1
00:00:01,000 --> 00:00:03,038
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,960 --> 00:00:05,287
‫اون منو تهدید  به قتل کرد.

3
00:00:07,253 --> 00:00:08,497
‫داری لبخند می‌زنی.

4
00:00:08,546 --> 00:00:11,082
‫مریضهایی که زندگیشون تو خطر
‫بوده داشتم ولی...

5
00:00:11,130 --> 00:00:13,335
‫تو جوری این حرف رو زدی
‫که انگار اصلا مهم نیست.

6
00:00:15,091 --> 00:00:19,750
‫- واقعا منظورت همین بود جیک؟
‫- معلومه که نه! نمی‌خوام که واقعا بکشمش.

7
00:00:21,136 --> 00:00:23,460
‫من طلاق می‌خوام.

8
00:00:27,932 --> 00:00:31,180
‫حدودا یک هفته‌ست که نخوابیدم.
‫نه می‌تونم بخوابم، نه می‌تونم چیزی بخورم.

9
00:00:31,225 --> 00:00:32,552
‫نمی‌دونم چیکار کنم.

10
00:00:34,769 --> 00:00:36,392
‫من واقعا...

11
00:00:36,437 --> 00:00:38,512
‫نمی‌خوام ترکم کنی.

12
00:00:44,358 --> 00:00:45,768
‫فهمیدم.

13
00:00:45,817 --> 00:00:47,440
‫عالیه.

14
00:00:49,152 --> 00:00:50,859
‫عالیه.

15
00:00:50,903 --> 00:00:53,274
‫درسته، فهمیدم. ممنون.

16
00:00:54,864 --> 00:00:58,313
‫- سلام.
‫- سلام. یه کم زود اومدم. امیدوارم اشکالی نداشته باشه.

17
00:00:58,366 --> 00:01:01,650
‫عیبی نداره. میشه...
‫میشه چند دقیقه صبر کنی؟

18
00:01:03,119 --> 00:01:04,861
‫- حتما.
‫- ممنون.

19
00:01:23,380 --> 00:01:29,126
‫::Blue August::..
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

20
00:01:41,516 --> 00:01:43,258
‫پرده رو می‌کشم.

21
00:01:57,900 --> 00:01:59,772
‫حالت چطوره ایمی؟

22
00:01:59,818 --> 00:02:01,145
‫خوبم.

23
00:02:06,072 --> 00:02:09,107
‫به نظر یه کم مضطرب میای.

24
00:02:09,449 --> 00:02:13,527
‫اوه! می‌خواستم زود برسم اینجا.
‫یه خُرده عجله کردم.

25
00:02:14,285 --> 00:02:18,530
‫- چرا عجله داشتی که زودتر اینجا باشی؟
‫-- خب، یکی از ماها معمولا دیر می‌کنه، پس...

26
00:02:20,622 --> 00:02:22,578
‫نمی‌دونم.

27
00:02:22,623 --> 00:02:25,291
‫جیک نمیاد.

28
00:02:25,333 --> 00:02:27,205
‫نگران نباش. با همیم.

29
00:02:27,251 --> 00:02:29,373
‫همه‌چی مرتب ـه.

30
00:02:29,419 --> 00:02:31,245
‫ظاهرا عاشق همدیگه‌ایم.

31
00:02:31,295 --> 00:02:36,334
‫و اونم می‌دونه که اینجام و مشکلی هم
‫با حرفایی که می‌زنیم نداره.

32
00:02:37,882 --> 00:02:42,672
‫باید بگم...
‫همین الان اون بیرون... بهم توهین شد.

33
00:02:42,718 --> 00:02:46,464
‫می‌دونم یه بزرگسالم و تو هم مسائلی داری که
‫من نباید ببینم یا بشنوم...

34
00:02:46,512 --> 00:02:48,918
‫ولی احساس یه بچه‌ی سر خورده رو داشتم.

35
00:02:48,972 --> 00:02:54,046
‫مهم نیست. این دیوونگی ـه. مشکل تو نیست، مشکل خودم ـه.
‫نمی‌دونم یهو یه چی تو دلم ریخت.

36
00:02:54,100 --> 00:02:58,641
‫یه خُرده احساس شرمندگی کردم چون
‫من بلند شده بودم و تو جلومو گرفتی.

37
00:02:58,686 --> 00:03:00,642
‫خب، من واقعا معذرت می‌خوام اگه...

38
00:03:00,687 --> 00:03:04,517
‫مریضهایی هم هستن که اگه زودتر برسن
‫بهشون اجازه بدی بیان داخل؟

39
00:03:04,564 --> 00:03:07,184
‫مریضهایی که باهاشون رابطه‌ی
‫متفاوتی داشته باشی.

40
00:03:07,232 --> 00:03:10,184
‫می‌دونم من و جیک مریضای راحتی نیستیم و...

41
00:03:10,234 --> 00:03:14,146
‫،فقط فکر کردم حتما مریضای راحتتری داری
‫مریضای جالب‌تر...

42
00:03:14,195 --> 00:03:16,731
‫مریضای بامزه‌تر که تو بیشتر خوشت میاد.

43
00:03:16,779 --> 00:03:20,146
‫لذت بردن من از جلساتم
‫برای تو اهمیتی داره؟

44
00:03:20,865 --> 00:03:22,358
‫شاید.

45
00:03:22,408 --> 00:03:25,241
‫پس اگه من ازشون لذت نبرم
‫تو ناراحت میشی؟

46
00:03:26,618 --> 00:03:28,693
‫شاید نه.

47
00:03:28,745 --> 00:03:29,989
‫فراموشش کن.

48
00:03:34,540 --> 00:03:38,488
‫گفتی تو و جیک
‫مرضای راحتی نیستین.

49
00:03:38,542 --> 00:03:41,411
‫خودتون رو به عنوان مریض چطور تعریف می‌کنی؟

50
00:03:41,460 --> 00:03:43,332
‫بد.

51
00:03:45,171 --> 00:03:46,961
‫شوخی کردم.

52
00:03:47,005 --> 00:03:50,040
‫خودمو جای کسی نذاشتم.
‫این...

53
00:03:50,090 --> 00:03:51,916
‫نمی‌دونم.

54
00:03:53,801 --> 00:03:57,250
‫تا حالا به این فکر کردی که خودت رو
‫جای یکی دیگه بذاری؟

55
00:03:58,887 --> 00:04:01,507
‫- شاید.
‫- جای کی دوست داشتی؟

56
00:04:01,555 --> 00:04:04,554
‫دوست داری چه جور مریضی باشی؟

57
00:04:07,100 --> 00:04:10,301
‫- شاید می‌خوام تو متفاوت باشی.
‫- من؟ متفاوت باشم؟ چطوری؟

58
00:04:10,352 --> 00:04:13,304
‫نمی‌دونم. هریسون فورد.

59
00:04:15,438 --> 00:04:17,394
‫باشه.

60
00:04:18,315 --> 00:04:21,100
‫یه ذره برام گشاده ولی باشه.

61
00:04:23,693 --> 00:04:29,645
‫خب، اگه تو یه جلسه زود می‌رفتی
‫این دکتر هریسون فورد چطوری رفتار می‌کرد؟

62
00:04:29,697 --> 00:04:32,981
‫کی میگه من برای درمان میرم پیش اون؟

63
00:04:34,866 --> 00:04:38,944
‫مطمئنا مجبورم نمی‌کرد مثل یه
‫دختر مدرسه‌ای بی‌ارزش بیرون منتظر بشم.

64
00:04:38,994 --> 00:04:41,744
‫پس تو احساس یه جور
‫طردشدگی پیدا کردی؟

65
00:04:56,295 --> 00:04:58,333
‫باشه، خب...

66
00:04:59,839 --> 00:05:04,048
‫چرا نمیگی بعد از آخرین باری که دیدمتون
‫چه اتفاقاتی براتون افتاده؟

67
00:05:05,300 --> 00:05:08,003
‫همونطور که گفتم، همه‌چی مرتب ـه.

68
00:05:12,930 --> 00:05:16,878
‫گفتی که تو و جیک، ظاهرا عاشق همدیگه‌این.

69
00:05:16,932 --> 00:05:18,342
‫این یعنی چی؟

70
00:05:20,226 --> 00:05:24,008
‫"ظاهرا عاشقیم".
‫همینو گفتم دیگه، نه؟ عادی ـه.

71
00:05:24,061 --> 00:05:26,811
‫- همه‌چی مرتب ـه.
‫- چرا عادی ـه؟

72
00:05:31,107 --> 00:05:35,850
‫امروز با یکی قرار داره که ممکنه
‫حق امتیاز آهنگهاشو بگیره.

73
00:05:35,902 --> 00:05:38,687
‫مثل اینکه تو فکر نمی‌کنی
‫همچین اتفاقی بیفته.

74
00:05:38,736 --> 00:05:42,352
‫،بهم گفت باید خودم تنها بیام اینجا
‫که حرف زدن حالمو خوب کنه.

75
00:05:42,405 --> 00:05:45,073
‫جیک اینطوری نیست که منو تنها بفرسته، نه؟

76
00:05:45,115 --> 00:05:48,198
‫اونو تبدیلش کردی به
‫،یه جیک جدید و بهتر

77
00:05:48,242 --> 00:05:50,068
‫یه جیک حساس.

78
00:05:50,702 --> 00:05:53,274
‫تونستی این هفته یه جنگ
‫دو جانبه با چاقو رو ریشه‌کن کنی.

79
00:05:53,328 --> 00:05:55,533
‫عالی به نظر میای".
‫".آرایشت چه قشنگه

80
00:05:55,580 --> 00:05:58,200
‫امروز تا دیروقت کار می‌کنی؟"
‫".اشکالی نداره. موفق باشی

81
00:05:58,248 --> 00:05:59,907
‫یه روز دیگه...

82
00:05:59,957 --> 00:06:03,158
‫،قبل از جلسه
‫"جدی بهم گفت، "برو به دستشون بیار!

83
00:06:03,209 --> 00:06:04,667
‫بامزه نیست؟

84
00:06:06,211 --> 00:06:07,669
‫چرا بامزه‌ست؟

85
00:06:09,087 --> 00:06:10,829
‫خیلی...

86
00:06:10,880 --> 00:06:12,290
‫شیرین ـه.

87
00:06:12,339 --> 00:06:14,911
‫و شیرین بودن خوب نیست؟

88
00:06:14,966 --> 00:06:17,123
‫شیرینی چاق می‌کنه.

89
00:06:20,052 --> 00:06:24,094
‫،و بعد، دو روز قبلش بهم گفت
‫دوست داری با من سکس کنی؟

90
00:06:24,138 --> 00:06:28,513
‫دوست دارم باهاش سکس کنم؟
‫انگار داشت بهم کاناپه تعارف می‌کرد.

91
00:06:29,641 --> 00:06:34,347
‫بعدش خواست منو ببوسه و لمسم کنه و...
‫خیلی عاشق و مهربون رفتار می‌کرد.

92
00:06:34,394 --> 00:06:38,176
‫همش می‌گفت، "اینطوری دوست داری؟
‫حس خوبی داری؟" راستش خسته کننده بود.

93
00:06:38,229 --> 00:06:39,971
‫و آخرش، وقتی تموم شد...

94
00:06:40,022 --> 00:06:42,807
‫فهمیدم دارم کمرش رو نوازش می‌کنم
‫انگار که دارم یه نوزاد رو وادار به آروغ زدن می‌کنم

95
00:06:42,857 --> 00:06:45,607
‫،و اون همش تو گوشم زمزمه می‌کرد
‫".ایمی، ایمی"

96
00:06:45,650 --> 00:06:47,606
‫مثل یه تقاطع.

97
00:06:47,651 --> 00:06:50,319
‫چرا مثل یه تقاطع بود؟

98
00:06:51,570 --> 00:06:53,478
‫خیلی...

99
00:06:56,782 --> 00:06:59,188
‫خیلی چی، ایمی؟

100
00:07:04,036 --> 00:07:07,485
‫"از زمزمه کردن "می‌خوام بکشمت
‫توی گوشت بدتر بود؟

101
00:07:08,997 --> 00:07:12,446
‫خیلی بد.
‫خدایا، همه‌ی اون مهربونی‌ها.

102
00:07:22,755 --> 00:07:25,423
‫- لذت بخش نبود؟
‫- نه.

103
00:07:28,216 --> 00:07:30,207
‫چرا؟

104
00:07:30,259 --> 00:07:32,713
‫می‌دونی چیه؟
‫سکس اینطوری وحشتناکه.

105
00:07:32,761 --> 00:07:36,507
‫چیزی که لازم داریم یه سکس خشن ـه.
‫اینطوری باید باشیم.

106
00:07:36,555 --> 00:07:39,720
‫همینی که ما رو کنار هم نگه داشت
‫حتی وقتی خواستیم همدیگه رو بکشیم.

107
00:07:39,765 --> 00:07:46,215
‫شاید چون دوست داشتیم همدیگه رو بکشیم.
‫این سکس با ملایمت قرارمون نبود.

108
00:07:46,977 --> 00:07:50,973
‫این سکسی که ما داشتیم
‫حتی نمی‌تونم درموردش به دوستم چیزی بگم...

109
00:07:51,021 --> 00:07:53,059
‫هیچ کس حرفم رو باور نمی‌کنه.

110
00:07:53,106 --> 00:07:55,809
‫یا اینکه همین آدما زنگ می‌زنن به
‫خدمات اجتماعی و جیک دستگیر میشه.

111
00:07:55,857 --> 00:07:59,189
‫حالا انگار اون قسمت از مغزش از بین رفته
‫یا کلا مغزش پوک شده.

112
00:07:59,234 --> 00:08:03,443
‫،نه فقط پوک شده
‫خیلی هم بد می‌کنه. این تقصیر توـه.

113
00:08:04,863 --> 00:08:08,645
‫- تقصیر منه؟
‫- آدمی که با خودش در ارتباط ـه.

114
00:08:08,698 --> 00:08:13,357
‫خدا، شاید بهتر می‌شد اگه...
‫یه خُرده منو می‌زد.

115
00:08:15,244 --> 00:08:17,484
‫واقعا فکر می‌کنی اینطوری بهتر می‌شد؟

116
00:08:18,287 --> 00:08:20,611
‫نمی‌دونم.

117
00:08:20,663 --> 00:08:23,117
‫شاید لیاقتش رو دارم.

118
00:08:27,542 --> 00:08:29,664
‫راستی، گردنبندم چطوره؟

119
00:08:31,712 --> 00:08:33,584
‫فکر می‌کنم...

120
00:08:33,629 --> 00:08:34,873
‫خیلی قشنگه.

121
00:08:36,756 --> 00:08:37,953
‫هدیه‌ست.

122
00:08:39,174 --> 00:08:41,249
‫- از جیک؟
‫- جیک مارک بولگاری هدیه میده؟

123
00:08:41,300 --> 00:08:44,833
‫نه، از طرف "بن"ـه.
‫بن رو یادت میاد؟ رییسم.

124
00:08:44,886 --> 00:08:46,213
‫اوه، بله.

125
00:08:47,721 --> 00:08:51,384
‫به جیک گفتم امشب برمی‌گردم اداره...

126
00:08:51,431 --> 00:08:54,216
‫چون یه کنفرانس تلفنی با چندتا از
‫مشتریام تو بالی دارم.

127
00:08:54,266 --> 00:08:56,720
‫و بهش هم گفتم بن مسافرت ـه.

128
00:08:56,768 --> 00:08:59,720
‫ولی حقیقت اینه که الان
‫بن منو رسوند اینجا...

129
00:08:59,769 --> 00:09:02,175
‫و منم قرار نیست برگردم اداره.

130
00:09:04,897 --> 00:09:06,176
‫کجا میری؟

131
00:09:07,774 --> 00:09:12,729
‫هرجایی که باد ما رو ببره.
‫تو چی فکر می‌کنی؟

132
00:09:15,529 --> 00:09:18,018
‫- چی؟ با رییست شام می‌خوری؟
‫- شام نیست.

133
00:09:18,072 --> 00:09:22,233
‫،خب، ممکنه شام هم شاملش بشه
‫ولی تا آخر اینطوری نمی‌مونه.

134
00:09:27,035 --> 00:09:29,703
‫چرا نمی‌تونه بمونه؟

135
00:09:39,542 --> 00:09:42,114
‫از من می‌خوای جلوشو بگیرم؟

136
00:09:43,295 --> 00:09:46,045
‫کار خوبی نیست.
‫نمی‌دونم چه اتفاقی می‌افته.

137
00:09:46,088 --> 00:09:49,372
‫اتفاق بین ما اجتناب‌ناپذیرـه.
‫همون لحظه‌ای که فکر کردم وارد سرم شده...

138
00:09:49,423 --> 00:09:52,043
‫مثل این بود که یه نفر
‫ماشه‌ی یه بمب ساعتی رو کشیده.

139
00:09:52,091 --> 00:09:55,292
‫،هیچی جلوش رو نمی‌گیره
‫مهم هم نیست که چقدر بمب خنثی کرده باشم.

140
00:09:55,343 --> 00:09:57,714
‫،تو که نمی‌تونی جلوشو بگیری هیچ
‫هیچکسی هم نمی‌تونه.

141
00:09:59,054 --> 00:10:01,294
‫خب، کی ماشه‌ی بمب ساعتی رو کشیده؟

142
00:10:01,347 --> 00:10:03,967
‫سکس کثیف.
‫داشتم دوش می‌گرفتم...

143
00:10:04,015 --> 00:10:08,888
‫در ضمن، این اولین بار بود که انقدر
‫برای دوش گرفتن بعد از سکس با جیک عجله داشتم.

144
00:10:08,934 --> 00:10:13,226
‫،به ذهنم خطور کرد که مهم نیست من چیکار می‌کنم
‫ولی یه اتفاقی  برای اون افتاده.

145
00:10:13,270 --> 00:10:18,558
‫پس تو داری جیک رو به خاطر یه سکس بد مجازات می‌کنی
‫یا به خاطر این...

146
00:10:18,607 --> 00:10:22,733
‫این ملاطفت، این...
‫توجه‌ کردنای جدیدش ـه که بروز داده؟

147
00:10:28,237 --> 00:10:31,936
‫- چرا دارم اینکارو می‌کنم؟ چرا نمی‌تونم جلوش رو بگیرم؟
‫- تو هنوز کاری نکردی ایمی.

148
00:10:31,989 --> 00:10:34,229
‫ولی اون تا چند دقیقه دیگه اینجاست.

149
00:10:37,034 --> 00:10:38,408
‫از این آدم خوشت میاد؟

150
00:10:38,451 --> 00:10:39,529
‫بن؟

151
00:10:39,577 --> 00:10:41,901
‫یه آدم نق نقو ـه، ولی...

152
00:10:42,871 --> 00:10:45,028
‫همون چیزی ـه که لازم دارم...

153
00:10:48,040 --> 00:10:49,996
‫به چی نیاز داری؟

154
00:10:52,710 --> 00:10:55,958
‫کارمند نمونه‌ی ماه.

155
00:10:56,003 --> 00:10:58,671
‫فاحشه‌ی نمونه‌ی اداره.

156
00:11:11,887 --> 00:11:15,965
‫دوست دارم برگردیم به مسأله‌ای که
‫هفته‌ی پیش مطرح شد.

157
00:11:16,015 --> 00:11:18,765
‫تو گفتی که...

158
00:11:18,808 --> 00:11:21,807
‫وقتی بچه بودی اضافه وزن داشتی.

159
00:11:21,852 --> 00:11:24,009
‫واقعا همه‌چی خوب یادت می‌مونه.

160
00:11:24,061 --> 00:11:27,144
‫فکر کنم این همون چیزی ـه که
‫باید درموردش حرف بزنیم.

161
00:11:27,188 --> 00:11:29,559
‫می‌دونم گفتی این مسأله ناراحتت نمی‌کرد...

162
00:11:29,606 --> 00:11:32,807
‫ولی تو یه چیزی درمورد
‫بی رحم بودن بچه‌ها گفتی.

163
00:11:32,858 --> 00:11:34,814
‫خب، من چاق بودم.

164
00:11:34,859 --> 00:11:37,183
‫اضافه وزن نداشتم، چاق بودم.

165
00:11:37,235 --> 00:11:39,855
‫خواهرم هم اضافه وزن داشت.

166
00:11:39,904 --> 00:11:42,939
‫شوخی کردم. خواهرم خوش هیکل بود.

167
00:11:46,491 --> 00:11:51,909
‫واقعا برام سخته که باور کنم که
‫تو بچگی حقیقتاً اضافه وزن داشتی.

168
00:11:51,952 --> 00:11:54,620
‫انگار اون دختر رو محو کردی.

169
00:11:58,123 --> 00:12:01,988
‫،درست بعد از فوت پدرم
‫تصمیم گرفتم دست از خوردن بردارم.

170
00:12:02,041 --> 00:12:04,365
‫تقریبا ۴۵ پوند لاغرتر شدم.

171
00:12:04,418 --> 00:12:08,200
‫- چطوری ۴۵ پوند لاغر شدی؟
‫- فقط نخوردم.

172
00:12:08,253 --> 00:12:11,702
‫و احساس می‌کردم این تنها چیزی ـه
‫که توی اون خونه می‌تونستم خودم کنترل کنم.

173
00:12:11,755 --> 00:12:16,000
‫بعضی روزا فقط یه کلوچه می‌خوردم
‫و خالی بودن معده‌م رو حس می‌کردم.

174
00:12:16,050 --> 00:12:20,544
‫و این احساس فوق‌العاده‌ی
‫سبک شدن رو داشتم، خیلی سبک.

175
00:12:30,183 --> 00:12:32,139
‫چیه؟

176
00:12:34,185 --> 00:12:36,011
‫مهم نیست.

177
00:12:36,061 --> 00:12:38,515
‫نه، بگو. فکرت رو تموم کن.

178
00:12:40,939 --> 00:12:46,097
‫پدرم مرد دوست داشتنی، شیرین و جذابی بود
‫و منم خیلی دوستش داشتم.

179
00:12:49,360 --> 00:12:50,853
‫و مادرت؟

180
00:12:51,653 --> 00:12:52,932
‫مادرم مُرده.

181
00:12:58,199 --> 00:13:01,115
‫جوک مربوط به اون کشاورزه
‫و دوتا گاوش رو شنیدی؟

182
00:13:01,159 --> 00:13:04,324
‫همونی که یکی از گاوها شیر میده
‫اون یکی نه؟

183
00:13:04,369 --> 00:13:07,321
‫- نه.
‫- نه؟ بی خیال.

184
00:13:07,371 --> 00:13:09,943
‫به هر حال، پدرم وقتی ۱۳ سالم بود فوت کرد.

185
00:13:09,997 --> 00:13:12,949
‫مادرم بیشتر شبیه
‫نامادری سیندرلا بود.

186
00:13:12,999 --> 00:13:15,832
‫و خواهرم هم مثل خواهر ناتنی‌م.

187
00:13:15,876 --> 00:13:17,951
‫یه بار، وقتی ۱۳ سالم بود...

188
00:13:18,002 --> 00:13:22,578
‫پدر و مادرم از میلان دوتا لباس شبیه به هم
‫سوغاتی آوردن، هردوشون قشنگ بودن.

189
00:13:22,630 --> 00:13:27,539
‫،رنگ قرمز برای ماری، خواهرم
‫و آبی هم برای من.

190
00:13:27,591 --> 00:13:31,207
‫مال من البته اندازه‌م نشد.
‫مادرم بهش گفت لباسش رو با من عوض کنه...

191
00:13:31,260 --> 00:13:35,208
‫چون اون بزرگتر بود و مسلما سایزش
‫یه کم بزرگتر بود. خواهرم دوست نداشت عوض کنه.

192
00:13:35,262 --> 00:13:38,297
‫پس شروع کرد به جیغ کشیدن و
‫می‌گفت که فقط لباس قرمزه رو می‌خواد.

193
00:13:38,347 --> 00:13:40,634
‫تقصیر اون نبود که من چاق بودم و...

194
00:13:40,682 --> 00:13:44,678
‫:آخرش لباس رو پرت کرد طرفم و گفت
‫".بیا، بگیرش چاقالو"

195
00:13:44,726 --> 00:13:48,935
‫:منم شروع کردم به گریه کردن و مادرم گفت
‫حالا دیگه برای چی گریه می‌کنی؟

196
00:13:48,978 --> 00:13:51,100
‫باید خوشحال باشی که لباس اندازه‌ت شده...

197
00:13:51,146 --> 00:13:55,011
‫و اون قبول کرده که مال خودشو با تو عوض کنه.
‫باید ازش ممنون باشی.

198
00:13:55,065 --> 00:13:58,064
‫بعدش شنیدم پدر و مادرم دارن با هم بحث می‌کنن
‫و پدرم به مادرم گفت...

199
00:13:58,109 --> 00:14:01,227
‫چرا براشون لباس یه رنگ نخریدی؟

200
00:14:01,277 --> 00:14:04,478
‫،مادرم با زمزمه گفت
‫نمی‌تونم براش رنگ قرمز بخرم، اون...

201
00:14:04,529 --> 00:14:07,279
‫نمی‌تونستم درست حرفاش رو بشنوم.
‫به نظر می‌اومد که می‌گفت...

202
00:14:07,322 --> 00:14:11,567
‫تو لباس قرمز شبیه هندونه میشه، یا
‫شبیه ماشین آتش‌نشانی میشه...

203
00:14:11,616 --> 00:14:14,319
‫یا شبیه توپ ساحلی، یا...

204
00:14:14,368 --> 00:14:16,692
‫نتونستم بشنوم چی گفت.

205
00:14:30,878 --> 00:14:35,454
‫درمورد حرفی که شنیدی با
‫پدرت صحبت هم کردی؟

206
00:14:37,590 --> 00:14:39,665
‫نه، فرصتش رو پیدا نکردم.

207
00:14:43,093 --> 00:14:46,839
‫خب، تونستی...
‫تونستی با مادرت درموردش حرف بزنی؟

208
00:14:49,305 --> 00:14:50,549
‫چرا؟

209
00:14:51,598 --> 00:14:53,554
‫اونوقت می‌گفت که داشتم جبرانش می‌کردم.

210
00:14:53,599 --> 00:14:56,302
‫در جواب شکایتم...
‫فقط همینو گفت.

211
00:14:56,351 --> 00:14:58,923
‫منو مقلد صدا می‌زد.

212
00:14:58,977 --> 00:15:02,723
‫تصور خیلی واضحی از این جمله‌ی
‫داشتم جبرانش می‌کردم" داشتم".

213
00:15:02,771 --> 00:15:07,976
‫یه بار بهش گفتم دیدم که خواهرم
‫باغبون پشت خونه رو بوسید.

214
00:15:08,024 --> 00:15:10,395
‫رفت رو هوا.
‫نزدیک بود سکته کنه.

215
00:15:11,860 --> 00:15:15,108
‫می‌دونی، یه بار ماریا با یکی که نمی‌شناخت
‫قرار گذاشت.

216
00:15:15,153 --> 00:15:18,437
‫و قبل از این که بره
‫بهم گفت، بذار بهش کلک بزنیم.

217
00:15:18,488 --> 00:15:21,523
‫گفت در رو باز کن
‫و خودت رو جای من قالب کن.

218
00:15:21,574 --> 00:15:23,364
‫اون داشت از پنجره‌ی بغلی نگاه می‌کرد...

219
00:15:23,408 --> 00:15:26,076
‫که اگه ازش خوشش نیومد، بیرون نیاد.

220
00:15:26,118 --> 00:15:29,402
‫می‌تونستم وانمود کنم که مریضم و قرار رو کنسل کنم.

221
00:15:29,453 --> 00:15:32,156
‫،وقتی در رو باز کردم
‫دیدم که واقعا جذاب ـه.

222
00:15:32,205 --> 00:15:35,074
‫و فکر کنم خواهرم هم بهش علاقمند شد.

223
00:15:35,123 --> 00:15:39,996
‫همینطور باهاش حرف زدم و وانمود کردم
‫که من همونم و مدام باهاش حرف می‌زدم.

224
00:15:40,043 --> 00:15:43,576
‫تا اینکه بالاخره خواهرم از اتاق اومد بیرون
‫".و گفت "سلام، من ماریا هستم

225
00:15:44,587 --> 00:15:50,836
‫،اون کاملا گیج شده بود
‫و منم خیلی تحقیر شدم.

226
00:15:50,882 --> 00:15:55,672
‫از خجالت سرخ شده بودم. هنوزم وقتی اون روز
‫یادم میاد خجالت می‌کشم و...

227
00:15:55,718 --> 00:15:58,836
‫بهش گفت که من فقط داشتم
‫قرارهاش رو براش چک می‌کردم...

228
00:15:58,887 --> 00:16:01,555
‫و اینا همش شوخی بوده.

229
00:16:04,432 --> 00:16:08,558
‫مسأله اینه که، این برای من شوخی نبود.
‫یعنی، نه بعد این همه سال...

230
00:16:08,601 --> 00:16:10,391
‫تا الان نمی‌دونستم...

231
00:16:10,435 --> 00:16:13,968
‫که تمام چیزی که اون می‌خواست این بود که
‫راحت بتونه صورت طرف رو ببینه...

232
00:16:14,021 --> 00:16:17,602
‫،وقتی که بفهمه که با خواهرم قرار داره
‫نه با من، یه چاقالو.

233
00:16:19,482 --> 00:16:20,892
‫مسخره‌ست، نه؟

234
00:16:24,693 --> 00:16:27,645
‫نگران نباش.
‫چند سال بعد باهاش آشتی کردم.

235
00:16:27,695 --> 00:16:30,315
‫پسره رو تو کالج دیدم
‫و تو خماری سکس گذاشتمش.

236
00:16:30,363 --> 00:16:33,611
‫به خواهرم گفتم که اون تو رو نمی‌شناخت
‫و من باید یادش مینداختم

237
00:16:33,657 --> 00:16:36,858
‫اونم گفت، "اوه، هر طور راحتی.
‫".من که دو روز بعدش انداختمش دور

238
00:16:36,909 --> 00:16:41,035
‫من گفتم، "اوه، اون که گفت خودش تو رو
‫".کنار زده چون تو عین ماهی لبخند می‌زنی

239
00:16:42,537 --> 00:16:45,620
‫- راست گفتی؟
‫- نه.

240
00:16:45,664 --> 00:16:48,497
‫پس واقعا، تو تخت باعث رنجشش شدی؟

241
00:16:49,166 --> 00:16:51,241
‫دقیقا.

242
00:16:58,171 --> 00:17:02,332
‫و حالا هم داری یکی دیگه رو اذیت
‫می‌کنی، جیک رو.

243
00:17:02,382 --> 00:17:06,164
‫چرا، چون خیلی نسبت بهت
‫حساسیت نشون میده؟

244
00:17:17,432 --> 00:17:20,467
‫بهم بگو این حرفم درسته یا نه.

245
00:17:21,518 --> 00:17:24,967
‫- پدرت وقتی ۱۳ سالت بود فوت کرد.
‫- بله.

246
00:17:25,020 --> 00:17:27,640
‫پس حتما داغون بودی.

247
00:17:29,356 --> 00:17:31,347
‫درسته.

248
00:17:31,399 --> 00:17:34,600
‫مرد دوست داشتنی بود.
‫عالی و مهربون بود.

249
00:17:36,318 --> 00:17:38,938
‫از لحاظ فیزیکی هم مهربون بود؟

250
00:17:42,697 --> 00:17:44,772
‫آره.

251
00:17:45,782 --> 00:17:49,860
‫وقتی خواب بودیم می‌اومد تو اتاقمون و...

252
00:17:49,909 --> 00:17:51,984
‫چشمامون رو می‌بوسید.

253
00:17:53,578 --> 00:17:56,945
‫و بعدش که چشمامو نیمه باز می‌کردم
‫و بوی افتر شیوش رو می‌شنیدم...

254
00:17:56,997 --> 00:17:59,072
‫می‌فهمیدم اونجاست.

255
00:17:59,915 --> 00:18:02,784
‫تو گوشم زمزمه می‌کرد که دوستم داره و...

256
00:18:04,293 --> 00:18:06,747
‫صورتم رو تو دستاش می‌گرفت.

257
00:18:06,794 --> 00:18:10,208
‫دستای بزرگی داشت
‫مثل یه کارگر ساختمون.

258
00:18:12,381 --> 00:18:14,668
‫اون واقعا...

259
00:18:16,341 --> 00:18:17,917
‫مهربون و دوست داشتنی بود.

260
00:18:27,598 --> 00:18:29,922
‫و الان، وقتی جیک مهربون میشه...

261
00:18:29,974 --> 00:18:33,388
‫،و عشقش رو با ملایمت بیان می‌کنه
‫تو از دستش عصبانی میشی.

262
00:18:35,519 --> 00:18:38,091
‫گفتی نفرت‌انگیز بوده.

263
00:18:40,397 --> 00:18:42,969
‫فکر می‌کنی ممکنه به خاطر ترسی باشه...

264
00:18:43,023 --> 00:18:47,184
‫از اینکه یاد گرفتی نمی‌تونی به آدمایی که
‫،عشقشون رو با ملایمت ابراز می‌کنن اعتماد کنی

265
00:18:47,234 --> 00:18:49,309
‫کسایی که به نظر ضعیف میان؟

266
00:18:50,569 --> 00:18:54,185
‫کسایی که ترکت می‌کنن، می‌میرن
‫و تو رو پشت سر می‌ذارن؟

267
00:18:54,238 --> 00:18:58,234
‫،و عصبانی کردن جیک
‫راهی ـه برای جلوگیری کردن از ناراحتی خودت.

268
00:18:58,282 --> 00:19:01,614
‫تو بدترین موقعیتها رو براش به وجود آوردی...

269
00:19:01,659 --> 00:19:03,734
‫و اون باهات بدرفتاری می‌کنه.

270
00:19:16,251 --> 00:19:19,036
‫بن تا چند دقیقه دیگه اینجاست.
‫چیکار باید بکنم؟

271
00:19:23,630 --> 00:19:26,997
‫واقعا می‌خوای بهت اجازه بدم
‫که با رییست سکس داشته باشی؟

272
00:19:27,049 --> 00:19:30,297
‫یه بار. فقط یه بار.
‫فقط بهم بگو اونقدرا هم بد نیست.

273
00:19:33,511 --> 00:19:37,376
‫- من فکر می‌کنم ممکنه بد باشه.
‫- ولی اگه جیک بفهمه براش توضیح میدی.

274
00:19:37,430 --> 00:19:39,220
‫میشه بهش بفهمونی؟

275
00:19:39,264 --> 00:19:41,551
‫دقیقا ازم می‌خوای چی بهش بگم؟

276
00:19:41,599 --> 00:19:43,222
‫بگو که من داغونم.

277
00:19:43,267 --> 00:19:45,638
‫،بگو که نمی‌تونم به خودم کمک کنم
‫بگو این مشکل خارج از حد توان من ـه.

278
00:19:45,685 --> 00:19:47,344
‫فقط بگو که روبراه نیستم.

279
00:19:47,394 --> 00:19:51,686
‫،گیریم که جیک تو رو ببخشه
‫فکر می‌کنی خودت می‌تونی خودت رو ببخشی؟

280
00:19:52,313 --> 00:19:54,849
‫من همیشه خودمو می‌بخشم.

281
00:19:54,898 --> 00:19:59,474
‫این کارمه. شبا قبل از اینکه خوابم ببره
‫چشمام رو می‌بندم...

282
00:19:59,526 --> 00:20:03,059
‫،و از خدا طلب بخشش می‌کنم
‫و خودم رو برای هرچیزی می‌بخشم.

283
00:20:07,739 --> 00:20:12,315
‫،حتی برای مسائل غیر قابل بخشش
‫هیچوقت مجازات نشدم.

284
00:20:12,950 --> 00:20:15,866
‫فکر می‌کنی سکس یا ریوز
‫مجازاتی نداره؟

285
00:20:15,910 --> 00:20:18,234
‫کی می‌خواد مجازاتم کنه؟

286
00:20:18,287 --> 00:20:22,329
‫شایدم پیشاپیش مجازات  خودت رو
‫شروع کردی.

287
00:20:22,372 --> 00:20:25,371
‫واقعا فکر می‌کنی خوابیدن با ریوز
‫جیک رو تبدیل می‌کنه به...

288
00:20:25,416 --> 00:20:28,997
‫به همون آدم خوب و قدیمی و قابل‌اعتماد
‫و عصبانی و کنترل کننده؟

289
00:20:29,043 --> 00:20:31,615
‫کسی که باهات دعوا راه می‌ندازه
‫و تهدیدت می‌کنه؟

290
00:20:33,754 --> 00:20:35,544
‫نمی‌دونم.

291
00:20:35,588 --> 00:20:38,077
‫حالا که اون داره عشقش رو
‫با مهربونی ابراز می‌کنه...

292
00:20:38,132 --> 00:20:41,084
‫- حس می‌کنی لیاقت اون عشق رو داری؟
‫- این عشق نیست.

293
00:20:43,343 --> 00:20:46,544
‫این نیازـه، ضعف ـه.
‫غیرقابل تحمل ـه.

294
00:20:46,595 --> 00:20:51,634
‫،پس یعنی اگه تعقیبت کنه، کمین کنه
‫صداتو ضبط کنه، بهت حسودی کنه بهش میگن عشق. آره؟

295
00:20:56,559 --> 00:21:00,601
‫فکر می‌کنم باید بیشتر به این موضوع
‫دقت کنی، ایمی.

296
00:21:08,232 --> 00:21:10,982
‫- فرض کن قبلا اتفاق افتاده.
‫- ولی اینطور نیست.

297
00:21:11,026 --> 00:21:13,978
‫تو هنوزم حق انتخاب داری.

298
00:21:14,027 --> 00:21:16,730
‫بدون تو هیچ اتفاقی نمی‌افته.

299
00:21:27,327 --> 00:21:29,402
‫باید برم دستشویی.

300
00:21:58,762 --> 00:22:00,884
‫سلام. جیک هستم.
‫پیغام بذارید.

301
00:22:02,013 --> 00:22:03,803
‫سلام جیک. منم.

302
00:22:05,682 --> 00:22:09,215
‫چیز مهمی نیست.
‫همینطوری گفتم شماره‌تو بگیرم.

303
00:22:09,268 --> 00:22:11,306
‫فقط خواستم صداتو بشنوم.

304
00:22:12,520 --> 00:22:15,969
‫خب، بعدا باهات حرف می‌زنم.

305
00:22:31,240 --> 00:22:36,229
‫::Blue August::..
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

