1
00:00:01,580 --> 00:00:03,903
‫آنچه گذشت...

2
00:00:04,371 --> 00:00:06,408
‫یکی از همکارات بهت زنگ می‌زنه.

3
00:00:06,455 --> 00:00:09,571
‫یه دکتر ارتش ـه به اسم کانل.
‫می‌خواد وضعیت منو چک کنه.

4
00:00:09,622 --> 00:00:13,117
‫بعد از اتفاقاتی که افتاد بازم می‌تونی تصور کنی
‫که برگردی تو هواپیما برای ماموریت؟

5
00:00:13,163 --> 00:00:15,283
‫همه همینو می‌خوان، یکیشم پدرم.

6
00:00:15,330 --> 00:00:17,653
‫می‌دونی، اون و مایکلا تو همه چی
‫با هم همدستن.

7
00:00:17,705 --> 00:00:20,572
‫داری منو تو موقعیت خیلی سختی می‌ذاری، آلکس.

8
00:00:20,622 --> 00:00:24,947
‫- تو که از من انتظار نداری دروغ بگم، داری؟
‫- بس کن این چرندیات رو. بهش احتیاج دارم.

9
00:00:25,831 --> 00:00:28,284
‫بهم بگو، تو بودی چیکار می‌کردی؟

10
00:00:28,331 --> 00:00:29,705
‫دوره‌ی درمانم رو کامل می‌کردم.

11
00:00:29,747 --> 00:00:33,242
‫اونقدر ادامه میدادم تا وقتی که
‫بتونم با مسائلی که ازش حرف زدیم روبرو بشم...

12
00:00:33,289 --> 00:00:36,536
‫،نه اینکه اونا رو بذارم یه گوشه
‫مثل کاری که تو با زندگیت می‌کردی.

13
00:00:36,581 --> 00:00:38,536
‫مشکلات دوباره باعث آزارت میشن.

14
00:00:38,581 --> 00:00:40,867
‫ولی بهم نمیگی که پرواز نکنم.

15
00:01:42,042 --> 00:01:44,495
‫- سلام.
‫- ،باید تا مراسم مناجات بعدی صبر کنین

16
00:01:44,543 --> 00:01:46,699
‫مراسم قبلاً شروع شده.

17
00:01:46,751 --> 00:01:50,033
‫- ولی گفتن ساعت ۱۰.
‫- برای تشییع جنازه‌؟

18
00:01:50,085 --> 00:01:52,159
‫- تشییع جنازه‌ی پرنس.
‫- اوه، متاسفم.

19
00:01:52,210 --> 00:01:54,284
‫توی کلیسای طلایی ـه.

20
00:01:54,876 --> 00:01:57,080
‫خیلی خب، ممنون.

21
00:03:21,047 --> 00:03:28,330
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

22
00:04:28,758 --> 00:04:32,372
‫من پاول وستون هستم.
‫دوست آلکس بودم.

23
00:04:32,425 --> 00:04:35,956
‫- تسلیت میگم.
‫- ممنون که تشریف آوردین.

24
00:04:37,926 --> 00:04:41,256
‫- عمیقاً متاسفم.
‫- خیلی ازتون ممنونم.

25
00:04:42,134 --> 00:04:44,539
‫عمیقاً متاسفم.

26
00:05:50,512 --> 00:05:52,751
‫لعنتی.

27
00:05:52,804 --> 00:05:56,714
‫اشکالی نداره. نگرانش نباش.
‫تا یه دقیقه دیگه خشک میشه.

28
00:05:57,888 --> 00:06:01,502
‫- سلام. من پاول هستم.
‫- روی.

29
00:06:01,554 --> 00:06:04,042
‫یکی از دوستای پدرت بودم.

30
00:06:04,096 --> 00:06:07,924
‫واقعاً بهت افتخار می‌کرد.
‫همیشه از تو حرف می‌زد.

31
00:06:09,555 --> 00:06:13,169
‫حتماً عصبانی میشه اگه بدونه
‫همین الان نفرینش کردم.

32
00:06:16,555 --> 00:06:21,544
‫می‌دونی، فکر کنم امروز اشکالی نداشته باشه
‫که هر فحشی دلت خواست بدی.

33
00:06:22,930 --> 00:06:24,552
‫آره.

34
00:06:25,764 --> 00:06:29,592
‫منم فحش میدم. تو ذهنم.

35
00:06:29,639 --> 00:06:31,759
‫بدون اینکه بلند بگم.

36
00:06:31,806 --> 00:06:34,922
‫به خاطر احساسی که درمورد اتفاقی
‫که برای بابات افتاد دارم.

37
00:06:40,265 --> 00:06:43,346
‫فکر می‌کنی نفرین کردن بهتر از گریه کردن ـه؟

38
00:06:47,723 --> 00:06:50,590
‫فکر کنم گریه هم اشکالی نداره.

39
00:06:50,640 --> 00:06:55,178
‫نمی‌خوام.
‫اینطوری بقیه رو از این بیشتر ناراحت می‌کنم.

40
00:06:55,849 --> 00:06:59,463
‫می‌دونی، مجبور نیستی قوی باشی.

41
00:06:59,515 --> 00:07:02,631
‫بابام همیشه بهم می‌گفت باید قوی باشم.

42
00:07:04,391 --> 00:07:07,424
‫موقع رفتنش بهم می‌گفت...

43
00:07:07,474 --> 00:07:11,514
‫مواظب مامان باش".
‫".تو دیگه مرد این خونه‌ای

44
00:07:11,558 --> 00:07:13,714
‫آره، می‌دونم منظورش چی بوده.

45
00:07:13,766 --> 00:07:16,468
‫،ولی می‌دونی
‫مرد خونه بودن اینم هست که...

46
00:07:16,516 --> 00:07:18,839
‫به بقیه اجازه بدی از
‫احساسات درونیت باخبر بشن.

47
00:07:18,891 --> 00:07:21,344
‫می‌دونی، چه عصبانی باشی، یا ناراحت یا...

48
00:07:21,391 --> 00:07:23,879
‫این فرصت رو به مادرت میدی
‫که همون حس رو داشته باشه و...

49
00:07:24,725 --> 00:07:28,137
‫شاید شما دوتا بتونین به هم کمک کنین
‫که احساس بهتری بهتون دست بده.

50
00:07:31,892 --> 00:07:34,925
‫بابات بهم گفته بود که تو
‫شطرنج‌باز فوق‌العاده‌ای هستی.

51
00:07:34,975 --> 00:07:39,466
‫شاه رو ول کردی و رُخ رو
‫روی تابوت پدرت گذاشتی؟

52
00:07:40,976 --> 00:07:44,223
‫(یه حرکتی هست که بهش میگن کسلینگ. (جابجایی موقعیت شاه و رُخ
‫بلدی؟

53
00:07:44,268 --> 00:07:46,175
‫یه چیزایی بلدم. آره.

54
00:07:46,226 --> 00:07:48,892
‫حرکت مورد علاقه‌ی بابام بود.

55
00:07:48,934 --> 00:07:50,556
‫بعضی وقتا جابجاشون می‌کرد.

56
00:07:50,601 --> 00:07:54,049
‫رخ‌ـت رو قربانی می‌کنی تا شاه رو نجات بدی.

57
00:07:55,810 --> 00:07:57,006
‫روی؟

58
00:08:00,227 --> 00:08:02,301
‫- خداحافظ.
‫- باشه، خداحافظ.

59
00:08:24,353 --> 00:08:28,263
‫سلام. ممنون که بهم زنگ زدی.

60
00:08:30,270 --> 00:08:34,643
‫خواهش می‌کنم. خب...
‫می‌خواستم قبل از اینکه...

61
00:08:34,687 --> 00:08:38,597
‫اخبارشو ببینی یا بخونی
‫بهت خبر بدم.

62
00:08:40,062 --> 00:08:42,136
‫حالت خوبه؟ به نظر...

63
00:08:42,187 --> 00:08:43,928
‫خوابیدی؟

64
00:08:44,395 --> 00:08:46,681
‫راستش نه. اه...

65
00:08:47,770 --> 00:08:52,557
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم اینطوری بهتره یا نه، می‌دونی؟
‫همش خوابشو می‌بینم.

66
00:08:54,354 --> 00:08:57,719
‫تاحالا بیماری نداشتم که قبل از درمان فوت کنه.

67
00:08:57,771 --> 00:09:01,350
‫شاید فکر کردی که
‫تو این ۲۰ سال همچین اتفاقی افتاده، ولی...

68
00:09:01,396 --> 00:09:03,054
‫اینطور نیست.

69
00:09:04,230 --> 00:09:07,430
‫باید یه کم به خودت مرخصی بدی.

70
00:09:07,480 --> 00:09:10,146
‫خب، حتماً صبح رو به خودم مرخصی میدم...

71
00:09:10,188 --> 00:09:13,968
‫- ولی مجبورم به قرارای بعد از ظهرم برسم.
‫- نباید اینکارو بکنی پاول.

72
00:09:14,022 --> 00:09:17,138
‫می‌دونم، ولی قول دادم، پس...

73
00:09:20,064 --> 00:09:22,220
‫تازه...

74
00:09:22,272 --> 00:09:25,186
‫نمی‌خوام یه جا بشینم و دست رو دست بذارم.

75
00:09:25,230 --> 00:09:27,979
‫نه، باید به خاطر خودت
‫قراراتو کنسل کنی، پاول.

76
00:09:29,314 --> 00:09:32,430
‫آره، آره. حق با توـه.

77
00:09:36,356 --> 00:09:38,263
‫اون پسرش بود؟

78
00:09:38,314 --> 00:09:40,388
‫به نظر میاد حالش خوبه.

79
00:09:40,440 --> 00:09:43,640
‫قبلش...
‫داشتم باهاش حرف می‌زدم.

80
00:09:45,773 --> 00:09:51,058
‫چطوری به یه بچه‌ی ۹ ساله میشه فهموند که پدرش...

81
00:09:51,107 --> 00:09:53,181
‫دیگه برنمی‌گرده خونه؟

82
00:09:55,565 --> 00:09:57,970
‫سخته که عده‌ی زیادی از مردم رو ببینی که دارن درد می‌کشن...

83
00:09:58,024 --> 00:10:01,887
‫و نتونی...
‫یه جوری بهشون کمک کنی.

84
00:10:01,941 --> 00:10:05,804
‫شاید کمک کردن برات راحت‌تر از حس کردن درد ـه.

85
00:10:05,857 --> 00:10:07,764
‫درسته.

86
00:10:07,816 --> 00:10:09,059
‫دکتر لورا.

87
00:10:13,524 --> 00:10:16,854
‫می‌دونی، مادر منم تو همین قبرستان دفن شده.

88
00:10:16,900 --> 00:10:18,890
‫نمی‌دونستم...

89
00:10:18,941 --> 00:10:21,180
‫- کی فوت کرد؟
‫- اوه، خیلی وقت پیش.

90
00:10:21,233 --> 00:10:23,270
‫۱۸سال پیش.

91
00:10:23,317 --> 00:10:25,142
‫میری دیدنش؟

92
00:10:25,192 --> 00:10:26,768
‫خب...

93
00:10:26,817 --> 00:10:31,889
‫اسم مادرم رو گذاشتیم روی دخترمون، رزمری.

94
00:10:31,942 --> 00:10:33,979
‫پس...

95
00:10:34,025 --> 00:10:38,647
‫اینطوری اسم دخترم رو سنگ قبرـه، برای همین...

96
00:10:38,692 --> 00:10:43,230
‫تحملشو ندارم، پس نه.
‫زیاد نمیرم پیشش.

97
00:10:44,317 --> 00:10:47,564
‫راستش، با خودم درگیر بودم که
‫امروز باید بیام یا نه.

98
00:10:47,609 --> 00:10:50,144
‫نمی‌خواستم بهم بی‌احترامی بشه.

99
00:10:50,193 --> 00:10:52,432
‫چرا بهت بی‌احترامی بشه؟

100
00:10:52,485 --> 00:10:54,771
‫خب، به خاطر اون، زنش.

101
00:10:55,860 --> 00:10:59,142
‫منظورم اینه که، اون شوهرشو از دست داده.
‫بچه‌ها پدرشون رو از دست دادن.

102
00:10:59,193 --> 00:11:01,598
‫این معنی میده. من چی؟

103
00:11:01,652 --> 00:11:03,726
‫یه چی‌ام؟ خرمگس سابق؟

104
00:11:04,693 --> 00:11:07,856
‫فکر می‌کنم خیلی خوبه که امروز اومدی.

105
00:11:10,194 --> 00:11:12,350
‫حقیقت اینه که آدم خوبی بود.

106
00:11:13,360 --> 00:11:16,311
‫آره، بامزه و دوست داشتنی و زیبا بود.

107
00:11:17,319 --> 00:11:19,558
‫ای کاش وقتمون رو متفاوت می‌گذروندیم...

108
00:11:19,611 --> 00:11:21,482
‫یا کاش از طریق تو با هم آشنا نمی‌شدیم...

109
00:11:21,528 --> 00:11:25,853
‫یا کاش من یه آدم کاملاً متفاوت بودم، شاید...

110
00:11:25,903 --> 00:11:28,023
‫خب، ای کاش‌ها زیادن.

111
00:11:28,069 --> 00:11:29,727
‫همینطوره.

112
00:11:35,737 --> 00:11:37,194
‫کاش...

113
00:11:51,029 --> 00:11:53,813
‫عذرمی‌خوام، یکی از اینا رو گرفتین؟

114
00:11:53,862 --> 00:11:58,400
‫راهنمای موقعیت قبر.
‫اینجا قبرستان بزرگی ـه، یه کم پر پیچ و خم ـه.

115
00:11:58,446 --> 00:12:00,068
‫باشه، ممنون.

116
00:12:00,113 --> 00:12:03,027
‫- دکتر وستون؟
‫- بله.

117
00:12:03,404 --> 00:12:07,480
‫من دانیل آلتریو هستم.
‫همونی که اون روز تلفنی بهتون خبر دادم.

118
00:12:07,530 --> 00:12:09,271
‫از دیدنتون خوشوقتم. ممنونم.

119
00:12:09,321 --> 00:12:13,397
‫صداتون رو شناختم. امیدوارم پشت تلفن
‫خیلی غیرمنتظره حرف نزده باشم، من...

120
00:12:13,447 --> 00:12:16,859
‫،یه لیست بلند بالا داشتم که باهاشون تماس بگیرم
‫اون موقع هنوز خودمم گیج بودم.

121
00:12:16,905 --> 00:12:18,812
‫درک می‌کنم.

122
00:12:18,864 --> 00:12:22,064
‫شاید شما کسی باشین که
‫بتونه بهم توضیح بده چرا...

123
00:12:22,114 --> 00:12:24,519
‫هر کسی که من بهش خبر میدم...

124
00:12:24,572 --> 00:12:28,269
‫،اولین جوابشون به من این بود که
‫".ولی من که تازه دیدمش"

125
00:12:28,322 --> 00:12:33,358
‫شاید فقط یه راهی ـه ذهنشون رو
‫برای این لطمه آماده کنن.

126
00:12:35,864 --> 00:12:37,854
‫- ببخشید. دنیل هستم.
‫- لورا.

127
00:12:37,906 --> 00:12:39,363
‫- سلام.
‫- سلام.

128
00:12:40,698 --> 00:12:42,605
‫تو هم اونو تازه دیده بودی؟

129
00:12:42,656 --> 00:12:44,860
‫نه، اون پیش من می‌موند...

130
00:12:44,906 --> 00:12:47,026
‫ولی، هردومون سرمون خیلی شلوغ بود.

131
00:12:48,740 --> 00:12:51,654
‫یه شب سعی کردم اونو با خودم ببرم آُپرا.

132
00:12:51,698 --> 00:12:54,364
‫شان بلیطش رو داد به آلکس، ولی...

133
00:12:54,407 --> 00:12:57,986
‫آلکس ما اهل اپرا رفتن نبود.

134
00:12:58,032 --> 00:12:59,903
‫از آپرا می‌ترسید.

135
00:12:59,949 --> 00:13:02,069
‫- منم از پرواز می‌ترسم.
‫- منم همینطور.

136
00:13:02,116 --> 00:13:05,030
‫- وحشت می‌کنم. به لطف داروها.
‫- آمین.

137
00:13:06,116 --> 00:13:09,067
‫آلکس همیشه سعی می‌کرد منو
‫تو یه پرواز با خودش ببره.

138
00:13:09,116 --> 00:13:11,865
‫قول می‌داد که اگه منو ببره بالا...
‫جام امنه.

139
00:13:11,908 --> 00:13:13,697
‫مطمئنم حرفش درسته.

140
00:13:14,866 --> 00:13:16,442
‫آره.

141
00:13:17,950 --> 00:13:21,280
‫هیچوقت فکرشو نمی‌کردم که
‫پایان کارش اینطوری باشه.

142
00:13:21,325 --> 00:13:24,525
‫منظورم اینه که، خطرهاشو می‌دونستم، ولی...

143
00:13:24,575 --> 00:13:27,987
‫اصلاً فکرشم نمی‌کردم اون بالا
‫تو دردسر بیفته.

144
00:13:28,033 --> 00:13:30,319
‫به هر حال، هر فکری هم که درمورد آلکس می‌کردم...

145
00:13:30,367 --> 00:13:32,523
‫دیر یا زود این اتفاق می‌افتاد.

146
00:13:32,575 --> 00:13:35,110
‫،ببینین چقدر حرف می‌زنم
‫مزاحمتون نمیشم.

147
00:13:35,159 --> 00:13:37,729
‫- از آشنایی باهاتون خوشحال شدم.
‫- منم همینطور دنیل.

148
00:13:37,784 --> 00:13:39,691
‫ببخشید. اسمتون لوری بود؟

149
00:13:40,284 --> 00:13:42,737
‫- نه، لورا. خوشحال شدم.
‫- منم از دیدنتون خوشحال شدم.

150
00:13:42,784 --> 00:13:45,947
‫- تا نیم ساعت دیگه شما رو می‌بینم.
‫- باشه. ممنونم.

151
00:13:47,493 --> 00:13:49,567
‫خوبی؟

152
00:13:49,618 --> 00:13:51,774
‫آره. تو چی؟

153
00:13:51,826 --> 00:13:55,902
‫آره. و اگه خوب نبودی، بهم می‌گفتی؟

154
00:13:55,951 --> 00:13:57,443
‫- آره. می‌گفتم.
‫- خوبه.

155
00:13:57,493 --> 00:14:01,486
‫عذر می‌خوام. من شما رو می‌شناسم؟

156
00:14:01,535 --> 00:14:04,023
‫اوه، من پاول وستون هستم.
‫دوست الکس.

157
00:14:04,077 --> 00:14:06,281
‫از صمیم قلب بهتون تسلیت میگم.

158
00:14:06,327 --> 00:14:09,029
‫ممنونم... یادم نمیاد...

159
00:14:09,077 --> 00:14:11,197
‫باهاش راکت‌بال بازی می‌کردین.

160
00:14:11,244 --> 00:14:15,652
‫نه، نه، نه. اون والتون بود.
‫منو ببخشید، اون یکی دیگه بود، والتون.

161
00:14:15,702 --> 00:14:19,530
‫،آلکس، می‌دونین
‫کلی دوست داشت که من ندیده بودمشون...

162
00:14:19,577 --> 00:14:20,986
‫تا امروز.

163
00:14:23,161 --> 00:14:24,950
‫وحشتناکه، می‌دونین...

164
00:14:24,994 --> 00:14:28,406
‫که آدم مجبور بشه برای بچه‌ش قبر انتخاب کنه.

165
00:14:30,536 --> 00:14:31,863
‫مایکلا...

166
00:14:31,911 --> 00:14:33,652
‫گذاشتش به عهده‌ی من.

167
00:14:33,703 --> 00:14:37,115
‫آلکس، دوست داشت زیر نور آفتاب دراز بکشه، می‌دونین.

168
00:14:37,162 --> 00:14:40,409
‫عین مارمولک رو پشت بوم دراز می‌کشید، می‌دونین؟

169
00:14:40,453 --> 00:14:43,700
‫به هر حال، من یه قسمتی رو انتخاب کردم...

170
00:14:43,745 --> 00:14:46,577
‫که راستش یه جای روبازـه.

171
00:14:46,620 --> 00:14:49,322
‫خودتون می‌بینین حالا.
‫وقتی رسیدین خودتون می‌بینین، باشه؟

172
00:14:49,370 --> 00:14:53,031
‫،قبل از این فرصت اینو پیدا نکردم که باهاتون صحبت کنم آقا
‫ولی عمیق ترین همدردی منو بپذیرین.

173
00:14:53,079 --> 00:14:55,318
‫،خیلی ازتون ممنونم که تشریف آوردین
‫هم شما و هم همسرتون.

174
00:14:55,371 --> 00:14:58,073
‫مرد خیلی خوش شانسی هستین
‫که یه همسر دوست داشتنی دارین.

175
00:14:58,121 --> 00:15:00,195
‫درواقع من و لورا...

176
00:15:02,288 --> 00:15:05,736
‫- نه، نه، نه.
‫- متاسفم...

177
00:15:05,788 --> 00:15:08,074
‫امروز حالم سر جاش نیست.

178
00:15:08,121 --> 00:15:09,779
‫می‌فهمم.

179
00:15:36,456 --> 00:15:38,530
‫خیلی ساکت ـه.

180
00:15:42,331 --> 00:15:44,405
‫وقتی دختر بچه بودم...

181
00:15:45,373 --> 00:15:48,904
‫مادرم بند کفشمو اونقدر محکم می‌بست...

182
00:15:48,957 --> 00:15:52,073
‫که بعضی وقتا گره کور می‌خورد.

183
00:15:54,873 --> 00:15:57,954
‫و منم دوست داشتم دو طرف کفش
‫حسابی به هم کشیده بشه...

184
00:15:57,999 --> 00:16:00,404
‫اینطوری در آوردنش خیلی سخت بود.

185
00:16:01,415 --> 00:16:05,278
‫حس اینکه چیزی منو محکم گرفته رو دوست داشتم.

186
00:16:05,332 --> 00:16:09,906
‫فکر کنم می‌ترسیدم که نکنه
‫تو هوا معلق بشم و کسی متوجه نشه.

187
00:16:17,750 --> 00:16:19,575
‫به خاطر اون موضوع متاسفم...

188
00:16:19,625 --> 00:16:22,576
‫- باید درست معرفیت می‌کردم.
‫- اشکالی نداره.

189
00:16:23,625 --> 00:16:27,156
‫- این رفتار ازم انتظار می‌رفت.
‫- پاول، عیبی نداره.

190
00:16:28,208 --> 00:16:30,364
‫وقتی داشتم بزرگ می‌شدم...

191
00:16:30,417 --> 00:16:33,368
‫مردم همیشه بهم یاد داده بودن
‫که مادرخونده‌م...

192
00:16:33,417 --> 00:16:35,454
‫خواهر بزرگترمه.

193
00:16:35,500 --> 00:16:37,574
‫اون...

194
00:16:38,542 --> 00:16:43,365
‫اون ۲۶ سال از پدرم کوچیکتر بود.

195
00:16:43,959 --> 00:16:48,450
‫درواقع، چند باری هم
‫عین زن و شوهرا به هم پریدیم.

196
00:16:50,084 --> 00:16:52,039
‫و پیرمرد همیشه پا در میونی می‌کرد...

197
00:16:52,084 --> 00:16:54,786
‫اگه من و اون باهم ازدواج کرده بودیم...

198
00:16:54,835 --> 00:16:58,082
‫در عرض یه شب پیرمرد رو از شهر فراری می‌دادیم.

199
00:16:59,418 --> 00:17:04,371
‫خدایا، اون عاشقِ بودن با دختره بود چون خیلی...

200
00:17:04,418 --> 00:17:06,657
‫می‌دونی، خیلی جوون و زیبا بود.

201
00:17:06,710 --> 00:17:09,624
‫خیلی به این افتخار می‌کرد که...

202
00:17:10,419 --> 00:17:11,615
‫اونو انتخاب کرده که باهاش باشه.

203
00:17:16,877 --> 00:17:19,163
‫چطوری با همدیگه آشنا شدن؟

204
00:17:19,211 --> 00:17:21,960
‫پدرم پزشک بود.

205
00:17:22,002 --> 00:17:24,206
‫جراح قلب بود.

206
00:17:25,253 --> 00:17:27,327
‫اون... مریضش بود...

207
00:17:27,378 --> 00:17:30,459
‫عمل بای‌پس قلب روش انجام داده بود.

208
00:17:30,503 --> 00:17:34,828
‫شروع کردن به قرار گذاشتن
‫و بعدش پدرم، مادرم رو ترک کرد.

209
00:17:34,878 --> 00:17:36,952
‫کابوسی بود.

210
00:17:40,837 --> 00:17:43,290
‫وقتی نوجوون بودم همیشه...

211
00:17:43,337 --> 00:17:45,043
‫درگیر مشکل بودم.

212
00:17:46,004 --> 00:17:49,369
‫،یادمه یه بار مشاور بهم گفت
‫"وقتی بزرگ شدی می‌خوای چیکاره بشی؟"

213
00:17:49,420 --> 00:17:53,958
‫،و یادمه بهش گفتم
‫".هرچیزی به جز پدرم"

214
00:18:03,338 --> 00:18:06,454
‫پدرم واقعاً آدم خودخواهی بود.

215
00:18:08,296 --> 00:18:10,370
‫هرچیزی رو که می‌خواست بدست می‌آورد.

216
00:18:12,088 --> 00:18:14,576
‫هیچ احترامی برای هیچکس قائل نبود...

217
00:18:15,755 --> 00:18:17,377
‫هیچ احساسی یا...

218
00:18:52,257 --> 00:18:54,827
‫فکر کنم بدون من باید بری.

219
00:18:54,882 --> 00:18:56,540
‫چی؟

220
00:18:57,424 --> 00:18:59,249
‫نمی‌دونم...

221
00:18:59,299 --> 00:19:01,336
‫فقط طاقتشو ندارم.

222
00:19:01,382 --> 00:19:04,415
‫همه‌چی، اه، برام ناخوشایند ـه...

223
00:19:04,466 --> 00:19:08,506
‫و دیدن این صحنه که می‌ذارنش تو قبر
‫یه کم برام زیادی ـه.

224
00:19:08,549 --> 00:19:10,504
‫- مطمئنی؟
‫- آره. تو برو.

225
00:19:10,549 --> 00:19:12,623
‫بهش ادای احترام کن.

226
00:19:14,091 --> 00:19:15,749
‫کسی که منو نمی‌شناسه.

227
00:19:17,800 --> 00:19:19,874
‫من که می‌شناسمت.

228
00:19:23,560 --> 00:19:29,549
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

