﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:50,000
Tenshi Hunter :مترجم

2
00:00:05,540 --> 00:00:09,290
‫ازم چی می‌خواد؟

3
00:00:09,670 --> 00:00:12,750
‫خستمه، می‌خوام برم خونه.

4
00:00:13,040 --> 00:00:16,080
‫خب، چیکارم داشتی؟

5
00:00:18,540 --> 00:00:20,130
‫بیا مبارزه‌ی تمرینی انجام بدیم.

6
00:00:20,460 --> 00:00:22,330
‫مـ ـ مبارزه‌ی تمرینی؟

7
00:00:22,880 --> 00:00:26,580
‫از وقتی می‌رفتم اون مدرسه‌ها، یار تمرینی نداشتم.

8
00:00:29,580 --> 00:00:33,000
‫شاید بهم نخوره، ولی تو پایتخت خیلی معروفم.

9
00:00:33,170 --> 00:00:34,710
‫هرکدومو خواستی بردار.

10
00:00:34,710 --> 00:00:37,790
‫بذار ببینیم چند مرد حلاجی، آقا قهرمانه.

11
00:00:39,130 --> 00:00:43,080
‫برای منی که می‌خوام ماجراجو شم، فرصت عالی‌ایه!

12
00:00:44,790 --> 00:00:47,040
‫خب، شروع کنیم.

13
00:02:22,000 --> 00:02:24,540
‫نمی‌دونم چقدر قراره بتونم به چالش بکشمش،

14
00:02:24,540 --> 00:02:28,540
‫ولی اینو به‌عنوان فرصت برای تمرین با کسی که
‫ازم ماهرتره در نظر می‌گیرم.

15
00:02:28,540 --> 00:02:31,500
‫یه مبارزه‌ی تمرینی با فرمانده گیلبارت؟

16
00:02:31,670 --> 00:02:34,670
‫اصلاً اون یارو کی هست؟ قراره بمیره خب.

17
00:02:34,830 --> 00:02:37,210
‫پس، شروع کنیم.

18
00:02:48,790 --> 00:02:50,880
‫عجب حرکات تمیزی،

19
00:02:50,880 --> 00:02:53,380
‫و روش کنترل سرعتشم عالیه.

20
00:02:54,460 --> 00:02:57,500
‫احتمالاً عین چی تمرین کرده که به این سطح رسیده.

21
00:02:58,130 --> 00:02:59,330
‫ولی...

22
00:02:59,920 --> 00:03:01,710
‫چرا انقد کنده؟

23
00:03:02,880 --> 00:03:04,880
‫عا، پس اینطوریه.

24
00:03:05,330 --> 00:03:06,420
‫چون من حریفشم،

25
00:03:06,420 --> 00:03:09,330
‫دلیلی نمی‌بینه ذره‌ای از قدرت اصلیشو نشون بده.

26
00:03:10,540 --> 00:03:11,750
‫صبر کن.

27
00:03:12,290 --> 00:03:13,500
‫ها؟

28
00:03:13,500 --> 00:03:16,420
‫می‌دونم داری بهم آسون می‌گیری،

29
00:03:16,420 --> 00:03:18,790
‫ولی نیاز نیست انقدر خودداری کنی.

30
00:03:19,290 --> 00:03:20,750
‫باشه.

31
00:03:20,750 --> 00:03:24,500
‫چون آدمه، ناخودآگاه داشتم بهش آسون می‌گرفتم؟

32
00:03:24,500 --> 00:03:27,040
‫ببخشید.

33
00:03:32,540 --> 00:03:34,750
‫از قبل خیلی سریع‌تر شده.

34
00:03:35,130 --> 00:03:36,790
‫ولی مهم‌تر از اون...

35
00:03:37,040 --> 00:03:40,830
‫وقتی جاخالی می‌دم، کامل آسیب‌پذیره.

36
00:03:41,170 --> 00:03:43,460
‫مثل اینه که می‌خواد به دام بندازتم...

37
00:03:46,790 --> 00:03:47,880
‫چرا؟

38
00:03:47,880 --> 00:03:50,080
‫چرا نیزه‌م بهش نمی‌خوره؟

39
00:03:51,210 --> 00:03:52,670
‫نه، تله‌ست.

40
00:03:52,880 --> 00:03:55,670
‫فکر نمی‌کنم جدی باشه.

41
00:03:57,130 --> 00:03:59,460
‫تف... این چطوره!

42
00:04:03,080 --> 00:04:04,250
‫مسیرشو عوض کرد!

43
00:04:04,960 --> 00:04:06,000
‫مال خودمی!

44
00:04:13,750 --> 00:04:15,330
‫نزدیک نبود که!

45
00:04:15,330 --> 00:04:16,920
‫هنوز جا دارم.

46
00:04:16,920 --> 00:04:19,250
‫می‌تونی سرعتتو ببری بالا.

47
00:04:21,540 --> 00:04:22,750
‫جدی؟

48
00:04:23,380 --> 00:04:27,500
‫نکنه... همین الانشم تمام توانشو گذاشته؟

49
00:04:28,040 --> 00:04:31,380
‫بعد از اون‌همه تمرین تکی...

50
00:04:31,380 --> 00:04:34,380
‫ممکنه قوی‌تر شده باشم.

51
00:04:34,710 --> 00:04:37,750
‫اونطوری شاید منم... بتونم ببـ-

52
00:04:38,960 --> 00:04:40,880
‫درگ‌گریو!

53
00:04:59,040 --> 00:05:01,130
‫باشه. من باختم.

54
00:05:08,580 --> 00:05:09,880
‫نزدیک بودا.

55
00:05:10,670 --> 00:05:11,830
‫باورم نمی‌شه.

56
00:05:11,830 --> 00:05:14,670
‫چطوری کسی می‌تونه از درگ‌گریو فرمانده جاخالی بده؟

57
00:05:14,670 --> 00:05:17,080
‫نیزه‌ی تمرینی با نوک پهن دستش بود،

58
00:05:17,080 --> 00:05:19,080
‫برای همین باد اون یارو رو پرت کرد.

59
00:05:19,080 --> 00:05:22,130
‫اگه نیزه‌ی واقعی بود، کله‌ش پریده بود.

60
00:05:22,460 --> 00:05:23,630
‫آره جدی.

61
00:05:23,630 --> 00:05:27,380
‫آدمایی با استعداد فرمانده خیلی کم‌پیدان.

62
00:05:28,790 --> 00:05:30,710
‫استعداد، نه؟

63
00:05:31,710 --> 00:05:35,880
‫لحظه‌ای که نیزه رو دستم گرفتم، فهمیدم استعدادشو دارم.

64
00:05:38,170 --> 00:05:39,080
‫کافیه!

65
00:05:39,920 --> 00:05:41,830
‫برنده گیلبارته!

66
00:05:42,670 --> 00:05:44,670
‫همونیه که تو پایتخت حرفش هست...

67
00:05:44,670 --> 00:05:46,630
‫تفاوت قدرتشون عین روز مشخصه.

68
00:05:46,630 --> 00:05:49,500
‫دیگه تو این روستا کسی نمونده بتونه شکستش بده.

69
00:05:49,790 --> 00:05:52,830
‫هرچی بیشتر تمرین می‌کردم و تکنیکمو صیقل می‌دادم،

70
00:05:52,830 --> 00:05:55,500
‫قوی‌تر می‌شدم.

71
00:05:56,040 --> 00:05:57,290
‫ولی...

72
00:06:03,880 --> 00:06:07,250
‫تو روستامون بهت خوش گذشت؟

73
00:06:07,460 --> 00:06:10,250
‫نه بابا. عین چی کسل‌کننده بود.

74
00:06:10,500 --> 00:06:14,880
‫شنیدم به دنبال افراد قوی‌ می‌گردی،

75
00:06:14,880 --> 00:06:19,790
‫ولی فکر نمی‌کنم این اطراف کسی باهات برابر باشه.

76
00:06:19,790 --> 00:06:23,830
‫خب همه‌ی حریفای درست‌حسابی پایتختو هم شکست دادم.

77
00:06:24,210 --> 00:06:27,500
‫منو بگو با چه اُمیدی از پایتخت رفتم...

78
00:06:28,670 --> 00:06:32,170
‫طبق شایعات، تعادل قدرت بین پادشاهی و

79
00:06:32,170 --> 00:06:34,330
‫کشورهای همسایه داره از بین می‌ره.

80
00:06:34,880 --> 00:06:37,830
‫الانم کشورا دنبال سربازای قوی می‌گردن،

81
00:06:37,830 --> 00:06:41,420
‫و سربازا هم قراره به‌دنبال شهرت و ثروت برن.

82
00:06:42,630 --> 00:06:45,170
‫شاید بهتره برگردی ببینی اوضاع چطوره.

83
00:06:46,000 --> 00:06:48,380
‫برگرد تو پایتختی که داره نیرو جمع می‌کنه.

84
00:06:53,210 --> 00:06:57,420
‫برگشتم تو پایتخت و به شکار هیولا ادامه دادم.

85
00:06:59,960 --> 00:07:02,420
‫وقتی می‌شنیدم یه آدم قوی عضو ارتش شده،

86
00:07:02,420 --> 00:07:05,250
‫باهاشون مبارزه می‌کردم و شکستشون می‌دادم.

87
00:07:06,170 --> 00:07:08,420
‫کافی نیست.

88
00:07:08,420 --> 00:07:11,500
‫کسی نیست که بتونه منو به چالش بکشه؟

89
00:07:17,330 --> 00:07:19,040
‫خسته شدم.

90
00:07:19,500 --> 00:07:21,830
‫تک تک اجزاء بدنم حوصله‌شون سر رفته.

91
00:07:22,540 --> 00:07:26,040
‫یه‌مشت ضعیفه دورم کردن!

92
00:07:29,830 --> 00:07:31,380
‫پس اینجا بودی.

93
00:07:33,290 --> 00:07:34,500
‫استاد.

94
00:07:35,250 --> 00:07:40,540
‫به‌عنوان کسی که لقب «فرمانروای نیزه»ـرو گرفته
‫خیلی قیافه‌ت درهمه.

95
00:07:40,750 --> 00:07:44,000
‫صرفاً یکی به القاب دردسرسازم اضافه شده.

96
00:07:45,000 --> 00:07:46,420
‫چقدر بی‌ادب.

97
00:07:46,420 --> 00:07:50,210
‫نمی‌دونستم لقبی که برابر با لقب «فرمانروای شمشیر»
‫منه انقدر تو مُخت باشه.

98
00:07:50,210 --> 00:07:51,710
‫حوصله‌ سربره خب.

99
00:07:52,000 --> 00:07:54,750
‫از همه‌چی خسته شدم.

100
00:07:54,750 --> 00:07:56,880
‫اینس چی؟

101
00:07:57,290 --> 00:07:58,880
‫اینس؟

102
00:07:59,080 --> 00:08:03,170
‫یه‌طورایی، به‌شکل دیگه‌ای قویه.

103
00:08:03,380 --> 00:08:06,380
‫ولی تو یه مبارزه‌ی تمرینی ساده، من برنده می‌شم.

104
00:08:06,380 --> 00:08:07,670
‫واقعاً؟

105
00:08:07,670 --> 00:08:11,670
‫استاد، اگه حریفی مثل شما تو مبارزه‌ی تمرینی
‫بود خیلی خوب می‌شد.

106
00:08:11,880 --> 00:08:14,210
‫مثل من، نه؟

107
00:08:15,250 --> 00:08:17,420
‫به‌نظر جالبه.

108
00:08:17,420 --> 00:08:19,920
‫حتماً خودتونم کلافه شدین، نه؟

109
00:08:19,920 --> 00:08:24,460
‫از تمرین دادن سرباز و ماجراجوهایی که به قدرت شما نمی‌رسن.

110
00:08:24,460 --> 00:08:26,960
‫درهرصورت، وظیفه‌م محافظت از پایتخته.

111
00:08:26,960 --> 00:08:30,330
‫هرچقدرم قوی باشم، تنهایی تو جنگ برنده نمی‌شم.

112
00:08:30,880 --> 00:08:32,080
‫بعدشم،

113
00:08:32,080 --> 00:08:35,580
‫یه‌روز، کسی پیداش می‌شه که از منم فراتر می‌ره.

114
00:08:36,000 --> 00:08:38,330
‫یه‌روز، نه؟

115
00:08:38,750 --> 00:08:42,250
‫امیدوارم تا من تو کارم پیداش شه.

116
00:08:43,330 --> 00:08:46,040
‫ممکنه اول از کسلی بیوفتم بمیرم.

117
00:08:48,040 --> 00:08:51,380
‫مردی که تنها یه میناتورـو شکست داد.

118
00:08:52,040 --> 00:08:55,880
‫می‌خواستم ببینم چه نوع آدمی همچین
‫چیزی ازش بر میاد، ولی اصلاً نمی‌فهممش.

119
00:08:56,250 --> 00:09:00,040
‫حتی ذره‌ای علاقه به پاداشای باارزش نشون نداد،

120
00:09:00,040 --> 00:09:03,380
‫و حتی مقابل اعلی‌حضرتم خیلی گستاخ بود.

121
00:09:03,750 --> 00:09:05,880
‫فکر می‌کردم خوب چیزیه.

122
00:09:06,290 --> 00:09:07,540
‫ولی...

123
00:09:07,540 --> 00:09:11,880
‫اصلاً حس نمی‌کنم تونسته باشه اون هیولا رو کشته باشه.

124
00:09:11,880 --> 00:09:13,380
‫اما بازم...

125
00:09:18,250 --> 00:09:19,330
‫چرا؟

126
00:09:19,330 --> 00:09:21,500
‫چرا نیزه‌م بهش نمی‌خوره؟

127
00:09:27,630 --> 00:09:29,540
‫هنوز جا دارم.

128
00:09:29,540 --> 00:09:31,460
‫می‌تونی سرعتتو ببری بالا.

129
00:09:31,790 --> 00:09:33,460
‫جدی؟

130
00:09:34,710 --> 00:09:35,750
‫خب پس...

131
00:09:35,750 --> 00:09:39,460
‫همونطور که مایلی، با تمام توانم میام سراغت.

132
00:09:40,540 --> 00:09:45,080
‫به‌شدت سریع‌تر از سرعت صدا، قوی‌ترین حمله‌م...

133
00:09:45,080 --> 00:09:49,040
‫می‌دونستم اگه از اون رو کسی استفاده کنم، کشته می‌شه.

134
00:09:49,830 --> 00:09:55,460
‫اون لحظه به‌نظرم فقط اونطوری می‌تونستم نیزه‌م
‫رو بهش برسونم!

135
00:09:55,880 --> 00:09:57,290
‫درگ‌گریو!

136
00:10:07,500 --> 00:10:10,250
‫اصلاً نفهمیدم چی شد.

137
00:10:10,540 --> 00:10:14,330
‫برای اولین‌بار تو یه مبارزه‌ی شاخ به شاخ، کاملاً شکست خوردم.

138
00:10:14,330 --> 00:10:15,500
‫تازه...

139
00:10:15,500 --> 00:10:17,540
‫تسلیم می‌شم. من باختم.

140
00:10:18,630 --> 00:10:19,580
‫چی گفتی؟

141
00:10:19,580 --> 00:10:21,130
‫دیگه فهمیدم.

142
00:10:21,130 --> 00:10:23,540
‫فایده نداره ادامه بدیم.

143
00:10:23,920 --> 00:10:27,460
‫چون جلو زیردستام بودیم، ملاحظه‌مو کردم؟

144
00:10:27,460 --> 00:10:29,380
‫تاحالا اینطوری تحقیر نشده بودم.

145
00:10:29,630 --> 00:10:32,540
‫ها؟ چیو فهمیدی؟

146
00:10:32,750 --> 00:10:34,330
‫آره، کافیه.

147
00:10:34,670 --> 00:10:36,130
‫به‌اندازه‌ی کافی جنگیدیم.

148
00:10:36,880 --> 00:10:39,580
‫و حرفایی که موقع رفتن زد...

149
00:10:40,130 --> 00:10:43,580
‫مشتاقم باز همو ببینیم.

150
00:10:55,830 --> 00:10:58,000
‫اون تَرَکا چیه؟

151
00:10:58,670 --> 00:11:00,960
‫کِی اینطوری شد؟

152
00:11:02,210 --> 00:11:04,790
‫اصلاً نمی‌دونم چیکار کرد...

153
00:11:04,790 --> 00:11:07,750
‫ولی درهرصورت، از ضربه‌م جاخالی داد.

154
00:11:08,040 --> 00:11:10,420
‫و اونم وقتی که تمام قدرتم پشتش بود.

155
00:11:10,960 --> 00:11:14,250
‫انگار اوضاع قراره جالب بشه.

156
00:11:18,750 --> 00:11:21,580
‫ولی عجب حمله‌ای بود!

157
00:11:22,080 --> 00:11:27,000
‫و منو بگو فکرمی‌کردم قوی‌تر شدم...

158
00:11:28,330 --> 00:11:33,710
‫ولی حتی بعد از استفاده از تقویت فیزیکی و قدم آرام
‫برای جاخالی دادنش...

159
00:11:34,960 --> 00:11:39,420
‫اگه انقدری خودداری نمی‌کرد که بتونم جاخالی بدم،

160
00:11:39,420 --> 00:11:41,630
‫الان جنازه شده بودم.

161
00:11:42,330 --> 00:11:46,460
‫تازه این‌همه زور زد بهم هشدار بده غرور منجر به مرگ می‌شه.

162
00:11:46,460 --> 00:11:48,500
‫اون یارو آل‌ چی چی...

163
00:11:48,500 --> 00:11:50,500
‫نه، گیل...؟

164
00:11:50,960 --> 00:11:53,500
‫مطمئنم اسمش پرنده‌طور بود.

165
00:11:53,500 --> 00:11:54,630
‫برد...

166
00:11:55,420 --> 00:11:56,540
‫فیلبرد؟

167
00:11:58,830 --> 00:12:00,250
‫نه بابا.

168
00:12:00,630 --> 00:12:02,420
‫ازش قدردانم.

169
00:12:02,880 --> 00:12:04,630
‫من هنوز ضعیفم.

170
00:12:05,750 --> 00:12:08,420
‫باید حتی بیشتر تمرین کنم.

171
00:12:19,080 --> 00:12:20,290
‫عالیه!

172
00:12:20,290 --> 00:12:22,670
‫به‌شکل خیلی پشم‌ریزونی گِلو خوب در میاره!

173
00:12:22,670 --> 00:12:25,830
‫حتی چیزایی که تهش چسبدن‌ـم در میاره!

174
00:12:26,960 --> 00:12:29,080
‫این شمشیره خداست!

175
00:12:29,290 --> 00:12:31,250
‫عه، چه سریع تموم شد.

176
00:12:31,250 --> 00:12:33,830
‫نه؟ کارش عالیه.

177
00:12:34,330 --> 00:12:36,960
‫همونطور که بابای لین گفت،

178
00:12:36,960 --> 00:12:40,380
‫حتی اگه یکم وحشیانه باهاش برخورد کنی، چیزیش نمی‌شه.

179
00:12:40,830 --> 00:12:44,670
‫البته از اول داغون بود، شاید صرفاً توجه نکردم.

180
00:12:44,670 --> 00:12:45,830
‫نوور!

181
00:12:45,830 --> 00:12:47,830
‫می‌تونی بیای مال منم تمیز کنی؟

182
00:12:48,000 --> 00:12:50,580
‫بله، بسپریدش به خودم!

183
00:12:56,460 --> 00:13:00,000
‫خوشحالم کار تمیزکاریم انقدر خوب پیش می‌ره، ولی...

184
00:13:00,580 --> 00:13:05,080
‫به‌لطف اون اتفاق یه‌مدت خبری از کار حمل خاکم نیست.

185
00:13:05,960 --> 00:13:10,670
‫چون فقط می‌تونم درخواستای اف رنکو قبول کنم،
‫اگه کارای پایتخت ته بکشن،

186
00:13:10,670 --> 00:13:13,380
‫ممکنه یه‌روز کامل بی‌کار بشم.

187
00:13:14,420 --> 00:13:16,960
‫تازه اینو هم گرفتم،

188
00:13:16,960 --> 00:13:19,710
‫باید سعی کنم به مردم کمک کنم.

189
00:13:20,580 --> 00:13:23,080
‫می‌تونم جای پارو ازش استفاده کنم...

190
00:13:23,080 --> 00:13:25,830
‫نه، اول باید قایق بخرم.

191
00:13:26,420 --> 00:13:29,330
‫و اجاره‌ی کوره هم گرونه.

192
00:13:29,580 --> 00:13:30,750
‫فهمیدم!

193
00:13:30,750 --> 00:13:33,500
‫تا وقتی جاش باشه، می‌تونم کباب‌فروشی بزنم.

194
00:13:33,710 --> 00:13:37,460
‫ولی... مشکل آتیشه.

195
00:13:37,460 --> 00:13:38,630
‫آتش کوچک.

196
00:13:39,790 --> 00:13:44,880
‫با قدرت من، نهایتش می‌تونم نوک انگشتامو همین‌قدر آتیش بزنم.

197
00:13:44,880 --> 00:13:47,920
‫با اینکه تو اون مدرسه‌ها انقدر تمرین کردم،

198
00:13:47,920 --> 00:13:51,130
‫فقط پایین‌ترین سطح اسکیلا گیرم اومد.

199
00:13:55,380 --> 00:13:58,130
‫جناب نوور، صبح‌بخیر.

200
00:13:58,750 --> 00:13:59,920
‫لین...

201
00:14:00,500 --> 00:14:03,380
‫نباید انقدر خودمونی رفتار کنی.

202
00:14:04,290 --> 00:14:06,500
‫... بورگ خانم.

203
00:14:06,500 --> 00:14:08,080
‫لین صدام کن.

204
00:14:08,080 --> 00:14:10,380
‫کسی بهتون چیزی گفته؟

205
00:14:10,580 --> 00:14:13,750
‫نه اصلاً. بگذریم، چیکار دارین؟

206
00:14:13,750 --> 00:14:15,380
‫ببخشید یهویی پیدام شد.

207
00:14:15,380 --> 00:14:18,210
‫از گیلدمستر پرسیدم کجایید...

208
00:14:18,210 --> 00:14:19,750
‫مزاحمم؟

209
00:14:19,750 --> 00:14:20,540
‫نه.

210
00:14:20,880 --> 00:14:23,330
‫دقیق بهش نگفتم کجام که...

211
00:14:23,330 --> 00:14:24,880
‫الان که بهش فکر می‌کنم،

212
00:14:24,880 --> 00:14:27,540
‫می‌تونه با اسکیلاش بقیه رو پیدا کنه.

213
00:14:28,130 --> 00:14:30,380
‫چرا دوباره اومدین ملاقاتم؟

214
00:14:30,380 --> 00:14:34,040
‫راستش یه درخواست ویژه دارم.

215
00:14:34,460 --> 00:14:38,040
‫می‌خوام به‌عنوان پادوتون قبولم کنین.

216
00:14:38,920 --> 00:14:40,290
‫چی هست؟

217
00:14:40,630 --> 00:14:41,460
‫بله.

218
00:14:41,460 --> 00:14:44,750
‫پادو کسیه که هرروز بهتون رسیدگی می‌کنه،

219
00:14:44,750 --> 00:14:47,290
‫و در همون‌حین ازتون دانش یاد می‌گیره.

220
00:14:47,290 --> 00:14:51,790
‫بخوام بگم، مثل داشتن یه دستیار یا شاگرده.

221
00:14:52,210 --> 00:14:54,920
‫همین‌که بذارید پیشتون باشم کافیه.

222
00:14:54,920 --> 00:14:57,330
‫براتون دردسری درست نمی‌کنم،

223
00:14:57,330 --> 00:14:59,210
‫پس اگه می‌شـ-

224
00:14:59,210 --> 00:15:00,210
‫نه ممنون.

225
00:15:00,210 --> 00:15:00,880
‫ها؟

226
00:15:00,880 --> 00:15:04,830
‫پـ ـ پس، اون‌روز اتفاقی افتاده که ناراحت بشید؟

227
00:15:04,830 --> 00:15:08,750
‫یا نکنه فکر می‌کنید کسی به جوونی من
‫قابل تکیه نیست؟

228
00:15:08,750 --> 00:15:09,710
‫نه.

229
00:15:09,710 --> 00:15:14,330
‫اگه بذارید، مطمئنم به‌دردتون می‌خورم.

230
00:15:14,330 --> 00:15:15,330
‫شاید به ظاهرم نخوره،

231
00:15:15,330 --> 00:15:18,670
‫ولی توی هر شش‌تا مدرسه بالاترین نمره رو گرفتم!

232
00:15:18,670 --> 00:15:19,750
‫مشکل اون نیست.

233
00:15:20,920 --> 00:15:24,580
‫من چیزی ندارم که بخوام بهت یاد بدم.

234
00:15:24,580 --> 00:15:29,330
‫فکر نمی‌کنم بتونی کمکم کنی، خودم هرکاری
‫بخوامو می‌تونم انجام بدم.

235
00:15:29,540 --> 00:15:33,420
‫پـ ـ پس خانواده‌م هزینه‌ش رو می‌پردازن.

236
00:15:33,420 --> 00:15:35,830
‫نه نیازی نیست.

237
00:15:35,830 --> 00:15:40,080
‫پس هرطوری خواستید می‌تونید ازم استفاده کنید.

238
00:15:40,080 --> 00:15:44,000
‫می‌تونین ازم استفاده کنین تا از گیلد درخواست بگیرین،
‫یا هر کار دیگه‌ای که بخواین!

239
00:15:44,000 --> 00:15:45,420
‫نیازی به اینا هم ندارم.

240
00:15:45,420 --> 00:15:46,710
‫پـ ـ پس...

241
00:15:47,250 --> 00:15:49,210
‫جدی نیازی نیست.

242
00:15:49,210 --> 00:15:50,380
‫واقعاً.

243
00:15:54,380 --> 00:15:57,540
‫هرکاری می‌کنم که ثابت کنم به‌دردتون می‌خورم...

244
00:15:59,040 --> 00:16:01,000
‫امیدوارم با این دیگه باورم کنید.

245
00:16:01,630 --> 00:16:03,580
‫با اجازه.

246
00:16:04,130 --> 00:16:05,540
‫رقص قندیل!

247
00:16:10,000 --> 00:16:11,210
‫شعله‌ی جهنم!

248
00:16:17,040 --> 00:16:20,540
‫این یکی از سطح‌بالاترین اسکیل‌های جادویی منه.

249
00:16:21,170 --> 00:16:22,670
‫اسمش شعله‌ی جهنمه.

250
00:16:22,880 --> 00:16:24,080
‫و...

251
00:16:28,130 --> 00:16:29,540
‫تیغ مه.

252
00:16:41,580 --> 00:16:44,210
‫این یکی از اسکیلای مخفی حرفه‌ی دزده.

253
00:16:44,210 --> 00:16:45,880
‫فرمانروای سایه، استاد کارو،

254
00:16:45,880 --> 00:16:47,670
‫لطف کردن آموزشش دادن.

255
00:16:47,670 --> 00:16:48,540
‫و اینم...

256
00:16:54,210 --> 00:16:55,880
‫برش الهی!

257
00:17:02,170 --> 00:17:06,710
‫چیزی که نشون دادم یکی از اسکیلای سطح الهی
‫حرفه‌ی شمشیرزنی، برش الهیه.

258
00:17:06,710 --> 00:17:10,880
‫یه تکنیک خیلی خوب برای مقابله با آندد-

259
00:17:10,880 --> 00:17:12,920
‫بسه. متوجه شدم.

260
00:17:12,920 --> 00:17:15,290
‫پـ ـ پس می‌شه شاگردتون بشـ-

261
00:17:15,290 --> 00:17:16,500
‫نه.

262
00:17:18,040 --> 00:17:19,790
‫چرا این‌همه کار کرد؟

263
00:17:19,790 --> 00:17:24,330
‫انگار فکر می‌کنه من چیزی دارم که ارزش
‫یادگیری داره.

264
00:17:24,670 --> 00:17:28,830
‫بعد از دیدن اینا، بیشتر استعدادشو می‌فهمم.

265
00:17:28,830 --> 00:17:30,960
‫درواقع با مقایسه‌ی خودم باهاش، دلم
‫برای خودم می‌سوزه.

266
00:17:31,170 --> 00:17:33,380
‫اینا همه‌ش دلیل بیشتر برای اینه که
‫چرا نمی‌تونم بهت چیزی یاد بدم.

267
00:17:34,630 --> 00:17:36,330
‫مـ ـ من...

268
00:17:36,330 --> 00:17:40,040
‫ولی شش فرمانروا قدرتم رو به رسمیت شناختن،

269
00:17:40,040 --> 00:17:43,500
‫و اگه بذارید کنارتون بمونم، حتی یکمم
‫شده بهتون کمک می‌کنم!

270
00:17:43,710 --> 00:17:48,750
‫می‌دونم هنوزم به گرد پاتون نمی‌رسم، ولی لطفاً!

271
00:17:48,750 --> 00:17:51,580
‫چطوری بهش بفهمونم؟

272
00:17:51,580 --> 00:17:54,330
‫شاید بهتره بهش نشون بدم...

273
00:17:54,330 --> 00:17:58,790
‫کلی از اسکیلای خفنتو نشونم دادی،

274
00:17:58,790 --> 00:18:01,000
‫پس منم مال خودمو نشونت می‌دم.

275
00:18:01,500 --> 00:18:02,630
‫آتش کوچک.

276
00:18:10,250 --> 00:18:12,250
‫پسر جوان بی‌استعداد.

277
00:18:12,830 --> 00:18:18,380
‫استادهای مدارس پایتخت، داستان‌های
‫این پسرک رو تعریف می‌کنن.

278
00:18:19,830 --> 00:18:26,330
‫ولی همه فکر می‌کنن صرفاً قصه‌ و برای ایجاد درس عبرتن.

279
00:18:26,750 --> 00:18:32,080
‫چون تصور وجود همچین پسری غیرممکن بود.

280
00:18:32,670 --> 00:18:34,920
‫به‌عنوان یه بچه‌ی ۱۲ ساله،

281
00:18:34,920 --> 00:18:40,750
‫در تمام شش رشته‌ی تمرینی پایتخت که به‌ سختی‌شون
‫شناخته می‌شدن شرکت کرد،

282
00:18:40,750 --> 00:18:43,210
‫و یه ترم کامل از هرکدوم رو گذروند.

283
00:18:43,420 --> 00:18:45,580
‫همچین فردی عمراً وجود داشته باشه.

284
00:18:45,580 --> 00:18:47,380
‫همه اینو می‌دونن.

285
00:18:48,210 --> 00:18:54,710
‫حتی سرسخت‌ترین مبارز هم بعد از سه‌روز، تو اون
‫ترم سه‌ماهه تسلیم می‌شه، چه برسه به یه بچه...

286
00:18:55,130 --> 00:18:57,040
‫منم همین فکر رو می‌کردم...

287
00:18:57,750 --> 00:18:59,540
‫تا اینکه اون فرد رو دیدم.

288
00:19:00,750 --> 00:19:03,960
‫استاد اوکن قبلاً یه‌چیزی نشونم دادن.

289
00:19:04,250 --> 00:19:07,000
‫استاد، چه چیز جالبی می‌خواین نشونم بدین؟

290
00:19:07,250 --> 00:19:11,960
‫خانم لینبورگ، خوب ببینید.

291
00:19:14,830 --> 00:19:16,750
‫آتش کوچک بزرگ‌تر شد!

292
00:19:17,000 --> 00:19:18,080
‫هو هو!

293
00:19:18,080 --> 00:19:20,040
‫جالبه، نه؟

294
00:19:20,330 --> 00:19:23,290
‫بسته به تمرین،

295
00:19:23,290 --> 00:19:26,880
‫حتی آتش کوچک که اسکیل پایه‌ست،
‫به این اندازه می‌رسه.

296
00:19:28,750 --> 00:19:31,960
‫البته که هیچ استفاده‌ای نداره،
‫و برای من که بیش از ۲۰۰ سال عمر کردم،

297
00:19:31,960 --> 00:19:35,830
‫صرفاً یکم وقت‌کشی حساب می‌شه.

298
00:19:37,170 --> 00:19:38,420
‫آتش کوچک.

299
00:19:40,170 --> 00:19:43,290
‫خودمم کلی سعی کردم،

300
00:19:43,290 --> 00:19:46,330
‫ولی حتی یکم هم نتونستم آتش کوچک رو بزرگ‌تر کنم.

301
00:19:46,830 --> 00:19:49,710
‫کاری نیست که بشه یه شبه انجامش داد،

302
00:19:49,710 --> 00:19:52,540
‫بلکه نیاز به زمان و تلاش خیلی زیادیه.

303
00:19:52,960 --> 00:19:56,210
‫و برای همینم اون‌موقع، از تعجب ساکت شده بودم.

304
00:19:56,210 --> 00:20:00,710
‫چندین‌برابر از مال بهترین جادوگر دنیا،
‫اوکن، بزرگ‌تر بود.

305
00:20:01,380 --> 00:20:03,710
‫آتش کوچکی که از بقیه پیشی می‌گیره.

306
00:20:03,960 --> 00:20:06,290
‫این آتش کوچک منه.

307
00:20:06,790 --> 00:20:10,210
‫پنج‌تا حرفه‌ی دیگه‌م هم همینن.

308
00:20:10,210 --> 00:20:12,290
‫می‌فهمی منظورم چیه؟

309
00:20:14,330 --> 00:20:18,920
‫پس یعنی تمام شش اسکیلش فوق‌العاده‌ن.

310
00:20:19,330 --> 00:20:23,920
‫چیو داشتم به رُخ همچین فرد قدرت‌مندی می‌کشیدم؟

311
00:20:24,580 --> 00:20:28,380
‫صرفاً چندتا اسکیل سطح‌بالا که حفظشون کردمو؟

312
00:20:29,080 --> 00:20:31,000
‫چندین‌بار فقط به یه شمشیر پهن که تو دستاش بود،

313
00:20:31,000 --> 00:20:33,750
‫حملات اون میناتور با تبرشو پس زد.

314
00:20:33,750 --> 00:20:39,130
‫راجع به قدرتش پُز نداد، و خیلی آروم رفت به بقیه کمک کرد.

315
00:20:39,830 --> 00:20:42,750
‫اگه بتونم با یه کلمه بگم، اون خیلی قویه.

316
00:20:42,750 --> 00:20:44,630
‫نه تنها از نظر بدنی، بلکه ذهنی.

317
00:20:46,000 --> 00:20:48,750
‫به اندازه‌ای قوی هست که بتونه تنها زندگی کنه،

318
00:20:48,750 --> 00:20:50,710
‫برای همین هرگز مقابل کسی تعظیم نمی‌کنه.

319
00:20:51,630 --> 00:20:56,080
‫در آینده، قراره در کنار برادرم، این پادشاهیو هدایت کنم.

320
00:20:56,790 --> 00:21:01,880
‫شعار خاندان سلطنتی کلیس می‌گه 
‫«اعضای خاندان سلطنتی، باید قوی باشن.»

321
00:21:02,290 --> 00:21:07,130
‫برای همین باید بفهمم چطوری اون قدرتو به‌دست بیارم.

322
00:21:19,170 --> 00:21:20,290
‫بابت غذا ممنون!

323
00:21:24,080 --> 00:21:27,040
‫جناب نوور. خیلی خوب متوجه شدم.

324
00:21:28,130 --> 00:21:31,290
‫متوجه غرور و خامی‌م.

325
00:21:33,420 --> 00:21:37,670
‫تا وقتی که روزی برسه که شما منو به‌عنوان
‫شاگرد قبول می‌کنید...

326
00:21:38,420 --> 00:21:42,500
‫تا اون‌موقع، هرجا برید باهاتون میام.

327
00:21:42,920 --> 00:21:45,130
‫جناب نور. نه...

328
00:21:45,540 --> 00:21:46,750
‫استاد نوور.

329
00:21:47,580 --> 00:21:49,000
‫استاد؟

330
00:21:49,500 --> 00:21:51,500
‫چون پاسخی که به دنبالشم...

331
00:21:51,500 --> 00:21:54,540
‫نه، «قدرت» برتری که ما، خاندان کلیس،

332
00:21:54,540 --> 00:21:56,420
‫نسل‌به‌نسل دنبالش بودیم،

333
00:21:56,420 --> 00:21:59,380
‫درون این مرد وجود داره.

334
00:22:00,540 --> 00:22:03,790
‫چطوری... این شد؟

335
00:22:06,040 --> 00:22:11,000


336
00:22:06,040 --> 00:22:11,000
شاگرد گرفتنو پری کردم

337
00:22:06,040 --> 00:22:11,000
شاگرد گرفتنو پری کردم

