1
00:00:01,000 --> 00:00:02,991
‫آنچه در "تحت درمان" گذشت

2
00:00:03,834 --> 00:00:05,457
‫خب ، دیوید اولین نفرم بود.
‫<font color="orange"></font>

3
00:00:05,501 --> 00:00:09,081
‫طوری نگام نکن ، انگار من قربانی هستم.
‫من بودم که رفتم توی تخت اون

4
00:00:09,127 --> 00:00:11,414
‫به خاطر خدا ، اون یه مرد ۴۰ ساله بود.

5
00:00:11,461 --> 00:00:14,128
‫پدرت خبر نداشت که چی داشت اتفاق می افتاد؟

6
00:00:14,171 --> 00:00:15,913
‫اون توی اتاق بغلی خوابیده بود.

7
00:00:15,963 --> 00:00:22,707
‫به نظر من ، خیلی مهمه تا زمانی که میتونی
‫در مورد این مسئله با پدرت حرف بزنی.

8
00:00:23,882 --> 00:00:27,331
‫میدونی رابطه ی بین من و الکس تموم شد؟

9
00:00:27,383 --> 00:00:29,290
‫من تمومش کردم

10
00:00:30,801 --> 00:00:32,708
‫نمیتونم ادامه بدم ، پاول.

11
00:00:32,760 --> 00:00:35,877
‫هر دقیقه اینجا بودن ، من رو خورد میکنه

12
00:00:45,931 --> 00:00:47,554
‫بابایی؟

13
00:01:27,070 --> 00:01:39,196
‫<font color="#۳۳۶۶۹۹">
‫: زیرنویس
‫pepero</font>

14
00:01:40,616 --> 00:01:44,406
‫<font color="#۳۳۶۶۹۹">
‫لورا - دوشنبه ساعت ۹ صبح</font>

15
00:01:57,288 --> 00:01:58,994
‫بله ، سلام.

16
00:02:00,456 --> 00:02:02,945
‫نه ، دارم میرم یه جایی.

17
00:02:02,998 --> 00:02:05,072
‫نه ، نبریدش به بخش.

18
00:02:06,749 --> 00:02:08,787
‫نه ، معلومه که نه

19
00:02:09,875 --> 00:02:14,699
‫چون دمای بدنش یکم بالاست
‫و من نمیخوام که از کنترل خارج بشه.

20
00:02:14,752 --> 00:02:19,327
‫فقط بهشون بگو ، تا وقتی که من میام مواظبش باشند
‫فقط مواظب تبش باشید

21
00:02:20,712 --> 00:02:22,454
‫یه ساعت و نیمِ دیگه

22
00:02:23,046 --> 00:02:26,910
‫کارم خیلی مهمه.
‫میتونم روت حساب کنم؟

23
00:02:28,465 --> 00:02:30,539
‫باشه

24
00:02:30,590 --> 00:02:32,711
‫باشه خداحافظ.

25
00:02:32,758 --> 00:02:34,381
‫سلام
‫<font color="#CCCCCC">سلام</font>

26
00:02:35,842 --> 00:02:38,876
‫بفرمائید ، واسه شماست

27
00:02:38,927 --> 00:02:40,005
‫چی هست؟

28
00:02:40,052 --> 00:02:43,916
‫یه فروشگاه محصولات کشاورزی پهلوی بیمارستان هست.

29
00:02:43,970 --> 00:02:45,760
‫شیره افرا
‫<font color="orange">شیره ی درخت افرا ، ماده ای شبیه و هم مزه با عسل است
‫با این تفاوت که گرانتر است</font>

30
00:02:45,804 --> 00:02:48,174
‫بهترین نوع توی "ورمنت"ه
‫<font color="#CCCCCC">پاول : ممنون</font>
‫<font color="orange">ورمنت = ایالتی در شمال شرقی آمریکا</font>

31
00:02:48,221 --> 00:02:51,422
‫خواهش میکنم.
‫بچه هات حتما پنکیک میخورن ، درسته؟

32
00:02:52,431 --> 00:02:53,628
‫بله

33
00:02:58,600 --> 00:02:59,927
‫بیا توو

34
00:03:01,267 --> 00:03:02,297
‫ممنون

35
00:03:07,561 --> 00:03:11,093
‫ممنون که قبول کردی من رو ببینی
‫وقتی صبح بهت زنگ زدم

36
00:03:11,145 --> 00:03:14,641
‫فکر کردم ، ساعت هنوز هشت هم نشده.
‫لابد همه رو از خواب بیدار کردم.

37
00:03:14,688 --> 00:03:17,603
‫اینجا ساعت ۸ ، عین سیرک میمونه.

38
00:03:19,898 --> 00:03:21,474
‫کسی نبود تا باهاش حرف بزنم.

39
00:03:22,608 --> 00:03:26,519
‫حتی به اندرو هم زنگ زدم
‫اما اون هیچوقت بعدش تماس نگرفت ، به هر حال ممنون.

40
00:03:30,527 --> 00:03:32,980
‫فکر کردم ساعتم پر شده.

41
00:03:33,028 --> 00:03:36,229
‫ساعت تو  پر نشده. پدرت حالش چطوره؟

42
00:03:36,279 --> 00:03:39,231
‫هنوز توی "آی.سی.یو" هست؟

43
00:03:40,614 --> 00:03:45,486
‫تبش بالاست و اونها میخواستند ببرنش به
‫بخش بیماران عمومی ، اما...

44
00:03:45,532 --> 00:03:51,198
‫میخوام تا جایی که ممکنه اونجا نگه اش دارم
‫تا تحت مراقبت تک تک پرستارا باشه.

45
00:03:57,286 --> 00:03:59,988
‫خیلی کوچیک به نظر میاد ، میدونی؟

46
00:04:00,037 --> 00:04:02,075
‫خیلی کوچیک

47
00:04:04,913 --> 00:04:06,987
‫انگار توی اون تخت بزرگ ، گم شده.

48
00:04:10,748 --> 00:04:13,912
‫به سختی میتونی بدنش رو ببینی.

49
00:04:17,959 --> 00:04:20,033
‫مثل "ای.تی"ها شده
‫<font color="orange">ET = همون موجودات فضایی با بدن های لاغر و چشم های درشت</font>

50
00:04:24,336 --> 00:04:27,003
‫حتماً با خودت میگی ، باید مقاوم تر باشم ، نه؟

51
00:04:27,045 --> 00:04:30,992
‫قبلاً کسائی رو دیده بودم که مثل جن کوچیک شدن
‫<font color="orange">کنایه از کم شدن بسیار وزن بدن</font>

52
00:04:34,590 --> 00:04:36,664
‫اما پدرم رو نه.

53
00:04:44,635 --> 00:04:48,676
‫به حرفت گوش کردم
‫و راجبه دیوید باهاش حرف زدم.

54
00:04:49,553 --> 00:04:52,124
‫وقتی هفته پیش از اینجا رفتم
‫باهاش تماس گرفتم

55
00:04:52,179 --> 00:04:54,668
‫خوشحال بود که صدام رو میشنید

56
00:04:55,847 --> 00:04:59,462
‫یه ماهی میشد که همدیگه رو ندیده بودیم

57
00:04:59,514 --> 00:05:03,212
‫رفتم خونش
‫و اون غذا سفارش داد

58
00:05:03,266 --> 00:05:06,348
‫پدرم هیچوقت غذا سفارش نداده بود.
‫نمیدونست چطور اینکار رو بکنه

59
00:05:06,392 --> 00:05:10,433
‫قسم میخورم نصف غذاهای منو رو سفارش داده بود.
‫اغراق نمی کنم.

60
00:05:14,311 --> 00:05:17,973
‫منظور خوبی داشت ، اما نمیدونست که من چه غذایی دوست دارم.

61
00:05:18,896 --> 00:05:20,851
‫تو میدونی بچه هات چی دوست دارند؟

62
00:05:21,772 --> 00:05:24,439
‫منظورت غیر از پنکیکه؟

63
00:05:26,773 --> 00:05:29,344
‫وقتی در مورد دیوید بهش گفتم ، گفت...

64
00:05:32,984 --> 00:05:34,690
‫"فکرش رو میکردم"

65
00:05:35,568 --> 00:05:40,522
‫توی آشپزخونه نشسته بودیم و با کلی غذای سفارشی
‫محاصره شده بودیم ، حدوداً ۲۰ تایی بود

66
00:05:40,570 --> 00:05:44,351
‫اون فقط غذاش رو از یه طرف بشقاب به طرف دیگه برد

67
00:05:44,404 --> 00:05:49,395
‫و اون روی توی خردل فرو برد
‫و بدون اینکه بهم نگاه کنه ، گفت، "فکرش رو میکردم"ء

68
00:05:57,492 --> 00:05:59,150
‫کل داستان رو براش گفتی؟

69
00:05:59,201 --> 00:06:01,026
‫آره

70
00:06:01,076 --> 00:06:04,987
‫کم و بیش ، منظور اینه که ، بهش گفتم
‫توی خونه خودمون با دیوید خوابیدم

71
00:06:05,036 --> 00:06:10,074
‫ازم پرسید که بعدها دوباره اینکار رو کردید؟
‫و من گفتم ، نه فقط یه چیزی بود که گذشت

72
00:06:11,497 --> 00:06:14,698
‫اتفاقی برای من نیافتاده که بخواد نگرانم باشه

73
00:06:14,748 --> 00:06:18,743
‫فقط توی روان درمانی ام به این نتیجه رسیدیم
‫و فکر کردم که باید در این رابطه باهاش حرف بزنم

74
00:06:18,791 --> 00:06:24,914
‫انگار پدرت زیاد تعجب نکرد

75
00:06:27,127 --> 00:06:29,201
‫چه احساسی راجبِ این قضیه داری؟

76
00:06:30,044 --> 00:06:34,951
‫اینکه شاید اون همیشه میدونسته
‫و حرفی راجع بهش نزده؟

77
00:06:36,838 --> 00:06:38,379
‫من اینطور برداشت نکردم.

78
00:06:40,048 --> 00:06:46,538
‫ببین پاول ، درد و شوک این خبر خیلی بد بود
‫اگر از قبل چیزی میدونست ، فوراً واکنش نشون میداد

79
00:06:46,591 --> 00:06:49,080
‫منحرف کردن این شوک...

80
00:06:51,718 --> 00:06:53,958
‫عادت های قدیمی به سختی ترک میشن ، درسته؟

81
00:06:54,011 --> 00:06:58,835
‫توی میتونی من رو از دوره روان درمانی خارج کنی
‫اما نمی تونی بدون روان درمانی ، گفتگو کنی

82
00:07:12,933 --> 00:07:16,264
‫خنده داره ، احساسات متفاوت اند.

83
00:07:17,643 --> 00:07:20,476
‫اصلاً احساس نمیکنم که یک ساله میام اینجا.

84
00:07:27,730 --> 00:07:29,721
‫این کفش ها جدیدن؟

85
00:07:29,772 --> 00:07:31,976
‫اینا؟ نه ، توی گنجه پیداشون کردم

86
00:07:32,023 --> 00:07:37,105
‫از یادم رفته بودن.
‫قبل از اینکه ازدواج کنم ، میپوشیدمشون

87
00:07:37,150 --> 00:07:37,851
‫قشنگن

88
00:07:37,900 --> 00:07:39,974
‫آره؟

89
00:07:48,195 --> 00:07:49,985
‫واقعاً خوشحال شدم که زنگ زدی

90
00:07:50,029 --> 00:07:53,561
‫جداً؟

91
00:07:53,614 --> 00:07:55,688
‫چیه ، دلت برام تنگ شده بود؟

92
00:07:58,282 --> 00:07:59,561
‫آره

93
00:08:03,075 --> 00:08:05,564
‫حتی بعد از اون پایان نمایشی هفته ی قبل؟

94
00:08:05,617 --> 00:08:07,110
‫آره

95
00:08:08,535 --> 00:08:10,442
‫جداً؟

96
00:08:11,078 --> 00:08:13,152
‫آره

97
00:08:13,203 --> 00:08:21,779
‫به نظرم ، تصور اینکه دیگه نبینمت
‫تا حدودی من رو ترسوند

98
00:08:22,873 --> 00:08:25,444
‫از دست دادن یه بیمار ، انقدر مسئله ی بزرگیه؟

99
00:08:28,292 --> 00:08:30,615
‫از دست دادن تو ، مسئله ی بزرگیه.

100
00:08:37,878 --> 00:08:39,999
‫با این حرفام ، نگرانت کردم؟
‫<font color="#CCCCCC">لورا : نه</font>

101
00:08:40,045 --> 00:08:43,707
‫فقط نمیدونم که چرا داری اینا رو میگی.
‫منظورم اینه که، چرا حالا؟

102
00:08:46,172 --> 00:08:47,713
‫داری کلک میزنی؟

103
00:08:47,756 --> 00:08:50,209
‫چرا باید بهت کلک بزنم؟

104
00:08:50,257 --> 00:08:52,497
‫فقط نمیدونم که چرا اینارو میگی.

105
00:08:52,550 --> 00:08:55,418
‫صادقانه بگم ، حرفات رو باور نمیکنم

106
00:08:55,467 --> 00:08:57,458
‫این حقیقته ، لورا

107
00:08:58,677 --> 00:09:01,510
‫دارم سعی میکنم احساسم نسبت به تو رو ، بهت بگم

108
00:09:01,553 --> 00:09:07,346
‫فکر میکنم حق داری که بدونی. فکر میکن وقتشه که بدونی

109
00:09:09,013 --> 00:09:10,126
‫چی رو بدونم؟

110
00:09:10,180 --> 00:09:13,095
‫که من احساسات عمیقی برات دارم

111
00:09:14,390 --> 00:09:17,057
‫تمام وقتم رو به تو فکر میکنم

112
00:09:17,099 --> 00:09:19,670
‫بعضی وقت ها واقعاً دلم برات تنگ میشه

113
00:09:20,392 --> 00:09:22,264
‫نه

114
00:09:22,309 --> 00:09:23,967
‫نه بعضی وقت ها

115
00:09:25,060 --> 00:09:26,339
‫بیشتر وقت ها

116
00:09:26,394 --> 00:09:28,634
‫بیشتر وقت ها دلم برات تنگ میشه

117
00:09:46,942 --> 00:09:49,063
‫باشه ، خب حالا چی؟

118
00:09:50,235 --> 00:09:53,482
‫منظورم اینه ، اگر بگم "بله" چی میشه؟
‫اون اتفاق میفته؟
‫<font color="orange">سکس رو میگه</font>

119
00:09:53,528 --> 00:09:57,108
‫خب ، الان دیگه این جلسه ی روان درمانی نیست
‫یهو همه چیز درست شد؟

120
00:09:57,154 --> 00:10:01,018
‫میدونی چیه؟ کل این قضیه به نظر درست نمیاد
‫عجیبه

121
00:10:01,072 --> 00:10:05,523
‫چیش عجیبه؟
‫اینکه گفتم احساساتی نسبت به تو دارم؟

122
00:10:05,574 --> 00:10:07,980
‫داری امتحانم میکنی.
‫داری امتحانم میکنی ، پاول؟

123
00:10:08,033 --> 00:10:09,490
‫نه

124
00:10:22,954 --> 00:10:24,411
‫باشه

125
00:10:28,081 --> 00:10:29,739
‫باشه ، خوبه

126
00:10:39,793 --> 00:10:43,124
‫میدونی ، قبل از این هیچوقت روی یه مبل
‫با هم ننشسته بودیم

127
00:10:45,462 --> 00:10:47,369
‫خب حالا چی؟

128
00:10:47,421 --> 00:10:49,495
‫نمیدونم پاول

129
00:10:54,548 --> 00:10:56,206
‫میتونم...

130
00:11:02,176 --> 00:11:06,799
‫گوش کن ، قرار نیست اینطوری باشه
‫همه چی خیلی مودبانه است

131
00:11:06,844 --> 00:11:11,668
‫منظورم اینه که ، با اندرو ، ۲ ساعت بعد از اینکه دیدمش
‫توی تختش بودم

132
00:11:11,720 --> 00:11:16,627
‫خوشبختانه تاریک بود. اگه وضعیت آپارتمانش رو میدیدم
‫باهاش نمیخوابیدم

133
00:11:16,680 --> 00:11:20,011
‫نه واقعاً ، باهاش میخوابیدم
‫چون ، این چیزیه که هستم

134
00:11:20,057 --> 00:11:22,012
‫بدون فکر ، عمل میکنم

135
00:11:22,057 --> 00:11:26,383
‫فکر میکنی ، اون کارت رو بدون فکر کردن دربارش انجام دادی؟
‫<font color="#CCCCCC">نه</font>

136
00:11:26,434 --> 00:11:29,966
‫طولانی ترین عشق بازی ای بود
‫که تا حالا داشتم

137
00:11:30,018 --> 00:11:32,554
‫یک سال بعدش با تو آشنا شدم.

138
00:11:38,354 --> 00:11:41,436
‫تو چی راجب من میدونی ، لورا؟

139
00:11:43,606 --> 00:11:45,680
‫منظورت جزئیاته؟

140
00:11:49,066 --> 00:11:51,140
‫یه سری چیزا میدونم

141
00:11:51,650 --> 00:11:54,317
‫میدونم که بچه داری
‫<font color="#CCCCCC">درسته</font>

142
00:11:54,359 --> 00:11:57,560
‫مکس ، رزی و این
‫درسته ، دیگه چی؟

143
00:12:08,989 --> 00:12:12,853
‫یک یا دو بار حلقه ی ازدواجت دستت نبود.

144
00:12:12,907 --> 00:12:14,779
‫بهش توجه کردم

145
00:12:18,659 --> 00:12:24,077
‫بخاطر این بود که
‫بعضی وقتها که ظرف ها رو میشورم

146
00:12:27,454 --> 00:12:32,077
‫صابون ظرف شویی ، توی اطرافش گیر میکنه
‫و پوستم رو خراش میندازه

147
00:12:39,291 --> 00:12:42,159
‫داری به چی فکر میکنی؟

148
00:12:42,209 --> 00:12:44,164
‫فقط به تو

149
00:13:00,214 --> 00:13:07,424
‫یادمه یه بار وقتی، ۱۴ سالم بود
‫یه دردی داشتم

150
00:13:07,467 --> 00:13:16,006
‫راستش درد نبود
‫بلکه حس میکردم عاشق معلم زیست شناسی مون شدم

151
00:13:16,053 --> 00:13:20,343
‫آها ، خب
‫<font color="#CCCCCC">باید ۳۳ ، ۳۴ سالش بوده باشه</font>

152
00:13:20,388 --> 00:13:24,003
‫عادت داشتم تا براش شعرهای طولانی بنویسم

153
00:13:24,056 --> 00:13:26,971
‫و لای مشق هام بذارمشون

154
00:13:28,724 --> 00:13:34,307
‫یادمه ، یه بار بهش گفتم
‫"من به دخترای هم سن خودم علاقه ندارم".

155
00:13:34,351 --> 00:13:37,764
‫اونها من رو درک نمیکنن"
‫"اونها نمیدونن من واقعاً کی هستم

156
00:13:37,810 --> 00:13:43,434
‫چیزی که واقعاً میخواستم .... اون بود

157
00:13:44,229 --> 00:13:46,303
‫بعد یه روز

158
00:13:47,730 --> 00:13:52,305
‫خودم رو تنها توی آزمایشگاه دیدم
‫آزمایشگاه علمی ، با اون

159
00:13:53,607 --> 00:14:01,224
‫و صدای خودم رو میشنیدم که میگفت
‫من باید ببوسمش

160
00:14:01,276 --> 00:14:03,397
‫و چه اتفاقی افتاد؟

161
00:14:05,986 --> 00:14:08,439
‫اون برق ها رو خاموش کرد

162
00:14:09,487 --> 00:14:11,727
‫و اومد طرف من

163
00:14:11,780 --> 00:14:14,695
‫توی اون تاریکی
‫صورتش رو آورد جلوی صورتم

164
00:14:14,739 --> 00:14:21,813
‫صدای نفس کشیدنش و بوی عطری که زده بود
‫قشنگ یادمه

165
00:14:23,284 --> 00:14:25,820
‫مثل مست ها شده بودم

166
00:14:26,910 --> 00:14:31,281
‫مستقیم توی چشم هام نگاه کرد
‫و خیلی آروم گفت

167
00:14:32,787 --> 00:14:35,110
‫"زود باش ، انجامش بده"

168
00:14:36,788 --> 00:14:38,660
‫"فقط انجامش بده"

169
00:14:40,664 --> 00:14:43,698
‫میدونی چه اتفاقی افتاد؟
‫<font color="#CCCCCC">چی؟</font>

170
00:14:43,749 --> 00:14:45,953
‫از اونجا رفتم بیرون و فرار کردم

171
00:14:48,834 --> 00:14:54,165
‫تا حالا فکر کردی ، اگه فرار نمیکردی
‫چه اتفاقی می افتاد؟ اگر میبوسیدیش؟

172
00:14:54,210 --> 00:14:56,877
‫عادت داشتم که همیشه بهش فکر کنم

173
00:14:58,545 --> 00:15:01,081
‫اما حالا وقتی که بهش فکر میکنم...

174
00:15:01,129 --> 00:15:04,412
‫ازش مچکرم
‫<font color="#CCCCCC">برای چی؟ برای ترسوندنت؟</font>

175
00:15:04,464 --> 00:15:05,873
‫نه

176
00:15:07,215 --> 00:15:11,210
‫فکر میکنم ، اون بهم نشون داد که
‫چی رو احساس میکنم و چی رو فکر میکنم که احساس میکنم

177
00:15:11,258 --> 00:15:15,205
‫حتی با وجود اینکه برای من حقیقی بود

178
00:15:15,259 --> 00:15:17,333
‫اون فقط یه رویا بود

179
00:15:18,677 --> 00:15:21,000
‫واقعی نبود

180
00:15:21,053 --> 00:15:26,209
‫و دلسوزی ای که معلمم داشت که اجازه داد
‫تا سراغ آینده ام برم

181
00:15:38,642 --> 00:15:40,514
‫دیوید ، چراغا رو خاموش نکرد

182
00:15:48,061 --> 00:15:54,848
‫گفت که میخواد به صورت و بدن فوق العاده ام نگاه کنه

183
00:15:54,897 --> 00:15:56,971
‫پشت سر هم حرفش رو میزد

184
00:16:00,482 --> 00:16:02,852
‫باورم نمیشه که چقدر ساده بودم

185
00:16:04,692 --> 00:16:09,481
‫با خودم چه فکری میکردم وقتی وارد اتاقش شدم

186
00:16:09,527 --> 00:16:13,901
‫تصورات سکسی دوران جوانی خیلی دیوونگی نیستن؟

187
00:16:13,945 --> 00:16:16,232
‫من افکار رمانتیک زیادی داشتم

188
00:16:19,030 --> 00:16:26,356
‫تصور میکردم یک فرشته میاد وقتی که ما خواب هستیم
‫من رو لمس میکنه و زندگی سابقم رو پاک میکنه

189
00:16:34,660 --> 00:16:37,445
‫دیوید به من گفت که چقدر به من افتخار میکنه

190
00:16:37,494 --> 00:16:42,318
‫وقتی توی کالیفرنیا بودم ، بهم گفت که دیگه
‫برای این کار بزرگ شدم ، که الان زن شدم

191
00:16:43,330 --> 00:16:45,404
‫گفت که الان آماده ام

192
00:16:48,123 --> 00:16:49,913
‫بعد شروع کرد بیخ گوشم حرف زدن

193
00:16:49,957 --> 00:16:54,911
‫گفت که هیچوقت اینطوری شق نکرده
‫گفت " میبینی با من چیکار کردی؟"ء

194
00:16:57,084 --> 00:17:03,246
‫بعد لباساش رو درآورد و وسط اتاق ایستاد
‫نشونم داد که باید براش چیکار کنم

195
00:17:03,295 --> 00:17:08,000
‫بعد لباسای من رو درآورد.
‫خیلی حرفه ای بود

196
00:17:14,632 --> 00:17:21,088
‫یادمه تف کرد ... توی دستش

197
00:17:21,134 --> 00:17:25,792
‫تا خیسش کنه ... منزجر کننده بود

198
00:17:28,470 --> 00:17:31,552
‫فکر میکنم همون وقت بود که میخواستم فرار کنم

199
00:17:31,596 --> 00:17:35,294
‫اما خیلی دیر بود.
‫چون اون گفت که من آماده ام

200
00:17:36,389 --> 00:17:38,463
‫گوش بده به من ، لورا

201
00:17:39,015 --> 00:17:43,922
‫خیلی مهمه که درک کنی ، هیچکدومه اینها تقصیر تو نبوده

202
00:17:43,975 --> 00:17:46,546
‫تو ۱۶ سالت بود

203
00:17:46,600 --> 00:17:50,346
‫چطور میتونستی بفهمی چه اتفاقی داره میفته؟

204
00:17:50,393 --> 00:17:54,886
‫چطور میتونستی بفهمی چی در انتظارته؟
‫<font color="#CCCCCC">میخواستم که من رو نگه داره ، پاول</font>

205
00:17:54,937 --> 00:17:58,635
‫که من رو از خونه ببره
‫از اون خونه ی مرده

206
00:17:58,688 --> 00:18:01,058
‫فقط ازش میخواستم که کمکم کنه تا فرار کنم

207
00:18:02,606 --> 00:18:05,012
‫هرگز ازش نخواستم که من رو بکنه

208
00:18:05,065 --> 00:18:07,139
‫آه ، لورا

209
00:18:28,989 --> 00:18:30,779
‫خرابش کردم
‫<font color="#CCCCCC">نه</font>

210
00:18:30,823 --> 00:18:33,987
‫تو دیگه من رو نمیخوای
‫<font color="#CCCCCC">نه این درست نیست ، لورا</font>

211
00:18:34,033 --> 00:18:35,905
‫لطفاً به من گوش بده

212
00:18:36,659 --> 00:18:38,899
‫من واقعاً بهت اهمیت میدم

213
00:18:38,951 --> 00:18:42,033
‫واقعاً اهمیت میدم که چه اتفاقاتی برات میافته

214
00:18:42,869 --> 00:18:44,860
‫و...

215
00:18:44,911 --> 00:18:48,526
‫و هیچ کاری نمیکنم که به تو صدمه بزنه
‫قول میدم.

216
00:18:48,579 --> 00:18:55,071
‫ببین ، به نظر من صدمه ی واقعی ای که دیوید بهت زده
‫اینه که ، توانایی برقراری ارتباط غیرجنسی

217
00:18:55,123 --> 00:18:57,244
‫با مردان ، در تو رو از بین برده
‫<font color="#CCCCCC">این درست نیست</font>

218
00:18:57,290 --> 00:18:59,779
‫فکر میکنم ، درسته
‫<font color="#CCCCCC">داری من رو وحشتناک مجسم میکنی</font>

219
00:18:59,833 --> 00:19:04,326
‫چیز وحشتناکی در مورد تو ، برای من وجود نداره
‫<font color="#CCCCCC">اگه نمیخوایی من رو بکُنی ، نکُن</font>

220
00:19:04,376 --> 00:19:07,328
‫من دختر بزرگی هستم ، میتونم از پسش بر بیام
‫ادامه بده ، حرفات رو توی روم بزن

221
00:19:07,377 --> 00:19:09,368
‫لورا ، گوش کن

222
00:19:09,419 --> 00:19:11,908
‫فکر میکنم ، تو احساس میکنی
‫که اگه من باهات سکس نکنم

223
00:19:11,962 --> 00:19:16,087
‫بهت علاقمند نیستم ، به کسی که هستی

224
00:19:16,130 --> 00:19:19,247
‫اما من تسلیمت نمیشم

225
00:19:19,298 --> 00:19:21,372
‫ناامیدت نمیکنم

226
00:19:21,423 --> 00:19:23,994
‫یه دیوید دیگه برات نمیشم

227
00:19:24,049 --> 00:19:26,455
‫یه چیزی بین ما هست ، پاول

228
00:19:26,508 --> 00:19:28,748
‫یه چیز بیشتر از این ، خودت هم اینو میدونی

229
00:19:28,801 --> 00:19:31,290
‫فقط تویی که خیلی ترسویی

230
00:19:34,594 --> 00:19:36,300
‫برادرمه

231
00:19:37,387 --> 00:19:39,093
‫سلام ، آلی

232
00:19:41,180 --> 00:19:43,005
‫عالیه

233
00:19:43,056 --> 00:19:46,505
‫بهشون بگو تکونش ندن تا من میرسم
‫الان میام ، باشه؟

234
00:19:46,557 --> 00:19:48,014
‫باشه ، خداحافظ

235
00:19:49,808 --> 00:19:51,633
‫خب ، دمای بدنش طبیعی شده

236
00:19:52,767 --> 00:19:54,425
‫خوبه

237
00:19:54,476 --> 00:19:56,182
‫خبر خوبیه

238
00:20:01,312 --> 00:20:03,433
‫حالش خوب میشه

239
00:20:03,479 --> 00:20:05,600
‫بهت قول میدم

240
00:20:16,692 --> 00:20:19,359
‫حالش خوب میشه

241
00:20:19,401 --> 00:20:21,890
‫باشه

242
00:21:06,000 --> 00:21:07,409
‫سلام

243
00:21:40,680 --> 00:21:50,669
‫<font color="#۳۳۶۶۹۹">
‫: زیرنویس
‫pepero(mam_hiva@yahoo.com)</font>

