1
00:00:01,039 --> 00:00:03,050
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,978 --> 00:00:07,418
‫بدونه وقفه دعوا داریم ، احساس میکنم روی کارم تاثیر گذاشته

3
00:00:07,680 --> 00:00:11,367
‫اگر اونها میخوان تشخیص بدن که درمانگرشون کسی هست که زندگیش داره از هم میپاشه

4
00:00:11,938 --> 00:00:14,643
‫چندتا مورد باید مشکل جذب جنسی پیدا کنند؟

5
00:00:14,895 --> 00:00:18,213
‫فکر نمیکنم زندگی من و کیت رو به اتمام باشه

6
00:00:18,373 --> 00:00:22,235
‫آره با لورا کَل کَل دارم ، منظورم کیت بود

7
00:00:22,486 --> 00:00:25,288
‫- لورا کیه ؟
‫- دختره که مشکله وابستگی

8
00:00:25,877 --> 00:00:27,327
‫شهوانی بهم داره

9
00:00:27,740 --> 00:00:30,075
‫جینا اینجا نیومدم که دربارهی بیمارم حرف بزنم

10
00:00:30,327 --> 00:00:33,330
‫اومدی اینجا راهنمایی منو بخوای ؟

11
00:00:33,581 --> 00:00:35,164
‫یا به عنوان دوست باهام حرف بزنی ؟

12
00:00:35,416 --> 00:00:37,458
‫از همکارت مشورت بگیری ؟

13
00:00:37,710 --> 00:00:39,501
‫دوست داری من چه نقشی رو داشته باشم ؟

14
00:00:39,742 --> 00:00:42,566
‫سعی کردم خودم بفهمم ولی درک نمیکنم

15
00:00:59,311 --> 00:01:01,861
‫نه اینجا نیستیش ، لطفا دیگه زنگ نزنید

16
00:01:03,126 --> 00:01:05,476
‫چون مرده ، پارسال مردش

17
00:01:33,350 --> 00:01:42,001
‫:.JaVaD.:..

18
00:01:43,500 --> 00:01:47,350
‫پاول و جینا - جلسه ی دوم
‫جمعه ساعت ۱۹

19
00:01:48,627 --> 00:01:50,965
‫مرسی که برگشتی پیش خودم ایمی

20
00:01:51,125 --> 00:01:52,756
‫ازت ممنونم

21
00:01:56,618 --> 00:01:58,792
‫پس هفته ی دیگه میبینمت

22
00:01:59,999 --> 00:02:00,999
‫زمانه همیشگی

23
00:02:02,124 --> 00:02:03,374
‫ممنون ، خدافظ

24
00:02:29,058 --> 00:02:30,013
‫درسته!

25
00:02:31,501 --> 00:02:32,501
‫درست بودش

26
00:02:34,375 --> 00:02:35,525
‫کیت

27
00:02:38,998 --> 00:02:40,448
‫یه یارویی رو

28
00:02:40,928 --> 00:02:41,905
‫میبینه

29
00:02:44,064 --> 00:02:47,047
‫مدیرِ بقالی ، یارو کارفرماست!

30
00:02:47,287 --> 00:02:49,557
‫یادم رفته چیکاره بود ولی به هرحال...

31
00:02:50,624 --> 00:02:52,038
‫طلاق گرفتست

32
00:02:52,596 --> 00:02:53,850
‫یه بچه داره

33
00:02:56,439 --> 00:02:58,989
‫حواسش بود که همه ی جزئیات رو بهم بگه

34
00:03:07,502 --> 00:03:10,487
‫- گفت چند وقته ؟
‫- همه چیز داره برام جهنم میشه

35
00:03:10,934 --> 00:03:12,284
‫بیمارام ، خانوادم

36
00:03:13,376 --> 00:03:14,376
‫اگر که...

37
00:03:15,061 --> 00:03:18,111
‫اگه داشتیم دربارهی فضا و ستاره ها حرف میزدیم میگفتم

38
00:03:19,312 --> 00:03:22,179
‫یه اتفاق کهکشانی داره میوفته ، سیاره ها یه جایی بهم خوردن

39
00:03:26,253 --> 00:03:29,714
‫مثلا یکی از بیمارم ، همون خلبانه که بهت گفتم

40
00:03:30,065 --> 00:03:31,722
‫زنشو داره ترک میکنه

41
00:03:32,145 --> 00:03:33,395
‫به همین سادگی

42
00:03:33,563 --> 00:03:36,613
‫چون زنه تو خواب دندون قروچه کرده ، پس طلاق

43
00:03:37,966 --> 00:03:41,690
‫اون ۱۶ ساله ژیمناستیکه هم رابطه داره

44
00:03:42,878 --> 00:03:45,313
‫با به باروی ۴۰ ساله که زنم داره و مربیشه

45
00:03:45,906 --> 00:03:49,341
‫چیزی که از حرفاش فهمیدم تقریبا همین بود

46
00:03:49,501 --> 00:03:52,443
‫در ضمن همون مدرسه ای میره که دختر من میره

47
00:03:53,144 --> 00:03:55,708
‫برای همین سعادت اینو داشتم که بفهمم

48
00:03:56,312 --> 00:03:59,462
‫بین رُز و یه پسره توی مدرسه

49
00:03:59,843 --> 00:04:01,810
‫یه "چیزایی" میگذره

50
00:04:03,127 --> 00:04:06,713
‫اصلا نمیدونم اون "چیز" چیه یا صحت داره

51
00:04:06,873 --> 00:04:08,723
‫ازش پرسیدم ولی چیزی جواب نگرفتم

52
00:04:08,883 --> 00:04:10,888
‫هیچی بهم نمیگه

53
00:04:13,125 --> 00:04:14,575
‫و آخر سر هم...

54
00:04:24,999 --> 00:04:25,999
‫مشکل از منه ؟!

55
00:04:28,739 --> 00:04:30,089
‫کیت که اینجوری میگه

56
00:04:30,249 --> 00:04:31,807
‫میگه تقصیرِ منه

57
00:04:32,187 --> 00:04:35,100
‫من نمیبینمش چون برام نامرئیه

58
00:04:35,377 --> 00:04:38,998
‫میگه بچه هارو هم نمیبینم چون اونا هم نامرئی ان

59
00:04:39,158 --> 00:04:42,858
‫تا جایی که من فهمیدم ، رُزی میتونه با یه معتاد سکس داشته باشه

60
00:04:43,312 --> 00:04:46,840
‫همه تو مدرسه دربارش حرف میزنن
‫البته چیزیه که اون بهم گفت

61
00:04:47,000 --> 00:04:48,750
‫کی گفت ؟ کیت گفتش ؟

62
00:04:49,624 --> 00:04:52,999
‫- قاطی کردم پاول
‫- دختره ، سوفی ، ژیمناسته

63
00:04:53,382 --> 00:04:57,153
‫- همزمان دربارهی ۱۰ تا موضوع حرف میزنه
‫- نه ، با رُز تو یه رده ان

64
00:04:57,313 --> 00:04:59,179
‫بزار روی کیت تمرکز کنیم

65
00:05:09,690 --> 00:05:11,740
‫باید چیکار کنم من جینا ؟

66
00:05:13,190 --> 00:05:14,991
‫یعنی...

67
00:05:15,921 --> 00:05:17,888
‫الان باید چیکار کنم ؟

68
00:05:23,250 --> 00:05:25,589
‫نگفتش که آینده قراره چه اتفاقی

69
00:05:25,749 --> 00:05:27,399
‫بینتون بیوفته ؟

70
00:05:28,224 --> 00:05:31,455
‫نمیدونم ، گفتش به من بستگی داره

71
00:05:31,911 --> 00:05:34,278
‫- فکر میکنی منظورش چی بوده ؟
‫- توبهم بگو

72
00:05:34,438 --> 00:05:37,664
‫اون داره به یکی دیگه میده بعد به من بستگی داره ؟

73
00:05:38,084 --> 00:05:39,664
‫همه جزئیات رو برام گفت

74
00:05:39,824 --> 00:05:42,084
‫براش ساک زده ، بهش داده

75
00:05:42,909 --> 00:05:44,432
‫مثل فیلمای پورن

76
00:05:44,672 --> 00:05:46,776
‫- خودش بهت گفت ؟
‫- کاملا

77
00:05:46,936 --> 00:05:49,186
‫- چرا ؟
‫- میدونی تصور من از...

78
00:05:49,872 --> 00:05:51,222
‫شاید باید بگم

79
00:05:51,625 --> 00:05:54,375
‫تصور غلطم از کیت اینه که همه چیش...

80
00:05:56,377 --> 00:05:59,401
‫همه چیزش درباره ی سکس برمیگرده به

81
00:05:59,561 --> 00:06:00,812
‫رمانتیک بودنش

82
00:06:01,435 --> 00:06:03,842
‫هیچوقت چیز عجیب یا کثیفی براش نبوده

83
00:06:04,002 --> 00:06:05,952
‫همیشه همه چیز زمانتیک بوده

84
00:06:06,830 --> 00:06:09,905
‫حالا اگه یکی جلوم لغت رمانتیک و بگه

85
00:06:10,065 --> 00:06:12,255
‫دوست دارم با مشت بزنم تو صورتش

86
00:06:13,183 --> 00:06:14,504
‫با مشت بزنی تو صورتش ؟
‫(ضمیر مونث)

87
00:06:15,502 --> 00:06:17,552
‫- چی؟
‫- ضمیر مونث به کار بردی

88
00:06:21,875 --> 00:06:24,862
‫همه ی اون شرو ورایی که فکر میکردم

89
00:06:25,250 --> 00:06:26,627
‫براش رمانتیک معنی میده

90
00:06:26,787 --> 00:06:29,894
‫شمع ها ، نوازش کردنا ، ایجاد احساس امن بودن...

91
00:06:32,127 --> 00:06:34,563
‫درحالی که داشته توی فیلم پورنه خودش

92
00:06:35,016 --> 00:06:36,294
‫به این یارو

93
00:06:37,448 --> 00:06:38,439
‫میداده

94
00:06:42,052 --> 00:06:45,201
‫دارم سعی میکنم بفهمم چرا این همه جزئیات رو بهت داده

95
00:06:45,999 --> 00:06:49,538
‫- چون میخواسته بهم صدمه بزنه
‫خودت جزئیات خواستی؟

96
00:06:54,687 --> 00:06:56,037
‫من فقط میخواستم...

97
00:06:56,502 --> 00:06:59,552
‫فقط میخواستم سر و ته قضیه رو هم بیارم ، میدونی ؟

98
00:07:00,496 --> 00:07:03,218
‫میخواسته مطمئن بشه که تو دست رد به داستانش نمیزنی

99
00:07:06,438 --> 00:07:08,473
‫فکر میکنم تو میدونستی قضیه چیه

100
00:07:09,749 --> 00:07:12,259
‫همون هفته ی پیش که حرف زدیم ، میدونستی

101
00:07:12,625 --> 00:07:15,675
‫مطمئنم کیت هم شکِ تورو حس کرده بوده

102
00:07:16,190 --> 00:07:17,440
‫شایدم اشتباه میکنم

103
00:07:19,689 --> 00:07:20,689
‫میدونستم

104
00:07:22,940 --> 00:07:23,940
‫میدونستم

105
00:07:29,599 --> 00:07:32,477
‫حتمی فک میکنی اینجوری برام راحت تر شده آره ؟

106
00:07:34,752 --> 00:07:36,902
‫تقریبا از خونه انداختمش بیرون

107
00:07:38,313 --> 00:07:40,063
‫مثل اینکه : تو بهم صدمه زدی

108
00:07:42,063 --> 00:07:45,417
‫پس منم بهت صدمه میزنم ، حالا گمشو برو بیرون

109
00:07:46,247 --> 00:07:48,293
‫آخه ، هزاران روش وجود داره

110
00:07:48,453 --> 00:07:50,516
‫که مردم برای مقابله با اینچیزا استفاده میکنن

111
00:07:50,767 --> 00:07:53,215
‫مثلا میتونیم بریم پیش روانپزشک

112
00:07:54,624 --> 00:07:57,095
‫یعنی لازم نیست هرکی پاشه بره به یکی دیگه بده!

113
00:08:03,937 --> 00:08:04,987
‫این چیه ؟

114
00:08:06,926 --> 00:08:08,755
‫سرما خوردگی

115
00:08:11,124 --> 00:08:13,974
‫مثلا باید از اونیکی قرصا قوی تر باشن

116
00:08:14,871 --> 00:08:18,781
‫تا الان دوتا خوردم ، یه ذره احساس سرگیجه میدن به آدم

117
00:08:18,941 --> 00:08:20,619
‫چایی میخوری ؟

118
00:08:20,998 --> 00:08:23,674
‫- آب باشه بهتره
‫- حتمی

119
00:08:34,759 --> 00:08:37,008
‫دیروز یه جلسه داشتم...

120
00:08:37,645 --> 00:08:38,594
‫مرسی

121
00:08:42,063 --> 00:08:44,213
‫با اون زوجی که منو

122
00:08:44,865 --> 00:08:46,854
‫قاتل صدا کردن

123
00:08:47,363 --> 00:08:49,335
‫وسطه جلسه

124
00:08:50,064 --> 00:08:53,014
‫رفت دستشویی و شروع کرد به خونریزی

125
00:08:53,624 --> 00:08:55,674
‫- چی شدش ؟
‫- سقط جنین

126
00:08:55,877 --> 00:08:57,864
‫- خدای من
‫- خیلی ترسناک بود

127
00:08:58,115 --> 00:08:59,961
‫- حالش چطوره ؟
‫- فک کنم خوب باشه

128
00:09:00,201 --> 00:09:02,906
‫تازه باهاش حرف زدم ، بیمارستان داره ازش چندتا تست میگیره

129
00:09:03,066 --> 00:09:04,631
‫ولی حالش خوب میشه

130
00:09:05,834 --> 00:09:07,509
‫حداقلش من قاتل نبودم

131
00:09:07,750 --> 00:09:11,504
‫البته جای تعجب نداره شوهرش سقط و بندازه تقصیر من

132
00:09:11,664 --> 00:09:14,419
‫میدونی ، استرس ناشی از مشاوره

133
00:09:15,941 --> 00:09:17,091
‫امکانش هست

134
00:09:19,718 --> 00:09:20,779
‫تقریبا

135
00:09:21,947 --> 00:09:25,089
‫مشکلشونو دوتایی باهم حل کرده بودن

136
00:09:25,249 --> 00:09:29,032
‫باهم کَل کَل نمیکردن که برای اونا یه موفقیت بزرگ حساب میشه

137
00:09:30,001 --> 00:09:31,407
‫و مرده بهم گفت

138
00:09:31,567 --> 00:09:33,965
‫جلسه ی آخرمونه

139
00:09:35,063 --> 00:09:36,063
‫بعدش

140
00:09:37,061 --> 00:09:39,121
‫اتفاق افتاد

141
00:09:42,689 --> 00:09:45,152
‫بگذریم ، داشتم سعی میکردم خونه روی مبل رو پاک کنم

142
00:09:45,312 --> 00:09:47,862
‫چون وقتی بلند شد یه لکه مونده بودش

143
00:09:48,315 --> 00:09:50,265
‫و کیت اومدش توی اتاق

144
00:09:51,009 --> 00:09:53,307
‫دور و برو نگاه کرد و گفت

145
00:09:54,378 --> 00:09:57,751
‫توی این اتاق چه خبره ؟

146
00:10:02,091 --> 00:10:03,221
‫بگذریم

147
00:10:04,765 --> 00:10:06,157
‫عجب هفته ای بوده!

148
00:10:08,003 --> 00:10:09,153
‫واقعا عجب هفته ای بود

149
00:10:10,312 --> 00:10:12,083
‫مهلت گرفتن از دوتا زن

150
00:10:13,774 --> 00:10:14,911
‫کیت و لورا

151
00:10:15,151 --> 00:10:17,538
‫- لورا ؟
‫- بهت گفته که عاشقت شده

152
00:10:18,812 --> 00:10:21,575
‫برا چی برگشتیم سر اون ؟

153
00:10:21,916 --> 00:10:24,326
‫من داشتم دربارهی یه چیز ِ کاملا متفاوت حرف میزدم

154
00:10:24,588 --> 00:10:27,840
‫فکر نمیکنی مرتبط باشن ؟ داری میگی دوتا زن بهت حمله کردن!

155
00:10:28,626 --> 00:10:30,968
‫دوتا زن ؟ نظرت درباره سومی چیه ؟

156
00:10:32,803 --> 00:10:34,461
‫احساس میکنی منم دارم بهت حمله میکنم ؟

157
00:10:36,516 --> 00:10:39,753
‫شاید برای این قرص میخوری  که از خودت جلوی من محافظت کنی

158
00:10:40,439 --> 00:10:41,646
‫سرما خورم ، میبینی ؟

159
00:10:41,886 --> 00:10:44,319
‫هفته ی پیش که بهم گفتی عنکبوته خوابالو

160
00:10:44,765 --> 00:10:45,691
‫که منتظر طعمس

161
00:10:48,626 --> 00:10:49,987
‫خوب بهت...

162
00:10:50,498 --> 00:10:52,145
‫بهت توهین شد ؟

163
00:10:55,751 --> 00:10:57,001
‫پسش میگیرم

164
00:10:58,001 --> 00:10:59,665
‫خوابالو نیستی

165
00:11:05,547 --> 00:11:08,464
‫قبول داری که رابطت با کیت

166
00:11:09,309 --> 00:11:13,232
‫مثل یه دیوار میمونه بین تو و بیمارات که ازت مراقبت میکنه

167
00:11:14,354 --> 00:11:16,055
‫تا بهشون علاقه مند نشی ؟

168
00:11:18,028 --> 00:11:20,857
‫علاقه مند شدن مشکل نیست

169
00:11:24,623 --> 00:11:28,568
‫فروید ، میسید ، دیویس همه کار درستا
‫(نظریه پردازان بزرگ)

170
00:11:29,063 --> 00:11:32,143
‫همشون گفتن که علاقه مندی پخش جدا نشدنی درمانه

171
00:11:32,829 --> 00:11:36,380
‫ولی اگر قضیه رو نادیده بگیری به بیمار این پیغامو میدی که

172
00:11:36,540 --> 00:11:39,799
‫احساساتتون داره منحرف میشه و این خطر ناکه

173
00:11:39,959 --> 00:11:42,313
‫احساسات اونا ؟ من دارم درباره ی احساسه تو حرف میزنم

174
00:11:43,441 --> 00:11:47,420
‫من نگران نیستم که لورا بخواد اون دیوار رو خراب کنه!

175
00:11:48,012 --> 00:11:49,979
‫نگران اینم که تو بخوای این اتفاق بیوفته

176
00:11:50,512 --> 00:11:52,236
‫دیوار ؟

177
00:11:53,914 --> 00:11:55,903
‫این تشبیه برا چیه ؟

178
00:11:56,868 --> 00:11:59,365
‫- زنه من دیواره ؟
‫- موافق نیستی ؟

179
00:12:00,186 --> 00:12:02,090
‫از بیمارام مخفیش نمیکنم

180
00:12:04,123 --> 00:12:07,479
‫- اون مقاله ای که بولاس برای...
‫- بیخیال بولاس شو

181
00:12:08,875 --> 00:12:12,201
‫هرسری که ما عمیق تر میریم میگردی دنبال یه تئوری

182
00:12:13,252 --> 00:12:16,438
‫این روانپزشک توسط شهوته بیماراشون شکنجه میشدن درسته ؟

183
00:12:17,565 --> 00:12:20,482
‫من اسم لورا رو آوردم و تو شروع کردی به نقل قول کردن

184
00:12:20,642 --> 00:12:22,895
‫اصلا برای چی داریم درباره ی لورا حرف میزنیم ؟

185
00:12:23,055 --> 00:12:25,249
‫چون میخوام بشنوی که چی داری میگی!

186
00:12:25,750 --> 00:12:27,875
‫چون توسط زنی احاطه شدی که ازت میخواد

187
00:12:28,035 --> 00:12:30,412
‫جوابش رو بدی ، عشق بورزی

188
00:12:30,572 --> 00:12:32,965
‫عصبانی بشی ، احساس کنی

189
00:12:33,205 --> 00:12:35,256
‫با احساساتت رو به رو بشی

190
00:12:46,082 --> 00:12:48,292
‫گفتم که لورا...

191
00:12:49,151 --> 00:12:50,816
‫جون داره عروسی میکنه ؟

192
00:12:56,548 --> 00:12:58,156
‫پس قضیه لورا تمومه

193
00:12:58,316 --> 00:13:01,339
‫این از این

194
00:13:05,725 --> 00:13:08,664
‫اگر کسی هست که بخواد اون دیوار و خراب کنه ، اون کیته

195
00:13:10,604 --> 00:13:12,770
‫- چرا ؟
‫- رازداری...

196
00:13:13,864 --> 00:13:16,776
‫ازش متنفره ، متنفره که من نمیتونم بهش اطلاعات بدم

197
00:13:16,936 --> 00:13:18,969
‫- منظورت کاریه ؟
‫- از دفترم متنفره

198
00:13:19,209 --> 00:13:22,468
‫مثل قلعه ی دشمن میمونه براش ، همیشه سعی میکنه

199
00:13:22,628 --> 00:13:25,025
‫برای خودش کنه ، مالکش بشه

200
00:13:25,185 --> 00:13:27,322
‫مثلا : بیا یه میز جدید بگیریم

201
00:13:27,482 --> 00:13:30,460
‫- یا پرده ی جدید یا فرش یا هرچیز دیگه
‫- اجازه میدی بهش ؟

202
00:13:30,620 --> 00:13:32,322
‫- نه نمیدم
‫- چرا نمیدی ؟

203
00:13:32,482 --> 00:13:35,350
‫چون منم باهاش موافقم ، اونجا جای اون نیست

204
00:13:43,826 --> 00:13:47,392
‫یه زمانی بود که دربارهی بیمارام باهاش حرف میزدم ، وقتی ایان بچه بود

205
00:13:48,614 --> 00:13:51,460
‫جزئیات و درمیون میزاشتم

206
00:13:51,700 --> 00:13:54,935
‫- با کیت ؟ منظورت ایان که نیست
‫- هردوشون ، سر میز شام

207
00:13:58,220 --> 00:14:00,970
‫دارم توی صورتت اون ترس رو میبینم

208
00:14:01,210 --> 00:14:04,502
‫نه ، خیلی با احتیاط حرف میزدم ، اصلا از اسمی استفاده نمیکردم

209
00:14:04,662 --> 00:14:07,086
‫اگه کسی به موش اشاره میکرد مثلا میگفتم

210
00:14:07,246 --> 00:14:09,833
‫یه مریض دارم که از موشا میترسه

211
00:14:10,550 --> 00:14:13,346
‫هر شب کابوسه موش میبینه
‫از این جور چیزا دیگه

212
00:14:13,597 --> 00:14:15,561
‫- الان این کارو نمیکنی؟
‫- نه

213
00:14:15,721 --> 00:14:18,101
‫ولی یادمه وقتی ایان ۱۰ سالش بود

214
00:14:18,363 --> 00:14:21,411
‫پرسیدش : بابا الکلی بودن یعنی چی ؟

215
00:14:22,113 --> 00:14:24,517
‫بعد دربارهی یکی از بیمارام بهش گفتم که

216
00:14:24,677 --> 00:14:27,761
‫برای صبح بیدار شدن هم نیاز به الکل داشتش

217
00:14:30,029 --> 00:14:33,609
‫یه روز این مرده اومد دفتر و

218
00:14:34,108 --> 00:14:37,973
‫تلو تلو میخورد ، ایان پرسید : بابا این همون الکلی است ؟

219
00:14:40,410 --> 00:14:41,842
‫محتاط بودی

220
00:14:46,738 --> 00:14:48,688
‫این وضعیت الان ،

221
00:14:49,987 --> 00:14:51,891
‫خطرش بیشتره!

222
00:14:52,051 --> 00:14:54,679
‫- موافقی ؟
‫- چون داریم دربارهی یه زن حرف میزنیم ؟

223
00:14:54,930 --> 00:14:56,467
‫جاذبه ی جنسی

224
00:15:04,483 --> 00:15:06,539
‫میتونم یه سوال ازت بپرسم ؟

225
00:15:07,360 --> 00:15:11,288
‫وسط یه جلسه هستی و بیمارت نیاز داره بره دستشویی

226
00:15:11,833 --> 00:15:13,665
‫و دستشویی هم خرابه

227
00:15:14,421 --> 00:15:17,035
‫میزاری از دستشویی داخل خونه استفاده کنه ؟

228
00:15:17,286 --> 00:15:20,731
‫- این اتفاق افتاده ؟
‫- لورا گفتش که باید بشاشه

229
00:15:21,656 --> 00:15:24,587
‫منم بهش گفتم ، دستشویی خراب شده

230
00:15:25,234 --> 00:15:27,640
‫اونم رفتش طرف در خونه و...

231
00:15:28,228 --> 00:15:31,435
‫من ترسیدم ، پریدم و جلوش رو گرفتم

232
00:15:32,139 --> 00:15:35,838
‫میخوام اون تشبیهت رو اینجا استفاده کنم ، امیدوارم که خوشت بیاد

233
00:15:35,998 --> 00:15:38,069
‫میخواسته خودش و با دیوار مقایسه کنه

234
00:15:39,310 --> 00:15:42,530
‫همیشه یه مریضی هست که دوست داره بیشتر دربارت بدونه

235
00:15:44,190 --> 00:15:46,533
‫دربارهی مسائل شخصیت

236
00:15:48,632 --> 00:15:49,847
‫بگذریم...

237
00:15:52,773 --> 00:15:55,073
‫- چیکار کردی ؟
‫- پریدم جلوش ، مضطرب شدم

238
00:15:55,233 --> 00:15:58,660
‫- چی باعش شد که مضطرب بشی ؟
‫- داشت از قصد اینکارو میکرد ، فهمیدم

239
00:15:59,504 --> 00:16:02,929
‫با خودم گفتم : یعنی نمیتونه ۱۰ دقیقه نگرش داره ؟

240
00:16:09,199 --> 00:16:10,944
‫برای چی مضطرب شدم ؟

241
00:16:14,299 --> 00:16:16,000
‫نمیدونم راستش

242
00:16:18,173 --> 00:16:20,923
‫با بیمارای دیگت هم اینجوری شده بودی ؟

243
00:16:21,841 --> 00:16:23,509
‫سوفی همو ژیمناسته

244
00:16:24,087 --> 00:16:25,937
‫هفته پیش اومد و...

245
00:16:26,337 --> 00:16:29,287
‫بارون میومد و کاملا خیس شده بود

246
00:16:29,835 --> 00:16:33,150
‫باری همین گذاشتم لباسای دخترم و بپوشه

247
00:16:33,712 --> 00:16:35,962
‫باعث ناراحتیت نشد ؟

248
00:16:37,107 --> 00:16:39,676
‫این که بیشتر از استفاده از دستشویی خودمونی تره

249
00:16:39,836 --> 00:16:41,470
‫لباسای رُزی

250
00:16:43,519 --> 00:16:47,336
‫به خاطر تصادف هر دو دستش توی کچه

251
00:16:48,306 --> 00:16:51,271
‫برا همین دستاشو اینجوری بالا گرفت و گفت

252
00:16:52,126 --> 00:16:53,392
‫لختم کن

253
00:16:54,335 --> 00:16:56,290
‫برا همین گفتم کیت بیاد تا کمکش کنه

254
00:16:56,450 --> 00:16:58,874
‫- گفتی چند سالشه ؟
‫- ۱۶

255
00:16:59,331 --> 00:17:01,514
‫همون دختریه که با مربیه بزرگسالش میخوابه ؟

256
00:17:01,765 --> 00:17:03,850
‫احتمالا با مربیش میخوابه

257
00:17:04,112 --> 00:17:06,483
‫این که خواستته لختش کنی وضعیت پیچیده ای بوده

258
00:17:06,643 --> 00:17:08,220
‫میخواسته سر به سرم بزاره

259
00:17:09,745 --> 00:17:11,831
‫با حضمش مشکلی نداری ؟

260
00:17:11,991 --> 00:17:15,549
‫با کیت لختش میکنی ، لباسای دخترت رو بهش میدی

261
00:17:15,709 --> 00:17:18,169
‫ولی وقتی لورا میخواد بره دستشویی دست پاچه میشی

262
00:17:18,329 --> 00:17:20,431
‫- برای چی ؟
‫- اورا یه زنه

263
00:17:20,591 --> 00:17:22,660
‫سوفی فقط ... فقط یه بچست

264
00:17:22,922 --> 00:17:25,229
‫خوب این نباید برات آسونتر باشه ؟

265
00:17:33,526 --> 00:17:37,015
‫میدونی ، یه بخشی ... یه بخشی از من

266
00:17:37,461 --> 00:17:40,179
‫میخواست که لورا از اون در بره تو

267
00:17:41,458 --> 00:17:43,118
‫تا ببینه کجا زندگی میکنم

268
00:17:43,568 --> 00:17:47,101
‫- یا شاید ... کیت رو ببینه
‫- خودت میخواستیش ؟

269
00:17:48,401 --> 00:17:50,151
‫این میترسوندتت ؟

270
00:17:51,839 --> 00:17:54,192
‫دربارهی حرفی که لورا هفته ی پیشش بهت زد بحث کردید ؟

271
00:17:55,709 --> 00:17:58,793
‫گفتش به این دلیل میخواد با این یارو ازدواج کنه

272
00:17:58,953 --> 00:18:02,930
‫دوست پسرش اندرو ، چون من بهش علاقه ای ندارم

273
00:18:04,275 --> 00:18:07,121
‫میدونم چی داری فکر میکنی ، ولی من خیلی واضح گفتم

274
00:18:07,383 --> 00:18:08,745
‫گفتم هیچ

275
00:18:09,485 --> 00:18:11,428
‫اتفاقی قرار نیست بین ما بیوفته

276
00:18:12,108 --> 00:18:13,898
‫- خوبه
‫- من ... من فقط...

277
00:18:14,775 --> 00:18:17,858
‫قرار نیست تو این بازی باهات باشم ، قرار نیست اتفاق بیوفته

278
00:18:19,273 --> 00:18:20,423
‫توی ذهنت

279
00:18:20,790 --> 00:18:23,805
‫احتمالی هست که این رابطه تبدیل به واقعیت بشه ؟

280
00:18:26,102 --> 00:18:27,481
‫توی ذهنت

281
00:18:28,156 --> 00:18:31,831
‫ببین ، باید به یه چیز اقرار کنم ، واقعا تحریک کنندس

282
00:18:33,734 --> 00:18:36,640
‫نمیتونم کاری کنم ولی از احساسش لذت میبرم

283
00:18:37,733 --> 00:18:39,168
‫ولی بهش گفتم نه

284
00:18:39,607 --> 00:18:41,457
‫گفتم نمیشه اتفاق بیوفته

285
00:18:41,919 --> 00:18:44,502
‫نمیتونی از اون در رد بشی ، خطه قرمزه

286
00:18:44,910 --> 00:18:47,994
‫این داشت تورو ناراحت میکرد ، که داره تست میکنه ؟

287
00:18:48,424 --> 00:18:50,374
‫به این راحتی هم که میگی نبود

288
00:18:53,172 --> 00:18:54,839
‫زنه زیباییه

289
00:18:55,421 --> 00:18:59,043
‫گفتش که میخواد باهام سکس داشته باشه

290
00:19:00,487 --> 00:19:02,005
‫میدونم چی تو کلشه

291
00:19:02,165 --> 00:19:05,648
‫برای همین نمیخواستم از اون در بره تو و به کیت حمله کنه

292
00:19:05,900 --> 00:19:07,848
‫ولی گفتی کی میخواستی!

293
00:19:08,800 --> 00:19:10,654
‫یه بخشی از وجودت میخواسته!

294
00:19:15,388 --> 00:19:16,952
‫نکته ای که میخوام برسونم اینه که

295
00:19:17,112 --> 00:19:19,762
‫میخوام به لورا بفهمونم که میتونیم از پیش بربیایم

296
00:19:19,922 --> 00:19:23,030
‫هر علاقه ای که بین ما وجود بیاد میتونم کنترلش کنم

297
00:19:23,297 --> 00:19:25,824
‫نمیخوام بزارم که پامون رو از مشاوره فرا تر بزاریم

298
00:19:25,984 --> 00:19:27,838
‫میخواسته که باهات بخوابه ؟

299
00:19:28,089 --> 00:19:29,590
‫دقیقا چطوری بیانش کرد ؟

300
00:19:31,199 --> 00:19:32,960
‫گفت که میدونه

301
00:19:33,545 --> 00:19:34,698
‫میخوامش

302
00:19:35,681 --> 00:19:37,689
‫گفت که میخواد...

303
00:19:39,420 --> 00:19:43,254
‫منو بکنه و میدونه که منم میخوام اونو بکنم

304
00:19:44,978 --> 00:19:46,921
‫دفع کردنه اینجور فشارا

305
00:19:47,858 --> 00:19:51,447
‫- خیلی سخته
‫- لورا خیلی رُکه

306
00:19:52,423 --> 00:19:54,393
‫شاید به خاطر این مضطرب شدم

307
00:19:59,923 --> 00:20:01,747
‫این چیزیه که من فکر میکنم پاول

308
00:20:02,107 --> 00:20:05,784
‫میتونی قبولش کنی یا بگی داری دخالت میکنی

309
00:20:07,416 --> 00:20:09,532
‫با این وضعیتت با کیت

310
00:20:10,737 --> 00:20:14,158
‫فکر میکنم که باید گزینه ی

311
00:20:14,611 --> 00:20:16,844
‫انتقال لورا به یه مشاور دیگه رو انتحاب کنیم

312
00:20:17,858 --> 00:20:20,201
‫- چی؟
‫- به من اعتماد کن سر این قضیه

313
00:20:20,361 --> 00:20:23,312
‫فقط چون لورا فکر میکنه که میخواد با من بخوابه ؟

314
00:20:23,618 --> 00:20:26,548
‫هفته ی پیش فکر میکردی که باهم سکس داشتیم

315
00:20:26,708 --> 00:20:29,399
‫فکر میکردم رابطه داری و سعی میکنی توجیحش کنی

316
00:20:29,725 --> 00:20:32,474
‫- ممنون جینا
‫- اشتباه میکردم ، شرمنده

317
00:20:32,800 --> 00:20:34,564
‫زود قضاوت کردم

318
00:20:35,296 --> 00:20:36,846
‫ولی بهم اخطار دادی

319
00:20:37,318 --> 00:20:39,325
‫ولی این وضعیت با کیت

320
00:20:39,922 --> 00:20:42,890
‫اینقدر که احساساتی هستی و فشار روته

321
00:20:43,050 --> 00:20:44,387
‫به خودت گوش بده

322
00:20:44,547 --> 00:20:47,738
‫جراحت دیدی ، آسیب پذیری ، اعصبانی ای

323
00:20:49,050 --> 00:20:51,074
‫این من نیستم که سرسخت بازی در میارم پاول

324
00:20:51,234 --> 00:20:54,035
‫فکر میکنم فقط باید احتمالات و بررسی کنیم

325
00:20:54,195 --> 00:20:56,874
‫اینکه لورا با یه مشاور دیگه بهتر کار میکنه

326
00:20:57,136 --> 00:21:00,225
‫- منظورت یه مشاور زنه دیگه؟
‫- آره ، ترجیحا

327
00:21:00,385 --> 00:21:02,922
‫- مثلا خودت ؟
‫- نه ، من بازنشسته شدم یادته ؟

328
00:21:03,184 --> 00:21:04,767
‫داری واقعا نقش خودتو نشون میدی جینا

329
00:21:05,045 --> 00:21:08,933
‫همیشه حرف خودتو اینجوری میزنی : متنفرم از گفتنش ولی...

330
00:21:10,031 --> 00:21:11,052
‫ولی...

331
00:21:11,362 --> 00:21:14,700
‫و جوری برای من تلفظش میکنی که انگار قبل از اینکه بیای

332
00:21:14,860 --> 00:21:18,114
‫سر جلسه فکراتو کردی
‫اینجا که جلسه ی مناظره نیست ، میدونی ؟

333
00:21:18,355 --> 00:21:21,517
‫اینجوری نیست که هرکدوم یه جناحو بگیریم و سعی کنیم ازش دفاع کنیم

334
00:21:21,677 --> 00:21:24,410
‫این کاری نیست که من انجام میدم ، من میشنوم

335
00:21:25,295 --> 00:21:28,406
‫تو یه طرفت کیت رو داری و طرف دیگه لورا رو

336
00:21:28,657 --> 00:21:31,817
‫ولی این دوتا کاملا دو وضعیت جدا از هم ان جینا

337
00:21:37,988 --> 00:21:40,639
‫داری میگی که من کیت رو توی این وضعیت قرار دادم ؟

338
00:21:40,799 --> 00:21:43,249
‫که من این محیط رو توی خونه ایجاد کردم

339
00:21:44,671 --> 00:21:47,341
‫تا کیت بره به یه یارو بیمه چی بده چون

340
00:21:47,592 --> 00:21:50,139
‫من واقعا عاشق لورا ام ؟

341
00:21:50,433 --> 00:21:53,139
‫فرضیه تو اینه ؟ که یه جایی یادداشت کردیش ؟

342
00:21:53,390 --> 00:21:55,652
‫- ببین چجوری داری واکنش نشون میدی
‫- چجوری واکنش نشون میدم

343
00:21:59,924 --> 00:22:03,274
‫من لورا رو پیش یه مشاور دیگه نمیفرستم

344
00:22:03,619 --> 00:22:04,922
‫ختمه کلام

345
00:22:05,639 --> 00:22:07,875
‫میتونم هر اتافی توی جلسات بیوفته رو کنترل کنم

346
00:22:08,035 --> 00:22:11,631
‫برای همینه که اینجام ، اینجام تا کمکم کنی کنترلش کنم

347
00:22:11,791 --> 00:22:13,993
‫فقط باید دربارش بحث کنیم پاول

348
00:22:14,255 --> 00:22:16,340
‫نمیخوام که خراب یکی دیگش کنم

349
00:22:16,580 --> 00:22:18,254
‫ولی چی برای لورا بهترینه ؟

350
00:22:18,414 --> 00:22:21,229
‫راستیتش اگه برای خیانت کیت نبود

351
00:22:23,261 --> 00:22:25,139
‫نمیومدم اینجا جینا

352
00:22:30,171 --> 00:22:33,452
‫و درباره ی اون نظراتی که سری پیش دادیم حرف نزدیم

353
00:22:34,448 --> 00:22:37,451
‫- کاملا بابتش اعصابم خورد شد
‫- درباره ی چی ؟

354
00:22:37,611 --> 00:22:41,387
‫اینکه تیکه انداختی بابام به خاطر یه بیمار مادرمو ترک کرد

355
00:22:41,986 --> 00:22:44,036
‫خوب این یعنی چی ؟

356
00:22:44,279 --> 00:22:47,816
‫که من نمیتونم لورا رو درمان کنم به خاطر کاری که سالها پیش پدرم انجام داد ؟

357
00:22:47,976 --> 00:22:49,706
‫محض رضای خدا من بابام نیستم

358
00:22:49,946 --> 00:22:53,074
‫نه تو بابات نیستی ، ولی دارم الگویی رو میبینم

359
00:22:53,234 --> 00:22:55,791
‫- که ممکنه تورو تهدید کنه
‫اینو...

360
00:22:55,951 --> 00:22:59,324
‫پس یعنی اینو به خاطر پدرم نمیگی که

361
00:22:59,484 --> 00:23:01,934
‫من در خطر رابطه ی نامشروع ام ؟!

362
00:23:05,860 --> 00:23:06,860
‫من...

363
00:23:09,685 --> 00:23:11,559
‫نمیتونی جوابش رو بدی درسته ؟

364
00:23:14,323 --> 00:23:15,470
‫نه ، نمیتونم

365
00:23:22,396 --> 00:23:26,315
‫اگر درست یادم بیاد خودت هم با همچین قضیه ای روبه رو بودی

366
00:23:26,976 --> 00:23:29,448
‫شاید یان واقعا دربارهی بابام نیست

367
00:23:29,608 --> 00:23:31,458
‫شاید دربارهی توئه جینا

368
00:23:32,044 --> 00:23:35,360
‫یادت نره این من بودم که چارلی رو فرستادم پیشت

369
00:23:36,420 --> 00:23:39,470
‫یادمه بعد یکی از جلسات بهم گفت

370
00:23:40,045 --> 00:23:41,995
‫یعنی اعتراف کرد پیشم

371
00:23:42,924 --> 00:23:46,405
‫که عاشقت شده ، البته جلوتر هم رفت

372
00:23:47,047 --> 00:23:49,878
‫گفتش شماها عاشق هم شدید!

373
00:23:50,899 --> 00:23:53,134
‫شاید اشتباه میکرد نمیدونم

374
00:23:53,732 --> 00:23:56,760
‫به هر حال باید باهاش روبه رو میشدی که نشدی

375
00:23:56,920 --> 00:23:58,770
‫فرار کردی انگلستان

376
00:23:59,607 --> 00:24:02,757
‫میدونی ، باورم نمیشد وقتی این اتفاق افتاد

377
00:24:04,920 --> 00:24:06,970
‫یه بیدار باش برای من بود

378
00:24:07,675 --> 00:24:09,625
‫دیدن تو وقتی اونجوری رفتار میکردی

379
00:24:10,836 --> 00:24:13,361
‫- من فرار نکردم
‫- بیخیال

380
00:24:13,521 --> 00:24:16,753
‫مرخصی کاری با دیوید توی اون زمان ؟

381
00:24:24,924 --> 00:24:26,927
‫راستی ، رمانت هم دربارهی همینه ؟

382
00:24:28,954 --> 00:24:30,049
‫فهمیدم

383
00:24:30,982 --> 00:24:33,322
‫خودتم توی این تست رد شدی جینا

384
00:24:33,482 --> 00:24:35,332
‫ولی تو بیمارت رو ترک کردی

385
00:24:37,880 --> 00:24:41,134
‫سعی کرد سالها منتظرت بمونه درسته ؟

386
00:24:42,920 --> 00:24:44,070
‫چندتا نامه

387
00:24:46,235 --> 00:24:47,485
‫جواب ندادم

388
00:24:49,751 --> 00:24:51,786
‫میدونی که چند ماه پیش مرد ؟

389
00:24:56,170 --> 00:24:57,570
‫سرطانه پرستات

390
00:25:00,918 --> 00:25:04,431
‫درست بعد مرگ دیوید بود ، نمیتونستم برم سر یه ختم دیگه

391
00:25:04,591 --> 00:25:06,870
‫نمیتونستم .... نمیتونستم باهاش روبه رو شم

392
00:25:13,610 --> 00:25:17,260
‫جالبه میدونی ، اون روز داشتم با یکی از بیمارام

393
00:25:18,296 --> 00:25:19,856
‫درباره ی چارلی حرف میزدم

394
00:25:20,281 --> 00:25:23,968
‫میگفتم که رفتم به ختمش و .

395
00:25:24,766 --> 00:25:27,196
‫احساس ناراحتی نمیکردم

396
00:25:29,173 --> 00:25:32,023
‫به خاطر همین خیلی با خودم کلنجار رفتم

397
00:25:36,797 --> 00:25:38,347
‫راستش اینه که من...

398
00:25:39,809 --> 00:25:42,076
‫خیلی شیفته ی تو شده بودم جینا

399
00:25:43,296 --> 00:25:45,434
‫که به عنوان سرپرست نگهـت دارم

400
00:25:45,594 --> 00:25:49,673
‫بعد کاری که با چارلی کردی ، باید میزاشتم و میرفتم

401
00:25:51,922 --> 00:25:54,688
‫میدونی هیچوقت بیخیالت نشد ؟

402
00:26:06,296 --> 00:26:08,546
‫بگدریم از  مخفی کردن حقیقت...

403
00:26:14,536 --> 00:26:16,871
‫میتونم بپرسم واقعا چه حسی به لورا داری ؟

404
00:26:17,465 --> 00:26:21,310
‫پاسخ درستی ازت نشنیدم
‫نه اینکه میخوای چیکار کنی

405
00:26:21,470 --> 00:26:22,711
‫اینکه احساست چیه

406
00:26:22,962 --> 00:26:26,506
‫منظورت اینه که آیا به لورا علاقه دارم ؟

407
00:26:26,757 --> 00:26:28,257
‫- داری ؟
‫- بیخیال جینا

408
00:26:28,498 --> 00:26:31,259
‫اگر همه بیمارام و به خاطر علاقه مندی قرار بود انتقال بدم

409
00:26:31,419 --> 00:26:33,574
‫هیچ بیماری برام باقی نمیموند

410
00:26:35,549 --> 00:26:39,219
‫و تو درجایگانی نیستی که بگی بیمارم و انتقال بدم

411
00:26:39,379 --> 00:26:42,202
‫مثل من که نیابد به اون زوج میگفتم که سقط جنین کنن

412
00:26:42,362 --> 00:26:44,212
‫مشاورا از این کارا نمیکنن

413
00:26:44,420 --> 00:26:47,840
‫ما به مردم نمیگیم چجوری زندگیشونو بگردونن

414
00:26:49,672 --> 00:26:53,376
‫من پیشنهاد میکنم لورا رو انتقال بدیم و

415
00:26:53,536 --> 00:26:54,910
‫ببین تو چجوری واکنش نشون میدی

416
00:26:58,080 --> 00:27:00,287
‫پاول واقعا یه قرص دیگه لازم داری ؟

417
00:27:00,447 --> 00:27:03,861
‫میدونم ، فردا شنبست ، میتونم تمام روز رو بخوابم

418
00:27:04,639 --> 00:27:08,020
‫برام مهم نیست که از پا درمیارنم یا نه

419
00:27:12,573 --> 00:27:15,753
‫این قضیه ای که با کیت درش گرفتار شدی خیلی پیچیدست

420
00:27:37,040 --> 00:27:50,040
‫www.Forum.TvCenter.Co
‫:. JaVaD .:..

