﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:30,000
Tenshi Hunter :مترجم

2
00:01:32,290 --> 00:01:34,500
‫چه عجیبه.

3
00:01:40,580 --> 00:01:46,750
‫گفتم تا الان مرده.

4
00:01:51,130 --> 00:01:55,790
‫نگو اون چیزیه که قرار بود بری تحویلش بدی.

5
00:01:55,790 --> 00:01:58,540
‫نکنه تو کسی هستی که بهش کارو سپرده بود؟

6
00:01:58,750 --> 00:02:02,330
‫نه، من صرفاً استخدام شدم.

7
00:02:02,540 --> 00:02:04,920
‫تو اون بلا رو سرش آوردی؟

8
00:02:04,920 --> 00:02:07,250
‫آره، خودم بودم.

9
00:02:07,250 --> 00:02:09,880
‫نمی‌دونستم چیز مهمیه. ببخشید.

10
00:02:10,710 --> 00:02:13,290
‫چرا داری ازم معذرت‌خواهی می‌کنی؟

11
00:02:13,290 --> 00:02:17,630
‫فک کردی به جاییمه که یکی جایی گند زده؟

12
00:02:18,290 --> 00:02:21,380
‫صرفاً کار من با اونه.

13
00:02:23,380 --> 00:02:26,920
‫اومدم اونو برگردونم.

14
00:02:27,170 --> 00:02:30,250
‫پس یعنی اومدی دنبال رورو؟

15
00:02:32,170 --> 00:02:35,750
‫آره درسته. ارزشش بالاست.

16
00:02:38,170 --> 00:02:39,130
‫پری!

17
00:02:42,790 --> 00:02:44,670
‫داری چیکار می‌کنی؟

18
00:02:45,500 --> 00:02:48,130
‫مزاحمی.

19
00:02:50,670 --> 00:02:54,330
‫می‌شه اونو بدی؟

20
00:02:55,170 --> 00:02:57,330
‫منظورت روروـه؟

21
00:02:57,330 --> 00:02:59,080
‫اسمشو نمی‌دونم.

22
00:02:59,080 --> 00:03:04,080
‫اونی که پشتته. کلی پولشه.

23
00:03:04,080 --> 00:03:05,830
‫جسدشو می‌گم.

24
00:03:08,330 --> 00:03:11,170
‫گفتی جسدش... یعنی چی؟

25
00:03:11,170 --> 00:03:15,750
‫می‌تونم زنده برش گردونم و بذارم مشتریم بکشتش.

26
00:03:16,500 --> 00:03:17,710
‫ولی چرا زحمت بدم؟

27
00:03:18,290 --> 00:03:21,170
‫می‌دونی دارم بهش لطف می‌کنم.

28
00:03:21,170 --> 00:03:23,960
‫نمی‌فهمم چی می‌گی.

29
00:03:24,210 --> 00:03:26,460
‫نیازی نیست بفهمی.

30
00:03:29,630 --> 00:03:30,460
‫پری!

31
00:03:32,580 --> 00:03:34,420
‫چه‌خبره؟

32
00:03:34,420 --> 00:03:38,290
‫هم استاد هم اون مرد مرموز انقدر سریعن
‫که هیچی نمی‌بینم!

33
00:03:38,710 --> 00:03:42,080
‫بانو لینبورگ، از پشتم جم نخورید.

34
00:03:42,790 --> 00:03:46,040
‫تو... خیلی عجیبی‌ ها، نه؟

35
00:03:48,080 --> 00:03:49,250
‫پری!

36
00:03:58,710 --> 00:04:01,250
‫سر راهمی.

37
00:04:02,250 --> 00:04:06,000
‫پس اول سرتو می‌زنم.

38
00:04:11,920 --> 00:04:12,920
‫پری!

39
00:04:26,960 --> 00:04:29,080
‫باورم نمی‌شه!

40
00:04:29,830 --> 00:04:32,000
‫فقط یه ضربه با اون چاقوی کوچیکش...

41
00:04:32,000 --> 00:04:33,880
‫به‌شکل مسخره‌ای قویه.

42
00:04:33,880 --> 00:04:36,460
‫مثل اون گاوه‌ست که باهاش جنگیدم.

43
00:04:36,460 --> 00:04:38,880
‫نه، حتی از اونم قوی‌تره.

44
00:04:43,420 --> 00:04:45,380
‫چقد عجیب...

45
00:04:49,250 --> 00:04:50,000
‫پری!

46
00:04:53,380 --> 00:04:54,420
‫بد شد.

47
00:04:54,670 --> 00:04:56,920
‫فقط می‌تونم با غریزه حملاتشو دفع کنم.

48
00:04:57,290 --> 00:05:01,290
‫اگه بخوام حین محافظت از رورو باهاش بجنگم،
‫آخرش خسته می‌شم.

49
00:05:01,420 --> 00:05:04,040
‫چرا... نمی‌میری؟

50
00:05:07,670 --> 00:05:09,750
‫شدتش خیلی غیرطبیعیه...

51
00:05:09,750 --> 00:05:11,830
‫نمی‌تونم نزدیک بشم.

52
00:05:15,290 --> 00:05:16,290
‫اینس!

53
00:05:16,290 --> 00:05:18,790
‫وضعیت خطریه، لطفاً برید عقب‌تر.

54
00:05:18,790 --> 00:05:20,920
‫اگه با بی‌دقتی نزدیک بشیم، قاطی مبارزه‌شون می‌شیم.

55
00:05:21,790 --> 00:05:25,710
‫اون ظاهر عجیب... مطمئنم.

56
00:05:25,710 --> 00:05:27,750
‫اون، «جسد‌»ـه.

57
00:05:27,750 --> 00:05:28,920
‫جسد؟

58
00:05:29,500 --> 00:05:33,540
‫ماجراجوی اِس رنک سابق، زادوی جسد.

59
00:05:33,540 --> 00:05:35,670
‫زادوی جسد...

60
00:05:39,580 --> 00:05:41,290
‫عا بله! موافقم.

61
00:05:41,290 --> 00:05:42,750
‫اونطوری خوبه.

62
00:05:43,380 --> 00:05:44,540
‫با اجازه.

63
00:05:45,040 --> 00:05:46,210
‫اینس؟

64
00:05:46,210 --> 00:05:48,250
‫مگه نرفته بودی کمک محافظا.

65
00:05:48,250 --> 00:05:51,040
‫در همون حین، اینو پیدا کردم.

66
00:05:51,040 --> 00:05:53,330
‫مدارک مربوط به یه پرونده‌ی حل نشده‌ن.

67
00:05:53,330 --> 00:05:56,540
‫«هدف موردنظر، مرده است.»

68
00:05:56,540 --> 00:05:58,750
‫اینو نوشته، پس چرا به‌عنوان چیزی که
‫درحال بررسیه باهاش رفتار می‌شه؟

69
00:05:58,750 --> 00:06:02,130
‫عا، اون دیگه تموم شده.

70
00:06:02,130 --> 00:06:04,790
‫به صورت رسمی، اون هدف مرده.

71
00:06:04,790 --> 00:06:05,960
‫رسمی؟

72
00:06:05,960 --> 00:06:08,040
‫زادوی جسد.

73
00:06:08,040 --> 00:06:10,790
‫تو سنین کم تبدیل به ماجراجی اِس رنک شد،

74
00:06:10,790 --> 00:06:13,960
‫و بعد تبدیل به هدف نابودی اِس رنک‌ها شد.

75
00:06:14,380 --> 00:06:17,380
‫یه هدف اِس رنک انسان؟

76
00:06:17,380 --> 00:06:18,960
‫جالب می‌زنه.

77
00:06:18,960 --> 00:06:21,750
‫خودم می‌رم دخلشو میارم.

78
00:06:21,750 --> 00:06:22,630
‫نه.

79
00:06:23,170 --> 00:06:25,380
‫پیشنهاد می‌دم باهاش نجنگین.

80
00:06:25,380 --> 00:06:27,880
‫آره، اینطوری عاقلانه‌تره.

81
00:06:28,130 --> 00:06:29,170
‫عه؟

82
00:06:29,170 --> 00:06:31,830
‫انقدر داغونه که استادا ازش می‌ترسن؟

83
00:06:31,830 --> 00:06:33,170
‫بذار ببینم.

84
00:06:33,170 --> 00:06:34,380
‫نخیر.

85
00:06:34,380 --> 00:06:38,210
‫درواقع می‌شه گفت زادو زیادی قویه.

86
00:06:38,210 --> 00:06:40,580
‫نمی‌خوایم الکی تلفات بدیم.

87
00:06:40,580 --> 00:06:41,630
‫دقیقاً.

88
00:06:41,630 --> 00:06:45,920
‫اگه الان بخوایم باهاش بجنگیم سودی نمی‌کنیم.

89
00:06:47,330 --> 00:06:48,830
‫کنجکاوی؟

90
00:06:49,920 --> 00:06:50,920
‫آره.

91
00:06:51,630 --> 00:06:56,920
‫به‌عنوان یه بچه، تو هنر باستانی کیمیاگری مدرسه دورف‌ها استاد شد.

92
00:06:57,130 --> 00:07:02,420
‫و در سن ۱۳ سالگی لقب «اژدهاکش» رو به‌دست آورد.

93
00:07:02,420 --> 00:07:04,000
‫تو ۱۳ سالگی؟!

94
00:07:04,000 --> 00:07:05,670
‫یعنی از منم زودتر؟!

95
00:07:06,000 --> 00:07:08,670
‫بعد از اون هم توانایی‌هاش بیشتر شناخته شد،

96
00:07:08,670 --> 00:07:11,670
‫و آوازه‌ش به کشورهای دیگه هم رسید،

97
00:07:11,670 --> 00:07:15,670
‫در آخر تبدیل به رأس ماجراجوها شد.

98
00:07:16,080 --> 00:07:20,630
‫عجب، شبیه قهرمان داستانای افسانه‌ایه.

99
00:07:20,630 --> 00:07:23,210
‫چرا همچین فردی باید هدف نابودی باشه؟

100
00:07:23,460 --> 00:07:29,210
‫همیشه برای کار خِیر از استعداد و تکنیک‌هاش استفاده نکرد.

101
00:07:29,750 --> 00:07:31,710
‫همونجا نوشته.

102
00:07:32,920 --> 00:07:36,960
‫«۳۶ عضو از خاندان تاجر سارنزا، همگی به قتل رسیدند.»

103
00:07:37,750 --> 00:07:39,880
‫مردم عادی رو کشت؟!

104
00:07:40,080 --> 00:07:41,630
‫بعضی از اعضای گیلد،

105
00:07:41,630 --> 00:07:45,830
‫گفتن مجوز ماجراجوییش باید ازش گرفته بشه.

106
00:07:45,960 --> 00:07:50,540
‫ولی، کمک‌هایی که به گیلد کرده بود هم فراوان بودن.

107
00:07:50,540 --> 00:07:54,210
‫و تنهایی یه هیولای جادویی سطح فاجعه رو شکست داده.

108
00:07:54,330 --> 00:07:58,960
‫در آخر چون نظرات مربوط به رسیدگی به زادو فرق داشت،

109
00:07:58,960 --> 00:08:01,210
‫رسیدگی بهش به تعویق افتاد.

110
00:08:01,460 --> 00:08:05,960
‫اون مرد بی‌استثناء هر کاری رو قبول می‌کنه.

111
00:08:05,960 --> 00:08:08,880
‫البته تا وقتی که بهش پول بدن. همین.

112
00:08:10,670 --> 00:08:14,290
‫برای اون، اخلاقیات، آداب و حتی تاریخچه‌ی یه کشور...

113
00:08:14,290 --> 00:08:16,710
‫کاملاً بی‌معنیه.

114
00:08:16,710 --> 00:08:18,790
‫بهترین نمونه‌ش هم...

115
00:08:19,580 --> 00:08:22,040
‫یه کشور رو نابود کرد؟

116
00:08:28,880 --> 00:08:31,460
‫همونطور که مشتریش درخواست داده بود،

117
00:08:31,460 --> 00:08:34,710
‫تنهایی ارتش یه کشور رو از بین برد،

118
00:08:34,710 --> 00:08:37,670
‫و کل خاندان سلطنتی رو به قتل رسوند.

119
00:08:38,250 --> 00:08:41,330
‫یه‌طوری بود انگار رفته لونه‌ی گابلین‌ها رو خراب کرده.

120
00:08:42,330 --> 00:08:44,790
‫افراد زیادی متوجه شدن.

121
00:08:45,290 --> 00:08:49,960
‫به‌نظر میومد اون مرد درکی از خِیر و شر نداره.

122
00:08:52,500 --> 00:08:55,540
‫ماجراجوهای بی‌شماری که هدف‌شون
‫به‌دست آوردن جایزه‌ی گنده‌ی رو سرش بود،

123
00:08:55,540 --> 00:08:57,960
‫زادو رو به چالش کشیدن...

124
00:08:57,960 --> 00:09:01,830
‫ولی همراه با بالا رفتن جایزه‌ی رو سرش،
‫به کوه اجسادی که زیر پاش بود اضافه می‌شد.

125
00:09:02,670 --> 00:09:05,880
‫گیلد برای اینکه جلوی به‌وجود اومدن تلفات بیشتر رو بگیره،

126
00:09:05,880 --> 00:09:08,710
‫به‌صورت رسمی اعلام کرد با موفقیت کشته شده.

127
00:09:08,710 --> 00:09:11,080
‫برای همین بهش می‌گن زادوی «جسد»...

128
00:09:11,080 --> 00:09:12,580
‫تف توش.

129
00:09:12,580 --> 00:09:16,420
‫گند خورد به کلکسیونم.

130
00:09:16,830 --> 00:09:19,130
‫ببخشید همه‌شونو شکوندم،

131
00:09:19,130 --> 00:09:21,630
‫ولی تقصیر خودته یهویی حمله کردی.

132
00:09:21,630 --> 00:09:24,460
‫نه، مقصر نمی‌دونمت.

133
00:09:25,210 --> 00:09:26,380
‫ولی بازم،

134
00:09:26,380 --> 00:09:28,080
‫میثریل هیچ،

135
00:09:28,080 --> 00:09:32,960
‫اما اوریهالکم و عاج اژدها انقد راحت نباید بشکنن.

136
00:09:33,210 --> 00:09:35,710
‫عه جدی؟ می‌خوای هزینه‌شو بدم؟

137
00:09:36,750 --> 00:09:39,880
‫جدی آدم عجیبی‌ای.

138
00:09:40,500 --> 00:09:43,500
‫ولی شمشیرت عجیب‌تره.

139
00:09:44,330 --> 00:09:48,000
‫یه آدم عجیب با یه شمشیر عجیب.

140
00:09:48,630 --> 00:09:50,250
‫خب، مهم نیست.

141
00:09:50,250 --> 00:09:52,420
‫امروز عین آدم...

142
00:09:54,960 --> 00:09:56,790
‫این‌کارو می‌کنم.

143
00:10:04,920 --> 00:10:06,000
‫نکنه اون...

144
00:10:06,000 --> 00:10:09,670
‫یه‌دونه شمشیرش تقسیم به دسته‌های زیادی می‌شه.

145
00:10:11,040 --> 00:10:14,170
‫و تو یه چشم بهم زدن، چندصد زندگی رو از بین می‌برن.

146
00:10:14,170 --> 00:10:17,170
‫شمشیر کشنده‌ای که خودش به‌وجود آورده...

147
00:10:17,170 --> 00:10:19,380
‫صلیب نقره.

148
00:10:22,830 --> 00:10:26,170
‫هرچقدر از اینا رو خواستی نابود کن، مهم نیست.

149
00:10:26,170 --> 00:10:29,000
‫می‌تونم کلی ازشون بسازم.

150
00:10:33,330 --> 00:10:36,500
‫هرچقدر از اینا رو خواستی نابود کن، مهم نیست.

151
00:10:36,500 --> 00:10:39,670
‫می‌تونم کلی ازشون بسازم.

152
00:10:40,000 --> 00:10:40,920
‫پری!

153
00:10:43,170 --> 00:10:44,460
‫استاد نوور!

154
00:10:45,250 --> 00:10:47,540
‫می‌دونستم نمی‌تونم حساب همه‌شونو برسم!

155
00:10:48,790 --> 00:10:49,790
‫پری!

156
00:10:52,830 --> 00:10:53,920
‫این بده!

157
00:10:53,920 --> 00:10:56,290
‫صلیبای نقره‌ش خیلی زیادن.

158
00:10:56,290 --> 00:10:58,580
‫با این وضع، دوتاشون می‌میرن!

159
00:10:59,250 --> 00:11:01,080
‫به کمکم نیاز دارن!

160
00:11:02,960 --> 00:11:04,330
‫آروم باش.

161
00:11:04,830 --> 00:11:09,670
‫ماموریتم اینه مطمئن شم بانو لینبورگ در سلامت از اینجا دور بشن.

162
00:11:09,670 --> 00:11:12,830
‫باید در آرامش اولویتامو مشخص کنم.

163
00:11:13,920 --> 00:11:16,130
‫اولین‌کاری که الان باید انجام بدم...

164
00:11:18,960 --> 00:11:20,420
‫بانو لینبورگ.

165
00:11:22,040 --> 00:11:25,540
‫امکانش هست اجازه بدید ترکتون کنم تا برم کمک؟

166
00:11:25,540 --> 00:11:27,330
‫بیا یه‌بار دیگه!

167
00:11:27,750 --> 00:11:28,580
‫پری!

168
00:11:29,250 --> 00:11:30,210
‫پری!

169
00:11:30,880 --> 00:11:33,580
‫نهایت توانم دفع اوناست.

170
00:11:33,960 --> 00:11:35,540
‫نه، دیگه نمی‌رسم!

171
00:11:35,540 --> 00:11:36,960
‫سپر الهی!

172
00:11:38,960 --> 00:11:39,710
‫خوبه!

173
00:11:39,710 --> 00:11:40,540
‫پری!

174
00:11:47,750 --> 00:11:52,210
‫وظیفه‌ی من محافظت از بانو لینبورگ تحت هر شرایطیه.

175
00:11:54,210 --> 00:11:55,380
‫و دقیقاً برای همین...

176
00:11:57,710 --> 00:12:01,040
‫نمی‌ذارم این مرد کشته بشه.

177
00:12:01,500 --> 00:12:03,460
‫ببخشید دیر کردم.

178
00:12:03,880 --> 00:12:06,210
‫اینس... نجاتم دادی.

179
00:12:07,580 --> 00:12:08,960
‫سپر الهی!

180
00:12:12,790 --> 00:12:15,920
‫اون سپرای نوریش مثل یه شمشیرن.

181
00:12:15,920 --> 00:12:18,630
‫اما انگار به اون یارو نمی‌خورن.

182
00:12:19,000 --> 00:12:22,670
‫حتی خنجرای نقره‌ش هم دارن از حمله‌ش جاخالی می‌دن.

183
00:12:26,130 --> 00:12:27,210
‫جناب نوور.

184
00:12:28,130 --> 00:12:30,920
‫اگه همینطوری بخوایم بجنگیم اوضاع عوض نمی‌شه.

185
00:12:31,170 --> 00:12:33,540
‫فعلاً تمرکزمو روی دفاع می‌ذارم.

186
00:12:33,540 --> 00:12:36,290
‫ببخشید ولی می‌شه حسابشو برسی؟

187
00:12:37,420 --> 00:12:41,290
‫یه دسته خنجر مثل موجودات زنده دارن حرکت می‌کنن...

188
00:12:42,460 --> 00:12:45,710
‫هرچند قبلاً، یه پرنده که سریع‌تر بوده رو زدم.

189
00:12:48,540 --> 00:12:50,380
‫نیش اون غورباقه‌هه...

190
00:12:50,380 --> 00:12:51,710
‫شاید این کار بده.

191
00:12:51,710 --> 00:12:52,670
‫اینس.

192
00:12:52,670 --> 00:12:53,960
‫می‌تونی؟

193
00:12:56,130 --> 00:12:57,130
‫آره.

194
00:12:57,130 --> 00:13:00,710
‫هروقت گفتم، سپرای جلومو بردار.

195
00:13:01,080 --> 00:13:03,000
‫مطمئنی؟

196
00:13:03,000 --> 00:13:05,710
‫شاید... بتونم؟

197
00:13:05,710 --> 00:13:07,420
‫تقویت فیزیکی.

198
00:13:08,960 --> 00:13:09,830
‫الان!

199
00:13:12,290 --> 00:13:14,000
‫پرتاب سنگ!

200
00:13:16,960 --> 00:13:19,750
‫صلیبای نقره دارن خُرد می‌شن.

201
00:13:20,000 --> 00:13:23,210
‫ناخون و نیش اژدهای مرگ سیاه رو پرت کرد؟!

202
00:13:24,000 --> 00:13:27,580
‫کلی تیر دارم، همینطوری ادامه می‌دم!

203
00:13:27,580 --> 00:13:28,710
‫باش.

204
00:13:30,380 --> 00:13:32,000
‫پرتاب سنگ!

205
00:13:35,290 --> 00:13:36,710
‫استاد نوور...

206
00:13:37,000 --> 00:13:38,630
‫کلی ازشونو نابود کردم.

207
00:13:38,630 --> 00:13:40,040
‫یکم دیگه مونده...

208
00:13:44,670 --> 00:13:45,630
‫پری!

209
00:13:51,830 --> 00:13:53,170
‫نزدیک بودا.

210
00:13:53,170 --> 00:13:54,630
‫ترسوندیما.

211
00:13:54,630 --> 00:13:56,750
‫من باید اینو بگم.

212
00:13:56,750 --> 00:13:59,130
‫چطوری دفعش کردی؟

213
00:14:02,540 --> 00:14:08,290
‫و این یکی هم آدامانتایته ها، چطوری شکوندیش؟

214
00:14:08,290 --> 00:14:12,710
‫ببخشید، ولی تقصیر خودته که حمله کردی.

215
00:14:12,710 --> 00:14:15,250
‫گفتم که، مقصر نمی‌دونمت.

216
00:14:15,250 --> 00:14:18,130
‫ولی باید برای چیزایی که از دست دادم جبران کنما.

217
00:14:19,080 --> 00:14:20,080
‫پری!

218
00:14:20,960 --> 00:14:23,290
‫می‌شه انقد حمله‌ی غافل‌گیرانه انجام ندی؟

219
00:14:24,420 --> 00:14:27,290
‫جدی اون شمشیره عجیبه.

220
00:14:27,580 --> 00:14:29,750
‫هرچند، خودتم همینطور.

221
00:14:30,040 --> 00:14:34,500
‫اصلاً چطوری حملاتمو می‌بینی که بخوای ضدحمله بزنی؟

222
00:14:34,500 --> 00:14:36,290
‫عا... یه‌طوری؟

223
00:14:36,710 --> 00:14:40,250
‫حس می‌کنم بیشتر از این حرفا باشه...

224
00:14:41,000 --> 00:14:42,580
‫دوباره می‌خوای شروع کنی؟

225
00:14:42,580 --> 00:14:43,540
‫نه.

226
00:14:44,000 --> 00:14:48,080
‫جمع کردن میثریل خُرد شده خیلی عذابه.

227
00:14:48,080 --> 00:14:50,630
‫برای امروز کارم تمومه.

228
00:14:51,380 --> 00:14:53,580
‫پس می‌ری دیگه، نه؟

229
00:14:53,580 --> 00:14:54,540
‫آره.

230
00:14:54,540 --> 00:14:57,880
‫شنیدم یه جشنواره‌ی پر زرق‌وبرق تو پایتخته.

231
00:14:57,880 --> 00:15:00,790
‫ولی احتمالاً باید بیخیال اونم بشم.

232
00:15:01,210 --> 00:15:04,130
‫منظورت از جشنواره‌ی چیه؟

233
00:15:04,420 --> 00:15:09,130
‫جزئیات دقیقشو نمی‌دونم، اما انگار چیز عجیبیه.

234
00:15:09,710 --> 00:15:13,920
‫خب دیگه، کلی هم خوش گذروندم.
‫باروبندیلمو جمع کنم.

235
00:15:14,630 --> 00:15:16,830
‫تا بعد، عجیب‌غریب.

236
00:15:17,130 --> 00:15:18,540
‫فعلاً.

237
00:15:21,710 --> 00:15:24,880
‫جدی... خیلی عجیبیا.

238
00:15:25,080 --> 00:15:28,330
‫واقعاً؟ نمی‌دونم.

239
00:15:29,380 --> 00:15:33,210
‫تا الان آدمای عجیب زیادی دیدم،

240
00:15:33,210 --> 00:15:36,380
‫و بین همه‌شون، تو از همه روانی‌تری.

241
00:15:37,790 --> 00:15:40,420
‫شیطان، خیلی خوش‌شانسی.

242
00:15:40,630 --> 00:15:44,380
‫اگه برت می‌گردوندم پول خوبی گیرم میومد.

243
00:15:44,380 --> 00:15:46,130
‫حیف شد.

244
00:15:48,250 --> 00:15:49,000
‫ولی...

245
00:15:49,000 --> 00:15:49,920
‫پری!

246
00:15:50,880 --> 00:15:52,670
‫می‌شه تمومش کنی؟

247
00:15:54,210 --> 00:15:58,040
‫با وجود این نمی‌شد کاریش کرد.

248
00:16:10,580 --> 00:16:12,710
‫یه جشنواره‌ی عجیب تو پایتخت؟

249
00:16:12,710 --> 00:16:14,750
‫اون مرده همینو گفت؟

250
00:16:14,750 --> 00:16:15,920
‫آره.

251
00:16:16,130 --> 00:16:19,630
‫شما دوتا کنجکاوین ببینین چه جشنواره‌ایه؟

252
00:16:19,830 --> 00:16:21,170
‫بله.

253
00:16:21,170 --> 00:16:22,830
‫موندم چه‌خبره.

254
00:16:22,830 --> 00:16:23,830
‫جدی؟

255
00:16:23,830 --> 00:16:25,960
‫پس چطوره یکم برگردیم؟

256
00:16:25,960 --> 00:16:26,880
‫عه؟

257
00:16:27,420 --> 00:16:30,290
‫هنوزم اونقدرا از شهر دور نشدیم، نه؟

258
00:16:30,960 --> 00:16:33,420
‫تازه، رورو رو هم نمی‌تونیم ببریم تو میثرا،

259
00:16:33,420 --> 00:16:35,750
‫ولی اگه ببریمش پایتخت، مشکلی نیست. نه؟

260
00:16:35,750 --> 00:16:38,040
‫ولی، جناب نوور، مطمئن نیستـ-

261
00:16:38,040 --> 00:16:38,830
‫نمی‌شه.

262
00:16:40,830 --> 00:16:43,290
‫چی شده؟ سردته، رورو؟

263
00:16:43,290 --> 00:16:44,830
‫رنگ‌روت پریده.

264
00:16:44,830 --> 00:16:48,250
‫شـ ـ شماها از پایتخت اومدین؟

265
00:16:48,580 --> 00:16:49,920
‫آره.

266
00:16:49,920 --> 00:16:52,000
‫انگار با هم نمی‌تونیم بریم ادامه‌ی سفرمون،

267
00:16:52,000 --> 00:16:54,330
‫برای همین گفتم بهتره موقتی برگردیم.

268
00:16:54,330 --> 00:16:55,250
‫نمی‌خوای؟

269
00:16:55,960 --> 00:16:58,500
‫نه... مشکل این نیست.

270
00:16:58,500 --> 00:17:01,290
‫نمی‌تونید برگردید...

271
00:17:03,130 --> 00:17:04,540
‫چرا؟

272
00:17:04,540 --> 00:17:05,790
‫یه‌ چیزی شنیدم.

273
00:17:06,500 --> 00:17:09,420
‫گنده‌ترین داره می‌ره سراغ پایتخت.

274
00:17:09,920 --> 00:17:12,830
‫و انقدری قویه که می‌تونه کل شهرو نابود کنه.

275
00:17:13,630 --> 00:17:16,290
‫اینو ازشون شنیدم.

276
00:17:16,880 --> 00:17:20,790
‫گفتن اژدهای مرگ سیاه مقابلش هیچی نیست!

277
00:17:22,380 --> 00:17:24,040
‫منظورت چیه؟

278
00:17:29,290 --> 00:17:32,130
‫اینس، بیا درجا برگردیم.

279
00:17:32,130 --> 00:17:34,790
‫انگار وضعیت از انتظارمون اضطراری‌تره.

280
00:17:35,040 --> 00:17:37,330
‫استاد، مشکلی ندارید؟

281
00:17:37,580 --> 00:17:39,250
‫نه، اصلاً.

282
00:17:39,790 --> 00:17:40,960
‫صبر کنید.

283
00:17:41,460 --> 00:17:43,540
‫نمی‌تونم قبول کنم.

284
00:17:43,540 --> 00:17:45,130
‫جناب رین بهم گفتـ-

285
00:17:45,130 --> 00:17:46,250
‫می‌دونم.

286
00:17:47,040 --> 00:17:49,040
‫گفت اگه تو پایتخت خبری شد،

287
00:17:49,040 --> 00:17:51,460
‫با من به میثرا فرار کن.

288
00:17:51,460 --> 00:17:53,540
‫همینو بهت گفت، نه؟

289
00:17:53,670 --> 00:17:55,290
‫چطوری می‌دونید؟

290
00:17:55,670 --> 00:17:57,170
‫چون خواهر کوچیک‌ترشم.

291
00:17:57,500 --> 00:18:00,420
‫می‌دونم به چی فکر می‌کنه.

292
00:18:00,920 --> 00:18:04,580
‫ولی به‌نظرت اگه فقط من فرار کنم چی می‌شه؟

293
00:18:04,580 --> 00:18:06,790
‫باید درجا برگردیم و بهش خبر بدیم!

294
00:18:06,790 --> 00:18:08,830
‫باید راجع به خطری که در کمین پایتخته خبردار بشه.

295
00:18:08,830 --> 00:18:09,920
‫ولی...

296
00:18:09,920 --> 00:18:14,710
‫تو هم داستان شیاطین و از دست 
‫دادن زادگاهشون‌ـو بلدی دیگه، نه؟

297
00:18:15,790 --> 00:18:17,540
‫حتی اگه الان سعی کنیم فرار کنیم،

298
00:18:17,540 --> 00:18:20,710
‫بدون شک به سرنوشت اونا دچار می‌شیم.

299
00:18:23,960 --> 00:18:25,380
‫هرطور مایلید.

300
00:18:26,750 --> 00:18:28,380
‫بیاید به پایتخت برگردیم.

301
00:18:28,670 --> 00:18:30,380
‫ولی، بانو لینبورگ...

302
00:18:30,380 --> 00:18:33,880
‫تحت هیچ شرایطی، منو ترک نکنید.

303
00:18:33,880 --> 00:18:36,040
‫ممنون، اینس.

304
00:18:37,000 --> 00:18:39,330
‫رورو، تو چیکار می‌کنی؟

305
00:18:39,330 --> 00:18:43,750
‫اگه نمی‌خوای باهامون بیای، احتمالاً اینجا
‫از هم جدا بشیم.

306
00:18:46,210 --> 00:18:48,000
‫منم میام.

307
00:18:50,130 --> 00:18:52,630
‫شاید نتونم کاری انجام بدم،

308
00:18:52,630 --> 00:18:56,000
‫اما کسی که داره اون هیولا رو می‌بره، حتماً
‫یکی از ما شیاطینه.

309
00:18:56,130 --> 00:19:00,330
‫واقعاً؟ شیطان بودنم سخته.

310
00:19:05,130 --> 00:19:10,790
‫مطمئنم تربیت این بچه باعث عذاب استاد شده.

311
00:19:11,330 --> 00:19:13,580
‫ولی عجب فرد مهربونیه.

312
00:19:14,290 --> 00:19:16,290
‫در مقابلش من...

313
00:19:18,210 --> 00:19:19,290
‫ایکاش...

314
00:19:19,460 --> 00:19:21,420
‫می‌تونستم یه گاز بزنم.

315
00:19:22,380 --> 00:19:23,790
‫اون غورباقه سمّیه رو می‌گم.

316
00:19:29,210 --> 00:19:32,790
‫راستش، اگه بگم نگران نیستم، دروغ گفتم.

317
00:19:33,080 --> 00:19:37,500
‫ولی اگه استاد نوور، کسی که تونست هم 
‫مقابل اژدهای مرگ سیاه،

318
00:19:37,500 --> 00:19:41,290
‫و زادوی جسد‌ی افسانه‌ای بجنگه، باهامون
‫ باشه؛ مطمئنم چیزیمون نمی شه.

319
00:19:41,540 --> 00:19:42,960
‫رورو، ببین!

320
00:19:42,960 --> 00:19:45,290
‫اونجا چندتا اسب وحشی هست!

321
00:19:45,630 --> 00:19:47,830
‫عا... بله.

322
00:19:48,170 --> 00:19:53,080
‫درسته، به‌عنوان شاهدخت پادشاهی کلیس،
‫وظیفه‌م فرار نیست.

323
00:19:53,540 --> 00:19:55,040
‫باید این فرد رو...

324
00:19:55,040 --> 00:19:59,080
‫کسی که مستقیماً از یه داستان افسانه‌ای 
‫قهرمانانه پریده بیرون رو...

325
00:19:59,500 --> 00:20:02,750
‫به پایتخت برگردونم.

326
00:20:02,750 --> 00:20:05,790
‫حتی اگه در ازای جونم باشه.

327
00:20:06,250 --> 00:20:08,790
‫اینس، بیا تا جای ممکن عجله کنیم.

328
00:20:08,790 --> 00:20:09,880
‫بله!

329
00:20:22,000 --> 00:20:23,210
‫گزارش می‌دم!

330
00:20:23,210 --> 00:20:27,540
‫تقریباً تمام شهروندان بخش قدیمی شهر، تخلیه شدن.

331
00:20:27,540 --> 00:20:28,710
‫فهمیدم.

332
00:20:29,330 --> 00:20:31,880
‫تلاش‌های شش فرمانروا نتیجه داده،

333
00:20:31,880 --> 00:20:34,250
‫و معتقدیم با کمین دشمن مقابله کردن.

334
00:20:34,460 --> 00:20:35,380
‫خوبه.

335
00:20:35,380 --> 00:20:37,330
‫ولی احتمالاً یه موج دیگه هم تو راهه.

336
00:20:37,330 --> 00:20:40,580
‫جوخه‌ی مخبوء درحال انجام یه بررسی 
‫عاجزانه برای پیدا کردن دشمنن،

337
00:20:40,580 --> 00:20:42,380
‫ولی هیچ نشونه‌ای ازشون پیدا نشده.

338
00:20:42,380 --> 00:20:44,880
‫نه، اگه می‌خوان بیان سراغ‌مون، الان وقتشه.

339
00:20:44,880 --> 00:20:46,790
‫نیروهامون پخش شدن،

340
00:20:46,790 --> 00:20:48,830
‫و منتظرن خودمونو خسته کنیم،

341
00:20:48,830 --> 00:20:51,880
‫پس احتمالاً دارن یه حرکت گنده آماده می‌کنن.

342
00:20:52,170 --> 00:20:53,460
‫جناب رین...

343
00:20:53,790 --> 00:20:58,290
‫مشکل اینه اصلاً نمی‌دونیم چه حرکتی می‌خوان بزنن.

344
00:20:58,290 --> 00:20:59,290
‫کجاست؟

345
00:21:00,290 --> 00:21:01,290
‫از سمت شماله؟

346
00:21:02,330 --> 00:21:03,290
‫یا جنوب؟

347
00:21:04,460 --> 00:21:05,790
‫یا شایدم...

348
00:21:06,420 --> 00:21:07,960
‫طبق صحبت‌های جوخه‌ی شکارچیان،

349
00:21:07,960 --> 00:21:11,460
‫هیچ نشونه‌ای از هیولاهای جادویی پرنده رویت نشده...

350
00:21:18,040 --> 00:21:19,710
‫اون چیه؟

351
00:21:21,170 --> 00:21:22,210
‫نکنه...

352
00:21:22,460 --> 00:21:25,210
‫بالای ابرهاست؟

353
00:21:28,710 --> 00:21:29,630
‫افشاء!

354
00:21:41,750 --> 00:21:43,500
‫نه...

355
00:21:43,500 --> 00:21:44,960
‫امکان نداره!

356
00:21:53,000 --> 00:21:55,000
‫نکنه اژدهای سیاهه؟!

357
00:21:55,330 --> 00:21:56,920
‫نه، نیست.

358
00:21:56,920 --> 00:21:59,040
‫خیلی بزرگ‌تره.

359
00:21:59,040 --> 00:22:00,500
‫اون...

360
00:22:00,500 --> 00:22:03,500
‫اژدهای مصیبت‌ـه!

361
00:22:06,000 --> 00:22:10,960


362
00:22:06,000 --> 00:22:10,960
جسد رو پری کردم

363
00:22:06,000 --> 00:22:10,960
جسد رو پری کردم

