27,986 --> 00:48:31,922
‫فقط نمیدونم از کی بیشتر متنفر باشم

523
00:48:31,990 --> 00:48:34,425
‫اون یا خودمون

524
00:48:34,493 --> 00:48:39,363
‫یه شمشیر دولبه‌ست
‫همیشه همینطوری بوده

525
00:48:41,366 --> 00:48:44,668
‫همین الان آوردنش
‫توی اتاق بازجویی ۲ هستش

526
00:49:15,265 --> 00:49:16,798
‫خب؟

527
00:49:16,866 --> 00:49:19,701
‫نمی‌خوام کلیشه‌ای باشم
‫ولی میشه بهم بگی

528
00:49:19,769 --> 00:49:21,504
‫کی مسئول این مسخره‌بازیه؟

529
00:49:21,571 --> 00:49:24,839
‫«فکر کنم خودت باشی «الیسون

530
00:49:24,907 --> 00:49:28,877
‫من؟ یه دلقک کونی و امیدوارم
‫«که کار تو نبوده باشه «دار

531
00:49:28,945 --> 00:49:31,580
‫یه عملیات نفوذ ۱۲ ساله
‫رو نقش بر آب کرد

532
00:49:31,648 --> 00:49:33,749
‫خب ، منم با تو موافقم

533
00:49:33,816 --> 00:49:37,018
‫خب ، می‌خوای با گفتن چندتا اسم شروع کنی؟

534
00:49:37,085 --> 00:49:38,686
‫اسم؟

535
00:49:38,754 --> 00:49:42,624
‫«تمام خبرچین‌های «ایوان کروپین
‫در اروپا و انگلستان

536
00:49:42,691 --> 00:49:45,760
‫خودت ازش بپرس
‫اون توی اتاق کناریه دیگه . درسته؟

537
00:49:45,827 --> 00:49:48,429
‫بعید میدونم باهامون صحبت بکنه

538
00:49:48,497 --> 00:49:50,331
‫- معلومه که صحبت می‌کنه
‫- فراموش کردی

539
00:49:50,399 --> 00:49:51,932
‫اون مصونیت سیاسی داره

540
00:49:52,000 --> 00:49:53,934
‫مصونیت؟ چی داری میگی؟

541
00:49:54,002 --> 00:49:58,406
‫- مطمئنم روند تبادل با مسکو
‫از همین الان شروع شده
‫- «دار»

542
00:49:58,474 --> 00:49:59,974
‫نمی‌تونی همینطوری بفرستیش روسیه

543
00:50:00,042 --> 00:50:02,277
‫میذارنش جلوی دیوار و بهش شلیک می‌کنن

544
00:50:02,344 --> 00:50:03,744
‫به‌خاطر کاری که برای ما کرده

545
00:50:03,812 --> 00:50:05,680
‫- برای "ما" کرده؟
‫- فکر می‌کنی

546
00:50:05,747 --> 00:50:07,682
‫تمام این اطلاعاتم

547
00:50:07,749 --> 00:50:09,950
‫راجبه آشفتگی در اوکراین شرقی
‫رو از کجا گیر میارم؟

548
00:50:10,018 --> 00:50:13,721
‫یا نقشه‌ی «کرملین» برای
‫به‌هم ریختن بازار

549
00:50:13,789 --> 00:50:17,292
‫بین‌المللی نفت رو؟
‫تمام مدت به‌خاطر «ایوان» بوده

550
00:50:17,359 --> 00:50:19,394
‫«بیخیال «الیسون
‫تو خبرچین اونی

551
00:50:19,461 --> 00:50:20,728
‫نه برعکس

552
00:50:20,796 --> 00:50:22,396
‫وگرنه چرا امروز فرار کردی؟

553
00:50:22,463 --> 00:50:24,965
‫فرار؟ من فرار نکردم

554
00:50:25,033 --> 00:50:27,702
‫یه تماس رمزی گرفتی

555
00:50:27,769 --> 00:50:29,595
‫بعدش موبایلت رو منهدم کردی

556
00:50:29,620 --> 00:50:32,339
‫و وارد یه مخفگاه متعلق به
‫سازمان اطلاعاتی روسیه شدی

557
00:50:32,407 --> 00:50:37,011
‫استرید» امروز صبح بهم گفته بود»
‫که توی ایستگاهم یه جاسوس هستش

558
00:50:37,079 --> 00:50:39,747
‫می‌تونی حدس بزنی چقدر ترسیده بودم
‫نگران امنیت «ایوان» بودم

559
00:50:39,815 --> 00:50:42,216
‫جون اون در خطر بود

560
00:50:42,283 --> 00:50:44,952
‫این‌کارهام برای گول زدن آدمای اون بود
‫نه افراد خودمون

561
00:50:45,020 --> 00:50:47,321
‫پس بگو داشتی توی اون
‫مخفیگاه چکار می‌کردی

562
00:50:47,388 --> 00:50:49,289
‫می‌خواستم بیارمش همینجا

563
00:50:49,357 --> 00:50:51,992
‫و اون رو هم آوردم

564
00:50:55,396 --> 00:50:59,166
‫«۱۲سال نوچه‌ی خودم بود «دار

565
00:51:01,336 --> 00:51:04,071
‫مطمئنم که متوجه هستی

566
00:52:07,133 --> 00:52:08,566
‫فرار کن

567
00:52:19,745 --> 00:52:21,746
‫شاید زنده بمونی

568
00:52:21,815 --> 00:52:23,648
‫راه بیوفت

569
00:54:14,500 --> 00:54:15,500
‫(Drama) مترجم : آرین

570
00:54:16,500 --> 00:54:17,500
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫WwW.TinyMoviez.Co

