‫﻿۱
00:00:07,132 --> 00:00:10,288
‫به سرعت چشم انسان نیست...

2
00:00:10,413 --> 00:00:15,254
‫پس مثل هر...
‫وقتی از لنز دوربین به...

3
00:00:15,379 --> 00:00:18,847
‫اجسام نگاه میکنی، همه‌چیز به نظر سریع‌تر میاد.

4
00:00:20,187 --> 00:00:22,303
‫خیلی باحاله.
‫فوق العاده‌س.

5
00:00:23,607 --> 00:00:25,874
‫اوضاعت تو مدرسه چطوره؟

6
00:00:25,999 --> 00:00:28,445
‫- خوبه، بدک نیست.
‫- زبان انگلیسیت چطوره؟

7
00:00:28,570 --> 00:00:29,670
‫خیلی خوبه.

8
00:00:30,377 --> 00:00:33,671
‫پس تو چه درسی ضعف داری؟

9
00:00:34,051 --> 00:00:36,575
‫- مادرت گفته که...
‫- انشا.

10
00:00:36,833 --> 00:00:39,245
‫انشا، گفت نمره‌ی پایین آوردی.

11
00:00:39,529 --> 00:00:41,957
‫چیزی نشده که بابا.
‫فقط یه نمره‌ی پایینه.

12
00:00:44,189 --> 00:00:47,817
‫چطوره تو انشای بعدیت کمکت کنم؟

13
00:00:48,760 --> 00:00:51,384
‫میتونی برام ایمیل کنی و باهم روش کار کنیم.

14
00:00:51,552 --> 00:00:52,552
‫باشه؟

15
00:00:52,961 --> 00:00:54,920
‫ایمیل کنم؟
‫مسخره کردی؟

16
00:00:57,618 --> 00:00:58,346
‫وای خدا.

17
00:01:00,167 --> 00:01:02,036
‫میشه چند لحظه منتظر بمونین؟

18
00:01:04,332 --> 00:01:07,475
‫،"خیلی خب، "مکس
‫متاسفانه باید برم...

19
00:01:07,600 --> 00:01:10,361
‫یه مریض دارم.

20
00:01:10,529 --> 00:01:12,422
‫این وقت شب مریض نداری.

21
00:01:12,547 --> 00:01:15,290
‫- دوست دخترته؟
‫- نه، نیست.

22
00:01:15,415 --> 00:01:17,618
‫یه مریضه که یه چیزی جا گذاشته.

23
00:01:18,462 --> 00:01:20,712
‫اگه دوست دختر داشتم، حتماً بهت میگفتم.

24
00:01:21,442 --> 00:01:22,475
‫نه، عمراً.

25
00:01:24,157 --> 00:01:26,053
‫باید الان برم، "مکس"، باشه؟

26
00:01:26,178 --> 00:01:28,750
‫زود دوباره باهات حرف میزنم، قبوله؟

27
00:01:28,875 --> 00:01:31,051
‫با دوست‌دختر جونت خوش باشی.

28
00:01:44,951 --> 00:01:48,275
‫- اومدم سراغ لاک‌پشته.
‫- بله، البته، بفرمایید.

29
00:01:49,694 --> 00:01:52,846
‫تا امروز صبح حتی نمیدونستم پسرم لاک‌پشت داره.

30
00:01:52,971 --> 00:01:55,177
‫کُلِ هفته "الیور" رو ندیدم...

31
00:01:55,979 --> 00:01:59,182
‫الان براتون میارمش، تو...

32
00:01:59,307 --> 00:02:01,533
‫تو آشپزخونه‌م داره...

33
00:02:01,658 --> 00:02:03,247
‫خوش میگذرونه.

34
00:02:05,822 --> 00:02:09,268
‫آره. "الیور" کل هفته رو با "لوک" بود.

35
00:02:09,775 --> 00:02:12,430
‫"داره بهش خوش میگذره، البته طبق حرفهای "لوک...

36
00:02:13,058 --> 00:02:15,136
‫به خودم گفتم چرا عیششنو خراب کنم؟

37
00:02:16,560 --> 00:02:20,097
‫اینکه یه هفته برای خودم باشم، خیلی خوب بود.
‫میدل‌مارچ" رو تموم کردم".

38
00:02:20,750 --> 00:02:23,355
‫فکر کنم تنها کسی هستی که اینکارو کرده.

39
00:02:23,714 --> 00:02:25,644
‫خوب تموم شد؟

40
00:02:26,361 --> 00:02:27,942
‫حتی یادمم نمیاد.

41
00:02:29,026 --> 00:02:31,955
‫به علاوه اینکه ۳ ساعت با خواهرم حرف زدم...

42
00:02:32,395 --> 00:02:33,419
‫که...

43
00:02:33,875 --> 00:02:35,314
‫که راستش عذاب‌آور بود.

44
00:02:35,816 --> 00:02:38,593
‫ولی حداقلش الان وظیفه‌ای به گردنم نیست...

45
00:02:42,596 --> 00:02:45,261
‫این جعبه کفش رو پیدا کردم...

46
00:02:46,427 --> 00:02:47,947
‫برای سفر بی‌خطر.

47
00:02:48,408 --> 00:02:49,928
‫شرمنده که به دردسرتون انداختم.

48
00:02:50,435 --> 00:02:52,736
‫اصلاً دردسری نداشت.

49
00:02:54,121 --> 00:02:56,047
‫راستش، همدم خوبی بود.

50
00:02:56,321 --> 00:02:58,753
‫نگران تنها گذاشتنش بودم ولی...

51
00:02:59,179 --> 00:03:00,699
‫گمونم لاک‌پشت‌ها...

52
00:03:00,824 --> 00:03:02,056
‫خودکفان.

53
00:03:03,719 --> 00:03:05,726
‫آره، براتون شیرینی درست کردم.

54
00:03:05,894 --> 00:03:09,050
‫،البته نه فقط برای شما
‫آخر هفته کلی شیرینی پختم.

55
00:03:09,469 --> 00:03:11,881
‫خیلی لطف کردین.

56
00:03:12,317 --> 00:03:14,334
‫خیلی زیاد درست کردم...

57
00:03:14,602 --> 00:03:17,480
‫و نگهداری این لاک‌پشت به هیچ‌وجه در حیطه‌ی مسئولیتتون نبوده.

58
00:03:20,792 --> 00:03:21,581
‫ممنون.

59
00:03:22,899 --> 00:03:25,382
‫خب دیگه رفع زحمت کنم.

60
00:03:26,081 --> 00:03:28,524
‫- ۴شنبه، ساعت ۴ میبینمتون.
‫- شب بخیر.

61
00:03:34,227 --> 00:03:42,873
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

62
00:03:42,927 --> 00:03:50,718
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

63
00:04:00,776 --> 00:04:01,526
‫خُب...

64
00:04:02,647 --> 00:04:04,247
‫کی میخواد اول شروع کنه؟

65
00:04:13,559 --> 00:04:14,959
‫هفته‌تون رو چطور گذروندین؟

66
00:04:16,038 --> 00:04:16,838
‫عالی بود.

67
00:04:17,731 --> 00:04:19,131
‫خوشحالم که چنین چیزی رو میشنوم.

68
00:04:19,712 --> 00:04:22,408
‫و چه چیزیش عالی بود، "الیور"؟

69
00:04:22,753 --> 00:04:24,374
‫تو خونه‌ی پدرم موندم.

70
00:04:24,698 --> 00:04:25,681
‫کُلِ هفته رو؟

71
00:04:25,849 --> 00:04:28,386
‫،رفتیم بسکتبال از نزدیک ببینیم
‫و خیلیم نزدیک زمین بودیم.

72
00:04:28,511 --> 00:04:31,782
‫اعتقادم اینه که هر بچه‌ی نیویورکی
‫باید به "گاردن" بره...

73
00:04:31,907 --> 00:04:34,857
‫و باخت مفتضحانه‌ی "نیکز" رو از نزدیک ببینه.

74
00:04:36,382 --> 00:04:37,973
‫و "پدرخوانده" رو دیدیم.

75
00:04:38,445 --> 00:04:40,846
‫خیلی فیلم باحالی بود.
‫تا حالا ندیده بودمش.

76
00:04:41,540 --> 00:04:43,327
‫به "پائول" بگو وقتی دیدیمش، چی گفتی.

77
00:04:43,452 --> 00:04:46,043
‫اینکه وقتی بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی.

78
00:04:46,565 --> 00:04:48,095
‫میخوام مشاورِ مافیاها بشم.

79
00:04:48,333 --> 00:04:49,479
‫مشاور مافیا.

80
00:04:51,369 --> 00:04:52,458
‫دیگه چیکار کردیم؟

81
00:04:53,798 --> 00:04:56,464
‫به "مت" رفتیم و سلاح‌ها و کلاه‌خودا رو دیدیم.

82
00:04:56,589 --> 00:05:00,458
‫- و یه سری پوستر برای اتاقش خریدیم.
‫- مشکلِ خواب که نداشتی؟

83
00:05:00,583 --> 00:05:02,941
‫تا سرش به بالش میرسید از هوش میرفت.

84
00:05:03,066 --> 00:05:04,934
‫کلی تو شهر گردش میکردیم.

85
00:05:05,059 --> 00:05:07,157
‫و پدرت برات غذای مناسب خرید؟

86
00:05:07,365 --> 00:05:10,768
‫هرشب بیرون غذا میخوردیم.
‫"حدس بزن غذای مورد علاقه‌م الان چیه؟ "پایه‌یا.

87
00:05:11,357 --> 00:05:13,145
‫مگه میشه "پایه‌یا" دوست نداشت؟

88
00:05:13,313 --> 00:05:15,439
‫همه‌چیزِ "پایه‌یا" فوق العاده‌س.

89
00:05:16,322 --> 00:05:18,313
‫و پس کُل هفته فقط تو و پدرت با هم خوش بودین؟

90
00:05:18,438 --> 00:05:21,403
‫- هیچ‌کدوم از دوستای پدرت سر نزدن؟
‫- یه سر برای تماشای فوتبال اومدن.

91
00:05:21,725 --> 00:05:22,900
‫ولی وسطِ کار...

92
00:05:23,025 --> 00:05:25,505
‫تو "وی" گلف بازی کردیم
‫و من همه رو مچاله کردم.

93
00:05:25,630 --> 00:05:26,408
‫خُب...

94
00:05:26,748 --> 00:05:29,161
‫به نظر میاد خیلی بهت خوش گذشته.

95
00:05:30,655 --> 00:05:32,957
‫برای نوشتن مشقات وقت داشتی؟

96
00:05:33,125 --> 00:05:34,532
‫این دیگه یعنی چی؟

97
00:05:34,657 --> 00:05:37,282
‫فقط اینکه اگه شماها هر شب بیرون غذا میخوردین
‫و فیلم میدیدین...

98
00:05:37,407 --> 00:05:40,130
‫،و تو شهر گردش میکردین
‫کِی "الیور" وقت میکرد مشقاشو بنویسه؟

99
00:05:40,298 --> 00:05:41,551
‫همه رو انجام دادم.

100
00:05:41,676 --> 00:05:44,813
‫خیلیم درست نیست، چون به نظرم...

101
00:05:44,938 --> 00:05:47,262
‫یکی از مسئولیت‌هات مراقبت از لاک‌پُشتت بود.

102
00:05:48,148 --> 00:05:50,683
‫از "پائول" برای اینکه تو دردسرش انداختی، عذرخواهی کردی؟

103
00:05:52,264 --> 00:05:53,936
‫- معذرت میخوام.
‫- فدای سرت.

104
00:05:54,104 --> 00:05:57,503
‫خوشحالم که گرفتیش.
‫میدونم که هفته‌ی پیش نگرانش بودی.

105
00:05:57,628 --> 00:05:59,840
‫ولی وقتی خونه‌ی پدرت بودی
‫کلاً فراموشش کردی.

106
00:05:59,965 --> 00:06:01,613
‫چرا بچه رو تحت فشار میذاری؟

107
00:06:01,738 --> 00:06:04,196
‫خوشحالم که بهتون خوش گذشته.
‫فقط میخوام مطمئن بشم که...

108
00:06:04,364 --> 00:06:06,365
‫که درس و مدرسه برای "الیور" در اولویته.

109
00:06:07,512 --> 00:06:09,243
‫همه‌ی مشقام رو انجام دادم.

110
00:06:09,411 --> 00:06:11,495
‫- واقعاً؟
‫- بهت که گفتم.

111
00:06:11,663 --> 00:06:14,313
‫نینا" اومد و کمکم کرد همه‌شو تموم کنم".

112
00:06:21,287 --> 00:06:22,473
‫"ببخشید، "نینا...

113
00:06:22,807 --> 00:06:23,857
‫نینا" کیه؟"

114
00:06:27,746 --> 00:06:28,804
‫دوست‌دخترم.

115
00:06:35,353 --> 00:06:38,624
‫پس "الیور" این هفته دوست‌دخترتو دید؟

116
00:06:39,907 --> 00:06:42,124
‫این یارو تو خونه‌ت زندگی میکنه؟

117
00:06:42,249 --> 00:06:45,779
‫زندگی نمیکنه. چند دفعه‌ای اومد تا به
‫الیور" تو درساش کمک کنه".

118
00:06:46,393 --> 00:06:48,973
‫واضح توافق نکردیم که الان برای این کارا خیلی زوده؟

119
00:06:49,098 --> 00:06:50,451
‫تو هم شنیدی، مگه نه "پاول"؟

120
00:06:50,619 --> 00:06:51,942
‫مشکل کجاست؟

121
00:06:52,067 --> 00:06:54,483
‫بچه یه هفته‌ی فوق العاده داشت.
‫از زبون خودش شنیدی.

122
00:06:55,484 --> 00:06:56,484
‫"الیور"...

123
00:06:57,280 --> 00:07:00,979
‫با "نینا" بودن برات چه حسی داشت؟

124
00:07:01,932 --> 00:07:03,168
‫خوب بود.

125
00:07:03,293 --> 00:07:05,256
‫‏۲یا ۳ بار سَر زد.

126
00:07:05,381 --> 00:07:07,212
‫با ما برای دیدن سلاح‌ها و کلاه‌خودها اومد.

127
00:07:07,337 --> 00:07:09,744
‫- فکرِ اون بود.
‫- چرا قبلاً چیزی نگفتی؟

128
00:07:09,869 --> 00:07:11,811
‫پدرت بهت گفته بود چیزی نگی؟

129
00:07:11,936 --> 00:07:13,432
‫نمیخواست ناراحتت کنه.

130
00:07:15,968 --> 00:07:18,005
‫و دیگه کارش به جایی رسیده که
‫به "الیور" میگه یه چیزایی رو ازم مخفی کنه.

131
00:07:18,130 --> 00:07:21,000
‫نخیر، فقط میخواستم از دقیقاً چنین بحثایی جلوگیری کنم.

132
00:07:21,125 --> 00:07:24,041
‫لوک"، کنجکاوم که بدونم میبینی"...

133
00:07:24,306 --> 00:07:26,403
‫چقدر "بس" دلخور شده.

134
00:07:26,722 --> 00:07:28,962
‫جوری که اون به قضیه نگاه میکنه...

135
00:07:30,168 --> 00:07:32,889
‫اینه که تو از "الیور" خواستی یه چیزی رو ازش مخفی کنه.

136
00:07:33,014 --> 00:07:36,109
‫ولی تهش به یه هفته‌ی فوق العاده ختم شد.
‫همه‌چیز خوب پیش رفت.

137
00:07:36,234 --> 00:07:38,874
‫نمیفهمم چرا همه انقدر قضیه رو میپیچونن.

138
00:07:39,042 --> 00:07:41,161
‫خیلی از آدما تو این شرایط هستن...

139
00:07:41,286 --> 00:07:44,379
‫- و پای یه زن غریبه رو به ماجرا باز نمیکنن.
‫- مامان، من "نینا" رو میشناختم.

140
00:07:47,889 --> 00:07:50,707
‫دقیقاً چطور "نینا" رو میشناختی؟

141
00:07:53,960 --> 00:07:55,808
‫معلمِ سال پیشم بود.

142
00:07:58,075 --> 00:07:59,636
‫"نینا کَبِت"...

143
00:08:00,132 --> 00:08:03,183
‫- معلم پرورشیش؟
‫- معلمِ سال پیشش.

144
00:08:03,968 --> 00:08:06,441
‫وقتی ابتدایی بود.

145
00:08:06,945 --> 00:08:08,654
‫الان کاملاً تو یه مقطع دیگه‌س.

146
00:08:09,773 --> 00:08:12,104
‫واقعاً خیالمو راحت کرد.

147
00:08:13,148 --> 00:08:15,531
‫- چندوقته میبینیش؟
‫- یه ماه.

148
00:08:15,859 --> 00:08:17,075
‫‏۶هفته.

149
00:08:20,876 --> 00:08:24,843
‫الیور"، چیزی هست که بخوای راجع به این موضوع بگی؟"

150
00:08:27,460 --> 00:08:28,859
‫هر چیزی که بگم...

151
00:08:29,173 --> 00:08:30,823
‫فقط اوضاع رو خر‌اب‌تر میکنه.

152
00:08:37,460 --> 00:08:38,413
‫بیا یه کاری کنیم...

153
00:08:38,538 --> 00:08:41,484
‫چطوره من و تو بریم تو اتاق انتظار...

154
00:08:41,609 --> 00:08:43,481
‫و یه چند دقیقه‌ای استراحت کنیم...

155
00:08:43,606 --> 00:08:46,156
‫و مامان و بابات رو با هم تنها بذاریم؟

156
00:08:46,157 --> 00:08:47,157
‫باشه.

157
00:08:58,245 --> 00:08:59,413
‫چی میخوای؟

158
00:09:04,901 --> 00:09:06,336
‫نباید چیزی میگفتم.

159
00:09:06,722 --> 00:09:08,390
‫خوشحالم که واقعیت رو گفتی.

160
00:09:10,159 --> 00:09:13,294
‫،فکر میکردم اگه خونه‌ی پدرم بمونم
‫همه خوشحال میشن.

161
00:09:13,865 --> 00:09:15,973
‫ولی دوباره دارن دعوا میکنن.

162
00:09:18,588 --> 00:09:22,102
‫مطمئناً به خاطر خوش بودن تو خونه‌ی پدرت
‫نباید عذرخواهی کنی.

163
00:09:22,544 --> 00:09:24,065
‫خیلی هم عالی نبود.

164
00:09:24,399 --> 00:09:25,879
‫واقعاً؟
‫ولی تو که...

165
00:09:26,517 --> 00:09:28,960
‫تو که اونجا گفتی بهت خوش گذشته.

166
00:09:29,264 --> 00:09:31,320
‫بهم خوش گذشت.
‫ولی "نیکز" باخت.

167
00:09:33,971 --> 00:09:35,908
‫هنوزم خوابیدن برام مشکله.

168
00:09:36,076 --> 00:09:36,925
‫جداً؟

169
00:09:37,050 --> 00:09:39,870
‫،بابام بهم سَر میزد
‫منم خودمو میزدم به خواب.

170
00:09:40,659 --> 00:09:42,789
‫یه وقتایی رو میزم مینشست و بهم نگاه میکرد.

171
00:09:43,061 --> 00:09:45,500
‫و منم خیلی تلاش میکردم که چشمامو باز نکنم.

172
00:09:46,750 --> 00:09:48,797
‫اینکه پدرت اینطور بهت نگاه کنه...

173
00:09:49,101 --> 00:09:50,874
‫چه حسی داشت؟

174
00:09:50,999 --> 00:09:52,132
‫حس میکردم که انگار...

175
00:09:52,700 --> 00:09:54,089
‫سربازه.

176
00:09:54,707 --> 00:09:56,501
‫میدونی، انگار که مواظبمه.

177
00:09:58,442 --> 00:10:00,479
‫ازت در برابر چی مواظبت میکنه؟

178
00:10:02,304 --> 00:10:05,308
‫،میخواست که خواب باشم
‫مشکل اینجا بود که واقعاً خواب نبودم.

179
00:10:06,707 --> 00:10:08,658
‫منم نمیخواستم چیزی درباره‌ش بهش بگم.

180
00:10:08,783 --> 00:10:11,533
‫یعنی نمیخواستی نگرانش کنی ولی...

181
00:10:11,871 --> 00:10:13,862
‫با وجود اتفاقاتی که افتاده...

182
00:10:14,506 --> 00:10:16,573
‫تو خونه‌ی مامانم هم درست خوابم نمیبَره.

183
00:10:16,741 --> 00:10:18,700
‫اونجام خودتو به خواب میزنی؟

184
00:10:19,390 --> 00:10:21,590
‫هیچ‌جا احساس راحتی نمیکنم.

185
00:10:22,106 --> 00:10:24,738
‫از خدامه که جایی بود که توش احساس راحتی میکردم.

186
00:10:24,863 --> 00:10:26,413
‫کاملاً منطقیه.

187
00:10:28,405 --> 00:10:31,046
‫با "نینا" بهت خوش گذشت؟

188
00:10:35,329 --> 00:10:37,177
‫دلم برای مامانم تنگ شده بود.

189
00:10:37,507 --> 00:10:39,644
‫میدونم که مادرت رو خیلی دوست داری.

190
00:10:40,654 --> 00:10:43,934
‫و مطمئنم که اونم دلش برات تنگ شده.

191
00:10:44,356 --> 00:10:46,236
‫هر شب زنگ میزد.

192
00:10:46,573 --> 00:10:49,147
‫،بهش گفتم که خوبم
‫ولی از صداش معلوم بود که ناراحته.

193
00:10:49,583 --> 00:10:53,358
‫اینکه بهش چیزی در مورد "نینا" نگی برات سخت بود؟

194
00:10:53,824 --> 00:10:57,179
‫،پدرم گفت اگه بهش بگیم
‫دلخور میشه.

195
00:10:58,237 --> 00:10:59,425
‫و همینطورم شد.

196
00:11:01,208 --> 00:11:02,962
‫این حس رو داری که...

197
00:11:03,296 --> 00:11:05,911
‫مجبوری از پدر و مادرت یه چیزایی رو مخفی نگه داری...

198
00:11:06,286 --> 00:11:08,804
‫تا ناراحت یا عصبانی نشن؟

199
00:11:19,065 --> 00:11:22,065
‫الیور"، میدونم که میخوای کمکشون کنی".

200
00:11:23,975 --> 00:11:26,925
‫ولی نمیتونی جلوی
‫عصبانی یا ناراحت شدنشون رو بگیری.

201
00:11:27,765 --> 00:11:30,265
‫آرزو میکنم کاش هیچکدوم از این اتفاقا نیفتاده بود.

202
00:11:31,945 --> 00:11:32,995
‫میفهمم.

203
00:11:36,755 --> 00:11:40,255
‫میدونی، خیلی وقت صرفِ نگهداری از لاک‌پُشتت کردم.

204
00:11:41,535 --> 00:11:42,635
‫با خودم فکر میکردم...

205
00:11:43,275 --> 00:11:46,975
‫".چطور اون خونه رو هر جا که میره رو پُشتش حمل میکنه "

206
00:11:48,305 --> 00:11:50,000
‫به همین خاطره که لاک‌پشت‌ها کُندن.

207
00:11:50,475 --> 00:11:53,025
‫همیشه خونه‌شون دنبالشونه.

208
00:11:55,395 --> 00:11:58,020
‫چیز دیگه‌ای هم راجع به لاک‌پُشت‌ها نظرتو جلب کرده؟

209
00:11:58,145 --> 00:12:00,945
‫نه خیلی.
‫تازه امروز به دستم رسید.

210
00:12:01,295 --> 00:12:03,390
‫تو نسبت به من وقت بیشتری رو باهاش گذروندی.

211
00:12:03,515 --> 00:12:04,615
‫اینم واقعیتیه.

212
00:12:06,535 --> 00:12:08,110
‫فقط یه چیزی نظرمو جلب کرد.

213
00:12:08,235 --> 00:12:09,235
‫چیه؟

214
00:12:09,705 --> 00:12:12,710
‫وقتی مامانم اومد مدرسه تا برام لاک‌پُشت رو بیاره...

215
00:12:12,835 --> 00:12:14,385
‫تو به جعبه کفش بود.

216
00:12:14,715 --> 00:12:16,690
‫،فکر میکردم برای منه
‫ولی گفتش مال شماست.

217
00:12:16,815 --> 00:12:19,215
‫و چی باعث شد فکر کنی برای توئه؟

218
00:12:20,045 --> 00:12:22,145
‫چون جعبه‌ی کتونی بچه‌گونه بود.

219
00:12:22,985 --> 00:12:24,159
‫از مامانم پرسیدم.

220
00:12:24,635 --> 00:12:26,635
‫گفت شاید شما یه پسر داشته باشین.

221
00:12:27,315 --> 00:12:28,065
‫درسته؟

222
00:12:28,190 --> 00:12:31,040
‫داری فکر میکنی چه نوع پدریم؟

223
00:12:31,705 --> 00:12:33,220
‫مطمئنم پدر خوبی هستی.

224
00:12:33,345 --> 00:12:35,495
‫خیلی مطمئن به نظر میای.

225
00:12:36,365 --> 00:12:37,756
‫چون به حرفام گوش میدی.

226
00:12:40,718 --> 00:12:43,720
‫،پسر داری
‫یا میخوای حدس بزنم؟

227
00:12:45,465 --> 00:12:47,540
‫خیلی خُب، گیریم که...

228
00:12:47,665 --> 00:12:49,565
‫من پسر داشته باشم.

229
00:12:50,895 --> 00:12:53,000
‫بهم بگو راجع بهش چی فکر میکنی؟

230
00:12:53,125 --> 00:12:55,375
‫خُب، به نظرم اینجا زندگی نمیکنه.

231
00:12:55,505 --> 00:12:57,055
‫البته بیشتر وقت‌ها رو.

232
00:12:58,105 --> 00:12:59,105
‫چطور؟

233
00:12:59,785 --> 00:13:02,040
‫چون درست بعد از تعطیل شدن مدرسه میام اینجا.

234
00:13:02,165 --> 00:13:05,380
‫و اگه اینجا زندگی میکرد، اونم میدیدم که از مدرسه برگشته.

235
00:13:05,505 --> 00:13:07,290
‫پس فکر میکنی کجا زندگی میکنه؟

236
00:13:07,415 --> 00:13:08,912
‫شاید با مادرش.

237
00:13:10,855 --> 00:13:13,505
‫و فکر میکنی اینطور زندگی کردن براش چجوریه؟

238
00:13:14,305 --> 00:13:15,705
‫شاید احساس تنهایی میکنه.

239
00:13:16,575 --> 00:13:18,547
‫احتمالاً همیشه دلش برای دیدنتون تنگ میشه.

240
00:13:20,155 --> 00:13:21,355
‫و دیگه چی؟

241
00:13:25,165 --> 00:13:26,388
‫میخوام ببینمش.

242
00:13:27,675 --> 00:13:29,641
‫چرا میخوای ببینیش؟

243
00:13:30,295 --> 00:13:31,445
‫نمیدونم.

244
00:13:33,155 --> 00:13:34,860
‫فقط میخوام با یکی مثل خودم حرف بزنم.

245
00:13:34,985 --> 00:13:38,275
‫گمونم خوبه که دوستی داشته باشی
‫که شرایط تو رو داشته باشه، مگه نه؟

246
00:13:40,025 --> 00:13:42,425
‫برادر یا خواهرم داره؟

247
00:13:42,835 --> 00:13:44,785
‫فرقیم میکنه؟

248
00:13:45,535 --> 00:13:47,235
‫راحت‌ترش میکنه.

249
00:13:50,965 --> 00:13:53,540
‫دوست داری خواهر یا برادر داشته باشی؟

250
00:13:55,035 --> 00:13:57,100
‫فکر میکردم یکی گیرم میاد ولی...

251
00:13:57,225 --> 00:13:59,210
‫فکر نمیکنم دیگه خبری باشه.

252
00:13:59,335 --> 00:14:00,785
‫نمیفهمم.

253
00:14:01,205 --> 00:14:04,005
‫خُب، پدر و مادرم میخواستن
‫یه پسربچه رو به فرزندی بگیرن.

254
00:14:04,435 --> 00:14:07,835
‫قرار بود برای گرفتنش برن یه جا مثل آفریقا.

255
00:14:08,345 --> 00:14:10,345
‫مادرم عکسهاشو بهم نشون داد.

256
00:14:11,125 --> 00:14:12,392
‫و بعد چه اتفاقی افتاد؟

257
00:14:12,705 --> 00:14:15,005
‫دیگه راجع بهش حرفی نزدن.

258
00:14:15,665 --> 00:14:17,465
‫و بعد پدرم از خونه رفت.

259
00:14:19,495 --> 00:14:22,986
‫از کی دیگه راجع به فرزندخوندگی باهات حرف نزدن؟

260
00:14:27,605 --> 00:14:28,755
‫شاید...

261
00:14:29,675 --> 00:14:33,225
‫شاید هنوز چشم به راه پدر و مادرم تا بیان ببرنش.

262
00:14:34,195 --> 00:14:37,695
‫شاید اگه طلاق نگیرن، با ما زندگی کنه.

263
00:14:37,977 --> 00:14:38,877
‫نمیدونم.

264
00:14:41,355 --> 00:14:44,355
‫مساله‌ی بزرگیه که چیزی راجع بهش نمیدونی.

265
00:14:49,935 --> 00:14:51,935
‫مجبورم برگردم داخل؟

266
00:14:52,415 --> 00:14:54,392
‫نمیتونی خودت باهاشون حرف بزنی؟

267
00:14:55,115 --> 00:14:56,515
‫همینجا بمون.

268
00:15:00,155 --> 00:15:01,505
‫خیلی طول نمیکشه.

269
00:15:08,305 --> 00:15:11,070
‫ما دو تا رو تو یه اتاق تنها گذاشتی.

270
00:15:11,195 --> 00:15:13,330
‫دوست داری خطرناک زندگی کنی، درسته؟

271
00:15:13,455 --> 00:15:17,660
‫"نمیخواستم راجع به "نینا
‫جلوی "الیور" بیشتر از این حرف بزنین.

272
00:15:17,785 --> 00:15:21,489
‫منظورت اینه که "لوک" چطور داره
‫ترتیبِ معلم ۲۳ ساله‌ی "الیور" رو میده؟

273
00:15:21,614 --> 00:15:24,214
‫اوضاع اینجا خیلی خوب پیش رفته، تابلو نیست؟

274
00:15:24,405 --> 00:15:27,155
‫و یا حتی اینکه چطور از "الیور" استفاده کردی
‫تا مُخ بزنی.

275
00:15:27,525 --> 00:15:28,930
‫میدونستم که "الیور" دوستش داره...

276
00:15:29,055 --> 00:15:33,055
‫میخواستم راجع به اینکه
‫امسال اوضاع "الیور" تو مدرسه چطوریه باهاش حرف بزنم.

277
00:15:33,307 --> 00:15:34,975
‫اصلاً نقشه‌ای نداشتم.

278
00:15:35,143 --> 00:15:38,107
‫و اونم دوستش داره.
‫تو مشقاش بهش کمک میکنه.

279
00:15:38,255 --> 00:15:40,397
‫زن خوبیه.
‫مشکل چیه؟

280
00:15:40,565 --> 00:15:43,720
‫توافق کردیم که خیلی برای "الیور" زوده که
‫کسی رو که باهاش رابطه داری ببینه.

281
00:15:43,845 --> 00:15:46,930
‫و تو سرخود تصمیم رو عوض کردی.

282
00:15:47,055 --> 00:15:49,955
‫توافقتون یادته، "لوک"؟

283
00:15:50,715 --> 00:15:52,470
‫چیزی که من یادم میاد اتمام حجت بود.

284
00:15:52,595 --> 00:15:54,518
‫پس به جای اینکه بشینی و باهام بحث کنی...

285
00:15:54,643 --> 00:15:56,743
‫من با تو بحثی ندارم.

286
00:15:56,995 --> 00:15:58,705
‫فقط کوتاه اومدن برای رسیدن به آرامشه.

287
00:15:58,830 --> 00:16:01,220
‫پس با هرچیزی که میگم موافقت میکنی که دهنم رو ببندی...

288
00:16:01,345 --> 00:16:03,848
‫،و بعد هر کاری که عشقته رو انجام میدی
‫صرف نظر از اینکه "الیور" چقدر آسیب میبینه.

289
00:16:03,973 --> 00:16:05,760
‫ببین، میدونم "الیور" میتونه درک کنه.

290
00:16:05,885 --> 00:16:08,633
‫،اگه منتظرت میموندم تا حرفت رو تموم کنی
‫اوضاع هیچ تغییری نمیکرد.

291
00:16:09,145 --> 00:16:10,892
‫پس، "لوک"، فکر میکنی که هیچ راهی برای...

292
00:16:11,017 --> 00:16:13,263
‫بحث با "بس" و رسیدن به توافق نیست؟

293
00:16:13,865 --> 00:16:16,391
‫حس میکنی که اون باید برنده‌ی هر جر و بحثی باشه؟

294
00:16:16,993 --> 00:16:18,892
‫مدلش اینطوریه، بله.

295
00:16:19,485 --> 00:16:22,154
‫و "بس"، فکر میکنی که "لوک" وانمود میکنه که موافقه...

296
00:16:22,279 --> 00:16:23,929
‫و بعد هر کاری که دلش بخواد رو انجام میده؟

297
00:16:25,255 --> 00:16:28,750
‫"این دفعه شورش دراومده، چون داره از "الیور
‫برای سرپوش گذاشتن استفاده میکنه.

298
00:16:28,875 --> 00:16:29,875
‫میدونی چیه؟

299
00:16:30,265 --> 00:16:34,010
‫فکر میکنم وظیفه‌مون اینجا اینه که
‫یه راهی برای روراست بودنتون با همدیگه...

300
00:16:34,135 --> 00:16:35,435
‫پیدا کنیم.

301
00:16:35,895 --> 00:16:38,354
‫تا "الیور" به این باور برسه که مجبور نیست...

302
00:16:38,479 --> 00:16:41,082
‫چیزی رو ازتون پنهان کنه.

303
00:16:41,250 --> 00:16:44,002
‫اگه بتونی پیدا کنی، ارزشت چند برابر پولی که میدیم میشه.

304
00:16:45,045 --> 00:16:47,145
‫بس"، میخوای همراهیمون کنی؟"

305
00:16:49,915 --> 00:16:52,315
‫میخوام ازتون یه چیزی بپرسم.

306
00:16:52,929 --> 00:16:54,717
‫وقتی الان داشتم با "الیور" حرف میزدم...

307
00:16:54,842 --> 00:16:58,381
‫بهم گفت که میخواستین یه بچه رو به فرزندی بگیرین.

308
00:16:58,506 --> 00:16:59,656
‫واقعیت داره؟

309
00:17:01,065 --> 00:17:03,730
‫- راجع بهش باهاتون حرف زد؟
‫- خب، من...

310
00:17:03,855 --> 00:17:06,150
‫تعجب کردم که شما تا حالا بهش اشاره‌ای نکردین.

311
00:17:06,275 --> 00:17:08,600
‫برای اینکه از همون اول فکر افتضاحی بود.

312
00:17:08,725 --> 00:17:10,025
‫درست نیست.

313
00:17:11,395 --> 00:17:12,906
‫دوست داره تاریخ رو از نو بنویسه.

314
00:17:13,074 --> 00:17:15,532
‫واقعیت اینه که سال‌هاست داریم راجع به
‫داشتن یه بچه‌ی دیگه حرف میزنیم.

315
00:17:15,657 --> 00:17:18,036
‫واقعاً فکر میکرد که تمام مشکلاتمون رو حل میکنه.

316
00:17:18,204 --> 00:17:21,706
‫یا شایدم میخوام این شانس رو به "الیور" بدم
‫تا یه برادر بزرگ‌تر باشه.

317
00:17:22,335 --> 00:17:26,335
‫ما زندگی خیلی خوبی داشتیم
‫و میخواستم یه بچه‌ی دیگه رو توش شریک کنم.

318
00:17:27,605 --> 00:17:29,504
‫خیلی وقته میخوام یکی رو به فرزندی قبول کنم.

319
00:17:29,629 --> 00:17:32,429
‫خیلی از بچه‌ها هستن که یه خونه‌ی خوب احتیاج دارن.

320
00:17:33,045 --> 00:17:34,791
‫و میدونین، حس نمیکردم که باردار شدن...

321
00:17:34,916 --> 00:17:37,340
‫و دوباره درگیر اون همه درد شدن، لازم باشه.

322
00:17:37,465 --> 00:17:40,266
‫و اینکه باید اصولاً سکس داشته باشین تا چنین اتفاقی بیفته.

323
00:17:40,434 --> 00:17:42,560
‫میتونیم یه لحظه دوباره بریم سراغ فرزندخونده گرفتن؟

324
00:17:43,355 --> 00:17:45,313
‫میشه بهم بگین که چه اتفاقی افتاد؟

325
00:17:46,595 --> 00:17:49,245
‫جداً فکر میکردم "لوک" اینو میخواد.

326
00:17:49,575 --> 00:17:51,236
‫حداقل به اندازه‌ی من.

327
00:17:51,404 --> 00:17:53,655
‫مدام در حال دعوا بودیم
‫فقط میخواستم خوشحال باشه.

328
00:17:54,565 --> 00:17:57,197
‫میشه راجع به روند به فرزندی قبول کردن برام بگین...

329
00:17:57,322 --> 00:17:59,172
‫براتون چطور بود؟

330
00:17:59,445 --> 00:18:00,829
‫تو ۲ سال گذشته...

331
00:18:01,515 --> 00:18:03,194
‫من کسی بودم که تمام کاراش رو انجام داد.

332
00:18:03,319 --> 00:18:06,030
‫پدرم رو درآورد چون یه برگه‌ی پزشکی رو اشتباه پُر کردم.

333
00:18:06,155 --> 00:18:09,629
‫یه هفته وقت صرفش کردم و دوباره از اول باید انجامش میدادم.

334
00:18:10,025 --> 00:18:12,540
‫هفته‌ای که مددکار اجتماعی برای سر زدن به خونمون اومد...

335
00:18:12,665 --> 00:18:13,865
‫دیوونه شده بود.

336
00:18:14,051 --> 00:18:16,010
‫هر شب با "الیور" تمرین میکرد...

337
00:18:16,178 --> 00:18:20,178
‫،بهش میگفت چی باید بگه
‫از اینکه درخواستمون رد بشه وحشت داشت.

338
00:18:20,485 --> 00:18:21,685
‫ولی البته...

339
00:18:21,955 --> 00:18:23,905
‫با سربلندی بیرون اومدیم.

340
00:18:24,935 --> 00:18:26,835
‫وقتی ارجاعش رو گرفتیم...

341
00:18:26,984 --> 00:18:29,884
‫،مدارک پزشکی بچه
‫عکس قشنگش...

342
00:18:32,175 --> 00:18:34,825
‫به "الیور" نشونش دادم.
‫خیلی هیجان‌زده بودیم.

343
00:18:35,345 --> 00:18:38,645
‫میخواستم اون شب سوار هواپیما بشم و بچه رو بگیرم.

344
00:18:39,425 --> 00:18:42,275
‫و پوشه رو به "لوک" دادم تا یه نگاه بهش بندازه.

345
00:18:47,285 --> 00:18:49,535
‫من یه نگاه به صورت اون بچه کردم...

346
00:18:50,295 --> 00:18:53,214
‫و فهمیدم که همه‌‌ی اینا قراره چه مصیبتی بشه.

347
00:18:54,145 --> 00:18:56,445
‫کُل قضیه یه سرپوش روی زخم‌هامون بود.

348
00:18:57,515 --> 00:18:59,387
‫و حالا، میریم آفریقا...

349
00:19:00,325 --> 00:19:04,125
‫و یه بچه‌ی بیچاره رو وارد بدبختیامون میکنیم؟

350
00:19:06,225 --> 00:19:08,438
‫نه، میدونستم که اون بچه یه خونه‌ی بهتر پیدا میکنه.

351
00:19:09,445 --> 00:19:11,107
‫‏‏۲۰هزار دلار رو دستمون خرج گذاشته بود ولی...

352
00:19:12,135 --> 00:19:14,285
‫میدونستم تاوانیه که باید بدی.

353
00:19:14,945 --> 00:19:17,495
‫هیچ راهی برای حل مشکلاتمون وجود نداره.

354
00:19:18,475 --> 00:19:20,125
‫اومد تو اتاقمون...

355
00:19:20,685 --> 00:19:23,161
‫"پوشه رو روی تخت پرت کرد و گفت "دارم میرم.

356
00:19:23,865 --> 00:19:26,965
‫پس میگی که این به فرزندی قبول کردن...

357
00:19:27,415 --> 00:19:29,459
‫آخرین بند ازدواجتون بود؟

358
00:19:29,935 --> 00:19:33,170
‫،خودجوش تصمیم گرفت که ازدواجمون منتفیه
‫بدون اینکه حتی راجع بهش بحث کنه.

359
00:19:33,295 --> 00:19:35,770
‫برای اینکه بحث کردن با تو غیرممکنه.

360
00:19:35,895 --> 00:19:38,995
‫اگه یه کدوم از حرفایی که امروز زدی رو، میزدی....

361
00:19:39,405 --> 00:19:42,105
‫حداقل به یه دردی میخورد.
‫میدونی چی میگم؟

362
00:19:42,106 --> 00:19:43,106
‫"پس، "لوک...

363
00:19:44,655 --> 00:19:46,280
‫یه بار دیگه میپرسم، فکر میکنی که...

364
00:19:46,405 --> 00:19:48,505
‫بس" تحتِ فشارت گذاشته بود".

365
00:19:49,625 --> 00:19:52,825
‫و "بس" تو فکر میکنی "لوک" گولت زده.

366
00:19:54,515 --> 00:19:56,765
‫به نظر من اینطوره که انگار هیچوقت...

367
00:19:57,065 --> 00:20:00,660
‫نتونستین بفهمین که چطور مشکلاتتون رو با هم حل کنین.

368
00:20:00,785 --> 00:20:03,510
‫- درسته؟
‫- باید بگم کاملاً دقیقه.

369
00:20:03,635 --> 00:20:05,970
‫و شایدم به این خاطره که دیگه با هم نسبتی نداریم.

370
00:20:06,095 --> 00:20:08,922
‫ببنین، مساله اینجاست که "الیور" احتیاج داره که شما...

371
00:20:09,047 --> 00:20:10,947
‫یه راهی برای تصمیم‌گیری به عنوان یه تیم پیدا کنین.

372
00:20:11,155 --> 00:20:12,755
‫و احتیاج داره تا...

373
00:20:14,765 --> 00:20:18,100
‫احتیاج داره تا مسائل رو براش واضح توضیح بدین.

374
00:20:18,225 --> 00:20:19,225
‫در غیر این صورت...

375
00:20:19,485 --> 00:20:20,485
‫اون...

376
00:20:20,765 --> 00:20:22,865
‫خودش جاهای خالی رو پُر میکنه.

377
00:20:23,105 --> 00:20:24,655
‫مثلاً...

378
00:20:24,975 --> 00:20:28,325
‫میدونین هنوز نمیدونه که آیا قراره...

379
00:20:28,895 --> 00:20:30,728
‫برادر داشته باشه یا نه؟

380
00:20:35,729 --> 00:20:36,729
‫نه.

381
00:20:37,555 --> 00:20:38,555
‫چی؟

382
00:20:38,955 --> 00:20:40,405
‫بهش نگفتی؟

383
00:20:44,605 --> 00:20:47,245
‫میتونیم بیاریمش اینجا؟
‫میتونیم با هم راجع بهش حرف بزنیم؟

384
00:20:47,555 --> 00:20:51,555
‫و فکر میکنین میتونین جوری باهاش حرف بزنین تا...

385
00:20:52,615 --> 00:20:54,265
‫سردرگمیش برطرف شه؟

386
00:20:57,045 --> 00:20:59,345
‫فکر کنم اینو بهش بدهکاریم، درسته؟

387
00:21:05,065 --> 00:21:06,431
‫پس میرم صداش بزنم.

388
00:21:14,432 --> 00:21:22,432
‫ترجـــــمه و تنظیــــم
‫<font color="#۶۴۹۵ED">(Mahyaa۷)محیـــــــــا</font>

389
00:21:22,432 --> 00:21:30,432
‫::wWw.IMDb-Dl.CoM::....

