1
00:00:01,000 --> 00:00:03,668
‫آنچه در درمان گذشت

2
00:00:03,710 --> 00:00:08,500
‫- کیت با لورا بیرون خونه برخورد کرد
‫- چیزی که دیدم یه زنِ فوق سکسی بود

3
00:00:08,546 --> 00:00:10,668
‫که ساعت ده صبح کفشایی با
‫یه متر پاشنه پوشیده

4
00:00:10,714 --> 00:00:12,919
‫یکم برات شرم آور نیست؟

5
00:00:12,966 --> 00:00:15,586
‫مثل یه غارنشین اُفتادی
‫دنبال آلتت (میل جنسی ت)؟

6
00:00:15,634 --> 00:00:19,215
‫من عاشقت شدم نه فقط بخاطر
‫قشنگی و سکسی بودنت

7
00:00:19,261 --> 00:00:20,754
‫بلکه بخاطر توانایی هات

8
00:00:20,804 --> 00:00:23,720
‫من بهش احتیاج داشتم
‫فکر کنم ما هر دو بهش احتیاج داشتیم

9
00:00:23,764 --> 00:00:26,005
‫دیگه نه
‫دیگه بهت احتیاج ندارم

10
00:00:26,057 --> 00:00:30,633
‫گفتی باهاش ازدواج کردی
‫چون اون خیلی بهت توجه می کرد

11
00:00:30,685 --> 00:00:33,091
‫تو با این توجه و وابستگی رشد کردی

12
00:00:33,145 --> 00:00:37,390
‫خب اون دیگه به من توجه نداره
‫و منم یکی دیگه رو جایگزینش کردم

13
00:00:37,440 --> 00:00:40,060
‫تئوری تو همینه؟
‫میبینی داره چکار می کنه؟

14
00:00:40,108 --> 00:00:46,060
‫اون داره بهت آموزش میده که چطور فکر کنی.
‫بازی رو با برنامه داری اجراش می کنی جینا

15
00:00:55,743 --> 00:00:57,236
‫سلام

16
00:00:57,286 --> 00:01:01,033
‫خب...

17
00:01:01,914 --> 00:01:04,368
‫متخصص پوست چی گفت؟

18
00:01:09,085 --> 00:01:11,207
‫خب تو آینه نگاه نکن سوفی

19
00:01:11,253 --> 00:01:13,659
‫آره، آینه رو با حوله بپوشون

20
00:01:13,713 --> 00:01:17,495
‫بهت دستور میدم بهش نگاه نکن
‫دستورات دکتر، باشه؟

21
00:01:17,549 --> 00:01:20,548
‫مثل یه رقابت بهش نگاه کن

22
00:01:20,592 --> 00:01:23,046
‫می گذره

23
00:01:23,094 --> 00:01:25,666
‫قول میدم

24
00:01:25,720 --> 00:01:28,007
‫خوبه، اگه کاری داشتی
‫زنگ بزن

25
00:01:28,055 --> 00:01:30,627
‫بای

26
00:01:30,682 --> 00:01:32,590
‫بیچاره

27
00:01:32,642 --> 00:01:34,052
‫کی بود؟

28
00:01:34,101 --> 00:01:37,184
‫یه بیماری همسن رُزی
‫فکر می کنه حالش خرابه

29
00:01:37,228 --> 00:01:40,346
‫الان که بدنش جوش زده
‫فکر می کنه نظرش اثبات شده

30
00:01:40,397 --> 00:01:43,480
‫این همون دختر قشنگیِ که
‫کمک کردم لباساشو خشک کنه؟

31
00:01:43,524 --> 00:01:46,642
‫آره، کلیدام کجاست؟

32
00:01:46,692 --> 00:01:50,854
‫یادته وقتایی که یان جوش میزد؟
‫وقتایی که آنفلونزا می گرفت

33
00:01:50,903 --> 00:01:52,562
‫- خیلی وحشتناک بود
‫- آره

34
00:01:52,613 --> 00:01:58,067
‫بجای کمک ، پماد اشتباهی بهش مالیدم
‫یادته؟

35
00:02:02,577 --> 00:02:04,734
‫عنکبوت منتظرِ، بریم

36
00:02:06,747 --> 00:02:15,158
‫ترجمه و تنظیم
‫pmn

37
00:02:16,128 --> 00:02:22,454
‫پاول و جینا هفته ی هفتم
‫نگاه کنید به قسمتهای ۳۰/ ۲۵/ ۲۰/ ۱۵/ ۱۰/ ۵

38
00:02:23,299 --> 00:02:25,871
‫خب ، رُزی می دونه

39
00:02:27,177 --> 00:02:30,046
‫اون پرسید ... من و پاول
‫دعوا می کردیم و...

40
00:02:31,554 --> 00:02:34,968
‫خواستم همون جواب کلیشه ای رو بهش بدم

41
00:02:35,015 --> 00:02:38,797
‫وقتی دو تا آدم مدت زیا دی "
‫"مثل من و پدرت با هم هستند

42
00:02:38,851 --> 00:02:42,717
‫شبیه فیلمهای رمانتیک نیست که"
‫"...تا ابد خوش و خرم زندگی کنند

43
00:02:42,770 --> 00:02:44,845
‫از همین حرفها

44
00:02:45,438 --> 00:02:50,311
‫،که رُزی رفت تو فکر
‫مثل بچگی هاش

45
00:02:51,442 --> 00:02:53,433
‫چی گفت؟

46
00:02:53,485 --> 00:02:56,022
‫،همون شیوه ی خاص رُزی
‫رفت سراغ اصل مطلب و

47
00:02:56,070 --> 00:02:59,484
‫پرسیدآیا
‫با کسی می خوابیدم

48
00:02:59,531 --> 00:03:01,772
‫چرا بهت شک کرده؟

49
00:03:03,867 --> 00:03:05,444
‫وقتی رم بودم

50
00:03:05,493 --> 00:03:08,065
‫بهم زنگ زد و...

51
00:03:08,119 --> 00:03:10,573
‫صدای ادوارد رو شنید

52
00:03:10,621 --> 00:03:14,913
‫- ادوارد
‫- البته خودش اینو بهم نگفت. ولی...

53
00:03:14,957 --> 00:03:17,032
‫من از خودم دفاع کردم
‫و سَربسته ازش پرسیدم

54
00:03:17,084 --> 00:03:20,665
‫" چرا فکر می کنی من کسی رو می بینم؟ "

55
00:03:20,711 --> 00:03:23,580
‫تقریبا می خواستم بگم
‫"چرا من؟ چرا پدرت رو نمیگی؟"

56
00:03:23,629 --> 00:03:25,786
‫ولی خدا رو شکر نگفتم

57
00:03:25,839 --> 00:03:30,131
‫و ... آخرش اون گفت
‫که می دونست و...

58
00:03:36,846 --> 00:03:38,921
‫پسرها چی؟

59
00:03:38,973 --> 00:03:43,182
‫خب، با یان حرف زدم
‫،نه درباره ی کیت

60
00:03:43,225 --> 00:03:45,347
‫رابطه ی عاشقانه ی کیت، ولی...

61
00:03:45,393 --> 00:03:49,720
‫- فقط در مورد تنشهای درون خانه
‫- چرا چیزی در این مورد به من نگفتی؟

62
00:03:49,771 --> 00:03:54,395
‫- حالا دارم بهت میگم
‫- من... چرا نمی تونیم دربارش تو خونه حرف بزنیم؟

63
00:03:54,441 --> 00:03:57,808
‫نمی فهمم
‫چی ... چی بهش گفتی؟

64
00:03:57,860 --> 00:04:01,025
‫گفتم ما داریم روی
‫اختلافاتمون کار می کنیم

65
00:04:01,070 --> 00:04:03,642
‫پرسید آیا به شخص دیگه ای
‫علاقمند شدم

66
00:04:03,697 --> 00:04:08,273
‫گفتم احساسی به یه نفر داشتم

67
00:04:08,325 --> 00:04:11,028
‫ولی اتفاقی بینمون نیفتاد

68
00:04:12,994 --> 00:04:16,159
‫خب عالیه. واقعا عالیه

69
00:04:16,205 --> 00:04:19,821
‫فکر نکردی این کاری یه که
‫باید با هم انجام بدیم؟

70
00:04:19,874 --> 00:04:21,830
‫با رُزی حرف زده بودم
‫اون گفت

71
00:04:21,875 --> 00:04:26,535
‫چرا به همسرت اجازه دادی"
‫" با یکی دیگه بره رم پدر؟

72
00:04:26,586 --> 00:04:29,502
‫" درستش کن پدر "
‫دقیقا حرفش همین بود

73
00:04:29,547 --> 00:04:32,250
‫انگار  از بالا بهم می گفت

74
00:04:32,298 --> 00:04:34,870
‫بعدش یان اومد و خب..

75
00:04:36,092 --> 00:04:39,210
‫نمی دونم. فقط حس کردم
‫باید صریح باشم

76
00:04:39,261 --> 00:04:42,924
‫فکر می کنی یان چه حالی پیدا کرد
‫وقتی فهمید تو به یکی دیگه علاقه داری؟

77
00:04:42,972 --> 00:04:46,137
‫خب، فکر کنم... ضربه ی سختی خورد

78
00:04:46,182 --> 00:04:49,845
‫ولی میدونی بعدش محکم گفت
‫"باشه پدر، بی خیال"

79
00:04:49,893 --> 00:04:52,845
‫- یه چیزی تو همین مایه ها
‫- خب زیاد هم جای تعجب نداره

80
00:04:52,895 --> 00:04:55,811
‫یان همیشه توی بحثها
‫طرف پاول رو گرفته

81
00:04:55,855 --> 00:04:58,973
‫- حرفت درست نیست
‫- چرا درسته. همیشه تو بره ی بی چاره و بی گناه بودی

82
00:04:59,024 --> 00:05:01,099
‫و من همیشه هیولا بودم
‫درستش اینه

83
00:05:01,150 --> 00:05:03,474
‫یعنی تو هیچ تقصیری نداشتی؟

84
00:05:03,527 --> 00:05:05,851
‫نه، این چیزی نیست که من گفتم

85
00:05:05,903 --> 00:05:10,148
‫می دونی تو حتی یکبار مسئولیت
‫کارهایی که کردی رو قبول کردی؟

86
00:05:10,198 --> 00:05:13,150
‫سه هفته ست میای اینجا میشینی
‫و یکبار هم نگفتی

87
00:05:13,200 --> 00:05:16,318
‫- " متاسفم، اشتباه کردم"
‫- اینو اصلا نگفتم؟

88
00:05:16,368 --> 00:05:18,359
‫- من شنیدم که گفت
‫- کِی؟

89
00:05:18,411 --> 00:05:21,613
‫چند بار شنیدم اینو گفت
‫همینجا

90
00:05:21,663 --> 00:05:24,331
‫در واقع یکبار گفت
‫یه اشتباه احمقانه بود"

91
00:05:24,373 --> 00:05:28,155
‫- من که نشنیدم
‫- چون تو نمی خوای اینو بشنوی

92
00:05:28,876 --> 00:05:30,951
‫- منظورت چیه؟
‫- اگر اینو بشنوه

93
00:05:31,003 --> 00:05:34,750
‫مجبوره تصمیم بگیره که
‫می خواد منو ببخشه یا نه

94
00:05:34,797 --> 00:05:36,456
‫و کاملا معلومه که نمی خواد

95
00:05:36,506 --> 00:05:39,754
‫چون هنوز فکرش درگیر اون
‫زن خیالی یه

96
00:05:39,800 --> 00:05:44,756
‫چیز دیگه ای هم هست که
‫باید درباره ی خودم بدونم؟

97
00:05:49,181 --> 00:05:52,180
‫ضمنا، مسائل دیگه ای هست که دربارش
‫حرف نزدیم

98
00:05:52,225 --> 00:05:55,841
‫تو سعی داری بگی که من نزدیکتون نیستم
‫حواسم به بچه هام نیست

99
00:05:55,894 --> 00:06:00,933
‫که حواسم نیست، نمی رسم
‫که فقط به خودم توجه می کنم...

100
00:06:00,980 --> 00:06:03,849
‫می تونیم درباره ی این که
‫تو چه جور مادری هستی صحبت کنیم؟

101
00:06:03,899 --> 00:06:06,056
‫می تونیم؟

102
00:06:08,110 --> 00:06:10,434
‫آره حتما

103
00:06:10,486 --> 00:06:13,438
‫- بیا صحبت کنیم
‫- باشه

104
00:06:13,488 --> 00:06:16,025
‫بد خُلق، ایرادگیر...

105
00:06:16,073 --> 00:06:18,314
‫ازشون بپرس، بهت میگن

106
00:06:18,366 --> 00:06:22,148
‫- هرکاری می کنن به اندازه ی کافی تو رو راضی نمی کنه
‫- باشه

107
00:06:22,202 --> 00:06:24,526
‫تو ... واقعا الان باید ساکت شی

108
00:06:24,579 --> 00:06:27,116
‫باید از خودت شرم کنی

109
00:06:27,164 --> 00:06:30,366
‫پارسال کدوم گوری بودی؟

110
00:06:30,416 --> 00:06:32,740
‫پارسال فقط؟
‫سالهای قبلش چی؟

111
00:06:32,792 --> 00:06:36,658
‫درباره ی بچه هات هیچ چی نمی دونی.
‫شاید یه کم درباره ی یان

112
00:06:36,711 --> 00:06:39,829
‫مکس؟ رُزی؟
‫خدایا

113
00:06:39,880 --> 00:06:43,958
‫تو نمی دونی دخترت با کی ها میگرده
‫و چه کار می کنه

114
00:06:44,008 --> 00:06:47,043
‫هنوز فکر می کنه
‫دخترش یه بچه ی چشم و گوش بسته ست

115
00:06:47,093 --> 00:06:49,927
‫که  بیرون نمیره، پارتی نمیره و
‫مواد هم مصرف نمی کنه

116
00:06:49,970 --> 00:06:52,804
‫اون هنوز...
‫دختر کوچیک باباست!

117
00:06:52,847 --> 00:06:54,885
‫چه موادی؟

118
00:06:55,557 --> 00:06:59,719
‫با تو هستم
‫چه موادی؟

119
00:07:03,479 --> 00:07:07,142
‫ببین، با دوستاش میره کنسرت
‫و ماری جوانا می کشه

120
00:07:07,189 --> 00:07:09,264
‫ولی چون دختر توئه

121
00:07:09,316 --> 00:07:12,268
‫فکر می کنی از این جور
‫کارها نمی کنه

122
00:07:13,026 --> 00:07:16,109
‫خودش... خودش بهت گفت؟
‫که ماری جوانا می کشه؟

123
00:07:16,153 --> 00:07:18,821
‫- به چه شخص دیگه ای می تونه بگه؟
‫- به من میتونه بگه

124
00:07:18,863 --> 00:07:20,570
‫واقعا؟

125
00:07:26,368 --> 00:07:28,525
‫خب تو بهش چی گفتی؟

126
00:07:28,578 --> 00:07:31,281
‫بهش گفتم اگر بار اولشه
‫زیاد مهم نیست

127
00:07:31,330 --> 00:07:33,487
‫یه بار استفاده کسی رو
‫معتاد نمی کنه

128
00:07:33,540 --> 00:07:37,915
‫پس در اصل تو بهش گفتی
‫اشکال نداره اگه نشئه باشه و ماری جوانا بکشه

129
00:07:37,959 --> 00:07:42,832
‫دست بردار، همه ی دوستاش می کشن
‫می خواسته تجربه ش کنه و دربارش حرف بزنه

130
00:07:42,879 --> 00:07:45,369
‫همه ی دوستاش می کشن
‫مگه تو براشون می خری؟

131
00:07:45,422 --> 00:07:49,003
‫من واقعا خوشحالم که رُزی
‫احساس می کنه میتونه با من درباره ی این مسائل حرف بزنه

132
00:07:49,049 --> 00:07:50,875
‫حس خوبی دربارش دارم

133
00:07:55,804 --> 00:07:59,670
‫پس همینطوری گرفتار این پسره
‫نواه شده؟

134
00:07:59,723 --> 00:08:01,845
‫نواه دوست پسره رُزی یه

135
00:08:01,891 --> 00:08:04,132
‫نه، بخاطر پسر بودنش جذب نواه شده

136
00:08:04,184 --> 00:08:07,468
‫هیچ ربطی به مواد نداره

137
00:08:07,520 --> 00:08:09,844
‫با هم می خوابن؟

138
00:08:13,107 --> 00:08:15,229
‫آره یا نه؟

139
00:08:24,739 --> 00:08:26,861
‫رُزی قرص ضد حاملگی می خوره

140
00:08:31,452 --> 00:08:35,779
‫ولی فکرکنم، تو که خیلی بهش نزدیکی
‫باید اینها رو بدونی؟ درسته؟

141
00:08:39,665 --> 00:08:41,787
‫چطور فهمیدی؟

142
00:08:50,422 --> 00:08:52,544
‫بردمش پیش دکتر زنان خودم

143
00:08:52,590 --> 00:08:56,668
‫- حدود ۳ماه قبل
‫- چرا به من نگفتی؟

144
00:08:56,718 --> 00:09:01,093
‫- چون رُزی خواست بهت نگم
‫- خب؟

145
00:09:01,137 --> 00:09:03,424
‫خب، این موضوعی بین من و اونه پاول

146
00:09:03,472 --> 00:09:07,171
‫- وووو.  سکس و مواد، عالیه
‫- این دو تا توی یه دسته نیستن

147
00:09:07,225 --> 00:09:11,719
‫می دونی معمولا چقدر می کشه؟
‫می دونی چرا افتادن تو این لجنزار؟

148
00:09:11,769 --> 00:09:16,014
‫- این مسائل رو هم مرتب میاد بهت بگه؟
‫- اون معتاد نیست، آروم باش

149
00:09:16,064 --> 00:09:19,811
‫معلومه که آروم نمی شم، چون این فقط درباره ی
‫ماری جوانا کشیدن یا نکشیدنِ رُزی نیست

150
00:09:19,858 --> 00:09:23,060
‫درباره ی اینه که تو داری از من دورش می کنی
‫موضوع دقیقا همینه

151
00:09:23,110 --> 00:09:26,691
‫می بریش دکتر زنان بدون اینکه
‫بهم بگی. اون بچه ست

152
00:09:26,737 --> 00:09:29,902
‫- بچه نیست
‫- بچه ی ماست. برای ما بچه ست

153
00:09:36,452 --> 00:09:39,985
‫خب، فکر کنم تو یه جور لذتی
‫می بری که از من دورش کنی

154
00:09:40,037 --> 00:09:43,285
‫بهت یه جور احساس
‫کنترل داشتن میده. مگه نه؟

155
00:09:43,331 --> 00:09:47,790
‫،با این نقشه ی کوچیکت ضربه  می زنی
‫فراموش کردی که باید نگران رِزی باشی

156
00:09:47,834 --> 00:09:50,121
‫نه، هر کاری کردم به نفعته

157
00:09:50,169 --> 00:09:52,706
‫- یان هم ماری جوانا می کشه؟
‫- اووه خدایا

158
00:09:52,754 --> 00:09:55,160
‫تو کالج؟
‫مطمئنا نه!

159
00:09:55,214 --> 00:09:59,257
‫خب بنظر می رسه من توی
‫یه دنیای دیگه زندگی می کنم

160
00:09:59,300 --> 00:10:02,299
‫اگر یکی از معلمهای رُزی
‫این اطلاعات رو از من مخفی می کرد

161
00:10:02,343 --> 00:10:06,919
‫کارش بد بود، ولی تو مادرشی
‫کارت صد برابر بدتره

162
00:10:11,641 --> 00:10:15,637
‫پاول، بذار چگونگی
‫واکنشت رو بررسی کنیم

163
00:10:16,519 --> 00:10:21,855
‫کیت داشت می گفت چرا اون و
‫رُزی می ترسن بعضی چیزها رو به تو بگن

164
00:10:21,897 --> 00:10:25,099
‫چه کسایی  عصبانی نمیشن اگر
‫زنشون  این چیزا رو بهشون نگه

165
00:10:25,150 --> 00:10:29,146
‫- اگه زنشون اونها رو به حساب نیاره؟
‫- دلایلی برای عصبانیت هست

166
00:10:29,194 --> 00:10:31,766
‫ولی میتونی یه لحظه
‫اون طرف موضوع رو هم ببینی؟

167
00:10:31,820 --> 00:10:37,607
‫کیت داره سعی می کنه درباره ی رُزی بهت بگه
‫درباره ی رابطه ش با رُزی

168
00:10:37,658 --> 00:10:39,733
‫- تو گوش نمیدی
‫- بنظرم دارم گوش میدم

169
00:10:39,784 --> 00:10:41,657
‫نه گوش نمیدی

170
00:10:41,702 --> 00:10:46,077
‫شیوه ای که برخورد می کنی
‫مانعت میشه

171
00:10:46,121 --> 00:10:49,073
‫کیت داره درباره ی رابطه ی
‫خودشون حرف می زنه

172
00:10:49,123 --> 00:10:51,447
‫نزدیکی شون، اعتماد بینشون

173
00:10:58,463 --> 00:11:02,245
‫می دونین، هفته ی قبل که اینجا بودین

174
00:11:02,298 --> 00:11:05,381
‫نگرانیِ به حقی درباره ی رُزی داشتین

175
00:11:05,425 --> 00:11:07,500
‫وقتی که یه روز گم شده بود

176
00:11:07,552 --> 00:11:12,295
‫ولی امروز دوباره برگشتیم
‫و داریم هنوز درباره ی رُزی حرف می زنیم

177
00:11:12,888 --> 00:11:17,927
‫خیلی چیزهای مهم هستند که
‫که قطعا باید بهشون پرداخته بشه ولی

178
00:11:17,975 --> 00:11:22,434
‫متعجبم که ما همش
‫درباره ی رُزی حرف می زنیم

179
00:11:22,478 --> 00:11:26,604
‫چون ما رو از موضوعاتی که
‫بخاطرش اینجا اومدین دور می کنه

180
00:11:41,949 --> 00:11:43,276
‫باشه

181
00:11:43,325 --> 00:11:45,363
‫"بریم سراغ "ایماگو
‫(توضیح کوتاهی درباره ی "ایماگو" در پایان همین قسمت )

182
00:11:53,414 --> 00:11:57,789
‫- منظورت چیه؟
‫- ول کن جینا، داری شوخی می کنی؟

183
00:11:57,834 --> 00:12:00,833
‫پاول دارم سعی می کنم گفتگو
‫رو شروع کنم

184
00:12:00,878 --> 00:12:04,245
‫صبرکنین
‫ایماگو" چیه؟"

185
00:12:04,296 --> 00:12:08,872
‫یه روش پرطرفدار در روانشناسی
‫از دهه ی هشتاد

186
00:12:08,924 --> 00:12:12,208
‫- ظاهرا جدی ترینه ولی روش مزخرف یه
‫- پاول

187
00:12:12,260 --> 00:12:16,208
‫نوعی زوج درمانی یه که
‫درش احساسات همدیگه رو منعکس (تکرار) می کنید

188
00:12:16,262 --> 00:12:18,752
‫وقتی پیشت کار می کردم
‫تو بهش می خندیدی

189
00:12:18,806 --> 00:12:22,932
‫خیلی چیزاش... مزخرفه

190
00:12:22,975 --> 00:12:27,801
‫ولی...
‫برای شروع گفتگو به درد می خوره

191
00:12:29,062 --> 00:12:32,595
‫می تونیم یکم ازش استفاده کنیم.
‫و بعد بذاریمش کنار

192
00:12:32,648 --> 00:12:35,434
‫من... متوجه نشدم وقتی گفتی
‫"انعکاس"...

193
00:12:35,483 --> 00:12:37,356
‫جینا، لطفا از این روش برای ما استفاده نکن

194
00:12:37,401 --> 00:12:41,527
‫می تونم حداقل بفهمم چیه، قبل
‫از اینکه تصمیم بگیریم؟

195
00:12:44,864 --> 00:12:46,274
‫باشه

196
00:12:47,783 --> 00:12:50,818
‫حرف پاول درست بود
‫درباره ی انعکاس دادنِ

197
00:12:50,868 --> 00:12:55,160
‫یه نفر شروع می کنه
‫و نفر دیگه... پاسخ میده

198
00:12:55,204 --> 00:12:59,070
‫مثلا، پاول میگه...

199
00:12:59,123 --> 00:13:02,325
‫من از کاری که"
‫"دیروز کردی ناراحتم

200
00:13:02,375 --> 00:13:06,584
‫و تو پاسخ میدی
‫" شنیدم که تو از رفتار دیروزم ناراحتی "

201
00:13:06,628 --> 00:13:11,916
‫و پاول حرفاتو تایید می کنه و
‫یا اگه چیزی رو جا انداخته باشی تصحیحش می کنه

202
00:13:11,965 --> 00:13:14,040
‫یه کم که این کار رو انجام دادیم

203
00:13:14,091 --> 00:13:17,838
‫فرد شنونده خلاصه ی
‫شنیده هاشو بیان می کنه

204
00:13:17,885 --> 00:13:20,884
‫- اگه بین ما هنوز کسی باشه که بشنوه
‫- خیلی عوضی هستی

205
00:13:20,929 --> 00:13:24,213
‫- می خوام انجامش بدم، فقط...
‫- البته!

206
00:13:24,264 --> 00:13:26,255
‫چطور شروع کنیم جینا؟

207
00:13:26,307 --> 00:13:30,469
‫- خب، بچرخین تا صورتهاتون روبروی هم قرار بگیره
‫- اوووه جینا

208
00:13:30,518 --> 00:13:33,090
‫خب، اینو که قطعا می تونیم انجام بدیم!...

209
00:13:33,145 --> 00:13:36,228
‫خوبه، صورتها روبروی هم
‫پاول میشه صورتت رو...

210
00:13:36,272 --> 00:13:40,019
‫باشه، خوبه خوبه خوبه
‫ایماگو" رو انجام بدیم"

211
00:13:40,566 --> 00:13:42,853
‫خوبه، یکم نزدیکتر بشین

212
00:13:47,488 --> 00:13:50,571
‫- کی می خواد اول شروع کنه؟
‫- من، من شروع می کنم

213
00:13:51,949 --> 00:13:54,024
‫باشه

214
00:13:59,370 --> 00:14:02,453
‫- فقط تکرار می کنه دیگه، درسته؟
‫- درسته، چیز دیگه ای نمیگه

215
00:14:02,497 --> 00:14:05,413
‫نه نظری ، نه واکنشی ، نه تحلیلی

216
00:14:05,999 --> 00:14:07,029
‫خوبه

217
00:14:07,083 --> 00:14:09,158
‫همیشه همین طوری یه...!

218
00:14:10,711 --> 00:14:13,663
‫در طی این جلسات با جینا

219
00:14:13,713 --> 00:14:16,000
‫من

220
00:14:16,048 --> 00:14:19,462
‫دارم چیزهای زیادی درباره خودم و

221
00:14:19,508 --> 00:14:21,583
‫تو یاد می گیرم

222
00:14:23,219 --> 00:14:26,503
‫- پاول؟

223
00:14:28,389 --> 00:14:32,301
‫شنیدم که میگی
‫از وقتی میایم پیش جینا

224
00:14:32,350 --> 00:14:35,931
‫تو شروع کردی به فهمیدن
‫چیزهای زیادی درباره ی...

225
00:14:35,977 --> 00:14:37,139
‫خودت

226
00:14:39,104 --> 00:14:40,597
‫و درباره ی تو

227
00:14:41,981 --> 00:14:44,222
‫و... درباره ی من

228
00:14:47,568 --> 00:14:52,062
‫آره، تهِ قلبم
‫من واقعا نمی خواستم بیام اینجا، ولی...

229
00:14:52,112 --> 00:14:57,649
‫متوجه شدم که هر کاری بخوام انجام بدم
‫بی فایده ست، چون...

230
00:14:57,699 --> 00:14:59,690
‫نمی تونم داخل خونه به درون تو راه پیدا کنم

231
00:15:00,993 --> 00:15:03,696
‫فکر کردم حداقل اینجا

232
00:15:03,745 --> 00:15:06,744
‫تو ممکنه بهم گوش بدی

233
00:15:06,788 --> 00:15:11,115
‫خب تو نمی خواستی بیای اینجا
‫ولی فکر کردی اینجا

234
00:15:11,166 --> 00:15:13,738
‫ممکنه بتونی منو وادار به
‫شنیدن کنی...

235
00:15:16,920 --> 00:15:19,492
‫ولی بودن جینا اینجا

236
00:15:19,547 --> 00:15:23,459
‫کمک کرده بهم تا بفهمم
‫خیلی از احساساتم...

237
00:15:25,217 --> 00:15:27,422
‫در واقع به حقِ

238
00:15:29,845 --> 00:15:35,003
‫تو فکر می کنی بودن جینا اینجا و
‫گوش دادن به جر و بحثهای ما..

239
00:15:35,056 --> 00:15:37,462
‫پاول

240
00:15:39,935 --> 00:15:42,804
‫اینجا بودن با جینا
‫کمک می کنه متوجه بشی

241
00:15:42,853 --> 00:15:46,351
‫که احساست

242
00:15:46,397 --> 00:15:47,641
‫به حقِ

243
00:15:48,607 --> 00:15:50,266
‫آره

244
00:15:52,067 --> 00:15:55,434
‫و همین طور دارم می فهمم

245
00:15:55,486 --> 00:15:57,608
‫که

246
00:16:00,281 --> 00:16:02,605
‫گرفتاریم با ادوارد...

247
00:16:02,658 --> 00:16:06,072
‫به احتمال زیاد...

248
00:16:06,118 --> 00:16:09,320
‫یه جور واکنش..

249
00:16:09,370 --> 00:16:13,200
‫به چیزهایی بوده که
‫سالهای سال با خودم حمل می کردم

250
00:16:15,749 --> 00:16:18,073
‫تو فکر می کنی فریب دادنِ من
‫با ادوارد

251
00:16:18,126 --> 00:16:20,331
‫واکنشی به مسائل دوران بچه گیت بوده؟

252
00:16:20,377 --> 00:16:23,246
‫نه . پاول. دست بردار

253
00:16:26,548 --> 00:16:28,504
‫باشه

254
00:16:28,549 --> 00:16:30,172
‫رابطه ی

255
00:16:30,217 --> 00:16:32,090
‫تو...

256
00:16:33,302 --> 00:16:35,792
‫با ادوارد

257
00:16:35,845 --> 00:16:37,635
‫واکنشی بوده به...

258
00:16:38,681 --> 00:16:43,140
‫چیزهایی که سالها
‫حمل می کردی، درسته؟

259
00:16:43,183 --> 00:16:45,589
‫آره

260
00:16:45,643 --> 00:16:48,678
‫- واکنش به چی دقیقا؟
‫- سوال نپرس

261
00:16:48,729 --> 00:16:51,977
‫- فقط بهش گوش بده
‫- ایــــــماگو " .خدایا، جینا"

262
00:16:52,022 --> 00:16:55,224
‫تو چته؟
‫باشه باشه باشه باشه

263
00:16:56,317 --> 00:16:57,561
‫دیگه؟

264
00:16:58,527 --> 00:17:02,060
‫همینطور فکر می کنم
‫جینا درست میگه که...

265
00:17:05,448 --> 00:17:07,570
‫مسئله ت با لورا...

266
00:17:10,534 --> 00:17:15,110
‫واکنشی به چیزهایی که
‫تو از قبل با خودت حمل می کنی

267
00:17:17,039 --> 00:17:18,698
‫پاول

268
00:17:21,500 --> 00:17:24,120
‫می تونم...

269
00:17:28,296 --> 00:17:30,537
‫سعی دارم بگم که...

270
00:17:32,006 --> 00:17:34,128
‫می دونم که همش تقصیر تو نیست

271
00:17:35,675 --> 00:17:38,959
‫می دونم قسمتیش تقصیر منه

272
00:17:39,011 --> 00:17:46,138
‫و می دونم که بیش از حد تلاش کردم که
‫همیشه دوست دختر ت

273
00:17:46,182 --> 00:17:48,588
‫همسرت... مادرت ...باشم

274
00:17:48,642 --> 00:17:50,764
‫و...

275
00:17:51,310 --> 00:17:52,720
‫هرگز...

276
00:17:59,149 --> 00:18:04,733
‫فقط هرگز نخواستم
‫کیت باشم، کیت واقعی..

277
00:18:04,777 --> 00:18:08,559
‫چطور میتونه تقصیر تو باشه؟

278
00:18:12,949 --> 00:18:15,236
‫خب تو میگی که، اجازه دادی

279
00:18:15,284 --> 00:18:17,904
‫گرفتار  یه جور...

280
00:18:19,495 --> 00:18:22,281
‫نمی دونم...
‫وابستگی به... نقش مادری؟

281
00:18:24,248 --> 00:18:27,746
‫خودم رو واقعا همون جوری می بینم که گفتم
‫هیچوقت تردید نداشتم

282
00:18:27,792 --> 00:18:30,163
‫می دونی، همش خدمت کردن

283
00:18:30,210 --> 00:18:33,542
‫و تلاش برای خوش آیند دیگران...

284
00:18:33,588 --> 00:18:36,504
‫می دونی، فقط وقتی احساس امنیت می کنی
‫که ناقص و نصفه باشی

285
00:18:36,548 --> 00:18:41,007
‫حتی وقتی روی قبض گاز رو نگاه می کنی، نوشته
‫" خانم دکتر پاول وستون "

286
00:18:45,303 --> 00:18:50,176
‫فکر کنم هرگز برام اتفاق نیفتاده که
‫کارهایی رو که خودم میخوام انجام بدم

287
00:18:50,223 --> 00:18:53,471
‫ولی کیت، تو پناهگاهی برای
‫زنان آسیب دیده رو اداره می کنی

288
00:18:53,517 --> 00:18:57,429
‫تو.. با الکلی ها، بچه های در خطر
‫کار می کنی

289
00:18:57,478 --> 00:19:03,265
‫تو با کارت روی زندگی خیلی از مردم
‫تاثیر مثبت میذاری

290
00:19:06,734 --> 00:19:08,809
‫ولی...

291
00:19:12,362 --> 00:19:15,646
‫پاول، میشه تکرار کنی؟

292
00:19:21,702 --> 00:19:23,859
‫احساس می کنی که درگیرِ

293
00:19:25,663 --> 00:19:28,117
‫نقش مادری شدی که...

294
00:19:28,164 --> 00:19:32,242
‫بخاطر ازدواج با من خودت رو
‫کاملا محروم کردی از

295
00:19:32,292 --> 00:19:34,497
‫زندگی دلخواهت

296
00:19:35,377 --> 00:19:37,452
‫از کلمات خودش استفاده کن

297
00:19:40,672 --> 00:19:42,747
‫چیزایی که گفت رو دوست داشتم

298
00:19:49,053 --> 00:19:51,128
‫من...

299
00:19:54,181 --> 00:19:57,429
‫خودم رو از یک

300
00:19:57,475 --> 00:19:59,182
‫زندگی دُرُست محروم کردم

301
00:20:00,393 --> 00:20:03,641
‫ولی بخاطر ازدواج با تو نبوده

302
00:20:11,233 --> 00:20:13,308
‫کیت، حالت خوبه؟

303
00:20:14,694 --> 00:20:16,152
‫آره

304
00:20:22,407 --> 00:20:25,359
‫میشه... میشه حالا
‫جامون رو عوض کنیم؟

305
00:20:26,827 --> 00:20:28,154
‫آره

306
00:20:29,579 --> 00:20:31,950
‫خب

307
00:20:35,708 --> 00:20:39,870
‫میخوام بگم به حرفات گوش دادم

308
00:20:41,670 --> 00:20:43,626
‫و...

309
00:20:46,381 --> 00:20:48,752
‫درکت می کنم

310
00:20:48,799 --> 00:20:53,293
‫برام سخته متوجه بشم که...
‫که این همه سال با تو زندگی کردم

311
00:20:53,344 --> 00:20:55,916
‫و نفهمیدم چه احساسی در این مورد داری

312
00:20:55,970 --> 00:20:58,045
‫باید می فهمیدم

313
00:20:59,264 --> 00:21:01,386
‫و..

314
00:21:01,432 --> 00:21:03,838
‫برای همین از
‫دست خودم عصبانی ام

315
00:21:16,192 --> 00:21:20,058
‫من.. شنیدم که میگی
‫نمی دونستی من چه احساسی دارم

316
00:21:20,111 --> 00:21:23,110
‫- درسته؟
‫- آره

317
00:21:27,407 --> 00:21:29,482
‫می ترسم

318
00:21:32,994 --> 00:21:35,069
‫وحشت کردم

319
00:21:36,705 --> 00:21:40,783
‫بیمارای زیادی در این وضعیت داشتم
‫تقریبا برام شبیهِ...

320
00:21:41,750 --> 00:21:45,449
‫شبیه  "دجاوو" (تکرار تجربه) ئه

321
00:21:47,879 --> 00:21:51,293
‫و اون زوجها می دونی
‫آخرش به کجا می رسن؟

322
00:21:51,339 --> 00:21:55,086
‫،با یکی دیگه میرن
‫تا خودشونو پیدا کنن

323
00:22:01,554 --> 00:22:03,925
‫شنیدم که گفتی...

324
00:22:04,890 --> 00:22:06,881
‫می ترسی که من ترکت کنم

325
00:22:07,475 --> 00:22:11,387
‫نه، نگفتم.. ترکم کنی

326
00:22:11,436 --> 00:22:13,677
‫این چیزی یه که تو میخوای؟

327
00:22:28,071 --> 00:22:30,821
‫جینا، گفتی که...

328
00:22:31,657 --> 00:22:33,732
‫ممکنه به جلو رونده باشم

329
00:22:35,701 --> 00:22:37,609
‫رابطه ی کیت رو...

330
00:22:39,120 --> 00:22:42,452
‫بخاطر..

331
00:22:42,497 --> 00:22:45,069
‫احساسم به لورا.

332
00:22:45,999 --> 00:22:47,955
‫ولی ممکنه به یه دلیل دیگه باشه

333
00:22:48,001 --> 00:22:50,704
‫احساسم به لورا...

334
00:22:52,712 --> 00:22:54,869
‫واکنشی بوده به

335
00:22:55,964 --> 00:22:59,545
‫رابطه ای که کیت شروع کرده

336
00:23:01,801 --> 00:23:05,548
‫خوبه، هردوتون رابطه ی
‫جدیدی داشتین

337
00:23:05,595 --> 00:23:10,421
‫کیت کشمکش سختی داشته
‫در مورد مفهوم زندگیش، قبل از

338
00:23:10,473 --> 00:23:13,045
‫اینکه تو ملاقات کنی با...
‫کیت  تلاش می کرده

339
00:23:13,100 --> 00:23:16,265
‫برای خشنود کردن
‫برای انطباق با دیگران.

340
00:23:16,310 --> 00:23:21,136
‫و گذشته ی تو نشون میده...

341
00:23:21,189 --> 00:23:24,971
‫،رفتارت با لورا
‫دنبال یه زن جوانتر رفتن

342
00:23:25,024 --> 00:23:27,810
‫زنی که برای درمان سراغت اومده

343
00:23:27,860 --> 00:23:30,231
‫روشی که در مقابل کیت استفاده کردی

344
00:23:37,908 --> 00:23:42,235
‫باعث میشه تو
‫در وضعیتی قرار بگیری که پدرت داشت

345
00:23:42,285 --> 00:23:43,659
‫وحشتناکه

346
00:23:43,703 --> 00:23:45,694
‫۱۴سالت بود وقتی رفت؟

347
00:23:45,746 --> 00:23:48,496
‫- ۱۵
‫- ۱۵

348
00:23:48,539 --> 00:23:51,373
‫مادرت دچار فروپاشی عصبی
‫شده بود

349
00:23:51,416 --> 00:23:54,036
‫مجبور بودی ازش مراقبت کنی

350
00:23:54,085 --> 00:23:56,622
‫هیچ پاسخی بهت نمی داد

351
00:23:56,670 --> 00:24:01,045
‫شاید سعی می کردی
‫در رابطه ت با کیت دنبال

352
00:24:01,089 --> 00:24:06,128
‫پیدا کردن مادری باشی
‫که هیچوقت نداشتی

353
00:24:07,593 --> 00:24:11,459
‫همزمان احتیاج داشتی
‫از خودت در برابر

354
00:24:11,512 --> 00:24:14,002
‫نیاز زیاد به کیت محافظت کنی

355
00:24:14,056 --> 00:24:17,304
‫چون همیشه احتمال
‫از دست دادنش هست

356
00:24:17,350 --> 00:24:20,800
‫و خب، دور شدی و
‫خودت رو در کارت غرق کردی

357
00:24:22,144 --> 00:24:26,603
‫میخوای کیت باشه، میخوای همیشه کیت اونجا باشه
‫ولی میخوای با فاصله باشه

358
00:24:30,191 --> 00:24:32,977
‫خب، ممکنه...

359
00:24:33,026 --> 00:24:35,350
‫در حال حاضر چند تا ایده داشته باشیم...

360
00:24:37,321 --> 00:24:39,692
‫که چه اتفاقی بین شما می افته...

361
00:24:39,739 --> 00:24:44,612
‫امکان داره حالا ما بتونیم
‫کشتی رو به مسیرش برگردونیم؟

362
00:24:48,203 --> 00:24:50,278
‫نمی دونم

363
00:24:51,080 --> 00:24:55,206
‫صادقانه بگم نمی دونم
‫فقط احساس می کنم..

364
00:24:57,584 --> 00:25:01,746
‫ما مدت خیلی زیادی
‫در یه جهت حرکت کردیم..

365
00:25:03,129 --> 00:25:07,456
‫شاید برای من بهتر باشه
‫فقط از کشتی پیاده بشم

366
00:25:10,425 --> 00:25:12,500
‫چی داری میگی؟

367
00:25:13,511 --> 00:25:16,629
‫داری میگی میخوای بری؟

368
00:25:19,931 --> 00:25:22,255
‫مطمئن نیستم پاول

369
00:25:31,689 --> 00:25:33,727
‫من.. فقط میخوام بگم

370
00:25:33,774 --> 00:25:37,983
‫نمی خوام
‫راهی پیش پاتون بذارم، ولی...

371
00:25:39,110 --> 00:25:42,892
‫این وضعیت برای زوجهایی به سن شما
‫غیر عادی نیست

372
00:25:42,946 --> 00:25:44,404
‫بر سر دو راهی بودن

373
00:25:44,447 --> 00:25:47,861
‫معنیش این نیست
‫شما نمی تونین پشت سر بذارینش...

374
00:25:47,908 --> 00:25:50,528
‫پیچیده و دردناکِ

375
00:25:51,618 --> 00:25:54,902
‫و همونطور که پاول گفت
‫معمولا آخرش

376
00:25:54,954 --> 00:25:57,657
‫با رفتن یکی تموم میشه

377
00:25:59,415 --> 00:26:02,450
‫ولی هیچکدوم هنوز نرفتین

378
00:26:02,500 --> 00:26:06,412
‫و فکر می کنم، هرچند
‫شاید در این لحظه درست به نظر نرسه

379
00:26:06,461 --> 00:26:10,920
‫فکر نمی کنم هیچکدومتون
‫آمادگی به کلی رفتن رو داشته باشه

380
00:26:21,221 --> 00:26:23,047
‫باشه، خب...

381
00:26:23,097 --> 00:26:25,931
‫بهم خبر بدین
‫و...

382
00:26:26,974 --> 00:26:29,594
‫درباره ی جمعه ی بعد

383
00:26:30,852 --> 00:26:33,520
‫باشه

384
00:26:33,562 --> 00:26:37,261
‫ممنون جینا

385
00:26:53,241 --> 00:26:55,279
‫خداحافظ عزیزم

386
00:27:01,079 --> 00:27:03,070
‫بله خودمم

387
00:27:06,400 --> 00:27:14,799
‫ترجمه و تنظیم
‫pmn

388
00:27:16,320 --> 00:27:26,309
‫"چند نکته درباره "ایماگو"  و "ایماگو تراپی
‫- ایماگو" تصویری ست که افراد در ناخوداگاه شان
‫از نزدیکان و عمدتا والدین خود، از دوران کودکی همراه دارند

389
00:27:27,320 --> 00:27:37,309
‫- روابط دوران کودکی فرد با والدین در زندگی زناشویی و
‫انتخاب همسر فرد در آینده، به طور ناخودآگاه تاثیر دارد
‫که نتیجه ی نیاز به تکمیل و یا  التیام مراحل روانی و زخمهای دوران کودکی ست

390
00:27:38,320 --> 00:27:48,309
‫- هر فرد مشکلات والدین خود را همواره با خود حمل می کند و
‫همین تعارضات را در زندگی زناشویی خودش تکرار می کند
‫و....................

391
00:27:48,320 --> 00:27:58,309
‫جینا یکی از مواردی رو که در جلسات با پاول، از همون ابتدا
‫، دنبال می کنه، طرح تعارضات دوران کودکی پاول
‫و تلاش برای یافتن ریشه های رفتار امروزشِ و.........

