1
00:00:01,560 --> 00:00:04,259
‫آنچه گذشت...

2
00:00:04,307 --> 00:00:07,088
‫از یه دروغگو نباید انتظار
‫حرف حساب داشت.

3
00:00:07,138 --> 00:00:09,884
‫باید واقعا بهت دروغ بگم
‫که حساب کار دستت بیاد.

4
00:00:09,927 --> 00:00:13,751
‫تو گفتی که وقتی جیک رو برای اولین بار دیدی
‫به نظرت خیلی...

5
00:00:13,799 --> 00:00:16,001
‫- سکسی میومد.
‫- خیلی جذاب بود.

6
00:00:16,047 --> 00:00:20,202
‫،ایمی یه نیاز قوی به داشتن شغل داره
‫که مثل اینکه همین باعث حسادتت میشه.

7
00:00:20,252 --> 00:00:23,200
‫همین باعث میشه ایمی مرموز بشه و دروغ بگه.

8
00:00:23,249 --> 00:00:25,817
‫- انقدر به من نگو دروغگو.
‫- تو دروغ نگو تا منم نگم.

9
00:00:25,872 --> 00:00:27,328
‫بهش بگو بس کنه.

10
00:00:27,371 --> 00:00:30,982
‫- تو یه دروغگویی. یه دروغگوی لعنتی!
‫- خدا لعنتت کنه! بس کن!

11
00:00:31,034 --> 00:00:32,359
‫ایمی!

12
00:00:33,241 --> 00:00:35,395
‫تو یه آدم ترسویی، فهمیدی؟
‫اون برنده ـست.

13
00:00:35,447 --> 00:00:38,395
‫،اگه تو یه ذره از توانایی های بن رو داشتی
‫به تو هم علاقمند میشدم.

14
00:00:38,444 --> 00:00:40,598
‫تو یه روانی هستی.

15
00:00:40,651 --> 00:00:44,392
‫دعواهای قبلی که بینتون بوده رو هم ضبط کردی؟

16
00:00:44,439 --> 00:00:47,848
‫آره. فقط خواستم بدونی چی بین ما می‌گذره.

17
00:00:56,928 --> 00:00:59,958
‫هی.

18
00:01:00,009 --> 00:01:01,665
‫چه خبرا؟

19
00:01:03,673 --> 00:01:05,543
‫خوابیدی؟

20
00:01:09,626 --> 00:01:11,579
‫از کی اینجا بودی؟

21
00:01:11,624 --> 00:01:13,245
‫پنج دقیقه ـست.

22
00:01:14,830 --> 00:01:16,902
‫بریم داخل؟

23
00:01:16,953 --> 00:01:19,025
‫یکی داخل ـه.

24
00:01:21,740 --> 00:01:23,528
‫میشه بشینم؟

25
00:01:29,942 --> 00:01:32,309
‫ساعت چند ـه؟

26
00:01:32,356 --> 00:01:33,812
‫پنج.

27
00:01:39,725 --> 00:01:41,181
‫خب؟

28
00:01:42,431 --> 00:01:44,052
‫خب، چی؟

29
00:01:47,177 --> 00:01:49,793
‫داخل هم می‌خوای اینطوری باشی؟

30
00:01:52,755 --> 00:01:54,495
‫چطوری؟

31
00:01:57,085 --> 00:01:58,873
‫نمی‌دونم.

32
00:02:08,950 --> 00:02:16,390
‫Blue August
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

33
00:02:35,802 --> 00:02:37,874
‫خب، حالتون چطوره؟

34
00:02:37,925 --> 00:02:39,629
‫خوبیم.

35
00:02:39,673 --> 00:02:41,164
‫عالی.

36
00:02:41,214 --> 00:02:44,658
‫،قبل از اینکه شروع کنیم
‫دوست دارم درمورد هفته ی پیش حرف بزنیم.

37
00:02:44,711 --> 00:02:48,452
‫من می‌تونیم داد و بیداد ـهاتون
‫رو تحمل کنم...

38
00:02:48,499 --> 00:02:52,654
‫،ولی اصلا، به هیچ وجه
‫هرنوع خشونت فیزیکی رو طاقت نمیارم.

39
00:02:52,704 --> 00:02:54,776
‫- فهمیدین؟
‫- مشکلی نیست، پاول.

40
00:02:54,827 --> 00:02:56,946
‫ما یه هفته پیش از هم جدا شدیم.

41
00:02:58,990 --> 00:03:02,601
‫جدا شدین. از شنیدنش متاسف شدم.

42
00:03:02,653 --> 00:03:07,555
‫خب یه کم برای بازی کردن این نقش دیرـه.
‫امیدوارم احساس احمق بودن بهت دست نده.

43
00:03:07,640 --> 00:03:10,002
‫فکر کنم تو هم بدت نمیاد جیک.

44
00:03:10,003 --> 00:03:11,043
‫چرا باید از فکرای احمقانه ی تو خوشم بیاد؟

45
00:03:12,395 --> 00:03:16,053
‫- چون حس خوبی بهت میده.
‫- شنیدی من چی گفتم؟

46
00:03:16,100 --> 00:03:20,090
‫بله، شنیدم ایمی. گفتی که
‫یک هفته ـست که جدا شدین.

47
00:03:20,138 --> 00:03:22,043
‫میشه بهم بگین چرا؟

48
00:03:22,095 --> 00:03:24,048
‫اون تهدیدم کرد که منو می‌کشه.

49
00:03:26,008 --> 00:03:27,913
‫لبخند می‌زنی.

50
00:03:31,170 --> 00:03:34,781
‫- مسئولیت بزرگی گردنت ـه.
‫- چه مسئولیتی؟

51
00:03:34,834 --> 00:03:38,658
‫جوری رفتار می‌کنی که انگار نگران نیستی.
‫فکر می‌کنی اون توانایی همچین کاری رو نداره؟

52
00:03:38,706 --> 00:03:42,150
‫- فکر کنم تواناییشو داره.
‫- پس چرا لبخند میزنی؟

53
00:03:42,203 --> 00:03:45,198
‫بیمارایی داشتم که کل زندگیشون
‫در معرض خطر بودن.

54
00:03:45,242 --> 00:03:47,444
‫تو از کاه کوه ساختی.

55
00:03:49,030 --> 00:03:51,314
‫- می‌دونین چیه، من کاری به اینا ندارم.
‫- مشکلت چیه؟

56
00:03:51,361 --> 00:03:53,728
‫نمی‌شنوی چطوری داره باهامون حرف می‌زنه؟

57
00:03:53,776 --> 00:03:56,309
‫چت شده پاول؟

58
00:03:58,106 --> 00:03:59,478
‫چرا انقدر به ضد ما شدی؟

59
00:03:59,521 --> 00:04:02,386
‫- تو اینطوری برداشت کردی؟
‫- آره. خیلی هم زیاد.

60
00:04:02,435 --> 00:04:03,630
‫- باشه.
‫- چیه؟

61
00:04:05,183 --> 00:04:08,131
‫من باید کاری کنم این دشمنی رو که
‫دائما با خودتون و من دارین...

62
00:04:08,180 --> 00:04:10,168
‫کنار بذارین.

63
00:04:10,220 --> 00:04:13,547
‫- به خاطر همینه که بهت پول میدیم.
‫- پول برای من اهمیت نداره.

64
00:04:13,592 --> 00:04:15,048
‫من مریض های دیگه ای هم دارم.

65
00:04:18,588 --> 00:04:22,743
‫نمی‌فهمم. چی داری میگی؟
‫نمی‌خوای دیگه بهمون مشاوره بدی؟

66
00:04:22,793 --> 00:04:25,457
‫می‌خوام بهتون مشاوره بدم؟

67
00:04:25,499 --> 00:04:27,155
‫راستش، کار سختی ـه.

68
00:04:30,703 --> 00:04:34,740
‫این چه جور مشاوره‌ای ـه که هیچ کدوم
‫به حد و حدودش احترام نمی‌ذاره.

69
00:04:34,782 --> 00:04:38,475
‫،این بی نظمی ـه، بی احترامی ـه
‫اصلا بی فایده ـست.

70
00:04:38,529 --> 00:04:41,808
‫فهمیدین چی گفتم؟
‫شما همینو می‌خواین؟

71
00:04:47,813 --> 00:04:49,434
‫نه.

72
00:04:54,932 --> 00:04:57,335
‫عزیزم، حتی اگه مشاوره کار درستی باشه...

73
00:04:57,388 --> 00:05:00,667
‫درمانگر ما دیگه نمیخواد به کارش ادامه بده.

74
00:05:08,378 --> 00:05:13,788
‫ایمی، چرا بهم نمیگی بعد از جلسه ی
‫هفته ی پیش چه اتفاقی افتاد؟

75
00:05:13,832 --> 00:05:16,744
‫لنی رو برداشتم و رفتم پیش مادرم.

76
00:05:16,788 --> 00:05:19,534
‫بعدش جیک اومد و خواست لنی رو برگردونه خونه.

77
00:05:19,577 --> 00:05:22,241
‫- قبل از اینکه با شیرینی مسمومش کنن.
‫- اوه، خواهش می‌کنم.

78
00:05:22,283 --> 00:05:24,437
‫باید می‌دیدی چه آشغالایی به خوردش می‌دادن.

79
00:05:24,489 --> 00:05:27,519
‫،من این کارو نکردم
‫به هر حال، رفتیم تو اتاق که با هم حرف بزنیم...

80
00:05:27,570 --> 00:05:31,477
‫و بازم ماجرا جوری پیش رفت
‫که آخرش کارمون به سکس رسید.

81
00:05:31,525 --> 00:05:35,101
‫چی باعث شد که به سمت سکس برین؟

82
00:05:37,104 --> 00:05:38,760
‫چیه؟ جزئیاتشو می‌خوای؟

83
00:05:38,810 --> 00:05:42,172
‫- هرچی دوست دارین بگین.
‫- هرکاری کردیم؟

84
00:05:42,224 --> 00:05:46,344
‫به ارتباط جنسی شما علاقمندم چون
‫به عنوان یه زوج بخشی از صحبت هاتون هست.

85
00:05:47,470 --> 00:05:49,873
‫خب، چطور شد که از سکس
‫کارتون به تهدید به قتل رسید؟

86
00:05:52,299 --> 00:05:55,992
‫خودش ارضا شد.
‫منو تو خماری گذاشت.

87
00:05:56,046 --> 00:06:01,078
‫هنوز داخل من بود، و همونطور در گوشم زمزمه کرد
‫که اگه ترکش کنم، اونم منو می‌کشه.

88
00:06:07,827 --> 00:06:09,981
‫حتی به خودش زحمت نداد ازم بکشه بیرون.

89
00:06:10,949 --> 00:06:13,613
‫منزجر شده بودم.

90
00:06:13,655 --> 00:06:18,887
‫این یه واکنش غیرعادی ـه نسبت به
‫کسی که تو رو تهدید به قتل می‌کنه.

91
00:06:18,943 --> 00:06:22,270
‫- چی تو رو منزجر کرد؟
‫- بذار من بگم چی منو منزجر می‌کنه.

92
00:06:22,315 --> 00:06:25,594
‫دیدن اون و مادرش که دارن هرچی آشغاله
‫می‌چپونن تو حلقوم پسر من.

93
00:06:25,645 --> 00:06:28,426
‫باز خدا رو شکر که بچه دختر نیست.

94
00:06:28,476 --> 00:06:30,879
‫لنی باید چیکار کنه؟

95
00:06:30,932 --> 00:06:32,967
‫هیچکاری. کاری که تو با اون می‌کنی
‫منو منزجر می‌کنه.

96
00:06:33,014 --> 00:06:36,956
‫- اون ۹ سالشه، ۱۰۰ پوند وزنشه.
‫- وزنش ۱۰۰ پوند نیست.

97
00:06:37,801 --> 00:06:40,796
‫خب، لنی اضافه وزن داره؟

98
00:06:41,673 --> 00:06:45,615
‫اون یه بچه ـست. به بلوغ که برسه رشد می‌کنه.
‫منم همینطور بودم.

99
00:06:46,752 --> 00:06:49,996
‫تو... تو اضافه وزن داشتی؟

100
00:06:50,041 --> 00:06:52,361
‫آره، راز کوچولوی کثیف منه.

101
00:06:54,620 --> 00:06:56,276
‫مشکلات تغذیه ای داشته.

102
00:06:56,327 --> 00:06:59,689
‫وقتی ازدواج کردیم من لاغر بودم.
‫کی اهمیت میده ۵ سالم که بوده وزنم چقدر بوده؟

103
00:06:59,741 --> 00:07:01,694
‫قبلا بهش اشاره نکردی.

104
00:07:01,739 --> 00:07:05,942
‫در این مورد حرف نزدیم چون موضوع مهمی نیست.
‫این یه جلسه ی مشاوره ی زوجین ـه، درسته؟

105
00:07:05,985 --> 00:07:10,437
‫- کی وزنت رو کم کردی؟
‫- تو نوجوونی. همشو آب کردم.

106
00:07:11,772 --> 00:07:14,258
‫اضافه وزن لنی اذیتت می‌کنه؟

107
00:07:14,311 --> 00:07:17,057
‫خواهش می‌کنم انقدر نگو اضافه وزن داره.

108
00:07:18,724 --> 00:07:20,843
‫دوست ندارم اینطوری بهش نگاه کنم.

109
00:07:20,889 --> 00:07:23,457
‫- یه کم چربی داره که اونم می‌سوزونه.
‫- ۳۰ پوند چربی.

110
00:07:23,512 --> 00:07:25,666
‫مادرش بهش اجازه میده آبنبات بخوره و
‫تمام روز رو ایکس باکس بازی کنه...

111
00:07:25,718 --> 00:07:28,547
‫- اگه جیک با همین روند ادامه بده هیچوقت دیگه نمی‌بینتش.
‫- بهتر بود یه چرخی تو خیابون بزنه.

112
00:07:28,591 --> 00:07:31,077
‫- اون ژن یه ورزشکار رو به ارث نبرده.
‫- اوه، می‌دونستم به اینجا می‌رسه.

113
00:07:31,130 --> 00:07:33,118
‫- چاقی لنی تقصیر منه.
‫- لازم نیست بهم بگی.

114
00:07:33,170 --> 00:07:34,958
‫- من ژن ها رو براش ارث گذاشتم.
‫- آره، راستشو بخوای.

115
00:07:35,002 --> 00:07:37,037
‫نمیتونیم بدون اینکه من درمورد
‫ژن وحشتناکم سرزنش بشم...

116
00:07:37,084 --> 00:07:38,907
‫- درمورد لنی حرف بزنیم.
‫- حقیقت تلخه.

117
00:07:42,038 --> 00:07:44,110
‫پس درواقع اضافه وزن داشتن تو در گذشته...

118
00:07:44,161 --> 00:07:47,239
‫باعث به وجود اومدن جر و بحث
‫بین شما دوتا میشه؟

119
00:07:50,988 --> 00:07:53,936
‫فکر نمی‌کنین این موضوع
‫برای مشاوره مناسب باشه؟

120
00:07:53,986 --> 00:07:56,437
‫نه، نمی‌فهمم چرا داریم به این سمت میریم؟

121
00:07:56,483 --> 00:07:59,348
‫فکر کنم اونم می‌خواد درمورد
‫پسر کوچولوی چاقمون حرف بزنیم.

122
00:07:59,398 --> 00:08:03,518
‫چرا درمورد اینکه جیک چطوری
‫به لنی سرکوفت می‌زنه حرف نزنیم؟

123
00:08:04,560 --> 00:08:06,880
‫منظورش اینکه من از لحاظ اجتماعی سرکوفتش می‌زنم.

124
00:08:06,933 --> 00:08:08,010
‫لنی کتک میزنه.

125
00:08:08,057 --> 00:08:10,838
‫چون به خاطر چاق بودنش بهش می‌خندن.

126
00:08:10,888 --> 00:08:13,291
‫نه، لنی کتک میزنه چون جیک
‫بهش یاد میده که کتک بزنه.

127
00:08:13,344 --> 00:08:17,037
‫،تو مدرسه اذیتش کرده بودن
‫منم بهش یاد دادم از خودش دفاع کنه، پاول.

128
00:08:17,091 --> 00:08:21,957
‫تازه، هفته ی پیش تو هم منو زدی.
‫الانم پاول رو قانع کردی که قراره قتلی اتفاق بیفته.

129
00:08:22,003 --> 00:08:25,993
‫- تو یه نقشه برای قتل من کشیدی، یادته؟
‫- کشیده بودم ولی دلم به حال پاول سوخت.

130
00:08:26,041 --> 00:08:27,911
‫قبلا یه بار مبلش رو خراب کردیم.

131
00:08:28,622 --> 00:08:29,994
‫درسته.

132
00:08:34,701 --> 00:08:36,985
‫می‌تونین اینجا یه الگو رو ببینین؟

133
00:08:37,032 --> 00:08:38,985
‫که برای همدیگه چیکار می‌کنین؟

134
00:08:40,029 --> 00:08:43,557
‫به حساس ترین موضوعات اشاره میکنین
‫و فقط سرسری ازش میگذرین.

135
00:08:43,610 --> 00:08:46,439
‫،بعضی وقتا می‌خندین
‫بعضی وقتا آزارتون میده.

136
00:08:46,482 --> 00:08:48,766
‫ولی احساس نمی‌کنین اینطوری
‫براتون سخت تره تا اینکه...

137
00:08:48,813 --> 00:08:51,512
‫حس واقعیتون رو بروز بدین؟

138
00:08:51,561 --> 00:08:54,390
‫تو فکر می‌کنی تهدید کردن اون
‫برام سرگرم کننده ـست؟

139
00:08:55,225 --> 00:08:56,337
‫جیک...

140
00:08:56,390 --> 00:08:58,462
‫واقعا اینکارو می‌کنی؟

141
00:08:58,513 --> 00:09:00,964
‫می‌خوای الان زنگ بزنی به پلیس؟

142
00:09:01,011 --> 00:09:02,040
‫ممکنه.

143
00:09:03,676 --> 00:09:07,713
‫- قانونی درمقابلش نیست؟
‫- درمقابل تهدید شخصی که تو زندگیته؟

144
00:09:07,755 --> 00:09:10,620
‫نه، درمقابل داشتن مسئولیت درمورد
‫حرفایی که بیمارات بهت میگن.

145
00:09:10,670 --> 00:09:13,121
‫اونا جرم های جدی رو انجام نمیدن.

146
00:09:14,291 --> 00:09:16,363
‫محض اطلاعت.

147
00:09:21,036 --> 00:09:23,865
‫ولی حداقل خوبه که
‫به خودتون میگین بیمار.

148
00:09:23,908 --> 00:09:26,689
‫- اینم یه جور پیشرفت ـه.
‫- تواضعت خیلی حال به هم زنه پاول. واقعا میگم.

149
00:09:26,739 --> 00:09:29,059
‫یکی باید یه درس درست و حسابی بهت بده.

150
00:09:29,112 --> 00:09:32,142
‫اینم یه تهدید دیگه ـست؟
‫خیلی دیگه داری زیاده روی می‌کنی.

151
00:09:32,193 --> 00:09:34,892
‫به زحمت دارم جلوی خودمو می‌گیرم.

152
00:09:34,940 --> 00:09:36,893
‫امروز چت شده پاول؟

153
00:09:36,939 --> 00:09:41,343
‫،دارم سعی می‌کنم کاری کنم که گوش کنین
‫واقعا گوش کنین به حرفایی که خودتون دارین می‌زنین.

154
00:09:41,393 --> 00:09:45,548
‫بذارین یه سوال ازتون بپرسم.
‫تا حالا جیک از لحاظ فیزیکی تو رو تهدید کرده؟

155
00:09:45,598 --> 00:09:46,840
‫نه.

156
00:09:48,429 --> 00:09:50,749
‫من واقعا منظورم این نبود که می‌کشمش، باشه؟

157
00:09:50,802 --> 00:09:53,288
‫- همینطوری از دهنم در رفت.
‫- دقیقا بهت چی گفت؟

158
00:09:53,341 --> 00:09:55,909
‫".گفت، "اگه ترکم کنی، می‌کشمت

159
00:09:55,964 --> 00:09:58,036
‫- منظورت همین بود واقعا؟
‫- معلومه که نه!

160
00:09:58,087 --> 00:10:00,159
‫نمی‌خوام بکشمش.

161
00:10:01,584 --> 00:10:03,489
‫این هفته.

162
00:10:04,748 --> 00:10:07,660
‫منظورت چیه؟
‫می‌خوای چی بگی؟

163
00:10:10,909 --> 00:10:14,236
‫،و تو ایمی، گفتی نترسیدی
‫ولی احساس انزجار کردی.

164
00:10:14,281 --> 00:10:16,980
‫- بله.
‫- منظورت از "انزجار" چیه؟

165
00:10:17,029 --> 00:10:20,024
‫تو چی فکر می‌کنی پاول؟
‫بگو تو چه فکری می‌کنی.

166
00:10:20,068 --> 00:10:23,181
‫اول اومد داخل من شد و بعدش
‫گفت که می‌خواد منو بکشه.

167
00:10:23,232 --> 00:10:26,227
‫فکر می‌کنی از چی منزجر شدم؟

168
00:10:27,353 --> 00:10:32,503
‫جیک، خودت اون خشونتی رو که
‫تو تهدیدت هست حس می‌کنی؟

169
00:10:32,557 --> 00:10:35,717
‫متوجه هستی که اون می‌تونست
‫حکم جلب ـت رو درخواست کنه؟

170
00:10:39,218 --> 00:10:42,213
‫فکر کنم می‌دونین دارم
‫درمورد چی حرف می‌زنم.

171
00:10:44,131 --> 00:10:45,919
‫باشه.

172
00:10:45,962 --> 00:10:49,869
‫".اگه... اگه ترکم کنی، می‌کشمت"

173
00:10:51,832 --> 00:10:55,111
‫ما روی بخش دوم این جمله تمرکز کرده بودیم...

174
00:10:55,163 --> 00:10:58,360
‫ولی بذارین یه نگاهی هم به جمله ی اول داشته باشیم.
‫".اگه ترکم کنی"

175
00:11:00,408 --> 00:11:03,568
‫از نظر من اینطوره که...
‫تو ترسیدی.

176
00:11:03,614 --> 00:11:06,526
‫می‌ترسی که اگه ایمی تو رو
‫ترک کنه، چه اتفاقی برات بیفته.

177
00:11:06,570 --> 00:11:09,897
‫شاید ترس از دست دادن زندگیت.

178
00:11:09,942 --> 00:11:11,563
‫که...

179
00:11:11,607 --> 00:11:13,311
‫میمیری.

180
00:11:26,802 --> 00:11:29,039
‫خیلی خوب، بذارین چند لحظه اینو کنار بذاریم.

181
00:11:29,092 --> 00:11:32,750
‫دوست دارم برگردیم به موضوعی
‫که پیش تر داشتیم درموردش حرف می‌زدیم.

182
00:11:32,797 --> 00:11:37,912
‫دوست داری درمورد خاطرات کودکیت
‫حرف بزنی؟ اضافه وزن داشتنت؟

183
00:11:39,000 --> 00:11:40,870
‫بهش فکر نمیکنم.

184
00:11:40,915 --> 00:11:43,117
‫من تو زندگیم رو به جلو حرکت می‌کنم.

185
00:11:43,163 --> 00:11:46,276
‫و این لازمه که تحلیل بشه، پاول؟

186
00:11:47,243 --> 00:11:50,487
‫یعنی میگی که بچه ی با اعتماد به نفسی بودی؟

187
00:11:50,532 --> 00:11:54,225
‫راستش نه.
‫دارم میگم اضافه وزن داشتم و از این بابت خجالت می‌کشیدم...

188
00:11:54,278 --> 00:11:56,148
‫و به هر حال بزرگ شدم و الانم خوبم.

189
00:11:56,194 --> 00:11:58,762
‫،بیشتر از خوب
‫و لنی هم همینطور میشه.

190
00:11:59,524 --> 00:12:03,265
‫هفته ی پیش گفتی جیک و دوستاش
‫آدمای بدبختی هستن.

191
00:12:03,312 --> 00:12:05,016
‫آره، هستن.

192
00:12:05,061 --> 00:12:10,425
‫شاید اینطوری برات راحت ـه که جیک رو
‫،همونطور که خودت گفتی، بدبخت تصور کنی

193
00:12:10,473 --> 00:12:12,545
‫یه آدم شکست خورده.

194
00:12:12,596 --> 00:12:14,501
‫چرا؟

195
00:12:14,553 --> 00:12:18,922
‫شاید چون بهت کمک میکنه
‫رو احساس ناامنیت سرپوش بذاری.

196
00:12:22,213 --> 00:12:25,042
‫،فکر میکنم وقتی اون تو تخت تهدیدت کرده
‫یه جورایی داشته نشون میداده...

197
00:12:25,085 --> 00:12:28,329
‫،مأیوسانه بهت احتیاج داره
‫گرچه روش ترسناکی رو برای ابرازش انتخاب کرده.

198
00:12:28,374 --> 00:12:31,701
‫ولی من فکر میکنم آسیب پذیری جیک باعث شده...

199
00:12:31,746 --> 00:12:34,906
‫که تو به همین خصلت بدبخت بودنش
‫وابسته بشی.

200
00:12:38,407 --> 00:12:40,479
‫و تو اینو نمیخوای.

201
00:12:44,319 --> 00:12:48,060
‫پس داری میگی من یه آدم شکست خورده ـم
‫چون عزت نفس ندارم؟

202
00:12:48,107 --> 00:12:52,641
‫شاید این راهی ـه که احاساسات منفی رو
‫درمورد خودت پس بزنی.

203
00:12:52,686 --> 00:12:53,928
‫نه.

204
00:12:59,805 --> 00:13:02,208
‫من طلاق میخوام.

205
00:13:49,804 --> 00:13:52,585
‫باشه. لنی پیش من می‌مونه.

206
00:13:56,090 --> 00:13:59,002
‫تو فکر میکنی میذارم لنی پیش تو بمونه...

207
00:13:59,046 --> 00:14:01,200
‫تا بتونی تبدیلش کنی به
‫یه سیب زمینی چاقالو...

208
00:14:01,252 --> 00:14:04,661
‫- فقط به خاطر اینکه میخوای تغییر ایجاد کنی؟
‫- من نمیخوام تغییر ایجاد کنم.

209
00:14:04,708 --> 00:14:06,412
‫من زندگیمو میخوام.

210
00:14:06,456 --> 00:14:09,818
‫- و لنی به من احتیاج داره...
‫- به منم احتیاج داره.

211
00:14:12,992 --> 00:14:17,147
‫لعنت بهت ایمی. از جون من چی میخوای؟
‫ها؟ چی میخوای؟

212
00:14:24,607 --> 00:14:26,642
‫هیچی.

213
00:14:26,689 --> 00:14:29,518
‫فقط بذار به خوبی تموم بشه جیک.
‫خواهش میکنم.

214
00:14:29,561 --> 00:14:32,047
‫این کار چه خوبی داره؟

215
00:15:25,055 --> 00:15:27,339
‫من... اتفاقی با یه زوج آشنا شدم...

216
00:15:27,386 --> 00:15:32,962
‫که... که بعد از اینکه تصمیم
‫به طلاق گرفتن به جلسات مشاوره رفتن...

217
00:15:34,464 --> 00:15:37,494
‫و در آخر تصمیمشون بر این شد...

218
00:15:37,544 --> 00:15:39,698
‫که با هم بمونن.

219
00:15:41,083 --> 00:15:43,616
‫الان اینطور نیست، پاول.

220
00:15:43,664 --> 00:15:47,606
‫خب، تنها دلیلی که بهش اشاره کردم
‫اینه که میخوام بدونین...

221
00:15:47,661 --> 00:15:54,445
‫،حتی وقتی طلاق اتفاق می‌افته
‫بازم همه چی تموم نشده.

222
00:15:54,488 --> 00:15:57,897
‫- داری سعی میکنی نظرمون رو عوض کنی؟
‫- نظر تو رو.

223
00:15:59,650 --> 00:16:01,722
‫این زن و شوهر اختلاف داشتن.

224
00:16:01,774 --> 00:16:04,852
‫حتی نمیتونستن با همدیگه
‫مودبانه حرف بزنن.

225
00:16:04,896 --> 00:16:07,382
‫- تو تخت های جداگونه میخوابیدن.
‫- چرا؟

226
00:16:09,808 --> 00:16:11,429
‫به خاطر یه جور عشقبازی بود که...

227
00:16:11,473 --> 00:16:14,586
‫- کی خیانت کرده بود؟
‫- راستش منظورم این نیست.

228
00:16:14,637 --> 00:16:17,205
‫تو رابطه ی ما خیانتی نبوده.

229
00:16:17,260 --> 00:16:19,497
‫اینطوری نتیجه گیری نکن ایمی.

230
00:16:19,550 --> 00:16:23,374
‫حرفی که سعی دارم بزنم اینه که
‫میدونم اوضاع چطوریه.

231
00:16:24,421 --> 00:16:26,989
‫بعضی وقتا آدما مجبورن
‫این اصل رو رعایت کنن...

232
00:16:27,043 --> 00:16:30,487
‫تا بدونن که واقعا برای همدیگه
‫چه معنی دارن.

233
00:16:33,871 --> 00:16:35,859
‫من دیگه نمیتونم این کارو بکنم.

234
00:16:40,532 --> 00:16:45,860
‫فکر نمیکنین هنوزم چندتا
‫وجه مثبت تو رابطه ی شما وجود داره؟

235
00:16:47,109 --> 00:16:48,565
‫مثلا چی؟

236
00:16:48,608 --> 00:16:52,847
‫،تهدید به قتل، شک داشتن
‫ضبط صدا، تعقیب کردن، چی؟

237
00:16:52,896 --> 00:16:56,720
‫خب، بعضی وقتا می‌بینم
‫که به یه بهونه هایی به هم نگاه میکنین...

238
00:16:56,768 --> 00:16:59,052
‫با هم میخندین.

239
00:16:59,099 --> 00:17:03,468
‫و... با اومدن هر هفته ـتون به اینجا
‫خیلی تلاش میکنین...

240
00:17:03,512 --> 00:17:05,584
‫که رابطه ـتون رو حفظ کنین.

241
00:17:07,800 --> 00:17:10,960
‫ایمی داری بهم خیانت میکنی؟

242
00:17:12,046 --> 00:17:13,418
‫نه.

243
00:17:13,462 --> 00:17:16,741
‫پس چرا پاول داره درمورد
‫اون یکی زن و شوهر باهامون حرف میزنه؟

244
00:17:18,499 --> 00:17:20,287
‫- این ماجرای خودت بود؟
‫- نه.

245
00:17:20,331 --> 00:17:22,568
‫معلومه که ماجرای خودش بوده.
‫مسأله این نیست.

246
00:17:22,620 --> 00:17:24,573
‫اون خودش بهت گفت
‫که داره بهت خیانت میکنه؟

247
00:17:24,619 --> 00:17:27,697
‫- فکر کنم همه چی رو شنیدم.
‫- من خیانت نمیکنم.

248
00:17:31,738 --> 00:17:33,608
‫هیچ کدومتون حواستون نیست.

249
00:17:33,653 --> 00:17:36,648
‫هردوتون سخت مشغول حمله کردن
‫به همدیگه هستین.

250
00:17:36,692 --> 00:17:38,764
‫ازتون میخوام به حرفم گوش کنین.

251
00:17:38,815 --> 00:17:42,059
‫می‌خوام هرکدومتون اشتباهات خودتون رو
‫گردن بگیرین...

252
00:17:42,104 --> 00:17:45,928
‫نه اینکه همش دنبال اشتباهات
‫طرف مقابلتون باشین.

253
00:17:45,975 --> 00:17:48,047
‫و اینکه تمام مدت رو جبهه نگیرین.

254
00:17:48,099 --> 00:17:53,331
‫جبهه میگیریم؟ من اومدم اینجا تا ازدواجم رو
‫نجات بدم حالا تو بهم میگی اون با یکی رابطه داره؟

255
00:17:53,386 --> 00:17:55,126
‫اون اصلا اینو نگفت.

256
00:17:55,176 --> 00:17:59,461
‫- پس تو به خاطر نجات ازدواجت اینجایی.
‫- نه، چون عاشق چشم و ابروی توام.

257
00:17:59,505 --> 00:18:04,158
‫تو به خاطر نجات ازدواجت اینجا هستی.
‫اینو گفتی. حالا همینو به ایمی بگو.

258
00:18:04,210 --> 00:18:06,613
‫جیک، به همسرت نگاه کن...

259
00:18:07,915 --> 00:18:09,571
‫و بهش بگو.

260
00:18:32,186 --> 00:18:34,174
‫جیک، ما دائما در حال دعوا کردنیم.

261
00:18:35,599 --> 00:18:38,085
‫اگه با هم بمونیم بعدش دیگه
‫دعوا نمیکنیم.

262
00:18:38,139 --> 00:18:42,460
‫اگه با هم بمونیم، نمیتونیم دست از این کارامون برداریم.
‫حتی پاول هم اعتراف کرد.

263
00:18:51,086 --> 00:18:53,998
‫همه ی این مشاوره ها برای چی بود؟ ها؟

264
00:19:01,618 --> 00:19:03,488
‫نمیدونم چیکار کنم.

265
00:19:03,534 --> 00:19:05,322
‫پاول، چیکار باید بکنم؟

266
00:19:06,531 --> 00:19:08,982
‫با همسرت حرف بزن. به ایمی بگو.

267
00:19:33,341 --> 00:19:35,874
‫- ایمی، میخوام یه چیزی بهت بگم...
‫- جیک، بسه.

268
00:19:35,922 --> 00:19:39,166
‫،نه، گوش کن
‫میخوام یه چیزی بهت بگم.

269
00:19:44,581 --> 00:19:46,735
‫نمیخوام ترکم کنی.

270
00:19:49,619 --> 00:19:51,691
‫نمیخوام از دستت بدم.

271
00:19:53,157 --> 00:19:55,229
‫نمیخوام ترکم کنی.

272
00:20:05,980 --> 00:20:09,472
‫یه هفته ـست نخوابیدم.
‫نمیتونم بخوابم. نمیتونم چیزی بخورم.

273
00:20:09,518 --> 00:20:11,590
‫نمیدونم چیکار کنم.

274
00:20:13,015 --> 00:20:16,922
‫ولی واقعا... نمیخوام منو ترک کنی.

275
00:20:20,426 --> 00:20:24,581
‫خواهش میکنم ترکم نکن.
‫خواهش میکنم ترکم نکن.

276
00:20:37,120 --> 00:20:39,404
‫خواهش میکنم ترکم نکن.

277
00:21:10,560 --> 00:21:18,551
‫Blue August
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

