1
00:00:00,000 --> 00:00:01,787
‫آنچه گذشت...

2
00:00:01,822 --> 00:00:04,865
‫اون میدونست که "کیت" با یه مرد دیگه
‫توی ایتالیا ــست.

3
00:00:04,900 --> 00:00:06,322
‫به رُخم کشید.

4
00:00:06,357 --> 00:00:07,907
‫چطور جرات میکنی؟

5
00:00:07,917 --> 00:00:10,409
‫اگه خیلی برات مهمه،باید بگم که کاملاً تموم شده.

6
00:00:10,444 --> 00:00:13,015
‫من اولین مریضیم که عاشق توئه "پاول"؟

7
00:00:14,386 --> 00:00:17,014
‫- حالت خوبه؟
‫- آره،از پسش بر میام.

8
00:00:17,049 --> 00:00:19,206
‫- چیکار؟
‫- فک نمیکنم،اینکار به جایی برسه.

9
00:00:19,241 --> 00:00:24,314
‫- میخوای به کجا برسه "الکس"؟
‫- یه جای درست حسابی.دلم برای پرواز تنگ شده.

10
00:00:24,349 --> 00:00:28,284
‫باید یکم رو جزئیات بیشتری درباره
‫پایان جلساتِ روانکاویت بحث کنیم.

11
00:00:28,294 --> 00:00:30,162
‫امروز جلسات روانکاویمون تموم میشه.

12
00:00:30,462 --> 00:00:33,784
‫- بهش بگو که من آمادم.
‫- بذار اول درباره این صحبت کنیم که آماده هستی یا نه.

13
00:00:33,794 --> 00:00:37,992
‫- من به این احتیاج دارم.
‫- الکس"،داری من رو تو شرایط بدی قرار میدی".

14
00:00:38,027 --> 00:00:41,926
‫تا حالا مریضی نداشتم که در طول جلسات روانکاوی،بمیره.

15
00:00:42,534 --> 00:00:46,668
‫- میری بیرون؟
‫- میرم "لورا" رو ببینم.

16
00:00:49,591 --> 00:00:51,238
‫خیلی عجیبه آدم توی خونه مریضش باشه؟

17
00:00:51,273 --> 00:00:54,127
‫تو مریض نیستی.
‫از خیر من گذشتی؟

18
00:00:54,162 --> 00:00:57,007
‫نه،نگذشتم.

19
00:01:01,639 --> 00:01:03,636
‫- "پاول".
‫- امروز "لورا" رو دیدم.

20
00:01:03,671 --> 00:01:06,532
‫رفتم اونجا تا بهش بگم،دوستش دارم.

21
00:01:06,567 --> 00:01:08,864
‫- چی شد؟
‫- دست و پام رو گُم کردم.

22
00:01:09,148 --> 00:01:11,413
‫باید از هم می‌پاشوندیش،مگه نه؟

23
00:01:11,448 --> 00:01:17,400
‫"فکر میکنی جلساتِ روانکاوی "الکس
‫یه ربطی به مرگش داره؟

24
00:01:34,475 --> 00:01:37,581
‫باشه بابا،اومدم.

25
00:01:42,328 --> 00:01:46,077
‫- کیه؟
‫- پُستچی.

26
00:01:46,078 --> 00:01:46,700
‫باشه.

27
00:01:52,196 --> 00:01:53,396
‫"آقای "پرینس.

28
00:01:54,337 --> 00:01:57,250
‫فکر کردی اگه بیای "بروکلین" پیدات نمیکنم؟

29
00:01:59,000 --> 00:02:02,528
‫- همه‌چی رو به راهه؟
‫- رو به راه؟

30
00:02:02,563 --> 00:02:06,869
‫- به همین زودی فراموش کردی؟
‫- نه،معلومه که نکردم.

31
00:02:06,904 --> 00:02:08,926
‫چجوری میشه اون رو فراموش کرد؟

32
00:02:08,961 --> 00:02:11,023
‫هیچکی نمیخواد مسئولیت کارش رو به گردن بگیره.

33
00:02:11,058 --> 00:02:13,499
‫میدونی،همه فکر میکنن
‫خیلی راحت میتونن از زیر کارایی که کردن، در برن.

34
00:02:13,534 --> 00:02:15,033
‫ولی من دیگه اینجوری نیستم.

35
00:02:15,068 --> 00:02:19,377
‫یکم گیج شدم،یه سالی میگذره
‫خبر خاصی شده؟

36
00:02:19,412 --> 00:02:22,320
‫یه گزارشی از نیروی دریایی به دستم رسیده.

37
00:02:23,232 --> 00:02:27,729
‫هیچ نشانه‌ای از خرابی فیزیکی،موجود نیست.

38
00:02:28,795 --> 00:02:30,722
‫نمیدونستم اینو.

39
00:02:30,757 --> 00:02:33,231
‫ولی میدونستی که پسرم آماده پرواز کردن نیست.

40
00:02:33,266 --> 00:02:38,050
‫اینو میدونستی...ولی جلوش رو نگرفتی.

41
00:02:38,474 --> 00:02:42,478
‫الانم اون مُرده.
‫هنوز روانکاوی میکنی؟

42
00:02:47,920 --> 00:02:49,857
‫شبیه همون کاری که با "الکس" کردی؟

43
00:02:50,464 --> 00:02:54,601
‫- من هیچوقت پام رو تو این خونه نمیذارم.
‫- "آقای "پرینس"، مرگِ "آلکس...

44
00:02:55,070 --> 00:02:57,690
‫حادثه غم‌انگیزی بود.
‫حتی نمیتونم فکرش رو بکنم،که چیا بهتون...

45
00:02:57,700 --> 00:03:00,504
‫نمیخوام تصورش رو بکنی مرد،میخوام باهاش زندگی کنی!

46
00:03:00,604 --> 00:03:03,944
‫- خشمتون رو درک میکنم.
‫- اندازه پشگل هم نمیفهمی.

47
00:03:03,979 --> 00:03:06,591
‫میخوای یه چیزی رو بفهمی دکتر جون؟

48
00:03:06,626 --> 00:03:10,073
‫- شاید اینو بفهمی!
‫- این چیه؟

49
00:03:10,108 --> 00:03:13,085
‫دعوی حقوقی...بر علیه تو!

50
00:03:13,120 --> 00:03:16,232
‫بهشون گفتم که خودم احضاریه رو تحویل میدم.

51
00:03:20,771 --> 00:03:23,254
‫میشه لطفاً در این باره باهم حرف بزنیم؟

52
00:03:23,264 --> 00:03:26,418
‫- این کار،پسرم رو زنده میکنه؟
‫- نه، مشخصاً که زنده‌اش نمیکنه.

53
00:03:26,419 --> 00:03:27,319
‫خُب،میدونی.

54
00:03:29,044 --> 00:03:31,635
‫همین حرف زدن با تو بود که "الکس" رو کُشت.

55
00:03:31,670 --> 00:03:36,054
‫- "من پسرتون رو نَکُشتم آقای "پرینس.
‫- معلومه که کُشتی!

56
00:03:37,133 --> 00:03:39,873
‫اینو به پسرش بگو.

57
00:03:42,299 --> 00:03:46,355
‫- متاسفم.
‫- نه،نه، معذرت‌خواهی کافی نیست.

58
00:03:46,390 --> 00:03:48,385
‫باید بهاش رو پس بدی.

59
00:03:49,239 --> 00:03:51,985
‫میخوام که بهاش رو پس بدی!

60
00:04:11,000 --> 00:04:19,000
‫Neo & Farzane
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

61
00:05:01,987 --> 00:05:05,585
‫آقای "وستون"؟ از این طرف بیاین لطفاً.

62
00:05:24,357 --> 00:05:25,057
‫"پاول".

63
00:05:27,342 --> 00:05:29,683
‫یه مدتی میشه که ندیدمت
‫حال و احوالت چطوره؟

64
00:05:29,684 --> 00:05:34,088
‫خوبم،این...این..
‫منم دیگه،مگه نه؟

65
00:05:35,981 --> 00:05:40,067
‫- مطمئن نبودم که یادت باشه.
‫- معلومه که یادمه.

66
00:05:40,102 --> 00:05:42,386
‫تغییر کردی.

67
00:05:48,001 --> 00:05:52,082
‫راستش،یه قرار ملاقات با آقای "الیس" دارم.

68
00:05:52,117 --> 00:05:56,767
‫میدونم،متاسفانه توی شیکاگو گیر گرده
‫ازتون معذرت خواهی کرد،و منو جای خودش فرستاد.

69
00:05:56,768 --> 00:06:00,840
‫باشه. پس شاید بهتر باشه
‫منتظرشون بمونم تا برگردن.

70
00:06:00,875 --> 00:06:05,383
‫آره میتونی، ولی احتمالاً باید زمان زیادی منتظر بمونی
‫و من از قبل یه نگاهی به پروندت انداختم.

71
00:06:06,198 --> 00:06:10,200
‫ولی با توجه...به قضایایی که باهم داشتیم...

72
00:06:10,201 --> 00:06:11,579
‫"ول کن بابا "پاول.

73
00:06:11,614 --> 00:06:13,918
‫جلسه اول دادرسی،هشت هفته دیگه ــست.

74
00:06:13,953 --> 00:06:17,000
‫فکر کنم به نفعته که همین الان شروع کنی.

75
00:06:17,001 --> 00:06:19,400
‫هشت هفته.
‫به اندازه کافی وقت داریم؟

76
00:06:19,401 --> 00:06:24,286
‫نه،نکته دقیقاً همینه.
‫حالا که اینجایی،پس بیا کارمون رو شروع کنیم.

77
00:06:24,321 --> 00:06:28,012
‫من یکم سوال میپرسم،توهم یکم سوال میپرسی
‫و تمام.

78
00:06:28,047 --> 00:06:32,568
‫اگه دوست داشته باشی،آقای "الیس" دفعه بعدی
‫میتونه ببینتت.

79
00:06:33,525 --> 00:06:36,492
‫- باشه.
‫- عالیه.

80
00:06:38,200 --> 00:06:41,000
‫عجب منظره قشنگیه.

81
00:06:41,200 --> 00:06:45,645
‫- آره،امان از دستِ تجملات!
‫- درسته.

82
00:06:45,680 --> 00:06:46,880
‫بشین.

83
00:06:50,380 --> 00:06:53,711
‫تا حالا کلی پرونده معالجه اشتباه رو حل کردم.

84
00:06:54,869 --> 00:06:56,865
‫معالجه اشتباه؟

85
00:06:59,896 --> 00:07:03,000
‫میتونم تصور کنم که این چقدر میتونه برات سخت باشه.

86
00:07:03,001 --> 00:07:07,907
‫نه،من خوبم...واقعاً میگم.

87
00:07:08,757 --> 00:07:10,602
‫معالجه اشتباه،من...

88
00:07:10,637 --> 00:07:14,291
‫چطوری شروع...چطوری شروع کنیم؟

89
00:07:14,326 --> 00:07:18,363
‫برای اطمینان از صحتِ اطلاعات
‫اول یکم سوالات شخصی میپرسم، باشه؟

90
00:07:18,398 --> 00:07:19,575
‫باشه،باشه.

91
00:07:19,610 --> 00:07:23,633
‫- ۵۳سالته؟
‫- آره.

92
00:07:23,668 --> 00:07:25,642
‫- خیلی خوشگل شدی.
‫- ممنون.

93
00:07:25,677 --> 00:07:28,059
‫مردا باید خیلی خوشانس باشن که این ریختی باشن.

94
00:07:28,094 --> 00:07:30,863
‫خدا،چقدر رو مُخه.

95
00:07:31,645 --> 00:07:36,788
‫لیسانس و فوقِ لیسانست رو از دانشگاهِ کلمبیا گرفتی
‫و دکترات رو از دانشگاه "نیو اسکول" گرفتی.

96
00:07:36,798 --> 00:07:38,782
‫- عجب رزومه‌ای!
‫- ممنون.

97
00:07:38,817 --> 00:07:44,000
‫و بعدش،وقتی توی نیویورک دوره انترنی رو میگذروندی
‫وسایلت رو جمع میکنی و از اونجا میری؟

98
00:07:44,001 --> 00:07:46,800
‫نه،اینطوری نبود
‫چندسال بعدش بود.

99
00:07:46,801 --> 00:07:50,206
‫"حقیقتش اینه که،رفتم به موسسه "بالتیمور.

100
00:07:50,555 --> 00:07:54,278
‫درسته،تابستون سال ۸۸
‫اون موقع،تازه شروع کردم به حقوق خوندن.

101
00:07:54,700 --> 00:07:58,319
‫الانم دوباره توی "بروکلین" زندگی و کار میکنی.
‫خوش اومدی!

102
00:07:58,329 --> 00:08:01,900
‫ممنون، ولی حقیقتش اینه که تابستونِ سال پیش برگشتم اینجا.

103
00:08:01,901 --> 00:08:02,500
‫متوجهم.

104
00:08:03,579 --> 00:08:08,832
‫- و اخیراً طلاق گرفتی؟
‫- توی پروندم اینو نوشته؟

105
00:08:08,842 --> 00:08:13,585
‫از طرف شرکت بیمه،این اولین سالیه که
‫گزینه افرادِ مطلقه رو توی فُرم‌ها تیک زدید.

106
00:08:13,620 --> 00:08:17,688
‫پس باید بگم که،بله طلاق گرفتم.

107
00:08:17,689 --> 00:08:18,847
‫- و سه تا بچه داری؟
‫- بله.

108
00:08:18,882 --> 00:08:21,284
‫با تو زندگی میکنن؟

109
00:08:25,900 --> 00:08:29,050
‫پس اینجوری فرض میکنم،که با اصولِ اولیه دعوی حقوقی
‫آشنا هستی،درسته؟

110
00:08:29,085 --> 00:08:33,280
‫میدونی،اگه بخوام صادقانه بگم
‫هیچی بارم نیست.

111
00:08:33,315 --> 00:08:35,296
‫خیلی خُب،از اول شروع میکنیم.

112
00:08:35,331 --> 00:08:39,236
‫توسط خانواده مریضِ قبلیت،ازت شکایت شده.

113
00:08:39,271 --> 00:08:43,451
‫اونا ادعا کردن که،باید متوجه میشدی که
‫آقای "پرینس" آماده پرواز کردن نبوده...

114
00:08:43,486 --> 00:08:46,143
‫و باید وضعیتش رو به نیروی دریایی گوش زَد میکردی.

115
00:08:46,600 --> 00:08:49,750
‫برای ۲۰میلیون دلار ازت شکایت کردن.

116
00:08:49,785 --> 00:08:50,827
‫به گا رفتم.

117
00:08:50,837 --> 00:08:54,880
‫که سه میلیونش رو بیمه‌گرتون پوشش میده.

118
00:08:56,139 --> 00:08:58,532
‫یکم آب میخوای؟

119
00:08:58,567 --> 00:09:01,639
‫- آره،لطفاً.
‫- چیزِ قوی‌تری نمیخوای؟

120
00:09:01,674 --> 00:09:05,931
‫- چی؟
‫- یه جُکه،از این شوخی خرکیا.

121
00:09:05,966 --> 00:09:09,022
‫شرمنده،دیگه جوون نیستم.

122
00:09:09,023 --> 00:09:11,300
‫خُب،کی هست؟

123
00:09:12,300 --> 00:09:17,438
‫از نقطه نظر شخصی خودم باید بگم که
‫این دعوی،اصلاً به حق نیست.

124
00:09:17,473 --> 00:09:21,112
‫ولی ما توی یه جامعه نابه‌سامان زندگی میکنیم.

125
00:09:21,147 --> 00:09:25,500
‫خُب،این جلسه دادرسی اول...

126
00:09:25,501 --> 00:09:29,729
‫- میتونه ما رو از شر همچی خلاص کنه.
‫- میتونه و بایدم اینطور بشه.

127
00:09:29,764 --> 00:09:33,330
‫ولی حد خاصی برای تعیین اینکه یه پرونده به دادگاه
‫کشیده بشه یا نه وجود نداره.

128
00:09:33,365 --> 00:09:36,500
‫یه طرف قانونه،طرف دیگه هم قاضی هست که به پستت میخوره.

129
00:09:36,535 --> 00:09:39,380
‫مطلقه‌ای،پس باید با چنین چیزی آشنا باشی.

130
00:09:39,390 --> 00:09:41,853
‫آره،ولی قانون همچنان قانونه
‫مگه نه؟

131
00:09:41,888 --> 00:09:45,000
‫آره،ولی مریضت...

132
00:09:45,145 --> 00:09:48,400
‫یه مرد جوون،یه پدر و یه قهرمان جنگی بود.

133
00:09:49,001 --> 00:09:51,000
‫آره،خُب اگه بخوام خیلی صادقانه بگم...

134
00:09:51,001 --> 00:09:54,536
‫فک نکنم اون خودش رو به عنوان یه قهرمان جنگی میدید.

135
00:09:54,571 --> 00:09:59,856
‫از طرفی، قاضی هم ممکنه بخواد خونواده‌ش
‫رو اون روز به دادگاه احضار کنه.

136
00:09:59,891 --> 00:10:02,458
‫ولی فک... ولی فکر کردم که گفتی
‫به دادگاه کشیده نمیشه.

137
00:10:02,493 --> 00:10:05,000
‫خُب نباید بکشه،ولی اگه بکشه...

138
00:10:05,001 --> 00:10:07,930
‫احساسات هیات منصفه باعث میشه
‫حقایق رو کامل نبینن.

139
00:10:07,940 --> 00:10:10,336
‫مخصوصاً وقتی پای پرونده‌های خودکشی میاد وسط.

140
00:10:10,371 --> 00:10:12,347
‫منظورت از "خودکشی" چیه؟

141
00:10:13,370 --> 00:10:16,086
‫داری بهم میگی که فک میکنی،"الکس" خودش رو کُشته؟

142
00:10:16,121 --> 00:10:20,149
‫من چنین چیزی نمیگم
‫ولی وکیل‌مدافع،چنین ادعایی میکنه.

143
00:10:20,159 --> 00:10:24,037
‫اونا الان بیرونن،و با هر کس و ناکسی صحبت میکنن...

144
00:10:24,072 --> 00:10:29,900
‫و بالاخره یه سری آدم رو پیدا میکنن که شهادت بدن
‫اون بنظر افسرده بوده ... و نه خودش.

145
00:10:29,901 --> 00:10:34,300
‫- و گزارشِ نیروی دریایی...
‫- خُب،معلومه که نیروی دریایی گناهِ خودش رو میندازه گردنِ یکی دیگه.

146
00:10:34,301 --> 00:10:37,100
‫معلومه اینکار رو میکنن،اینکه دیگه تعجب نداره.

147
00:10:37,101 --> 00:10:39,849
‫خُب،اگه بحث تا اونجاها کشیده شد،حتماً این رو
‫هم بیان میکنیم!

148
00:10:39,884 --> 00:10:43,392
‫اگه اینطوری بشه،دادگاه به مسابقه بینِ متخصصان تبدیل میشه.

149
00:10:43,427 --> 00:10:47,000
‫ما آدمایی رو پیدا میکنیم که حاضرن بیان شهادت بدن
‫که تو به خوبی از مریضات مراقبت میکنی.

150
00:10:47,001 --> 00:10:50,400
‫درسته،و اونا به ملت پول میدن تا بیان بگن
‫اینطوری نبوده.

151
00:10:50,401 --> 00:10:53,697
‫اصلاً دو زاریم نمیفته،که چطوری ممکنه این اتفاقا بیفته.

152
00:10:53,732 --> 00:10:56,677
‫پاول"،نکته مهم اینه که،این چیزا اتفاق میفتن"...

153
00:10:56,712 --> 00:10:59,400
‫و به همین دلیل شرکت‌هایی مثل ما وجود دارن.

154
00:10:59,435 --> 00:11:02,481
‫شرکت بیمه ــت،این شرکت رو به دلایلی انتخاب کرده.

155
00:11:03,539 --> 00:11:05,260
‫پرونده "بالینجر" رو دنبال میکردی؟

156
00:11:05,295 --> 00:11:08,009
‫جراحی که قسمتِ اشتباهی مغزِ یه بابایی رو عمل کرد؟

157
00:11:08,044 --> 00:11:11,000
‫بابا،این یارو کاملاً نالایق بوده.

158
00:11:11,484 --> 00:11:13,991
‫حقایق بر ضدِ ما بودن.

159
00:11:14,026 --> 00:11:16,320
‫ولی من وکیل ارشد بودم و بازی رو بردیم.

160
00:11:16,355 --> 00:11:19,394
‫پس داری میگی که،شرکت بیمه تورو انتخاب کرده...

161
00:11:19,429 --> 00:11:23,363
‫چونکه فکر میکنن من گناه‌کارم و توهم آدم‌های گناهکار
‫رو آزاد میکنی،قضیه اینه؟

162
00:11:23,398 --> 00:11:25,400
‫نه،منظورم این نبود.

163
00:11:25,435 --> 00:11:29,453
‫حرفم اینه که،من کلی پرونده قصور در انجام کار رو
‫تا حالا بُردم.

164
00:11:29,488 --> 00:11:33,253
‫پرونده‌هایی که خیلی بدتر از این بودن.

165
00:11:33,288 --> 00:11:36,403
‫مطمئنم که میتونیم کمکت کنیم.

166
00:11:37,556 --> 00:11:39,267
‫هنری" گفتم تماسی رو وصل نکن".

167
00:11:39,302 --> 00:11:41,591
‫آقای "نسکی" هستن.

168
00:11:43,144 --> 00:11:47,013
‫بابا،وسط یه جلسه‌م
‫حالت خوبه؟

169
00:11:47,048 --> 00:11:50,967
‫خیلی خوشحالم
‫اندازست؟

170
00:11:51,002 --> 00:11:54,227
‫میدونم مامان از سبز متنفره
‫ولی بنظر من،خیلی بهتون میاد.

171
00:11:54,262 --> 00:11:57,947
‫باشه،باید برم.
‫دوست دارم،خداحافظ.

172
00:11:59,055 --> 00:12:00,921
‫دیگه تماسی رو وصل نکن.

173
00:12:00,956 --> 00:12:03,445
‫- شرمنده،پدرم...
‫- مشکلی نیست.

174
00:12:03,480 --> 00:12:07,000
‫از موقعی که شکلات فروشیش رو فروخته
‫وقتِ آزادش زیاد شده.

175
00:12:07,035 --> 00:12:10,383
‫- خیلی هم زیاد شده!
‫- باید خیلی بهت افتخار کنه.

176
00:12:10,418 --> 00:12:13,665
‫یه راه طولانی رو از پولاسکی بریج اومدم.

177
00:12:14,441 --> 00:12:16,200
‫بگذریم، بیا به کارمون برسیم.

178
00:12:16,201 --> 00:12:19,600
‫،یادداشتهای جلساتت رو هنوز برامون نفرستادی
‫بعداً بهشون احتیاج پیدا می‌کنیم.

179
00:12:19,601 --> 00:12:21,800
‫من یادداشت برنمی‌دارم.

180
00:12:22,580 --> 00:12:26,000
‫- واقعاً؟
‫- نه، من... چیزی نمی‌نویسم.

181
00:12:26,001 --> 00:12:28,688
‫یه خرده برامون مشکل پیش میاره.

182
00:12:28,723 --> 00:12:30,639
‫منظورت از مشکل چیه؟

183
00:12:30,674 --> 00:12:33,098
‫خیلی از روانشناسا یادداشت برنمی‌دارن.

184
00:12:33,133 --> 00:12:37,483
‫،منظورم اینه که، یه جلسه رو شروع می‌کنم
‫هرچیزی رو که درمورد مریض باید دونست رو می‌دونم...

185
00:12:37,518 --> 00:12:40,097
‫و نیازی هم ندارم که بنویسمشون.

186
00:12:40,132 --> 00:12:44,327
‫باشه، خب به خاطر اینه که
‫تو شرایطی به این شکل به کارت میاد.

187
00:12:44,757 --> 00:12:47,331
‫یادداشتها شاید از نظر درمانی مهم نباشن...

188
00:12:47,366 --> 00:12:49,243
‫- ولی قانوناً...
‫- چیزی که تو الان داری میگی اینه که...

189
00:12:49,278 --> 00:12:51,305
‫یه روانشناس بد که یادداشت برمی‌داره...

190
00:12:51,340 --> 00:12:53,745
‫،از یه روانشناس خوب که چیزی نمی‌نویسه بهتره
‫همینو می‌خوای بگی؟

191
00:12:53,780 --> 00:12:55,794
‫اصلاً نمی‌خواستم اینو بگم...

192
00:12:55,829 --> 00:12:58,484
‫حالا من شدم مجرم؟ چون یادداشت برنمی‌دارم؟

193
00:12:58,519 --> 00:13:03,599
‫،من هیچوقت نگفتم "هرگز"، پاول
‫کاملاً مطمئنم که اشتباه برداشت کردی.

194
00:13:03,634 --> 00:13:07,805
‫میشه یه کم استراحت کنیم، می‌خوام...
‫فقط چند دقیقه طول می‌کشه.

195
00:13:08,705 --> 00:13:11,713
‫هی بابا. خوبم...

196
00:14:20,001 --> 00:14:25,337
‫ببخشید. پدرم زیاد معنی تو جلسه بودن رو
‫متوجه نمیشه.

197
00:14:26,029 --> 00:14:30,318
‫بچه‌هایی که تو عکس دیدی...
‫بچه‌های من نیستن.

198
00:14:30,353 --> 00:14:33,131
‫- بچه‌های خوشگلین.
‫- خواهرزاده‌هامن.

199
00:14:33,166 --> 00:14:35,265
‫من ازدواج نکردم.

200
00:14:36,013 --> 00:14:38,026
‫جالبه، وکلای زن خیلی شبیه روانشناسا هستن...

201
00:14:38,061 --> 00:14:43,024
‫،عکسای شخصیشون رو جلو چشم نمی‌ذارن
‫ولی چون اینا بچه‌های من نیستن...

202
00:14:43,635 --> 00:14:46,734
‫حالا ادامه بدیم، اه... کجا بودیم؟

203
00:14:46,769 --> 00:14:51,728
‫فکر کنم داشتی بهم یادآوری می‌کردی که
‫وقتی دکترت بودم یادداشت می‌نوشتم.

204
00:14:51,763 --> 00:14:56,025
‫تو ۲۰ ساله که دیگه... روانشناس من نیستی.
‫نباید بحثش رو پیش می‌کشیدم.

205
00:14:56,060 --> 00:14:58,683
‫قصدم این نبود که ناراحتت کنم.

206
00:14:58,718 --> 00:15:02,531
‫من، من به هرحال یه جورایی ناراحت هستم.

207
00:15:02,566 --> 00:15:05,793
‫هرکسی که میاد اینجا همین شرایط رو داره.

208
00:15:06,107 --> 00:15:09,193
‫بیا برگردیم به حل مسأله.

209
00:15:09,562 --> 00:15:11,415
‫یادداشت برنمی‌داشتی.

210
00:15:11,772 --> 00:15:17,000
‫با همکارات درمورد درمان آقای "پرینس" هم مشورت کردی؟

211
00:15:17,001 --> 00:15:21,800
‫خب، آره، درواقع پارسال یه سری
‫جلسات هفتگی با...

212
00:15:21,801 --> 00:15:24,861
‫چی بهش میگن... با یه ناظر داشتم.

213
00:15:24,896 --> 00:15:27,929
‫عالیه. اسمش چیه؟

214
00:15:28,001 --> 00:15:32,836
‫"جینا تول". دکتر "جینا تول".

215
00:15:32,871 --> 00:15:36,890
‫کمک بزرگی ـه، تو "مریلند" ـه؟

216
00:15:37,001 --> 00:15:40,070
‫بسیارخب. باید از اونم یه استشهاد بگیریم.

217
00:15:40,071 --> 00:15:42,800
‫این... واقعاً لازمه؟

218
00:15:44,401 --> 00:15:48,000
‫باید ثابت کنیم که تو هرکاری
‫می‌تونستی برای آقای "پرینس" انجام دادی.

219
00:15:48,001 --> 00:15:51,700
‫،خب، من... مطمئنم نیستم
‫اون اینکارو می‌کنه یا نه.

220
00:15:52,724 --> 00:15:53,924
‫چرا؟

221
00:15:55,101 --> 00:16:01,308
‫خب، چونکه... رابطه‌مون بعضی وقتا...
‫یه خرده تیره و تار می‌شد.

222
00:16:01,885 --> 00:16:04,910
‫تو این مورد چی؟

223
00:16:05,958 --> 00:16:10,300
‫فکر می‌کنی باور داره که...
‫تو به نوعی مقصری؟

224
00:16:10,301 --> 00:16:16,319
‫راستش... راستشو بخوای نمی‌دونم
‫که اون چه فکری ممکنه بکنه.

225
00:16:16,354 --> 00:16:20,450
‫- این یعنی "آره"؟
‫- واقعاً نمی‌دونم.

226
00:16:27,501 --> 00:16:34,225
‫ببین... در درجه‌ی اول، الکس...
‫مدت زیادی تحت درمان نبود.

227
00:16:34,260 --> 00:16:36,225
‫چرا؟

228
00:16:37,601 --> 00:16:44,719
‫روند جداسازی... خیلی... خیلی پیچیده‌ست.

229
00:16:44,754 --> 00:16:49,332
‫اونو فرستادی پیش یکی دیگه؟
‫بالاخره چی شد؟

230
00:16:49,367 --> 00:16:54,844
‫- من که نمی‌فهمم چه فرقی می‌کنه.
‫- این می‌تونه... خیلی تفاوت ایجاد کنه.

231
00:16:56,626 --> 00:16:58,214
‫چرا درمانش رو انقدر سریع تموم کردی؟

232
00:16:58,249 --> 00:17:02,853
‫- منظورت از سریع چیه؟
‫- خب، قبل از اینکه مریض بهتر بشه.

233
00:17:02,888 --> 00:17:08,411
‫- انتخاب خودش بود که بره.
‫- چرا؟ مگه آخرین جلسه چه اتفاقی افتاد؟

234
00:17:09,001 --> 00:17:13,000
‫اون گفت... گفت که...

235
00:17:13,001 --> 00:17:17,495
‫برای پرواز آماده‌ست و گفت که
‫به زندگیش گند نزنم.

236
00:17:18,254 --> 00:17:20,254
‫و تو هم گذاشتی بره؟

237
00:17:22,288 --> 00:17:24,093
‫آره. گذاشتم بره.

238
00:17:24,128 --> 00:17:27,016
‫وکلای مدافع مدعی میشن
‫که اون آمادگی روانی نداشته.

239
00:17:27,051 --> 00:17:29,331
‫قربانیان خودکشی اغلب پیش از اینکه
‫خودشون رو بکشن آدمایی مصمم و موفق...

240
00:17:29,366 --> 00:17:31,860
‫به نظر میان، درصورتی که
‫همون موقع یه نقشه‌ای تو سرشون دارن.

241
00:17:31,895 --> 00:17:33,898
‫چون درواقع موقعی که مردم
‫کارشون رو بهتر انجام میدن...

242
00:17:33,933 --> 00:17:39,253
‫- به نظر میاد موفق و با برنامه هستن.
‫- خب، "الکس" جز کدوم دسته بود؟

243
00:17:39,822 --> 00:17:43,070
‫نمی‌دونم، هنوزم دارم سعی می‌کنم بفهمم.

244
00:17:47,014 --> 00:17:50,921
‫ببین، بیمار من مُرده. من، من، منم انسانم.

245
00:17:51,866 --> 00:17:53,700
‫منم... شبهاتی تو ذهنم دارم.

246
00:17:55,801 --> 00:17:56,800
‫می‌خوای درموردشون حرف بزنی؟

247
00:17:56,801 --> 00:18:02,527
‫نه، "میا"، نمی‌خوام... درموردشون حرف بزنم.

248
00:18:05,106 --> 00:18:09,640
‫خدایا، این... این... گیج کننده‌ست.

249
00:18:09,675 --> 00:18:11,398
‫پاول" ما الان وسط یه دعوای حقوقی هستیم".

250
00:18:11,637 --> 00:18:13,257
‫این دیگه مثل جلسه روانشناسی نیست.

251
00:18:13,292 --> 00:18:16,493
‫عادت کردی به من بگی دنبال یه راه بهتر بگردم.

252
00:18:16,528 --> 00:18:17,881
‫الان وقتش نیست.

253
00:18:17,916 --> 00:18:22,542
‫،تو قانون یا می‌بری یا می‌بازی
‫معنی دیگه‌ای وجود نداره.

254
00:18:22,577 --> 00:18:27,293
‫درواقع من فکر می‌کنم واقعاً...
‫واقعاً یه معنی این وسط وجود داره.

255
00:18:27,328 --> 00:18:28,397
‫من از تو پیروی نمی‌کنم.

256
00:18:28,432 --> 00:18:30,723
‫،ازم پرسیدی چرا درمان الکس رو انقدر سریع پیش بردم

257
00:18:30,758 --> 00:18:33,560
‫پرسیدی چرا قبل از اینکه بهتر بشه جلساتش رو متوقف کردم.

258
00:18:33,595 --> 00:18:36,098
‫فقط دارم کارمو انجام میدم.

259
00:18:36,302 --> 00:18:39,300
‫ولی می‌تونست اینم باشه که...

260
00:18:39,301 --> 00:18:42,649
‫که جنگ هم یه کم... بهش پیوند می‌خوره.

261
00:18:42,659 --> 00:18:48,557
‫به نظر میاد که می‌خوای من بعضی
‫احساساتم رو بروز بدم که شاید...

262
00:18:49,657 --> 00:18:52,524
‫- بنت"، من جلسه دارم".
‫- بله. می‌دونم. عذر می‌خوام.

263
00:18:52,559 --> 00:18:56,000
‫خواستم با دکتر وستون آشنا بشم.
‫بنت رایان" هستم، شریک مدیریت".

264
00:18:56,001 --> 00:18:56,894
‫خوشوقتم.

265
00:18:56,929 --> 00:19:00,492
‫بله. می‌خواستم از طرف آقای "الیس" ازتون
‫معذرت خواهی کنم و البته اینم می‌خوام بدونین...

266
00:19:00,527 --> 00:19:02,884
‫وقتی خانم "نسکی" پرونده رو
‫به عهده گرفت، هیجان زده شده بودم.

267
00:19:02,919 --> 00:19:06,231
‫پرونده‌تون به دستای قابلی سپرده شده.
‫البته خودتونم اینو می‌دونین.

268
00:19:06,266 --> 00:19:09,594
‫تنهاتون میذارم که به کارتون برسین.

269
00:19:09,629 --> 00:19:11,137
‫"ممنونم، "بن.

270
00:19:11,296 --> 00:19:15,483
‫،اوه، اگه چیزی احتیاج داشتین
‫خواهش می‌کنم دریغ نکنین.

271
00:19:16,388 --> 00:19:18,555
‫ممنونم.

272
00:19:19,001 --> 00:19:23,732
‫اه، "میا" مجبورم جلسه‌مون رو
‫به بعد موکول کنم. شرمنده.

273
00:19:24,791 --> 00:19:27,248
‫اشکالی نداره.

274
00:19:28,235 --> 00:19:29,500
‫اینطوری که فکر می‌کنی نیست.

275
00:19:29,501 --> 00:19:32,067
‫مگه من چی فکر می‌کنم؟

276
00:19:32,102 --> 00:19:34,185
‫نباید اونطوری سرشو بندازه پایین بیاد داخل...

277
00:19:34,947 --> 00:19:37,757
‫- اشکالی نداره.
‫- راستشو بخوای اشکال داشت.

278
00:19:37,792 --> 00:19:41,401
‫،من رییس وکلا هستم، درست
‫اونم شریک مدیرـه.

279
00:19:42,090 --> 00:19:45,298
‫کلی معنی پشت این نقش هست.

280
00:19:45,544 --> 00:19:46,744
‫واقعاً؟

281
00:19:47,001 --> 00:19:50,423
‫آره، اشکالی نداره.
‫جایی برای نگرانی نیست.

282
00:19:54,133 --> 00:19:58,356
‫،می‌دونی، "میا"، فکر کنم
‫من فکر می‌کنم باید دیگه تمومش کنیم.

283
00:19:58,391 --> 00:20:02,139
‫- وقتی آقای "الیس" برگرده، من...
‫- چی داری میگی؟

284
00:20:02,645 --> 00:20:06,814
‫فکر کنم مجبور نیستیم باهم کار کنیم.

285
00:20:08,953 --> 00:20:10,349
‫جالبه.

286
00:20:10,359 --> 00:20:12,595
‫- قبلاً مگه تو این موقعیت نبودیم؟
‫- منظورت چیه؟

287
00:20:12,630 --> 00:20:16,682
‫من ۲۲ سال‌م بود. با یه بحران دست و پنجه نرم می‌کردم...

288
00:20:17,531 --> 00:20:20,420
‫و تو همینطوری غیبت زد.

289
00:20:20,640 --> 00:20:23,414
‫- فقط همینو یادت میاد؟
‫- نه، این چیزیه که اتفاق افتاده.

290
00:20:23,449 --> 00:20:25,979
‫یه هفته بودی، هفته‌ی بعدش غیبت می‌زد.

291
00:20:26,603 --> 00:20:32,300
‫میا"، من"...
‫من که روانشناس بی‌نقصی نیستم، ولی اگه...

292
00:20:33,201 --> 00:20:37,200
‫اگه حس طرد شدگی بهت دست داده من...
‫من معذرت می‌خوام.

293
00:20:37,201 --> 00:20:39,798
‫این جمله‌ی مسخره‌ی "متاسفم اگه
‫این احساس رو کردی" رو تحویلم نده.

294
00:20:40,690 --> 00:20:43,881
‫احساس کردم طرد شدم، چون تو واقعاً ترکم کردی.

295
00:20:43,916 --> 00:20:47,389
‫مطمئنم درمورد این موضوع
‫تو طول جلساتمون حرف زدیم.

296
00:20:47,424 --> 00:20:49,379
‫اوه، واقعاً؟

297
00:20:49,414 --> 00:20:54,816
‫پس چطور شد که روز آخر اومدی و با یه حال
‫خراب... نشستی رو مبل.

298
00:20:54,851 --> 00:20:57,464
‫میا"، من داشتم با خانواده‌م به مریلند نقل مکان می‌کردم".

299
00:20:57,499 --> 00:21:01,520
‫نمی‌تونستم برم و تو بهم گفتی مجبورم.

300
00:21:01,793 --> 00:21:05,941
‫اون روز بهت یه هدیه دادم. یادت میاد؟

301
00:21:06,801 --> 00:21:11,102
‫- خب، من دقیقاً...
‫- نه، یادت نیست.

302
00:21:11,137 --> 00:21:14,634
‫بعد از رفتنت هیچ خبری ازت نداشتم.

303
00:21:14,669 --> 00:21:19,328
‫تو روانشناسا رسم نیست ارتباطشون رو
‫با بیماراشون حفظ کنن، وقتی...

304
00:21:19,363 --> 00:21:21,162
‫تقریباً.

305
00:21:21,197 --> 00:21:24,718
‫- اگه بیماری برات اهمیت داشته باشه.
‫- میا"، معلومه که مهم بودی".

306
00:21:24,753 --> 00:21:26,582
‫می‌دونی، فراموشش کن، فراموشش کن.

307
00:21:26,617 --> 00:21:28,733
‫احمقانه‌ست.

308
00:21:28,768 --> 00:21:31,428
‫وقتی می‌تونیم تمومش کنیم، پس بیا تمومش کنیم.

309
00:21:33,463 --> 00:21:36,784
‫- حالا نوبت منه که بندازمت بیرون.
‫- "میا"...

310
00:21:38,322 --> 00:21:43,864
‫بنت" گفت وقتی دیدین معطل شدم"
‫تو پرونده‌ی منو دست گرفتی.

311
00:21:44,001 --> 00:21:49,167
‫کنجکاوم بدونم چرا...
‫چرا به فکرت رسید همچین کاری بکنی.

312
00:21:49,202 --> 00:21:51,382
‫نمی‌دونم، مهم نیست.

313
00:21:51,417 --> 00:21:54,115
‫،می‌دونی، آخرین باری که دیدمت
‫تو، تو فقط یه بچه بودی.

314
00:21:54,150 --> 00:21:56,157
‫یادمه نگران این بودی که نکنه اولین ترم رو...

315
00:21:56,192 --> 00:21:59,977
‫تو دانشکده حقوق رد بشی، ولی حالا...

316
00:22:00,012 --> 00:22:03,269
‫،به خودت نگاه کن
‫به جایی که هستی نگاه کن.

317
00:22:04,323 --> 00:22:06,743
‫- کجام؟
‫- رییس وکلا هستی.

318
00:22:06,976 --> 00:22:09,972
‫دیوار، دیوار پر از تقدیرنامه‌هاست.

319
00:22:12,213 --> 00:22:16,613
‫فکر کنم... فکر کنم می‌خواستی
‫که من اونا رو ببینم.

320
00:22:16,648 --> 00:22:21,159
‫- که ببینم حالا... آدم موفقی شدی.
‫- موفقم؟

321
00:22:21,194 --> 00:22:24,099
‫چرا؟ چون تو یه ساختمون بلند کار می‌کنم؟

322
00:22:24,134 --> 00:22:25,958
‫یا چون کُت "پرادا" می‌پوشم؟

323
00:22:25,993 --> 00:22:31,421
‫یا چون تابستون رو تو "همپتونز" می‌گذرونم
‫و تو تمام افتتاحیه‌های مجلل قرار ملاقات دارم؟

324
00:22:31,456 --> 00:22:34,879
‫آره، تونستم دانشکده رو بگذرونم.

325
00:22:34,914 --> 00:22:37,861
‫همش ختم میشه به طبقات بالا.

326
00:22:37,896 --> 00:22:41,088
‫،با منظره‌های قشنگ
‫و پنجره‌هایی که باز نمیشن...

327
00:22:41,123 --> 00:22:44,532
‫و متـه‌هایی که هیچوقت دست از کار نمیکشن.

328
00:22:44,567 --> 00:22:46,576
‫و می‌دونی وقتی تو یه پرونده می‌بَرم چیکار می‌کنم...

329
00:22:46,611 --> 00:22:50,079
‫از همون پرونده‌های بن‌بستی
‫که همیشه انتخابشون می‌کنم؟

330
00:22:50,114 --> 00:22:53,389
‫میرم بیرون و با منشی همجنسبازم مست می‌کنم.

331
00:22:53,424 --> 00:22:56,535
‫و بعدش تا یه آپارتمان یک خوابه تلو تلو می‌خورم...

332
00:22:56,570 --> 00:23:00,536
‫و دعا می‌کنم تا خوابم ببره.

333
00:23:07,432 --> 00:23:10,484
‫امیدواری بهم نشون بدی...

334
00:23:11,822 --> 00:23:14,837
‫که هم چقدر کارت رو خوب انجام میدی...

335
00:23:16,387 --> 00:23:19,611
‫و هم اینکه چقدر آدم غمگینی هستی؟

336
00:23:22,084 --> 00:23:27,378
‫می‌بینم که اینجا نشستی و همش فکر می‌کنم
‫که نمی‌تونم دست از فکر کردن بردارم...

337
00:23:27,940 --> 00:23:30,565
‫نباید اینطوری میشد.

338
00:23:30,600 --> 00:23:32,608
‫منظورت چیه؟

339
00:23:33,579 --> 00:23:37,225
‫نگو که تو هم فراموش کردی.

340
00:23:40,670 --> 00:23:45,939
‫- نه.
‫- نه، منم همینطور.

341
00:23:52,574 --> 00:23:54,174
‫کار اشتباهی بود.

342
00:23:57,788 --> 00:23:59,254
‫"پرونده‌ت رو میدم به آقای "الیس.

343
00:23:59,289 --> 00:24:02,829
‫اون، اونم کارشو عالی انجام میده.
‫تقریباً به همون خوبی کار من.

344
00:24:03,489 --> 00:24:06,170
‫- مشکلی نیست.
‫- مطمئن میشم "الیس" تو رو توی اولویت قرار بده.

345
00:24:06,205 --> 00:24:10,400
‫ممنونم. ببین، من...

346
00:24:10,401 --> 00:24:15,069
‫می‌دونی که واقعاً مجبورم بیرونت کنم.
‫با یه موکل دیگه قرار دارم.

347
00:24:15,104 --> 00:24:17,812
‫متوجه‌ام.

348
00:24:19,501 --> 00:24:20,701
‫ممنونم.

349
00:24:23,800 --> 00:24:24,500
‫"میا".

350
00:24:37,501 --> 00:24:45,501
‫Neo & Farzane
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

