1
00:00:01,460 --> 00:00:04,159
‫آنچه گذشت...

2
00:00:04,207 --> 00:00:08,860
‫ایمی این هفته رو سعی می‌کرد
‫باهام ارتباط برقرار کنه. همه‌چی روبراهه.

3
00:00:08,911 --> 00:00:12,439
‫همش همین موضوع بن ـه. ولی چطوری میشه
‫یه همچین چیزی رو حل کرد، می‌دونی؟

4
00:00:13,324 --> 00:00:15,727
‫در حال حاضر زیاد نیستن
‫آدمایی که باهاشون حرف بزنم.

5
00:00:15,780 --> 00:00:19,687
‫و از اینکه حضانت لنی رو از دست بدم خیلی می‌ترسم.

6
00:00:19,735 --> 00:00:22,683
‫ایمی... صدمه دیده پاول.

7
00:00:23,607 --> 00:00:24,802
‫داغون شده.

8
00:00:24,856 --> 00:00:28,016
‫آخرین باری که اینجا بودی اشاره کردی که...

9
00:00:28,061 --> 00:00:30,215
‫دیگه عاشق ایمی نیستی.

10
00:00:30,268 --> 00:00:32,008
‫هنوزم همینو میگی؟

11
00:00:32,058 --> 00:00:34,970
‫نمی‌دونم. از کجا بدونم؟
‫تو چی فکر می‌کنی؟

12
00:00:35,014 --> 00:00:37,381
‫من فقط عاشق یه نفر بودم. اون.

13
00:00:37,428 --> 00:00:42,211
‫هیچوقت هم دست از دوست داشتنش برنداشتم.
‫بگو چه حسی داره تا منم بگم همون حس رو دارم یا نه.

14
00:00:47,628 --> 00:00:49,084
‫- سلام ایمی.
‫- هی. پاول.

15
00:00:49,126 --> 00:00:50,747
‫سلام جیک. بیاین تو.

16
00:00:53,623 --> 00:00:56,452
‫- به نظر خوب میای.
‫- ممنونم.

17
00:01:01,283 --> 00:01:04,361
‫می‌دونی. راستش دوست دارم تو این دفتر گم بشم.

18
00:01:04,405 --> 00:01:07,400
‫حسی که نسبت بهش دارم رو دوست دارم.
‫از به هم ریختگی خوشم میاد.

19
00:01:07,444 --> 00:01:11,564
‫واقعاً؟ منظورت از...
‫اینکه می‌خوای توش گم بشی چیه؟

20
00:01:15,479 --> 00:01:19,469
‫- این آخرین جلسه‌ی ماست.
‫- داریم طلاق می‌گیریم. ایندفعه واقعی.

21
00:01:22,306 --> 00:01:26,509
‫- متاسفم که اینو می‌شنوم.
‫- به خاطر توـه.

22
00:01:26,552 --> 00:01:31,205
‫خب، دقیقهً نه به خاطر تو. به خاطر جلسات درمانی ـه.
‫حالمونو خوب کرده.

23
00:01:33,172 --> 00:01:34,828
‫تو هم باهاش موافقی ایمی؟

24
00:01:34,878 --> 00:01:38,205
‫البته، منظورش اینه که
‫درکنار خوب بودن، یه فاجعه هم هست.

25
00:01:46,285 --> 00:01:53,937
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

26
00:02:02,854 --> 00:02:04,926
‫تو تا حالا طلاق گرفتی پاول؟

27
00:02:06,559 --> 00:02:09,305
‫- نه، نگرفتم.
‫- این کار مال بزدلا نیست.

28
00:02:09,348 --> 00:02:13,208
‫حتی وقتی که بیشتر از
‫هرچیزی می‌خوایش، تبدیل میشه به...

29
00:02:13,262 --> 00:02:15,830
‫یه مارپیچ عدم اطمینان و درد.

30
00:02:15,884 --> 00:02:17,872
‫و یه بخشی از خودت رو خاک می‌کنی.

31
00:02:23,961 --> 00:02:27,453
‫خب، شاید ما باید با...

32
00:02:29,373 --> 00:02:32,652
‫،بررسی هفته‌ی آخر... شروع کنیم
‫چطور بود؟

33
00:02:33,786 --> 00:02:35,858
‫خب، تو کل هفته به زور همدیگه رو می‌دیدیم.

34
00:02:35,909 --> 00:02:38,690
‫ایده‌ی جیک بود.
‫می‌خواست بدونه این کار چه حسی داره.

35
00:02:39,947 --> 00:02:43,309
‫- و؟
‫- حس بدی نبود.

36
00:02:44,776 --> 00:02:46,315
‫بهتر از اون چیزی بود که انتظار داشتم.

37
00:02:49,605 --> 00:02:51,558
‫- ایمی؟
‫- اوه، البته.

38
00:02:51,603 --> 00:02:54,302
‫هفته‌ی من راحت و شادی‌بخش بود.

39
00:02:55,350 --> 00:02:57,468
‫میشه درموردش حرف بزنی؟

40
00:02:57,515 --> 00:03:00,877
‫بله، میشه چون هر دفعه که
‫در موردش باهات حرف می‌زنم...

41
00:03:00,929 --> 00:03:05,333
‫،تو یه راهی پیدا می‌کنی که باعث بشی احساس درموندگی کنم
‫وادارم می‌کنی بچگیم رو مثل یه کابوس درنظر بگیرم...

42
00:03:05,383 --> 00:03:08,827
‫،کاری می‌کنی ازدواجم ریاکارانه به نظر بیاد
‫پس، متاسفم، منو عفو کن...

43
00:03:08,880 --> 00:03:12,207
‫درواقع...
‫اینا همش به خاطر حرف زدن درمورد اتفاقات هفته‌ست.

44
00:03:15,957 --> 00:03:19,035
‫- بیخیال، اینطوری نمیشه.
‫- شاید برای تو نشه.

45
00:03:19,080 --> 00:03:23,022
‫ما خودمون درمونده هستیم.
‫نمی‌تونیم باهم حرف بزنیم.

46
00:03:23,076 --> 00:03:26,900
‫تنها کاری که تونستیم بکنیم کردن بود، می‌دونی.
‫همدیگه رو کردیم و دعوا کردیم.

47
00:03:28,238 --> 00:03:29,694
‫حالا، من...

48
00:03:30,445 --> 00:03:32,563
‫نمی‌دونم، احساس می‌کنم...

49
00:03:32,610 --> 00:03:36,552
‫- چی؟
‫- پاول چیزی رو میگه که می‌بینه...

50
00:03:36,606 --> 00:03:40,134
‫،جوری که ما باهمدیگه رفتار می‌کنیم
‫اینکه چطوری اوضاع رو برای خودمون بدتر می‌کنیم.

51
00:03:40,186 --> 00:03:42,304
‫نمی‌تونم جای تو حرف بزنم، ولی...

52
00:03:45,057 --> 00:03:49,212
‫این هفته حس بهتری دارم.
‫بهتر از هر حسی که مدتها داشتم.

53
00:03:49,262 --> 00:03:51,416
‫چرا نمی‌تونی به جای من حرف بزنی؟

54
00:03:52,884 --> 00:03:55,038
‫چون ما تو طول هفته همدیگه رو ندیدیم.

55
00:03:55,090 --> 00:03:56,878
‫پیشنهاد کی بود؟

56
00:03:57,713 --> 00:03:59,618
‫- هردومون موافقت کردیم...
‫- نه. من موافقت نکردم.

57
00:03:59,669 --> 00:04:03,493
‫- من فکر کردم گفتی فکر خوبیه.
‫- داشتم سعی می‌کردم خودمو وفق بدم.

58
00:04:03,541 --> 00:04:05,529
‫و، صبر کن ببینم، تو نمی‌تونی جای من حرف بزنی؟

59
00:04:05,581 --> 00:04:08,694
‫یه زمانی بود که تو یه لحظه
‫جای من حرف می‌زدی...

60
00:04:08,745 --> 00:04:12,107
‫زمانی که از هر فکری که تو سرم می‌گذشت خبر داشتی.

61
00:04:14,032 --> 00:04:16,399
‫می‌خواستم حقیقت داشته باشه، ولی هیچوقت نبود.

62
00:04:16,446 --> 00:04:18,683
‫و از کجا می‌دونستی؟
‫از تو سرم.

63
00:04:33,890 --> 00:04:36,210
‫می‌دونستی صداتو شنیدم که داشتی بازی می‌کردی؟

64
00:04:37,262 --> 00:04:40,541
‫- چی؟ کی؟
‫- جمعه شب تو خونه‌ی الیوت.

65
00:04:40,592 --> 00:04:42,213
‫تو خونه‌ی الیوت بودی؟ کی؟

66
00:04:42,257 --> 00:04:44,660
‫خب، دقیقاً نه.
‫تو خیابونشون بودم.

67
00:04:44,714 --> 00:04:48,574
‫صداتون رو شنیدم. من تو ماشین بودم.
‫کارت خیلی خوب بود.

68
00:04:48,627 --> 00:04:51,622
‫احمقانه‌ست. جمعه شب بود؟

69
00:04:51,666 --> 00:04:52,826
‫لنی کجا بود؟

70
00:04:52,873 --> 00:04:56,152
‫خونه با پرستارش.
‫می‌خواستم سورپرایزت کنم.

71
00:04:56,204 --> 00:04:59,199
‫می‌خواستم زنگ درو بزنم و بیام
‫داخل و بگم...

72
00:04:59,243 --> 00:05:01,196
‫امیدوارم بودم مجبور نشم حرفی بزنم.

73
00:05:01,241 --> 00:05:04,852
‫امیدوار بودم قبل از اینکه به اون
‫قسمتش برسه، منو فقط بغل کنی.

74
00:05:04,904 --> 00:05:07,733
‫- تو که اصلاً داخل نیومدی.
‫- نه.

75
00:05:08,360 --> 00:05:10,265
‫چرا؟

76
00:05:11,149 --> 00:05:12,474
‫به خاطر پاول.

77
00:05:12,523 --> 00:05:15,683
‫به خاطر همه‌ی حرفایی که
‫اینجا به همدیگه گفتیم.

78
00:05:15,728 --> 00:05:20,629
‫چون نمی‌تونستم به یاد بیارم که چطور
‫به اینجا رسیدیم قبل از اینکه بیایم پیش پاول.

79
00:05:20,682 --> 00:05:23,250
‫به سکس عادت کرده بودیم.
‫اینطوری به اینجا رسیدیم.

80
00:05:23,305 --> 00:05:27,544
‫واقعاً متاسفم که پیشنهاد کردم بیایم اینجا.
‫ای کاش... هیچوقت این کارو نکرده بودیم.

81
00:05:31,173 --> 00:05:35,080
‫ایمی، گفتی که کارمون رو یه شکست می‌دونی.

82
00:05:35,128 --> 00:05:38,372
‫- چرا این فکرو می‌کنی؟
‫- چون هست.

83
00:05:38,417 --> 00:05:42,904
‫چند ماه رفت و آمد کردیم و تنها
‫اتفاقی که بینمون افتاد بدتر شدن اوضاع بود.

84
00:05:42,955 --> 00:05:46,897
‫جیک، تو این جلسات رو چطور می‌بینی؟
‫اونو یه موفقیت می‌دونی؟

85
00:05:47,576 --> 00:05:51,234
‫خب، من فکر می‌کنم یه کم پیچیده‌تر از این حرفاست.

86
00:05:51,822 --> 00:05:55,515
‫- چطوری؟
‫- فقط... نمی‌دونم.

87
00:05:55,569 --> 00:05:57,357
‫فکر کنم الان بیشتر چیز فهمیدم.

88
00:05:57,400 --> 00:06:02,515
‫،چرا نمی‌تونیم حرکاتمون رو کنترل کنیم
‫چرا مثل حیوونها غرایزمون رو به کار می‌بریم.

89
00:06:02,563 --> 00:06:06,256
‫و، نمی‌دونم، حس خوبی بهم میده.

90
00:06:06,309 --> 00:06:08,546
‫یعنی، حس وحشتناکیه البته.

91
00:06:08,599 --> 00:06:11,215
‫ولی حس خوبی هم داره که بیشتر برام معنی داره.

92
00:06:11,263 --> 00:06:13,927
‫می‌دونی؟ انگار که نه منم نه اون، فقط ماییم.

93
00:06:13,969 --> 00:06:17,662
‫به نظر میاد بالاخره مشخص شد که
‫هر دوی شما نظرات کاملاً متفاتی دارین...

94
00:06:17,716 --> 00:06:20,497
‫از اینکه اصل و اساس یه رابطه چیه.

95
00:06:20,547 --> 00:06:24,075
‫،ایمی، تو فکر می‌کنی که اوضاع داره از هم می‌پاشه
‫و قراره بدتر از این هم بشه.

96
00:06:24,127 --> 00:06:29,242
‫جیک، تو داری می‌بینی که همه‌چی جوری داره به هم مربوط
‫میشه که آینده رو روشنتر از گذشته می‌کنه.

97
00:06:29,289 --> 00:06:31,609
‫تو داری تمام وجود ما رو براساس روشی که...

98
00:06:31,662 --> 00:06:35,154
‫موقع طلاق گرفتن داریم رفتار می‌کنیم، ارزیابی می‌کنی؟

99
00:06:35,201 --> 00:06:38,113
‫- مسخره‌ست.
‫- یه نظریه هست که میگه...

100
00:06:38,157 --> 00:06:42,940
‫جوری که یه شخص با یه موضوع برخورد می‌کنه
‫همون روشی ـه که با موضوعات دیگه برخورد می‌کنه.

101
00:06:42,986 --> 00:06:47,023
‫و... فکر کنم کاری که سعی دارم
‫انجام بدم اینه که این نظریه رو تو تمام داستان...

102
00:06:47,066 --> 00:06:49,765
‫رابطه‌ی شما وارد کنم.

103
00:06:50,729 --> 00:06:55,014
‫اینو یادمه ایمی که سکس اولین چیزی بود
‫که شما رو به سمت همدیگه جذب کرد.

104
00:06:55,059 --> 00:06:57,426
‫و تو اولین برخورد اونو...

105
00:06:57,473 --> 00:07:00,752
‫کثیف ولی واقعاً قدرتمند" توصیف کردی".

106
00:07:00,804 --> 00:07:03,882
‫بعدش حامله شدی، که براش برنامه‌ای نداشتی.

107
00:07:03,926 --> 00:07:06,329
‫و بعدش هم ازدواج کردی.

108
00:07:06,382 --> 00:07:09,993
‫بعد از اون خودتون رو درگیر
‫تحریک کردن همدیگه کردین.

109
00:07:13,085 --> 00:07:16,945
‫ایمی، اشاره کردی به اینکه وقتی لنی
‫به دنیا اومد چقدر افسرده بودی.

110
00:07:16,998 --> 00:07:18,868
‫یادت میاد؟

111
00:07:19,871 --> 00:07:21,694
‫یادت میاد چرا؟

112
00:07:24,408 --> 00:07:26,894
‫احساس می‌کردم دنیا جای وحشتناکیه...

113
00:07:28,238 --> 00:07:31,067
‫و اشتباهه که یه بچه واردش بشه.

114
00:07:32,526 --> 00:07:34,017
‫تو چی جیک؟

115
00:07:34,067 --> 00:07:37,180
‫موقعی که لنی به دنیا اومد
‫یادت میاد چه حسی داشتی؟

116
00:07:37,897 --> 00:07:40,181
‫احساس ناب بودن...

117
00:07:41,144 --> 00:07:43,216
‫و سرخوشی خالصی داشتم.

118
00:07:44,474 --> 00:07:46,546
‫هنوز نفهمیدم.

119
00:07:46,597 --> 00:07:51,084
‫،من بدبینم و اون خوش‌بین
‫و اینطوری جذب مخالف خودمون میشیم.

120
00:07:51,135 --> 00:07:54,047
‫،همیشه همینطور بوده
‫خب چرا الان نشه همینکارو کرد؟

121
00:07:54,091 --> 00:07:56,790
‫چرا این رابطه به جایی نرسه؟

122
00:07:56,838 --> 00:08:01,290
‫فکر می‌کنم کاری که ما تو این جلسات
‫سعی کردیم انجام بدیم اینه که...

123
00:08:01,335 --> 00:08:03,323
‫الگوهای رفتاری که یه جورایی شما دونفر...

124
00:08:03,374 --> 00:08:05,492
‫رو کنار هم و با هم نگه داشته...

125
00:08:06,705 --> 00:08:09,617
‫مشخص کنیم.

126
00:08:10,743 --> 00:08:15,479
‫،وقتایی که همدیگه رو بغل می‌کردین
‫راهی بود که پشت اون خودتون رو مخفی کنین.

127
00:08:16,446 --> 00:08:20,306
‫پس شما واقعاً دیگه نمی‌تونین خارج از
‫محدوده‌ی این الگوها رفتار کنین...

128
00:08:20,360 --> 00:08:22,562
‫چون حالا دیگه همه‌چی بیرون از دایره‌ست.

129
00:08:22,608 --> 00:08:24,596
‫حالا اونا تو خودآگاه شما هستن.

130
00:08:24,648 --> 00:08:28,933
‫هردوی شما حالا از نظر احساسی
‫در برابر همدیگه عریان هستین.

131
00:08:37,095 --> 00:08:39,167
‫یادمه همه‌ی اینا از کی شروع شد.

132
00:08:40,675 --> 00:08:43,456
‫بعد از تولد لنی، یه جورایی گمش کردم.

133
00:08:43,506 --> 00:08:47,661
‫شبایی بود که جلوی تلویزیون می‌نشستم
‫بغلش می‌کردم و فقط گریه می‌کردم.

134
00:08:47,711 --> 00:08:49,783
‫و بعدشم البته اون شروع می‌کرد به گریه...

135
00:08:49,834 --> 00:08:52,237
‫جیک از سر کار میومد خونه و لنی رو برمی‌داشت...

136
00:08:52,290 --> 00:08:54,243
‫و می‌بردش تو یه اتاق و...

137
00:08:54,289 --> 00:08:56,242
‫یعنی، بالاخره از دستش راحت شده بودم...

138
00:08:56,287 --> 00:08:59,815
‫ولی جیک دیگه مثل قبل بهم نگاه نمی‌کرد.

139
00:08:59,867 --> 00:09:02,151
‫- اینطور نیست.
‫- چرا هست.

140
00:09:02,198 --> 00:09:05,311
‫وقتی افسردگی گرفتم، انگار به حساب خودت گذاشتی.

141
00:09:05,362 --> 00:09:08,108
‫- طوری رفتار می‌کردی که انگار بهت خیانت کردم.
‫- کردی.

142
00:09:13,688 --> 00:09:15,972
‫وقتی باهات آشنا شدم، مثل اینایی بودی...

143
00:09:16,020 --> 00:09:18,387
‫که از رابطه‌شون ناراضی هستن.

144
00:09:18,434 --> 00:09:23,631
‫پس فکر کردم، "زنه رو از این رابطه
‫".نجات بده، اینطوری دردش رو هم ازش می‌گیری

145
00:09:23,680 --> 00:09:26,628
‫تو رو از اون رابطه خلاص کردم ولی بازم ناراضی بودی.

146
00:09:26,677 --> 00:09:31,294
‫،و وقتی صاحب یه بچه‌ی خوشگل شدیم
‫و تو بازم ناراضی بودی...

147
00:09:31,340 --> 00:09:33,790
‫احساس کردم فریب خوردم.

148
00:09:43,954 --> 00:09:45,907
‫متاسفم.

149
00:09:45,952 --> 00:09:48,070
‫قصد فریب دادنت رو نداشتم.

150
00:09:52,113 --> 00:09:55,392
‫- منم متاسفم.
‫- تو چیزی نداری که به خاطرش متاسف باشی.

151
00:09:55,444 --> 00:09:57,516
‫چرا، دارم. متاسفم.

152
00:10:00,439 --> 00:10:03,268
‫من تو خیلی چیزا گند زدم و...

153
00:10:05,394 --> 00:10:07,678
‫واقعاً متاسفم که...

154
00:10:10,389 --> 00:10:12,377
‫عصبانی شدم.

155
00:10:15,343 --> 00:10:18,835
‫می‌دونستم اوقات سختی داشتی
‫و نباید اون کارو باهات می‌کردم.

156
00:10:29,373 --> 00:10:31,278
‫نمی‌دونم، فقط...

157
00:10:34,618 --> 00:10:37,731
‫- ترسیده بودم.
‫- هردومون ترسیده بودیم.

158
00:10:42,528 --> 00:10:44,600
‫قراره خانواده‌م رو از دست بدم.

159
00:10:55,350 --> 00:10:56,889
‫خب، من اینو دارم می‌بینم.

160
00:10:56,932 --> 00:10:59,548
‫دو نفری که عمیقاً عاشق همدیگه هستن.

161
00:10:59,596 --> 00:11:03,040
‫با وجود این، یه لحظه هم برای همدیگه خوشبختی نیاوردین...

162
00:11:03,093 --> 00:11:06,420
‫و حقیقت اینه که این مکان شما رو
‫کنار هم نشونده.

163
00:11:07,673 --> 00:11:11,449
‫و باوجود اینکه از دو منظر متفاوت
‫بهش نگاه می‌کنین...

164
00:11:11,503 --> 00:11:13,953
‫بازم به یه جا می‌رسین.

165
00:11:14,917 --> 00:11:17,947
‫و چیزی که ازتون می‌خوام انجام بدین اینه که...

166
00:11:18,955 --> 00:11:21,441
‫به جدا نشدن‌ـتون هم فکر کنین.

167
00:11:22,243 --> 00:11:23,817
‫حتی تو این لحظه‌ی سخت...

168
00:11:23,867 --> 00:11:26,613
‫که خیال جدایی رو تو سر دارین...

169
00:11:26,656 --> 00:11:30,598
‫هنوزم می‌تونین به سمت همدیگه... کشش پیدا کنین.

170
00:11:33,567 --> 00:11:36,727
‫چی داری میگی؟
‫فکر می‌کنی که نباید از هم جدا بشیم؟

171
00:11:36,773 --> 00:11:41,674
‫درمان زوجها هم به آدما کمک می‌کنه زخماشون رو
‫التیام بدن و هم بهشون نشون میده چطوری می‌تونن از هم جدا بشن.

172
00:11:42,684 --> 00:11:48,094
‫،وظیفه‌ی درمانگر در نهایت اینه که
‫به زوجها اجازه بده خودشون تصمیم بگیرن.

173
00:11:48,138 --> 00:11:51,168
‫ما چندین هفته‌ست داریم میایم اینجا.
‫خیلی حرفا بهت زدیم.

174
00:11:51,218 --> 00:11:53,751
‫حتماً یه نظری داری.

175
00:11:53,799 --> 00:11:56,711
‫تنها چیزی که می‌تونم بگم
‫اینه که شما زوج بی نظیری هستین.

176
00:11:57,629 --> 00:12:00,707
‫زوجهایی رو می‌شناسم که برای
‫عشقبازیشون هم اونقدری که شما...

177
00:12:00,752 --> 00:12:03,498
‫برای حرف زدن انرژی می‌ذارین‌، انرژی مصرف نمی‌کنن.

178
00:12:03,541 --> 00:12:06,654
‫و اشتیاق این چنینی یه مورد کمیابه.

179
00:12:06,705 --> 00:12:11,737
‫ولی اشتیاق تنها برای نگه داشتن یه
‫رابطه‌ی مادام‌العمر کافی نیست.

180
00:12:11,784 --> 00:12:13,440
‫پس چیه؟

181
00:12:14,282 --> 00:12:17,940
‫اون چیه که برای نگه داشتن دو نفر کنار هم کافیه؟

182
00:12:17,987 --> 00:12:20,520
‫کاش می‌تونستم به این سوال جواب بدم.

183
00:12:30,393 --> 00:12:33,009
‫درمورد لنی خیلی نگرانم.

184
00:12:34,139 --> 00:12:36,968
‫آره، قراره یه زندگی کاملاً متفاوت داشته باشه.

185
00:12:39,093 --> 00:12:41,377
‫پس می‌تونین حضانت مشترک بگیرین.

186
00:12:43,007 --> 00:12:44,379
‫تو همین فکریم.

187
00:12:46,212 --> 00:12:48,284
‫جیک؟

188
00:12:50,126 --> 00:12:52,410
‫آره. حضانت مشترک.

189
00:12:58,160 --> 00:13:00,527
‫می‌دونین که... این کار چه معنی داره؟

190
00:13:00,575 --> 00:13:02,480
‫یعنی همش در رفت و آمده.

191
00:13:02,531 --> 00:13:05,396
‫آره، ولی با جزئیات بیشتر.

192
00:13:05,446 --> 00:13:08,192
‫ولی، می‌دونین چیه؟
‫این دیگه خارج از حیطه‌ی تخصص منه.

193
00:13:08,235 --> 00:13:10,638
‫هر دو نفر باید بشینین...

194
00:13:10,691 --> 00:13:14,728
‫و درمورد جزئیات با یه وکیل مشورت کنین.

195
00:13:16,894 --> 00:13:18,468
‫خدای من.

196
00:13:18,518 --> 00:13:22,342
‫وقتی رابطه‌مون اینطوری باشه به زور می‌تونیم
‫بچه‌مونو به موقع برسونیم مدرسه.

197
00:13:22,389 --> 00:13:24,709
‫ایمی تا جایی که می‌تونه کار می‌کنه...

198
00:13:24,762 --> 00:13:28,538
‫پس حدس بزن چی میشه؟
‫من باید تو طول هفته برسونمش؟

199
00:13:28,592 --> 00:13:30,664
‫درواقع، من دیگه کار نمی‌کنم.

200
00:13:32,922 --> 00:13:34,910
‫چی؟ اومدی بیرون؟

201
00:13:38,542 --> 00:13:39,820
‫چی شده؟

202
00:13:39,874 --> 00:13:43,650
‫من با رییسم خوابیدم. و اونم زن داره.
‫دیگه نمی‌خواد منو اون دور و بر ببینه.

203
00:13:43,704 --> 00:13:45,029
‫پس اخراج شدی.

204
00:13:46,577 --> 00:13:47,606
‫آره.

205
00:13:47,659 --> 00:13:50,856
‫عوضی.

206
00:13:54,278 --> 00:13:56,066
‫راستش، خلاص شدم.

207
00:13:56,110 --> 00:14:00,846
‫با سری بسته‌های آموزشی درمورد جدایی
‫یه خرده براش آمادگی پیدا کردیم، پس...

208
00:14:04,811 --> 00:14:10,175
‫خب... یه تهیه کننده پیدا کردم که واقعاً
‫هنوزم به چندتا از آهنگام علاقه داره.

209
00:14:11,929 --> 00:14:14,131
‫فکر کنم ممکنه مطرح کردن چندتا سوال پیچیده...

210
00:14:14,178 --> 00:14:18,120
‫که نتایجی رو در پی داشته باشه مفیده.

211
00:14:18,174 --> 00:14:21,915
‫برای مثال، جیک، تا حالا فکر کردی
‫می‌خوای کجا زندگی کنی؟

212
00:14:23,003 --> 00:14:25,536
‫فکر کردم یه جایی تو شهر بگیرم.

213
00:14:25,584 --> 00:14:28,744
‫یکی رو می‌شناسم. دوست الیوت ـه.
‫یه زیرشیروونی داره.

214
00:14:28,790 --> 00:14:30,446
‫ناجورـه ولی ارزون.

215
00:14:30,497 --> 00:14:34,190
‫به اندازه‌ی من و لنی و یه استودیوی کوچیک جا داره.

216
00:14:34,243 --> 00:14:35,864
‫- امنه؟
‫- البته.

217
00:14:35,909 --> 00:14:38,904
‫- نگهبان داره؟
‫- بهت که گفتم جای ارزونی ـه.

218
00:14:38,948 --> 00:14:40,936
‫نمی‌ذارم لنی جایی بمونه که امنیت نداره.

219
00:14:40,988 --> 00:14:43,391
‫می‌خوای چیکار کنم؟
‫تو یه خونه با تو بمونم...

220
00:14:43,444 --> 00:14:46,225
‫و یه دیوار بکشم وسط اتاق خواب؟

221
00:14:48,106 --> 00:14:51,054
‫،فکر کردم اسباب کشی کنم
‫از یه جای دیگه شروع کنم...

222
00:14:51,104 --> 00:14:52,892
‫ولی می‌خوام لنی هم نزدیکت باشه.

223
00:14:52,936 --> 00:14:56,843
‫ببین، چیزی نمیشه.
‫براش خوبه از حومه بزنه بیرون.

224
00:14:56,890 --> 00:14:59,293
‫نمی‌ذارم اتفاق بدی براش بیفته.

225
00:14:59,347 --> 00:15:02,875
‫تو بدترین حالت، همیشه می‌تونی از پدر و مادرت کمک بگیری.

226
00:15:02,927 --> 00:15:06,869
‫شوخی می‌کنی؟ تو خیابون هم اگه بخوابم
‫بازم از اونا کمک نمی‌گیرم.

227
00:15:11,586 --> 00:15:14,367
‫درمورد این موضوع بهشون گفتی؟ درمورد خودمون؟

228
00:15:14,417 --> 00:15:16,820
‫- آره.
‫- چی میگن؟

229
00:15:16,873 --> 00:15:18,033
‫بابام گریه کرد.

230
00:15:18,080 --> 00:15:19,868
‫- واقعاً؟
‫- نه.

231
00:15:19,912 --> 00:15:23,440
‫ولی فکر کنم همینو می‌خواست.
‫مطمئنم.

232
00:15:23,492 --> 00:15:27,434
‫،احتمالاً برای کریسمس دعوتت می‌کنه
‫یه قراری باهات می‌ذاره.

233
00:15:29,071 --> 00:15:33,108
‫خودمون از پس حضانت برمیایم.
‫آدما هر سال از این کارا می‌کنن، درسته؟

234
00:15:45,307 --> 00:15:49,628
‫تا حالا از اتفاقاتی که بین شما افتاده
‫با لنی هم صحبت کردین؟

235
00:15:49,678 --> 00:15:51,962
‫راستش نه، ولی خودش می‌دونه.

236
00:15:53,133 --> 00:15:56,625
‫- بچه‌ها از همه‌چی خبر دارن.
‫- همینطوره.

237
00:15:56,672 --> 00:15:58,744
‫مطمئنم که اون فکر می‌کنه دیوونه‌ایم.

238
00:15:58,795 --> 00:16:01,992
‫فقط ۹ سالشه. ولی از الان می‌فهمه که
‫پدر و مادر دیوونه‌ای داره.

239
00:16:02,042 --> 00:16:03,995
‫زیادم اشتباه نمی‌کنه، درسته؟

240
00:16:05,831 --> 00:16:09,442
‫یادته اون موقعی رو که سعی کردیم
‫بهش بگیم بچه‌ها از کجا میان؟

241
00:16:11,950 --> 00:16:15,892
‫پاول، ایمی یه کتاب خرید به اسم
‫"من از کجا اومدم؟"

242
00:16:15,947 --> 00:16:20,516
‫یکی از اون کتابهایی بود که به بچه‌ها
‫درمورد مسائل جنسی توضیح میدن.

243
00:16:20,568 --> 00:16:22,391
‫کتاب خیلی خوبی بود، به جز...

244
00:16:22,441 --> 00:16:26,348
‫،به جز نبودن اون قسمت مهم
‫که سکس یه چیز لذت‌بخشه.

245
00:16:26,396 --> 00:16:28,763
‫که ایمی حس می‌کرد لنی واقعاً باید بدونه.

246
00:16:28,811 --> 00:16:32,173
‫اونا سکس رو جوری جلوه دادن که انگار
‫یه کاریه که بزرگترا مجبورن انجام بدن.

247
00:16:32,224 --> 00:16:33,419
‫مثل مسواک زدن.

248
00:16:33,473 --> 00:16:37,593
‫من می‌خوندم و ایمی همینطور حرف منو قطع می‌کرد
‫که سعی کنه به لنی بفهمونه حس سکس چطوریه...

249
00:16:37,636 --> 00:16:40,714
‫و مدام از استعاره‌های مسخره برای
‫توصیف حس سکس برای یه زن استفاده می‌کرد.

250
00:16:40,759 --> 00:16:42,629
‫تنها چارچوب منابعم همون بود.

251
00:16:42,674 --> 00:16:44,082
‫و جیک هم همش حرفای منو با...

252
00:16:44,131 --> 00:16:46,617
‫استعاره‌های متناقض از دید مردها اصلاح می‌کرد.

253
00:16:46,670 --> 00:16:50,281
‫می‌گفت مثل اینه که برسی خونه
‫لخت بشی و بکنی داخل یکی دیگه.

254
00:16:50,334 --> 00:16:53,743
‫بچه‌ی بیچاره همینطور بهمون نگاه می‌کرد
‫و بیشتر و بیشتر گیچ می‌شد...

255
00:16:53,789 --> 00:16:56,156
‫- تا وقتی که...
‫- بلند شد رفت.

256
00:16:56,204 --> 00:16:59,862
‫- از در رفت بیرون.
‫- سرشو مثل پیرمردا تکون می‌داد.

257
00:17:13,980 --> 00:17:16,052
‫آره.

258
00:17:16,103 --> 00:17:18,008
‫آره، اون طوریش نمیشه.

259
00:17:41,539 --> 00:17:42,734
‫پدرم همیشه میگه...

260
00:17:42,788 --> 00:17:46,730
‫هیچ فاصله‌ای بیشتر از فاصله‌ی دوتا سر نیست.

261
00:17:53,321 --> 00:17:55,226
‫ما...

262
00:17:55,277 --> 00:17:57,763
‫کارمون تمومه، نه؟

263
00:18:19,589 --> 00:18:21,412
‫لعنت بهش.

264
00:18:26,958 --> 00:18:29,704
‫اوه، خدایا.

265
00:19:02,968 --> 00:19:05,040
‫باید دیگه بریم.

266
00:19:05,092 --> 00:19:07,791
‫کلاس پیانو لنی کم کم داره تموم میشه.

267
00:19:12,793 --> 00:19:14,781
‫متاسفم.

268
00:19:17,248 --> 00:19:19,320
‫باید برم.
‫نمی‌تونم بیشتر از این اینجا باشم.

269
00:19:19,371 --> 00:19:22,283
‫- الان باید بهش بگیم؟
‫- نه، بعداً میگیم.

270
00:19:22,327 --> 00:19:24,445
‫- کی؟
‫- نمی‌دونم، باشه؟

271
00:19:24,491 --> 00:19:26,526
‫فکر کنم خودتون زمان مناسب رو پیدا می‌کنین.

272
00:19:26,573 --> 00:19:28,361
‫دیرمون میشه. بریم.

273
00:19:30,861 --> 00:19:35,016
‫می‌خوای تو بیشتر بمونی و با پاول حرف بزنی
‫و من خودم برم لنی رو برگردونم؟

274
00:19:35,066 --> 00:19:37,138
‫نه، می‌خوام شرایط رو برات سخت‌تر کنم.

275
00:19:38,771 --> 00:19:42,263
‫- سخت هست.
‫- نه، نیست. باورت نمیشه کی از اینجا بزنی بیرون.

276
00:19:44,516 --> 00:19:46,718
‫نه، فقط کارم دیگه با اینجا تمومه.

277
00:19:46,764 --> 00:19:49,167
‫می‌خوام برم یه بار، مست کنم...

278
00:19:49,220 --> 00:19:52,049
‫،مثل یه بچه‌ گریه کنم
‫می‌خوام همه‌ی اینا رو حس کنم.

279
00:19:52,093 --> 00:19:54,661
‫فقط نمی‌خوام اینجا باشم، باشه؟

280
00:20:03,874 --> 00:20:05,827
‫یالا ایمی.

281
00:20:13,532 --> 00:20:15,402
‫اونا کی‌ان؟

282
00:20:18,361 --> 00:20:20,349
‫مریضای بعدیم.

283
00:20:45,421 --> 00:20:47,209
‫بریم.

284
00:20:55,080 --> 00:20:58,075
‫ایمی. جیک.

285
00:20:57,600 --> 00:21:04,589
‫:Blue August:..
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

