1
00:00:01,000 --> 00:00:03,074
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,667 --> 00:00:06,784
‫ریتم کار چطوری ـه؟
‫اون نباید هر حرفی رو که من می‌زنم تفسیر کنه، مگه نه؟

3
00:00:06,834 --> 00:00:10,875
‫اینجا هم همونطوری ـه که تو خونه هست.
‫اینجا دیگه یه روانشناس نیست.

4
00:00:10,919 --> 00:00:14,036
‫تو خونه روانشناس نیست؟ باشه.

5
00:00:15,670 --> 00:00:19,001
‫یادت میاد میل به خواسته شدن
‫چه حسی داره؟

6
00:00:20,754 --> 00:00:22,709
‫چیه؟ من...

7
00:00:24,339 --> 00:00:26,828
‫می‌دونی انتقال یعنی چی؟

8
00:00:27,798 --> 00:00:30,796
‫یه وقتایی هست که بیمارا نسبت به
‫درمانگرشون حسی پیدا می‌کنن...

9
00:00:30,840 --> 00:00:33,957
‫مثل احساسی که تو روابط
‫والدین و بچه ها هست؟

10
00:00:34,008 --> 00:00:35,169
‫کردیش؟

11
00:00:36,633 --> 00:00:39,548
‫ادوارد برای من هیچی نبود.
‫تو هم می‌تونی بگی هیچی نبوده؟

12
00:00:39,592 --> 00:00:43,207
‫می‌تونی بگی هیچی با این دختره...
‫اسمش چیه؟

13
00:00:43,260 --> 00:00:47,301
‫- نمی‌تونم بگم. اجازه ندارم.
‫- می‌خوام بدونم و به نفعته که بهم بگی.

14
00:00:47,344 --> 00:00:49,833
‫- من احمق نیستم.
‫- لورا.

15
00:01:00,931 --> 00:01:02,756
‫- سلام کیت.
‫- جینا.

16
00:01:02,806 --> 00:01:04,133
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

17
00:01:04,182 --> 00:01:06,386
‫- داشتم یه کم چای درست می‌کردم.
‫- سلام.

18
00:01:06,432 --> 00:01:07,889
‫سلام.

19
00:01:11,809 --> 00:01:15,175
‫- گوشیتو بده.
‫- بذار... بذارش رو زنگ بمونه.

20
00:01:15,226 --> 00:01:17,382
‫همین کارو می‌خواستم بکنم.

21
00:01:19,352 --> 00:01:21,259
‫منتظر تماس رُزی هستیم.

22
00:01:21,311 --> 00:01:24,262
‫خونه‌ی دوستش خوابیده و...

23
00:01:24,312 --> 00:01:26,184
‫هنوز تماس نگرفته.

24
00:01:26,229 --> 00:01:28,800
‫خب، حداقل گفته کجاست.

25
00:01:28,854 --> 00:01:31,888
‫ولی خدا می‌دونه که این اولین بار نیست
‫که یه نوجوون...

26
00:01:31,939 --> 00:01:35,270
‫گفته خونه‌ی دوستش می‌مونه
‫و بعدش از یه جای دیگه سر در آورده.

27
00:01:35,314 --> 00:01:37,850
‫پس کجاست؟

28
00:01:37,898 --> 00:01:40,268
‫فکر می‌کنی دارم ازت قایم می‌کنم؟

29
00:01:40,316 --> 00:01:42,307
‫اینکارو می‌کنی؟

30
00:01:48,943 --> 00:01:54,687
‫::Blue August::..
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

31
00:02:05,572 --> 00:02:07,812
‫به هر حال...

32
00:02:07,864 --> 00:02:11,396
‫والدین سارا رفتن مسافرت و
‫رزی هم گوشیش رو جواب نمیده...

33
00:02:11,448 --> 00:02:13,652
‫پس از همینجا معلوم میشه.

34
00:02:13,699 --> 00:02:16,448
‫همین اتفاق چند هفته پیش نیفتاد؟

35
00:02:16,491 --> 00:02:19,406
‫ولی این دفعه ۲۴ ساعتی میشه
‫که رفته.

36
00:02:20,325 --> 00:02:22,232
‫بازم همین سنی بود، نه؟

37
00:02:22,284 --> 00:02:24,855
‫- این یعنی مشکلی نیست؟
‫- نه، من اینو نگفتم.

38
00:02:24,910 --> 00:02:27,577
‫مادرش وقتی که اون میگه
‫،با دوستشه، بهش اعتماد نمی‌کنه

39
00:02:27,619 --> 00:02:30,024
‫این باعث نگرانی ـه.

40
00:02:30,078 --> 00:02:32,365
‫واقعا نگرانم.

41
00:02:32,412 --> 00:02:34,865
‫به خاطر همین، دوتا تلفن رو کنار هم گذاشتیم.

42
00:02:35,913 --> 00:02:37,703
‫آخرین باری که باهاش حرف زدین کی بود؟

43
00:02:37,746 --> 00:02:39,737
‫دیروز، وقتی سر کار بودم.

44
00:02:39,789 --> 00:02:42,906
‫،نمی‌دونم پاول بهت گفته یا نه
‫من تو یه موسسه زنان آسیب‌دیده کار می‌کنم.

45
00:02:42,956 --> 00:02:45,326
‫که مرکز جوانان در معرض خطر هم هست.

46
00:02:45,373 --> 00:02:47,862
‫رزی چهار روز در هفته
‫اونجا داوطلب میشه.

47
00:02:47,916 --> 00:02:50,665
‫بهم گفت کارش که تموم شد
‫بعدش میره پیش سارا...

48
00:02:50,708 --> 00:02:55,283
‫ولی یه جوری با ظاهر مسئولانه‌ش گفت
‫که باید بهم خبر می‌داد.

49
00:02:55,334 --> 00:02:59,328
‫به هر حال، پدر و مادر سارا
‫رفتن مکزیک و...

50
00:02:59,377 --> 00:03:02,375
‫نمی‌دونم، شاید دخترا
‫بعد از مدرسه رفته باشن جایی.

51
00:03:02,419 --> 00:03:03,746
‫سارا ماشین داره.

52
00:03:03,794 --> 00:03:07,456
‫و رزی احتمالا ترسیده بهمون بگه
‫چون تو ممکن بود واکنش نشون بدی و...

53
00:03:07,504 --> 00:03:10,586
‫- من واکنش نشون بدم؟
‫- خب...

54
00:03:10,629 --> 00:03:12,703
‫چی بگم؟ نمی‌دونم.

55
00:03:15,547 --> 00:03:18,249
‫رزی تو اون مرکز چیکار می‌کنه؟

56
00:03:19,548 --> 00:03:21,539
‫در اصل، هر کاری که نیاز باشه...

57
00:03:21,590 --> 00:03:24,161
‫از برنامه ریزی گرفته
‫تا اجرای دستورات.

58
00:03:24,216 --> 00:03:26,171
‫بعضی وقتا مصاحبه می‌کنه...

59
00:03:26,217 --> 00:03:29,334
‫می‌تونه تشخیص بده که
‫چطوری مردم رو ارزیابی ‌کنیم.

60
00:03:29,384 --> 00:03:32,584
‫چقدر آسیب دیدن و
‫تا چه حد به کمک احتیاج دارن.

61
00:03:33,969 --> 00:03:35,711
‫چهار بار در هفته...

62
00:03:35,761 --> 00:03:38,380
‫برای یه بچه‌ی ۱۶ تعهد سنگینی ـه.

63
00:03:38,428 --> 00:03:39,969
‫ماه بعد ۱۷ سالش میشه.

64
00:03:40,012 --> 00:03:43,923
‫،جالبه. وقتی رزی داوطلب میشه
‫کاملا مثل یه بزرگسال رفتار می‌کنه.

65
00:03:43,971 --> 00:03:45,796
‫مددکار اجتماعی به دنیا اومده.

66
00:03:45,846 --> 00:03:48,548
‫،همیشه همینطوری بوده
‫از وقتی بچه بود.

67
00:03:51,181 --> 00:03:53,504
‫وقتی کوچیکتر بود
‫مگه چطوری رفتار می‌کرد؟

68
00:03:53,557 --> 00:03:56,555
‫همیشه بین دوستاش و تو زمین بازی
‫میانجی‌گری می‌کرد.

69
00:03:56,599 --> 00:03:59,431
‫،سازماندهی، برقراری صلح
‫از این جور چیزا.

70
00:03:59,475 --> 00:04:02,142
‫حتی معلمهاش هم اینو گفتن.

71
00:04:02,184 --> 00:04:03,641
‫تو اینو از کجا شنیدی؟

72
00:04:03,684 --> 00:04:06,516
‫من خیلی از جلسات اولیا و مربیان
‫رو بهت خبر ندادم.

73
00:04:06,560 --> 00:04:09,179
‫،من تو آرلینگتون عضو هیئت مدیره بودم
‫یادت نیست؟

74
00:04:09,227 --> 00:04:12,427
‫،پاول، بی خیال
‫تو دو بار هم شده که بری؟

75
00:04:12,478 --> 00:04:14,136
‫خب...

76
00:04:14,187 --> 00:04:18,347
‫تا حالا دیدین رزی
‫این روحیه‌ی میانجی‌گریش رو تو خونه بروز بده؟

77
00:04:21,564 --> 00:04:25,890
‫منظورش اینه که رزی
‫مددکار اجتماعی ما هم بوده؟

78
00:04:25,940 --> 00:04:28,429
‫می‌بینی؟ جینا نمی‌تونه
‫درک کنه که یه بچه با میل ذاتی...

79
00:04:28,482 --> 00:04:30,887
‫کمک به دیگران متولد شده...

80
00:04:30,941 --> 00:04:35,149
‫بدون اینکه رفتار ستیزه جویانه‌ای
‫درمورد چیز دیگه‌ داشته باشه.

81
00:04:35,192 --> 00:04:36,850
‫درسته؟

82
00:04:42,735 --> 00:04:45,603
‫رزی همیشه به این جور خدمات
‫علاقمند بوده...

83
00:04:45,653 --> 00:04:48,320
‫و این چیزی ـه که ما رو دلگرم کرده.

84
00:04:48,362 --> 00:04:50,767
‫- واقعا؟
‫- خب، منو که دلگرم کرده.

85
00:04:50,821 --> 00:04:54,353
‫فکر می‌کنم این عالیه.
‫فکر می‌کنم فوق العاده‌ست که داوطلب میشه.

86
00:05:00,115 --> 00:05:03,066
‫من درمورد هر چیزی که تو مرکز
‫اتفاق می‌افته باهاش حرف می‌زنم...

87
00:05:03,115 --> 00:05:05,485
‫و مخصوصا اینکه تو حیطه‌ی مسئولیت اون نیست...

88
00:05:05,533 --> 00:05:08,946
‫که با آدمای پوست کلفت
‫یا نمونه‌های شبیه به اونا روبرو بشه.

89
00:05:08,992 --> 00:05:11,611
‫مطمئن میشم که اون پا رو از
‫مسئولیتش فراتر نذاره.

90
00:05:11,659 --> 00:05:14,942
‫براش روشن می‌کنم کی به کیه
‫و چه خبره...

91
00:05:22,412 --> 00:05:25,908
‫آره، موافقم.
‫فکر کنم چهار بار در هفته براش زیاد ـه.

92
00:05:25,954 --> 00:05:28,822
‫می‌دونی، این ممکنه برای رزی چیزی بیشتر از...

93
00:05:28,872 --> 00:05:30,614
‫میل به کمک کردن باشه.

94
00:05:31,831 --> 00:05:35,955
‫چیزی که جینا داره میگه اینه که رزی شاید به خاطر این
‫داره تو حیطه‌ی جوانان در معرض خطر کار می‌کنه...

95
00:05:35,999 --> 00:05:39,330
‫چون خودش سختی کشیده.

96
00:05:39,374 --> 00:05:42,989
‫پاول، واقعا فکر می‌کنی من و کیت
‫به یه مترجم نیاز داریم؟

97
00:05:44,376 --> 00:05:46,201
‫ببخشید.

98
00:05:46,710 --> 00:05:48,914
‫از کی داوطلب شده؟

99
00:05:48,960 --> 00:05:52,657
‫کی بود؟ حدودا ۶ ماه پیش.

100
00:05:52,711 --> 00:05:54,702
‫بار اول هیجان زده بودم که اینطوری...

101
00:05:54,753 --> 00:05:58,498
‫وقت کمتری رو با دوستاش تو
‫فروشگاهها می‌گذرونه، ولی...

102
00:05:59,629 --> 00:06:03,493
‫- حالا فکر می‌کنم که اون به چیزی بیشتر از اینکار نیاز داره.
‫- چی؟ وقت بیشتر برای خرید؟

103
00:06:03,547 --> 00:06:07,079
‫نه، خودت می‌دونی منظورم چیه.
‫همون کارای احمقانه‌ی نوجوونی.

104
00:06:07,131 --> 00:06:09,205
‫یعنی، چرا باید تو این سن...

105
00:06:09,257 --> 00:06:11,662
‫انقدر نگران مشکلات دنیا باشه؟

106
00:06:11,716 --> 00:06:13,837
‫- فکر نمی‌کنم جینا منظورش این باشه.
‫- پاول.

107
00:06:13,883 --> 00:06:16,087
‫میگه که رزی جذب جایی شده...

108
00:06:16,133 --> 00:06:18,289
‫چون داره سعی می‌کنه
‫چیزی رو به ما بفهمونه.

109
00:06:18,342 --> 00:06:21,542
‫- ولی ما بهش بی توجهی می‌کنیم...
‫- می‌تونم جای خودم حرف بزنم؟

110
00:06:21,593 --> 00:06:23,383
‫مگه منظورت همین نیست؟

111
00:06:23,427 --> 00:06:26,176
‫به تو ربطی نداره که من چه منظوری دارم.

112
00:06:28,553 --> 00:06:29,714
‫ببخشید.

113
00:06:29,762 --> 00:06:32,844
‫می‌دونین، حتی اگه رزی تمایل داشته باشه...

114
00:06:32,888 --> 00:06:35,922
‫یا کارش این باشه که به مردم کمک کنه...

115
00:06:35,972 --> 00:06:38,093
‫نمی‌دونم تا چه حد یه بچه‌ی ۱۷ ساله...

116
00:06:38,139 --> 00:06:40,462
‫به این کار نیاز داره؟

117
00:06:40,514 --> 00:06:43,382
‫۱۶سال. هنوز ۱۶ سالشه.

118
00:06:43,432 --> 00:06:44,676
16

119
00:06:44,724 --> 00:06:48,304
‫پس، آره پاول، شاید اون داره سعی می‌کنه
‫توجهتون رو به چیزی جلب کنه.

120
00:06:51,725 --> 00:06:54,095
‫باشه، اینم از این.
‫یه بار دیگه شمارشو می‌گیرم.

121
00:06:54,143 --> 00:06:57,888
‫چون ظاهرا داوطلب شدنش
‫یه جور درخواست کمک ـه.

122
00:07:05,312 --> 00:07:07,801
‫اوه، خدا رو شکر. داره زنگ می‌خوره.

123
00:07:08,605 --> 00:07:10,228
‫رزی.

124
00:07:10,272 --> 00:07:12,559
‫می‌کشمت.
‫کجا بودی...

125
00:07:12,606 --> 00:07:15,059
‫- نه، چون ما...
‫- بذار من باهاش حرف بزنم.

126
00:07:17,148 --> 00:07:20,680
‫- کیت.
‫- از کی تا حالا؟

127
00:07:20,733 --> 00:07:23,435
‫- لطفا بذار من باهاش حرف بزنم.
‫- نه، وقتی یه جا می‌خوابی...

128
00:07:23,483 --> 00:07:25,888
‫صبحش اولین کاری که باید بکنی
‫اینه که تماس بگیری.

129
00:07:25,942 --> 00:07:29,273
‫- توافق کرده بودیم و خودتم می‌دونی.
‫- کیت...

130
00:07:29,318 --> 00:07:31,771
‫نه، تو خونه درموردش حرف می‌زنیم.

131
00:07:31,819 --> 00:07:35,185
‫نه، چون ما بیرونیم.
‫داریم با کسی حرف می‌زنیم.

132
00:07:36,278 --> 00:07:37,735
‫یه... یه حسابدار.

133
00:07:38,695 --> 00:07:40,899
‫نه، نمی‌شناسیش.

134
00:07:42,655 --> 00:07:44,313
‫خب، اون... نه، همینجا نشسته...

135
00:07:44,363 --> 00:07:47,729
‫و از این کارت خیلی ناراحت ـه.

136
00:07:49,323 --> 00:07:51,610
‫تو خونه با هم صحبت می‌کنیم، رزی.

137
00:07:53,491 --> 00:07:55,032
‫باشه.

138
00:07:55,074 --> 00:07:57,148
‫حالا دیگه اجازه ندارم باهاش حرف بزنم؟

139
00:07:57,200 --> 00:08:01,573
‫،میگه که دیشب سارا رو دیر پیدا کرده
‫تا دیروقت مدرسه بودن، حالا اینو بشنو...

140
00:08:01,618 --> 00:08:03,656
‫نفهمیده که گوشیش خاموش شده...

141
00:08:03,702 --> 00:08:06,404
‫که مثل این می‌مونه که نفهمه
‫سرش تو آتیش ـه، ولی...

142
00:08:06,452 --> 00:08:08,739
‫دیگه اونجا نمی‌مونه.

143
00:08:08,786 --> 00:08:11,275
‫باشه، خودت بهش بگو.

144
00:08:13,746 --> 00:08:17,657
‫- "اگه من جای جینا بودم می‌پرسیدم، "چرا الان؟
‫- چرا الان" چی؟"

145
00:08:17,705 --> 00:08:19,612
‫اگه یه زوج با مشکل پیش من می‌اومدن...

146
00:08:19,664 --> 00:08:22,413
‫می‌گفتم "چرا این حرکت رو
‫"الان داره انجام میده؟

147
00:08:22,456 --> 00:08:25,371
‫واقعا می‌پرسیدی؟

148
00:08:25,415 --> 00:08:29,112
‫خب، بهتره ازشون بپرسی و
‫بعدش به منم بگی.

149
00:08:29,166 --> 00:08:31,453
‫اون از این کارش یه هدفی داره.
‫مشخصه.

150
00:08:31,500 --> 00:08:34,582
‫اون برخورد بین ما رو حس می‌کنه
‫و ازمون رو برمی‌گردونه...

151
00:08:34,626 --> 00:08:37,245
‫تا بفهمیم نگرانی درمورد اون
‫چه مزه‌ای داره.

152
00:08:37,293 --> 00:08:40,244
‫اون یه نوجوون ـه.
‫مسأله‌ی بغرنجی نیست.

153
00:08:40,294 --> 00:08:42,332
‫مثل بقیه‌ی دخترای نوجوون ـه، باشه؟

154
00:08:42,378 --> 00:08:45,329
‫همونطوری که فکر می‌کنن.
‫یا فکر نمی‌کنن.

155
00:08:45,378 --> 00:08:49,704
‫،نه، کیت. این آگاهانه نیست
‫البته کارسازـه.

156
00:08:49,755 --> 00:08:53,417
‫رزی ناپدید میشه و شما
‫واکنش نشون میدین.

157
00:08:53,464 --> 00:08:56,581
‫تو نگرانی درمورد اون متحد میشین.

158
00:09:02,591 --> 00:09:07,048
‫فکر می‌کنین رزی برخوردای
‫بین شما رو متوجه شده؟

159
00:09:11,427 --> 00:09:15,042
‫فکر کنم تو فیلم بازی کردن
‫استاد بودیم.

160
00:09:15,094 --> 00:09:17,583
‫واقعا مهارت خاصی تو این کار به دست آوردیم.

161
00:09:17,636 --> 00:09:20,338
‫همونطور که پاول گفت، چرا الان؟

162
00:09:20,387 --> 00:09:23,089
‫چرا الان؟ اتفاقی افتاده؟

163
00:09:23,138 --> 00:09:26,421
‫می‌دونین، فکر می‌کنین
‫چه واکنشی نشون میده؟

164
00:09:26,472 --> 00:09:29,506
‫خب، راستش من محکمتر گفتم.

165
00:09:29,556 --> 00:09:31,879
‫- محکمتر؟
‫- کیت...

166
00:09:31,932 --> 00:09:34,599
‫- کیت، لورا رو پیدا کرده.
‫- پیداش نکردم...

167
00:09:34,641 --> 00:09:37,130
‫دیدمش که داشت از خونه می‌رفت بیرون.

168
00:09:37,183 --> 00:09:39,055
‫- خونه؟
‫- دفتر من.

169
00:09:39,100 --> 00:09:43,426
‫،دفتر اون، خونه، خونه‌ی من
‫فرقی نداره. خیلی با هم فرق ندارن.

170
00:09:43,476 --> 00:09:46,474
‫- فکر کردم گفتی درمانش متوقف شده؟
‫- همینو گفت، مگه نه؟

171
00:09:46,518 --> 00:09:49,552
‫،پدرش بستری شده بوده
‫گفت اگه میشه بیاد پیش من.

172
00:09:49,603 --> 00:09:51,558
‫خیلی ناراحت بود...

173
00:09:51,603 --> 00:09:54,554
‫- خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم اینکارو نکن.
‫- چی؟

174
00:09:54,604 --> 00:09:57,638
‫جوری توصیفش می‌کنی که انگار
‫یه چیز کوچولوی شکستنی ـه...

175
00:09:57,688 --> 00:09:59,311
‫انگار که یه روح بیچاره‌ی گمشده‌ست.

176
00:09:59,355 --> 00:10:01,393
‫ولی نیست.

177
00:10:01,439 --> 00:10:03,097
‫خودم دیدمش.

178
00:10:04,481 --> 00:10:06,436
‫به نظر تو چطور بود؟

179
00:10:09,024 --> 00:10:11,560
‫مثل تامی کنت بود.

180
00:10:11,608 --> 00:10:14,097
‫- چی؟
‫- تامی کنت کیه؟

181
00:10:14,150 --> 00:10:18,358
‫- کجاش... کجاش شبیه تامی کنت ـه؟
‫- دقیقا می‌دونی دارم از چی حرف می‌زنم.

182
00:10:23,486 --> 00:10:25,228
‫میشه بپرسم اون کیه؟

183
00:10:25,278 --> 00:10:27,565
‫دختری که وقتی من و پاول باهم
‫آشنا شدیم عاشقش بود.

184
00:10:27,612 --> 00:10:29,235
‫خیلی خیلی وقت پیش.

185
00:10:29,279 --> 00:10:31,566
‫خب، حالا هر چی. اونا دقیقا
‫شبیه هم هستن...

186
00:10:31,613 --> 00:10:33,568
‫- نه، نیستن.
‫- چرا، هستن.

187
00:10:33,613 --> 00:10:36,362
‫و اون از لورا رو یه دختر کوچولوی
‫شکننده ساخته...

188
00:10:36,406 --> 00:10:40,945
‫،و باور کنین
‫چیزی که من دیدم یه زن خیلی سکسی بود...

189
00:10:40,990 --> 00:10:43,111
‫که ساعت ۱۰ صبح کفشای پاشنه بلند
‫پوشیده بود.

190
00:10:43,157 --> 00:10:45,195
‫- من اینطوری توصیفش نکردم.
‫- تامی کنت.

191
00:10:45,241 --> 00:10:48,938
‫- اگه تصویری از اون تو ذهنت شکل دادی...
‫- نه، ولی تو کاری می‌کنی که فکر کنم...

192
00:10:48,992 --> 00:10:51,113
‫اونم یکی از مریضهای بی پدرت ـه.

193
00:10:51,159 --> 00:10:53,399
‫نه، تو عجله داری که نتیجه‌گیری خودتو
‫به کرسی بنشونی.

194
00:10:53,452 --> 00:10:57,032
‫چیزی که یادش رفت بهش اشاره کنه
‫اینه که اون فوق‌العاده زیباست.

195
00:10:57,077 --> 00:10:59,744
‫و خیلی هم جوون. ولی تعجبی نداره، نه؟

196
00:10:59,786 --> 00:11:02,737
‫خدای من، چه تاریخی میشه...

197
00:11:02,787 --> 00:11:04,410
‫همسر میانسالت رو ترک کنی و...

198
00:11:04,454 --> 00:11:05,995
‫اوه، خدایا.

199
00:11:06,038 --> 00:11:08,159
‫برات یه ذره هم خجالت آور نیست...

200
00:11:08,205 --> 00:11:11,322
‫که معلوم شده مثل مردای
‫کوچه بازاری هستی؟

201
00:11:11,373 --> 00:11:14,040
‫زندگیت رو صرف مطالعه روی
‫شرایط آدما کردی...

202
00:11:14,082 --> 00:11:17,495
‫و حالا...مثل یه غارنشین
‫شهوتت رو دنبال می‌کنی.

203
00:11:26,001 --> 00:11:28,916
‫این زن، لورا فهمیده که...

204
00:11:31,002 --> 00:11:35,956
‫نگاه لوس، گوشه‌گیر و حساب شده‌ای داره.

205
00:11:36,004 --> 00:11:38,706
‫و... اون...

206
00:11:41,005 --> 00:11:45,959
‫این اعتماد به نفسی داره که کاملا
‫معلومه مزخرفه...

207
00:11:46,006 --> 00:11:50,047
‫،چون اگه واقعا براش اتفاقی افتاده بود
‫نمی‌دونست چیکار باید بکنه.

208
00:11:50,091 --> 00:11:51,418
‫کاملا ساختگی بود.

209
00:11:51,466 --> 00:11:53,706
‫و همه‌ی اینا رو وقتی دیدی که داشتی
‫آشغالا رو می‌بردی بیرون.

210
00:11:53,758 --> 00:11:57,206
‫- این دیگه خیلی عجیب ـه.
‫- آره، درسته. فقط با دیدنش فهمیدم.

211
00:11:57,259 --> 00:12:00,791
‫همه‌چی باهم مرتبط ـه، چه دوست داشته باشیم
‫چه نداشته باشیم. یکی از حرفای خودت.

212
00:12:00,843 --> 00:12:03,841
‫و اینم اتفاقی بوده که
‫همون موقعی اون اونجاست تو هم باشی...

213
00:12:03,886 --> 00:12:05,379
‫اوه، انقدر تکرار نکن.

214
00:12:05,428 --> 00:12:09,173
‫کاری می‌کنی که به نظر یه زن
‫دیوونه بیام.

215
00:12:09,220 --> 00:12:12,586
‫،خب، اگه اون لوس و ساختگی ـه
‫چرا انقدر ازش می‌ترسی؟

216
00:12:12,638 --> 00:12:15,305
‫چون شوهرم عاشقش شده.

217
00:12:23,765 --> 00:12:28,138
‫و چون از اون زنهایی ـه که
‫همیشه مردش رو بدست میاره.

218
00:12:37,060 --> 00:12:39,727
‫یه زن مثل اون همیشه
‫تو رویاهاش بوده...

219
00:12:39,769 --> 00:12:42,518
‫زرق و برق دار، خود محور، دست نیافتنی.

220
00:12:42,562 --> 00:12:45,893
‫من اینطور آدمی می‌خوام؟
‫خوب شد فهمیدم.

221
00:12:48,938 --> 00:12:50,893
‫تو خودتو اینطور نمی‌بینی؟

222
00:12:52,314 --> 00:12:54,554
‫نه.

223
00:12:55,857 --> 00:12:57,848
‫پس، تو تصور پاول نیستی؟

224
00:12:59,524 --> 00:13:01,266
‫نه. نیستم.

225
00:13:01,316 --> 00:13:03,805
‫بازم باهات ازدواج کرده.

226
00:13:08,193 --> 00:13:12,104
‫،خب، فکر کنم قرارداد نپخته‌ای بسته
‫مگه نه؟

227
00:13:13,444 --> 00:13:17,106
‫،یه غنیمت می‌خواست
‫عوضش با یه خونه‌دار گیر افتاد.

228
00:13:17,154 --> 00:13:19,228
‫من فقط یه مادر خوبم.

229
00:13:20,529 --> 00:13:22,733
‫- خیلی خسته کننده.
‫- کیت، به حرفای خودت گوش کن.

230
00:13:22,780 --> 00:13:25,565
‫داری توانایی جنسی خودت رو...

231
00:13:25,614 --> 00:13:27,190
‫کاملا زیر سوال می‌بری، برای شروع...

232
00:13:27,239 --> 00:13:30,687
‫فکر کنم هر دومون می‌دونیم که تو
‫اگه می‌خواستی می‌تونستی بهتر کار کنی.

233
00:13:30,740 --> 00:13:34,355
‫کیت، من عاشقت شدم، نه به خاطر اینکه
‫زیبا و سکسی هستی...

234
00:13:34,408 --> 00:13:36,198
‫به خاطر این بود که...

235
00:13:36,242 --> 00:13:38,032
‫به خاطر تواناییت بود.

236
00:13:40,076 --> 00:13:42,944
‫- توانایی‌ش؟
‫- بله.

237
00:13:42,993 --> 00:13:46,525
‫اون محکم و صادق و...

238
00:13:46,577 --> 00:13:48,651
‫و قابل اتکا بود.

239
00:13:49,870 --> 00:13:53,402
‫من بهش احتیاج داشتم.
‫فکر کنم هر دومون احتیاج داشتیم.

240
00:13:59,247 --> 00:14:01,736
‫دیگه نه.
‫من که دیگه بهت احتیاج ندارم.

241
00:14:23,753 --> 00:14:27,450
‫،خب، من دارم. همیشه دوستت داشتم
‫می‌خواستمت و بهت احتیاج داشتم.

242
00:14:27,504 --> 00:14:30,253
‫ولی نه مثل لورا.
‫هیچ وقت منو اونطوری نمی‌خواستی.

243
00:14:30,297 --> 00:14:32,087
‫چطور می‌تونی اینو بگی؟

244
00:14:32,130 --> 00:14:36,290
‫همش داری برای خودت نتایجی می‌گیری
‫که هیچ...

245
00:14:47,801 --> 00:14:50,918
‫کیت، گفتی دیگه به پاول احتیاج نداری؟

246
00:14:52,177 --> 00:14:54,630
‫میشه یه خرده توضیح بدی؟

247
00:15:00,012 --> 00:15:02,086
‫نیاز ندارم همونطور که کاری هم باهاش ندارم.

248
00:15:04,097 --> 00:15:06,171
‫نه اونطوری که فکر می‌کردم بهش احتیاج دارم.

249
00:15:08,389 --> 00:15:12,134
‫نمی‌دونم. شاید اصلا
‫به یه شریک احتیاج ندارم.

250
00:15:14,099 --> 00:15:17,216
‫منظورم اینه که، ازش خوشم میاد؟
‫آره، البته که میاد.

251
00:15:18,475 --> 00:15:23,465
‫ولی خیلی خوب میشد اگه اون شخص
‫یه کم بیشتر حاضر و مفید بود.

252
00:15:24,435 --> 00:15:26,675
‫ولی من بهش احتیاج دارم؟

253
00:15:26,727 --> 00:15:28,801
‫اگه این سوال ـه...

254
00:15:31,687 --> 00:15:34,804
‫نه، فکر می‌کنم یاد گرفتم که
‫بدون اون زندگی کنم.

255
00:15:39,564 --> 00:15:42,479
‫چه جور شریکی رو می‌تونی
‫برای خودت متصور بشی؟

256
00:15:42,523 --> 00:15:46,517
‫نمی‌دونم...

257
00:15:48,024 --> 00:15:49,682
‫یعنی، می‌دونی، چهارچوب تصورات من...

258
00:15:49,733 --> 00:15:53,064
‫برمی‌گرده به دو دهه و نیم
‫زندگی با پاول، پس...

259
00:15:55,818 --> 00:15:57,690
‫دوستامون، شوهراشون...

260
00:15:57,735 --> 00:16:01,231
‫من در مورد اینکه اونا واقعا
‫چی دوست دارن چی می‌دونم؟

261
00:16:01,277 --> 00:16:04,394
‫پشت درهای بسته چی می‌گذره.
‫یعنی، می‌دونیم که آیا...

262
00:16:04,445 --> 00:16:06,519
‫واقعا با هم آمیزش دارن؟

263
00:16:08,988 --> 00:16:11,607
‫مثل این نیست که بشینم
‫درموردش رویاپردازی کنم...

264
00:16:11,655 --> 00:16:14,523
‫یا به خیالم پرواز بدم...

265
00:16:14,572 --> 00:16:16,859
‫درمورد مردای ایده‌آل یا...

266
00:16:18,657 --> 00:16:20,363
‫اینکه کاش با یه قاتل سریالی بودم...

267
00:16:20,407 --> 00:16:22,611
‫که درمورد روز کاری لعنتیش برام حرف بزنه.

268
00:16:29,368 --> 00:16:31,240
‫و این فقط درمورد خواسته شدن نیست.

269
00:16:31,285 --> 00:16:33,655
‫می‌دونم هفته‌ی پیش چی گفتم.

270
00:16:38,078 --> 00:16:41,823
‫و خواسته شدن خوبه.
‫البته، هر روز هم می‌خوام، ولی...

271
00:16:45,538 --> 00:16:47,114
‫خوب؟

272
00:16:47,164 --> 00:16:50,079
‫فقط می‌خوام بخشی از یه چیزی باشم.

273
00:16:51,290 --> 00:16:53,695
‫لازم نیست خیلی مهم باشه...

274
00:16:53,749 --> 00:16:56,238
‫لازم نیست خیلی با شکوه باشه.

275
00:17:03,418 --> 00:17:07,910
‫ولی درمورد زنهایی مثل لورا
‫اینو بگم که...

276
00:17:11,086 --> 00:17:15,080
‫اونا فکر و ذکرشون سکس ـه.
‫می‌دونی، براشون نون و آب ـه.

277
00:17:15,129 --> 00:17:18,376
‫،خود سکس اینطور نیست
‫اینو نمیگم...

278
00:17:18,421 --> 00:17:21,336
‫سکس چیزی ـه که کنترل می‌کنه...

279
00:17:21,380 --> 00:17:24,580
‫فاصله رو بین اون و یکی دیگه
‫تعیین می‌کنه...

280
00:17:24,631 --> 00:17:26,835
‫و منم نمی‌خوام باهاش مسابقه بدم.

281
00:17:35,175 --> 00:17:36,833
‫کیت...

282
00:17:38,384 --> 00:17:41,501
‫لورا برای پاول یه هدف جنسی نیست.

283
00:17:42,844 --> 00:17:45,048
‫رابطه‌ی اونا براساس این نیست.

284
00:17:45,094 --> 00:17:47,334
‫بیشتر...

285
00:17:47,387 --> 00:17:49,425
‫خالص ـه.

286
00:17:49,471 --> 00:17:53,003
‫برای پاول یه هوس جنسی نیست.
‫شهوت نیست.

287
00:17:58,139 --> 00:18:00,888
‫تهدید واقعی اینه که...

288
00:18:00,932 --> 00:18:04,629
‫ممکنه واقعا عاشقش شده باشه.

289
00:18:08,475 --> 00:18:10,798
‫می‌دونی، تو گفتی که مجذوبش
‫شده بودی.

290
00:18:10,851 --> 00:18:14,134
‫باهاش ادواج کردی چون
‫تحسینش می‌کردی...

291
00:18:14,185 --> 00:18:16,721
‫چون اون خیلی
‫بهت توجه می‌کرد.

292
00:18:16,769 --> 00:18:18,760
‫قدردان بودی...

293
00:18:18,811 --> 00:18:21,726
‫که حس می‌کردی مورد علاقه‌ای.

294
00:18:22,812 --> 00:18:25,763
‫این نیروی بین بیمار و درمانگر...

295
00:18:25,813 --> 00:18:29,226
‫تو اون موقعیت براتون
‫رضایت بخش بوده...

296
00:18:29,272 --> 00:18:32,187
‫- عیسی مسیح.
‫- لطفا بذار کارم رو بکنم، پاول.

297
00:18:32,231 --> 00:18:35,348
‫کار چی؟
‫نتیجه گیری عجولانه؟

298
00:18:37,566 --> 00:18:42,307
‫درنهایت، کیت، احساس کردی که
‫این برات رضایت بخش نبوده.

299
00:18:42,359 --> 00:18:45,606
‫از این وابستگی دست کشیدی.

300
00:18:45,651 --> 00:18:48,898
‫از بخشی از ازدواجت دست کشیدی.

301
00:18:48,944 --> 00:18:51,859
‫گفتی دیگه به پاول احتیاجی نداری...

302
00:18:51,903 --> 00:18:54,474
‫نیازی به مراقبت نداری...

303
00:18:54,528 --> 00:18:57,277
‫و شاید پاول اینو حس کرده.

304
00:18:58,529 --> 00:19:00,769
‫داری از زیر بالهاش در میری...

305
00:19:00,821 --> 00:19:03,985
‫و همین باعث...

306
00:19:04,031 --> 00:19:06,436
‫آشفتگی حسش  نسبت به یه بیمار شده.

307
00:19:07,448 --> 00:19:10,150
‫لورا به پاول وابسته شده.

308
00:19:13,199 --> 00:19:16,647
‫،اون روانشناسش ـه
‫بزرگترش ـه، راهنماش ـه.

309
00:19:17,742 --> 00:19:20,444
‫وابستگی، تعریف این رابطه‌ست.

310
00:19:20,493 --> 00:19:22,365
‫اوه، فهمیدم، پس اون...

311
00:19:22,410 --> 00:19:25,159
‫،دیگه تحت حمایت من نیست
‫منم یکی رو پیدا کردم...

312
00:19:25,202 --> 00:19:27,406
‫،که جایگزین اون کنم
‫نظرت اینه؟

313
00:19:27,453 --> 00:19:29,527
‫کارت درسته، جینا.

314
00:19:30,287 --> 00:19:35,159
‫ببین، تو فکر می‌کنی که عاشق یه مریض شدن
‫بدون یه جور آسیب شناسی...

315
00:19:35,205 --> 00:19:38,322
‫باعث همه‌ی این اتفاقات شده.

316
00:19:41,623 --> 00:19:45,747
‫کیت، تو داری سعی می‌کنی
‫خودت رو تو ازدواجت دوباره تعریف کنی...

317
00:19:45,791 --> 00:19:48,161
‫که خودت رو نه به عنوان یه وابسته...

318
00:19:48,208 --> 00:19:50,412
‫که برابر ببینی.

319
00:19:50,459 --> 00:19:52,746
‫فکر می‌کنی بتونی اینکارو بکنی
‫و با پاول بمونی؟

320
00:19:52,793 --> 00:19:54,369
‫اوه، جینا، تو رو خدا.

321
00:19:54,418 --> 00:19:57,749
‫اگه من این هیولای خودشیفته هستم...

322
00:19:57,794 --> 00:20:00,792
‫که درمورد تحسین شدن و ستایش و...

323
00:20:00,836 --> 00:20:05,162
‫،نیاز حرف می‌زنه
‫چطوری اینجا نشستم و سعی می‌کنم...

324
00:20:05,212 --> 00:20:08,044
‫درمورد مشکلاتم با تو حرف می‌زنم؟

325
00:20:08,088 --> 00:20:10,375
‫من نگفتم تو هیولا هستی، پاول.

326
00:20:10,422 --> 00:20:12,745
‫راستش اگه به حرفم گوش بدی...

327
00:20:12,797 --> 00:20:15,286
‫حتی نمیگم که همه‌ی این مشکلات از تو ـه.

328
00:20:17,632 --> 00:20:21,080
‫کیت، ممکنه پاول تو رو
‫برابر ندونه...

329
00:20:21,133 --> 00:20:23,622
‫ولی شاید خودت هم تو این اتفاق
‫نقش داشته باشی.

330
00:20:24,425 --> 00:20:27,921
‫شاید خودت اینطوری خواستی ببینی.

331
00:20:27,968 --> 00:20:30,255
‫اینطوری برات راحت‌تر بوده.

332
00:20:31,302 --> 00:20:35,131
‫آره، تو این ۲۵ سال، همیشه حس می‌کردم
‫اون هر لحظه ممکنه ترکم کنه. آره.

333
00:20:35,178 --> 00:20:37,927
‫این همون بخش جذب شدن بود؟

334
00:20:37,970 --> 00:20:40,126
‫میشه بس کنی؟

335
00:20:40,179 --> 00:20:43,592
‫میشه این حرفای مسموم رو
‫تو دهن اون نذاری؟

336
00:20:44,264 --> 00:20:47,547
‫منو تو حرفاتون نادیده گرفتین.
‫می‌بینی که چیکار می‌کنه.

337
00:20:47,598 --> 00:20:50,466
‫داره بهت یاد میده که
‫چی رو باید احساس کنی.

338
00:20:50,515 --> 00:20:53,715
‫این بی ملاحظگی ـه.
‫چرا انقدر عجله داری جینا؟

339
00:20:53,766 --> 00:20:56,681
‫مدال بهت میدن؟
‫می‌خوای ببینی چقدر سریع کارتو انجام میدی؟

340
00:20:56,725 --> 00:21:00,422
‫کیت رو به نقطه‌ای هدایت می‌کنی که اگه نگیم سالها
‫ولی ماهها وقت می‌بره؟

341
00:21:00,476 --> 00:21:02,716
‫- من اینکارو نمی‌کنم.
‫- چی ماهها وقت می‌بره؟

342
00:21:02,768 --> 00:21:05,553
‫چیزی که اون داره میگه اینه که
‫تو میل به طرد شدن داری...

343
00:21:05,602 --> 00:21:07,758
‫نه اینکه با من مساوی باشی...

344
00:21:07,811 --> 00:21:10,181
‫که داری نسبت به کودکیت
‫واکنش نشون میدی.

345
00:21:10,228 --> 00:21:13,262
‫این سرعت دادن به روند ـه، جینا.

346
00:21:14,354 --> 00:21:15,681
‫این راهی ـه که فکر می‌کنیم جواب میده.

347
00:21:15,730 --> 00:21:20,020
‫،اول روی زوج تمرکز می‌کنی
‫بعدش درمورد والدین و کودکیشون حرف می‌زنی.

348
00:21:20,064 --> 00:21:22,813
‫از اون طرف، اونا همدیگه رو سرزنش می‌کنن.
‫به هم میگن، "می‌دونستم.

349
00:21:22,856 --> 00:21:24,977
‫مادرت داغونت کرده و حالا
‫".تو داری عقده‌ت رو سر من خالی می‌کنی

350
00:21:25,024 --> 00:21:27,394
‫نمی‌دونی این کار چقدر مخرب ـه؟

351
00:21:27,441 --> 00:21:29,811
‫شایدم تو دوست نداری
‫درمورد بچگیت حرف بزنی...

352
00:21:29,858 --> 00:21:32,311
‫چون آخرش قراره برسیم به
‫بچگی تو.

353
00:21:32,359 --> 00:21:33,852
‫پس برگشتیم سر خونه‌ی اولمون.

354
00:21:33,901 --> 00:21:37,065
‫بعد از ۱۰ سال منو دیدی
‫و به نتیجه رسیدی که من، پدرم هستم.

355
00:21:37,110 --> 00:21:39,231
‫و شبیه اون شدم.
‫من عاشق پدر و مادرم هستم...

356
00:21:39,277 --> 00:21:41,813
‫که دارم کیت رو وادار می‌کنم
‫این کارو بکنه...

357
00:21:41,861 --> 00:21:44,184
‫اینکه می‌تونه یه بهونه
‫برای ترک خونه داشته باشم.

358
00:21:44,237 --> 00:21:46,642
‫،و حالا، کیت
‫یک ساعت و نیم با خودش کلنجار میره...

359
00:21:46,696 --> 00:21:48,402
‫و همه‌چی کاملا درست میشه.

360
00:21:48,446 --> 00:21:50,188
‫بازی می‌کنی، جهت میدی و
‫آخر سر هم با حرفای خودت تطابق میدی، جینا.

361
00:21:50,238 --> 00:21:53,935
‫دیگه نمی‌تونم این کارو بکنم. خیلی متاسفم.
‫می‌دونم پیشنهاد خودم بوده...

362
00:21:53,989 --> 00:21:56,359
‫،ولی ته دلم می‌دونستم
‫اگه بیام اینجا...

363
00:21:56,406 --> 00:21:58,646
‫گذشته‌ی بین شما دوتا
‫دوباره زنده میشه.

364
00:21:58,699 --> 00:22:01,733
‫و شرمنده، این...
‫این واقعا به من کمکی نمی‌کنه.

365
00:22:01,783 --> 00:22:05,030
‫- متاسفم کیت. متاسفم.
‫- معذرت می‌خوام...

366
00:22:20,746 --> 00:22:23,033
‫هفته‌ی بعد می‌بینمت، باشه؟

367
00:22:23,079 --> 00:22:24,951
‫شب بخیر.

368
00:22:37,240 --> 00:22:42,229
‫::Blue August::..
‫wWw.IMDb-Dl.CoM

