1
00:00:01,040 --> 00:00:03,114
‫آنچه گذشت...

2
00:00:04,540 --> 00:00:06,411
‫مطمئنم افسونم شدی.

3
00:00:06,457 --> 00:00:09,869
‫خب، دیروز تو باشگاه تمرین کردم
‫و از رو میله پشتک زدم.

4
00:00:09,915 --> 00:00:13,327
‫،و وقتی پاهامو نگاه کردم
‫دقیق روی میله بودن.

5
00:00:13,374 --> 00:00:15,329
‫سوفی" منو نگاه کن".

6
00:00:15,375 --> 00:00:17,365
‫تو سرت چی می‌گذره.

7
00:00:17,417 --> 00:00:19,905
‫یه آدم جدید با تکیلا.

8
00:00:19,959 --> 00:00:21,286
‫با هم سکس داشتیم...

9
00:00:21,334 --> 00:00:25,244
‫تموم که شد بهم گفت انگار با یکی سکس کردم
‫که قبلا بهش تجاوز شده.

10
00:00:29,210 --> 00:00:30,371
‫مردم آزار!

11
00:00:32,628 --> 00:00:35,080
‫دوست دارم خودمو بکشم.

12
00:00:46,588 --> 00:00:49,456
‫سوفی"، اوه، خدایا".

13
00:00:59,799 --> 00:01:03,164
‫می‌دونی رنگ این رژ لب
‫منو یاد چی میندازه؟

14
00:01:03,216 --> 00:01:05,337
‫گُه سگ.

15
00:01:05,383 --> 00:01:07,538
‫باشه، "سوفی". به هم می‌رسیم.

16
00:01:07,591 --> 00:01:11,536
‫"باشه، "الیویا.
‫به همین خیال باش.

17
00:01:18,676 --> 00:01:20,998
‫باید دقیقا تا ساعت ۴ صبر کنیم؟

18
00:01:21,052 --> 00:01:23,718
‫اگه تو و اون  هیکل پلاستیکیت پاـتو توی
‫اون اتاق بذاری...

19
00:01:23,760 --> 00:01:26,045
‫هیچ وقت برنمی‌گردم اینجا. هیچ وقت.

20
00:01:26,094 --> 00:01:28,463
‫اون ازم خواسته بیام.

21
00:01:28,512 --> 00:01:32,457
‫و تو هم قول داده بودی تا وقتی که
‫اون بهت نگفته همه چی مرتبه، برنگردی باشگاه.

22
00:01:33,596 --> 00:01:37,257
‫حالا انگار میخوام اونجا رو آلوده کنم.

23
00:01:37,305 --> 00:01:40,007
‫- مطمئنم می‌کنی.
‫- اوه، "سوفی" کوتاه بیا.

24
00:01:40,055 --> 00:01:44,511
‫چرا بهش زنگ نزدی؟
‫اونا هم از این چیزا دارن که بهش میگن تلفن.

25
00:01:44,555 --> 00:01:48,798
‫،اگه بهش زنگ می‌زدم و اونم می‌گفت تو نباید تمرین کنی
‫حتما می‌گفتی دارم دروغ میگم.

26
00:01:48,848 --> 00:01:53,091
‫فقط میخوام وقتی داره بهمون جواب میده
‫منم با تو توی اتاق باشم.

27
00:01:53,849 --> 00:01:56,218
‫ما"یی وجود نداره. من دارم میرم".

28
00:01:56,266 --> 00:01:57,675
‫"سوفی".

29
00:01:58,683 --> 00:02:00,472
‫خواهش می‌کنم.

30
00:02:00,516 --> 00:02:02,387
‫تو قول دادی.

31
00:02:14,892 --> 00:02:20,100
‫:Blue August:....
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

32
00:02:34,313 --> 00:02:36,054
‫"سلام "الیویا.

33
00:02:36,106 --> 00:02:38,013
‫- خوشحالم بالاخره دیدمت.
‫- منم همینطور.

34
00:02:38,064 --> 00:02:39,686
‫بفرمایین داخل.
‫"سوفی".

35
00:02:41,773 --> 00:02:44,770
‫اشکالی نداره. من زیاد وقتتون رو نمی‌گیرم.

36
00:02:44,816 --> 00:02:48,264
‫- چرا داخل صحبت نکنیم؟
‫- نمی‌خوام مزاحمتون بشم.

37
00:02:48,316 --> 00:02:51,646
‫- مزاحم نیستین. خودم ازتون خواستم بیاین.
‫- ولی دوست ندارم تو دست و پا باشم.

38
00:02:51,691 --> 00:02:55,103
‫بهتون قول میدم اگه بیاین داخل
‫هیچ اتفاق وحشتناکی نمی‌افته.

39
00:02:55,150 --> 00:02:57,224
‫خیلی هم مطمئن نباش.

40
00:03:02,819 --> 00:03:06,018
‫سوفی" گفت اگه بیام داخل"
‫دیگه هیچ وقت برای جلسات درمانش برنمی‌گرده.

41
00:03:06,069 --> 00:03:09,268
‫- نمی‌دونم چیکار کنم.
‫- فکر کنم مشکلی نباشه. بیاین داخل.

42
00:03:20,780 --> 00:03:23,315
‫میشه لطفا کیفت رو از رو مبل برداری؟

43
00:03:42,741 --> 00:03:45,407
‫امروز از هردوتون خواستم اینجا بیاین چون...

44
00:03:45,450 --> 00:03:47,819
‫فقط بهش بگو که من می‌تونم تمرین کنم.

45
00:03:47,867 --> 00:03:50,271
‫وگرنه تو خونه پیشش زندانی میشم.

46
00:03:50,325 --> 00:03:52,362
‫اون قول داده بود که تا زمانی که شما...

47
00:03:52,410 --> 00:03:54,695
‫- تایید نکنین برنگرده باشگاه.
‫- من هیچوقت اینو نگفتم.

48
00:03:54,743 --> 00:03:57,942
‫تو ماشین خودت گفتی تا وقتی
‫پاول نگفته برنمی‌گردی.

49
00:03:57,994 --> 00:04:00,944
‫،گفتم حرف پاول رو گوش میکنم
‫نگفتم که هرچی اون گفت انجام میدم.

50
00:04:00,995 --> 00:04:03,399
‫خدای من! عین ملکه ی غرغرو می‌مونی.

51
00:04:03,453 --> 00:04:07,777
‫به نظر من این کار دیوونگی ـه که
‫تو باشگاه پشتک وارو بزنه.

52
00:04:07,829 --> 00:04:11,360
‫،یعنی، مثل آسیب جسمی نیست
‫از اون لحاظ مشکلی نداره.

53
00:04:11,413 --> 00:04:14,031
‫- مشکل تویی.
‫- درسته. مشکل منم مثل همیشه.

54
00:04:14,079 --> 00:04:17,278
‫آره، همیشه.
‫تنها مشکل بزرگ تویی.

55
00:04:20,122 --> 00:04:25,112
‫"بذار ازت یه سوالی بپرسم "سوفی.
‫خودت احساس می‌کنی برای برگشتن به تمرینات آماده ای؟

56
00:04:25,165 --> 00:04:26,326
‫بله.

57
00:04:26,373 --> 00:04:30,947
‫ولی اینم می‌تونی درک کنی که مادرت
‫یه کمی درمورد این موضوع نگرانه.

58
00:04:30,999 --> 00:04:33,665
‫اون یه جنده ی روانی ـه.
‫هیچ کس درکش نمی‌کنه.

59
00:04:33,708 --> 00:04:35,663
‫فکر کنم من درکش می‌کنم.

60
00:04:43,960 --> 00:04:47,788
‫،اگه با اون تو خونه بمونم
‫رگ دستمو می‌زنم یا فرار می‌کنم...

61
00:04:47,835 --> 00:04:49,576
‫اون وقت می‌فرستنم تیمارستان.

62
00:04:49,627 --> 00:04:52,411
‫و دفعه‌ی بعد هم تو اونجا نیستی
‫که جلومو بگیری.

63
00:04:54,920 --> 00:04:56,376
‫من فکر می‌کنم...

64
00:04:56,419 --> 00:05:01,076
‫فکر کنم مادرت درمورد آمادگی روحیت
‫برای برگشتن به تمرین نگرانه.

65
00:05:01,129 --> 00:05:03,699
‫به خاطر فشاری که موقع برگشتن
‫ممکنه بهت وارد بشه.

66
00:05:03,754 --> 00:05:05,661
‫می‌تونم با فشارش کنار بیام.

67
00:05:05,713 --> 00:05:08,117
‫اگه اینطوری نباشه که من به اونجا تعلق ندارم.
‫به خاطر دخترا نیست که میرم.

68
00:05:08,172 --> 00:05:09,961
‫چرا آه می‌کشی؟

69
00:05:10,006 --> 00:05:11,711
‫- آه نکشیدم.
‫- خودم شنیدم.

70
00:05:11,756 --> 00:05:14,244
‫- اجازه ندارم نفس بکشم؟
‫- داشتی آه می‌کشیدی.

71
00:05:14,298 --> 00:05:15,754
‫"سوفی".

72
00:05:18,673 --> 00:05:20,876
‫اگه برای المپیک تلاش نکنم...

73
00:05:20,923 --> 00:05:23,755
‫- واقعا خودمو به کشتن میدم.
‫- سوفی"، کافیه".

74
00:05:23,799 --> 00:05:27,211
‫دیگه تهدید نکن. هیچ وقت.

75
00:05:34,343 --> 00:05:35,882
‫- ممنون دکتر.
‫- خفه شو.

76
00:05:35,926 --> 00:05:37,797
‫تو باز اینجا چیکار می‌کنی؟

77
00:05:37,843 --> 00:05:40,165
‫چرا دست از دخالت کردن تو کار من برنمی‌داری
‫و به زندگی خودت نمی‌رسی؟

78
00:05:40,218 --> 00:05:43,417
‫انگار هر جا باشم مایه ی آزار تو هستم.

79
00:05:43,469 --> 00:05:45,506
‫- درسته.
‫- پولم که انگار خار نداره.

80
00:05:45,553 --> 00:05:46,962
‫من به پول تو احتیاج ندارم.

81
00:05:47,011 --> 00:05:50,127
‫چون هروقت بخوای می‌تونی
‫از پول پدرت استفاده کنی.

82
00:05:58,888 --> 00:06:01,802
‫خب، چی شد "پاول"؟
‫برم تمرین یا نرم؟

83
00:06:06,723 --> 00:06:10,171
‫الیویا"، من نگرانیت رو درک می‌کنم"...

84
00:06:10,224 --> 00:06:13,092
‫و اینکه چرا نمی‌خوای "سوفی" برگرده
‫به باشگاه.

85
00:06:14,641 --> 00:06:19,215
‫ولی من درمورد این موضوع فکر کردم.

86
00:06:20,516 --> 00:06:24,806
‫فکر کنم "سوفی" باید
‫برنامه ی تمریناتش رو ادامه بده.

87
00:06:27,143 --> 00:06:28,718
‫چی؟

88
00:06:29,809 --> 00:06:32,178
‫- شما مطمئنین؟
‫- بله.

89
00:06:33,269 --> 00:06:36,765
‫- فکر می‌کنم که باشگاه جایی ـه که...
‫- باشه، ولی...

90
00:06:37,603 --> 00:06:40,968
‫،نمی‌دونم، ببینین
‫فکر کردم بعد ار اتفاقاتی که افتاد...

91
00:06:41,020 --> 00:06:43,555
‫- کَری؟
‫- نه، "سوفی"، کَر نیستم.

92
00:06:43,604 --> 00:06:45,641
‫- پس شنیدی چی گفت؟
‫- آره، شنیدم.

93
00:06:45,687 --> 00:06:47,344
‫پس چرا هنوز داری حرف می‌زنی؟

94
00:06:50,355 --> 00:06:52,558
‫بیا، آبغوره گیری شروع شد.

95
00:06:55,730 --> 00:06:58,052
‫- من تو ماشین منتظر می‌مونم.
‫- ایول!

96
00:06:58,106 --> 00:07:00,772
‫- ترجیح میدم بمونید.
‫- اگه اون بمونه...

97
00:07:00,815 --> 00:07:03,054
‫- سوفی" خواهش می‌کنم".
‫- من بیرون می‌مونم.

98
00:07:05,815 --> 00:07:07,437
‫- "دکتر "وستون...
‫- پاول" صدام کنین".

99
00:07:07,483 --> 00:07:08,726
‫"پاول".

100
00:07:08,774 --> 00:07:13,976
‫تا حالا فرصت اینو پیدا نکردم به خاطر تاییدیه ای
‫که برای بیمارستان نوشتین تشکر کنم.

101
00:07:14,025 --> 00:07:17,521
‫اگه به خاطر شما نبود، اونا معلوم نبود
‫کمیته ی پزشکی رو تا کی طول بدن.

102
00:07:17,568 --> 00:07:19,853
‫راستش، از اون کاری که کردم خوشم نمیومد.

103
00:07:19,902 --> 00:07:23,978
‫اون یک یا دو شب ناراحت کننده رو
‫گذرونده بود، ولی...

104
00:07:24,027 --> 00:07:27,606
‫خب، به هر حال ممنون.

105
00:07:42,488 --> 00:07:45,984
‫مطمئن شو رفته.
‫ممکنه پشت در گوش وایساده باشه.

106
00:07:46,030 --> 00:07:48,565
‫سوفی"، اون پشت در نیست، اون"...

107
00:07:48,615 --> 00:07:50,404
‫رفت.

108
00:07:59,158 --> 00:08:01,610
‫امروز خیلی از خودت مطمئنی.

109
00:08:01,658 --> 00:08:03,529
‫چطور مگه؟

110
00:08:04,492 --> 00:08:07,324
‫منو می‌فرستی باشگاه
‫انگار که هیچ اتفاقی نیافتاده.

111
00:08:07,368 --> 00:08:10,650
‫خب فکر می‌کنی این اطمینانم
‫از کجا اومده؟

112
00:08:10,701 --> 00:08:13,023
‫پست سفارشی از سرزمین پیرپاتالا.

113
00:08:16,202 --> 00:08:19,816
‫مطمئنم چون فکر می‌کنم فهمیدم چرا هفته ی پیش...

114
00:08:19,869 --> 00:08:23,115
‫اون قرصا رو از دستشویی من برداشتی.

115
00:08:26,537 --> 00:08:29,534
‫"فکر کنم داشتی منو امتحان می‌کردی، "سوفی.

116
00:08:29,579 --> 00:08:31,901
‫و منم قبول شدم.

117
00:08:31,954 --> 00:08:34,987
‫به زور. ولی قبول شدم.

118
00:08:35,038 --> 00:08:37,704
‫پس شاید الان بتونی بهم اعتماد کنی.

119
00:08:37,747 --> 00:08:39,821
‫چون من بهت اعتماد دارم.

120
00:08:43,832 --> 00:08:46,746
‫یه چیزی که منو اذیت می‌کنه اینه که...

121
00:08:46,790 --> 00:08:49,871
‫چی میشد اگه تصمیم می‌گرفتی
‫آدمای دیگه رو امتحان کنی...

122
00:08:49,915 --> 00:08:51,870
‫و اونا نمی‌دونستن که این یه آزمایشه؟

123
00:08:53,125 --> 00:08:55,328
‫برام مهم نیست. می‌مُردم.

124
00:08:55,375 --> 00:08:58,372
‫فکر کنم یکی از مسائلی که
‫باید درموردش حرف بزنیم...

125
00:08:58,418 --> 00:09:01,084
‫اینه که تو مُردن رو...

126
00:09:01,126 --> 00:09:03,081
‫به کار جالب میدونی.

127
00:09:03,584 --> 00:09:05,658
‫مُردن برای تو چه معنی داره؟

128
00:09:08,043 --> 00:09:10,365
‫- آزادی.
‫- آزادی از چی؟

129
00:09:10,419 --> 00:09:12,704
‫از تو و سوالای احمقانه ـت.

130
00:09:13,462 --> 00:09:15,950
‫و دیگه چی؟

131
00:09:17,796 --> 00:09:19,252
‫مادرم.

132
00:09:19,296 --> 00:09:22,293
‫فکر می‌کنی مرگ تنها راه فرار
‫از دست مادرته؟

133
00:09:22,337 --> 00:09:24,411
‫کاملا مطمئنم که مرگ هم کاری نمیکنه.

134
00:09:24,463 --> 00:09:28,124
‫،خب، بذار اینو ازت بپرسم
‫اگه مادرت پیشت نبود...

135
00:09:28,172 --> 00:09:30,457
‫بازم دوست داشتی بمیری؟

136
00:09:31,964 --> 00:09:34,001
‫نمی‌دونم، احمق.

137
00:09:34,048 --> 00:09:36,122
‫انگار دارم تحریکت می‌کنم.

138
00:09:44,925 --> 00:09:46,334
‫"سوفی"...

139
00:09:50,676 --> 00:09:54,006
‫الان دوست داری منو بندازی بیرون...

140
00:09:54,051 --> 00:09:55,922
‫مثل همون کاری که با مادرت کردی؟

141
00:09:59,594 --> 00:10:03,539
‫مرگ دیگه برات چه معنی داره؟

142
00:10:09,429 --> 00:10:11,466
‫خواب راحت.

143
00:10:11,512 --> 00:10:13,502
‫خواب راحت یعنی چی؟

144
00:10:13,554 --> 00:10:17,215
‫- اینه که هیچ احساسی نداشته باشی.
‫- احساس به چی رو؟

145
00:10:17,263 --> 00:10:18,920
‫هرچی.

146
00:10:20,847 --> 00:10:23,631
‫وقتی میگی، هیچ احساسی نداشتن...

147
00:10:23,681 --> 00:10:26,251
‫منظورت یه جور...

148
00:10:27,557 --> 00:10:28,966
‫احساس آرامش ـه؟...

149
00:10:38,142 --> 00:10:41,756
‫جایی تو این دنیا هست که
‫توش احساس آرامش داشته باشی؟

150
00:10:43,475 --> 00:10:45,797
‫محض اطلاعت، اینجا نیست.

151
00:10:45,851 --> 00:10:48,635
‫باشه، بهم بگو وقتی اینجایی چه حسی داری.

152
00:10:53,686 --> 00:10:55,142
‫"سوفی".

153
00:10:56,937 --> 00:10:59,058
‫"سوفی".

154
00:11:02,312 --> 00:11:05,843
‫دوست داری درمورد اتفاقی که
‫هفته ی پیش افتاد حرف بزنی؟

155
00:11:10,063 --> 00:11:12,765
‫ما رسیدیم به...
‫یه قسمت آزاردهنده.

156
00:11:14,106 --> 00:11:15,930
‫جایی که...

157
00:11:17,231 --> 00:11:18,972
‫حس مهمی داشتی.

158
00:11:19,023 --> 00:11:21,097
‫و بعدش تو اتفاقی...

159
00:11:22,024 --> 00:11:24,974
‫رفتی دستشویی و خواستی
‫خودتو بفرستی تو خواب.

160
00:11:25,025 --> 00:11:26,647
‫من...

161
00:11:28,108 --> 00:11:29,351
‫ادامه بده.

162
00:11:31,900 --> 00:11:34,185
‫نمی‌تونم توصیفش کنم.

163
00:11:35,359 --> 00:11:38,108
‫- چی رو نمی‌تونی توصیف کنی؟
‫- "حسی رو که داشتم، "پاول.

164
00:11:38,151 --> 00:11:41,350
‫خدایا. همه چی رو باید توضیح داد؟

165
00:11:41,402 --> 00:11:44,518
‫- خیلی سخته.
‫- "باید سعیتو بکنی، "سوفی.

166
00:11:44,569 --> 00:11:45,598
‫خودت سعی کن.

167
00:11:45,653 --> 00:11:48,402
‫ازم می‌خوای سعی کنم چیزی رو توضیح بدم
‫که تو احساسش کردی؟

168
00:12:00,530 --> 00:12:04,026
‫سعی کردم بالا بیارم ولی چیزی نیومد.

169
00:12:11,032 --> 00:12:14,065
‫یادت میاد بعد از تصادفت گفتی...

170
00:12:15,574 --> 00:12:18,240
‫بالاخره کشتمش"؟"

171
00:12:19,658 --> 00:12:22,526
‫منظورت از این حرف چی بود؟

172
00:12:22,576 --> 00:12:24,447
‫نمی‌دونم.

173
00:12:26,576 --> 00:12:29,822
‫می‌دونی، ما هرکدوم شخصیت دوگانه ای داریم...

174
00:12:29,868 --> 00:12:32,272
‫یه سمت ضعیف و یه سمت قوی...

175
00:12:32,327 --> 00:12:34,945
‫و این دوتا دائما با هم کشمکش دارن.

176
00:12:34,993 --> 00:12:39,449
‫بعضی وقتا سمت ضعیف تر با کلک و حیله
‫برنده ی مجادله میشه.

177
00:12:40,328 --> 00:12:44,452
‫مثلا، وقتی به کسی اجازه میدی
‫کفشت رو ازت بگیره درصورتی که خودت واقعا نمی‌خوای...

178
00:12:44,495 --> 00:12:47,327
‫یا وقتی با یکی سکس می‌کنی...

179
00:12:47,371 --> 00:12:50,404
‫که واقعا نمی‌خوای سکس کنی.

180
00:12:52,747 --> 00:12:57,155
‫،ببین، وقتی ورزش می‌کنی
‫روی میله کاملا به خودت مسلط هستی.

181
00:12:57,205 --> 00:12:59,279
‫واقعا قدرتمندی.

182
00:12:59,331 --> 00:13:02,328
‫،ولی روی میله که نباشی
‫وقتی ورزش نکنی...

183
00:13:02,373 --> 00:13:07,872
‫،وقتی فقط یه دختر معمولی هستی، یا یه زن جوان
‫اون بخش از تو احساس امنیت کمتری داره.

184
00:13:07,915 --> 00:13:10,747
‫و تو انگار...

185
00:13:10,791 --> 00:13:13,990
‫چطور بگم؟...

186
00:13:14,042 --> 00:13:17,123
‫- حساس تر میشی...
‫- می‌دونم حساس یعنی چی.

187
00:13:23,210 --> 00:13:24,785
‫از این بخش خودم متنفرم.

188
00:13:24,835 --> 00:13:27,157
‫"ولی تو هردوی اینا هستی "سوفی.

189
00:13:40,171 --> 00:13:43,039
‫پس تو واقعا فکر می‌کنی
‫اشکالی نداره برگردم سر تمرینم؟

190
00:13:44,922 --> 00:13:46,544
‫آره، اشکالی نداره.

191
00:13:46,589 --> 00:13:48,663
‫ولی یه چیزی رو بدون.

192
00:13:50,297 --> 00:13:53,745
‫می‌خوام بدونی که هروقت
‫بهم احتیاج پیدا کردی...

193
00:13:53,799 --> 00:13:55,421
‫من اینجام.

194
00:13:55,465 --> 00:13:57,372
‫فقط کافیه بهم زنگ بزنی.

195
00:13:57,424 --> 00:13:58,880
‫ولی به یه شرط.

196
00:13:58,923 --> 00:14:01,920
‫می‌خوام اینو بدونی و کاملا درک کنی که...

197
00:14:01,966 --> 00:14:06,374
‫اگه حرفی از خودکشی بزنی دیگه باهات کاری ندارم.
‫می‌فهمی چی میگم؟

198
00:14:10,467 --> 00:14:13,002
‫،و اگه قبول نکنم
‫بعدش نمی‌تونم برگردم باشگاه.

199
00:14:13,051 --> 00:14:16,547
‫بعدش دیگه هیچ وقت نمی‌تونی برگردی اینجا.

200
00:14:23,428 --> 00:14:24,884
‫پس...

201
00:14:27,178 --> 00:14:29,582
‫یه قرار با هم بذاریم؟

202
00:14:39,389 --> 00:14:42,173
‫قبلش گفتی داشتم امتحانت می‌کردم.

203
00:14:42,222 --> 00:14:44,507
‫گفتی به زور قبول شدی.

204
00:14:44,556 --> 00:14:49,178
‫،حقیقت اینه که تو از اول داشتی منو امتحان می‌کردی
‫سوفی" این برای من یه جور شکست ـه"...

205
00:14:49,223 --> 00:14:53,263
‫که تو احساس کنی مجبوری
‫علاقه ی من به خودت رو آزمایش کنی.

206
00:14:53,308 --> 00:14:54,883
‫علاقه ـت؟

207
00:14:54,932 --> 00:14:56,507
‫آره.

208
00:14:56,558 --> 00:14:58,797
‫من کسی رو که دوست نداشته باشم درمان نمی‌کنم.

209
00:15:01,434 --> 00:15:05,427
‫مجبورم یه خصلتی رو
‫تو بیمارام پیدا کنم که دوست دارم...

210
00:15:05,476 --> 00:15:07,679
‫در غیر این صورت نمی‌تونم درمانشون کنم.

211
00:15:09,351 --> 00:15:13,807
‫شرط می‌بندم برای پیدا کردن بهونه ای برای
‫دوست داشتنم مجبور شدی از یه ذره بین استفاده کنی.

212
00:15:16,895 --> 00:15:19,892
‫خب، اولین روزی رو که اومدی اینجا یادمه...

213
00:15:19,937 --> 00:15:24,180
‫اومدی تو دفتر و درمورد
‫قایق ها ازم پرسیدی.

214
00:15:24,230 --> 00:15:29,563
‫بهم گفتی، "چون تو واقعیت نمی‌تونی
‫"دریانوردی کنی اینا رو گذاشتی اینجا؟

215
00:15:30,480 --> 00:15:32,635
‫"و من گفتم، "آره.

216
00:15:32,689 --> 00:15:36,634
‫و تو گفتی، "خب، شاید بهتره تو هم
‫یکی از اون دریچه های شیشه ای...

217
00:15:36,689 --> 00:15:39,852
‫که تو قایق ها کار می‌ذارن بسازی
‫".تا اینطوری بتونی دنیا رو ببینی

218
00:15:39,899 --> 00:15:42,138
‫یادت میاد؟

219
00:15:42,191 --> 00:15:44,228
‫وقتی این حرفو زدی...

220
00:15:45,691 --> 00:15:48,226
‫فکر کنم از همون موقع شروع کردم...

221
00:15:48,275 --> 00:15:50,478
‫به دوست داشتن کسی که هستی.

222
00:16:00,860 --> 00:16:03,478
‫یعنی میگی دوست داشتن آسونه.

223
00:16:03,527 --> 00:16:06,477
‫تو به آدما نمیگی "دوستت دارم"؟

224
00:16:07,861 --> 00:16:09,518
‫بابام.

225
00:16:10,570 --> 00:16:13,354
‫- اونم بهت میگه؟
‫- مجور نیست بگه.

226
00:16:16,655 --> 00:16:20,435
‫وقتی اومدم بیمارستان ملاقاتت تعجب کردم
‫که اونجا ندیدمش.

227
00:16:21,363 --> 00:16:22,985
‫دیر رسیدی.

228
00:16:25,656 --> 00:16:28,191
‫فکر می‌کنی چیکار کرده که...

229
00:16:28,240 --> 00:16:30,989
‫که عشق تو رو به دست آورده؟

230
00:16:31,032 --> 00:16:32,607
‫چرا؟

231
00:16:32,656 --> 00:16:35,855
‫شاید بتونم رازشو بدزدم
‫و بدمش به مامانت.

232
00:16:37,324 --> 00:16:39,195
‫مسخره ـست.

233
00:16:43,242 --> 00:16:45,991
‫چطوری می‌دونی دوستت داره
‫با اینکه بهت نمیگه؟

234
00:16:46,034 --> 00:16:48,071
‫نیازی به شنیدنش ندارم.

235
00:16:48,118 --> 00:16:50,273
‫کلمات مزخرف ـن. هرکی می‌تونه دروغ بگه.

236
00:16:56,536 --> 00:16:58,407
‫من عشق اونو حس می‌کنم.

237
00:16:59,369 --> 00:17:02,118
‫،و اونم منو حس می‌کنه
‫حتی وقتی خیلی ازش دور باشم.

238
00:17:11,038 --> 00:17:12,862
‫می‌خوای یه راز رو بدونی؟

239
00:17:12,913 --> 00:17:15,034
‫من باید همیشه عینک بزنم.

240
00:17:15,080 --> 00:17:18,492
‫بیشتر وقتا با دید کم راه میرم.
‫می‌دونی چرا؟

241
00:17:19,456 --> 00:17:22,619
‫- چرا؟
‫- چون خودم اینطوری ترجیح میدم.

242
00:17:22,665 --> 00:17:25,283
‫،وقتی عینک می‌زنم
‫همه چی خیلی شفاف ـه.

243
00:17:25,332 --> 00:17:27,736
‫بدون عینک، مثل این می‌مونه که...

244
00:17:27,791 --> 00:17:29,865
‫مثل اینه که همه چی پوسته ی صافی داره.

245
00:17:29,916 --> 00:17:33,364
‫پس مامان من تو چشم تو
‫باید یه سوپر مدل باشه.

246
00:17:37,542 --> 00:17:39,033
‫چرا داری اینو به من بگی؟

247
00:17:39,084 --> 00:17:42,200
‫فکر می‌کنم پدرت از راه دور به نظرت بهتره...

248
00:17:42,252 --> 00:17:44,740
‫دور و مبهم.

249
00:17:44,794 --> 00:17:50,031
‫،ولی مادرت دقیقا کنارت ـه
‫و واضحه که همین اذیتت می کنه.

250
00:17:51,794 --> 00:17:54,282
‫واقعا دیگه بسه حرف زدن.

251
00:17:56,254 --> 00:18:00,828
‫،قبل از اینکه اون هفته بیهوش بشی
‫درمورد مانکن ها یه چیزی گفتی.

252
00:18:00,880 --> 00:18:03,913
‫یه چیزی درمورد یه جلسه ی عکاسی
‫که سروقت شروع نمیشه.

253
00:18:03,963 --> 00:18:08,335
‫و یادمه بهم گفتی که
‫پدرت یه عکاس بوده.

254
00:18:08,380 --> 00:18:11,212
‫پدرت...
‫با مانکن ها کار می‌کنه؟

255
00:18:11,256 --> 00:18:13,330
‫چرا داری پای اونو میاری وسط؟

256
00:18:13,381 --> 00:18:16,378
‫بابام تنها کسی ـه تو دنیا
‫که واقعا منو دوست داره.

257
00:18:16,424 --> 00:18:18,498
‫چرا انقدر برات سخته بفهمی؟

258
00:18:22,091 --> 00:18:24,212
‫چیکار داری؟

259
00:18:24,258 --> 00:18:26,543
‫فراموش کردم بهت پول بدم
‫که حق ویزیت "پاول" رو بدی.

260
00:18:26,592 --> 00:18:30,288
‫- داشتی از پشت در گوش میدادی؟
‫- البته که نه. من تو ماشین بودم.

261
00:18:31,010 --> 00:18:33,084
‫نمی‌خوام اجازه بدم که اون
‫برگرده باشگاه.

262
00:18:33,135 --> 00:18:35,256
‫باشگاه اونو به کشتن میده.

263
00:18:35,302 --> 00:18:37,173
‫کی همچین خطری می‌کنه؟

264
00:18:37,219 --> 00:18:39,671
‫اون تقریبا پیش تو رو این مبل جون داد...

265
00:18:39,719 --> 00:18:42,835
‫و تو حالا برش می‌گردونی
‫و می‌فرستیش بره.

266
00:18:44,512 --> 00:18:46,467
‫- نه.
‫- اگه دست از سرش برنداری...

267
00:18:46,512 --> 00:18:49,628
‫میرم و دیگه هیچ وقت برنمی‌گردم.
‫میرم پیش بابا.

268
00:18:49,679 --> 00:18:51,254
‫- میری پیش بابا؟
‫- آره. میرم.

269
00:18:52,555 --> 00:18:53,584
‫خوبه. برو.

270
00:18:53,638 --> 00:18:55,675
‫- میرم.
‫- برو.

271
00:18:55,721 --> 00:18:58,387
‫بیشتر گریه کن مامان.
‫عالیه.

272
00:18:58,431 --> 00:19:01,713
‫،اگه یه مدال المپیک آوردم خونه
‫از خوشحالی تو اشکات غرقش می‌کنی.

273
00:19:01,764 --> 00:19:03,505
‫اگه یه مدال المپیک آوردی خونه...

274
00:19:03,556 --> 00:19:06,921
‫با من جلوی دکتر دیوونه ها جوری رفتار نکن
‫که انگار یه هیولام.

275
00:19:12,474 --> 00:19:13,965
‫آره!

276
00:19:14,016 --> 00:19:17,464
‫آره، فکر می‌کنم اون مسابقات دیوونگی ـه...

277
00:19:17,517 --> 00:19:20,716
‫و تو داری یه فشار باورنکردنی
‫به بدنت میاری...

278
00:19:20,768 --> 00:19:23,552
‫البته من خیلی به موفقت هات
‫افتخار می‌کنم.

279
00:19:26,893 --> 00:19:29,345
‫مگه هر مادری به دخترش افتخار نمی‌کنه؟

280
00:19:29,394 --> 00:19:32,806
‫از اون نپرس! باید بری پیش دکتر خودت
‫معالجه بشی.

281
00:19:32,853 --> 00:19:35,056
‫هیچ کس نمی‌خواد تو اینجا باشی.
‫گم شو بیرون.

282
00:19:35,103 --> 00:19:37,887
‫نه تا وقتی که بهم نگه
‫چطوری می‌تونه اونجا بشینه...

283
00:19:37,937 --> 00:19:41,433
‫- و بهت اجازه بده برگردی جایی...
‫- اجازه بده؟ تو فکر می‌کنی من مثل تو ـم؟

284
00:19:41,479 --> 00:19:45,342
‫مثل بچه هایی که برای هرکاری
‫نیاز به اجازه دارن؟

285
00:19:45,396 --> 00:19:47,765
‫اگه من بخوام تمرین کنم، می‌کنم.

286
00:19:47,814 --> 00:19:50,266
‫اگه بخوام خودمو بکشم، می‌کشم.

287
00:19:50,313 --> 00:19:55,432
‫"اگه بخوام تو بیمارستان با "سای
‫سکس کنم همونطور که تو پشت در وایسادی...

288
00:19:55,481 --> 00:19:57,555
‫اینکارو می‌کنم.

289
00:19:59,315 --> 00:20:02,183
‫- چی گفتی؟
‫- شنیدی چی گفتم.

290
00:20:04,649 --> 00:20:07,563
‫تو به اون باشگاه برنمی‌گردی.

291
00:20:09,108 --> 00:20:11,810
‫باشه. دنبال یه سنگ قبر برام بگرد.

292
00:20:12,234 --> 00:20:13,975
‫"سوفی"!

293
00:20:14,026 --> 00:20:16,940
‫من هفته ی بعد برمی‌گردم سر تمرینم
‫برای المپیک...

294
00:20:16,984 --> 00:20:19,768
‫،و اگه سعی کنی جلومو بگیری
‫دیگه هیچ وقت منو نمی‌بینی.

295
00:20:19,818 --> 00:20:23,266
‫درسته. شنیدم.
‫میری پیش پدرت.

296
00:20:23,319 --> 00:20:26,565
‫تنها عکاس سوپر مدل ها
‫تو میامی...

297
00:20:26,611 --> 00:20:28,067
‫که هیچ کس تا حالا رنگشو ندیده.

298
00:20:28,112 --> 00:20:29,901
‫اون اصلا نمی‌دونه "سوفی" بیمارستان بوده.

299
00:20:29,945 --> 00:20:31,900
‫- خفه شو!
‫- حتی بیشتر از یک ماهه که...

300
00:20:31,945 --> 00:20:33,567
‫بهش یه زنگ نزده.

301
00:20:33,612 --> 00:20:38,316
‫اون اصلا نمی‌دونه اینجا چه خبره.
‫ولی این میره پیشش، نیویورک...

302
00:20:38,364 --> 00:20:41,113
‫میامی، تیمبوکتو.

303
00:20:41,156 --> 00:20:44,319
‫پدرش اینجا نیست و این تقصیر منه!

304
00:20:44,364 --> 00:20:46,438
‫تقصیر منه چون هستم.

305
00:20:47,906 --> 00:20:51,152
‫می‌دونی، شاید اگه چند ماه ولت کنم...

306
00:20:51,199 --> 00:20:53,402
‫شاید بعدش بتونی فقط یه کمی منو هم دوست داشته باشی.

307
00:20:53,449 --> 00:20:54,988
‫آره، فقط برو!

308
00:21:30,538 --> 00:21:33,571
‫،اگه اون بخواد برای جلسات درمانی بیاد پیشت
‫باید یه فکری به حال در خروجی بکنی.

309
00:21:33,623 --> 00:21:36,111
‫با "سای" تو بیمارستان سکس داشتی؟

310
00:21:38,206 --> 00:21:41,452
‫- نه. فقط داشتم...
‫- سوفی"، تو ۱۶ سالته".

311
00:21:41,499 --> 00:21:43,156
‫هنوز بچه ای.

312
00:21:43,207 --> 00:21:48,444
‫و منم جداً به این فکر افتادم که
‫باید علیه این شخص یه اقدام قانونی انجام بدم.

313
00:21:48,500 --> 00:21:52,659
‫بهم گفتی بعد از اولین رابطه ـتون
‫دیگه هیچ ارتباط جنسی با هم نداشتین.

314
00:21:52,708 --> 00:21:54,782
‫- درسته؟
‫- آره.

315
00:21:56,251 --> 00:21:57,826
‫هیچ اتفاق دیگه ای نیافتاده.

316
00:22:04,586 --> 00:22:07,074
‫- دوست داری این اتفاق دوباره بیفته؟
‫- نه!

317
00:22:09,128 --> 00:22:12,789
‫- هنوز باید نگران تو و "سای" باشم؟
‫- نه!

318
00:22:25,505 --> 00:22:29,084
‫- چرا مامانم انقدر احساساتی ـه؟
‫- من فکر نمی‌کنم احساساتی باشه.

319
00:22:29,131 --> 00:22:31,038
‫فکر می‌کنم خیلی هم قوی ـه.

320
00:22:31,090 --> 00:22:34,704
‫همه جور مزخرفاتی بهش میگی
‫و بازم برمی‌گرده.

321
00:22:34,757 --> 00:22:37,423
‫هرکاری به خاطرت انجام میده...

322
00:22:37,466 --> 00:22:42,040
‫ولی تو هزار جور بلا سرش میاری
‫و اون هیچ وقت ازت دست نمی‌کشه.

323
00:22:42,091 --> 00:22:47,672
‫،و می‌دونم که نمی‌خوای این حرفا رو بشنوی
‫ولی فکر نمی‌کنم تو هم ازش دست بکشی.

324
00:22:56,261 --> 00:22:57,966
‫وقتموم تموم شده، نه؟

325
00:22:58,011 --> 00:23:03,001
‫چرا بهم نگفتی که پدرت نمی‌دونسته
‫که سعی کردی خودت رو بکشی؟

326
00:23:03,053 --> 00:23:05,127
‫چرا راز به این بزرگی داشتی؟

327
00:23:05,178 --> 00:23:07,215
‫بزرگ نیست. باید برم.

328
00:23:10,346 --> 00:23:12,715
‫توافقمون چی؟

329
00:23:13,888 --> 00:23:16,969
‫- بذار درموردش هفته ی بعد حرف بزنیم.
‫- نه، هفته ی بعد حرف نمی‌زنیم.

330
00:23:17,014 --> 00:23:19,169
‫توافقمون چی میشه؟

331
00:23:25,223 --> 00:23:28,919
‫تا زمانی که تو جلسات درمانی هستم
‫سعی نمی‌کنم خودمو بکشم. خوبه؟

332
00:23:28,974 --> 00:23:30,679
‫دوباره بگو.

333
00:23:32,267 --> 00:23:35,928
‫تا زمانی که تو جلسات درمانی هستم
‫سعی نمی‌کنم خودمو بکشم.

334
00:23:41,143 --> 00:23:42,422
‫باشه.

335
00:23:58,440 --> 00:24:04,420
‫:Blue August:....
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

