1
00:00:01,280 --> 00:00:03,567
‫آنچه گذشت...

2
00:00:04,114 --> 00:00:07,812
‫،اگه یه نفر باشه که هیچ درکی از احساس گناه نداشته باشه
‫اون فرد پدرمه.

3
00:00:07,865 --> 00:00:10,484
‫اواسط دهه‌ی ۵۰، درسته؟
‫"جیم کرو"، "اوکلاهاما".

4
00:00:10,533 --> 00:00:13,567
‫یه سری اراذل با نقاب به خونه‌مون حمله کرد.

5
00:00:13,617 --> 00:00:18,322
‫،پدرم کل خانواده رو به طبقه‌ی پایین
‫تو موتورخونه تو زیرزمین بُرد.

6
00:00:18,369 --> 00:00:21,782
‫پدربزرگم، پدر خودش، خیلی مریض احوال بود...

7
00:00:21,829 --> 00:00:24,662
‫،از شدت سرطان ریه رو به موت بود
‫سرفه‌های خشک میکرد.

8
00:00:24,705 --> 00:00:27,787
‫پدرم دستش رو روی بینی و دهان پدرش گذاشت...

9
00:00:27,831 --> 00:00:30,534
‫و تا وقتی اونا داشتن زیرزمین رو میگشتن
‫دستش رو همونجا نگه داشت.

10
00:00:30,582 --> 00:00:32,573
‫کاملاً محکم گرفته بود.

11
00:00:32,625 --> 00:00:36,122
‫و وقتی اونا رفتن، پدربزرگم فوت کرده بود.

12
00:00:36,168 --> 00:00:40,957
‫یعنی از خدامه اونو رو این مبل ببینم.
‫دکتر، یه روز اساسی رو باهاش میگذرونی.

13
00:00:47,464 --> 00:00:51,708
‫"پائول وستون" هستم، یکی از دوستان "الکس".
‫عمیقاً تسلیت میگم بهتون.

14
00:00:51,757 --> 00:00:54,460
‫ممنون.
‫من...شما رو یادم...

15
00:00:54,508 --> 00:00:56,997
‫باهاش "راکت بال" بازی میکردین.
‫( نوعی تنیس بدون تور )

16
00:01:15,224 --> 00:01:17,298
‫سلام، ببخشید.

17
00:01:18,725 --> 00:01:20,597
‫- سلام.
‫- شرمنده.

18
00:01:20,643 --> 00:01:23,179
‫نمیدونستم کدوم یکی از این درها، درِ اصلیه.

19
00:01:23,227 --> 00:01:26,309
‫اشکالی نداره. روز وحشتناکیه.

20
00:01:27,395 --> 00:01:29,267
‫نمیخواستم مزاحم دیگران بشم.

21
00:01:29,313 --> 00:01:32,265
‫مشکلی نیست.
‫این در معمولاً برای افرادیه که وارد میشن.

22
00:01:32,314 --> 00:01:33,890
‫و اونم معمولاً درِ خروجیه.

23
00:01:33,939 --> 00:01:36,345
‫ولی واقعاً...
‫واقعاً اهمیتی نداره.

24
00:01:36,399 --> 00:01:38,888
‫پس درِ ورودی و خروجی دارین؟

25
00:01:38,941 --> 00:01:42,521
‫برای رعایت حریم خصوصی افراده.
‫یه سری آدما دوست ندارن که...

26
00:01:42,568 --> 00:01:44,808
‫چشمشون یه همدیگه بیفته.

27
00:01:44,860 --> 00:01:47,431
‫شرمنده‌ن؟

28
00:01:47,486 --> 00:01:51,860
‫نه، نه، نه، نه.
‫فقط...واقعاً تشریفاته.

29
00:01:53,655 --> 00:01:55,812
‫- قهوه میل دارین؟
‫- نه، اهل چایی‌م.

30
00:01:55,864 --> 00:01:57,772
‫ولی نه، چیزی نمیخورم، ممنون.

31
00:01:57,823 --> 00:02:00,110
‫- خوبه.
‫- خواهش میکنم، بفرمایید.

32
00:02:03,367 --> 00:02:05,441
‫خیلی سوال دارم.

33
00:02:06,577 --> 00:02:09,990
‫مطمئناً همینطوره، و امیدوارم بتونم به بعضیاش جواب بدم.

34
00:02:10,036 --> 00:02:12,406
‫یه چیزی که باید از همین اول بهش اشاره کنم...

35
00:02:12,454 --> 00:02:17,445
‫اینه که هرچیزی که بین من و مریضم
‫تو این اتاق گفته میشه...

36
00:02:18,748 --> 00:02:20,122
‫خصوصیه.

37
00:02:20,165 --> 00:02:23,697
‫- حتی اگه مریض مُرده باشه؟
‫- بله، حتی در اون صورت.

38
00:02:26,084 --> 00:02:29,533
‫خب، مطمئنم یه موضوع برای حرف زدن پیدا میکنیم...

39
00:02:29,585 --> 00:02:33,911
‫چیزی که بهم کمک کنه بفهمم
‫چه اتفاقی برای پسرم افتاد.

40
00:02:42,674 --> 00:02:49,959
‫:Mahyaa۷:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

41
00:02:56,804 --> 00:03:00,301
‫خیلی راجع به اینکه
‫کی هستین رُک و روراست نبودین.

42
00:03:00,347 --> 00:03:02,385
‫وقتی تو مراسم همدیگه رو دیدیم.

43
00:03:02,431 --> 00:03:05,548
‫گفتین دوستش هستین؟
‫حرکت زیرکانه‌ای بود.

44
00:03:05,599 --> 00:03:09,179
‫خب، نمیخواستم اسرار "الکس" رو فاش کنم.

45
00:03:09,225 --> 00:03:11,512
‫دنیل" یه لحظه هم تو توضیح"...

46
00:03:11,559 --> 00:03:15,767
‫نسبت شما با "الکس" درنگ نکرد.

47
00:03:15,811 --> 00:03:18,975
‫"خیلی رُکه، "دنیل.
‫چیزی که راجع بهش خیلی دوست دارم.

48
00:03:19,021 --> 00:03:22,269
‫غافلگیر شدین از اینکه شنیدین "الکس" تحت درمانه؟

49
00:03:22,314 --> 00:03:25,147
‫اینکه بهم نگفته غافلگیرم کرد.

50
00:03:25,190 --> 00:03:28,058
‫- منظورم اینه، خب چه مشکلی داره؟
‫- فکر میکنین چرا نگفته؟

51
00:03:28,107 --> 00:03:32,351
‫هیچوقت جوابش رو نمیفهمیم، درسته؟

52
00:03:32,401 --> 00:03:34,771
‫یا اینکه من نمیفهمم.

53
00:03:34,818 --> 00:03:39,393
‫شایدم اینجا راجع بهش بحث کردین.

54
00:03:41,863 --> 00:03:45,395
‫میدونی، همیشه این درگیرم کرده...

55
00:03:45,447 --> 00:03:48,695
‫کل اتفاقاتی که اینجا میفته، میدونی؟

56
00:03:48,740 --> 00:03:55,237
‫منظورم اینه که فردی که تحت درمانه
‫معمولاً راجع بهش بحث نمیشه.

57
00:03:55,284 --> 00:03:59,195
‫،که دکتر کیه
‫چرا چنین جاییه...

58
00:03:59,244 --> 00:04:02,159
‫چقدر قیمتشه.

59
00:04:02,204 --> 00:04:06,946
‫خنده‌دار اینجاست چیزایی که هیچ حرفی
‫ازشون زده نمیشه مثل رازداری یا سوءتفاهم ـه...

60
00:04:06,997 --> 00:04:10,031
‫که معمولاً افراد رو همون اول وارد اینجور درمان‌ها میکنه.

61
00:04:10,082 --> 00:04:12,653
‫- جالب نیست؟
‫- فکر نمی‌کنم موضوع رازداری باشه.

62
00:04:12,708 --> 00:04:15,162
‫فکر میکنم راجع به به وجود آوردن محیطیه...

63
00:04:15,208 --> 00:04:20,447
‫که افراد بتونن بیان و
‫خیالشون از بابت هر حرفی که میزنن، راحت باشه.

64
00:04:20,502 --> 00:04:22,908
‫راحت‌تر از وقتی با عزیزانشون حرف میزنن؟

65
00:04:22,961 --> 00:04:27,205
‫بعضی وقتا حرف زدن با کسی که
‫تو زندگیت هیچ نقشی نداره، راحت‌تره...

66
00:04:27,255 --> 00:04:29,826
‫،یه فرد بی‌طرف
‫فردی که هیچ جایگاهی نداره.

67
00:04:29,881 --> 00:04:32,417
‫منظورت مثلاً یه هرزه‌س، هان؟

68
00:04:33,174 --> 00:04:37,169
‫کسی که برای صمیمیت و
‫آزادی عملش پول پرداخت شده.

69
00:04:38,676 --> 00:04:43,335
‫یه مرد باید باید کسی رو برای صحبت داشته باشه
‫که بهش اهمیت میده...

70
00:04:43,386 --> 00:04:46,587
‫نه کسی که ساعتی پول میگیره.

71
00:04:46,637 --> 00:04:50,003
‫واقعاً به "الکس" اهمیت میدادم.

72
00:04:50,055 --> 00:04:52,129
‫و اگرم نداده باشم...

73
00:04:52,181 --> 00:04:55,512
‫باید مشاور خیلی ضعیفی باشم.

74
00:05:03,060 --> 00:05:07,386
‫فکر میکنی "الکس" تو این اتاق
‫راجع به چیزایی حرف زد...

75
00:05:07,436 --> 00:05:09,972
‫که تا حالا به کسی نگفته بوده؟

76
00:05:10,021 --> 00:05:12,142
‫معمولاً بیمارها همینطورن.

77
00:05:12,188 --> 00:05:15,270
‫پس شما به اندازه‌ی هر فرد دیگه‌ای راجع بهش میدونستی.

78
00:05:15,314 --> 00:05:18,431
‫حس میکنین که پسرتون رو خوب میشناختین؟

79
00:05:19,316 --> 00:05:22,268
‫الکس" رو وقتی یه پسر کوچیک بود، میشناختم".

80
00:05:22,317 --> 00:05:23,975
‫و اونموقع چطور بود؟

81
00:05:24,026 --> 00:05:26,266
‫خب، اون...

82
00:05:26,319 --> 00:05:30,645
‫ساکت، درون‌گرا، خیالباف.

83
00:05:32,321 --> 00:05:34,312
‫مخترع.

84
00:05:34,363 --> 00:05:36,650
‫تا حالا بهتون گفته بود؟

85
00:05:36,697 --> 00:05:38,735
‫نه، هیچوقت نگفته بود.

86
00:05:38,782 --> 00:05:40,939
‫واقعاً؟...

87
00:05:40,991 --> 00:05:45,199
‫این ماسماسک رو برای مادرش اختراع کرد...

88
00:05:45,242 --> 00:05:48,857
‫ماهیتابه‌ای که بالا انداختن املت رو خیلی راحت‌ میکرد.

89
00:05:48,910 --> 00:05:52,774
‫خیلی سخت روش کار کرد.
‫خیلی خوب بود.

90
00:05:52,829 --> 00:05:55,318
‫از کجا چنین چیزی رو یاد گرفته بود؟
‫شما مخترع بودین؟

91
00:05:55,371 --> 00:05:58,737
‫نه،نه، رفیق.
‫من کودن بودم.

92
00:05:58,789 --> 00:06:01,076
‫پدرم مخترع بود.

93
00:06:01,123 --> 00:06:04,572
‫ماشین چاقو تیزکُن رو اختراع کرد.

94
00:06:04,625 --> 00:06:08,157
‫خیلی هم براش پولساز نبود.
‫بهش افتخار میکرد.

95
00:06:10,043 --> 00:06:13,160
‫- الکس" منو یاد اون مینداخت".
‫- از چه نظر؟

96
00:06:14,545 --> 00:06:16,536
‫میخوای برام مشاور بازی دربیاری، دکتر؟

97
00:06:16,587 --> 00:06:19,870
‫- فقط کنجکاوم.
‫- شایدم دستِ خودتون نیست.

98
00:06:19,922 --> 00:06:22,411
‫اونم احتمالاً حقیقت داره.

99
00:06:25,549 --> 00:06:28,038
‫"پدرم و "الکس...

100
00:06:28,092 --> 00:06:32,169
‫،ویژگی‌های رفتاری یکسان داشتن
‫شوخ طبعی یکسان.

101
00:06:32,218 --> 00:06:36,213
‫اذیت کننده بود.
‫وقتی "الکس" بچه بود...

102
00:06:36,262 --> 00:06:40,837
‫و پدرم ۲۰سالی میشد که مُرده بود...

103
00:06:43,223 --> 00:06:46,257
‫همونجا بود انگار...

104
00:06:46,307 --> 00:06:49,590
‫از اونطرف میز شام به من نگاه میکرد...

105
00:06:49,642 --> 00:06:55,012
‫تا درونم رو میدید
‫با همون چشمهاش که تو چهره‌ی "الکس" بود.

106
00:06:58,186 --> 00:07:01,054
‫پدرتون هنوز در قید حیاتن، آقای "وستون"؟

107
00:07:01,104 --> 00:07:02,680
‫بله.

108
00:07:03,772 --> 00:07:08,312
‫بله، از نظر جسمی سالمه، ولی...

109
00:07:10,941 --> 00:07:12,683
‫فراموشی گرفته.

110
00:07:12,734 --> 00:07:14,891
‫با هم صمیمی بودین؟

111
00:07:14,943 --> 00:07:18,807
‫البته که فرقهایی داشتیم.

112
00:07:18,861 --> 00:07:20,651
‫ولی صمیمی بودیم.

113
00:07:20,695 --> 00:07:22,769
‫هنوزم صمیمی هستیم.

114
00:07:22,821 --> 00:07:24,314
‫چند وقت یه بار میبینینش؟

115
00:07:24,363 --> 00:07:28,061
‫- ماهی یه بار.
‫- میفهمه که شما اونجایین؟

116
00:07:29,156 --> 00:07:32,688
‫نه. فکر نمیکنم.

117
00:07:32,741 --> 00:07:36,652
‫ولی ملاقات بیشتر به خاطر دلِ خودمه.

118
00:07:36,701 --> 00:07:38,656
‫ازش چی گیرتون میاد؟

119
00:07:41,411 --> 00:07:43,865
‫ارتباط...

120
00:07:43,912 --> 00:07:46,069
‫حسِ...

121
00:07:47,122 --> 00:07:48,994
‫تعلق.

122
00:07:49,873 --> 00:07:54,117
‫تا حالا تو ذهنتون باهاش حرف زدین؟

123
00:07:54,166 --> 00:07:57,746
‫مکالمه‌ی دو طرفه؟

124
00:07:57,792 --> 00:07:59,119
‫بله.

125
00:07:59,168 --> 00:08:03,376
‫،وقتی جوون‌تر بودم
‫هر چیزی که بهم میگفت یه گوشم در بود و یکی دروازه.

126
00:08:03,419 --> 00:08:07,793
‫حالا هر روز صداش رو واضح و رسا تو ذهنم میشنوم.

127
00:08:07,838 --> 00:08:10,505
‫میبینی، این همون حس ارتباطه که گفتی.

128
00:08:10,547 --> 00:08:13,083
‫چیزی که حس میکنم ازم سلب شده...

129
00:08:13,131 --> 00:08:16,580
‫با هر روزی که از مرگ "الکس" میگذره.

130
00:08:16,633 --> 00:08:18,707
‫این حس...

131
00:08:20,509 --> 00:08:25,251
‫سعی میکنم صداش رو پیدا کنم، ولی...

132
00:08:27,428 --> 00:08:29,502
‫باهام حرف نمیزنه.

133
00:08:32,430 --> 00:08:35,962
‫،"اگه بهتون بر نمیخوره، آقای "پرینس
‫فکر میکنم که...

134
00:08:36,015 --> 00:08:38,469
‫هنوز خیلی زوده.

135
00:08:39,433 --> 00:08:42,930
‫احتمالاً هنوز تو مرحله‌ی شوک هستین.

136
00:08:44,810 --> 00:08:46,967
‫ولی صداش...

137
00:08:47,019 --> 00:08:49,425
‫پیشتون برمیگرده.

138
00:08:58,690 --> 00:09:04,689
‫به خاطر مقایسه‌ی کارتون با هرزگی معذرت میخوام.

139
00:09:05,651 --> 00:09:07,725
‫اصلاً فکر نمیکنم که به هم شبیه باشن.

140
00:09:07,777 --> 00:09:09,685
‫معذرت‌خواهیتون مورد قبوله.

141
00:09:17,739 --> 00:09:22,777
‫پسرم، "الکس" رو چطور توصیف میکنین؟

142
00:09:22,824 --> 00:09:26,025
‫ازتون تشخیص بیماری نمیخوام...

143
00:09:26,076 --> 00:09:31,280
‫،مجبور نیستین بگین چطور فکر میکرد
‫فقط اینکه شخصاً راجع بهش چی فکر میکنین.

144
00:09:40,331 --> 00:09:42,535
‫"فکر میکردم "الکس...

145
00:09:42,582 --> 00:09:45,201
‫شدیداً...

146
00:09:45,249 --> 00:09:48,034
‫مرد تواناییه.

147
00:09:48,751 --> 00:09:50,659
‫حس رسالت خیلی قوی داشت.

148
00:09:50,710 --> 00:09:55,452
‫خیلی حس قوی‌ای
‫به چیزی که ازش انتظار میرفت، داشت.

149
00:09:55,503 --> 00:09:57,909
‫- ماموریت یا هدف؟
‫- منظورتون چیه؟

150
00:09:57,963 --> 00:10:00,452
‫خب، "الکس" نظامی بود...

151
00:10:00,505 --> 00:10:04,085
‫نظامیا ماموریت دارن...

152
00:10:04,131 --> 00:10:09,335
‫،هدف دارن، حس داشتن هدف
‫چیزی که...

153
00:10:09,383 --> 00:10:13,081
‫،چیزی که به تنهایی انجام میدی
‫برای خودت میخوای.

154
00:10:13,135 --> 00:10:15,884
‫اینو داشت؟

155
00:10:15,928 --> 00:10:20,385
‫فکر میکنم "الکس" با این درگیر بود که
‫بفهمه برای خودش چی میخواد.

156
00:10:20,429 --> 00:10:22,669
‫- خودش اینو گفت؟
‫- نه، قربان، خودش نگفت.

157
00:10:22,722 --> 00:10:25,258
‫فقط دارم برداشتم رو بدون...

158
00:10:27,057 --> 00:10:29,546
‫خیانت به اعتمادی که بهم کرده میگم.

159
00:10:29,599 --> 00:10:32,681
‫راستش، بیشتر از چیزی که مجازم حرف زدم.

160
00:10:35,935 --> 00:10:38,506
‫خودتون خدمت رفتین، آقای "پرینس"؟

161
00:10:39,978 --> 00:10:45,265
‫۸ماه، بعد از اینکه مجبورم کردن.

162
00:10:45,314 --> 00:10:47,885
‫یه حمله‌ی آسم داشتم و بعد مرخصم کردن.

163
00:10:47,940 --> 00:10:49,516
‫شاید زندگیم رو نجات داد.

164
00:10:49,565 --> 00:10:52,232
‫خنده‌داره، یه مشکل تنفسی...

165
00:10:52,275 --> 00:10:55,227
‫مایه رستگاریم بود...

166
00:10:55,276 --> 00:10:57,765
‫و ناقوس مرگ پدرم.

167
00:11:00,653 --> 00:11:04,564
‫الکس" راجع به اینکه چه اتفاقی"
‫برای پدرم افتاد چیزی بهتون گفت؟

168
00:11:09,865 --> 00:11:12,817
‫اینا یه چیزایی راجع به زندگی منه...

169
00:11:12,866 --> 00:11:15,272
‫"نه درمان "الکس.

170
00:11:17,576 --> 00:11:21,902
‫میدونین که چطور پدرم مُرد؟

171
00:11:21,952 --> 00:11:24,785
‫آره یا نه؟ یه سوال ساده‌س.

172
00:11:26,579 --> 00:11:29,696
‫بله. بله، میدونم.

173
00:11:36,208 --> 00:11:42,159
‫به هر حال، یه قهرمان جنگ مثل پسرم نبودم
‫اگه این کنجکاوتون کرده.

174
00:11:46,253 --> 00:11:50,958
‫"راجع به خدمت "الکس
‫تو نیروی دریایی چه حسی داشتین؟

175
00:11:51,005 --> 00:11:55,747
‫،البته که بهش افتخار میکنم
‫مثل هر پدر دیگه‌ای.

176
00:11:55,799 --> 00:11:58,584
‫- به نظرتون خودش افتخار میکرد؟
‫- فکر میکنین افتخار نمیکرده؟

177
00:11:58,633 --> 00:12:02,675
‫"میخوام پسرم رو بفهمم، آقای "وستون.

178
00:12:02,718 --> 00:12:06,926
‫،و به جای کمک کردن بهم
‫جواب سوالم رو با سوال میدین.

179
00:12:10,554 --> 00:12:15,924
‫فکر میکنم پسرتون تفکیک...

180
00:12:17,390 --> 00:12:19,677
‫رو مشکل میدونست...

181
00:12:19,724 --> 00:12:24,429
‫اینکه احساساتش رو جدا از وظایفش نگه‌داره...

182
00:12:24,976 --> 00:12:28,224
‫و با انتظارات بقیه زندگی کنه.

183
00:12:28,269 --> 00:12:29,927
‫انتظارات نیروی دریایی؟

184
00:12:29,978 --> 00:12:35,051
‫،انتظاراتی که برای برتر بودنش بود
‫مثل همیشه که برتر بود.

185
00:12:35,105 --> 00:12:38,187
‫و به قیمت نیازهای خودش...

186
00:12:38,231 --> 00:12:41,395
‫و آرزوهای واقعیش.

187
00:12:41,441 --> 00:12:44,475
‫دارین میگین که "الکس" از لحاظ احساسی...

188
00:12:44,525 --> 00:12:46,646
‫برای مهار کردن فشار، ناتوان بود؟

189
00:12:46,693 --> 00:12:49,396
‫- آقای "پرینس" ازم میخواین تا...
‫- نظرتون رو میپرسم.

190
00:12:49,444 --> 00:12:52,443
‫وضع احساسی "الکس" چیزی نیست که...

191
00:12:52,487 --> 00:12:55,402
‫"دارین کج دار و مریز بازی میکنین، آقای "وستون.

192
00:12:55,446 --> 00:12:57,733
‫،میتونم بدونم پسرم مشکل داشت
‫ولی نمیشه بدونم چقدر؟

193
00:12:57,780 --> 00:13:02,569
‫میخوام بدونم مشاورش معتقده که
‫توانایی چه کاری رو داره...

194
00:13:02,615 --> 00:13:03,942
‫چقدر میتونست پیش بره.

195
00:13:03,991 --> 00:13:07,440
‫چقدر تو چه زمینه‌ای میتونست پیش بره، آقای "پرینس"؟

196
00:13:08,076 --> 00:13:09,189
‫من...

197
00:13:14,537 --> 00:13:18,366
‫با چندتا از خلبان‌های همکار "الکس" صحبت کردم.

198
00:13:21,122 --> 00:13:23,196
‫یه پرواز آموزشی بوده.

199
00:13:25,082 --> 00:13:29,657
‫،یه نبرد رو شبیه‌سازی کرده بودن
‫یه هواپیما برضد اون یکی.

200
00:13:34,044 --> 00:13:37,208
‫اون یکی خلبان یه تصمیم عجولانه میگیره...

201
00:13:37,253 --> 00:13:40,702
‫سعی داشته فرار کنه، ظاهراً تو ارتفاع کم پرواز کنه.

202
00:13:40,755 --> 00:13:44,168
‫گفتن "الکس" فرصت نکرد تا به خودش بیاد.

203
00:13:44,965 --> 00:13:49,007
‫یه شایعه‌ای هم پخش شده که "الکس" خودکشی کرده.

204
00:13:52,884 --> 00:13:58,337
‫یه خلبان تراز اول بود.
‫یه نبرد اساسی نبود، یه تمرین آموزشی بود.

205
00:13:58,386 --> 00:14:00,756
‫یه تمرین آموزشی.

206
00:14:03,763 --> 00:14:07,295
‫چیزی به طور رسمی...

207
00:14:08,390 --> 00:14:12,550
‫"نفهمیدن، آقای "پرینس.
‫خودتون اینو میگین.

208
00:14:12,600 --> 00:14:15,267
‫یه صندلی پرتاب وجود داره.

209
00:14:16,560 --> 00:14:19,049
‫چرا نپرید؟

210
00:14:20,395 --> 00:14:23,844
‫شاید...

211
00:14:23,896 --> 00:14:27,227
‫فکر نمیکرد که لازمه ازش استفاده کنه.

212
00:14:30,690 --> 00:14:32,147
‫خب...

213
00:14:37,776 --> 00:14:42,233
‫میکائلا" تو کلیسا بوده"...

214
00:14:42,278 --> 00:14:44,482
‫میدونی، به زانو افتاده...

215
00:14:44,529 --> 00:14:47,065
‫دعا میکنه و دنبال جوابه.
‫زنم هم همینطور.

216
00:14:47,113 --> 00:14:50,147
‫بهشون گفتم، میدونی...

217
00:14:50,198 --> 00:14:52,272
‫جای اشتباهی برای گشتنه.

218
00:14:53,324 --> 00:14:57,698
‫،من و خدا
‫یه مدتی هست که کاری به هم نداریم.

219
00:14:57,742 --> 00:14:59,863
‫ایمانم از دست رفت...

220
00:14:59,910 --> 00:15:02,114
‫وقتی پدرم مُرد.

221
00:15:07,371 --> 00:15:11,946
‫یه پسر یه بار "الکس" تا حدِ مرگ کتک زد.

222
00:15:13,123 --> 00:15:15,031
‫تقریباً ۱۰ یا ۱۱ سالش بود.

223
00:15:15,082 --> 00:15:17,156
‫کفشش رو برداشته بود.

224
00:15:18,750 --> 00:15:21,749
‫یه آشغال عوضی کوچولو، میدونی؟

225
00:15:21,793 --> 00:15:24,626
‫الکس" باهاش برخورد نکرد".
‫از خودش دفاع هم نکرد.

226
00:15:24,669 --> 00:15:27,205
‫یه جنگجو نبود.
‫یه...

227
00:15:28,295 --> 00:15:30,001
‫یه بچه‌ی ضعیف بود.

228
00:15:30,046 --> 00:15:32,713
‫میدونی؟
‫حساس.

229
00:15:33,797 --> 00:15:35,705
‫که واقعاً بدجور منو میترسوند.

230
00:15:35,756 --> 00:15:39,336
‫،از جایی که من میام
‫یه سیاهپوست رنجور میتونه به کُشتنت بده.

231
00:15:39,383 --> 00:15:43,508
‫و "الکس" تو چه دنیایی به دنیا اومد؟

232
00:15:43,551 --> 00:15:45,174
‫میخوای چی بگی؟

233
00:15:45,218 --> 00:15:47,505
‫فقط دارم میپرسم اگه...

234
00:15:47,552 --> 00:15:49,009
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم.

235
00:15:49,053 --> 00:15:53,379
‫وقتی بچه بودم خیلی بیشتر بی‌عدالتی دیدم.

236
00:15:53,430 --> 00:15:55,504
‫وحشت.

237
00:15:56,639 --> 00:15:58,713
‫آیا...

238
00:15:59,807 --> 00:16:03,505
‫آیا به دیدم نسبت به دنیا اثر گذاشت؟

239
00:16:03,559 --> 00:16:05,633
‫البته.

240
00:16:06,726 --> 00:16:10,507
‫رفتاری که باهاش پسرم رو بزرگ کردم، شکل دادن؟

241
00:16:10,561 --> 00:16:12,682
‫چطور میتونن ندن؟

242
00:16:12,729 --> 00:16:14,803
‫قوی بودن.

243
00:16:16,480 --> 00:16:21,553
‫قوی بودن لازمه جون سالم به در بُردن بود.

244
00:16:22,191 --> 00:16:24,395
‫آسیب‌پذیر بودن...

245
00:16:24,441 --> 00:16:26,930
‫معمولاً محکوم به مرگه.

246
00:16:26,984 --> 00:16:29,733
‫میخواستم در امنیت باشه.

247
00:16:46,241 --> 00:16:49,654
‫به زمانهایی که صرف صحبت کردن
‫باهاش کردین، حسودیم میشه.

248
00:16:49,701 --> 00:16:51,609
‫قبول میکنم که...

249
00:16:51,660 --> 00:16:56,283
‫اینجور صحبت‌ها بدجور شرمنده‌م میکنه.

250
00:16:56,328 --> 00:16:59,576
‫- اینجا مینشست؟
‫- بله.

251
00:17:22,171 --> 00:17:24,245
‫الکس" میتونست حرف بزنه".

252
00:17:24,297 --> 00:17:25,920
‫آره.

253
00:17:25,965 --> 00:17:28,501
‫اون و پسرش ساعت‌ها با هم حرف میزدن.

254
00:17:31,217 --> 00:17:34,465
‫حتی یه بار به "روی" گفت که دوستش داره.

255
00:17:34,509 --> 00:17:36,915
‫پسر، بهت میگم...

256
00:17:36,969 --> 00:17:41,509
‫براش ارزشی قائل نبودم.
‫"چیکار داری میکنی؟"...

257
00:17:41,554 --> 00:17:43,379
‫"میخوای بچه‌ت رو سوسول باربیاری؟"

258
00:17:43,429 --> 00:17:47,044
‫انقدر بد بود که نمیخواست
‫تو هیچ زمینه‌ای از "الکس" بهتر باشه.

259
00:17:47,097 --> 00:17:49,420
‫ترجیح میداد شطرنج رو به هم بزنه...

260
00:17:49,473 --> 00:17:52,092
‫تا مجبور نشه پدرش رو شکست بده.

261
00:17:52,141 --> 00:17:55,590
‫بیخیال.
‫این راه تربیت یه مرد نیست.

262
00:17:55,642 --> 00:17:58,131
‫،باید به چالش بندازیش
‫مجبورش کنی رقابت کنه...

263
00:17:58,185 --> 00:18:00,342
‫بهش یاد بدی چطور بجنگه، از پس خودش بربیاد.

264
00:18:00,394 --> 00:18:05,515
‫جالبه که حسرت میخورین چرا با "الکس" ملایم‌تر نبودین...

265
00:18:05,563 --> 00:18:10,352
‫در حالی که همزمان به نظر خشن میاین.

266
00:18:10,398 --> 00:18:13,895
‫شنیدم که میگین در کشمکشین...

267
00:18:13,941 --> 00:18:17,438
‫جناب، راجع به هیچی در کشمکش نیستم.

268
00:18:22,611 --> 00:18:25,610
‫اینطور سعی کردین به "الکس" کمک کنین؟

269
00:18:25,654 --> 00:18:29,269
‫راجع به هر کلمه‌ای که از دهنش بیرون میاد
‫از خودتون حدس میزنین؟

270
00:18:29,322 --> 00:18:30,863
‫یه غریبه...

271
00:18:30,906 --> 00:18:34,568
‫که کاملاً با پیش‌زمینه‌ش نا آشنایین.

272
00:18:34,615 --> 00:18:37,069
‫میری دنیاش رو براش توضیح میدی.

273
00:18:37,116 --> 00:18:39,687
‫راستش، تو جلسه‌هامون اکثراً...

274
00:18:39,742 --> 00:18:43,239
‫من  به چیزی که باید میگفت گوش میدادم.

275
00:18:43,285 --> 00:18:45,821
‫آره، خب، دوباره رفتیم سراغ گوش دادن، هان؟

276
00:18:45,870 --> 00:18:49,034
‫اون گوش شنوای شخصی و حرفه‌ای خودش رو داره.

277
00:18:49,079 --> 00:18:51,828
‫گوش کن، وقتی پدرم رو خفه کردم...

278
00:18:51,872 --> 00:18:55,487
‫فکر میکنی به یکی پول دادم تا بهم گوش کنه، هان؟

279
00:18:55,540 --> 00:18:58,455
‫نمیتونی وایستی و هر درد و رنجی رو پیدا کنی.

280
00:18:58,499 --> 00:19:02,114
‫".شاید به خاطر کاراییه که پدرم یا مادرم کردن "

281
00:19:02,167 --> 00:19:04,324
‫بیخیال، باید به زندگیت ادامه بدی، رفیق.

282
00:19:04,377 --> 00:19:07,625
‫میدونی؟ این صحبتا چه خیری میرسونه؟

283
00:19:07,669 --> 00:19:10,502
‫پدرم رو برنمیگردونه.
‫میدونی چیه؟

284
00:19:10,546 --> 00:19:12,750
‫آدمایی مثل تو، هیچوقت از فکر کردن راجع به اینکه ما...

285
00:19:12,796 --> 00:19:16,707
‫به یه دلیلی ناخودآگاه داریم، دست برنمیدارین.

286
00:19:16,756 --> 00:19:19,327
‫چون یه چیزایی راجع بهمون هست...

287
00:19:19,382 --> 00:19:22,795
‫،که نمیتونیم باهاش مواجه بشیم
‫نباید باهاش مواجه بشیم.

288
00:19:22,842 --> 00:19:27,417
‫وگرنه چطور میتونستیم تو این دنیا از جامون بلند شیم؟

289
00:19:27,469 --> 00:19:30,752
‫بهت میگم، جنگ جهانی سوم شروع میشه...

290
00:19:30,803 --> 00:19:33,257
‫و تمام آدمایی که درگیر...

291
00:19:33,304 --> 00:19:35,591
‫این روانکاویا بودن...

292
00:19:35,638 --> 00:19:38,423
‫صدها یا هزارها دلار خرج میکردن...

293
00:19:38,473 --> 00:19:41,306
‫اولین کسایی هستن که سرشون به باد میره.

294
00:19:41,349 --> 00:19:45,723
‫داروین" یه تئوری بقای اصلح داشت".

295
00:19:45,767 --> 00:19:48,516
‫اصلح، نه اندیشمندتر.

296
00:19:48,560 --> 00:19:50,218
‫با تمام احترامی که براتون قائلم...

297
00:19:50,269 --> 00:19:54,974
‫الکس" اینجا اومد چون فکر میکرد احتیاج داره".

298
00:19:55,021 --> 00:19:58,968
‫و تو باید بهش حمله میکردی، نه؟

299
00:20:00,189 --> 00:20:03,188
‫و از هم میپاشوندیش؟

300
00:20:03,232 --> 00:20:06,065
‫فکر میکنی که درمان "الکس" اینجا...

301
00:20:06,108 --> 00:20:09,557
‫ربطی به مرگش داره؟

302
00:20:09,609 --> 00:20:12,608
‫تو کسی هستی که بهش گفت...

303
00:20:12,652 --> 00:20:15,853
‫باید بره درونش رو ببینه.

304
00:20:16,987 --> 00:20:19,144
‫تا تأمل کنه...

305
00:20:19,196 --> 00:20:21,650
‫امتحان کنه، احساس کنه.

306
00:20:21,697 --> 00:20:24,067
‫آره، احساس کرد.

307
00:20:24,115 --> 00:20:28,572
‫آره، و اون چی نصیبش کرد؟
‫الان یه کلوچه‌ی انسانی‌ـه.

308
00:20:28,617 --> 00:20:32,694
‫شما واقعاً یه معجزه‌گر هستین، دکتر.

309
00:20:57,669 --> 00:21:00,454
‫پسر دارین، آقای "وِستون"؟

310
00:21:00,504 --> 00:21:01,783
‫بله، دارم.

311
00:21:01,837 --> 00:21:03,792
‫و اگه یه مَرد دیگه...

312
00:21:03,838 --> 00:21:07,039
‫یکی از یه فرهنگ دیگه...

313
00:21:07,089 --> 00:21:11,463
‫شروع کنه هر هفته نصیحتش کنه...

314
00:21:13,425 --> 00:21:17,254
‫نصیحتی که تقریباً مطمئنی...

315
00:21:17,302 --> 00:21:20,585
‫به پسرت آسیب خواهد رسوند...

316
00:21:21,678 --> 00:21:25,210
‫- چیکار میکنین؟
‫- پسرتون آدم بالغی بود...

317
00:21:25,263 --> 00:21:27,930
‫که تصمیم گرفت خودش به اینجا بیاد...

318
00:21:27,972 --> 00:21:30,046
‫چیکار میکردین؟

319
00:21:34,558 --> 00:21:36,632
‫چیکار میکردین؟

320
00:21:42,561 --> 00:21:44,682
‫سعی میکردم جلوش رو بگیرم...

321
00:21:45,937 --> 00:21:48,011
‫اگه میتونستم.

322
00:22:03,319 --> 00:22:05,393
‫نمیتونم احساسی که اون رو...

323
00:22:09,655 --> 00:22:12,570
‫تو این اتاق از هم پاشوند، درک کنم.

324
00:22:14,323 --> 00:22:17,855
‫مردم درک نادرستی در مورد...

325
00:22:17,908 --> 00:22:21,654
‫اتفاقاتی که تو اتاقایی مثل این میفته، دارن.

326
00:22:23,577 --> 00:22:26,778
‫این واقعاً درمورد...

327
00:22:26,828 --> 00:22:30,194
‫تهمت زدن یا قربانی کردنِ کسی نیست.

328
00:22:42,000 --> 00:22:44,074
‫آدم برجسته‌ای بود.

329
00:22:46,419 --> 00:22:48,493
‫مهربون بود...

330
00:22:48,544 --> 00:22:50,914
‫فداکار بود...

331
00:22:50,962 --> 00:22:53,036
‫وفادار بود.

332
00:22:55,214 --> 00:22:57,288
‫خیلی وفادار بود.

333
00:22:58,506 --> 00:23:01,125
‫خیلی وقتها، امیدوار بودم که...

334
00:23:01,174 --> 00:23:04,173
‫فقط خودش رو خوشحال میکنه، نه من رو.

335
00:23:04,217 --> 00:23:06,540
‫اما ما میخوایم خوشحال باشیم...

336
00:23:06,593 --> 00:23:08,833
‫نه، دکتر "وِستون"؟

337
00:23:10,803 --> 00:23:13,885
‫تمام عمرش رو سعی کرد تا من رو خوشحال کنه.

338
00:23:13,929 --> 00:23:16,003
‫همه‌ی اون...

339
00:23:18,306 --> 00:23:20,380
‫اون مدرسه رفتن...

340
00:23:22,807 --> 00:23:24,881
‫اون مدرسه رفتن با مشقت...

341
00:23:27,392 --> 00:23:31,339
‫و اون کارآموزی و...

342
00:23:31,394 --> 00:23:33,468
‫و اون موفقیت‌ها...

343
00:23:36,687 --> 00:23:38,678
‫برای من بود.

344
00:23:38,730 --> 00:23:40,934
‫من کسی بودم که بهش احتیاج داشتم.

345
00:23:44,232 --> 00:23:46,768
‫تا احساس کنم...

346
00:23:46,816 --> 00:23:48,937
‫که در امنیته.

347
00:23:50,818 --> 00:23:52,892
‫میدونی؟

348
00:23:56,570 --> 00:23:58,691
‫پسرتون عاشقتون بود.

349
00:24:00,488 --> 00:24:03,570
‫و خیلی زیاد تحسینتون میکرد.

350
00:24:04,906 --> 00:24:06,897
‫بهم گفته بود.

351
00:24:10,992 --> 00:24:13,362
‫این حرفو نزنین.

352
00:24:15,952 --> 00:24:18,192
‫فکر میکنین...

353
00:24:18,245 --> 00:24:20,734
‫فکر میکنین آرومم میکنه؟

354
00:24:23,789 --> 00:24:27,451
‫نه، ترجیح میدادم...

355
00:24:27,498 --> 00:24:30,413
‫که ازم نفرت داشت.

356
00:24:34,918 --> 00:24:37,786
‫ترجیح میدادم...

357
00:24:37,835 --> 00:24:42,789
‫که این همون "لعنت بهم" گفتنش باشه.

358
00:24:47,172 --> 00:24:49,661
‫چرا این رو میگین؟

359
00:24:51,341 --> 00:24:54,293
‫بخاطر اینکه خیلی بهش سخت گرفتم...

360
00:24:56,634 --> 00:24:59,004
‫تا...

361
00:24:59,052 --> 00:25:00,758
‫سرسخت‌تر...

362
00:25:02,887 --> 00:25:05,554
‫از بقیه‌ی دنیا باشه.

363
00:25:05,596 --> 00:25:07,053
‫خیلی احمقانه‌ست.

364
00:25:22,019 --> 00:25:24,342
‫آیا پسرم رو کشتم؟

365
00:25:29,938 --> 00:25:34,478
‫پدرم رو با دوتا دستهای خودم کشتم.

366
00:25:35,774 --> 00:25:37,812
‫آیا پسرم رو هم کشتم؟

367
00:25:37,858 --> 00:25:41,604
‫،نه، هرچی که اونجا اتفاق افتاد
‫تقصیر شما نبود.

368
00:25:41,651 --> 00:25:45,100
‫شما مسئولش نیستین.

369
00:25:56,073 --> 00:25:58,111
‫هیچوقت نمیفهمیم، نه؟

370
00:26:06,202 --> 00:26:09,319
‫خُب، مرسی.
‫مرسی که وقتتون رو در اختیارم گذاشتین.

371
00:26:12,913 --> 00:26:16,990
‫خیلی ممنون میشم
‫اگه یه تاکسی برام بگیرین، لطفاً.

372
00:26:17,039 --> 00:26:18,580
‫البته.

373
00:26:40,720 --> 00:26:47,709
‫:Mahyaa۷:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

