1
00:00:01,000 --> 00:00:03,038
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,084 --> 00:00:06,700
‫بابام مهمترین شخص زندگیم
‫تو تمام دنیاست.

3
00:00:06,753 --> 00:00:08,543
‫تو سعی کردی خودتو بکشی، سوفی.

4
00:00:08,587 --> 00:00:11,705
‫و نمی‌خوای اینو به مهمترین
‫شخص زندگیت تو دنیا بگی؟

5
00:00:11,755 --> 00:00:13,213
‫اونم واسه خودش کار و زندگی داره.

6
00:00:13,256 --> 00:00:15,496
‫تقصیر اون که نیست که من قرص خوردم.

7
00:00:15,549 --> 00:00:17,291
‫من نمیگم تقصیر اونه...

8
00:00:17,341 --> 00:00:21,917
‫فقط می‌خوام اینو بفهمم که چرا انقدر مشتاق
‫ترک این سیاره بودی و به اون چیزی نگفتی.

9
00:00:21,969 --> 00:00:25,051
‫- به خاطر چیزی از دستش عصبانی هستی؟
‫- من از دستش عصبانی نیستم.

10
00:00:25,096 --> 00:00:28,380
‫یه بار بهم گفتی می‌خواستی کشور رو
‫ترک کنی و بری پیش پدرت و همسر جدیدش...

11
00:00:28,431 --> 00:00:31,051
‫زندگی کنی ولی همسرش بهت
‫اتاق نداده؟

12
00:00:31,099 --> 00:00:32,971
‫بهت که گفتم، اون زنش رو به خاطر همین ترک کرد.

13
00:00:33,016 --> 00:00:34,924
‫بعد از ۲ سال، سوفی.

14
00:00:36,268 --> 00:00:38,722
‫چطور تونست دست از دوست داشتن من بکشه؟

15
00:00:38,769 --> 00:00:40,844
‫مگه چیکار کردم؟

16
00:00:53,152 --> 00:00:55,772
‫لورا، سلام.
‫اوه... منم، پاول.

17
00:00:55,820 --> 00:00:59,234
‫امیدوارم حالت خوب باشه.

18
00:00:59,280 --> 00:01:02,149
‫هنوزم امیدوارم که بتونیم... با هم حرف بزنیم.

19
00:01:02,199 --> 00:01:05,696
‫دور همی، شاید یه قهوه‌ای هم بخوریم.

20
00:01:05,742 --> 00:01:08,741
‫خیلی خب، فکر کنم...
‫دوباره باهات تماس می‌گیرم.

21
00:01:08,785 --> 00:01:10,657
‫خداحافظ.

22
00:01:18,332 --> 00:01:26,458
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

23
00:01:36,717 --> 00:01:38,792
‫هی، خوشگله!

24
00:01:44,221 --> 00:01:46,093
‫اینجا چیکار داری؟

25
00:01:48,348 --> 00:01:50,505
‫منم از دیدنت خوشحالم.

26
00:01:52,517 --> 00:01:54,342
‫بیا اینجا.

27
00:01:54,393 --> 00:01:56,882
‫بیا، بیا.

28
00:01:56,936 --> 00:01:58,643
‫یه بغل بده.

29
00:02:02,355 --> 00:02:04,595
‫نگاش کن.

30
00:02:04,648 --> 00:02:06,805
‫عینهو ضربه فنیا شدی.

31
00:02:06,858 --> 00:02:08,517
‫بازوهات چطوره، ها؟

32
00:02:08,567 --> 00:02:11,649
‫عالیه.

33
00:02:12,903 --> 00:02:15,523
‫از کجا فهمیدی من اینجام؟

34
00:02:15,571 --> 00:02:17,396
‫مامانت گفت.

35
00:02:17,447 --> 00:02:19,734
‫خیلی دلش می‌خواست بهم بگه
‫که امروز صبح وقت دکتر داری...

36
00:02:19,781 --> 00:02:23,148
‫و اینکه  این جلسات برات مفید بوده.

37
00:02:23,200 --> 00:02:25,868
‫گرچه، برای دادن آدرس سرسختی می‌کرد.

38
00:02:25,909 --> 00:02:30,035
‫شاید می‌ترسیده جلوی دکتر دیوونه‌ها
‫خجالت‌زده‌ت کنم.

39
00:02:30,078 --> 00:02:32,283
‫احتمالاً همین فکرو کرده.

40
00:02:36,915 --> 00:02:39,155
‫خب...

41
00:02:39,208 --> 00:02:41,697
‫اینجا همون جایی ـه که جادو اتفاق می‌افته، ها؟

42
00:02:45,086 --> 00:02:48,334
‫از مامان شنیدم تو مسابقات کولاک کردی.

43
00:02:48,380 --> 00:02:49,790
‫آره.

44
00:02:51,798 --> 00:02:54,204
‫چرا بعد از اون بهم زنگ نزدی؟

45
00:02:54,258 --> 00:02:56,582
‫واقعاً خسته بودم.
‫فقط می‌خواستم بخوابم.

46
00:02:56,634 --> 00:03:00,001
‫،چون می‌دونستی من منتظر تماست بودم
‫درسته بچه جون؟

47
00:03:00,052 --> 00:03:01,249
‫واقعاً؟

48
00:03:02,929 --> 00:03:04,801
‫می‌تونستی بیای خودت مسابقات رو ببینی.

49
00:03:04,847 --> 00:03:08,794
‫نمی‌تونم همینطوری بلند شم بیام سوفی.
‫خودت که می‌دونی.

50
00:03:08,849 --> 00:03:11,006
‫و تازه، نمی‌خواستم یهو از...

51
00:03:11,058 --> 00:03:14,306
‫ناکجاآباد لحظه‌ی آخر خودمو نشون بدم
‫و شوکه‌ت کنم.

52
00:03:14,352 --> 00:03:17,055
‫ترسیدم استرس بگیری.

53
00:03:20,188 --> 00:03:23,602
‫چی شده؟
‫چطور میومدم وقتی تو بهم خبر ندادی؟

54
00:03:24,691 --> 00:03:27,441
‫بابت چیزی از دستم عصبانی هستی؟

55
00:03:30,735 --> 00:03:33,224
‫اونجا هم دقیقاً همینطوری سیخ وایمیستادی.

56
00:03:33,278 --> 00:03:35,565
‫داری کم کم منو می‌ترسونیا.

57
00:03:35,613 --> 00:03:37,023
‫باید برم داخل.

58
00:03:37,072 --> 00:03:40,569
‫وایسا، وایسا. بیا اینجا، بیا.
‫یه بغل بده.

59
00:03:42,492 --> 00:03:45,160
‫واقعاً بهت افتخار می‌کنم.

60
00:03:47,619 --> 00:03:49,409
‫دختر بااستعداد ِ دیوونه.

61
00:03:51,371 --> 00:03:53,907
‫،وقتی صداتو نشنیدم داشتم می‌مُردم

62
00:03:53,956 --> 00:03:55,698
‫داشتم خودمو می‌کشتم.

63
00:03:55,749 --> 00:03:58,701
‫نه چیزی می‌خورم، نه می‌خوابم.

64
00:03:58,750 --> 00:04:00,788
‫راستشو بخوای زنگ زدم.

65
00:04:00,835 --> 00:04:04,368
‫- یکی دوباری زنگ زدم.
‫- ولی پیغام نذاشتی.

66
00:04:04,420 --> 00:04:06,826
‫مامان همیشه گوشیشو جواب میده.

67
00:04:06,879 --> 00:04:09,084
‫من مامان نیستم عزیزم.

68
00:04:10,465 --> 00:04:12,705
‫بریم قدمی بزنیم و یه چیزی بخوریم.

69
00:04:12,758 --> 00:04:15,508
‫- من هنوز ناهار نخوردم.
‫- بابا، من الان کار دارم.

70
00:04:17,385 --> 00:04:19,874
‫درسته. وقت دکتر.

71
00:04:21,804 --> 00:04:23,511
‫باشه.

72
00:04:23,555 --> 00:04:25,795
‫منتظر می‌مونم. بعدش میریم.

73
00:04:25,848 --> 00:04:28,254
‫- مجبور نیستی منتظرم بمونی.
‫- نه، مجبورم.

74
00:04:28,307 --> 00:04:31,970
‫ظاهراً این تنها فرصتی ـه که
‫برای گذروندن با بچه‌م دارم.

75
00:04:34,686 --> 00:04:38,977
‫خب با این دکتر دیوونه‌ها... چطور پیش میره؟

76
00:04:39,021 --> 00:04:40,811
‫- خوب.
‫- واقعاً؟

77
00:04:40,856 --> 00:04:42,563
‫از چیا حرف می‌زنین؟

78
00:04:43,065 --> 00:04:44,641
‫خیلی چیزا.

79
00:04:44,691 --> 00:04:46,682
‫چه جور چیزایی؟

80
00:04:46,734 --> 00:04:49,686
‫درمورد پسرا، ژیمناستیک، چی؟

81
00:04:50,861 --> 00:04:52,982
‫بعضی وقتا.

82
00:04:53,029 --> 00:04:54,985
‫از منم حرف می‌زنی؟

83
00:04:55,864 --> 00:04:57,571
‫بعضی وقتا.

84
00:04:58,448 --> 00:05:01,151
‫درمورد منم حرف می‌زنی؟ واقعاً؟

85
00:05:03,201 --> 00:05:05,525
‫درمورد خیلی چیزا حرف می‌زنیم، بابا.

86
00:05:05,577 --> 00:05:07,652
‫درموردم چی میگی؟

87
00:05:08,454 --> 00:05:09,912
‫نمی‌دونم.

88
00:05:09,954 --> 00:05:12,159
‫نمی‌دونی؟

89
00:05:12,998 --> 00:05:16,447
‫این رفتار عجیب بین من و تو به خاطر همینه؟

90
00:05:16,500 --> 00:05:18,657
‫به خاطر اینه؟

91
00:05:18,709 --> 00:05:20,996
‫چون داری معالجه میشی؟

92
00:05:22,211 --> 00:05:24,582
‫لعنت به من.
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم.

93
00:05:24,629 --> 00:05:26,039
‫- بابا.
‫- نه، نه، بیخیال.

94
00:05:26,088 --> 00:05:29,834
‫یه لحظه بیشتر طول نمی‌کشه.
‫باهام بیا. اینطوری بهتره.

95
00:05:33,842 --> 00:05:36,627
‫اینا برای منه؟

96
00:05:40,429 --> 00:05:43,428
‫من زک هستم. پدر سوفی.

97
00:05:43,889 --> 00:05:45,679
‫از دیدنتون خوشحالم.

98
00:05:45,723 --> 00:05:49,172
‫اوه، نه، اینا...
‫اینا برای سوفی هستن.

99
00:05:49,225 --> 00:05:51,512
‫به مناسبت بردن مسابقات.

100
00:05:51,560 --> 00:05:53,350
‫قشنگه.

101
00:05:54,812 --> 00:05:57,728
‫قشنگ نیست سوفی؟ بگیرش.

102
00:05:59,356 --> 00:06:02,687
‫خب، فکر کردیم امروز باهم بیایم خدمتتون.

103
00:06:02,732 --> 00:06:05,352
‫اشکالی نداره؟

104
00:06:05,400 --> 00:06:08,897
‫- قرار گذاشتین باهم بیاین؟
‫- نه. بیرون منتظرم بود.

105
00:06:09,611 --> 00:06:11,982
‫- مشکلی ـه؟
‫- درواقع بله. اشکال داره.

106
00:06:12,654 --> 00:06:14,775
‫چرا؟ مشکل چیه؟

107
00:06:14,822 --> 00:06:16,529
‫خب، من باید با سوفی حرف بزنم...

108
00:06:16,573 --> 00:06:18,897
‫و ببینم در مورد قرار ما سه نفر چه حسی داره.

109
00:06:18,949 --> 00:06:21,699
‫اوه، این...
‫نه، اشکالی نداره.

110
00:06:21,742 --> 00:06:23,947
‫اون مشکلی نداره.
‫راحتی، مگه نه سوفی؟

111
00:06:23,994 --> 00:06:26,483
‫- اصلاً.
‫- اون راحته.

112
00:06:26,537 --> 00:06:28,612
‫میشه بیایم داخل؟

113
00:06:30,372 --> 00:06:32,197
‫چرا برای هفته‌ی آینده یه جلسه...

114
00:06:32,248 --> 00:06:35,579
‫در حضور هر سه‌تامون ترتیب ندیدم؟

115
00:06:35,625 --> 00:06:37,450
‫من همیشه نیستم.

116
00:06:39,418 --> 00:06:41,374
‫فکر می‌کنم من و سوفی باید در این مورد مشورت کنیم...

117
00:06:41,420 --> 00:06:44,787
‫که آیا جلسه‌ی هفته‌ی آینده
‫براش لازم هست یا نه.

118
00:06:44,838 --> 00:06:46,497
‫زمان لازم داریم که آمادگی...

119
00:06:46,547 --> 00:06:49,665
‫آمادگی برای چی؟
‫من پدرشم.

120
00:06:50,633 --> 00:06:53,205
‫- بابا، آروم باش.
‫- نه، من...

121
00:06:53,259 --> 00:06:56,175
‫- مسأله‌ی مهمی که نیست.
‫- من کاملاً آرومم بچه‌جون.

122
00:06:56,219 --> 00:06:58,791
‫این آقا کسی ـه که به نظر میاد
‫داره گوه خوری اضافه می‌کنه.

123
00:06:58,845 --> 00:07:01,630
‫بابا، می‌تونیم هفته‌ی بعد
‫اینکارو بکنیم، باشه؟ خواهش می‌کنم.

124
00:07:25,651 --> 00:07:28,022
‫بابا! نرو!

125
00:07:28,069 --> 00:07:31,317
‫- بهش میگم اجازه بده بیای داخل.
‫- فراموشش کن.

126
00:07:31,363 --> 00:07:33,319
‫اون فقط می‌خواد از من محافظت کنه.

127
00:07:33,364 --> 00:07:36,398
‫محافظت کنه؟ از چی؟
‫از پدرت؟

128
00:07:36,449 --> 00:07:38,025
‫اوه، خوبه. چه کمکی.

129
00:07:38,074 --> 00:07:42,152
‫اگه نیای داخل بهش میگم قرار امروز رو کنسل کنه.

130
00:07:42,202 --> 00:07:45,900
‫واقعاً فکر کردی الان برمی‌گردم اونجا؟

131
00:07:45,954 --> 00:07:48,953
‫اصلاً می‌دونی چقدر برام تحقیرآمیز بود...

132
00:07:48,997 --> 00:07:51,237
‫که جلوی دکترت وایسم...

133
00:07:51,290 --> 00:07:53,614
‫انگار که... من چی‌ام؟

134
00:07:53,666 --> 00:07:55,657
‫فکر می‌کنه من چه‌جور آدمیم؟

135
00:07:56,376 --> 00:07:58,451
‫تو چت شده؟

136
00:07:59,044 --> 00:08:01,331
‫واقعاً اون یارو رو جدی گرفتی؟

137
00:08:01,378 --> 00:08:04,875
‫انگار... انگار که... مغزت رو شستشو داده.

138
00:08:06,214 --> 00:08:08,252
‫مغزم رو درمورد چی شستشو داده؟

139
00:08:09,633 --> 00:08:13,498
‫باید آمادگی ملاقات با بابات رو پیدا کنی؟

140
00:08:14,052 --> 00:08:15,794
‫پسر، این دیگه خیلی مزخرفه.

141
00:08:20,013 --> 00:08:22,502
‫حتی نمی‌تونه تو چشمام نگاه کنه.

142
00:08:24,140 --> 00:08:26,546
‫قلبمو شکستی.

143
00:08:29,435 --> 00:08:31,841
‫باهوشتر از این حرفا بارت آورده بودم.

144
00:08:33,270 --> 00:08:36,103
‫تو منو بار نیاوردی.

145
00:08:37,523 --> 00:08:39,561
‫ببخشید؟

146
00:08:39,607 --> 00:08:42,440
‫بیشتر وقتا تو سفر بودی.

147
00:08:45,902 --> 00:08:49,020
‫باورم نمیشه دارم اینا رو می‌شنوم.

148
00:09:07,997 --> 00:09:11,328
‫اون گفت تو تمام زندگیش هیچوقت
‫تا این اندازه تحقیر نشده بود.

149
00:09:11,374 --> 00:09:13,698
‫بدون وقت قبلی نمی‌تونستم اجازه بدم بیاد داخل.

150
00:09:13,750 --> 00:09:17,117
‫- اون پدرمه.
‫- هنوزم هست.

151
00:09:17,169 --> 00:09:19,326
‫گذاشتی مادرم بیاد داخل.

152
00:09:19,378 --> 00:09:22,911
‫برای اون جلسه با مادرت قرار گذاشته بودیم.

153
00:09:23,464 --> 00:09:26,878
‫چرا نذاشتی فقط بیاد داخل؟
‫اذیتم که نمی‌کرد.

154
00:09:26,924 --> 00:09:30,505
‫می‌دونم که پدرت مدام از زندگیت رفته و دوباره برگشته...

155
00:09:30,551 --> 00:09:32,626
‫ولی به این معنی نیست که دیگه اذیتت نمی‌کنه.

156
00:09:32,677 --> 00:09:35,249
‫در حقیقت، من فکر می‌کنم که
‫اینکار خیلیم باعث آزارت میشه.

157
00:09:35,303 --> 00:09:38,219
‫و اونم از قوانین این دفتر معاف نیست.

158
00:09:38,263 --> 00:09:40,717
‫مرده‌شور تو و قوانین رو ببرن.

159
00:09:40,764 --> 00:09:43,336
‫اگه زنت بیاد داخل، مجبورش می‌کنی بره...

160
00:09:43,391 --> 00:09:45,050
‫بهش میگی برگرد هفته‌ی دیگه بیا؟

161
00:09:45,100 --> 00:09:47,969
‫اگه فکر می‌کردم حضور اونا تو دفترم بی‌موقع‌ست...

162
00:09:48,018 --> 00:09:51,349
‫قطعاً به اون یا هرکس دیگه همینو می‌گفتم.

163
00:09:51,395 --> 00:09:55,390
‫من به زمان احتیاج دارم تا آمادگی
‫پذیرش هردوی شما رو داشته باشم.

164
00:09:55,439 --> 00:09:57,763
‫پس موضوع اصلاً من نبودم.

165
00:09:57,815 --> 00:09:59,687
‫همش به خاطر خودت بود.

166
00:10:02,151 --> 00:10:03,430
‫چیه؟

167
00:10:03,485 --> 00:10:06,650
‫خیلی اتفاقی فهمیدم مادرت باید چه حسی داشته باشه.

168
00:10:08,571 --> 00:10:11,143
‫این یعنی چی؟

169
00:10:11,197 --> 00:10:13,484
‫به پدرت خیلی آسون می‌گیری.

170
00:10:13,532 --> 00:10:16,650
‫،چندماهی غیبش می‌زنه
‫بعدش بدون هیچ خبری پیداش میشه...

171
00:10:16,700 --> 00:10:18,691
‫می‌خواد تو جلسه‌ی درمانت مداخله کنه.

172
00:10:18,743 --> 00:10:20,734
‫هجوم میاره به حریم خصوصیت...

173
00:10:20,785 --> 00:10:23,025
‫ولی بازم ازش دفاع می‌کنی.

174
00:10:23,537 --> 00:10:25,612
‫اون همیشه سلطان ـه.

175
00:10:26,413 --> 00:10:29,531
‫لازم نیست نگرانش باشی
‫چون دیگه هیچوقت اینجا برنمی‌گرده.

176
00:10:29,582 --> 00:10:31,657
‫حالا می‌تونی تاج‌ـتو برگردونی.

177
00:10:32,292 --> 00:10:34,082
‫باشه، بذار بگیم اون برمی‌گرده.

178
00:10:34,126 --> 00:10:35,785
‫- برنمی‌گرده.
‫- فقط بذار فرض کنیم...

179
00:10:35,835 --> 00:10:38,407
‫،می‌تونستیم برش گردونیم اینجا
‫اینو می‌خواستی؟

180
00:10:38,461 --> 00:10:40,997
‫- آره.
‫- چرا؟

181
00:10:42,422 --> 00:10:45,207
‫چون براش مهمه. مشخص نیست؟

182
00:10:45,257 --> 00:10:47,047
‫برای اون یا برای تو؟

183
00:10:51,427 --> 00:10:54,509
‫- بچه داری؟
‫- می‌دونی که دارم.

184
00:10:54,553 --> 00:10:57,587
‫- خب، تا حالا کاری نکردی
‫که خوشحالشون کنی؟

185
00:10:57,638 --> 00:11:00,839
‫- این یه موقعیت خیلی متفاوته، سوفی.
‫- نیست.

186
00:11:00,890 --> 00:11:03,842
‫اون سرپرست ـه، نه تو.

187
00:11:03,892 --> 00:11:05,800
‫خب که چی؟

188
00:11:08,477 --> 00:11:11,227
‫- فرقش رو نمی‌بینی؟
‫- منو تحریک نکن!

189
00:11:11,270 --> 00:11:13,759
‫تحریکت نمی‌کنم.

190
00:11:13,814 --> 00:11:16,599
‫اینا جلسات درمان تو هستن سوفی، نه اون.

191
00:11:16,648 --> 00:11:19,137
‫یکی از دلایلی که حتی بزرگترا میان برای درمان...

192
00:11:19,191 --> 00:11:21,431
‫اینه که از چیزی که هستن جدا بشن...

193
00:11:21,484 --> 00:11:24,898
‫از چیزی که دیگران ازشون انتظار دارن جدا بشن.

194
00:11:27,321 --> 00:11:29,193
‫تا حالا دخترت رو هم تحلیل کردی؟

195
00:11:29,238 --> 00:11:31,562
‫نه، خب، امتحان نکردم.

196
00:11:31,615 --> 00:11:34,614
‫- چرا؟
‫- چون فکر خوبی نیست.

197
00:11:34,658 --> 00:11:37,859
‫درست نیست که یکی از بچه‌های خودت رو درمان کنی.

198
00:11:37,910 --> 00:11:40,067
‫- چرا؟
‫- والدین نقش مهمی رو در...

199
00:11:40,119 --> 00:11:42,655
‫تکامل شخصیتی بچه‌هاشون ایفا می‌کنن.

200
00:11:42,704 --> 00:11:44,944
‫پس به عنوان یه دکتر
‫برام خیلی سخته که...

201
00:11:44,997 --> 00:11:49,241
‫بحث پدر بودنم رو از درمان جدا نگه دارم.

202
00:11:50,083 --> 00:11:52,407
‫چون تو خودت بخشی از مشکلی.

203
00:11:53,168 --> 00:11:54,827
‫درسته.

204
00:11:58,129 --> 00:12:02,705
‫من حتی درمورد تصادفم بهش نگفتم.
‫خیلی ضایع‌ست.

205
00:12:06,425 --> 00:12:08,215
‫اوه، لعنتی.

206
00:12:14,887 --> 00:12:17,803
‫بذار بیاد داخل پاول. فقط همین کارو بکن.

207
00:12:19,432 --> 00:12:21,091
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم.

208
00:12:22,100 --> 00:12:24,175
‫مطمئنی؟

209
00:12:34,023 --> 00:12:36,014
‫باید به حرفم گوش بدی.

210
00:12:36,065 --> 00:12:38,140
‫بیاین تو. خواهش می‌کنم.

211
00:12:43,236 --> 00:12:45,476
‫تصمیمتو گرفتی؟

212
00:12:45,529 --> 00:12:47,567
‫بابا جذام نداره؟

213
00:12:47,613 --> 00:12:49,651
‫نمی‌خواین بشینین؟

214
00:13:14,711 --> 00:13:16,832
‫خیلی خب، تو گفتی...

215
00:13:16,879 --> 00:13:21,455
‫من تو رو بزرگ نکردم و پیشت نبودم.

216
00:13:21,506 --> 00:13:23,711
‫خب، موقعی که بیرون بودم...

217
00:13:24,716 --> 00:13:26,174
‫یه لیست نوشتم.

218
00:13:34,221 --> 00:13:36,296
‫هرروز صبح...

219
00:13:37,348 --> 00:13:39,837
‫از وقتی ۶ سالت بود تا ۱۰ سالگیت...

220
00:13:39,891 --> 00:13:43,009
‫ساعت ۵ باهات از خواب بیدار می‌شدم...

221
00:13:44,018 --> 00:13:46,093
‫بهت لباس می‌پوشوندم...

222
00:13:47,145 --> 00:13:50,642
‫،و می‌بردمت سر تمرین
‫و بیرون منتظرت می‌موندم...

223
00:13:50,688 --> 00:13:53,806
‫،تا وقتی کارت تموم بشه
‫که بتونم ببرمت مدرسه.

224
00:13:56,858 --> 00:13:59,857
‫و بعد پیشت می‌موندم...

225
00:14:02,611 --> 00:14:06,772
‫تا بتونی تکالیفت رو انجام بدی
‫چون اگه اینکارو نمی‌کردم خوابت می‌برد.

226
00:14:09,240 --> 00:14:11,315
‫به جز اینکه...

227
00:14:12,325 --> 00:14:17,529
‫،تو ریاضی کودن بودم
‫سه شب در هفته درسات رو...

228
00:14:17,577 --> 00:14:19,864
‫باهات مرور می‌کردم.

229
00:14:25,373 --> 00:14:27,448
‫و وقتی...

230
00:14:29,917 --> 00:14:31,908
‫وقتی...

231
00:14:31,960 --> 00:14:34,532
‫وقتی نمی‌تونستی بخوابی...

232
00:14:36,254 --> 00:14:39,170
‫نگهت می‌داشتم...

233
00:14:42,465 --> 00:14:46,626
‫و باهات می‌رقصیدم تا زمانی که خوابت ببره.

234
00:14:50,845 --> 00:14:54,840
‫،و وقتی صدمه می‌دیدی
‫روز و شب تو بیمارستان...

235
00:14:54,889 --> 00:14:57,295
‫کنارت می‌موندم...

236
00:14:59,558 --> 00:15:01,633
‫بسه بابا. چیزی نیست.

237
00:15:01,684 --> 00:15:04,766
‫فقط بهم نگو که بزرگت نکردم.

238
00:15:05,686 --> 00:15:08,092
‫یعنی، اصلاً می‌دونی...

239
00:15:09,813 --> 00:15:13,678
‫وقتی دو هفته صدات رو نشنوم، می‌میرم؟

240
00:15:13,732 --> 00:15:16,980
‫نه می‌خورم. نه می‌خوابم.

241
00:15:17,025 --> 00:15:21,151
‫خدایا، ببین، دستام دارن می‌لرزن.

242
00:15:23,571 --> 00:15:26,736
‫تو تقریباً ۳ سال منو ندیدی.

243
00:15:26,781 --> 00:15:29,353
‫پس معلومه زیاد برات مشکلی نبوده.

244
00:15:31,700 --> 00:15:33,775
‫از چی حرف می‌زنی؟

245
00:15:34,660 --> 00:15:37,493
‫وقتی با اون زنه رفتی نیویورک.

246
00:15:41,121 --> 00:15:43,657
‫چه ربطی داره؟

247
00:15:43,706 --> 00:15:46,871
‫- هرروز تلفنی باهم حرف می‌زدیم.
‫- اون که به حساب نمیاد.

248
00:15:46,916 --> 00:15:50,365
‫من از همه‌ی اتفاقاتی که برات می‌افتاد خبر داشتم.

249
00:15:51,168 --> 00:15:53,243
‫نه، نداشتی.

250
00:16:00,590 --> 00:16:03,210
‫خب، دو سال بود، نه سه سال.

251
00:16:03,258 --> 00:16:06,376
‫- دو سال و نیم.
‫- ببین، بچه‌جون...

252
00:16:09,511 --> 00:16:13,553
‫می‌دونی که ازت خواستم بیای با ما زندگی کنی.

253
00:16:13,597 --> 00:16:17,213
‫- همچین اتفاقی نیفتاد.
‫- به خاطر همین ترکش کردم.

254
00:16:17,266 --> 00:16:19,138
‫بعد از دو سال و نیم.

255
00:16:19,183 --> 00:16:21,672
‫ما یه روزمون هم بدون بحث کردن نمی‌گذشت.

256
00:16:21,726 --> 00:16:23,682
‫من هنوزم بخشی از زندگیت بودم.

257
00:16:23,727 --> 00:16:25,386
‫تو الان هیچی از من نمی‌دونی.

258
00:16:25,437 --> 00:16:28,934
‫چرا... چرا همش همینو میگی؟
‫چی رو بهم نگفتی؟

259
00:16:28,980 --> 00:16:31,351
‫نمی‌دونستی مامان افسرده شده بود.

260
00:16:31,398 --> 00:16:34,765
‫می‌دونستی خونه بودن برام سخته.
‫می‌خواستم بیام با تو زندگی کنم.

261
00:16:34,817 --> 00:16:38,943
‫- و منم همینو می‌خواستم.
‫- ظاهراً نه به اندازه‌ی من.

262
00:16:40,361 --> 00:16:43,562
‫- من ترکش کردم.
‫- بعد از دو سال و نیم!

263
00:16:43,613 --> 00:16:45,984
‫من ترکش کردم سوفی.

264
00:16:46,031 --> 00:16:49,196
‫دوستش داشتم و به خاطر تو ترکش کردم.

265
00:16:50,241 --> 00:16:52,813
‫و اگه نظرش عوض میشد و
‫اجازه می‌داد بیای با ما زندگی کنی...

266
00:16:52,868 --> 00:16:55,239
‫فوری برمی‌گشتم سمتش.

267
00:16:56,495 --> 00:17:01,652
‫پیش زنی که دخترت رو تو خونه‌ش راه نداد، درسته؟

268
00:17:12,336 --> 00:17:15,917
‫بعضی وقتا کارای بزرگترا توضیحش سخته.

269
00:17:15,963 --> 00:17:17,539
‫کارای بزرگترا؟

270
00:17:19,007 --> 00:17:21,627
‫کارای بزرگترا؟
‫داری دستم می‌ندازی.

271
00:17:21,675 --> 00:17:24,709
‫فقط برو! از اینجا برو!

272
00:17:24,760 --> 00:17:27,676
‫دیگه نمی‌خوام اینجا باشی.

273
00:17:33,973 --> 00:17:36,925
‫فکر می‌کنی می‌تونی همینطوری
‫تو زندگیم رفت و آمد کنی...

274
00:17:36,974 --> 00:17:39,677
‫انگار که من یه جور ایستگاه قطارم!

275
00:17:39,726 --> 00:17:41,931
‫از چی داری حرف می‌زنی؟

276
00:17:41,977 --> 00:17:44,893
‫این حرفا رو این بهت یاد داده؟
‫مامانت بهت یاد داده؟

277
00:17:44,937 --> 00:17:48,019
‫هیچ ربطی به اون نداره.
‫این موضوع درمورد منه.

278
00:17:48,064 --> 00:17:50,185
‫درمورد تو؟

279
00:17:50,231 --> 00:17:53,396
‫اصلاً می‌دونی من چقدر دوستت دارم؟

280
00:17:53,441 --> 00:17:55,397
‫- می‌دونی؟
‫- نمی‌تونی دوستم داشته باشی.

281
00:17:55,442 --> 00:17:56,935
‫تو حتی منو نمی‌شناسی!

282
00:17:56,985 --> 00:17:59,309
‫چرا همش داری اینو تکرار می‌کنی؟
‫من پدرتم.

283
00:17:59,361 --> 00:18:02,692
‫- کی بهتر از من تو رو می‌شناسه؟
‫- اون.

284
00:18:09,950 --> 00:18:11,443
‫اون؟

285
00:18:13,577 --> 00:18:16,410
‫واقعاً؟ ولی تو که پدر نیستی، مگه نه؟

286
00:18:16,454 --> 00:18:18,575
‫،یه روز در هفته
‫تا چند هفته...

287
00:18:18,621 --> 00:18:21,988
‫این موضوع شبیه هفت سال اول زندگی نیست، هست، دکتر؟

288
00:18:22,040 --> 00:18:24,280
‫نه، نیست.

289
00:18:26,959 --> 00:18:29,199
‫پس واسه این چی داری بگی؟

290
00:18:29,252 --> 00:18:33,164
‫یا فقط صدای توـه که
‫از دهن این داره میاد بیرون؟

291
00:18:33,212 --> 00:18:36,164
‫یه مدت طولانی رو داشتم به حرفای سوفی گوش می‌دادم...

292
00:18:37,423 --> 00:18:42,415
‫و چیزی که ازش شنیدم همش خشم و آزردگی ـه.

293
00:18:43,718 --> 00:18:47,167
‫ولی اینم شنیدم که نیاز داره
‫که تو رابطه‌تون رو...

294
00:18:47,220 --> 00:18:50,172
‫اصلاح کنی و براش بجنگی.

295
00:19:14,526 --> 00:19:16,601
‫خیلی خب، اه...

296
00:19:20,029 --> 00:19:22,400
‫من هیچوقت دست از دوست داشتنت برنداشتم.

297
00:19:25,740 --> 00:19:27,945
‫چه فرقی می‌کنه؟

298
00:19:27,991 --> 00:19:31,239
‫تو که پیشم نبودی.
‫اونو انتخاب کردی.

299
00:19:33,369 --> 00:19:36,119
‫برنامه‌م اونطوری نبود.
‫من... اگه...

300
00:19:36,162 --> 00:19:38,616
‫- اگه می‌تونستم دوباره اینکارو بکنم...
‫- نمی‌تونی.

301
00:19:38,664 --> 00:19:40,323
‫می‌دونم، می‌دونم، ولی اگه می‌تونستم...

302
00:19:40,373 --> 00:19:42,494
‫نمی‌تونی.

303
00:19:43,541 --> 00:19:46,659
‫دیگه هیچکاری نمی‌تونی بکنی.

304
00:19:47,460 --> 00:19:51,242
‫نمی‌تونی همینطوری بگی متاسفی
‫و همه‌چی رو درست کنی.

305
00:19:51,295 --> 00:19:55,871
‫نمی‌تونی...
‫کسی رو که بهت اعتماد نداره مجبور به اینکار کنی.

306
00:19:55,923 --> 00:19:59,705
‫و نمی‌تونی خونواده رو دوباره کنار هم برگردونی.

307
00:19:59,758 --> 00:20:02,247
‫اینطوری نمیشه.

308
00:20:02,301 --> 00:20:04,625
‫بزرگتر بودن یعنی این!

309
00:20:16,184 --> 00:20:19,183
‫می‌دونی سعی کردم خودمو بکشم؟

310
00:20:23,229 --> 00:20:25,101
‫چی؟

311
00:20:27,356 --> 00:20:29,431
‫کی؟

312
00:20:31,525 --> 00:20:34,097
‫من تصادف هم نکردم.

313
00:20:35,569 --> 00:20:38,603
‫از قصد دوچرخه‌م رو زدم به ماشین.

314
00:20:39,321 --> 00:20:42,854
‫از این زندگی خسته شده بودم.

315
00:20:44,282 --> 00:20:46,154
‫اوه، خدایا. بچه‌جون.

316
00:20:49,951 --> 00:20:52,440
‫الانم می‌خوام از اینجا بری، باشه؟

317
00:20:52,494 --> 00:20:54,153
‫نه. نه.

318
00:20:54,204 --> 00:20:55,863
‫- خواهش می‌کنم.
‫- سوفی، خواهش می‌کنم.

319
00:20:55,913 --> 00:20:57,821
‫- نه!
‫- می‌خوام بمونم. خواهش می‌کنم.

320
00:20:57,872 --> 00:20:59,993
‫بذار بمونم، لطفاً.

321
00:21:03,584 --> 00:21:05,659
‫این جلسه‌ی درمان منه.

322
00:21:07,461 --> 00:21:09,536
‫مال من.

323
00:22:03,240 --> 00:22:05,943
‫خدای من، پدرم رو انداختم بیرون.

324
00:22:07,534 --> 00:22:09,442
‫ولی می‌دونی چیه؟

325
00:22:09,493 --> 00:22:12,741
‫این بهترین تصوری ـه که پیدا کردی...

326
00:22:14,663 --> 00:22:18,030
‫که قدرت اینو داری که وقتی والدینت رو
‫می‌خوای، بهشون اجازه بدی بیان داخل...

327
00:22:18,081 --> 00:22:20,286
‫و وقتی نمی‌خوایشون، بیرون نگهشون داری.

328
00:22:20,333 --> 00:22:23,451
‫فکر می‌کنم این نشونه‌ای بلوغ ـه.

329
00:22:28,170 --> 00:22:30,873
‫احتمالاً دیگه هیچوقت نمی‌بینمش.

330
00:22:30,921 --> 00:22:32,996
‫من فکر می‌کنم می‌بینی.

331
00:22:34,673 --> 00:22:38,834
‫می‌دونی، شاید اون بفهمه که
‫باعث درد کشیدن تو بوده.

332
00:22:40,301 --> 00:22:42,625
‫و همین، اونو عوض می‌کنه.

333
00:22:43,595 --> 00:22:45,337
‫آدما می‌تونن عوض بشن، می‌دونی که.

334
00:22:46,138 --> 00:22:48,129
‫اینطور فکر می‌کنی؟

335
00:22:49,014 --> 00:22:51,254
‫فکر می‌کنم تو هم عوض شدی.

336
00:23:00,812 --> 00:23:03,597
‫می‌خوام برم بیرون ببینم
‫می‌تونم بهش برسم یا نه.

337
00:23:03,647 --> 00:23:05,519
‫باشه.

338
00:23:09,609 --> 00:23:11,980
‫برای تمرین دارم میرم دنور.

339
00:23:18,363 --> 00:23:20,852
‫،یه مدتی می‌خوام خودم باشم

340
00:23:22,157 --> 00:23:24,481
‫،از خودم مواظبت کنم

341
00:23:25,409 --> 00:23:28,077
‫بدون مامانم...

342
00:23:28,118 --> 00:23:30,405
‫یا تو.

343
00:23:31,037 --> 00:23:33,609
‫جسارت نشه.

344
00:23:33,663 --> 00:23:35,738
‫اختیار دارین.

345
00:23:38,124 --> 00:23:41,954
‫،باید با مامانم هماهنگ کنم
‫ولی فکر نکنم مشکلی داشته باشه.

346
00:23:48,838 --> 00:23:50,663
‫خوبه.

347
00:23:50,714 --> 00:23:52,789
‫چیزی ـه که واقعاً می‌خوام.

348
00:23:54,883 --> 00:23:57,551
‫می‌دونی که هروقت بخوای
‫می‌تونی بهم زنگ بزنی؟

349
00:23:59,718 --> 00:24:03,002
‫آره، آره. درسمو بلدم دکتر.

350
00:24:33,111 --> 00:24:35,482
‫قانون بغل کردن هم هست پاول؟

351
00:24:36,613 --> 00:24:38,154
‫آره.

352
00:24:49,745 --> 00:24:52,069
‫خداحافظ پیرمرد.

353
00:24:53,622 --> 00:24:56,290
‫خداحافظ جوون.

354
00:24:58,708 --> 00:25:01,493
‫مواظب خودت باش، باشه؟

355
00:25:24,263 --> 00:25:27,048
‫- امنه؟
‫- البته.

356
00:25:28,349 --> 00:25:30,174
‫خب، چه خبرا؟

357
00:25:30,225 --> 00:25:32,465
‫دیدم اون مریضه رفت.

358
00:25:32,517 --> 00:25:34,592
‫می‌دونی تو یه مدرسه‌ایم؟

359
00:25:34,644 --> 00:25:36,600
‫آره.

360
00:25:37,395 --> 00:25:39,267
‫اون باباشه؟

361
00:25:40,605 --> 00:25:42,680
‫خوشتیپه.

362
00:25:44,607 --> 00:25:46,100
‫چرا داری لبخند می‌زنی؟

363
00:25:47,942 --> 00:25:50,017
‫همینطوری.

364
00:25:54,946 --> 00:25:57,482
‫مامان انگار یه کم ناراحته.

365
00:25:57,531 --> 00:26:00,815
‫منظورت اینه که، به خاطر دخترشه
‫که شب غیبش می‌زنه؟

366
00:26:00,866 --> 00:26:03,320
‫نه، منظورم این نیست.

367
00:26:05,743 --> 00:26:08,197
‫شما که درمورد همه‌چی باهم حرف می‌زنین، درسته؟

368
00:26:08,245 --> 00:26:11,030
‫آره، خب. ما...

369
00:26:11,080 --> 00:26:13,783
‫سعیمونو می‌کنیم.

370
00:26:24,040 --> 00:26:33,029
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

