1
00:00:01,040 --> 00:00:03,114
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,790 --> 00:00:05,828
‫برای کتابای بالایی افسوس می‌خورم.

3
00:00:08,750 --> 00:00:11,452
‫می‌خوام هفته‌ی بعد برگردم
‫سر تمرینات المپیکم...

4
00:00:11,501 --> 00:00:14,369
‫و اگه سعی کنی جلومو بگیری
‫دیگه هیچوقت منو نمی‌بینی.

5
00:00:14,419 --> 00:00:16,742
‫درسته، میری پیش پدرت.

6
00:00:16,794 --> 00:00:19,911
‫فقط مسأله اینه که اون
‫تو میامی مشغول عکس گرفتن از مانکن‌هاست...

7
00:00:19,962 --> 00:00:21,419
‫و هیچ کس هم نمی‌تونه اونو یه جا نگه داره.

8
00:00:21,463 --> 00:00:23,253
‫حتی نمی‌دونه دخترش تو بیمارستان بوده.

9
00:00:23,297 --> 00:00:24,375
‫خفه شو!

10
00:00:24,422 --> 00:00:27,089
‫بیشتر یک ماهه که حتی بهش زنگ هم نزده.

11
00:00:27,131 --> 00:00:31,588
‫چرا بهم نگفتی پدرت از
‫جریان خودکشی‌ت خبر نداشته؟

12
00:00:32,216 --> 00:00:34,123
‫باید برم.

13
00:00:35,009 --> 00:00:36,881
‫قرارمون چی میشه؟

14
00:00:36,926 --> 00:00:39,415
‫- بذار درموردش هفته‌ی بعد حرف بزنیم.
‫- نه، اینکارو نمی‌کنیم.

15
00:00:39,468 --> 00:00:41,375
‫قرارمون چی میشه؟

16
00:00:41,427 --> 00:00:44,710
‫تا زمانی که تحت درمان هستم
‫اقدام به خودکشی نمی‌کنم.

17
00:00:44,762 --> 00:00:45,792
‫خیلی خوب.

18
00:00:56,474 --> 00:00:58,097
‫- بله؟
‫- عصربخیر.

19
00:00:58,141 --> 00:01:00,808
‫میشه ۱۲ دلار.

20
00:01:01,475 --> 00:01:03,466
‫- برای چی؟
‫- پیتزا.

21
00:01:03,518 --> 00:01:05,888
‫پیتزا؟ من پیتزا سفارش ندادم.

22
00:01:05,935 --> 00:01:08,175
‫کس دیگه‌ای داخل خونه هست؟

23
00:01:08,227 --> 00:01:10,716
‫بله، ولی مطمئنم کسی پیتزا
‫سفارش نداده.

24
00:01:10,770 --> 00:01:13,175
‫باشه، رفیق. یه لحظه صبر کن.

25
00:01:13,229 --> 00:01:16,891
‫کندی، میشه آدرس سفارش
‫خیابون رابینسون رو برام چک کنی؟

26
00:01:16,939 --> 00:01:19,772
‫آره، شماره ۸۴۸ خیابون رابینسون.

27
00:01:19,814 --> 00:01:22,137
‫ولی یارو ادعا می‌کنه
‫چیزی سفارش نداده.

28
00:01:22,190 --> 00:01:23,980
‫می‌دونی چیه؟ بدش به من.

29
00:01:24,024 --> 00:01:26,394
‫فکر کنم بدونم مال کیه.

30
00:01:26,442 --> 00:01:28,232
‫اه، می‌خواد سفارش رو تحویل بگیره.

31
00:01:28,276 --> 00:01:30,599
‫منظورت چیه؟
‫همینطوری اتفاقی سفارش داده؟

32
00:01:30,651 --> 00:01:33,685
‫- ازش بپرس توش چیه.
‫- باید اول بهم بگین توش چیه.

33
00:01:33,736 --> 00:01:37,481
‫نمی‌تونم پیتزای یکی دیگه رو
‫به شما تحویل بدم.

34
00:01:38,654 --> 00:01:41,107
‫این...

35
00:01:41,155 --> 00:01:42,434
‫پنیری ـه؟

36
00:01:42,488 --> 00:01:43,862
‫و...

37
00:01:44,489 --> 00:01:45,686
‫و...

38
00:01:45,739 --> 00:01:47,777
‫و بزرگ؟

39
00:01:47,823 --> 00:01:50,738
‫- آره، بزرگه، آره.
‫- باشه.

40
00:01:50,783 --> 00:01:53,532
‫- چند میشه؟
‫- ۱۲ دلار.

41
00:01:53,575 --> 00:01:55,068
‫ممنون.

42
00:02:03,412 --> 00:02:09,286
‫::Blue August::..
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

43
00:02:20,250 --> 00:02:22,075
‫یه کم می‌خوای؟

44
00:02:22,126 --> 00:02:24,200
‫نه، نمی‌خوام. ممنون.

45
00:02:26,586 --> 00:02:29,999
‫تو اتوبوس بودم که یهو یادم افتاد
‫هنوز چیزی نخوردم.

46
00:02:30,045 --> 00:02:33,625
‫یه پیغام از گوشیم به گوگل فرستادم...

47
00:02:33,671 --> 00:02:35,827
‫اونا هم شماره‌ی نزدیکترین فست‌فود
‫به اینجا رو برام فرستادن.

48
00:02:35,880 --> 00:02:39,827
‫- گوگل از این کارا هم می‌کنه؟
‫- گوگل همه کاری می‌تونه بکنه.

49
00:02:41,632 --> 00:02:44,749
‫مطمئنی نمی‌خوای؟
‫فکر کنم کاملا با دستگاه درست می‌کنن.

50
00:02:44,800 --> 00:02:48,296
‫نه، نه، مطمئنم.
‫قبلا ناهار خوردم.

51
00:02:48,343 --> 00:02:50,133
‫- چطوره؟
‫- خوبه.

52
00:02:50,176 --> 00:02:52,546
‫عالی نیست، ولی مجبورم بخورم دیگه.

53
00:02:52,594 --> 00:02:54,252
‫به کالری احتیاج دارم.

54
00:03:00,305 --> 00:03:02,426
‫این هفته چطور بود؟

55
00:03:02,472 --> 00:03:04,759
‫خوب بود، ممنون.

56
00:03:04,806 --> 00:03:08,386
‫- پس روحیه‌ت خوبه؟
‫- فکر کنم.

57
00:03:09,808 --> 00:03:12,344
‫روحیه‌ی من نگرانت می‌کنه؟

58
00:03:12,392 --> 00:03:14,797
‫هفته‌ی پیش یه کمی بداخلاق بودی.

59
00:03:15,893 --> 00:03:17,551
‫می‌خواستی زنده زنده قورتم بدی.

60
00:03:18,894 --> 00:03:22,426
‫دوتا نکته بود که راستش
‫دوست دارم بدونی...

61
00:03:22,478 --> 00:03:26,603
‫و اینه که اگه تحملم رو از دست دادم و
‫بداخلاقی... یا تندی کردم...

62
00:03:27,730 --> 00:03:29,388
‫معذرت می‌خوام.

63
00:03:30,689 --> 00:03:32,395
‫قبوله.

64
00:03:32,440 --> 00:03:35,273
‫هفته‌ی بدی داشتی؟

65
00:03:35,316 --> 00:03:36,939
‫آره.

66
00:03:36,983 --> 00:03:42,684
‫و... بعضیاش هم تو این اتاق سر میره.

67
00:03:42,735 --> 00:03:44,809
‫بعضی وقتا پیش میاد. کاش پیش نمی‌اومد.

68
00:03:44,860 --> 00:03:46,483
‫راحت باش، می‌تونم بفهمم.

69
00:03:47,611 --> 00:03:50,609
‫- باشه.
‫- تازه، من این بخش از تو رو هم دوست دارم.

70
00:03:50,654 --> 00:03:53,771
‫- کدوم بخش؟
‫- بخش بدون اراجیفت.

71
00:03:54,989 --> 00:03:59,731
‫منظورت چی بود که گفتی
‫به کالری احتیاج دارم؟

72
00:04:01,282 --> 00:04:02,940
‫یه کم وزن کم کردم.

73
00:04:02,991 --> 00:04:05,740
‫وقتی با کلی چربی انبار شده
‫برمی‌گردی سر تمرینات...

74
00:04:05,784 --> 00:04:08,237
‫باید ماهیچه رو بسازی و
‫وزنت رو بالا ببری...

75
00:04:08,285 --> 00:04:10,359
‫وزن ماهیچه‌ها باید بیشتر از چربی باشه.

76
00:04:10,410 --> 00:04:12,235
‫نمی‌دونستم.

77
00:04:12,286 --> 00:04:16,861
‫وقتی من اینجا نیستم، کله‌تو
‫می‌کنی زیر برف؟

78
00:04:16,912 --> 00:04:19,483
‫،پس این وزنی که به هم زدم
‫ممکنه...

79
00:04:19,538 --> 00:04:21,529
‫ممکنه واقعا ماهیچه باشن.

80
00:04:21,580 --> 00:04:24,863
‫- باشگاه میری؟
‫- بعضی وقتا.

81
00:04:24,915 --> 00:04:27,949
‫اگه می‌خوای نتیجه بده
‫باید مرتب بری.

82
00:04:27,999 --> 00:04:30,073
‫هرروز. وزن و قلب.

83
00:04:30,125 --> 00:04:32,199
‫نابرده رنج گنج میسر نمیشه.

84
00:04:32,251 --> 00:04:33,957
‫درسته.

85
00:04:34,001 --> 00:04:36,157
‫اگه چربی داشته باشی
‫نمی‌تونی ماهیچه‌هاتو ببینی، پس...

86
00:04:36,210 --> 00:04:39,244
‫باید مصرف قند و کربوهیدرات رو کم کنی.

87
00:04:39,294 --> 00:04:40,538
‫چشم مربی.

88
00:04:40,587 --> 00:04:43,502
‫- شرمنده.
‫نه، از توصیه‌هات خوشم میاد، ممنون.

89
00:04:43,546 --> 00:04:46,959
‫،به هر حال، اگه ماهیچه رو پرورش بدی
‫وزنت هم زیاد میشه...

90
00:04:47,005 --> 00:04:49,873
‫مگه اینکه یه دمدمی مثل من باشی.

91
00:04:49,923 --> 00:04:52,921
‫،از وقتی بدنسازی رو شروع کردم
‫دو پوند کم شدم...

92
00:04:52,965 --> 00:04:55,798
‫که این تو آناتومی بدن غیرممکنه.

93
00:04:55,841 --> 00:04:58,756
‫حالا سای تا زمانی که وزنم زیاد نشه
‫بهم اجازه‌ی بدنسازی نمیده.

94
00:04:59,884 --> 00:05:01,626
‫واقعا مزخرفه.

95
00:05:01,677 --> 00:05:05,422
‫اینطوری بود، «باید بعد از هر جلسه
‫پروتئین مصرف کنی...

96
00:05:05,469 --> 00:05:10,258
‫و باید به همون نسبت هم »
‫« کربوهیدرات بخوری.

97
00:05:10,304 --> 00:05:12,342
‫دو روز پیش منو وزن کرد.

98
00:05:12,388 --> 00:05:15,303
‫،نمی‌دونم چطوری
‫ولی یه پوند دیگه باز کم شده بودم.

99
00:05:21,975 --> 00:05:24,511
‫- می‌تونم اینجا بخورم؟
‫- ببخشید؟

100
00:05:26,018 --> 00:05:29,384
‫اگه از نظر خودم اشکالی نداشت
‫اصلا نمی‌پرسیدم.

101
00:05:29,435 --> 00:05:31,177
‫البته که اشکالی نداره.

102
00:05:31,228 --> 00:05:32,886
‫می‌دونم تو کلی قانون داری...

103
00:05:32,936 --> 00:05:36,516
‫و مطمئن هم نبودم قانونت
‫درمورد خوراکی چیه.

104
00:05:36,563 --> 00:05:38,767
‫قوانینم چیا هستن؟

105
00:05:39,730 --> 00:05:42,931
‫خب، یکیش قانون خودکشی ممنوع بود
‫که هفته‌ی پیش قرار گذاشتیم.

106
00:05:42,981 --> 00:05:45,434
‫من فکر می‌کنم اون بیشتر از یه تعهد بود، ولی...

107
00:05:45,482 --> 00:05:48,646
‫اگه یه تعهد بود، با همدیگه
‫شروع می‌کردیم به نوش جان کردن سم.

108
00:05:52,818 --> 00:05:55,816
‫،اون موقع که دستم رو گچ گرفتم
‫تو یه قانون درباره لباس دراوردن گذاشتی.

109
00:05:55,860 --> 00:05:58,609
‫خب، من زیادم قانون حسابش نمی‌کنم.

110
00:05:58,653 --> 00:06:01,142
‫احساس کردم که این کار بی‌مورد ـه.

111
00:06:02,988 --> 00:06:05,737
‫پس قانونی وجود نداره.

112
00:06:05,780 --> 00:06:07,438
‫هرکاری دلم بخواد می‌تونم انجام بدم؟

113
00:06:07,489 --> 00:06:10,060
‫نه، من اینو نگفتم...

114
00:06:10,115 --> 00:06:12,189
‫ولی قطعا می‌تونی بخوری.

115
00:06:13,283 --> 00:06:16,116
‫خوشحالم که می‌بینم داری...

116
00:06:16,158 --> 00:06:17,734
‫با اشتها می‌خوری.

117
00:06:19,451 --> 00:06:21,738
‫درواقع، اشتهای زیاد.

118
00:06:34,914 --> 00:06:35,992
‫چی شد؟

119
00:06:36,040 --> 00:06:40,579
‫سیر شدم. دیگه نمی‌خوام.
‫یه خرده بدمزه‌ست.

120
00:06:40,625 --> 00:06:44,370
‫- فکر کردم گفتی خوشمزه‌ست.
‫- گفتم خوبه.

121
00:06:45,876 --> 00:06:48,993
‫- دیگه گرسنه نیستم.
‫- باشه.

122
00:06:49,044 --> 00:06:51,533
‫یه تیکه خوردم.
‫دیگه چی می‌خوای؟

123
00:06:51,586 --> 00:06:55,082
‫همشو تموم کنم؟
‫کی می‌تونه یه پیتزای کامل رو تموم کنه؟

124
00:06:55,129 --> 00:06:58,958
‫- فکر کنم خیلیا هستن که می‌تونن تمومش کنن.
‫- آدمای چاق.

125
00:07:04,674 --> 00:07:06,546
‫تو می‌دونی اشتها یعنی چی؟

126
00:07:06,591 --> 00:07:09,162
‫معلومه. یعنی...

127
00:07:09,217 --> 00:07:11,089
‫یعنی جوری که آدمای چاق می‌خورن.

128
00:07:12,468 --> 00:07:14,957
‫با اشتها.

129
00:07:15,010 --> 00:07:20,131
‫آدم چاقی رو می‌شناسی که
‫با اشتها غذا بخوره؟

130
00:07:22,013 --> 00:07:23,470
‫دقیقا نه.

131
00:07:24,930 --> 00:07:27,051
‫خب، چرا داری لبخند می‌زنی؟

132
00:07:28,140 --> 00:07:30,629
‫پدرم یه دوست دختر داشت...

133
00:07:30,682 --> 00:07:32,340
‫یه مانکن.

134
00:07:32,391 --> 00:07:33,848
‫به زور انگلیسی حرف می‌زد...

135
00:07:33,891 --> 00:07:36,925
‫،و پدرم هم ایتالیایی بلد نبود
‫مسخره بود.

136
00:07:36,976 --> 00:07:39,678
‫با جعبه‌های شکلات می‌خواست
‫نظر منو جلب کنه.

137
00:07:39,727 --> 00:07:42,761
‫سعی می‌کرد به زور به خوردم بده.

138
00:07:42,811 --> 00:07:45,893
‫،وقتی قبول نکردم
‫به پدرم گفت که من بی‌اشتها هستم.

139
00:07:47,229 --> 00:07:51,093
‫دور تا دور خونه می‌گشت و به من اشاره
‫می‌کرد و می‌گفت...

140
00:07:51,147 --> 00:07:56,019
‫خیلی نگران هست برای او".
‫".ندارد هیچ اشتهایی

141
00:07:56,732 --> 00:07:59,434
‫تو همین حال باسن استخونیش رو
‫مثل خوک تکون می‌داد...

142
00:07:59,483 --> 00:08:01,853
‫و هیچ وقت هم وزن اضافه نمی‌کرد.

143
00:08:01,900 --> 00:08:04,519
‫عین "میا" بود.
‫بابام هیچ وقت ندیده.

144
00:08:10,028 --> 00:08:11,686
‫چیه؟

145
00:08:12,862 --> 00:08:14,734
‫می‌تونی بگی.

146
00:08:15,696 --> 00:08:18,647
‫تا حالا هزار بار شنیدم.

147
00:08:21,073 --> 00:08:23,313
‫تو هم فکر می‌کنی سوءتغذیه دارم.

148
00:08:23,366 --> 00:08:25,522
‫چرا کسی متوجه نمیشه؟

149
00:08:25,575 --> 00:08:27,649
‫من همینطوری ساخته شدم.

150
00:08:27,700 --> 00:08:29,193
‫گرسنه نمیشم.

151
00:08:29,242 --> 00:08:31,731
‫تمام روز رو می‌تونم بگردم
‫و هیچوقت هم گرسنه‌م نشه.

152
00:08:31,785 --> 00:08:33,859
‫این که معنیش بی‌اشتهایی نیست.

153
00:08:33,911 --> 00:08:35,866
‫من امید المپیک هستم خیره سرم.

154
00:08:35,911 --> 00:08:38,447
‫می‌دونم بدنم ظرفیت چه چیزایی رو
‫داره یا نداره.

155
00:08:38,495 --> 00:08:42,821
‫می‌دونم بدنم تو ۱۶ سالگی
‫بهتر از مردم عادی کار می‌کنه.

156
00:08:48,999 --> 00:08:51,073
‫دیگه هیچوقت ندیدمش.

157
00:08:52,458 --> 00:08:54,745
‫امیدوارم از گرسنگی مرده باشه.

158
00:08:55,792 --> 00:08:58,162
‫نمی‌دونم.

159
00:08:58,210 --> 00:09:01,244
‫پدرم هیچوقت مدت طولانی
‫با یکیشون نمونده.

160
00:09:01,294 --> 00:09:05,419
‫و وقتی اون مانکن به پدرت گفت که
‫فکر می‌کنه تو سوءتغذیه داری...

161
00:09:05,921 --> 00:09:07,330
‫اون حرفش رو جدی گرفت؟

162
00:09:07,379 --> 00:09:09,002
‫نمی‌دونم.

163
00:09:09,047 --> 00:09:11,832
‫- سعی کرد تو رو وادار به بیشتر خوردن کنه؟
‫- نه.

164
00:09:12,673 --> 00:09:16,714
‫اون منو به خاطر خودم می‌خواد
‫و منو همونطوری که هستم دوست داره.

165
00:09:16,757 --> 00:09:19,459
‫گفت اگه ژیمناستیک بهت نساخت...

166
00:09:19,508 --> 00:09:21,997
‫می‌تونه بهم به عنوان مانکن یه کار پیدا کنه...

167
00:09:22,051 --> 00:09:23,876
‫تو سه سوت.

168
00:09:27,469 --> 00:09:29,507
‫خب، درمورد وزنت چه حسی داری؟

169
00:09:30,303 --> 00:09:32,009
‫دوستش دارم.

170
00:09:32,054 --> 00:09:34,459
‫دوست دارم سبک و لاغر باشم.

171
00:09:34,513 --> 00:09:38,460
‫دوست دارم حس کنم اگه مجبور بشم
‫می‌تونم از شکاف در رد بشم.

172
00:09:39,931 --> 00:09:43,344
‫می‌تونی وقتی رو به یاد بیاری که
‫از سبک بودنت...

173
00:09:43,391 --> 00:09:45,880
‫همونطور که خودت گفتی، استفاده کرده و...

174
00:09:45,933 --> 00:09:47,390
‫و از جایی فرار کرده باشی؟

175
00:09:47,434 --> 00:09:49,555
‫فقط یه حس رو توصیف کردم پاول.

176
00:09:49,601 --> 00:09:52,350
‫- انقدر مو رو از ماست نکش.
‫- باشه. منصفانه‌ست.

177
00:09:53,227 --> 00:09:56,344
‫خب، پس می‌تونی زمانی رو به یاد بیاری
‫که پیش خودت فکر می‌کردی...

178
00:09:56,395 --> 00:09:58,516
‫«کاش می‌تونستم فرار کنم؟»

179
00:09:58,562 --> 00:10:00,600
‫الان چطوره؟

180
00:10:02,855 --> 00:10:06,636
‫اون... اون مهمونی که پسره تو رو...

181
00:10:06,690 --> 00:10:07,851
‫برد تو اتاق.

182
00:10:07,899 --> 00:10:09,771
‫نمی‌خواستی از اونجا فرار کنی؟

183
00:10:11,358 --> 00:10:13,432
‫من تباه شده بودم.

184
00:10:17,027 --> 00:10:19,267
‫- تو نمی‌فهمی.
‫- چی رو نمی‌فهمم؟

185
00:10:19,319 --> 00:10:21,855
‫همین فرار کردن رو.

186
00:10:22,695 --> 00:10:25,444
‫این... این یه حس دخترونه‌ست...

187
00:10:25,488 --> 00:10:28,735
‫که دوست داشته باشی سبک باشی.

188
00:10:28,780 --> 00:10:30,570
‫که هم باشی هم نباشی.

189
00:10:30,614 --> 00:10:33,612
‫مثل...
‫میشه درمورد یه چیز دیگه حرف بزنیم؟

190
00:10:33,657 --> 00:10:35,198
‫فکرت رو کامل کن سوفی.

191
00:10:35,241 --> 00:10:38,903
‫نه. می‌خوام درمورد یه چیز دیگه حرف بزنم.

192
00:10:39,867 --> 00:10:41,324
‫باشه.

193
00:10:41,368 --> 00:10:44,117
‫درمورد چی حالا می‌خوای حرف بزنی؟

194
00:10:47,119 --> 00:10:48,576
‫دخترت چطوره؟

195
00:10:48,620 --> 00:10:51,369
‫رزی؟ اون...

196
00:10:51,412 --> 00:10:53,367
‫اون خوبه، ممنون.

197
00:10:53,413 --> 00:10:55,700
‫هنوز با اون یارو ـه که کردش؟

198
00:10:55,747 --> 00:10:57,619
‫واقعا می‌خوای درمورد دخترم حرف بزنی...

199
00:10:57,664 --> 00:11:00,828
‫یا داری سعی می‌کنی
‫منو ناراحت کنی؟

200
00:11:04,083 --> 00:11:06,370
‫اگه تو نخوای منم نمی‌خوام درموردش حرف بزنم.

201
00:11:06,417 --> 00:11:10,661
‫- چرا نخوام درموردش حرف بزنم؟
‫- هیچ وقت ازش چیزی نمیگی.

202
00:11:16,962 --> 00:11:18,371
‫هفته‌ی پیش بعد از اینکه رفتی...

203
00:11:18,421 --> 00:11:21,455
‫نتونستم بفهمم که چطور بهم نگفتی...

204
00:11:21,505 --> 00:11:23,412
‫که پدرت تو میامی بوده.

205
00:11:24,048 --> 00:11:25,327
‫باز برگشتیم سر خونه‌ی اول؟

206
00:11:25,382 --> 00:11:28,546
‫پس هنوز از اقدام به خودکشی تو
‫خبر نداره؟

207
00:11:28,591 --> 00:11:30,463
‫نمی‌خوام چیزی بگم.

208
00:11:30,508 --> 00:11:32,664
‫می‌خوای مثل راز
‫ازش مخفی نگه داری؟

209
00:11:32,717 --> 00:11:34,624
‫این یه راز نیست.

210
00:11:34,676 --> 00:11:37,295
‫چطوری میشه مثل راز نگهش داشت
‫وقتی تو و مامان و...

211
00:11:37,344 --> 00:11:39,584
‫هرکسی دیگه درموردش حرف می‌زنه؟

212
00:11:51,598 --> 00:11:55,296
‫- به چی فکر می‌کنی؟
‫- هیچی.

213
00:11:56,433 --> 00:11:59,680
‫فردا یه امتحان دارم و امروز هم قرار
‫دندون پزشکیم رو از دست دادم.

214
00:11:59,726 --> 00:12:02,096
‫پس مجبورم دوباره برنامه‌ریزی کنم براش.

215
00:12:02,143 --> 00:12:04,383
‫- من فکر می‌کنم داری فرار می‌کنی؟
‫- چی؟

216
00:12:04,436 --> 00:12:07,719
‫تو ذهنت، داری برنامه می‌ریزی.

217
00:12:07,770 --> 00:12:12,724
‫ما ذهنت رو به مسائلی که درموردشون
‫احساس خطر می‌کنی نزدیک کردیم.

218
00:12:12,772 --> 00:12:14,763
‫و تو چیکار کردی؟ عقب‌نشینی کردی.

219
00:12:14,814 --> 00:12:16,639
‫من عقب‌نشینی نمی‌کنم.

220
00:12:16,690 --> 00:12:19,392
‫،نگران امتحانم هستم
‫فکر می‌کنم دندونم پوسیده شده...

221
00:12:19,440 --> 00:12:22,391
‫و به خاطر این پیتزای لعنتی
‫معده درد دارم.

222
00:12:22,441 --> 00:12:25,475
‫- چه اشتباهی تو اینا هست.
‫- خب...

223
00:12:25,526 --> 00:12:27,730
‫من یه فرضیه درمورد پیتزا دارم.

224
00:12:27,776 --> 00:12:29,269
‫سورپرایز، سورپرایز.

225
00:12:30,402 --> 00:12:32,938
‫دوست داری بشنوی؟

226
00:12:32,986 --> 00:12:36,269
‫- چاره‌ی دیگه‌ای هم دارم؟
‫- آره. همیشه داری.

227
00:12:38,321 --> 00:12:39,944
‫فرضیه‌ت چیه؟

228
00:12:41,114 --> 00:12:43,354
‫فکر می‌کنم تو داشتی از اون پیتزا لذت می‌بردی...

229
00:12:43,406 --> 00:12:46,155
‫تا زمانی که من یه چیزایی درمورد...

230
00:12:46,199 --> 00:12:49,779
‫حرفای دوست دختر پدرت یادت انداختم.

231
00:12:51,284 --> 00:12:53,737
‫از کلمه‌ی "اشتها" استفاده کردم.

232
00:12:53,785 --> 00:12:55,823
‫تو فکر می‌کنی من این پیتزا رو به خاطر...

233
00:12:55,869 --> 00:12:58,358
‫حرف دوست دختر پدرم پس زدم؟

234
00:12:58,411 --> 00:13:02,026
‫- پس زدی؟
‫- کسی اینکارو نمی‌کنه؟

235
00:13:04,371 --> 00:13:06,942
‫غذا برات چه مفهومی داره؟

236
00:13:06,997 --> 00:13:08,703
‫منظورت چیه؟

237
00:13:08,748 --> 00:13:13,287
‫،خب، فقط تغذیه کردنه
‫لذت بردنه، چیه؟

238
00:13:13,916 --> 00:13:16,749
‫دشمنه.

239
00:13:18,501 --> 00:13:20,741
‫برای ژیمناستیک کار‌ها پیش میاد.

240
00:13:22,919 --> 00:13:26,202
‫چرا بهم نگفتی پدرت میامی بوده؟
‫چرا مثل راز نگهش داشتی؟

241
00:13:26,253 --> 00:13:28,327
‫این راز نیست.

242
00:13:29,254 --> 00:13:32,869
‫فقط نمی‌خوام هردفعه با جزئیات خسته‌کننده ی
‫زندگیم اذیتش کنم.

243
00:13:32,922 --> 00:13:36,584
‫- اقدام به خودکشی خسته‌کننده‌ست؟
‫- اقدام به خودکشی نبود.

244
00:13:36,632 --> 00:13:38,836
‫یه امتحان بود، یادت میاد؟

245
00:13:39,507 --> 00:13:41,747
‫فکر کنم هر کس دیگه‌ای هم بود
‫همین نظرو داشت.

246
00:13:41,800 --> 00:13:43,506
‫آره، چیزیه که همه می‌دونن.

247
00:13:48,594 --> 00:13:51,795
‫اون ما رو به هم معرفی کرد و
‫الانم همه‌ی این اتفاقا رو تقصیر تو می‌دونه.

248
00:13:51,845 --> 00:13:54,796
‫،فکر می‌کرد تو یه شارلاتان هستی
‫یادته؟

249
00:13:54,846 --> 00:13:58,093
‫برای خودت هم که شده بهتره از این موضوع خبردار نشه.
‫وگرنه دیگه نمی‌ذاره برگردم اینجا.

250
00:13:58,138 --> 00:13:59,714
‫برای من بهتره یا تو؟

251
00:13:59,764 --> 00:14:03,344
‫فکر می‌کنی کدوم یکیمون
‫مجبوریم جلساتمون رو متوقف کنیم؟

252
00:14:03,390 --> 00:14:05,677
‫اگه می‌فهمید داغون می‌شد.

253
00:14:06,641 --> 00:14:10,422
‫اون برای من مهمترین آدم روی زمین ـه.

254
00:14:10,476 --> 00:14:12,716
‫هیچوقت نمی‌خوام اذیتش کنم.

255
00:14:12,768 --> 00:14:15,257
‫چرا نمی‌تونی بیخیالش بشی؟

256
00:14:17,311 --> 00:14:20,677
‫فراموشش کن.
‫فقط وقت تلف کردنه.

257
00:14:20,729 --> 00:14:22,850
‫تو سعی کردی خودتو بکشی، سوفی...

258
00:14:22,896 --> 00:14:26,476
‫و بازم نمی‌خوای به مهمترین آدم
‫توی زندگیت بگی؟

259
00:14:26,522 --> 00:14:28,596
‫اون واسه خودش زندگی داره!

260
00:14:28,648 --> 00:14:32,263
‫همه باید داشته باشن.
‫ما حق نداریم عین جنازه‌ی سرگردون دورشون بپلکیم.

261
00:14:32,316 --> 00:14:34,390
‫تقصیر اون نیست که من اون قرصا رو خوردم!

262
00:14:34,442 --> 00:14:36,100
‫من نمیگم تقصیر اونه...

263
00:14:36,150 --> 00:14:39,314
‫فقط سعی می‌کنم بفهمم چرا داشتی
‫برای ترک دنیا آماده می‌شدی...

264
00:14:39,360 --> 00:14:40,390
‫بدون اینکه به پدرت بگی.

265
00:14:40,443 --> 00:14:43,477
‫- به تو چه مربوطه؟
‫- به خاطر چیزی از دستش عصبانی هستی؟

266
00:14:43,528 --> 00:14:46,692
‫- از دستش عصبانی نیستم.
‫- چیزی هست که به من نمیگی؟

267
00:14:46,737 --> 00:14:48,609
‫دست از سرم بردار!

268
00:14:50,780 --> 00:14:51,941
‫باشه.

269
00:14:57,491 --> 00:14:58,735
‫کارمون تموم شد؟

270
00:15:00,283 --> 00:15:02,772
‫هنوز یه کم وقت داریم.

271
00:15:10,870 --> 00:15:12,031
‫چیه؟

272
00:15:12,078 --> 00:15:13,903
‫خب، تو...

273
00:15:13,954 --> 00:15:17,486
‫قبلا هیچوقت دوست نداشتی جلسه
‫به این زودی تموم بشه.

274
00:15:56,217 --> 00:15:59,915
‫تو جلسه‌ی اول به
‫اون کتابا اشاره کردی.

275
00:15:59,969 --> 00:16:02,837
‫فکر می‌کردم به خاطر اینه که
‫با کتابا آشنایی داری.

276
00:16:02,886 --> 00:16:07,130
‫گفتی سرد و تنها بالای
‫قفسه گذاشته شدن.

277
00:16:08,221 --> 00:16:12,879
‫بعد از نزدیک بهشون نگاه کردم
‫و فهمیدم چندتا از اون کتابا...

278
00:16:12,931 --> 00:16:16,344
‫کارای پدرت هستن.

279
00:16:17,266 --> 00:16:20,134
‫گفتی که پدرت...

280
00:16:20,183 --> 00:16:23,679
‫دوست داره که تو بهشون یه نگاهی بندازی...

281
00:16:23,726 --> 00:16:26,131
‫و اینکه...

282
00:16:26,185 --> 00:16:29,183
‫،اگه یه ژیمناست نبودی
‫مانکن می‌شدی.

283
00:16:31,812 --> 00:16:35,059
‫فکر می‌کنم مانکن‌ها کسایی هستن که...

284
00:16:35,105 --> 00:16:38,436
‫،اون انتخاب کرده که دور و برشون باشه
‫آدمایی که...

285
00:16:38,481 --> 00:16:39,678
‫اون خوشش میاد.

286
00:16:49,693 --> 00:16:53,853
‫،اونا کسایی هستن که می‌کنه
‫نگفتم که ازشون خوشش میاد.

287
00:16:55,903 --> 00:16:59,399
‫می‌دونم که تو فرهنگ ما، مانکنها...

288
00:16:59,446 --> 00:17:03,227
‫سکسی هستن ولی همیشه برام
‫عجیب بوده که...

289
00:17:03,280 --> 00:17:05,685
‫چون تو هنر و ادب کلاسیک...

290
00:17:05,740 --> 00:17:09,153
‫خوردن هم اغلب به سکس تشبیه شده.

291
00:17:09,824 --> 00:17:13,653
‫هردوشون، هم تمنا و هم گرسنگی...

292
00:17:13,700 --> 00:17:15,774
‫امیال وسوسه‌انگیز درون ما هستن.

293
00:17:18,619 --> 00:17:20,989
‫چرا داری میری سوفی؟

294
00:17:21,036 --> 00:17:23,276
‫سوفی، لطفا همین‌جا بمون.

295
00:17:23,328 --> 00:17:25,366
‫سعی کن محو نشی.

296
00:17:26,329 --> 00:17:27,952
‫گه بخور، پاول.

297
00:17:31,331 --> 00:17:33,405
‫چرا داری اینکارو می‌کنی؟

298
00:17:34,374 --> 00:17:36,614
‫فکر کردم داری سعی می‌کنی کمکم کنی.

299
00:17:36,666 --> 00:17:40,162
‫چرا کتابا انقدر تو رو تحریک می‌کنن
‫که نسبت بهشون واکنش نشون میدی؟

300
00:17:41,334 --> 00:17:43,040
‫کاری که تو می‌کنی یه جور بیماریه.

301
00:17:43,085 --> 00:17:45,787
‫یه بیماری مزخرفه. به انحراف کشوندنه.

302
00:17:45,836 --> 00:17:48,834
‫- هیچوقت به خاطر این کارت نمی‌بخشمت.
‫- چرا؟

303
00:17:48,878 --> 00:17:51,331
‫چون ناراحتت می‌کنم؟

304
00:17:51,379 --> 00:17:54,959
‫دارم درمورد چیزایی ازت سوال می‌پرسم
‫که واقعا دوست نداری درموردشون حرف بزنی.

305
00:17:55,005 --> 00:17:57,292
‫اگه می‌خواستم درمورد کتابای پدرم حرف بزنم...

306
00:17:57,339 --> 00:17:59,543
‫همون موقع می‌گفتم.

307
00:17:59,590 --> 00:18:02,921
‫پس این چرندیات چیه که میگن
‫خود بیمار تصمیم می‌گیره درمورد چی حرف بزنه؟

308
00:18:02,966 --> 00:18:06,795
‫از چیزایی حرف می‌زنی که دلخواه منه
‫و تمام مدت این منم که مسیر رو مشخص می‌کنم؟

309
00:18:06,842 --> 00:18:08,086
‫خیلی گُهی.

310
00:18:08,134 --> 00:18:10,919
‫ولی خودت صحبت‌هامون رو به اینجا کشوندی.

311
00:18:10,969 --> 00:18:13,209
‫شاید متوجه نشده باشی ولی اینکارو کردی.

312
00:18:13,261 --> 00:18:16,710
‫اولین چیزی که می‌خواستی درموردشون
‫حرف بزنی همین کتابا بودن.

313
00:18:16,762 --> 00:18:17,959
‫چی داری میگی؟

314
00:18:18,012 --> 00:18:20,714
‫که با عکسای پدرم جلق می‌زنی؟

315
00:18:20,763 --> 00:18:24,710
‫که کتاب رو باز می‌کنی و
‫با همه‌ی اون هرزه‌ها ارضا میشی؟

316
00:18:24,765 --> 00:18:27,170
‫همش میگی یکی ازم سوءاستفاده می‌کنه.

317
00:18:27,224 --> 00:18:29,049
‫این تویی که ازم سوءاستفاده می‌کنی!

318
00:18:29,099 --> 00:18:33,094
‫همونی که همه دوست دارن، نه؟
‫یه روانی مُنگل.

319
00:18:33,142 --> 00:18:35,346
‫که یه چیز خوب رو از زندگی
‫یه نفر انتخاب کنی...

320
00:18:35,393 --> 00:18:37,183
‫و هرجوری شده بهش گند بزنی.

321
00:18:37,227 --> 00:18:39,976
‫همونطور که پدرم گفت.

322
00:18:44,062 --> 00:18:46,349
‫درمورد اون حرف نزن!

323
00:18:52,607 --> 00:18:54,645
‫چطور تونستی؟

324
00:18:54,691 --> 00:18:58,389
‫چطور تونستی؟
‫تو هم عین بقیه‌ای!

325
00:18:58,442 --> 00:18:59,686
‫مثل کی، سوفی؟

326
00:19:02,485 --> 00:19:03,646
‫سوفی.

327
00:19:05,403 --> 00:19:07,394
‫خواهش می‌کنم نرو.

328
00:19:07,445 --> 00:19:09,649
‫خواهش می‌کنم.

329
00:19:42,748 --> 00:19:44,406
‫چرا اون کارو کردی؟

330
00:19:47,624 --> 00:19:50,326
‫منظورت اینه که چرا کتاب رو آوردم پایین؟

331
00:19:52,709 --> 00:19:55,376
‫چون مجبور شدم.

332
00:19:55,418 --> 00:19:57,907
‫مجبور شدم کتاب رو بذارم رو میز...

333
00:19:58,878 --> 00:20:02,825
‫و هیچ راه دیگه‌ای بهتر از
‫این کار سراغ نداشتم، سوفی.

334
00:20:04,838 --> 00:20:07,920
‫فکر می‌کنم این کتاب
‫یه ارتباطی با زخم‌ت داره.

335
00:20:09,423 --> 00:20:12,872
‫و باز شدن یه زخم، سوفی...

336
00:20:12,924 --> 00:20:15,247
‫وحشتناکه...

337
00:20:15,300 --> 00:20:18,002
‫دردناکه...

338
00:20:18,051 --> 00:20:19,460
‫و...

339
00:20:19,509 --> 00:20:21,796
‫نازیبا.

340
00:20:27,720 --> 00:20:30,291
‫تو گفتی من مورد
‫سوءاستفاده جنسی قرار گرفتم.

341
00:20:30,346 --> 00:20:33,048
‫تو اینطور شنیدی؟

342
00:20:33,097 --> 00:20:35,550
‫من هیچوقت چنین چیزی نگفتم.

343
00:20:38,724 --> 00:20:41,426
‫این کتاب...

344
00:20:41,475 --> 00:20:43,549
‫با مانکن‌های لخت...

345
00:20:44,642 --> 00:20:47,557
‫تو خواستی من اونا رو ببینم.

346
00:20:52,145 --> 00:20:54,219
‫می‌دونی چه فکری می‌کنم؟

347
00:20:56,855 --> 00:20:58,929
‫فکر کنم عصبانی هستی.

348
00:21:00,481 --> 00:21:03,812
‫فکر می‌کنم خشم شدیدی
‫نسبت به پدرت داری.

349
00:21:06,233 --> 00:21:11,105
‫قبلا گفتی که آرزو می‌کردی
‫ای کاش می‌تونستی از شکافها رد بشی.

350
00:21:11,151 --> 00:21:14,647
‫ولی وقتی تو دردسر افتادی
‫واقعا اینکارو نکردی، سوفی.

351
00:21:14,694 --> 00:21:17,562
‫ذهنت سعی کرد ولی بدنت...

352
00:21:17,611 --> 00:21:20,064
‫بدنت همینجا موند.

353
00:21:20,112 --> 00:21:22,648
‫به دیگران اجازه میدی هرکار انجام بدن...

354
00:21:22,696 --> 00:21:26,441
‫چون خودت رو متقاعد کردی که...

355
00:21:26,489 --> 00:21:28,859
‫واقعا اونجا نیستی.

356
00:21:30,574 --> 00:21:33,027
‫که این اتفاق برای تو نمی‌افته.

357
00:21:33,074 --> 00:21:35,397
‫که...

358
00:21:35,450 --> 00:21:37,737
‫بهت صدمه نمی‌زنه.

359
00:21:38,493 --> 00:21:41,064
‫مطمئنم این هفته بدجور ورزش می‌کنی.

360
00:21:41,119 --> 00:21:44,153
‫و نه فقط چون امید المپیک هستی...

361
00:21:45,912 --> 00:21:50,487
‫به خاطر این که می‌دونم بعد از
‫این جلسه می‌خوای...

362
00:21:50,538 --> 00:21:52,778
‫دوباره کنترلت رو به دست بگیری.

363
00:21:54,790 --> 00:21:58,535
‫ولی ازت می‌خوام یه چیزی
‫رو یادت بمونه، سوفی.

364
00:21:58,582 --> 00:22:01,664
‫وقتی میری روی میله...

365
00:22:01,708 --> 00:22:04,279
‫جایی که از همه‌چی رها میشی.

366
00:22:04,334 --> 00:22:07,036
‫جایی که احساس امنیت می‌کنی.

367
00:22:09,086 --> 00:22:12,867
‫تنها چیزی که می‌خوام بگم اینه که
‫مجبور نیستی بری اون بالا.

368
00:22:12,920 --> 00:22:16,037
‫جاهای دیگه‌ای هم هستن که
‫می‌تونی اونجا احساس امنیت کنی.

369
00:22:17,130 --> 00:22:19,619
‫و اینجا، تو این اتاق...

370
00:22:20,840 --> 00:22:23,127
‫یکی از همون جاهاست.

371
00:22:24,880 --> 00:22:30,869
‫::Blue August::..
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

