﻿1
00:00:30,211 --> 00:00:40,464
Hunters - S01E04
98/12/05

1
00:00:44,211 --> 00:00:46,464
‫مامان؟

2
00:00:55,139 --> 00:00:56,348
‫جيكوب اشنايدر!

3
00:00:56,390 --> 00:00:57,767
‫جيكوب اشنايدر!

4
00:01:31,383 --> 00:01:33,803
‫بعدي

5
00:04:10,876 --> 00:04:13,879
‫يه راه براي خروج از اينجا بلدم

5
00:04:16,211 --> 00:05:00,464
:ترجمه و زيرنويس از
امـيـر سـتـارزاده
AM1Я H1tmaN

5
00:05:00,511 --> 00:05:25,464
T.me/H1tmaN
Instagram.com/h1tman007

6
00:05:31,123 --> 00:05:33,917
‫از ساختمان ساده‌ي ما خوشتون اومد؟

7
00:05:33,959 --> 00:05:36,587
‫بايد بگم، تحسين برانگيزه

8
00:05:38,172 --> 00:05:39,548
‫فردريك هاوسر هستم

9
00:05:39,590 --> 00:05:41,967
‫- ماير آفرمن
‫- ملاقات شما باعث افتخاره آقاي آفرمن

10
00:05:42,009 --> 00:05:43,177
‫ملاقات شما هم باعث افتخاره

11
00:05:43,218 --> 00:05:46,013
‫بايد بگم، با اين شهرت شما در تجارت،

12
00:05:46,055 --> 00:05:49,641
‫متعجبم كه تابحال گذرمون به هم نخورده بود.

13
00:05:49,683 --> 00:05:50,642
‫شايد، سرنوشت طور ديگه بوده.

14
00:05:51,935 --> 00:05:55,898
‫بذار دفتر باشكوهم رو نشونت بدم.

15
00:05:58,400 --> 00:06:03,197
‫بهم بگو، آقاي آفرمن، مي‌توني يه راز رو نگه داري؟

16
00:06:03,238 --> 00:06:07,534
‫خب، گمونم بستگي به رازش داشته باشه

17
00:06:07,576 --> 00:06:09,953
‫يه جواب خيلي خوب

18
00:06:09,995 --> 00:06:11,705
‫خب...

19
00:06:11,747 --> 00:06:13,791
‫ولي در اين بانك،

20
00:06:13,832 --> 00:06:18,212
‫جواب ما هميشه 'بله' است

21
00:06:18,253 --> 00:06:19,254
‫بله

22
00:06:22,007 --> 00:06:26,720
‫رازداري واحد پول ماست، آقاي آفرمن

23
00:06:29,139 --> 00:06:30,891
‫بذاريد ازتون بپرسم،

24
00:06:30,933 --> 00:06:32,309
‫فكر مي‌كنيد...

25
00:06:35,354 --> 00:06:37,981
‫كه الان داره از پول‌تون حفاظت ميشه؟

26
00:06:38,023 --> 00:06:40,400
‫نه. داره ازش ماليات گرفته ميشه

27
00:06:40,442 --> 00:06:42,694
‫شمرده ميشه و حسابرسي ميشه

28
00:06:42,736 --> 00:06:44,613
‫ولي اينجا،

29
00:06:44,655 --> 00:06:49,159
‫ما اينجا طبق يه فلسفه ساده عمل مي‌كنيم:

30
00:06:49,201 --> 00:06:53,497
‫اونا نمي‌تونن چيزي رو كه نمي‌بينن بردارن

31
00:07:14,726 --> 00:07:17,396
‫جوناه

32
00:07:17,437 --> 00:07:19,231
‫جوناه؟

33
00:07:22,025 --> 00:07:23,652
‫يالا پسر، باهام حرف بزن

34
00:07:23,694 --> 00:07:27,239
‫به دوستت موقع شيفت كاريش دو بار شليك شده

35
00:07:27,281 --> 00:07:29,741
‫هيچي دزديده نشده، هيچي از دفتر ثبت برداشته نشده

36
00:07:29,783 --> 00:07:34,663
‫مي‌دوني چرا اين اتفاق افتاده، چرا
‫ممكن بوده هدف قرار بگيره؟

37
00:07:34,705 --> 00:07:35,956
‫اصلا نمي‌دونم

38
00:07:35,998 --> 00:07:38,375
‫تونستي طرف رو ببيني؟

39
00:07:42,004 --> 00:07:44,965
‫نه. زيادي تاريك بود

40
00:07:47,593 --> 00:07:49,553
‫چي؟

41
00:07:49,595 --> 00:07:51,722
‫بايد ديده باشيش

42
00:07:51,763 --> 00:07:53,307
‫زيادي تاريك بود

43
00:07:53,348 --> 00:07:56,268
‫هيچي نديدم

44
00:07:56,310 --> 00:07:58,061
‫بعد از قتل مادربزرگت،

45
00:07:58,103 --> 00:08:00,731
‫اومدي اينجا و هر جزئياتي يادت بود ريختي بيرون

46
00:08:00,772 --> 00:08:02,983
‫كه چطوري طرف از كوچه فرار كرد،

47
00:08:03,025 --> 00:08:05,944
‫كه چطوري شلوار ورزشي پاش بود،
‫چطوري يه كلاه سياه داشت

48
00:08:05,986 --> 00:08:10,407
‫و حالا كه دوستت مرده ميذاري قاتل فرار كنه،

49
00:08:10,449 --> 00:08:11,992
‫و هيچي براي من نداري؟

50
00:08:12,034 --> 00:08:13,827
‫جوناه، بايد كمكم كني

51
00:08:13,869 --> 00:08:15,370
‫نمي‌دونم چي بگم. بهتون گفتم
‫زيادي تاريك بود.

52
00:08:15,412 --> 00:08:17,748
‫نمي‌تونستم هيچي ببينم. تاريك بود.

53
00:08:20,000 --> 00:08:21,335
‫مي‌خوايد چه غلطي كنم ديگه؟

54
00:08:21,376 --> 00:08:22,878
‫مي‌خوايد تمام شب حرفمو تكرار كنم؟

55
00:08:22,920 --> 00:08:25,547
‫من... بهترين دوستم...

56
00:08:25,589 --> 00:08:28,008
‫بهترين دوستم تا حد مرگ تير خورده. گور باباي اين چيزا.

57
00:08:28,050 --> 00:08:29,426
‫جوناه

58
00:09:05,712 --> 00:09:08,507
‫جوناه؟

59
00:09:13,887 --> 00:09:16,181
‫جوناه هايدلبام؟

60
00:09:16,223 --> 00:09:18,642
‫مامور موريس هستم از FBI

61
00:09:18,684 --> 00:09:20,435
‫مي‌خوام درمورد مادربزرگتون باهاتون صحبت كنم

62
00:09:20,477 --> 00:09:23,605
‫اسمتون رو از «راباي گروسمن» گرفتم

63
00:09:23,647 --> 00:09:27,734
‫جوناه. جوناه؟

64
00:09:27,776 --> 00:09:30,320
‫فقط مي‌خوام باهات صحبت كنم

65
00:09:30,362 --> 00:09:33,282
‫ميشه بذاري بيام داخل؟

66
00:09:40,622 --> 00:09:42,374
‫اون خونه نيست

67
00:09:48,922 --> 00:09:51,800
‫- مي‌دوني كجاست؟
‫- توام پليس هستي؟

68
00:09:51,842 --> 00:09:53,719
‫FBI

69
00:09:55,554 --> 00:09:56,555
‫من «ميلي» هستم

70
00:09:56,596 --> 00:09:59,016
‫FBI؟

71
00:09:59,057 --> 00:10:00,642
‫بابت قتل آرتور اينجا هستي؟

72
00:10:00,684 --> 00:10:02,561
‫آرتور كيه؟

73
00:10:02,602 --> 00:10:04,563
‫دوستمون، كه وقتي داشت...

74
00:10:04,604 --> 00:10:07,733
‫كتاب كاميك لعنتي مي‌فروخت به قتل رسيد.

75
00:10:07,774 --> 00:10:09,985
‫خيلي متاسفم. چه موقع؟

76
00:10:11,570 --> 00:10:13,530
‫ديشب

77
00:10:13,572 --> 00:10:15,991
‫گوش كنيد، اگه...

78
00:10:16,033 --> 00:10:18,952
‫اگه از جوناه خبري شد،

79
00:10:18,994 --> 00:10:21,079
‫بهش بگيد بايد باهاش حرف بزنم، باشه؟

80
00:10:21,121 --> 00:10:24,082
‫اون توي دردسر نيوفتاده
‫اون توي دردسر نيوفتاده

81
00:10:24,124 --> 00:10:26,793
‫فقط نگرانش هستم

82
00:10:29,629 --> 00:10:32,591
‫آره. منم همينطور

83
00:10:43,268 --> 00:10:45,979
‫FBI؟ جوناه درگير چه كوفتي شده؟

84
00:10:46,021 --> 00:10:47,606
‫نمي‌دونم؟

85
00:10:47,647 --> 00:10:49,191
‫ولي براي شيفتش دير كرده بود.

86
00:10:49,232 --> 00:10:53,278
‫قرار بود جوناه پشت اون پيشخوان باشه

87
00:10:58,658 --> 00:11:00,702
‫اون پسره دوستش رو به كشتن داد

88
00:11:00,744 --> 00:11:02,412
‫مي‌خواي نفر بعدي يكي از ما رو به كشتن بده؟

89
00:11:02,454 --> 00:11:04,164
‫اگه اونا دنبالشن، براشون مانعي نداره

90
00:11:04,206 --> 00:11:06,917
‫كه تا اينجا هم تعقيبش كنن، سمت ما.

91
00:11:06,958 --> 00:11:11,588
‫اون اينجا مي‌مونه. خونه منه. تصميمش هم با منه.

92
00:11:11,630 --> 00:11:13,799
‫ممكنه هرچيزي رو كه تابحال براش كار كرديم تهديد كنه

93
00:11:24,476 --> 00:11:26,937
‫تاريخ اجراي عمليات، 13 جولاي ـه.

94
00:11:26,978 --> 00:11:29,398
‫خب، هفته‌ها مونده.

95
00:11:29,439 --> 00:11:32,567
‫و تنها سرنخ‌مون چيه؟ يه بانك كه نازي‌ها ازش ديدن كردن؟

96
00:11:32,609 --> 00:11:36,279
‫و اين كليدهاي يه بانك،

97
00:11:36,321 --> 00:11:40,534
‫كه روي پشت يه قتل عام درست شده.

98
00:11:40,575 --> 00:11:43,495
‫فردريك هاوسر، همون بانكدار
‫امپراتوري‌ـش رو از طريق

99
00:11:43,537 --> 00:11:45,872
‫غنايم دزديده شده‌ي يهودي‌ها تامين مالي كرد.

100
00:11:45,914 --> 00:11:49,084
‫ثروت، ميراث.

101
00:11:49,126 --> 00:11:50,961
‫دندون طلاي زنان پير

102
00:11:51,002 --> 00:11:54,965
‫و شكي ندارم كه آشنايان سوئيسي ـش

103
00:11:55,006 --> 00:11:57,300
‫نازي‌ها رو تامين مالي مي‌كنن.

104
00:12:00,178 --> 00:12:02,722
‫داخل جعبه 630

105
00:12:02,764 --> 00:12:05,976
‫چه چيزي هست؟

106
00:12:06,017 --> 00:12:08,478
‫واي خدا، شروع شد

107
00:12:08,520 --> 00:12:10,605
‫ببخشيد، من مي‌خوام برگردم.

108
00:12:10,647 --> 00:12:13,066
‫بهتون كمك مي‌كنم ترتيب اين نازي‌هاي عوضي رو بديد

109
00:12:13,108 --> 00:12:15,068
‫- ماير، اصلا نبايد بهش اجازه داده ميشد...
‫- يه لحظه ما رو ببخشيد.

110
00:12:15,110 --> 00:12:18,572
‫جوناه، بيا اينجا. يالا.

111
00:12:18,613 --> 00:12:20,240
‫محض رضاي خدا

112
00:12:20,282 --> 00:12:22,868
‫اون خشمي كه داره داخل روحت مي‌سوزه،

113
00:12:22,909 --> 00:12:24,953
‫مي‌تونه همه‌مون رو به خطر بندازه.

114
00:12:24,995 --> 00:12:26,538
‫مثل يه آتش سوزي ـه،

115
00:12:26,580 --> 00:12:29,207
‫و اگه مراقب نباشي، از پا درت مياره.

116
00:12:29,249 --> 00:12:30,750
‫اين مزخرفات قديمي ديگه كافيه.

117
00:12:30,792 --> 00:12:31,751
‫تو گفتي خون‌خواهي بهترين انتقامه.

118
00:12:31,793 --> 00:12:33,044
‫اين چيزي بود كه گفتي.

119
00:12:33,086 --> 00:12:34,963
‫درمورد هدفت بود. درمورد اولويت‌هات.

120
00:12:35,005 --> 00:12:36,923
‫درمورد «گرگ» بود.

121
00:12:36,965 --> 00:12:40,302
‫خب، انتقام مرگ بهترين دوستم رو از اون...

122
00:12:40,343 --> 00:12:43,513
‫- نازي چشم كوچيك عوضي مي‌گيرم.
‫- انتقام شخصي. تسويه حساب.

123
00:12:43,555 --> 00:12:47,517
‫اين بعداً نوبتش ميشه، جوناه، اگه اصلا بشه.

124
00:12:47,559 --> 00:12:50,729
‫كاري كه ما بايد اول بكنيم مربوط به عدالت ـه.

125
00:12:50,770 --> 00:12:53,940
‫درمورد عدالت براي 11 ميليون نفر ـه.

126
00:12:53,982 --> 00:12:56,193
‫انتقام تو مربوط به خودته.

127
00:12:56,234 --> 00:12:58,153
‫فكر نمي‌كنم متوجه بشي. يا منو داخل اون

128
00:12:58,195 --> 00:12:59,404
‫مهموني كوچيك چايي لعنتي‌تون راه ميديد،

129
00:12:59,446 --> 00:13:01,948
‫يا خودم ميرم اون بيرون و اون حروم زاده‌اي رو كه

130
00:13:01,990 --> 00:13:03,742
‫بهترين دوستمو كشت پيدا مي‌كنم.

131
00:13:08,538 --> 00:13:13,168
‫مامان، بابا، تا شنيدم خودمو رسوندم.

132
00:13:13,210 --> 00:13:15,003
‫- خب، دير اومدن بهتر از هرگز نيومدن ـه
‫- چيزيم نيست

133
00:13:15,045 --> 00:13:17,506
‫مامان، چيزي هست، MS ـه.
‫(التهاب عصبي در نخاع و مغز)

134
00:13:17,547 --> 00:13:19,299
‫نبايد به خاطر اين كارت رو ترك مي‌كردي.

135
00:13:19,341 --> 00:13:20,509
‫من خوبم

136
00:13:20,550 --> 00:13:24,846
‫تو يه فرشته اي، ولي من خوبم. واقعا ميگم.

137
00:13:24,888 --> 00:13:27,891
‫يه التهاب عصبي ناگهاني ديگه داشت.

138
00:13:27,933 --> 00:13:30,435
‫ولي حالش خوبه.

139
00:13:30,477 --> 00:13:31,811
‫خوب ازش مراقبت مي‌كنيم.

140
00:13:31,853 --> 00:13:33,438
‫و حرف از فرشته‌ها شد،

141
00:13:33,480 --> 00:13:37,943
‫ماريا بهترين لطف خداوند بوده، طبق معمول.

142
00:13:37,984 --> 00:13:40,612
‫تنها كسي كه توي اين مكان داغون، درست و حسابي

143
00:13:40,654 --> 00:13:42,405
‫ازم مراقبت كرده.

144
00:13:43,949 --> 00:13:46,034
‫تنهاتون ميذارم.

145
00:13:46,076 --> 00:13:47,994
‫من بايد برم دستشويي، مامان.

146
00:13:51,873 --> 00:13:53,333
‫- چيه؟
‫- ميذاري عذرخواهي كنم يا نه؟

147
00:13:53,375 --> 00:13:54,834
‫مطمئني بلدي چطوري اينكارو بكني؟

148
00:13:54,876 --> 00:13:56,253
‫ببين، مي‌دونم نبايد اونطوري واكنش نشون مي‌دادم،

149
00:13:56,294 --> 00:13:58,129
‫ولي من فقط...

150
00:14:03,134 --> 00:14:07,639
‫اي كاش در اين زمينه بهتر بودم. براي تو.

151
00:14:07,681 --> 00:14:10,183
‫منم همينطور.

152
00:14:10,225 --> 00:14:11,935
‫دكتر ريچاردسون به اتاق 2315

153
00:14:11,977 --> 00:14:13,812
‫بايد برگردم

154
00:14:13,853 --> 00:14:16,690
‫دكتر ريچاردسون به اتاق 2315

155
00:14:24,489 --> 00:14:26,116
‫كار نظارت و زيرنظر گرفتن؟

156
00:14:26,157 --> 00:14:28,618
‫كاريه كه به پليساي چاق ميدن

157
00:14:31,204 --> 00:14:32,622
‫درحال انجام كاري نيستي.
‫فقط به اين دليل اينجايي،

158
00:14:32,664 --> 00:14:33,915
‫ماير ميخواد در امان نگهت داره.

159
00:14:33,957 --> 00:14:35,417
‫تو بچه‌اي منم پرستار لعنتي،

160
00:14:35,458 --> 00:14:36,960
‫پس فقط خفه شو.

161
00:14:37,002 --> 00:14:38,878
‫مواظب انگشتات باش!

162
00:14:38,920 --> 00:14:41,881
‫و به خودت صدمه نزن

163
00:14:47,721 --> 00:14:51,516
‫به علاوه، من 6 سال تمام در MI6 كار اداري كردم

164
00:14:51,558 --> 00:14:54,644
‫قبل از اينكه حتي بهم اجازه بدن در
‫ماموريت نظارت حضور داشته باشم.

165
00:14:54,686 --> 00:14:55,979
‫بايد خودتو خوش شانس در نظر بگيري

166
00:14:56,021 --> 00:14:58,940
‫چون زيرنظر گرفتن يه هنر ـه

167
00:15:01,401 --> 00:15:03,111
‫راستي، دنبال چي هستيم؟

168
00:15:03,153 --> 00:15:04,738
‫سكون در هرج و مرج

169
00:15:09,409 --> 00:15:11,703
‫صحبت از هرج و مرج شد، دوستت بدون اينكه

170
00:15:11,745 --> 00:15:13,830
‫خودش باعث مرگش باشه كشته شد، مگه نه؟

171
00:15:13,872 --> 00:15:17,167
‫نه، من باعثش بودم.

172
00:15:17,208 --> 00:15:18,918
‫خب...

173
00:15:18,960 --> 00:15:21,421
‫بعضي وقتا، وقتي سعي مي‌كني
‫از دنياي خودت محافظت كني،

174
00:15:21,463 --> 00:15:25,383
‫دنياي اونايي كه بيشتر دوستشون داري تهديد مي‌كني.

175
00:15:27,385 --> 00:15:29,638
‫اگه روث اينجا بود، همينو بهت مي‌گفت.

176
00:15:32,057 --> 00:15:34,100
‫آره، خب، اون بهترين دوستشو به كشتن نداد.

177
00:15:35,602 --> 00:15:38,313
‫چيزي نمونده بود كه اينكارو بكنه.

178
00:15:43,943 --> 00:15:46,905
‫مادربزرگت يه داستان برام گفته

179
00:15:46,946 --> 00:15:49,866
‫از زماني كه در اردوگاه‌ها بوده.

180
00:15:49,908 --> 00:15:53,787
‫اون روي يه پزشك نازي تاثير زيادي گذاشت،

181
00:15:53,828 --> 00:15:55,789
‫ويلهم زوكس

182
00:15:55,830 --> 00:15:57,749
‫گرگ

183
00:15:57,791 --> 00:16:00,126
‫همون اولاي دوران اسارتش،

184
00:16:00,168 --> 00:16:02,337
‫كاري كرد كه نظر گرگ رو به خودش جلب كرد،

185
00:16:02,379 --> 00:16:05,840
‫وقتي كه جون يه دختر جوان رو نجات داد.

186
00:16:09,135 --> 00:16:11,596
‫اون شيفته‌ي مادربزرگت شد.

187
00:16:13,098 --> 00:16:15,100
‫روث اصلا نمي‌دونست

188
00:16:15,141 --> 00:16:19,229
‫روزهاش رو سپري مي‌كرد و فقط سعي داشت زنده بمونه

189
00:16:19,270 --> 00:16:22,148
‫سعي مي‌كرد يه رخ از عشقش ماير بدزده

190
00:16:22,190 --> 00:16:24,442
‫ولي نمي‌دونست كه تمام اين مدت

191
00:16:24,484 --> 00:16:28,988
‫گرگ براش كمين كرده بود، شكارش.

192
00:16:29,030 --> 00:16:33,451
‫و بعدش يه روز، گرگ بالاخره حركتش رو انجام داد

193
00:16:35,120 --> 00:16:37,914
‫اميدوار بودم اينجا پيدات كنم

194
00:16:37,956 --> 00:16:40,875
‫داخل درمانگاه نياز به يه منشي شخصي دارم

195
00:16:40,917 --> 00:16:42,961
‫با چندتا دختر آلماني اهل

196
00:16:43,002 --> 00:16:44,629
‫سنتو پول ملاقات كردم،

197
00:16:45,630 --> 00:16:48,466
‫ولي به كسي نياز داشتم كه، استثنايي تر باشه.

198
00:16:48,508 --> 00:16:50,593
‫و تو به ذهنم رسيدي.

199
00:16:51,803 --> 00:16:54,139
‫يه اتاق شخصي بهت داده ميشه

200
00:16:54,180 --> 00:16:58,893
‫يه رخت خواب گرم. غذاي درست حسابي.

201
00:16:58,935 --> 00:17:03,606
‫تنها كاري كه بايد بكني اينه كه براي

202
00:17:05,024 --> 00:17:08,236
‫يه دكتر بي‌نهايت نا منظم كار كني

203
00:17:08,278 --> 00:17:12,198
‫و تشريفات اداريش رو براش انجام بدي.

204
00:17:17,203 --> 00:17:19,164
‫اين يه انتخابه؟

205
00:17:19,205 --> 00:17:20,874
‫يا يه دستور؟

206
00:17:22,709 --> 00:17:25,128
‫البته كه يه انتخابه

207
00:17:25,170 --> 00:17:29,132
‫در اين صورت، از پيشنهادت متشكرم.

208
00:17:30,592 --> 00:17:33,553
‫ولي فكر مي‌كنم همينجا بمونم.

209
00:17:38,683 --> 00:17:46,608
‫اميدوار بودم عاقلانه تر انتخاب كني

210
00:17:48,067 --> 00:17:50,653
‫ولي هيچ وعده غذايي يا رخت خواب گرمي

211
00:17:50,695 --> 00:17:52,781
‫نمي‌تونست شرمي رو كه از قبول كردن

212
00:17:52,822 --> 00:17:55,492
‫پيشنهاد شيطان بهش دست مي‌داد جبران كنه.

213
00:17:55,533 --> 00:17:58,328
‫و در اون لحظه، با اون تصميم،

214
00:17:58,369 --> 00:18:00,038
‫روث دنياي ماير رو تهديد كرد

215
00:18:00,079 --> 00:18:02,582
‫بيشتر از اون چيزي كه با قبول كردن پيشنهاد اتفاق مي‌افتاد

216
00:18:02,624 --> 00:18:07,378
‫و گرگ تمركزش رو گذاشت روي ماير

217
00:18:15,512 --> 00:18:17,680
‫باهاش چيكار كرد؟

218
00:18:18,932 --> 00:18:21,684
‫خب، اين داستان من نيست كه بگم

219
00:18:23,394 --> 00:18:26,397
‫ولي تو تنها شخص نيستي، جوناه

220
00:18:26,439 --> 00:18:28,691
‫مادربزرگت...

221
00:18:28,733 --> 00:18:30,485
‫از اون لحظه به بعد

222
00:18:30,527 --> 00:18:32,987
‫تا ابد همون حسي رو داشت كه تو الان داري.

223
00:18:35,114 --> 00:18:37,325
‫به همين دليله كه گرگ رو

224
00:18:37,367 --> 00:18:39,410
‫شماره يك ليستمون كرد.

225
00:18:41,412 --> 00:18:44,499
‫ماير نبود كه اينكارو كرد؟

226
00:18:44,541 --> 00:18:47,293
‫ور ور بسه. پيرزن داره ميره داخل.

227
00:18:55,134 --> 00:18:56,845
‫ممنون

228
00:18:56,886 --> 00:18:59,097
‫حس مي‌كنم خيلي خاصم

229
00:18:59,138 --> 00:19:00,682
‫ممنون

230
00:19:00,723 --> 00:19:03,184
‫- من همين بيرونم
‫- ممنون

231
00:19:12,360 --> 00:19:14,028
‫بله

232
00:19:14,070 --> 00:19:15,488
‫خودشه

233
00:19:19,868 --> 00:19:22,203
‫خيلي خب، 630

234
00:19:22,245 --> 00:19:24,163
‫630

235
00:19:25,373 --> 00:19:27,250
‫600

236
00:19:27,292 --> 00:19:29,127
‫اونجا نبود

237
00:19:29,168 --> 00:19:30,879
‫خب، شماره‌ها فقط

238
00:19:30,920 --> 00:19:32,589
‫تا 600 بودن. اون...

239
00:19:32,630 --> 00:19:34,257
‫مطمئني؟

240
00:19:34,299 --> 00:19:37,302
‫چيه حالا داري توانايي شمردنم رو زير سوال مي‌بري؟

241
00:19:37,343 --> 00:19:38,636
‫نه اصلا

242
00:19:38,678 --> 00:19:40,346
‫داشتم بينايي‌ت رو زيرسوال مي‌بردم

243
00:19:40,388 --> 00:19:41,598
‫آره. نه

244
00:19:41,639 --> 00:19:43,266
‫باشه. خيلي خب، ببين.

245
00:19:43,308 --> 00:19:46,811
‫ولي اين كليد دقيقا همون نوع كليدي ـه كه نازي‌ها داشتن

246
00:19:46,853 --> 00:19:48,938
‫همون نوعه. همون بانكه.

247
00:19:48,980 --> 00:19:50,899
‫پس بايد اونجا باشه، درسته؟

248
00:19:50,940 --> 00:19:53,484
‫شايد يه جاي مخفي پنهانش كردن.

249
00:19:53,526 --> 00:19:56,029
‫مثلا توي يه سالن لاكچري واسه نازي‌ها؟

250
00:19:56,070 --> 00:19:58,656
‫خب، نمي‌دونم چطور بايد يه جعبه مخفي رو

251
00:19:58,698 --> 00:20:02,243
‫توي مرموزترين بانك شهر پيدا كنيم. چطور؟

252
00:20:02,285 --> 00:20:05,288
‫خب، هر رازي بايد از يه جايي شروع بشه؟

253
00:20:07,165 --> 00:20:10,376
‫چيزي نيست كه يكم بيسكويت نتونه حلش كنه

254
00:20:10,418 --> 00:20:12,170
‫داره كدوم گوري ميره؟

255
00:20:12,211 --> 00:20:15,548
‫اين كاتوليك‌ها هميشه معمايي حرف مي‌زنن

256
00:20:33,691 --> 00:20:36,069
‫اوه، لذيذ ـه

257
00:21:06,766 --> 00:21:09,102
‫خب، توي مزه‌اش هيچ فرقي احساس نمي‌كنم.

258
00:21:09,143 --> 00:21:12,939
‫خب، چيزي كه مزه‌اش رو حس نمي‌كني
‫يه اكسير كاهش دهنده قيمت ـه

259
00:21:12,981 --> 00:21:16,651
‫در نحوه شيرين كردن محصولاتتون تغييرات اساسي ايجاد مي‌كنه

260
00:21:16,693 --> 00:21:18,528
‫ديگه لازم به وارد كردن شكر گرون قيمت نيست

261
00:21:18,569 --> 00:21:20,947
‫اين داراي حق انحصاري ـه، سازمان
‫غذا و دارو تاييدش كرده

262
00:21:20,989 --> 00:21:24,575
‫از مازاد محصولات توليد شده، همينجا در ايالات متحده.

263
00:21:24,617 --> 00:21:27,453
‫آقايون، تنها چيزي كه از محصول شما شيرين‌تر

264
00:21:27,495 --> 00:21:28,913
‫خواهد بود...

265
00:21:28,955 --> 00:21:30,957
‫سود اضافه‌تون خواهد بود.

266
00:21:30,999 --> 00:21:32,333
‫يه لحظه منو ببخشيد.

267
00:21:34,085 --> 00:21:35,336
‫چيه؟

268
00:21:35,378 --> 00:21:36,587
‫خانم لوو، متاسفم، ولي توي

269
00:21:36,629 --> 00:21:38,047
‫كارخونه يه حادثه رخ داده.

270
00:21:38,089 --> 00:21:39,632
‫- حادثه؟
‫- وقتي داشتن

271
00:21:39,674 --> 00:21:41,009
‫يه سري از قطعات رو توي زيرزمين

272
00:21:41,050 --> 00:21:42,427
‫به هم وصل مي‌كردن، آتيش سوزي شده.

273
00:21:42,468 --> 00:21:44,554
‫رمزي حرف زدن بسه.

274
00:21:44,595 --> 00:21:46,180
‫تلفاتي بوده؟

275
00:21:46,222 --> 00:21:48,850
‫دو تا كارگر، دو نفر ديگه هم زخمي شدن.

276
00:21:50,476 --> 00:21:52,061
‫محموله‌اي كه از آرژانتين اومده بود؟

277
00:21:52,103 --> 00:21:54,731
‫در حالت آماده باش، فقط
‫منتظريم تحريم‌ها برداشته بشه.

278
00:21:54,772 --> 00:21:56,399
‫چيزي نمونده

279
00:21:56,441 --> 00:21:58,234
‫معذرت مي‌خوام

280
00:21:58,276 --> 00:21:59,986
‫كجا بوديم؟

281
00:22:00,028 --> 00:22:01,487
‫- سوددهي
‫- سوددهي

282
00:22:01,529 --> 00:22:03,281
‫واقعا شيرين ترين قسمتش ـه

283
00:22:03,322 --> 00:22:04,949
‫درمورد قيمت‌ها صحبت كنيم

284
00:22:14,333 --> 00:22:16,919
‫از كجا مي‌دوني ميشه بهش اعتماد كرد؟

285
00:22:16,961 --> 00:22:18,129
‫چون من عاشقش هستم

286
00:22:19,630 --> 00:22:23,968
‫توي همچين جايي مگه عاشق ميشن؟

287
00:22:24,927 --> 00:22:26,345
‫خدا طرف منه

288
00:22:27,764 --> 00:22:31,184
‫نقشه‌ات فقط وقتي جواب ميده كه همه اجراش كنن

289
00:22:31,225 --> 00:22:32,602
‫از جمله خدا

290
00:22:32,643 --> 00:22:36,522
‫خدا اينكارو مي‌كنه و همچنين اون

291
00:22:41,986 --> 00:22:44,155
‫كلاه من كجاست؟

292
00:22:44,197 --> 00:22:46,199
‫سرتون نكرديد، قربان.

293
00:22:48,159 --> 00:22:50,536
‫و وقتي از اينجا بريم بيرون،

294
00:22:50,578 --> 00:22:53,581
‫بهش يه حلقه ميدم كه متعلق به مادرم بوده...

295
00:22:53,623 --> 00:22:55,875
‫و قبل اون هم مال مادرش.

296
00:22:57,627 --> 00:23:00,088
‫همين الان پيداش كن

297
00:23:00,129 --> 00:23:03,216
‫وگرنه يه عجوزه‌ي يهودي ديگه پيدا مي‌كنم...

298
00:23:03,257 --> 00:23:05,343
‫كه وسايلمو جاي اشتباه نذاره.

299
00:23:06,761 --> 00:23:09,639
‫خب. با چهره‌اي كه تو داري، يه
‫حلقه خوب نيازت ميشه.

300
00:23:11,057 --> 00:23:13,059
‫فقط اميدوارم ارزششو داشته باشه

301
00:23:21,734 --> 00:23:22,735
‫مي‌دوني چيه؟

302
00:23:24,028 --> 00:23:26,030
‫فكر مي‌كنم توي سربازخونه جا گذاشتمش.

303
00:23:45,424 --> 00:23:46,801
‫صبر كن

304
00:23:46,843 --> 00:23:48,469
‫داري ميگي جوناه دنبال اوني گشته كه

305
00:23:48,511 --> 00:23:50,054
‫- به مادربزرگش شليك كرده؟
‫- درسته

306
00:23:50,096 --> 00:23:51,514
‫مادربزرگش تير خورده و مُرده.

307
00:23:51,556 --> 00:23:53,641
‫جوناه رفته دنبال مجرمي كه اينكارو كرده

308
00:23:53,683 --> 00:23:55,768
‫بعدش چند روز بعد، بهترين دوستش موقع

309
00:23:55,810 --> 00:23:57,186
‫شيفت جوناه به قتل رسيده.

310
00:23:57,228 --> 00:23:58,896
‫فكر نمي‌كني همه اينا ممكنه بهم مرتبط باشن؟

311
00:23:58,938 --> 00:24:00,398
‫چرا همينطوره، ولي هيچي ندارم

312
00:24:00,439 --> 00:24:02,817
‫كه مرگ آرتور رو به روث ربط بدم.

313
00:24:02,859 --> 00:24:04,360
‫اون پسر يه چيزي مي‌دونه

314
00:24:04,402 --> 00:24:05,903
‫گذاشتي بره

315
00:24:05,945 --> 00:24:07,655
‫همچين بچه‌اي رو بايد تحت فشار بذاري تا حرف بزنه

316
00:24:07,697 --> 00:24:09,740
‫بفهمي چي مي‌دونه. بفهمي ارتباط لعنتي چيه.

317
00:24:09,782 --> 00:24:11,409
‫من يه پسر 19 ساله رو بدون دليل موجه

318
00:24:11,450 --> 00:24:14,162
‫تمام شب نگهش نمي‌دارم.

319
00:24:14,203 --> 00:24:15,746
‫اون پسر خوبيه، موريس

320
00:24:15,788 --> 00:24:17,540
‫كه توي زندگي شرايط سختي داشته.

321
00:24:17,582 --> 00:24:18,916
‫اون خانواده‌اي نداره، پولي نداره.

322
00:24:18,958 --> 00:24:21,002
‫بچه‌اي مثل اين بلده چطوري نجات پيدا كنه.

323
00:24:21,043 --> 00:24:23,129
‫همچين بچه‌اي تحت فشار زبون وا نمي‌كنه.

324
00:24:26,799 --> 00:24:28,676
‫پولي نداره؟

325
00:24:28,718 --> 00:24:31,137
‫پس كي قبض‌هاشو پرداخت مي‌كنه؟

326
00:24:31,179 --> 00:24:33,181
‫دوست مادربزرگش.

327
00:24:36,142 --> 00:24:37,268
‫ماير آفرمن

328
00:24:37,310 --> 00:24:38,769
‫

329
00:24:38,811 --> 00:24:40,438
‫برمي‌گردم

330
00:24:43,733 --> 00:24:45,818
‫مورفي، خط پنج

331
00:24:45,860 --> 00:24:47,904
‫خيلي خب، خانما و آقايان يهودي

332
00:24:47,945 --> 00:24:50,239
‫اينجا طبقه اصلي بانكمون رو داريم

333
00:24:50,281 --> 00:24:51,282
‫صندوق‌ها،

334
00:24:51,324 --> 00:24:54,035
‫جايگاه‌هاي تحويل دار، دفترها،

335
00:24:54,076 --> 00:24:55,494
‫اتاق نظارت، توالت‌ها،

336
00:24:55,536 --> 00:24:57,121
‫انباري، موتورخونه

337
00:24:57,163 --> 00:24:59,373
‫درست به اندازه ماساژ كاماسوترا تحريك كننده است

338
00:24:59,415 --> 00:25:01,375
‫مي‌دونم، ولي بعدش اين هست:

339
00:25:01,417 --> 00:25:03,294
‫يه اتاق كه هيچ اسمي نداره،

340
00:25:03,336 --> 00:25:05,630
‫براي جا دادن هيچ چيزي طراحي نشده،

341
00:25:05,671 --> 00:25:08,382
‫با درب فولادي تقويت شده.

342
00:25:08,424 --> 00:25:13,512
‫اگه جعبه 630 توي اون بانك باشه،
‫اين جايي‌ـه كه پيداش مي‌كنيد.

343
00:25:13,554 --> 00:25:16,224
‫خب، هر زنداني يه سرپرست داره.

344
00:25:16,265 --> 00:25:17,850
‫يكي بهش دسترسي داره.

345
00:26:00,017 --> 00:26:02,103
‫وقت نمايش ـه

346
00:26:07,984 --> 00:26:09,360
‫سلام

347
00:26:09,402 --> 00:26:11,112
‫من ستاره مورد علاقه‌ات روي صحنه‌ام

348
00:26:11,153 --> 00:26:12,571
‫و مي‌خوام تمام پولم رو بهت بدم.

349
00:26:12,613 --> 00:26:14,573
‫خيلي خب، من مدير اجرايي شعبه هستم.

350
00:26:14,615 --> 00:26:16,617
‫معمولا دستيار مسئول افتتاح حسابه.

351
00:26:16,659 --> 00:26:18,536
‫آره خب، نمي‌دونم منو شناختيد يا نه

352
00:26:18,577 --> 00:26:20,621
‫ولي من كمي زيادي مشهورم،

353
00:26:20,663 --> 00:26:21,956
‫و واقعا نمي‌خوام برم اونجا و

354
00:26:21,998 --> 00:26:23,833
‫و جمعيت رو دور خودم جمع كنم.

355
00:26:23,874 --> 00:26:26,961
‫بذار كمكت كنم. ما واقعا باهم فرق داريم.

356
00:26:29,005 --> 00:26:30,589
‫يه راهنمايي مي‌كنم.

357
00:26:30,631 --> 00:26:33,718
‫ال... اُ...

358
00:26:35,261 --> 00:26:36,637
‫اِن...

359
00:26:37,847 --> 00:26:39,140
‫اِن...

360
00:26:40,975 --> 00:26:42,685
‫ي فلش.

361
00:26:42,727 --> 00:26:45,271
‫لاني فلش هستم!

362
00:26:45,313 --> 00:26:46,647
‫كندرا كانرد

363
00:26:46,689 --> 00:26:48,232
‫كليدها فقط دست اونه

364
00:26:48,274 --> 00:26:50,109
‫اونا رو به زنجير وصل كرده انداخته دور گردنش

365
00:26:50,151 --> 00:26:51,360
‫تعقيبش كردم

366
00:26:51,402 --> 00:26:53,154
‫هر شب اونا رو مي‌بره خونه

367
00:26:53,195 --> 00:26:55,823
‫ولي يه راهي براي رسيدن بهشون پيدا مي‌كنم

368
00:26:55,865 --> 00:26:58,409
‫اگه در طول روز

369
00:26:58,451 --> 00:27:01,746
‫هر جاي اون بانك بريم، صد تا شاهد هست.

370
00:27:01,787 --> 00:27:03,456
‫اگه شب هنگام هم بريم، آژير هشدار هست

371
00:27:03,497 --> 00:27:04,874
‫دوربين هست و محافظان مسلح

372
00:27:04,915 --> 00:27:06,125
‫و اون آژير،

373
00:27:06,167 --> 00:27:07,918
‫يه آژير اختصاصي فقط براي خودشونه

374
00:27:07,960 --> 00:27:09,795
‫نميشه قطعش كرد. روشن ميشه.

375
00:27:09,837 --> 00:27:12,131
‫نگهبان‌‌ها رو به حالت آماده باش در مياره

376
00:27:12,173 --> 00:27:14,592
‫و صرفاً براي بدتر شدن قضيه،

377
00:27:14,633 --> 00:27:16,594
‫حتي اگه بتونيم دزدكي بريم داخل،

378
00:27:16,635 --> 00:27:19,263
‫نبايد بدونن وارد صندوق مخفي‌شون شديم.

379
00:27:19,305 --> 00:27:22,141
‫همون لحظه كه نشون بديم مي‌دونيم حتي وجود داره

380
00:27:22,183 --> 00:27:25,353
‫همون لحظه‌ است كه نازي‌ها
‫مي‌فهمن ما از نقشه‌هاشون خبر داريم

381
00:27:34,362 --> 00:27:37,573
‫مي‌دوني كه همگي چقدر دل شكسته بوديم، بيف

382
00:27:39,283 --> 00:27:40,785
‫حالت چطوره؟

383
00:27:40,826 --> 00:27:43,329
‫نمي‌خوام دروغ بگم

384
00:27:43,371 --> 00:27:46,624
‫از سخت هم سخت تر بود.

385
00:27:46,665 --> 00:27:48,292
‫ولي...

386
00:27:48,334 --> 00:27:51,087
‫يه كاري هست كه نياز به اتمام داره

387
00:27:51,128 --> 00:27:54,382
‫راستش، به همين دليل اومدم ديدنت

388
00:27:54,423 --> 00:27:56,509
‫چيه؟

389
00:27:56,550 --> 00:27:57,968
‫صورتحساب تجاري

390
00:27:58,010 --> 00:27:59,637
‫آمريكاي جنوبي؟

391
00:27:59,678 --> 00:28:01,806
‫گمونم از دست دادن خانواده‌ام

392
00:28:01,847 --> 00:28:04,058
‫منو تبديل كرده به شخص شكننده.

393
00:28:04,100 --> 00:28:05,851
‫ولي اگه ما تحريم ها رو برداريم،

394
00:28:05,893 --> 00:28:09,355
‫اجازه ميديم اون ديكتاتورهاي آمريكاي جنوبي

395
00:28:09,397 --> 00:28:13,818
‫حقوق انساني رو نقض كنن، بدون
‫اينكه عواقبي گردن گيرشون بشه.

396
00:28:13,859 --> 00:28:17,363
‫و اين چطور پيغامي به دنيا مخابره مي‌كنه؟

397
00:28:17,405 --> 00:28:20,282
‫ماه‌هاست كه داشتي در جبهه مخالف بحث مي‌كردي

398
00:28:20,324 --> 00:28:21,951
‫و من اشتباه مي‌كردم

399
00:28:21,992 --> 00:28:23,411
‫همه‌مون اشتباه مي‌كرديم

400
00:28:23,452 --> 00:28:26,455
‫هيچوقت واسه اعتراف به اشتباهت دير نيست

401
00:28:26,497 --> 00:28:27,665
‫بله

402
00:28:27,706 --> 00:28:30,042
‫دقيقا الان خيلي ديره

403
00:28:30,084 --> 00:28:32,128
‫هم مجلس سنا و هم مجلس نمايندگان تصويبش كردن

404
00:28:32,169 --> 00:28:34,255
‫منتظر امضاي كارتر ـه

405
00:28:34,296 --> 00:28:35,923
‫داري پيشنهاد ميدي كه وتو ـش كنيم؟

406
00:28:35,965 --> 00:28:38,134
‫وتو نه

407
00:28:38,175 --> 00:28:41,387
‫به عقب بندازيمش تا روش مطالعه كنيم

408
00:28:41,429 --> 00:28:43,180
‫به رئيس جمهور گفتي؟

409
00:28:43,222 --> 00:28:45,433
‫مشكلي با انجام اينكار ندارم

410
00:28:45,474 --> 00:28:48,018
‫ولي به عنوان يه دوست اول سراغ تو اومدم

411
00:28:49,937 --> 00:28:52,898
‫اگه «لاتي» بود اينو مي‌خواست.

412
00:28:54,817 --> 00:28:58,988
‫اون هميشه با تو انس گرفته بود.

413
00:29:01,615 --> 00:29:03,325
‫خيلي خب، پس هنوزم آژيرها مشكل حساب ميشن

414
00:29:03,367 --> 00:29:04,702
‫- آژيرها مشكل هستن
‫- فكر نمي‌كنم وقت كافي باشه

415
00:29:04,743 --> 00:29:06,162
‫نه، گفتي مهم نيست چه اتفاقي بيوفته

416
00:29:06,203 --> 00:29:08,164
‫- آژيرها به صدا در ميان
‫- مهم نيست چي بشه

417
00:29:08,205 --> 00:29:11,417
‫پس كاري مي‌كنيم نگهبان‌ها
‫باور كنن دزد هستيم

418
00:29:11,459 --> 00:29:13,210
‫و داريم از صندوق پول نقد مي‌دزديم...

419
00:29:13,252 --> 00:29:14,837
‫درحالي كه بقيه‌مون دزدكي وارد اتاق مخفي ميشيم.

420
00:29:14,879 --> 00:29:16,088
‫- آره، ولي چطوري...
‫- پس تو مي‌خواي ما

421
00:29:16,130 --> 00:29:18,048
‫صدها هزار دلار از بانكي كه به شدت

422
00:29:18,090 --> 00:29:19,717
‫- ازش محافظت ميشه بدزديم؟
‫- درست ميگه

423
00:29:19,758 --> 00:29:21,093
‫و نگهبانا چي؟

424
00:29:21,135 --> 00:29:23,137
‫هريت ترتيب نگهبانا رو ميده.

425
00:29:23,179 --> 00:29:24,930
‫خيلي متاسفم، قربان.

426
00:29:24,972 --> 00:29:28,517
‫يه زن از FBI دم در ـه

427
00:29:28,559 --> 00:29:30,895
‫مي‌خواد با پسره حرف بزنه

428
00:29:57,713 --> 00:30:00,341
‫دستاوردهاي يه...

429
00:30:00,382 --> 00:30:02,218
‫پيرمرد به درد نخور.

430
00:30:03,802 --> 00:30:05,387
‫نه، متوجهم

431
00:30:05,429 --> 00:30:07,139
‫هنوز تقديرنامه املاي كلاس پنجمم رو از

432
00:30:07,181 --> 00:30:08,349
‫در يخچال آويزون كردم.

433
00:30:09,600 --> 00:30:11,477
‫بايد همه رو بردارم،

434
00:30:11,519 --> 00:30:14,396
‫ولي بعدش احتمالا فراموش مي‌كردم
‫كه يه زمان خوش تيپ بودم

435
00:30:14,438 --> 00:30:16,690
‫ماير آفرمن هستم

436
00:30:16,732 --> 00:30:19,401
‫مامور ويژه موريس
‫ميلي صدام كنيد

437
00:30:19,443 --> 00:30:20,778
‫ميلي

438
00:30:20,819 --> 00:30:23,447
‫ايني كه اينجاست «جوناه» ـه

439
00:30:23,489 --> 00:30:25,991
‫- سلام جوناه
‫- سلام

440
00:30:26,033 --> 00:30:27,993
‫مي‌دوني، افراد زيادي نگرانت هستن

441
00:30:29,620 --> 00:30:32,039
‫اتفاقا يكيشون منم

442
00:30:32,081 --> 00:30:34,875
‫- جوناه اين اواخر مشكلات زيادي داشته
‫- مي‌دونم

443
00:30:34,917 --> 00:30:36,877
‫بابت فقدانت خيلي متاسفم

444
00:30:36,919 --> 00:30:38,128
‫مي‌دوني، جوناه قبلا

445
00:30:38,170 --> 00:30:39,630
‫اظهاراتش رو درمورد مرگ دوستش

446
00:30:39,672 --> 00:30:41,298
‫به پليس تسليم كرده.

447
00:30:41,340 --> 00:30:43,926
‫بله. راستش،

448
00:30:43,968 --> 00:30:45,803
‫من اينجام تا درمورد مادربزرگت باهات حرف بزنم

449
00:30:45,844 --> 00:30:47,846
‫و مي‌خواستم ببينم مي‌توني
‫چندتا سوال رو برام جواب بدي يا نه

450
00:30:47,888 --> 00:30:51,225
‫چيزي پيدا كرديد؟ يه سرنخ؟

451
00:30:51,267 --> 00:30:55,312
‫نه، ولي اميدوار بودم اگه خصوصي صحبت كنيم كمكي بكنه

452
00:30:56,981 --> 00:30:58,774
‫من همين بيرونم

453
00:31:03,279 --> 00:31:06,282
‫- بازي مي‌كني؟
‫- آره، يكم

454
00:31:06,323 --> 00:31:08,367
‫شما؟

455
00:31:08,409 --> 00:31:11,954
‫نه واقعا. خيلي خوب نيستم.
‫بهم گفتن خيلي تهاجمي بازي مي‌كني.

456
00:31:11,996 --> 00:31:14,999
‫«قمار ِملكه»
‫(در مهره‌هاي شطرنج ميشه وزير)

457
00:31:15,040 --> 00:31:17,167
‫اون چيه؟

458
00:31:17,209 --> 00:31:21,338
‫يه استراتژي كه اساتيد استفاده مي‌كنن

459
00:31:23,007 --> 00:31:24,842
‫از حركت اول حمله مي‌كني

460
00:31:24,883 --> 00:31:27,511
‫وزيرت رو جلو مي‌بري
‫فشار مداوم روي حريفت

461
00:31:27,553 --> 00:31:29,346
‫تحميل مي‌كني تا اينكه وا بده.

462
00:31:29,388 --> 00:31:31,348
‫خب، اين بيشتر حساب شده است تا كاري كه من مي‌كنم

463
00:31:32,850 --> 00:31:36,812
‫به علاوه، فقط وقتي جواب ميده كه حريفت اشتباه كنه

464
00:31:39,148 --> 00:31:42,860
‫ميشه رو راست باشم؛ جوناه؟

465
00:31:42,901 --> 00:31:46,196
‫من تو هيچ بازي‌اي خوب نيستم
‫چون تمايلي به بازي كردنشون ندارم

466
00:31:47,740 --> 00:31:49,283
‫چيزي كه مي‌دونم اينه

467
00:31:49,325 --> 00:31:51,744
‫مي‌دونم كه مادربزرگت كشته شد

468
00:31:52,911 --> 00:31:54,455
‫مي‌دونم به بازرس گراتون گفتي

469
00:31:54,496 --> 00:31:56,290
‫فكر نمي‌كني سرقت بوده باشه، و اينو مي‌دونم كه

470
00:31:56,332 --> 00:32:00,294
‫چند روز بعد، بهترين دوستت به قتل رسيده

471
00:32:00,336 --> 00:32:02,463
‫اونم حين شيفتي كه قرار بود مال تو باشه

472
00:32:02,504 --> 00:32:05,382
‫و نمي‌تونم تصور كنم كه همه اينا بايد برات چطور باشه

473
00:32:07,426 --> 00:32:11,180
‫نه. نه، نمي‌تونيد

474
00:32:11,221 --> 00:32:13,766
‫به علاوه مي‌دونم كه رفتي دنبال اون شخصي كه

475
00:32:13,807 --> 00:32:15,017
‫مادربزرگت رو كشت گشتي.

476
00:32:17,436 --> 00:32:19,938
‫و ميدوني، اگه كسي به شخصي كه

477
00:32:19,980 --> 00:32:22,900
‫من دوستش دارم صدمه ميزد، منم همينكارو مي‌كردم

478
00:32:22,941 --> 00:32:27,780
‫ولي براي گرفتن عدالت هم
‫راه غلط هست و هم راه درست

479
00:32:27,821 --> 00:32:31,116
‫هنوزم مي‌توني انتخاب كني كه
‫اينجا كار درست رو انجام بدي

480
00:32:31,158 --> 00:32:33,994
‫بايد اعتراف كني، جوناه

481
00:32:38,957 --> 00:32:40,918
‫چرا هميشه آدم خوبا

482
00:32:40,959 --> 00:32:45,255
‫بايد انتخاب كنن كه كار درست رو بكنن؟

483
00:32:45,297 --> 00:32:47,925
‫انجام كار درست به

484
00:32:47,966 --> 00:32:52,888
‫«بروس وين» كمكي نكرد كه عدالت
‫رو براي خانواده‌اش بدست بياره
‫(شخصيت بتمن در كاميك دي‌سي)

485
00:32:52,930 --> 00:32:56,350
‫يا «فرانك كسل»
‫(شخصيت پانيشر در كاميك مارول)

486
00:32:56,392 --> 00:32:58,644
‫پيتر پاركر
‫(مرد عنكبوتي)

487
00:32:58,686 --> 00:33:00,979
‫سعي داري چيز خاصي بهم بگي؟

488
00:33:02,398 --> 00:33:05,818
‫نه، فقط دارم درمورد كتاب هاي كاميك حرف مي‌زنم

489
00:33:08,862 --> 00:33:11,573
‫ژاكت يه بچه رو توي صحنه قتل پيدا كرديم

490
00:33:11,615 --> 00:33:13,450
‫نتونستيم بفهميم متعلق به كي بوده

491
00:33:13,492 --> 00:33:15,494
‫ولي اينو داشته باش:

492
00:33:15,536 --> 00:33:19,790
‫قرباني عكس‌هاي نظارتي از مادربزرگت داشته

493
00:33:19,832 --> 00:33:21,959
‫تقريبا طوري كه داشته تعقيبش
‫مي‌كرده و آمارش رو مي‌گرفته

494
00:33:22,000 --> 00:33:25,003
‫جوناه، اين ژاكت متعلق به تو ـه؟

495
00:33:30,592 --> 00:33:34,972
‫ببين، فكر مي‌كنم رفتي دنبال بدست آوردن عدالت

496
00:33:35,013 --> 00:33:36,724
‫و توي مشكلات غوطه ور بودي،

497
00:33:36,765 --> 00:33:38,392
‫و فكر مي‌كنم تنها انجامش ندادي.

498
00:33:38,434 --> 00:33:41,019
‫باشه؟ پس به من گوش كن، من
‫مي‌تونم ازت محافظت كنم

499
00:33:41,061 --> 00:33:44,940
‫ولي بايد بهم بگي قضيه چيه.

500
00:33:47,693 --> 00:33:49,486
‫شايد واقعا قضيه اين باشه كه...

501
00:33:49,528 --> 00:33:52,698
‫تو اوني هستي كه توي مشكلات غوطه ور ـه

502
00:33:52,740 --> 00:33:54,908
‫سه شب پيش كجا بودي؟

503
00:33:54,950 --> 00:33:56,910
‫همراه من بود.

504
00:33:56,952 --> 00:33:58,245
‫اينجا

505
00:33:58,287 --> 00:34:01,665
‫سوال ديگه‌اي هست

506
00:34:01,707 --> 00:34:04,626
‫مي‌تونيد از وكيل اين پسر بپرسيد

507
00:34:06,420 --> 00:34:08,255
‫البته

508
00:34:15,387 --> 00:34:17,014
‫مي‌دوني، اينطور نيست كه آدم خوبا

509
00:34:17,055 --> 00:34:19,850
‫هميشه مجبور باشن كار خوب رو انتخاب كنن.

510
00:34:19,892 --> 00:34:21,852
‫انتخاب اون كار خوب ـه كه

511
00:34:21,894 --> 00:34:24,146
‫اونا رو آدم خوبه مي‌كنه.

512
00:34:27,107 --> 00:34:29,109
‫روز خوش، ميلي.

513
00:34:33,155 --> 00:34:37,951
‫دروغ گفت. شطرنج‌ـش خوبه

514
00:34:37,993 --> 00:34:41,705
‫و طرف ما نيست، جوناه.

515
00:35:19,368 --> 00:35:21,662
‫از كجا مي‌دونستي اين راه به داخل ميره؟

516
00:35:21,703 --> 00:35:23,997
‫چون خودم ساختمش

517
00:35:26,083 --> 00:35:28,043
‫سريع تر، جيكوب!

518
00:35:43,642 --> 00:35:45,686
‫خدا رو شكر!

519
00:35:48,730 --> 00:35:51,859
‫خيلي خب. قدم آخر

520
00:35:51,900 --> 00:35:53,277
‫آماده اي؟

521
00:35:53,318 --> 00:35:55,112
‫بله

522
00:35:55,153 --> 00:35:58,657
‫همه دارايي‌هاي خاصي دارن كه ترجيح ميدن

523
00:35:58,699 --> 00:36:00,617
‫پنهان بمونه.

524
00:36:00,659 --> 00:36:05,122
‫افتخار مي‌كنم كه بلدم چطوري چيزا رو پنهان نگهدارم.

525
00:36:05,163 --> 00:36:09,293
‫دقيقا به همين دليل اومدم سراغت...

526
00:36:09,334 --> 00:36:12,129
‫... مردي كه چشمانش براي

527
00:36:12,170 --> 00:36:14,882
‫ديدن در تاريكي آماده است.

528
00:36:14,923 --> 00:36:17,467
‫زبان آلماني‌تون عالي ـه.

529
00:36:17,509 --> 00:36:18,927
‫همه‌مون مجبور بوديم چيزاي...

530
00:36:18,969 --> 00:36:20,971
‫جديدي ياد بگيريم تا از جنگ جون سالم در ببريم.

531
00:36:21,013 --> 00:36:22,306
‫حرف از اين شد،

532
00:36:22,347 --> 00:36:24,808
‫اميدوارم بي‌ادبي نباشه،

533
00:36:24,850 --> 00:36:26,518
‫متاسفانه بايد جويا بشم

534
00:36:26,560 --> 00:36:31,231
‫چون سرمايه‌گذارانم اينكارو مي‌كنن،
‫شما طي جنگ چيكار كرديد؟

535
00:36:31,273 --> 00:36:33,609
‫من سياست ...

536
00:36:33,650 --> 00:36:35,903
‫بي‌طرفي پيشه كردم، و بي‌طرفي...

537
00:36:35,944 --> 00:36:38,155
‫پايداري رو تضمين مي‌كنه.

538
00:36:38,196 --> 00:36:40,532
‫بدي و شر رو نبينيد و نشنويد.

539
00:36:40,574 --> 00:36:42,117
‫از بدي حرف نزنيد.

540
00:36:42,159 --> 00:36:44,119
‫ولي بازم بدي و شر وجود داره، مگه نه؟

541
00:36:44,161 --> 00:36:46,163
‫درست جلوي چشمان بسته‌تون

542
00:36:46,204 --> 00:36:48,874
‫و گوش‌هاي گرفته‌تون و زبان لال شده‌تون.

543
00:36:48,916 --> 00:36:50,751
‫و اگه طرف مراقب نباشه،

544
00:36:50,792 --> 00:36:52,961
‫اين نابينايي عمدي

545
00:36:53,003 --> 00:36:56,131
‫منجر به بدست آوردن ثروتي...

546
00:36:56,173 --> 00:36:57,132
‫ناخوش آيند ميشه.

547
00:36:58,175 --> 00:37:00,886
‫چقدر نا اميد كننده!

548
00:37:00,928 --> 00:37:03,931
‫فكر مي‌كردم شما با بقيه فرق داريد.

549
00:37:03,972 --> 00:37:05,182
‫كدوم بقيه؟

550
00:37:05,223 --> 00:37:07,643
‫بيخيال. قطعا هردومون مي‌تونيم اعتراف كنيم كه

551
00:37:07,684 --> 00:37:12,064
‫شنيدن نصيحت درمورد اخلاقيات رِبا

552
00:37:12,105 --> 00:37:14,191
‫اونم از يه يهودي

553
00:37:14,232 --> 00:37:16,234
‫چقدر خنده داره،

554
00:37:16,276 --> 00:37:19,613
‫اونم يه يهودي ِدو رو.

555
00:37:19,655 --> 00:37:22,366
‫بعد از جنگ پول‌تون رو از كجا تهيه كرديد، آقاي آفرمن؟

556
00:37:22,407 --> 00:37:24,576
‫و آيا همه‌اش مثل

557
00:37:24,618 --> 00:37:27,496
‫برف‌هاي كوهستان پاك هستن؟ نه

558
00:37:27,537 --> 00:37:32,459
‫تمام دارايي‌ها ناخوش آينده و كثيف هستن.

559
00:37:32,501 --> 00:37:34,586
‫حتي يه دلار روي اين زمين نيست

560
00:37:34,628 --> 00:37:36,463
‫كه كمي كثافت روش نباشه.

561
00:37:36,505 --> 00:37:38,173
‫يه فرقي بين

562
00:37:38,215 --> 00:37:40,676
‫كثافت و خون هست.

563
00:37:40,717 --> 00:37:43,679
‫نه اگه خوب تميزش كني.

564
00:37:43,720 --> 00:37:47,015
‫خون هميشه لكه باقي مي‌ذاره، دوست من

565
00:37:47,057 --> 00:37:51,853
‫چه بتوني ببينيش چه نبيني.

566
00:37:53,897 --> 00:37:55,565
‫اگه چيز ديگه‌اي واسه گفتن نيست

567
00:37:55,607 --> 00:37:59,861
‫گمونم به بيرون راهنمايي‌تون كنم.

568
00:38:05,701 --> 00:38:07,619
‫- سلام
‫- دوباره تو

569
00:38:07,661 --> 00:38:10,038
‫آره. ببين،

570
00:38:10,080 --> 00:38:11,873
‫يكي دو تا درس توي «هاليوود» ياد گرفتم.

571
00:38:11,915 --> 00:38:15,168
‫يك، بعد از ساعت 8 شب هيچ تست نمايشي رو قبول نكن

572
00:38:15,210 --> 00:38:17,546
‫و دو، اگه چيزي رو ديدي كه مي‌خواي

573
00:38:17,587 --> 00:38:20,215
‫براي درخواست كردنش نترس وگرنه هرگز به دستش نمياري

574
00:38:20,257 --> 00:38:21,508
‫زندگي كوتاهه

575
00:38:21,550 --> 00:38:24,594
‫فرصت‌ها محدود هستن، مي‌دوني؟
‫كندرا...

576
00:38:26,638 --> 00:38:29,266
‫داره يه اتفاقي بين ما مي‌افته.

577
00:38:29,307 --> 00:38:30,475
‫هردومون حسش مي‌كنيم.

578
00:38:30,517 --> 00:38:31,685
‫من حتي فيلماتو نمي‌شناسم.

579
00:38:31,727 --> 00:38:33,979
‫- اونا فيلم سينمايي هستن.
‫- ولي شوهرم،

580
00:38:34,021 --> 00:38:37,065
‫بهش زنگ زدم و گفتم كه ملاقاتت كردم.

581
00:38:37,107 --> 00:38:40,902
‫- اون يه طرفدار پر و پا قرص ـه
‫- آره؟

582
00:38:40,944 --> 00:38:44,031
‫چقدر پر و پا قرص؟

583
00:38:56,460 --> 00:39:00,130
‫چي؟... الان چي گفتي؟

584
00:39:00,172 --> 00:39:02,716
‫فقط يه دعاي كوتاهه، مي‌دوني.

585
00:39:02,758 --> 00:39:05,469
‫" نترس، قوي و شجاع باش. "

586
00:39:05,510 --> 00:39:07,387
‫مي‌دوني، همه اون چيزاي خوب.

587
00:39:07,429 --> 00:39:09,890
‫آره، هيچي بهتر يه حديث انگيزشي از تورات نيست

588
00:39:09,931 --> 00:39:12,142
‫كه كمكت كنه مرتكب يه جرم بشي.

589
00:39:12,184 --> 00:39:14,186
‫مادربزرگم عادت داشت اينو مي‌خوند.

590
00:39:16,354 --> 00:39:19,858
‫- دير كردي
‫- قالب گرفتي؟

591
00:39:19,900 --> 00:39:21,485
‫آره،

592
00:39:21,526 --> 00:39:23,028
‫و احتمالا مرض پوستي هم گرفتم.

593
00:39:23,070 --> 00:39:24,237
‫تو خوبي؟

594
00:39:24,279 --> 00:39:27,365
‫از نظر احساسي نه. براي
‫گرفتنش، اساساً مجبور شدم

595
00:39:27,407 --> 00:39:30,535
‫نقش بچه رو توي نسخه مستهجن
‫فيلم Kramer vs Kramer بازي كنم!

596
00:39:30,577 --> 00:39:32,245
‫يه قهوه بخور، رومئو.

597
00:39:32,287 --> 00:39:35,207
‫- روزت تازه داره شروع ميشه
‫- ديگه هيچوقت اينو به من برنگردونيد

598
00:39:35,248 --> 00:39:38,293
‫خيلي خب، بريم كليد تراش بديم.

599
00:39:38,335 --> 00:39:40,545
‫هلن؟ آماده اي؟

600
00:39:40,587 --> 00:39:42,964
‫آره

601
00:39:44,841 --> 00:39:46,927
‫اين بهترين چيزي بود كه تونستم بسازم

602
00:39:49,721 --> 00:39:51,681
‫اين عاليه

603
00:39:55,852 --> 00:39:57,020
‫يادت باشه...

604
00:39:57,062 --> 00:40:00,398
‫تو باور مي‌كني، اونا هم باورشون ميشه.

605
00:40:00,440 --> 00:40:02,400
‫بدون توقف برو

606
00:40:23,547 --> 00:40:25,298
‫هلن...

607
00:40:29,094 --> 00:40:31,263
‫با من...؟

608
00:40:31,304 --> 00:40:32,597
‫بايد بريم، همين الان!

609
00:40:33,807 --> 00:40:36,226
‫بعدا يه موقع مناسب ازت مي‌پرسم.

610
00:40:39,855 --> 00:40:42,190
‫ايست!

611
00:40:42,232 --> 00:40:43,316
‫اين چيه؟

612
00:40:43,358 --> 00:40:44,151
‫جيكوب!

613
00:40:44,192 --> 00:40:46,153
‫برو! همين الان!

614
00:40:46,194 --> 00:40:47,279
‫جيكوب!

615
00:40:55,829 --> 00:40:57,539
‫جلوشونو بگيريد!

616
00:41:00,041 --> 00:41:01,626
‫دروازه رو باز كن!

617
00:41:01,668 --> 00:41:03,170
‫همين الان!

618
00:41:29,362 --> 00:41:31,448
‫سرهنگ،

619
00:41:31,489 --> 00:41:33,742
‫غرامت خانواده ماريان آماده است.

620
00:41:37,162 --> 00:41:38,914
‫من فقط...

621
00:41:38,955 --> 00:41:40,790
‫رئيس جمهور كارتر تصميم گرفت امضاي

622
00:41:40,832 --> 00:41:42,626
‫لايحه تجارت با آمريكاي جنوبي را به تعويق بياندازد.

623
00:41:42,667 --> 00:41:44,544
‫اين لايحه كه با اندك راي اختلاف

624
00:41:44,586 --> 00:41:46,671
‫هفته پيش در سنا تصويب شد، باعث برداشته شدن

625
00:41:46,713 --> 00:41:49,925
‫تحريم عليه چندين كشور ميشد. در اخبار محلي...

626
00:41:49,966 --> 00:41:51,426
‫اون (زن) اونو (مرد) مي‌كشه...

627
00:41:51,468 --> 00:41:53,303
‫...ظاهرا قريب الوقوع است در صورتي كه...

628
00:41:57,724 --> 00:41:59,309
‫چيكار كردي؟

629
00:41:59,351 --> 00:42:02,562
‫كاري نكردم كه نشه بي اثرش كرد.

630
00:42:02,604 --> 00:42:05,565
‫همينكه يادش بياد چقدر من براي اين سازمان

631
00:42:05,607 --> 00:42:07,776
‫ارزشمند هستم.

632
00:42:10,946 --> 00:42:12,948
‫مي‌دوني چيه؟

633
00:42:12,989 --> 00:42:16,785
‫بذار زنگ بزنه

634
00:42:16,826 --> 00:42:19,537
‫بقيه چيزا مي‌تونن بمونن براي بعد

635
00:42:19,579 --> 00:42:20,956
‫لعنتي!

636
00:42:20,997 --> 00:42:23,833
‫- درسته؟
‫- درسته

637
00:42:23,875 --> 00:42:28,088
‫هر بار يه روز

638
00:42:54,447 --> 00:42:56,449
‫- هي، چه غلطي مي‌كني؟
‫- شرمنده

639
00:43:15,885 --> 00:43:17,387
‫اينجا رو تموم كن، سريع

640
00:43:20,223 --> 00:43:22,017
‫شرمنده

641
00:43:37,949 --> 00:43:39,492
‫تمام دوربين‌ها از كار افتادن

642
00:43:42,579 --> 00:43:45,165
‫- حركت مي‌كنيم
‫- يالا، بريم. بيايد

643
00:43:45,206 --> 00:43:49,502
‫گوش كنيد، به محض اينكه اون در باز بشه

644
00:43:49,544 --> 00:43:52,547
‫آژير به صدا در مياد، نگهبان‌ها
‫متوجه ميشن كه بهشون رخنه شده

645
00:43:52,589 --> 00:43:54,215
‫حالا

646
00:43:54,257 --> 00:43:55,759
‫دو تا نگهبان هست

647
00:43:55,800 --> 00:43:59,637
‫من و لاني سعي مي‌كنيم تا جايي كه بتونيم سرشون رو گرم كنيم

648
00:43:59,679 --> 00:44:02,098
‫وايستا. برگرد داخل ون كوفتي

649
00:44:02,140 --> 00:44:03,308
‫- جو، من...
‫- برو!

650
00:44:03,350 --> 00:44:06,561
‫بياي داخل گند مي‌زني به همه چيز

651
00:44:11,608 --> 00:44:12,859
‫- بخوابيد روي زمين همين الان!
‫- كمك، خواهش مي‌كنم!

652
00:44:12,901 --> 00:44:14,235
- Untranslated Line -

653
00:44:14,277 --> 00:44:16,488
‫كمكم كنيد، خواهش مي‌كنم!

654
00:44:16,529 --> 00:44:17,989
‫اين صندوق رو باز كنيد.

655
00:44:18,031 --> 00:44:20,617
‫صندوق رو باز كنيد وگرنه به اين جنده شليك مي‌كنم

656
00:44:20,658 --> 00:44:22,494
‫اسلحه‌تون رو بندازيد، هلشون بديد اينجا

657
00:44:22,535 --> 00:44:23,995
‫اگه كمكم نكنيد، مي‌كشمش

658
00:44:24,037 --> 00:44:25,955
‫اينو به كسي بگو كه براش مهم باشه

659
00:44:25,997 --> 00:44:29,292
‫لطفا لطفا لطفا، كاري كه
‫ميگه بكنيد، خواهش مي‌كنم.

660
00:44:29,334 --> 00:44:30,877
‫مي‌كشمش!

661
00:44:30,919 --> 00:44:33,797
‫- گفتم اسلحه‌تون رو بندازيد
‫- در تيررس ـه

662
00:44:42,222 --> 00:44:45,308
‫پس در تيررس داري؟ نگاهش كن!

663
00:44:45,350 --> 00:44:48,019
‫واسه كشتن من لحظه شماري مي‌كنه
‫درست مثل يه پليس واقعي هستي

664
00:44:48,061 --> 00:44:49,646
‫قاتل‌هاي لعنتي

665
00:44:49,687 --> 00:44:51,856
‫و از زيرش در ميريد چون شغل‌تونه؟

666
00:44:51,898 --> 00:44:54,609
‫درست مثل فيلما، آره؟
‫آره. اتيكا!

667
00:44:54,651 --> 00:44:56,945
‫اتيكا! اتيكا...

668
00:45:00,698 --> 00:45:02,158
‫لعنتي!

669
00:45:07,705 --> 00:45:10,041
‫بي حركت!

670
00:45:10,083 --> 00:45:11,376
‫اسلحه لعنتي رو بنداز

671
00:45:11,418 --> 00:45:13,253
‫وگرنه مغزتو مي‌پاشم زمين

672
00:45:13,294 --> 00:45:15,713
‫اسلحه رو بنداز!

673
00:45:17,632 --> 00:45:20,427
‫بلند شو، عوضي. روتو برگردون.

674
00:45:20,468 --> 00:45:24,389
‫دستاتو ببر پشت سرت.

675
00:45:38,319 --> 00:45:40,071
‫يواش

676
00:45:45,577 --> 00:45:47,120
‫لعنتي

677
00:45:49,747 --> 00:45:52,333
‫گمونم گند نزدم، مگه نه؟

678
00:45:52,375 --> 00:45:53,918
‫يالا

679
00:45:56,754 --> 00:45:59,090
‫اينجاست

680
00:46:00,967 --> 00:46:02,886
‫وايستا، چي...

681
00:46:04,137 --> 00:46:06,139
‫چي؟

682
00:46:09,392 --> 00:46:12,312
‫به كاهدون زديم

683
00:46:12,353 --> 00:46:15,064
‫عوضي مرده. مواظب باش.
‫اون جنده هم دستش ـه

684
00:46:20,653 --> 00:46:22,363
‫قطعا همينطوره

685
00:46:35,835 --> 00:46:39,005
‫گمونم گلوله‌ها مشقي بودن

686
00:46:41,090 --> 00:46:43,218
‫لعنتي!

687
00:46:43,259 --> 00:46:45,678
‫مال من واقعي هستن

688
00:46:52,685 --> 00:46:54,687
‫بلند شو

689
00:46:56,731 --> 00:46:58,566
‫محض رضاي خدا!

690
00:46:59,817 --> 00:47:01,861
‫صحنه تموم شد.

691
00:47:05,281 --> 00:47:06,866
‫ممنون

692
00:47:06,908 --> 00:47:08,368
‫خيلي ازتون ممنونم

693
00:47:08,409 --> 00:47:11,120
‫حالا لطفا...

694
00:47:11,162 --> 00:47:12,956
‫ما رو ببريد پولاي كيري.

695
00:47:12,997 --> 00:47:16,918
‫- خيلي خب، رفقا
‫- الان چه غلطي بكنيم؟

696
00:47:16,960 --> 00:47:20,046
‫نميدونم. يعني، اين كليد
‫اين جعبه، همگي بن بست بودن.

697
00:47:20,088 --> 00:47:21,464
‫اينجا هيچي نيست.

698
00:47:22,507 --> 00:47:24,092
‫اين اتاق به قدر كافي بزرگ نيست

699
00:47:24,133 --> 00:47:26,386
‫ابعادي كه توي نقشه بود

700
00:47:26,427 --> 00:47:28,555
‫اينجا از اون چيزي كه مي‌بايست كوچيك تره

701
00:47:32,267 --> 00:47:35,353
‫فقط يه چند فوت
‫ولي بازم، اين ديوار ـه

702
00:47:35,395 --> 00:47:38,940
‫- اين، اين زيادي نزديكه
‫- منظورت چيه؟

703
00:47:38,982 --> 00:47:40,858
‫داره ميگه اين ديوار يه ديوار نيست

704
00:47:40,900 --> 00:47:43,319
‫يه چيزي پشتش هست

705
00:47:51,536 --> 00:47:53,871
‫چي؟

706
00:48:02,213 --> 00:48:04,215
‫ولي طبق نقشه ها،

707
00:48:04,257 --> 00:48:06,884
‫اين ساختمون زيرزمين نداره

708
00:48:06,926 --> 00:48:09,178
‫- ولي حالا داره
‫- پس

709
00:48:09,220 --> 00:48:13,016
‫جو، ميشه اول تو بري؟

710
00:48:35,705 --> 00:48:39,208
‫لطفا بهم نگيد كه اين اون چيزي ـه كه فكرشو مي‌كنم

711
00:49:16,079 --> 00:49:20,041
‫ماير گفت هاوسر كمك كرده غنايمي رو كه نازي ها

712
00:49:20,083 --> 00:49:22,085
‫در طول جنگ از يهودي‌ها دزديدن مخفي كنن.

713
00:49:22,126 --> 00:49:25,755
‫فكر نمي‌كردم منظورش اين باشه

714
00:49:27,757 --> 00:49:31,344
‫اين... اين...

715
00:49:31,386 --> 00:49:33,221
‫همه چيز ـه

716
00:49:34,597 --> 00:49:36,891
‫حتي جواهراتشون

717
00:49:39,143 --> 00:49:42,814
‫من و ميندي اونجا بوديم وقتي همه رو ازمون گرفتن

718
00:49:42,855 --> 00:49:45,858
‫مي‌دوني، بايد اونا رو يه جا ميذاشتن

719
00:49:52,156 --> 00:49:54,867
‫فكر مي‌كني چند تا زندگي داخل اين اتاقه؟

720
00:49:54,909 --> 00:49:58,496
‫اون مي‌دونست اين اتفاق مي‌افته و كاري نكرد

721
00:49:58,538 --> 00:50:02,375
‫اينطور نيست. براي خودش
‫يه بانك قديمي بزرگ ساخت

722
00:50:16,723 --> 00:50:20,518
‫اين درست مثل مال آرون ـه

723
00:50:25,022 --> 00:50:27,191
‫هر تكه

724
00:50:27,233 --> 00:50:30,653
‫هر كدوم از اين يادگاري‌ها، يه داستان دارن

725
00:51:02,852 --> 00:51:05,813
‫رفقا. وقتش ـه

726
00:51:05,855 --> 00:51:09,609
‫- بايد بريم
‫- نه نه، ما...

727
00:51:09,650 --> 00:51:11,527
‫نمي‌تونيم اينو اينجا ول كنيم

728
00:51:11,569 --> 00:51:14,947
‫مجبوريم. هيچ جاي پايي
‫نبايد بمونه، يادت نيست؟

729
00:51:14,989 --> 00:51:16,991
‫رد پامون رو پاك مي‌كنيم

730
00:51:18,159 --> 00:51:22,079
‫براي خودتون اين ترانه رو بنويسيد

731
00:51:22,121 --> 00:51:24,040
‫من يه فكر ديگه دارم

732
00:51:28,294 --> 00:51:31,130
‫چي؟

733
00:51:31,172 --> 00:51:32,340
‫خيلي خب

734
00:51:33,800 --> 00:51:36,761
‫- شرمنده. ولي بايد بريم.
‫- آره

735
00:51:36,803 --> 00:51:39,430
‫- خيلي خب
‫- ميندي

736
00:51:40,556 --> 00:51:44,268
‫- ميندي
‫- جوناه؟

737
00:51:45,186 --> 00:51:46,270
‫- ميندي
‫- بله

738
00:51:46,312 --> 00:51:49,106
‫باشه، جوناه

739
00:51:49,148 --> 00:51:51,776
‫جوناه. بايد بريم

740
00:51:51,818 --> 00:51:53,402
‫داريم خارج ميشيم.

741
00:51:53,444 --> 00:51:55,780
‫دريافت شد. بيرون همديگه رو مي‌بينيم

742
00:52:01,077 --> 00:52:03,120
‫ممنون رفقا

743
00:52:05,122 --> 00:52:06,749
‫به همين دليل اومدي،

744
00:52:06,791 --> 00:52:09,293
‫مثل بقيه،

745
00:52:09,335 --> 00:52:12,588
‫تا بدون مدرك تهمت‌هاي بي‌اساس نسبت بدي؟

746
00:52:12,630 --> 00:52:15,800
‫من با مدرك اومدم...

747
00:52:19,428 --> 00:52:21,639
‫ثروتي كه ميليون‌ها...

748
00:52:21,681 --> 00:52:24,141
‫يهودي مُرده چپاول كرديد،

749
00:52:24,183 --> 00:52:26,811
‫كه حالا اونا رو

750
00:52:26,853 --> 00:52:29,897
‫زير بانكتون مخفي كرديد.

751
00:52:31,941 --> 00:52:36,737
‫ارواح بي‌گناهي كه در رنج هلاك شدن

752
00:52:36,779 --> 00:52:39,574
‫درحالي كه شما رو برگردونده بوديد

753
00:52:40,533 --> 00:52:44,328
‫بعد هرچي ازشون مونده بود جمع كرديد

754
00:52:44,370 --> 00:52:47,123
‫حلقه‌هاشون

755
00:52:47,164 --> 00:52:50,793
‫جغجغه‌هاشون، دندون‌هاشون.

756
00:52:50,835 --> 00:52:53,421
‫نگاهشون كن. اينجا

757
00:52:55,590 --> 00:52:58,801
‫عكس‌ها رو ميشه جعل كرد

758
00:52:58,843 --> 00:53:00,720
‫جعل كرد؟

759
00:53:01,846 --> 00:53:04,223
‫بله

760
00:53:06,309 --> 00:53:09,145
‫مي‌توني اينو جعل كني؟

761
00:53:11,606 --> 00:53:13,608
‫نگاهش كن

762
00:53:13,649 --> 00:53:17,194
‫- مي‌توني اينو جعل كني؟
‫- به قدر كافي ديدم؛ آقا

763
00:53:17,236 --> 00:53:19,697
‫حالا من ميرم

764
00:53:23,242 --> 00:53:26,162
‫ساكت، ساكت، ساكت

765
00:53:26,203 --> 00:53:27,580
‫ساكت

766
00:53:27,622 --> 00:53:29,916
‫اگه ساكت باشي زنده مي‌موني

767
00:53:29,957 --> 00:53:33,210
‫مي‌فهمي؟ فقط به من گوش كن

768
00:53:33,252 --> 00:53:37,965
‫اين عكس‌ها رو ميدم به دادگاه جنايات جنگي

769
00:53:38,007 --> 00:53:41,177
‫بعدش به خانواده قربانيان

770
00:53:41,218 --> 00:53:45,681
‫بعدش به اون نازي‌ها كه نتونستي از رازشون حفاظت كني

771
00:53:45,723 --> 00:53:47,725
‫مي‌خواي چي بدوني؟

772
00:53:47,767 --> 00:53:50,728
‫كي صاحب جعبه 630 ـه؟

773
00:53:50,770 --> 00:53:53,397
‫همش همين. بهم بگو

774
00:53:53,439 --> 00:53:57,193
‫گذشته شرم آورت رو همونجايي كه هست باقي ميذارم

775
00:53:57,234 --> 00:53:58,945
‫توي گذشته

776
00:53:58,986 --> 00:54:02,615
‫اگه بهت بگم، اون منو مي‌كشه

777
00:54:02,657 --> 00:54:05,701
‫نذار بفهمه بهم گفتي. فقط همين

778
00:54:05,743 --> 00:54:08,454
‫مي‌توني يه راز نگه داري، مگه نه؟

779
00:54:08,496 --> 00:54:09,872
‫- نمي‌توني؟
‫- بله!

780
00:54:09,914 --> 00:54:12,249
‫خيلي خب

781
00:54:13,960 --> 00:54:15,962
‫بهم بگو

782
00:54:17,546 --> 00:54:19,924
‫بهم بگو

783
00:54:22,551 --> 00:54:26,931
‫«اسكار هاپتمن»

784
00:54:29,934 --> 00:54:31,811
‫- دوباره سعي كن
‫- اسكار...

785
00:54:31,852 --> 00:54:35,106
‫- هاپتمن
‫- هاپتمن 30 سال پيش مُرد!

786
00:54:35,147 --> 00:54:36,565
‫نه، نه...

787
00:54:36,607 --> 00:54:38,776
‫- فكر مي‌كني اينو نمي‌دونم؟
‫- نه نه نه نه

788
00:54:38,818 --> 00:54:40,444
‫- چي؟
‫- هاپتمن

789
00:54:40,486 --> 00:54:44,073
‫اون هنوز زنده است، يهودي

790
00:54:48,828 --> 00:54:50,621
‫ممنون

791
00:55:20,109 --> 00:55:22,486
‫دوست دارم، ماريا

792
00:55:24,989 --> 00:55:29,285
‫وقتي زمانش برسه، مي‌تونيم بقيه رو بياريم

793
00:55:29,326 --> 00:55:33,581
‫ولي تا وقتي كه صاحبش رو پيدا كنيم

794
00:55:33,622 --> 00:55:38,210
‫به عنوان دارايي خودت در نظر بگيرش

795
00:55:43,883 --> 00:55:47,678
‫كاري كه با هولستدر كرديم،

796
00:55:47,720 --> 00:55:49,722
‫به نظر غلط مي‌اومد

797
00:55:51,891 --> 00:55:55,061
‫به نظر ميومد مشكل من نبوده، چون

798
00:55:55,102 --> 00:55:56,937
‫مي‌دوني، روي من اثر نذاشت.

799
00:56:00,316 --> 00:56:03,861
‫- وقتي اون اتاق رو ديدم...
‫- آره، وقتي اون اتاق رو ديدي،

800
00:56:03,903 --> 00:56:06,572
‫متوجه شدي كه داريم چيكار مي‌كنيم

801
00:56:08,407 --> 00:56:12,161
‫اون حلقه متعلق به كسي بوده كه

802
00:56:12,203 --> 00:56:15,206
‫زندگي كرده و رويايي داشته

803
00:56:15,247 --> 00:56:19,126
‫لحظه‌اي زنده بوده، يه لحظه بعد ديگه نبوده

804
00:56:19,168 --> 00:56:20,336
‫ديگه نبوده

805
00:56:21,378 --> 00:56:23,881
‫و اين فقط يكي از

806
00:56:23,923 --> 00:56:26,801
‫حلقه‌هاي داخل اون اتاق بود.

807
00:56:26,842 --> 00:56:30,429
‫تصور كن چندتا داستان ديگه هست

808
00:56:30,471 --> 00:56:32,848
‫تصور كن

809
00:56:33,891 --> 00:56:37,061
‫الان يكي از مايي

810
00:56:37,103 --> 00:56:40,356
‫خيلي خوبه كه اينجا داريمت

811
00:56:40,397 --> 00:56:42,566
‫پسرم...

812
00:56:42,608 --> 00:56:45,194
‫فقط يكم...

813
00:56:45,236 --> 00:56:46,403
‫- مي‌دونم
‫- ...كمي حس بدي داره

814
00:56:46,445 --> 00:56:49,990
‫بايد ياد بگيرم چطوري مثل بروس لي بجنگم

815
00:56:50,032 --> 00:56:53,035
‫خب، ببينم چيكار مي‌تونم بكنم

816
00:56:53,077 --> 00:56:55,704
‫يه چند نفري رو مي‌شناسم، مي‌دوني؟

817
00:56:57,123 --> 00:57:01,752
‫ولي اول... يه نفر هست كه بايد ببينيش

818
00:57:03,504 --> 00:57:06,757
‫اسكار هاپتمن

819
00:57:06,799 --> 00:57:08,884
‫شبح

820
00:57:08,926 --> 00:57:12,930
‫يه دكتر نازي بسيار ساديستيك
‫(كسي كه از آزاد دادن بقيه لذت مي‌بره)

821
00:57:12,972 --> 00:57:15,975
‫كه حتي مي‌تونست «منگله» رو شكنجه كنه
‫(افسر ارتش آلمان نازي معروف به فرشته مرگ)

822
00:57:16,016 --> 00:57:21,438
‫ظاهرا ممكنه هنوز زنده باشه

823
00:57:21,480 --> 00:57:25,025
‫و اين وظيفه ماست كه پيداش كنيم

824
00:57:25,067 --> 00:57:27,987
‫صاحب جعبه 630

825
00:57:31,824 --> 00:57:33,242
‫بيا

826
00:57:33,284 --> 00:57:35,077
‫بيا بريم به بقيه بگيم

827
00:57:41,667 --> 00:57:43,252
‫شكارچيان،

828
00:57:43,294 --> 00:57:47,131
‫بيايد با «اسكار هاپتمن» ملاقات كنيد

829
00:57:58,559 --> 00:58:01,353
‫ببخشيد. شما «دني رور» هستيد، درسته؟

830
00:58:01,395 --> 00:58:02,980
‫ازم پول نخوايد، ممنون.

831
00:58:03,022 --> 00:58:05,399
‫ميلي موريس هستم از FBI

832
00:58:05,441 --> 00:58:07,401
‫مي‌تونم ازتون يه سوال بپرسم؟

833
00:58:07,443 --> 00:58:09,612
‫نكته 101 روزنامه نگار:

834
00:58:09,653 --> 00:58:11,697
‫اگه مي‌توني يه سوال بپرسي
‫هيچوقت يه سوال رو هدر نده

835
00:58:11,739 --> 00:58:15,159
‫چندتا مقاله در ستايش ماير آفرمن نوشتي

836
00:58:15,201 --> 00:58:16,452
‫حتي توي يه مقاله واقعي ازش نقل قول كردي

837
00:58:16,493 --> 00:58:18,495
‫درمورد بشردوستي يهودي

838
00:58:18,537 --> 00:58:20,539
‫به روزنامه تايمز زنگ زدم. گفتن
‫شغلت رو از دست دادي

839
00:58:20,581 --> 00:58:22,875
‫ببين خانم، كارتون 15 دقيقه ديگه شروع ميشه

840
00:58:22,917 --> 00:58:24,877
‫فكر مي‌كنم امروز روزي باشه كه
‫بالاخره «تام» موفق ميشه «جري» رو بگيره.

841
00:58:24,919 --> 00:58:27,129
‫چي مي‌خواي؟

842
00:58:27,171 --> 00:58:31,592
‫مي‌خوام هرچيزي كه درمورد ماير آفرمن مي‌دوني بهم بگي

843
00:58:31,634 --> 00:58:34,136
‫سلام عزيزم

844
00:58:34,178 --> 00:58:37,473
‫يادت نره كه همين هفته بعد با «ليندتز»ها

845
00:58:37,514 --> 00:58:40,100
‫قرار شام داريم، در رستوران «پيتر لوگر».

846
00:58:40,142 --> 00:58:42,478
‫يادت بوده پس؟ خوبه

847
00:58:42,519 --> 00:58:45,314
‫خيلي خب، عزيزم

848
00:58:45,356 --> 00:58:47,274
‫خيلي دوستت دارم و...

849
00:58:47,316 --> 00:58:49,902
‫به زودي مي‌بينمت.

850
00:58:49,944 --> 00:58:52,363
‫خيلي خب. خداحافظ

851
00:59:11,006 --> 00:59:13,008
‫واي خداي من!

852
00:59:13,010 --> 00:59:20,008
:كاري از
امـيـر سـتـارزاده
AM1Я H1tmaN

852
00:59:20,009 --> 00:59:30,008
T.me/H1tmaN
Instagram.com/h1tman007
