1
00:00:00,517 --> 00:00:02,783
‫انچه گذشت...

2
00:00:03,746 --> 00:00:05,624
‫واقعا یادم نمی یاد چه اتفاقی افتاد

3
00:00:05,625 --> 00:00:06,809
‫سوار دوچرخه ام بودم

4
00:00:06,810 --> 00:00:08,611
‫و یه ماشین زد بهم

5
00:00:08,612 --> 00:00:10,199
‫بعدش چی بهت گفتن؟

6
00:00:10,200 --> 00:00:12,467
‫که با دچرخه ام رو خیابون پرواز کردم

7
00:00:12,583 --> 00:00:13,522
‫گفتن که باید

8
00:00:13,523 --> 00:00:15,073
‫نظر یه روانشناس رو داشته باشم

9
00:00:15,074 --> 00:00:15,703
‫چون

10
00:00:15,738 --> 00:00:17,464
‫شرکت بیمه ماشینی که بهم زدش

11
00:00:17,465 --> 00:00:18,735
‫با صدمات من مشکلی رو داره

12
00:00:18,736 --> 00:00:20,283
‫با پدرت چطوری؟

13
00:00:20,401 --> 00:00:22,127
‫اون تنها شخصی هست تو دنیا

14
00:00:22,128 --> 00:00:23,560
‫که واقعا من رو دوست داره

15
00:00:24,264 --> 00:00:25,826
‫اون و سای

16
00:00:25,827 --> 00:00:27,000
‫سای کیه؟

17
00:00:27,764 --> 00:00:29,196
‫این سای ِ

18
00:00:29,375 --> 00:00:30,702
‫مربی منه

19
00:00:45,154 --> 00:00:46,457
‫سلام؟

20
00:00:47,435 --> 00:00:48,610
‫سوفی

21
00:00:48,611 --> 00:00:50,229
‫- ماشین رو نگه دار
‫- آروم باش

22
00:00:50,230 --> 00:00:51,762
‫می خوام پیاده شم

23
00:00:51,904 --> 00:00:53,254
‫شنیدی چی گفتم؟

24
00:00:53,255 --> 00:00:54,511
‫- آروم باش

25
00:00:54,512 --> 00:00:56,317
‫- می خوام پیاده برم
‫- بارون میادش

26
00:00:56,318 --> 00:00:57,682
‫برام مهم نیست که بارون میادش

27
00:00:57,683 --> 00:00:58,763
‫- می خوام پیاده برم
‫- نه

28
00:00:58,764 --> 00:01:00,923
‫- تا اونجا خیلی راهه
‫- باشه

29
00:01:00,924 --> 00:01:01,997
‫سوفی

30
00:01:02,285 --> 00:01:03,506
‫سوفی

31
00:01:21,099 --> 00:01:38,317
‫www.Tvcenter.Co
‫:.:. DarkTime .:.:..

32
00:01:41,738 --> 00:01:43,629
‫- خوبی...؟
‫- خوبم

33
00:01:43,815 --> 00:01:45,048
‫خوبم

34
00:01:50,586 --> 00:01:53,862
‫سای گفت باید تجربه زیر بارون رفتن رو داشته باشی

35
00:01:53,943 --> 00:01:55,469
‫من هم تجربه اش کردم

36
00:01:55,678 --> 00:01:57,369
‫برات لباس خشک بیارم

37
00:01:57,370 --> 00:01:58,556
‫خوبم

38
00:01:59,678 --> 00:02:00,559
‫واقعا؟

39
00:02:00,582 --> 00:02:02,778
‫مطمئنی نمی خوای راحت تر نمیشی اگه...

40
00:02:04,076 --> 00:02:05,426
‫یه لحظه واسا

41
00:02:30,832 --> 00:02:32,123
‫بفرما

42
00:02:32,728 --> 00:02:34,219
‫برای دخترت هستن؟

43
00:02:34,415 --> 00:02:36,176
‫ازش پرسیدی ایراد نداره؟

44
00:02:36,177 --> 00:02:38,138
‫نه اما مطمئنم از نظرش ایرادی نداره

45
00:02:38,231 --> 00:02:40,028
‫لباسای خودت رو می ندازم تو خشک شویی

46
00:02:40,029 --> 00:02:42,054
‫تا اخر جلسمون خشک میشن

47
00:02:44,700 --> 00:02:46,461
‫خب باید کمکم کنی

48
00:02:47,685 --> 00:02:48,895
‫نمی تونم خودم لباس بپوشم

49
00:02:48,896 --> 00:02:50,457
‫از وقتی تصادف کردم

50
00:02:54,332 --> 00:02:56,351
‫می خوای کمکم کنی یا نه؟

51
00:02:59,287 --> 00:03:00,836
‫تا حالا چیزی درباره چتر شنیدی

52
00:03:00,837 --> 00:03:03,326
‫بچه جون؟
‫خدای من

53
00:03:07,555 --> 00:03:08,517
‫عزیزم نگاش کن

54
00:03:08,518 --> 00:03:11,008
‫همش پوست و استخوونی نه؟

55
00:03:11,937 --> 00:03:14,203
‫خیلی خب اینا رو برات خشک می کنم

56
00:03:14,204 --> 00:03:16,021
‫قبل از اینکه بری

57
00:03:17,794 --> 00:03:19,472
‫چطور با دو تا دست شکسته

58
00:03:19,473 --> 00:03:22,150
‫- زندگی می کنی؟
‫- زندگی نمی کنم

59
00:03:23,460 --> 00:03:26,055
‫چی ، یه دست برات کافی نبودش؟

60
00:03:27,931 --> 00:03:29,141
‫خیلی خب

61
00:03:30,237 --> 00:03:31,293
‫می دونی من دستم رو شکوندم

62
00:03:31,294 --> 00:03:33,149
‫وقتی ۱۲ سالم بود رولر اسکیت داشتم

63
00:03:33,150 --> 00:03:34,626
‫و بهترین چیز دربارش

64
00:03:34,627 --> 00:03:36,353
‫می تونستم داداش کوچولوم رو بزنم

65
00:03:36,354 --> 00:03:39,218
‫وقتی اذیتم می کردش

66
00:03:39,219 --> 00:03:41,341
‫که همیشه این اتفاق می افتاد

67
00:03:42,476 --> 00:03:45,094
‫خیلی خب بریم سراغ کفشات

68
00:03:57,151 --> 00:03:58,313
‫اون باحاله

69
00:03:58,492 --> 00:04:00,477
‫- کیت؟
‫- آره

70
00:04:02,350 --> 00:04:03,782
‫عالیه

71
00:04:05,205 --> 00:04:06,426
‫درسته

72
00:04:10,220 --> 00:04:11,887
‫می تونی خیلی چیزا رو از همسرت یاد بگیری

73
00:04:11,888 --> 00:04:13,718
‫درباره اینکه چطور با مردم حرف بزنی

74
00:04:19,076 --> 00:04:21,448
‫کاش می تونست من رو ببره باشگاه

75
00:04:21,449 --> 00:04:23,750
‫می تونست تو صورت همه حقیقت رو بگه

76
00:04:23,751 --> 00:04:26,167
‫می خوای به کی راستش رو بگه؟

77
00:04:28,627 --> 00:04:30,318
‫ارزیابی من رو نوشتی؟

78
00:04:30,319 --> 00:04:31,269
‫نه

79
00:04:31,880 --> 00:04:33,970
‫- تو چی؟
‫- چه مسخره بازیه؟

80
00:04:34,122 --> 00:04:35,578
‫چرا ننوشتی؟

81
00:04:35,859 --> 00:04:36,985
‫به خاطر این من اینجام

82
00:04:36,986 --> 00:04:38,618
‫همه چیزیه که ازت می خوام

83
00:04:38,699 --> 00:04:40,695
‫اون ارزیابی مسخره

84
00:04:41,673 --> 00:04:43,198
‫راستش فکر نمی کنم تو رو به اندازه کافی

85
00:04:43,199 --> 00:04:44,785
‫شناخته باشم

86
00:04:45,095 --> 00:04:46,716
‫هنوز ، سوفی

87
00:04:47,870 --> 00:04:49,760
‫پس چرا درباره خودت ننوشتی؟

88
00:04:57,139 --> 00:04:58,443
‫خب سعی کردم

89
00:04:59,882 --> 00:05:01,526
‫با پدرم ، اما

90
00:05:01,600 --> 00:05:03,455
‫سرش با نمایشگاهش خیلی شلوغه

91
00:05:03,824 --> 00:05:06,067
‫- هنرمنده؟
‫- عکاس

92
00:05:06,068 --> 00:05:07,838
‫از کلمه هنرمند متنفره

93
00:05:08,871 --> 00:05:10,726
‫همیشه تو خونه نمایشگاه می زاره

94
00:05:10,727 --> 00:05:12,836
‫چون مخالف گالری هاست

95
00:05:18,639 --> 00:05:19,563
‫به هر حال

96
00:05:19,564 --> 00:05:21,266
‫گفتش کاملا غیر حرفه ای هست که

97
00:05:21,267 --> 00:05:23,231
‫من برای خودم ارزیابی بنویسم

98
00:05:23,232 --> 00:05:25,043
‫و بخوای صدای اردک در بیاری

99
00:05:27,171 --> 00:05:28,580
‫صدای اردک در میاری؟

100
00:05:28,788 --> 00:05:31,629
‫نه

101
00:05:31,630 --> 00:05:33,085
‫قول میدم

102
00:05:38,958 --> 00:05:41,012
‫و سعی کردم این رو برای مادرم بنویسم

103
00:05:41,013 --> 00:05:42,570
‫موفقیت امیز نبودش...

104
00:05:42,859 --> 00:05:44,268
‫مشخصا

105
00:05:44,464 --> 00:05:45,967
‫چرا میگی مشخصا؟

106
00:05:45,968 --> 00:05:48,051
‫چون اون کاملا

107
00:05:48,321 --> 00:05:49,694
‫ابزاری و ادم تاخیر اندازیه

108
00:05:49,695 --> 00:05:52,012
‫یه ادم ابزاری و تاخیر انداز؟

109
00:05:53,229 --> 00:05:54,414
‫آره

110
00:05:54,626 --> 00:05:56,057
‫دعوامون شده بود
‫و من اینجوری بودم که

111
00:05:56,058 --> 00:05:58,313
‫اصلا بهش نیازی ندارم

112
00:05:58,767 --> 00:06:00,047
‫پس رفتم

113
00:06:03,580 --> 00:06:05,834
‫رفتم به اپارتمان نزدیک باشگاه

114
00:06:05,838 --> 00:06:07,599
‫جایی که دخترای خارجی زندگی می کنن

115
00:06:07,925 --> 00:06:10,614
‫بهشون گفتم پدر مادرم رفتن خارج از شهر

116
00:06:10,725 --> 00:06:12,204
‫اونا گذاشتن برم پیششون

117
00:06:19,558 --> 00:06:20,743
‫و بعدش سعی کردم برم پیش سای

118
00:06:20,744 --> 00:06:21,988
‫تا کمکم کنه بنویسمش

119
00:06:22,296 --> 00:06:23,481
‫اما اون سرش خیلی شلوغ بود

120
00:06:23,482 --> 00:06:26,018
‫برای تمرین بقیه

121
00:06:26,456 --> 00:06:27,760
‫پس نتونستم

122
00:06:29,906 --> 00:06:32,383
‫خب چرا تو و مادرت دعواتون شد

123
00:06:32,384 --> 00:06:35,192
‫به جای اینکه نامه ارزیابی رو با هم بنویسید؟

124
00:06:35,805 --> 00:06:38,377
‫واقعا می خواست برام بنویسش

125
00:06:38,427 --> 00:06:40,857
‫و من گفتم نه مامان خودم می تونم

126
00:06:40,858 --> 00:06:41,842
‫و گفتش

127
00:06:41,843 --> 00:06:43,487
‫ما تا المپیک بعدی هستیم

128
00:06:43,653 --> 00:06:45,332
‫و من گفتم برو بمیر

129
00:06:45,965 --> 00:06:47,069
‫و رفتم

130
00:06:47,115 --> 00:06:48,348
‫پس نمی خواستی بنویسش

131
00:06:48,349 --> 00:06:49,420
‫فقط

132
00:06:49,666 --> 00:06:51,363
‫می خواستی کمکت کنه

133
00:06:51,364 --> 00:06:53,150
‫- که چی . اصلاحش کنه؟
‫- مهم نبود

134
00:06:53,151 --> 00:06:55,174
‫زیاد دعوا می کردیم

135
00:06:55,175 --> 00:06:57,459
‫اما این دفعه سوفی

136
00:06:58,019 --> 00:06:59,346
‫از خونه رفتی

137
00:07:01,956 --> 00:07:04,116
‫- خب؟
‫- این کار رو قبلا هم انجام دادی؟

138
00:07:05,223 --> 00:07:07,253
‫- نه
‫- پس بعضی چیزا تو این دعوای

139
00:07:07,254 --> 00:07:09,462
‫به خصوص فرق می کردش

140
00:07:10,318 --> 00:07:12,514
‫فکر می کنی چی فرق می کردش؟

141
00:07:19,650 --> 00:07:22,832
‫از خونه اومدی

142
00:07:23,094 --> 00:07:24,984
‫یا امروز داری از باشگاه میایی؟

143
00:07:25,019 --> 00:07:27,590
‫- باشگاه
‫- باشگاه دور نیستش؟

144
00:07:27,773 --> 00:07:29,170
‫به همین خاطر دیر کردم

145
00:07:30,172 --> 00:07:31,429
‫سوفی

146
00:07:32,834 --> 00:07:35,299
‫قبل از اینکه برسی

147
00:07:36,054 --> 00:07:38,665
‫یه تلفن داشتم و...

148
00:07:39,334 --> 00:07:40,825
‫شنیدم که از یکی می خواستی

149
00:07:40,826 --> 00:07:42,645
‫بزاره از ماشین پیاده شی

150
00:07:46,910 --> 00:07:48,799
‫خب من ... سعی کردم بهت زنگ بزنم

151
00:07:48,800 --> 00:07:50,785
‫تا بگم که تو راهم

152
00:07:50,854 --> 00:07:52,392
‫اما .. بعدش گفتم

153
00:07:52,393 --> 00:07:54,814
‫همش پنج دقیقه راهه پس...

154
00:07:55,634 --> 00:07:56,392
‫گفتم که قطع کنم

155
00:07:56,393 --> 00:07:57,895
‫قبل از اینکه وصل بشه

156
00:07:58,980 --> 00:08:00,201
‫با پدرت بودی؟

157
00:08:00,202 --> 00:08:01,833
‫می تونستی قطع کنی می دونی؟

158
00:08:02,298 --> 00:08:03,436
‫یا همیشه فال گوش وامیستی

159
00:08:03,437 --> 00:08:05,140
‫و به حرفای ادمای دیگه گوش میدی؟

160
00:08:05,141 --> 00:08:06,346
‫سوفی اگه تو بیمار منی

161
00:08:06,347 --> 00:08:07,392
‫ازت می پرسم فکر می کنی

162
00:08:07,393 --> 00:08:08,636
‫تصادفی بود که من

163
00:08:08,637 --> 00:08:10,117
‫این مکالمه رو شنیدم

164
00:08:10,118 --> 00:08:11,545
‫اما من بیمار تو نیستم

165
00:08:11,546 --> 00:08:12,825
‫من ممکن نیست بیام پیش یه روان شناس

166
00:08:12,826 --> 00:08:14,548
‫که فکر کنم همش مشغول استراق سمعه

167
00:08:14,583 --> 00:08:16,051
‫میرم بیرون

168
00:08:18,346 --> 00:08:19,637
‫پس پدرت اوردت اینجا؟

169
00:08:19,638 --> 00:08:21,317
‫بهت که گفتم باهاش دعوا کردم

170
00:08:21,318 --> 00:08:23,403
‫فکر می کنم که گفتی با مادرت دعوا کردی

171
00:08:24,879 --> 00:08:26,005
‫این ربطی به تو نداره

172
00:08:26,018 --> 00:08:27,497
‫که با کی اومدم اینجا

173
00:08:35,773 --> 00:08:38,239
‫قبلا گفتی که دوست داری

174
00:08:38,240 --> 00:08:40,382
‫کیت با تو به باشگاه بیادش

175
00:08:41,115 --> 00:08:42,875
‫می خوای کیت تو باشگاه

176
00:08:42,876 --> 00:08:44,837
‫به دخترا چی بگه؟

177
00:08:50,372 --> 00:08:52,768
‫لباس های دخترت خیلی ناجورن

178
00:08:53,664 --> 00:08:55,132
‫چیش خنده داره؟

179
00:08:56,051 --> 00:08:58,775
‫- چیشون نافرمن؟
‫- زشتن

180
00:09:01,016 --> 00:09:02,249
‫خب

181
00:09:06,332 --> 00:09:07,423
‫امروز واقعا تو سطح ارزیابی نیستم

182
00:09:07,424 --> 00:09:09,326
‫نه؟

183
00:09:12,502 --> 00:09:13,887
‫احمقانه است

184
00:09:14,821 --> 00:09:17,440
‫باید برم . لباسام خشک شدن؟

185
00:09:17,445 --> 00:09:20,063
‫- فکر نکنم
‫- خب میشه بری چک کنی؟

186
00:09:22,444 --> 00:09:23,852
‫و به کیت زنگ بزن چون می خوام

187
00:09:23,853 --> 00:09:25,709
‫کمکم کنه که بپوشمشون

188
00:09:28,485 --> 00:09:30,187
‫شما واقعا چه ادمایی هستین

189
00:09:30,188 --> 00:09:32,537
‫نمی تونم باور کنم دارم برای اینا پول هم میدم

190
00:09:37,558 --> 00:09:38,684
‫چرا قبلا بهم نگفتی که

191
00:09:38,685 --> 00:09:40,588
‫حرفای من رو شنیدی؟

192
00:09:40,969 --> 00:09:42,953
‫منتظر بودم تو بهم بگی

193
00:09:42,954 --> 00:09:44,105
‫پس الان دروغگو هم شدم؟

194
00:09:44,106 --> 00:09:46,255
‫نگفتم که دروغگویی سوفی

195
00:09:46,728 --> 00:09:48,172
‫این چیزیه که بهش فکر می کنی

196
00:09:58,481 --> 00:10:01,052
‫چرا نیاز داری که کیت باهات تا باشگاه بیاد؟

197
00:10:01,213 --> 00:10:02,610
‫بهش نیازی ندارم که این کار رو کنه

198
00:10:03,329 --> 00:10:05,783
‫می تونم ازت چیزی بپرسم؟

199
00:10:06,130 --> 00:10:08,584
‫چه مدته که با اون دخترای

200
00:10:08,690 --> 00:10:11,167
‫- تو باشگاهی؟
‫- اونا اشغالن

201
00:10:11,496 --> 00:10:12,764
‫همشون

202
00:10:12,823 --> 00:10:15,712
‫کل اونجا پر از دورنگی و عوضی بازیه

203
00:10:16,051 --> 00:10:17,895
‫می دونستی هر دختری که اونجاست

204
00:10:17,907 --> 00:10:20,044
‫با میا یا انا هستن غیر از من؟

205
00:10:20,121 --> 00:10:21,283
‫این رو می دونن

206
00:10:21,318 --> 00:10:23,232
‫فقط کاری دربارش نمی کنن

207
00:10:24,008 --> 00:10:25,629
‫تقویتش هم می کنن

208
00:10:25,746 --> 00:10:27,437
‫این دخترا میا و آنا

209
00:10:27,438 --> 00:10:28,998
‫دوستای تو هستن؟

210
00:10:29,642 --> 00:10:31,156
‫تو اون دخترا رو نمی شناسی؟

211
00:10:31,468 --> 00:10:34,767
‫دخترای با مزه ای هستن به خصوص آنا

212
00:10:35,800 --> 00:10:37,033
‫Rexic

213
00:10:38,428 --> 00:10:39,826
‫Anorexic.
‫(ترس عصبی از کم اشتهایی)

214
00:10:40,579 --> 00:10:43,138
‫خیلی خب و میا پر اشتهاست؟

215
00:10:43,139 --> 00:10:44,949
‫تو تیزیا

216
00:10:45,484 --> 00:10:46,670
‫ممنون

217
00:10:49,289 --> 00:10:51,613
‫خب دخترای تو باشگاه
‫یا ترس از کم اشتهایی دارن یا پرخورن

218
00:10:51,614 --> 00:10:52,647
‫به جز تو؟

219
00:10:52,648 --> 00:10:54,830
‫طور دیگه نمی تونی وزنت رو پایین نگه داری

220
00:10:55,196 --> 00:10:57,767
‫و اگه به اندازه کافی لاغر نباشی
‫نمی تونی رقابت کنی

221
00:10:57,873 --> 00:10:59,435
‫پس انتخابی نداری داری؟

222
00:10:59,436 --> 00:11:01,045
‫اما کی گفته نمی تونی رقابت کنی؟

223
00:11:01,046 --> 00:11:02,544
‫سای و رجینا

224
00:11:04,120 --> 00:11:06,316
‫رجینا مربی بدن سازی ماست

225
00:11:07,915 --> 00:11:09,522
‫همه دخترا دور و بر سای می گردن

226
00:11:09,523 --> 00:11:11,742
‫مثل یه مشت هرزه

227
00:11:12,059 --> 00:11:14,242
‫سای این خوب بودش؟

228
00:11:14,243 --> 00:11:16,685
‫سای میشه بهم نشون بدی چطور
‫این حرکت رو انجام دادی؟

229
00:11:16,686 --> 00:11:18,644
‫سای من دارم می افتم

230
00:11:18,645 --> 00:11:20,829
‫دستات رو بزار بین پاهام

231
00:11:22,889 --> 00:11:24,638
‫اما رجینا نه
‫چون روس هستش

232
00:11:24,650 --> 00:11:27,621
‫اون استعدادیابی لعنتیش مثل بمب اتمه

233
00:11:28,020 --> 00:11:29,817
‫و تو اخر روز

234
00:11:29,818 --> 00:11:31,957
‫سای و رجینا برای همه چیز تصمیم می گیرن

235
00:11:31,958 --> 00:11:33,164
‫کی رقابت کنه

236
00:11:33,165 --> 00:11:35,277
‫کی وزنش زیاده و نمی تونه رقابت کنه

237
00:11:38,950 --> 00:11:40,688
‫بعد از تصادف من

238
00:11:40,887 --> 00:11:42,342
‫کرن اسکات و ادری انگلند

239
00:11:42,343 --> 00:11:43,799
‫اومدن دیدن من

240
00:11:44,198 --> 00:11:47,232
‫قیافه شون شبیه مادرمرده ها بودش

241
00:11:47,256 --> 00:11:49,052
‫انگار درد من رو حس می کردن

242
00:11:49,440 --> 00:11:51,213
‫اما می دونستم که خوشحالن

243
00:11:51,303 --> 00:11:52,582
‫من هم خوشحال میشدم اگه

244
00:11:52,583 --> 00:11:53,757
‫برای یکی از اونا همچین اتفاقی می افتاد

245
00:11:53,758 --> 00:11:56,330
‫درست قبل از انتخاب برای المپیک

246
00:11:57,137 --> 00:11:58,405
‫راستش رو بگم

247
00:11:59,257 --> 00:12:00,654
‫اگه من بودم

248
00:12:00,938 --> 00:12:03,028
‫کاری که شرلی کرد رو می کردم

249
00:12:03,300 --> 00:12:05,003
‫حتی دیدنم هم نیومدش

250
00:12:05,241 --> 00:12:07,154
‫من و اون بهترین دوستای

251
00:12:07,155 --> 00:12:08,752
‫هم بودیم

252
00:12:08,753 --> 00:12:10,218
‫اینجوری که

253
00:12:10,582 --> 00:12:12,014
‫حاضرم برات بمیرم

254
00:12:12,015 --> 00:12:13,987
‫فقط برو از جلوی چشمم کنار

255
00:12:14,866 --> 00:12:16,556
‫حداقل صادقانه بودش

256
00:12:26,123 --> 00:12:27,309
‫اونا دارن فردا میرن

257
00:12:27,310 --> 00:12:29,657
‫برای تمرین به کالیفورنیا

258
00:12:29,819 --> 00:12:31,498
‫و من هیچ جایی برای رفتن ندارم

259
00:12:31,838 --> 00:12:32,671
‫نمی زارن تنها

260
00:12:32,672 --> 00:12:34,504
‫تو آپارتمان بمونم

261
00:12:34,571 --> 00:12:36,332
‫اونا به سای قول دادن که می تونم برم

262
00:12:36,354 --> 00:12:37,740
‫حتی اگه نتونم تمرین کنم

263
00:12:37,741 --> 00:12:40,528
‫اما الان میگن که نظرشون عوض شده

264
00:12:40,529 --> 00:12:43,149
‫- کیا؟
‫- اسپانسرها

265
00:12:43,150 --> 00:12:44,633
‫آدمای پولدار

266
00:12:46,447 --> 00:12:47,609
‫به هر حال

267
00:12:47,706 --> 00:12:49,444
‫یه دعوا باهاش داشتم

268
00:12:51,295 --> 00:12:53,092
‫این چیزی بود که پشت تلفن شنیدی

269
00:12:53,191 --> 00:12:54,764
‫تقصیر اون نبودش

270
00:13:02,666 --> 00:13:04,450
‫چرا اینقدر برات مهمه

271
00:13:04,451 --> 00:13:05,860
‫که باهاشون بری؟

272
00:13:06,353 --> 00:13:07,633
‫به کمپ؟

273
00:13:09,486 --> 00:13:10,977
‫همه میرن اونجا

274
00:13:11,861 --> 00:13:15,219
‫منظورت ، کرن آدری و شرلی هستش؟

275
00:13:16,170 --> 00:13:18,272
‫اما گفتی نمی تونی تو روشن واسی

276
00:13:18,391 --> 00:13:19,800
‫گفتی حتی ازشون خوشت نمی یاد

277
00:13:19,801 --> 00:13:21,802
‫و نمی تونی تمرین هم کنی

278
00:13:21,803 --> 00:13:22,753
‫نمی فهمم چرا

279
00:13:22,754 --> 00:13:25,396
‫- اینقدر برات مهمه
‫- مهم نیست

280
00:13:27,808 --> 00:13:29,840
‫اما دارم به اینده اش نگاه می کنم

281
00:13:33,553 --> 00:13:35,549
‫به نظر...

282
00:13:35,772 --> 00:13:37,956
‫تو و سای...

283
00:13:39,929 --> 00:13:41,514
‫- خیلی نزدیکین
‫- نه

284
00:13:41,515 --> 00:13:43,487
‫چرا؟
‫می تونی درباره تلفن بگی؟

285
00:13:43,488 --> 00:13:45,736
‫گفتی که می خواست تو رو به کمپ ببره

286
00:13:46,973 --> 00:13:49,756
‫با وجود اینکه تو مصدوم هستی

287
00:13:49,769 --> 00:13:51,496
‫و .. سعی نکرد که برسونت اینجا؟

288
00:13:51,497 --> 00:13:52,977
‫سر راهش بود

289
00:13:53,668 --> 00:13:54,865
‫می خواست که برم به کمپ

290
00:13:54,866 --> 00:13:56,874
‫که حداقل تمرین ها رو ببینم

291
00:13:56,875 --> 00:13:58,710
‫تا تمرکزم رو از دست ندم

292
00:13:59,256 --> 00:14:00,559
‫اما نه

293
00:14:00,656 --> 00:14:03,133
‫اون دیگه نمی تونست پول دارلین رو بده

294
00:14:03,134 --> 00:14:05,247
‫- دارلین؟
‫- همسر سای

295
00:14:05,775 --> 00:14:08,359
‫پول اون و دینا رو باید بده

296
00:14:08,645 --> 00:14:11,017
‫دینا همون بچه ای هست که ازش پرستاری می کردی؟

297
00:14:14,316 --> 00:14:15,843
‫چرا متوقفش کردی؟

298
00:14:15,853 --> 00:14:17,427
‫کی گفت که متوقفش کردم؟

299
00:14:18,312 --> 00:14:19,897
‫هفته پیش این رو بهت گفتم؟

300
00:14:21,847 --> 00:14:24,066
‫برای یه ادم پیر حافظه ی خوبی داری

301
00:14:26,659 --> 00:14:28,091
‫ممنون

302
00:14:29,240 --> 00:14:30,790
‫پس چرا دیگه نرفتی؟

303
00:14:31,219 --> 00:14:32,945
‫اونا دیگه بهم نیاز نداشتن

304
00:14:34,105 --> 00:14:35,254
‫دینا قبلا مشکلات

305
00:14:35,255 --> 00:14:37,228
‫تنفسی داشت اما

306
00:14:37,378 --> 00:14:38,669
‫بعدش که جراحی کرد

307
00:14:38,670 --> 00:14:40,196
‫و بهتر شدش

308
00:14:40,443 --> 00:14:42,075
‫و دارلین هم از ویسکونسین برگشت

309
00:14:42,076 --> 00:14:43,359
‫جایی که

310
00:14:43,448 --> 00:14:44,691
‫برای خودش

311
00:14:44,692 --> 00:14:46,688
‫یه مغازه کیک پنیر یا چیزی زده بودش

312
00:14:46,780 --> 00:14:48,201
‫پس دیگه بهم نیازی نداشتن

313
00:14:49,701 --> 00:14:52,226
‫مدت طولانی اونجا کار می کردی؟

314
00:14:52,227 --> 00:14:53,269
‫نه

315
00:14:54,737 --> 00:14:55,864
‫یه جورایی

316
00:14:55,922 --> 00:14:58,048
‫و دینا باید خیلی بهت علاقه مند شده بوده باشه

317
00:14:58,049 --> 00:14:59,787
‫بهت جذب شده بود؟

318
00:14:59,788 --> 00:15:00,942
‫آره

319
00:15:01,844 --> 00:15:03,371
‫خیلی خوشگله

320
00:15:04,094 --> 00:15:05,385
‫دست از حرف زدن درباره من برنمی داره

321
00:15:05,386 --> 00:15:07,159
‫از وقتی که رفتم

322
00:15:07,967 --> 00:15:09,852
‫گفتش که نمی خواد به کالیفورنیا بره

323
00:15:09,853 --> 00:15:11,813
‫اگه من نرم اونجا

324
00:15:15,597 --> 00:15:16,559
‫بهش گفتن که دیگه نمی تونم

325
00:15:16,560 --> 00:15:18,474
‫پرستارش باشم

326
00:15:18,659 --> 00:15:20,655
‫پون این تصادف رو داشتم

327
00:15:21,097 --> 00:15:23,562
‫اما ببین ، قبلا بهش گفته بودم

328
00:15:23,563 --> 00:15:25,628
‫نمی تونم دیگه باهاشون زندگی کنم

329
00:15:25,629 --> 00:15:27,320
‫وقتی مامانش دیگه برگشته خونه

330
00:15:27,979 --> 00:15:30,163
‫می خواستم اماده اش کنم
‫می دونی؟

331
00:15:30,597 --> 00:15:31,324
‫اما بهم نگفتن

332
00:15:31,325 --> 00:15:33,039
‫چی بهش گفتن

333
00:15:33,063 --> 00:15:35,458
‫همه اینا تو مغزش قاطی شده

334
00:15:38,912 --> 00:15:40,039
‫چیه؟

335
00:15:40,474 --> 00:15:43,022
‫- چی؟
‫- انگار یکهو ترسیدی

336
00:15:44,688 --> 00:15:45,708
‫ترسیدم؟

337
00:15:45,709 --> 00:15:47,694
‫انگار داری یه روانی چیزی می بینی

338
00:15:47,695 --> 00:15:48,832
‫فقط یادم

339
00:15:48,833 --> 00:15:50,853
‫آخرین باری که اینجا بودی افتادم

340
00:15:50,854 --> 00:15:53,360
‫دستات رو کنار هم اوردی
‫یادته؟

341
00:15:54,217 --> 00:15:55,462
‫و گفتی

342
00:15:55,791 --> 00:15:57,376
‫این سای هستش

343
00:15:57,895 --> 00:16:00,326
‫آره پری دریایی که اون کشیده بود

344
00:16:02,031 --> 00:16:03,699
‫گفتی وقتی دارلین برگشت خونه

345
00:16:03,700 --> 00:16:05,919
‫می دونستی که دیگه نمی تونی اونجا زندگی کنی

346
00:16:08,337 --> 00:16:10,040
‫هیچ وقت نگفتم اونجا زندگی می کردم

347
00:16:10,041 --> 00:16:11,330
‫اما به دینا گفتی که

348
00:16:11,331 --> 00:16:13,210
‫نمی تونی دیگه اونجا زندگی کنی

349
00:16:14,892 --> 00:16:16,818
‫آره چون یه بچه است

350
00:16:17,187 --> 00:16:19,782
‫یه جورایی حس می کرد من اونجا زندگی می کنم

351
00:16:20,032 --> 00:16:20,948
‫این فقط...

352
00:16:20,995 --> 00:16:23,273
‫می رفت مدرسه و

353
00:16:23,274 --> 00:16:25,299
‫برمی گشت می دید من اونجام و

354
00:16:25,639 --> 00:16:28,046
‫می دونی عادت کرده بود که
‫من اونجاها باشم

355
00:16:28,059 --> 00:16:29,116
‫خب

356
00:16:29,280 --> 00:16:31,887
‫حتی وقتی سای می رسید خونه
‫اون می خواست که من بمونم

357
00:16:32,737 --> 00:16:35,966
‫غذا بپزم ، باهاش مشق هاش رو بنویسم

358
00:16:36,542 --> 00:16:38,106
‫بعضی وقتا بیدار که میشد جیغ می کشید

359
00:16:38,118 --> 00:16:40,261
‫چون تو موقع خواب نفس تنگی می گرفت

360
00:16:42,804 --> 00:16:44,354
‫سای این رو بهم گفته بود

361
00:16:48,529 --> 00:16:50,631
‫این دیگه چه مسخره بازیه؟

362
00:16:51,808 --> 00:16:52,406
‫منظورت چیه

363
00:16:52,407 --> 00:16:53,628
‫اینجا چه مسخره بازیه؟

364
00:16:53,629 --> 00:16:55,258
‫حق با پدرم بودش
‫ادم که دیدن روان پزشک بیاد

365
00:16:55,259 --> 00:16:57,109
‫آخرش دیوونه میشه

366
00:16:57,946 --> 00:16:59,413
‫درست مثل دخترت

367
00:16:59,500 --> 00:17:01,249
‫همه فکر می کنن ادم عجیبیه

368
00:17:02,137 --> 00:17:04,344
‫- سعی می کنی بهم صدمه بزنی سوفی؟
‫- نه

369
00:17:04,345 --> 00:17:06,390
‫اما باید بدونی دربارش چیا میگن

370
00:17:06,391 --> 00:17:08,476
‫با اون یارو بودش

371
00:17:08,545 --> 00:17:09,813
‫و بعدش

372
00:17:09,919 --> 00:17:11,516
‫همه فکر کردن که دیوونه شده

373
00:17:11,517 --> 00:17:13,455
‫چون پدرش یه روانپزشکه

374
00:17:14,045 --> 00:17:16,429
‫بچه های روانپزشکا دیوونه ان
‫همه این رو می دونن

375
00:17:18,101 --> 00:17:20,156
‫خب شاید چون...

376
00:17:20,605 --> 00:17:23,975
‫چون بعضی از ادما از جلسه های روانپزشکی می ترسن

377
00:17:24,904 --> 00:17:27,347
‫از چیزایی که ممکنه پیدا بشه می ترسن

378
00:17:28,174 --> 00:17:29,865
‫می ترسن از چیزایی

379
00:17:29,866 --> 00:17:30,934
‫که ممکنه زخمیشون کنه

380
00:17:30,935 --> 00:17:33,070
‫درونشون رو جریحه دار کنه

381
00:17:34,642 --> 00:17:36,967
‫گمونم اون چیزا...

382
00:17:37,450 --> 00:17:38,753
‫شاید...

383
00:17:39,628 --> 00:17:41,366
‫تو درونت حس می کنی

384
00:17:41,367 --> 00:17:43,092
‫سوفی
‫که می خوای دربارشون حرف بزنی

385
00:17:43,093 --> 00:17:44,344
‫من خوبم

386
00:17:44,673 --> 00:17:46,316
‫می خوای درباره اون دختر کوچولو نگران باشی؟

387
00:17:46,317 --> 00:17:47,844
‫نگران بچه خودت

388
00:17:47,845 --> 00:17:48,948
‫این اذیتت می کنه که مردم

389
00:17:48,949 --> 00:17:50,523
‫درباره دختر من حرف می زنن؟

390
00:17:51,065 --> 00:17:52,369
‫چرا باید اذیتم کنه؟

391
00:17:52,370 --> 00:17:54,261
‫چون شاید می دونی چه حسی داره

392
00:17:54,262 --> 00:17:55,899
‫- شاید ندونم
‫- ما داشتیم درباره

393
00:17:55,900 --> 00:17:57,391
‫مربیت حرف می زدیم و یکهو

394
00:17:57,392 --> 00:17:59,012
‫تو داستان دختر من رو پیش کشیدی

395
00:17:59,013 --> 00:18:01,009
‫آره چون فکر می کردم باید بدونی

396
00:18:02,724 --> 00:18:03,885
‫ادمایی هستن که درباره تو

397
00:18:03,886 --> 00:18:05,472
‫حرفی بزنن سوفی؟

398
00:18:06,379 --> 00:18:08,751
‫تو باشگاه ، شاید؟

399
00:18:11,123 --> 00:18:12,214
‫می دونی سوفی بعضی وقتا

400
00:18:12,215 --> 00:18:13,824
‫وقتی ادما حسادت می کنن

401
00:18:13,825 --> 00:18:16,241
‫حرفایی می زنن که بهمون صدمه بزنه

402
00:18:16,242 --> 00:18:17,773
‫چون بهمون حسادت می کنن

403
00:18:17,774 --> 00:18:18,542
‫فکر می کنی دخترای

404
00:18:18,543 --> 00:18:21,120
‫تو باشگاه ممکنه

405
00:18:21,352 --> 00:18:24,017
‫بهت حسودی کنن و

406
00:18:24,622 --> 00:18:27,604
‫اینکه چه رابطه نزدیکی به سای داری؟

407
00:18:27,605 --> 00:18:30,895
‫جوری حرف نزن باهام که انگار یه بچه ام
‫لطفا

408
00:18:31,778 --> 00:18:33,046
‫منصفانه است

409
00:18:36,587 --> 00:18:38,559
‫سوفی حس می کنم که تو می ترسی

410
00:18:38,560 --> 00:18:39,992
‫چیزی رو بهم بگی

411
00:18:39,993 --> 00:18:41,414
‫که ادمای دیگه دربارت میگن

412
00:18:41,415 --> 00:18:43,086
‫لباس های من خشک نشدن؟

413
00:18:43,981 --> 00:18:45,519
‫می تونم برم ببینم؟

414
00:18:45,673 --> 00:18:47,375
‫اگه امروز ارزیابیم رو نبرم

415
00:18:47,376 --> 00:18:49,468
‫حداقل لباسام که خشک شدن

416
00:18:50,575 --> 00:18:53,451
‫باشه
‫شروع می کنم به نوشتنش

417
00:18:53,780 --> 00:18:55,436
‫می تونم ببینم چی نوشتی؟

418
00:18:55,956 --> 00:18:58,445
‫هنوز تمومش نکردم

419
00:18:59,853 --> 00:19:01,720
‫شرط می بندم حتی یه کلمه هم ننوشتم

420
00:19:22,898 --> 00:19:25,563
‫ارزیابی سوفی

421
00:19:27,429 --> 00:19:29,836
‫شونزده ساله
‫ژیمیناستیک کار

422
00:19:29,837 --> 00:19:31,888
‫امید دار برای سهمیه المپیک

423
00:19:31,912 --> 00:19:33,708
‫برای کسب ارزیابی

424
00:19:33,709 --> 00:19:36,037
‫بعد از یه تصادف مرگبار اومده

425
00:19:36,598 --> 00:19:38,442
‫در مدت جلسه اول

426
00:19:38,443 --> 00:19:39,801
‫تاثیر گذار

427
00:19:40,012 --> 00:19:41,253
‫حساس

428
00:19:41,699 --> 00:19:43,683
‫بزرگتر از سن خودش

429
00:19:44,077 --> 00:19:45,756
‫خیلی با استعداد

430
00:19:45,970 --> 00:19:48,870
‫و شخصیت با استقلال بالایی
‫نشون داده شد

431
00:20:11,948 --> 00:20:13,709
‫سعی کردم که بنویسم...

432
00:20:15,865 --> 00:20:17,556
‫با مادرم اما...

433
00:20:22,230 --> 00:20:24,848
‫دعوا نکردیم . فقط گفتم بی خیال

434
00:20:30,131 --> 00:20:32,150
‫به اون چیزایی که نوشتی واقعا فکر کردی؟

435
00:20:32,151 --> 00:20:33,471
‫یقینا

436
00:20:35,037 --> 00:20:37,456
‫اینا فقط نکات کلی بودن

437
00:20:37,670 --> 00:20:40,500
‫برای ارزیابی واقعی کافی نیستن

438
00:20:49,954 --> 00:20:51,234
‫می دونی

439
00:20:51,914 --> 00:20:54,379
‫امروز صبح سعی کردم مسواک بزنم

440
00:20:54,532 --> 00:20:55,882
‫مثل تو

441
00:20:56,190 --> 00:20:57,411
‫مثل من؟

442
00:20:58,035 --> 00:20:59,186
‫اینجوری...

443
00:21:03,029 --> 00:21:04,403
‫چطور بودش؟

444
00:21:04,535 --> 00:21:05,908
‫نتونستم

445
00:21:07,529 --> 00:21:09,337
‫به اینجا گیرش میدم

446
00:21:14,650 --> 00:21:16,200
‫چرا سعی کردی؟

447
00:21:16,696 --> 00:21:18,868
‫چون می خواستم بدونم چه حسی داره

448
00:21:19,301 --> 00:21:20,981
‫چه حسی داشت؟

449
00:21:21,141 --> 00:21:22,809
‫حس بلااستفادگی داشتم

450
00:21:24,545 --> 00:21:26,236
‫تحقیر شدن یا همچین چیزی

451
00:21:33,708 --> 00:21:35,305
‫من بی خانمانم

452
00:21:36,074 --> 00:21:37,565
‫جایی برای رفتن ندارم

453
00:21:38,420 --> 00:21:40,005
‫پدرت چی؟

454
00:21:40,206 --> 00:21:42,378
‫گفتم بهت که باهاش دعوا کردم

455
00:21:43,444 --> 00:21:45,769
‫نه یه دعوای واقعی
‫اما شاشید بهم

456
00:21:46,730 --> 00:21:47,833
‫می دونه که چقدر می خواستم

457
00:21:47,834 --> 00:21:49,278
‫با اونا به اون کمپ تمرینی برم

458
00:21:49,281 --> 00:21:51,394
‫و حتی پیشنهاد دادن پولش رو نداد

459
00:21:52,437 --> 00:21:54,585
‫به هر حال نمی تونستم پولش رو داشته باشم

460
00:21:55,628 --> 00:21:58,646
‫مشخص شد که خرجش زیادی گرونه
‫اما...

461
00:21:58,647 --> 00:22:00,182
‫چرا برات مهمه که

462
00:22:00,183 --> 00:22:01,921
‫به اون کمپ بری سوفی؟

463
00:22:04,019 --> 00:22:05,545
‫مهم نیست...

464
00:22:06,322 --> 00:22:07,719
‫دیگه

465
00:22:14,384 --> 00:22:16,557
‫با زن سای چطور کنار اومدی؟

466
00:22:18,338 --> 00:22:19,618
‫خوب

467
00:22:21,642 --> 00:22:23,344
‫نمی خوام درباره اونا حرف بزنم

468
00:22:23,837 --> 00:22:24,859
‫باشه

469
00:22:24,953 --> 00:22:27,700
‫وقتی اماده باشی
‫حرف می زنیم

470
00:22:29,405 --> 00:22:31,788
‫می دونی وقتی اینجا میایی

471
00:22:32,163 --> 00:22:33,818
‫به خودم فکر می کنم

472
00:22:35,613 --> 00:22:38,219
‫یکی تو زندگیت باید قوانین رو شکونده باشه

473
00:22:39,874 --> 00:22:41,365
‫و حس می کنم که

474
00:22:41,505 --> 00:22:42,702
‫اگه به تو کمک کنم

475
00:22:42,703 --> 00:22:44,030
‫لباسات رو عوض کنی

476
00:22:44,031 --> 00:22:46,768
‫پس می تونم همین کار رو کنم

477
00:22:47,419 --> 00:22:49,110
‫حس می کنم که تو انگار

478
00:22:49,897 --> 00:22:51,259
‫امتحانم می کنی

479
00:22:51,834 --> 00:22:53,384
‫حس می کنم که انگار می خوای مطمئن بشی

480
00:22:53,385 --> 00:22:55,311
‫که اینجا یه جای امنه

481
00:22:55,312 --> 00:22:57,765
‫که موضوعاتی که بیرون اتفاق می افته

482
00:22:58,218 --> 00:23:00,038
‫اینجا اتفاق نمی افته

483
00:23:16,544 --> 00:23:18,481
‫وقتی که تصادف شدش...

484
00:23:20,997 --> 00:23:23,017
‫هیچی یادم نمی یادش اما

485
00:23:23,531 --> 00:23:24,976
‫اما درست بعدش

486
00:23:26,047 --> 00:23:28,642
‫یادم میاد که همه دنیا ساکت شدش

487
00:23:30,239 --> 00:23:33,209
‫نه فقط ساکت
‫بدون هیچ صدایی

488
00:23:33,681 --> 00:23:34,760
‫می دونی ف انگار هیچ

489
00:23:34,761 --> 00:23:36,440
‫صدایی اصلا نبوده

490
00:23:36,479 --> 00:23:38,122
‫نه حتی یه وزوزی که بتونی بشنوی

491
00:23:38,123 --> 00:23:39,778
‫وقتی تو یه اتاق خالی هستی

492
00:23:39,779 --> 00:23:40,916
‫هیچی

493
00:23:43,790 --> 00:23:45,821
‫حتی داخل امبولانس

494
00:23:46,097 --> 00:23:48,210
‫مردم حرف می زدن و انگار...

495
00:23:48,738 --> 00:23:50,452
‫انگار من کر هستم

496
00:23:51,851 --> 00:23:53,366
‫حس راحتی می کردم

497
00:23:54,921 --> 00:23:56,436
‫فکر می کردم دیگه هرگز مجبور به شنیدن

498
00:23:56,437 --> 00:23:58,115
‫حرفای هیچکسی دیگه نیستم

499
00:24:01,153 --> 00:24:02,691
‫صداها دوباره برگشتن

500
00:24:03,078 --> 00:24:05,063
‫اولیش

501
00:24:05,631 --> 00:24:07,686
‫صدای پرستار بودش همش می گفت

502
00:24:07,763 --> 00:24:08,995
‫باید صدات رو بشنوم

503
00:24:08,996 --> 00:24:11,062
‫باید صدات رو بشنوم عزیزم

504
00:24:11,544 --> 00:24:14,010
‫شماره تلفن پدر مادرم رو می خواست

505
00:24:14,595 --> 00:24:15,956
‫می خواست که دیدنم بیان

506
00:24:15,957 --> 00:24:17,730
‫وقتی که رسیدم بیمارستان

507
00:24:19,042 --> 00:24:20,674
‫راهی نبودش

508
00:24:22,240 --> 00:24:23,390
‫نمی تونستن اونجا بشینن

509
00:24:23,391 --> 00:24:25,410
‫تو یه بخش موقع ملاقات من

510
00:24:25,664 --> 00:24:26,884
‫مجبور بودم دو تا زمان متفاوت

511
00:24:26,885 --> 00:24:29,727
‫رو داشته باشم
‫شبیه دیوونه ها بودم

512
00:24:33,322 --> 00:24:34,989
‫سعی کردم بشینم

513
00:24:35,421 --> 00:24:37,111
‫به پرستارا گفتم می خوام

514
00:24:37,112 --> 00:24:39,355
‫- بیرون رو ببینم
‫- چرا؟

515
00:24:39,499 --> 00:24:41,460
‫می دونی وقتی امبولانسی رو می بینی

516
00:24:41,823 --> 00:24:44,371
‫داره تو خیابون میادش
‫برمی گردی و نگاش می کنی

517
00:24:44,918 --> 00:24:47,125
‫خب می خواستم ببینم وقتی داخلش باشی
‫و بیرون رو ببینی

518
00:24:47,126 --> 00:24:49,222
‫چه جوری به نظر میادش

519
00:24:49,925 --> 00:24:52,073
‫می دونی دیدن قیافه ادما

520
00:24:52,074 --> 00:24:53,906
‫که تعجب زده دارن از پیاده روها نگاه می کنن

521
00:24:54,270 --> 00:24:57,099
‫کی توشه؟
‫حالش خوب میشه؟

522
00:24:57,801 --> 00:24:59,327
‫نمی تونستم صاف بشینم

523
00:24:59,456 --> 00:25:01,533
‫پرستاره یه اینه داشت

524
00:25:01,534 --> 00:25:02,696
‫سعی کرد زوایه بهش بده

525
00:25:02,697 --> 00:25:04,423
‫که بتونم بیرون رو ببینم

526
00:25:05,495 --> 00:25:07,984
‫اما فقط خودم رو می تونستم ببینم

527
00:25:09,166 --> 00:25:10,787
‫و یادمه فکر می کردم

528
00:25:11,280 --> 00:25:12,818
‫هر دو دست سوفی؟

529
00:25:12,834 --> 00:25:16,016
‫هر دو تا دستت احمقی ؟

530
00:25:24,524 --> 00:25:25,874
‫وقتمون تمومه

531
00:25:33,873 --> 00:25:35,153
‫خیلی خب

532
00:25:35,852 --> 00:25:37,508
‫ما...

533
00:25:39,025 --> 00:25:41,279
‫ادامه میدیمش

534
00:25:42,094 --> 00:25:43,749
‫وقتی هفته بعد اومدی

535
00:25:43,993 --> 00:25:45,460
‫نمیری به کمپ تمرین

536
00:25:45,461 --> 00:25:47,210
‫با همه ادمای این دنیا؟

537
00:25:49,532 --> 00:25:51,223
‫میرم لباسات رو بیارم

538
00:25:52,151 --> 00:25:53,384
‫و کیت رو صدا کنم

539
00:26:02,533 --> 00:26:05,374
‫حتی یه فنجون چایی هم بهت پیشنهاد نکرد؟

540
00:26:08,624 --> 00:26:10,749
‫مطمئنی اذیتت نمی کنه؟

541
00:26:13,568 --> 00:26:15,998
‫خیلی خب

542
00:26:16,603 --> 00:26:18,470
‫دستات رو بگیر بالا

543
00:26:21,760 --> 00:26:23,439
‫خیلی خب

544
00:26:23,440 --> 00:26:49,552
‫T v c e n t e r . C o
‫:.:. DarkTime .:.:..

