﻿1
00:00:00,453 --> 00:00:05,453
ترجمه: پرولیتور و علی

2
00:00:09,452 --> 00:00:14,452
 

3
00:00:14,453 --> 00:00:19,453
 

4
00:00:19,454 --> 00:00:22,082
‫- خونه ، با پسرم تماس بگیر
‫- چراغ‌ها روشن شد

5
00:00:22,624 --> 00:00:25,293
‫سال 2050ست
‫چطوریه که این هنوز درست کار نمیکنه؟

6
00:00:26,044 --> 00:00:28,838
‫با پسرم تماس بگیر!

7
00:00:28,838 --> 00:00:31,007
‫نور این چراغ‌های لعنتی هم کم کن

8
00:00:31,007 --> 00:00:33,510
‫سلام ، مامان

9
00:00:33,510 --> 00:00:34,928
‫سلام عزیزم

10
00:00:34,928 --> 00:00:38,473
‫- اوه چقد خسته بنظر میایی
‫- باشه ممنون زنگ زدی

11
00:00:38,473 --> 00:00:42,060
‫- سرت شلوغه؟
‫- راستش نه. تازه درسام رو خوندم

12
00:00:42,060 --> 00:00:44,854
‫خوبه ، چون می‌خوام...

13
00:00:44,854 --> 00:00:47,273
‫داستان اینکه چطور با پدرت آشنا
‫شدم رو واست بگم

14
00:00:47,273 --> 00:00:48,984
‫می‌دونم چطور با بابا آشنا شدی

15
00:00:48,984 --> 00:00:51,069
‫آه ، داستان کلی رو میدونی

16
00:00:51,069 --> 00:00:54,280
‫اما الان وقتشه که واست
‫داستان بدون سانسورش رو بگم

17
00:00:54,280 --> 00:00:56,992
‫چندتا لیوان از اون شراب
‫زدی به بدن؟

18
00:00:56,992 --> 00:00:59,494
‫اونقدری که جاهای سکسی‌ داستان
‫رو از قلم نندازم

19
00:01:00,537 --> 00:01:02,706
‫خدای من ، شروع شد باز

20
00:01:02,706 --> 00:01:06,084
‫خب ، مثل خیلی از داستان‌های عشقی
‫توی سال 2022

21
00:01:06,084 --> 00:01:08,086
‫این یکی هم از یه قرار اپلیکشن «تیندر» شروع شد
‫[برنامه دوستیابی]

22
00:01:08,086 --> 00:01:09,337
‫ببخشید
<i>" زمان حال "</i>

23
00:01:09,337 --> 00:01:12,340
‫راستش از اونجا شروع شد
‫که سر یه قرار تیندر دیر کرده بودم

24
00:01:12,340 --> 00:01:14,259
‫نزنی بهم ، نزنی بهم

25
00:01:14,259 --> 00:01:16,344
‫- آه ، سوفی
‫- بله

26
00:01:16,344 --> 00:01:18,054
‫سلام ، جسی هستم
‫اینم بهترین دوستم سیده

27
00:01:18,054 --> 00:01:19,723
‫زیاد بهش توجه نکن
‫فقط قراره تا جایی برسونمش

28
00:01:19,723 --> 00:01:21,808
‫اوه ، ازم بپرس کجا میخوام برم

29
00:01:23,018 --> 00:01:26,396
!زود باش بپرس ازم -
کجا میخوای بری ، سید؟ -

30
00:01:26,396 --> 00:01:28,773
‫امشب قراره از دوست دخترم خواستگاری کنم

31
00:01:28,773 --> 00:01:31,735
‫وای دوست دختر!
‫بزودی دیگه نمیتونم بهش بگم دوست دختر!

32
00:01:31,735 --> 00:01:33,987
‫قراره بشم نامزدم!

33
00:01:33,987 --> 00:01:36,448
‫نامزد! نامزد! نامزد!

34
00:01:36,448 --> 00:01:39,200
‫سوفی عزیزم یه لطفی کن
‫منو با سیم این شارژر خفه کن. باشه؟

35
00:01:39,200 --> 00:01:40,952
‫اوه راستی میشه ازش استفاده کنم؟

36
00:01:40,952 --> 00:01:43,371
‫چون گوشیم گرسنشه
‫همش میگه...

37
00:01:43,371 --> 00:01:45,874
‫مامانی بهم غذا بده!

38
00:01:47,208 --> 00:01:48,752
‫خب ، واسم کل داستان رو بگو
‫دختره کیه؟

39
00:01:48,752 --> 00:01:50,503
‫خب ، اسمش هاناست

40
00:01:50,503 --> 00:01:52,005
‫رزیدنت جراحی توی لس آنجلسه

41
00:01:52,005 --> 00:01:53,465
‫واسه همین دورا دور با هم در ارتباط هستیم

42
00:01:53,465 --> 00:01:55,508
‫منم اینجا بار خودم ، پمبرتون رو اداره میکنم

43
00:01:55,508 --> 00:01:57,719
‫آفرین به تو که
‫قاب یه جراح رو زدی

44
00:01:57,719 --> 00:01:59,179
‫چطوری میخوای ازش خواستگاری کنی؟

45
00:01:59,179 --> 00:02:01,514
‫خب اون فکر میکنه امشب
‫قرار بریم کنسرت بیانسه

46
00:02:01,514 --> 00:02:04,726
‫ولی در اصل ، من همه دوستام رو
‫توی بار خودم جمع کردم که سورپرایزش کنیم

47
00:02:05,727 --> 00:02:08,730
‫فکر نمیکنی یه کم تو ذوقش بخوره
‫که نمیخوایید واقعا برید کنسرت بیانسه؟

48
00:02:08,730 --> 00:02:09,856
‫منم همش دارم همینو میگم
‫تو ذوقش میخوره

49
00:02:09,856 --> 00:02:11,858
‫یه عمر با من بودن
‫بهتر از کنسرت بیانسه‌ست

50
00:02:12,817 --> 00:02:14,653
‫حتما

51
00:02:14,653 --> 00:02:16,488
‫خب ، تو چکار میکنی ، سوفی؟

52
00:02:16,488 --> 00:02:18,490
‫توی این بار رُزوود که میخوای بری چه خبره؟

53
00:02:19,324 --> 00:02:21,159
‫خب

54
00:02:21,159 --> 00:02:22,786
‫میدونم شاید یکم دیوونگی بنظر بیاد

55
00:02:22,786 --> 00:02:25,080
‫ولی فکر میکنم مرد رویاهام رو پیدا کردم

56
00:02:25,080 --> 00:02:27,165
‫و میخوام باقی عمرم
‫رو باهاش باشم

57
00:02:27,165 --> 00:02:28,416
‫آره

58
00:02:28,416 --> 00:02:31,378
‫تنها مشکل اینه که از توی تیندر پیداش کردم
‫و تا حالا حضوری ندیدمش

59
00:02:31,378 --> 00:02:33,755
‫اوه ، چقد شبیه فیلم «شما یه نامه دارید»

60
00:02:33,755 --> 00:02:37,300
‫- بیشتر به «شما زیادی توقعات بیجا از این قرار دارید» میخوره

61
00:02:37,300 --> 00:02:39,928
‫آره میدونم بنظر چطور میاد

62
00:02:39,928 --> 00:02:42,222
‫ولی منم یه دختر خل و چِل نیستم

63
00:02:42,222 --> 00:02:45,684
‫که فکر کنه تا یه بچه پولدار اسکل
‫بهش پیام داد و گفت سلام

64
00:02:45,684 --> 00:02:48,186
‫دیگه عشق واقعی رو پیدا کرده

65
00:02:48,186 --> 00:02:50,689
‫آخرین قراری که توی تیندر داشتم
‫بدترین قرار عمرم بود

66
00:02:50,689 --> 00:02:52,315
‫پسره 20 دقیقه دیر اومد سر قرار

67
00:02:52,941 --> 00:02:55,110
‫سوفی؟ ببخشید دیر کردم

68
00:02:55,110 --> 00:02:57,696
‫مشکلی نیست

69
00:02:57,696 --> 00:02:58,863
‫مترو تاخیر داشت؟

70
00:02:58,863 --> 00:03:00,907
‫نه راستش. من...

71
00:03:00,907 --> 00:03:02,784
‫قبل از این سر یه قرار دیگه بودم و...

72
00:03:02,784 --> 00:03:03,952
‫فقط همینو بگم که خوب پیش رفت

73
00:03:03,952 --> 00:03:05,286
‫یعنی...

74
00:03:06,162 --> 00:03:07,664
‫خیلی خیلی خوب پیش رفت

75
00:03:08,623 --> 00:03:10,125
‫یعنی ، همین الان سکس کردم

76
00:03:10,125 --> 00:03:12,085
‫- اینو بهت گفت؟
‫- آخه چرا بهت گفت؟

77
00:03:12,085 --> 00:03:13,545
‫تازه این بدترین قسمتش نبود

78
00:03:14,004 --> 00:03:17,340
‫با خودش فکر کرده بود که اینکه به من بگه
‫الان سکس کرده خیلی هم جذابه

79
00:03:17,340 --> 00:03:20,301
‫فکر میکرد من میخدم و لبخند میزنم و میگم...

80
00:03:20,301 --> 00:03:23,555
‫وای چه خفن
‫چون گناهه که یه زن توی این شهر...

81
00:03:23,555 --> 00:03:25,849
‫از یه مرد انتظاری داشته باشه

82
00:03:25,849 --> 00:03:28,309
‫حتی اگه انتظارت یه جو احترام باشه

83
00:03:28,309 --> 00:03:30,812
‫که پسره توی روت نگه
‫که همین الان با یکی دیگه سکس کرده

84
00:03:30,812 --> 00:03:32,564
‫مردم چه مرگشون شده!؟

85
00:03:34,774 --> 00:03:36,860
‫و درست همونجا ، جلوی همون بار...

86
00:03:36,860 --> 00:03:38,486
‫تصمیم گرفتم اکانت تیندرم رو پاک کنم

87
00:03:39,696 --> 00:03:41,906
‫ولی وقتی رفتم که اکانتم رو غیرفعال کنم...

88
00:03:41,906 --> 00:03:44,117
‫دیدم با ایان مچ شدم

89
00:03:44,993 --> 00:03:46,828
‫توی با ایان مچ شدی؟
‫با ایان مچ شده

90
00:03:46,828 --> 00:03:48,163
‫آره

91
00:03:48,163 --> 00:03:52,042
‫با یه خوش بش ساده شروع شد
‫سوالایی برای آشنایی و از اینجور چیزا

92
00:03:52,542 --> 00:03:54,669
‫مثل اولین آدم معروفی که روش کراش داشتی کی بود؟

93
00:03:54,669 --> 00:03:57,547
‫تیا ماوری. تو چی؟

94
00:03:57,547 --> 00:03:59,341
‫باز لایتیِر
‫[شخصیت کارتون داستان اسباب بازی‌ها]

95
00:03:59,341 --> 00:04:02,635
‫یه فضانورد پلاستیکی...

96
00:04:02,635 --> 00:04:03,970
‫چه عجیب غریب!

97
00:04:05,430 --> 00:04:08,099
‫و بعدش جدی شروع کردیم
‫به شناخت همدیگه

98
00:04:08,099 --> 00:04:10,518
‫چه نوع عکاسی انجام میدی؟

99
00:04:10,518 --> 00:04:12,937
‫در حال حاضر ،
‫از مراسماتی مثل جشن تولد ،...

100
00:04:12,937 --> 00:04:14,981
‫مراسم نامزدی و اینجورچیزا عکاسی میکنم
‫که پول اجاره خونه دربیاد

101
00:04:14,981 --> 00:04:17,651
‫ولی قلباً عاشق عکاسی خیابانی هستم

102
00:04:17,651 --> 00:04:19,110
‫عکاسی خیابانی میشه همون
‫قایمکی از غریبه‌ها عکس گرفتن ،...

103
00:04:19,110 --> 00:04:22,030
‫بعدش هم پا به فرار گذاشتن
‫قبل اینکه با مشت بزنن تو صورتت ، آره؟

104
00:04:22,030 --> 00:04:24,407
‫کاملا درسته

105
00:04:24,407 --> 00:04:26,451
‫- تو چکار میکنی؟
‫- میدونم شاید فکر کنی این شغل رو از خودم درآوردم...

106
00:04:26,451 --> 00:04:28,870
‫ولی من زیست شناس دریایی هستم

107
00:04:28,870 --> 00:04:31,373
‫صد درصد از خودت درآوردی

108
00:04:32,123 --> 00:04:34,709
‫و یه دفعه دیدیم تمام روز رو
‫داشتیم مسیج بازی می‌کردیم

109
00:04:34,709 --> 00:04:36,378
‫همینطور تمام شب

110
00:04:36,378 --> 00:04:38,713
‫- اولین بوس؟
‫- مِیبل گرِی‌هَوند ، کلاس هفتم

111
00:04:38,713 --> 00:04:40,757
‫- آشپزی میکنی؟
‫- یکی از تفریحات مورد علاقمه

112
00:04:45,136 --> 00:04:46,596
‫تمام روز رو داشتم بهت فکر میکردم

113
00:04:46,596 --> 00:04:48,973
‫خدای من ایان
‫با دختره یه قرار بذار دیگه!

114
00:04:48,973 --> 00:04:51,726
‫منم دقیقا همینو فکر میکردم

115
00:04:51,726 --> 00:04:55,021
‫خب ، اصلا قرار هست که دعوتم کنی
‫همدیگه رو حضوری ببینیم؟

116
00:04:55,021 --> 00:04:56,481
‫از خدامه

117
00:04:56,481 --> 00:04:59,901
‫ولی تا دو هفته آینده برای کار استرالیا هستم

118
00:04:59,901 --> 00:05:02,278
‫واسه همین قرار گذاشتیم که وقتی
‫برگشت همدیگه رو ببینیم

119
00:05:02,278 --> 00:05:04,197
‫و این شد که کارمون به امشب رسید

120
00:05:04,197 --> 00:05:06,574
‫و اینم از آخرین قرار اول من

121
00:05:06,574 --> 00:05:08,576
‫وای ، چه داستان عاشقانه‌ای

122
00:05:08,576 --> 00:05:10,203
‫آره ، مگه نه؟

123
00:05:10,203 --> 00:05:12,706
‫- نظر آقای ضدحال چیه؟
‫- هی

124
00:05:12,706 --> 00:05:15,333
‫ببین من حس خیلی خوبی
‫به این یارو ایان دارم

125
00:05:16,501 --> 00:05:17,877
‫نه ، نه در توانم نیست

126
00:05:17,877 --> 00:05:19,754
‫نه ، راستش اینه که شانس اینکه این آدم...

127
00:05:19,754 --> 00:05:21,840
‫عشق اول و آخر تو باشه از کم هم کمتره

128
00:05:21,840 --> 00:05:24,217
‫منظور اینه ، شانس اینکه به من
‫امتیاز پنج ستاره بدی...

129
00:05:24,217 --> 00:05:26,219
‫اونم بعد این نتیجه‌گیریِ وقیحانه‌ای که کردم
‫بیشتره

130
00:05:26,970 --> 00:05:29,347
‫درضمن ، گوشیت یادت نره

131
00:05:29,347 --> 00:05:31,182
‫آه ممنون

132
00:05:31,182 --> 00:05:33,309
‫خواستگاریت مبارک

133
00:05:33,309 --> 00:05:34,394
‫ممنون

134
00:05:40,066 --> 00:05:42,986
‫- چیه؟
‫- تو ازش خوشت اومد

135
00:05:42,986 --> 00:05:43,945
‫نخیر

136
00:05:43,945 --> 00:05:45,113
‫- چرا
‫- نخیر!

137
00:05:45,113 --> 00:05:47,115
‫- نخیر
‫- چرا ، اومد. ای لعنتی

138
00:05:54,289 --> 00:05:55,582
‫ایان؟

139
00:05:55,582 --> 00:05:56,791
‫سوفی!

140
00:05:56,791 --> 00:05:58,251
‫سلام

141
00:05:58,251 --> 00:05:59,336
‫سلام

142
00:05:59,878 --> 00:06:03,465
‫و اینطور شد که بهتری اولین قراری
‫که تو عمرم داشتم ، شروع شد

143
00:06:03,465 --> 00:06:06,801
‫قراری که اونقد خوبه
‫که حتی گوشیت رو چک نمیکنی

144
00:06:06,801 --> 00:06:08,636
‫- وای
‫- آره میدونم

145
00:06:10,764 --> 00:06:14,100
‫میدونی باید هفته آینده بریم
‫این فیلم جدیده رو ببینیم

146
00:06:14,100 --> 00:06:16,895
‫که خواکین فینیکس نقش امیلیا اِرهارت رو بازی کرده

147
00:06:16,895 --> 00:06:18,688
‫و اینجا بود که اتفاق افتاد

148
00:06:20,273 --> 00:06:21,232
‫چیه؟

149
00:06:22,150 --> 00:06:23,985
‫خب ،...

150
00:06:23,985 --> 00:06:25,362
‫سوفی ، راستش...

151
00:06:25,362 --> 00:06:27,822
‫من دارم به استرالیا نقل مکان میکنم

152
00:06:29,658 --> 00:06:31,076
‫تو که تازه از اونجا اومدی

153
00:06:31,076 --> 00:06:32,452
‫میدونم

154
00:06:32,452 --> 00:06:34,371
‫قرار بود فقط یه سفر تحقیقاتی باشه

155
00:06:34,371 --> 00:06:37,248
‫ولی درست قبل اینکه برگردم
‫بهم پیشنهاد یه کار تمام وقت...

156
00:06:37,248 --> 00:06:39,751
‫توی تیمی دادن که به مرجان‌های دریاییِ
‫در حال انقراض برای تولید مثل کمک میکنه

157
00:06:41,878 --> 00:06:43,505
‫نمیتونستی...

158
00:06:43,505 --> 00:06:45,924
‫فقط یه شمع روشن کنی و
‫یه آهنگ راک ملایم بذاری؟

159
00:06:45,924 --> 00:06:47,801
‫میخوام بگم ، این روش که همیشه روی من جواب میده

160
00:06:51,388 --> 00:06:52,847
‫کِی میری؟

161
00:06:54,349 --> 00:06:55,392
‫امشب

162
00:06:55,934 --> 00:06:57,143
‫امشب

163
00:06:57,644 --> 00:07:00,689
‫فقط اومدم نیویورک که وسایلم رو جمع کنم
‫و خونه‌م رو اجاره بدم

164
00:07:01,356 --> 00:07:03,483
‫میدونم که باید اینو زودتر بهت میگفتم

165
00:07:03,483 --> 00:07:05,193
‫فقط میترسیدم که سر قرار نیایی

166
00:07:05,193 --> 00:07:06,444
‫و...

167
00:07:07,487 --> 00:07:09,614
‫باید میدیدمت ، سوفی

168
00:07:12,617 --> 00:07:13,868
‫و درنتیجه...

169
00:07:13,868 --> 00:07:16,037
‫تصمیم گرفتیم که رابطۀ دورا دور...

170
00:07:16,037 --> 00:07:18,081
‫ایدۀ چندان خوبی نیست

171
00:07:18,081 --> 00:07:20,667
‫بعد چند هفته مسیج بازی...

172
00:07:20,667 --> 00:07:22,210
‫و یه قرار اول فوق العاده...

173
00:07:24,796 --> 00:07:26,381
‫خداحافظ ، سوفی

174
00:07:27,257 --> 00:07:29,134
‫خداحافظ ، ایان

175
00:07:33,888 --> 00:07:36,516
‫یجورایی دلم میخواد الان ببوسمت

176
00:07:37,475 --> 00:07:39,477
‫یجورایی منم دلم میخواد

177
00:07:43,231 --> 00:07:46,276
‫فکر میکنم بهتر باشه اینکارو نکنیم

178
00:07:47,861 --> 00:07:49,529
‫شاید یه روزی

179
00:07:52,240 --> 00:07:54,367
‫آره ، یه روزی

180
00:08:12,427 --> 00:08:14,054
‫قلبم شکسته بود

181
00:08:14,888 --> 00:08:17,265
‫ولی حداقل میتونستم برگردم خونه
‫پیش بهترین دوستم

182
00:08:17,265 --> 00:08:18,850
‫خاله والنتینا!

183
00:08:18,850 --> 00:08:21,227
‫تازه از هفتۀ مد توی
‫لندن برگشته بود

184
00:08:21,227 --> 00:08:23,480
‫خیلی خوشحالم که برگشتی خونه

185
00:08:23,480 --> 00:08:24,773
‫خیلی دلم واست تنگ شده بود

186
00:08:24,773 --> 00:08:26,316
‫وقت واسه «دلم تنگ شدن‌ها» نداریم
‫بگو ببینم

187
00:08:26,316 --> 00:08:27,692
‫قرارت با ایان چطور بود؟ قدش بلنده؟

188
00:08:27,692 --> 00:08:29,778
‫- آره
‫- شنونده خوبی بود؟

189
00:08:29,778 --> 00:08:30,779
‫آره

190
00:08:30,779 --> 00:08:33,281
‫چشماش به مهربونیِ عکسش بود؟

191
00:08:33,281 --> 00:08:34,366
‫آره

192
00:08:36,826 --> 00:08:38,453
‫چرا بپر بپر نمیکنی پس؟

193
00:08:39,287 --> 00:08:42,082
‫چون داره برای همیشه میره استرالیا

194
00:08:44,084 --> 00:08:47,087
‫سوفی ، خیلی متاسفم

195
00:08:47,796 --> 00:08:49,381
‫باهاش با این وجود سکس کردی؟

196
00:08:52,008 --> 00:08:53,885
‫حداقل ، هنوز تو رو دارم

197
00:08:54,344 --> 00:08:55,553
‫میدونی؟ میتونیم فقط...

198
00:08:55,553 --> 00:08:57,847
‫دوتا دختر نیویورکیِ مجرد باشیم
‫که واسه خودمون زندگی میکنیم

199
00:08:57,847 --> 00:09:01,267
‫میتونیم یه پادکست راه بندازیم
‫به اسم «اصن چه نیازی به مردها هست؟»

200
00:09:01,267 --> 00:09:04,104
‫آه آره. در این مورد...

201
00:09:04,104 --> 00:09:05,146
‫میتونیم بعدا به اسمش فکر کنیم

202
00:09:05,146 --> 00:09:07,899
‫- خدای من
‫- خدا

203
00:09:07,899 --> 00:09:09,192
‫یه مریض جنسی!

204
00:09:09,192 --> 00:09:11,486
‫خواهش میکنم اسپری فلفل نزن
‫صورت من خیلی خیلی حساسه

205
00:09:11,486 --> 00:09:14,948
‫این مریض جنسی نیست
‫اسمش چارلیه

206
00:09:15,782 --> 00:09:18,201
‫البته یه جورایی مریض جنسی هست
‫ولی از نوع خوبش

207
00:09:18,660 --> 00:09:20,245
‫تو باید سوفی باشی

208
00:09:20,245 --> 00:09:22,288
‫خیلی از دیدنت خوشوقتم
‫خدای من

209
00:09:23,289 --> 00:09:24,791
‫من میرم یه چیزی تنم کنم

210
00:09:26,251 --> 00:09:27,544
‫داستانش جالبه...

211
00:09:27,544 --> 00:09:30,755
‫ما توی هفته مد لندن همدیگه رو دیدیم
‫از هم خوشمون اومد...

212
00:09:31,256 --> 00:09:32,757
‫خیلی زیاد

213
00:09:32,757 --> 00:09:34,467
‫اتفاقات دست به دست هم داد...

214
00:09:34,467 --> 00:09:38,138
‫و حالا اون با ما زندگی میکنه
‫خب برگردیم به تو و ایان

215
00:09:38,138 --> 00:09:40,390
‫- صبر کن ببینم. چی؟
‫- میدونم یهویی شد

216
00:09:40,390 --> 00:09:42,892
‫ولی به خانوادۀ خفن لاکچریه «طبقه اشرافیش» گفت که...

217
00:09:42,892 --> 00:09:46,021
‫میخواد بیاد نیویورک تا...

218
00:09:46,021 --> 00:09:49,190
‫با یه دستیار آرایشگر مکزیکی زندگی کنه...

219
00:09:49,190 --> 00:09:51,609
‫خانواده‌ش مثل سریال «بتی زشته»
‫باهاش برخورد کردن

220
00:09:51,609 --> 00:09:53,653
‫بعدش هم حساب بانکیش رو مسدود کردن

221
00:09:55,322 --> 00:09:56,990
‫مثل قضیه «مگان مارکلد» باهاتون برخورد کردن
‫[همسر پرنس هری]

222
00:09:56,990 --> 00:09:58,366
‫البته ، اینجوری بهتره

223
00:09:58,366 --> 00:10:00,035
‫منظورم اینه ، کی قصر و ثروت بی‌نهایت میخواد؟

224
00:10:00,035 --> 00:10:03,580
‫من با جذابیتم و تجربه‌م زندگیم میگذره

225
00:10:04,998 --> 00:10:07,083
‫- بازم دارم دودولت رو میبینم
‫- اوه

226
00:10:07,083 --> 00:10:09,461
‫رفیق همونجا بمون

227
00:10:09,461 --> 00:10:11,087
‫پس شورتم اینجا بود

228
00:10:11,880 --> 00:10:13,923
‫درسته ، پاک یادم رفته بود...

229
00:10:13,923 --> 00:10:16,176
‫از اینجا بود که با میوه‌ها کارمون رو شروع کردیم

230
00:10:21,473 --> 00:10:23,350
‫بهتره این دوتا رو هم بندازی بره

231
00:10:23,350 --> 00:10:24,601
‫اینا اورگانیک بودن!

232
00:10:26,770 --> 00:10:29,898
‫خب ، من که گفتم میدونم یهویی شد
‫ولی خیلی دوسش دارم...

233
00:10:29,898 --> 00:10:33,068
‫و تصمیم گرفتم نمیذارم
‫یه چیز غیرمنطقی...

234
00:10:33,068 --> 00:10:34,986
‫مثل «منطقی فکر کردن» ،
‫سد راهم بشه

235
00:10:34,986 --> 00:10:37,072
‫و اینجا بود که متوجه شدم...

236
00:10:37,072 --> 00:10:40,116
‫من اجازه دادم فکر کردن منطقی
‫سد راه من و ایان بشه

237
00:10:40,116 --> 00:10:41,826
‫آره ، میدونم داره به یه قاره دیگه نقل مکان میکنه

238
00:10:41,826 --> 00:10:44,871
‫ولی ، میدونی منم فاصله دور میتونم برم
‫همیشه هم میتونیم سکس چهره به چهره داشته باشیم

239
00:10:44,871 --> 00:10:46,873
‫- اوه. سکس چهره به چهره دیگه چیه؟
‫- فکر میکنم تماس تصویری...

240
00:10:46,873 --> 00:10:47,874
‫و سکس تلفنی رو باهم قاطی کرده

241
00:10:47,874 --> 00:10:49,668
‫من رفیق باحالشم

242
00:10:50,543 --> 00:10:52,879
‫باید به ایان بگم که
‫خداحافظی کردنمون اشتباه بود

243
00:10:52,879 --> 00:10:54,673
‫آره. آره

244
00:10:54,673 --> 00:10:57,258
‫بهش بگو. دوست دارم این کارو کنی!

245
00:10:57,258 --> 00:10:58,760
‫و اینجاست که باید بگی...

246
00:10:58,760 --> 00:11:01,221
‫"عاشقم اینم که دوست انگلیسیت
‫با ما زندگی کنه"

247
00:11:04,641 --> 00:11:07,018
‫این موبایلم نیست

248
00:11:08,728 --> 00:11:11,022
‫حتما وقتی از اوبر پیاده شدم
‫موبایل اشتباهی رو برداشتم!

249
00:11:11,022 --> 00:11:13,441
‫باید همین الان به پمبرتون برم

250
00:11:13,441 --> 00:11:16,194
‫می‌تونیم بیایم؟ خیلی دوست دارم
‫نیویورک واقعی رو ببینم

251
00:11:16,194 --> 00:11:17,362
‫میشه با مترو بریم؟

252
00:11:17,362 --> 00:11:19,948
‫من همیشه می‌خواستم مترو رو ببینم!

253
00:11:19,948 --> 00:11:21,950
‫خب ، مترو این شکلیه

254
00:11:22,617 --> 00:11:24,869
‫همیشه همچین بویی میده؟

255
00:11:24,869 --> 00:11:26,997
‫نه! بعضی وقت‌ها ، خیلی بدتره

256
00:11:26,997 --> 00:11:30,291
‫یه بار ، توی یه ماشین بودم که یه نفر
‫داشت می‌شاشید ، و یکی داشت می‌رید ،

257
00:11:30,291 --> 00:11:32,961
‫- و یکی هم مُرده بود
‫- سه عمل مترویی

258
00:11:32,961 --> 00:11:34,212
‫امیدوارم آرزو کردی

259
00:11:39,509 --> 00:11:41,761
‫سوپرایز!

260
00:11:41,761 --> 00:11:44,514
‫سوفی! تو سید نیستی.
‫چرا سید نیستی؟

261
00:11:44,514 --> 00:11:46,683
‫چون موبایلش رو به‌جای موبایل من
‫بهم دادی...

262
00:11:46,683 --> 00:11:47,809
‫وقتی از ماشینت پیاده شدم

263
00:11:47,809 --> 00:11:49,394
‫صبر کن ، یعنی این همه مدت
‫داشتم رد تو رو می‌زدم؟

264
00:11:49,394 --> 00:11:51,062
‫خب ، بچه‌ها ، نمی‌دونیم سید کجاست!

265
00:11:51,062 --> 00:11:52,647
‫همگی ، به محل‌های اختفاتون برگردین

266
00:11:52,647 --> 00:11:53,857
‫خب ، زمان تقریبی رسیدن سید کِی هست؟

267
00:11:53,857 --> 00:11:55,692
‫هر لحظه ممکنه برسه ،
‫پس باید قایم بشی

268
00:11:55,692 --> 00:11:57,986
‫خوبه ، چون نمی‌دونم
‫پرواز ایان کِی هست ،

269
00:11:57,986 --> 00:11:59,863
‫ولی باید قبل از اینکه هواپیما بپره
‫باهاش پرواز کنم

270
00:11:59,863 --> 00:12:01,364
‫محض رضای خدا ، قایم شو!

271
00:12:02,574 --> 00:12:04,075
‫من وقتی تحت فشار باشم
‫خشکم می‌زنه!

272
00:12:04,075 --> 00:12:05,785
‫واسه همین سه‌تا دوچرخه بهم زدن!

273
00:12:15,545 --> 00:12:17,422
‫چیکار می‌کنی؟

274
00:12:17,422 --> 00:12:20,175
‫هنوز بوی اون مترو رو حس می‌کنم.
‫بوش توی موهامه

275
00:12:20,175 --> 00:12:22,886
‫یه بوی بدن یه آدم غریبه
‫توی موهام هست

276
00:12:24,804 --> 00:12:26,639
‫آهای!

277
00:12:26,639 --> 00:12:29,059
‫شرمنده. ندیدمت

278
00:12:29,059 --> 00:12:32,520
‫می‌دونم. واسه همین گفتم "آهای"

279
00:12:32,520 --> 00:12:35,857
‫هر لحظه که می‌گذشت
‫حس عجیبی بهم دست می‌داد

280
00:12:35,857 --> 00:12:38,109
‫من اِلِن هستم. تازه از
‫آیووا اومدم اینجا

281
00:12:38,109 --> 00:12:39,069
‫اوه ،

282
00:12:39,069 --> 00:12:41,738
‫و من خواهر جسی هستم.
‫واضحه که خواهر واقعیش نیستم

283
00:12:41,738 --> 00:12:45,283
‫از نظر من که واضح نیست.
‫نمی‌دونم جسی کیه

284
00:12:45,283 --> 00:12:47,661
‫سوار مترو شدی؟
‫چیزای عجیب و غریبی اونجا هست

285
00:12:47,661 --> 00:12:49,954
‫درک می‌کنیم. از مترو بدت اومد

286
00:12:50,580 --> 00:12:52,999
‫خب ، واسه چی به نیویورک اومدی؟

287
00:12:52,999 --> 00:12:54,000
‫قراره طلاق بگیرم

288
00:12:54,000 --> 00:12:56,294
‫وای خدای من ، طفلکی

289
00:12:56,294 --> 00:12:58,922
‫لیتل کرِسِنت ، آیووا ، 600 نفر جمعیت داره ،

290
00:12:58,922 --> 00:13:00,590
‫و اون تنها لزبین دیگه‌ی شهره

291
00:13:00,590 --> 00:13:03,176
‫هر دومون می‌دونستیم باید
‫مراحل خودشو طی کنه ،

292
00:13:03,176 --> 00:13:06,346
‫واسه همین به نیویورک اومدم تا از
‫اول شروع کنم ، رابطه‌ام رو با برادرم از سر بگیرم...

293
00:13:07,222 --> 00:13:08,598
‫و با کِیت مک‌کینِن قرار بذارم

294
00:13:08,598 --> 00:13:10,809
‫کِیت مک‌کینِن رو می‌شناسی؟

295
00:13:10,809 --> 00:13:12,060
‫نه

296
00:13:12,769 --> 00:13:13,895
‫تو می‌شناسی؟

297
00:13:15,730 --> 00:13:18,191
‫- کدوم گوری هستن؟
‫- هی! هی ، نگاه کن

298
00:13:18,191 --> 00:13:20,860
‫سید دوست صمیمی منه ، خب؟
‫و اگه مسئول خواستگاری من بود...

299
00:13:20,860 --> 00:13:22,904
‫کاملا فرضیه ، من هرگز ازدواج نمی‌کنم ،

300
00:13:22,904 --> 00:13:24,531
‫ولی اون خاطرجمع می‌کنه که
‫عالی بشه ، خب؟

301
00:13:24,531 --> 00:13:26,658
‫نمی‌تونم بذارم که کله‌ات
‫شب مهمش رو خراب کنه

302
00:13:26,658 --> 00:13:29,160
‫خیلی‌خب

303
00:13:30,495 --> 00:13:31,871
‫چرا نمی‌خوای هرگز ازدواج کنی؟

304
00:13:31,871 --> 00:13:34,374
‫من هرگز ازدواج نمی‌کنم...

305
00:13:34,374 --> 00:13:37,419
‫چون تنها دختری که می‌خواستم باهاش
‫ازدواج کنم قلبم رو شکست ، خب؟

306
00:13:38,336 --> 00:13:40,005
‫- یه لحظه صبر کن
‫- نه

307
00:13:40,714 --> 00:13:42,924
‫- من تو رو می‌شناسم
‫- و شروع شد

308
00:13:42,924 --> 00:13:45,427
‫تو همونی هستی که توی
‫ویدیو بود

309
00:13:45,427 --> 00:13:47,554
‫ویدیو یه حادثه‌ی ناخوشایند بود که...

310
00:13:47,554 --> 00:13:49,639
‫اخیرا پخش شد

311
00:13:49,639 --> 00:13:52,934
‫- جسی. متاسفم. من...
‫- می‌خواد نه بگه. وای خدای من

312
00:13:52,934 --> 00:13:54,853
‫- عجب کابوسیه
‫- عوضی بیچاره

313
00:13:54,853 --> 00:13:57,605
‫- بدبخت
‫- فاجعه‌ست

314
00:13:59,816 --> 00:14:02,902
‫الان ، توی اروپاست ، و اولین
‫آلبوم تکیش رو ضبط می‌کنه ،

315
00:14:02,902 --> 00:14:06,114
‫و من توی کل شهر به‌عنوان
‫آقای خواستگاری شکست‌خورده معروف شدم

316
00:14:06,114 --> 00:14:09,200
‫می‌دونی کی هفته‌ی قبل توی توئیتر
‫ویدیو رو لایک کرد؟ میشل اوباما

317
00:14:10,577 --> 00:14:13,663
‫چطور بلیط‌های کنسرت بیانسه رو
‫توی بار فراموش کردی؟

318
00:14:13,663 --> 00:14:15,415
‫سوپرایز!

319
00:14:16,124 --> 00:14:18,418
‫چی شده؟

320
00:14:18,418 --> 00:14:20,420
‫هانا...

321
00:14:21,921 --> 00:14:23,965
‫لحظه‌ای که عاشقت شدم رو یادمه

322
00:14:25,550 --> 00:14:27,886
‫اولین سال دانشکده‌ی پزشکی‌مون بود ،

323
00:14:27,886 --> 00:14:29,804
‫و داشتیم اجساد رو کالبدشکافی می‌کردیم ،

324
00:14:29,804 --> 00:14:31,306
‫و...

325
00:14:31,306 --> 00:14:33,683
‫اومدی جلو ، و بهم گفتی ،

326
00:14:33,683 --> 00:14:35,685
‫"هی ، بلدی چجوری وارد شکم بشی؟

327
00:14:36,728 --> 00:14:38,188
‫از مسیر طحال میری"

328
00:14:39,648 --> 00:14:41,441
‫و گفتم...

329
00:14:43,818 --> 00:14:45,111
‫این دختر موردعلاقه‌ی منه

330
00:14:45,111 --> 00:14:46,780
‫آه...

331
00:14:48,114 --> 00:14:50,533
‫هانا ، من فکر می‌کنم که می‌تونیم
‫با همدیگه از هر مشکلی عبور کنیم

332
00:14:51,242 --> 00:14:54,788
‫حتی اگه بعضی وقت‌ها ، از مسیر
‫طحال رد بشیم

333
00:14:54,788 --> 00:14:56,790
‫خب...

334
00:15:00,043 --> 00:15:03,004
‫هانا...

335
00:15:05,256 --> 00:15:06,299
‫با من ازدواج می‌کنی؟

336
00:15:07,258 --> 00:15:08,551
‫آره!

337
00:15:10,804 --> 00:15:11,846
‫آره!

338
00:15:13,598 --> 00:15:15,934
‫باورم نمیشه دارم نامزد می‌کنم...

339
00:15:15,934 --> 00:15:18,019
‫و بیانسه رو می‌بینم!

340
00:15:18,019 --> 00:15:19,646
‫اوه...

341
00:15:20,188 --> 00:15:22,273
‫باورم نمیشه دارم نامزد می‌کنم!

342
00:15:28,697 --> 00:15:30,740
‫نگاش کن! نامزدی‌ای که تا ابد...

343
00:15:30,740 --> 00:15:32,325
‫اونا رو بابتش سرزنش نمی‌کنن

344
00:15:32,867 --> 00:15:34,285
‫آفرین بهش

345
00:15:34,285 --> 00:15:37,539
‫- خیلی دوستت دارم
‫- من بیشتر دوستت دارم

346
00:15:37,539 --> 00:15:41,001
‫و من عاشق مصیبت‌های موبایلی خنده‌دار هستم

347
00:15:42,210 --> 00:15:45,380
‫توی اوبر موبایل‌هامون جابه‌جا شدن.
‫راستی ، تبریک میگم

348
00:15:45,839 --> 00:15:48,466
‫بفرما. خاموشه ، که برات مناسبه

349
00:15:48,466 --> 00:15:49,968
‫متاسفم

350
00:15:50,468 --> 00:15:51,511
‫مممم!

351
00:15:53,138 --> 00:15:54,848
‫- وای خدای من
‫- چیه؟

352
00:15:54,848 --> 00:15:57,684
‫مردای زیادی داشتن با هم
‫می‌شاشیدن

353
00:15:57,684 --> 00:15:59,686
‫یه صدای ناهنجار از شاشیدن بود

354
00:16:01,354 --> 00:16:04,024
‫صبر کن ، حالا واسه دستشویی عمومی
‫در حدت نیست؟
‫(معنی اسطبل هم میده)

355
00:16:04,024 --> 00:16:06,026
‫عزیزم ، من از اصطبل‌ها
‫استفاده می‌کنم

356
00:16:07,360 --> 00:16:08,695
‫همون‌جا کره‌اسب‌ها رو نگه‌داری می‌کنیم

357
00:16:09,738 --> 00:16:11,573
‫والنتینا ، فکر کنم اشتباه بدی رو
‫مرتکب شدم

358
00:16:11,573 --> 00:16:13,658
‫فکر نکنم بتونم این خراب‌شده
‫زندگی کنم

359
00:16:13,658 --> 00:16:16,369
‫این خراب‌شده زندگی روزمره‌ی منه ،

360
00:16:16,369 --> 00:16:17,787
‫آشغال سلطنتی تر و تمیز

361
00:16:17,787 --> 00:16:19,289
‫هی...

362
00:16:22,125 --> 00:16:23,209
‫مممم!

363
00:16:23,209 --> 00:16:25,462
‫- مم؟
‫- مم! یه لحظه

364
00:16:25,462 --> 00:16:26,880
‫خیلی‌خب

365
00:16:27,589 --> 00:16:28,965
‫وای خدای من

366
00:16:28,965 --> 00:16:31,676
‫یه ریه واسه بیمارم پیدا شد!

367
00:16:31,676 --> 00:16:33,053
‫آره!

368
00:16:33,053 --> 00:16:34,929
‫عزیزم...

369
00:16:34,929 --> 00:16:37,640
‫- روی پیرهنت ریخت
‫- اشکالی نداره

370
00:16:38,224 --> 00:16:41,436
‫عزیزم ، واقعا متاسفم ،
‫ولی باید به لس‌آنجلس برگردم

371
00:16:42,646 --> 00:16:45,523
‫هی. ببین ، خواهرم با دوستات می‌گرده

372
00:16:45,523 --> 00:16:47,692
‫اون تنهاست ، واسه همین
‫می‌خوام با آدمای جدیدی آشنا بشه

373
00:16:49,861 --> 00:16:52,072
‫آره. ظاهرا خیلی با هم جور شدن

374
00:16:52,072 --> 00:16:54,199
‫هی ،

375
00:16:54,199 --> 00:16:56,284
‫به‌محض اینکه موبایلم روشن بشه ،
‫از اینجا میرم ،

376
00:16:56,284 --> 00:16:59,079
‫ولی می‌خواستم بهت بگم ،
‫نباید بی‌خیال عشق بشی...

377
00:16:59,079 --> 00:17:01,790
‫چون درخواست خواستگاریت
‫با شکست مواجه شد

378
00:17:01,790 --> 00:17:04,042
‫می‌دونم که یه دختر نزدیک پل
‫بروکلین یه جایی اون بیرون هست که...

379
00:17:04,042 --> 00:17:06,127
‫واسه تو کنار گذاشته شده

380
00:17:07,921 --> 00:17:09,923
‫باید بدونم این چیه؟
‫چون انگار سعی کردی...

381
00:17:09,923 --> 00:17:11,633
‫خودتو تحت تاثیر قرار بدی ،

382
00:17:11,633 --> 00:17:13,802
‫ولی نمی‌دونم در مورد چی
‫حرف می‌زنی

383
00:17:14,552 --> 00:17:17,097
‫- از خودم در آوردم
‫- باشه

384
00:17:17,097 --> 00:17:19,849
‫ببین ، من از زمان دانشگاه
‫توی نیویورک زندگی کردم ،

385
00:17:19,849 --> 00:17:22,227
‫ولی هیچ‌وقت از پل بروکلین
‫رد نشدم ،

386
00:17:22,227 --> 00:17:24,104
‫و بعد از یه مدت ،
‫به‌قدری منتظر موندم که...

387
00:17:24,104 --> 00:17:27,315
‫تصمیم گرفتم صبر کنم و
‫با نیمه‌ی‌ گم‌شده‌ام ازش رد بشم

388
00:17:29,275 --> 00:17:31,861
‫تو یکی از اون آدمایی هستی که والدین‌شون
‫با هم زن و شوهر موندن ، نه؟

389
00:17:31,861 --> 00:17:33,238
‫عشاق دانشگاهی ،

390
00:17:33,238 --> 00:17:34,823
‫و واسه حدود 30 سال با هم
‫زندگی کردن

391
00:17:34,823 --> 00:17:36,324
‫پس میگی ، اگه همدیگه رو پیدا کردن ،

392
00:17:36,324 --> 00:17:37,909
‫حتما یکی اون بیرون واسه منم هست

393
00:17:37,909 --> 00:17:39,786
‫و از این چرندیات. درسته؟

394
00:17:40,328 --> 00:17:42,372
‫آره. یه همچین چیزی

395
00:17:43,123 --> 00:17:44,582
‫حتما خوبه

396
00:17:44,582 --> 00:17:47,544
‫کسایی که توی دنیای واقعی بزرگ شدن ،
‫زیاد به این اعتقاد ندارن

397
00:17:48,336 --> 00:17:50,088
‫- ظاهرا موبایلت روشن شد
‫- آره!

398
00:17:51,297 --> 00:17:53,133
‫آه

399
00:17:53,133 --> 00:17:56,261
‫ایان یه عکس فرستاده که کارت پروازش رو
‫گرفته و ناراحته

400
00:17:56,261 --> 00:17:58,805
‫بهش زنگ می‌زنم

401
00:18:00,515 --> 00:18:02,017
‫صبر کن ، نگاه کن

402
00:18:03,351 --> 00:18:04,811
‫می‌تونم اطلاعات پروازش رو ببینم

403
00:18:05,353 --> 00:18:07,981
‫ایول. عضو برنامه‌ی مسافر ایمن هست

404
00:18:07,981 --> 00:18:10,233
‫باید هم باشه!

405
00:18:10,233 --> 00:18:12,569
‫همیشه می‌خواستم اینو بگیرم

406
00:18:12,569 --> 00:18:14,237
‫ولی سخته.
‫نه ، بحث‌مون سر این نیست

407
00:18:16,323 --> 00:18:19,284
‫می‌خوام به فرودگاه جِی‌اف‌کِی برم و
‫بهش بگم که ما باید پیش هم باشیم

408
00:18:19,284 --> 00:18:22,078
‫- واقعا؟
‫- میشه ماشینت رو ببرم؟

409
00:18:22,078 --> 00:18:23,997
‫باید هانا رو ببرم فرودگاه

410
00:18:23,997 --> 00:18:26,499
‫- چی؟
‫- یه جراحی اضطراری باید انجام بده

411
00:18:26,499 --> 00:18:29,419
‫ظاهرا دنیا ازم می‌خواد همه رو
‫ببرم فرودگاه

412
00:18:29,419 --> 00:18:31,087
‫- خب. بریم
‫- خب. میای؟

413
00:18:31,087 --> 00:18:32,339
‫آره!

414
00:18:33,465 --> 00:18:34,841
‫صبر کن!

415
00:18:34,841 --> 00:18:37,052
‫نباید منو پیش چارلی تنها بذاری.
‫فکر کنم ازش بدم میاد

416
00:18:38,094 --> 00:18:40,096
‫- ما باهاش زندگی می‌کنیم
‫- می‌دونم!

417
00:18:41,681 --> 00:18:45,101
‫والنتینا ، ترکم نکن!
‫جایی رو ندارم برم!

418
00:18:45,101 --> 00:18:47,395
‫باید بدنم رو بفروشم تا زنده بمونم!

419
00:18:50,315 --> 00:18:52,317
‫هی ، آبجی! همه‌مون میریم فرودگاه

420
00:18:53,068 --> 00:18:54,277
‫منو یادت رفت ، نه؟

421
00:18:54,277 --> 00:18:56,154
‫چی؟ کی می‌تونه...

422
00:18:56,154 --> 00:18:57,572
‫آره. پاک یادم رفت. ببخشید

423
00:19:03,495 --> 00:19:05,789
‫و همه‌مون به جِی‌اف‌کِی رفتیم تا...

424
00:19:05,789 --> 00:19:08,958
‫بهش بگم که می‌خوام
‫باهاش باشم

425
00:19:10,210 --> 00:19:11,711
‫ایناهاش

426
00:19:13,046 --> 00:19:15,715
‫وای خدا ، نذار این خواستگاری
‫شکست‌خورده‌ی بعدی باشه

427
00:19:15,715 --> 00:19:17,592
‫صبر کن! تو...

428
00:19:17,592 --> 00:19:20,845
‫راستش آقای خواستگاری
‫شکست‌خورده‌ست ، آره

429
00:19:22,263 --> 00:19:22,847
‫ایان!

430
00:19:24,099 --> 00:19:26,267
‫سوفی؟ چیکار...

431
00:19:26,267 --> 00:19:28,144
‫من امسال 87تا قرار تیندری
‫رفتم

432
00:19:28,144 --> 00:19:30,522
‫خب ، همه‌شون ناموفق بودن

433
00:19:30,522 --> 00:19:33,608
‫محض شفاف‌سازی بگم ، من با همه‌شون
‫سکس نداشتم

434
00:19:33,608 --> 00:19:36,861
‫اکثر اوقات ، مشروب خوردم و
‫حرف زدیم

435
00:19:36,861 --> 00:19:39,155
‫و می‌خوام اینو شفاف بگم که
‫کسی رو قضاوت نمی‌کنم که...

436
00:19:39,155 --> 00:19:40,615
‫توی هر قرار ارتباط برقرار می‌کنه

437
00:19:40,615 --> 00:19:42,617
‫استایلم اینجوری نیست.
‫ولی اگه استایل یکی دیگه باشه ،

438
00:19:42,617 --> 00:19:44,411
‫به خودش مربوطه ، و لازم نیست
‫خجالت بکشه

439
00:19:44,411 --> 00:19:46,371
‫داره از کنترلش خارج میشه

440
00:19:47,414 --> 00:19:50,125
‫ببین ، می‌خوام بگم که...

441
00:19:50,125 --> 00:19:52,002
‫ما توی زمونه‌ی گیج‌کننده‌ای
‫زندگی می‌کنیم ،

442
00:19:52,002 --> 00:19:54,337
‫که آشنا شدن با یه آدم سخته...

443
00:19:54,337 --> 00:19:56,506
‫و ارتباط برقرار کردن و حس کنی...

444
00:19:57,841 --> 00:19:58,883
‫آسون باشه

445
00:19:59,551 --> 00:20:02,303
‫و امشب ، حس کردم آسونه

446
00:20:03,471 --> 00:20:04,764
‫به‌جز قضیه‌ی استرالیا ،

447
00:20:04,764 --> 00:20:07,475
‫که شدیدا سخت به‌نظر می‌رسه ،

448
00:20:07,475 --> 00:20:08,810
‫ولی می‌تونیم ازش عبور کنیم

449
00:20:10,312 --> 00:20:11,813
‫می‌دونم که می‌تونیم

450
00:20:13,273 --> 00:20:15,317
‫نظرت چیه؟

451
00:20:17,694 --> 00:20:20,113
‫سوفی ، خیلی دوست دارم
‫عملیش کنم ، ولی...

452
00:20:20,947 --> 00:20:23,491
‫اختلاف زمانی 14 ساعته‌ست ،

453
00:20:23,491 --> 00:20:25,410
‫و من واسه چند هفته...

454
00:20:25,410 --> 00:20:28,038
‫توی دریا زندگی می‌کنم و
‫موبایل آنتن نمیده

455
00:20:28,788 --> 00:20:31,291
‫خیلی سخت میشه

456
00:20:31,291 --> 00:20:33,251
‫این خیلی ناجوره

457
00:20:34,878 --> 00:20:36,838
‫واقعا متاسفم ، سوفی

458
00:20:36,838 --> 00:20:39,215
‫ولی ، شاید یه روزی تونستیم ، خب؟

459
00:20:39,215 --> 00:20:41,843
‫آره. شاید

460
00:20:53,104 --> 00:20:55,815
‫ولی نمی‌خواستم منتظر یه روز
‫بمونم

461
00:21:02,364 --> 00:21:04,115
‫انجامش میدم!

462
00:21:04,115 --> 00:21:07,327
‫دارم بدون عشقم از روی پل
‫رد میشم!

463
00:21:08,286 --> 00:21:10,497
‫توی ذهنم پیروزمندتر بود

464
00:21:10,497 --> 00:21:11,790
‫از پل رد شو ، دختر

465
00:21:13,041 --> 00:21:16,252
‫اون...پلی که به‌طور غیرمنتظره‌ای...

466
00:21:16,252 --> 00:21:17,754
‫تمیز و جادوییه

467
00:21:17,754 --> 00:21:20,465
‫لازم نیست به‌خاطر من وانمود کنی
‫از این خوشت میاد

468
00:21:21,800 --> 00:21:23,426
‫وانمود نمی‌کنم

469
00:21:23,426 --> 00:21:25,929
‫واقعا فکر می‌کنم محشره

470
00:21:27,055 --> 00:21:29,933
‫پر از حیات و شخصیت هست

471
00:21:33,436 --> 00:21:34,938
‫مثل تو

472
00:21:37,023 --> 00:21:40,610
‫چارلی ، یکی از دلایل اینکه خیلی
‫عاشقت شدم رو می‌دونی چیه؟

473
00:21:41,152 --> 00:21:44,239
‫چون دلبریم پسرانه‌ست ،
‫ولی بدنم مردانه؟

474
00:21:45,073 --> 00:21:46,825
‫نه

475
00:21:46,825 --> 00:21:48,785
‫چون فکر می‌کنم شجاعی

476
00:21:49,619 --> 00:21:52,747
‫تو زندگی راحتی رو داشتی ،

477
00:21:52,747 --> 00:21:54,457
‫ولی ازش دور شدی

478
00:21:55,333 --> 00:21:57,502
‫تا شانست رو روی ما امتحان کنی

479
00:21:59,212 --> 00:22:01,006
‫چارلی...

480
00:22:01,006 --> 00:22:03,049
‫این شهر شگفت‌انگیزه!

481
00:22:04,342 --> 00:22:05,969
‫منم همین‌طور

482
00:22:08,722 --> 00:22:11,766
‫می‌خوای بخشی از این جادو باشی
‫یا نه؟

483
00:22:13,351 --> 00:22:14,853
‫آره

484
00:22:15,520 --> 00:22:17,147
‫خیلی خیلی می‌خوام

485
00:22:23,320 --> 00:22:26,698
‫اگه سوفی بتونه از این پل
‫تنهایی رد بشه...

486
00:22:26,698 --> 00:22:28,241
‫و سید می‌تونه...

487
00:22:28,241 --> 00:22:31,161
‫رفتار خوبی نسبت به اینکه نامزدش
‫دکش کرد داشته باشه ،

488
00:22:31,161 --> 00:22:33,997
‫و شما دوتا می‌تونین رابطه‌ی...

489
00:22:33,997 --> 00:22:35,665
‫محکوم به فناتون رو عملی کنین...

490
00:22:35,665 --> 00:22:36,666
‫- هی!
‫- اِلِن!

491
00:22:37,125 --> 00:22:40,337
‫پس من می‌تونم دیگه نسبت به
‫طلاقم وسواس نداشته باشم...

492
00:22:40,337 --> 00:22:42,339
‫و از یه زن بخوام طلاقم بده!

493
00:22:43,173 --> 00:22:45,342
‫طلاق. شام! گندش بزنن!

494
00:22:45,342 --> 00:22:46,885
‫موفق میشی

495
00:22:50,472 --> 00:22:52,849
‫این واسه سوف خوبه.
‫به این نیاز داشت

496
00:22:52,849 --> 00:22:56,186
‫چی؟ مشکلی براش پیش نمیاد.
‫اون داستان عاشقانه‌ی جادویی والدینش رو داره تا...

497
00:22:56,186 --> 00:22:58,313
‫به‌طور احمقانه‌ای خوشبین باشه

498
00:22:58,313 --> 00:23:00,023
‫- داستان عاشقانه‌ی جادویی؟
‫- آره

499
00:23:00,023 --> 00:23:02,525
‫مامان سوفی یه زن اهل خوش‌گذرونیه که...

500
00:23:02,525 --> 00:23:04,903
‫مدام دوست‌پسر عوض می‌کنه

501
00:23:04,903 --> 00:23:07,113
‫باباش حتی توی زندگیش نبود

502
00:23:07,113 --> 00:23:09,282
‫تنها ویژگی جادویی زندگی سوفی...

503
00:23:09,282 --> 00:23:11,284
‫اینه که هنوز به عشق اعتقاد داره

504
00:23:13,620 --> 00:23:16,039
‫چطور من تا حالا از این پل
‫رد نشدم؟

505
00:23:16,039 --> 00:23:17,540
‫بهت گفتم!

506
00:23:18,249 --> 00:23:20,377
‫حالا شد!

507
00:23:20,377 --> 00:23:23,046
‫گوش کن ، واسه شام چی درست کنیم؟
‫چون دیروقته...

508
00:23:25,507 --> 00:23:27,801
‫ممنون که ما رو به نوشیدنی
‫مهمون کردین ، بچه‌ها!

509
00:23:27,801 --> 00:23:29,135
‫آره ، البته

510
00:23:29,135 --> 00:23:31,638
‫سکس نامزدی ،

511
00:23:31,638 --> 00:23:33,807
‫مشروب با غریبه‌ها...

512
00:23:34,474 --> 00:23:36,017
‫دوتا چیز خوب هستن

513
00:23:38,645 --> 00:23:41,064
‫وای. عاشق خونه‌ات هستم!

514
00:23:41,064 --> 00:23:42,732
‫ممنون. یه برد تمام‌عیار بود

515
00:23:42,732 --> 00:23:44,693
‫از یه زوج پیر گرفتیمش که...

516
00:23:44,693 --> 00:23:46,987
‫توی گروه وِزلین آلامنی آگهیش کردن

517
00:23:46,987 --> 00:23:48,571
‫حتی مجبورشون کردیم
‫شمشیرهاشونو بذارن

518
00:23:48,571 --> 00:23:50,740
‫وای. قشنگه

519
00:23:52,951 --> 00:23:54,202
‫خب ، همینه

520
00:23:54,202 --> 00:23:55,704
‫این همون شبیه که با
‫پدرتون آشنا شدم

521
00:24:03,253 --> 00:24:05,088
‫ولی حتی پیش هم نبودین

522
00:24:05,088 --> 00:24:06,673
‫پیش هم؟

523
00:24:06,673 --> 00:24:08,299
‫این داستانش خیلی مفصله

524
00:24:08,299 --> 00:24:09,801
‫چی داشتم می‌گفتم؟

525
00:24:10,677 --> 00:24:12,554
‫اون بطری مشروب رو کجا گذاشتم؟

526
00:24:12,555 --> 00:24:17,555
 

527
00:24:17,556 --> 00:24:22,556
 

528
00:24:23,556 --> 00:24:28,556
ترجمه: پرولیتور و علی

