1
00:00:06,598 --> 00:00:08,524
‫آنچه گذشت...

2
00:00:09,172 --> 00:00:12,916
‫ما اونجا خوابیده بودیم رو در رو
‫همدیگه رو مثل بچه دبیرستانی ها نوازش می کردیم

3
00:00:12,993 --> 00:00:15,484
‫یه چیزی که خیلی برای من واضح هست

4
00:00:15,533 --> 00:00:16,951
‫تو با بیمار من خوابیدی

5
00:00:16,971 --> 00:00:19,333
‫اون متعلق به تو نیست
‫مرد فوق العاده ای هست

6
00:00:19,391 --> 00:00:21,071
‫تو تختخواب شاید کم بیاره اما

7
00:00:21,136 --> 00:00:23,424
‫فکر می کنم باهاش رابطه عشقی فوق العاده ای دارم

8
00:00:23,760 --> 00:00:26,872
‫داری میگی وقتی داشتم به آلکس می دادم انگار
‫واقعا داشتم به تو می دادم؟

9
00:00:26,893 --> 00:00:29,622
‫بیشتر اینجوری بود که انگار
‫ببین چی رو از دست دادی پاول ، تو یه

10
00:00:29,714 --> 00:00:30,784
‫ترسویی ، احمقی

11
00:00:30,804 --> 00:00:33,525
‫پاول اگه یه چیزی بوده که بدون ایما و اشاره
‫گفته باشم

12
00:00:33,546 --> 00:00:35,772
‫اینه که می خوامت

13
00:00:37,135 --> 00:00:40,762
‫صمیمیت زیادی بین زوج های سراسر دنیا هست

14
00:00:40,852 --> 00:00:41,845
‫درست نیست؟

15
00:00:41,865 --> 00:00:43,857
‫من این صمیمیت رو انکار نمی کنم

16
00:00:43,878 --> 00:00:46,473
‫اینجا صمیمیتی هست یا نه؟

17
00:00:47,163 --> 00:00:47,915
‫آره

18
00:00:48,613 --> 00:00:49,520
‫هست

19
00:01:35,530 --> 00:01:40,122
‫لورا ... هفته پنجم

20
00:01:41,926 --> 00:01:46,770
‫DarkTime
‫TvCenter.Cc

21
00:01:58,365 --> 00:01:59,349
‫ببخشید

22
00:02:06,529 --> 00:02:08,474
‫لورا فکر می کنم که

23
00:02:09,405 --> 00:02:12,357
‫باید درباره جزئیات اصلی
‫خاتمه پیدا کردن دوره درمانیت

24
00:02:13,558 --> 00:02:14,947
‫حرف بزنیم

25
00:02:15,341 --> 00:02:19,149
‫ما البته هنوز متوقفش نمی کنیم
‫اما به تدریج باید فکر کنیم

26
00:02:19,218 --> 00:02:21,613
‫ما باید چیزی رو که چی بهش میگیم
‫یه .. خط زمانی

27
00:02:22,215 --> 00:02:23,157
‫رو بسازیم

28
00:02:23,380 --> 00:02:24,459
‫خط زمانی نمی خوایم

29
00:02:24,590 --> 00:02:26,192
‫ما امروز تموم می کنیم

30
00:02:29,831 --> 00:02:32,497
‫آره امروز
‫جلسه آخرمون هست

31
00:02:43,279 --> 00:02:44,321
‫خوبه

32
00:02:45,481 --> 00:02:46,618
‫حس خوبی میده

33
00:02:49,595 --> 00:02:51,081
‫رفع کردن ، گمونم

34
00:02:52,943 --> 00:02:56,551
‫یه کمی نگران و عصبی بودم که می خواستم بگم
‫اما الان که گفتمش ، حس بهتری دارم

35
00:02:56,629 --> 00:02:57,440
‫رهایی

36
00:02:59,547 --> 00:03:01,187
‫شاید یه کمی خستگی

37
00:03:03,345 --> 00:03:04,540
‫و...

38
00:03:06,607 --> 00:03:08,382
‫و غم
‫تو چی؟

39
00:03:09,300 --> 00:03:10,398
‫تو چه حسی داری؟

40
00:03:11,467 --> 00:03:14,593
‫ببخشید
‫برای من خوب نیست که بپرسم؟

41
00:03:14,894 --> 00:03:17,527
‫- نه کاملا خوبه
‫- خوبه پس...

42
00:03:18,449 --> 00:03:19,449
‫بهم بگو

43
00:03:22,562 --> 00:03:23,314
‫خب

44
00:03:24,090 --> 00:03:26,830
‫راستش رو بگم
‫یه کمی شوکه شدم

45
00:03:27,169 --> 00:03:29,425
‫شوکه
‫خب دیگه چی؟

46
00:03:30,626 --> 00:03:32,633
‫خب منم احساس غم می کنم

47
00:03:34,499 --> 00:03:35,348
‫درسته

48
00:03:35,440 --> 00:03:37,601
‫آره غمگینم
‫باور نمی کنی؟

49
00:03:37,659 --> 00:03:39,963
‫به نظر که اینجوری نمیاد
‫انگار که تو

50
00:03:40,069 --> 00:03:42,287
‫از یه بار سنگین رو دوشت
‫رها شدی

51
00:03:42,368 --> 00:03:43,165
‫این

52
00:03:43,361 --> 00:03:45,408
‫که انگار یه لقمه که تو گلوت گیر کرده رفته پایین

53
00:03:45,824 --> 00:03:47,965
‫ببین ، من برای دیدن این چیزا تمرین دیدم
‫یادته؟

54
00:03:48,428 --> 00:03:51,920
‫ناظر تنفسی
‫بخش اول تو بیماران بیهوشی

55
00:03:55,130 --> 00:03:56,712
‫یالا
‫بزار بره

56
00:03:57,655 --> 00:03:58,581
‫بیرون بده

57
00:04:02,811 --> 00:04:03,467
‫نه؟

58
00:04:05,208 --> 00:04:06,018
‫خب...

59
00:04:07,437 --> 00:04:09,058
‫شاید دکتر بدیم

60
00:04:14,960 --> 00:04:16,272
‫خب هفته ات چطور بودش؟

61
00:04:19,277 --> 00:04:21,454
‫درباره هفته ام نپرس
‫وحشتناک بودش

62
00:04:23,117 --> 00:04:24,680
‫چطور؟

63
00:04:28,240 --> 00:04:30,806
‫جمعه تو اتاق عمل بودم و

64
00:04:31,317 --> 00:04:33,401
‫یه دختر ۱۵ ساله بود

65
00:04:33,981 --> 00:04:35,798
‫تو گونه اش تومور داشت

66
00:04:35,871 --> 00:04:37,164
‫چیزی نبود
‫خوش خیم بودش

67
00:04:37,389 --> 00:04:38,296
‫درست میشد

68
00:04:39,291 --> 00:04:40,622
‫و همه چیز عالی پیش میرفت

69
00:04:40,671 --> 00:04:42,815
‫درست؟
‫هیچ مشکلی برای بیهوشی نبودش

70
00:04:43,576 --> 00:04:46,547
‫و توجه من رفت پیش مشاور عمل

71
00:04:46,703 --> 00:04:49,268
‫و عمل سریعتر از زمان نرمال تموم شد

72
00:04:49,964 --> 00:04:51,017
‫ساده بودش

73
00:04:51,786 --> 00:04:54,159
‫و من موندم باهاش که هنوز بیهوش بودش

74
00:04:54,763 --> 00:04:56,171
‫پرسیدم چی کار باید کنم

75
00:04:56,268 --> 00:04:59,354
‫هرگز تو همچین وضعیتی نبودم
‫با مریضی که هرگز بیدار نمیشه

76
00:04:59,374 --> 00:05:00,493
‫و اونا بهم گفتن

77
00:05:00,652 --> 00:05:02,312
‫ببرش اتاق ریکاوری

78
00:05:03,566 --> 00:05:04,910
‫لوله های تنفسی هنوز بهش وصل بود

79
00:05:05,003 --> 00:05:07,263
‫و من گمون کردم که باید اونا رو جدا کنم

80
00:05:07,410 --> 00:05:08,799
‫وقتی بیدار میشه

81
00:05:10,993 --> 00:05:12,639
‫دختر خوشگلی بودش

82
00:05:13,950 --> 00:05:15,204
‫اسمش میشل بود

83
00:05:16,652 --> 00:05:19,783
‫قبل از عمل با مادرش حرف زده بودم
‫که بهم گفته بود

84
00:05:19,820 --> 00:05:22,849
‫از نه سالگی تقاضای این عمل رو داشته

85
00:05:23,473 --> 00:05:26,019
‫اونا پیشنهاد داده بودند مدتی بگذره

86
00:05:26,926 --> 00:05:28,238
‫و چطور می ترسید

87
00:05:29,512 --> 00:05:31,106
‫فقط می خواست این تموم بشه

88
00:05:31,347 --> 00:05:33,354
‫اون تومور گنده از صورتش خارج بشه

89
00:05:38,499 --> 00:05:41,622
‫و ناگهان دیگه نفس نکشید
‫نمی دونستم چی شده پاول

90
00:05:42,453 --> 00:05:45,928
‫بردمش ریکاوری و دو دقیقه بعدش کبود
‫شده بود منظورم اینه

91
00:05:46,183 --> 00:05:47,569
‫اچستون اون

92
00:05:48,273 --> 00:05:51,128
‫دستیار جراحه
‫من رو هل دادو شروع کرد بهش مشت زدن

93
00:05:51,314 --> 00:05:54,054
‫به سینه هاش
‫اصلا نمی دونستم چی شده پاول

94
00:05:54,958 --> 00:05:57,928
‫لوله ها رو ازش جدا کردن دوباره نفس کشید
‫همه چیز خوب شد

95
00:05:58,045 --> 00:05:59,095
‫خوب شدش

96
00:06:03,519 --> 00:06:05,499
‫چه احساسی داشتی توی

97
00:06:05,758 --> 00:06:07,012
‫اون چند دقیقه وقتی که...

98
00:06:08,570 --> 00:06:10,508
‫فوق العاده بود
‫هیچ وقت بهتر از این نبودم

99
00:06:10,644 --> 00:06:11,503
‫حس می کردم

100
00:06:12,098 --> 00:06:13,213
‫احساس کثافتی داشتم

101
00:06:13,616 --> 00:06:15,500
‫من به نظر شایسته میام پاول می دونی

102
00:06:15,787 --> 00:06:18,295
‫روپوش سفید ، گوشی طبی ، خودکار توی جیب

103
00:06:19,417 --> 00:06:22,851
‫شبیه اون دکترای تو داروخونه می دونی

104
00:06:23,176 --> 00:06:24,346
‫دست به کمر

105
00:06:24,971 --> 00:06:26,862
‫ابروهاشون رو با نگرانی بالا می ندازن

106
00:06:28,058 --> 00:06:30,142
‫لبخند قشنگ
‫من لبخند قشنگی دارم درسته؟

107
00:06:38,140 --> 00:06:38,834
‫تو...

108
00:06:39,009 --> 00:06:41,645
‫انتظار داری که اوضاع با یه مریض
‫هیچوقت بد پیش نره؟

109
00:06:41,692 --> 00:06:42,805
‫من افتضاح کار کردم

110
00:06:43,881 --> 00:06:45,733
‫اما این چیزیه که

111
00:06:46,200 --> 00:06:47,567
‫نتیجه گرفتی؟

112
00:06:48,034 --> 00:06:50,175
‫منظورم اینه نمی تونست چیز دیگه ای بشه
‫مثلا

113
00:06:50,300 --> 00:06:51,786
‫نمی دونم یه حمله آلرژیک

114
00:06:51,824 --> 00:06:54,197
‫- افت فشار خون
‫- این همیشه مسئولیت منه پاول

115
00:06:59,296 --> 00:07:02,440
‫یه کم بیشتر دربارش بهم بگو
‫درباره اون دختر

116
00:07:05,056 --> 00:07:06,212
‫حلقه مو داشت

117
00:07:09,202 --> 00:07:12,115
‫می تونستی از بین کلاه جرحی ببینی

118
00:07:13,247 --> 00:07:14,674
‫چی بهش میگن؟

119
00:07:14,749 --> 00:07:17,836
‫سنجاق سر ، سنجاق سر کوچیکی
‫که موهاش رو پشت جمع کرده بود

120
00:07:18,371 --> 00:07:19,278
‫قدیمی بودش

121
00:07:19,401 --> 00:07:20,937
‫باید برای مادرش بوده باشه که

122
00:07:21,535 --> 00:07:23,117
‫از یه مغازه سمساری یا چیزی خریده باشه

123
00:07:24,405 --> 00:07:27,376
‫و دستای قشنگی داشت

124
00:07:27,744 --> 00:07:29,487
‫دستای فوق العاده ای داشت
‫منظورم اینه فقط یه دختر بچه بود

125
00:07:29,508 --> 00:07:31,669
‫و دستاش شبیه دستای زنا بود

126
00:07:33,164 --> 00:07:35,885
‫انگشت های بلند ناخن های کوچیک و قشنگ

127
00:07:36,963 --> 00:07:39,190
‫لعنتی ، وقتی من همسنش بودم
‫همه ناخن هام رو می خوردم

128
00:07:39,210 --> 00:07:41,761
‫منظورم اینه کوتاه بودن و کثیف

129
00:07:41,934 --> 00:07:43,856
‫- گمونم به خاطر اعصاب بودش
‫- چرا عصبی بودی؟

130
00:07:46,983 --> 00:07:48,346
‫خب...

131
00:07:48,604 --> 00:07:51,305
‫می دونی حدودای زمانی بود که
‫مادرم مرد...

132
00:07:54,883 --> 00:07:57,259
‫و کی مسئولیتت رو داشت؟

133
00:07:58,689 --> 00:07:59,962
‫منظورت چیه؟

134
00:08:01,294 --> 00:08:03,339
‫خب کی ازت مراقبت می کرد؟

135
00:08:04,074 --> 00:08:05,830
‫منظورت اینه که کی مراقب خوابیدنم بودش؟

136
00:08:07,070 --> 00:08:07,880
‫آره

137
00:08:09,644 --> 00:08:12,133
‫من اون دختر تو تخت جراحی نبودم پاول

138
00:08:12,684 --> 00:08:16,079
‫نه اینکه گفتی وقتی مادرت مرد تو

139
00:08:16,614 --> 00:08:18,350
‫یه جورایی مردی

140
00:08:18,455 --> 00:08:19,651
‫آره اما می دونی چیه؟

141
00:08:19,827 --> 00:08:20,907
‫اتفاقات لعنتی می افته

142
00:08:20,985 --> 00:08:23,870
‫زندگی منصف نیست
‫چی کار می خوای کنی ، از خدا شکایت کنی؟

143
00:08:24,419 --> 00:08:25,746
‫خب از کی شکایت می کردی؟

144
00:08:28,430 --> 00:08:29,067
‫تو

145
00:08:31,575 --> 00:08:34,508
‫نه شکایت از تو هم برای من مفید نبودش

146
00:08:37,018 --> 00:08:38,676
‫این مشکل من با روان شناسی هست پاول

147
00:08:38,734 --> 00:08:42,323
‫تو می گردی و می گردی و همه جور حقیقت
‫درباره خودت رو فاش می کنی

148
00:08:43,089 --> 00:08:47,084
‫و به همه نقاط دردناک زندگی دست می زنی
‫اما چه خوبی داره پاول؟

149
00:08:48,085 --> 00:08:51,066
‫جدی میگم . نمی خوام بدبین باشم
‫امروز چه خوبی برای من داشت

150
00:08:51,179 --> 00:08:52,896
‫که بدونم چقدر زجر کشیدم؟

151
00:08:53,854 --> 00:08:55,938
‫حالم بهم می خوره از اینکه اینقدر
‫برای خودم متاسفم

152
00:09:01,188 --> 00:09:04,699
‫از این حالت تخمی تاسف خوردن برای خودم متنفرم
‫یکی از چیزایی هست که ازش متنفرم

153
00:09:06,290 --> 00:09:07,428
‫دیگه از چیا متنفری؟

154
00:09:07,567 --> 00:09:08,937
‫لیستش طولانیه

155
00:09:09,554 --> 00:09:10,885
‫خب برای مثال

156
00:09:17,025 --> 00:09:18,948
‫- املت ها
‫- املت ها

157
00:09:19,021 --> 00:09:21,413
‫املت و همه جور تخم مرغ
‫اما بیشتر املت

158
00:09:22,398 --> 00:09:24,899
‫این چیزی بود که من و پدرم

159
00:09:25,035 --> 00:09:27,235
‫یه سال بعد از مرگ مادرم می خوردیم

160
00:09:31,655 --> 00:09:34,877
‫هنوز یادمه
‫اما به طرز بدی می دونی؟

161
00:09:36,132 --> 00:09:38,279
‫جلوی گاز واستادم

162
00:09:38,681 --> 00:09:42,568
‫تخم مرغ ها رو توی ماهیتابه می شکونم
‫همه چیز ساکته حرفی نیست

163
00:09:43,128 --> 00:09:44,658
‫پدرم اونجا میشینه

164
00:09:45,579 --> 00:09:47,991
‫روزنامه می خونه یا چیز دیگه و من...

165
00:09:49,702 --> 00:09:51,322
‫تخم مرغ ها رو با چنگال هم می زنم

166
00:09:53,146 --> 00:09:56,764
‫بعضی وقتا حتی روزنامه هم نمی خونه
‫فقط...

167
00:09:58,165 --> 00:10:00,943
‫اونجا نشسته و با یه نگاه تو خالی و گنگ
‫نگاه می کنه

168
00:10:04,075 --> 00:10:05,078
‫عادت کرده بودم

169
00:10:10,385 --> 00:10:12,237
‫تصور می کردم که ناپدید میشه

170
00:10:14,379 --> 00:10:16,993
‫چیز وحشتناکیه برای گفتن
‫نمی خواستم که بمیره

171
00:10:17,037 --> 00:10:19,121
‫فقط نمی خواستم اونجوری زندگی رو ادامه بدیم

172
00:10:20,491 --> 00:10:23,706
‫همه چیز غم انگیز و خفه بودش
‫نمی خواستم اونجا باشم

173
00:10:25,695 --> 00:10:26,697
‫خب پس...

174
00:10:27,543 --> 00:10:29,105
‫پس اومدی به کالیفرنیا

175
00:10:30,853 --> 00:10:33,206
‫- آره
‫- پس یه مدتی رو اونجا بودی

176
00:10:33,970 --> 00:10:36,741
‫چطور بود برگشتت به خونه بعد از اینکه زمانی رو

177
00:10:36,936 --> 00:10:38,852
‫دیوید و سیلیا گذروندی؟

178
00:10:41,203 --> 00:10:42,791
‫خب می دونی
‫نقشه هایی داری

179
00:10:43,600 --> 00:10:44,738
‫پر از چیزای مختلف

180
00:10:44,850 --> 00:10:47,358
‫فکر می کردم لعنت
‫می تونم کاری کنم حس بهتری داشته باشه . می تونم

181
00:10:47,962 --> 00:10:49,041
‫اما نتونستم

182
00:10:49,640 --> 00:10:51,627
‫اون خونه شبیه یه سیاهچاله بود که

183
00:10:51,918 --> 00:10:52,998
‫من رو تو خودش می کشید

184
00:10:57,488 --> 00:10:58,664
‫به هر حال من

185
00:10:59,973 --> 00:11:02,021
‫شش ماه بعد دوباره دیوید رو دیدم

186
00:11:05,716 --> 00:11:08,384
‫اومده بود واشنگتن برای
‫یه پروژه بزرگ

187
00:11:09,648 --> 00:11:11,991
‫یه مدتی موندش
‫یه چند ماه

188
00:11:13,178 --> 00:11:15,828
‫فکر می کردم گفتی که
‫دیگه هرگز ندیدیش

189
00:11:17,881 --> 00:11:20,794
‫خب هرگز اونا رو ندیدم
‫اما دیوید رو دیدم

190
00:11:24,873 --> 00:11:27,266
‫تو هتل هی ادامز اتاق گرفت

191
00:11:28,302 --> 00:11:31,302
‫اما گهگاهی تو خونه ما می موند

192
00:11:32,340 --> 00:11:35,490
‫ماشین نداشت وقتی شب دیر میشد
‫می موند

193
00:11:36,473 --> 00:11:39,464
‫همیشه می گفت تاکسی بگیره
‫برگرده

194
00:11:41,286 --> 00:11:43,755
‫اما پدرم می گفت نه از وقتی که...

195
00:11:44,453 --> 00:11:47,480
‫تو اون تابستون من رو نگه داشته بودن

196
00:11:49,718 --> 00:11:51,268
‫منظورم اینه تنها بودش

197
00:11:53,119 --> 00:11:55,569
‫اما همون دیوید نبودش
‫می دونی

198
00:11:56,128 --> 00:11:58,381
‫با عینک آفتابی ری بن و تخته اسکی

199
00:11:58,502 --> 00:12:01,090
‫اون شده بود یه وکیل با...

200
00:12:01,651 --> 00:12:03,983
‫سه تا کت شلوار
‫یه مدل موی گرون قیمت

201
00:12:05,133 --> 00:12:06,983
‫و شکم ادمای میان سال

202
00:12:10,217 --> 00:12:12,818
‫البته هیچ مشکلی با برامدگی شکم نیست

203
00:12:18,618 --> 00:12:21,355
‫به هر حال
‫می اومد تو خونه مون

204
00:12:21,715 --> 00:12:23,940
‫برای شام تو اولین شب اقامتش تو شهر

205
00:12:24,061 --> 00:12:26,411
‫برادرم اولیور تو کالج بود

206
00:12:27,337 --> 00:12:30,404
‫فقط ما سه نفر بودیم
‫یه خانواده بزرگ شاد

207
00:12:31,312 --> 00:12:33,030
‫پدرم ، دیوید و من

208
00:12:35,594 --> 00:12:37,849
‫چطور بودش
‫اونجا نشستن...

209
00:12:37,970 --> 00:12:41,528
‫پدرت در یه طرف...

210
00:12:42,919 --> 00:12:45,974
‫و نیک نولتی با شکم بزرگش تو یه سمت دیگه؟
‫(بازیگر میان سال هالیوود)

211
00:12:46,095 --> 00:12:48,101
‫- چطور بودش؟
‫- اولش

212
00:12:48,623 --> 00:12:50,224
‫خجالت گمونم

213
00:12:52,317 --> 00:12:54,787
‫می دونی چطور همیشه حس می کنی یه بچه ای

214
00:12:54,907 --> 00:12:57,657
‫وقتی والدینت دور و اطرافت هستن؟
‫این اتفاق افتاد

215
00:13:00,448 --> 00:13:03,254
‫یادمه اسپاگتی داشتیم

216
00:13:03,375 --> 00:13:06,925
‫سخت تلاش می کردم نزارم رشته هاش بخوره
‫به چونه ام

217
00:13:09,251 --> 00:13:12,647
‫بعدش گمونم دیگه احساس خجالت نمی کردم

218
00:13:14,254 --> 00:13:15,410
‫چرا؟

219
00:13:21,254 --> 00:13:23,371
‫بعدها ، بعد از اینکه من و دیوید عشق بازی کردیم

220
00:13:30,090 --> 00:13:31,265
‫من اغواش کردم

221
00:13:35,470 --> 00:13:36,905
‫لولیتا رو خوندی؟

222
00:13:37,326 --> 00:13:38,329
‫البته

223
00:13:39,753 --> 00:13:43,121
‫فوق العاده است چون بیشترش
‫برای من اتفاق افتاد

224
00:13:50,589 --> 00:13:54,197
‫اون شب وقتی برای شام اومد
‫پدرم هنوز سر کار بود

225
00:13:56,651 --> 00:13:58,247
‫روی مبل نشستیم

226
00:14:00,144 --> 00:14:01,321
‫و شروع کردیم

227
00:14:03,999 --> 00:14:05,849
‫ناخن هام رو لاک زده بودم

228
00:14:07,110 --> 00:14:10,961
‫و کاملا مشخص بود که
‫اون و سیلیا با هم مشکل دارن

229
00:14:11,220 --> 00:14:15,171
‫فقط این رو گفت که چرا نیومده باهاش به این سفر

230
00:14:16,812 --> 00:14:20,053
‫همین طوری روی مبل نشسته بودیم

231
00:14:21,007 --> 00:14:23,457
‫من یه سمت بودم
‫اون سمت دیگه

232
00:14:25,087 --> 00:14:26,737
‫و من...

233
00:14:27,855 --> 00:14:30,286
‫پاهام رو گذاشتم رو اون
‫تا ناخن هام خشک بشه

234
00:14:32,058 --> 00:14:34,459
‫و اون درباره من پرسید

235
00:14:35,633 --> 00:14:37,946
‫که چی کار می کنم
‫شروع کردم بهش درباره

236
00:14:38,067 --> 00:14:39,422
‫گروه رد هات چیلی گفتم

237
00:14:40,536 --> 00:14:42,186
‫خدایا ، چقدر دوستشون داشتم

238
00:14:42,786 --> 00:14:45,041
‫وقتی شعرهاشون رو می خونی

239
00:14:45,162 --> 00:14:46,612
‫و تحلیلشون می کنی

240
00:14:46,878 --> 00:14:49,628
‫و شروع کردم به خوندنشون

241
00:14:53,170 --> 00:14:55,292
‫و دیوید هم شروع کرد به خوندن
‫خیلی بد بودیم

242
00:14:55,435 --> 00:14:57,370
‫منظورم اینه جیغ می کشیدیم

243
00:15:01,072 --> 00:15:03,122
‫و بعدش حس کردم زیر پاهام...

244
00:15:04,026 --> 00:15:05,176
‫سخت شده

245
00:15:08,669 --> 00:15:10,827
‫رو اونجا تاب می خوردیم

246
00:15:10,948 --> 00:15:13,298
‫ریتم شروعش رو می زدیم

247
00:15:14,652 --> 00:15:17,002
‫و من با پاهام می مالیدمش

248
00:15:17,729 --> 00:15:20,181
‫هر چند تا قبلش تو زندگیم اصلا انجامش نداده بودم
‫هرگز

249
00:15:22,722 --> 00:15:25,680
‫یه شورت گل گلی کوچیک داشتم

250
00:15:26,276 --> 00:15:28,926
‫دامنم رو با انگشت هاش بالا زد

251
00:15:31,163 --> 00:15:33,113
‫و انگشت هاش شروع کردن به...

252
00:15:34,041 --> 00:15:37,070
‫از رونم بالا و بالا رفتن

253
00:15:39,504 --> 00:15:42,654
‫ولووی بابام رو دیدم که تو خیابون اومدش

254
00:15:43,147 --> 00:15:44,897
‫پس رفتیم پیشش تا کمکش کنیم

255
00:15:45,907 --> 00:15:48,212
‫خرید کرده بود
‫یادم میاد بدجوری می خندیدم

256
00:15:48,333 --> 00:15:51,820
‫چون دیوید خریدها رو تو دستش گرفته بود
‫و شق کرده بودش

257
00:15:51,941 --> 00:15:54,854
‫مثل نوجوون ها دیوونه بودیم

258
00:15:58,326 --> 00:16:00,976
‫اون شب رو تو اتاق اولیور موند

259
00:16:03,154 --> 00:16:05,853
‫حدود ساعت ۱ بلند شدم
‫چون خوابم نمیبرد

260
00:16:05,974 --> 00:16:07,175
‫راه افتادم

261
00:16:07,659 --> 00:16:10,912
‫رفتم راهروی خونه
‫اتاق اولیور پشت خونه بودش

262
00:16:12,534 --> 00:16:14,184
‫دیدم چراغ هاش روشنه

263
00:16:14,735 --> 00:16:18,188
‫و در باز بود و اون
‫منتظرم بودش

264
00:16:23,623 --> 00:16:25,745
‫و با هم عشق بازی کردیم
‫دوست داشتنی بود

265
00:16:27,742 --> 00:16:29,591
‫تو دو ماهی که تو شهر بودش

266
00:16:29,711 --> 00:16:32,116
‫تقریبا هر روز عشق بازی می کردیم
‫اغلب تو روزها

267
00:16:32,237 --> 00:16:34,653
‫وقتی پدرم سر کار بود
‫اما گهگاهی

268
00:16:34,774 --> 00:16:37,924
‫اگه مجبور نبودش که بره دادگاه تا عصر

269
00:16:38,431 --> 00:16:39,974
‫از مدرسه جیم می زدم

270
00:16:40,474 --> 00:16:42,578
‫بعضی وقتا می رفتم هتل گرون قیمتش

271
00:16:44,733 --> 00:16:46,708
‫احساس مهم بودن و بزرگ شدن داشتم

272
00:16:47,947 --> 00:16:51,097
‫با کفش های پاشنه بلند مامانم می رفتم تو لابی

273
00:17:01,792 --> 00:17:04,047
‫هیچ وقت شده بود حس کنی این مرد...

274
00:17:05,114 --> 00:17:08,201
‫دیوید داره ازت سواستفاده می کنه؟

275
00:17:10,329 --> 00:17:13,033
‫اون ازم سواستفاده نکردش
‫بهت که گفتم من اغواش کردم

276
00:17:14,726 --> 00:17:18,412
‫لولیتا تو کتاب همبرت رو اغوا می کنه
‫و فقط ۱۲ سالش هست

277
00:17:20,863 --> 00:17:22,379
‫مشخصه که این رو بد می دونی

278
00:17:23,531 --> 00:17:24,554
‫آره بد می دونم

279
00:17:25,541 --> 00:17:27,695
‫چی شده پاول؟
‫داری روم قضاوت می کنی

280
00:17:27,816 --> 00:17:30,766
‫به خودت اجازه میدی که
‫سرگردون قوانین بشی

281
00:17:33,241 --> 00:17:35,477
‫خدایا خیلی بده
‫قبلا هرگز اینجوری نبودی

282
00:17:35,598 --> 00:17:39,526
‫- مایلی که چیزی که تو ذهنت هست رو بگی
‫- تو هرگز قبلا این رو بهم نگفته بودی

283
00:17:41,964 --> 00:17:45,672
‫این جلسه اخرمون هست
‫فکر می کردم حق تو هست که بهت بگم

284
00:17:47,235 --> 00:17:50,816
‫یادته گفته بودم اون مرد تو اون
‫جلسه اولین بارم بودش؟

285
00:17:55,007 --> 00:17:56,338
‫دیوید اولین نفر بودش

286
00:17:59,750 --> 00:18:01,024
‫و متاسفم

287
00:18:03,708 --> 00:18:05,016
‫برای چی متاسفی؟

288
00:18:06,557 --> 00:18:07,907
‫برای دروغی که بهت گفتم

289
00:18:14,068 --> 00:18:16,503
‫من یه قربانی نیستم پاول
‫اینجوری نگام نکن

290
00:18:16,623 --> 00:18:18,126
‫- من یه قربانی نیستم
‫- واقعا؟

291
00:18:18,247 --> 00:18:19,697
‫من رفتم تو تخت خوابش

292
00:18:20,237 --> 00:18:22,725
‫اون یه مرد ۴۰ ساله بود
‫به خاطر خدا

293
00:18:24,923 --> 00:18:27,489
‫اون باید تو رو می فرستاد که بری

294
00:18:29,609 --> 00:18:31,103
‫اون خیلی آقا بودش

295
00:18:31,223 --> 00:18:34,303
‫آقا بود یا نه مهم نیست
‫اون ۴۰ سالش بود

296
00:18:34,424 --> 00:18:37,874
‫یه مسئولیت اخلاقی داشت
‫بهتر رو می تونست تشخیص بده

297
00:18:39,034 --> 00:18:40,784
‫بزار ازت یه چیزی بپرسم

298
00:18:41,344 --> 00:18:42,579
‫حس می کنی...

299
00:18:44,399 --> 00:18:47,042
‫شده احساس خشمی نسبت به این
‫مرد داشته باشی؟

300
00:18:48,945 --> 00:18:50,695
‫ببین پاول همچین چیز مهمی نبودش

301
00:18:51,136 --> 00:18:53,686
‫اون بهم صدمه ای نزد
‫اصلا صدمه ای نزد

302
00:18:54,046 --> 00:18:56,123
‫- این تجاوز نبودش
‫- پدرت کجا بود

303
00:18:56,687 --> 00:18:58,038
‫تو اون موقع؟

304
00:19:00,996 --> 00:19:02,507
‫تو اتاق بغلی خواب بودش

305
00:19:02,628 --> 00:19:05,145
‫آره اما تو اون دو ماهی که دیوید...

306
00:19:05,949 --> 00:19:09,209
‫می اومدش ف پدرت اصلا نفهمید
‫چی شده؟

307
00:19:09,848 --> 00:19:12,414
‫دپرس و غمگین بودش

308
00:19:14,425 --> 00:19:16,794
‫حتی یه سال از مرگ مادرم نگذشته بود

309
00:19:16,915 --> 00:19:19,047
‫یکی رو نیاز داشت که ازش محافظت کنه
‫و حدس بزن کی؟

310
00:19:19,167 --> 00:19:20,506
‫آره می فهمم

311
00:19:20,627 --> 00:19:23,533
‫اما بچه ها قرار نیست
‫از والدینشون مراقبت کنن

312
00:19:23,654 --> 00:19:26,934
‫این مسئولیتی هست که هیچ بچه ای سزاوارش نیست

313
00:19:28,777 --> 00:19:31,247
‫از پدرت عصبانی بودی

314
00:19:33,270 --> 00:19:35,894
‫که اونجا نبود که ازت محافظت کنه

315
00:19:36,523 --> 00:19:37,873
‫برای اینکه توجهی نمی کرد؟

316
00:19:40,835 --> 00:19:42,068
‫خشمی نبود؟

317
00:19:47,380 --> 00:19:49,524
‫بزار اینجوری بگم
‫الان می تونی با پدرت حرف بزنی

318
00:19:49,774 --> 00:19:51,524
‫چی بهش می گفتی؟

319
00:19:52,682 --> 00:19:54,128
‫من هیچی برای گفتن بهش ندارم

320
00:19:54,248 --> 00:19:57,033
‫اما برای یه لحظه تصور کن
‫اگه رو در رو بشی

321
00:19:57,643 --> 00:19:58,858
‫و تو...

322
00:19:59,815 --> 00:20:02,583
‫درباره این حادثه حرف بزنی

323
00:20:03,281 --> 00:20:05,252
‫چی بهش ممکن بود که بگی؟

324
00:20:05,520 --> 00:20:07,668
‫شده با پدرت اینجوری حرف بزنی؟

325
00:20:07,789 --> 00:20:08,841
‫کاش می تونستم

326
00:20:09,083 --> 00:20:12,386
‫چون نمی تونی با پدرت حرف بزنی
‫از من می خوای که حرف بزنم؟

327
00:20:12,659 --> 00:20:14,055
‫این چیزی نیست که می خوام

328
00:20:14,755 --> 00:20:16,058
‫فکر می کنم مهمه

329
00:20:16,447 --> 00:20:19,592
‫که با پدرت درباره این حرف بزنی

330
00:20:20,616 --> 00:20:23,333
‫وقتی که هنوز ممکنه
‫نه به خاطر خودش

331
00:20:25,521 --> 00:20:26,671
‫برای خودت

332
00:20:32,053 --> 00:20:35,410
‫می تونم به غیر از آب چیزی بخورم؟

333
00:20:37,402 --> 00:20:38,952
‫سودا داری؟

334
00:20:46,109 --> 00:20:48,752
‫این همون قهوه ساز معروفه هان؟

335
00:20:48,937 --> 00:20:51,460
‫قهوه ساز مشهور آلکس اره

336
00:20:51,581 --> 00:20:52,931
‫چطور ازش استفاده می کنی؟

337
00:20:57,207 --> 00:20:58,207
‫ببخشید

338
00:21:03,603 --> 00:21:05,590
‫دیوونه قهوه است

339
00:21:08,024 --> 00:21:10,374
‫بوی خیلی خوبی میده
‫اینجور فکر نمی کنی؟

340
00:21:20,856 --> 00:21:23,227
‫می دونی اوضاع بین من و آلکس تموم شده

341
00:21:24,567 --> 00:21:25,570
‫من تمومش کردم

342
00:21:28,291 --> 00:21:29,641
‫راحت شدی؟

343
00:21:36,954 --> 00:21:38,480
‫خدایا
‫خودت رو نگاه کن

344
00:21:39,878 --> 00:21:42,232
‫چطور می تونی اینجوری زندگی کنی؟

345
00:21:42,811 --> 00:21:45,782
‫می تونی حرفی بزنی یا حرکتی نشون بدی؟

346
00:21:58,456 --> 00:22:01,024
‫می دونی شلنگ اشتباه به اون دختر وصل کردم

347
00:22:06,075 --> 00:22:08,025
‫مثل بالن بادش کردم

348
00:22:09,089 --> 00:22:11,583
‫و تقریبا کشتمش
‫می دونی چرا؟

349
00:22:15,563 --> 00:22:17,713
‫چون درباره تو فکر می کردم

350
00:22:20,430 --> 00:22:23,608
‫و فهمیدم چه تاثیر دیوونه واری روی من گذاشتی

351
00:22:25,176 --> 00:22:26,351
‫باید تموم میشد

352
00:22:37,618 --> 00:22:39,723
‫می تونیم اگه بخوای
‫درباره این حرف بزنیم

353
00:22:39,843 --> 00:22:42,368
‫و چه ناگهانی درباره زمانت بخشنده شدی

354
00:22:48,084 --> 00:22:50,100
‫می دونی ماه ها داشتم فکر می کردم
‫این هفته دیگه

355
00:22:50,220 --> 00:22:51,944
‫همون دوشنبه است

356
00:22:53,119 --> 00:22:55,844
‫بهش میگم که دوستش دارم
‫اون بهم میگه دوستم داره

357
00:22:56,827 --> 00:23:00,177
‫و جلسه ۵۰ دقیقه طول نمی کشه
‫برای همیشه ادامه پیدا می کنه

358
00:23:04,031 --> 00:23:07,269
‫و بعدش اون دوشنبه اومد
‫و من جرات گفتنش رو نداشتم

359
00:23:08,488 --> 00:23:12,158
‫و این جلسه تموم میشه
‫میرم بیرون و فکر می کنم

360
00:23:12,278 --> 00:23:13,494
‫لعنت بهش

361
00:23:15,255 --> 00:23:17,205
‫دوباره هیچی نگفتم

362
00:23:18,812 --> 00:23:22,226
‫حالا باید منتظر هفته دیگه بمونم
‫تا زندگیم شروع بشه

363
00:23:28,054 --> 00:23:29,617
‫نمی تونم ادامه بدم

364
00:23:32,064 --> 00:23:34,414
‫هر دقیقه اینجا بودن من رو متلاشی می کنه

365
00:24:30,501 --> 00:24:43,437
‫DarkTime
‫TvCenter.Cc

