1
00:00:06,638 --> 00:00:08,592
‫آنچه گذشت...

2
00:00:09,474 --> 00:00:12,366
‫نیروی هوایی آمریکا محلی رو
‫تو حول و حوش بغداد هدف گذاری کرد

3
00:00:12,629 --> 00:00:14,202
‫معلوم شد که اونجا یه مدرسه است

4
00:00:14,392 --> 00:00:15,992
‫یه مدرسه تعلیمات دینی اسلامی بودش

5
00:00:16,152 --> 00:00:17,795
‫پسرا قران می خوندن

6
00:00:18,140 --> 00:00:20,219
‫شونزده نفرشون مردن

7
00:00:20,644 --> 00:00:22,042
‫من اون ماموریت رو انجام دادم

8
00:00:22,455 --> 00:00:23,742
‫قاتل مدرسه

9
00:00:23,910 --> 00:00:25,807
‫یه مدت کوتاه بعد از تموم کردن
‫این ماموریت

10
00:00:26,126 --> 00:00:29,844
‫خودت رو درگیر یه کار فشار بالای ایالتی کردی

11
00:00:30,372 --> 00:00:32,935
‫فکر نمی کنی یه هوس قوی اینجا وجود داره

12
00:00:33,107 --> 00:00:35,383
‫برای کفاره دادن اعمالت؟

13
00:00:35,749 --> 00:00:38,201
‫برمی گردی به جایی که بمب روش ریختی

14
00:00:38,365 --> 00:00:41,575
‫عکست تو اینترنت هست و برای
‫سرت جایزه تعیین کردن

15
00:00:50,997 --> 00:00:52,076
‫سورپرایز شدی؟

16
00:00:53,273 --> 00:00:56,450
‫فکر نمی کردم ... فکر نمی کردم برگردی

17
00:00:57,368 --> 00:00:58,387
‫برگشتم

18
00:00:59,034 --> 00:01:00,038
‫خوبه

19
00:01:00,645 --> 00:01:01,650
‫بیا داخل

20
00:01:04,564 --> 00:01:06,966
‫قهوه می خوای؟
‫الان درست کردم

21
00:01:08,259 --> 00:01:09,568
‫آره قهوه خوبه

22
00:01:13,119 --> 00:01:15,139
‫چطور دوس داری؟
‫من...

23
00:01:15,817 --> 00:01:17,729
‫خامه و شیر دارم

24
00:01:18,069 --> 00:01:19,937
‫- یه کمی شکر هم دارم
‫- خالی

25
00:01:20,176 --> 00:01:21,792
‫مزه تلخیش رو دوست دارم

26
00:01:23,631 --> 00:01:26,421
‫شرط می بندم برای گوش دادن این کس شرا زیاد
‫قهوه می خوری

27
00:01:27,474 --> 00:01:29,615
‫من قهوه نمی خورم
‫فقط چای

28
00:01:29,793 --> 00:01:30,901
‫نگهش می دارم...

29
00:01:31,559 --> 00:01:33,198
‫برای مریضام

30
00:01:33,625 --> 00:01:35,205
‫فشار خون ، نامنظم بودن ضربان قلب

31
00:01:35,465 --> 00:01:38,627
‫نه فقط
‫فقط از مزه اش خوشم نمی یاد

32
00:01:39,041 --> 00:01:41,439
‫اها ترس از حمله قلبی

33
00:01:41,823 --> 00:01:43,595
‫چک آپ گرفتی؟
‫آزمایش دادی؟

34
00:01:43,970 --> 00:01:45,547
‫آره هر سال میدم

35
00:01:46,392 --> 00:01:47,585
‫و؟ قلبت چطوره؟

36
00:01:48,347 --> 00:01:49,408
‫عالیه

37
00:01:50,385 --> 00:01:52,542
‫ببین آلکس من...

38
00:01:52,834 --> 00:01:54,740
‫واقعا خوشحالم که اومدی

39
00:01:56,096 --> 00:01:58,039
‫حقیقت رو بخوام بهت بگم من...

40
00:01:58,784 --> 00:02:00,868
‫یه کمی نگران شدم که هفته پیش رفتی

41
00:02:01,357 --> 00:02:03,234
‫چون می خواستم برگردم بغداد؟

42
00:02:04,026 --> 00:02:05,093
‫خب رفتم

43
00:02:08,331 --> 00:02:09,415
‫مرد ، پاول

44
00:02:11,190 --> 00:02:14,370
‫متاسفم اما اسم این رو نمیشه گذاشت قهوه

45
00:02:16,734 --> 00:02:30,750
‫www.Tvcenter.Co
‫:.:. DarkTime .:.:..

46
00:02:33,948 --> 00:02:36,972
‫همیشه وقتی یه قهوه مزه اش خوب نیست
‫این واکنش رو نشون میدی؟

47
00:02:37,727 --> 00:02:38,928
‫عالی نبودش؟

48
00:02:39,262 --> 00:02:41,835
‫پاول انگار با قهوه ات می خواستی ادم رو بکشی

49
00:02:42,426 --> 00:02:45,337
‫اما بزار توصیف خودت رو بشنوم
‫مشخصه که یکی داری

50
00:02:46,245 --> 00:02:47,450
‫نه راستش من..

51
00:02:47,776 --> 00:02:50,158
‫یادم یه مریض داشتم که یه بار...

52
00:02:50,390 --> 00:02:53,526
‫می اومد و قبل از هر جلسه می گفت واسا

53
00:02:54,334 --> 00:02:56,467
‫و یه قرص می خورد

54
00:02:57,174 --> 00:02:58,455
‫و .. این..

55
00:02:58,630 --> 00:03:00,536
‫- یه جور تشریفات براش بود
‫- می خوای چی بگی؟

56
00:03:01,315 --> 00:03:03,393
‫خب فکر می کنم تو مورد اون

57
00:03:03,553 --> 00:03:07,168
‫چیزی که می خواست بهم نشون بده
‫اضطرابش بود و...

58
00:03:07,947 --> 00:03:08,989
‫دردش

59
00:03:09,690 --> 00:03:12,254
‫نمی دونم شاید با قهوه این...

60
00:03:12,576 --> 00:03:14,141
‫شاید بتونی بهم بگی

61
00:03:14,301 --> 00:03:16,639
‫تو فقط برای این اومدی به جلسه درمانی که...

62
00:03:16,812 --> 00:03:19,850
‫برای شرایطت و هرچیزی که دوستش نداری
‫تو...

63
00:03:20,024 --> 00:03:21,311
‫همین الان می خوای بری

64
00:03:21,499 --> 00:03:23,518
‫فکر نمی کنی یه کمی داری اسیب زا میشی؟

65
00:03:23,950 --> 00:03:25,558
‫- بی خیال پاول
‫- شاید

66
00:03:33,918 --> 00:03:35,393
‫چرا برگشتی؟

67
00:03:36,619 --> 00:03:38,897
‫نصیحتت رو برای یه مورد کوچیک می خوام

68
00:03:39,821 --> 00:03:42,666
‫به علاوه لیاقت این رو داری که
‫بدونی سفرم چطور پیش رفت

69
00:03:43,031 --> 00:03:46,154
‫اینکه کمکم کردی تصمیم به رفتن بگیرم
‫با همه اون دلایل اشتباه به هرحال

70
00:03:46,314 --> 00:03:48,783
‫چون رفتنم اونجوری که قرار بود بشه نشد...

71
00:03:49,243 --> 00:03:51,011
‫و قرار بود چطور باشه؟

72
00:03:51,180 --> 00:03:52,941
‫بیا بریم سر حرف اصلی باشه؟

73
00:03:53,659 --> 00:03:56,006
‫شنبه صبح نزدیک محل بمبارون واساده بودم

74
00:03:56,185 --> 00:03:59,008
‫مثل لندن بعد از رعد و برق بودش
‫داغون شده بود می دونی؟

75
00:03:59,809 --> 00:04:02,215
‫اونجا رو دوباره و دوباره زده بودن

76
00:04:02,375 --> 00:04:05,386
‫توسط ما خودشون

77
00:04:06,411 --> 00:04:08,232
‫با گروه سرخ ها در تماس بودیم

78
00:04:08,392 --> 00:04:10,599
‫و اونا ما رو به بیمارستان صحرایی بردن

79
00:04:10,782 --> 00:04:12,247
‫گروه درمانی هستش

80
00:04:13,202 --> 00:04:15,558
‫به اندازه کافی دکتر نداشتن که
‫همه رو درمون کنن

81
00:04:16,010 --> 00:04:17,104
‫هرج و مرجی بودش

82
00:04:17,536 --> 00:04:18,742
‫چی کار کردی؟

83
00:04:21,084 --> 00:04:22,530
‫نگاه کردم

84
00:04:23,921 --> 00:04:26,083
‫باید درک کنی
‫من مشغول انجام وظیفه بودم

85
00:04:26,243 --> 00:04:28,172
‫پونزده هزار بالا بالاتر از زمین

86
00:04:28,467 --> 00:04:31,247
‫ملیسا روی رادار هدف رو قفل کرد

87
00:04:31,435 --> 00:04:33,569
‫مردم رو ندیدم فقط دکمه رو زدم

88
00:04:40,507 --> 00:04:43,268
‫اون پایین همه چیز دیوونه کننده شدش یکهو

89
00:04:44,998 --> 00:04:46,766
‫چه احساسی بهت داد؟

90
00:04:47,455 --> 00:04:49,525
‫اینکه با قربانی ها رو در رو شدی؟

91
00:04:58,926 --> 00:04:59,978
‫ترسیدی؟

92
00:05:03,043 --> 00:05:05,748
‫- حس گناه داشتی؟
‫- ببین اینا واکنش های طبیعی هستن

93
00:05:07,385 --> 00:05:10,767
‫می دونم که این باید درام زندگی من باشه
‫اما حس من...

94
00:05:11,264 --> 00:05:12,288
‫هیچی بودش

95
00:05:13,540 --> 00:05:14,880
‫و بعدش فهمیدم...

96
00:05:15,531 --> 00:05:17,921
‫سیستم کار عالی رو با من انجام داده

97
00:05:19,678 --> 00:05:22,092
‫منظورت از سیستم چیه؟

98
00:05:22,425 --> 00:05:24,190
‫گوش کن اون ادمای اون پایین

99
00:05:24,510 --> 00:05:26,091
‫بازوها و دستاشون رو از دست دادن

100
00:05:26,251 --> 00:05:28,340
‫چهره هاشون منفجر شدش
‫یه قتل عام بود

101
00:05:28,500 --> 00:05:30,954
‫و والدینی که اون اطراف می رفتن
‫منتظر دیدن

102
00:05:31,133 --> 00:05:34,359
‫اینکه ببینن بچه هاشون زندن یا مرده
‫همش به خاطر کاری بود که من کرده بودم

103
00:05:35,072 --> 00:05:37,410
‫اما چی می تونم بهت بگم؟
‫برای من اونا شبیه...

104
00:05:37,769 --> 00:05:40,126
‫دویست تا ادم تو صف داروخونه بودن

105
00:05:40,337 --> 00:05:42,571
‫حس هیچ ارتباطی باهاشون نداشتی؟

106
00:05:43,709 --> 00:05:45,442
‫حس نمی کردی...

107
00:05:45,648 --> 00:05:48,088
‫مسئول زجر کشیدن اونایی

108
00:05:48,464 --> 00:05:51,582
‫نه نه تو اون لحظه تو این فکر بودم که
‫بهم اونا حقه زدن یا نه

109
00:05:51,855 --> 00:05:54,330
‫منظورم سیستم هستش
‫مردم اون مدرسه...

110
00:05:55,139 --> 00:05:57,431
‫فرقی با اون چیزی که تو تلویزیون می بینی
‫نداشت

111
00:05:57,757 --> 00:06:00,045
‫تنها چیزی که تو اون لحظه تو ذهنم بود این بود که

112
00:06:00,233 --> 00:06:02,682
‫سیستم می دونست که ساختمون نزدیک هدف

113
00:06:02,842 --> 00:06:05,096
‫اونی که قرار بود من بمبارونش کنم

114
00:06:05,256 --> 00:06:07,903
‫اگه می دونستن که اونجا پر از بچه است

115
00:06:08,065 --> 00:06:09,849
‫یا نمی دونستن
‫همون طور که ادعا می کردن

116
00:06:10,714 --> 00:06:13,384
‫- چیز دیگه ای مهم نبود
‫- پس این واقعا برات اهمیت داشت

117
00:06:13,544 --> 00:06:16,902
‫که بدونی
‫کار درست رو انجام دادی

118
00:06:17,084 --> 00:06:20,450
‫همون طور که هفته پیش گفتی
‫اگه درست هدف رو زده باشی خوب می خوابی

119
00:06:22,971 --> 00:06:25,243
‫و اون همه ادم که...

120
00:06:26,324 --> 00:06:29,483
‫زجر می کشیدن به خاطر تو...

121
00:06:31,385 --> 00:06:33,342
‫می تونستی ندیدشون بگیری؟

122
00:06:33,700 --> 00:06:35,376
‫نه دیدمشون

123
00:06:35,822 --> 00:06:37,486
‫هیچ حسی براشون نداشتم

124
00:06:38,887 --> 00:06:42,521
‫و فهمیدم بدن من چقدر مبتکر هست

125
00:06:42,937 --> 00:06:44,972
‫مکانیزم جداگانه ای رو درست کرده

126
00:06:45,153 --> 00:06:48,016
‫- منظورت از جداگانه چیه؟
‫- تقسیم شده

127
00:06:48,176 --> 00:06:52,152
‫اونجا ایستاده بودم و تنها چیزی که برام مهم بود
‫این بود که شلیک دقیقی داشتم

128
00:06:54,087 --> 00:06:55,571
‫دشمن یه فرموله...

129
00:06:55,822 --> 00:06:58,520
‫اندازه ساختمون تعداد جمعیت به علاوه

130
00:06:58,680 --> 00:07:02,044
‫مقدار توزیع انفجار
‫برابر میشه با عدد تعداد براوردی زخمی ها

131
00:07:02,204 --> 00:07:05,529
‫می فهمی ؟ اونجا ایستاده بودم
‫و هیچی احساس نمی کردم

132
00:07:16,310 --> 00:07:17,981
‫یه دوستی داشتم که مرد

133
00:07:19,273 --> 00:07:20,460
‫چهار ماه پیش

134
00:07:21,723 --> 00:07:23,380
‫به هر حال من...

135
00:07:23,779 --> 00:07:26,136
‫رفتم مجلس ختمش و...

136
00:07:27,588 --> 00:07:31,473
‫تو کل مراسم همش به خودم می گفتم
‫چرا غمگین نیستم؟

137
00:07:32,611 --> 00:07:34,930
‫با خودم فکر کردم
‫شاید دوستش نداشتم

138
00:07:35,112 --> 00:07:36,366
‫شاید بهش اهمیت نمی دادم

139
00:07:38,627 --> 00:07:41,322
‫یه هفته پیش خودم زجر می کشیدم

140
00:07:42,298 --> 00:07:43,471
‫به هر حال بالاخره...

141
00:07:44,074 --> 00:07:46,665
‫فهمیدم راستش حسی که داشتم

142
00:07:47,341 --> 00:07:48,346
‫یه معامله بزرگ بود

143
00:07:48,582 --> 00:07:50,784
‫حتی با وجود این حقیقت که
‫خیلی

144
00:07:50,962 --> 00:07:52,425
‫حس گناه مشغولم می کرد

145
00:07:52,756 --> 00:07:56,723
‫حتی این خودش شاهد این بود که
‫چقدر نسبت بهش احساس داشتم

146
00:07:58,396 --> 00:08:00,903
‫اره اما چی میگی؟
‫که من احساس...

147
00:08:01,461 --> 00:08:03,972
‫- که من حس نمی کنم که احساس می کنم؟
‫- فکر می کنم...

148
00:08:04,443 --> 00:08:07,523
‫که تو خیلی خیلی...

149
00:08:07,917 --> 00:08:10,255
‫احساس عمیقی نسبت به اون ادما داری

150
00:08:10,443 --> 00:08:12,810
‫اما یه چیز قوی توی تو هست

151
00:08:13,044 --> 00:08:15,922
‫جلوگیری می کنه ازت که
‫این احساس رو بفهمی

152
00:08:16,525 --> 00:08:19,183
‫نه فقط برای من یا هر کس دیگه ای

153
00:08:20,671 --> 00:08:23,817
‫اما برای خودت
‫- نمی فهمم چی داری میگی

154
00:08:23,981 --> 00:08:25,586
‫نمی گیریم چی بهم داری میگی

155
00:08:25,746 --> 00:08:27,269
‫احساس یه چیز فلسفی نیست

156
00:08:27,429 --> 00:08:29,923
‫یا حس می کنی یا هیچی تخمت هم نیست

157
00:08:30,188 --> 00:08:32,916
‫- فکر می کنی من تخمیم
‫- گوش کن دارم بهت پول میدم

158
00:08:33,087 --> 00:08:36,011
‫صد و پنجاه تا برای کمتر از یه ساعت
‫و نمی بینم که تاثیری داشتی

159
00:08:36,911 --> 00:08:39,561
‫تو قراره باهوش تر از من باشی
‫و من این رو حس نمی کنم

160
00:08:39,843 --> 00:08:41,645
‫پس داریم با هم رقابت می کنیم؟

161
00:08:42,420 --> 00:08:43,758
‫تا ببینیم کی...

162
00:08:44,570 --> 00:08:45,877
‫کی باهوشتره

163
00:08:47,224 --> 00:08:48,895
‫می دونی الکس
‫فکر می کنم که

164
00:08:49,173 --> 00:08:50,808
‫اینجا مثل همه جای دیگه

165
00:08:51,043 --> 00:08:52,827
‫مثلا کافه

166
00:08:53,193 --> 00:08:55,930
‫نگران این هستی که کدوم بهترینه

167
00:08:58,264 --> 00:09:01,024
‫این باید...
‫سخت باشه

168
00:09:02,078 --> 00:09:03,477
‫بی خیال یه بریک بهم بده

169
00:09:03,941 --> 00:09:06,607
‫باید یه جورایی حس وحشت باشه برای احساست...

170
00:09:09,612 --> 00:09:11,162
‫همدردی با این ادما

171
00:09:11,620 --> 00:09:13,446
‫پس تو یه جورایی سرانجامی رو ساختی

172
00:09:13,606 --> 00:09:15,709
‫نهایت واقعیت برای خودت
‫با ادمایی که هستن

173
00:09:15,880 --> 00:09:18,492
‫اوه نه اونا فقط مثل یه صف تو داروخونه هستن

174
00:09:18,652 --> 00:09:20,493
‫من شبیه یه توریست هستم

175
00:09:21,893 --> 00:09:25,003
‫نه خلبانی که اونا رو بمبارون کرده
‫کسی که خانواده شون رو کشته

176
00:09:27,110 --> 00:09:28,697
‫کاش حق با تو بودش

177
00:09:30,982 --> 00:09:32,593
‫اما این خیلی اساسیه

178
00:09:36,217 --> 00:09:39,081
‫اگه این رو تو بدنت نگه داری...

179
00:09:41,114 --> 00:09:42,489
‫بهش میشه گفت حس گناه...

180
00:09:42,735 --> 00:09:45,036
‫و من می دونم که چیه
‫یه عضوه

181
00:09:45,345 --> 00:09:46,824
‫مثل طحال یا کبد

182
00:09:47,763 --> 00:09:50,461
‫سیستم اون رو به طور کامل ازت میبره

183
00:09:53,566 --> 00:09:56,101
‫می فهمی؟ من کلا راه نداره احساسی
‫داشته باشم

184
00:09:57,318 --> 00:09:58,846
‫من اون عضو رو ندارم

185
00:09:59,346 --> 00:10:01,822
‫پس واقعا باور می کنی که ممکنه...

186
00:10:02,771 --> 00:10:05,559
‫مثل یه عضو میشه جداش کرد؟

187
00:10:08,931 --> 00:10:10,358
‫تو برگشتی به عراق

188
00:10:12,760 --> 00:10:15,035
‫چرا برگشتن به اونجا اینقدر برات مهم بود؟

189
00:10:15,704 --> 00:10:17,361
‫اینکه زندگیت رو به خطر بندازی...

190
00:10:17,839 --> 00:10:18,844
‫فقط چون اونجا باشی

191
00:10:19,004 --> 00:10:21,426
‫بهت گفتم که خواستم ببینم
‫چیزی باقی نذاشته باشم

192
00:10:22,174 --> 00:10:23,178
‫و...

193
00:10:24,860 --> 00:10:28,311
‫و می خواستم ببینم چه اتفاقی می افته
‫وقتی از اون پایین اونجا رو می بینم

194
00:10:28,592 --> 00:10:30,738
‫اما هیچ اتفاقی نیافتاد؟

195
00:10:30,919 --> 00:10:32,152
‫درسته هیچی

196
00:10:34,456 --> 00:10:35,456
‫می تونیم...

197
00:10:37,104 --> 00:10:40,364
‫میشه برگردیم عقب به جایی
‫که تو سایت بمب بودی؟

198
00:10:41,518 --> 00:10:44,250
‫میشه اون لحظه ای رو توصیف کنی
‫که به خودت گفتی

199
00:10:44,608 --> 00:10:47,630
‫الان باید چیزی رو احساس کنم

200
00:10:48,354 --> 00:10:49,405
‫و احساس نمی کنم

201
00:11:00,581 --> 00:11:03,553
‫یه لحظه بودش نمی دونم
‫اگه این چیزیه که دنبالشی

202
00:11:05,154 --> 00:11:07,933
‫اما یه لحظه ای بود که یه پیرمرد اومد
‫پیشم...

203
00:11:08,935 --> 00:11:10,123
‫سوخته بودش

204
00:11:10,451 --> 00:11:11,944
‫دستاش رو بانداژ کرده بود

205
00:11:13,701 --> 00:11:16,621
‫با یه لبخند عجیب من رو نگاه می کرد

206
00:11:21,898 --> 00:11:23,429
‫که میشه می شناسمت

207
00:11:25,175 --> 00:11:26,222
‫می شناسمت

208
00:11:28,177 --> 00:11:30,556
‫اولش بی خیالش شدم
‫اما چند دقیقه بعد برگشت

209
00:11:30,716 --> 00:11:33,031
‫می شناسمت می شناسمت
‫همش این رو می گفت

210
00:11:34,210 --> 00:11:37,524
‫برای یه لحظه خیال کردم من رو شناخته
‫اما واقعا باورم نمیشد

211
00:11:37,855 --> 00:11:39,977
‫گمون نمی کردم هرگز تو اینترنت رفته باشه
‫اما...

212
00:11:41,896 --> 00:11:44,798
‫اما یه چیزی تو عمق وجودم می گفت..

213
00:11:46,672 --> 00:11:47,714
‫اون می دونه

214
00:11:49,123 --> 00:11:51,223
‫می دونه که من ادمی هستم که بمب رو ریختم

215
00:11:51,383 --> 00:11:53,965
‫و خیابونی رو که توش واساده رو
‫کلا نابود کردم

216
00:12:03,094 --> 00:12:04,165
‫می تونی...

217
00:12:05,151 --> 00:12:07,282
‫می تونی این تجربه مرموزت رو توصیف کنی

218
00:12:07,442 --> 00:12:09,245
‫مثل یه رویا

219
00:12:09,746 --> 00:12:12,609
‫آره این شبیه یه رویا بودش
‫کاملا یه رویای عجیب غریب بودش

220
00:12:12,769 --> 00:12:16,015
‫شبیه یه خائن پیر نگاه می کرد
‫که انگار از قصه های پریان در اومده

221
00:12:16,485 --> 00:12:18,516
‫ممکن نبود تنهام بزاره
‫همش من رو نشونه گرفته بود

222
00:12:20,328 --> 00:12:21,492
‫می شناسمت

223
00:12:22,337 --> 00:12:23,834
‫و من تو چشماش نگاه کردم

224
00:12:26,903 --> 00:12:29,020
‫و یه جورایی مشغول شدش
‫دوستانه بودش

225
00:12:29,572 --> 00:12:32,060
‫مثل وقتی که پدرم وقتی کار اشتباهی
‫انجام می دادم من رو نگاه می کرد

226
00:12:32,220 --> 00:12:35,100
‫انگار راز من رو می دونست انگار مهم نبود
‫چی کار کردم نمی تونستم ازش مخفی کنم

227
00:12:35,297 --> 00:12:36,950
‫و اونجا یخ زده بودم

228
00:12:37,384 --> 00:12:40,360
‫تو اون موقع ادما دورمون جمع شدن
‫و ما رو نگاه می کردن

229
00:12:42,656 --> 00:12:45,247
‫نهایتا یکی از ادمای کلیسا اومد و من رو کنار کشید

230
00:12:45,407 --> 00:12:48,140
‫اما پیرمرده
‫اصلا چشماش رو از من برنمی داشت

231
00:12:56,746 --> 00:12:59,389
‫هنوز فکر می کنی زوده درباره
‫پدرت باهات حرف بزنیم؟

232
00:13:01,535 --> 00:13:03,967
‫چرا چون یه لحظه اومد تو سرم؟

233
00:13:06,521 --> 00:13:08,559
‫شما ادما
‫شما ادما چتونه؟

234
00:13:09,187 --> 00:13:11,319
‫یه تیکه نون می ندازم
‫شما حمله بهش می کنید

235
00:13:12,814 --> 00:13:16,701
‫فقط از خودم پرسیدم آلکس
‫چه چیزی درباره اون پیرمرده

236
00:13:17,413 --> 00:13:20,424
‫- بود که تو به فکر پدرت افتادی؟
‫- بزار چیزی رو بهت بگم

237
00:13:20,606 --> 00:13:22,854
‫اگه کسی باشه که معنی گناه رو ندونه

238
00:13:23,014 --> 00:13:24,075
‫پدر منه

239
00:13:24,373 --> 00:13:25,422
‫می دونی چرا؟

240
00:13:25,773 --> 00:13:27,242
‫چون اگه می تونست حس کنه

241
00:13:27,500 --> 00:13:28,946
‫بازمونده نمی موند

242
00:13:30,773 --> 00:13:33,486
‫می دونی
‫پدر من پدرش رو می کشه

243
00:13:33,749 --> 00:13:35,169
‫با دستای خالی

244
00:13:36,816 --> 00:13:38,549
‫آره و حقیقت اینه

245
00:13:41,057 --> 00:13:42,771
‫پسر عاشق اینم که ببینمش اینجا
‫رو این صندلی نشسته

246
00:13:42,931 --> 00:13:45,263
‫یه میدون نبرد باهاش داشته باشی

247
00:13:48,833 --> 00:13:50,092
‫می خوای دربارش حرف بزنی؟

248
00:13:50,877 --> 00:13:52,783
‫حالا توجهت رو جلب کردم

249
00:13:57,193 --> 00:13:59,982
‫گمون نکنم بتونم مثل اون بگم
‫اما سعیم رو می کنم

250
00:14:00,644 --> 00:14:03,390
‫حدودا ۵۰ و خرده ای درسته؟
‫جیم کرو اوکلاهاما

251
00:14:05,677 --> 00:14:09,385
‫بابام ریده بودش به پسرای محلی
‫که می خواستن

252
00:14:09,838 --> 00:14:11,927
‫یه سازمان ضد سیاه تو کارخونه درست کنن

253
00:14:12,298 --> 00:14:14,711
‫سعی کردن پدرم رو تهدید کنن
‫اما بابام شکست نخورد

254
00:14:15,097 --> 00:14:17,399
‫اون یه حرومزاده سرسخته
‫این رو بهش گفتم

255
00:14:17,678 --> 00:14:19,955
‫به هر حال همه چیز بالا رفت

256
00:14:20,580 --> 00:14:21,631
‫و...

257
00:14:22,298 --> 00:14:25,397
‫این خلافکارا به خونه اش حمله کردن

258
00:14:26,080 --> 00:14:28,221
‫عموم رونی جلوی در با یه تفنگ واساده بود

259
00:14:28,381 --> 00:14:30,616
‫بهش شلیک کردن
‫به عمه جنی هم شلیک کردن

260
00:14:30,862 --> 00:14:32,500
‫و بعد اومدن داخل

261
00:14:33,007 --> 00:14:35,458
‫پدرم بقیه خانواده رو برد
‫و فرار کردن به سمت پایین

262
00:14:35,645 --> 00:14:37,683
‫به سمت موتور خونه
‫زیرزمین

263
00:14:37,941 --> 00:14:41,214
‫درست بین موتورخونه و راهرو
‫یه اتاق مخفی بودش

264
00:14:41,698 --> 00:14:43,176
‫پدربزرگم ، باباش

265
00:14:43,642 --> 00:14:44,730
‫خیلی مریض بود

266
00:14:45,069 --> 00:14:47,613
‫از سرطان ریه داشت می مرد
‫و اون...

267
00:14:48,290 --> 00:14:49,661
‫مشخص بود که...

268
00:14:50,280 --> 00:14:52,524
‫خیلی سخت داره نفس می کشه

269
00:14:53,021 --> 00:14:55,218
‫پس پدرم دستش رو برد

270
00:14:55,386 --> 00:14:57,868
‫روی دهن و دماغ باباش
‫و محکم فشار داد

271
00:14:58,028 --> 00:14:59,794
‫وقتی داشتن زیرزمین رو می گشتن

272
00:15:00,626 --> 00:15:02,100
‫سخت فشار می داد

273
00:15:03,747 --> 00:15:05,549
‫وقتی بالاخره رفتن

274
00:15:05,832 --> 00:15:07,282
‫پدربزرگم مرده بود

275
00:15:08,489 --> 00:15:09,677
‫خفه شده بودش

276
00:15:14,717 --> 00:15:15,741
‫همین

277
00:15:16,227 --> 00:15:17,347
‫این..

278
00:15:17,915 --> 00:15:19,704
‫داستان وحشتناکی بود

279
00:15:19,868 --> 00:15:21,996
‫هر سال روز جشن تولد پدربزگم تعریفش می کرد

280
00:15:22,156 --> 00:15:23,367
‫یه سنته

281
00:15:24,074 --> 00:15:26,496
‫و واقعا فکر می کنی
‫هیچ حس گناهی دربارش نداره؟

282
00:15:26,889 --> 00:15:28,054
‫بهت دارم میگم

283
00:15:28,604 --> 00:15:31,580
‫همیشه میگه
‫احساس گناه رو برای سفیدا بزار

284
00:15:32,660 --> 00:15:34,040
‫نمی تونیم داشته باشیمش

285
00:15:37,127 --> 00:15:39,249
‫ممکنه این رو گفته که...

286
00:15:40,174 --> 00:15:42,014
‫خطرناکه که حس گناه داشته باشی

287
00:15:42,174 --> 00:15:43,805
‫یه جورایی نقطه ضعفه

288
00:15:44,711 --> 00:15:46,466
‫شاید این پیغامیه که...

289
00:15:47,030 --> 00:15:48,316
‫تو باهاش بزرگ شدی

290
00:15:48,504 --> 00:15:50,795
‫چی می تونم بگم؟
‫این راه پدرم بودش

291
00:15:50,955 --> 00:15:52,983
‫- اما این راه توه؟
‫- نمی دونم

292
00:15:55,042 --> 00:15:56,713
‫هی این برای من کارسازه

293
00:15:57,220 --> 00:15:59,798
‫نیازی نیست که ازش یه عوضی بسازم
‫مردم پدرم رو دوست دارن

294
00:15:59,958 --> 00:16:01,451
‫زنم عاشقشه

295
00:16:01,738 --> 00:16:03,024
‫باید ببینیش...

296
00:16:03,278 --> 00:16:05,809
‫تو شامهای خانوادگی
‫اون می برش یه گوشه...

297
00:16:06,013 --> 00:16:08,811
‫براش جک تعریف می کنه ... نمی دونم
‫اون می پرستش

298
00:16:09,520 --> 00:16:11,914
‫شاید به همین خاطره که ما
‫به اندازه اش دوام داشتیم

299
00:16:12,984 --> 00:16:15,834
‫دوام داشتی گفتی
‫ماضی استفاده کردی

300
00:16:19,657 --> 00:16:22,004
‫آره راستش به خاطر این امروز
‫اومدم دیدنت

301
00:16:23,102 --> 00:16:25,063
‫یه موضوعی با زنم هست

302
00:16:25,883 --> 00:16:28,756
‫اتفاقی بعد از برگشتم افتاده

303
00:16:29,503 --> 00:16:30,595
‫دیر وقت بودش

304
00:16:31,026 --> 00:16:32,792
‫بچه ها خواب بودن

305
00:16:36,461 --> 00:16:37,756
‫و من زنم رو دیدم

306
00:16:39,071 --> 00:16:41,737
‫- منظورت چیه که میگی زنت رو دیدی؟
‫- بهش نگاه کردم

307
00:16:42,218 --> 00:16:44,739
‫واقعا نگاش کردم

308
00:16:46,190 --> 00:16:48,466
‫جلوی تلویزیون خوابش برده بود

309
00:16:49,833 --> 00:16:52,049
‫برای یه ساعت و نیم بی وقفه

310
00:16:52,289 --> 00:16:54,989
‫اونجا نشستم بدون اینکه
‫چشم ازش بردارم

311
00:16:57,974 --> 00:17:01,129
‫اخرین بار کی زنت رو موقع خواب
‫یه ساعت بی وقفه نگاه کردی؟

312
00:17:02,688 --> 00:17:05,055
‫خب معولا قبل از اینکه اون بخوابه
‫من خوابم برده

313
00:17:06,078 --> 00:17:07,871
‫خب یه بار امتحانش کن
‫سورپرایز میشی

314
00:17:08,211 --> 00:17:09,347
‫چی سورپرایزم می کنه؟

315
00:17:10,595 --> 00:17:12,092
‫کشف می کنی که...

316
00:17:13,974 --> 00:17:15,157
‫دربارش..

317
00:17:16,251 --> 00:17:17,378
‫درباره خودت

318
00:17:20,429 --> 00:17:21,678
‫بهش نگاه می کردم

319
00:17:22,875 --> 00:17:24,593
‫به هر اینچ بدنش

320
00:17:26,235 --> 00:17:27,608
‫با خودم می گفتم...

321
00:17:30,038 --> 00:17:31,662
‫این زن کیه که

322
00:17:33,277 --> 00:17:35,465
‫جلوی تلویزیون رو مبل خوابش برده؟

323
00:17:37,346 --> 00:17:39,299
‫درباره من چی می دونه؟

324
00:17:40,374 --> 00:17:42,440
‫فکر می کنه چی درباره من می دونه؟

325
00:17:43,097 --> 00:17:44,735
‫و دارم چی کار می کنم

326
00:17:45,787 --> 00:17:46,849
‫زندگی با اون

327
00:17:47,145 --> 00:17:49,473
‫تو یه اتاق نشیمن
‫تو یه خونه

328
00:17:49,633 --> 00:17:52,093
‫با بچه ها برای ۱۵ سال گذشته؟

329
00:17:54,647 --> 00:17:55,739
‫می فهمی؟

330
00:18:01,003 --> 00:18:03,134
‫نشسته ام روبه روش درست؟

331
00:18:04,299 --> 00:18:06,407
‫نمی تونست تصور کنه چی تو مغز من می گذره

332
00:18:06,600 --> 00:18:08,051
‫و می دونی چی شد؟

333
00:18:09,513 --> 00:18:10,991
‫دندوناش رو روی هم کشید

334
00:18:12,296 --> 00:18:15,549
‫این اولین باری بود که می دیدم
‫تو خواب دندوناش رو روی هم می کشه

335
00:18:15,711 --> 00:18:17,357
‫و درباره چیز مریضی حرف می زنم

336
00:18:17,892 --> 00:18:18,930
‫ترسان

337
00:18:19,127 --> 00:18:21,901
‫صدایی که از صداش بیرون اومد .. چطور

338
00:18:22,061 --> 00:18:24,305
‫می تونستی الماس رو بین دندوناش ببری خب؟

339
00:18:24,612 --> 00:18:26,434
‫بد حالم رو گرفت

340
00:18:27,245 --> 00:18:30,344
‫- به نظر عصبی کننده میاد
‫- بهت میگم شوکه کننده

341
00:18:30,722 --> 00:18:32,787
‫و ناگهان فهمیدم برای ۱۵ سال پیش

342
00:18:32,947 --> 00:18:35,773
‫این زن خیلی مشغول بوده
‫و وانمود کرده همه چیز خوبه

343
00:18:36,062 --> 00:18:39,864
‫یه مادر خوب باشه یه زن خوب

344
00:18:40,254 --> 00:18:43,047
‫یه مدرس برجسته تو کالج مخابرات

345
00:18:43,244 --> 00:18:46,051
‫یه شخص موثر تو همراهی
‫و معلوم شد که

346
00:18:46,211 --> 00:18:49,188
‫همه چیز رو اون شب از دندوناش گذروند

347
00:18:49,486 --> 00:18:52,485
‫می دونی این خیلی معموله راستش

348
00:18:53,894 --> 00:18:57,528
‫فکر نمی کنن ربطی به استرس داشته باشه

349
00:18:58,406 --> 00:19:01,503
‫به خاطر فک و دندون ها هستش

350
00:19:01,691 --> 00:19:03,123
‫واقعا این رو باور می کنی؟

351
00:19:03,423 --> 00:19:05,761
‫نه به استرس ربط داره

352
00:19:05,928 --> 00:19:07,184
‫برای چی؟

353
00:19:07,355 --> 00:19:08,381
‫برای...

354
00:19:11,249 --> 00:19:13,668
‫اون کاملا یه ادم واپس رونده است

355
00:19:14,397 --> 00:19:16,552
‫همه سرکوفت هاش اون شب بیرون زده میشه

356
00:19:16,819 --> 00:19:17,927
‫تو خوابش

357
00:19:18,677 --> 00:19:20,151
‫پس دندوناش رو روی هم می کشه

358
00:19:21,926 --> 00:19:25,264
‫فکر می کنی میکائیل ممکنه
‫با احساساتش همچین مشکلی رو هم داشته باشه؟

359
00:19:26,719 --> 00:19:29,010
‫فکر می کنی من احساس ندارم؟
‫واسا تا ببینیش

360
00:19:29,338 --> 00:19:31,147
‫همه چیز شبیه ساعت کار می کنه

361
00:19:33,039 --> 00:19:34,799
‫ساعت ... ساعت

362
00:19:34,960 --> 00:19:37,940
‫بچه ها تو یه ساعت مشخص میرن بخوابن

363
00:19:38,289 --> 00:19:39,664
‫از وقتی دو سالشون شده

364
00:19:39,824 --> 00:19:41,749
‫از این زمان حالشون بهم می خوره

365
00:19:42,187 --> 00:19:43,952
‫ما سکس

366
00:19:44,140 --> 00:19:47,135
‫تو یه ساعت و یه شکل ثابت می کنیم
‫و میکایئلا تو یه زمان خاص تو سال

367
00:19:47,304 --> 00:19:48,966
‫می گوزه

368
00:19:49,332 --> 00:19:50,459
‫یه بار تو سال

369
00:19:50,658 --> 00:19:54,179
‫شب بعد از یک شنبه پاک می گوزه
‫می زاره یه بار بگوزه

370
00:19:54,351 --> 00:19:57,767
‫شاید دو تا یه کوچیک
‫نه خیلی و تمومه دیگه

371
00:19:58,123 --> 00:19:59,813
‫گوزیدن بی گوزیدن برای بقیه سال

372
00:19:59,992 --> 00:20:02,217
‫پسر اون یه ادم برنامه ریزی شده است

373
00:20:02,401 --> 00:20:05,126
‫همه احساساتش تحت کنترله

374
00:20:05,710 --> 00:20:08,245
‫به نظر میاد یه کمی ازش عصبانی هستی

375
00:20:12,639 --> 00:20:15,329
‫- نه .. چرا .. چی
‫- فقط به خاطر طرز حرف زدنت دربارش

376
00:20:15,489 --> 00:20:18,175
‫نه بیشتر از برنامه ریزی های زمانی میکائیلا
‫برای عصبانیت من هست

377
00:20:18,335 --> 00:20:21,133
‫عقیده داشتم قبل از صحبتت..

378
00:20:22,883 --> 00:20:25,090
‫شاید یه کمی از خودت عصبانی هستی آلکس

379
00:20:26,503 --> 00:20:30,147
‫منظورم اینه این همه راه رو رفتی تا عرق
‫و هیچ حسی نتونستی پیدا کنی

380
00:20:30,603 --> 00:20:31,713
‫نمی دونم

381
00:20:32,260 --> 00:20:33,260
‫شاید

382
00:20:36,401 --> 00:20:38,710
‫درباره اش با میکائیلا حرف زدی؟

383
00:20:39,311 --> 00:20:40,981
‫البته
‫موقع قهوه صبح

384
00:20:41,141 --> 00:20:43,902
‫گفتش بله عزیزم دندونام رو روی هم کشیدم

385
00:20:44,534 --> 00:20:47,378
‫و تنها الان بهش توجه کردی؟
‫چقدر عزیزی

386
00:20:48,209 --> 00:20:49,843
‫این چیزیه که بهش میگم عشق

387
00:20:50,511 --> 00:20:52,694
‫بعدش گفت
‫عزیزم قهوه ات رو بخور

388
00:20:52,854 --> 00:20:54,301
‫یادته دکتر چی گفت؟

389
00:20:54,461 --> 00:20:57,371
‫از وقتی حمله قلبی داشتم
‫می زاره فقط یه فنجون قهوه تو روز بخورم

390
00:20:57,624 --> 00:21:00,130
‫و اون اسید باطری که بهم دادی
‫قهوه نبودش

391
00:21:00,302 --> 00:21:01,795
‫این حساب نمیشه
‫- باشه

392
00:21:03,139 --> 00:21:06,332
‫پس از اون نگرانی میکائیلا درباره
‫خودت خوشت نیومد

393
00:21:06,511 --> 00:21:08,413
‫رفتاری که باهات مثل مریضا داره؟

394
00:21:11,384 --> 00:21:13,243
‫انگار ... انگار تو ماموریته

395
00:21:13,639 --> 00:21:16,542
‫که می خواد من رو به سرعت برگردونه به هوا
‫میگه من تو وضع خوبیم

396
00:21:16,702 --> 00:21:18,881
‫و من می خوام که در نیروی هوایی رو بزنم
‫که برگردم

397
00:21:19,041 --> 00:21:20,692
‫از کی غرق این شدی؟

398
00:21:20,854 --> 00:21:23,386
‫- دو ماه بعد از حمله قلبیم
‫- باید سخت باشه

399
00:21:23,697 --> 00:21:25,307
‫دور از دنیا باشی

400
00:21:25,923 --> 00:21:28,191
‫نه به عنوان بخشی که بودی...

401
00:21:29,115 --> 00:21:31,087
‫مرکز زندگیت

402
00:21:31,247 --> 00:21:33,951
‫اولا که من هنوز یکی از اونام
‫پس می تونی با این راحت باشی

403
00:21:34,132 --> 00:21:37,404
‫اما تو این مدت نشستن تو خونه
‫فکر کردن به اینکه ممکنه...

404
00:21:37,763 --> 00:21:40,701
‫- که شاید دیگه نتونی پرواز کنی
‫- البته که دوباره پرواز می کنم

405
00:21:40,875 --> 00:21:42,828
‫مردم با صدمات بدتر برگشتن

406
00:21:43,261 --> 00:21:44,791
‫می خوای برگردی آلکس؟

407
00:21:45,875 --> 00:21:47,265
‫وقتی زمانش برسه

408
00:21:48,143 --> 00:21:50,302
‫اما میکائیلا می میره برای برگشتن من

409
00:21:50,722 --> 00:21:52,952
‫و شبی که اونجوری دندونش رو روی هم کشید...

410
00:21:53,112 --> 00:21:56,423
‫آلکس اون تغییری نکردش

411
00:21:56,844 --> 00:21:58,143
‫می خوای چی بگی؟

412
00:21:59,020 --> 00:22:01,893
‫گمونم چیزی تو میکائیلا هست که
‫تو رو واقعا اذیت می کنه

413
00:22:02,072 --> 00:22:04,194
‫چون چیزی رو نشون میده

414
00:22:04,372 --> 00:22:06,635
‫که داخل تو هست
‫و نمی تونی باهاش زندگی کنی

415
00:22:07,216 --> 00:22:08,226
‫مثل چی؟

416
00:22:08,402 --> 00:22:10,693
‫مثل میلت به پرواز دوباره

417
00:22:11,548 --> 00:22:15,125
‫من صد در صد متقاعد نشدم که
‫تو واقعا بخوای برگردی

418
00:22:17,776 --> 00:22:19,137
‫شاید چون...

419
00:22:20,354 --> 00:22:23,203
‫تو برای بخشیدن خودت مشکلی داری

420
00:22:26,213 --> 00:22:29,279
‫خیلی خب همه اینا تصمیم من رو برای
‫ترک خونه تقویت می کنه

421
00:22:30,528 --> 00:22:31,589
‫چی؟

422
00:22:34,676 --> 00:22:35,701
‫چرا؟

423
00:22:36,028 --> 00:22:37,399
‫آره .نمی دونم...

424
00:22:39,291 --> 00:22:41,361
‫بیجاست این رو سال ها بندازی بره

425
00:22:41,955 --> 00:22:44,547
‫وقتی یه نفر تصمیم می گیره
‫زنش رو دوست نداشته باشه

426
00:22:44,763 --> 00:22:47,106
‫نباید خونه اش رو ترک کنه
‫نه؟

427
00:22:47,622 --> 00:22:48,980
‫تمومه مرده

428
00:22:49,244 --> 00:22:51,159
‫دوستایی رو داشتم که نتیجه اش رو دیدن

429
00:22:51,338 --> 00:22:53,817
‫سه ساله دارن میرن پیش روانشناس و هنوز از هم جدا هستن

430
00:22:53,996 --> 00:22:56,460
‫پس چه فایده ای داره؟
‫من میگم این کثافت رو ببر تموم شه

431
00:22:56,657 --> 00:22:58,347
‫فکر نمی کنی یه کمی زیاده رویه؟

432
00:22:58,507 --> 00:23:00,901
‫منظورم اینه راهی برای غلبه به بحران هست

433
00:23:01,082 --> 00:23:03,223
‫می دونی چی می فهمم؟

434
00:23:05,392 --> 00:23:06,894
‫که هیچ وقت دوستش نداشتم

435
00:23:07,749 --> 00:23:08,932
‫میکائیلا رو

436
00:23:10,729 --> 00:23:14,280
‫می دونی این یعنی چی؟
‫این چه فهم وحشتناکیه؟

437
00:23:17,370 --> 00:23:19,088
‫انتظار داری چی کار کنم؟

438
00:23:19,694 --> 00:23:21,670
‫یه معشوقه مثل بابام پیدا کنم؟

439
00:23:23,304 --> 00:23:26,755
‫- شروع کنم شبا دیر خونه بیام؟
‫دیگه حتی دلیل خوبی هم ندارم

440
00:23:27,360 --> 00:23:29,961
‫نمی خوام کاری جز نشستن و تلویزیون دیدن کنم

441
00:23:31,015 --> 00:23:32,264
‫که چی؟

442
00:23:35,710 --> 00:23:36,912
‫عصبی شدی

443
00:23:37,541 --> 00:23:38,865
‫نه من فقط..

444
00:23:41,307 --> 00:23:44,297
‫- یه کمی نگران شدم
‫- خب نباش

445
00:23:45,623 --> 00:23:47,707
‫- حس راحتی می کنم
‫- نه مطمئنم

446
00:23:47,876 --> 00:23:49,883
‫باید راحتی وحشتناکی باشه
‫این فقط...

447
00:23:51,263 --> 00:23:52,530
‫فرار کردنه

448
00:23:53,493 --> 00:23:56,212
‫- اما اعتقاد ندارم که این راه حله
‫- چرا نه؟

449
00:23:58,767 --> 00:24:00,832
‫قراره از خودم بپرسم

450
00:24:02,429 --> 00:24:03,774
‫کی رو واقعا ترک می کنی؟

451
00:24:03,940 --> 00:24:07,025
‫شاید ترکش می کنی چون اون
‫بازتاب ترسهای تو هستش

452
00:24:07,199 --> 00:24:09,212
‫شاید خودت رو ترک می کنی

453
00:24:09,890 --> 00:24:10,890
‫نه زنت رو

454
00:24:13,523 --> 00:24:14,523
‫بی ربطه

455
00:24:15,278 --> 00:24:18,133
‫دلیلی برای برگشت ندارم
‫تموم کردیم

456
00:24:20,051 --> 00:24:23,572
‫دربارش چیزی بهش گفتی؟

457
00:24:24,445 --> 00:24:25,619
‫نه هنوز

458
00:24:26,412 --> 00:24:28,159
‫اومدم اولش با تو مشورت کنم

459
00:24:28,342 --> 00:24:30,502
‫این واقعا یه مشاوره است؟

460
00:24:31,645 --> 00:24:33,006
‫چون چیزی رو می دونی؟

461
00:24:33,166 --> 00:24:37,044
‫دوباره من شبیه مهری هستم که پای تصمیمی که
‫تو از قبل گرفتی می خورم

462
00:24:38,474 --> 00:24:41,544
‫نه برعکس این جلسه
‫محکمش کرد

463
00:24:41,704 --> 00:24:43,000
‫می تونی برای خودت بر داریش

464
00:24:43,306 --> 00:24:45,551
‫چرا اعتبارش رو میدی به من؟

465
00:24:47,023 --> 00:24:49,666
‫می دونی
‫این تو نیستی که اعتبارش رو به من میدی

466
00:24:49,860 --> 00:24:51,840
‫چیزی که واقعا انجام میدی
‫و ازم می خوای

467
00:24:52,000 --> 00:24:55,028
‫اینه که مسئولیت تصمیم تو رو به عهده بگیرم

468
00:24:56,541 --> 00:24:57,743
‫و می دونی چیه؟

469
00:24:58,851 --> 00:25:01,471
‫این من نیستم که تصمیمات رو می گیرم
‫تویی

470
00:25:01,742 --> 00:25:03,568
‫تو می دونستی قبل از اومدن اینجا

471
00:25:03,728 --> 00:25:05,663
‫می خوای برگردی به عراق

472
00:25:05,823 --> 00:25:09,784
‫می دونستی قبل از حرف زدن درباره
‫دندون رو هم کشیدن میکائیلا

473
00:25:10,041 --> 00:25:12,191
‫زندگیت تو دردسرای عمیقی افتاده بود

474
00:25:12,712 --> 00:25:16,027
‫این مشاوره ای نیست که تو بشینی رو صندلی

475
00:25:16,372 --> 00:25:18,438
‫تو یه هفته اخیر با اجازه من

476
00:25:25,689 --> 00:25:27,651
‫این حرفا

477
00:25:28,924 --> 00:25:32,520
‫درونت رو به جوش و خروش انداخت
‫جوش و خروشی برای خیلی خیلی وقت پیش آلکس؟

478
00:25:39,159 --> 00:25:40,234
‫باید برم

479
00:25:42,502 --> 00:25:44,502
‫همون طور که می گفتی وقتم تمومه

480
00:25:55,458 --> 00:25:56,932
‫هی نگران نباش

481
00:25:57,301 --> 00:25:58,737
‫مسئولیتت رو نگه می دارم

482
00:26:01,587 --> 00:26:08,670
‫www.TvCenter.Co
‫:.:. DarkTime .:.:..

